
این تاپیک برای بررسی اثار نویسنده ی بریتانیایی دارن شارن ایجاد شده .. .
که در کشورمون با سری داستان های سرزمین ارواح شناخته میشه .. .
وبسایت رسمی نویسنده

این تاپیک برای بررسی اثار نویسنده ی بریتانیایی دارن شارن ایجاد شده .. .
که در کشورمون با سری داستان های سرزمین ارواح شناخته میشه .. .
وبسایت رسمی نویسنده
سلام . الیاس من عاشق دارن شان هستم . ;)) ;))
و همه 12 جلد کوهستان اشباه رو خوندم . من علاقه خاصی به شخصیت ونچا مارچ و پاریس اسکیل 800 ساله دارم .
فضای داستان جدا گرمه ، دلم میخواد سر صحبت و موضوع رو خودت باز کنی و در مورد زوایای مختلفش فضای صحبت ایجاد کنی... ;))
ارون, بیا که خوب اومدی !!!
من هنوز کتاب ها رو نخوندم که ;))
این تاپیک رو زدیم که بریم بخونیم !!!!!!!!!
کتاب ها رو از کجا گرفتی حالا !؟ ;))
كتابها رو ميتوني از سايت طرفداران دارن شان در ايران دانلود كنيومجاني هم هست.
فايل صوتيش هم بيرون گيرت نمياد!و البته اونقدر هم ارزشمند نيست كه بخواي فايل صوتيش رو گير بياري.
من دوازده جلد حماسه دارن شان و ده جلد ديموناتا و البته يكي دو تا كار كوتاه ازش خوندم.به نظرم نويسنده خيلي قوي اي نيست.خيال پرداز خوبيه اما بسط دادن داستان هاش خيلي عجيبه.حماسه مجموعه نسبتا خوبيه اما ديموناتا واقعا در جلد آخر به بن بست رسيده بود و ناچار شد يه سري جفنگيات(از ادبياتم پوزش ميخواهم) به آخرش اضافه كنه.رسما كتاب شده بود عهد جديد!!!
من کتاباشو نخوندم به نظرتون چه جوریه؟ ارزش خوندن داره؟
واسه يه بار خوندن،آره ارزششو داره
واسه يه بار خوندن،آره ارزششو داره
اتفاقا منم چند صفحه ی اول کتاب سیرک عجایبش رو خوندم . بی تعارف, به دلم نچسبید !!
پ ن : الان دارم رو 10 جلد " سه تفنگدار " کار میکنم !! انتشارات گوتنبرگ . گفتم تا کارهای پروفسور تالکین به دستم برسه خودم رو با یه اثر قوی سرگرم کنم این بود که در حال حاضر بهتر از کارهای الکساندر دوما پیدا نکردم ....
پ پ ن : این سایت طرفداران دارن شان کجاست !؟ منحل شده مثل اینکه !؟
حدود يه ماه پيش كه سر پا بود!www.darrenshanfans.ir
چند صفحه اولشو كه رد كني،دلچسب ميشه كتاب برات.براي من كه اينطوري بود!كلا به جز مرشد و مارگاريتا همه كتابايي كه خوندم،برام اين طوري بودن
جالب, تو جستجو هیچ چی در موردش پیدا نکرده بودم !!!
واقعا تحت تاثیر گرفتم . یه عده ادم کم سن و سال میان اینطور رو یه کار زحمت میکش !!
اینجا ارباب حلقه ها رو داریم برای هری پاتر, توایلایت و حالا دارن شان هم که .. .
جالب, سیستم حاکم با تمام قوا تلاش میکنه شده 1 % از ذهن نسل جدید رو با خودش همراه کنه ولی حتی نزدیک ترین ها به سیستم حکومتی هم فقط برای منافع شخصی و ... وارد سیستم میشن و ذره ای برای ایدیولوژی سیستم ارزشی قایل نیستند " این داستان واقعی !! ;)) "
پ ن : viewtopic.php?f=17&t=717
نه بچه ها ، کتاب های دارن شان جدا سرگرم کنندس . من فقط دوازده جلد کوهستان اشباه رو خوندم و از اوج تخیل دارن کلی لذت بردم. مخصوصا پایانش ، که اشکم رو در اورد .
الیاس ، من این کتاب رو خوندم و خیلی بیشتر از هری پاتر و داستان های امیلی رودا ازش خوشم اومد . مونده با خودت .
هنوز مزه خون و تصاویر ذهنی که دارن برام ساخت ، جلو چشممه ، واقعا لذت داره... ;)) ;))
ارون .. .
یه کمکی به من بده, گیج شدم ..
این انجمن طرفداران دارن شان که مزخرف !! فقط کتاب سیرک عجایب رو برای دانلود گذاشته !!! این بچه مچه ها مثل اینکه سایت زدن که عکس خودشون رو توش اپلود کنن !! از دیشب باهاش ور رفتم ولی هیچی دستگیرم نشد !! جهنم ..
اقا, ببینین من کتاب ها رو از اینجا دارم http://forum.p30experts.com/index.php?topic=3767.0 ولی عنوان کتاب ها با سایت اصلی خود دارن شان نمیخونه !!! http://www.darrenshan.com/books !! مثلا تو سایت اصلی کتاب اول سیرک عجایب ولی تو اون سایتی که بالا لینک دادم کتاب اول دستیار یک شبه !!
از بی برنامگی متنفرم !!
اتفاقا طرفدارن دارن شان بسيار آرشيو خوبي دارن.اين رو از روي آشنايي نسبي اي كه با مدير سايت و مدير ترجمه هاي سايت دارم،ميگم.تيم قوي ترجمه و البته ترجمه هاي نسبتا به روز.مسلما خوب نگشتي وگرنه مجموعه ديموناتا رو به صورت ده جلدي پيدا ميكردي(لينك نميدم تو سايت.)اسم كتاب اول سيرك عجايبه و دستيار يك شبه كتاب دومه.البته تو زمينه كتاباي حماسه يه سري بي نظمي ها وجود داره.چون هم ترجمه و هم تايپ هاي مختلفي از كتاب تو نت هست واسه همين سر درگم ميشي ولي از ديموناتا فقط ترجمه گروه هستش و البته اسكن شده كتاب چاپي.!
راستي ،لينكي كه دادي كه مال طرفدارن دارن شان نيست.
شما این مدت کوتاهی که عضو سایت شدم خیلی زحمت کشیدید و برای پاسخ کنجکاوی هام وقت صرف کردید میشه من اسمتون رو بدونم !؟
_ _
http://www.darrenshan.com/books لینک طرف دارای دارن شان نیست !؟ خوب پس شما باید زحمت بکشید و لینک رو بدید دوست من . در مورد دارن شان هم من میخواستم از اول همون حماسه رو شروع کنم ولی فقط سیرک عجایب هست تو سایتشون و بقیه مال طبقه بندی دیگه هست ...
لينك نميدم تو سايت.
یک سوال, و دلم میخواد دوستانه و بدون ابهام پاسخ داشته باشم !!
کادر مدیریتی اردا با گذاشتن لینک خارج " از سایت های دیگه " مخالف !؟
در مورد سوالت: به طور صادقانه بگم:
تو تيم به قول شما مديريت تو اين زمينه اختلاف نظر وجود داره.از طرفي يكي آزادي بودن قيد و شرط فروم از خواسته هاشه و از طرفي كسي ديگر كوچكترين مطلب مغاير رو نميپذيره.من خيلي با هيچ كدوم از اين نظرات موافق نيستم.اما در مورد ندادن لينك،اين جزئ خصوصيات منه.تو جاهاي ديگه هم معمولا كم پيش مياد كه لينك به خارج بدم.ولي در حالت كلي با دادن لينك به خارج مخالف نيستم.اما بعضي لينك ها ،اصلا قابل قبول نيست.لينك هايي كه مربوط به مواردي ميشه كه ما تو سايت داريم رو به هيچ عنوان نميتونم قبول كنم.
لينكي هم كه دادي مال طرفداران دارن شان تو ايران نيست.
لينك رو يه بار قرار دادام.دوباره مذارم:
در مورد دو خط اول:مرسي،لطف داريد.من هيچ وقت در مورد خودم تو تاپيك اشنايي حرف نزدم(حالشو نداشتم!:دي) اما چشم.اونجا توضيحات مبسوط خدممتون ميدم
اول یه تشکر حسابی از Tulkas Astaldo که این سایت رو معرفی کرد . ;))
من میخوام عضوشون بشم . خیلی باید هیجان داشته باشه ، چند تا از کتاب ها رو هم دانلود کردم ، جدا سایت قوی و محکمیه . ;))
امیدوارم نبرد باشیاطین دوباره خونمو از لذت به جوش بیاره ;))
تا كتاب نهم اينكارو ميكنه!اما بعدش ...خب در كتاب ده ضعفهاي زيادي به وجود مياد.
اميدوارم اونجا موفق باشي.البته منتظر نظراتت تو اين بخش هم هستيم
من دو شنبه امتحانام تموم میشه ، بعد با تمام قوا میرم پی خوندن آثار دارن ، Tulkas Astaldo جان ، شما خودت عضو اون سایتی ؟ عکست بینشون هست؟ ;))
خير!من عضو اون سايت نسيتم.كلا فقط اينجا فعاليت ميكنم و به صورت محدود هم قبلنا تو آكادمي فانتزي.
جاي ديگه فعاليت ندارم
فکر کنم جمع جالبی داشته باشن ، شما که دارن شان رو خوندی بیا بریم اونجا عضو بشیم .
گویا خیلی فعال هستن ! ;))
خير!من عضو اون سايت نسيتم.كلا فقط اينجا فعاليت ميكنم و به صورت محدود هم قبلنا تو آكادمي فانتزي.جاي ديگه فعاليت ندارم
اکادمی فانتزی سایت خوبی .. . ;))
پ ن : تو این انجمن دارن شان هم کسی اب به دست ادم نمیده !! من به مدیریت ایمیل کردم که برنامه ای برای ترجمه ی کتاب دوم توایلایت دارین یا نه !؟ اصلا جوابی نگرفتم !! احتمالا دارن روی عکس های جدیدشون که از همدیگه میگیرن و زیرش از سمت راست به چپ یا چپ به راست همدیگه رو معرفی میکنن و اپلود میکننش تو گالری سایتشون تمرکز میکنن !!
البته همونطوری که تو تاپیک توایلایت خودمون جوابی نگرفتم !! viewtopic.php?f=17&t=717
خب الیاس جان داری میگی انجمن دارن شان نه انجمن توالایت ، شاید بیچاره زیاد خوشش نیاد کتاب دیگه ای ترجمه کنه!
خب هر کس یه سلیقه ای داره ، اونها عاشق بیرون رفتن و عکس گرفتنن ، ما عاشق پز دادن با اطلاعاتمون به همیم. ;))
خب الیاس جان داری میگی انجمن دارن شان نه انجمن توالایت ، شاید بیچاره زیاد خوشش نیاد کتاب دیگه ای ترجمه کنه!
خب هر کس یه سلیقه ای داره ، اونها عاشق بیرون رفتن و عکس گرفتنن ، ما عاشق پز دادن با اطلاعاتمون به همیم. ;))
فرزندم ارون !! ایلوواتار مقدس به تو شانسی در خورد توجه داد !! چرا که من الان در حال گوش سپردن به تک اهنگ The Council Of Elrond Assembles هستم و بنابراین اصلا متوجه این موضوع که طرفداری انجمن دارن شان رو کردی نشدم !!!
از شوخی گذشته, خوب اینا کتاب اول رو ترجمه کردن !! واسه همین که بهشون گفتم کتاب دومی هم تو کار یا نه !؟ از اینا گذشته همینطوری کله نکردم برم بگم اهای توووووووووووو, کتاب دومت کو !! با ادبیات گاندولفی وارد شدم !! جهنم, زبان اصلی با نسخه ی صوتیش رو از گوشه ای در تاریکترین زوایای جنگل های فنگورن یافتم و همینک مشغول مطالعه هستم !! باشد که ارو مقدس به اپلود کننده ی ان عمری هم تراز با نژاد اراتورن و حکمتی برابر الف های جاودان ببخشاید .. .
و دیگه اینکه این تاپیک رو من زدم viewtopic.php?f=17&t=717 که کسی تحویلش نمیگیره اصلا !!! اقایان / بانوان باور کنین ملکور رو تو تاپیک ذکر شده به زنجیر نکشیدم !!! پس انقدر نترسید که سری بهش بزنین !!!
يكي از دلايلي كه من اونجا يا هر جاي ديگه اي فعاليت نميكنم،همينه!اصلا نظم و برنامه اي در بين كاربرا ديده نميشه و البته بحث ها هم بيشتر به صحبت هاي خانوما موقع سبزي پاك كردن شبيهه.
به آكادمي هم خيلي وقته سر نزدم،دورادور از به قول شما بزرگانش احوالشو ميپرسم.اوضاعش چطوره؟فعال هست هنوز؟
اکادمی همچنان فعالیت می کنه کما سابق . فقط مشکل اینه من اصلا اکثر بحث های تخصصی رو درک نمیکنم !! من نمیدونم اینا چقدر وقت دارن که در این سطح مطالعه دارن !! خلاصه کنم, رو هر کتابی که دست بزاری بچه ها قبلا چند بار مطالعش کردن !! یک بار فکر کردم شاید اینا همه سن و سالی ارشون گذشته باشه ولی بعد خلافش بهم ثابت شد .. .
پ ن : راستی فصل سوم توایلایتم, و در یک کلمه باید بگم نظرم منفی !! تا اینجاش که بیشتر تصور میکنم داستان برای دخترای دم بخت که دنبال یه پسر خوش تیپ و پول دار و البته خون اشام میگردن جالب جلوه کنه !! نمیدونم, شاید اشتباه منه که کتاب رو با کتاب اول سه تفگدار مطالعه میکنم که سطح نوشتنش از زمین تا اسمون متفاوت !! به هر حال, ار من بپرسین میگم این استفانی میر در واقع خودش رو جای بلا میزاره !! بیچاره شوهر این خانم که تازه دو تا بچه هم ازش داره !!! در ضمن, من تو ادبیات نیستم ولی اینو تشخیص میدم که میر, وقت خیلی خیلی کمی رو برای تشبیه محیط و مخصوصا کاراکترهاش اختصاص میده !!! طوری که من برای اینکه تو ذهنم مجسم کنم کاراکترها چه شکلین رفتم سراغ نسخه ی سینمایی !!
آكادمي فعاليتش خيلي وقته كه تقريبا در سطح قديم نيست(حداقل سايت رو ميگم)
اكثر تيم مديريتي دنبال در آوردن نشريه مكتوب هستن و ميخوان كار رو از حالت غير انتفاعي خارج كنن.اما در مورد سن و سال نميدونم منظورت چيه.ولي همين رو بگم كه الان سن و سال من براي كار فرمي خيلي زياده! ;))
و من توي جلسات آكادمي در زمان سابق،در بين همه دوستان كوچيكترينشون بودم
و من توي جلسات آكادمي در زمان سابق،در بين همه دوستان كوچيكترينشون بودم
خوب, پس میتونم امیدوار باشم که تا به سن و سال بروبچه های اکادمی برسم حداقل 50% کتابای به رسمیت شناخته شده ی اکادمی رو بخونم !! کلاس بروبچ خیلی بالاست چون اصلا مجموعه هایی مثل کارای استفانی میر و دارن شان رو تحویل نمیگیرن !! کلا رو هری پاتر هم با وجود اینکه کتاب اخرش رو ترجمه ی گروهی هم کردن خیلی مانور نمیدن !! فکر میکنم به نظرشون مجموعه ی پر ملاتی نیست !!
