در مورد نارنیا

تعداد پست‌ها: 72

با سلام راستش چند تا کتاب است که بر گرفته از دنیای تالکین است مثل نارنیا و یا سه گانه وراثت که هر کدومش داستان های جالبی داره می خواستم اگه می شه تو سایتتون مطالبی در مورد این داستان ها بنویسم متشکر می شم اگه جواب بدید

بله چرا که نشه. ما واسه وارکرافت قسمت جداگانه داریم برای نارنیا هم تا حالا چندین تاپیک زده شده. کلا در مورد تمام داستانهای فانتزی میشه توی این سایت صحبت کرد فقط بهتره تو قسمتهای مربوط به تالکین نباشه و در انجمنهای مربوط به خودش مثل "موجودات فانتزی" و "دنیای جادویی" ایجاد بشه.

راستي اقاي 3D Mahdi odgd از خبر تون خيلي خوشحال شدم در اسرع وقت حتما مطالب جالبي در اين مورد مي نويسم :ymapplause:

بهعلاوه اين كه مطالبي در مورد سه گانه وراثت مي نويسم راستي من خيلي ازسايت تون ديدن كردم و خيلي چيزها دانلود كردم يه بار سيليماريليون رو به زبان فارسي دانلود كردم ولي بعد هرچي گشتم تا دوباره دانلودش كنم پيداش نكردم اگه داريدش رو سايتتون بذاريند خيلي متشكر مي شم

راستي اقاي 3D Mahdi odgd از خبر تون خيلي خوشحال شدم در اسرع وقت حتما مطالب جالبي در اين مورد مي نويسم :ymapplause:

بهعلاوه اين كه مطالبي در مورد سه گانه وراثت مي نويسم راستي من خيلي ازسايت تون ديدن كردم و خيلي چيزها دانلود كردم يه بار سيليماريليون رو به زبان فارسي دانلود كردم ولي بعد هرچي گشتم تا دوباره دانلودش كنم پيداش نكردم اگه داريدش رو سايتتون بذاريند خيلي متشكر مي شم

دوست عزیز بهتره که کتاب سیلماریلیون رو تهیه کنید. کتاب حقیقی 180 درجه با کتاب مجازی تفاوت میکنه !

در اینجا به خاطر قانون کپی رایت و احترام به ناظر و مترجم ، کتاب فارسی روی سایت قرار نمیگیره

خیلی ممنون اصلان جان.

دو سالی میشه که کتابهای فارسی رو برای حمایت از نویسندگان و ناشران ایرانی از وبلاگم برداشتم. علاوه بر اون ترجمه اون کتاب واقعا بد بود(اگه نخوایم بگیم مزخرف) و اصلا نمیشه با ترجمه رضا علیزاده مقایسه اش کرد. بهت پیشنهاد میکنم حتما ترجمه علیزاده رو تهیه کنی.

در تایید پست بزرگان اردا این رو اضافه کنم که .. .

سیلماریلیون رو واس تو دستت بگیری !! مجازی بچازی نداریم ;:ymapplause: .. .

یک حادثه ی حقیقی قطار رخ داد. پدر و مادر شما و همه ی شما – همان طور که در سرزمین سایه ها آن را می نامیدید – مرده اید. ترم پایان یافته است و تعطیلات آغاز شده است رویا تمام شده است : صبح است . “

آخرین نبرد

بلاخره بعد از چند سال و با کمک و پیشنهاد دوستانی در فضای مجازی و غیر مجازی توفیق آن را پیدا کنیم تا مکانی برای طرفدارن نارنیا را پایه ریزی کنیم . قبل ها هر بار خواستیم تا به این توفیق نایل شویم اما هر بار با مشکلاتی مجبور به عقب انداختن این مهم شدیم , اما از امروز به طور جد می خواهیم فضایی را برای خوانندگان این اثر زیبا فراهم کنیم تا خوانندگان و طرفدارن سی اس لوئیس بتوانند در آن به تبادل اطلاعات خود در زمینه کتاب های این نویسنده بپرازند . امید داریم که در این راه بتوانیم همکاری های متقابلی را داشته باشیم و محیطی جذاب برای شما طرفدارن این اثر جالب فراهم آوریم

ارادتمند شما اصلان ارباب شیر نارنیا

پ.ن :

طرفداران نارنیا

عذر میخوام . اما من اصلاً از نارنیا و هری پاتر خوشم نمیاد به نظرم واقعا بچه گانه هستن و اصلاً نمیشه با آثار تالکین حتی مقایسشون کرد

عذر میخوام . اما من اصلاً از نارنیا و هری پاتر خوشم نمیاد به نظرم واقعا بچه گانه هستن و اصلاً نمیشه با آثار تالکین حتی مقایسشون کرد

با تمام احترامی که ب تمام کاربران سایت دارم

با پستتون کاملا مخالف هستم

اول این که مقایسه دو اثر یک سری ضوابط و شرایط داره و همین جوری نمی شه دو چیز رو با هم مقایسه کرد

دوما دلیل نمی شه که هری پاتر و نارنیا بچه گانه هست { دلیلش رو نمی دونم } بگیم خیلی داستان های بدی هستن

از طرفی خیلی ها در این فروم به شخصه خود من زمانی رو با هری پاتر و نارنیا بزرگ شدم و کاملا با نظرتون مخالفم که این داستان ها بچه گونه هستن

خب کلا نمیشه قضاوت کرد

در مورد نارنیا بخصوص در قسمت اول (شیر،گنجه و ساحره) کار خوبی رو از کارگردان که آدامسون بود شاهد بودیم

ولی قسمت های دوم و بخصوص سوم افت کردند

در مورد هری پاتر هم زندانی آزکابان و شاهزاده دورگه و تاحدودی یادگاران مرگ فیلم های قابل قبول بودند

البته در سطحی پایین تری از لوتر بودند که این هم بخاطر قدرت تالکین و هم برگردان بسیار خوب پیترجکسونه

در مورد کتابها هم نارنیا و هری پاتر خوب بودند

با تمام احترامی که ب تمام کاربران سایت دارم

با پستتون کاملا مخالف هستم

اول این که مقایسه دو اثر یک سری ضوابط و شرایط داره و همین جوری نمی شه دو چیز رو با هم مقایسه کرد

دوما دلیل نمی شه که هری پاتر و نارنیا بچه گانه هست { دلیلش رو نمی دونم } بگیم خیلی داستان های بدی هستن

از طرفی خیلی ها در این فروم به شخصه خود من زمانی رو با هری پاتر و نارنیا بزرگ شدم و کاملا با نظرتون مخالفم که این داستان ها بچه گونه هستن

. دوست گرامی من صرفا نظر خودم رو گفتم . از جهاتی هم شما هم حق دارین خاطراتتونه من به خاطر اظهار نظر م از شما عذر میخوام .

با سلامی دوباره

خوب موضوع و محوریت بحث من کتاب ها بود نه فیلم { کلا زیاد با فیلم ها حال نمی کنم و تنها فیلم های اثار فانتزی رو نگاه می کنم تا بتونم بهتر فضا سازی انجام بدم البته لوتر قضیه اش فرق ی کنه } با این اوصاف می رم سر بحث کتاب ها

کتاب های نارنیا بحث در موردش خیلی بیشتر از اون ک شاید فکرش رو بشه کرد نویسنده ای که میاد این اثر رو می نویسه همکار تالکین بوده و این که آیا این دو نویسنده طرز تفکر یکسانی داشته اند یا نه بحث خیلی زیادی رو می طلبه مخصوصا که جناب تضاد خیلی مایل هستند که در ین زمینه بحث کننند

و در مورد هری پاتر هم باید اعتراف کنم که واقعا داستان های خوبی داشت مخصوصا محفل ققنوس که واقعا به نظرم بهترین قسمت از سری های 7 گانه ی این داستان بود

والا الان زیاد نمی دونم چی بنویسم اگه مایل باشید می تونیم در تاپیک هر کدوم ز این کتاب ها به صورت مجزا و کامل بحث کنیم

ممنونم از اصلان عزیز که بحث رو به مسیر اصلی خودش برگردوند. بله. من با ترجمه ی این کتاب (نشر هرمس) بسیار مشکل داشتم و به تازگی (شکلک خجالت از تأخیر) شروع کردم به گوش دادن نسخه ی صوتی کتاب و فکر میکنم این نویسنده هم بسیار مورد اجحاف قرار گرفته و برخلاف لوتر که با فیلم شدن اقبال مخاطبانش رو بالا برد یکی دو فیلمی که برای نارنیا ساخته شد جز از لایه ی سطحی فانتزی پیشتر نرفت.

