معادل حلقه در وارکرفت

تعداد پست‌ها: 53

فراستمورن اون قدر آرتاس رو جلب خودش کرد که از دوستش گذشت و پدرش رو هم کشت

و در آخر هم فراستمورن آرتاس رو جلب ارباب اصلیش کرد (litch king) به نظر من این نقشه ی litch king بود که بتونه توسط آرتاس هم به انسانها صدمه بزنه هم یک جسم دوباره پیدا کنه

نظر شما چیه؟

هوم لیچ کینگ دنبال یک آدم میگشت که اراده نداشته باشه ولی قوی باشه برای همین آرتاس رو انتخاب کرد و اون رو با طرف فراستمور کشید تا بتونه در بدن اون بره و دوباره جسم پیدا کنه فکر کنم دیگه توضیح بیشتر لازم نباشه!

قبل از هر چیز ممنون که اسم شمشیر آرتاس رو گفتی چون نمیدونستم این فراستمورن که گاهی وقتها آرتاس میگه چیه.

راستش من به شخصه به آرتاس برای کشتن پدرش حق میدم. اون بابای نامردش به آرتاس خیانت کرده بود.

و اینکه لیچ کینگ به بدن آرتاس حلول کرد رو هم قبول ندارم. به نظر من خود آرتاس روی اورنگ یخ زده نشست و فرماندهی لژیون سوزان رو بر عهده گرفت. لیچ کینگ دیگه هیچ کاری ازش بر نمی اومد. در واقع لیچ کینگ آرتاس رو به عنوان جانشین خودش انتخاب کرد.

با عرض معضرت ولی هر چیزی که گفتی غلت بود

لیچ کینگ آرتاس رو به وسیله ی فراستمورن به طرف خودش کشید تا جسمی جدید پیدا کنه

بابای آرتاس هیچ گونه خیانتی در حق آرتاس نکرد این خود آرتاس بود که زده بود به سرش

لیچ کینگ در حدی نبود که بتونه بر لژون های سوزان حکم رانی کنه پس آرتاس هم نمی تونست این کارو بکنه و در ضمن هیچ جدالی در داستان برای بدست آوردن قدرت لیچ کینگ وجود نداره

و یک نکته ی دیگه لیچ کینگ بر خلاف ثصور تو خیلی هم قدرت منده ولی باید جسمی پیدا می کرد تا قدرتشو در اون پیاده کنه چون اون فقط حالتی روح گانه داشت

پدر آرتاس بهش خیانت نکرد؟ پس کی بود که به تحریک اوتر دستور داد که نیروهای آرتاس برگردند و تنهاش بذارند؟ مثل اینکه مرحله آخر Human campaigne یادت رفته. در مورد بقیه چیزایی که گفتی هم من نظر شخصی خودم رو گفته بودم. شاید هم تصور من غلط بوده ولی در اینکه بابای آرتاس بهش خیانت کرد شک ندارم.

باباش بهش خیانت نکرد بلکه این اوثر بود که آرتاس رو تنها گذاشت

چون که اون از طرف پادشاه اومده بود تو فکر کردی که بهش خیانت کرده اگه باباش بهش خیانت کرده بود حد اقل چند نفر بهش حق می دادن ولی همه به دنبال سرش رفتن

در حقیقت همون طور که موردن برانز برد (ریش برنزی) هم میگه شمشیری داره در حقیقت این ماجرا از زمان کشتن کلتوزاد تله بوده تا آرتاس به دنبال مالگانیس تا نورثرند بره در ضمن علاوه بر قدرت و ارتباط خاصیت دیگر فراست مورن انتقال انرژی است در مورد یوتر باید بگم که اون قهرمان جنگهای ارکها وانسانها ست وآرتاس در اون زمان فقط یک پرنس بود البته من حق رو به آرتاس می دم ولی یوتر مخالف نبود بلکه عمل خشن آرتاس را قبول نداشت .

