اهم! تاپیک جالبی داره میشه! <_<
الف ها و دورف ها هم ذاتا با هم مشکلی ندارن...
براثر یک سری وقایع رابطه ی بینشون خدشه دار شد
خب اگه بخوایم از اول کار نگاه کنیم، کسانی که به گروه جدید و تازه وارد نمیخواستن راه بدن و همینطور از اینجا به اونجا روندنشون، الف ها بودن که اینکارو در حق انسان ها کردن (خیلی الف هارو تبرئه نکنیم، واسشون خوب نیست :دیــ) تا اینکه با پادرمیونی بعضی از نجیب زادگان الف باعث کمک هایی شد؛ بجز متن کتاب، توی داستان بانوی بره تیل (درسته فن فیکشن هست اما بنا بر واقعیاته) این موضوع به چشم میخوره
در مورد این عناوینی هم که به انسان ها نسبت دادی، من فرض رو بر این میگیرم که زیاد با کتاب سیلماریلیون آشنا نیستید چون اولین نشانه های حسد بین فرزندان ایلوواتار (واسه این گفتم که آینور رو حساب نکنید) احساس فئانور نسبت به حس پدرش به برادران ناتنیش فین گولفین و فینارفین بود، تا جایی که این حسادت باعث میشه فئانور تیغ به روی برادرش بکشه! به علاوه غرور بیش از حد الف ها که زبانزد خاص و عامه! و موارد دیگه که به اندازه ی کافی توی کتاب باهاش آشنا شدیم. حتی تاپیک «آیا الف ها ترسو هستند» نمونه کاملی از این سری مقایسه های رفتاری هست...
درکل من نمیگم ناسازگاری بین نژاد ها وجود نداره، اما قضیه اینطوری ها هم نیست!
خوب اگه از اول کار نگاه کنیم (!) خودمونو جای اونا میزاریم!
ما خودمون با این هیبت و اشرف مخلوقات بودن و کوئندی بودن (!!!) داریم زندگی می کنیم .. یهو یه موجود کوئندی دیگر (!) پیداشه بیاد تو سرزمینامون آتیش روشن کنه واسه خودش بگرده آواز بخونه درست وقتی که داریم می جنگیم .. نمیایم کاسه کوزشونو بریزیم به هم!!؟ نمیگیم پاشین جم کنین بساطتونو!؟ :((
البته فقط اولین روزا اونجور بود (تو کتاب فقط به الفهای سبز اشاره شده) بعدش اومدن اونارو آوردن سرزمیناشون و بهشون جا و مکان دادن ..
پس به نظرم نباید این مورد رو به عنوان اختلاف در نظر گرفت
--
به نظرم این دو تا نژاد که هردوشون فرزندان ایلوواتار حساب میشن بسیار به هم نزدیک اند ... درسه که گاهی حس غرور یا حسادت درشون شعله می کشه اما در اون حد نیست که بینشون جنگ بشه و این دوتا میتونن طی یه زمان کوتاهی با هم کنار بیان و به قول ضحی به یه تعادلی برسن
اما...
قضیه به اینجا ختم نمیشه...! گاهی ممکنه یه چیزی این تعادلو به هم بزنه!
مثلا ... حتی دورف ها و سیندار که بسیار با هم تناقض و تضاد و تفاوت داشتن بلخره به یه تعادلی رسیده بودن در دوران اول و دورف ها در کوه ها با خشی و سیندار در بلریاند با خوشی زندگی می کردند!!
اما گاهی بعضی اتفاقات خاص یا بلخره هرچیزی این تعادلو به هم میزنه
مثلا ... یحو برن پیداش میشه میره آنگباند برمیداره سیلماریلی رو میاره اینور آب!! ااین اتفاق بزرگ که تقدیر عظیمی هم روش سایه انداخته این تعادلو به هم میزنه و ... خودتون میدونین الوه چجوری کشته شد! !
برا انسان ها هم این صادقه .. ممکنه هرچیزی این تعادل رو به هم بزنه .. این تعادل میتونه با یک دروغ از طرف مورگوث یا سائورون یا یک حکم والار و غیره به هم بخوره
و اگه دقت کنیم اون حسادت نولدوری که الوه خان ازش نام برد زیر سر موگوث بود !
تو تاریخ که هیچجا این دو نژاد باهم نجنگیدن مگر در سپاه سائرون یا مورگوت ... هیچجا من ندیدم که جنگی بین الدار و انسان ها شکل بگیره ...
البته گاهی ی اختلافاتی هست .. اما در حد همون اختلافی که میان خود الدار یا انسان ها میتونه شکل بگیره
و اگه خوب نگاه کنیم به نظرم تو تاریخ اختلاف میون الدار خیلی بیشتر از اختلاف میون الدار و اسان هاست!
پس به نظرم این دو نژاد نمی تونن به واسطه تفاوتشون باهم اختلاف داشته باشن ... و رابطه بین این دو نژاد خیلی متفاوت از روابط بین خودشون نیس
و سلام علیکم و رحمت الله و برکات!