جنگ های ستاره ای

تعداد پست‌ها: 37

من تازه عضو شدم و یه نگاهی به تالارها انداختم، اما در این قسمت چیزی از

جنگ های ستاره ای

ندیدم... @};-

حیفه که ازش در اینجا بحثی نشه، برای مقایسه نگاهی به کتابهای اون بندازید http://starwars.wiki...i/List_of_books و http://starwars.wiki...meline_of_books

مثل بقیه داستان های فانتزی، تخیلات بسیاری در این مجموعه هست. نژادها و مکانها و زبان ها و.... همه در مقیاس های کهکشانی!

متاسفانه الان نمیتونم بیشتر توضیح بدم...شاید در وقتی دیگر

البته اول همه باید از کلمه STAR WARS شروع کنیم کلمه ای که معنی اش جنگ های ستاره ای هستش ولی از اول ترجمه غلط جنگ ستارگان باب شده

این سری فیلم ها در نوع خود انقلابی در میان فیلم های علمی تخیلی بود

قسمت اول این مجموعه عظیم امیدی نو، نام داشت که در سال 1977 توسط جرج لوکاس ساخته شد و فروشی نزدیک به 461 میلیون در آمریکا داشت(یعنی با محاسبه تورم احتمالا حدود 1 میلیارد فقط در آمریکا!)

قسمت های پنجم و ششم هم توسط ایروین کرشنر و ریچارد مارکواند در سالهای 1980 و 1983 ساخته شدند

این تریلوژی در برگیرنده یکی از محبوب ترین شخصیت های منفی تاریخ سینما دارث ویدر بود

در کنار اون هریسون فورد هم در این مجموعه در جلد هان سولوفرو رفت و آلک گینس هم در نقش او بی وان کنوبی نقش افرینی کرد

در سال های 1999،2002 و 2005 جرج لوکاس یه سه گانه پیش در امد برای این مجموعه تدارک دید با نام های شبح تهدید ،جنگ کلونها و انتقام سیث

میتونیم بگیم داستان جنگ های ستاره ای همون داستان شوالیه هاست البته در فضا و به همراه شمشیرهای نوری

غیر از جلوه های ویژه پیشرو و عالی اون موسیقی جنگ های ستاره ای رو جان ویلیامز ساخته و دیدن کریستوفرلی در جنگ کلونها و انتقام شیث میتونه برای طرفداران ارباب حلقه ها جالب باشه

ایوان مگ گرگور،ناتالی پورتمن و لیام نیسن(شبح تهدید ) از دیگر بازیگران این سه گانه هستند

ولی از همه این بحث ها گذشته جنگ های ستاره ای هیچ وقت به عنوان یک فانتزی مطرح نیست و ویژگی های یک فانتزی رو نداره و فضای اون بیشتر با فیلم های علمی -تخیلی سنخیت داره

اینجا هم ببینید برای توضیحات بیشتر:

http://alef.ir/vdciu...bct.html?220908

البته فکر می کنم منظور دوست عزیمون کتاب های Star wars هست!

داستان های علمی تخلیلی هم زیر مجموعه ادبیات گمانه زن قرار می گیره و لذا قابلیت پرداخت به اون در فروم آردا وجود داره!

خب همین این کتاب ها اکثرا فن فیکشن هست وگرنه داستان اصلی که همون فیلمنامه جنگ های ستاره ای هست و اثر جرج لوکاس

اگه اپرای فضایی هم جز این موضوعات قرار میگیره که چه بهتره حرف های زیادی هست برای گفتن

مورد بعدی ساخته شدن قسمت هفتم جنگ ستاره ایه که این کار قراره به جی جی ابرامز برسه و جان ویلیامز هم موسیقی متن رو مثل همیشه میسازه

گزینه های زیادی برای این سه گانه مد نظر بود از جمله:زاک اسنایدر کارگردان فیلم 300،استیون اسپیلبرگ کارگردان مشهور ای تی،برخورد نزدیک از نوع سوم،نجات سرباز رایان ،فهرست شیندلر و ...

البته اسپیلبرگ شانس زیادی داشت ولی بخاطر مخالفت جرج لوکاس به این صندلی نرسید

موارد جالب دیگه یکی تارانتینو بود که حاضر به کارگردانی نشد و مورد آخر پیترجکسون که در همون گفتگوی اولیه نتیجه ای حاصل نشد

البته این بحث ها قدیمیه و الان احتمالا فیلمبرداری قسمت هفتم تموم شده و کار برای دسامبر 2015 آماده میشه

البته انيميشن اين جنگ ستارگان هم ساخته شده كه تا مدت ها مورد انتقاد كمپاني والت ديزني قرار گرفت

دليلش رو دقيقا نميدونم اما در كل بگم كه چيز پر طرفداري نيست

بله انیمیشنش همون بازسازی نبرد کلونهاست

انیمیشن پرطرفدار نیست یا مجموعه فیلمها؟

«انيميشن»در ايران توجه خاصي بهش نشد

به تظر من اينجور ماجرا ها رو اگر با كتاب بخونيم بهتره تا فيلم.كتاب خصوصيتي داره كه قوه ي تجسم انسان رو قوي تر ميكنه.گاهي وقت ها با خوندن كتاب،تصاوير قشنگ تري از داستان درذهن آدم شكل ميگيره كه در فيلم ها ديده نميشه.