اصلا آرتاس مقداری به نفعشون کار مرد ولی بعدش یخورده تند رفت

"اولا که لیچ کینگ خودش اسیر سپاه سوزان بود درد لرد ها زندان بانش بودن فکر سلطنت به سپاه سوزان رو هم نداشت در حقیقت فکر ضعیف کردن اون بود همون طور که کل تازار (فکر می کنم آخه خیلی وقتهاز بازی کردنش می گزه) رو در مسیرش قرار داد که اونو نابود کنه و دوباره توسط اون بازگرده همون طور که کل تازار گفت اون همه ی این ها رو می دونست و شمشیر رو به اون داد تا تسلط بیشتری روش داشته باشه چون توسط شمشیر به اون زمزه می کرد و افکار خودشو مثل یه دستور بهش تلقین می کرد و اون هم قبول می کرد و در نهایت اونو به سمت خودش راهنمایی کرد تا هدف خودشو که ازادی بود بهش دست پیدا کنه نه اینکه خودشو نابود کنه

فکر نمیکنید تاپیک از موضوع اصلیش منحرف شده؟

این شمشیر فراستمورن نبود که ارتاس رو وسوسه کرد. ارتاس بخاطر مردم سرزمینش به دنبال فراستمورن رفت و دوستش رو قربانی کرد.

L.Dwarf درست میگه اگه به حرفای آرتاس هم توجه کنید تو campaign human اون قسمتی که میره دنبال فراست مورن میگه. بعد هم به خاطر نجات دادن مردمش میره دنبال قدرت که همون فراست مورن بوده که بعد فراست مورن undead ش میکنه و در واقع فدا میشه, دقیقا همون اتفاقی که واسه ایلیدن میوفته, اونم میره دنبال چشمه که مردمش رو نجات بده ولی در آخر خودش demon میشه...

با سلام خدمت همه عزيزان محترم

دوستان چون واقعا حوصله تايپ اون همه مطلب را ندارم با اجازه مديريت لينك يك سايت را مي گذارم تا خودتان رجوع كرده و مطالعه فرماييد.

http://www.wowwiki.com/Arthas

اين سايت نسبتا خوبي است و اطلاعات كاملي از Prince Arthas مي دهد.

با تشكر

"اول اینکه :

در مورد خیانت پدر آرتاس به فرزندش، من موضوع را جور دیگری تعبیر میکنم. من میگویم در واقع خطا نه از پدر بود و نه از پسر، فرق در این بود که پدر آرتاس منطقی عمل میکرد و به علت خرفت شدن و پیری، گمان میکرد برای نجات مردمانش راهی جر راه عقل نیست. بنابر این به هیچ عنوان حاضر به ریسک کردن و نیز پذیرش نظرات افذادی که در ظاهر دون پایه اند را نداشت.

اما آرتاس به نوعی از شدت شوق برای انجام ماموریتش ، حتی آرمانهای خود را زیر پا نهاد. این اشتباهیست که به گمان من حتی در دنیای واقعی آخرین راه نفوذ پلیدی در دل پاکترین افراد است. یعنی او در آتشی که برای نابودی دشمنانش برپا کرده بود سوخت!

هر جور هم که حساب کنیم این از آن مواردیست که هیچ کس مقصر نیست. حتی کیتوان کمی ترازوی حق را به سمت آرتاس سنگین کرد. هر چه باشد او در موقعیتی قرار گرفت که نیاز به پدرش داشت، اما او پشتش را خالی کرد. اعتماد پدر به پسر لاقل این را ایجاب میکرد که به پسرش کمک کند و بعد دلیلش را بپرسد.

دوم اینکه:

فکر میکنم یکی از تفاوت های حلقه با شمشیر این بود که صاحب شمشیر خود قصد داشت کس دیگری آن را بیابد(آرتاس) ولی سارون چشم دیدن یابنده ی حلقه را نداشت!

