باور نکردنی هايی که ما ديديم!

تعداد پست‌ها: 82

خودم از اين که اين مبحث ايجاد کردم خيلی هيجان زدم اول از همه هم خودم شروع ميکنم:مادرم بچه که بودن توی يه خونه ي قديمی زندگی ميکردن که جاهای عجيب زياد داشته از جمله يه دالان سنگی که با شيب نسبتا زيادی به زير زمين ميرفته يه بار چند نفر از آشناهاشون تصميم ميگيرن تا اخر دالان برن اونا يه کاموا رو دور کمرشون ميبندن و با يه فانوس به داخل تونل(دالان) ميرن. اونقد پيش ميرن که کسايي که بيرون دالان توی زير زمين خونه بودن ديگه نور فانوسو نميديدن .

اونا اونقدر پيش ميرن تا تمام نخ کموا تمام ميشه و بهشون احساس خفگی دست ميده .

پس از ترس اين که گم يا خفه نشن به سرعت بر ميگردن و از خير کشف اخر دالان ميگذرن به نظر شما ممکنه اون دالان ساخته ی دست دورفها ی ايرانی بوده باشه؟؟؟؟؟

توضيح ديگه هم اينکه اين خونه به دست شاه خراب شد و جاش خيابون ساختن.بدجنسا!!!

ازتون خواهش ميکنم تا از راست بودن چيزی يقين پيدا نکرديد ، اونو اينجا نگيد.!

منتقل شد به اینجا ! دوستان بحث رو اینجا ادامه بدید.

هر چیزی که تونل باشه که حتماً توش دورفها نیستن.

موضوع جالبیه! اما اینکه گفتی تا مطمئن نشدیم نگیم، این که نمیشه خب چیزهای عجیب رو میگیم بعد راجع بهش بحث میکنم.

راجع به اون دالان که من فکر نمیکنم کار دورف ها باشه تازه پیدا کردن ته دالان هم فکر نمیکنم کار غیر ممکنی بوده.

اما من شنیدم بعضی کارگران معدن که در اعماق زمین حفاری میکنند برخی اوقات صدای راه رفتن و حرف زدن دورف ها رو میشنوند حتی بعضی ادعا میکنند سایه ی اونها هم در حال رفت و آمد دیدند.

رايت ساحر جان آخه خيليا سعی کرده بودن ته دالان رو ببينن ولی نتونسته بودن آخه به جايی ميرسيدن که هوای کافی نبوده

اگه آخر دالان هوا نبوده که حق با توئه به راحتی نمیشده به تهش رسید اما باز هم به نظر من اون دالان دورفها نبوده.

راستی توجه کردی تاریخ ارسالهای ما چقدر اشتباهه! (مثلا مال خودم 13 شهریوره!)

اين که گفتم تا مطمئن نشديد نيگيد منظورم اين بود که از خودتون داستان سرايی نکنيد!!!!!!!!!!

هر کی هر چی ديده بگه. عجيبه من فکر ميکردم اين مبحث رو بقيه هم مثل من دوست دارن و ادامه ميدن ،يعنی هيچ کس چيز عجيبی نديده که جوابی براش نداشته باشه؟

توی شهداد کرمان موميايی يه آدم؟! کوتوله رو متلعق به 1000 سال پيش پيدا کردن. حالا بگيد آدم بوده ؟يا ...

طبق اسناد تاريخی زير قبر اولين امپراتور کين يه دنيايه جادويي قرار داره .ولی تا حالا هيچ کس جرات نکرده اونجا حفاری کنه ميدنيد چرا؟ به 2 علت:1)برای اينکه روح امپراتور ناراحت نشه 2)برای اينکه اون پايين يه موجود سياه هست که ممکنه با حفّاری بيدار بشه

من در کرمان زندگی می کنم.و اون مومیایی را از نزدیک دیدم.شباهت بسیار زیادی با دورف ها داشت و جایی که اونو از داخلش اوردن بیرون شبیه کانال دورفی بود.

جالبه ولی باستان شناسا ديروز گفتن که اصلاً اين موميا يی مال هزار سال پيش نبوده بلکه نوزاد نارس بوده

این برای اینکه روی این مسعله سر پوش گذاشته بشه و مردم وحشت نکند.

روزنامه جام جم از پيدا شدن اسکلت يک انسان کوتاه قد(متعلق به 18000 سال قبل) در جنوب شرقی آسيا خبر داد .

پس از تحقيقات دانشمندان بر رويه اين اسکلت ثابت شد که اين اسکلت متعلق به انسان کوتوله نبوده بلکه گونه جاديدی از انسان است .

در کنار اين اسکلت ابزاری يافت شده که نشان ميدهد اين گونه توانيي ساخت ابزار و شکار را نيز داشته است.

اين گونه جاديد با نام علمی هوموفلورسس ناميده شده امّا به الّت جوسيه کوچک به هابيت مشهور شده. عکس جمجمه اين هابيت را ميتوانيد در روزنامه جام جم مورخه 18 آبان مشاهده کنيد.

در مورد چیزی که اقای teoden گفته باید بگم که این موضوع دومین کشف سال شده وشکل شبیه سازی شده ی آنها براساس اسکلت پیدا شده خیلی شبیه هابیت هاست.

مردم محلی ميگن که تا يه قرن پيش هم هابيتها رو ميديدن .که به صورت آدم کوتولهای پشمالو بودن!!

البته اینکه تا مطمین نشدیم نگیم که خیلی بده چون ما وقتی خودمان میبینیم باور نمیکنیم حالا باید مطمین شویم.

حالا من یه صحنه دیدم شاید زیاد هم به اینجا ربط نداشته بتشه اونم اینه که من وقتی وارد یک خانه ناشناخته میشوم گاهی اوقات احساس مس کنم که اینجارو قبلا دیدم.

باتشکر

خواب من بحث آدم کوچولو ها رو باز می کنم...

آدم کوچولو هایی که در داستان ها یافت میشه....

شایعاتی بوده مبنا بر این که حدود چند سال پیش در شهرستان کرج در یکی از چاه ها تعدادی آدم کوچولو با جستهو هیکل بسیار کوچک اندازه یک عروسک دیده شدند...

من هم این رو شنیدم..

ولی من یه چیز دیگه هم شنیدم که یک پسر بچه ای وقتی ازش سوالی درباره گم شده ات میکنی به تو مکانی رو میگه که در انجا گمشده ات را پیدا میکنی...