حرف شما در صورتی صحیحه که اول کتابی نوشته بشه و بعد از اون اقتباسی صورت بگیره در این صورت شاید کتاب جذاب تر باشه

ولی در مورد جنگ های ستاره ای ابتدا فیلم ساخته شده و این فیلم یک اقتباس سینمایی نیست و اصل کار فیلمنامه جرج لوکاسه کتابهایی هم وجود داره اکثرا فن فیکشن هستند

حرف شما در صورتی صحیحه که اول کتابی نوشته بشه و بعد از اون اقتباسی صورت بگیره در این صورت شاید کتاب جذاب تر باشه

ولی در مورد جنگ های ستاره ای ابتدا فیلم ساخته شده و این فیلم یک اقتباس سینمایی نیست و اصل کار فیلمنامه جرج لوکاسه کتابهایی هم وجود داره اکثرا فن فیکشن هستند

به شما اطمینان می دم که کتاب جالب تره. درسته که فیلم اول ساخته شده و کتاب های شش اپیزود اصلی از روش نوشته شده اما نوشتن کتاب ها توسط نویسنده های قدرتمندی نظیر تری بروکس و آر ای سالواتوره صورت گرفته. بعد به فرض هم که حرف شما درست باشه. شش اپیزود اصلی بخش کوچکی از رمان های این دنیای عظیم رو تشکیل می دن. در آخر هم فن فیکشن خطاب کردن مجموعه های این دنیای عظیم درست نیست. فن فیکشن کتابیه که توسط هواداران یه مجموعه که حق قانونی برای چاپ کتابشون ندارن نوشته شده. ولی نویسنده های این دنیای عظیم نوشتن رو به صورت قراردادی با سازمان صاحب حق قانونی به عهده گرفتن و برای کارشون مزد دریافت کردن.

من ترجمه اپیزود اصلی و دو مجموعه به نام های جمهوری کهن و کارآموز جدای رو در این وبلاگ انجام می دم:

http://sithlord.mihanblog.com

به شما اطمینان می دم که کتاب جالب تره. درسته که فیلم اول ساخته شده و کتاب های شش اپیزود اصلی از روش نوشته شده اما نوشتن کتاب ها توسط نویسنده های قدرتمندی نظیر تری بروکس و آر ای سالواتوره صورت گرفته. بعد به فرض هم که حرف شما درست باشه. شش اپیزود اصلی بخش کوچکی از رمان های این دنیای عظیم رو تشکیل می دن. در آخر هم فن فیکشن خطاب کردن مجموعه های این دنیای عظیم درست نیست. فن فیکشن کتابیه که توسط هواداران یه مجموعه که حق قانونی برای چاپ کتابشون ندارن نوشته شده. ولی نویسنده های این دنیای عظیم نوشتن رو به صورت قراردادی با سازمان صاحب حق قانونی به عهده گرفتن و برای کارشون مزد دریافت کردن.

من ترجمه اپیزود اصلی و دو مجموعه به نام های جمهوری کهن و کارآموز جدای رو در این وبلاگ انجام می دم:

http://sithlord.mihanblog.com

بهرحال ایده اصلی از ذهن قدرتمند جرج لوکاس بوده و هرکسی که هم اون کتاب هارو بنویسه احاطه ای که جرج لوکاس و لارنس کاسدان در امپراطوری حمله میکند رو داشتند رو نداره

جرج لوکاس در این مورد مثل تالکین میمونه برای آردا .چه کسی از تالکین نسبت به دنیای تالکین مسلط تره؟

هیچ کس به اندازه خالق نسبت به دنیایی که خلق کرده مسلط نیست .چه کسی میتونه شخصیتی همسنگ دارث ویدر رو خلق کنه؟

اینطوری نیست. بهتره بگیم جرج لوکاس مثل ناک هست برای وارکرافت. چون اگرچه فیلم نامه و رمان قسمت چهارم رو نوشته اما قسمت اعظم این دنیای عظیم کار اون نبوده. در حالیکه تالکین قسمت اعظم دنیای آردا رو خودش نوشته. و در مورد دارث ویدر باید بگم شخصیت پیچیده تر از اون هم هست. مثلا دارث ریوان یا ماراجید اسکای واکر. در آخر باید بگم امپراتوری ضربه را پاسخ می دهد درسته نه امپراتوری حمله می کند.

اینطوری نیست. بهتره بگیم جرج لوکاس مثل ناک هست برای وارکرافت. چون اگرچه فیلم نامه و رمان قسمت چهارم رو نوشته اما قسمت اعظم این دنیای عظیم کار اون نبوده. در حالیکه تالکین قسمت اعظم دنیای آردا رو خودش نوشته. و در مورد دارث ویدر باید بگم شخصیت پیچیده تر از اون هم هست. مثلا دارث ریوان یا ماراجید اسکای واکر. در آخر باید بگم امپراتوری ضربه را پاسخ می دهد درسته نه امپراتوری حمله می کند.