با اون همه نویسنده ی فانتزی نویس قلمبه - سلمبه ای که اینا کتاباش رو مطالعه میکنن بایدم بهشون حق داد !!
اتفاقا فضاي آكادمي فانتزي بر خلاف اسمش بيشتر علمي تخيله.نود در صد اعضاي اصلي فانتزي باز نيستن.همين هفته پيش با اتفاقا همين بحثو با يكي از اعضاي اصلي آكادمي داشتم!!خب البته در زمينه كاراي فانتزي هم آثار در خور توجه رو اهميت ميدن.و تا اونجايي كه ميدونم هري پاتر حداقل خواننده كم نداشت بين اعضاي آكادمي.كلا بقيه سايتهاي هوارداري(به جز آردا و تا حدودي جادوگران(مال هري پاتر)) اكثرا مشتق شده از بچه هاي آكادمي ان.
در نهيا حرفت در حالت عمومي كاملا درست:بچه هاي اصلي آكادمي سطح معلومات بسيار بالايي در زمينه كاريشون دارن
اتفاقا خبر هاشون هم خیلی به روزه ، مثلا من اونجا بودکه فهمیدم ، نارنیا 3 ، تایتانیک 3 بعدی ، و .... قراره پخش بشه ، در مورد هابیت هم هر روز خبر های نا امید کننده میدن که دل آدم رو میلرزونه !
در کل به نظرم حجم اطلاعات زیادی تو اون سایت خوابیده . ;))
چشام درد میکنه ، ولی این پست رو میزنم و میرم بخوابم .
راستش دیگه جونی تو رگهام ندارم ، تازه یکم هم میترسم با هوهویی که باد بیرون پنجره اتاقم راه انداخته ادامه کتابم رو بخونم. ;))$
شاید در حین نوشتن این پست جونم رو از دست بدم ....
یه چیزی داره از پله ها پایین میاد ..... ;))
صدای چک چک چیزی رو میشنوم که احتمالا خون جاری از گلوی مامانمه.... ;))
شیاطین ..... :D
جدا یکم میترسم ، البته با کلی تلقین جورش کردم ، من تو این مدت کتاب لرد لاس و فاجعه اسلاتر رو تموم کردم و نیمی از کتاب دزد شیطانی رو هم خوندم ، که سه جلد از ده جلد مجموعه نبرد با شیاطین دارن شان هستش .... از کلمات بالا که نوشتم زیاد توش میبینید ، اگه فوبی خون دارید سراغ این مجموعه نیاین چون یه دوش خون تو ورودیش نصبه ;))
بعدا بیشتر توضیح میدم. :x
من اخرشم نتونستم این کتاب ها رو به صورت مجموعه ی کامل از جایی پیدا کنم !!
این بود که رسما گذاشتمش کنار رو الان رو سه تفنگدار + توایلایت تمرکز کردم " چه ترکیب همگنی شد ;)) "
ديموناتا تا آخز جلد هشت عاليه
الیاس جان :
توالایت که به قول خودت یه ماجرای عاشقانه واسه دخترای دم بخت منتظر یه خاستگاره پولداره قدرتمنده خوش تیپه!!! ;))
من 7 تای کتاب ها رو از سایتی که تولکاس معرفی کرد گرفتم و 3 تاشون رو هم از 1000000000000000000 تا وبلاگی که تو جریانشی گرفتم .
درسته نمیشه با سه تفنگدار مقایسش کرد و لی بعید میدونم توالایت به این خوبی باشه ! ;))
تولکاس جان :
باید دوتایی بشینیم از کتاب یک به بعد یه سری نقد بدیم ! البته بعد این که من هر 10 تا رو خوندم . ;))
خوب بلاخره امروز مجموعه نبرد با شیاطین دارن شان رو تموم کردم .
حرف های گفتنی در مورد این کتاب بسیاره و عزمی و زمانی نیازه تا بتوان به جنبه های مختلفش رسیدگی کرد.
مطالب گفتنی در مورد جلد اول :
داستان در جلد یک با شتاب زیادی شروع به حرکت میکنه و طوری شدت میگیره که شما رو در حیرت باقی میذاره ، تصویر سازی قتل والدین شخصیت اصلی بدون پیش زمینه ، ضربه و غافلگیری رو به همراه میاره که شما رو مثل میخ به کتاب میکوبه ، بی پروایی نویسنده در اغراق و تصویر سازسی خشونت در همین جلد اول به اوج میرسه و مزه گس خون رو برای مدتی تداعی میکنه . پس از آن داستان وارد یک دوره پر نوسان میشه و مثل خطوط نوار قلب پستی و بلندی های رو دنبال میکنه ، نویسنده با نشون دادن تصویر گروبیچ (شخصیت اصلی داستان) ضربه خورده از مرگ دهشتناک والدین در ابتدا اغراق به عمل آورده و صدمه ناشی از این حادثه رو بزرگتر از حد واقع نشون میده و در نهایت با ورود شخصیت ( درویش : عموی گروبیچ ) دوباره با اغراق سازی بیجا بهبودی نا گهانی و دور از منطقی رو برای شخصیت اصلی داستان به همرا میاره .
در کل در جلد اول این مجموعه نویسنده با وارد کردن شوک به خواننده ، وعده داستانی مهیج رو در ادامه میده .
مشه یه توضیح خلاصه از یکی دوتا داستانش بگید ؟
مي دونم داستان هاي دارن شان قديمي شده و اين تاپيك هم جزوء خاطره ها :D
اما من كتاب هاي دارن شان رو پيدا كردم و ديروز حدود 80 صفحي اول كتاب سيرك عجايبش رو خوندم البته ترسناك نيست ولي شايد واسه نوجون ها ترسناك باشه كتاب جالبيه ولي به پاي هري پاتر نمي رسه
راستي اين سايت طرفداران دارن شان ف ي ل ت ر شده نمي دونيد چرا؟ :D
فكر كنم سايتشون جني شده باشه :-? :D) :-
اِ؟اونا هم رفتن تو قوطی؟
بعضی از ترجمه هاشون با قوانین جمهوری اسلامی نمیخونه.فک کنم به خاطر همین باشه.
کتاب بدی نیست سیرک عجایب.نسبت به دیموناتا که شاهکاری محسوب میشه.کلا وقت پر کن خوبیه.
ساده است یه مقدار.برای کسی که فانتزی خون نیست قطعا توصیه میشه
اِ؟اونا هم رفتن تو قوطی؟بعضی از ترجمه هاشون با قوانین جمهوری اسلامی نمیخونه.فک کنم به خاطر همین باشه.
منظورت چيه ترجمه هاشون مشكل داره اگه اينجوري باشه كه و ز ا ر ت ا ر ش ا د نباد به مترجم حق چاب بده :-?
کتاب بدی نیست سیرک عجایبساده است یه مقدار.
Tulkas جون مي شه بپرسم چرا تو نگارش جملات يه ذره مشكل داري :D :D)
اخه خودت برسي كن " كتاب بدي نست سيرك عجايب " رو با جمله ي " سيرك عجايب كتاب بدي نيست" مقايسه كن :- :D)
منظورت چيه ترجمه هاشون مشكل داره اگه اينجوري باشه كه و ز ا ر ت ا ر ش ا د نباد به مترجم حق چاب بده .. .
حالا چی باعث شد فکر کنی ارشاد همه ی کتاب ها رو قبل از اعطای مجوز مطالعه میکنه !؟ ;:D
اخ ببخشید, نگارش جملم درست نیست !! واس اینطوری بنویسم .. .
چه موردی موجب شده است که شخص شما تصور کنید و - ز - ا - ر - ت - ا - ر - ش - ا - د - ج - م - ه - و - ر - ی - ا - س - ل - ا - م - ی - ا - ی - ر - ا - ن کتاب های درخواست کننده برای کسب مجوز نشر را مطالعه میکنند ( نقطه سر خط !! ;:D ) نگارشش خوب بود شاهین ( Aslan ) :D
خودمونیم, گیرای سه پیچ میدی شاهین هااااااااااا !؟ فکر کنم کنکورت نزدیک شده دیگه شیطون :-?
چيه داداش ELI به ريش ما نخديد بابا دروغ مي گم بگو دروغ مي گي اخه ناسلامتي ما ها داستان هاي فانتزي مي خونيم بهتر بگم داستان هاي ادبي مي خونيم حالا واسه ما افت نداره كه يه جمله رو نتونيم درست بنويسيم نه خودت بگو :D
حالا چي شده به كنكور ما گير دادي مگه خودتون يه روزي كنكور نداشتيد اخه كاش اون موقع بودم و بهتون گير مي دادم :-? :D
لحن من معمولا تو مباحث فرومی و البته گفتاری اینطوریه.یه عادت بده که ددارم متاسفانه. و البته در نوشته هاییم که بیشتر گفتاری ان از همین لحن استفاده میکنم.دو -سه نوع لحن دیگه دارم که معمولا از نوع درباری ،به شدت استفاده میکنم.زمانی که حوصله نگارش به اون لحنو داشته باشم.بازگشایی مجدد سایت همزمان شده بود با لجن درباریم:دی
در مورد اون قضیه ترجمه ها:نه!ترجمه هاشون چاپ نمیشه که بخوان از ارشاد مجوز بگیرن.بعد یه م مدتی که گل کرد ترجمه هه،بر و بکس پاسدار میرن میخوننش احتمالا و از شانس بدشون،با شلیقه اونا سازگا نبوده گویا
خب با مطالعه پست های پیشین به نظرم رسید که توضیحات خیلی درست و کامل و جمع بندی شده از کتاب های دارن شان ارائه نشده.(انگاری خودم می خوام این کارو بکنم.)
خب من دو سری کتاب ازش خوندم حماسه دارن شان که با نام سرزمین اشباح به چاپ رسیده و دیموناتا که با نام نبرد با شیاطین چاپ شده.
حماسه دارن شان در مورد پسری به نام دارن شان هست که یه پسر معمولیه ولی با شبحی به نام کپرسلی آشنا می شه و به دلایلی دستیاری اون و نیمه شبح بودن رو قبول میکنه. و با اون به سفر میره به کوهستان اشباح میره و در گیر جنگ با شبح واره ها میشه. و بعد با کپرسلی و چندی از دوستان برای پیدا کردن ارباب شبح واره ها و کشتنش مامور میشه. البته 3 جلد آخر کتاب داستان تغییر پیدا میکنه و به طرز غیر قابل پیشبینی تموم میشه که خیلی جالب و زیباست.
کتاب دیموناتا دارای سه شخصیت اصلی به نام گروبز، بک و کرنل فلک هست. البته بیشتر جلد ها در مورد گروبز هست. همه ی این شخصیت ها در گیر جنگ با شیاطین میشن که قصد دارن همه جارو تسخیر کنن. که باز هم آخر عجیب غریبی داره. (من که 2 جلد آخرشو هیچی حالیم نشد.)
خب حالا نظرات خودم رو میگم. هر دو کتاب یه خاصیتی که دارن اینه که داستان خیلی زنده و شفاف بیان میشه. ارتباط برقرار کردن باهاشون خیلی آسون و سریعه و طرز بیان اتفاقات خیلی جذابه. توش هیچ جایی نیست که داستان از هیجان بیفته.
البته دیموناتا جذابیتش موقع خوندن بیشتر از حماسه هست. داستانشم همون طور که گفته شد تا جلد 8 قشنگه ولی فقط به درد یه بار خوندن می خوره. وقتی یه مدت نخونین و هیجانش بخوابه جذابیت داستان هم از دست میره و به نظر مسخره میاد. همین طور که آخرش یه نمه زیادی در هم بر هم میشه.
حماسه داستانش به نظر من قوی تر از دیموناتاست و مثل اون بعد از خوندنش و خوابیدن هیجانش بازم جالب باشه. این هم آخرش در هم بر هم میشه ولی از نوع مثبت و جذابش. البته در نظر بگیرین که داستان بیشتر نو جوانانه هست. بنابراین از توقع چیز دیگه نداشته باشین.
پ.ن: آدرس سایتشون تغییر کرده http://www.dsfans.ir
در ضمن کتاب های داخل سایتون بدون صانثوره. کتاب های چاپ شده دارای صانثور های بسیارند.
چندتا سوال داشتم.یه جونمرد مطلع جواب بده :ymsmug:
1.این مجموعه ی ده جلدی دیموناتا و 12 جلدی حماسه دارن شان ارزش خوندن داره؟
2.اگه ارزش خوندن داره بهترین انتشارات و مترجم اینه؟:توسط انتشارات بنفشه با ترجمه فرزانه و سوده کریمی
3.من یه چندجایی خوندم که این خانوم فرزانه کریمی خیلی تو متن کتاب دست میبره.بنظرون ترجه هایی که تو سایتها هست از ترجمه ی این خانوم بهتره؟
4.این کتابها هم تو ایران ترجمه شدن؟و اگه آره از کدوم انتشارات و کدم مترجم:سه گانه شهر-جلاد لاغر-سرگذشت آقای کرپسلی
5.مجموعه کتابها نارنیا(هر7تاش)ارزش خوندن داره؟و اگه آره بهترین مترجم و انتشاراتیش؟
6.میخوام کلا راجع به کتابهای توالایت توضیح بدین.اینکه چند تاست؟ارزش خوندن داره؟ترجمه شده؟کدوم انتشارات و مترجم؟
اگه بشه جواب اینا رو بدین ممنونتون میشم ;:-o
1 : من هر دو مجموعه رو مطالعه کردم ، البته حماسه دارن شان رو در دوران راهنمایی و دبیرستان مطالعه کردم ، واقعا لذت بخش بود ، البته کتاب برای نوجوانانه ، نمیدونم میتونه نظرت رو جلب کنه یا نه ، به نظرم حماسه دارن شان بسیار با شرفتر از مجموعه نبرد با شیاطین ( دیموناتا ) هستش . نبرد با شیاطین رو شخصا به هیچ کس توصیه نمیکنم ، خشونت به قدری زیاده که اثرش رو از دست میده و نویسنده به هیچ وجه ازش به درستی استفاده نمیکنه ، جلد های آخرش فتضاح نابه !
2 : به خاطر نمیارم .
3 : من کتاب های اینترنتی بدون سانسور رو ترجیح میدم .
4 : خبر دارم که جلاد لاغر و پرسی جکسون ، توسط سایت طرفداران فانتزی ترجمه شده ، تو صفحه اول سایتشون قرار دادنش .
5 : من نارنیا رو مطالعه نکردم ، اما در موردش به کرات صحبت شده ، اصلان ( از بچه های سایت ) در این زمینه تخصص داره .
6 : تاپیک توالایت تو همین تالار هستش ، نقد ها و بحث ها ی داخلش میتونه کمکت کنه ، از اونجایی که محور کتاب دور عشق میچرخه ، توصیه میکنم کتاب های اینترنتی موجود رو بخونی ! :ymsmug: مخصوصا در جلد آخر ! ( خبر داری که فیلم جدیدش رده سنی منفی سیزده سال خورده ) ! .
از arven عزیز تشکر میکنم.فقط من جواب بعضی سوالامو نگرفتم.اگه بقیه دوستانی که اطلاع دارن (اصلان جان با شما هم هستم :ymsmug: )هم کمک کنن ممنون میشم
من 3 تا کتاب رو از اینترنت و خود سایت دانلود کردم. ترجمشون خوب بود. ولی کاملا بدون سان>سور هستن. طوری که کتاب 5 ام دیموناتا رنج سنیشو +15 زده بود که من که خوندمش کاملا درست هم بود.
در مورد نارنیا من خودم همشون چند سال پیش خوندم. کتاب خیلی محبوبیه ولی من خودم به شخصه خوشم نیومد.
