خدايان كلا چند دسته اند؟

تعداد پست‌ها: 60

من وقتي تاپيك بچه ها رو ميخوندم به اسمايي مثل ارو و آينور و نميدونم اينجور چيزا بر ميخوردم من اصلا سيلماريلونو نخوندم يكي به من بفهمونه موجودات قبل از الفا رو :-?

توی دنیای تالکین یه خدا بیشتر وجود نداره که اونم اسمش ارو هست که الفها بهش میگن ایلوواتار.

ارو آینور رو خلق میکنه که قدرتمندترین مخلوقاتش هستن. دو دسته مهم آینور والار و مایار هستن که والار از مایار قدرتمندتر هستن. 14 والار داریم که اسماشون توی سیلماریلیون اومده، ملکور(مورگوت) هم همردیف والار هست(در واقع قدرتمندترینشونه) اما چون بر بقیه قیام کرد جزء والار محسوب نمیشه.

من وقتي تاپيك بچه ها رو ميخوندم به اسمايي مثل ارو و آينور و نميدونم اينجور چيزا بر ميخوردم من اصلا سيلماريلونو نخوندم يكي به من بفهمونه موجودات قبل از الفا رو

در یک جمله !! سیلماریلیون رو مطالعه کنید .. .

بابا ما گفتیم خدایان باستانی رو می گید :-?

اگه در این مورد مطلبی خواستید ما هستیم :D

بابا ما گفتیم خدایان باستانی رو می گید

اگه در این مورد مطلبی خواستید ما هستیم

در این مورد هم بد نیست تو همین تاپیک یه بحثی بشه .

آره من كاملا موافقم از اصلان عزيز هم خواهش ميكنم با بياناتش ما رو بهره مند كنه

ازpiroozهم به خاطر اين نظرش تشكر ميكنم

آره من كاملا موافقم از اصلان عزيز هم خواهش ميكنم با بياناتش ما رو بهره مند كنه

ازpiroozهم به خاطر اين نظرش تشكر ميكنم

خواهش میکنم .

فعلا که درگیر کارای امتاحاناتم ولی در اسرع مطالب پیدا میکنم میزارم .

وبلامور جان كدوم رو انتخاب مي كني خدايان: يونان - اسكانديناوي- روم- سلتي- چيني- ژاپني هر كدوم رو خواستي ما در خدمتيم

وبلامور جان كدوم رو انتخاب مي كني خدايان: يونان - اسكانديناوي- روم- سلتي- چيني- ژاپني هر كدوم رو خواستي ما در خدمتيم

کمی تا قسمتی ترکیبی از همشون :D

منابع و رفرنست هاتم به ما بنما !! سایت, بلاگ و منابع مکتوب .. .

همین دیگه, مورد دیگه ای پیش اومد خبرت می کنم !! :-?

به نظر من خدايان رو بنيادي بررسي كنيد نه منطقه اي

مثلا به دنبال شباهتهاي بين اقوام در زمينه خلق اساطير پيدا كنيد

کمی تا قسمتی ترکیبی از همشون :D

منابع و رفرنست هاتم به ما بنما !! سایت, بلاگ و منابع مکتوب .. .

همین دیگه, مورد دیگه ای پیش اومد خبرت می کنم !! :-?

ميگم ELI جون شما راحتي چيزه ديگه اي نمي خواي برات جور كنيم

در مورد بررسي اجمالي تا حدودي موافقم اما مهم ترين مبحث اينه كه بايد به وجود اومدن دنيا ها رو برسي كنيم مثلا نمي شه همين جوري گفت يه اوديني بو با فريگا ازدواج كرد و الي اخر بايد بدونم كه اين اودين از كجا مي ايد و به كجا مي رود اوكي :D

انقدر فکر کردن نداره از هرجایی که دوست داری و فکر میکنی بهتره شروع کن.

کار خیلی خوبیه.

البته دوستان میتونن برای اطلاعات نسبتا مختصر و جامع به دانشنامه اقماری آمادمی فانتزی سر بزنن.مقاله های اساطیرش رو هالباراد خودمون تو مدت شش ماه نوشته و از اونجایی که در پروسه انجام کار بودم،میدونم که کار بسیار سترگی رو انجام داده

رای اطلاعات نسبتا مختصر و جامع به دانشنامه اقماری آمادمی فانتزی سر بزنن .. .

پس بلخره اقا زاده ها تصمیم گرفتن دانشنامه ی اقماری رو دوباره راه بندازن. خیلی خوب شد, بعضی مقاله ها واقعا حیف بود از روی نت حذف بشه .. .

ممنون برای خبر :-?

اِ؟من جتی نمیدونستم که برداشتنش.یه دوره ای در دسترس نبودنش به خاطر تعویض پوسته و دومین سایت بودا!گفتن میخوان حلش کنن.نمیدونم هنوز این کارو انجام دادن یا نه.

من وقتی داشتم سیلماریلیون رو می خوندم احساس کردم دارم اوستا می خونم.البته جسارت نشه اوستا کتاب آسمانیه.ولی توصیف تالکین خیلی شبیه اوستا هست.دوازده فرشته به اسم اینور واهریمن یا ملکور که دیوان را به وجود اورد.

من وقتی داشتم سیلماریلیون رو می خوندم احساس کردم دارم اوستا می خونم.البته جسارت نشه اوستا کتاب آسمانیه.ولی توصیف تالکین خیلی شبیه اوستا هست.دوازده فرشته به اسم اینور واهریمن یا ملکور که دیوان را به وجود اورد.

چی؟! این قسمتی دیو ها رو به وجود آورد یا تو ترجمه ی واثقی پناه نبود یا از کتاب من این ورقش افتاده که تا حالا ندیدم! با عرض تاسف... :-?

در ایران قدیم به جن های پلید یا همون اورکها میگن دیو.دیو میشه فارسی جن.

در ایران قدیم به جن های پلید یا همون اورکها میگن دیو.دیو میشه فارسی جن.

بابا شما هم كه داري اين حرف ها رو مي زني يكي مي گه الف جنه يكي مي گه الف دوست انسانه شما هم كه مي گي الف ديو بابا اين ها با هم فرق دارن :-? :D :D

ببين ما طبق تعابير ايراني و تا حدي مختلط با اسلام تو فرهنگمون چنتا از اين موجودات داريم

جن:كه دقيقا معادل ترجمه الف هست.الف ميشه جن و در اكثر داستان هاي غربي و شرقي موجودي زشتو تا حدي خبيثه(ارباب حلقه ها رو بزار كنار)

ديو:تو شاهنامه كه به انسان هاي كوه پيكر ديو گفته شده(يعني انسانن ولي خب مبتديانه زندگي ميكنن و هيكل گنده اي هم دارن)

غول:معادل تروله.به همان احمقي

كوتوله:همون دورفه.در همه فرهنگ ها هم تقريبا يه خاصيت دارن

با تشکر از فرصتی که در اختیار من قرار دادین.در مورد دیو می خوام یه توضیح بدم.در عربی به الف میگن جن.در فارسی کهن به جن می گویند دیو.البته دیو به یک سری از مردمان که در شاهنامه اشاره شده هم میگن.البته اینها در باستان دیویسن نامیده میشدند که به معنای دیو پرست یا کسی که توسط دیو فریب خورده بود(یه چیزی مثل جن زده خودمون)بعد با اومدن اسلام این باور تیره شد وباور های اسلامی جاشو گرفت و این دیو به عنوان نامی برای این دسته از ادما الحاق شد که فردوسی هم تو شاهنامه اورده.ولی دیو در اوستا فرزندان شیطان هستند (از جمله بو شاسپ و استیوداد و.که همتون هم می دونید که همانطور که تو تفسیر نمونه و یه سری جاهای دیگه هست.به این نتیجه رسیدن که اهریمن جن است.پس دیو و جن و الف یکی هستن و اینکه چرا الفهای ارباب حلقه خوبن اون عده از جنهای خوبن و جنهای بد اورکها هستن که الفهای پلید شده اند. :-?

دیو های مازنی از نمونه های این دیویسن ها هستند چون در ان زمان پیروان زرتشت در پارت با مازنی ها که میترائیسم بودند در جنگ بودند.وازه دیویسن در طی زمان فرسایش پیدا کرد شد دیو ی که تو شاهنامه اومده.اون دیو هایی هم که تو اوستا هستن به معنی جنوازهdaeva بوده که اونم فرسایش پیدا کرد شد دیو.