من وقتی سال اول یا دوم دبیرستان بودم خیلی افتاده بودم تو این خط ها که بگردم اتفاقت عجیبی را که در تمام جهان اتفاق افتاده پیدا کنم

برای همین چند تا کتاب خوندم که خیلی از این چیزا توش داشت

اول از همه باید یه مطلب را بگم

و اون اینه که ما بعضی از اتفاقات و حادثه ها را خرافات و یا افسانه و داستان میدانیم ولی این اتفاق ها افتاده

مثلا ما داستان دختری راشنیده ایم که وقتی گریه میکرد از چشمانش مروارید می بارید ولی هیچ وقت این داستان را باور نمیکردیم

تا اینکه دو یا سه سال پیش در امریکا دختری دیده شد که میگفت:

در دو تا از کتاب ها داستانی نوشته شده بود از دیده شدن ادم های کوچک قدی توسط انسان ها

ولی مشخصاتی که از ان ها نوشته شده بود به هیچ کدوم از موجودات به طور کامل تعلق نمیگیره

این کوتوله ها ریش بلند با گوش های تقریبا تیز و خوش چهره توصیف شده اند

افرادی که ان ها را دیده اند گفته اند که ان ها کوتوله هایی دائما در حال رقص و پای کوبی بوده اند

و وعده ی شمشیری را که در تونل های زیر زمینی ساخته میشوند به فردی که دورش حلقه میزنند را میدهند

خدمت سیاه بینان حلقه ی عزیز هم باید بگم که اون مسئله ی گم شده ای که توسط کودک بیان میشه یکی از شاخه های علوم غریبه است و به ایینه بینی معروف است

عمل ایینه بینی به این صورت هست : فردی که توانایی کافی در علوم غریبه را دارد به عنوان واسطه از بچه ای(چون بچه ها هنوز قلبشون پاکه و دست به گناه نبرده اند) استفاده میکنه و ایینه ای را به اون بچه میدهد و میگوید که ببین گم شده کجاست و بچه هم گم شده را در ایینه می بیند و محلش را می گوید

شاید این ایینه بینی شبیهه همون کاری باشه که هفت سنگ انجام میدادند

هفت سنگی که نولدور ساخته اند

سلام

کتاب نامه ی سن میکله را خوندید؟نویسنده اش به راحتی ادعا می کند که یک دورف را دیده و در مقدمه ی چاپ های بعدی اش می گوید که اگر کسی جرات داره بیاد بگه که که من اون رو ندیدم:)

سلام

کتاب نامه ی سن میکله را خوندید؟نویسنده اش به راحتی ادعا می کند که یک دورف را دیده و در مقدمه ی چاپ های بعدی اش می گوید که اگر کسی جرات داره بیاد بگه که که من اون رو ندیدم:)

راستش منم يه مايارم خوب تغيير شکل دادم ديگه! مخالفتی دارين؟

من اون مقاله رو خوندم و عکسشم دیدم. به نظر من که حقیقت داره

خوب دوستان نژادی از انسان به اسم استرالوپیتکوس روبوستوس در هزاران سال قبل میزیسته که پشمالو وقوی هیکل وقد کوتاه بوده.شاید فسیل اون باشه.دیگه نباید افسانه ها رو واقعی کرد. ولی تو اساطیر اسکاندیناوی کوتوله های صنعتگری هستند که چکش تور رو هم همونا ساختن.

درختی که راه رفت

اینکه جنازه ی چی پیدا شده و چی پیدا نشده که مهم نیست. چرا چسبیدید به گذشته ها؟! اونها هم اکنون هم در این کائنات وجود دارن؟ حالا یا به جهان های بالایی صعود کردن یا به پایین نزول. البته نباید از موجودات اثیری (غیر ارگانیک) هم صرف نظر کرد که با نام جن و فرشته و... شناخته می شند.

برای اون دوستی هم که گفته وقتی یه جایی میره، فکر میکنه قبلا اونجا بوده بهش میگن Deja Vu که اگه این رو سرچ کنی کلی مطلب دستگیرت میشه، اما خلاصه اش اینکه این اصلا چیز عجیبی نیست و قستی از توانایی های روح بی نظیر انسانی رو نشون میده.

بعد هم اینکه من توی عمرم چیزهای عجیب زیاد دیدم. اما زیبایی های خلقت از همه قشنگ ترند و اینکه خیلی ها فکر می کنن با دیدن چیزهای عجیب و غریب یا یاد گرفتن جادو یا حتی برقراری ارتباط با جنیان زندگیشون بهتر یا پربار ترمیشه که کاملا اشتباهه!

دست آخر هم اینکه، سعی کنید مطالبی که اینجا می نویسید یک جنبه ی عرفانی و نتیجه ی اخلاقی هم داشته باشه، وگرنه اینکه تو خونه ی عمه ی من چی هست یا تو کجا چی نیست که هیچ سودی نداره. به نظرم نتیجه ی ما از این اتفاقاته که مهمه، پس امیدوارم نتیجه ای که شما از این اتفاقات عجیبی که دیدید گرفتید رو هم ضمیمه کنید.

با سپاس،

رایت

این که چیزی نیست من خودم یعنی برادرم چند سال پیش می ره شمال و با دوستاش شب رو توی جنگل می بینن . داداشم شب برای رفع حاجت بیدار می شه چند قدمی که از اونجا دور می شه چند تا پیر مرد ریشو و قد کوتاه می بینه که یکی شون کلنگ دستشه وقتی که برادم رو می بینن پا به فرار می زارن . داداشم که خیلی وهشت زده شده بوده سریع بر می گرده

شاید حرفم رو باور نکنید و لی راست می گم این عین حقیقته .

داداشم به اونا می گفت کوتوله که با تعبیر هایی که کرد من به یاد درف ها افتادم

دیگه نمی دونم شاید توی تاریکی دچار خطای دید شده باشه

الله علم

سیاه بینان عزیز اون چیزی که در باره ی احساس آشنایی جاییی کردی بهش میگن رویای صادقه ...

منم تو حال خونمون واستاده بودم.یهو یه نوری از این ور خونه رفت اون ور خونه.با

دهنه باز موندم که چی بود.شاید هر کی بود میگفت اشتباه دیدم. ولی من تو اطرافم

خیلی دقیق میشم.چیزاییرو میبینم و همه میگن تو کاملا توهم داری(اسکیزوفرنی یا

از این چیزا ندارم,مثل A Beautifull Mind).خلاصه بعد از اینکه نوره رد شد یه تابلویه

بزرگ از دیوارمون افتاد.درست در همون جایی که نوره رفته بود.:D

کسی میتونه بگه چی بوده؟:)

خودم از اين که اين مبحث ايجاد کردم خيلی هيجان زدم اول از همه هم خودم شروع ميکنم:مادرم بچه که بودن توی يه خونه ي قديمی زندگی ميکردن که جاهای عجيب زياد داشته از جمله يه دالان سنگی که با شيب نسبتا زيادی به زير زمين ميرفته يه بار چند نفر از آشناهاشون تصميم ميگيرن تا اخر دالان برن اونا يه کاموا رو دور کمرشون ميبندن و با يه فانوس به داخل تونل(دالان) ميرن. اونقد پيش ميرن که کسايي که بيرون دالان توی زير زمين خونه بودن ديگه نور فانوسو نميديدن .

اونا اونقدر پيش ميرن تا تمام نخ کموا تمام ميشه و بهشون احساس خفگی دست ميده .

پس از ترس اين که گم يا خفه نشن به سرعت بر ميگردن و از خير کشف اخر دالان ميگذرن به نظر شما ممکنه اون دالان ساخته ی دست دورفها ی ايرانی بوده باشه؟؟؟؟؟

توضيح ديگه هم اينکه اين خونه به دست شاه خراب شد و جاش خيابون ساختن.بدجنسا!!!

من یه توضیح ساده تر دارم. از هزاران سال پیش ایرانی های قنات می ساختن هنوزم می سازن در دو قرن گذشته اورپایی ها از قنات کندن ایرانی ها درس های زیادی گرفتن.

