جهان موازی در دنیا های فانتزی

تعداد پست‌ها: 60

با سلام و درود

حقیقتش خودم هم نمی دونم چرا تاپیک رو به این اسم انتخاب کردم و آیا اصلا درست یا نه :دی

اما بذارید کمی به جلو بریم تا مبحث اشنا تر بشه برای دوستان

در فیزیک نوین یه بخشی داریم به نام نظریه ریسمان که به طور ساده می گه که دنیا های دیگه ای به غیر از زمین وجود داره برای مثال اگه من الان تو اردا با اسم کاربری اصلان پست می دم امکان داره تو دنیای دیگه با اسم گریفن تو آردا پست بدم و ...

و اما من می خوام این نظریه رو در دنیا های فانتزی انتقالش بدم یعنی ما فرض بر این می گیریم که دنیا های فانتزی به هم متصل هستند یعنی آردا به نارنیا متصله و نارنیا به بریتانیا و هاگوارتس و ...

حالا به نظرتون آیا این می تونه عملی باشه ؟؟

نظر من :

راستش من کتاب اطلس سرزمین میانه رو نخوندم تا گیتی شناسی دنیای تالکین رو بدونم اما از جهان شناختی نارنیا خوشم میاد و به نظرم اگه به خواهیم دنیای های فانتزی رو به هم ربط بدیم می تونی از تعریف سی اس لوئیس استفاده کنیم ( البته در کتابش ها ) ایشون تو کتاب خواهر زاده ی جادو گر زمانی قبل از تشکیل نارنیا دیگوری به همراه دوستش پالی تو جنگلی هستند که ده ها برکه داره و این برکه ها در واقع راه وورد به دنیای های دیگه هستند و همین جهان برکه ها به نظر من هم راه ورود دنیا های موازی به هم هستند. و در ادامه می تونیم بگیم که سازندگان مدرسه ی هاگوارتس در واقع مایا هایی بودند که از طریق همین برکه ها از آردا وارد برتانیا شدند و مدرسه هاگوارتس رو ساختند یا اژدها هایی که از همین طریق وارد دنیا کریستوفر پائولینی شدند و ...

حالا به نظر شما آیا می شه یه همچین چیزی رو تصور کرد و اگه این قضیه رو باور کنیم ( قبولش کنیم ) مسلما ویژگی هایی بین این دنیا ها وجود داره مثل الف و جن یا دورف و کوتوله و یا اژدها و ... که باید بررسی بشن

خوهشا نظرات خودتون رو بیان کنید

دوست دار شا

اصلان

شدن که میشه مرد.این فانتزی توئه با قوانین تو و هر چیزی توش امکان پدیره.اتفاقا من یه فن فیکشنی تو ذهنم داشتم و تاحدی به رشته تحریر هم دراومد(اما چون طولانی میشد بیخیال شدم) مبنی بر برخورد سه دنیای هری پاتر،لوتر و نیروی اهریمنی اش.با بیس نیروی اهریمنی اش! خلاصه که در ذهن تو همه چیز اتفاق میتونه بیفته.اما در مورد اینکه بخوایم واقعی ترش کنیم،فکر نکنم خودت هم این منظورو داشته باشی

منم موافقم با نظر تولکاس...خب چرا که نه.میتونیم جهان به این پهناوری رو تقسیم کنیم به دنیای مشنگ ها(خودمونو میگم :-? )و دنیایی از موجودات با خاصیت ها و ویژگی های خاص خودشون.و میشه راه ارتباطی دنیای ما و دنیای دگر رو توسط مکانهای خاصی که به دروازه تعبیر میشن بسط داد.حالا این دروازه ها میتونن شکلای مختلفی داشته باشن...یه کمد...یه باجه تلفن یا حتی یه خونه متروک.ویژگی دنیای هری پاتر که طبق اون براساس تعدادی ورد از این دروازه ها محافظت میکنند تا آدمهای معمولی به اونجا نرن رو هم میتونیم بعنوان نگهبانایی برای تضمین مخلوط نشدن این دنیاها در نظر بگیریم...خیلی از موجودات جادویی هم که توی دنیاهای فانتزی تعریف مشابهی دارن(برای اطلاعات بیشتر میتونید به کتاب موجودات جادویی و زیستگاه آنها از انتشارات تندیس مراجعه کنید).فقط میمونه یه نکته:با قبول وجود این دنیاها بطور موازی دیگه نمیتونیم ارو رو یگانه مطلق بدونیم و قدرت فراتر از اون وجود خواهد داشت...

حالا بنظرتون این دنیاها میتونن از هم خبر داشته باشن؟مثلا تو هاگواترز بیان بگن که یه دنیای دیگه توی اون گوشه از دنیا مثل آردا هست؟

و اگه آره اونوقت ترکیب این دنیاها چه تاثیری خواهد داشت؟مثلا ترکیب نیروهای سیاه موردور با ولدمورت؟

به نظر من این قضیه ی موازی بودن در عالم تخیل و فانتزی چیز جالبی نیست.چرا؟چون مسلما هر نویسنده ای که اثری رو منتشر کرده اونو محدود کرده.یعنی اینکه با معیارهایی که از ساخت اون اثرش داشته اونو منحصرا به خودش نسبت میده.

دلیل بعدی هم اینه که یه جورایی در این دنیا که دارای چندین جهان موازی هست,خلل ایجاد میشه.یعنی اینکه در یه گوشه ی دنیا نیرو ها و موجوداتی وجود دارن که در گوشه ای دیگه اصلا قابل تصور هم نیستن(البته این یه خورده واقعی تره)

در یکی از وبلاگها خوندم که علت ساخت سرزمین میانه از دیدگاه استاد تالکین این بوده که زبانهایی رو که اختراع کرده,در اونجا صحبت بشن.یادمون نره که استاد زبان شناس بودن.

با سلام

اول خطاب به لرد تولکاس : داستانت رو تعریف کن ببینمی چی نوشتی :دی

شاید داستان تو هم در زمره ی داستان های تالکین و رولینگ و .. قرار گرفت ها

اما خطاب به تام :

با قبول وجود این دنیاها بطور موازی دیگه نمیتونیم ارو رو یگانه مطلق بدونیم و قدرت فراتر از اون وجود خواهد داشت...

به نظر من اگه دنیای های موازی رو در داستان های فانتزی قرار بدیم نه تنها به ارو لطمه وارد نمی شه بلکه خیلی هم مهم تر جلوه می ده این ارو

برای مثال ما تو داستان های هری پاتر خدایی رو نمی بینیم " البته الان نریچ میاد می گه تحت تاثیر سایت ... قرار گرفتی "

یا در دنیای نارنیا ما می بینیم که گودال هایی در جنگلی بارانی تشکیل شده اما این گودال ها رو چه کسی درست کرده

و در داستان های دیگه هم با این قبیل مشکلات بر می خوریم اما در دنیای تالکین این جوری نیست تا جایی که یادمه ایلوواتار زمانی که با آینو ها در اسمان قرار داشت از اون بالا به زمین نگاه می کرد در واقع می تونیم بگیم که ارو کره ی زمین رو درست کرد و در جایی فراتر از زمان جنگلی رو درست کرد که گودال هایی داره برای سفر به دنیا های دیگه در واقع دالان هایی داره برای سفر در جهان های موازی و حالا اشخاصی باید این دالان ها رو کشف کنند

حالا بنظرتون این دنیاها میتونن از هم خبر داشته باشن؟مثلا تو هاگواترز بیان بگن که یه دنیای دیگه توی اون گوشه از دنیا مثل آردا هست؟

همون طور که اول بحثم گفتم دنیای فانتزی رو به صورت دنیا های موازی به هم متصل کردیم

