انواع طلسم ها

تعداد پست‌ها: 57

تو اين قسمت مي خواستم از شما بخوام هر چي طلسم و جادو مي دونين بنويسيد از طلسم آوداكدورا گرفته تا كريشو و ..... راستي در مورد طلسمي كه مي نويسد كمي تو ضيح دهيد راستي شما دوست داري مثل هري پاتر جوب جادو داشته باشيد يا مثل گاندولف عصاي جادو

سلام

من طلسم ((سکتوم سمپرا)) رو معرفی میکنم که برای اولین بار تو کتاب هری پاتر و شاهزاده دو رگه آورده شد ، این طلسم طلسم مخصوص اسنپ جادوگر و احتمالا از ابداعات خودشه ، روش عملش طوری هستش که گویا با چندین چاقو بدن قربانی رو رشته رشته میبره و جراحت شدیدی به فرد مضروب میرسونه ، در داستان هری پاتر یه بار این رو روی مالفوی امتحان میکنه که اگه اسنپ نبود دراکو میرفت به درک !

تو قسمت هفت هم اسنپ گوش یکی از پسران ویزلی رو با این طلسم زمانی که هری رو داشتن منتقل میکردن میزنه !

من عصای جادو رو ترجیح می دم و بعد از عصا جادو با دست رو دوست دارم.چون این جادو ها از ارتباط شخص با طبیعت نشعت می گیره.یعنی ذات درونی انسان.(مثلا ذات گندولف از اتش بود)نه از مغز چوببا مغز غورباقه هندی و پر قوزمیت و اینجور حرفها.در ضمن به اینکه جادوگر ها جادوگری یاد نمیگیرن.جادوگر زاده میشن هم اعتقاد ندارم.

من عصای جادو رو ترجیح می دم و بعد از عصا جادو با دست رو دوست دارم.چون این جادو ها از ارتباط شخص با طبیعت نشعت می گیره.یعنی ذات درونی انسان.(مثلا ذات گندولف از اتش بود)نه از مغز چوببا مغز غورباقه هندی و پر قوزمیت و اینجور حرفها.در ضمن به اینکه جادوگر ها جادوگری یاد نمیگیرن.جادوگر زاده میشن هم اعتقاد ندارم.

دمت گرم داداش هری پاتری هرف می زنی نکه تو سایت جادو گ ران عضوی چون اونجا از این جور حرف ها می زنن

اما به زار من که گفتم می خوام انسان باشم اما اگر جادوگر بودم دوستاشتم یه چوب جادو داشته باشم که از تنه سوخته ی دو درخت از والینور ساخته شده باشه البته این چوب رو برای راحتی حمل می گم در کل با عصای جادویی بیشتر حال می کنم :-?

من از طلسم ردکتو در کتاب هری پات خیلی خوشم میاد واینکه من نه از عصا خوشم میاد نه از چوب جادو بلکه از همون چوب های نیمه بلندی که پدر دراکو مالفوی داره خوشم میاد :-? :-

درمورد نظرخواهی:

من اول دوست دارم بدون وسيله جادو كنم؛ يعنی با قدرت ذهن. بعدش؛ با حركات بدن، چوب جادو و عصا.

درمورد طلسم‌ها:

خوب؛ توی اين صفحه‌ی ويكی‌پديا، يه سری ورد و طلسم از دنيای هری پاتر هست:

http://fa.wikipedia....%A7%D8%AA%D8%B1

اما فكر نكنم تالكين ورد يا طلسمی ساخته‌باشه. توی دنيای تالكين، جادو با ذهن انجام می‌گيره؛ مثلاً مبارزه‌ی گندالف و سارومان توی اورتانک در فيلم ياران حلقه. البته يه جا هست كه گندالف می‌گه "ملون" و دروازه‌ی موريا باز می‌شه؛ اما اين فقط اون‌جا كاربرد داشته و نمی‌شه "ملون" رو يه ورد مثل "آلاهومورا" (توی هری پاتر) برای بازشدن درها و شكستن قفل‌ها دونست. يه جا هم هست كه سارومان، باد و بوران رو فرامی‌خونه و به طرف ياران حلقه می‌فرسته و اونا هم به همين دليل، از راه موريا كه زير زمينه، می‌رن. البته اون‌جا سارومان وردی نمی‌خونه؛ بلكه فكر كنم فقط از قدرتش برای صحبت‌كردن با اين عنصر طبيعت (هوا) استفاده می‌كنه.

تا حدودی حرف شما درسته. ما به طور مستقیم چیزی تحت عنوان «ورد» مشابه اوراد موجود در داستان های هری پاتر نداریم ولی می دونیم که افسون خواندن مطرح بوده. مثلاً ببینید صفحه ی 643 یاران حلقه، جایی که گندالف میگه: «...ولی قبلاً هیچ وقت این طور به مبارزه دعوت نشده بودم. افسونی که در مقابل افسون می خواند خیلی طاقت فرسا بود. نزدیک بود از پا درم بیاورد. یک لحظه در از اختیار من خارج شد و شروع کرد به باز شدن! باید ورد را به زبان می آوردم...»

ژاراباتلن: گشودن یک در

هالاخومولا: باز هم گشودن یک در

آگانیو افری فری موری: آتش زدن

ایمن دی او سلیفن: بیدار کردن اوسیلیک ( مار)

ویکتو سامپر: طرد کننده ی هیپنوتیزمی

کروسیو: نفرین شکنجه

آواراکدابرا: کشتن

سون سوتیا: خلق یک مار

اکیدوس ریگرن: ترمیم

الیستو دامندو: نجات بخشی

وینگاردیو لویسا: معلق کردن

اکسپترو پاترونام: سپر مدافع

اکپلیارموس: طرد کننده

نورا ویراسکا: کشتن ( نیست کننده)

وال نرا سنترا (سه مرتبه): زندگی مجدد و احیا نموردن

هنوز هم هست باید هری پاتر ببینم تا براتون بنوسم چون رو یادم رفته!

ژاراباتلن: گشودن یک در

هالاخومولا: باز هم گشودن یک در

آگانیو افری فری موری: آتش زدن

ایمن دی او سلیفن: بیدار کردن اوسیلیک ( مار)

ویکتو سامپر: طرد کننده ی هیپنوتیزمی

کروسیو: نفرین شکنجه

آواراکدابرا: کشتن

سون سوتیا: خلق یک مار

اکیدوس ریگرن: ترمیم

الیستو دامندو: نجات بخشی

وینگاردیو لویسا: معلق کردن

اکسپترو پاترونام: سپر مدافع

اکپلیارموس: طرد کننده

نورا ویراسکا: کشتن ( نیست کننده)

وال نرا سنترا (سه مرتبه): زندگی مجدد و احیا نموردن

هنوز هم هست باید هری پاتر ببینم تا براتون بنوسم چون رو یادم رفته!