از اونجا که تالکین و لوییس زمان هایی بسیاری رو با هم سپری کردن بررسی تفاوت ها و شباهت های این دو اثر بزرگ فانتزی می تونه برای شناخت بهتر تالکین هم مؤثر باشه.

من با ترجمه ی این کتاب (نشر هرمس) بسیار مشکل داشتم و به تازگی (شکلک خجالت از تأخیر) شروع کردم به گوش دادن نسخه ی صوتی کتاب و فکر میکنم این نویسنده هم بسیار مورد اجحاف قرار گرفته و برخلاف لوتر که با فیلم شدن اقبال مخاطبانش رو بالا برد یکی دو فیلمی که برای نارنیا ساخته شد جز از لایه ی سطحی فانتزی پیشتر نرفت.

از اونجا که تالکین و لوییس زمان هایی بسیاری رو با هم سپری کردن بررسی تفاوت ها و شباهت های این دو اثر بزرگ فانتزی می تونه برای شناخت بهتر تالکین هم مؤثر باشه.

خب اولش با این نظر تضاد که در ساخت فیلم های نارنیا کوتاهی به عمل اومده کاملا موافقم

بهتر از این ها می تونست فیلم درست بشه که البته جای بحث داره و به نظرم از بحث دور نشیم خیلی بهتره

در مورد ترجمه ی نارنیا از انتشارات هرمس من واقعا نظری در مورد ترجمه ندارم و دلیل اون هم اینه که متن اصلی نارنیا رو نخوندم =))

و خوشحال می شم تضاد جون متن اصلی کتاب رو در اختیار من قرار بدی :دی :ایکسـ

حالا تا تضاد بیاد اینو به عنوان نمونه داشته باش!:دی

Magicians Nephew Book.pdf

اول بگم که نمیدونستم این نظرم رو کجا بزارم . گفتم بد نیست اینجا قرارش بدم. هر چی باشه خیلی دلم خواست که یه مطلب در مورد نارنیا (حالا هر مطلبی باشه) رو بزارم. که اینو گذاشتم :دی

همین الان از دیدن فیلم سرگذشت سرزمین نارنیا قسمت اول فارق شدم. با اینکه داستانش کمی لوس و کودکانه میزد ولی به دلم نشست. یکی از نکات جالب توجه فیلم شخصیت پردازی بسیار خوب شخصیت منفی یعنی جادوگر سفید هستش که بخش عمده اش رو بازی بسیار خوب بازیگرش باید دونست. از جلوه های ویژه اش هم خوشم اومد . جلوه های ویژه ی فیلم بی خودی شلوغ و پلوغ یا به قول بعضی ها پر زرق و برق نبود و و به قول خودم (:دی) جلوه های ویژه در خدمت فیلم بود نه مثل بعضی فیلم ها که فیلم در خدمت جلوهای ویژه بودن.

ولی ای کاش سی اس لوئیس یکی از این شخصیت ها رو تو رمانش میکشت تا ما شاهد فیلم بهتری از این میبودیم :دی . فیلمه شخصیت های بانمک و دوست داشتنی هم داره که نمونه ی اونها شخصیت لوسی و تامنوس با بازی جیمز مک آوی هستش. در کل فیلم لذت بخشی بود و ارزش یکبار دیدن رو داشت و اشتباه فکر میکردم که فیلم نارنیا فیلم دلچسبی نیستش.

همچنین این رو هم بگم که (با اینکه رمان نارنیا رو نخونده ام و با توجه به فیلمش قضاوت میکنم) کاملا احساس میشد که سی اس لوئیس از برای نوشتن رمانش همانند تالکین از کتب های الهی الهام گرفته هست. هر چی باشه سی اس لوئیس و تالکین تو یه دانشگاه باهمدیگه درس خوانده اند و بی خود نیست که چرا هر دوتاشون از کتب های الهی الهام گرفته اند. البته بنظر من تالکین بسیار بسیار بهتر و زیباتر از سی اس لوئیس عمل کرده است. سی اس لوئیس نمادهای الهی اش رو بسیار آشکار بیان کرده است و همین باعث میشه که ایشون چندین پله پائین تر از تالکین قرار بگیره . (البته دوباره هم میگم من اینارو با توجه به فیلم دارم نظر میدم)

همچنین این رو هم بگم که (با اینکه رمان نارنیا رو نخونده ام و با توجه به فیلمش قضاوت میکنم) کاملا احساس میشد که سی اس لوئیس از برای نوشتن رمانش همانند تالکین از کتب های الهی الهام گرفته هست. هر چی باشه سی اس لوئیس و تالکین تو یه دانشگاه باهمدیگه درس خوانده اند و بی خود نیست که چرا هر دوتاشون از کتب های الهی الهام گرفته اند. البته بنظر من تالکین بسیار بسیار بهتر و زیباتر از سی اس لوئیس عمل کرده است. سی اس لوئیس نمادهای الهی اش رو بسیار آشکار بیان کرده است و همین باعث میشه که ایشون چندین پله پائین تر از تالکین قرار بگیره . (البته دوباره هم میگم من اینارو با توجه به فیلم دارم نظر میدم)

با عرض اجازت

جنابayubs شما کتاب را که بخوانید متوجه می شوید که استاد لوئیس از استاد تالکین الهام کامل نگرفته است.

بحث الهام که اصلا مطرح نیست بیشتر یه جور تبادل نظر و مراوده فکری بوده!

بحث الهام که اصلا مطرح نیست بیشتر یه جور تبادل نظر و مراوده فکری بوده!

با عرض اجازت

من هم همیشه با شما موافق بوده ام اما بعضی ها به اشتباه خیال می کنند که کار استاد لوئیس تقلید است!

به یاد قدیم ها

سریال نارنیا رو که یادتون هست .توی دهه هفتاد از شبکه دو پخش می شد.؟؟؟؟ در صفحه دوم این تاپیک هم یه توضیحاتی در این مورد دادم.امروز چندتا از آهنگ های موزیک متن این سریال رو که آهنگسازش جفری بورگن هست رو به مناسبت ایام عید فطر تقدیم شما عزیزان می کنم.

01 - Aslan's Theme myfreemp3.eu.mp3

05 - Aslan Sacrificed myfreemp3.eu.mp3

03 - Mr. Tumnus' Theme myfreemp3.eu.mp3

02 - The Great Battle myfreemp3.eu.mp3

به یاد قدیم ها

سریال نارنیا رو که یادتون هست .توی دهه هفتاد از شبکه دو پخش می شد.؟؟؟؟ در صفحه دوم این تاپیک هم یه توضیحاتی در این مورد دادم.امروز چندتا از آهنگ های موزیک متن این سریال رو که آهنگسازش جفری بورگن هست رو به مناسبت ایام عید فطر تقدیم شما عزیزان می کنم.

اقا با اين كاري كه شما كردي باز داغ ما رو تازه كردي :)(((

سريالش واقعا زيبا بود فكر كنم BBC ساخته بودتش

ارزش ديدن داشت

از سري اهنگ هاي نارنيا اون اهنگ تومنس وقتي داره با فلوت براي اولين بار براي لوسي مي زنه تو خونه اش واقعا زيبا بود

واقعا اون حس جادوي بودن رو داشت

سلام اسلان جان

پیشنهاد می کنم آهنگ اول رو گوش کنید.خودم این آهنگ رو خیلی دوست دارم که در ابتدای تیتراژ سریال هم بود. این سریال برای من خیلی نوستالوژیک و اشک آوره .