امروزه دانشمندان فیزیک دارن در مورد جهان موازی تحقیق می کنند اما هنوز به هش دست پیدا نکردن

حالا در مورد سوال تام می تونیم این جوری بیان کنیم که :

تو بخش ممنوعه کتاب خونه ی هاگوارتس کتابی وجود داره که چگونه بتونیم در دنیای های فانتزی دیگه قدم بگذاریم

در واقع می خوام بگم که این عمل امکان پذیره اما افراد معدودی از اون خبر دارن و شاید کسی موفق به انجام چنین عملی نشده باشه

برای مثال هوروکروکس یا همون جان پیچ ها وجود داشت اما افراد معدودی در موردش می دونستند

با این اوصاف کسی در هاگوارتس از سفر در دنیای فانتزی صحبت نمی کنه مگر کسانی که به دنبال اون باشند

و اگه آره اونوقت ترکیب این دنیاها چه تاثیری خواهد داشت؟مثلا ترکیب نیروهای سیاه موردور با ولدمورت؟

در این مورد باید یه ذره بیشتر تفکر کرد

برای مثال ایا قدرت والدمورت با ویچ کینگ برابری می کنه و ...

برای مثال ما تو داستان های هری پاتر خدایی رو نمی بینیم

شدیدا با این حرفت مخالفم...اینکه از خدایی صحبت نشده دلیل بر وجود نداشتنش نیست.کلا دنیای هری پاتر خیلی نزدیکتر از دنیاهای دیگه به دنیای واقعی خودمونه.و حتی میبینیم که ولدمورت میاد و دست به تخریب میزنه و قصد ایجاد ارعاب توی دنیای مشنگ ها داره.من خدای دنیای هری رو همون خدای یگانه ی خودمون میدونم.

در مورد تیکه دومت راجع به کتاب کتابخونه موافقم.خیلی جالب میتونه باشه.

ولی اینجاست که به تناقض میخوریم:اگه قبول کنیم که خدا همون ارو باقی بمونه و این رو کنار این موضوع بزاریم که توی کتابخونه ی هاگوارتز یه کتاب تو قسمت ممنوعه هست که درباره آردا میگه...خب چطوری ممکنه که خدایی باشه و ازون هیچ حرف و آموزشی داده نشه؟چیز به این مهمی باید و باید و باید گفته بشه و اونوقت دیگه همه در مورد آردا میفهمن و اونوقت باید به فکر ارتباط این دنیاها باشیم و در نتیجه تاثیراتی که روی هم میذارن

پیرامون اون که خدایی در دنیای هری وجود نداره بی خیال بحث شود که دلمان پر است

اما منظور من این بود که رولینگ چگونه درست شدن دنیای خودش توضیح نداده

برای مثال این جادوگران از کجا اومدن جای بحث داره

اگه قبول کنیم دنیای موازی وجود دارده در دنیا های فانتزی خوب می تونیم بگیم که این جادو رو چند تن از مایا های اردا به دنیای هری آوردن تا بهشون جادو داد بدند

ولی اینجاست که به تناقض میخوریم:اگه قبول کنیم که خدا همون ارو باقی بمونه و این رو کنار این موضوع بزاریم که توی کتابخونه ی هاگوارتز یه کتاب تو قسمت ممنوعه هست که درباره آردا میگه...خب چطوری ممکنه که خدایی باشه و ازون هیچ حرف و آموزشی داده نشه؟چیز به این مهمی باید و باید و باید گفته بشه و اونوقت دیگه همه در مورد آردا میفهمن و اونوقت باید به فکر ارتباط این دنیاها باشیم و در نتیجه تاثیراتی که روی هم میذارن

تام جون باز بر می گردیم به واقعیت

وجود دنیای موازی در شرف به واقعیت پیوستنه

یعنی اگه سرع نوترینو ها بیشتر از سرعت نور بازه امکان وجود دنیای موازی هم وجود داره و سفر در زمان هم وجود خواهد داشت

حالا در این میان مسلما باید حتما خدای خودمون هم از این قضیه اگاه باشه دیگه و از طرفی با این فرض که خدا هم آگه است پس ما هم اگاهیم دیگه ( چون داریم در این زمینه فرضیاتی می دهیم البته معدودی از افراد نه همه عوام)

حالا این رو قضیه رو بیار تو دنیای فانتزی

با فرض این که ارو از دنیا های دیگه با خبره و این خبر رو هم موجودات دیگه ی آردا هم می دونند اما معدود افرادی دنبال این کار می رن و بیشتر افراد دیگه این قضیه رو یه داستان می دونند

برای مثال افراد معدودی از قدیسان مرگ خبر دارند در صورتی ک وجود دارند یا طبع اون وجود جان پیچ ها

ایده خوبیست این ایده ات.البته ایده اولیه من که داستان رو شکل میداد تقریبا بر همین اساس استوار بود،که اون خدایان نیروی اهریمنی اش(حالا یادم نیست اسمشون رو ولی انصافا بهترین خدایانی بودند که در داستان های فانتزی دیدم) و ارو و والار زیر نظر از وجود دنیایی موازی با خودشون خبر میشن که خدا نداره! (هری پاتر رو عرض میکنم) و داستان درباره رقابت بین نیرو های خیر و شر این داستان هاست. البته بعضی وقت ها تو ذهنم وارد مثلا ازراث یا نارنیا هم میشدم اما بعیده بهشون خیلی بپردازم.خلاصه که فضا اینگونه است و اینکه این خدایان (ارو ،اونا،تایتن ها و امثالهم) همه در پی کسب قدرت و برترین. تو این فضاها به کارای گِمل کار نزدیک میشه که عملا خیر و شر رو نمیشه به صورت مطلق توش تعریف کرد.شیوه روایت هم چند شخصیه. مث آهنگ آتش و یخ!

اصلان جان دقیقا همون جایی که هری میخواد اکسپلیارموس رو بگه توی کتاب این متن رو نوشته:

هری صدای جیغ بلندش (جیغ ولدمورت) را شنید و خودش از ته دل نیز به خدا توکل کرد و نعره زد و چوبدستی دراکو را به سویش گرفت.

-آواداکداورا

-اکسپلیارموس

___________________________________________________________________________________

در مورد کتاب های گمل هم باید بگم داستان های گمل فانتزی های تاریخی هستند. یعنی نمیشه خدا رو توشون وارد کرد. چرا؟ چون وقایع کتاب شاهزاده سیاه که در مورد حمله الکساندر به ایران هست، ایرانی ها اهورامزدا (خدای یکتا) رو قبل دارن در حالی که مقدونی ها و یونانی ها همچنان در فکر اتنه و زئوس و ... هستند. البته تعداد معدودی از افراد که موهبت های خاصی دارن در مورد موجودی به نام منشا صحبت میکنند که این منشا در واقع همون خدای یکتاست.

یه آفرین به تار!!!

واقعا حرصم میگیره میشنوم که میگن دنیای هری خدا نداره.

به اصلان:اصلا توضیحت در مورد اینکه ماهیت ارو میتونه برای خیلی از هاگوارتزیها ناشناخته بمونه و فقط واسه تعداد کمی از اونها شناخته شده ست رو منطقی نمیدونم.اصولا این جور موارد ازون دست چیزهایی هستند که باید و باید روشن درموردشون توضیح داده بشه.نظر من اینه که باید یه خدای واحد و برتر از ارو برای کل دنیا در نظر بگیریم

مرسی تام جان.

احد، الله، خدا، اهورا مزدا، ارو و منشا همه یه نفرن! وقتی از یه هاگوارتزی بخوای ارو رو درک کنه مثل اینه که بخوای ازش خدا رو درک کنه. همشون یه نفرن با نام های متفاوت.