در همه شهر های ایران قنات هست. در تهران مخصوصاً در شمال شهر و شمیرانات هنوزم در زیر بسیاری از ساختمان ها قنات هست. طول بعضی از قنات های ده ها کیلومتره و عمری چند هزار ساله دارن.

البته شاید ایرانی ها فن حفر قنات رو از دورف ها یاد گرفته باشن. یا دورف ها در حفر قنات کمک کرده باشن همون طوری که به اله سار در بازسازی میناس تریت کمک کردن.

منم تو حال خونمون واستاده بودم.یهو یه نوری از این ور خونه رفت اون ور خونه.با

دهنه باز موندم که چی بود.شاید هر کی بود میگفت اشتباه دیدم. ولی من تو اطرافم

خیلی دقیق میشم.چیزاییرو میبینم و همه میگن تو کاملا توهم داری(اسکیزوفرنی یا

از این چیزا ندارم,مثل A Beautifull Mind).خلاصه بعد از اینکه نوره رد شد یه تابلویه

بزرگ از دیوارمون افتاد.درست در همون جایی که نوره رفته بود.:D

کسی میتونه بگه چی بوده؟:)

جن بوده !

یا واقعا تو اسکیزوفرنی داری !

احتمالا خستگی زیاد با یه اتفاق ترکیب شده و اینو داده ! شاید هم واقعا یه چیزی بوده ! :D

ef@ robber عزیز.

واقعا ازت متشکرم که انقدر راحت آدمارو خزو مجانین محسوب میکنی.:wink:

ولی کلا اگه بخوام منطقی باشم,حالا یه وقت فکر نکنی دارم از خودم تعریف میکنم

یا خودمو دست بالا گرفتم و یا آدم مغروریم.

بله,با عرض پوزش من اسکیزوفرنی یا شیزوفرنی ندارم.(البته همشون همینو میگن).

ولی گاهی آدم حس میکنه یه چیزی که دیده مال خستگی نبوده.

تازشم چرا تابلو به اون بزرگی همون جا که نوره رفت افتاد؟:):shocked:

آفريدگار عزيز اول کمی بايد در باره قنات برات توضيح بدم :به طور ساده اگه بخوام بگم قنات ها چند حلقه چاه کناره همند که در زمينی با شيب دقيق و با محاسبات مهندسی نياکان ما کنده ميشدند که ريشه آنها به هم متصل بود در نتيجه آب جريان پيدا ميکرد و به سطح زمين ميامد.

و براي امتحان متصل بودن هميه چاه ها به هم ديگر در مرحله اخر توي چاه اول کاه ميريختن اگه اون کاه ها

از چاه آخر بيرون ميآمد قنات درست ساخته شده بود و کلمهٔ کاريز هم از همين جا ريشه گرفته

ولی اون مکانی که من ازش حرف ميزنم يه دالان (تونل )بود که توی زير زمين خونه ساخته شده بود و چاه و آب و از اين چيزا هم نداشت!

رفيق teoden من نميدونستم وجه تسميه كاريز چيه.واقعا جالب بود.

اوني كه رفيق gandalf skin ديدن احتمال 80% جن بوده.منم از كسايي شنيدم كه هم چين توصيفي بكنن.دقيقا همين كه شما گفتيد.من به عينه نديدم اما شنيدم كه يه همچين چيزي رو ازش يه فيلم هم گرفتن كه يه نور از نميدونم كجا(فكر كنم ديوار)به نميدونم كجا(اين يكي هم احتمالا ديوار) ميدوه.البته اين يكي هم 80% ساختگي بوده.

در ضمن عجيب ترين موجودي كه ديدم خودم بودم.حتي عجيب تر از دورفهايي كه شما ديديد.استعدادهاي خارق العاده اي كه دارم و در عين حال ندارم.نمي دونم چه طوري توضيح بدم.فقط بگم كه فكر نكنيد جادو مي كنم ها!!!

آفريدگار عزيز اول کمی بايد در باره قنات برات توضيح بدم :به طور ساده اگه بخوام بگم قنات ها چند حلقه چاه کناره همند که در زمينی با شيب دقيق و با محاسبات مهندسی نياکان ما کنده ميشدند که ريشه آنها به هم متصل بود در نتيجه آب جريان پيدا ميکرد و به سطح زمين ميامد.

و براي امتحان متصل بودن هميه چاه ها به هم ديگر در مرحله اخر توي چاه اول کاه ميريختن اگه اون کاه ها

از چاه آخر بيرون ميآمد قنات درست ساخته شده بود و کلمهٔ کاريز هم از همين جا ريشه گرفته

ولی اون مکانی که من ازش حرف ميزنم يه دالان (تونل )بود که توی زير زمين خونه ساخته شده بود و چاه و آب و از اين چيزا هم نداشت!

تئودن جان از توضیحت ممنون. ولی راستش رو بخوای من خودم توی یه قنات قدم زدم. و زمانی که در کرمان بودم قنات های زیادی رو دیدم.

در توضیح تو فقط یه جا به نظرم یه ذره اصلاح می خواد که شاید من درست برداشت نکرده باشم.

قنات یه سری چاه در کنار هم که اون قدر ها هم محاسباتش پیچیده نیست و بیشتر تجربیه. و این چاه ها از زیر با یه تونل به هم متصل هستن و آب در نهایت از همین تونل(که اگه اشتباه نکنم کاریز اسم همین تونل بوده) خارج می شه. فاصله چاه ها از هم دیگه گاهی خیلی زیاده و در نتیجه تونل بینشم خیلی طولانی. الآن هم که روی بسیاری از این چاه ها خونه ساخته شده ولی اون تونل زیرین هنوز سر جاشه. و تو اگه از یه جایی وارد تونل بشی با یه تونل شاید چندین کیلومتری رو به رو میشی.

دوسته خوبم هر محاسبه ی تجربی الزاما ساده و پيش پا افتاده نيست . مهندسای خرجی سالها رو قنات های ايران تحقيق

کردن .

مسئله ديگه اينکه بايد اولين پياممو با دقت بيشتری بخونی .که اونجا با توصيف هايی که کردم ميفهمی که اون تونل قنات نبوده

البتّه من هيچ اصراری ندارم حرف خودمو به کرسی بشونم!!!!ا

کینگ تئودن عزیز من پست اولتو خوندم و کاملآ با تو موافقم

منم یکی از دوستام تو خونه های قدیمی زندگی میکرد ولی الان اون خونه رو خراب کردن و جاش اپارتمان ساختن

پدرش برامون تعریف کرد که توی اشپز خونه خونشون توی دیوارش یه سوراخی به قطر 1 متر بوده

یه روز پدرش تصمیم میگیره بره داخل اون

وقتی وارد میشه یه 1 یا 2 ساعتی بعد بر میگرده . بعد از اینکه برگشت تو دستش یه اشیای قدیمی داشت و به اعضای خانواده گفت که هرچی جلوتر میرفت اون سوراخ کوچیکتر میشد تا جایی رفت که این اشیا رو پیدا کرد . بعد از اون که جلوتر رفت هم احساس خفگی کرد هم احساس کرد که انگار توی خلا گیر کرده .