به نظر کاری که این سریال و سریال زمزمه گلاکن(در ایران) انجام دادند این بود که نسلی کنجکاو و علاقه مند به فانتزی رو بار آوردند طوری که اگر چه در هنگام اکران یاران حلقه آشنایی کمی با دنیای تالکین وجود داشت ولی این نوع فانتزی به نظر آشنا میومد و فانتزی هایی از این جنس و فضا قبلا تجربه شده بود

لایک آرفارازون لایک

سریال زمزمه گلاکن کدومه؟؟؟؟اصلا به خاطر ندارم؟؟؟؟؟

لایک آرفارازون لایک

سریال زمزمه گلاکن کدومه؟؟؟؟اصلا به خاطر ندارم؟؟؟؟؟

اره امين جون اين كدوم سرياله ؟! :دي

والا سريال نارنيا رو من هيچ وقت نتونستم كامل نگاه كنم :)(

تصور من از كمد هنوز متصل به اون كمد سريال

خيلي طبيعي بود و واقعا زيبا

این از توضیحاتی اجمالی در باب کتاب و سریال

http://fa.wikipedia....%A7%DA%A9%D9%86

کارتونش ترکیبی از نشون دادن مجموعه ای عکس در کنار روایتی جالب و مخوف بود شاید عجیب و غریب ترین کارتونی بود که در عمرم دیدم

پ.ن :دوستان ناظر اگه صلاح میدونن این بحث زمزمه گلاکن رو تاپیکی جدا کنند که اگه ترجمه ای از کتاب زمزمه گلاکن گیرم تاپیکی مستقل شکل بگیره که برای بعضی دوستان خالی از لطف و خاطره نیست

هر چقدر به ذهنم فشار میارم .به خاطر نمیارمش !!!!!؟؟؟ نمیدونم شایدم دیدم والان خاطرم نیست.

این از توضیحاتی اجمالی در باب کتاب و سریال

http://fa.wikipedia....%A7%DA%A9%D9%86

کارتونش ترکیبی از نشون دادن مجموعه ای عکس در کنار روایتی جالب و مخوف بود شاید عجیب و غریب ترین کارتونی بود که در عمرم دیدم

والا نمي دونم ديدم يا نه ، مخصوصا با اين وضعي كه تلويزيون ايران كارتون ها رو نشون مي داد :)

يه قسمت پخش مي كرد و قسمت بعدي معلوم نبود كي پخش مي شه !!

مي خوره داستان جالبي داشته باشه و صد البته فكر كنم موسيقي متن قشنگي هم داشته باشه

كتابش ترجمه شده ؟!

در اولین بار که بطور کامل پخش شد و همین سریال بود که منو به دنیای فانتزی علاقه مند کرده بود

اگه ترجمه شده بود که من الان تاپیکشو زده بودم:دی( نمیدونم شاید هم ترجمه شده)

البته بنده تریلر سریال نارنیا رو هم دارم اگه خواستین اینجا آپلود می کنم.

حالا که بحث سریالش شد باید بگم از جمله اولین فانتزی هایی بود که من دیدم. اون و مرلین. حتی بنظرم قبل از اولین باری که ارباب حلقه ها رو ببینم اصلا شاید همون سریال ذائقه من رو بهش جهت داد. سریالش بسیار خوب بود و من نگاهش میکردم حیف که بازپخش نشد هیچ وقت.

الندیل: میشه زحمتشو بکشی؟! من فقط نما هایی مبهم از فیلم یادمه.

تریلر سریال نارنیا وکلیپی از قسمت اول سریال تقدیم به همه شما دوستان عزیزم :

The Lion, the Witch, & the Wardrobe Trailer (C.S. Lewis The Chronicles of Narnia) - IMDb.rar

The Lion, the Witch, & the Wardrobe Trailer (The Chronicles Of Narnia- The Box Set) - IMDb.rar

چند روزه که که نوستالوژی این سریال نارنیا بد جوری به سرم زده وخاطره شده ,چندتا عکس نایاب از صحنه های این سریال از یه سایت بریتانیایی پیدا کردم که در واقع بسیار نایاب هستند.امیدوارم که دوستان خوششون بیاد:

post-1292-0-60562300-1406925029_thumb.pn

post-1292-0-76216800-1406925057_thumb.pn

post-1292-0-33480400-1406925109_thumb.pn

post-1292-0-77983200-1406925134_thumb.pn

post-1292-0-21226600-1406925149_thumb.pn

post-1292-0-21580300-1406925203_thumb.pn

post-1292-0-65579400-1406925223_thumb.pn

post-1292-0-27128400-1406925247_thumb.pn

post-1292-0-62152000-1406925280_thumb.pn

post-1292-0-22022000-1406925301_thumb.pn

من همیشه فکر می کردم یه پست زدم، اما اعاده ی حیثیت واجب شده الان!

درسته که کتاب های تالکین با نارنیا شباهت های زیادی هم دارن(مثل ساخته شدن آردا با آواز و ساخته شدن نارنیا با آواز)، اما از حق نگذریم واقعا هر دو به نحوی عالی کار کردن که ریزبین ترین منتقدا می تونین به این روش گیر بدن، چون هر دو منحصر به فرد کار کردن.

نارنیا ابداً تقلید نیست، اما شبیه به هم هستن. چرا؟ چون هم منبع تالکین و هم منبع لوئیس کتاب مقدس(انجیل)، منابع داستان های آنگلوساکسونی و اساطیر نورث و البته اساطیر سایر ملل هستن. با این حال، همیشه این قبیل الهامات بوده و شاید این شکلی بشه گفت که گندالف برای فرودو یا بیل بو، مثل مرلین برای آرتوره. همون طور که دامبلدور برای هری پاتر همون گندالف برای بیل بو یا فرودو(بیشتر بیل بو)ئه. البته لوئیس و تالکین تفاوت عمده ای دارن و اونم نمادگرایی هاشونه. نمادگرایی به شدت در آثار لوئیس موج می زنه، اما تالکین حداکثر تلاشش رو برای مستقل بودن دنیای خودش انجام داده. تو نارنیا ما مکان ها، حرکات یا کلا چیزهای زیادی مشابه چیزهای همین دنیا می بینیم. مثلاً پرچم شیر که نماد برتانیائه، دریای کاسپین که دریای خزر خودمونه، سانتورها و ساتیرها(یا اونجوری که تو کتاب گفته، فون ها) که مستقیماً از ادبیات یونان عاریه گرفته شدن و خود سرزمین نارنیا که مثل مجمع الجزایر برتانیاست. یا کالرمن که کاملاً نقش آسیا رو بازی می کنه، هارفنگ که نقش روسیه و شبه جزیره ی اسکاندیناوی رو داره و آرکن لند که نماد باقی کشورهای اروپایی، به خصوص فرانسه اس.

با این حال دنیای تالکین کامل تره. چرا؟ چون نارنیا یه روند خطی رو دنبال می کرد، اما تو آردا به همه چیز توجه می شد. مثلاً غیر از برونا، تو نارنیا شهر دیگه ای می شناسین؟ درسته انسان ها خیلی کم بودن و تو قصر هم بودن اکثرشون، اما بودن و مسلماً باید شهرهایی هم وجود داشته باشه. تو فیلم هم زیاد به این موضوع پرداخته نشده و حتی تو فیلم پرنس کاسپین، تو انتهاش ملت از جلوی مردم رد می شن که خیلی شادن!

در هر حال نصف شبه و حال زیادی ندارم. ببخشید اگه زیادی چرت و پرت گفتم!

با عرض اجازت

با توجه به ظاهر کالرمنی ها و ظاهر اسب هاشان می توان آن ها را به اعراب نسبت داد و در ضمن به نظر من دنیای تالکین برای این از دنیای لوئیس بهتر است چون نارنیا در واقع دفتر خاطرا ت لوئیس است او هر اتفاقی در زندگی اش اتفاق افتاده را به صورت یک تجلی در کتب آورده است ولی تالکین کاری همچونین را انجام نداده و گذاشته جهانش منحصر به فرد باقی بماند.