اصلان جان دقیقا همون جایی که هری میخواد اکسپلیارموس رو بگه توی کتاب این متن رو نوشته:

هری صدای جیغ بلندش (جیغ ولدمورت) را شنید و خودش از ته دل نیز به خدا توکل کرد و نعره زد و چوبدستی دراکو را به سویش گرفت.

حالا تار جون شما بی خیال شو دیگه :دی

شوخی کردم :دی

راستش منظور من این بود که رولینگ توضیح نمی ده که جادوگران از کجا ظاهر می شن یا ریششون کجاست

برای مثال بعضی جا ها می گن جادو گر بزرگ مرلین بوده اما تا جایی که من یادم میاد

تو افسانه ها اومده که مرلین اخرین جادو گر بوده و این علم رو به کس دیگه ای یاد نداده

پ.ن :

باز هم زود تر از من پست دادید :دی

اصلا توضیحت در مورد اینکه ماهیت ارو میتونه برای خیلی از هاگوارتزیها ناشناخته بمونه و فقط واسه تعداد کمی از اونها شناخته شده ست رو منطقی نمیدونم.

باز بر می گردیم به همون نظریه جهان موازی در فیزیک نوین

فکر کن الان یه پسری که اسم کاربریش تام بامبادیل و داره تو فروم اردا پست می ده و تو یه جهان دیگه که موازی این جهانه این پسره اسم کاربریش تام خالی و داره تو فروم پست می ده

در واقع می خوام بگم این پسره در واقع یک نفر اما در دو جهان با هم فرق دارند اما نقطه ی مشترکشون اینه که یه خدا رو قوبل دارند حالا تام بامبادیل می خواد اسم خداش رو بگه ارو و تام خالی اسم خداش رو بگه اهورامزدا, در واقع هر دو تاشون یه خدا رو اما با اسم های مختلف می شناسند

حالا تو هاگوارتس هم همین طوره مردم خدا رو با یه نام دیگه می دونند که همون خدا رو تو اردا ارو می نامندش

در واقع تار تعبیر خیلی بهتری رو انجام دادند

تار جان بحث ما اینه که تو یه دنیای واحد بخوایم این دنیاهای فانتزی رو وارد کنیم.به علاوه خودمون هم حضور داشته باشیم.

همه ما به همون یگانه منشا هستی اعتقاد داریم.اما تو این دنیای تعریف شده ما باید یه کاری کنیم که حضور اونها تناقضاتی بوجود نیاره بدون اینکه ما بخوایم چیز خاصی رو به داستان ها اضافه کنیم.یعنی داستانها سر جای خودشون باشن.خب منم میگم درسته تو دنیای هری خیلی در مورد خدا صحبت نشده و این بدلیل واضح و آشکار بودنش برای همه ی اونهاست دیگه.خب اگه حرف اصلان رو قبول کنیم یعنی اینکه این موضوع جا افتاده باید همون ارو باشه و اونوقته که دنیای رولینگ از وجود دنیای تالکین خبردار میشن(که با اینکه فقط یه کتاب اونم تو قسمت ممنوعه کتابخونه داره در تناقضه).پس یا باید قبول کنیم که دنیاها همدیگه رو میشناسن یا وجود یه خدای برتر از ارو رو برای کل دنیا قایل بشیم.

به تام عزیز

گویا یه ذره به مشکل بر خوردی در فهم این موضوع

ببین تام جون زمانی که می گم دنیا های موازی با هم در ارتباط هستند یعنی این که همه ی اون دنیا ها تو کره ی زمین نیستند بلکه در کهکشان پراکنده هستند

برای مثال امکان داره اردا تو کره ی زمین تو کهکشان راه شیری باشه اما دنیای رولینگ تو یه کهکشان دیگه باشه و همین طور دنیای نارنیا و ...

و راه این ه هم همون برکه هایی که تو اون جنگل بارونی بود

حالا با فرض شما که گفتی باید دنیا های دیگه هم دیگه رو بشناسن , من دلیلی واسه این کار نمی دونم با وجود این که کتابی در قسمت ممنوعه کتاب خونه وجود داره

بذار مثال بزنم واسط : قدیسان مرگ رو فقط دامبلدور - گریندال والد و اولیوندر ازش با خبر بودند و بهش اعتقاد داشتند و حتی خود والدمورت هم ازش بی خبر بود در حالی که خیلی ها در موردش شنیده بودند و به قولی کتاب اون یه همون بیدل رو خونده بودند اما قبولش نداشتند و طبع اون وجود جان پیچ ها که کمتر کسی بهشون اعتقاد داشت

یا در مورد وجود دنیای های دیگه هم همین موضوع صدق می کنه

مردم در دنیای فانتزی می دونند که می شه به دنیا های دیگه سفر کرد اما اون رو یه افسانه می دونند و معدود اشخاصی دنبال این کار هستند

با این توضیحات می شه بر داشت کرد که همهی این اتفاقات دراه تو یه کهکشان رخ می ده و ارو داره تواون بالا بالا ها به ما نگاه می کنه پس من دلیلی برای این که خدایی برتر از ارو باشه نمی بینم

برای مثال ما انسان ها داریم تو کره ی زمین زندگی می کنیم حالا ادم های فضایی تو یه کره ی دیگه زندگی می کنند اما ما ( انسان ها و موجودات فضایی ) به یک خدا یواحد اعتقاد داریم

حالا شد...از اول اینطوری میتوضیحیدی همه چی حل بود!!!!(شایدم اشکال از مغز پیر من باشه)

حالا با نظریه ت بیشتر حال میکنم...خب حالا بیایم در مورد چیزای دیگه بحث کنیم...

مثلا اگه این راه ارتباطی کشف بشه چه اتفاقی میفته؟

یا اینکه مثلا دامبلدور و ولدمورت قوی ترن یا گندالف؟

یا اینکه ورود از دنیایی به دنیای دیگه آثاری داره؟(مثلا حلقه یگانه تو دنیای هری هم اثر داره؟)

من تو جریان این بحث نیستم و نمیتونم نظر بدم.

به تام و تار:

خود رولینگ هم میگه که دنیاش خدا نداره. اون متن هم توی فارسی به خدا ترجمه شده. متن انگلیسیش اینه:

Harry heard the high voice shriek as he too yelled his best hope to the heavens, pointing Draco’s wand:

"Avada Kedavra!

"Expelliarmus!

از لفظ خدا استفاده نمیکنه. گرچه میشه آسمان رو به معنای خدا در نظر گرفت اما توی کتابهای قبلیش اصلا از خدا حرفی به میون نمیاد.(منظورم اصطلاحات for God's sake یا Thanks God نیست) منظورم کمک گرفتن از خدا در شرایط سخت و یا دعا و نیایشه.

شاید منظورش خدا بوده!

راستی اصلان جان، نباید آردا توی کهکشان راه شیریه پس هری پاتر هم توی یه کهکشان دیگه هست. جهان موازی کلا دنیا رو از هم جدا میکنه...نه فقط کهکشان ها رو! سفر بین کهکشان هر قدر طولانی و سخت باشه اما امکان پذیره و مسافت هر قدر هم زیاد باشه قابل اندازه گیری هست. سفر بین جهان های موازی چیزی ورای مسافت های قابل پیمودن با موشک ها و فضا پیما ها و کلا مادیات هست. برای رفتن به جهان های دیگه تناقض های زیادی هست. پیشنهاد میکنم کتاب های شیر مقدونیه و شاهزاده سیاه دیوید گمل رو بخونید تا یکی از مشکلات این قضیه توی جهان های موازی رو بفهمید.

