بخاطر سرگردانی تاپیکه که معلوم نیست مربوط به فن فیکشن ها و حواشی دنیای جنگ های ستاره ایه یا فیلمهاش(یا همه اش)
خلاصه داستان :در زمانی دور در کهکشان های بسیار دور ، در جمهوری دو دسته نیرو وجود داشتند : جدای ها یا طرف خیر که از نیرو تنها برای مصالح جامعه و گروه استفاده میکردند و نه برای خودشان .گروه دیگر سیث ها بودند
افراد نیرومند دیگه که جاه طلب رو بودند و نیرو رو برای امور شخصی و طمع خودشون میخواستند
سه گانه اول در سالهای 1977 -1983 ساخته شد
قسمت اول یا بر اساس زمان داستان قسمت چهارم جنگ های ستاره ای :امید نو (-جرج لوکاس1977) ، قسمت پنجم - امپراطوری حمله می کند ( ایروین کرشنر 1980) و قسمت ششم بازگشت جدای (1983-ریچارد مارکواند )
داستان این سه گانه در مورد زمانی است که جمهوری سقوط کرده و دیکتاتوری به نام سیث لرد دارک سیدیوس به همراه فرمانده قدرتمندش دارث ویدر بر کهشکشان حکومت میکنند . یکی از ابزار های قوی این رهبر و فرمانده برای سلطه بر کهکشان سیاره مرگ است که با ان سپر دفاعی قوی ای تشکیل داده و همچنین بوسیله آن دشمنانشان را نابود میکردند (همچنانکه سیاره الدران که محل زندگی پرنسس لیا اورگانا ست را با همین وسیله نابود کردند )
در قسمت چهارم آزادی طلبان به رهبری پرنسس اورگانا و همراهی جوانی به نام لوک اسکای واکر با حمله به سیاره مرگ این ابزار شیطانی را نابود می کنند
در قسمت پنجم دارث ویدر علیه نیروهای آزادی طلب دست به ضد حمله میزنه و مقاومتشو میکشنه و همچنین لوک اسکای واکر به نیروش که به نیروی جدای بر میگرده پی میبره و میفهمه که پدرش همون دارث ویدره و باهاش روبرو میشه
قسمت ششم : لوک اسکای واکر دوباره با پدرش و همچنین امپراطور روبرو میشه . لوک حاضر نیست پدرشو بکشه بخاطر همین امپراطور تصمیم به قتلش میگیره ،دارث ویدر که زندگی به زندگی لرد سیدیوس بسته اس از جونش میگذره ،اونو از بالا پرت میکنه پایین و میکشه ،خودشم میمیره و دوباره حکومت به تعادل و به سمت نیروهای خیر و جدای ها بر می گرده
پس از ساخت بعضی قسمت های فرعی و با پیشرفت روزافزون جلوه های ویزه کامپیوتری ،لوکاس حس میکنه که جلوه های ویژه برای خلق سه گانه ای جدید آمادس
البته اوایل دهه 90 مجموعه فیلمنامه هایی عالی نوشته شد و حیف شد که به فیلم تبدیل نشد
این بار لوکاس کارگردانی هر سه فیلم رو بر عهده گرفت
این سه گانه به نوعی پیش در امد مجموعه قبلی جنگ های ستاره ای بود درست به مانند هابیت که پیش در امد ارباب حلقه هاست و موضوع این سه گانه از بچگی تا قدرت طلبی آناکین اسکای واکر یا همون دارث ویدر رو در بر میگرفت
در قسمت اول (جنگ های ستاره ای :شبح تهدید 1999) نشان داده میشه که کهکشان دارای یک جهموری و سیستم بازرگانی مشترکه .عده ای سپاراتیست (جدایی طلب ) به تحریک لرد سیدیوس که یک سیث لرد هست شروع به حمله به جمهوری می کنند .کشمکش طرفین باعث فرار پرنسس امیدالا به همراه محافظانش به سیاره تاتوئین میشه .در اونجا محافظ ملکه کو ای گان موفق به پیدا کردن کودکی میشه که استعداد خارق العاده ای رو در اون میبینه و پیش بینی میشه که این همونه که طرف شر رو نابود و تعادلو ه کهکشان باز میگردونه ...
قسمت دوم (جنگ های ستاره ای : حمله کلونها 2002) در مورد حمله کلونها با متحدشون لرد تیرانوس /کنت دوکو (کریستفر لی ) به جمهوریه .لرد تیرانوس یک کهنه مبارز جدای و همچنین شاگرد لرد سیدیوسه .در پس این ماجراها سناتور پالپاتین/ لرد سیدیوس قرار داره که در قسمت نخست سناتور و بعد تبدیل به صدراعظم جمهوری شد و با ایجاد یه جنگ فرسایشی کهکشان را ضعیف و زمینه برای قدرتمندی خودشو ایجاد میکنه
در قسمت سوم (جنگ های ستاره ای :انتقام سیث 2005) لرد سیدیوس برای آناکین اسکای واکر فاش میکنه که یک سیث لرده و با فریب اون هم جنگی که خودش شروع و هدایت کرده رو با نابودی دو طرف دعوا به پایان میرسونه و هم آناکین اسکای واکر اه طلب رو به جان جدای ها میندازه و این باعث تبدیل جمهوری به امپراطوری ای سیاه میشه ....
اگر براساس فضاسازی و داستان بگیم موفق ترین قسمت این شش گانه امپراطوری ضربه می زند هستش ولی مشکل اون اینه که مربوط به 35 سال گذشتس و جلوه های ویژه اش قدیمیه
پس بر این اساس بهتره سه گانه دوم که همون پیش درآمده رو شروع کرد بالاخص اینکه قسمت سومش یا همون انتقام سیث چه از نظر کارگردانی و جنبه های اجرایی سطح بالایی داره و چه از نظر فنی و داستان تیره و تار و غم انگیزش هم به شدت جذابه و در سال 2005 هم در سینماها اکران شده.پس برای شروع سه گانه دوم توصیه میشه