بهرحال شش فیلمنامه جنگ های ستاره ای اثر جرج لوکاس هست( حالا با همکاری لارنس کاسدان،جاناتان هالز و ...) و هسته اصلی دنیای جنگ های ستاره ای این 6 فیلمنامه هست

بقیه موارد زینت دهنده و کامل کننده این 6 فیلمنامه هستند

البته چیزی که مرسومه عنوان امپراطوری حمله میکند هستش ولی strike back دلالت بر ضد حمله دارث ویدر علیه شورشیان دارد یعنی عناوینی مثل امپراطوری ضد حمله میزند یا امپراطوری دوباره حمله میکند و یا پاسخ میدهد درسته

الان دو سوال هست که شما باید پاسخ بدید:

قبل از جرج لوکاس جنگ های ستاره ای وجود داشت؟ و اولین خالق جنگ های ستاره ای چه کسی بوده؟

خیر قبل از جرج لوکاس این دنیا وجود نداشت و خالق اولیه جرج لوکاسه. اما نسبت دادن کل این دنیای عظیم که کتاب ها و کمیک های متعددی داره شش اپیزود بخش کوچکی ازش رو تشکیل می دن مثل نسبت دادن کل وارکرافت به ریچارد ناک و کل نیزه اژدها به مارگارت ویس و کل قلمروهای فراموش شده به آر ای سالواتوره هست.

مسئله اینه که کسی که میخواد با دنیای جنگ های ستاره ای ارتباط برقرار کنه میتونه با دیدن این شش فیلم به درک قابل قبولی از اون برسه و شخصیت هایی مثل دارث ویدر،لوک اسکای واکر،پرنس لیا،هان سولو ،او بی وان کنوبی،استاد یودا،کو آی گان رو بشناسه

کتاب ها برای اطلاعات بیشتره و اگه کسی کتاب ها رو نخونه بازهم میتونه نسبت به خط اصلی داستان تسلط داشته باشه

ولی مثلا دنیای تالکین اینجور نیست کسی که حتی فقط سه گانه ارباب حلقه ها و هابیت رو دیده باشه نمیتونه اطلاعات خاصی در مورد ملکور،مانوی،تام بامبادیل و .. داشته باشه

درثانی دنیای تالکین جدای از فیلم ها دارای شهرت زیادی است و کتاب های ارباب حلقه ها،هابیت و سیلماریلیون طرفداران زیادی رو در فانتزی داره در صورتی که در مورد جنگ های ستاره ای ،شهرت عمده مدیون جرج لوکاس و این شش گانه عظیم هست

من نمی تونم حرف شما رو بپذیرم. این شش فیلم فقط یه بخش کوچک از تاریخ این دنیای عظیم رو نشون می ده و در مورد بقیه تاریخ باید به کمیک ها و کتاب ها رجوع کرد.

در مورد شهرت هم با شما موافق نیستم. دنیای جنگ های ستاره ای یکی از دو دنیای خیالی ای هست که تو فرهنگ آمریکای شمالی جای ویژه ای داره و دنیای دیگه نیزه اژدها هست.

این شش گانه اصل کاره و بقیه چیزهایی که ادامه اش خلق شده حواشی کاره

این ششگانه هسته اصلی است نه اصل کار. اگه اینطور نگاه کنیم باید بگیم اصل وارکرافت نبرد باستانیانه و بقیه حواشیه. و همچنین اصل نیزه اژدها سه گانه کرونیکلزه و بقیه فرعه.

با وجود اینکه جنگ های ستاره ای یک حماسه فضایی و میراث یک حماسه کهن است بین این دو مجموعه شباهت های متعددی وجود دارد:

1_ وریل رهبر اژدهاسواران گالباتوریکس را در نبرد شکست می دهد ولی لحظه ای در زدن ضربه نهایی تردید می کند و همین تردید باعث مرگ او می شود. همانطور که که میس ویندو تا پای کشتن پالپاتین می رود ولی با خیانت آناکین به قتل می رسد.

2_ اروگاندر رویا آریا را می بیند که از او کمک می خواهد و برای نجات او می رود و با دروزا روبرو می شود و شکست می خورد و با کمک مورتگ فرار می کند. همانطور که لوک به دلیل دیدن تصویری که r2d2 از لیا ضبط کرده بود برای نجات لاو می رود و با دارت ویدر روبرو می شود و هان سولو برای فرار به او کمک می کند.

3_ لشکرکشی امپراتوری به کارواهال و فرار بیشتر اهالی می تواند از نابودی آلدران با ستاره مرگ الهام گرفته شده باشد.

4_ نظام و وظایف اژدها سوارها بسیارشبیه به جدای هاست.

5_ پنهان شدن بروم در نزدیکی اروگان و این که همه فکر می کردند او بعد از نبرد با مورزان و کشتن مرده شبیه پنهان شدن اوبی وان کنوبی در نزدیگی لوک و این که همه فکر می کردند او بعد از نبرد با دارت ویدر و مغلوب کردن او مرده است می باشد.

6_ پنهان شدن اورومیس بین الفها و آموزش اروگان توسط او و اینکه اروگان قبل از آماده شدن برای شرکت در جنگ واردن ها با امپراتوری سرزمین الف ها را ترک می کند و در نبرد با مورتگ شکست می خورد مشابه این است که یودا پنهان می شود و لوک توسط او آموزش می بیند و قبل از آماده شدن به نبرد با دارت ویدر می رود ولی شکست می خورد.