بعدش دیگه هم از اینکه دیگه سوراخ کوچیک شده هم از اینکه یه مشکلی براش پیش بیاد بر میگرده

بعدشم گفت که یه صداهایی از دور دور از زیر چاه میومد یه صدایی مثل زدن روی اهن یا داد زدن..

می خواستم بگم که تئودن درست میگه

الا نظر شما دوستان چیه؟؟؟///

دوسته خوبم هر محاسبه ی تجربی الزاما ساده و پيش پا افتاده نيست . مهندسای خرجی سالها رو قنات های ايران تحقيق

کردن .

مسئله ديگه اينکه بايد اولين پياممو با دقت بيشتری بخونی .که اونجا با توصيف هايی که کردم ميفهمی که اون تونل قنات نبوده

البتّه من هيچ اصراری ندارم حرف خودمو به کرسی بشونم!!!!ا

انگار رو اینو خیلی دیر دیدم. در هر حال پست اولت رو خوندم ولی متوجه نمی شم که چی اونجاست نشون می ده قنات نبوده.

اون می تونست یه قنات حتی نچندان طویل باشه که چاه هایش به دلیل شهرسازی و . . . بسته بوده که هم طولانی بودن مسیر رو توجیه می کنه هم احساس خفگی رو (حتی اگر طول نخ های کاموا رو طولانی فرض کنیم.).

یک بار دیگه هم میگم...

دیدی گفتم بعضی ها واقعیت ها رو با داستان ها اشتباه میگرن؟

این قسمت خیلی جدی نبوده و همونطور که میبینی بر مبنای طنز جلو رفته

هر کی تا حالا تحقیقات ماورایی کرده بیاد با هم ادامش بدیم.شاید فرجی شد و اینا راست از آب در اومد.

من خودم در برخی از احوال ماورایه بودم...و خود هیبنوتیزمی رو هم تجربه کردم...

الهام رو هم بار ها و بار ها تجربه کردم....و هنوز هم از توصیفش آجز هستم...

فقط میدونم که شده...تمام افکت ها و اون رویداد هایی که بعد از عمل نیک هست رو

دیدم..و خوبی و پلیدی رو در خواب...و در بیداری...و در همه جا...میتونم به یه معنای (نه واقعی) بلکه نمادین

ببینم...به کلی میتونم بگم...بله من تجربه ی کافی دارم...البته نه این که بیام با یه جنی چیزی ارتباط داشته باشم...

البته اگر میخواستم اونم میشد...ولی نخواستم...اگر میخواستم میتونستم با یه جن هم رابطه داشته باشم..ولی

در نظرم پلید....و یه مقدار هم ترسناک آمد

دوستی که خواسته بودی یکی با این مشخصات پیام بده...

من هستما..

کاریم داری؟

به نام خداوند

باور نکردنی که من دیدم و شما باور نمیکنین

جریان مربوط به چندین سال قبل هست که حدود سه سال داشتم

در خانه خیلی خیلی خیلی قدیمی مادر بزرگم که دیگه خرابه صداش میکنیم

و دیگه کسی در اون زندگی نمیکنه داشتم در آشپز خانه مورچه ها رو دنبال میکرده ام

که یک دفعه اصلا به طور کاملا واضح سایه ای از کنارم رفت

جالب تر اینکه صدا داشت و بهم چیزهایی رو میگفت که اصلا متوجه نشده ام

اولش شگفت زده فقط نگاه میکرده ام ولی بعدش با جیغ از آشپزخانه فرار کرده ام

ولی هیچ وقت کسی حرفم رو باور نکرد حتی حالا که چند ساله اون خاطره از یاد همه رفته

هنوز هم از یاد اون روز به وحشت میافتم

به خدا سایه عین شکل یک آدم بود که انگار خودش نیست ولی فقط سایه اش بود

اوش فکر کرده ام کسی میخواد من رو بترسونه ولی بعدش دیدم کسی نیست

هر چند سنم خیلی کم بود و دقیقا متوجه نشده ام چی میگه

در ضمن از ترسم یادم رفت داشت چی میگفت

ولی انگار میگفت دنبال من بیا

ولی صداش تقریبا شبیه صدا نازگول ها بود

روش خیلی فکر کرده ام اما امکان اینکه سایه خودم باشه یا چیز دیگه ای نبود

حتی چندین بار بعد از بزرگ شدن صحنه رو برسی کرده ام

ولی با همه اون کار ها هنوز هم احتمالش زیاده که فقط خرافات بوده باشه

یا ارباب حلقه ها

وقتی پست رو به طور کامل خونده ام متوجه مطلبی شده ام

جریان اینه نبینی

چرا نبینی ؟ چون تا جایی که من دیده ام دروغ هست

جریان از روزی شروع شد که یک بچه چیزی رو دزدیده بود و نمیتونست بگه که دزدیدمش و به همین دلیل

اون به قول خودشون جادوگر ها با حیله هایی بچه رو تحریک میکردن که اگه خبری داره و نمیتونه

چیزی بگه رو با اون ترفند ازش حرف بکشن

و این اتفاق وقتی حداقل در دنیا چند بار افتاد دیگه مردم جاهل اون دوران چنان بهش اعتقاد پیدا کرده اند

که دیگه هر جا رفتن سخنی از اون جریان رو تعریف کردن

و اما در مورد جادو و آیا صحت داره یا نداره

من در این مورد کتاب ها زیادی خونده ام و هر کدومشون نظراتی داشتن

ولی نظر خودم جدا از نظر همشون هست

به نظر من ما در دنیایی زنگی میکنیم که قواعدی داره و هر اتفاقی دلیل دارد

و علت رو آوردن به نیرو ماورا طبیعه عدم شناخت کافی است

این نظر شخصی پروفسر مهدی بود

یا ارباب حلقه ها

دوستان میدونم که خیلی چیز ها هست که در دنیا وجود داره اما ما از آنها بی خبریم .

اگر میخواهید وارد بحث های جادو و جن و شیطان و... بشید قبلش اطلاعاتتونو در حد تیم ملی زیاد کنین .چون ممکنه بعدا بد جوری تو دردسر بیوفتید که راه برگشتتون یه کم سخت باشه .(هر چند که من به شیطان اعتقاد ندارم و معتقدم وجود نداره. اگرم میخواید یکی بیاد با هم یه بحث بکنیم)اینم دارم میگم چون تجربه شخصی در مورد یه سری مطالب (جن و اینا نه) دارم .(تجربه در زمینه هاله و چاکرا و موجودات غیر ارگانیک و...)

"تا به دنبال دردسر نری، دردسر سراغت نمیاد"

دوستدار تالکین، پیروز .

من زیاد نمی در این باره بحث کنم

اما اگه می خواید به اینجا برسید که استاد ما تالکین از روی بعضی دیده هاش داستان رو نوشته

باید بگم سخت در اشتباهید

کسی نمیگه تالکین توهمی بوده .به احتمال زیاد اون هم از افسانه هایی در جهان که به وجود اومده استفاده کرده و داستانش رو نوشته .

به نظرم در زدن پست بالا اشتباه كردم

من زياده روي كردم خودم را زياد بزرگ جلوه دادم

من كه علم غيب ندارم...