پیشاپیش اگه سوالم پیش و پا افتادس عذر می خوام. در مورد وارکرفت با این که به شدت بهش علاقه دارم اطلاعات زیادی ندارم. فقط چیزایی رو می دونم که در بازی دستگیرم شده.

حالا بعد از این همه روده درازی خود سوال:

شمشیری که آرتس بر می داره شمشیر کیه و چرا اون جاس و کلاً ماجراش چیه؟!

ممنون.

1. شمشیری که آرتای بر میداره مال کیه :

مال لیچ کینگ، در واقع ساخته ی اون( همون یارو که توی "فروزن ثرون" توی یخ اسیر میبینیش)

2. چون لیچ کینگ میخواسته آرتاس اونو برداره.( گمان میکنم به این علت جای دورتری نذاست که نمیتونست!)

توضیح کامل تر( البته این چیزیه که من متوجه شدم) :

لیچ کینگ که از مخلوقات لژیون هست، سعی در بدست آوردن جسمی برای خودش رو داره. تا بتونه در امور این جهان تاثیر بذاره. اون آرتاس رو برای اینکار انتخاب میکنه. آرتاس پسر پادشاه سرزمینیه که با اورک ها مشکل داره(همون جدل اول بازی که توی دمو نشون داده میشه) آرتاس که با اوثور پالادین در راه انجام ماموریتیه، متوجه میشه که آندد ها، در حال فاید کردن مردگان و زندگان دهکده های اونها هستن. اون سعی میکنه جلوی اوا رو بگیره و در همین حال شخصی به نام کلتزارد رو میکشه.(یکی از آندد ها) برای این که بفهمه مامور اصلیه این فجایع کیه رد پای درد لردی به نام ملگانس را دنبال میکنه . آرتاس فکر میکنه ملگانس مقصر اصلیه و تصمیم میگیره اونو بکشه. اما ماگلانس از دست اون فرار میکنه.پس دوباره تصمیم به تعقیب اون میگیره. پس از رسیدن آرتاس به دهکده ای که آندد ها قبلا اونو فاسد کردن، مالگانس رو اونجا میبینه که میخواد حالا مردم رو تبدیل به آندد کنه. آرتاس میبینه که راهی برای نجات مردم نیست... پس میگه باید کشتشون!

اثور پالادین با کشتن مردم مخالفت میکنه و دلیل بر این خشونت نمیبینه. از همینجا میره و زیر آب آرتاس رو پیش باباش میزنه. بعد آرتاس سر خود بلند میشه میره شمال، و در جستجوی ملگانس...

اونجا یه ماجراهایی پیش میاد که آرتاس از طرف پدرش یه جورایی تنبیه میشه( میگه بیا گمشو خونه!)

در اونجا آرتاس با مورادین هم آشنا میشه( یه دورف) و به مورادین در نجات مردمش کمک میکنه. مورادین هم بهش در مورد شمشیری میگه که در اون حوالی هست و قدرت زیادی داره. آرتاس از مورادین میخواد که بهش کمک کنه در یافتن اون شمشیر( تا بتونه باهاش ملگانس رو بکشه) ...

بالاخره اونا شمشیرو بدست میارن و میبینن که شمشیر یک طلسم اهریمنی داره... اما آرتاس این طلیم رو برای نجات مردمش میپذیره . با استفاده از قدرت اون شمیر، ملگانی رو میکشه... اما حالا آرتای به یک موجود اهریمنی تبدیل شده و قلبش از نفرت و تاریکی پره.

و سر انجام آرتاس بعد ها میفهمه کحه همه ی اینها ، از اول تا اون لحظه پیش بینی شده توسط لیچ کینگ بوده و... باقی قضایا.

گمون کنم کافی باشه؟

ممنون. توضیح خوبی بود. ولی من بیشتر می خوام در مورد شمشیر و قدرتش و این که مالکش کی بوده و چرا به قول تو به جسم آرتس نیاز داره بدونم.

با سلام

منم يه مشكل دارم.

پرنس آرتاث يك جنگجو بود (Warrior) ولي وقتي به اسارت ليچ كينگ در آمد تبديل به يك جادوگر ( Mage) شد--چرا كه Lich King خودش يك Mage بود....چرا ؟؟؟

يعني هم هويت ذاتي اش تغيير كرد و هم روانيش---چرا؟؟؟

من اين موضوع را در هيچ سايتي نديدم.

با تشكر

مالبت جان! گفتم که شمشیر رو لیچ کینگ گذاشته بود اونجا و مال اون بود و قدرتش هم مال اون بود. اصلا خودش تو آهنگری با پتک روش میزد! ولی اینکه چرا دقیقا به جسم آرتاس نیازمند بود... فکر میکنم برای اینکه از طرفی زندانی بود و باید کسی اونو نجات میداد( احتمالا لژیون زندانیش کرده بوده) واز طرفی برای دست بردن در یک وجهه ی جهان، باید از اون وجهه ، اندکی داشته باشی! البته برای اطمینان باید به بزرگان مراجعه کرد!

HALDIR جان! این یکی رو از کجا پیدا کردی؟ من در مرد این یکی که چیزی نشنیده بودم! تا اونجا که میدونم آرتاس از پالادین به شوالیه ی مرگ تغییر هویت داد که هر دو در یک زمینه اند!

مالبت جان! گفتم که شمشیر رو لیچ کینگ گذاشته بود اونجا و مال اون بود و قدرتش هم مال اون بود. اصلا خودش تو آهنگری با پتک روش میزد! ولی اینکه چرا دقیقا به جسم آرتاس نیازمند بود... فکر میکنم برای اینکه از طرفی زندانی بود و باید کسی اونو نجات میداد( احتمالا لژیون زندانیش کرده بوده) واز طرفی برای دست بردن در یک وجهه ی جهان، باید از اون وجهه ، اندکی داشته باشی! البته برای اطمینان باید به بزرگان مراجعه کرد!

HALDIR جان! این یکی رو از کجا پیدا کردی؟ من در مرد این یکی که چیزی نشنیده بودم! تا اونجا که میدونم آرتاس از پالادین به شوالیه ی مرگ تغییر هویت داد که هر دو در یک زمینه اند!

ققنوس جان با سلام

Paladin از نظر معنايي تقريبا هم رديف Warrior است ولي در مورد LichKing شما ميگوييد شواليه مرگ ولي اين شواليه مرگ (چه جوري بگم....eeee) در اصل قبل از اسارت داراي قدرت هاي يك Mage بود به پالادين يا واريور

حداقل در مورد داستان WOW كه بخش پيشرفته تر WarCraft است كه LichKing را يك Mage به حساب مي آورند.

eeeeee---خوب سوالمو پرسيدم؟؟؟؟

با تشكر

ای بابا!

paladin در واقع warriors of the light هستند. یعنی به وریور های بد(!) نمیگن پالادین.

از طرفی ، اینکه آرتاس خدمتگذار لیچ کیگ که یک mage هست باشه، دلیلی بر این نمیشه که خودشم mage باشه! بنابر این deathknight هم جزو ردیف پالادین و warrior محسوب میشه.

خب این بابا لیچ کینگ کی بوده ؟

تا اونجا که میدونم لیچ کینگ بابا نبوده.... ولی خب از آفریده های یکی از لژیون هاست. همونایی که مدتها پیش سعی در نابودی این جهان داشته اند.

خب این بابا لیچ کینگ کی بوده ؟

مالبت عزیز با سلام

آقا نگو که تا حالا حتی اسم LichKing به گوشت نخورده---یعنی تا حالا WarCraft بازی نکردی؟؟؟عجیبه!!!!!!