با تشکر از فرصتی که در اختیار من قرار دادین.در مورد دیو می خوام یه توضیح بدم.در عربی به الف میگن جن.در فارسی کهن به جن می گویند دیو.البته دیو به یک سری از مردمان که در شاهنامه اشاره شده هم میگن.البته اینها در باستان دیویسن نامیده میشدند که به معنای دیو پرست یا کسی که توسط دیو فریب خورده بود(یه چیزی مثل جن زده خودمون)بعد با اومدن اسلام این باور تیره شد وباور های اسلامی جاشو گرفت و این دیو به عنوان نامی برای این دسته از ادما الحاق شد که فردوسی هم تو شاهنامه اورده.ولی دیو در اوستا فرزندان شیطان هستند (از جمله بو شاسپ و استیوداد و.که همتون هم می دونید که همانطور که تو تفسیر نمونه و یه سری جاهای دیگه هست.به این نتیجه رسیدن که اهریمن جن است.پس دیو و جن و الف یکی هستن و اینکه چرا الفهای ارباب حلقه خوبن اون عده از جنهای خوبن و جنهای بد اورکها هستن که الفهای پلید شده اند. :-

دیو های مازنی از نمونه های این دیویسن ها هستند چون در ان زمان پیروان زرتشت در پارت با مازنی ها که میترائیسم بودند در جنگ بودند.وازه دیویسن در طی زمان فرسایش پیدا کرد شد دیو ی که تو شاهنامه اومده.اون دیو هایی هم که تو اوستا هستن به معنی جنوازهdaeva بوده که اونم فرسایش پیدا کرد شد دیو.

ببين ما طبق تعابير ايراني و تا حدي مختلط با اسلام تو فرهنگمون چنتا از اين موجودات داريم

جن:كه دقيقا معادل ترجمه الف هست.الف ميشه جن و در اكثر داستان هاي غربي و شرقي موجودي زشتو تا حدي خبيثه(ارباب حلقه ها رو بزار كنار)

ديو:تو شاهنامه كه به انسان هاي كوه پيكر ديو گفته شده(يعني انسانن ولي خب مبتديانه زندگي ميكنن و هيكل گنده اي هم دارن)

غول:معادل تروله.به همان احمقي

كوتوله:همون دورفه.در همه فرهنگ ها هم تقريبا يه خاصيت دارن

ببخشید که میون کلام شما میام ولی به نظرم مبحث خیلی در هم شد. دوستان دارن سه چهار فرهنگ رو به صرف داشتن مشابهت، برابر با هم دیگه میگیرند.

1-دیو، جن نیست. هر طوری که حساب کنید.

جن، با مفهومی که به واسطه ی اسلام به فرهنگ ما وارد شد موجودی است با تعریف کاملاً مشخص. از جنس آتش و قدیمی تر از نسل بشر. مثل انسان روز حساب داره و مسلمون و کافر و الخ. اگر در این زمینه، قرآن رو منبع فرض کنیم بهمون میگه که پیش از اسلام، جن ها توانایی گوش دادن به اخبار غیبی رو داشتن و از این جهت اطلاعاتی فراتر از انسان های عادی به دست می آوردن که بعد از اسلام، ازشون سلب شد. حالا حواشی این ماجرا چی می تونه باشه بیایید بگذاریمش کنار.

2-دیو، از ریشه ی قدیمی دئوه است. زمانی پیش از آمدن دین زرتشت دئوه ها که میشه امروز بهشون گفت یزدان-توجه دارید که خود یزدان در اصل اسم جمعه از ریشه ی یزته به معنی پرستیدنی ها- در ایران مورد پرستش بودن. ولی زرتشت چون اون ها رو معادل فرهنگ دینی قوم آریایی می دید که مطابق نظرش قومی بدخو بودن به تدریج اون ها رو حذف کرد. اهوره (نیروی مثبت) جاشون رو گرفت و دئوه ها تبدیل به نیروهای منفی شدن. (نیاز به تکرار نیست که پیش از زرتشت که دین یکتا پرستی بود مفهوم خدای واحد -مظهر نیکی- و اهریمن -مظهر پلیدی صرف- وجود نداشت.) شاهد این نظریه رو میشه در هندوستان دید. جایی که هنوز دئوه ها مورد پرستش هستن و اسوره ها (اهورا) مظهر پلیدی شمرده میشن.

3-فردوسی، به عنوان کامل ترین مرجعی که از افسانه های ایران باستان برای ما مونده لفظ دیو رو نه فقط برای موجود عظیم الجثه ای که پلیده و شاخ و دم داره ذکر نکرده. بلکه گفته -الان بیتش دم دستم نیست- هر انسان پلید کاری همون دیوه. این که چرا برای دیوها شاخ و دم قائلیم یه مبحث دیگه است که اگر خواستید جداگانه توضیح میدم.

4-دیوهای باور اوستایی «فرزندان» شیطان نیستن. اصولاً باور به زایش و والد بودن در باورهای یکتاپرستی اوستایی جایی نداره. موجودی مثل جهی،دختر یا همسر اهریمن نیست اگرچه از نظر جنسیتی نقش مثبت براش قائل هستن.

5-تولکاس عزیز، ترجمه ی الف به فارسی -اگرچه خودم هم این کار رو انجام دادم- نتیجه ی نبودن کلمه بوده وگرنه جن و الف از نظر افسانه شناسی شباهتی با هم ندارن. البته در این زمینه اصلان باید اطلاعاتش رو رو کنه.

6-نزدیک ترین مشابه جن (که البته به هیچ وجه نباید این دو رو یکی فرض کرد) پری ایرانیه که موجودیست خطاکار و فریبنده.

تطابق افسانه ها با هم زمینه ی بسیار بسیار پیچیدیه و نمیشه به همین سادگی باهاش برخورد کرد. بیایید الف رو همون الف بگیریم و وارد جزئیات نشیم.

پ.ن.

یه صحبتی شده بود که در مورد دانشنامه های موازی. میشه اطلاعاتمون رو با هم جمع و جور کنیم و اگر این پروژه کلید خورد منبع فوق العاده ای بسازیم. :-?

پ.پ.ن.

فکر کنم یه خورده رفتم بالای منبر. شرمنده. این پست رو با لحنی ملایم تر از اونچه نوشته شده بخونید :|

پست بسیار خوبی بود جناب تضاد.

با اصول حرفاتون مخالف نیستم و البته حرفاتون ناقض حرف های من نیست.

در مورد الف و جن هم کم لطفی میفرمایید.موارد تشابه آنقدر زیاد هیست که بتوان یکی در نظر گرفت تا حدودی.

در هر صورت هذف من از آن پست خرد قبلی،آوردن توضیحاتی نه چندان کامل برای روشن تر شد مبحث بوده.و نظر مطلق نداده بودم.

ممنون از پستت

تولکاس عزیز، علمایی مثل مرحوم بهار، جناب شایگان، خانم دکتر واحددوست و استاد ستاری هم نتونستن سر این موضوع کاملاً با هم به تفاهم برسن. بنده که عددی نیستم.

فرمایش شما هم کاملاً متینه. X(

می دونین اشکال بحث های اینطوری کجاست؟ بنده خدا مدیرهای سایت مجبور به کار بیشتر میشن. اگر موافقید این بحث رو تموم شده فرض کنیم :( هر چی باشه اصل موضوع راجع به دنیای تالکین بود. :-

پ.ن.

تصحیح: نقش جنسیتی جهی مؤنث بود نه مثبت :-? :|

" البته در این زمینه اصلان باید اطلاعاتش رو رو کنه.

tazad جون واقعا داری ما رو بزرگتر از اونی که هستیم نشون می د ها :-?

در واقع یادم نمی یاد دقیقا کجا ولی یادم هست که چند تا بحث با تولکاس در این رابطه رفتیم

یک موردی هست که باید به اطلاع همتون برسونم و اونم اینه فرق بین دنیای تالکین و دنیای رولینگ

آره درسته. خواهشا جوش نیارید

هر دوی این دو باهم برابری می کنن !!!

اما از چه لحاظ ؟؟؟

از دو لحاظ متفاوت !!!!