از اين بابت عذر ميخوام

در قرآن در سوره ي هود در آيه ي 123

وَلِلّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الأَمْرُ کُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَکَّلْ عَلَيْهِ وَمَا رَبُّکَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ

پیروز دوست عزیز شما توی پست های قبلی گفتید که به شیطان اعتقاد ندارید از شما بعیده کسی که اثار تالکین رو مطالعه می کنه میدونه که شیطان واقعا وجود داره .ببین در قران خودمون هم داستان سرپیچی شیطان از فرمان الهی مبنی بر سجده کردن به ادم اومده در واقع شیطان موجودی از جنس اتش هست توی احادیث مختلف 14 معصوم هم به این اشاره شده پس با این وجود شیطان از جنیان به شمار می ره . در ادیان سامی وابراهیمی مثل اسلام ,یهود ,مسیحی تقریبا داستان شیطان و سرپیچی از فرمان خداوند کم وبیش به یک صورت اومده .شیطان به روایتی که عدد دقیقش یادم نیست اما فکر می کنم بیست هزار سال خدا رو عبادت کرد وخداوند در عوض اون عباد تها به اون مقامی رو اعطا کرد که از بزرگترین فرشتگان نیز بالا تر بود .اما چی شد به خاطر یک نافرمانی از دستور خدا صاحب اون همه امتیاز وبزرگی از درگاه خداوند طرد شد.خوب ما نمی تونیم شیطان رو ببینیم چون شیطان جزو جنیان هست که ما قادر به دیدنشون نیستیم اما قرائن زیادی رو می تونیم دور برمون پیدا کنیم که موجودات ماورا الطبیعه وجود دارند وشیطان هم جزو اونهاست .این شیطان که گفتم همونی که توی قران هم بهش اشاره شده اما یه شیطان بزرگتر وقوی تر هم وجود داره واون هم نفس ماست که باعث بسیاری از تباهی های ما میشه در واقع انسان در خودی خودش هم یک نفس شیطانی داره وهم یک نفس انسانی .حالا این بستگی به خود انسان داره که بتونه از مقام فرشتگان بالا تر باشه ویا از حیوانات هم پست تر بشه.در واقع می تونم بگم که اون شیطان کمترین دخالت رو می تونه در کار های ما داشته باشه . اما این نفس ماست که بر ما غلبه می کند وباعث نابودی ارزش های انسان می شود.با تشکر.

پیروز دوست عزیز شما توی پست های قبلی گفتید که به شیطان اعتقاد ندارید از شما بعیده کسی که اثار تالکین رو مطالعه می کنه میدونه که شیطان واقعا وجود داره .

آثار تالکین چه ربطی به اثبات شیطان داره الندیل ؟ :D

ول کنین تورو خدا

انگار داش ارون منظورم رو متوجه نشدی ,تالکین خودش اشاره کرده که از اسطورهای مختلف ژرمن واسکاندیناویایی واسطوره های سلتی وهمینطور از اساطیر شرقی تاثیر گرفته به خصوص از کتاب مقدس مسیحیان انجیل .الا یه نمونش رو می گم تالکین شدیدا تحت تاثیر داستان لوسیفر (شیطان) وتمرد او از خداوند داستان ملکور و سرپییچی اون از اراده ایلوواتار را خلق کرد یعنی این داستان شدیدا تحت تاثیر اموزه های مسیحی به وجود امده.

این که تالکین از اساطیر مختلف الهام گرفته و این که ایشون یه کاتولیک و فرد مذهبی بوده یه حرفه ، و این که آثار تالکین دلیلی بر اثبات شیطانه یه حرف دیگست !

مسیحی بودن ایشون ممکنه این رو برسونه که به شیطان اعتقاد داشته ولی دلیلی نمیشه که کتاباش در راستای تائید این اعتقادش باشن !

ضمنا اگه ایلوواتار تمثیلی از خداوند باشه ، اراده اش خلل ناپذیر باید باشه و اگر ارداش بر ملکور بوده باشه ، نقصان ملکور خواست همو بوده !

این بحث رو بهتره این جا ادامه ندیم.

تالکین شدیدا تحت تاثیر داستان لوسیفر (شیطان) وتمرد او از خداوند داستان ملکور و سرپییچی اون از اراده ایلوواتار را خلق کرد یعنی این داستان شدیدا تحت تاثیر اموزه های مسیحی به وجود امده.

یکبار با جناب تور این بحثو داشتیم

تورو خدا ادمش ندین چون به جایی نخواهد رسید

اگه میخواین ادامش بدین

واقعا بیاین بگین خدا چرا مارو آفرید؟

تونستین جواب بدین ما هم این بحثو ادامه میدیم

یا بحث رو تموم کنید یا برید توی تاپیک مخصوص خودش ادامه بدید.

از معلم دینی پرسیدم

گفت بزرگان زیادی به بحث در موردش پرداختند ولی خودش بهم گفت چون عظمتش معلوم نمیشد .

اما چیزی که به تازگی دیدم و باور کردنی نیست جالبه :ymapplause:

بی خیال نمیگم چی دیدم همون بهتر نبینید

یا علی .

اقا اگه اين بحث ها رو مي خوايد دنبال كنيد سايت بدم بر توش ريخته از اين جور خرف ها :ymapplause:

البته سايت زير نظر اشخاص ايرانيه و هيچ گونه توهين در اون ديده نمي شه L-)

درود بر همگی

من تازه این بحثو خوندم و یاد یکی از ای میل های جالبم افتادم که اونو این جا میزارم.

Interesting discover

کشف جالب

Recent gas exploration activity in the south east region of theArabian desert uncovered a skeletal remains of a human of phenomenal size.

اخیرا در یکی از مناطق جنوب شرقی عربی ( عربستان ) کاوشگران گاز بقایای اسکلت انسانی را در اندازه خارق العاده ( پیدا کردند).

This region of the Arabian desert is called the Empty Quarter , or in Arabic, 'Rab-Ul-Khalee'.

بیابان مورد نظر را یک چهام خالی یا به عربی ربع الخالی می نامند .( به این معنی که اگر شبه جزیره ی عربستان را به چهار بخش قسمت کنیم ، یک چهارم آنرا این بیابان شامل می شود .)

The discovery was made by the Aramco Exploration team.

کشف مذکور را گروه کاوشگر آرامکو انجام داده است .

As God states in the Quran that He had created people of phenomenal size the like of which He has not created since.

در قرآن کریم خداوند می فرماید مردم خارق العاده ایی را خلق کرده که تا به حال مانند آن را خلق نکرده است .

These were the people of Aad where Prophet Hud was sent.

این مردم ( قوم ) نام عاد نامیده می شدند که برای آنها پیامبر(ی به نام ) هود فرستاده شد .

They were very tall, big, and very powerful, such that they could put their arms around a tree trunk and uproot it.

آنهاخیلی بلند،بزرگ ،وخیلی نیرومند بودند. چنان بودندکه می توانستند بازو هایشان اطراف یک تنه درخت بگذارندوآن راازریشه بکنند.

Later these people, who were given all the power, turned against God and the Prophet and transgressed beyond all boundaries set by God.

تعدادی از این مردم قدرت خود را علیه خداوند و پیامبر او صرف کردند و خداوند همه آنها را که پا را ( از فرمان خدا ) فراتر نهاده بودند، گرد آورد .