با عرض اجازت

با توجه به ظاهر کالرمنی ها و ظاهر اسب هاشان می توان آن ها را به اعراب نسبت داد و در ضمن به نظر من دنیای تالکین برای این از دنیای لوئیس بهتر است چون نارنیا در واقع دفتر خاطرا ت لوئیس است او هر اتفاقی در زندگی اش اتفاق افتاده را به صورت یک تجلی در کتب آورده است ولی تالکین کاری همچونین را انجام نداده و گذاشته جهانش منحصر به فرد باقی بماند.

دوست عزیز اول راحجع به آردا تحقیق کن بعد!

با یه سرچ ساده تو گوگل می فهمی که نصف جاهای دنیا تو آردا هستن و چپونده شدن... و حتی خود شایر و بگ اند... نشنیدی مال.. فک کنم بگ اند مزرعه ی خاله اش بود و شایر هم یه منطقه تو انگلستانه.

این چپوندن دنیای خودمون تو همه جور داستانی که بخواد دنیای تازه بسازه دیده می شه. تو نغمه، وستروس خودش یه پا اروپائه. شمال که بدون شک روسیه اس، جزایر آهن نماد اسکاندیناوی و وایکینگ هاست و غیره. تو آرالوئن در مجموعه ی کارآموز رنجر آرالوئن نماد انگلستانه، تموجای ها بدون شک مغولن و اسکاندینایی ها هم وایکینگ. حتی این موضوع تو وارکرفت هم هست. ضمناً، تو نارنیا هم این قضیه دیده می شه. کسی نگفت نیست، اما اینکگه می گی دنیای تالکین کاملاً متفاوته رو قبول ندارم!

دوست عزیز اول راحجع به آردا تحقیق کن بعد!

با یه سرچ ساده تو گوگل می فهمی که نصف جاهای دنیا تو آردا هستن و چپونده شدن... و حتی خود شایر و بگ اند... نشنیدی مال.. فک کنم بگ اند مزرعه ی خاله اش بود و شایر هم یه منطقه تو انگلستانه.

این چپوندن دنیای خودمون تو همه جور داستانی که بخواد دنیای تازه بسازه دیده می شه. تو نغمه، وستروس خودش یه پا اروپائه. شمال که بدون شک روسیه اس، جزایر آهن نماد اسکاندیناوی و وایکینگ هاست و غیره. تو آرالوئن در مجموعه ی کارآموز رنجر آرالوئن نماد انگلستانه، تموجای ها بدون شک مغولن و اسکاندینایی ها هم وایکینگ. حتی این موضوع تو وارکرفت هم هست. ضمناً، تو نارنیا هم این قضیه دیده می شه. کسی نگفت نیست، اما اینکگه می گی دنیای تالکین کاملاً متفاوته رو قبول ندارم!

با عرض اجازت

اولا بنده تمام کتب ترجمه شده ی آقای علیزاده را خوانده ام.

ثانیا شایر در انگلستان یک جور پسوند منطقه است مانند آباد یا ستان برای نمونه یورک شایر یا دیوون شایر.

من هم نگفتم لوئیس مناطق را از روی این جهان کپی کرده گفتم کلی از اتفاقات زندگی اش را در کتاب به صورت تجلی ظاهر کرده مانند دکتر کرک که در واقع استاد واقعی او بوده یا خیلی موارد دیگر از می خواهید برایتان مثال بزنم.

با عرض اجازت

با توجه به ظاهر کالرمنی ها و ظاهر اسب هاشان می توان آن ها را به اعراب نسبت داد و در ضمن به نظر من دنیای تالکین برای این از دنیای لوئیس بهتر است چون نارنیا در واقع دفتر خاطرا ت لوئیس است او هر اتفاقی در زندگی اش اتفاق افتاده را به صورت یک تجلی در کتب آورده است ولی تالکین کاری همچونین را انجام نداده و گذاشته جهانش منحصر به فرد باقی بماند.

چه قبول کنید چه نکنید دنیای لويیس از آرامش بیشتری برخورداره

با عرض اجازت

همین طور است ولی این باعث زیبا شدن داستان نمی شود.

با عرض اجازت

همین طور است ولی این باعث زیبا شدن داستان نمی شود.

نمی شه؟ کل آردا رو بزاری رو هم به آرامش آب بند بیدسترها هم نمی رسه. زیبایی نارنیا رو واقعا آردا نداره، باید قبول کنی. البته بعضا تو آردا هم جاهای قشنگ پیدا می شه، مث ریوندل. ولی آردا بیشتر با شکوهه تا زیبا. نارنیا واقعا زیباست

ملت می شه خواهش کنم بیاین یه کمی بحث کنیم؟ سایت سوت و کوره منم بیکار:) مدرسه ها شروع شد اصن می تونین به شلوپ بگین بیاد تار بتنه اینجا:)

من فقط فیلم نارنیا رو دیدم. نمیتونم بحث کنم . اما میتونم از زیبایی های آردا براتون نام ببرم!

دره ی خرم و بی نظیر توملـادن! شهری که 52 سال ساختنش طول کشید! شهری از سنگ و صخره! سپید با برج و باروهای بلند و خیره کننده.

جزیره ی زیبای نومه نور! با درختانی که بیشترش هدیه ی والـار بود. درختی مثل اویولـاسه. که اسمش روشه: همیشه تابستان. درختایی که توی خزان و زمستان فقط برگهاشون زرد و طلـایی و سرخ میشدن و نه لخت!

منطقه ی تحت فرمانروایی بانو گالـادریل: لوتلورین! درختای اونچنان بلند و عظیم که خونه های باشکوه روشون ساخته میشده.

اصلـا کل سرزمین ماینه قبل از وجود خبیث اورکها و دیگر موجودات اهریمنی، انقدی زیبا و دلنشین بوده که نولدور و دیگر الدار به عشق موندن و اونج زندگی کردن، سالهای سال، رفتن به غرب رو به تاخیر می انداختن!

کسی مثل گالـادریل حتا با وجود اون همه پلیدی و با اینکه ملکور و سائرون اون همه سرزمین میانه رو ویران میکردن اما بازم تا آخرین فرصتش، موند و سرزمین میانه رو به غرب ترجیح داد.

واقعا فیلم نارنیا نصف حس کتاب رو هم منتقل نمیکنه!

من هردو دو دنیا رو دوست دارم ولی واقعا توصیفات لوئیس یه چیز دیگس،تالکین انگار یه جورایی راوی تاریخه ولی لوئیس داره قصه میگه!و واقعا نارنیا یه آرامش خاصی داره

یه چیز آردا که من ازش خوشم نمیاد زیاد حرف زدنه!انگار همه شخصیت ها به خصوص گندالف زیاد تر از اونی که باید حرف میزنن و توضیح میدن!

با عرض اجازت

به نظر من نارنیا را همیشه خدای آن (اسلان) نجات می دهد ولی در کتب تالکین نقش والار در نجات سرزمین میانه کمرنگ است و در دوران سوم که دیگرهیچ کمکی نمی رسانند.

با عرض اجازت

به نظر من نارنیا را همیشه خدای آن (اسلان) نجات می دهد ولی در کتب تالکین نقش والار در نجات سرزمین میانه کمرنگ است و در دوران سوم که دیگرهیچ کمکی نمی رسانند.

ببینید از این نظر اصلا نمی تونیم آردا و نارنیا رو مقایسه کنیم!اصلان تو نارنیا همون خدای واحده ماست که تجسم یافته همون طور که آخر داستان کشتی سپیده پیما وقتی اصلان به لوسی و ادموند میگه دیگه به این دنیا بر نمیگردید لوسی بهش میگه:شما،شما آنجا هم هستید قربان؟(اشاره به دنیای ما)

و اصلان میگه:هستم،اما در آنجا نام دیگری دارم.به همین دلل شما به نارنیا آورده شدید که در اینجا با من آشنا شوید . در آنجا من را بهتر بشناسید!

که از نظر من این خودش یه امتیاز برای نارنیاست

ببینید از این نظر اصلا نمی تونیم آردا و نارنیا رو مقایسه کنیم!اصلان تو نارنیا همون خدای واحده ماست که تجسم یافته همون طور که آخر داستان کشتی سپیده پیما وقتی اصلان به لوسی و ادموند میگه دیگه به این دنیا بر نمیگردید لوسی بهش میگه:شما،شما آنجا هم هستید قربان؟(اشاره به دنیای ما)

و اصلان میگه:هستم،اما در آنجا نام دیگری دارم.به همین دلل شما به نارنیا آورده شدید که در اینجا با من آشنا شوید . در آنجا من را بهتر بشناسید!