در مورد سه تا کتابی که گفتین اطلاع زیادی ندارم ولی کپرسلی جلد اولش تو بازاره و جلد دومش تازه ترجمه شده و احتمالا الان داره چاپ میشه.
5 : من نارنیا رو مطالعه نکردم ، اما در موردش به کرات صحبت شده ، اصلان ( از بچه های سایت ) در این زمینه تخصص داره .
اهم اهم :ymsmug:
بله در زمینه ی نارنیا حقیر خورده ای تخصص دارم اگه سوالی بود می تونی از من بپرسی البته به غیر از من بانو گالادریا - تضاد و وابلامور هم در این زمینه فعالیت دارند
اگه بیشتر خواستی اطلاعات کسب کنی این قسمت رو دنبال کن :-o
من تقریبا کل کتاباشو خوندم باید بری جلو تا داستان مغزتو درگیر کنه نبرد با شیاطین وجلاد لاغر کتاب های دیکه هستن پینهادشون میکنم مخصوصا مجموعه نبرد با شیاطینو :D
اما راجع به شان که من خیلی وارد نیستم...
لطفا نخندید...
من یکی از کتابای شانو چهارشنبه سوری سه سال پیش باز کردم که فکر کنم کتاب اول یکی از مجموعه هاش بود و تو همون صفحات اولش یه صحنه خیلی خشن و قصیانه سلاخیو توصیف کرده بود که حالمو بد کرد و من کتابو بستم و دیگه سراغش هم نرفتم و به جاش تصمیم گرفتم کتاب زیبای بائودولینو رو بخونم.
من از اون اولش هم یکم روحیاتم ظریف بوده و تحمل اینجور چیزا رو ندارم...
اینم از خلاصه رابطه کوتاه منو شان...
قبلا فکر میکردم همه باید مثل لوئیس و تالکین هنرمندانی باشن که صحنه جنگو توصیف میکنن ولی چندش آور نه...
البته این فقط نظر شخصی منه و خیلیا به خاطر این اخلاقم بهم میخندن و منم سرزنششون نمیکنم ولی اصلا تاب تحمل چیزای خشنو ندارم.
خیلیام اصلا این طور داستانارو دوست دارن که من نمیتونم درکشون کنم.
بالاخره سلیقه ها و دیدگاه ها متفاوت و متغیره.
خوندن کتا ب نبرد با شیاطین رو به هیچ کس توصیه نمی کنم واقعا کتاب ضعیفیه
یک داستان شلخته با موجوداتی که ساخته ذهن نویسنده نیستن وهر موجودش ترکیبی بدقواره از بقیه موجودات تخیلیه)0مثلا جانوری با سر مینیاتورو دم شیر)
پایان داستان فاجعه بود وبه نظرم سرهم بندی کرد و داستان خشونت بی مورد و زیاده از حد(و احمقانه ای ) داشت
ولی مجموعه دارن شان واقعا خوبه و من بسی از خواندنش لذت بردم
دارن شان نویسندهای موفّق در زمینهی نوشتن آثار ترسناکه که با سنّ کمش، خوب تونسته افکارش رو به قلم در بیاره. در ایران، آثار «نبرد با شیاطین» و «قصّههای سرزمین اشباح» از این نویسنده، مشهورترن؛ ولی آثار دیگهای هم داره که من میخوام تابستون امسال خدمتشون برسم! ولی بهطور کلّی، سرزمین اشباح، از نبرد با شیاطین بهتر بود.
من تقریبا کل کتاباشو خوندم باید بری جلو تا داستان مغزتو درگیر کنه نبرد با شیاطین وجلاد لاغر کتاب های دیکه هستن پینهادشون میکنم مخصوصا مجموعه نبرد با شیاطینو :D
من جلاد لاغرو نخوندم. اگه خوندین لطفا معرفی کنین
بعد خیلی وقت پیش قرار بود یه 3 گانه به نام خاطرات کپرسلی (یا یه همچین چیزی) نوشته بشه. شما در این مورد اطلاعی دارین؟
جناب میرنوروزی؛ «جلّاد لاغر» و «حماسهی کرپسلی»، هر دو از آثار خوب دارن شان هستند که من توصیه میکنم مطالعهشون کنید. سبک جلّاد لاغر، با بقیّهی آثار دارن شان فرق میکنه؛ حماسهی کرپسلی هم داستان لارتن کرپسلیه که از شخصیّتهای مثبت و معروف قصّههای سرزمین اشباح بود.
خب یه خورده بیشتر توضیح می دین؟
یه نقدی چیزی از این دو کتاب؟
داستان جلاد لاغر چیه؟ چند جلده؟ این دو کتاب توی ایران منتشر شدن؟ اگر بله کدوم جلد ها؟ کدوم ناشر؟
من حماسه کرپسلی رو نخوندم وندیدم ولی جلاد لاغر ازانتشارات قدیانی به ترجمه ی فرزانه کریمی هستش
کتاب باحالی هست البته نه به اندازه ی کتابهای استاد تالکین
«جلّاد لاغر»، در یک جلد، توسّط انتشارات قدیانی و ترجمهی فرزانهی کریمی (همون طوری که دوست عزیز در پست بالا فرمودن) در ایران منتشر شده و داستانش هم درمورد پسربچّهایه که راهی سفر میشه تا با خدای آتش ملاقات کنه و صاحب قدرت بشه. (میارزه که بخرینش. تقریباً میشه گفت که از آثار دیگهی دارن شان متفاوته و سبکش از حالت هیولایی و ژانر ترسناک خارج میشه؛ البته شایدم یه کم ترسناک باشه!)
«حماسهی کرپسلی» رو هم فقط یه جلدش رو خوندم؛ ولی کلّاً همونیه که توی پست قبلیم در همین تایپیک توضیح دادم.
منم سال نوسه جلد دیموناتهای دارن شان رو مطالعه کردم لرد لاس بک ددمنش ولی سرزمین اشباحو خوندم
یه جایی یکی از دوستان گفته بود که تو جلد یک دیموناتها لرد لاس پس از مرگ والدین گروبز(گروبیچ) گروبز دچار مشکلات روانی میشه و..
وبعد درویش عموی گروبز مثل فرشته ی نجات می یاد و دارن و از یه دنیا ی پر از هراس بیرون می بره و به دنیای واقعی بر میگردونه به نظر من زیادم اغراق نبود گروبز بچه باهوشی یه و خودش با افکار شیطانی که احاطش کرده بودن میجنگه فقط منتظر این بوده که کسی حرفشو باور کنه بخاطر همینه سریعا بهبود می یابه و به زندگیش بر میگرده البته نظر من اینه
به نظرمجموعه خوبیه کلا داستان بعضی جاها ریتم تند میگرفت و ادمو پر از هیجان میشد برای من که خوب بود
البته به نظر من کتاب رو اگر از بیرون تهیه کنید س ا ن س و ر زیادی در ش بکار رفته باشه من کتابهای موبایلشو خوندم
البته ده جلد همونطور که دوستان گفتن به صورت پی دی اف موجود است
من از زمان قبل اکرانش در جریان بودم و کلی با عکس های که از دارن و استیو می اومد ذوق زده میشدم ، بعد اکران یه مدت دنبالش بودم ، اما گیر نیاوردم ، شکست سختی برای اولین قسمت یه مجموعه بود طوری که دیگه واسه همیشه بیخیالش شدن ، گویا !
البته برام عجیبه چطور با وجود طرفدارای زیادی که داره ، انقدر بد فروش کرده باشه ، تعداد سینما هاش معقول بود ، و بودجه خیلی سنگینی نداشت که نتونه از پسش بر بیاد ، اما در هر حال شکست خورد .
فیلمش بد نبود ولی انتخاب بازیگر ها و گریم هاش تو ذوق میزد البته سه کتاب اول هم زیاد داستان جذابی نداشن مثل هابیت که که شاید قسمت اولش به جذابی قسمت دومش نباشه
یه ذره این آقای دستینی رو اعصاب بود و فیلم هم خیلی رنگ و وارنگ وشاد بود که برای طرفدارای سینه چاک کتاب قابل قبول نیست
من نمی دونم ولی همچین زیاد از کارای دارن شان خوشم نمیاد . من یه دور بطور کلی نصف جلد اول سرزمین اشباح رو خوندم و آخرش رو هم یکی واسم تعریف کرد ؛ کلا روابطش زیاد با هم نمی سازه و داستان هاش هم با هم ارتباطی ندارن .
چند وقت پیش خوندن کتاب جلاد لاغر دارن شان رو تموم کردم. اولین کتابی بود که از این نویسنده می خوندم. چون قبلا شنیده بودم داستاناش برای گروه سنی نوجوانانه این بود که غیلی رغبتی نداشتم. ولی این کتاب انصافا خوب بود و داستان جذاب و پرکششی داشت خوبیش این بود که ریتمشو تا آخر حفظ کرد و خسته کننده نشد خیلی هم وارد توصیفات کشدار زاید نمی شد.
بله كتاب دارن شان واقعا قويه و جذاب
من يادمه كلاس اول راهنمايي اين كتابو خوندم خيلي با اين كتاب خاطره دارم
پيشنهاد مي كنم تمام كتاباي دارن شان رو بخونيد واقعا زيباست.
من یکی از سه گانه ی شهر از دارن شان رو خوندم کتاب خوبی بود سبک راز آلود و پر تنشی داره و البته تاریک -
داستان طوری نوشته شده که به صورت پیوسته موضوعات جدیدی به داستان اضافه می شه که تا آخر ماجرا جذب داستان می شید. ابتدای داستان شاهد یک داستان کاملا گانگستری هستیم ولی بعد از مدت کوتاهی متوجه می شیم که اتفاقاتی ماورائی در حال وقوع است که باعث ارتباط بسیاری از ماجراها به هم می شه .
البته اینم بگم که ازتجربه ای که باخوندن ده جلدی نبرد شیاطین دارم ، فکرش رو میکردم که دارن شان به جز نقش اصلی به هیچ کس رحم نمیکنه و اینبار هم پایبند سبک قدیمی خودش بوده آما نه آن طور که باعث دلزدگی از داستان بشیم.
این کتاب های دارن شان هم گاهی خیلی خوب میشن گاهی خیلی بد . نمیدونم انگیزه ی دارن شان از تفکیک جلد های کتاب زامبی چی بوده .
خودتون قضاوت کنید :
جلد اول : معرفی دختر پسر نمایی که خانوادگی نژاد پرست هستند و آخرش زامبی ها میان مدرسه رو با یه توتئه ی قبلی به خاک و خون میکشن وآخرش دختره زامبی میشه ؛
جلد دوم : همین دختره که زامبی شده تو یه پایکاه زندانی و روش تحقیق می کنند که چرا بعد از اینکه زامبی شده عقلش سر جاش هست . آخرشم یه دلقک که از دهنش عنکبوت می ریزه به پایگاه حمله میکنه و این دختره می تونه فرار کنه .
جلد سوم : دخترک در خیابان هایی که به کلی نابود شده همراه بقیه ی زامبی های احمق قدم میزنه و با یک نقاش که از زامبی ها نقاشی میکشه آشنا می شه و بعد می ره خودشو به انسان ها تسلیم کنه ، از اون طرف باز آقا دلقکه میاد و دخته فرار میکنه و میرسه به یه پایگاه دیگه که اینجا کلا همه زامبی های عاقلی هستند.
جلد چهارم : این جلد تا نصف خوندم اما این طوری که این زامبی های عاقل شده در جهت نجات دنیا متحد شدند تا هدف اینکه چرا زامبی ها به وجود آمده اند رو کشف کنند.
این چهار کتابی که الان داستانشون رو خلاصه کردم به راحتی می تونستند در دوجلد بیان اما نمی دونم دارن شان می خواد با این داستان های کوتاه به کجا برسه .
البته داستان رو اولش لو داده که این دختره یه جورایی با نیرو های تاریکی در ارتباط هست.
کتاب های دارن شان رویارویی خواننده با واقعیت هست در قصه های سرزمین اشباح خوانندهدر سردر گمی قرار می گیرد به خاطر شناسایی دشمن خواننده مانند داستان های معمایی نمی داند دشمن کیست
دارن شان در قصه های سرزمین اشباح به سراغ موضوعی ساده و کلیشه ای رفت شاید سه جلد اول چندان پر رمق نبود ولی رفته بهتر شد و بخصوص پایان خوبی داشت
وقتی مخاطب کم کم با فضای داستان های شان آشنا میشه اونوقته که میتونه با قهرمانان داستان همذات پنداری کنه
حماسه دارن شان بیشتر برای کودکان و نوجوانانه داستانی متوسط با پرداختی خوب که البته جای کار بیشتری هم داره
غیر از این میرسیم به دیگر اثر معروف دارن شان یعنی دموناتا یا با اسم دیگرش نبرد با شیاطین
به نظرم جلد 1،2 و 4 داستان بسیار کوبنده و غیر قابل پیش بینیه و خیلی خوب در اومدن
به نظرم اگه کارگردان خوبی مثل دل تورو یا کوارن پیدا بشه دزد شیطانی ،بک و لرد لاس توانایی تبدیل شدن به فیلمی ماندگار رو دارن
شاید فضای تاریک دنیای شان به تیم برتون خیلی نزدیک باشه
ولی چیزی که سدراه اقتباس سینمایی از دموناتاست شکست کامل برگردان سینمایی سرزمین اشباح بود
سه جلد اول داستان که تبدیل به اولین قسمت اون شدولی در گیشه و نزد مخاطبین کاملا شکست خورد و حتی اونطوری که شنیدم نامزد تمشک طلایی شده!
این باعث شد که فعلا دموناتا به بایگانی سپرده بشه
ولی اگه روزی ورژنی از اون ساخته بشه بی شک،گرابز،درویش،لرد لاس،برانابوس،بک و کرنل و... طرفداران خاص خودشونو خواهند داشت
ایراد اصلی دارن شان اینه که خیلی به شخصیت های جانبی در این داستان خوب نپرداخت دقیقا عکس سرزمین اشباح که شخصیت های فرعی خوبی داشت
این باعث میشه دارن یه موضوع خوب رو تبدیل به اثری متوسط کنه و بخصوص بعد از جلد چهارم(بک) بشدت داستان سقوط میکنه و در جلد 9و 10 هم پایانی متوسط داره
ویژگی جالب داستان های شان خاص بودن کاراکترهای اونه.اگر چه اونا خاص هستن ولی در عین حال نمودی از افراد تنهای جامعه ما هستند که هرکدوم به نوعی درگیر یه بحران هست
مورد دیگه راوی که اول شخصه و این به شدت به حس تعلیق و همذات پندازی مخاطب کمک میکنه
مورد دیگه سطح خشونت داستانه که خیلی کم در داستان های دیگه فانتزی تکرار شده
به نظر میاد دارن شان به اینکه فقط مخاطبش نوجوانان باشه راضیه و نمیخواد قدم در راهی بزاره که تالکین و مارتین گذاشتن یعنی خلق یک حماسه فانتزی کامل
به نظرمن دارن شان دموناتا رو عالی شروع کرد.اون خشونت ورک وراست گویی خاص دارن شان تو این قسمت ها خودشو خیلی خوب نشون میده.اون فصل هایی که گروبز رو بعد از مواجه با شیاطین و بستری شدن در آسایشگاه روانی و بعد اومدن نجات بخشی به اسم درویش هست واقعا خیلی خوب کار شده.یا کتاب دزد شیطانی که کرنل پس از جستجوی زیاد به دنبال رباینده برادرش در آخر به دزد واقعی یعنی خودش رسید وبه دزد درونش دست یافت!این دو کتاب پر از ایده های ناب قابل تحسینن.اما با قسمت سوم آشکارا همه ی اجزای داستان افت مییکنن.مخصوصا فصل های آخر اسلاتر خیلی فاجعه اس.یه سری بچه بازیگر تبدیل به قهرمانان داستان میشن و لردلاس(ینی بنده)رو شکست میدن.بولعجب!جالبه که با جلوتر رفتن داستان نه تنها وضع بهتر نمیشه بلکه این روند بیشترم میشه.موضوع دیگه نحوه مبارزه تو دموناتاست که من هر چی می خوام نادیده اش بگیرم نمیشه !با وجود اونکه یکی از منتقدان هری پاتر هستم ترجیح میدم اگه قراری در داستانی جادو وجود داشته باشه به شکل رولینگی اون با یه چوب زپرتی باشه تا اینکه مثل جناب شان از "محیط"انرژی بگیرم و دشمنانم رو به فنا بدم.خدارو شکر که دارن داستان هایی مثل حماسه لارتن کرپسلی و جلاد لاغر رو هم نوشته و میتونیم نبرد با شیاطین رو فراموش کنیم و اسم دارن شان تو لیست نویسندگان مورد علاقمون قرار بدیم!