با تشکر برو حتما بازی کن مخصوصا World Of WarCraft که شاهکارشه

از اونجایی که لیچ کینگ سیاست خاص خودش رو داشت دقیقا با گفته ی آشیل موافقم، اون یکی رو می خواست که اسیرش باشه

آشیل:

هوم لیچ کینگ دنبال یک آدم میگشت که اراده نداشته باشه ولی قوی باشه برای همین آرتاس رو انتخاب کرد و اون رو با طرف فراستمور کشید تا بتونه در بدن اون بره و دوباره جسم پیدا کنه فکر کنم دیگه

ارش جان مشکلت حل شد؟

ببین... تا اونجا که من میدونم آرتاس از بی اراده بودن نبود که اصطلاحا" اسیر لیچ کینگ شد. بلکه تا اونجا که من فهمیدم، از نقطه ضعفش که عشق به مردم، و در پی اون عشق به قدرته استفاده کرده.

میدونین این شخصیت، آرتاس، چه کسی رو در ذهن من تداعی میکنه؟

بورومیر.

ققنوس جان با سلام

تشابه عنوان شده از جانب شما كاملا منو گرفت--خيلي باهال بود

اگر در نظر بگيريم كه شمشير آرتاث همان حلقه است پس آيا ميتوان در نظر گرفت كه لژيون سوزان هم همان ملكور مورگوت است؟؟؟

با تشكر از شما

ممکنه برای این کامنت یه کم دیر باشه ولی تازه فروم رو دیدم پس لطفا منو ببخشید اما بابت شمشیر باید بگم فراست مورن شمشیر نفرین شده منسئب به لیچ کینگه ودر واقع ارتباط لیچ کینگ با اون با آرتاس برقرار می شه اما در مورد شمشیر وحلقه هم باید بگم فراست مورن فرد رو مجبور به کاری نمی کنه وجلب کننده هم نیست(جز برای آرتاس)اما حلقه این طور نیست در ضمن در مورد خیانت هم حق با آرتاس نیست و پدرش هم در موشوع دخیل نیست.

آرتاس باید از حرف یئتر به عنوان ما فوق اطاعت می کرد که نکرد. و مردم خودش رو کشت که در واقع رعیت های پدرش بودند.

هالدیر جان.

نمیدونم.... حداقل از این لحاظ که ملکور یکی بود... خب نمیشه گفت. چون لژیون یکی نبود. بلکه چنیدین و چند لژیون وجود داشت.چ

در مورد تشابه هم بگم که فقط فرقشون این بود که بورومیر لاقل آخر کار آدم شد... نه؟ ولی آرتاس همون رویه رو ادامه داد.

warmaster عزیز!

هر چی که مافوق بگه نباید قبول کرد! بالا ترین مافوق انسان عقلشه و خرد خودش. اگر قرار باشه هر چیزی رو که مافوق گفت قبول کنیم که میشیم بز! نمونه س بارزش هم توی لوتر خودمون، ائومر بود که با وجود اینکه تئودن بهش گفته بود دنبال اورکا نره، رفت.(میدونی که کجا؟)

کلا پدرش خرفت شده بود. روی هم رفته اگه یه ذره از دید آرتاس به قضیه نگاه کنی،مخصوصا اینکه پس از به دست آرون فراست مورن دیگه اون آرتاس قدیمی نبود، میتونی بگی که دیگه حق پادشاه پیر بود که بیرون اومدن فراست مورن از پس کله ش رو ، وقتی پسرش اونو از دهنش وارد کرده حس کنه!( چقد خشن شدم یه دفعه!)

دوتا سوال دیگه. یک، این لژیون کیا بودن؟ و آیا این واژه جمع مثه والار یا مفرده.

و دو با شایدم سه، عاقبت این آرتس چی شد؟

با سلام

منم يه مشكل دارم.