ببینید بچه هایی که فانتزی می خونن حتی در این سایت بیشتر کلماتی مثل نفرین- جن- جادو و ..... رو می شنون فکر شون می ره به دنیای رولینگ . ببینید رولینگ دنیای فانتزی داشت به نام انگلیستان یا همون بریتانیای خودمون و دنیای هاگواتس رو بر اساس باور های عامیانه ی انگلیس ها و ایرلندی ها نوشته بود برای مثال اژدهای ولزی در کتاب چهارم هری پاتر و....

اما تالکین داستانش رو بر اساس داستان های عانیانه ی نورسی و تا حدودی آنگلوساکسونی نوشته و در بعضی موارد از داستان های دیگر اسطوره های جهان نظیر ایران هم استفاده کرده

خوب ببینید الان یه ذره داستان فرق کرد

شما معنی کلمه ی الف رو در زبان انگلیس می دونید و مطمئنا اصل واژه رو هم در باور های عامیانه ی انگلیس ها می دونید

کریچر و دابی دو جن در داستان های رولینگ بودن اما اون ها رو با الف های مقیم الف هایم در افسانه های نورسی مقایسه کنید ببینید کدومشون به الف دنیای تالکین شباهت دارن؟؟؟؟؟

بحث در این رابطه زیاده من هم الان دارم روی اصل این مقاله کار می کنم جواب قطعی رو انشاا.. تا شنبه می زارم تو سایت

اصلان عزیز، به نکته ای اشاره کرد که من خیلی بهش دقت نکرده بودم. یعنی تخصصی بودن بحث ها باعث شده بود یادم بره. درسته، خیلی ها وقتی باهاشون صحبت می کنی تمام ادبیات فانتزی رو یه شکل می بینن. ولی اگر از خود من بپرسید که هر دو مجموعه ی هری پاتر و ارباب حلقه ها رو دوست دارم میگم که این دو شباهت ظاهری با هم دارن ولی از پایه با هم فرق می کنن. حالا چقدر هم بگن تو هر دوی تا این داستان ها الف هست من هم هیچ شباهتی بین مثلاً دابی و لگولاس نمی بینم.

از بحث جن و الف بگذریم و یه نمونه ی دیگه رو ببینیم. شما بیایین اژدها رو در نظر بگیرید. موجودی که در فرهنگ ها و افسانه های بسیاری اومده. بیایین نمونه وار چند تا داستان فانتزی رو که اژدها در اون ها هست با هم بررسی کنیم.

ارباب حلقه ها: موجودی منفی، هوشمند و موذی

هری پاتر: موجودی منفی، بسیار خطرناک ولی نه چندان هوشمند (منظور از هوشمند بودن داشتن توانایی های مشابه انسانه. مثلاً اسماگ تنها کوه می تونست حرف بزنه ولی نوربرت (یا بعداً نوربرتا) این طور نبود.)

اروگان: موجودی هم مثبت و هم منفی، هوشمند و کارامد

سپتیموس هیپ: مثبت، خطرناک و هوشمند

شاهنامه: منفی، موذی و نسبتاً هوشمند (یادم نیست جایی فردوسی از حرف زدن اژدها صحبت کرده باشه ولی اژدهای هفت خوان رستم، قطعاً بلد بود خودش رو از چشم رستم پنهان کنه)

این ها رو بگذارید کنار افسانه های چینی که در اون ها اژدها یه موجود کاملاً مثبت و شایسته احترامه! منظورم اینه که صرف شباهت نباید ما رو گول بزنه و اژدها رو همه جا یه شکل بدونیم. اژدهای ایران، زمین تا آسمون با اژدهای چین فرق داره. البته موضوعی که اصلان در مورد منبع تالکین و رولینگ نوشته جای هیچ بحثی نداره.

پ.ن.

اصلان، امروز دو شنبه است!

پ.پ.ن.

ما تو صفحه ی اول سایت یه بخش ارسال خبر و مقاله داریم، اگر فرض کنیم که مقاله ای تأیید شد کجای سایت قرار میگیره؟

پ.پ.ن.

ما تو صفحه ی اول سایت یه بخش ارسال خبر و مقاله داریم، اگر فرض کنیم که مقاله ای تأیید شد کجای سایت قرار میگیره؟

بستگی داره که مربوط به چی باشه. توی لینکهای سمت راست صفحه بخشهای متنوعی وجود داره، اگه مقاله شما توی اون دسته ها جا داشته باشه که به همونجا اضافه میشه. اگر هم لازم باشه دسته جدیدی ایجاد میشه. خودت هم میتونی پیشنهاد بدی که به کدوم قسمت اضافه بشه.

اصلان عزیز، به نکته ای اشاره کرد که من خیلی بهش دقت نکرده بودم. یعنی تخصصی بودن بحث ها باعث شده بود یادم بره.

تضاد جون راست می گه بعضی اوغات بحث هایی خیلی داغی صورت می گیره و هیچ کدوم به جواب کلی نمی رسن در صورتی که اگه به نکات ریز توجه کنن بیشتر مسله حل می شه

مثال : در مورد نفرین

راستش خیلی ها خیال می کنن نفرین در واقع مثل هری پاتر که خیلی بی جا و اشتباه :-

شما بیایین اژدها رو در نظر بگیرید. موجودی که در فرهنگ ها و افسانه های بسیاری اومده.

اژدها :|

چون به اساطیر چینی علاقه دارم از اژدها هم خوشم میاد واقعا به قول هاگرید در هری پاتر اژدها موجودات نازی هستند X(

البته لازم به ذکر است که اژدها تشکیل شده از فکر کنم 13 حیون باشن :(

البته در کنار اژدهای چینی که خوب توصیف شده در کتاب های سه گانه ی وراثت اژدهای خوبی مثل سافیرا داریم

البته موضوعی که اصلان در مورد منبع تالکین و رولینگ نوشته جای هیچ بحثی نداره.

چرا یه ذره می شه بحث کرد !!!

پ.ن.

اصلان، امروز دو شنبه است!

آقا شرمنده بد قول شدم ها باشه الان کار های آخرش تموم که شد انشاا... تو این هفته رو سایت می ذارم :-?

وقتی گفتم موضوع منبع تالکین و رولینگ جای بحث نداره منظورم این بود که این دو تا بنده ی خدا این قدر انگیزه اشون از نوشتن با هم متفاوت بوده و این قدر نگاهشون به منابع بعضاً یکسانی که در اختیار داشتن فرق می کرده که نباید با هم مقایسه اشون کرد. البته به نظر من. حالا اگه شما فکر می کنی موضوع تازه ای این میون هست حتماً بگو. خیلی جالب میشه که نگاه تازه تری به این موضوع هم داشته باشیم.

استاد مهدی، وقتی پرسیدم مقاله کجای سایت ارسال میشه قصد پلید دیگه ای در سرم بود :-? حقیقتش دارم روی یه مقاله کار می کنم در مورد افسانه های موازی به طور کلی و به شکل خاص در مورد موجودی که به قول اصلان نازه. :| موضوع اصلی مقاله تالکین و آردا نیست ولی بخشی از مطلب در مورد اسماگ و هم نوعان نازنینش هست. مقالاتی از این دست، که موضوع اصلیشون آردا و تالکین نیست ولی به این دو مربوط هستن در راستای کاری سایت قرار می گیره؟

البته متوجهم اگر این طوری نباشه. وقتی سایتی هدف خاصی داره طبیعتاً در مورد منابعش هم گزینشی تر عمل میشه. :-

وقتی گفتم موضوع منبع تالکین و رولینگ جای بحث نداره منظورم این بود که این دو تا بنده ی خدا این قدر انگیزه اشون از نوشتن با هم متفاوت بوده و این قدر نگاهشون به منابع بعضاً یکسانی که در اختیار داشتن فرق می کرده که نباید با هم مقایسه اشون کرد.

این رو شما که از اسطوره و اسطوره شناسی سر در میاری می گی :-

بعضی ها اینجوری نیستند در واقع یه زره سر بعضی چیز های خیلی کوچیک توجه خاصی نمی کنند :|

البته به نظر من. حالا اگه شما فکر می کنی موضوع تازه ای این میون هست حتماً بگو. خیلی جالب میشه که نگاه تازه تری به این موضوع هم داشته باشیم.