البته پایان دموناتا به اون فاجعه ای نیست ولی جلد 1 و 2 و 4 اینقدر قدرتمنده که آب بستن بر 5 و 6 و 7 و 8 اونو خراب میکنه درست عکس حماسه دارن شان(سرزمین اشباح) که جلد به جلد گسترده تر و بهتر میشه
خب هری پاتر کاملا نثری زنونه داره و هیچ وقت تو اوج نمیره ولی تاحدودی منسجمه و از یه حدودی پایین نمیاد
دارن شان استعداد بزرگیه بخصوص در توصیف خشونت بسیار کارش جالبه ولی بهتره فقط در خون آشام و دنیای اشباح نمونه و سطح کارشو ارتقا بده
البته من زامبی یا جلاد لاغر رو فعلا نخوندم
شاید غیر منتظره ترین داستان هایی که تو عمرم خوندم جلد 1 و 2 و 4 بود
ای کاش به دست فیلمنامه نویسان خوبی مثل دیوید بنیوف و کارگردانانی مثل برتون و دل تورو بیفته تا کاری قابل قبول از اون ارائه بشه
با ار فارزون موافقم مخصوصا جلد بک که عالی بود
فکر کردن به فضای داستان کلی به ادم انرزی میده قلعه وجنگل
وسبک لباسهای دوران گذشته وکلی وقایع غیر قابل پیش بینی
اگر با داستان تلفیق بشه یه اثر ماندگار سینمایی از خودش به جا میزاره
با ار فارزون موافقم مخصوصا جلد بک که عالی بود
فکر کردن به فضای داستان کلی به ادم انرزی میده قلعه وجنگل
وسبک لباسهای دوران گذشته وکلی وقایع غیر قابل پیش بینی
اگر با داستان تلفیق بشه یه اثر ماندگار سینمایی از خودش به جا میزاره
بله کارگردانی رو میخواد که علاقه به تخیل و فانتزی داشته باشه
هردو کتاب پتانسیل موفقیت سینمایی دارن بشرطی مثل قسمت اول حماسه دارن شان کارگردان شیرینی امریکایی رو کارگردان پروزه نکنن
اون سه جلد دموناتا بخصوص خیلی غافلگیر کننده،کوبنده و خوب بود و هرکدوم میتونن یک کار موندگار بشن
البته پایان دموناتا به اون فاجعه ای نیست ولی جلد 1 و 2 و 4 اینقدر قدرتمنده که آب بستن بر 5 و 6 و 7 و 8 اونو خراب میکنه درست عکس حماسه دارن شان(سرزمین اشباح) که جلد به جلد گسترده تر و بهتر میشه
خب هری پاتر کاملا نثری زنونه داره و هیچ وقت تو اوج نمیره ولی تاحدودی منسجمه و از یه حدودی پایین نمیاد
دارن شان استعداد بزرگیه بخصوص در توصیف خشونت بسیار کارش جالبه ولی بهرته فقط در خون آشام و دنیای اشباح نمونه و سطح کارشو ارتقا بده
البته من زامبی یا جلاد لاغر رو فعلا نخوندم
شاید غیر منتظره ترین داستان هایی که تو عمرم خوندم جلد 1 و 2 و 4 بود
ای کاش به دست فیلمنامه نویسان خوبی مثل دیوید بنیوف و کارگردانانی مثل برتون و دل تورو بیفته تا کاری قابل قبول از اون ارائه بشه
من واقعا برای هردو نویسنده احترام زیادی قائلم.ولی راستش فکر میکنم استعداد و هوش کم نظیر شان یکم نادیده گرفته شده.شخصیت پردازی شخصیت های دارن شان عالیه به معنای واقعی کلمه.تو هری پاتر به طرز آزار دهنده ای میبینیم که غیر از چند استثنا مثل اسنیپ و دراکو مالفوی بقیه یا یه سری ماشین آدمکش بی احساسن یا مبارزان شجاع و خوب و یا احمق ها ی منفعل.اما دارن اینو نمیگه شخصیت هاش واقعا پیچیدن.برای مثال در قصه های سرزمین اشباح شبح واره ها به عنوان دشمن اصلی قبیله اشباح ودر نتیجه شخصیت اصلی هستن.اما اونها دشمنی ذاتی با قهرمانان داستان ما ندارن بلکه موجودات شریفی هستن که تنها برای حفظ خودشون میجنگن.(البته به غیر از استیو)دمت گرم دارن شان عزیز!
من واقعا برای هردو نویسنده احترام زیادی قائلم.ولی راستش فکر میکنم استعداد و هوش کم نظیر شان یکم نادیده گرفته شده.شخصیت پردازی شخصیت های دارن شان عالیه به معنای واقعی کلمه.تو هری پاتر به طرز آزار دهنده ای میبینیم که غیر از چند استثنا مثل اسنیپ و دراکو مالفوی بقیه یا یه سری ماشین آدمکش بی احساسن یا مبارزان شجاع و خوب و یا احمق ها ی منفعل.اما دارن اینو نمیگه شخصیت هاش واقعا پیچیدن.برای مثال در قصه های سرزمین اشباح شبح واره ها به عنوان دشمن اصلی قبیله اشباح ودر نتیجه شخصیت اصلی هستن.اما اونها دشمنی ذاتی با قهرمانان داستان ما ندارن بلکه موجودات شریفی هستن که تنها برای حفظ خودشون میجنگن.(البته به غیر از استیو)دمت گرم دارن شان عزیز!
خب در کامنت قبلی بحث من روی دموناتا بود
موضوع دموناتا خیلی بکره بخصص در بک،لرد لاس و دزد شیطانی ولی شان نتونسته همین روند رو در جلد 3،5 ،6 ،7 و 8 نگه داره و ریتم افت میکنه
در مورد شخصیت های اصلی کلا شخصیت های عجیب غریب و خوبی داره ولی وقتی داستان میخواد گسترده شه شان نمیتونسته اون انسجام رو حفظ کنه
دموناتا و هری پاتر عکس همن دموناتا کوبنده شروع شد با موضوعی بکر ولی ریتمش بشدت افت ولی هری پاتر تقریبا موضوعی کلیشه ای داشت ولی غیر از جام اتش انسجامشو حفظ کرد
این کتاب ضخصیت های جانبی خوبی مثل سوروس اسنیپ،الستور مدآی ،سیریوس بلک و... داشت
در مورد سرزمین اشباح بنظرم موضوعش کلیشه ای بود و سه جلد اول معمولی بود ولی رفته رفته از ظهور کوردا اسمالت و هارکات مولدز و آزمونهای مرگ داستان اوج گرفت و این اوج را ادامه داد تا جلدآخر(جلد 12)
مشکل از همین جاست شخصیت های فرعی خوبی که شان در دموناتا در 4 جلد اول داشت رو نتونست در جلدهای بعدی جایگزین کنه ولی در حماسه دار شان کار شان واقعا درخشان تر بود و حتی قطب مثبت و منفی هم به هم ریخته بود
به نظرم سه جلد 1و 2 و 4 دموناتا عالی بود
و 6 جلد آخر حماسه دارن شان هم خیلی خوب بود
همین دیشب جلاد لاغر رو تموم کردم مثل باقی کتاباش عالی بود الان هم دارم سه گانه شهر رو میخونم پیشنهاد میدم شما هم بخونید البته هیچ کدومشون به پای دیموناتا نمیرسن اون هیجانو من دیگه تو هیچ کردم از کتاباش ندیدم ولی نمیگم بد بودن اتفاقا خوب بودن کارای من خودم در آخر هر کتابش شوکه میشم واقعا داستان پردازیش عالیه چند وقت پیش داشتم دنبال فیلمش میگشتم که متاسفانه نتونستم کامل پیداش کنم دوستان کسی این جا فیلم حماسرو دیده یا مثلا لینک دانلود سالمش رو @-) :))
دوتا از رمان های دارن شان رو نصف و نیمه خوندم که یکیش حماسه دارن شان (سیرک عجایب) بودش که نمیدونم چرا دیگه حال و حوصله ی خوندش رو ندارم :S
رمان دیگرش هم رمان زام-بی بود با اینکه جلد اول و دومشو خیلی دوس داشتم ولی جلد سومش چیزی واسه گفتن نداشت واسه همین دیگه کلا بیخیالش شدم
همین دیشب جلاد لاغر رو تموم کردم مثل باقی کتاباش عالی بود الان هم دارم سه گانه شهر رو میخونم پیشنهاد میدم شما هم بخونید البته هیچ کدومشون به پای دیموناتا نمیرسن اون هیجانو من دیگه تو هیچ کردم از کتاباش ندیدم ولی نمیگم بد بودن اتفاقا خوب بودن کارای من خودم در آخر هر کتابش شوکه میشم واقعا داستان پردازیش عالیه چند وقت پیش داشتم دنبال فیلمش میگشتم که متاسفانه نتونستم کامل پیداش کنم دوستان کسی این جا فیلم حماسرو دیده یا مثلا لینک دانلود سالمش رو @-) :))
فیلمش اصلا در حد حماسه دارن شان نیست
کارگردان فیلم پل ویتزه که قبلا شیرینی امریکایی رو ساخته و همین نشون دهنده دید اشتباه به داستان و اقتباس از اونه وگرنه کار باید به امثال دل تورو و کوارن سپرده میشد نه کارگردان شیرینی آمریکایی
عنوان فیلم سیرک اشباح: دستیار یک شبح هست که روایتی از سه جلد اول حماسه دارن شان هستش
بازیگران فیلم که شناخته شده باشند عبارتند از :جان سی ریلی (لارتن کرپسلی)،کن واتانابه(آقای تال)،سلما هایک و...
فیلم خوبی نبود و باعث شد پرونده حماسه دارن شان و دموناتا موقتا به بایگانی سپرده باشه .حیفه که تا مدتها دیگه کارگردانی سراغ این کتابها نمیره
بودجه فیلم 40 میلیون دلار بود ولی در کل دنیا 39 میلیون دلار فروخت
این هم یک لینک از فیلم http://forum.persian...thread5725.html
اوهوم کاملا موافقم ولی من بازیگر استیو رو دوست داشتم من چند تا از تیکه هاشو دیدم که اصلا با کتاب همخوانی نداشت واقعا ضد حال بود @-)
من یه زمانی عضو انجمن طرفداران دارن شان بودم(dsfansبود اگه اشتباه نکنم)اونجا یه سری عکس از فیلمش دیدم به قول یه نفر میگفت فقط خانم اکتا(عنکبوته)شبیه کتابه!!
خود دارن و لارتن همیشه لباسای کثیف و پاره پوره میپوشیدن(به جز وقتیایی که تو کوهستان اشباح بودن)ولی تو فیلم دارن و لارتن لباس شیک و مرتب و تمیز پوشیدن!تابوتایی که توش میخوابیدن چ.بی و سخت بودولی تابوت توی فیلم(اونطور که از عکس معلوم بود)از رختخواب هم راحت تر بود!یه چیز دیگه این که چون استیو چند سال بعد از لارتن همخون شده بوده وقتی دوباره همو میبینن و استیو خودشو شکارچی اشباح معرفی میکنه استیو یه مرد بالغ بوده در حالی که دارن در حد یه پسر نوجوون مونده بوده ولی چیزی که من دیدم استیو هم (بازیگرش)هم سن بازیگر دارن بود!من عکسا رو هم که دیدم از فیلم بدم اومد اصلا حاظر نیستم فیلم رو ببینم!
به نظرم تنها کسی که خیلی خوب میتونه از روی رمان های دارن شان اقتباس کنه و تبدیل به فیلمش کنه همین گیلرمو دل توروی خودمون هستش . فضاسازی ای که دل تورو انجام میده تو فیلم هاش بنظرم خیلی شباهت به رمان های دارن شان داره.
به نظرم تنها کسی که خیلی خوب میتونه از روی رمان های دارن شان اقتباس کنه و تبدیل به فیلمش کنه همین گیلرمو دل توروی خودمون هستش . فضاسازی ای که دل تورو انجام میده تو فیلم هاش بنظرم خیلی شباهت به رمان های دارن شان داره.
موافقم دل تورو در این زمینه میتونه خیلی خوب باشه و فکر کنم قابش به این فیلم بخوره
البته دموناتا واقعا یه فانتزی خاصه!
تصورشو بکنین دموناتا فیلم بشه
چه خون و خون ریزی توی فیلم به پا میوفته!
کتابش رو که می خونی پر از صحنه های خون باره چه برسه به فیلمش . از همه مهمتر اینکه بعضی قسمت های حساس داستان در اینجور صحنه هاست.
اگر بخوان شیاطین رو هم قشنگ از آب در بیارن ؛ فیلم رو باید رده بندی سنی کرد :دی
تصورشو بکنین دموناتا فیلم بشه
چه خون و خون ریزی توی فیلم به پا میوفته!
کتابش رو که می خونی پر از صحنه های خون باره چه برسه به فیلمش . از همه مهمتر اینکه بعضی قسمت های حساس داستان در اینجور صحنه هاست.