7_ مبارزه اروگان و مورتگ جلوی گالباتوریکس و این که مورتگ شکست می خورد و لحظه آخر به گالباتوریکس پشت می کند و اروگان با کمک او گالباتوریکس رو می کشد و این که در همان موقع واردن ها با سربازان امپراتوری در جنگ بودند شبیه این است که دارت ویدر و لوک جلوی پالپاتین با هم می جنگند و لوک پیروز می شود و بعد ویدر با مشاهده اینکه پالپاتینقصد کشتن لوک را دارد او را به قتل می رساند.

8_ اینکه کوای گای جن شاگرد دوکو بود و بعد از خیانت او به جنگ می رود شبیه این است که بروم شیفته مورزان بود و بعد از پیوستن او به گالباتوریکس با هم مبارزه می کنند با این تفاوت که کوای گای جن می بازد و اگه یودا نیامده بود کشته می شد ولی بروم می برد و مورزان را می کشد.

شباهت های دیگه ای هم به ذهنم رسیده بود ولی متاسفانه یادم رفته. با وجود این شباهت ها شما میراث را تقلیدی از جنگ های ستاره ای نمی دانید؟

همین الان از سفر رسیدم و اینجارو چک کردم، واقعا کارتون خوب و بی نقصه!

خیلی از حرفام اینجا توسط دوستان زده شده، دوستانی که نه تنها فرهیخته و دارای اطلاعات بسیارند بلکه به شیوایی و فصاحت اونارو در اختیار دیگران قرار می دهند.

بقیه حرفام مربوط به حواشی و تاثیرات و تأثرات این مجموعه و جامعه ی اون زمان بود که دیگه اینجا جاش نیست.

اما باید اضافه کنم تمامی کتاب ها قبل از چاپ از آقای لوکاس، یکی از برترین عناصر زنده سینما، اجازه می گیرند. داستان این مجموعه علاوه بر فیلم ها اون کتاب هارو هم شامل میشه...

دوستان بهتر نیست که کمی تاپیک رو گسترش بدیم و مختص به کل دنیای STAR WARS باشه؟

مثلا دوستان معرفی کتاب و تحلیلش رو انجام بدن

منم میتونم معرفی و تحلیل 6 فیلم و همچنین اخبار قسمت هفتم رو پوشش بدم

دوستان بهتر نیست که کمی تاپیک رو گسترش بدیم و مختص به کل دنیای STAR WARS باشه؟

مثلا دوستان معرفی کتاب و تحلیلش رو انجام بدن

منم میتونم معرفی و تحلیل 6 فیلم و همچنین اخبار قسمت هفتم رو پوشش بدم

فکر نمی کنین بهتر باشه به جای این کار مقالات این دنیای عظیم رو ترجمه کنین تا همه بیشتر با این دنیا آشنا بشن؟

نه فکر نکنم.در ثانی وقتی برای ترجمه جنگ های ستاره ای ندارم .مقاله های خودم و مقاله های انجمن مونده فرصت دیگه ای نمیمونه

من به سهم خودم از این نوع کارها حمایت میکنم شدید!

اما در واقع، نه اطلاعاتم درباره جنگ ستاره ای کافیه و نه زمان کافی دارم. :!!

دوستان کسی میدونه کتاب های star wars رو بصورت ترجمه شده از کجا میشه دانلود کرد

برخللاف همه فانتزی های دیگه که اول یه کتاب موفق نوشته شده و بعد ازش فیلم ساختن، اول جنگ ستارگان توسط جرج لوکاس ساخته شد و بعد کتابش نوشته شد. حیفه که به ارباب حلقه ها و نارنیا بگیم فانتزی و به جنگ ستارگان هم بگیم فانتزی، جنگ ستارگان یه چیزی بین فانتزی و علمی تخیلیه که سهم علمی تخیلیش خیلی بیشتره، نمیدونم شاید من دوست نداشتم ولی هیچ وقت نتونستم با جنگ ستارگان و شخصیت هاش ارتباط برقرار کنم. به نظرم اصلا نه سر داشت و نه ته!

برخللاف همه فانتزی های دیگه که اول یه کتاب موفق نوشته شده و بعد ازش فیلم ساختن، اول جنگ ستارگان توسط جرج لوکاس ساخته شد و بعد کتابش نوشته شد. حیفه که به ارباب حلقه ها و نارنیا بگیم فانتزی و به جنگ ستارگان هم بگیم فانتزی، جنگ ستارگان یه چیزی بین فانتزی و علمی تخیلیه که سهم علمی تخیلیش خیلی بیشتره، نمیدونم شاید من دوست نداشتم ولی هیچ وقت نتونستم با جنگ ستارگان و شخصیت هاش ارتباط برقرار کنم. به نظرم اصلا نه سر داشت و نه ته!

فقط اپیزودهای اصلیش از روی فیلم نوشته شدن. ده ها کتاب دیگه داره و تعداد بیشتری کمیک و داستان کوتاه. بعضیهاش واقعا شاهکارن.

نکته ای که درباره جنگ ستارگان هست اینه که علی رغم ایده مرکزی قدرتمند و ریشه دار و بنیادین،که از یک افسانه مغولی،آیین های بوشیدو در ژاپن و شوالیه های قرون وسطی در اروپا الگو گرفته و مسائلی از قبیل دوالیسم و ثنویت و تقابل خیر وشر و یا سلطه استبداد برای بیان داستان کمک می گیره،اما در اجرا چندان عمیق و کهن الگویی از آب در نمیاد.البته با توجه به گذشت سالهای طولانی از ساخت سه فیلم اول(در واقع آخر) و افزایش توقع تماشاگر از جنبه های فنی فیلم،این مسئله بیشتر خودشو نشون میده

حداقل در مورد قسمت دوم و یا از نظر روایت داستانی قسمت پنجم (جنگ های ستاره ای: امپراطوری ضربه میزند) صحبت شما به نظرم اشتباست

این کار از هر نظر که حساب کنیم از بهترین فیلم های ساخته علمی -تخیله .کارگردانی خوب ایروین کرشنر این کار رو تبدیل به کاری کرده که پر از حس تعلیق و تقابل خیر و شره

بخصوص نبرد لوک اسکای واکر و دارث ویدر بسیار عالی کار شده و حتی دیالوگ هاش از پر طرفدارین و محبوب ترین دیالوگ های تاریخ سینماست

البته مجموعه نخست جنگ های ستاره ای ظرف زمان خودشه و جلوه های ویژه اش باید با زمان خودش سنجید

کافیه کامپیوترهای اون موقع رو با امکانات الان مقایسه کنیم تا درک کنیم که جرج لوکاس با دست بسته چی خلق کرده

تقریبا همزمان با اکران جنگ های ستاره ای در دنیا در ایران فیلم در امتداد شب اکران شد و از همین مقایسه میتونیم به پیشرو بودن این فیلم پی ببریم!

البته جنگ های ستاره ای بیشتر برای مردمان آمریکا نوستالژیکه و بسیار محبوبه

حداقل یک نسل آمریکا با هان سولو دارث ویدر و... و یادشون بزرگ شدند ولی برای کسانی که نزدیک به 40 بعد فیلم رو دیدن ممکنه اون فضا جذاب نباشه

با عرض اجازت

می دانید سینما هم می تواند به مثابه هنر باشد هم صنعت و هم رسانه و فیلمی موفق است که در هر سه راستا خوب باشد. استار وارز از لحاظ هنری عالی بود هم از لحاظ جلوه های ویژه و هم از لحاظ قدرت فیلمنامه و کارگردانی به طوری که ژانر اپرای فضایی را از علمی تخیلی جدا نمود. از لحاظ صنعت هم در جلوه های ویژه پیشرفته بود و هم لوکاس برای این فیلم دنیای دوربین های سینمایی را متحول کرد. از لحاظ رسانه بودنش هم تمام حرف کارگردان را به ما می رساند.

پس واقعا فیلم و دنیای بزرگی است و جا دارد که بسیار بر روی آن کار شود به نظر من درست است که ژانرش اپرای فضایی و علمی تخیلی است اما زیر شاخه ای از فانتزی هم دارد و ما می توانیم این تاپیک را بسط دهیم و چندین تاپیک درباره ی آن داشته باشیم مانند معرفی کتاب ها و کمیک های استار وارز شخصیت مورد علاقه شما در استار وارز برسی فانتزی در استار وارز.

جنگ های ستاره ای یکی از فیلمهای جریان ساز است که می توانیم دنیای سینما را به دوران قبل از جنگ های ستاره ای و بعد از جنگ های ستاره ای تقسیم کرد به خصوص از نظر جلوه های ویژه که خیلی از فیلم های دهه 80 سینما دنباله روی این فیلم بودند .

در کنار این جنگ های ستاره ای هم مثل دیگر آثار پرداخته شده به دست نوع بشر نسبی است یعنی ممکنه در زمان خود کامل و کم نقص برسد ولی بعدا و با پیشرفت دانش و دید بشری دیگر کامل به نظر نرسد و جنگ های ستاره ای هم از این حیث استثنا نیست

دنیای جنگ های ستاره ای دنیای گسترده ایه و میتوان از جنبه های مختلف اونو بررسی کرد و شاید راه مناسب بررسی فیلم به فیلم باشد و میتوان این کار را از نظر زمان اکران فیلم با جنگ های ستاره ای 4: امید نو(1977) و یا با از نظر زمان داستان با جنگ های ستاره ای : شبح تهدید(1999) شروع کرد

حداقل در مورد قسمت دوم و یا از نظر روایت داستانی قسمت پنجم (جنگ های ستاره ای: امپراطوری ضربه میزند) صحبت شما به نظرم اشتباست

این کار از هر نظر که حساب کنیم از بهترین فیلم های ساخته علمی -تخیله .کارگردانی خوب ایروین کرشنر این کار رو تبدیل به کاری کرده که پر از حس تعلیق و تقابل خیر و شره

بخصوص نبرد لوک اسکای واکر و دارث ویدر بسیار عالی کار شده و حتی دیالوگ هاش از پر طرفدارین و محبوب ترین دیالوگ های تاریخ سینماست

البته مجموعه نخست جنگ های ستاره ای ظرف زمان خودشه و جلوه های ویژه اش باید با زمان خودش سنجید

کافیه کامپیوترهای اون موقع رو با امکانات الان مقایسه کنیم تا درک کنیم که جرج لوکاس با دست بسته چی خلق کرده

تقریبا همزمان با اکران جنگ های ستاره ای در دنیا در ایران فیلم در امتداد شب اکران شد و از همین مقایسه میتونیم به پیشرو بودن این فیلم پی ببریم!