چیزی که توی اینجا وجود داره تناقض بین نوع جادو هست. نمیشه فهمید گندالف قوی تره یا دامبلدور چون نوع جادو های اونها با هم فرق میکنه.

یکم بحث داره خارج میشه از اون دایره اولیه ها!:دی

حرف مهدی درسته تار عزیز.

تو دنیاهای فانتزی و یا اصولا در ادبیات ،و حتی منطق،وقتی شی ای ،کسی،چیزی،کاری نکنه یا حتی ازش تعریفی صورت نپذیره ،یعنی وجود نداره.حالا این بیس تو ادبیات فانتزی خیلی قوی تر میشه.چون در اکثر موارد در فانتزی مدرن،خداهایی که وجود دارن،از خودشون میل و علاقه نشون میدن یا حداقل وجود خودشون رو به رخ میکشن! شاید بیکار ترین خدای داستانهای فانتزی که خدا دارن همین ارو باشه!!

این بحث باعث میشه که به این نتیجه برسیم که دنیای هری پاتر حتی اگر هم که خدا داره،خدای بیکاری داره و عملا وجود نداره این شخص!

اون بحث گمل رو هم من منظورم به هیچ وجه ورود به بحث عقیدتیش نبود.گرچه که گمل در داستانهاش به شدت خدایان رو پایین میاره و حتی تقریبا از حالت ماورایی خارج میکنه.(همون بحثی که تو اساطیر یونان و روم اتفاق میفته).بحث اصلی من بیشتر این بود که گمل برای شخصیت هاش خیر و شر رو متصور نمیشه.قهرمان های گمل هیچکدوم (به جز یکی دو مورد قهرمان های خود خواسته نبودن).اسطوره،شوالیه های بدنام و این کتابه که فک کنم تو فارسی ترجمه شده: فرزند صبح!! نمینه های عالی و بینقصی از این موضوعن.منظور من از تم کار تو اون فیکشنی که میگفتم هم همین بود.اینکه دیگه ارو زمانی وارد یک کشورگشایی که میشه،خدای خوبی نیست.حتی کلک میزنه،نامردی میکنه و قس علی هذا! این بحث به نظرم بیشتر با منطق دنیاهای فانتزی میخونه.نمونه خیلی خوبی از اون رو هم توی چشمه جاودانگی داریم.جایی که عملا سارگراس و اون آزدهای سیاه(خدای زمین) دارن تلاش هایی میکنن که عملا توسط تایتن ها هدایت میشه! هر کی هم فک میکنه خداش خدای برحقه! ولی همشون در فریبکاری دست انسان ها (به مضمون: الف های تاریک،دورف ها ،اورک ها،اژدها ها و..) رو از پشت بستن.

خب پس شما در مورد خدا توی هری پاتر درست میگید.

در مورد گمل: منظورتون رو بد فهمیدم. اما از این نظر باهاتون موافقم. کسی نمیدونه پارمنیون یا فیلیپ یا الکساندر مثبت هستن یا منفی. فقط منشا مثبته و کادمیلوس منفی :-?

اول به مهدی :

من تو جریان این بحث نیستم و نمیتونم نظر بدم.

بحث زیادی فعلا نشده

فقط داریم می گیم که اگه دنیا های فانتزی بهم راه پیدا کنند چه جوری می شه

و الان هم بحث داره سر چند سوال تام می گرده که خدای واحد کی باشه ( اگه اشتباه نکرده باشم )

دوم به تار :

کتاب هایی رو که گفتی یه سرچی تو اینترنت زدم و یه بیوگرافی از اون رو خوندم , بیینم کتاب خونه ی شهر داره اگه بود قرض می گیرم و اگر نبود می خرمش :دی

سوم به لرد تولکاس :

در کل از دو تا پستی که تو این جا دادی و مخصوصا اون پست آخریت هیچی نفهمیدم :دی ( یه ذره بیشتر و واضح تر توضیح بده )

البته به نظر من منظورت این بود که اگه دنیای موازی در دنیا های فانتزی باشه احتمالا خدایان این دنیا ها یر قدرت با هم مباره کنن ؟؟ ( منظورت اینه )

اصلان من از کی لرد شدم؟:دی

تو پست اول که تم اون فن فیکشنی که مد نظرم بود رو بنا به درخواستت آوردم.تو دومی هم پاسخی به جناب تار دادم.

تقریبا منظورم همینه که تو گفتی! خداهای داستان های فانتزی(ارو رو تا حدی میشه مستثنا حساب کرد) به شدت زمینی ان و علاقه و تنفر دارن و تصمیمات زمینی میگیرن.در نتیجه احتمالا در صورت وجود امکانی مثل دنیاهای موازی این اتفاق میفته.همونطور که تو وارکرفت کل داستان سر همین میچرخه

اصلان من از کی لرد شدم؟:دی

هر چی باشه فکر کنم تناه والاری باشی که به نمایندگی والار های دیگه تو فروم هستی :دی

حقیقتش گفتم عضو جدیدی داریم که اسم ایشون هم تولکای و هز از چند گاهی فعالیت دارند

برای اشتباه نشدن به شما لقب لردی دادیم :دی

اگه کمه می خواهید لقب رو به دوک یا مهین دوک تغییر بدیم

تقریبا منظورم همینه که تو گفتی! خداهای داستان های فانتزی(ارو رو تا حدی میشه مستثنا حساب کرد) به شدت زمینی ان و علاقه و تنفر دارن و تصمیمات زمینی میگیرن.در نتیجه احتمالا در صورت وجود امکانی مثل دنیاهای موازی این اتفاق میفته.همونطور که تو وارکرفت کل داستان سر همین میچرخه

اولا خوشحالم که منظورت رو درست فهمیدم :دی

در مورد به شدت زمینی بودن خدایان دنیای فانتزی

در واقع فکر کنم منظورت مثل خدایان یونانی باشن ( مخصوصا زئوس ) که همش دوست داشتند با زمینی ها باشن

البته به نظرم تو دنیای های فانتزی به غیر از دنیای تالکین و وارکرافت و کمی هم نارنیا ( به منزله وجود اصلان ) این رقابت بین خدایان وجود داشته باشه

در بقیه داستان ها نظیر هری پاتر که خئایی رو به صورت فعال نمی بینیم فکر نکنم رقابتی بینشون باشه و در واقع زیر حکومت این سه خدا در میان

نکته دیگه این که به نظرت اگه درنزاح بین خدایان دنیای فانتزی برای مثال نزاح بین ارو از اردا و اصلان به عنوان پسر پادشاه نارنیا , تو این وسط اینو ها یه جبه ای می گیرند

یا اگه ارو و اصلان برند تو انزاح و جنگ ایا اشخاصی مثل ملکور - سائرونه و یا جادوگر سپید از نارنیا موقعیت براشون پیش نمیاد که متحد بشن باهم ؟؟

به نظرم اگه خدایان با هم نزاح کنند شخصیت های منفی با هم متحد می شند و این گرون تموم می شه برای هر دو دنیا ؟؟

اینا دیگه میره تو جزئیات ولی در تم کلی باهات موافقم. احتمال اینکه سارون و ولدمورت جوین بشن زیاده اما مسلا سارگراس با ملکور جوین میشه و اینجوری.تو همونا هم خیانت هایی قطعا اتفاق میفتهواین داستانو جالبتر میکنه.اگه ایده و خلاقیت به اندازه کافی باشه،میشه یه نبرد بسیار زیبا رو به تصویر کشید.