As a result they were destroyed.

در نتیجه ( به دلیل نافرمانی ،‌ خداوند ) آنها را نابودساخت.

Ulema's of Saudi Arabia believe these to be the remains of the people of Aad.

این بقایا در عربستان سعودی متعلق هستند به ( قوم عاد)

Saudi Military has secured the whole area and no one is allowed to enter except the ARAMCO personnel.

ارتش سعودی منطقه را تحت حفاظت دارد و هیچکس بجز کارکنان آرامکو حق ندارد وارد آن شود.

It has been kept in secrecy, but a military helicopter took some pictures from the air and one of the pictures leaked out into the internet in Saudi Arabia.

این مکان به شکل مخفی و پنهان حفاظت و نگهداری می شود اما یک هلیکوپتر نظامی ارتش سعودی تعدادی عکس هوایی از منطقه گرفته است که یکی از عکس ها از طریق اینترنت به بیرون نشت ( منتشر ) کرده .

منبع:

http://urbanlegends.about.com/library/b ... eleton.htm

عکسهایی دیگر در این رابطه از سایتهای مختلف؛

t45upmanud9ihshtws_thumb.jpg

h5ig44bnifm8jefm2sm_thumb.jpg

abcfzd86ilml0dwumk9_thumb.jpg

y0vi37ykgdas6csel2_thumb.jpg

عکس ها اصلا واقعی به نظر نمیرسه ، مخصوصا عکس اول ، آدم ها خیلی کامپیوتری به نظر میرسن ، ضمنا قد و اندازه به وراثت و ژن های خاص خود مربطه ، حتا با یک جهش ژنی در جنین ممکنه در نسل حاظر هم فردی به دنیا بیاد که قد بسیار بلندی داشته باشه .

با آرون موافق هستيم اين ها هيچ كدومشون واقعي نيست

حتي يكي از مجلات كشور هم چند تا از اين عكس ها رو در موردش بحث كرده بود و مي گفت الكي هستند ;)

خب جناب اسلان میشه دلایلی رو که اون مجله ارائه کرده بود رو بیارید.

چوخ ممنون

آقا جان اینا خالی بندیه! یکی قبلا اینو به من نشون داده بود مال یک فیلم مثلا مستنده! بقیه عکسهاش هم اینجاست:

http://www.theorionconspiracy.com/html/giants.html

خب خالی بندی باشه. من نیاز به چند تا دلیل دارم که ثابت بکنه خالی بندیه.

چوخ ممنون

مهمترین دلیلش،تئوری انتخاب طبیعیه داروینه.طبق عهد جدید ما شش هزار سال که بوجود اومدیم .و طی شش هزار سال نمیتونیم انقدر تغییر قد داده باشیم.البته حدودا از پونصد سال پیش هم میدونیم که انسان تغییر قدی چندانی نداشته.

به علاوه قد بلند در اون زمانه بسیار بسیار کمتر از الان به درد میخورده.موانغ طبیعی از جمله درختای جنگلا ذر زیستگاه انسانها،قد بلند در این حدو براشون مرگبار میکرده

تولکاس این خط آخرت ، استدلال غریبی بود ! اتفاقا اگه زمانی قد و جثه بزرگ وجود داشته ، متناسب با اون دوره بوده ، انسان قدرتمند و تنومند نسبت به انسان کوچک جثه ، بیشتر میتونسته در مقابل بلایای طبیعی ، شکارچیان و ... مقاومت کنه ، در زمان حال اندازه فرد به هیچ وجه تعیین کننده کیفیت زندگیش نیست بنابراین نمیشه انتظار داشت انتخاب طبیعی قد بلند ها رو برای ادامه حیات گلچین کنه . با این حال افزایش قد در چند دهه اخیر دیده میشه که تنها به خاطر بهبود تغذیه و بهداشت هستش .

مهمترین دلیلش،تئوری انتخاب طبیعیه داروینه.

انتخاب طبیعی بهترین و سرسخت ترین وهمچنین سازگارترین گونه ها برای زندگی رو انتخاب میکنه بنابراین انسانی که تنومند و قد بلند باشه بیشترین سازگاری رو با محیط داره و امکان بقاش بیشتر از کسانیه که جثه ی کوچکتری دارند. چه در مورد کشمکش بر سر جا و غذا و چه دربرابر حمله ی حیوانات و بلایای طبیعی- همونطور که آرون اشاره کرد- این موجودات توانایی بیشتری دارند.

حدودا از پونصد سال پیش هم میدونیم که انسان تغییر قدی چندانی نداشته.

درسته تا 3.5 میلیون سال پیش از میلاد انسان های اوسترالوپیتکوس آفرنسیس قدی کمتر از 1.5متر داشتند که در اون دوره غالب بوده 1.5 میلیون سال بعد قد گونه ی غالب حدود 1.75 متر بوده 500 سال بعد دوباره انسان 15 سانتیمتر کاهش قد پیدا میکنه و بعد میرسیم به دو ره ی خودمون که متوسط قد گونه ی غالب حدود 1.70 متره پس هیچوقت گونه ی انسانی غالب با متوسط قد بلند تر از 1.75 وجود نداشته مگر اینکه در یک دوره در بعضی انسان ها جهش ژنتیکی سبب بروز این پدیده بشه و بعد از مدتی به دلیل بروز مشکلاتی از قبیل نارسایی مغزی یا قلبی در اولاد - از اونجایی که اکثر جهش ها مضر هستند- این انسانها منقرض شده باشند.

دقیقا بحث همینه.بعضیا نصفه نیمه مطالب علمی رو میخونن و این دردسر ساز میشه.نئاندرتال ها عموما قد بلند بودن و خب به عنوان پیش فرض خیلیا میگن که اونا احداد انسان ها هستن در صورتی که انسان امروزی از نسل نئاندرتال ها نیست.

دقیقا بحث سازگاریه خانوم گلدریل: انسانی که تنومند و قد بلند باشه،این رو به نسل بعدش هم انتقال میده.اتفاقا در اون دوران،انسان به عنوان موجودی شکارگر،بیشتر نیاز به ثد کوتاه و سرعت بالا داشته تا قد بلند.

/;)

روایات و شواهد ضد و نقیض در مورد اجداد انسان ها کم نیست ، باور های دینی و فرهنگی هم به اون دامن زده . خیلی سخته در چنین موضوعاتی که تبدیل به شاه تقاطع عقل ، دین و علم شدن حقیقت رو دید .

قد یه مولفه ژنتیکی هستش ، درسته ، اما این بدین معنی نیست که فرزند یک انسان بلند قد حتما بلند قد خواهد شد ، هر موجودی رو باید در اجتماع و جمع دید ، معیار های ژنتیکی همواره به میانگین جمعیت جهت داره و فرزندان افراد استثنایی به سمت میانگین حرکت میکنند ، نمونه دیگه هوش هستش ، در ابتدا انتظار میرفت فرزند دو آدم باهوش ، با هوشتر از والدین یا حداقل مثل اون دو باشه ولی معلوم شد که حتی ازدواج دو آدم باهوش تعیین کننده هوش فرزندشون نیست . در غیر اینصورت انسانها خیلی زود به طبقات باهوش ، پرزور ، بلند قد و کوتاه قد تقسیم میشدند . فکر میکنم همین میل به هنجار ، یکی از هدیه های تکامل به جانورانه .