پرنس آرتاث يك جنگجو بود (Warrior) ولي وقتي به اسارت ليچ كينگ در آمد تبديل به يك جادوگر ( Mage) شد--چرا كه Lich King خودش يك Mage بود....چرا ؟؟؟

يعني هم هويت ذاتي اش تغيير كرد و هم روانيش---چرا؟؟؟

من اين موضوع را در هيچ سايتي نديدم.

با تشكر

ببخشید که دیر جواب میدم.... راجع به دث نایت قبلا صحبت شده...

مَنوه سلیمو نوشته : ...

"دث نایت: در حقیقت دث نایت یک جنگجوی درستکاره که صداقت و موجودیت خودشو برای در آغوش گرفتن شیطان یا بهتر بگم یکی شدن با او میفروشه و به یک آن ددِ مفسد تبدیل میشه . مثل آرتاس که اول با برداشتن فراستمورن حاضر شد دوستشو بکشه و بعدشم پدرشو و بعدشم که دیدید......

خوش به حال لژیون ها اینقدر در موردشون صحبت میشه! :afro:

لژیونها رو نمیدونم...ولی آرتاس که عاقبت پس از گذشتن از همه ی موانعی که برای رسیدن به فروزن ثرون وجود داشت، با ایلیدین مبارزه کرد . وارد اونجا شد و جسمش رو در اختیار لیچ کینگ گذاشت و در وقاع با اون یکی شد.

و اینو میدونم که لژیون جمع نیست.

در ضمن:

با توجه با این پست رفیقمون، میشه نتیجه گرفت که توی warcraft آراتاس از رده ی جنگوهاست.

خب این بابا لیچ کینگ کی بوده ؟

حق داری سوال تکراری بپرسی چون تاپیک What's undead به دلایلی پاک شده.... hTtp://qsmile.com/qsimages/sp/hmm.gif ....

لیچ کینگ یا "Nerzul" زمانی اورک بود و به خاطر خیانت به اورک ها و پذیرفتن پیشنهاد سارگراس(رئیس سپاه سوزان) برای ملحق شدن به سپاه او و در نهایت نابودی جهان در جنگی کشته شد و روح او برای شکنجه در بالای Frozen throne اسیر گشت..... hTtp://qsmile.com/qsimages/108.gif

پس از اسارت در بالای Frozen Throne به فکر رهایی از بند میفته و شخص مورد نظری که برای این منظور برگزیده میشه کسی نیست به جز آرتاس hTtp://qsmile.com/qsimages/258.gif ....... در پی جنگ ها و حوادثی که اتفاق میفته شمشیر لیچکینگ در سر راه آرتاس قرار میگیره و اون با فلسفه نجات مردم خود و نابودی تاریکی به قدری در تاریکی غرق میشه که حاضر میشه به خاطر برداشتن فراست مورن دوست عزیزش رو بکشه و در نهایت هم که به خود لیچکینگ می پیونده!!!!! hTtp://qsmile.com/qsimages/208.gif

منوه جان ممنون!

این که دقیقا چرا لیچ اون بالا بود رو نمیدونستم.... کجای بازی بهش اشاره میشه؟

در ضمن... اینم نمدوستم که لیچ کینگ زمانی اورک بوده! خاک بر او ن سرش!

فقط یه سوال، لیچ کینگ آنند ها رو ساخت یا نه؟

دوتا سوال دیگه. یک، این لژیون کیا بودن؟ و آیا این واژه جمع مثه والار یا مفرده.

و دو با شایدم سه، عاقبت این آرتس چی شد؟

سلام ! hTtp://qsmile.com/qsimages/275.gif .....

لژیون شخص یا اشخاص خاصی نبودن.... بزار از اولش بگم hTtp://qsmile.com/qsimages/300.gif ......:

سارگراس که یکی از تایتان ها بود برای رسیدن به مقصودش تصمیم میگیره این دنیا رو به آنش بکشه...برای همین یه سپاه شیطانی تشکیل میده به نام "Burning Legion" یا همون سپاه سوزان.