راستش موضوع جدیدی که نیست فقط یه بحثی بود سر مطابقت آفرینش سیلیماریلیون و اسطوره های ایرانی X(

موضوع اصلی مقاله تالکین و آردا نیست ولی بخشی از مطلب در مورد اسماگ و هم نوعان نازنینش هست. مقالاتی از این دست، که موضوع اصلیشون آردا و تالکین نیست ولی به این دو مربوط هستن در راستای کاری سایت قرار می گیره؟

بله بله واقعا این موجودات نازنین و خیلی هم قشنگ هستند :|

خوب راستش در حدی نیستم که بتونم بگم کجا بنویسید یا نه ( پا در کفش مدیران سایت نمی گذاریم X( ) ولی خوب چون من تونستم افسانه های اسکاندیناوی رو بنویسم شما هم می تونی دیگه :(

ولی اگه می شه زودتر بنویسید مخصوصا اون بخش موجودات نازنین رو :-?

همینطوره که شما میگید، اینجا سایت تخصصی تالکینه و سعی میکنیم مطالب توی صفحه اصلی سایت کاملا مرتبط با تالکین باشه و فکر نمیکنم این مقاله ای که درباره اش صحبت میکنید جاش توی سایت اصلی باشه. به نظر من بهتره که این مقاله رو توی فروم و بخش "موجودات فانتزی" ارسال کنید. به نظرم یه تاپیک خوب میشه ازش در آورد.

اصلان جان اگه واست مقدور باشه در باره خدایان مصر باستان مطلب بزاری ممنون میشم .

همین طور اگه درباره ( گیلگمش و انکیدو ) و مطلبی که اریک فون دونیکن دربارش نوشته اطلاع داری خوشحال میشم نظرتو بدونم

اینقدر بحث رو نپیچونید عزیزان من !

دیو ، همون جن کافر یا شیطان هستش، و در این مورد باید از کسانیکه در این زمینه تحقیق میکنند بپرسید . بحث ما هم اصلا دیو و جن و... نیست که !

بابا بحث ما خدایان باستانیه . والار که خدا نیستن ! فقط انسانها به خاطر قدرت عظیم والار توهم زدن که اونا خدا هستن !

اما راجع به دیو : توی فلسفه هم هست . دیو = دائوس = زئوس . کلمه به این ترتیب منتقل شده . اصلش توی متون اوستا دائواس و آمشاسپنتان دو دسته از موجودات الهی هستن که دائوا ها در اسطوره موجوداتی بودند که به دلیل ماهیت بدنی که براشون تصور می شد به این نام اسم برده میشن یعنی موجودی از پرتو آفتاب( دا=از و اِوا=نور آفتاب یا درخشش)

خب خاصیت نور آفتاب چیه ؟ حرارت دارد !

و جن از جنس چیه ؟ آتش بدون دود یا همون حرارت !

خیلی هاتون هم میدونید که در فرهنگ هندو : دیو میشدهایندیرا و پری میشده اهورا . ترجمه تحت الفظی ایندیرا در زبان فارسی دری ، دیوهستش.

اگر هم میشه این جن و پری رو تقلیل بدید و به خدایان محترم و محترمه باستانی بپردازید ، خواهشا !

اگه در این مورد مطلبی خواستید ما هستیم biggrin.png

ترا من چشم در راهم ......

چی شد قربان قرار بود به این تاپیک خاک خورده هم یه رسید گی بفرمایید

اصلان جان اگه واست مقدور باشه در باره خدایان مصر باستان مطلب بزاری ممنون میشم .

همین طور اگه درباره ( گیلگمش و انکیدو ) و مطلبی که اریک فون دونیکن دربارش نوشته اطلاع داری خوشحال میشم نظرتو بدونم

درود !!

در مورد اسطوره های مصری چی رو می خوای بدونی ؟؟؟

در مورد گیلگمش قرار بود یه مطلبی بنویسیم بر اساس یه نظر سنجی که خوب خوب پیش نرفت ! http://arda.persianblog.ir/post/29/

در مورد اریک فون دانیکن هم باید صبر کنی !! چون قبلاً یکی دیگه تحت بررسی قرار گرفته :دی http://arda.persianblog.ir/post/28/

خوب برای این که پست تبلیغاتی نشه باید ذکر کنم که بنده الان یک هفته است که دارم شروع می کنم به خوندن داستان های ایرانی و اسطوره های ایرانی و به همین دلیل برای نظر دادن هنوز زود است !!

گیلگمش رو جسته و گریخته یه بخشاییشو خوندم بیشتر میخواستم بدونم نوشته ای رو که فون دونیکن تو کتابش ( فکر کنم ارابه خدایان ) درباره به فضا رفتنش نوشته بود رو خوندی ؟ اگه خوندی نظرت چیه؟

برای گیلگمش می تونی کتاب " افسانه ها و اسطوره های ملل " اثر دونا روزنبرگ رو بخونی ! البته خلاصه توضیح داده !!

در مورد دانیکن ؟؟ :) ;)

خوب به نظرم حرف هاش از 100% حدود 30% یا کم تر درست باشه !!

خودش هم چند جایی گفته که من دروغ گفتم در ضمن زندگی نامش رو یه بار بخون خیلی جالبه :دی

اون جوری که گفته چند باری کلاه برداری کرده !

توی دنیای تالکین یه خدا بیشتر وجود نداره که اونم اسمش ارو هست که الفها بهش میگن ایلوواتار.

ارو آینور رو خلق میکنه که قدرتمندترین مخلوقاتش هستن. دو دسته مهم آینور والار و مایار هستن که والار از مایار قدرتمندتر هستن. 14 والار داریم که اسماشون توی سیلماریلیون اومده، ملکور(مورگوت) هم همردیف والار هست(در واقع قدرتمندترینشونه) اما چون بر بقیه قیام کرد جزء والار محسوب نمیشه.

باعرض سلام خدمت دوستان گرامی.با نظر آقا مهدی موافقم.ببینید توی داستانهای فانتزی بیشتر کنایه و تمثیل کاربرد داره و توی داستان تالکین هم میشه به این حرف رسید.تالکین هم فقط اعتقاد به یک خدا داره و بقیه والارها و مایارها فرشته هستند حالا نسبت قدرتشون فرق داره مثلا ملکور و آینور از همه قوی ترند و ملکور نمادی از شیطان و مثلا آینور نمادی از جبرئیله.واقعا جهانبینی تالکین با رولینگ فرق داره کتابای رولینگ سراسرش از بی خدایی کتایت می کنه ولی کتابای تالکین نه و دقیقا روح بشریت توش حلاجی میشه.مثلا یکی از شخصیت هایی که خیلی جالبه به نظر من آر-فارازونه.این شخصیت خیلی شبیه به شخصیت اساطیری خودمون جمشیده و فساد در اثر قدرت در هردوشون مشترکه.توی کتابای تالکین امید،ایمان ،پاکی ،شرارت و ... خیلی خوب توصیف شده ولی در هری پاتر فقط نویسنده مشخص می کنه کدام بدن کدام خوب.گاهی واقعا توی کتابای هری پاتر خوبا از بدا بدترن و غیر از اون خیلی کلیشه ای هم مرز بندی شدند.

در واقع تو اکثر تمدن ها خدایان متعدد مشترک هستن ولی نه در همشون

و همینطور در مورد خدایان یکتا که در بسیاری از ادیان یکتا پرست مشترکن

خدایان در واقع موجودات دنیا های دیگه هستن عده ای تسلط و راهنمایی هاشونو قبول کردن و بهشون کمک میکنن

و در مورد برخی خدایان یکتا هم میشه ملکور LOTR رو مثال زد که برخی ازقات با ایلوواتار در میان موجودات گمراه اشتباه میشه

خیلی ها که با دنیا های دیگه در ارتباط هستن میتونن از راهنمایی های موجودات خردمند تر بهره مند بشن و گاهی اوقات از اونا چیز هایی طلب میکنن

بعضی اوقات هم فقط اونا کسایی رو که طالب اطلاعات هستن آگاه میکنن

اما همون طور که فیلسوف های بسیاری گفتن فقط یک خدای روشنایی هست :ymapplause:

و در مورد برخی خدایان یکتا هم میشه ملکور LOTR رو مثال زد که برخی ازقات با ایلوواتار در میان موجودات گمراه اشتباه میشه

نه؛ ملکور خدا نیست! اون و بقیه‌ی والار فقط لقب خدا رو دارن! در داستان‌های تالکین، فقط ارو ایلوواتاره که خدای واقعی‌ـه. بقیه‌ی موجودات توانایی کارهایی که ارو می‌کنه رو ندارن و خدا نیستن. برای نمونه، اگه ارو به دورف‌ها جان و روح و عقل نمی‌داد، اونا برای همیشه مجسمه‌های خلق‌شده‌ی آئوله می‌موندن. ملکور هم چیزی نمی‌تونست خلق کنه، و مخلوقاتش هم تقلیدی از مخلوقات ارو بودن. (مثلاً اورک‌ها که تقلیدشده یا تغییریافته‌ی الف‌ها هستن.)