دوست من منبعت برای این ها کجا بوده؟! اولاً که اشتباه داری در نوشتن خود ورد. مثلاً برای (حاضر کردن؟) از غیب ظاهر کردن مار -مشابه کاری که دریکو ملفوی در کتاب دوم انجام میده ورد صحیح هست سرپن سورشا (Serpensortia) نه سون سوتیا. یا افسون به پرواز درآوردن وینگاردیوم لوی-اوسا ثبت شده یا از همه ی اینها مهم تر "آواراکدابرا" نداریم! آوادا کداورا درستش هست. اگر منبعت فیلم بوده حتماً تلفظ رو با منبع قابل اعتماد دیگه بررسی کن. اضافه بر این، در فیلم خیلی از نکات اساسی کتاب نادیده گرفته شدن و به همین خاطر، از نظر شخص من قابل اتکا نیستن :)

تضاد جان خودت اگه شکل صحیحشون رو می دونی درست کن! آره من همه ی اینها رو از روی فیلم دیدم و نوشتم.

در حال حاضر کتاب ندارم که ورد ها رو جستجو کنم. ممنون!

ببخشید جناب مونت آو سائورون ، واقعا شما اگر در دنیای هری پاتر بودید اینقدر این وردهارو غلط میخوندید که هر آن موجب فاجعه ای میشدید !

آخه آواراکادابرا چیه ؟ آواداکاداورا ! اکپلیارموس هم نه، اکسپلیارموس ! هالاخومولا چی نی ، آمو ولی آلوهومورا درستن ! وینگاردیوم له ویوسا ، اگه کشش های کلماترو رعایت نکنین گاومیشی بر روی سینه جنابعالی مینشیند !

عزت زیاد ! :)

جناب سیه تیغ عزیز! خوب منم می گم که کتاب ها رو نخوندم. من سی دی های هری رو دارم.

اونم اکسپترو نیست اکسپکتو پاترونوم

اگه یک زیرنویس درست حسابی هم داشته باشی همه ی ورد ها رو درست متوجه میشدی

تضاد جان خودت اگه شکل صحیحشون رو می دونی درست کن! آره من همه ی اینها رو از روی فیلم دیدم و نوشتم.

در حال حاضر کتاب ندارم که ورد ها رو جستجو کنم. ممنون!

از اینجا به بعد من دیگه نمی تونم به پست شما دست بزنم :) ولی برای ثبت صحیح مجبور نیستین حتماً کتاب بخرین. سایت های معتبری مثل pottermore یا HP-lexicon می تونن مرجع خوبی برای پیدا کردن تلفظ صحیح و اطلاعات کامل راجع به هر ورد و افسون و طلسم و معجون و الخ باشن ;)

*الوهومورا ( alohomora )افسون برای باز کردن در هایی که قفل هستند

این افسون را هری در سال پنجم تحصیلش برای باز کردن درهای سازمان اسرار به کار برد.

*اپارسیوم(aparecium )بدیدار کردن نوشته های نامرئی

افسونی که پروفسور اسنیپ برای بدیدار کردن نوشته های نقشه ی غارت گر که از هری گرفته بود استفاده کرد.

*آواداکداورا(avada kedavra )یکی از سه افسون نا بخشودنی اصلی برای کشتن افراد.

*کراسیاتوس کارس(cruciatus curse )یکی دیگر از سه افسون نابخشودنی که برای شکنجه دادن فرد به دردناک ترین شکل ممکن به کار می رود.یا*کریشیو

*ایمپریوس کارس(imperius curse)سومین افسون نا بخشودنی برای تحت کنترل گرفتن افراد

*ریداکتور کارس(reductor curse)افسونی نا بخشودنی و شوم برای تکه تکه کردن افراد

افسونی که پیتر پتی گرو با اجرای ان سیریوس بلک را روانه ی آزکابان کرد.

*بابل هد چارم(bubble-head charm)افسونی برای تنفس در زیر آّب(درست کردن یک حباب بر روی سر.

سدریک دیگوری در مرحله ی 2 مسابقه ی سه جادوگر از آن استقاده کرد.

*دلتریوس(deletrius)از این افسون برای شکستن و خرد کردن اجسام استفاده می شود.

هری در سال چهارم تحصیلش بار ها و بار ها در داخل هزار تو از آن استفاده کرد.

*دنساگو(densaugeo)افسونی برای رشد سریع دندان ها

افسونی که یک بار بر روی هرمیون اجرا شد و باعث رشد سریع دندانهایش شد.

*دیفیندو(diffindo)افسونی برای نابود کردن چوب دستی

این افسون بیشتر توسط وزارت سحر و جادو استفاده می شود.

*دیسا پارات(disapparate)این افسون حقیقی نیست و فقظ این امکان را میدهد که با تصمیم گیری شخص خود را نامرئی کند(بیشتر توسط جن های خانگی استفاده میشود)

*دیسندیوم(dissendium)افسون راه مخفی دهکده ی هاگزمید.

*انروات(enervate)افسونی برای هوشیارکردن افراد بی هوش.

*انگور جیو(engorgio)افسون ایجاد تورم در بدن.افسونی که هری بارها بر روی مالفوی اجرا کرد.

*اکسپکتو باترونوم(expecto patronum)افسون ایجاد سپر مدافع برای مقابله با دیوانه ساز های آزکابان.

*اکسپلیارموس(expelliarmus)افسون خلع سلاح.افسونی که لوپین بارها در شیون آوارگان از آن استفاده کرد.

*فرولا(ferula)یکی از مصارف این افسون ترمیم استخوان هاست و دیگری ایجاد یک آتل برای بستن دست و با.

*فیدلیوس(fidelius )افسونی برای راز دار بودن یک شخص.افسونی که اربابان برای راز دار بودن جن های خانگی به کار می برند.

*فورپوینت(four-point )افسون تبدیل چوبدستی به قطب نما.

*فورنان کالاس(furnunculus )افسون ایجاد جوشهای چرکین بر روی پوست.هرمیون این افسون را بر روی فهرست اسامی ارتش دامبلدور اجرا کرده بود.

*ایمپدیمنت جینکس(impediment jinx)این افسون دارای دو کاربرد است1 جلوگیری از خشونت2کند کردن رویش پر پرندگان.افسونی که لوبین در سازمان اسرار بر روی هری اجرا کرد تا بتواند جلوی خشم و ناراحتی او را بگیرد.

*اینسندیو(incendio )افسونی برای آتش درست کردن

*ناکس(nox )افسون خاموش کردن روشنایی نوک چوبدستی.

*جلی لگز جینکس(jelly-legs jinx )افسونی برای به لرزه در اوردن پای حریف.

*لوموس(lumos )افسونی برای روشن کردن نوک چوب دستی.

*موبیلاربوس(mobilarbus)افسون جابجایی اشیاء.جا بجا کردن میزهای سرسرا که چندین بار توسط دامبلدور اجرا شد .