البته جنگ های ستاره ای بیشتر برای مردمان آمریکا نوستالژیکه و بسیار محبوبه

حداقل یک نسل آمریکا با هان سولو دارث ویدر و... و یادشون بزرگ شدند ولی برای کسانی که نزدیک به 40 بعد فیلم رو دیدن ممکنه اون فضا جذاب نباشه

نظرتون محترمه ولی باز هم به نظرم جنگ ستارگان( جنگ های ستاره ای) به حد نهایی ظرفیت خودش نمیرسه که شاید تا حدودی هم از عدم علاقه من به جرج لوکاس نشات می گیره.فیلم به ندرت به عمق شخصیت درونی کاراکتر ها نقب میزنه ولی وقتی این کار رو می کنه می بینیم که چه سکانس های باشکوهی خلق میشه:

تو نمی تونی منو بکشی لوک...من پدر تو هستم!

در واقع بیشتر شخصیت ها تک بعدی و خسته کننده هستن.مثل اون ربات های مضحک که جز اضافه کردن کمی مایه کمیک،کاری برای داستان انجام نمیدن(بعد ها پیتر جکسون هم این بلا رو سر شخصیت گیملی آورد) به نکته ای اشاره کردید که با توجه به پیشرفت در زمینه فناوری طبیعیه که دیگه جنگ ستارگان نتونه عطش بصری مخاطب امروزی رو ارضا کنه ولی نمونه های زیادی در همین ژانر علمی تخیلی هستن که پس گذشتن سالها هنوز این کار رو به بهترین شکل انجام میدن.مثلا ترمیناتور یا بیگانه هیچ وقت قدیمی نمی شن در حالی که حداقل برای من تماشای برخی صحنه های خام دستانه جنگ ستارگان به سختی قابل تحمله.

بله حکما بخاطر عدم علاقه تونه

اون فیلما یه فضای خاصی دارن که خیلی از بنا به شرایطی باهاش ارتباط برقار میکنن و خیلی ها نه. مثل برخورد نزدیک از نوع سوم،ای تی،بیگانه 1و جنگ های ستاره ای

خب دلیلش اینه جنگ های ستاره ای یه فیلم تجاریه ،در کنار گاهی در لحظاتی به مرز یه شاهکار نزدیک میشه مثل مصاف لوک اسکای واکر و دارث ویدر در جنگ های ستاره ای : امپراطوری ضربه می زند یا خیلی از لحظات جنگ های ستاره ای :انتقام سیث ولی مثلا جنگ های ستاره ای : شبح تهدید زیاد جالب نبود

شاید به نظر شما اینطور باشه وگرنه به نظر من شخصیت های مثل چوباکا همیشه ناراحت و اعصاب خورد یا هان سولو کلک خسته کننده نیستن یا تری پی او

خب دو نکته رو به این مقایسه اضافه کن:

ترمیناتور 1984 با ترمیناتور 2015 مقایسه کن .کار 1984 که اصلا جلوه های ویژه نداشت!

بیگانه 1977 ریدلی اسکاتم با پرومتئوس 2012 خود استاد اسکات مقایسه کن تا ببینیم با توجه به پیشرفت سینما جلوه های ویژشون زمین تا آسمانه و این طبیعیه

در ثانی این مقایسه مثل اینه جلوه های ویژه ارباب حلقه هارو با هزارتوی پن مقایسه کنی یعنی یه کار عظیم با یه کار جمع و جور و شخصی !

جنگ های ستاره ای تعدد لوکیشن داره و همین باعث میشه در بعضی جاها جلوه های ویژش ضعیف باشه مثل اون عروسک بازی در قسمت سوم یا مثلابه عنوان مقایسه طراحی جلوه های بخش انت ها و جنگل فنگورن در لوتر

تو نمی تونی منو بکشی لوک...من پدر تو هستم!

این منظورته؟:دی

دارث ویدر :اوبي ون هيچ وقت بهت نگفته که چه اتفاقي براي پدرت افتاده

لوک اسکای واکر :به اندازه کافي گفته اون گفته که تو کشتيش

دارث ویدر : نه من پدرت هستم

این استحاله مثبت دارث ویدر و همچنین استحاله منفی آناکین اسکای واکر به دارث ویدر واقعا عالی بود

میتونم بگم دارث ویدر کامل ترین شخصیتیه که در سینمای گمانه زنه( علمی-تخیلی ،فانتزی،وحشتناک و...)