که از نظر من این خودش یه امتیاز برای نارنیاست

با عرض اجازت

پس ماجرای تش خدای کالرمنی ها چه می شود؟

اگر اسلان در دنیای ما اسم دیگر دارد پس تش چه می شود او کیست؟

با عرض اجازت

پس ماجرای تش خدای کالرمنی ها چه می شود؟

اگر اسلان در دنیای ما اسم دیگر دارد پس تش چه می شود او کیست؟

ههمم...تش شیطونه البته نه به معنی ابلیس یعنی نقش شیطون رو داره هر دنیایی به شیطان نیازداره و همین طور هر داستانی!

اون قسمت داستان که شاهزاده کالرمنی میره پیش اصلان،اصلان بهش میگه با وجود اینکه تش رو می پرستیدی،چون درست تش رو می پستیدی(کار بد نمیکرد و قلبش پاک بود و چون تش تنها خدایی بود که بهش معرفی شده بود اون رو با تمام وجود می پرستید و خالصانه)انگار من (خدای حقیقی)رو عبادت میکردی و اگر یک نفر من رو بد عبادت کنه(به اسم من گناه کنه)با وجود اینکه به من اعتقاد داره انگار تش رو می پرسته!که عین همین مسئله تو قوانین اسلام هم هست که نمی خوام بحث به اون سمت بره و بیان جممون کنن :)...

حالا این داستان تش چه ربطی به پست قبلیتون داشت؟علت منفیتون رو هم متوجه نشدم!

ههمم...تش شیطونه البته نه به معنی ابلیس یعنی نقش شیطون رو داره هر دنیایی به شیطان نیازداره و همین طور هر داستانی!

اون قسمت داستان که شاهزاده کالرمنی میره پیش اصلان،اصلان بهش میگه با وجود اینکه تش رو می پرستیدی،چون درست تش رو می پستیدی(کار بد نمیکرد و قلبش پاک بود و چون تش تنها خدایی بود که بهش معرفی شده بود اون رو با تمام وجود می پرستید و خالصانه)انگار من (خدای حقیقی)رو عبادت میکردی و اگر یک نفر من رو بد عبادت کنه(به اسم من گناه کنه)با وجود اینکه به من اعتقاد داره انگار تش رو می پرسته!که عین همین مسئله تو قوانین اسلام هم هست که نمی خوام بحث به اون سمت بره و بیان جممون کنن :)...

حالا این داستان تش چه ربطی به پست قبلیتو داشت؟علت منفیتون رو هم متوجه نشدم!

با عرض اجازت

من می گویم اگر اسلان یا اصلان در دنیای ما مابه ازا دارد پس تش کجاست او هم یک خدای دیگر در آن سرزمین است. که اسلان او را به عنوان خدا قبول دارد. و در ضمن تش شیطان نیست.

با عرض اجازت

من می گویم اگر اسلان یا اصلان در دنیای ما مابه ازا دارد پس تش کجاست او هم یک خدای دیگر در آن سرزمین است. که اسلان او را به عنوان خدا قبول دارد. و در ضمن تش شیطان نیست.

تش به هیچ وقت خدا نیست. اون تجسم شیطانه. مگه ما تو دنیای عادی شیطان پرست نداریم؟

ببینین، تو نارنیا همه چیز گفته شده. اسلان گفته هر کار بدی کنین، به تش می رسه و هر کاری خوبی کنین، به من. حتی اگر در خدمت تش باشی. نقش خدا و شیطان هم مگه این نیست؟

سوالی که دارم، اینه که هر چیزی که پرستیده شه خداست؟ مسلماً نه. اجنه پرستیده می شدن، سنگ خاک پرستیده می شن، موش پرستیده می شه، گاو پرستیده می شه، مرمر پرستیده می شه. همه ی این ها خدان؟

نارنیا یه آینه از دنیای ما بود. فرق هایی هم داشت، مثلا خیر و شر توش مجسم بودن.

تش فقط به معبوده شره. همین. هر معبودی خدا نیست. و حتی خود اسلان هم کاملاً خدا نیست، بیشتر نقش یک پیامبر رو داره. خدای واقعی دنیای اونها، پدر اسلان، امپراتور ان سوی دریاهاست. احتمالا به اسلان اختیار داده تا به نارنیا کمک کنه. دقت کنین که حتی خود اسلان هم در بند بعضی جادوهای کهن بود. جادوی ژرف زمان سحر و جادوی ژرف تر پیش از سحر رو که یادتون می آد؟

+با یک قیاس مع الفارغ، می شه گفت والار همون امپراتور آن سوی دریاها محسوب می شن.

ویرایش بعد از یه عالمه ساعت:) :

چرا هر وقت من بحث می کنم یهویی همه ساکت می شین؟:)

کلیپی از قسمت پنجم سریال نارنیا : شیر ,جادوگر ,جالباسی (1988) تقدیم به دوستان عزیز:

مبارزه شاه پیتر با گرگ بزرگ , موگریم .

BBC Chronicles of Narnia LWW - Chapter 5 6 Part 1 3.rar

سلام...میخواستم یه سوال بپرسم که خیلی وقته ذهنمومشغول کرده...میخواستم بدونم نارنیابرطبق زرتشته یانه؟؟؟..آخه من شنیدم توآیین زرتشتیان هم موجودی هست که همه بدیها به اون برمیگرده..درست مثل تاش..همینطورهم الهه های درخت وآب که بیشترنگهبانن تاالهه..حالا وجوداسامی ایرانی روهم بهشون اضافه کنین.

البته منظورم ازبرطبق زرتشت بودن همون برطبق اوستابودنه.... :|

سلام...میخواستم یه سوال بپرسم که خیلی وقته ذهنمومشغول کرده...میخواستم بدونم نارنیابرطبق زرتشته یانه؟؟؟..آخه من شنیدم توآیین زرتشتیان هم موجودی هست که همه بدیها به اون برمیگرده..درست مثل تاش..همینطورهم الهه های درخت وآب که بیشترنگهبانن تاالهه..حالا وجوداسامی ایرانی روهم بهشون اضافه کنین.

البته منظورم ازبرطبق زرتشت بودن همون برطبق اوستابودنه.... :|

سلام...یه تصور غلطی که درمورد زرتشتیا هست اینه که به ثنویت اعتقاد دارن(تو نارنیا هم ثنویت هست اصلان خدای خوب و تش خدای بده و اون طور که میگن تو زرتشیتیت اورمزد خدای خوب و اهریمن خدای بد )ولی راستش تاجایی که من اطلاع دارم زرتشتیا مثل ما خدای یکتا رو می پرستن و معتقد به ثنویت نیستن،توی زرتشت چیزی به اسم فروشی وجود داره(تو مایه های روح القدس)که مثل روح نیاکانه و هر کس یه فروشی داره فک نکنم گل و گیاه فروشی داشته باشن :)

راستش من اسم ایرانی هم یادم نیست که تو نارنیا اومده باشه

سلام...یه تصور غلطی که درمورد زرتشتیا هست اینه که به ثنویت اعتقاد دارن(تو نارنیا هم ثنویت هست اصلان خدای خوب و تش خدای بده و اون طور که میگن تو زرتشیتیت اورمزد خدای خوب و اهریمن خدای بد )ولی راستش تاجایی که من اطلاع دارم زرتشتیا مثل ما خدای یکتا رو می پرستن و معتقد به ثنویت نیستن،توی زرتشت چیزی به اسم فروشی وجود داره(تو مایه های روح القدس)که مثل روح نیاکانه و هر کس یه فروشی داره فک نکنم گل و گیاه فروشی داشته باشن @};-