*موبیلیکورپوس(mobilicorpus)افسون جابجایی افرادی که نمی توانند راه بروند.اسنیب در سال سوم برای حمل بدن رون هری وهرمیون استفاده کرد.یا *لوکوموتورترانک

*مرسموردر(morsmordre)افسون ایجاد علامت شوم.

*آبلیویت(obliviate)افسون باک کردن حافظه ی افراد.

*پتریفیکاس توتالوس(petrificus totalus)افسون بستن دست و پا

*بریورانکانتاتو(prior incantato)افسون پدیدار کردن جادوی آخر یک چوبدستی.

*سانروس(sonorus)افسون تقویت صدا.

*کویتوس(quietus)افسون بر گرداندن صدا به حالت عادی.

*ریدوسیو(reducio)افسون کوچک کردن اشیاء.آرتور ویزلی برای جا دادن وسایلش در فورد زیاد از آن استفاده کرد.

*رالاشیو(ralashio )افسونی برای ساختن و فرستادن اختر های مرگ بار به سمت حریف.اعضای محفل به دفعات از آن برای مقابله با مرگ خواران استفاده کردند.

*ریپارو(reparo)افسون تعمیر و ساخت مجدد وسایل.

*ریکتو سمپرا(rictusempra)افسون قلقلک دادن افراد.

*ریدیکولوس(riddickulus)افسونی که لولو خرخره ها(بوگارت ها)را وادار به تغییر شکل میکند

*شیلد چارم(shield charm)افسون تولید هاله ای مجازی در اطراف بدن برای منحرف کردن افسون های حریف.

*استوپفای(stupefy)افسونی برای گیج کردن حریف.

*تارانتالگرا(tarantallegra)افسونی که حریف را به رقص وادار میکند.

*فاینیت اینکانتاتم _ ضد طلسم افسون بالا.

*وینگاردیوم لوی-اوسا(wingardium leviosa)افسونی برای به پرواز در آوردن اجسام.

*لوکوموتورمورتیس _ طلسم پا قفل کن.

*سربنسورتیا _ ایجاد مار توسط مالفوی در دوئل.

* اسکرجیفای _ تمیز کردن.

*ایمپرویوس _ افسون ضد آب.

منبع‌ : jadoogaran.org

با مقداری تصحیح و ویرایش توسط خودم

نفرین های نابخشودنی:

نفرین های نابخوشدنی همون هنر های خبیث هستند یا به عبارتی دیگر جادوی سیاه! این نفرین ها تعداد معدودی هستند که من برای شما نام می برم!

  1. کوزیا آنفه گِوه بو
  2. یوزفنی وانه دوو
  3. نفرین امر مطلق یا همان اینوریو (خیلی از ساحره ها و جادوگر ها مدعی شدن که فقط کار لورد ولدومرت رو با همین نفرین امر مطلق یکسره کردند)
  4. نفرین صلیب کشی یا کروسیو ( نفرین شکنجه)
  5. آواراکاداورا( نفرین مرگبار)

با سلام و درود فراوان

خوب اين جا پر شده از طلسم هاي هري پاتر :دي

منظور من اين بود كه طلسم هاي كلي رو بنويسيد از هر كتابي و يا هر زباني !!

راستي يه سؤال كه مي خوام تمام دوستان در اون شركت كنند :دي

سؤالم اينه :

دوست داريد بيشتر از چه طلسمي استفاده ؟ ( زمان جنگ و يا همون دوئل )

ألبته طلسم ها تون مي تونه از هر كتابي باشه اما فعلا گويا هري پاتر بيشتر طلسم داره پس مي تونيد از طلسم هاي هري پاتر استفاده كنيد !!

راستي يه سؤال كه مي خوام تمام دوستان در اون شركت كنند :دي

سؤالم اينه :

دوست داريد بيشتر از چه طلسمي استفاده ؟ ( زمان جنگ و يا همون دوئل )

طلسم آواراكاداورا (البته اگه اون موقع يادم بياد تلفظ درستش چی بود!)

به اينكه طلسم نابخشودنی و جادوی سياه و هنر خبيث و اين چيزها هستن هم كاری ندارم. من اين طلسم رو ميگم، ببينم كی ميخواد چيكار بكنه!

افسون‌های نابخشودنی (جادوهای نابخشودنی و طلسم‌های نا بخشودنی) از افسون‌ها در سری کتاب های هری پاتره..

در دنیای هری پاتر سه طلسم نابخشودنی وجود داره که استفاده از اونابرای جادوگران خوش نام و درست کار ممنوع شده‌ و در صورت استفاده از اونا جادوگران به حبس ابد در آزکابان زندان جادوگران محکومن.

ایمپریو یا طلسم فرمان: شخصی که مورد اصابت این طلسم قرار می‌گیره بدون اراده از شخصی که این طلسم را روش پیاده کرده از اون اطاعت می‌کنه.

کروشیو یا طلسم شکنجه‌گر ( دلریس ): شخص مورد اصابت این طلسم تا سر حد مرگ درد می‌کشه و شکنجه می‌شه.

آوداکداورا: شخص مورد اصابت این طلسم در جا خواهد مرد و هیچ ضد طلسمی براش وجود نداره تا اونو دفع کنه. تنها کسی که از این طلسم جان سالم به در برده هری پاتره و زخم آذرخش شکل روی پیشونیش هم از همین رو به وجود اومده...

با نوشتن اینهمه ورد و طلسم الان سایت که هیچی , لپ تاپ هاتون میترکه.!!!

در کل از این مطالب خوشم اومد.من هم شما دوستان رو ارجاع میدم به کتابای "پاؤلو کویلیو" ی عزیزم. که از جادوی ذهن استفاده میکنه.و اگه استعدادشو داشته باشین و نیروی جادوگری تونو قوی کرده باشین حتما جواب میگیرین. من که زیاد روی این قضیه کار کردم شما رو از این بابت اطمینان میدم.

سلام

من طلسم ((سکتوم سمپرا)) رو معرفی میکنم که برای اولین بار تو کتاب هری پاتر و شاهزاده دو رگه آورده شد ، این طلسم طلسم مخصوص اسنپ جادوگر و احتمالا از ابداعات خودشه ، روش عملش طوری هستش که گویا با چندین چاقو بدن قربانی رو رشته رشته میبره و جراحت شدیدی به فرد مضروب میرسونه ، در داستان هری پاتر یه بار این رو روی مالفوی امتحان میکنه که اگه اسنپ نبود دراکو میرفت به درک !

تو قسمت هفت هم اسنپ گوش یکی از پسران ویزلی رو با این طلسم زمانی که هری رو داشتن منتقل میکردن میزنه !

به ارون سکتوم سمپرا معرکه هستش حرف نداره !