درسته خدا نیست ! ولی ارک ها و سایر موجودات تاریکی اونو خدای خودشون میدونن و نه ارو !!!

برای همین گفتم : برخی ازقات با ایلوواتار در میان موجودات گمراه اشتباه میشه

:D

فکر نکنم موجودات تاریکی ملکور رو آفریده ی خدای روشنایی بدونن !

در مورد خدایان خیلی تحقیق کردم و شاید به همین خاطره که می خوام مختصر جواب بدم

1- خدایان شبه انسان : در یونان ، روم و ایران

2- خدایان انسان حیوان : در مصر ، هند ، چین

3- خدایان انسان - عجیب الخلقه : در مصر

4- خدایان روحانی : بین النهرین ، یونان ، ایران

5- خدایان جسمی : عربستان، حبشه ، مصر ، یونان ، روم 

6- خدایان طبیعی : مانند خورشید ماه و... : بین النهرین، حبشه ، ایران ، یونان ، روم

البته خدایان و خداهای مفرد زیاد دیگری هم هست که به دلیل طولانی شدن بحث بهشون نمی پردازم 

در فرهنگ لغت الف به معنای جن و پری آمده اما در میان مردم انگلیسی زبان منظور از الف پری هستش و برای جن از لغت genıı استفاده میشه. در میان عوام پری به معنای جن زیبا است، در حالی که پری ها هم موجودات شبیه انسان اما با خصوصیات رفتاری و تا حدودی فرمیک شبیه به جن ها هستند و بعضی از آنها هم در صورت زیان دیدن از جانب انسان شرارت میکنند و درصدد انتقام جویی بر می آیند. الف های کتابهای تالکین به دلیل خصوصیاتی شبیه به پریها الف نامیده شدن و البته با پریان دنیای انسانها تفاوت دارند. الف های تالکین به والینور رفتند و هرگز باز نگشتند ولی پریان در دنیای امروز وجود دارند.گابلینها نماد جنهای زشت و شرور هستند. 

در در February 9, 2016 at 5:00 PM، lord of the moon گفته است :

در مورد خدایان خیلی تحقیق کردم و شاید به همین خاطره که می خوام مختصر جواب بدم

1- خدایان شبه انسان : در یونان ، روم و ایران

2- خدایان انسان حیوان : در مصر ، هند ، چین

3- خدایان انسان - عجیب الخلقه : در مصر

4- خدایان روحانی : بین النهرین ، یونان ، ایران

5- خدایان جسمی : عربستان، حبشه ، مصر ، یونان ، روم 

6- خدایان طبیعی : مانند خورشید ماه و... : بین النهرین، حبشه ، ایران ، یونان ، روم

البته خدایان و خداهای مفرد زیاد دیگری هم هست که به دلیل طولانی شدن بحث بهشون نمی پردازم 

با سلام و درود

تقسيم بندي جالبيه و اين نوع تقسيم بندي رو من جايي نديده بودم :)

اما خب اين و بايد در نظر داشته باشين كه خدا خداست و نمي شه اين تقسيم بندي رو براش انجام داد

چون يك خدا مي تونه در تمام اين تقسيم بندي ها جا بگيره و ....

 

اي كاش در مورد هر كدوم از اين تقسيم بندي ها بيشتر توضيح مي دادين و چند مثالي مي زديد و بيشتر باهم بحث مي كرديم 

 

در كل ايده ي تميزي بود 

در 4 ساعت قبل، Aslan گفته است :

با سلام و درود

تقسيم بندي جالبيه و اين نوع تقسيم بندي رو من جايي نديده بودم :)

اما خب اين و بايد در نظر داشته باشين كه خدا خداست و نمي شه اين تقسيم بندي رو براش انجام داد

چون يك خدا مي تونه در تمام اين تقسيم بندي ها جا بگيره و ....

 

اي كاش در مورد هر كدوم از اين تقسيم بندي ها بيشتر توضيح مي دادين و چند مثالي مي زديد و بيشتر باهم بحث مي كرديم 

 

در كل ايده ي تميزي بود 

با تشکر

 

در ادبیات تخیلی کمتر نویسندگان و حماسه سرایانی هستند که به خدای واحد اشاره کنند

با این که من از لفظ خدا برای معرفی همه ی آنان استفاده کردم ولی صحیح تر آن بود که لفظ رب النوع را برای اکثر آنان به کار ببرم. و یک رب النوع توانایی ای که شما به آن اشاره می کنید را ندارد

پ.ن

اگه بخواهم در این مورد توضیح بدم ممکنه خیلی خیلی بیشتر از حد مجاز حرف بزنم 

اگر بحث خاصی مد نظرتون هست بگید تا به صورت تخصصی در مورد یکی از اون ها بحث کنیم

در در Tuesday, February 09, 2016 at 5:00 PM، lord of the moon گفته است :

در مورد خدایان خیلی تحقیق کردم 

دسته بندی خوبیه ولی جای ارواح رو خالی نمی بینی؟

ارواح نسبت داده شده به طبیعت

برخی ارواح درگذشتگان

و ارواح نسبت داده شده به اشیا

پرستش هر سه مورد قدمت زیادی داره و توی آیین های خاور دور رایجه. اینا ماهیت متفاوتی دارن با خدایان روحانی که گذاشتی.

در در 5/30/2016 at 6:57 PM، ورونوه گفته است :

دسته بندی خوبیه ولی جای ارواح رو خالی نمی بینی؟

ارواح نسبت داده شده به طبیعت

برخی ارواح درگذشتگان

و ارواح نسبت داده شده به اشیا

پرستش هر سه مورد قدمت زیادی داره و توی آیین های خاور دور رایجه. اینا ماهیت متفاوتی دارن با خدایان روحانی که گذاشتی.

البته در انتهای پیامم اشاره کردم که بعضی از خدایان رو به دلیل طولانی و تخصصی شدن بیش از اندازه ی بحث نمی نویسم

و به خدایان طبیعی و روحانی رو اشاره کردم و فکر کنم این سه قسمت در این دو دسته مشمول بشوند

 

خدایان روحانی که قدرت های پنهان درونی خلقت نامیده می شند و در محدوده ی بین انهرین و تحت تاثیر عقاید موحدین به مرور زمان درست شدند و این اعتقادات جدید به علاوه ی اعتقادات قدیمشون مبنی بر قدرت داشتند عناصر طبیعت با هم عقایدی رو شکل داد که شما فرمودید

 

در مورد ارواح در گذشته : البته منظورتون رو درست نفهمیدم ولی اگه منظورتون از ارواح گذشتگان همون ارواح انسان هایی هستند که مردند باید بگم در  تحقیقات حقیر هیچ جایی به صورت مستقیم پرستش آن ارواح مطرح نشده است

در فرهنگ : ژاپن،بعضی از قسمت های چین وآفریقا رسم بر مک گرفتن از ارواح مردگان دیده شده است و ریشه ی این کار در عقایدشان است که تا حدی با هم فرق دارند

در ژاپن : معتقد بودند با این کار قدرت و ارداه ی اجدادشان به یاری آنان می رسند

در آفریقا : معتقد بودند که ارواج اجدادشان شاهد حرکات آن در هر لحظه ی زندگیشان هستند و به دلیل زندگی به عالم آسمانی توانایی یاری فرستادن هستند

در چین: تعدد بسیار زیادی در فرهنگ وجود دارد ولی اکثر مانند مورد ژاپن و آفریقا هستند

 

در کل اون ها ارواح رو چشم خدایان نمی دیدند بلکه افرادی برای توسل گرفتند می یافتند 

(اگر حقیر اشتباه می کنم لطفا منبع اطلاعات خودتون که خلاف حرفم رو اثبات می کنه معرفی کنید. حتما مطالعه می کنم)

 

در باب مورد سوم: 

به گمانم منظور شما همان خدایان جسمانی مانند بت ها ، سنگ ها ، مجسمه ها ، چوب ها و ... خاص بودند که این جانب به آنان اشاره کردم

و اگر منظورتان چیز دیگر بود که لطفا آن را بیان کنید

خب اینکه بخوای ارواح رو پخش کنی بین دسته های دیگه، تقسیم بندیت رو حیف می کنه. چون اینطوری منحصر میشه به نمودها یا صور خدایان. الان مفهوم کامی هم صورت انسانی داره، هم طبیعی، هم حیوانی. به طور خاص می تونم به ایناری اشاره کنم. خدای شالیزار. معمولا به شکل روباه در می یاد اما صورت انسانی هم داره.  کلا کامی ها می تونن در مکان ها، افراد و اشیا مقیم بشن یا شکل اونا رو به خودشون بگیرن. اما یه مفهوم ثابت هستن. اینکه به نمودهاشون تجزیه بشن خب به درک ذات لطمه می زنه.