راستش من اسم ایرانی هم یادم نیست که تو نارنیا اومده باشه

سلام...ازتوضیحاتتون ممنون درباره اینکه تاش خدای بدی هاست واصلان خدای خوبی هابهتره بگم طبق گفته خودکتاب تاش خدانیست فقط موجودیه که همه بدی هابه اون تعلق میگیره همون طورکه وقتی جادیس هنوز حکومت داشت بدی هامتعلق به اون بود چون همون طورکه میدونیدبه خاطرهمین بااصلان واردمعامله شدوگفت خون ادموند مال اونه ...درست مثل شیطان ،ماهرکاربدی که میکنیم میگیم شیطون گولمون زده یعنی این کاربدوازاون میدونیم واین به معنی خدابودنش نیست (استغفرالله)تاش هم خدانبوده فقط چون مردم کالرمن میپرستیدنش(عین شیطان پرستا)به خاطرهمین ممکنه فکرکنیدکه دوخدایی وجودداره گمونم یه همچین چیزی هم توزرتشت هست ...درباره اسامی ایرانی:جادیس به معنی جادوگر،کاسپین به معنی دریا اصلان به معنی شیر همین طوروجودشیردال که نمادایرانه وکلی چیزای دیگه که تومتن داستان گفته شده به عنوان مثال منش بعضی ازپادشاهای نارنیامثل پادشاهای ایران بوده...ااااه.....چقدحرف زدم... :-h

سلام...ازتوضیحاتتون ممنون درباره اینکه تاش خدای بدی هاست واصلان خدای خوبی هابهتره بگم طبق گفته خودکتاب تاش خدانیست فقط موجودیه که همه بدی هابه اون تعلق میگیره همون طورکه وقتی جادیس هنوز حکومت داشت بدی هامتعلق به اون بود چون همون طورکه میدونیدبه خاطرهمین بااصلان واردمعامله شدوگفت خون ادموند مال اونه ...درست مثل شیطان ،ماهرکاربدی که میکنیم میگیم شیطون گولمون زده یعنی این کاربدوازاون میدونیم واین به معنی خدابودنش نیست (استغفرالله)تاش هم خدانبوده فقط چون مردم کالرمن میپرستیدنش(عین شیطان پرستا)به خاطرهمین ممکنه فکرکنیدکه دوخدایی وجودداره گمونم یه همچین چیزی هم توزرتشت هست ...درباره اسامی ایرانی:جادیس به معنی جادوگر،کاسپین به معنی دریا اصلان به معنی شیر همین طوروجودشیردال که نمادایرانه وکلی چیزای دیگه که تومتن داستان گفته شده به عنوان مثال منش بعضی ازپادشاهای نارنیامثل پادشاهای ایران بوده...ااااه.....چقدحرف زدم... @};-

بحث بدی نیست ها

ولی پیشنهادی که دارم اینه که آموزه های دینی، هر دینی حالا، وارد مباحث فانتزی نشه. این قضیه زیاد تکرار شده، باعث خیلی از مسائل و مشکلات و دردسرها هم شده.

اسم اصلان. خب وقتی ارباب لوئیس تو یه رستوران ترکی بوده این اسم رو شنیده و انتخاب کرده. قضیه ی کاسپین، بر می گرده به دریای خزر که دریای کاسپینه و از قضا کاسپین توی نارنیا هم به دریانوردی شهره شده بعدن. این هم نشونه ای از اون بوده. و لوئیس فی الواقع از خیلی اساطیر کمک گرفته. تش، که مث یه خدای مصریه بیش از هر چیزی، دورف های اساسطیر نورث، فان های رومی، دریادهای یونانی و کلی چیزای دیگه. حتی خود تالکین هم در بعضی موارد از اساطیر و تمدن های باستانی ایرانی و بین النهرینی استفاده کرده، مث بعضی طراحی هایی از شمشیرها.

عذر میخوام . اما من اصلاً از نارنیا و هری پاتر خوشم نمیاد به نظرم واقعا بچه گانه هستن و اصلاً نمیشه با آثار تالکین حتی مقایسشون کرد

بانهایت احترام شدیدا مخالفم درسته که آثار تالکین بسیارغنی اند ولی این مسئله از ارزش کتاب های دیگه کم نمیکنه همچنین هرسه ی این کتاب ها یک ریشه دارن و هرسه واقعا زیبا نگاشته شدن

سلام...ازتوضیحاتتون ممنون درباره اینکه تاش خدای بدی هاست واصلان خدای خوبی هابهتره بگم طبق گفته خودکتاب تاش خدانیست فقط موجودیه که همه بدی هابه اون تعلق میگیره همون طورکه وقتی جادیس هنوز حکومت داشت بدی هامتعلق به اون بود چون همون طورکه میدونیدبه خاطرهمین بااصلان واردمعامله شدوگفت خون ادموند مال اونه ...درست مثل شیطان ،ماهرکاربدی که میکنیم میگیم شیطون گولمون زده یعنی این کاربدوازاون میدونیم واین به معنی خدابودنش نیست (استغفرالله)تاش هم خدانبوده فقط چون مردم کالرمن میپرستیدنش(عین شیطان پرستا)به خاطرهمین ممکنه فکرکنیدکه دوخدایی وجودداره گمونم یه همچین چیزی هم توزرتشت هست ...درباره اسامی ایرانی:جادیس به معنی جادوگر،کاسپین به معنی دریا اصلان به معنی شیر همین طوروجودشیردال که نمادایرانه وکلی چیزای دیگه که تومتن داستان گفته شده به عنوان مثال منش بعضی ازپادشاهای نارنیامثل پادشاهای ایران بوده...ااااه.....چقدحرف زدم... @};-

درسته اتفاقا ما قبلا یه بحث راجع به همین تش داشتیم بعضی ها همین اشتباهی که توضیح دادید رو درمورد زرتشت میکنن میگن دو خدا وجود داره اهریمن و زرتشت(فک کنم اینارو گفتم؟)،اصلان همون طور که ادموند پونسی گفتند ترکی هست و کاسپین نام انگلیسی دریای خزر که اگه اشتباه نکنم از اسم کاسی ها گرفته شده: قومی که زمان حکومت ایلام وارد ایران شدند،دوباره همون طور که ادموند پونسی گفتند هم سی اس لوییس و هم تالکین از اساطیر ملل مختلف تاثیر گرفتند،بعد فک نکنم شباهت منش شاهای نارنیا به منش شاه های ایران اصلا ربطی به وام گرفتن از فرهنگ ایرانی داشته باشه

بحث بدی نیست ها ولی پیشنهادی که دارم اینه که آموزه های دینی، هر دینی حالا، وارد مباحث فانتزی نشه. این قضیه زیاد تکرار شده، باعث خیلی از مسائل و مشکلات و دردسرها هم شده. اسم اصلان. خب وقتی ارباب لوئیس تو یه رستوران ترکی بوده این اسم رو شنیده و انتخاب کرده. قضیه ی کاسپین، بر می گرده به دریای خزر که دریای کاسپینه و از قضا کاسپین توی نارنیا هم به دریانوردی شهره شده بعدن. این هم نشونه ای از اون بوده. و لوئیس فی الواقع از خیلی اساطیر کمک گرفته. تش، که مث یه خدای مصریه بیش از هر چیزی، دورف های اساسطیر نورث، فان های رومی، دریادهای یونانی و کلی چیزای دیگه. حتی خود تالکین هم در بعضی موارد از اساطیر و تمدن های باستانی ایرانی و بین النهرینی استفاده کرده، مث بعضی طراحی هایی از شمشیرها.