اما یه چیزی : اسنیپ نمی خواست تو قسمت هفت زمنی که هری رو رو جبه جا می کردند جورج رو هدف قرار بده می واست یکی ز مرگ خوار ه رو بزنه که یهو جاخالی داد و خور به جورج بی چاره و اگه خوش بود می تونست جورج رو دو کنه که نبودش :دی

به شیرین : دیوانه بمایند اما عاقلانه رفتار کنید و خطر متفاوت بودن رو بیاموزید و ... :دی

من تنها جادویی که از گندالف تو کتاب دیدم کشتن چند تا گابلین بود(تو هابیت).همین!!!!یه مایا انقد بیکار.گندالف حتی برای سرگرمی هم جادو نمیکنه.

من تنها جادویی که از گندالف تو کتاب دیدم کشتن چند تا گابلین بود(تو هابیت).همین!!!!یه مایا انقد بیکار.گندالف حتی برای سرگرمی هم جادو نمیکنه.

پس معلومه كه كتاب های لوتر رو نخوندی.

گندالف جاهای زيادی از جادو استفاده ميكنه. برای مثال تا جايی كه من در ياران حلقه خوندم: آتيش بازی در جشن تولد بيلبو، سوزوندن چوب ها و هيزم ها و روشن كردن آتيش، بسته نگه داشتن در، روشن كردن سر عصاش، شكستن پل با جرقه و... .

بيشتر جادوهاش در زمينه آتيش بازيه، چون حامل حلقه ناريا بوده.

همينطور فكر ميكنم توی دوبرج هم با جادو صورتش رو نورانی ميكنه. (توی كتاب هم بايد باشه.)

اینارو که یه هابیت که اصلا قدرت جادویی ندشته باشه هم میتونه انجام بده.به جز اینکه صورتش روشن میشه(که مشکوک به تقلید از ید بیضا حضرت موسی(علیه اسلام) است) کارای دیگه رو میشه علمی انجام داد و فکر نکنم جادو باشه.به اینکه حافظه ی گندالف عین هارد کوانتومی و هیچی انگار یادش نمیره شکی نیست ولی خوب نمیشه یه جادو ی باحال انحام بده.مثلا یک موج از آتش رو برسته سمت دشمن.آخه جادگر انقد بی بخار؟واقعا چرا؟

به ارون سکتوم سمپرا معرکه هستش حرف نداره !

اما یه چیزی : اسنیپ نمی خواست تو قسمت هفت زمنی که هری رو رو جبه جا می کردند جورج رو هدف قرار بده می واست یکی ز مرگ خوار ه رو بزنه که یهو جاخالی داد و خور به جورج بی چاره و اگه خوش بود می تونست جورج رو دو کنه که نبودش :دی

به شیرین : دیوانه بمایند اما عاقلانه رفتار کنید و خطر متفاوت بودن رو بیاموزید و ... :دی

ببخشید منظورتون اینه که انجام دادن جادو و باور کردنش دیوانگیه؟؟؟

اینارو که یه هابیت که اصلا قدرت جادویی ندشته باشه هم میتونه انجام بده.به جز اینکه صورتش روشن میشه(که مشکوک به تقلید از ید بیضا حضرت موسی(علیه اسلام) است) کارای دیگه رو میشه علمی انجام داد و فکر نکنم جادو باشه.به اینکه حافظه ی گندالف عین هارد کوانتومی و هیچی انگار یادش نمیره شکی نیست ولی خوب نمیشه یه جادو ی باحال انحام بده.مثلا یک موج از آتش رو برسته سمت دشمن.آخه جادگر انقد بی بخار؟واقعا چرا؟

من هابيت رو نخوندم، ولی ياران حلقه رو خوندم و به نظرم خيلی هم به اندازه از جادو استفاده ميكرد.

اولاً كه وقتی با ياران حلقه همراه بود (قبل از سقوطش در موريا) نميخواست زياد جادو كنه؛ چون دشمن مكانشون رو می فهميد و اونا هم ميخواستن در خفا مأموريت رو انجام بدن. حتی همونقدر هم كه از جادو برای روشن كردن هيزم استفاده ميكنه، غرولندكنان ميگه:

«اگر كسی باشد كه ببيند، دست كم من يكی از چشمانش پنهان نيستم. نوشته ام گندالف اينجاست با نشانه هايی از ريوندل تا مصب آندوين می توانند آن را بخوانند.»

همينطور نيروش رو برای جاهای خطرناک تر نگه ميداشت؛ چرا كه استفاده از جادو باعث ميشد نيرو و زمان زيادی از دست بده:

«هيچ فكری به ذهنم نرسيد جز اينكه سعی كنم افسونی برای بستن در به آن بخوانم. از اين افسون ها زياد ميدانم؛ ولی كارهايی مثل اين واقعاً زمان زيادی می برد، و حتی اگر در را با افسون هم بسته باشی ميتوان آن را با زور شكست. ... سپس چيزی وارد اتاق شد آن را از اين طرف در احساس كردم و اورک ها خودشان ترسيده بودند و ساكت شدند. حلقه آهنی را به دست گرفت و متوجه من و افسون من شد. ... افسونی كه درمقابل افسون من ميخواند خيلی طاقت فرسا بود. ... بايد ورد را به زبان می آوردم.»

دوماً كی گفته كه جادوهای گندالف رو هابيت ها هم می تونن انجام بدن؟ شايد هابيت ها بتونن نتايج جادوهای گندالف رو با روش های ساده بوجود بيارن؛ ولی اين دليل نميشه كه گندالف از روش های علمی استفاده كنه، نه جادو! مثلاً هابيت ها ميتونن فشفشه هوا كنن يا در رو با زور بازو ببندن يا با فندک چوب آتيش بزنن و يا با ضربه گرز و ماشين چمن زنی و پريدن يه ترول پل رو بشكنن يا با شمع در شب اطرافشون رو روشن كنن؛ اما گندالف با جادو اين كارها رو ميكنه! يعنی با جادو در رو بسته نگه ميداره و با جادو آتيش بازی ميكنه و با جادو چوب رو آتيش می زنه و با جادو پل رو ميشكنه و با جادو اطراف رو در تاريكی روشن ميكنه! مثلاً:

هيزمی را برداشت و آن را بالا نگهداشت و افسونی بر آن خواند، نائور ان ادريت آمن! و انتهای چوبدستی اش را به ميان آن فرو كرد. به يک باره فواره ای بزرگ از شعله سبز و آبی بيرون جست و چوب گر گرفت و زبانه كشيد.

فرياد زد: «نائور ان ادريات آمن! نائور دان ای ناگوروت!»

صدای غرش و شكستن چيزی شنيده شد، و درخت بالای سرش سر تا پا غرق آتشی كوركننده شد.

وقتی ساحر پيشاپيش از پله های بزرگ بالا رفت، چوبدستش را بالا گرفت و از سر آن پرتويی ضعيف تابيدن گرفت.