اگر بخوان شیاطین رو هم قشنگ از آب در بیارن ؛ فیلم رو باید رده بندی سنی کرد :دی
به نظر من اگه فیلم دموناتا رو درست کنن یه شاهکار میشه . و فکر نکنم حالا حالا ها تبدیل به فیلم بشه چون یه پروژه عظیمه و هرکسی نمیتونه دست به ساخت همچین مجموعه ای بزنه
دیموناتها واقعا عالی میشه امیدوارم فیلمشو بسازن ماهم ببینیم ولذت ببریم مخصوصا جلد یک و بک عالی میشن :-bd
دیموناتها واقعا عالی میشه امیدوارم فیلمشو بسازن ماهم ببینیم ولذت ببریم مخصوصا جلد یک و بک عالی میشن :-bd
به نظرم دموناتا همون سختی سیلماریلیون رو داره
در کنار موضوع بسیار پیچیده،فانتزی رها و خشونت زیاد با مساله گذشت زمان و تعدد راوی و داستان ها مواجهیم
بعضی از داستان ها فاصله زمانی زیادی با هم دارند و حیفه خلاصه شن
مثلا بک و دزد شیطانی که به نظرم هردو عالی و مخصوص هستند پتانسیل یک فیلم قدرتمند مستقل رو دارند
و غیر از اون میشه مثلا سه گانه ای دیگه که شامل 8 قسمت دیگه رو از آب در آورد
کار سرزمین اشباح (حماسه دارن شان ) راحت تر بود و 12 قسمتش رو خود دارن شان در 4 سه گانه دسته بندی کرده بود ولی حیف که انتخاب کارگردان شیرینی امریکایی به عنوان کارگردان کار رو خراب کرد و فیلم دست کمی از یک فاجعه نداشت امیدوارم بشه دموناتا با هدایت کارگردانانی نظیر رابرت زمه کیس،گیرمو دل تورو یا آلفونسو کوارن کاری ماندگار بشه هرچند که شکست کامل قسمت اول دستیار یک جادوگر(سرزمین اشباح ) کار رو خیلی سخت کرد
کل اثار دارن اگر فیلم یا سریال بشن همگیشون پتانسیل خوبی دارن مهمترین نکتشونم هیجان داخل داستانه که باعث پیگیری تماشاچی میشه مخصوصا جلد بک
خب راستش فانتزی و تخیل گسترده داستان در سریال در نمیاد
بک هم که داستانی جاده ای و مستقل داره و فقط کافیه به کارگردانی خوب برسه مثل نیل بلومکمپ (منطقه 9)
بله واقعا بک،دزد شیطانی و لرد لاس هیجان انگیزند و غیر قابل پیش بینی
من که اگه قرار باشه یکی از آثار دارن شان فیلم بشه نظرم رو جلاد لاغره! هم داستانش سرراست تره هم فضاش راه دست پیتر جکسونه یه سه گانه دیگه از توش در بیاره!:دی
جلاد لاغر هم واقعا خوب بود حمید ولی دموناتا خیلی هیجان انگیز و غیر قابل پیش بینی
حیفه دزد شیطانی و بک برگردان درخوری نداشته باشن و همین طور سرزمین اشاح که میتونه قسمت سوم و چهارمی فوق العاده داشته باشه
این دو مجموعه (حماسه دارن شان و دموناتا ) خیلی مناسب پیترجکسون اند ولی افسوس که بعیده جکسون ریسک کنه و سراغ این کار بره
جالبه حتی هیکل پیترجکسون هم شبیه دارن اشاگنسی یه!
تجربه های اخیر که نشون داده جکسون اگه سراغ دموناتا یا سرزمین اشباح بره زیر 15گانه اصلا راه نداره! :دی
نترس خود دارن شان اینقدر در دموناتا آب بسته( بخصوص جلد 5-8) که احتمالا پیترجکسون باید خلاصه اش کنه !
یه سه گانه جمع و جور از دموناتا و یک چهار گانه از سرزمین اشباح کافیه
نمیدونم چرا هر وقت جکسون بخواد یه فیلم بسازه همه انتظاره یه سه گانه ی دیگه رو دارن :دی
ولی اگه یه موقع خواستن از روی رمان دارن شان یه فیلم بسازه بهتره گیلرمو دل تورو اونارو بسازه تا جکسون .
جکسون بیشتر دوست داره فیلم های عظیم (فیلم هایی که داستان اون ها عظیم هستند) رو بسازه تا فیلم هایی که داستان اون ها تو محور تک شخصیتی میگذره .
البته دل تورو و جکسون هردو در ژانر وحشت زبده و با تجربه هستند و دل تورو هم کارهایی در خور مثل لابیرنت پن و حتی تیغ 2 رو داره
دموناتا بسیار گسترده اس تصور کورنلیوس فلک در حال ساختن پنجره ای رو به جهنم یا نبرد لرد لاس با درویش یا برانابوس میتونه خیلی عالی باشه
بخصوص در به تصویر کشیدن دنیای شیاطین پیتر جکسون خیلی مناسبه
خب این دو رمان جای کار بسیاری دارند و پیرنگ سه گانه ای خوب رو دارند
فکر کنم برای جکسون افت باشه که دنیای دارن شان رو به تصویر بکشه و همینطور از آن سبک همیشگیش هم ممکنه کمی دور بشه. جکسون بنظرم بیشتر دوست داره فیلم هایی رو بسازه که توش شخصیت های متعدد زیادی رو داشته باشه. من رمان حماسه ی دارن شان و همچنین زام-بی رو خونده ام و این دوتا رمان بیشتر روی یک شخصیت و کاراکتر مانور میداد، رمان دمونتا رو هم همین الان یکم خلاصه داستانش رو خونده بودم و بنظر میاد این رمان هم بیشتر حول محور یک شخصیت یا دو شخصیت میچرخید. رمان های دارن شان بیشتر برای امثال گیلرمو دل تورو ، تیم برتون و یا دیوید یتس میخوره تا جکسون . البته بنده هم خیلی دوست دارم رمان های دارن شان رو یک کارگردان بسیار نابغه و پر تبحر مثل دل تورو بیاد تبدیل به فیلمش بکنن ولی با کارگردانی جکسون تاحد زیادی مخالفم .
پس انگار اولین فیلمهای پیترجکسون رو ندیدی که اینو میگی:دی
دل تورو برای کارهای کم هزینه مثل لابیرنت پن و تیغ 2 خوب بود تا حاشیه اقیانوس
اتفاقا چون کسی انتظار خلق یه شاهکار رو از جکسون نداره دستش بازتره و اون داستان گسترده و تخیل رها مناسب پیترجکسونه
روی کدوم شخصیت میچرخید؟
دموناتا که روایت اول شخصه و غیر از اون کارکتر های اصلی بسیار زیادی داره
گروبز گریدی،لرد لاس،بک ،کورنلیوس فلک، درویش گریدی ،برانابوس
اصلا یکی از سختی های برگردان دموناتا همین کارکترهای زیاده که به هرکدوم فضا برای پرداخت بهتر داده بشه
همیشه در مورد درویش گردی گری اولدمن مدنظرم بود و برای برانابو لیام نیسن ولی حیف که جز یک رویا نیست...
حماسه دارن شان هم که بحثش جداست و بیشتر کار به جکسون ،دل تورو ،کوران یا بلومکمپ میخوره
افسوس که این رمانها بچه گانه اس وگرنه میشد شانس کمی برای همکاری استاد تصویر سینما ریدلی اسکات رو در نظر گرفت
پس انگار اولین فیلمهای پیترجکسون رو ندیدی که اینو میگی:دی
اتفاقا بهترین فیلم جکسون تو دهه 90 رو دیدم ، مخلوقات آسمانی ، فیلم خیلی خوبی هم بود. ولی سبک فیلمسازی جکسون در فیلم های عظیم که توش جنگ و اینجور چیزها داره فرق میکنه با فیلمای درامش.
دل تورو برای کارهای کم هزینه مثل لابیرنت پن و تیغ 2 خوب بود تا حاشیه اقیانوس
منظورتو نفهمیدم اینجا :دی
اتفاقا چون کسی انتظار خلق یه شاهکار رو از جکسون نداره دستش بازتره و اون داستان گسترده و تخیل رها مناسب پیترجکسونه
اتفاقا بنظرم هر وقت جکسون دست به ساخت فیلمی زده همه انتظار یه شاهکار رو ازش دارن :دی
دموناتا که روایت اول شخصه و غیر از اون کارکتر های اصلی بسیار زیادی داره
گروبز گریدی،لرد لاس،بک ،کورنلیوس فلک، درویش گریدی ،برانابوس
والا من دموناتا رو نخوندم . ولی رمان زامبی و حماسه ی دارن شانش بیشتر حول و محور شخصیت اصلیش که راوی ماجرا باشه میچرخید.
حماسه دارن شان هم که بحثش جداست و بیشتر کار به جکسون ،دل تورو ،کوران یا بلومکمپ میخوره
حماسه دارن شان که بنظرم اگه تبدیل به فیلمش بکنن زیاد جالب نمیشه از نظر من به خاطر همین کارگردانان مطرح نمیرن سراغ داستانش.
نیل بلوم کمپ ؟! داداش نیل بلوم کمپ بیشتر تو ساخت فیلم های علمی/تخیلی تبحر داره تا فانتزی!
ولی در مورد ساخت فیلم دموناتا بشدت با کوارن موافقم . تصور کن کوارن بیاد فیلم دموناتا رو با اون لانگ شات های استثنایی اش نشون بده. خیلی دلم میخواست کوارن فیلم هابیت رو کارگردانی بکنه ولی حیف که غیرممکنه. :دی
افسوس که این رمانها بچه گانه اس وگرنه میشد شانس کمی برای همکاری استاد تصویر سینما ریدلی اسکات رو در نظر گرفت
ریدلی اسکات هم فکر نکنم سراغ همچین فیلمایی بره . ایشون هر فیلمی و هر ژانری رو بسازه ولی گمون نکنم سراغ فیلم های فانتزی بره. شاید سم ریمی گزینه ی خیلی خوبی برای رمان حماسه دارن شان باشه .
البته دانکن جونز اگه بتونه دنیای وارکرافت رو عالی نشون بده گزینه بسیار ایده آلی برای رمان های دارن شان خصوصا رمان دموناتا خواهد شد. ولی البته باید دید وارکرافت رو چگونه میسازه . من که خیلی از سبک فیلمسازیش خوشم اومده ولی حیف که دو تا فیلمش در ژانر علمی تخیلی قرار داره و این اولین باره که یه فیلم فانتزی داره میسازه و نمیشه قضاوت بسیار بهتری کرد. اونم فیلمی فانتزی ای که بخشی اش به دنیای تالکین هم وابسته هست.
اتفاقا بهترین فیلم جکسون تو دهه 90 رو دیدم ، مخلوقات آسمانی ، فیلم خیلی خوبی هم بود. ولی سبک فیلمسازی جکسون در فیلم های عظیم که توش جنگ و اینجور چیزها داره فرق میکنه با فیلمای درامش.
خب باید قبل ترش رو هم ببینی
من سال سوم دبیرستان تجربه دیدن فکر کنم فیلم مرده مغز رو داشتم که اونجا انواع و اقسام دل و روده در اوردن رو دیدم
پیترجکسون از اینجور فیلمهایی شروع کرد و با تلاش و خودسازی به بالاترین حد رسید
برای امثال پیترجکسون و کامرون و تارانتینو افت کلاس وجود نداره از هرچیزی میتونن شاهکاری رو خلق کنند
منظورتو نفهمیدم اینجا :دی
خب راستش دل تورو در کارهایی که جمع و جور باشه میتونه اعمال سلیقه بیشتری بکنه وگرنه ممکنه مثل هابیت عطای کار رو به لقاش ببخشه
مثلا لابیرنت پن با کمترین بودجه و با تلاش دل تورو و حتی استفاده کم از جلو های ویژه واقعا کاری درخور بود
اتفاقا بنظرم هر وقت جکسون دست به ساخت فیلمی زده همه انتظار یه شاهکار رو ازش دارن :دی
راستش فقط در مورد هابیت اینطور بوده
ارباب حلقه ها هم اینطور نبود
کینگ کونگ هم که همه میدونستن جکسون برای دل خودش میسازه
استخوان های دوست داشتنی هم که نوع رمان طوری بود که برگردان سینمایی اش خیلی سخت بود و البته کار جکسون هم عالی بود
حماسه دارن شان که بنظرم اگه تبدیل به فیلمش بکنن زیاد جالب نمیشه از نظر من به خاطر همین کارگردانان مطرح نمیرن سراغ داستانش.
نیل بلوم کمپ ؟! داداش نیل بلوم کمپ بیشتر تو ساخت فیلم های علمی/تخیلی تبحر داره تا فانتزی!
ولی در مورد ساخت فیلم دموناتا بشدت با کوارن موافقم . تصور کن کوارن بیاد فیلم دموناتا رو با اون لانگ شات های استثنایی اش نشون بده. خیلی دلم میخواست کوارن فیلم هابیت رو کارگردانی بکنه ولی حیف که غیرممکنه. :دی
ریدلی اسکات هم فکر نکنم سراغ همچین فیلمایی بره . ایشون هر فیلمی و هر ژانری رو بسازه ولی گمون نکنم سراغ فیلم های فانتزی بره. شاید سم ریمی گزینه ی خیلی خوبی برای رمان حماسه دارن شان باشه .
البته دانکن جونز اگه بتونه دنیای وارکرافت رو عالی نشون بده گزینه بسیار ایده آلی برای رمان های دارن شان خصوصا رمان دموناتا خواهد شد. ولی البته باید دید وارکرافت رو چگونه میسازه . من که خیلی از سبک فیلمسازیش خوشم اومده ولی حیف که دو تا فیلمش در ژانر علمی تخیلی قرار داره و این اولین باره که یه فیلم فانتزی داره میسازه و نمیشه قضاوت بسیار بهتری کرد. اونم فیلمی فانتزی ای که بخشی اش به دنیای تالکین هم وابسته هست.
در مورد دارن شان بله متاسفانه چون ریسک زیادی داره نمیرن ولی ای کاش که میرفتن .
بله نیل بلوم کمپ .جدای از قدرت کارش فیلمش رگه هایی از وحشت هم داشت و اگه ایشون کارگردان میبود مسلما پیترجکسون تهیه کننده میشد
ولی ایوب در مورد وحشت سیال در دموناتا و دل و روده در آوردن هنری دل تورو و جکسون استاد هستند !:دی
در مورد استاد ریدلی اسکات موافقم شاید سن بالا دیگه ایشون رو محافظه کار کرده تازه ایشون قسمت دوم پرومتئوس که کاری عظیمه رو هم در نظر داره
خیلی خوب به سم ریمی اشاره کردی چون به نظرم قاب سم ریمی به جکسون و دل تورو نزدیکه در مورد هابیت هم که ابتدا جناب سم ریمی قصد ساخت داشت و اتفاقا میخواست هابیت رو شاد و کودکانه بسازه و قسمت نشد !
خب باید قبل ترش رو هم ببینی
من سال سوم دبیرستان تجربه دیدن فکر کنم فیلم مرده مغز رو داشتم که اونجا انواع و اقسام دل و روده در اوردن رو دیدم
پیترجکسون از اینجور فیلمهایی شروع کرد و با تلاش و خودسازی به بالاترین حد رسید
برای امثال پیترجکسون و کامرون و تارانتینو افت کلاس وجود نداره از هرچیزی میتونن شاهکاری رو خلق کنند
خب راستش دل تورو در کارهایی که جمع و جور باشه میتونه اعمال سلیقه بیشتری بکنه وگرنه ممکنه مثل هابیت عطای کار رو به لقاش ببخشه
مثلا لابیرنت پن با کمترین بودجه و با تلاش دل تورو و حتی استفاده کم از جلو های ویژه واقعا کاری درخور بود
راستش فقط در مورد هابیت اینطور بوده
ارباب حلقه ها هم اینطور نبود
کینگ کونگ هم که همه میدونستن جکسون برای دل خودش میسازه
استخوان های دوست داشتنی هم که نوع رمان طوری بود که برگردان سینمایی اش خیلی سخت بود و البته کار جکسون هم عالی بود
در مورد دارن شان بله متاسفانه چون ریسک زیادی داره نمیرن ولی ای کاش که میرفتن .
بله نیل بلوم کمپ .جدای از قدرت کارش فیلمش رگه هایی از وحشت هم داشت و اگه ایشون کارگردان میبود مسلما پیترجکسون تهیه کننده میشد
ولی ایوب در مورد وحشت سیال در دموناتا و دل و روده در آوردن هنری دل تورو و جکسون استاد هستند !:دی
در مورد استاد ریدلی اسکات موافقم شاید سن بالا دیگه ایشون رو محافظه کار کرده تازه ایشون قسمت دوم پرومتئوس که کاری عظیمه رو هم در نظر داره
خیلی خوب به سم ریمی اشاره کردی چون به نظرم قاب سم ریمی به جکسون و دل تورو نزدیکه در مورد هابیت هم که ابتدا جناب سم ریمی قصد ساخت داشت و اتفاقا میخواست هابیت رو شاد و کودکانه بسازه و قسمت نشد !
