خلاصه ای از اطلسی طویل که به توصیف اخلاقیات هر یک از شیاطین پرداخته است
آزورا، که حیطه ی حکمرانی اش غروب و طلوع است. او جادوی حاکم بر سرزمین های شامگاهی (معروف به سایه ی ماه)، مادر نسیم شامگاهی و ملکه ی آسمان شب است.
بوئیتیاه، که حیطه ی حکمرانی اش نیرنگ و دسیسه چینی است. و توطئه چینی مخفیانه برای قتل، ترور، خیانت و به نا حق به زیر کشیدن فرمانروایان از تخت پادشاهی.
*** معبد بوئیتیاه در اسکایریم***
کلویکس وایل، که حیطه ی حکمرانی اش اعطای قدرت و آرزوها از طریق برگزاری مراسم نیایش و میثاق است
معبد کلویکس وایل دراسكايريم
هرموس مورا، که حیطه ی حکمرانی اش پیشگویی سرنوشت است. دیدن گذشته و آینده، آن طور که در ستاره ها نقش بسته است.درون قلمروی او گنجینه های علم و خاطرات هم وجود دارد.
هیرسین، که حیطه ی حکمرانی اش شکار است، ورزش شیاطین، بازی بزرگ، تعقیب و گریز. او همچنین ملقب به شکارچی و پدر گرگینه ها هم می باشد.
ملکث، که حیطه ی حکمرانی اش حمایت از محرومین و مظلومان است. او حافظ عهد های سوگند خورده و نفرین های ملعون است.
مهرونز دیگن، که حیطه ی حکمرانی اش ویرانی، دگرگونی، شورش، نیرو و جاه طلبی است
** معبد مهرونز دیگن در اسکایریم**
مفالا، که حیطه ی حکمرانی اش برای فانیان مبهم و ناشناختنی است. حیطه ی اختیارش با نام های ریسنده ی تار، بافنده و عنکبوت یاد می شود.تنها زمینه ی ثابتی که از فعالیت هایش دیده شده، دخالت در امور فانیان برای سرگرمی خویش، است.
مریدا، که حیطه ی حکمرانی اش برای فانیان مبهم و ناشناختنی است. او مرتبط با نیروی موجودات زنده هست.
مولگ بال، که حیطه ی حکمرانی اش سلطه و برده داری فانیان است.آرزوی او دزدیدن روح فانیان است و سپس مسلط شدن بر روح آن ها از طریق پاشیدن بذر اختلاف و ناسازگاری در قلمروی فانیان.
نمیرا، که حیطه ی حکمرانی اش تاریکی باستانی است.او با نام های روح شیطان، فرمانروای تاریکی های گوناگون و ارواح سایه، شناخته می شود.او شریک عنکبوت ها، حشرات، حلزون ها و دیگر موجودات چندش آوری است که نوعی نفرت غریزی را در فانیان زنده می کنند.
ناکترنال، که حیطه ی حکمرانی اش شب و تاریکی است.او را با نام بانوی شب نیز می شناسند.
پریایت، که حیطه ی حکمرانی اش فرمانروایی بر پایین رتبه ترین گروه جهنم است.او را با نام کارفرما نیز می شناسند.
سنگاین، که حیطه ی حکمرانی اش عیاشی و هرزگی است و کمک کردن به بد ذات ها.
شگوراث، که حیطه ی اختیارش جنون است و انگیزه هایش ناشناختنی.
ورنیما، که حیطه ی حکمرانی اش دنیای رویا ها و کابوس هاست.او از درون قلمروی خویش نشانه های بدشگون را پیش می راند و اداره می کند.
بسیاری از تحفه ها و هدایای افسانه ای شیاطین مشهور و سرشناس هستند.مثل ستاره ی آزورا و وباجک(Wabbajack) شگوراث.بعضی دیگر کم تر شناخته شده هستند.مثل شلاق، چکش ملکث، قاتل شیطان و… .
«… با این که ملکث قدرتی به «شلاق» بخشیده که مخصوصا آن را در مقابل دیگر شیاطین قدرتمند می سازد، او فکر کرد که بهتر است چنین اسلحه ای به دست هیچ یک از شیاطین نیفتد.بنا بر این ملکث آن ابزار را نفرین کرد تا اگر هر یک از شیاطین بخواهد از قدرت آن استفاده کند، آن گاه آن شیطان به عرصه ی پوچی وارد خواهد شد تا خود بعد از گذر یک دوره ی کامل، راه بازگشت به دنیای واقعی را بیابد.»