این منظورته؟:دی

دارث ویدر :اوبي ون هيچ وقت بهت نگفته که چه اتفاقي براي پدرت افتاده

لوک اسکای واکر :به اندازه کافي گفته اون گفته که تو کشتيش

دارث ویدر : نه من پدرت هستم

این استحاله مثبت دارث ویدر و همچنین استحاله منفی آناکین اسکای واکر به دارث ویدر واقعا عالی بود

میتونم بگم دارث ویدر کامل ترین شخصیتیه که در سینمای گمانه زنه( علمی-تخیلی ،فانتزی،وحشتناک و...)

 

بله البته اینی که من گفتم اصن دیالوگ فیلم نبود همینجوری با توجه به مضمون اون سکانس از خودم در آوردم:|

فکر نمی کردم شما به این دقت یادتون باشه:دی

بله البته اینی که من گفتم اصن دیالوگ فیلم نبود همینجوری با توجه به مضمون اون سکانس از خودم در آوردم :|

فکر نمی کردم شما به این دقت یادتون باشه:دی

اشکالی نداره نقل به مضمون کردی:دی

دیگه تعداد دفعاتی که امپراطوری ضربه می زند ر دیدم از شمارش خارجه و یکی از لحظات محبوب هم همیشه این تقابل پدر و پسر بوده.

جنگ های ستاره ای :نیرو بر می خیزد

قسمت اول از سه گانه سوم جنگ های ستاره ای در راهه و قراره 27 آذر امسال پرده سینمارو فتح کنه .کارگردانی این قسمت بر عهده جی جی آبرامز ( سوپر 8 و سفرهای ستاره ای ) هستش.با توجه به تریلر هایی که از قسمت هفتم پخش شده ، میشه  به جلوه های جلوه های ویژه عالی و یکدست کار و همچنین پایبندی آبرامز به حال و هوای سه گانه اول ( سفینه میلنیوم فالکون هان سولوو قدرت مانورش ، رزم ناو های پیکان شکل،طراحی داخلی ساده سفینه ها ،تاتوئین و ...) اشاره کرد.امیدوارم که قسمت خوب و در مجموع سه گانه ی به یاد موندنی ای بشه.در مورد تریلر دوم نکته جالب تا حدودی سالم موندن ماسک معروف دارث ویدره .چه اینکه لوک اسکای واکر ،دارث ویدر یا همون پدرشو بعد مرگ به سنت جنگجویان قدیم به آتش سپرد!

داستان نیرو بر میخیزد 35 سال بعد از زمان فیلم بازگشت جدای اه.سه بازیگر اصلی سه گانه نخست،ماکر همیل (لوک اسکای واکر) ،هریسون فورد( هان سولو) و کری فیشر (شاهزاده لیا) البته با ظاهری شکسته و  بسیار پیرتر در قسمت هفتم حضور دارند.

http://www.leisureopportunities.co.uk/images/HIGH953625_456228.jpg

 

چند پوستر دیگه  از قسمت هفتم

http://www.filmhdwallpapers.com/files/Movies-001/Star-Wars-Episode-VII---The-Force-Awakens-Wallpapers.jpg

http://www.independent.co.uk/incoming/article10183053.ece/binary/original/starwars.jpg

http://jaryaan.ir/wp-content/uploads/2014/11/star-wars-episode-vii-the-force-awakens-trailer-description-leak-790x342.jpg

http://jaryaan.ir/wp-content/uploads/2015/03/870ae77d2c2310133b4fc937959c42d92b5bb4e6-the-20-books-will-prepare-you-for-star-wars-episode-7-the-force-awakens.0.0.jpeg
http://jaryaan.ir/wp-content/uploads/2015/08/star_wars_poster_full.0.0.jpg

 

تریلر اول

videojs mp4=”

http://dl.dbazi.com/Trailer/Star%20Wars%20Episode%20VII%20The%20Force%20Awakens.MP4″poster=”http://dbazi.com/wp-content/uploads/2014/10/Dbazi-Logo-620×349.jpg” width=”620″ height=”349″

 

تریلر دوم

http://hw6.asset.aparat.com/aparat-video/014b474071167d46973f0603a67d244a2345443-266p__70847.mp4

بالاخره بعداز دو ساعت خوندن این تایپیک متوجه نشدم. دوستان میشه درباره کتاب و فیلم بیشتر توضیح بدید؟ اینکه بهتره با کتاباش بخونیم یا فیلمشو ببینیم. و اینکه فیلم اول که بهترین فیلمه سال چند تولید شده و اسمش چیه؟( از این قدیمیا نباشه لطفا)

بخاطر سرگردانی تاپیکه که معلوم نیست مربوط به فن فیکشن ها و حواشی دنیای جنگ های ستاره ایه یا فیلمهاش(یا همه اش)

خلاصه داستان :در زمانی دور در کهکشان های بسیار دور ، در جمهوری دو دسته نیرو وجود داشتند : جدای ها یا طرف خیر که از نیرو تنها برای مصالح جامعه و گروه استفاده میکردند و نه برای خودشان .گروه دیگر سیث ها بودند

افراد نیرومند دیگه که جاه طلب رو بودند و نیرو رو برای امور شخصی و طمع خودشون میخواستند

سه گانه اول در سالهای 1977 -1983 ساخته شد

قسمت اول یا بر اساس زمان داستان قسمت چهارم جنگ های ستاره ای :امید نو (-جرج لوکاس1977) ، قسمت پنجم - امپراطوری حمله می کند ( ایروین کرشنر 1980)  و قسمت ششم بازگشت جدای (1983-ریچارد مارکواند )

