فکر نمی کنم در هیچ سبک دیگری به اندازه RPG از داستان، موجودات و فضاسازی به سبک تالکین استفاده شده باشد. هر چند تفکرات satanic و nordic نیز در بازیهای بسیار معروفی چون Diablo به چشم می خورد، ولی این صنعت بالاخص خود را مدیون تالکین می داند. در این مورد میتوان به شاهکارهایی همچون Warcraft، Divine Divinity و Sacred اشاره کرد.
تعدادی از عواملی که باعث این هماهنگی بین بازیهای RPG و آثار تالکین شده است را می توان چنین بیان کرد:
وجود گروه (Race)های متنوع. اورکها، الفها، دوارفها و انسانها در کنار و روبروی یکدیگر به همراه گروههای جانبی دست داستان پردازان بازیها را کاملا باز گذاشته است.
خصوصیات هر گروه به تفکیک و به صورت کاملا روشن توسط تالکین تعریف شده است که مبنای کار طراحان بازیها قرار دارد. مانند خصوصیات ظاهری، اخلاقی، زبان و محل زندگی.
قهرمان گرایی در آثار تالکین دستمایه طراحی قهرمانان مختلف در این بازیها شده است.
این کلیات در کنار خیال پردازی طراحان و داستان پردازان در خلق ظرائف مرتبط، سبب ایجاد آثاری جاودان در عرصه بازیهای کامپیوتری شده است. نگارنده بیش از 5 سال است که در کنار Heroes of Might and Magic، Diablo و ٌWarcraft زندگی کرده و با اشتیاق ادامه خواهد داد. اما تصور کنید اگر خود تالکین قرار بود بازی طراحی کند، نتیجه چه میشد؟