در آن هنگام گندالف چوبدستش را بالا آورد و فريادی بلند كشيد و ضربه ای به پل پيش پايش زد. چوبدست خرد شد و از دستش افتاد. پهنه ای از شعله سفيد كوركننده بيرون جست. پل ترک برداشت.

سوماً خود گندالف اعتراف ميكنه كه برای انجام دادن بعضی از جادوها به يه وسيله كمكی يا وسيله واسطه نياز داره. مثلاً وقتی لگولاس بهش ميگه با جادو برف ها رو آب كنه، جواب ميده:

«ولی بايد چيزی باشد كه من با آن كاری بكنم. برف را كه نميتوانم بسوزانم.»

من می خواستم بدونم چرا گاندولف نیاز داشت از بعضی از ورد ها استفاده کند مگر او خود یک جادوگر بزرگ نبود؟.....

یکی از انتقادهایی که به نارنیای سی. اس. لوییس وارد شده بی ربط به سؤال شما نیست. لوییس همه ی موجودات افسانه ای رو وارد نارنیا میکنه و هر لحظه برای حل مسأله اش یک چیز جدید از توبره بیرون می کشه. منطق قابل دنبال کردن در نوشته ی او کمرنگه در حالی که دوستش که پروفسور ما باشه دقیقاً در نقطه ی مقابل قرار می گیره. منطق و قانونی که برای دنیای خیالی اش فرض کرده به ندرت تغییر میکنه و گندالف هم از این قاعده مستثنا نیست :D

آیا کسی کتابی سراغ دار که داخلش چند تا جادوی سیاه پیدابشه.................؟

من تنها جادویی که از گندالف تو کتاب دیدم کشتن چند تا گابلین بود(تو هابیت).همین!!!!یه مایا انقد بیکار.گندالف حتی برای سرگرمی هم جادو نمیکنه.

البته جادو به طور عمده وجود نداره و این ها قدرت یه مایاست . از اون طرف هم درسته که به ایستاری گفته شد مستقیما با سائورون مبارزه نکنن ( از قدرتشون استفاده نکنن ) ، یا برای این که مردم شک نکنن و باهاشون ارتباط برقرار کنن به صورت پیرمرد اومدن ، ولی بالاخره باید یه کارای عجیب و به اصطلاح جادو می کردن تا عموم اونا رو جادوگر صدا می کردن .

اینارو که یه هابیت که اصلا قدرت جادویی ندشته باشه هم میتونه انجام بده.به جز اینکه صورتش روشن میشه(که مشکوک به تقلید از ید بیضا حضرت موسی(علیه اسلام) است) کارای دیگه رو میشه علمی انجام داد و فکر نکنم جادو باشه.به اینکه حافظه ی گندالف عین هارد کوانتومی و هیچی انگار یادش نمیره شکی نیست ولی خوب نمیشه یه جادو ی باحال انحام بده.مثلا یک موج از آتش رو برسته سمت دشمن.آخه جادگر انقد بی بخار؟واقعا چرا؟

جانم ؟! دست نورانی حضرت موسی چه ربطی داره ؟ این چیزی هم که می گید اشتباهه و گندالف در اون موقع یه نقاب رو صورتش بود . این کارایی رو هم که تو می خوای رو یه بالروگ هم نمی تونه انجام بده ، چه برسه به گندالف :دی

من قدرت ذهن رو به طلسم و ورد ترجیح میدم

به نظرم کارساز تره (البته اجرا کردنش هم خیلی باحال تره !!! مخصوصا وقتی دست رو میبری جلو :D)

کسی سریال مرلین رو دیده ؟ به زبان مذهب قدیمی ورد میخونه

من تنها جادویی که از گندالف تو کتاب دیدم کشتن چند تا گابلین بود(تو هابیت).همین!!!!یه مایا انقد بیکار.گندالف حتی برای سرگرمی هم جادو نمیکنه.

غیر از این که گندالف کلی تو کتاب جادو کرد , میشه گفت خرد و دانشش مهم تر از آتشیه که درست میکنه

با اون آتش ممکنه صد ها نفر رو بسوزونه , ولی با خردش سرنوشت سرزمین میانه رو عوض کرد

آیا کسی کتابی سراغ دار که داخلش چند تا جادوی سیاه پیدابشه.................؟

والا من تو هر کتابی که دیدم جادو وجود داشته , جادوی سیاه هم بوده

اکثر فانتزی ها هم جادو درشون به کار رفته

الان هم کتاب تولد یک قهرمان دیوید گمل رو یادمه که یه سری تازی جهنمی رو یه جادوگر با جادوی سیاه فرا میخونه

طلسم آواراكاداورا (البته اگه اون موقع يادم بياد تلفظ درستش چی بود!)

به اينكه طلسم نابخشودنی و جادوی سياه و هنر خبيث و اين چيزها هستن هم كاری ندارم. من اين طلسم رو ميگم، ببينم كی ميخواد چيكار بكنه!

اون موقع اگه من جای حریفت بودم یک شیلد چارم میزدم طلسمت منحرف شه بعد یک اکسپلیار موس میزدم چوب دستیتو بگیرم بعد تارانتالگرا میزدم یکم برقصی دور همی بهت بخندیم بعد آبلیویت میزدم هرچی طلسم یادگرفتی از سرت بره

بعد هیچی دیگه طلسم قفل پا روت میزدم و بعد با مشت و لگد حالتو جا میاوردم شایدم از کروشیو استفاده کردم که دیگه توی دوئل اولین طلسمت اواداکادورا نباشه

همیچین آدم حرفگی هستم من

من تنها جادویی که از گندالف تو کتاب دیدم کشتن چند تا گابلین بود(تو هابیت).همین!!!!یه مایا انقد بیکار.گندالف حتی برای سرگرمی هم جادو نمیکنه.

کجا گاندولف جادو نمکینه بعد از جنگ هلمزدیپ که گاندولف ولگولاس و... میرن به ایزنگارد اونجایی که گاندولف عصای سارومان با اشاره خرد میکنه چی بود پس؟!!!!