آره خیلی داریم می ریم تو جزئیات و اگه این جوری باشه به نظرم خیلی جالب تر بشه

در مورد اتحاد شخصیت های منفی مسلما تا زمانی با هم متحد هستند که بتونند شخصیت هایی که یه زمانی بر علیه شون بودند رو نابود کنند و بعد از به پایان رسیدن این آرزوشون حتما در گیری و خیانت بین خوشون شروع می شه

در مورد ادامه ی داستان این چنینی و اتحاد بزرگ بین دنیا های فانتزی به نظرم خیلی جالب می شه

اما در این میان موجوداتی که ساخته شده توسط شخصیت های خوب بودن تکلیفشون چی می شه

برای مثال زمانی که انسان ها و الف ها و یا پان ها و دورف ها می بینند که ارو با اصلان داره مبارزه می کنه و از اون طرف ملکور و جادوگر سپید دارن به پیش می رن , این موجودات کدوم جبه رو انتخاب می کنند ؟؟

پ.ن :

باید هر چه زود تر دست به کار بشم و کتاب های وارکرافت رو بخرم چون خیلی خوشم اومده ازش

خب تو این چندساعتی که نبودم کلی بحث سنگین شده:دی

خب الان یکم بحث از دستم خارج شده...بحث خدا که کاملا حل شد دیگه؟؟؟

حالا دارین در مورد اتحاد نیروهای خوب و بد بحث میکنین؟

خب پس اول باید دنبال اهداف مشترک باشیم...هدف مشترک چی میتونه باشه؟؟؟

خب الان یکم بحث از دستم خارج شده...بحث خدا که کاملا حل شد دیگه؟؟؟

البته می شه گفت حل شد

اگر نظریه جدید یا مشکل جدید دیگه ای پیش نیاد

حالا دارین در مورد اتحاد نیروهای خوب و بد بحث میکنین؟

می شه گفت هم داریم در این رابطه بحث می کنیم و هم بحث نمی کنیم

طبق نظری که لرد تولکاس دادند امکان این که خدایان دنیاهای فانتزی ( خدایان خوب مثل ارو و ... ) سر مقام یه ذره با هم نزاح کنند

و همین عامل باعث بشه دشمنانشون مثل ملکورو .... با هم متحد بشن و این جوری یه ذره کار واسه دنیاها پیچیده می شه

البته لازم به ذکر که طبق گفته های بالا می تونیم این جوری استدلال کنیم که اتحاد نیرو های خوب رونداریم ( چون خدایان در حال نزاح هستند )

اما اتحااد نیروهای بد رو داریم ( چون می خوان جهان رو برای خودشون بر دارند ) که این هم تا یه زمانی ادامه پیدا می کنه ( تا زمانی که بر دشمنانشون غلبه کنند )

خب پس اول باید دنبال اهداف مشترک باشیم...هدف مشترک چی میتونه باشه؟؟؟

فکر کنم هدف فعلا مشخصه .

خدایان خوب سر قدرت نزاح می کنند ( از هم گسیختن اتحاد خوب )

خدایان اهریمنی با هم اتحاد پیدا کردند

اما در این میان تکلیف افریده های خدایان خوب چی می شه ؟

مثلا زمانی که ارو داره با اصلان مبارزه می کنه تکلیف الف ها و انسان ها در اردا و یا پان ها و سانتور ها در نارنیا چی می شه ؟؟ اون ها کدوم جبه رو انتخاب می کنند ؟؟

و به طبع اون جادوگران هری پاتر و یا اژدها سواران کریستوفر پائولینی و ... چی کار می کنند؟

دقیقا.همه ی نیروهای خوب دنیاهای فانتزی رو نمیتونیم منحصر تو خداهاشون بدونیم.انسانها-الف ها-جادوگرها-مایار ها-دورف ها-انت ها-و خیلی از موجودات دیگه هم هستند که ممکنه قدرت زیادی داشته باشن و خوب هم باشن.

ما اول باید محل نزاع رو تعیین کنیم(البته اگه قراره نزاعی باشه)

در این صورت همه ی موجوداتی که توی محل نزاع هستن(که طبعا باید یکی از دنیاها باشه)توی نزاع شرکت خواهند کرد....و اونوقت باید دید که بقیه چطوری خودشون رو به اونجا میرسونن...اصلا میتونن خودشون رو برسونن یا نه؟

و یا اینکه اصلا کدومشون دوست دارن توی این نزاع شرکت کنن.

و یه سوال دیگه:برنده ی خداها در نزاع سر قدرت کدوم خدا میتونه باشه؟و یا اینکه آیا خداها برای نزاع خودشون موجودات خوبشون رو هم فدا میکنند؟و یا اینکه موجودات حق انتخاب دارن؟

تو دنیاهای فانتزی و یا اصولا در ادبیات ،و حتی منطق،وقتی شی ای ،کسی،چیزی،کاری نکنه یا حتی ازش تعریفی صورت نپذیره ،یعنی وجود نداره.حالا این بیس تو ادبیات فانتزی خیلی قوی تر میشه.چون در اکثر موارد در فانتزی مدرن،خداهایی که وجود دارن،از خودشون میل و علاقه نشون میدن یا حداقل وجود خودشون رو به رخ میکشن! شاید بیکار ترین خدای داستانهای فانتزی که خدا دارن همین ارو باشه!!

این بحث باعث میشه که به این نتیجه برسیم که دنیای هری پاتر حتی اگر هم که خدا داره،خدای بیکاری داره و عملا وجود نداره این شخص!

تولکاس عزیز اگه بنا رو بر این تعریف تو از بودن یا نبودن خدا بزاریم می تونیم بگیم خدای ماهم خدای منفعلی هست و کاری نمی کنه اما به نظر من کار خداوند دخالت در تک تک جزئیات دنیایی که ساخته نیست بلکه خداوند یکسری قوانین رو تعریف می کنه که دنیا بر اساس اونها به صورت خودکار عمل می کنه مثلا" تو دنیا ما یک سری قوانین درباره حرکت ونیرو وجاذبه وجود داره که بر اسا اونها سیارات وستاره ها بدون اینکه از جایی آویزون باشند توی فضا حرکت می کنند و طراحی این قوانین بطوری که همدیگر رو نقض ننکند اوج عظمت وقدرت خداونده

من خواستم که شاید به نحوی از وارد شدن بحث به دنیای واقعی جلوگیری بکنم که نشد.(چون ورود به این مسائل تو این سایت بنا به قوانینی که خودم از عواملش بنیان گذاریش بودم :دی ممنوعه!) البته به این توجه داشته باش که منظور من در ادبیات فانتزی بود و نه دنیای واقعی.ببین تو این ادبیات،خدا کار میکنه،درواقع وارد بازی میشه و نقش افرینی میکنه.حتی میتونی اینو فرق بین خدا در دنیای واقعی و دنیای فانتزی بدونی.در نتیجه تو این مورد بحث که در مورد ادبیات فانتزیه، باید برای خدا نقش تصور کرد وگرنه اون خدا وجود نداره.به نوعی میخوام بگم که تعریفی که از خدا در ادبیات فانتزی میشه با تعریفی که اکثر مردم (مث شما) از خدا در دنیای واقعی دارن متفاوته و نمیشه این دو تا رو به جای هم به کار گرفت.

امیدوارم منظورم رو تونسته باشم بیان کنم.اگه باز هم سوالی بود ممنون میشم که در پیغام خصوصی بهم بگی که بحث خارج نشه از مسیر اصلیش.