هنوز هم متوجه نمیشم چرا انسان کوتاه قد در دوران های اولیه شانس بیشتری نسبت به همنوع های بلند قد داشته ! انسان هرگز برای سریع بودن ساخته نشده و قد کوتاه لازمه سرعت نیست .

نئاندرتال ها عموما قد بلند بودن و خب به عنوان پیش فرض خیلیا میگن که اونا احداد انسان ها هستن در صورتی که انسان امروزی از نسل نئاندرتال ها نیست.

بله حق با شماست. نوع امروزی انسان به اختصار هومو نامیده میشه که همزمان با انسان های نئادرتال میزیسته معلوم نیست چی شد که نئادرتال ها به تدریج از بین رفتند و امکانش هست که انسان های تکامل یافته تر(هومو)اونهارو نابود کردند. البته بعضی از دانشمندان هم عقیده دارند که انسان کرومانیون یا همون هومو نوع تکامل یافته ی نئادرتال ها هستند اما اکثرا با این موافقند که وقوع چنین رویدادی در فاصله ی زمانی تا این حد کوتاه غیر ممکنه. به هر حال این گزینه که ما از نئادرتال ها باشیم5/0% هست و تقریبا رد شده.

اتفاقا در اون دوران،انسان به عنوان موجودی شکارگر،بیشتر نیاز به ثد کوتاه و سرعت بالا داشته تا قد بلند.

به نظر من قد بلند حتما چثه ی چاق و چله(!) نمیطلبه . پس اگه فرض کنیم که انسان قد بلند بدنی متناسب با قدش داشته-یعنی سایز بزرگتره یه انسان کوچک و چابک- در نتیجه تند تر هم میتونه بدوه چون همونطور که میدونیم با پاهای بلند قدم های بزرگتری میشه برداشت.

انسانی که تنومند و قد بلند باشه،این رو به نسل بعدش هم انتقال میده.

چیزی که من میدونم:

قد یه مولفه ژنتیکی هستش ، درسته ، اما این بدین معنی نیست که فرزند یک انسان بلند قد حتما بلند قد خواهد شد ، هر موجودی رو باید در اجتماع و جمع دید ، معیار های ژنتیکی همواره به میانگین جمعیت جهت داره و فرزندان افراد استثنایی به سمت میانگین حرکت میکنند ، نمونه دیگه هوش هستش ، در ابتدا انتظار میرفت فرزند دو آدم باهوش ، با هوشتر از والدین یا حداقل مثل اون دو باشه ولی معلوم شد که حتی ازدواج دو آدم باهوش تعیین کننده هوش فرزندشون نیست . در غیر اینصورت انسانها خیلی زود به طبقات باهوش ، پرزور ، بلند قد و کوتاه قد تقسیم میشدند . فکر میکنم همین میل به هنجار ، یکی از هدیه های تکامل به جانورانه .
بله درسته این صفت حتما در ژنتیک فرزندان هست اما اگر هم فرض بر این بگیریم که که والدین هر دو قد بلندی داشته باشند چون در ابتدا از گونه ی غالب با قد متوسط به وجود اومدند در نتیجه ژن قد متوسط هم در اونها هست و در هر بار تولد از دو والد قد بلند فقط 50 درصد احتمال قد بلند بودن بچه هست.

از قبیل بزگ بودن که وجود داره یکیش بیماری آگرومالی (یه همچین چیزی بود :پی) که باعث غول آسایی میشه

این بیماری + مردم که همیشه به دامن زدن و بزرگ کردن خبرها علاقه دارن باعث این چیزها شده...

درمورد ازدواج هم آزمایش های نژاد برتر که والدین ورزشکار + دانشمند بود که میخواستن باهاش بسازن، که نتیجه ای نداشت تقریبا (البته نمیشه دقیق گفتا...)

پ.ن.

اینجا فروم آردا و متعلقاتش هست

یک لحظه فکر کردم وارد فروم پزشکی شدم :پی

درستش آکرومگالیه! ;) جهش ژنتیکی!

اطلاعات بیشتر:

http://hamshahrionline.ir/news-125289.aspx

خب الوه یه جا قابلیت بحث اینطوری به وجود اومد.منم چن وخ بود دوس داشتم با کسی در مورد انتخاب طبیعی صحبت کنم،جو گرفتمون دیگه:دی

در مورد قد بلند:اگر فرض اینکه درختان بلند فدتر،شانس بیشتری برای ادامه بقا دارن رو بپذیریم(که البته اثبات شده است) و با توجه به دونستن اینکه انسان اولیه غارنشین بوده و طبعا در جنگل زندگی میکرده برای شکار،قد بلند انسان با توجه به موانع طبیعی(من جمله همین درخت!) باعث میشه که فرض کنیم شخص قد بلند در مواجه با این موانع از سرعت عملش کاسته میشه

تا اون جا که من میدونم استراتژی انسان ها برای شکار خسته کردن حیوانات بوده. چون انسان ها قادر بودند (و بعضی ها هنوز قادرند) مسافت های طولانی رو بدوند. شاید با اضافه شدن به قد و به دنبالش وزنشون این توانایی رو از دست می دادند.

خب بعد یه چند وقت ما هم یه پستی تو این تاپیک بدیم.********به نظر من نمی خواد درباره ی اینا مثل جن و شیطان یا همین انسان های بلند قد بحث کنیم.

حداقل بیاید درباره ی یه چیزی بحث کنیم که یخورده ربط به آردا و نوشته های تالکین داشته باشه مثلا همین دورف ها یا هابیت ها که در صفحه های اول و دوم درباره ی وجودداشتنشون تو این دنیا یا اسکلت هابیت پیدا شده صحبت کردیم.

چند ماه پیش توی مجله دانستنیها یه مقاله زده بود که در مورد هابیت ها بود گفته بود توی حدود 110000 سال پیش یه نوع انسانهایی میزیستن که قدشون بیشتر از 110 سانت رشد نمیکرد ولی هنوز چیزای دیگه ای ازشون مشخص نشده فقط میدونم که حدود 8000 سال پیش نسلشون منقرض میشه هنوز معلوم نیست که توی یکی از اون سوراخا زندگی میکرن یانه.

ببینید اگر اینطوره ممکنه حتی الف ها یا ارک ها هم وجود داشتن یا حتی انت ها همین انسانای نعاندرتال قدرت فکری خوبی نداشتن وفقط به جنگ غارت و کشتن فکر میکردن نه چیز دیگه ارک ها هم همینطور نعاندرتال ها هم به خاطر همین نسلشسون منقرض شد توی ارباب حلقه ها گفته بودکه: الف ها که رفتن به سرزمین قدسی انت ها که بدبختا زن نداشتن مردن ارکها که به خاطر جنگ خون ریزی و بی فکریاشون نابود شدن و فقط انسانها موندن یه ذره فکر کنید ببینید به نتیجه ای میرسید اینا همه به دنیای ما شباهت ندارن؟

خب ممکنه حتی اردا وجود داشته بوده؟!؟!

نعاندرتال رو با عین نوشتم چون همزه نداره کی بردم!