داستان این سه گانه در مورد زمانی است که جمهوری سقوط کرده و دیکتاتوری به نام  سیث لرد دارک سیدیوس به همراه فرمانده قدرتمندش دارث ویدر بر کهشکشان حکومت میکنند . یکی از ابزار های قوی این رهبر و فرمانده برای سلطه بر کهکشان سیاره مرگ است که با ان سپر دفاعی قوی ای تشکیل داده و همچنین بوسیله آن دشمنانشان را نابود میکردند (همچنانکه سیاره الدران که محل زندگی پرنسس لیا اورگانا ست را با همین وسیله نابود کردند )

در قسمت چهارم آزادی طلبان به رهبری پرنسس اورگانا و همراهی جوانی به نام لوک اسکای واکر با حمله به سیاره مرگ این ابزار شیطانی را نابود می کنند

در قسمت پنجم دارث ویدر علیه نیروهای آزادی طلب دست به ضد حمله میزنه و مقاومتشو میکشنه و همچنین لوک اسکای واکر به نیروش که به نیروی جدای بر میگرده پی میبره و میفهمه که پدرش همون دارث ویدره و باهاش روبرو میشه

قسمت ششم : لوک اسکای واکر دوباره با پدرش و همچنین امپراطور روبرو میشه . لوک حاضر نیست پدرشو بکشه بخاطر همین امپراطور تصمیم به قتلش میگیره ،دارث ویدر که زندگی به زندگی لرد سیدیوس بسته اس از جونش میگذره ،اونو از بالا پرت میکنه پایین و میکشه ،خودشم میمیره و دوباره حکومت به تعادل و به سمت نیروهای خیر و جدای ها بر می گرده

 

پس از ساخت بعضی قسمت های فرعی و با پیشرفت روزافزون جلوه های ویزه کامپیوتری ،لوکاس حس میکنه که جلوه های ویژه برای خلق سه گانه ای جدید آمادس

البته اوایل دهه 90 مجموعه فیلمنامه هایی عالی نوشته شد و حیف شد که به فیلم تبدیل نشد

این بار لوکاس کارگردانی هر سه فیلم   رو بر عهده گرفت

این سه گانه به نوعی پیش در امد مجموعه قبلی جنگ های ستاره ای بود درست به مانند هابیت که پیش در امد ارباب حلقه هاست و موضوع این سه گانه از بچگی تا قدرت طلبی آناکین اسکای واکر یا همون دارث ویدر رو در بر میگرفت

در قسمت اول (جنگ های ستاره ای :شبح تهدید 1999) نشان داده میشه که کهکشان دارای یک جهموری و سیستم بازرگانی مشترکه .عده ای سپاراتیست (جدایی طلب ) به تحریک لرد سیدیوس که یک سیث لرد هست شروع به حمله به جمهوری می کنند .کشمکش طرفین باعث فرار  پرنسس امیدالا به همراه محافظانش به سیاره تاتوئین میشه .در اونجا محافظ ملکه کو ای گان موفق به پیدا کردن کودکی میشه که استعداد خارق العاده ای رو در اون میبینه و پیش بینی میشه که این همونه که طرف شر رو نابود و تعادلو ه کهکشان باز میگردونه ...

قسمت دوم (جنگ های ستاره ای : حمله کلونها 2002) در مورد حمله کلونها با متحدشون لرد تیرانوس /کنت دوکو (کریستفر لی ) به جمهوریه .لرد تیرانوس  یک کهنه مبارز جدای و همچنین شاگرد لرد سیدیوسه .در پس این ماجراها سناتور پالپاتین/ لرد سیدیوس  قرار داره که در قسمت نخست سناتور و بعد تبدیل به صدراعظم جمهوری شد و با ایجاد یه جنگ فرسایشی کهکشان را ضعیف و زمینه برای قدرتمندی خودشو ایجاد میکنه

در قسمت سوم (جنگ های ستاره ای :انتقام سیث 2005)  لرد سیدیوس برای آناکین اسکای واکر فاش میکنه که یک سیث لرده و با فریب اون هم جنگی که خودش شروع و هدایت کرده رو با نابودی دو طرف دعوا به پایان میرسونه و هم آناکین اسکای واکر اه طلب رو به جان جدای ها میندازه و این باعث تبدیل جمهوری به امپراطوری ای سیاه میشه ....

 

اگر براساس فضاسازی و داستان بگیم موفق ترین قسمت این شش گانه امپراطوری ضربه می زند هستش ولی مشکل اون اینه که مربوط به 35 سال گذشتس و جلوه های ویژه اش قدیمیه

پس بر این اساس بهتره سه گانه دوم که همون پیش درآمده رو شروع کرد بالاخص اینکه قسمت سومش یا همون انتقام سیث چه از نظر کارگردانی و جنبه های اجرایی سطح بالایی داره و چه از نظر فنی و داستان تیره و تار و غم انگیزش هم به شدت جذابه و در سال 2005 هم در سینماها اکران شده.پس برای شروع سه گانه دوم توصیه میشه