مرسی

در زمینه ی دنیا های موازی پیشنهاد می کنم سه گانه جان کریستوفر (گوی آتش,سرزمین تازه کشف شده و رقص اژدها از انتشارات بنفشه) رو بخونید ایده جالبی داره

با سلام

چند روز نبودم باز بحث خوابید ها :دی ( شاید مطالب تموم شد ؟؟ )

اول از جناب تولکاس شروع می کنم چون به نکته ی خیلی ظریف و مهمی اشاره کرده و اون هم تعریف خدا در جهان واقعی و جهان فانتزی

بنده اول فکر کردم که این بحث به طرف تعریف خدا پیش نمی ره و صد البته می خوام بگم که اصلا قصد من برنامه ریزی برای شروع یه خراب کاری نبوده ها :ی ( این رو گفتم شاید دوستان خیال کنند که بنده ... )

در کل در مورد خدا زیاد حرفی نمی زنم چون لرد تولکاس تمام حرف های تکمیلی رو پیرامون خدا در دنیای فانتزی و دنیای واقعی زدند

در ادامه از جناب اگاروین تقاضا دارم که از این بحثی که راه انداختند بیان بیرون چون ما تجربه های بدی از این واقعه داشتیم

به جناب تام عزیز که یک سری سوالات واقعا جالب رو طرح کردند که در ادامه ی بحث حتما باید پاسخ داده بشه و من از جناب تام می خوام تا پیشنهادات خودشون رو ارائه بدند تا ببینیم بحث کجا کشیده می شه .

من محل نزاع رو سرزمین میانه انتخاب میکنم....بخاطر ویژگی های محیطیش

خب حالا موضوع اینجاست که بقیه چطوری خودشون رو میرسونن...ولی اول باید به این سوال جواب بدیم که اصلا از کجا میفهمن که قراره جنگی بشه؟؟؟؟

در مورد بقیه هم جوابی ندارم فعلا..شما بگین تا شاید تو ذهن من هم چیزی بیاد

به تام عزیز

فکر کنم سرزمین میانه مکان خوبی نباشه :دی

البته نمی شه گفت کل جنگ ها تو سرزمین میانه فقط اتفاق می افته در واقع از این حرفت می تونم این جوری نتیجه بگیرم که می گی کل دنیا ها لشکر کشی کنند به طرف سرزمین میانه که فکر کنم غیر ممکن باشه :دی

البته می شه گفت که نقشه های تمام جنگ ها از سرزمین میانه کشیده بشه چون هر چی باشه سرزمین میانه تو داشتن نژاد های مختلف خیلی کامله پس سران نژدا ها می تونند تو سرزمین میانه نقشه بکشند یا بهتر بگم سرزمین میانه محلی بشه به عنوان اتاق فکر

در مورد این که بقیه چه جوری می فهمند که قرار جنگی بشه ؟

خوب دلایل متنوعی داره :

اگه قبول کنیم که سرزمین میانه اتاق فکر نژاد های متنوع خوب سران نژاد ها می تونند از طریق گودال های ذکر شده به سرزمین های دیگه رفته و ...

در ضمن اگه جنگی به خواد شروع بشه مسلما نشانه هایی از اون رو تو دنیا ها می بینیم

پ.ن :

تام عزیز این نمی شه که تو هی سوال طرح کنی و من هم با این تفکرات اجق وجق جواب بدم شما هم یه ذره کمک کن دیگه :دی

در مورد بقیه سوالا ها هم ببینم شما چی نظر می دی :دی ( هی من به تو پاس بدم هی تو به من )

ببینید، ما یک جنگ بزرگ بیشتر نخواهیم داشت.

بعد از اینکه کسانی که در این دنیا ها زندگی میکنند بفهمند که میتونن به دنیا های دیگه برن، در صدد حمله بر خواهند آمد. یعنی چی؟ یعنی اگر ملکور بدونه میشه سرزمین دیگه ای رو داشته باشه به نارنیا میره...در نتیجه، توی هر کدوم از این سرزمین ها جنگی خواهد شد...

در نهایت، همه با هم در یک سرزمین میجنگند و این جنگ، نبر خیر و شر هست. تعیین کننده ترین نبرد.

خب این تاپیک هم به خواب رفته!!!!

ببینید:

اول باید مشخص کنیم که این عنوان مورد بحث ما یعنی "جهان موازی در دنیا های فانتزی"

1.یه فرضیه ست؟یعنی میخوایم با چیزایی که تو دنیاهای فانتزی خوندیم وجود این موازی بودن رو توجیه کنیم؟

2.یا اینکه دوس داریم یه همچین چیزی رو بوجود بیاریم و بعبارتی یه ارتباط بین دنیاهای فانتزی ذهنمون بوجود بیاریم!

اگه مورد اوله که باید بگم نتیجه همینی میشه که میبینید.چون قاعدتا نمیتونیم همه چی رو توجیه کنیم.مثلا همون بحث جنگ که کجا قراره اتفاق بیفته و قس علی هذا

ولی اگه مورد دومه که جای کار زیادی داری.یعنی باید خودمون یه جاهایی رو پایه ریزی کنیم.و اون یعنی اینکه مثل یه داستان نویس یه چیزایی رو قبول کنیم و بعدش در مورد نتایج و پیامداش صحبت کنیم.

باز این تاپیک جالب !

به تام عزیز که واقعا خوشم میاد که عین خودم دوست داره قبر های کهنه رو دوباره بشکافه :دی

در واقع به نظر من هر دو گزینه ی ممکن است !

1.یه فرضیه ست؟یعنی میخوایم با چیزایی که تو دنیاهای فانتزی خوندیم وجود این موازی بودن رو توجیه کنیم؟

به قولی هر فرضیه ای باید یه روز اثبات بشه و اگر هم اون فرضیه غلط بشه بلاخره باعث می شه که نتایج جالب دیگه ای رو به ما بده

اگه ما بیایم ریشه ی داستان های فانتزی رو و نگاه کنیم و اون ها رو دسته بندی کنیم می تونیم به نتایج جالبی دست پیدا کنیم

می خوام این رو بگم که اگه ریشه ی داستان ها رو نگاه کنیم می بینیم که داستان ها از یه ریشه ی مشابه درست شده اند

سرزمین میانه در لوتر و نارنیا تا حدودی شبیه به داستان های اسکاندیناویه و یا پرسی جکسون شبیه به داستان های کلاسیک یونانیه و ...

اگه قبول کنیم که ریشه ی این داستان ها یکی باشه پس می تونیم این دنیاها رو به هم ربط بدیم !

اما در این میان که چرا این دنیاها رو با هم می خواهیم ربط بط بدیم این جا دو حالت کلی می شه واسش در نظر گرفت :

1- گزینه ی اول همونی که تو بهش اشاره کردی ؟

2.یا اینکه دوس داریم یه همچین چیزی رو بوجود بیاریم و بعبارتی یه ارتباط بین دنیاهای فانتزی ذهنمون بوجود بیاریم!

2- گزینه ی دوم با از فرض من نشات می گیره !

من اول تاپیک گفتم نظریه ی جدیدی تو فیزیک نوین است که می گه جهان های دیگه ای موازی با این جهانی که ما داریم در مورد زندگی می کنیم وجود داره حالا این نظریه رو میاریم تو دنیای فانتزی اگه این فرض رو هم قبول کنیم پس باید سرزمین میانه جهانی موازی با جهان نارنیا باشه و ...

اگه مورد اوله که باید بگم نتیجه همینی میشه که میبینید.چون قاعدتا نمیتونیم همه چی رو توجیه کنیم.

چی رو می خواهیم توجیه کنیم ؟؟

تا جایی که من یادم فعلا جنگ بزرگ در میون بود که بحث همین ا نیمه کاره رها شد !

و در مورد جنگ می شه این نظریه رو داد که اگه جنگی در بگیره بین خدایان خوب اون وقت شخصیت های منفی رها می شن و ظلم همه جا رو فرا می گره در ایم میان که جهان در ظلمت به سر می بره می تنه یک شخص یا یک روه این جهان رو به روشنی ببرند و ...