خود تالکین هم گفته که هابیت ها ریشه ی نژادشون به انسان ها برمیگرده. یعنی جزو از پی آمدگان محسوب میشن. این هم که انسان هایی وجود داشتن که قدشون در حد 110 سانت بوده هم اصلا اتفاق عجیبی در طی تاریخ تکامل پستانداران نیست. البته اگه مقاله ای که شما خوندی هم واقعیت داشته باشه، دلیل نمیشه که اورک ها و انت ها وجود داشته باشن.

شما اگه دوست دارین که باور کنین دنیای تالکین واقعیت داره، با این اشارات و حدس ها به نتیجه ای نمی رسین. خود تالکین به اندازه ی کافی مدارک مهمتری به جا گذاشته تا به کسانی که دوست دارن فکر کن آردا واقعیه، جواب قابل قبولی بده.

پ.ن : نئاندرتال رو معمولا تو فارسی اینجوری نمی نویسن

من یک سوال دارم:این دورف هایی که تو افسانه ها هستند و شما دارید درباره ی بودن یا نبودنشون تو واقعیت بحث میکنین چه فرقی با این کوتوله هایی که الان وجود دارند و همین الان تو شبکه 3 هستن دارند؟هرچی باشه اوناهم کوتوله هستند.مثلا آیا شما میگید که دورف های توی اساطیر نژادی جدا از انسان هستند ولی این آدم کوتوله ها,انسان هایی ناقص الخلقه؟

من نمیدونم شبکه 3 چیو داره نشون میده! ولی میدونم اگه شما میگین دورف، باید یه تعریفی از دورف داشته باشید. تالکین دورف هاشو یه جور توصیف کرده، نورس ها توی داستان هاشون دورف هاشون یه کم فرق داشتن و... ولی اگه توی جهانی که دور و ور خودتون میبینید میخواید دورف رو به صورت علمی تعریف کنید، اول باید یه جمعیت از این موجودات زنده با تعدادی قابل توجه پیدا کنید که خصوصیات شون (مثل اندام، رفتار، ساختار مولکولی پروتئین ها) در حدی با جانداران خویشاوندشون فرق کنه که بشه توی تبارشناسی این موجودات، اسم یه نژاد جدید روشون گذاشت.

اگه یه "انسان" کوتاه قد باشه، (انسان کوتاه قد ناقص الخلقه نیست) باز هم جزو انسان ها هست و یه نژاد جدید تشکیل نمیده. البته میگم، تعریف "فانتزی" شما از دورف میتونه هر چیزی باشه که توی تخیل شما هست. ولی برای اینکه یخواین یه تعریف علمی داشته باشین و وجود دورف یا هر موجود دیگه ای رو اثبات کنین، باید شواهدی داشته باشین که از علم زیست شناسی پیروی کنه.

ممنون,ولی فکرکنم منظورم یه چیز دیگه بود,منم نمی خوام که وجود دورف های اساطیری رو اثبات کنم فقط میگم ما که آدم کوتوله تو این دنیا داریم.

من منظورم اینه که الان که آدم کوتوله تو دنیای واقعی خودمون داریم(مثل کوتوله ای که تو فیلم سفرهای گالیور بود و یک زنبور هم داشت که واقعا هم کوتوله بود)آیا با دورف هایی که تو داستان ها و همچنین تو ذهن شما هستند فرق دارند؟

اگر ندارند که همینا دورف هستند.اگردارند چه فرقی دارند؟مثلا یک ریش بلند از خصوصیات دورف های اساطیری است که آدم کوتوله ها هم میتونند بلند نگه دارند:دی

دوستان!دوستان!

يه سري انسان واره خيلي كوتاه قد در جزاير مالزي يا اندونزي يا...(نميدونم، مهم نيست، اصلا بگيد جنوب شرق آسيا) عموما در غار زندگي ميكردن كه محققيني كه روشون كار ميكردن جداي نام علمي لاتينشون، از روي خوش ذوقي، بهشون گفتن هابيت.

عزيزان من، اين دليل نميشه كه بيايم بگيم ارك و انت و اينجور موجودات هم وجود داشتن.

به دوستان عزيزي كه سنشون كمتره دوستانه توصيه ميكنم راجع به مبحث تكامل و خصوصا تكامل انسان بيشتر مطالعه كنن.

در ضمن دورف هاي تالكين اقتباسي از دورف هاي اساطير نورس و اسكانديناوي هستن كه علاوه بر خصوصيات زيست شناختي كه دوست خوبمون به نحوي اشاره كرد يك سري ويژگي هاي خاص هم داشتن، نظير مهارتشون در ساختن و شكل دادن. پس اين چيزي كه در جريان ادبيات مشاهده ميشه اصولا يك جريانيه كه ريشش به اساطير برميگرده. حالا اين كه شما بخواي به انسان هاي كوتاه بگي دورف مجازي. كما اين كه كس ديگري ميتونه به افراد كريه المنظر بگه اورك يا مثلا به درخت حياط خونشون بگه چوب ريش...

اين هيچ ارتباطي رو از اون نوع كه در ذهن شماست توجيه نميكنه.

مطالب این تاپیک رو خوندم .راستش باید سعی کنیم مطالبی رو که خیلی به تالکین ربط نداره رو بهش نچسبونیم

خیلی از این چیزهای عجیب و غریب یا نتیجه جهش ژنتیکیه و یا اختلال در رشد

نمونه اش کمبود روی که باعث جلوگیری از رشد و ایجاد صفات ثانویه میشه و ممکنه خیلی ها این اختلال رو دارن یا مثلا دچار نانیسم و کوتولگی شدند رو به هابیت ها نسبت بدیم

به نظرم تالکین بیشتر از اینکه بر شباهت های ظاهری دنیاش با دنیای واقعی بوده به دنبال یه تمثیل بوده

انسانهایی با خصوصیات اخلاقی سارومان،گندالف،آراگورن و ... همیشه وجود داشتند

ولی لزوما هرچی که نتیجه تراوشات ذهنی و مکاشفه درونی نویسنده یک اثر فانتزی بوده لازم نیست که نمودبیرونی و واقعی داشته باشه

نمونه دیگه سفرهای گالیور و اینکه این اثر گرانمایه جاناتان سویفت اشاره ای به بریتانیای اون زمان بوده نه اینکه لی لی پوت ها،یاهوها و ... وجود داشته باشند

واضح است که ممکن است موجودات عجیبی در دنیا زندگی می کنند که هنوز به دست بشر کشف نشده اند،اصلا ممکن است دورف ها یا الف ها وجود داشته باشند.ولی تا وقتی که برای فرضیه ها مدرکی نباشد نمی توان آنها را اثبات شده تعریف کرد.

موجودات عجیبی که در رسانه ها و سایت ها به نمایش گذاشته می شوند یا انیمیشن است یا به گفته ی آقای R-FAARAZON ممکن است جانورانی باشند که جهش ژنتیکی بر اثر صفات اکتسابی یا مواد شیمیایی و رادیو اکتیو کرده باشند.

آقا جان اینا خالی بندیه! یکی قبلا اینو به من نشون داده بود مال یک فیلم مثلا مستنده! بقیه عکسهاش هم اینجاست:

http://www.theorionc...tml/giants.html

مثلا اینها بقایای ترولهاست