درسته پیتر جکسون و دل تورو تو زمینه ی قطع و قلع و قمع کردن موجودات استادن . خصوصا جکسون که تو سری سرزمین میانه اینقدر کله ی و دست و پای این اورک ها قطع کرد که الان اورک ها کاملا میتونند یک طومار اعتراض آمیز بنویسن . خصوصا تو قسمت دوم هابیت این اورک ها خیلی باحال کشته میشدن . آدم خرکیف میشد . (خخخخخخخ)
دل تورو بنظرم زیاد از اینجور چیزا استفاده نمیکنه ولی سکانس هایی تو فیلم بلید 2 هست که هر وقت میبینمش مو به تنم سیخ سیخ میشه ! همون سکانسایی که هر وقت خون آشامه دهنش رو بصورت افقی (:دی) باز میکرد فوق العااده دیدنی میشد .
رمان های دارن شان توش خشونت بسیار زیاد موج میزنه و از یکسو هم رمانهاش بیشتر نوجوان پسند هستند . اگر رمان هاش بزرگسالانه میبود (مثل رمان های استفن کینگ) مطمئنا تا حالا چندین نسخه ی سینمایی ازشون در میمود.
سم ریمی کارگردان بسیار خوبیه ، و بنظرم (به خاطر اینکه رمان دموناتا در مورد شیطاین و اینجور چیزهاست) گزینه ی خیلی خوبی باشه . فیلم های فانتزی سم ریمی که در کنارش چاشنی وحشت و کمیک دارن بسیار عالی بودند ، نمونه اشارتش تاریکی یا سری شیطان مرده که ارتش تاریکی هم جزو اونه یا مرا به جهنم بکشان . ولی فیلم هایی که فانتزی ای که فقط توش تم شاد باشه رو نمیشه بهش اعتماد کرد. نمونه اش میتوان به فیلم جادوگر شهر اوز اشاره کرد. رمان دموناتا بنظر میاد خشونت و وحشت توش موج میزنه و هم اینکه فانتزی هم هست و در کنارش موجودات اهریمنی زیادی رو داره پس این رمان میتونه خوراک تازه ای برای سم ریمی باشه .
درسته پیتر جکسون و دل تورو تو زمینه ی قطع و قلع و قمع کردن موجودات استادن . خصوصا جکسون که تو سری سرزمین میانه اینقدر کله ی و دست و پای این اورک ها قطع کرد که الان اورک ها کاملا میتونند یک طومار اعتراض آمیز بنویسن . خصوصا تو قسمت دوم هابیت این اورک ها خیلی باحال کشته میشدن . آدم خرکیف میشد . (خخخخخخخ)
دل تورو بنظرم زیاد از اینجور چیزا استفاده نمیکنه ولی سکانس هایی تو فیلم بلید 2 هست که هر وقت میبینمش مو به تنم سیخ سیخ میشه ! همون سکانسایی که هر وقت خون آشامه دهنش رو بصورت افقی (:دی) باز میکرد فوق العااده دیدنی میشد .
رمان های دارن شان توش خشونت بسیار زیاد موج میزنه و از یکسو هم رمانهاش بیشتر نوجوان پسند هستند . اگر رمان هاش بزرگسالانه میبود (مثل رمان های استفن کینگ) مطمئنا تا حالا چندین نسخه ی سینمایی ازشون در میمود.
سم ریمی کارگردان بسیار خوبیه ، و بنظرم (به خاطر اینکه رمان دموناتا در مورد شیطاین و اینجور چیزهاست) گزینه ی خیلی خوبی باشه . فیلم های فانتزی سم ریمی که در کنارش چاشنی وحشت و کمیک دارن بسیار عالی بودند ، نمونه اشارتش تاریکی یا سری شیطان مرده که ارتش تاریکی هم جزو اونه یا مرا به جهنم بکشان . ولی فیلم هایی که فانتزی ای که فقط توش تم شاد باشه رو نمیشه بهش اعتماد کرد. نمونه اش میتوان به فیلم جادوگر شهر اوز اشاره کرد. رمان دموناتا بنظر میاد خشونت و وحشت توش موج میزنه و هم اینکه فانتزی هم هست و در کنارش موجودات اهریمنی زیادی رو داره پس این رمان میتونه خوراک تازه ای برای سم ریمی باشه .
بله بلید رو خوب اشاره کردی جایی که نوماک برای اولین بار شروع به کشتار کرد یا تقابل بلید و نوماک در بالای بار که خوب در اومده بود و تاریک
در لابیرنت پن هم مثلا اونجارو به یاد بیار که زنه مثل جوکر لب و گونه اون فرمانده رو داغون کرد
در مورد رمانهای کینگ هم همینطوره و کارگردان های خاصی میخواد مثل دارابونت
باید ببینیم که چی پیش میاد این موج فیلم های فانتزی بگیر نگیر داره گاهی چند شاهکار با هم بیرون میان و گاهی تمومشون متوسط یا ضعیفن
البته کوارن با اون 7 اسکاری که نصیب جاذبه شد کلا از دسترس خارج شد!
دموناتا هم احتمالا نصیب کارگردانی جوان و جویای نام بشه
کتابا این نویسنده بی نظیره و ترسو به ادم القا میکنه من اثار تالکین عاشق مجموعه های دارن شان هستم
کتابهای این نویسنده عبارت است از:
مجموعه ی سرزمین اشباح
مجموعه ی نبرد با شیاطین
کتاب جلاد لاغر
مجموعه ی حماسه ی کریپسیلی
و مجموعه ی زام-بی
من نبرد شیاطینو نصفه شبا که همه خواب بودن (وسط امتحاناتم)میخوندم ... زیر پتو می لرزیدم . قبلش از قصه های گرگینه ها خوشم میومد ولی اینقدر توی نبرد شیاطین خون و بدن تیکه تیکه و آش و لاش و کله کنده شده بود زده شدم .خیلی وقته دارن شان نخوندم. کلا همه کتاباش پرخونه ! توی جلادلاغرشم که نصفه خوندم سربریدن موجبات افتخار بود !!!
کلا دارن شان پدیده بخصوصیه !
مخاطبان دارن شان نوجوانان هستن، ولی اگه قرار باشه فیلم ها در همون سطح خشونت باشن احتمالا محدودیت سنی داشته باشن... نظر شما چیه؟ دراوردن تموم صحنه ها مطابق با کتاب کار سختیه، حتما توی فیلم خیلی چیزا حذف و اضافه میشه. هرچند به دلیل جلدهای زیاد دموناتا به نظر من احتمال ساخت فیلم به حداقل میرسه.
درسته صحنه های خشن اونقدر زیاده که فیلم هم محدودیت سنی خواهد داشت هم بعضی جاهارو به خاطر پیچیدگی نمیشه خوب به تصویر کشید .
خود دیموناتا یا لرد لاس و باقی هیولا هاشو با توصیفات نویسنده بهتر میشه از آب درآورد ، به تصویر کشیدنشون سخته ...
مخصوصا اوت دنیایی که توی آخر ماجرا گروبز و بک و کرنل می رن توش و ....
دنیای دموناتا خیلی گسترده اس و تخیل دارن شان رها شده اس به همین دلیل در آوردنش کار سختیه
البته به نظر من 10 جلد بودن کتاب لزوما مانعی برای برگردان سینمایی نیست بخصوص که جلد های 5-10 ماهیتی پیوسته داره و میشه اونارو در یک و نهایتا دو فیلم خلاصه کرد
سختی کار در مورد بک و دزد شیطانی و معرفی کاراکترهای بک و کورنلیوس فلک هست که باید روایت داستان به گذشته برگرده و داستان مستقلی داره
ولی اگه برای کارگردان خط اصلی داستان مهم باشه میشه گذشته برن،بک و کرنل رو در فلاش بک هایی توضیح بده و با این کار میشه یه سه گانه از این کتاب 10 جلدی در آورد
این کتابای درن چاپ چه انتشاراتی هست اصلا کامل عرضه شده یا نه ؟؟؟
بله.به طور کامل عرضه شده.انتشارات قدیانی،مجموعه کتاب های بنفشه.
یعنی مجموعه بنفشه کلا کتاب های درن شان هست?
به به دارن شان .... :|
من به تازگی 10 جلد نبرد با شیاطین و4 جلدی سرگذشت لارتن کرپسلی رو تموم کردم و الانم از 12 جلدی "سرزمین اشباح" 1 جلد مونده تموم بشه !!!
نظرم راجع به کار های دارن شان :
1.نبرد با شیاطینش خیلی خوبه البته فقط تا جلد 9 ام خوبه بعدش انگار به زور یه جوری سر وته داستانو سر هم آورده !!! قسمت های از داستان رو هم با اساطیر یونان و... قاطی کرده
( مثلا اینکه برانابوس پیش مینیاتور بزرگ شده ) من که نفهمیدم کلا آخرش بک وکرنل و گروبز کجا رفتن !!! ***
2.لارتن کرپسلی سرگذشت اندوه بارشو به تصویر میکشه و نسبت به "نبرد با شیاطین" خون و خونریزی کمتری توش داره اما کلا چیز خوبیه مخصوصا با شروع داستان کلی حال کردم ....
3.سرزمین اشباح هم خوبه اما زیاد غیر قابل پیش بینی نیست و میشه بعضی از قسمت های داستانو حدس زد !!!
بین اینا نبرد با شیاطین بیشتر به درد تبدیل به فیلم شدن میخوره مخصوصا جلد بک و دزد شیطانی .... بک خیــــــلی هیجان انگیز تره .... در آخر داستان ، بک توسط خدمه لرد لاس کشته میشه و
خواننده رو تو ناامیدی میذاره !!!
----------------------------------------------------------------------------------------------
*** : من در آخر داستان احساس کردم که بک ،کرنل و گروبز در آخر با نابود کردن کل دنیاها و ساختن دوباره اون یه جورایی دارن نقش خدا رو ایفا میکنن !!! :)
لطفا اگه نظرم اشتباهه بگین تا از دو دلی در بیایم ... :D
به به دارن شان .... :|
من به تازگی 10 جلد نبرد با شیاطین و4 جلدی سرگذشت لارتن کرپسلی رو تموم کردم و الانم از 12 جلدی "سرزمین اشباح" 1 جلد مونده تموم بشه !!!
نظرم راجع به کار های دارن شان :
1.نبرد با شیاطینش خیلی خوبه البته فقط تا جلد 9 ام خوبه بعدش انگار به زور یه جوری سر وته داستانو سر هم آورده !!! قسمت های از داستان رو هم با اساطیر یونان و... قاطی کرده
( مثلا اینکه برانابوس پیش مینیاتور بزرگ شده ) من که نفهمیدم کلا آخرش بک وکرنل و گروبز کجا رفتن !!! ***
2.لارتن کرپسلی سرگذشت اندوه بارشو به تصویر میکشه و نسبت به "نبرد با شیاطین" خون و خونریزی کمتری توش داره اما کلا چیز خوبیه مخصوصا با شروع داستان کلی حال کردم ....
3.سرزمین اشباح هم خوبه اما زیاد غیر قابل پیش بینی نیست و میشه بعضی از قسمت های داستانو حدس زد !!!
بین اینا نبرد با شیاطین بیشتر به درد تبدیل به فیلم شدن میخوره مخصوصا جلد بک و دزد شیطانی .... بک خیــــــلی هیجان انگیز تره .... در آخر داستان ، بک توسط خدمه لرد لاس کشته میشه و
خواننده رو تو ناامیدی میذاره !!!
----------------------------------------------------------------------------------------------
*** : من در آخر داستان احساس کردم که بک ،کرنل و گروبز در آخر با نابود کردن کل دنیاها و ساختن دوباره اون یه جورایی دارن نقش خدا رو ایفا میکنن !!! :)
لطفا اگه نظرم اشتباهه بگین تا از دو دلی در بیایم ... :D
ای کاش اول سرزمین اشبح رو می خوندین!سرگذشت لارتن ادامه اون سریه...بعد اینکه میگید گروبز و بک و کرنل یه جورایی مثل خدان زیاد باهاتون موافق نیستم بنظرم تو کتابای دارن شان همیشه جایگاه خدا سر جاش بوده...خدا بالاتر از این ماجراهاس
خب انگار هیچکس اینجا دارن شان و آثارش رو کاملا نمی شناسه یا حداقل باهاش انس نگرفته.چرا؟
نمی خوام توهین کنم، اما افراد زیادی رو دیدم که مثل شماهان. ینی چی؟ ینی مثلا طرف می ره آترمیس فاول، پرسی جکسون یا همین کتابای استاد تالکین رو می خونه می گه بقیه به هیچ دردی نمی خورن، اینو عشقه! اما تا وقتی فانتزی نخونی، نمی تونی مقایسه کنی. من فانتزی و وحشت رو با دارن شان پیدا کردم. کسی که بخواد استارت فانتز یخونی رو بزنه، باید با دارن شان یا ریک ریوردن شروع کنه. البته نباید وابسته ی اینا بشه...
مجموعه های دارن شان، اونایی که ترجمه شده و معروفن:
1.سه گانه ی شهر
2.دوازده جلدی(چهار سه گانه) ی حماسه ی دارن شان(که به دلیل ترجمه ی مزخرف ایرانی، سرزمین اشباح شده:D)
3.دیموناتا(با تچکر از ترجمه ی ایرانی، نبرد با شیاطین:|)
4.حماسه ی لارتن کرپسلی(که خشوبختانه بهش دست نزدن:D)
5.زام-بی
تک جلدی و داستان کوتاه هم داره که معروف ترین هاش "جلاد لاغر" و "کویاسان" هستن که کویاسان کتاب کودکه، اما جذابیت همیشگی دارن شان رو داره.
خیلی ها می گن دارن شان خیلی بد می نویسه، نچسبه و اینا. اما کسی می دونی یکی از اصول فانتزی نویسی چیه؟ "روایت ساده ی داستان".
دارن شان این اصل رو به راحتی بیان کرده و در عین حا تونسته از اون پیچوندن های ادبی رو هم توش داشته باشه. جلاد لاغر رو فانتزی نوشته، اما فلسفی بودن توش موج می زنه. هنر دارن شان، روایت خوبشه. البته ضعف هایی هم دیده می شه، مثلا خیلی راحت می گه: «دل و روده اش بیرون و ریخت» یا «کمی دوید، ایستاد، بالا آورد و به دویدن ادامه داد». خب خیلی عادی خرف زده، انگر طرف داشته نمیرو درست می کرده.
با این حال، دارن شان تو خلق شخصیت استاده. درسته که شخصیت تکراری زیاد داره. لارتن کرپسلی، درویش گریدی و تا حدی دکتر اویستین و سبا نایل نمونه های مشابهش هستن. همون طوری که ریج، ونچا مارچ و شارک. از شخصیت های تکراری استفاده کرده، اما اونقدر جذاب بودن که ما باز هم ازشون خوشمون بیاد. با شوخ کردن و کم کردن قدرت های لارتن کرپسلی، یه درویش گریدی ساخت. ونچا مارچ رو از حالت خون آشامی در اورد، مدرنش کرد، نظامیش کرد و شد شارک و بعدش شارک رو یه نوجوون لات لندنی کرد و شد ریج.
هنر دارن شان، روایت زیبا و تخیل بی حد و مرزشه...
+سه گانه ی اول حماسه، ینی "سیرک عجایب"، "دستیار یک خون آشام(شبح حالا:D)" و "دخمه ی خونین(که اسم واقعیش یادم رفت ولی این نبود:|)" رو به سبک فعلیش ننوشته... یه جورایی انگار در حال پخت بود. اما از کتاب چهارم نثر دارن شانیکشو پیدا کرد و روایت زیبای خودش رو شروع کرد.