در مورد ارواح نیاکان هم چرا، مورد پرستش قرار می گیرن به عنوان کامی خانواده. به اسم خاصتر کومون اگه درست یادم باشه. پرستش آیین شینتو در همون حد تکریم و حرمت گذاشتن و درخواسته. خیلی جاها  سه خدای خالق،محافظ و نابودگر از هم تفکیک میشن. کامی های خانواده توی رسته ی خدایان محافظ می رن. ولی به هرحال مورد پرستشن.(مشابه کامی،شن در فرهنگ چینیه.)

درباره ی طبیعت: گاهی قدرت مستقیما به عنصر طبیعی نسبت داده میشه. مثلا خدای رعد. خدای خورشید. کاهی روح به عنصر و قدرت به روح نسبت داده میشه مثل خدای باران.

در مورد اشیا هم منظورم بتواره(فتیش) هست. تفاوتش اینه که فتیش به واسطه ی اقامت روح صاحب اعتبار و لایق پرستش میشه. و ممکنه موقت باشه.

مطالعات من مربوط به تاریخ هنره و پراکنده در 7_8 سال. منابع رو حضور ذهن ندارم اما در مورد شینتو، ترجمه ها و مقالات آقای ع.پاشایی خیلی خوب بودن. بعضیهاش از فصلنامه ی هفت آسمان بود.

بخشی هم از تاریخ تمدن ویل دورانت و منابع متفرقه. 

ببخشید که طولانی و پراکنده س.

در در 6/1/2016 at 9:44 PM، ورونوه گفته است :

خب اینکه بخوای ارواح رو پخش کنی بین دسته های دیگه، تقسیم بندیت رو حیف می کنه. چون اینطوری منحصر میشه به نمودها یا صور خدایان. الان مفهوم کامی هم صورت انسانی داره، هم طبیعی، هم حیوانی. به طور خاص می تونم به ایناری اشاره کنم. خدای شالیزار. معمولا به شکل روباه در می یاد اما صورت انسانی هم داره.  کلا کامی ها می تونن در مکان ها، افراد و اشیا مقیم بشن یا شکل اونا رو به خودشون بگیرن. اما یه مفهوم ثابت هستن. اینکه به نمودهاشون تجزیه بشن خب به درک ذات لطمه می زنه.

در مورد ارواح نیاکان هم چرا، مورد پرستش قرار می گیرن به عنوان کامی خانواده. به اسم خاصتر کومون اگه درست یادم باشه. پرستش آیین شینتو در همون حد تکریم و حرمت گذاشتن و درخواسته. خیلی جاها  سه خدای خالق،محافظ و نابودگر از هم تفکیک میشن. کامی های خانواده توی رسته ی خدایان محافظ می رن. ولی به هرحال مورد پرستشن.(مشابه کامی،شن در فرهنگ چینیه.)

درباره ی طبیعت: گاهی قدرت مستقیما به عنصر طبیعی نسبت داده میشه. مثلا خدای رعد. خدای خورشید. کاهی روح به عنصر و قدرت به روح نسبت داده میشه مثل خدای باران.

در مورد اشیا هم منظورم بتواره(فتیش) هست. تفاوتش اینه که فتیش به واسطه ی اقامت روح صاحب اعتبار و لایق پرستش میشه. و ممکنه موقت باشه.

مطالعات من مربوط به تاریخ هنره و پراکنده در 7_8 سال. منابع رو حضور ذهن ندارم اما در مورد شینتو، ترجمه ها و مقالات آقای ع.پاشایی خیلی خوب بودن. بعضیهاش از فصلنامه ی هفت آسمان بود.

بخشی هم از تاریخ تمدن ویل دورانت و منابع متفرقه. 

ببخشید که طولانی و پراکنده س.

منظورت از کامی رو نفهمیدم؟

تا جایی که من می دونم کامی همون خدای واحد بین ژاپنی هاست.

در مورد کلیت حرف هات: این تقسیم بندی های شما هم درسته.

اون خدایانی که شما می فرمایید فقط قدرت طبیعت رو دارند وگرنه در مهد تمدنشون ، یونان، آنان رو بیشتر خدایان انسان نما (دارای بدن انسانی) می دونند تا خدایان طبیعی. خدایان طبیعی از جسم مجزا هستند

در مورد اشیا ... خب اون هام میشند خدایان جسمانی. (مبحوث در اجسام به اراده ی خود)

درسته. البته کامی یک اسم واحده برای مجموعه ی آنچه که ژاپنی ها می پرستن. ولی خودش یک مفهوم واحد نیست که بشه به توحید ربطش داد. کامی ها هیچ کدوم قادر مطلق نیستن.

خب پس تقسیم بندی شکلی انجام دادی به این ترتیب. یعنی مثلا سوریا، خدای خورشید هندو رو توی این تقسیم انسان نما می دونیم و کار نداریم که اسم یه قدرت طبیعی رو یدک می کشه.

اون مسئله ی بت و بتواره هم وقتی تقسیم بندی شکلی باشه حل میشه. تفاوت هاشون توی اثریه که توی جامعه و رفتار پرستنده ها می ذارن. وگرنه که به لحاظ کالبد، بله یکی هستن.

فقط همین خدایان چند شکله می مونن. که نمونه ش رو همین ایناری یادمه. اونم بهتره محلش نذاریم:دی

در در May 30, 2016 at 0:39 PM، lord of the moon گفته است :

با تشکر

 

در ادبیات تخیلی کمتر نویسندگان و حماسه سرایانی هستند که به خدای واحد اشاره کنند

با این که من از لفظ خدا برای معرفی همه ی آنان استفاده کردم ولی صحیح تر آن بود که لفظ رب النوع را برای اکثر آنان به کار ببرم. و یک رب النوع توانایی ای که شما به آن اشاره می کنید را ندارد

پ.ن

اگه بخواهم در این مورد توضیح بدم ممکنه خیلی خیلی بیشتر از حد مجاز حرف بزنم 

اگر بحث خاصی مد نظرتون هست بگید تا به صورت تخصصی در مورد یکی از اون ها بحث کنیم

با سلامي دوباره

جداي از اسم رب النوع و خدا و تفاوت و شباهت هايي كه دارن ، مبحثي كه شما دارين بهش اشاره مي كنيد بهش در اسطوره شناسي مي گن پيكرگرداني metamorphoses كه در اون ميان و همين سبك شيوه ي شما رو براي تقسيم بندي موجودات انجام مي دن اما خب براي خدايان ( بدون در نظر گرفتن رب النوع بودن و خداي خطايان بودن ) كمي پيچيده مي شه اين قضيه 

براي مثال زئوس يك جا تبديل به قو يا كلا حيون مي شه و جاي ديگه يك شكل انساني داره داره در كل از از اون طرف خدايان هندي با اون همه تنوع اواتاري خودشون كمي سخت و پيچيده مي شه كار ، به همين خاطر ميان و بررسي مي كنن به صورت موازي در اساطير كه يك خدا وقتي به حيوان تبديل مي شه چ تفسير داري نه اين كه بيايم و بگيم كل خدايان در اين دسته بندي به اين نحو جا مي گيرن 

 

با تشكر

در در 6/5/2016 at 3:44 PM، Aslan گفته است :