ولی اگه مورد دومه که جای کار زیادی داری.یعنی باید خودمون یه جاهایی رو پایه ریزی کنیم.

به نظر منم این کار انجام نشدنیه !

چون باید طبق اصل داستان قضیه رو پیش ببریم و بر اساس گذشته داستان رو جلو ببریم !

فکر کن تو جهان واقعی وجود جهانی دیگه اثبات شده الان سیاستمداران چگونه عمل می کنند ؟؟

آیا کسی این ها رو بازی می ده یا طرح ریزی می کنه ؟؟

یه نقشه جالبی امروز دیدم، نظر شما درباره این چیه من که هیچ جوری نمی تونم بفهممش.

post-1628-0-22266100-1329754623_thumb.jp

یه نقشه جالبی امروز دیدم، نظر شما درباره این چیه من که هیچ جوری نمی تونم بفهممش.

post-1628-0-22266100-1329754623_thumb.jp

منم چیزی حالیم نشد.ولی فک کنم سازندشم چیزی حالیش نبوده:دی

احساس میکنم طرف یه تعداد کتاب خونده...بعد واسه اینکه یادش نره اونا رو به هم چسبونده

در کل خیلی ناقصه...مثلا نارنیاشو نگاه کن...فقط اومده کمد رو علامت زده..آرکن لند و کایرپاراول اصلا نیستند.یا نقشه سرزمین میانه خودمون!!!!

فک نکنم بشه نبرد بین خداها (دقیقترش نماینده های اونهاست) رو نوشت چون اصلا قدرت هاشون باهم نمی خونه مثلا اصلان میتونه با یه کلمه یه دنیا رو نابود کنه (مثل جیدیس) در حالی که والار از قدرت های جادویی کمی برخوردار هستند ویا اگر هم قدرت جادویی دارند از آن کم استفاده می کنند(به طور مثال اورومه سوار اسب می شه)

اما یه ایده برای این قضیه ی جهان های موازی دارم:

ملکور فرار میکنه و به دنیاهای دیگه می ره تا بقیه والار نتونن پیداش کنن ارو هم یه نفر (یا یه گروه) می فرسته به دنبال اون تا قبل از این که تو دنیا های دیگه خراب کاری کنه جلوشو بگیره آخرش رو هم می تونیم وصل کنیم به داگور داگورات

من میگم بهتره زیاد به دنیای تالکین پر و بال ندیم تا اینجوری به جانب داری متهم نشیم :-?

نقشه خوبی بود و طراحش حداقل خلاقیت این کار رو داشته ، لازم نیست حتما همه دنیا ها ی فانتزی رو دخیل کنیم ، میتونیم اون هایی که به آردا نزدیکتر اند ، مثل دنیای نغمه یخ و آتش رو وارد داستان کنیم .

در مورد نقشه :

نقشه ی جالبی بود !

از کجا آوردیش ؟؟

پیرامون این که چه دنیاهایی باید وارد این جنگ بشن به نظر من اون دنیاهایی که واقعا مستحق ورود به جنگ رو داشته باشند مثل :

1- سرزمین میانه

2- نارنیا

3- وارکرافت

4- دنیای کریستوفرپائولینی

5- هری پاتر

6- نغمه یخ و آتش

فعلا همین ها یادم بود اگه دنیای فانتزی حماسه ای دیگه هم هست شما اضافه کنید !

من میگم بهتره زیاد به دنیای تالکین پر و بال ندیم تا اینجوری به جانب داری متهم نشیم :-?

ببخشید متوجه منظورت نشدم ولی فکر کنم ما طرفداران تالکین هستیم و باید به دنیای تالکین پر و بال بدیم

به اصلان: نقشه رو من از گوگل پیدا کردم و اسم سایت طراحش رو خود نقشه نوشته شده

لطفا در مورد اینکه نبرد بین خداها (با توجه به متفاوت بودن توانایی های اونها) امکان پذیر هست یا نه نظرتون رو بگید.

خب در این که ما طرفدار تالکین هستیم شکی نیست ، اما اگه قراره یه پل مشترک بین همه دنیاهای فانتزی بزنیم ، بهتره عدالت داشته باشیم تا طرفدارای فانتزی های دیگه ، جذب این کار بشن .

خوب عدالت که خوبه و من هم قبول داریم باید عادل باشیم ولی دلیلی که پیشنهاد می کنم بیس اصلی داستان بر اساس کارهای تالکین باشه اینه که هم به نظرم کاملترین دنیا رو داره هم بهتر از بقیه دنیا ها میشناسیمش

به نظر من بگردیم همونهایی رو که جنبه ی حماسی و ظرفیت بیشتری برای جنگهای حماسی دارن پیدا کنیم و بگنجونیم توی این ایده مون.با نظر آگارواین هم کاملا موافقم.من همه جوره در مورد خلق و تداوم این داستان پایه ام. :-?

مثلا موریا به عنوان مکانی که ملکور مدتی توی اون مخفی شده و دروازه هاشو بسته و برای خودش قدرت و نیرو جمع میکنه تا دنیا رو نابود کنه, یکی از مکانهای دنج سرزمین میانه برای مبارزه هستش.

به نظر من و با اجازه ی مهدی و سایر مدیران این قسمت رو تبدیل کنیم به تاپیکی با مضمون ایفای نقش ( اگه بشه اسمش رو ایفای نقش بزاری )

و در ادامه تو این تاپیک جنگی رو بین دنیاهای فانتزی - حماسی انجام بدیم

اگه دوستان موافق هستند بسم ا...

خیلی پیشنهاد خوبیه اصلان جان ولی فکر کنم اگه بجای ایفای نقش یه داستان گروهی باشه خیلی بهتر بشه

من مخالفم.این تاپیک جای رول پلیینگ بازی نیست.یه بحث نسبتا خوب درگیرانه رو شروع کردید و بهتره به همین صورت باقی بمونه.

این جو رول پلیینگ همون موقع که اون تاپیک کذایی هم در سایت زده شده بود، جو های زیادی رو با خودش ایجاد کرد که زود خاموش شد البته.من توصیه نمیکنم به رول پلی اما اگه میخواید اینکارو هم بکنید در تاپیک جداگونه ای به این بازی بپردازید.بحث های جدی ترتون رو اینجا بکنید

با کمال احترام باید بگم که به نظرم تولکاس عزیز اشتباه می کنی چون در واقع این چیزی که تا اینجا در موردش بحث شده چیزی جز یه فن فیکشن نیست و به نظرم این بحث پتانسیل اینو داره که یه داستان خوب از توش در بیاد و فکر می کنم تو یه داستان بهتر از این جور بحث ها بشه ایده هایی رو در مورد جهان های موازی مطرح کرد

من با تولکاس موافقم. بذارید این بحث همینجوری بمونه و برای رول پلیینگ یه تاپیک جدید بزنید.

به آگارواین:

موقعی که تاپیک زده شد قرار نبود به سمت فن فیکشن بره. بیشتر روی فرضیه بحث میشد که بحثهای تقریبا خوبی هم بود.

یه نکته دیگه اینکه فن فیکشن با رول پلیینگ خیلی فرق داره. رول پلیینگ تقریبا بداهه گوییه و داستان مشخصی نداره و همینطوری جلو میره و لزوما ارزش ادبی بالایی نداره. اما توی فن فیکشن سعی میشه تا قواعد نویسندگی توش رعایت بشه، تعداد نویسندگان هم محدودتره و همین باعث میشه که داستان این شاخه و اون شاخه نشه.