++جیمز کامرون، سم ریمی، دل تورو و جکسون بهترین گزینه ها برای دیموناتا هستن... گرچه نمی شه کوئنتین تارانتینو یا ریودریگز رو نادیده گرفت! مخصوصا رودریگز که خوراکش دل و روده اس.
:D
دوست عزیز خوشبختانه یا متاسفانه ما اینجا دارن شانیست زیاد داریم.خود بنده همه ی کتابهایی که شما معرفی کردید رو خوندم(به غیر از سه گانه شهر.اعراف می کنم!)همون لارتن کرپسلی که شما بهش علاقه دارید نمونه زنده اش موجوده:دی
https://arda.ir/forum/index.php?showuser=2476
گفتم که نگفته نمونه!
والا اگه دارن شانیست زیاده، نخواسته بیاد اینجا برای اعاده ی حیثیت!
تا جایی که می بینم، اونایی که "می خواستن بخونن" اومدن اینجا پست زدن، نه اونایی که خونن و مخالف یا موافقشن. در واقع سوالاتی که اینجا پرسیده می شه بیشتر اسپم حساب می شه و باید یه تاپیکی برای رفع سوالات باشه. اینجور سوالات نباید تو تاپیک های بحث و گفتگو مطرح بشن.
منم سه گانه ی شهر رو کامل نخوندم خو:| این که عیب نداره:D اتفاقا می گن چون اولین اثرشه، ضعیف تر هم هست:D و بدتر از همه اینکه بزرگساله:Dولی خب تا جایی که من خوندم، انگار یه نویسنده ی دیگه به تقلید از دارن شان نوشته، نه خودش. اصن نثر فعلی خودش رو نداره.
شما دو صفحه قبل همین تاپیکو ببین...پست های بنده و آر-فارازون و حمید به نظرتون شبیه اسپمه؟!:D
گفتم بیشتر، نه همه.:|شما دو صفحه قبل همین تاپیکو ببین...پست های بنده و آر-فارازون و حمید به نظرتون شبیه اسپمه؟! :D
و پست جفتمون هم اسپمه. نگفتم همه اسپم زدن، گفتم بیشترشون:Dشما یه مشاهده بفرمایی می فهمی:D
بعدشم مجبورم نکنین اسپم بزنم:|
آقا ادموند,تو کتاب جلاد داغر رو خوندی؟
اگه خوندی لطف کن نظر بده؟
آقا ادموند,تو کتاب جلاد داغر رو خوندی؟
اگه خوندی لطف کن نظر بده؟
بله خوندم:D
جلاد لاغر یه کتاب تک جلدی از دارن شانه که تو سال 2010 منتشر شده و اوایلم زیاد خوشم نمی اومد، چون به نظرم بیشتر تو سبک بزرگوار بود تا سبک تینجروار خودش. و خب شخصیت های کلیشه ایش باز تکرار شده بودن، مث تل سانی که بازم مث درویش یا لارتن شخصیتی پدرگونه برای کاراکتر اصلی داشت، یا شخصیت های رذل بوش و بلر که تو کتاب های قبلیش زیاد بودن مشابهشون.
دارن شان تو این کتاب به نظرم بیشتر به اخلاقیات و انسان گرایی افتاد... انسان تو کتابای دیگه اش مث گوسفند قربونی بود لامصب:| زرتی دل و روده ی همه رو می ریخت بیرون بعد می داد خودش بخوره یا از این جور حال به هم زن ها. نمی گم تو این کتاب نبود، مثلا همون یاروها بودن که اسمشون یادم نیست و خودشونو با ناخن جر می دادن. خب واقعا من چندشم می شد وقتی اونجاها رو توصیف می کرد، اونم منی که فیلم اره برام از پاستیل شیرین تره. با این حال تو این کتاب عمدتاً به همین قضیه پرداخته بود و همین یکی از تفاوت های عمده ی این کتاب با بقیه بود. و البته ذره ای از اون رو تو مجموعه ی حماسه ی کرپسلی که بعد از اون نوشته شد، می بینیم و بعد از اون هم زام-بی که کاملاً رفته تو نخش.
می خوای مقاله هم بنویسم؟:D
مجموعه ی زام-بی، جدید ترین مجموعه ی دارن شانه که هنوز تموم نشده و در حال انتشاره. ترجمه اش تا جلد شیشم تموم شده و جلد هفتم از طریق سایت افسانه ها در حال ترجمه است.
داستان رو با یک تامبوی(دختر پسرنما) به نام بکی اسمیت شروع می کنیم که به بی اسمیت معروفه. اون توی یه مدرسه تو لندن زندگی می کنه، اما بعد اخبار حمله ی زامبی ها به ایرلند می رسه و بعد از مدتی، کار به لندن می رسه. و بالاخره، زامبی ها به مدرسه ی بکی حمله می کنن... بکی زامبی می شه، اما به طرز عجیبی زنده می مونه. خب... نه چندان زنده.
داستان از سال 2012 داره منتشر می شه، بعد از اتمام مجموعه ی حماسه ی لارتن کرپسلی. کار مخالف و موافق زیادی داره، اما علی رغم این که بکی اصلا شخصی نیست که بشه باهاش حال کرد و مخصوصا این که کتاب کاملا بی پرده حرف می زنه، اما واقعا نثر باحال و جذابی داره. به قول روزنامه ی تلگراف "ترکیبی هوشمندانه از وحشت، فانتزی و رئالیسم".خوندنش خالی از لطف نیست و بیشتر با دنیای دارن آشنا می شین، مخصوصا این که دارن عقاید خودش رو هم تو این کتاب آورده و یه شخصیت ایرانی هم توش هست.
دارن شان یه مجموعه داستان کوتاه هم داره که شامل داستاهای کوتاهی از شخصیت های سرزمین اشباح هست همین طور هم یه سری دیگه داستان کوتاه که فضاشون اکثرا مثل سرزمین اشباحه ولی موضوعشون فرق داره میتونید این داستان های کوتاه رو همراه کتابهای دیگه دارن از کتابناک دانلود کنید:http://ketabnak.com/persons/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86+%D8%B4%D8%A7%D9%86
در ضمن مانگای سرزمین اشباح هم هست که فک کنم فقط مال جلد اولش سیرک عجایبه [-(
با تشکر از اشاره ی شما، من دو ات از اون داستان ها رو خوندم. یکیش انشای استیو بود به اسم "انشایی در باره ی خون آشام ها" و اون یکی هم داستا... اسمشو یادم رفت:) همون پسره که سیر ترشی می خورد:|یه داستان تخیلی از اون بود.دارن شان یه مجموعه داستان کوتاه هم داره که شامل داستاهای کوتاهی از شخصیت های سرزمین اشباح هست همین طور هم یه سری دیگه داستان کوتاه که فضاشون اکثرا مثل سرزمین اشباحه ولی موضوعشون فرق داره میتونید این داستان های کوتاه رو همراه کتابهای دیگه دارن از کتابناک دانلود کنید:http://ketabnak.com/persons/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86+%D8%B4%D8%A7%D9%86
در ضمن مانگای سرزمین اشباح هم هست که فک کنم فقط مال جلد اولش سیرک عجایبه [-(
اون مانگای سرزمین اشباح هم فک کنم کامله، اما جلد اول ترجمه شده از سایت فانتزی فنز. بقیه ی جلد ها مال سایتای دیگه اس که متأسفانه یادم نیس.
من از کتاب های دارن شان فقط همون قصه های سرزمین اشباح( به قول ادموند پونسی با اون ترجمه افتضاحش) رو خوندم.
داستان خیلی جالبی بود، و در عین سادگی خیلی خوب احساسات شخصیت ها رو نشون داده بود، به خصوص اوایل داستان که به خوبی حال وهوای دارن رو منتقل کرده بود، آخر های جلد 12 واقعا خوب بود و پایان غافلگیر کننده ای داشت.
متاسفانه دیگه نشد باقی کتاب های دیگشو بخونم یا نه.
ولی من یه سوال دارم، یه فیلم چند سال پیش از این کتاب ساخته شد، نمی دونم دیدید یا نه، ولی این فیلم فاجعه بود!
به نظرتون این داستان پتانسیلشو را داشت تا تبدیل به یه فیلم یا سریال بشه؟ تخیلات دارن شان طوری که اگر به صورت بصری شاید خیلی کسی ازش خوشش نیاد! می دونید که منظورم چیه!
من فیلمو ندیدم ولی عکساشو تو سایت طرفداران دارن شان دیدم(عکسارو که دیدم دیگه از دیدن فیلم منصرف شدم)...تنها چیزی که بین کتاب و فیلم مثل همه(البته از نظر قیافه)خانم اکتاس که اون رو هم فک کنم نتونستن تغیر بدن!
فیلم اگه اشتباه نکنم مربوط به دستیار یک شبحه(کتاب دوم)،کارگردانش هم کارگردان خوبی نیست و فک نکنم خود دارن تو ساخت فیلم دخالتی داشته بوده باشه(ها؟)
من نظرات رو که تو اون سایت میخوندم همه از فیلم بد گفته بودم از عکیا هم بنظر نمیومد که فیلم بدرد بخوری باشه...
با این حال واقعا کتابای دارن شان(با اون توصیفات دقیقش)واقعا قابلیت تبدیل شدن به یه فیلم خوب(ترسناک و چندش آور)رو داشت ولی سریال فک نکنم...به هر حال حیف شد [-(
من فیلمو ندیدم ولی عکساشو تو سایت طرفداران دارن شان دیدم(عکسارو که دیدم دیگه از دیدن فیلم منصرف شدم)...تنها چیزی که بین کتاب و فیلم مثل همه(البته از نظر قیافه)خانم اکتاس که اون رو هم فک کنم نتونستن تغیر بدن!
فیلم اگه اشتباه نکنم مربوط به دستیار یک شبحه(کتاب دوم)،کارگردانش هم کارگردان خوبی نیست و فک نکنم خود دارن تو ساخت فیلم دخالتی داشته بوده باشه(ها؟)
من نظرات رو که تو اون سایت میخوندم همه از فیلم بد گفته بودم از عکیا هم بنظر نمیومد که فیلم بدرد بخوری باشه...
با این حال واقعا کتابای دارن شان(با اون توصیفات دقیقش)واقعا قابلیت تبدیل شدن به یه فیلم خوب(ترسناک و چندش آور)رو داشت ولی سریال فک نکنم...به هر حال حیف شد :)
فیلم رو همینطور الکی از رو داستان ساخته بودند! یکی دو تا شخصیت واقعا مسخره هم به داستان اضافه کرده بودند!
فیلم خوبی می تونست از روی این کتاب ها ساخته بشه ولی ظاهرا خیلی ها ترس اینو داشتند که خیلی فروش نکنه.
شخصا با نظرت موافقمفیلم رو همینطور الکی از رو داستان ساخته بودند! یکی دو تا شخصیت واقعا مسخره هم به داستان اضافه کرده بودند!
فیلم خوبی می تونست از روی این کتاب ها ساخته بشه ولی ظاهرا خیلی ها ترس اینو داشتند که خیلی فروش نکنه.
فیلم چون داستان خوبی پشتش داشت، می تونست خوب بره جلو. اما اونا حتی سریع دویدن خون آشام ها رو طوری نمایش می دادن که کاملا مسخره به نظر می رسید. شخصیت... ربکا(؟) کاملا اضافه به نظر می رسید و نبودنش خیلی بهتر می شد. این که خون سام گرست رو بخوره تا خون اون، خیلی فرق داره. در واقع دو تا کتاب رو توی یه فیلم ریختن و داستان رو با ضعف های نمایشی و فیلمنامه ای بردن جلو و آخرش هم تاینی به استیو گفت که باباشه و اینا:) اصن داغووون:) شخصیت تاینی به درد تاینی نمی خورد، و الا می تونست بدمن خوبی باشه. آقای تال مث یه عجیب الخلقه بود، در صورتی که انتظار داشتیم کاملا عادی باشه و تنها چیز عجیبش، قد بلندش باشه. خوب شد نتونستن ایوانا رو بیارن، و الا معلوم نیست چه گندی به اون می زدن:|
من اصلا از انتخاب شخصیت ها راضی نیستم همون طور که دوست خوبم ادموند اشاره کرد واقعا اضافه کردن شخصیت ها و تغییر روند داستان ضربه بدی به فیلم و داستان زد . لارتن که کلا مشکل داشت اخه کجای منه لارتن کرپسلی چاقه اخه :دی بازیگر استیو که اصلا به شخصیتش نمی خورد و همینطور برای دارن هم می تونستن بازیگر بهتری رو پیدا کنن
با هاتون موافقم.
بازیگر ها اصلا به شخصیت ها نمی خوردند، اصلا دارن و استیو شده بودند یه پسر 15 16 ساله در حالی که تو کتاب کوچکتر هستند. شخصیت آقای دستینی( اگه اسمش رو درست گفته باشم) که اصلا هیچی!
باقی شخصیت های دیگر هم وضعیت اسفناکی داشتند! یه کلام فیلم نابود شده بود!
در حالی که کتاب واقعا خوب بود و حتی خود جی کی رولینگ هم یه جا خونده بودم ( فکر کنم مجله دانستنیها بود) که این کتاب رو به طرفدارهای هری پاتر هم پیشنهاد داده بوده.
آره دانستنیها گفته بود که رولینگ دارن شان رو توصیه کرده.با هاتون موافقم.
بازیگر ها اصلا به شخصیت ها نمی خوردند، اصلا دارن و استیو شده بودند یه پسر 15 16 ساله در حالی که تو کتاب کوچکتر هستند. شخصیت آقای دستینی( اگه اسمش رو درست گفته باشم) که اصلا هیچی!
باقی شخصیت های دیگر هم وضعیت اسفناکی داشتند! یه کلام فیلم نابود شده بود!
در حالی که کتاب واقعا خوب بود و حتی خود جی کی رولینگ هم یه جا خونده بودم ( فکر کنم مجله دانستنیها بود) که این کتاب رو به طرفدارهای هری پاتر هم پیشنهاد داده بوده.
دستینی، به نظر من خوب بود. می تونست بهتر باشه، اما بدمن خوبی بود. با این حال، به درد تاینی نمی خورد. باید یه شخصیت با قیافه و کارهای رذیلانه و خبیثانه تری می زاشتن. این یکی زیاد خفن نبود. ینی بود، اما نه در حد تاینی.
حالا چاقی لارتن کرپسلی به کنار( :) )، مورلاگ رو تو همون جلد اول آورد و به نحوی کتاب سوم رو به صورت چند سکانس قاطی فیلم کرد :| و مورلاگ هم همونجا مرد :| و واقعا بگم که دبی رو به ربکا ترجیح می دم... حداقل دبی دم نداشت :)من اصلا از انتخاب شخصیت ها راضی نیستم همون طور که دوست خوبم ادموند اشاره کرد واقعا اضافه کردن شخصیت ها و تغییر روند داستان ضربه بدی به فیلم و داستان زد . لارتن که کلا مشکل داشت اخه کجای منه لارتن کرپسلی چاقه اخه :دی بازیگر استیو که اصلا به شخصیتش نمی خورد و همینطور برای دارن هم می تونستن بازیگر بهتری رو پیدا کنن
ولی به نظرم استیو به نقشش می خورد. در واقع حتی قابلیت بهتر بازی کردن رو هم داشت...