فرمانده ای این سپاه رو دو تن از افراد بسیار نیرومندش به نام های آرکیموند (Archimonde the Defiler) و کیلجیدن (Kil'jaeden the Deceiver) بر عهده میگیرند؛ این دو فرمانده هرکدام برای نیرومند سازی سپاه سوزان گروه های دیگری روبه سمت خود جذب میکنند. آرکیموند از بین گروه ها "Pit Lord" ها رو انتخاب میکنه (که تحت فرماندهی "Mannoroth" بودند ) و کیلجیدن هم به خون آشام ها(Nathrezim) روی میاره...... پس از سال ها جنگ های زیادی این وسط در میگیره....

ولی قبل از اولین شکست سپاه سوزان در ازروث ، آن ها ویرانه های بسیاری را بر جای گذاشتن

افراد بسیاری را قتل عام کردند برای مثال کیلجیدن اورک های سرزمین"OutLand" رو مجبور کرد که از خون منروث بنوشند و تا ابد تحت فرمان سپاه سوزان باشند.

در نهایت تشکیل سپاه سوزان در این دنیا باعث دو پیامد اصلی شد:

hTtp://qsmile.com/qsimages/301.gif : در درجه اول نابودی چشمه ابدیت (که خودش داستان داره) و پی آمد مرگ آرکیموند در کنار نابودی درخت جهان....

هم اکنون سپاه سوزان تحت فرماندهی کیل جیدن است.... hTtp://qsmile.com/qsimages/sp/var/alien.gif

منوه جان ممنون!

این که دقیقا چرا لیچ اون بالا بود رو نمیدونستم.... کجای بازی بهش اشاره میشه؟

در ضمن... اینم نمدوستم که لیچ کینگ زمانی اورک بوده! خاک بر او ن سرش!

فقط یه سوال، لیچ کینگ آنند ها رو ساخت یا نه؟

توی خود بازی به خیلی از چیزها اشاره نمیشه یکیش هم همین بود!

در جواب سوالت باید بگم که بله لیچ کینگ بود که نسل جدید آن دد هارو به طریقی ساخت که توسط کیلجیدن نیرومندتر شده بودند... hTtp://qsmile.com/qsimages/sp/torch.gif

بازم از پاسخت ممنون. ولی منظورت از اینکه توی بازی اشاره نمیشه اینه که توی کتاب اشاره میشه؟ یا توی WOW؟

در ضمن آندد های جدید چه مزایایی بر آندد های قبلی داشتن؟ اصلا لیچ چطور زندانی ای بود که توانایی شاختن داشت؟

من خودم از کتاب بی خبرم.... ولی توی خود سیدی "Reign Of Chaos" یه پی دی اف فایل Manual هست که اطلاعاتش خوبه تقریبا!

خب! لیچکینگ قبل از شکست در جنگ و زندانی شدن اون ها رو ساخته بود.(با نیروی شیطانی که کیلجیدن بهش داده بود).

آن دد های جدیدی که ساخته شده بودن از نظر فیزیکی و تفکر از قبل قوی تر بودن و میتونستند به عنوان یه موجود متفکر عمل کنند.

کدوم پی دی اف؟ من ندیدم!جای دیگه هست که بشه دانلودش کرد؟

اگه بگی ممنون میشم.

ممنون از اطلاعات خوبت من هم pdf م ذکور رو خوندم ولی نفهمیدم دستت درد نکند.

در حال حاضر سی دی خودم پر خشه!!! نمیشه آپش کنم الان تا چند روز آینده باشه...!

hTtp://qsmile.com/qsimages/302.gif

ولی خدا وکیلی اگه درست شد حتما برام بفرستش، جبران میکنم.

بهم خبرشو بده باشه؟

ممنون.