با سلامي دوباره

جداي از اسم رب النوع و خدا و تفاوت و شباهت هايي كه دارن ، مبحثي كه شما دارين بهش اشاره مي كنيد بهش در اسطوره شناسي مي گن پيكرگرداني metamorphoses كه در اون ميان و همين سبك شيوه ي شما رو براي تقسيم بندي موجودات انجام مي دن اما خب براي خدايان ( بدون در نظر گرفتن رب النوع بودن و خداي خطايان بودن ) كمي پيچيده مي شه اين قضيه 

براي مثال زئوس يك جا تبديل به قو يا كلا حيون مي شه و جاي ديگه يك شكل انساني داره داره در كل از از اون طرف خدايان هندي با اون همه تنوع اواتاري خودشون كمي سخت و پيچيده مي شه كار ، به همين خاطر ميان و بررسي مي كنن به صورت موازي در اساطير كه يك خدا وقتي به حيوان تبديل مي شه چ تفسير داري نه اين كه بيايم و بگيم كل خدايان در اين دسته بندي به اين نحو جا مي گيرن 

با تشكر

تا جایی که سوادم قد میده زئوس به عقاب تبدیل میشدا! شایدم به داستان دیگری اشاره می کنید

منم که از قبل گفتم قصد بحث تخصصی ندارم.

البته زئوس و خدایان مانند او نیز مقامی بالاتر از رب نوع دارند ولی هنوز هم خدا محصوب نمی شوند . کلا تمدن هایی که به الهاد اعتقاد دارند در فرهنگ خود موجودی با ویژگی های یک خدا را ندارد و زمان معرفی می گویند god of و این of نماد رب النوعی آن هاست.

(البته اگر کسی بگوید زدوس و دیگر خدایان یا تایتان ها زب النوع نیستند هم یک جورایی داره حرف درسی می زنه)

در در 6/5/2016 at 4:42 PM، lord of the moon گفته است :

تا جایی که سوادم قد میده زئوس به عقاب تبدیل میشدا! شایدم به داستان دیگری اشاره می کنید

منم که از قبل گفتم قصد بحث تخصصی ندارم.

البته زئوس و خدایان مانند او نیز مقامی بالاتر از رب نوع دارند ولی هنوز هم خدا محصوب نمی شوند . کلا تمدن هایی که به الهاد اعتقاد دارند در فرهنگ خود موجودی با ویژگی های یک خدا را ندارد و زمان معرفی می گویند god of و این of نماد رب النوعی آن هاست.

(البته اگر کسی بگوید زدوس و دیگر خدایان یا تایتان ها زب النوع نیستند هم یک جورایی داره حرف درسی می زنه)

عقاب به همراه رعد و برق نماد هايي از زئوس بودن تا جايي كه يادمه و در يكي از داستان هاي معاشقه زئوس تبديل به قو مي شه يا نه بارون مي شه و تو بغل قو مي باره و كلا بايد باز اساطير رو نگاه كنم اما خب اين رو مطمئن هستم كه زئوس به اشكال مختلفي از جمله پيرمرد و گاو و ... در مياره و مي خوام بگم كه در چند دسته مي تونه قرار بگيره 

در مورد رب النوع خواندن و ... حقيقتش بحث ها بايد تخصصي باشه و ...

اما خب تقسيم بندي خوبيه و بايد كمي كار بشه و بحث بشه روش 

 

پ.ن :

زئوس در يكي از معاشقه هاش تبديل به قو مي شه و هلن از اين معاشقه به دنيا مياد :)

ويرايش براي اين مطلب بود

اخه يادم بود يه جايي اي بابا قو مي شه و ....( بايد يه بار ديگه اساطير و بخونم )

در در 6/5/2016 at 5:10 PM، Aslan گفته است :

عقاب به همراه رعد و برق نماد هايي از زئوس بودن تا جايي كه يادمه و در يكي از داستان هاي معاشقه زئوس تبديل به قو مي شه يا نه بارون مي شه و تو بغل قو مي باره و كلا بايد باز اساطير رو نگاه كنم اما خب اين رو مطمئن هستم كه زئوس به اشكال مختلفي از جمله پيرمرد و گاو و ... در مياره و مي خوام بگم كه در چند دسته مي تونه قرار بگيره 

در مورد رب النوع خواندن و ... حقيقتش بحث ها بايد تخصصي باشه و ...

اما خب تقسيم بندي خوبيه و بايد كمي كار بشه و بحث بشه روش 

 

پ.ن :

زئوس در يكي از معاشقه هاش تبديل به قو مي شه و هلن از اين معاشقه به دنيا مياد :)

ويرايش براي اين مطلب بود

اخه يادم بود يه جايي اي بابا قو مي شه و ....( بايد يه بار ديگه اساطير و بخونم )

فکر کنم یادم اومد

حدس می زدم دارید به داستانی اشاره می کنید

راستش اون تقسیم بندی رو من بداهه انجام دادم و تعصب خاصی روش ندارم. البتّه به هیچ وجه قصد و انگیزه ای برای بحث تخصصی در این مباحث ندارم و در حال حاضر موضوعی برای بحث جدی نمی بینم ولی خوشحال میشم از شنیدن در این مورد با شما صحبت کنم و در قالبی دوستانه حتّی بحث رو تخصصی هم کنیم

در در 6/6/2016 at 4:33 PM، lord of the moon گفته است :

فکر کنم یادم اومد

حدس می زدم دارید به داستانی اشاره می کنید

راستش اون تقسیم بندی رو من بداهه انجام دادم و تعصب خاصی روش ندارم. البتّه به هیچ وجه قصد و انگیزه ای برای بحث تخصصی در این مباحث ندارم و در حال حاضر موضوعی برای بحث جدی نمی بینم ولی خوشحال میشم از شنیدن در این مورد با شما صحبت کنم و در قالبی دوستانه حتّی بحث رو تخصصی هم کنیم

بله داستان لدا و قو هست كه زئوس با ملكه اسپارت عشق بازي مي كنه و هلن به دنيا مياد و ....

در همون چند پست اخير گفت كه تقسيم بندي جالبي بود و مي شه روش كار كرد و خب در اين زمينه اگه خواستين كار كنيد مي تونم كمكي كنم البته در اون حد نيستم :دي و در مورد بحث هم والا اگر مد نظر داريد جايي رو در موردش بحث كنيم البته اگر اطلاعات داشته باشم :) 

در در 6/7/2016 at 1:48 PM، Aslan گفته است :

بله داستان لدا و قو هست كه زئوس با ملكه اسپارت عشق بازي مي كنه و هلن به دنيا مياد و ....

 

در همون چند پست اخير گفت كه تقسيم بندي جالبي بود و مي شه روش كار كرد و خب در اين زمينه اگه خواستين كار كنيد مي تونم كمكي كنم البته در اون حد نيستم :دي و در مورد بحث هم والا اگر مد نظر داريد جايي رو در موردش بحث كنيم البته اگر اطلاعات داشته باشم :) 

باعث افتخاره که همراهیم کنید

به قول aslan کبیر : به دلیل گفتن این که در اون حد نیستید پس صد در صد در اون جایگاه هستید (با کمی تغییر)

0

 

اونا اصلا خدا نیستن، والار هستن. فقط یک خدا در دنیای تالکین وجود داره

درود

ینی نمیدونین چرا دارم پست میزارم?

بگذریم

بستگی داره خدایان رو در کجا بخوایم برسی کنیم تو دنیای فانتزی یا جهان خودمون

اغلب داستان ها در جهان امروز سکولار هستن اما بودن نویسنده هایی مثل تالکین ک خدا در داستان هاشون بوده

خدای جهان اردا ارو هستش

در نارنیا هم اصلان  رو ب عنوان خدا تعریف کردن

اما...

در دنیای واقعی رب النوع ها مطرح هستن ک موکل بر پدیده های طبیعی و خیلی چیزای دیگع مثل عشق و جنگ و موسیقین

اما بحثی ک میخوام بکنم این نیس

بحث سر شباهت های اوناست

مثلا خدایان مصری ایزیس اوزیریس و هوروس رو درنظر بگیریم این سه خدا مادر پدر و فرزند هستند ک در جریان تولد هوروس هم میدونیم ک بدون دخالت پدر فرزند متولد شد نمیخوام وارد بحثش بشم چون موضوع ما نیست

حالا در مسیحیت ما تثلیث رو داریم ک پدر پسر و روح القدسه ...