+آقا فکر می کنین نقش ونچا مارچ رو کی بازی کنه؟ :|
این عکسایی از فیلم سیرک عجایب و دستیار یک شبح : ( واسه اونایی که ندیدن )
از سمت چپ ، ایورا وُن (پسر ماری ) ، دارن ( اون دختره هم نمیدونم کیه ؟!) :)
اینم لینک تریلر های فیلم تو آپارات :
من خودم فیلمشو ندیدم اما همون قسمتهایی از فیلم که دیدم کافی بود تا از فیلم مـــتـــنفــــــــــر بشم ... :)
اینم لیست شخصیت های داستان و توضیحاتی درباره شون از ویکی :
اینم توضیحاتی از داستان حماسه دارن شان :
دادا اون دختره اسمش "ربکا"ئه و مثلا جی اف دارن می شه. جای دبی هملاک اومده فک کنم.این عکسایی از فیلم سیرک عجایب و دستیار یک شبح : ( واسه اونایی که ندیدن )
از سمت چپ ، ایورا وُن (پسر ماری ) ، دارن ( اون دختره هم نمیدونم کیه ؟!) :|
اینم لینک تریلر های فیلم تو آپارات :
http://www.aparat.co...%B4%D8%A7%D9%86
من خودم فیلمشو ندیدم اما همون قسمتهایی از فیلم که دیدم کافی بود تا از فیلم مـــتـــنفــــــــــر بشم ... :)
اینم لیست شخصیت های داستان و توضیحاتی درباره شون از ویکی :
http://fa.wikipedia....%A8%D8%A7%D8%AD
اینم توضیحاتی از داستان حماسه دارن شان :
http://fa.wikipedia....%B4%D8%A7%D9%86
عاها یادم رف بگم که دارن اصن به قیافه اش نمی خورد:)
دادا اون دختره اسمش "ربکا"ئه و مثلا جی اف دارن می شه. جای دبی هملاک اومده فک کنم.
عاها یادم رف بگم که دارن اصن به قیافه اش نمی خورد :|
ربکا ... :) چه بلایی اوردن سر کتاب ! این کتاب از دیموناتا هم بهتر بود اما به چه روزی افتاده ! کسایی که کتاباشو نخونن و فقط فیلمو ببینن مطمئنا بیزار میشن از آثار دارن شان ...
امیدوارم ساخت فیلم ادامه پیدا نکنه وگرنه معلوم نیس سر بقیه شخصیت ها چه بلایی میخوان بیارن ! دارن تو فیلم خیلی بزرگتر از سنش تو کتاب نشون میده ! :) :|
پ.ن.پ :
3.سرزمین اشباح هم خوبه اما زیاد غیر قابل پیش بینی نیست و میشه بعضی از قسمت های داستانو حدس زد !!!
بعله بنده قبلا گفته بودم که قابل پیش بینیه ( که البته در بعضی قسمت هاش بود ) اما با خوندن جلد آخر نظرم عوض شده ! :|
خوب از دارن شان دموناتا(نبرد با شیاطین)واقعا بکر و تازه بود و منو جذب خودش کرد. اما من از سیر داستانی سرزمین اشباح خوشم نیومد و بعد از خوندن شصت صفحه ی اول ولش کردم،به نظرم یه کم تند و سریع جلو میرفت (البته یکی از دوستان تو همین سایت گیر داده که بباید بخونیش!:دی)
عیب دموناتا هم به نظر من غیر قابل باور بودن بعضی قسمت هاش بود مثلا اینکه طرف به یه جایی سفره کنه و اصلا هیچی یادش نیاد و از اون بدتر درحالیکه واقعا قدرتش رو نداره یه شیطان رو تغییر شکل بده!!)
سلام کپتنخوب از دارن شان دموناتا(نبرد با شیاطین)واقعا بکر و تازه بود و منو جذب خودش کرد. اما من از سیر داستانی سرزمین اشباح خوشم نیومد و بعد از خوندن شصت صفحه ی اول ولش کردم،به نظرم یه کم تند و سریع جلو میرفت (البته یکی از دوستان تو همین سایت گیر داده که بباید بخونیش!:دی)
عیب دموناتا هم به نظر من غیر قابل باور بودن بعضی قسمت هاش بود مثلا اینکه طرف به یه جایی سفره کنه و اصلا هیچی یادش نیاد و از اون بدتر درحالیکه واقعا قدرتش رو نداره یه شیطان رو تغییر شکل بده!!)
ببین، قضیه اینه که دوازده جلد حماسه ی دارن شان یا همون سرزمین اشباح، فی الواقع چهار تا سه گانه اس. سه تا کتاب اول، هم دست دارن شان هنوز خامه و خوب نمی نویسه، هم دارن شان توی کتاب هنوز بچه اس. از کتاب چهارم همه چیز خیلی بهتر می شه. خود منم الان زیاد تمایلی به خوندن سه کتاب اول ندارم، چون دارن شان هنوز تو اون سه تا کتاب نثر خودشو پیدا نکرده
درباره اثار اقای شان باید بگم اثار سرگرم کننده وخوب ولی گاها تقریبا و با عرض معذرت ناخوشایندند اند برای مثال در کتاب حماسه دارن شان سه کتاب اول خیلی جالب اند ولی پس از ان دیگر آن دارن کله شق و بی تجربه را نمی بینیم و هنگامی که متوجه میشویم استیو و دارن هر دو پسران اقای دیسموند تینی اند دیگر کاملا از ادامه دادن کتاب منصرف میشویم و همین طور در کتاب حماسه لارتن کریپسلی شروعی عالی و طوفانی و در نهایت ارام ارام ضعیف شدن داستان را شاهدیم و در جلاد لاغر داستانی نسبتا خوب و پایانی بهتر را میتوان مشاهده نمود و داستان کویاسان در به تصور کشیدن ترس و مبارزه یک کودک با ان بسیار خوب عمل میکند و در کل تمام اثار خوب و قابل احترام اند و من به هیچ وجه قصد هیچ گونه بی احترامی به این نویسنده و طر فداران ایشان ندارم ولی اگر وقت ازاد و اعصابی قوی دارید به راحتی وبسیار خوب میتوانید این کتب را در لیست مطالعه خود قرار دهید .
با وجود این که انتقادات زیادی به آثار شان و به خصوص دموناتا دارم به نظرم تو چند فاکتور خوب عمل کرده و شایسته ستایشه.
مثلا جسارت بالا.شان مسائلی مانند خشونت یا راوبط عاطفی رو به وضوح و بی پرده و آشکارا به تصویر میکشه.رک و راست حرفش رو میزنه.ترسی نداره از این که مثلا خانواده قهرمان داستان به بدترین شکل سلاخی بشند یا دل و روده یک شبح واره از شکمش بیرون بیاد.همین موجب یک سردی و متانت مردانه ای تو آثارش شده.گرچه شاید گاهی به نظر بیاد زیاده روی میکنه( به هر حال مخاطب اصلی آثارش نوجوان ها هستن) ولی این ساختار شکنی و جسارتش خوبه.
خوب از دارن شان دموناتا(نبرد با شیاطین)واقعا بکر و تازه بود و منو جذب خودش کرد. اما من از سیر داستانی سرزمین اشباح خوشم نیومد و بعد از خوندن شصت صفحه ی اول ولش کردم،به نظرم یه کم تند و سریع جلو میرفت (البته یکی از دوستان تو همین سایت گیر داده که بباید بخونیش!:دی)
عیب دموناتا هم به نظر من غیر قابل باور بودن بعضی قسمت هاش بود مثلا اینکه طرف به یه جایی سفره کنه و اصلا هیچی یادش نیاد و از اون بدتر درحالیکه واقعا قدرتش رو نداره یه شیطان رو تغییر شکل بده!!)
ادموند درست میگه
آریان حماسه دارن شان تازه از سه گانه دوم پا می گیره و در سه گانه چهارم به اوج میرسه! پس صبور باش
خب آریان این تخیل رها شده ویژگی دنیای شانه
در مورد سفر کورنلیوس فلک ، خب ممکنه با ناخوداگاه یا با تحریک کا گاش اینکارو کرده باشه
هنگامی که متوجه میشویم استیو و دارن هر دو پسران اقای دیسموند تینی اند دیگر کاملا از ادامه دادن کتاب منصرف میشویم
این ضعف در ادامه و گسترش ایده رو قبول دارم
ولی در مورد حماسه دارن شان شاید نکته اصلی بازی آقای سرنوشت و تینی باشه مثل خوابیدن استیو لئوپارد در تابوت و بیشتر به جبر سرنوشت تاکید داشت
مثلا جسارت بالا.شان مسائلی مانند خشونت یا راوبط عاطفی رو به وضوح و بی پرده و آشکارا به تصویر میکشه.رک و راست حرفش رو میزنه.ترسی نداره از این که مثلا خانواده قهرمان داستان به بدترین شکل سلاخی بشند یا دل و روده یک شبح واره از شکمش بیرون بیاد.
به نکته جالبی اشاره کردی
در لرد لاس و بخصوص انتهای بک این ویژگی خیلی کمک کننده و چشمگیر در القای حس در مخاطبه
ببینین من سه چهار صفحه ازاین تایپیک رو خوندم و دیدم درباره خود کسی که دارین درباره اثارش بحث میکنین هیچ اطلاعاتی ندادین! خب من یه چیزایی میذارم. یه سری حرف هایی هم هست که باید بزنم.
دارن اشاگنسی معروف به دارن شان ( Darren Shan) (متولد ۲ ژوئیه ۱۹۷۲) نویسنده اهل انگلستان است
وی در سه سالگی مدرسه را آغاز کرد، او بسیار ناآرام بود به همین دلیل هیچ مهد کودکی او را قبول نمیکرد. در ۶ سالگی با خانواده خود به ایرلند مهاجرت کرد. او پس از گذراندن دوره کالج، دو سال در یک شبکه تلویزیونی به کار پرداخت و پس از آن برای همیشه فقط نوشت. ظهور دارن شان با کتاب Ayuamarca آغاز شد که در سال ۱۹۹۹ به فروش رفت. او در ژانویه ۲۰۰۰ کتابی برای کودکان با نام سیرک عجایب نوشت. او این کتاب را بیشتر برای سرگرمی نوشت و با دو کتاب دیگر که برای بزرگسالان نوشته بود، روانه بازار کرد اما این کتاب بسیار مورد توجه قرار گرفت خصوصاً، وقتی که کمپانی برادران وارنر پیشنهاد ساخت فیلمی بر مبنای این کتاب را داد. او که پیش بینی این فروش را نمیکرد نویسندگی را ادامه داد ولی برای کودکان! در طول ۵ سال او ۱۱ کتاب دیگر این مجموعه را نوشت. این کتابها در ۲۸ کشور و در ۲۰ زبان ترجمه شد و حدود ۸٫۹ میلیون فروش رفت. برادران وارنر هیچ وقت فیلم هیچ کدام از کتابها را نساخت و اجازهٔ ساخت فیلم دوباره به دارن شان بازگشت. در سال ۲۰۰۵ دارن شان اجازه ساخت فیلمها را به کمپانی یونیورسال استودیو فروخت.
هرکی اینو خونده باشه میفهمه که من اینو از ویکی پدیا کپی پیست کردم!( البته با کمی تغییر و تحول توش)
درباره انسان شدن ارتری هم باید بگم که از نظر من دارن شان می خواسته قدرت جادویی رو که در کرنل بوده و اون ازش بی خبر بوده رو به همه نشون بده و قدرت تنهایی رو و اینکه میتونه با ادم چی کار کنه. در کتاب اول هم ما میخونیم که انسان ها گاهی اوقات جادو دارن ولی ازش خبر ندارن و این جادو میتونه زمانی ظاهر بشه و بسیار پر قدرت عمل کنه.
مجموعه دموناتا رو که چند سال پیش خوندم لذت بخش بود ولی از جلد ششم به بعد یه جوری داستان یکنواخت میشه و به نظرم دارن شان میخاد برا فروش بیشت کتاب بنویسه.
جلد چهارمش "بک" از همه جلدها جالب تر بود. جو خیلی گرمی داره و تا آخر مجبورت میکنه که بی وقفه کتابو بخونی :))
عاشق کتابای دارن شانم یه چند سال پیش خوندمشون جنبه ی ماجرایی داره راستش توی سیرک عجایب اون قسمتی که دارن وانمود کرد مرده اشکم دراومد خیلی با حال ان اما به نظر من بهتره قبلش آدم حماسه ی کریپسلی رو خونده باشه من توی شخصیتاش خودم کریپسلی رو با کوردا رو دوست دارم هرچند کوردا رو کشتن به خاطر طرز فکر متفاوتش و نحوه ی جالبی که میخواست برای حفاظت از اشباح اجرا کنه از اون استیو هم خوشم می اومد آقای تینی هم بد نبود به نظرم شبح واره ها رو خیلی جالب وارد ماجرا کرد اما آخرش زیاد جالب نبود این که خود دارن سایه شد و با آقای تینی قرار داد بست و خودش آدم کوچولو شد جالب بود اما این که در واقع هیچ کدوم از اونا اتفاق ها نیفتاد چون خود دارن که آدم کوچولو شده بود خودشو ترسوند یه مقداری زد تو ذوقم راستش انتظار یه پایان دیگه رو داشتم در کل کتابای جالبی ان ارزش خوندن رو دارن اما فکر میکنم رده ی سنیشون دیگه مثلا تا پونزده شونزده سال باشه می دونی یه پیش نهادی میکنم اگه یه کتابی یا فیلم حتی کارتونی رو مدت خیلی زیاد قبل خوندید و عاشقشید دیگه نخونیدش و نبینیدش چون امکان داره چون بزرگ تر شدیددیگه اونقدر ازش خوشتون نیاد بزارید با اون کتاب خاطرهی خوبی داشته باشید تجربه دارم که می گم همین دارن شانو تازگی ها که خوندم دیگه زیاد واسم جالب نبود ولی اصلا ارباب حلقه ها یه چیز دیگس تکراری می شه مگه صد دفعه ببینی.
کتاب سرزمین اشباح خیلی قشنگه ولی فیلمش افتضاحه با این که زیر نظر خود دارن شان ساخته شده تنها شخصیتی که توی فیلم خوب بود استیو یا جاش هاچرسون بود ولی در کل فیلمش خیلی مزخرف بود
من کتاب جلاد لاغر و کویاسان ایشون رو خوندم و کتاب جلاد لاغر بعد از کتاب های استاد تالکین یکی از بهترین کتاب هایی بود که خوندم . این کتاب با داستان جالبش و کشش بسیار زیادش خواننده رو به خودش جذب میکنه و چه در طول داستان و چه در پایان داستان نتیجه گیری های زیاد و بسیار خوبی میکنه و پیام های اخلاقی بسیار خوبی داره . این کتاب کلا سبکش با بقیه ی کتاب های دارن سان زمین تا آسمون فرق داره .
به همه ی کسانی که این کتاب رو نخوندن پیشنهاد میکنم که این کتاب رو بخونن و مثل من که از هیجان زیاد و ماجراهای زیاد این کتاب بسسسیییار لذت بردم از این کتاب بسیار زیبا و فوق العاده لذت ببرن.
کتاب کویاسانه شم برای کسانی که تارگزه شروع به کتابخوانی کردن مناسبه وبچه ها رو به خودش جذب میکنه (این کتاب هم سبکش با بقیه ی کتاب های دارن شان فرق داره)
آقا یه سوال . من باید حماسه لارتن کرپسلی رو قبل از سرزمین اشباح بخونم یا بعدش ؟
بعدش چرا از ترجمه فرزانه کریمی ایراد میگیرید ؟ خیلی خوب در آورده داستان رو که . من جلاد لاغر و کویاسان خوندم و دارم دیموناتا رو میخونم خوب و روون ترجمه کرده .
من حدود 7 سال پیش قصه های سرزمین اشباح رو خوندم و خیلی دوستش داشتم تا این که آخرش افتضاح تموم شد
هنوزم که هنوزه گیج میزنم که آخر چی شد
یه چند جلد دموناتا خوندم (همون موقع ها) ولی سریع حالم به هم خورد به نظرم بیخود اومد