من و تولکاس نمیگیم که در این مورد رول پلیینگ نسازید! میتونید توی تاپیک جدید این کار رو انجام بدید. ما نمیخوایم این تاپیک خوب دچار انحراف از مسیر اصلیش بشه.

یه تاپیک توی بخش "مربوط به طرفداران" بزنید و کار رو شروع کنید.

من منتظرم که یکی پا پیش بذاره و تاپیک جدید رو بزنه.اما از همینجا بگم که اگه اعضا تو کاراشون جدی باشن نهایتا یه چیز خوب از آب در میاد.

بله خوب به نظرم گند زدم :دی

راستش این تاپیک اول خیلی خوب شروع شد با حضور تولکاس بحث قشنگ پیش می رفت و ادامه با حضور تام پر رنگ تر شد اما بعد از گذشت چند روز تولکاس رفت و من و تام این تاپیک رو اداره کردیم و بعد تاپیک ساکن شد !

راستش گفتم با زدن این تاپیک اشخاصی مثل تضاد - مهدی - آرون و تورامبار حضور پر رنگ تری ایفا می کنند اما نشد !!

در ادامه گفتم این رو رول پلیینگ کنم ( با این که خودم راضی نبودم و فقط برای پر رنگ تر شدن تاپیک گفتم ! ) که گویا تولکاس خان صلاح ندونستند !

من با انجام نشدن این کار مشکلی ندارم اما دوست دارم دوستان حضور پر رنگ تری داشته باشند !

ارادتمند شما

اصلان

خیلی دوست دارم تو این بحث شرکت کنم اما قبلش باید همه پستها رو بخونم و بعد وارد بحث بشم. این مدت خیلی سرم شلوغه. ولی مطمئن باش که تو این تاپیک میام.

منم دوس دارم این تاپیک ادامه پیدا کنه.

منم تا یکی دو هفته دیگه نارنیا خونیم تموم میشه.بعد بیشتر میتونم حرف واسه گفتن داشته باشم.

خلاصه منم هستم.

به اصلان:سوالا از من:دی

من تاپیک رو خوندم و در جریان بحث بودم اما خب دروغ چرا...چیزی برای گفتن نداشتم و ندارم. :D از دید من، هر نویسنده ای که دنیای خیالی خودش رو می سازه چهارچوبی می سازه که به راحتی با چهارچوب یه نویسنده ی دیگه هماهنگ نمیشه. نمی تونم تصور کنم که دامبلدور بشینه و با گندالف چای بخوره. نمی تونم تصور کنم که لرد ولدمور با غرور فوق العاده اش بتونه با شاه جادوپیشه ی آنگمار متحد بشه. به قول معروف دو درویش در گلیمی بخسبند و دو سلطان در اقلیمی نگنجند. اینه که فکر کردم شما داستان رو شروع کنین بلکه من هم چیزکی برای گفتن پیدا کنم. :D

سلام درمورد این تاپیک می تونم بگم دنیای فانتزی تخیل هرکسی میشه که به خودش مربوطه ماکتاب های فانتزی میخونیم تا تخیلمونو قوی کنیم وجایی توی دنیای فانتزی پیدا کنیم هرکس دنیایی دارد دنیایی که شخصیت هاش همه از کتابها یا داستان های فانتزی تخیلی هستن وخودش اونو هدایت میکنه درواقع هرکدام از مادنیایی جدا از دنیای واقعی داریم وزندگی میکنیم به سبک وروشی که دوست داریم پس میتونیم جهان موازی را توش قرار بدیم

جدا از بحث دنیاهای موازی در فانتزی ها , این موضوع در بین خیلی از محققان و فیزیک دانان اثبات شدست و اگر یه کم برسی کنید میتونید منابع و مقاله های معتبری در ارتباط با دنیا های موازی پیدا کنید و هر چه از این مبحث بگیم باز کمه !!!

درواقع یکی از چیز هایی که جهان های فانتزی رو برای انسان قابل درک کرده همین دنیا های موازیه که به صورت دنیای موازی با دنیای ما تصویر میشن !

و مطمئنا یکی از عواملی که داستان های فانتزی رو جذاب تر میکنه , ورود به دنیا های فانتزی دیگه در ضمن معرفی یک دنیای موازی مجزاست !!! مثلا در کتاب های وارکرفت میتونید پرتال ها یی رو ببینید که موجودات کتاب رو از دنیایی به دنیایی کاملا متفاوت وارد میشن مثلا سارگراس که با ورود به دنیا هایی دیگه , اونا رو فتح میکنه و یا هورد اورک ها که وارد ازراث میشن !

حيف شد،چرا كسي ديگه اينجا پست نميده ؟

خب من الان يه مشكلي برام پيش اومده: اگه با توجه به پست هاي اول جناب اصلان بخوايم از راه اون بيشه ي باروني وارد اين دنياها بشيم ( مثلا مايار آردا از همين راه به لندن هري پاتر رفته باشن ) اين بيشه ي باروني نبايد ويژگي هاي خيلي خاصي داشته باشه ؟ مثلا قدرت مغناطيسي خيلي بالا؟ اون وقت سؤال من اينه كه أصلا چطوري ميشه وارد اين بيشه بشيم كه بعدش به آردا يا هر دنياي ديگه اي برسيم ؟

حيف شد،چرا كسي ديگه اينجا پست نميده ؟

خب من الان يه مشكلي برام پيش اومده: اگه با توجه به پست هاي اول جناب اصلان بخوايم از راه اون بيشه ي باروني وارد اين دنياها بشيم ( مثلا مايار آردا از همين راه به لندن هري پاتر رفته باشن ) اين بيشه ي باروني نبايد ويژگي هاي خيلي خاصي داشته باشه ؟ مثلا قدرت مغناطيسي خيلي بالا؟ اون وقت سؤال من اينه كه أصلا چطوري ميشه وارد اين بيشه بشيم كه بعدش به آردا يا هر دنياي ديگه اي برسيم ؟

خیلی تاپیک های جالب تو فروم هستن که به تاریخ پیوسته اند و تنها یه شخص می خواد که دوباره اون ها رو باز یابی کنه

نمونه ی بارز این تاپیک ها همین تاپیک { کل تاپیک های من خوب شروع می شه اما آخر ... :|) }

در مورد اون راه ورود

اون راه ورد رو از داستان های نارنیا لوئیس برداشتم اونجا بیشتر می تونی در موردش اطلاعات بگیری :دی

در مورد قدرت مغناطیسی منظورت رو نمی فهمم دقیقا یه ذره واضح تر صحبت کنی خیلی خوب می شه

در مورد راه وردش فعلا فکری نکردم :دی

والا تا جایی که من یادم تو نارنیا دیگوری و پالی توسط دایی شون که اون هم توسط چند تا سنگ اسرار امیز بود وارد اون محل شدن

البته الان دقیقا یادم نیست جزئیاتش چی بود :))

خیلی وقت نارنیا رو نخوندم :(((

من خودم یه رمان فانتزی در مورد دنیای فانتزی نوشتم و فقط ویرایش نهاییش مونده ولی در مورد ارتباط دنیای مثلا نارنیا با هری پاتر گمون نمی کنم ایده ی جالبی ازش دربیاد .

خیلی خوشحال می شم رمانتون رو بخونم اما توجه به این موضوع داشته باش که ما نمی خواهیم اینجا یه رول یا یه داستان فانتزی اجرا کنیم

همون طور که اول تاپیک گفتم جهان های موازی یه واقعیت تو دنیای واقعی ما داره , جهان هایی موازی با جهان ما که ویژگی های خودش رو داره و ...

بر اساس همین موضوع می خوهیم ببینیم که ایا این جهان های موازی تو داستان های فانتزی هم وجود دارند اگه هستند چه جوری بهم متصل می شن و ...