توی جنگ آخر جای دروازه های سیاه اگه تو فیلمش دیده باشی اونجا که آراگورن میگه برای فرودو و با ارتشش حمله میکنه به دروازه ها گاندولف از همه سربعتر میدوه خوب این لامصب اگه جادو نیست پس چیه یک پیرمرد چطور میتونه اینقدر تند بدوه :ymapplause: D:

یکی از انتقادهایی که به نارنیای سی. اس. لوییس وارد شده بی ربط به سؤال شما نیست. لوییس همه ی موجودات افسانه ای رو وارد نارنیا میکنه و هر لحظه برای حل مسأله اش یک چیز جدید از توبره بیرون می کشه. منطق قابل دنبال کردن در نوشته ی او کمرنگه در حالی که دوستش که پروفسور ما باشه دقیقاً در نقطه ی مقابل قرار می گیره. منطق و قانونی که برای دنیای خیالی اش فرض کرده به ندرت تغییر میکنه و گندالف هم از این قاعده مستثنا نیست :P

چشمم روشن چشمم روشن :D

از کی تا به حال تو این فروم کسی جرات کرده به لوییس چیزی بگه اون هم یه دوست !! :D

اما شاید دلیل این که لوییس داره این قدر موجود و کارکتر وارد سرزمینش می کنه این باشه که می خواد داستنش حال و فضای واقعا فانتزی وار پیدا کنه و خواننده ی خودش رو ببره به اون زمان های کودکیش که داستان هایی رو تو ذهنش برا خودش می ساخته و هی اون ها رو عوض می کرده و ... { امیدوارم منظورم رو رسونده باشم }

نمونه ی بارز این عمل رو می تونیم تو شروع داستاناش ببینیم اون جایی که قبل از ساخت نارنیا توسط اصلان اون پسره می ره تو یه جنگلی که گودال هایی داشته و هر گودال مربوط می شده به سرزمین دیگه ای !

فکرش رو بکن شاید یکی از اون گودال ها متصل می شد به سرزمین میانه و شاید همین گودال های جهان های موازی باشن برای ربط دادن بین دنیاها { می بینی چه جوری نویسنده افکار خواننده رو درگیر می کنه }

آیا کسی کتابی سراغ دار که داخلش چند تا جادوی سیاه پیدابشه.................؟

:D

چیه می خوای کسی رو جادو کنی :D

هستند در این ربطه اما خب من طرفش نرفتم :D

آیا کسی کتابی سراغ دار که داخلش چند تا جادوی سیاه پیدابشه.................؟

کتاب که در مورد جادو فراوانه: کتاب چهارم کرنلیوس آگریپا. یا کتاب گریمویر وروم grimoire verum و مهمترینش فک کنم کلید صغیر سلیمان the lesser key of solomon باشه. و کتاب جادوی آیینی ceremonial magic ادوارد وایت. و یک کتاب هم در مورد جادوی سپید میشناسم که سه گانه ی جادوی مقدس آبراملینه sacred magic of abramelin و کلی کتابهای دیگه. همشون هم در دسترس هستن البته با زبان اصلی.

ولی طرف این کتابا کسی نره بهتره! وقت تلف کردنه

در ضمن فکر نمیکنم گاندالف جادوگر باشه! ایستاری با جادوگر یکم فرق میکنه. حداقل من جادوگران رو انسانهای فانی و عادی و نوزاد به دنیا اومده! فرض میکنم که قدرتهایی رو پیدا میکنن. اما ایستاری دیگه وضعشون معلومه انسان فانی و عادی نیستن نوزاد هم نبودن. بودن؟؟! گاندالف کوچولو؟؟!!

در مورد طلسم هم به نظرم یکی از ابزارهای خوبه اما سطح پایین. جادوی ذهنی جذاب تره و حداقل شبهه ی شعبده بازی ایجاد نمیشه!

در ضمن فکر نمیکنم گاندالف جادوگر باشه! ایستاری با جادوگر یکم فرق میکنه. حداقل من جادوگران رو انسانهای فانی و عادی و نوزاد به دنیا اومده! فرض میکنم که قدرتهایی رو پیدا میکنن. اما ایستاری دیگه وضعشون معلومه انسان فانی و عادی نیستن نوزاد هم نبودن. بودن؟؟! گاندالف کوچولو؟؟!!

دستتون درد نکنه، از زندگی ناامید شدم با همین یه جمله شما! :?

شما بر چه اساسی جادوگر رو انسان فانی و عادی و نوزاد به دنیا اومده فرض می کنید؟ جادوگر در نظر من و از لحاظ ترجمه لغوی یعنی کسی که جادو میکنه، فقط در همین حد، چه از اول جادو کردن رو بلد باشه و چه یاد گرفته باشه، چه انسان باشه و چه نباشه، چه نوزاد بدنیا اومده باشه و چه اصلا به دنیا نیومده باشه.

در کتاب معادل ایستاری دقیقا کلمه Wizard گرفته شده.


the Istari, whom Men called the Wizards

و Wizard هم یعنی جادوگر و کسی که جادو میکنه، از نظر عملکرد هم ایستاری دقیقا معادل جادوگر بودن.

برای دوئل کانفرینگو را دوست دارم طلسم انفجار

راحت و بی درد سر نابخشودنی هم که نیست فقط یه کم کثیف کاری داره...

دستتون درد نکنه، از زندگی ناامید شدم با همین یه جمله شما! :?

شما بر چه اساسی جادوگر رو انسان فانی و عادی و نوزاد به دنیا اومده فرض می کنید؟ جادوگر در نظر من و از لحاظ ترجمه لغوی یعنی کسی که جادو میکنه، فقط در همین حد، چه از اول جادو کردن رو بلد باشه و چه یاد گرفته باشه، چه انسان باشه و چه نباشه، چه نوزاد بدنیا اومده باشه و چه اصلا به دنیا نیومده باشه.

در کتاب معادل ایستاری دقیقا کلمه Wizard گرفته شده.

و Wizard هم یعنی جادوگر و کسی که جادو میکنه، از نظر عملکرد هم ایستاری دقیقا معادل جادوگر بودن.

با تشکر از گندالف سپید باید بگم دلیلی برای ناامیدی وجود نداره! :?

خب دو بحث مطرح میشه:

1.خارج از آردا: wizard از wise میاد http://www.etymonline.com/index.php?term=wizard و اصلا ربطی به جادو نداره. ربطش اونجا آغاز میشه که به مرلین این لقب رو میدن. مرلین زاده شده بود و البته فانی (بعضی ها میگن فانی نبوده؟! http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_people_claimed_to_be_immortal_in_myth_and_legend) پس تا اینجا فرق wizard با بقیه کلماتی که در فارسی جادوگر یا ساحر معنا میشن در خردی است که در معنا و مفهوم این کلمه مستتر شده.

2.داخل آردا: ایستاری یعنی wise ones (اگه اشتباه میکنم تذکر بدین لطفا). دقیقا همون معنایی که مردم برتانیا قدیم برای wizard قائل بودند.

من هابیت رو نخوندم اما در فیلم، سارومان برای necromancer از دو عبارت استفاده میکنه: conjurer و mortal man. جدای از این اینکه سارومان هویت واقعی اون رو میدونست یا نه؛ اما کاربرد این کلمات یعنی باید فرقی میان (wizard (istari با بقیه انواع جادوگر (اعم از magician/conjurer/witch/sorcerer/ و غیره) باشه. در ادامه خود سارومان به ما نکته رو میگه: mortal man

انسان فانی که طبیعتا زاده شده هم هست میتونه یک conjurer باشه اما نمیتونه (wizards (istari باشه! چون اینها یهو در هیبت انسانهای پیر ظهور کردن (انسان نیستند-زاده نشدن-فانی هم نیستند http://en.wikipedia.org/wiki/Wizard_(Middle-earth) )

بر این اساس من بین ایستاری و جادوگر تفاوت قائل میشم.