می بخشید من علت پیشنهادتون رو نمی فهمم به هر حال همه فانتزی ها تحت تاثیر اساطیر و ادیان هستند به خصوص اینکه بیشتر اساطیر ایران برمیگرده به میتراییسم و زرتشت فک کنم بهتره که راجع بهشون بیشتر بحث شه تا بهتر بشناسیمشون

درسته اتفاقا ما قبلا یه بحث راجع به همین تش داشتیم بعضی ها همین اشتباهی که توضیح دادید رو درمورد زرتشت میکنن میگن دو خدا وجود داره اهریمن و زرتشت(فک کنم اینارو گفتم؟)،اصلان همون طور که ادموند پونسی گفتند ترکی هست و کاسپین نام انگلیسی دریای خزر که اگه اشتباه نکنم از اسم کاسی ها گرفته شده: قومی که زمان حکومت ایلام وارد ایران شدند،دوباره همون طور که ادموند پونسی گفتند هم سی اس لوییس و هم تالکین از اساطیر ملل مختلف تاثیر گرفتند،بعد فک نکنم شباهت منش شاهای نارنیا به منش شاه های ایران اصلا ربطی به وام گرفتن از فرهنگ ایرانی داشته باشه

می بخشید من علت پیشنهادتون رو نمی فهمم به هر حال همه فانتزی ها تحت تاثیر اساطیر و ادیان هستند به خصوص اینکه بیشتر اساطیر ایران برمیگرده به میتراییسم و زرتشت فک کنم بهتره که راجع بهشون بیشتر بحث شه تا بهتر بشناسیمشون

من از سر تجربه می گم. بحوثی که پای دین و الخ بهشون باز بشه باعث دردسر می شن، خیلی بهتره که چنین بحث هایی باز نشه در موارد فانتزی.

من عاشق نارنیا هستم بیشتر از هر کتاب فانتزی دیگه ای، نارنیا واقعا یه کتاب فانتزی زیبا هستش که ایمان آدم رو تقویت میکنه، حتی کلیساهای کاتولیک به والدین مسیحی توصیه کرده اند که این کتاب را برای فرزندانشان تهیه کنند. مزیت نارنیا به هر فانتزی دیگه ای اونه که به ساده ترین زبان ممکن هم آفرینش دنیاش رو توضیح میده و هم پایانن دنیا رو. شما جلد هفت نارنیا یا همون آخرین نبرد رو بخونید، فکر کنم کمتر متن دینی باشه که تصویری بهتر از این کتاب در مورد قیامت بهتون بده خود استاد تالکین زمانی به لویس نویسنده نارنیا میگوید که فکر میکند که عناصر مسیحت در دنیای نارنیا خیلی مشهود هستند.>

کسانی که آیین مسیحیت ارتدکس آشنا هستند به اهداف آموزنده داستان های لویس واقفند. او با ابداع این دنیا قصد به تصویر کشیدن تعالیمی از مسیحت را دارد که از همان ابتدا آموزش داده شده ولی به مرور زمان بر اثر بی توجهی فراموش شده است. اوتس و جیل در هنگام جنگ برای نجات نارنیا با خود فکر میکنند که مرگشان در نارنیا به معنی مرگشان در انگلستان است یا نه؟ اما جیل میگوید داشتم میگفتم کاش هیچ وقت به اینجا نیامده بودیم، اما نه واقعا چنین چیزی نمی خواهم، اگر بناست که کشته شوم من ترجیح میدهم که به خاطر دفاع از نارنیا باشد. بهتر از این است که پیر و خرفت توی خانه بیفتیم و با صندلی این طرف و آنطرف برویم و آخرش هم بمیریم))

زیباترین صحنه این اثر که روح انسان را به درد می آورد و شاید فقط با بهشت دانته قابل مقایسه باشد جایی است که اصلان به آخور میآید و آخرین داوری خود را انجام می دهد. کسانی که لایق و سزاوار ورود هستند داخل میشوند و بقیه دیگران به سوی تاریکی ها برمیگردند. در داخل آخور کودکان به تماشای اصلان مینشینند که چگونه مکاشفه رویدادهای آخرالزمان آخرین قسمت کتاب عهد جدید به وقوع میپیوندد و در آخور برای همیشه بسته میشود..

اگر خیلی ها به دوباره خواندن این اثر اخر رغبتی نشان نمیدهند به این دلیل است که خواندن یازده فصل اول که در همان دنیای قدیمی و آشنای نارنیا رخ میدهد بینهایت درد آور است. هر چیز که طی شش داستان قبلی به آن خو گرفته این جز به جز از ما گرفته می شود. این به این خاطر است که لویس( نویسنده نارنیا) میخواهد به ما بگوید که نارنیا هم مثل دنیای خودمان فانی است و در واقع در جایی میگوید که همه دنیاها جز دنیای اصلان از میان میروند و فقط دنیای اوست که زوال ندارد اما به راستی اصلان کیست و چه نقشی را در نارنیا دارد؟

تقریبا نیمی از کسانی که نارنیا را خوانده اند میدادند که منظور از اصلان همان مسیح است گرچه آقای لویس هیچ گاه به طور صریح به این قضیه اشاره نکرده است. زمانی کودکی از او پرسید ک اصلان در کتاب ها گفته است که در دنیای ما هم وجود دارد اما اسم او متفاوت است. در دنیای ما اوکیست> آقای لویس چنین گفت خب منظورم از اسامی دیگر اصلان این است که خودت حدس بزنی. آیا هیچ کس در این دنیا نبوده که : 1- هم زمان با بابانوئل آمده باشد.2- گفته باشد پسر امپراتور بزرگ است؟3- خودش را قربانی گناهان دیگران کرده باشد ، مورد تمسخر دیگرا قرار گرفته باشد و توسط افراد شرور کشته شده باشد .4- دوباره به زندگی بازگردد؟ 5- و بعضی وقت ها هم بره نامیده شود؟ واقعا نمیدانی منظور از او کیست؟))

به همه توصیه میکنم که این داستان شیرین عرفانی و خداجویانه را مطالعه نمایند و به حرف کسانی که میگن این داستان بچه پانس توجه نکیند.

کلیساهای کاتولیک به والدین مسیحی توصیه کرده اند که این کتاب را برای فرزندانشان تهیه کنند.

استاد تالکین زمانی به لویس نویسنده نارنیا میگوید که فکر میکند که عناصر مسیحت در دنیای نارنیا خیلی مشهود هستند.>

ممنون از پست زیبا و جالبتون،

شاهزاده آرون منم مثل شما علاقه ی زیادی به نارنیا دارم، اما کمتر نقد و یا مطلبی رو در مورد نارنیا توی وب پیدا کردم، اگه میشه منبع مطالبتون رو معرفی کنید، چون برخی از مطالب شما نقل قول از تالکین و لویس هستند و مسلما باید از یه جایی اونها رو گرفته باشید، طبیعتا خودتون که نشنیدید، ;) مخصوصا اگه منبع این دو تا مطلبی رو که از نوشتتون جدا کردم بیارید ممنون میشم.

زاپا جان، البته که من این حرفا رو از خود لویس یا تالکین نشنیدم! البته خیلی دوست داشتم که با رفع مشکل زمان میشد اونا رو از نزدیک ببینم و باهاشون حرف بزنم.

منبع بیشتر مطلب من دو مقاله زیر هستند :

1-بهشت و آخرت در آثار لویس نوشته والتر هوپر ترجمه پریناز نیری2- بررسی شخصیت های نارنیا نوشته محبوبه نجف خانی ،

خواستم لینک دانلود این دو تا مقاله رو بدم اما پیداش نکردم( خیلی وقت پیش دانلدشون کردم) ، بنابراین اسمشون رو نوشتم تا اگه کسی خواست شاید خودش پیداش کنه یا من براش میلش کنم.

لینک این مقاله ها رو می نویسم منم خیلی وقت پیش این دو مقاله رو دانلود کرده بودم.

http://www.ensani.ir/fa/content/68480/default.aspx

http://www.ensani.ir...49-9324-365.pdf

البته منم چندان پی گیر نبودم، به طور کلی آادم خسته ای هستم :دی

و خب بیشتر حرفام رو بر اساس استدلال و اینا می گم، ینی اکثرشون چیزهای اظهر من الشمسن حتی. ولی یه سری مقالات انتقادی در مورد نارنیا خوندم به انگلیسی، یه مقاله ای هم بود از اهداف مشترک و شباهات و تفاوت های آردا و نارنیا که اگه درست یادم مونده باشه کار بنیاد تالکین هم بود.

خلاصه اینکه ما منبع فارسی گیر نمی آریم واقعن :دی ینی خب کار اشتباهیه که حتی برای بررسی بیشتر بریم سراغ کتاب"گنجینه ی نارنیا" حتی. منابع فارسی سانسور دارن، ترجمه شده هاش بد ترجمه شدن و بعضاً دستچین شده های بدی هستن که به اصل موضوعات نمی پردازن.

