در این تاپیک می خوام در مورد اسطوره به طور عمومی صحبت کنم. تعریف اسطوره, انواع اساطیر, نظریه هایی که برای تحلیل اسطوره ها هست, تفاوتهای افسانه, اسطوره, تراژدی و ... بیشتر سعی می کنم تمرکزم روی اسطوره به عنوان یک نوع ادبی باشه و البته هر جا سوادم اجازه می داد تعاریف و موضوعات رو با کارهای تالکین انطباق میدم.
امیدوارم بتونم تاپیک رو ادامه بدم و مطالعه های پراکنده ام رو یکجا جمع کنم.
در شروع بحث می خوام تعریفی از اسطوره داشته باشم. از این تعریف بیشتر از بقیه لذت بردم:
" اسطوره نقلکننده سرگذشتی قدسی و مینوی و راوی واقعهای است که در زمان نخستین، زمان شگرف بدایت همه چیز رخ داده است. بیانی است که ژرف ساخت آن حقیقت و تاریخ در نظر مردمان باستان و رو ساخت آن افسانه است."
برداشتهای من از تعریفهای مختلفی که محققان در مورد اسطوره خوندم به این صورت خلاصه می شه که اسطوره ها در دورانی می گذرند که متفاوت با دوران آدمیزادگان است. به همین صراحت و سادگی.... دورانی وجود داشته که موجوداتی غیر از آدمیزدگان در عالم هستی وجود داشته اند. بشر, این موجود دوپا, با عمر محدود, با دید محدود, با توان جسمی محدود و با هزاران محدودیت دیگر در بسیاری از اساطیر غائب است یا اگر حضور دارد نقش اصلی نیست. اسطوره افسانه نیست؛ داستانی است که به اعتبار محتوای خود از وقایع بزرگ ازلی: آغاز جهان، آغاز بشریت، آغاز زندگی و مرگ آغاز پیدایش انواع جانوران و گیاهان، آغاز آتش و... حکایت میکند.
از این مطلب که به نقل از کارل یاسپرس فیلسوف آلمانی خوندم هم خیلی خوشم آمد: اساطیر در مذاهب تمام ملتها وجود دارند؛ به خصوص در مناسک حیات. این جریان زایش و مرگ، فنا و احیا را همه اقوام داشتهاند و تمام مذاهب حتی ادیان بزرگ جهانی برای بیان حقیقت به نوعی به اسطوره متوسل میشوند. اساطیر با خرافات اختلاف اساسی دارند. در میتولوژی حقایق به صورت قصه بیان شدهاند در حالی که خرافات طالب انحرافی میباشند که بر مذاهب تحمیل شدهاند.
با این تعارف کلی از اسطوره, می بینیم که الزاما نیازی نیست که اسطورها به صورت متن روایتی ( کتبی یا شفاهی) باشند. محققان حتی بعضی غارنوشته ها رو هم اسطوره می دونند.
اما یک موضوع مهم و اساسی اینه که اسطورهها هرگز هشیارانه آفریده نشدهاند. اسطوره ها بیشتر از هر چیز تجلی خواستههای ناخودآگاهاند و حتی میتوانیم آنها را با رویا قیاس کنیم. تو این قسمت میشه توضیحاتی رو مرتبط با کارهای تالکین ارائه داد. به نظر میاد کارهای تالکین بر خلاف اسطوره های کهن که سینه به سینه از اعماق تاریخ به جایی رسیدند که مکتوب شدند, اثاری هست که در قرن بیستم و به صورت آگاهانه نوشته شده اند. یعنی این آثار خلق شده اند....
بیشتر ازاین رو کارهای تالکین صحبت نمی کنم چون به نظرم در آینده، ادامه بحث، بیشتر می تونه این موضوع رو روشن کنه.
خب... اینا تعریفهای کلی و عمومی اسطوره بودند در ادامه در مورد علت شکل گیری اسطوره در ملل مختلف توضیح خواهم داد.