اما ایرادی که شما وارد کردید: نکته اینه که ما هریک از این کلمات رو میتونیم به فارسی "جادوگر" معنا کنیم که این باعث از بین رفتن تفاوت در کاربرد و مفهوم مستتر و بار معنایی اونها میشه.

شاید هم من در اشتباهم! :?

من پتریفیکوس توتالوس را دوست دارم نه کسی میمیره نه طلسم نا بخشودنی نیست

من نمیدونم چرا تو داستان وزین هری پاترآدم بدا همیشه طلسم ممنوع میزنن اما جناب هری حتی وقتی جلوی جناب ولدومورت هم وای میسته به اکسپلیارموس قناعت میکنه وموفق هم میشه!واقعا چه جالب

من نمیدونم چرا تو داستان وزین هری پاترآدم بدا همیشه طلسم ممنوع میزنن اما جناب هری حتی وقتی جلوی جناب ولدومورت هم وای میسته به اکسپلیارموس قناعت میکنه وموفق هم میشه!واقعا چه جالب

واقعا به نظرم ضعف داستان بود تا حدودی

زمانی که تو کتاب هفت سازمان سقوط می کنه معنایی نداره که دیگه از طلسم ممنوعه استفاده نکنی

البته کتاب هفت و اونجایی که هری تو هاکوارتس و تو برج رینکلاو و یهو از طلسم کریشو استفاده می کنه واقعا جالب بود

و بعد از اون اسنیپ جلوش سبز می شه ای کاش هری با اسنیپ دوئل می کرد نه مگ گوناگال

ولی هیچی به پای جایی نمیرسید که بلتریکس لسترنج جانی در نهایت به دست کارشناس خانه داری جادویی خانم ویزلی نابود شد:دی(خدایا آخه چرا)

ولی هیچی به پای جایی نمیرسید که بلتریکس لسترنج جانی در نهایت به دست کارشناس خانه داری جادویی خانم ویزلی نابود شد:دی(خدایا آخه چرا)

مزخرف ترین قسمت داستان همین جا بود :?

به نظرم باید این قسمت اسنیپ از دست ولدرمورت در می رفت و اون به جای مولی با بلاتریکس می جنگید اون وقت عجب دوئلی می شد

البته نا گفته نماد دوئل هم زمان ولدرمورت با سه نفر هم خیلی جالب بود

نمی خوام از بحث نمایه منحرف شم اما به نظرم رولینگ به بعضی از عناصر داستان به اندازه کافی توجه نکرده و بهشون نپرداخته.نمونش همین سه جسم یادگاران مرگ.ایده ی در خشانیه اما قشنگ تابلوه که خانم رولینگ فقط واردشون کرده که جلد آخر رنگ ولعاب بهتری بگیره و اسمش یه خورده با مثما بشه!درباره شخصیت اسنیپ کاملا باهات موافقم.اسنیپ با اون شخصیت پردازی درخشانش در نهایت مرگی بدون هیچ نکته دراماتیکی داشت.فکر می کنم همه ی اشتباهات قسمت های قبل قابل چشم پوشیه اما پایان بندی داستان...

نمی خوام از بحث نمایه منحرف شم اما به نظرم رولینگ به بعضی از عناصر داستان به اندازه کافی توجه نکرده و بهشون نپرداخته.نمونش همین سه جسم یادگاران مرگ.ایده ی در خشانیه اما قشنگ تابلوه که خانم رولینگ فقط واردشون کرده که جلد آخر رنگ ولعاب بهتری بگیره و اسمش یه خورده با مثما بشه!درباره شخصیت اسنیپ کاملا باهات موافقم.اسنیپ با اون شخصیت پردازی درخشانش در نهایت مرگی بدون هیچ نکته دراماتیکی داشت.فکر می کنم همه ی اشتباهات قسمت های قبل قابل چشم پوشیه اما پایان بندی داستان...

خب الان اگه یه ذره بیش تر پیش بریم مطمئنا از بحث اصلی منحرف می شیم و رو میاریم به پست ها تک خطی که همون اسپم محسوب می شه :دی

اگه می خوای در مورد قدیسان صحبت کنی این تاپیکشه : https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=989&st=0

و اگه می خوای در مورد داستان های رولینگ صحبت کنی اینجا باید بیای : https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=1128&st=0

اما فعلا جوابت رو همین جا می دم

موضوع قدیسان واقعا عالی و در حد شاهکار بود ولی حیف که رولینگ بهش بها نداد و می تونست حتی خیلی بهتر انجام بده که نداد :?

در واقع این موضوع که ولدرمورت در جستجوی هورکورکس ها بود و به قدیسان بها ندا و در مقابل دامبلدور به جستجوی قدیسان و هورکورکس ها بها نداد نقطه ی مشترکی بین این دو بود که هر دو به فکر جادودانه شدن بودند و به نظرم که خیلی جالب بود

به نظرم رولینگ می تونست گریندل وال رو هم قاطی این ماجرا کنه و یه جنگی تو درمشترانگ راه بندازه که جالب می شه

نه این که با اون پیش گویی های مزخرف و بالاخره هری که به جرات می تونم بگم هیچی بلد نبود و فقط شانس داشت برنده بشه

در مورد اسنیپ به نظرم رولینگ بهترین شخصیت پردازی ممکن رو اسنیپ انجام داد واقعا عالی بود و بعد از اون گروه پهار نفری پدر هری که واقعا عالی بودن :دی

البته کتاب هفت و اونجایی که هری تو هاکوارتس و تو برج رینکلاو و یهو از طلسم کریشو استفاده می کنه واقعا جالب بود

در اون زمان بچه غیرتی شد

کرو شانس آورد طرف پرفسور مگ گوناگال بود نه جینی اگه نه آواداکداورا حتمی بود!

بله خوبی هری غیرتی بودنش بود ولی به نظر من دست می انداخت گردنش خفه اش می کرد ولی خوب سکتوم سمپرا هم جواب می داد

من اواداکداورای بلاتریکس موقع کشتن سیریوس و روش سیریوس برای استوپفای زدن به لوسیوس رو دوست داشتم

کی می تونه بگه میمبلوس ممبلتونیا یعنی چه؟

کی می تونه بگه میمبلوس ممبلتونیا یعنی چه؟

بیست سواله بذاریم؟

مربوط به آرداست؟!

تو جیب جا میشه؟!!

...؟

نه نه نه

ورد محبوب من "پتریفیکوس توتالوس"ه...که همه ی اعضای بدن قفل میشه..آخه تا حالا هرچی تو دوئل پاترمور امتیاز آوردم با همین ورد بوده :دی

عصای جادویی و دوست دارم ولی یکم دست و پاگیره..همون چوبدستی خودم و ترجیح می دم..26 سانتی..پر ققنوس...شاخه درخت سیب..هرچند که منم ترجیح می دم از شاخه درخت نیملوت یه چوبدستی داشته باشم با همون پر ققنوس :) :دی

کی می تونه بگه میمبلوس ممبلتونیا یعنی چه؟

معنی شو نمی دونم حقیقت...ولی یادمه اسم یه گیاه بود که نویل سال پنجم با خودش داشت و گند زد به سر و روی همه شون و اعصاب هری رو بهم ریخت..چون چو همون لحظه اومد تو کوپه..:دییی

من نمیدونم چرا تو داستان وزین هری پاترآدم بدا همیشه طلسم ممنوع میزنن اما جناب هری حتی وقتی جلوی جناب ولدومورت هم وای میسته به اکسپلیارموس قناعت میکنه وموفق هم میشه!واقعا چه جالب

به نظر منم خیلی مسخرس فک کنم رولینگ می خواد بگه هری خیلی ادم خوبیه و حتی با اینکه ممکنه بمیره هم دوست نداره کسی رو به طور مستقیم با چوبدستیش بکشه ودوست داره طرف یه جور دیگه مثلا با بازتاب طلسمش خودش بمیره که اتفاقا همین اتفاق هم می افته و هری بدون اینکه قاتل یشه بزرگ ترین جادوگر قرنو نابود میکنه :| :| من که خودم طلسم سکتوم سمپرا رو انتخاب میکردم چون مال اسنیپ جونه

خب ؛ من با جادوی ذهن راحت ترم مثل روشن بینی و نفوذ به فکر . البته با ذهن کارهای فیزیکی هم میشه کرد . در کل چوب و عصا به نظرم چیزهای اضافی هستن

یکی از وردهایی که خیلی باهاش حال میکنم "بریسینگر" هست که موج انفجاری تولید میکنه . برای نبرد و مبارزه چیز خیلی خوبیه .

اینایی که گفتم ربطی به هری پاتر و طلسمش نداشت . از داستانهای وراثت بود!

هیچ کدوم اینا که جادوگر نبودن که. هری پاتر که یه بچه لوس بیشتر نبود و گاندالف هم که اونطور که یه جادوگر میبایست عمل نمیکرد توی فیلمهای مختلف یه سری جادوگرا واقعا کارشون بد نیست مثل مرلین و یا فیلم جدید پسر هفتم شخصیت هایی که قدرتشون بیشتره مثل Mother Malkin و Radu و اما درکل پشتشون به اندازه گاندالف گرم نیست. جادوگر اسمش رو خودشه قدرت تخریبش باید بیشتر باشه خیر سرشون بهشون میگن چادوگر.

من نمیدونم چرا تو داستان وزین هری پاترآدم بدا همیشه طلسم ممنوع میزنن اما جناب هری حتی وقتی جلوی جناب ولدومورت هم وای میسته به اکسپلیارموس قناعت میکنه وموفق هم میشه!واقعا چه جالب

از ترس اینکه تام یه وقت کمونش نکنه به خودش بخوره هههههههههه

کی می تونه بگه میمبلوس ممبلتونیا یعنی چه؟

تاجایی که یادمه کاکتوس عجیب و خاص نویل لانگباتوم بود

جادو جادوه دیگه فرقی نداره وسیله اش چی باشه من یه چوب دستی داشتم که موقع خطر تبدیل میشدبه عصای مارنشان نمیدونم چطوری دست خودم نبود ولی بون اون هم میتونم جادوکم

سخت ترین وردی که تابه حال اجراش کردم (ساپ تو اچرا) هستش که مکملش یه فن مبارزه به اسم برش ظریفه باهاش میتونی هرچندتا کالبد کاربردی وفیزیکی که میخوای بسازی. ازمعادل ورد آواداکداوارا هم که میشه مور نوروما

استفاده کردم کاربردش خوبه از وردهای مخصوص مبارزه هم ناکتاریاکا رو دوست دارم که حریف رو چند صدمتر شوت میکنه ورد پالستاتارنتا هم واسه زندانی کردن حریف خوبه

از ترس اینکه تام یه وقت کمونش نکنه به خودش بخوره هههههههههه

تاجایی که یادمه کاکتوس عجیب و خاص نویل لانگباتوم بود

جادو جادوه دیگه فرقی نداره وسیله اش چی باشه من یه چوب دستی داشتم که موقع خطر تبدیل میشدبه عصای مارنشان نمیدونم چطوری دست خودم نبود ولی بون اون هم میتونم جادوکم

سخت ترین وردی که تابه حال اجراش کردم (ساپ تو اچرا) هستش که مکملش یه فن مبارزه به اسم برش ظریفه باهاش میتونی هرچندتا کالبد کاربردی وفیزیکی که میخوای بسازی. ازمعادل ورد آواداکداوارا هم که میشه مور نوروما

استفاده کردم کاربردش خوبه از وردهای مخصوص مبارزه هم ناکتاریاکا رو دوست دارم که حریف رو چند صدمتر شوت میکنه ورد پالستاتارنتا هم واسه زندانی کردن حریف خوبه

من اینودوست دارم اما با مال شما فرق داره این رو الف ها استفاده میکنن Aa i sul nora lannelle اسپل تله پورته @};-

من فکر کردم قراره اینجا اسپل ای واقعی بذارید و خب اولش یکم ترسیدم ! اوراد و اذکار نقل و نبات نیستن که همینجور اینور اونور پخش کنیم . خطرناکن ، واقعا خطرناکن. علی الخصوص اگه یه غیر جادوگر یا یه فرد غیر ربانی به کار ببره. جادو که بالذات دست بردن در طبیعت اشیاء و بعضا یعلل کردن ذاتیات شئ و تغیر ذاتشه که خیلی کار کثیف و شومیه. مگر برای مقابله با جادو.

اما علوم خفیه و امثالهم اگر با شرایطش استفاده بشن ، مثل علم اسماء و علم اذکار و علم جفر و ... در حد کفایت خوب هستن .

.

.

.

.

حالا بریم سر وردهای الکی خودمون ! بین وردهایی که توی کل هری پاتر دیدم ، له وی کورپوس خیلی مهیجه! وردهای ممنوعه هم طبعا دوست دارم ، له جی لی منس و هومونوم ریولیو و ابلیوی ات هم خب ، به کارم زیاد میان! به خاطر نوع کارمه.

در مورد هری پاتر...ریپارو و کریشیو و اکسپکتو پاترونوم را یادمه.اولی برای جمع کردن شکستنی ها.دومی طلسم شکنجه ست و سومی طلسم محافظه

در ضمن خیلی دوس دارم با چوب جادو کار کنم.

در مورد طلسم های واقعی دعای قوی حرز ابی دجانه رو که برای دفع شر اجنه ست بیشتر شنیدم