شباهت خیلی زیاده 

و جالب اینجاست ک مسیح هم بدون پدر متولد شد ...

خب یجورایی باکره ی مقدس ایزیس 

و هوروس هم مسیح هستش 

مشابهش رو در اسلام هم داریم...

و در ادیان دور شرقی ...

در شاهنامه اومده ک در جهان ابتدا یک گاو و کیومرث(پدر همه ی انسان ها اگر اسمش رو اشتباه نکنم) بودن و انسان ها از  کیومرث ایجاد شدن

باز هم فرزند پدر و... خخخ باز هم جفت مادینه گاو نماد باروریه و ب نوعی نشان زنه خون گاو رو در گذشته برای باروری روی زمین میریختن ک برمیگرده ب همین افسانه

در کل هدف از گفتن این مطالب این بود ک بگم باوجود تعدد خدایان در تاریخ و فرهنگ های مخلتف همشون در واقع یکی هستن فقط اسم و قالبشون عوض شده

خدا رو نور مینامیم درحالی ک در  اولین دین جهان ک همون میتراییسم بود خدا الهه ی نور و روشنایی و خورشید بوده

این نشون میده همه چیز درواقع یک چیزه

و خدایان هم همون قدیمیا هستن فقط تقسیم بندی و نامگذاریشون تغییر کرده

سپاس

در 3 ساعت قبل، ایوانا گفته است :

درود

ینی نمیدونین چرا دارم پست میزارم?

بگذریم

بستگی داره خدایان رو در کجا بخوایم برسی کنیم تو دنیای فانتزی یا جهان خودمون

اغلب داستان ها در جهان امروز سکولار هستن اما بودن نویسنده هایی مثل تالکین ک خدا در داستان هاشون بوده

خدای جهان اردا ارو هستش

در نارنیا هم اصلان  رو ب عنوان خدا تعریف کردن

اما...

در دنیای واقعی رب النوع ها مطرح هستن ک موکل بر پدیده های طبیعی و خیلی چیزای دیگع مثل عشق و جنگ و موسیقین

اما بحثی ک میخوام بکنم این نیس

بحث سر شباهت های اوناست

مثلا خدایان مصری ایزیس اوزیریس و هوروس رو درنظر بگیریم این سه خدا مادر پدر و فرزند هستند ک در جریان تولد هوروس هم میدونیم ک بدون دخالت پدر فرزند متولد شد نمیخوام وارد بحثش بشم چون موضوع ما نیست

حالا در مسیحیت ما تثلیث رو داریم ک پدر پسر و روح القدسه ...

شباهت خیلی زیاده 

و جالب اینجاست ک مسیح هم بدون پدر متولد شد ...

خب یجورایی باکره ی مقدس ایزیس 

و هوروس هم مسیح هستش 

مشابهش رو در اسلام هم داریم...

و در ادیان دور شرقی ...

در شاهنامه اومده ک در جهان ابتدا یک گاو و کیومرث(پدر همه ی انسان ها اگر اسمش رو اشتباه نکنم) بودن و انسان ها از  کیومرث ایجاد شدن

باز هم فرزند پدر و... خخخ باز هم جفت مادینه گاو نماد باروریه و ب نوعی نشان زنه خون گاو رو در گذشته برای باروری روی زمین میریختن ک برمیگرده ب همین افسانه

در کل هدف از گفتن این مطالب این بود ک بگم باوجود تعدد خدایان در تاریخ و فرهنگ های مخلتف همشون در واقع یکی هستن فقط اسم و قالبشون عوض شده

خدا رو نور مینامیم درحالی ک در  اولین دین جهان ک همون میتراییسم بود خدا الهه ی نور و روشنایی و خورشید بوده

این نشون میده همه چیز درواقع یک چیزه

و خدایان هم همون قدیمیا هستن فقط تقسیم بندی و نامگذاریشون تغییر کرده

سپاس

تا حدودي كم و بيش موافقم هستم اما بهتر بود ك اول خدا رو چي تعريف بكني و بعد بياي بهش قالب بدي و بعد مكان ك تو كدوم دسته بندي قرار مي گيرند و قس اعلي هذا ( منظورم از دسته بندي اينه ك تو دنياي فانتزي قرار بدي يا دنياي خودمون )

ببين چ در دنياي فانتزي و اساطير و چ در دنياي خودمون مسئله خلق شدن هميشه وجود داشته و حتي تو فلسفه هم يكي از پرسش هاي بنيادي اينه ك ما چ جوري خلق شديم و چي جوري داريم رفتار مي كنيم ك حتي مي تونم با يه تقريب خوبي هم بگم ك فيزك هم به دنبال يافتن جواب همين سواله ك كاري با جواب هاش ندارم اما بيشتر هدفم داستان هاي اساطيري و فانتزيه ك نام بردن از سكولار تو داستان و اساطير به نظرم زياد جالب نباشه، چون ما تعريف دقيقي از خدا نداريم ؟! ايا خدا به معناي خالق هستي و هستي بخش منظورت باشه ك اون وقت زئوس هم تا جايي ك يادم باشه مخلوقه و با تقريب خوبي اكثر خدايان هم اين جوري هستن ، اما اگر نه خدا به معناي پرستش مي گي ك قضيه اش باز هم فرق داره 

كلا قضيه اش خيلي مفصله و بايد هدف بحث مشخص بشه و از طرفي فكر نكنم اولين دين ، دين ميترايسم باشه ؟! ?? چون اگه به اديان ابراهيمي توجه كنيم خالق به معناي هستي دهنده هميشه بوده اشاره به زندگي ادم و حوا 

در 12 ساعت قبل، Aslan گفته است :

تا حدودي كم و بيش موافقم هستم اما بهتر بود ك اول خدا رو چي تعريف بكني و بعد بياي بهش قالب بدي و بعد مكان ك تو كدوم دسته بندي قرار مي گيرند و قس اعلي هذا ( منظورم از دسته بندي اينه ك تو دنياي فانتزي قرار بدي يا دنياي خودمون )

ببين چ در دنياي فانتزي و اساطير و چ در دنياي خودمون مسئله خلق شدن هميشه وجود داشته و حتي تو فلسفه هم يكي از پرسش هاي بنيادي اينه ك ما چ جوري خلق شديم و چي جوري داريم رفتار مي كنيم ك حتي مي تونم با يه تقريب خوبي هم بگم ك فيزك هم به دنبال يافتن جواب همين سواله ك كاري با جواب هاش ندارم اما بيشتر هدفم داستان هاي اساطيري و فانتزيه ك نام بردن از سكولار تو داستان و اساطير به نظرم زياد جالب نباشه، چون ما تعريف دقيقي از خدا نداريم ؟! ايا خدا به معناي خالق هستي و هستي بخش منظورت باشه ك اون وقت زئوس هم تا جايي ك يادم باشه مخلوقه و با تقريب خوبي اكثر خدايان هم اين جوري هستن ، اما اگر نه خدا به معناي پرستش مي گي ك قضيه اش باز هم فرق داره 

كلا قضيه اش خيلي مفصله و بايد هدف بحث مشخص بشه و از طرفي فكر نكنم اولين دين ، دين ميترايسم باشه ؟! ?? چون اگه به اديان ابراهيمي توجه كنيم خالق به معناي هستي دهنده هميشه بوده اشاره به زندگي ادم و حوا 

درود

اصلان این دم اخری هم پای ثابت موجودات فانتزیه...

پشتکارت داداش

اولا ک میتراییسم خیلی قدیمی تر از ادیان ابراهیمیه حالا کار نداریم

و تعریف خدا

خدا رو ماهیتی در نظر میگیریم ک خالق و از بین برنده است ینی اغاز و پایان دهنده زندگی از اون شروع میشه ب نوعی...

برای همین خورشید،

مام طبیعت و جفت مادینه از خدایان قدرتمند و بانفوذ در جامعه های کهن بودن

اما این تعریف ماست مسلما در هر دوره برای هر گروهی خدا تعریف خاص خودش رو داشته بسته ب توانایی برطرف کردن نیاز هایی اون دوره 

ولی عمدتا تعریفی ک گفتم بیشترین عمومیت رو داره چ در خدایان قدیمی چ در جدید ها

سپاس