راستی warmaster جان، تو نمیتونی یه جوری به من برسونیش؟

نگران نباش تا آخر این هفته 100 درصد آمادست....

ققنوس عزیز اکه وقت کردم برات می میلم.

باز هم معذرت می خوام..

وارمستر عزیز میشه بگی نام کاربری ای که باهاش وارد سایت میشی چیه ؟

ممنون وار مستر جان! برام بمیل! ولی ترجیحا به gmail بفرست باشه؟ ای میلم توی مشخصات کاربر هست.

یه دنیا ممنون.

مَنوه سلیمو جان از توضیحت یک دنیا ممنون. منتظر پی دی اف هم هستم. البته اگه تا الآن آپ نشده باشه.

و دیگر این که چه بر سر آرتاس اومد؟ در پایان کار. مرد، نمرد، ابدی شد.

ارون عزیز لطفا بگید نام کاربری ام رو برای چی می خواهید.

مَنوه سلیمو جان از توضیحت یک دنیا ممنون. منتظر پی دی اف هم هستم. البته اگه تا الآن آپ نشده باشه.

و دیگر این که چه بر سر آرتاس اومد؟ در پایان کار. مرد، نمرد، ابدی شد.

ولی یادت باشه من نوبت دارم! :wink:

در مورد سوالت، تا اونجا که من میدونم آرتاس اجازه داد لیچکینگ در جسمش با اون یکی بشه. اگر چه قبلا به خاطر آندد بودن ابدی بود (نبود؟)، الان هم در جسم و هم در روح با لیچ کینگ یکیه. شانس بیاره یکی مث گولوم نشه :grin:

"هی گایز :afro:!

ببخشید الان عجله دارم فقط این فایل رو تونستم آپ بکنم ....فعلا!

درود بر تو منوه جان! ممنون که فایل را گذاشتی!امیدوارم سالهای سال موفق باشی...راستی مگر غیر از فایل کار دیگری هم اینجا داری؟

نکند میخواهی تشکر کنیم....

تشکررررررررررررررررررررر!!!

هوم لیچ کینگ دنبال یک آدم میگشت که اراده نداشته باشه ولی قوی باشه برای همین آرتاس رو انتخاب کرد و اون رو با طرف فراستمور کشید تا بتونه در بدن اون بره و دوباره جسم پیدا کنه فکر کنم دیگه توضیح بیشتر لازم نباشه!

باید گفت که بعد از این که بدن ارتاس رو می گیره ارتاس نرزول رو به بند می کشه برای همین بعد از گرفتن قدرت بیشتر درد لورد هارو کشت و حکومت مستقل خودش رو درست کرد و به هیچ عنوان زیر فرمان لژیون سوزان نبود

با عرض معضرت ولی هر چیزی که گفتی غلت بود

لیچ کینگ آرتاس رو به وسیله ی فراستمورن به طرف خودش کشید تا جسمی جدید پیدا کنه

بابای آرتاس هیچ گونه خیانتی در حق آرتاس نکرد این خود آرتاس بود که زده بود به سرش

لیچ کینگ در حدی نبود که بتونه بر لژون های سوزان حکم رانی کنه پس آرتاس هم نمی تونست این کارو بکنه و در ضمن هیچ جدالی در داستان برای بدست آوردن قدرت لیچ کینگ وجود نداره

و یک نکته ی دیگه لیچ کینگ بر خلاف ثصور تو خیلی هم قدرت منده ولی باید جسمی پیدا می کرد تا قدرتشو در اون پیاده کنه چون اون فقط حالتی روح گانه داشت

باید بگم که بابای آرتاس خیلی در حقش بدی کرد

یکیش این بود که جلوی همه مسخرش میکرد و قرورش رو شکوند و آرتاس هم که با فراست مورن برگشته بود قلبش سیاه شده بود و رفت و باباش رو کتلت کرد در واقع باباش خیلی عوضی بود