+مقالاتی هم خوندم تو روزنامه های آمریکایی و انگلیسی

دوستان علاقه مند نارنیا یه سوال برام پیش اومده

کالرمنی ها دقیقا از چه زمانی وارد نارنیا شده بودند؟ بومی نارنیا بودند یا آن ها هم به طریقی از دنیای خارج نارنیا وارد آن شده بودند؟ احتمال داره که نوادگان همون گاری چی و زنش باشن؟

دوستان علاقه مند نارنیا یه سوال برام پیش اومده

کالرمنی ها دقیقا از چه زمانی وارد نارنیا شده بودند؟ بومی نارنیا بودند یا آن ها هم به طریقی از دنیای خارج نارنیا وارد آن شده بودند؟ احتمال داره که نوادگان همون گاری چی و زنش باشن؟

منظورت از وارد شدن به نارنیا چیه ؟!

کالورمنی های از نسل همون گاری چی و همسرش هستند

پسر کوچکتر گاری چی و زنش که الان شاه و ملکه ی نارنیا شدن { فرانک و هلن }

یه عده از نارنیایی ها رو جمع می کنه و می بره جنوب نارنیا و یه حکومت آرکنلند می شه

اما یه عده شورشی از آرکنلند کوچ می کنند و اون ور صحرای جنوبی یه حکومتی درس می کنند به اسم کاورمن و ....

سوالی اگه بود در خدمتیم :)

یه عده از نارنیایی ها رو جمع می کنه و می بره جنوب نارنیا و یه حکومت آرکنلند می شه

اما یه عده شورشی از آرکنلند کوچ می کنند و اون ور صحرای جنوبی یه حکومتی درس می کنند به اسم کاورمن و ....

سوالی اگه بود در خدمتیم :)

ممنون اصلان بزرگ ( با 182 سانت قد :) )

اصلان راستی منبعت برا این اطلاعات چیه؟ نه این که قبولت نداشته باشیم، خیلی هم قبولت داریم، اما میخوام بدونم به جز کتاب های هفت گانه نارنیا ، آیا نوشته ای در مورد سرزمین نارنیا هست؟

با سپاس

ممنون اصلان بزرگ ( با 182 سانت قد :) )

اصلان راستی منبعت برا این اطلاعات چیه؟ نه این که قبولت نداشته باشیم، خیلی هم قبولت داریم، اما میخوام بدونم به جز کتاب های هفت گانه نارنیا ، آیا نوشته ای در مورد سرزمین نارنیا هست؟

با سپاس

183 :پی و با کفش مجلسی و یا پوتین 186 :)

=))) قبولم نداشته باشی همین جا ملکه رو صدا می کنم تا یه مجسمه یخی دیگه تو کلکسیون خونمون اضافه کنیم :)

والا تو خود کتاب نوشته اما جسته و گریخته

اما خب یه کتاب گنجینه های نارنیا هم بود اگه اشتباه نکنم

اونم می تونه راهنمای خوبی برات باشه :)

با عرض اجازت

با تشکر از اصلان و زاپای عزیز که تاپیک های نارنیا را احیا کردند.:)

اصلان جان من کتاب گنجینه های نارنیا را گشتم ولی نبود اما درست می گویی شورشی ها کالرمن را درست می کنند.

البته باید آب و هوای آن منطقه صد و هشتاد درجه با نارنیا فرق داشته باشد چون آن ها بعد از مدتی رنگ پوستشان عوض شد .

بازهم جالب اینجاست که آن ها خدای خودشان تش را داشتند.

با تشکر.

183 :پی و با کفش مجلسی و یا پوتین 186 :)

=))) قبولم نداشته باشی همین جا ملکه رو صدا می کنم تا یه مجسمه یخی دیگه تو کلکسیون خونمون اضافه کنیم :)

والا تو خود کتاب نوشته اما جسته و گریخته

اما خب یه کتاب گنجینه های نارنیا هم بود اگه اشتباه نکنم

اونم می تونه راهنمای خوبی برات باشه :)

با سلام خدمت دوستان

بنده خودم هفت گانه نارنیا رو با ترجمه آقای پیمان اسماعیلیان خوندم.ولی کتاب گنجینه نارنیا از انتشارات کیمیا/هرمس رو هم دارم.به اضافه این که چند تا سایت خارجی هم برای نارنیا وجود داره که مطالب خوبی دارند.برای مثال سایت ویکی نارنیا.اما بهترین منبع خود کتاب ها هستند که داخل متن داستان اشارات متعددی به موضوعات مختلف شده.

دوستان نارنیایی خبر ندارید که این قضیه ساخت فیلم صندلی نقره ای ( به قول فیلمی ها نارنیا 4 ) به کجا کشیده؟ حدود دو ساله تریلرش رو سایتا زدن اما خبری از پجشش نیست، اینم آدرس تریلرش

http://www.aparat.com/v/gkDzm/%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%84%D8%B1_%D9%86%D8%A7%D8%B1%D9%86%DB%8C%D8%A7_4_%28%D8%B5%D9

%86%D8%AF%D9%84%DB%8C_%D9%86%D9%82%D8%B1%D9%87_%D8%A7%DB%8C%29

البته تریلرش یه خورده مصنوعی به نظر میاد، نظر شما چیه؟

سلام

تریلر رو دقیق نگاه کردم.این تریلر تقلبیه و دروغه. این تریلر ملغمه ای از فیلم های فانتزی چند سال اخیر هست.بهترین منبع برای آگاه شدن از روند ساخت فیلم ها سایت IMDB هست.

این هم صفحه نارنیا 4 در سایت آی ام دی بی: http://www.imdb.com/title/tt1223947/

با عرض اجازت

با تشکر از اصلان و زاپای عزیز که تاپیک های نارنیا را احیا کردند. :)

اصلان جان من کتاب گنجینه های نارنیا را گشتم ولی نبود اما درست می گویی شورشی ها کالرمن را درست می کنند.

البته باید آب و هوای آن منطقه صد و هشتاد درجه با نارنیا فرق داشته باشد چون آن ها بعد از مدتی رنگ پوستشان عوض شد .

بازهم جالب اینجاست که آن ها خدای خودشان تش را داشتند.

با تشکر.

:(

اصولا تاپیک های قشنگی تو فروم هست که دارن خاک می خورن و این شما جون ها هستید که باید این تاپیک ها رو احیا کنید { یه جا گفتم اگه اشتباه نکرده باشم ؟! }

در مورد گنجینه های نارنیا همون طور که الندیل گفت روی ترجمه ی فارسی نارنیا از انتشارات هرمس می تونی کتاب رو بگیری :)

تو کتاب خونه ها هم هست البته کم دیدم :))

در مورد رنگ پوست کالورمنی ها تو کتاب اسب و ادمش توضیح داده می تونی به اون مراجعه کنی :دی

در مورد فیلم کلا هیچ اطلاعاتی ندارم متاسفانه :(

با عرض اجازت و سلام مجدد

اصلان عزیز من خودم گنجینه های نارنیا را خوانده ام.منظورم این بود که آن عبارت در کتاب نبود:)

درباره ی کالرمنی ها هم آن ها همان طوری که قبلا هم گفته بودم آن ها همانند عرب ها هستند حتی شمایل خود و اسب هاشان شبیه عرب هاست.

با عرض اجازت و سلام مجدد

اصلان عزیز من خودم گنجینه های نارنیا را خوانده ام.منظورم این بود که آن عبارت در کتاب نبود :)

درباره ی کالرمنی ها هم آن ها همان طوری که قبلا هم گفته بودم آن ها همانند عرب ها هستند حتی شمایل خود و اسب هاشان شبیه عرب هاست.

سلامی دیگر

کدوم عبارت نبود تو کتاب ؟!

همه چیز تو کتاب هست :)

مگه می شه نباشه

در مورد کالرمنی ها تو شاهزاده کاسپین حرف هایی زده شده

تو اسب و ادمش هم که کلا قشنگ در مورد کالرمنی ها صحبت می کنه و ...

حقیقتش من الان خیلی وقته نارنیا نخوندم :(

اگه بهم وقت بدی با صفحه پیدا می کنم بهت می گم :)