شاید بهتر باشه اسم این مبحث رو آینده گرایی در جهان فانتزی نام گذاری کنیم.
نمونه هاي خارق العاده و زيبايي از داستان هاي فانتزي وجود داره كه با سبك جديد و آينده نگري هاي فراتر از واقعيت به تصوير كشيده ميشه.به عبارت ديگه،اين نوع سبك فانتزي با تخيلات متشكل از نسل جديد بشر و دوري از گذشته گرايي در داستان به وجود مياد.من براي درك بهتر اين موضوع يك مثال ميزنم:در لوتر،هابيت،سيلماريليون،نارنيا و هري پاتر،همه ي توصيفات با همون ابراز و وسايل زمان قديم به تصوير كشيده ميشه.مثلا استفاده از سلاح هاي دوران قديم در داستان مثل (شمشير،نيزه،كمان) كه توسط شخصيت هاي مختلف داستان به كار گرفته ميشه.تركيب رسوم و كنش هاي دوران قديم(استفاده از اسب و ارابه،زندگي در قلعه هاي سنگي) و ده ها مورد ديگه كه همه نشانه از ربط داشتن به نگرش دوران قديم رو داره.
البته ناگفته نمونه كه بخش بزرگي از زيبايي داستان هاي فانتزي به گذشته گرايي اونهاست!به قول يكي از دوستان(فئانور):فكرش رو بكنيد ويچ كينگ با هليكوپتر به ميناس تريت حمله ميكرد...!:D
مثلا همين جنگ ستارگان كه چند وقت پيش هم در موردش يك تايپك زده شد،از آثار فانتزي آينده گرايي محسوب ميشه.يا افسانه ي دانه ي سيب كه انيميشن هاي زيبايي هم از روي اون ساخته شده،همه و همه ريشه در آينده گرايي سبك فانتزي دارن.
ساده بگم:در يك كلام،اين نوع سبك فانتزي در زمان آينده اتفاق ميفته
1-زماني كه تكنولوژي بشر به مرحله ي خارق العاده برسه
2-زماني كه ماشين آلات و ربات ها در زندگي انسان شريك بشن
3-زماني كه پيشرفت هاي عجيب تكنولوژي و سفينه هاي خارق العاده ديده بشه
4-زماني كه انسان به كرات و كهكشان هاي ناشناخته نفود كنه و در نهايت...!
«زماني كه اختراعات و پيشرفت علم انسان،موجب نابودي خودش بشه»
این هم چند عکس برای درک بهتر این مفهوم:



