جادو چیست و جادوگر کیست؟

تعداد پست‌ها: 52

به نظر من قبل از هر بحث دیگه ای، باید اول بیایم نظرمون رو در مورد جادو و جادوگر بیان کنیم. دوستانی که در دنیای تالکین در مورد انواع فراوان جادوگران مطالعه کرده اند، یا حتی به آنها علاقه مند شده اند، دوستانی که داستان هری پاتر را خوانده اند یا حتی دوستانی که خود جادوگرند یا به جادو علافه مندند میتوانند اینجا نظر خود را ، راجع به جادو بیان دارند.

واینکه از کدام ویژگی جادوگران و به چه علت خوشتان می آید؟

من خودم نظرم این است که جادو شیوه و روشی جدید برای دیدن دنیا و راهی نو برای زندگی است _ به علاوه کمی عرفان و ماوراء الطبیعه _

و از گاندالف هم به علت آمادگی و شکست ناپذیریش خوشم میاد و از اینکه حتی مرگ را هم به زانو در آورد...

منتظر نظرات شما هستم.

من هم گندالف را خیلی دوست دارم شاید به این دلیل که دقیقا از نقطه ضعف هایش آگاه بود و با ذکاوت توانسته بود که خود را حفظ کند.من هری پاتر رو دوست داشتم ولی هر چی می گذره کمتر ازش لذت می برم می دونید چرا؟چون گرچه یک شیوه ی نو برای زندگی ارائه می دهد ولی این شیوه به شدت ناقص است و بزرگترین نقصش اینست که هیچ ماورایی و خدایی در این کتاب وجود نداره.این چیزیه که در کل جادو را مثل تمام چیزهای این دنیا خطرناک می کنه چون این قدرت را داره که ما رو از آن چیزهایی کهبهشون احتیاج داریم دور کنه.

من نوعی از جادوگر ها را دوست دارم (مطمین نیستم اصلا اسمشون را می شه گذاشت جادوگر یا نه)که به دلیل خصائص نیکی که دارند از قدرت خاصی برخورداند مثلا پادشاهان در ارباب حلقه ها یا افسانه های قدیمی ایران .مثلا پادشاهان چیزی داشتند به اسم کمند کیانی که دارای قدرتی خاص بوده به طوریکه هیچ دیوی نمی تونسته از بند آن رهایی پیدا کنه.زال هم به نوعی جادوگر است حالا اگر جادوگر را اینگونه معنی کنیم می بینیم ترجمه ی اقای علیزاده چقدر عالی بوده که واژه ی جادوپیشه را برای پادشاه آنگمار می آورد با این تعبیر که جادو بلد بوده ولی این لیاقت رو نداشته که بهش بگن جادوگر...........................

سلام. راستی تو کی نقره شدی که ما با خبر نشدیم! در هر حال تبریک عرض میکنم.

راجع به هری پاتر باهات موافقم چون بر خلاف تالکین، خانوم رولینگ اصلا به فکر درس های اخلاقی و مطالب عرفانی نیست و فقط به سرگرم کردن خوانندش میپردازه البته من کتابهای هری پاتر رو نخوندم و بی انصافیه که جکم قطعی راجع بهش بدم در هر حال هر کس در این مورد وارد به من کمک کنه و بگه این نظر من درسته یا نه؟

در مورد پادشاهان هم که مطالبت تازه بود تا حالا نشنیده بودم اما من خودم جادو رو دانشی برای شناخت بهتر جهان میدونم، دانشی که ما رو به آدم های بهتری تبدیل کنه و به کمک اون بتونیم دنیای بهتری بسازیم.

ببينيد اون چيزی که شما ازش به نام جادو حرف ميزانيد جدو نيست بلکه يکی از مباحث عرفان به اسم (کرامت)هست .که هر کس که به مقام عرفانی خاصی برسه بهش اعطا ميشه.

نه آقا کرامت چیزی است و جادو چیز دیگر.

من خودم یک ساحرم و سالها در زمینه ی جادو و عرفان تحقیق و مطالعه داشته ام.

در هر حال این نظر شما کاملا مردود است

معنی حرفتون چی بود از اين که گفتيد من خودم يه ساحرم؟در ضمن من از حرفاتون اين جور برداشت کردم که گفتم منظورتون از جادو کرامته!

به نظر احمقانه میاد که سوالی رو که ماه ها پیش ازت پرسیدن حالا جواب بدی. شاید (یا حتما) دیگه تئودن دنبال جواب من نیست در هر حال پاسخش می دهم.

وقتی گفتم ساحرم دقیقا منظورم همین بود و شما اگر به وبلاگم سر بزنید دقیقا منظورم را می فهمید.

جادو یک نیروی درونی است...در واقع درزمانه ی ما جادو به آن صورت نیست...

یا دوز و کلک هستش یا

نیروی مافق طبیعت که تا حدی مشکوک و عجیبه...

البته بیشتر این همه اتفاقات جادو نیست بلکه این نیرویی است که بر زمان دخالت میکند و باعث انجام کاری در کمترین زمان ممکن و انجام ان با کمترین نیرو است که در زمانه امروزی ( دنیای خودمان ) این جادو را باشکل دیگر با تمارین یوگا و افزایش تمرکز به وجود امده که با کمترین نیرو سنگی را به بالای سر میبریم حتی با اشاره!!

جادو: استفاده از علوم ماوراالطبیعه و غریبه در جهت منفی میباشد

جادوگر:فردی است که از علوم غریبه در جهت منفی استفاده میکند

اسلام به شدت جادو را حرام کرده است

البته در کتبی که اجازه ی چاپ دارند کمتر به محدوده ی جادو اشاره شده ولی به نظر میرسه که این محدوده بسیار وسیع باشه

مثلا در نوشتن سحرو طلسم از کلمات و اعداد استفاده میکنیم

اگر دانش اسلامی باشدکلمات از اسامی اعظم گرفته شده اند که در قران و احادیث امده اند و اعداد نیز معرف حروفی هستند که یک اسم اعظم را تشکیل میدهند

طلسم های نوشتنی به چند دسته تقسیم میشوند

1 ابی:ان دسته از طلسم ها که بعد از نوشته شدن در اب انداخته میشوند

2 بادی:ان دسته از طلسم ها که بعد از نوشتن به باد سپرده میشوند

3 خاکی:ان دسته از طلسم ها که بعد از نوشتن دفن میشوند

4 ناری:ان دسته از طلسم هایی که بعد از نوشتن در اتش انداخته میشوند

این طلسم ها در صورتی که نیتشان اذیت کردن و مشکل درست کردن برای فردی باشد معمولا جادو به حساب می ایند

از بین این 4 نوع طلسم نوع چهارم (طلسم ناری)نیز به نحوی جادو حساب میشود

در این نوع چون طلسم نوشته شده در اتش سوزانده میشود و چون اسامی اعظم موجود در طلسم نیز سوزانده میشوند فردی که انجام دهنده است معمولا مجالی برای جادوگر خوانده شدن ندارد و معمولا جنون میگیرد.

البته معدود افرادی که جنون نمیگیرند را میتوان به عنوان جادوگر سیاه معرفی کرد

خوب دیگه بیشتر از این توضیح دادن با موضوع سایت مغایرت پیدا میکنه

فقط این ها را گفتم تا بدانیم که جادو به هیچ وجه تکان دادنه چوپ دستی و تبدیل موش به لیوان نیست

البته شاید این مطلب یک صدم ماورا الطبیعه را شامل بشه

در اخر هم طبق عقیده ای که نسبت به جادو دارم .جادوگران را نمیتوانم دوست داشته باشم

به نظر من جادو همان روابط طبیعی است که در طبیعت وجود دارد واگر کسی این روابط را بداند و از آنها استفاده کند جادو گر نامید می شود .

جادو مقوله ای است فراتر ار درک انسان ها!نیرویی که هر کسی از پس داشتن آن بر نمی آید و جادوگر کسی است که دارای این نیرو باشد.

در ضمن اینو هم باید بگم که از خاص بودن جادوگران خیلی خوشم میاد.

پست من چرا نیست

به نظر من قبل از هر بحث دیگه ای، باید اول بیایم نظرمون رو در مورد جادو و جادوگر بیان کنیم. دوستانی که در دنیای تالکین در مورد انواع فراوان جادوگران مطالعه کرده اند، یا حتی به آنها علاقه مند شده اند، دوستانی که داستان هری پاتر را خوانده اند یا حتی دوستانی که خود جادوگرند یا به جادو علافه مندند میتوانند اینجا نظر خود را ، راجع به جادو بیان دارند.

واینکه از کدام ویژگی جادوگران و به چه علت خوشتان می آید؟

من خودم نظرم این است که جادو شیوه و روشی جدید برای دیدن دنیا و راهی نو برای زندگی است _ به علاوه کمی عرفان و ماوراء الطبیعه _

و از گاندالف هم به علت آمادگی و شکست ناپذیریش خوشم میاد و از اینکه حتی مرگ را هم به زانو در آورد...

منتظر نظرات شما هستم.

اگر منظورت از مرگ رو به زانو در آورد رو می شه روشن تر بگی؟

رایت ساحر که دیگه سر نمیزنه احتمالا هیچوقت منظورشو از این جمله نمی فهمی ! فکر کنم اونجا رو میگه که گندالف مرد و دوباره در قالب سفید بر

شت .

اينجاست که می فهمم چقدر دير دعوت شما رو لبيک گفتم و عضو سايت شدم!

ولی من فکر نمی کنم گندولف مرده باشه. اون يه نبرد بود. حالا شايد يه جاهايی حالت يه نبرد روحانی رو پيدا کرده باشه. ولی دقيقاْ نقشی که برای مردآزما که مقابل ايرانی بالروگه تعريف شده اينه که سالک با اون می جنگه و در صورت پيروزی به درجه بالاتر ميرسه. اين دقيقاْ اتفاقيه که برای گندولف هم افتاد. و وقتی که سارومان از بازگشت گندولف اون هم دبر لباس سفيد خبردار ميشه وحشت می کنه چون هماوردی هم سطح خودش ميبينه.

این پست خودم چقدر برام عجیبه: مرگ رو به زانو در آورد !!

حتی نمی تونم تصورش رو بکنم که من این و گفته باشم. البته حتما من گفتم، ولی برام غریب. به هر حال نظر آرون درست تر به نظر میاد. پس فرض کنید منظورم همون بوده.

ولی چرا کسی راجع به سارومان یا سائورون نظر نمیده، مگه اونها هم جادوگر نبودن؟

دوم اینکه، کی میگه نیروی جادو فراتر از درک انسانهاست؟ اصلا انسان ها موجوداتی جادویین آفریده شدن و اگه می بینید حالا مثل یه تیکه گوشت بی مصرف زندگی میکنن به این خاطر که اصلشون رو فراموش کردن وگرنه قرار نبود اینطوری باشن...

سلام

من ازپست گوایهیر فرمانروای بار خوشم آمد ولی فکر می کنم که منظور رایت ساحر عزیر آن نوع جادو نباشه.درست نمی گم ؟ شاید سحر رایت ساحر نوعی افزایش قدرت درونی انسان است به طوریکه او را کمک می کنه که دنیا و انچه در ورای آن هست بهتر بشناسه

من شخصا بعید می دونم که رایت ساحر کسی رو طلسم کنه..:)

متاسفانه امروزه افراد جامعه کسانی رو به عنوان جادوگر می شناسن که با عقیده ای که ما داریم متفاوت است!

اما به طور کلی جادو، عملی است که قانون طبیعی رو زیر سوال می بره. همان طور که همه ی ما می دونیم طبیعت هم اون قدرها هم عادی نیست بلکه گاهی اوقات اتفاقاتی در اون رخ می ده که از درک همه خارجه!

این که علت یک سری پدیده ها از درک ما خارجه علتش کم بودن دانش ماست.

فکر می کنم اینو یه جای دیگه هم گفتم.

تصور من از جادو چیزیه که منطق نتونه اونو تو جیح کنه. حتی خود جادو گر هم نتونه توجیحش کنه. مثلاً فرض کنید یه نفر یه جا بمب بزاره و صد نفرو بکشه ما بهش نمیگیم جادوگر ولی اگه اجی مجی بگه و فقط یه نفر بمیره از نظر ما عجیبه. یا ارباس A380 رو مقایسه کنید با جاروی جادوگر. اون 830 نفر آدمو جا به جا می کنه ولی جارو فوقش دو نفر ولی اولی واسه ما عجیب نیست چون منطقش رو درک می کنیم ولی دومی با این که شاید خیلی هم شاهکار نباشه چون نمی تونیم درکش کنیم برامون عجیبه.

در طول زمان شاید خیلی چیزا برامون روشن بشه مثلاً اگه توی قرن سیزده میلادی تلویزیون داشتی احتمالاً به فکر این که جادوگری می سوزوندنت چون منطقش رو درک نمی کردم ولی اگه توی دوران یه آدم منطقی پیدا می کردی می تونستی اساس کار سیستم رو براش نوضیح بدی و اون بالاخره منطق این دستگاه رو می فهمید و براش دیگه جادویی نبود. ولی یه جادو توضیح دادنی نیست. یعنی هر چه قدر دانش بالا بره نمی تونه منطقش رو درک کنه.

البته من تا به این لحظه هیچ پدیده غیر قابل توجیح و یا جادویی ندیدم و فکرم نمی کنم ببینم.

با نظر آفریدگار موافقم که میگه : جادو چیزیه که منطق نتونه اونو تو جیح کنه....جادو کمک ماوراء طبیعه است مه به انسان کمک می کنه که بعضی از واقعیان رو عوض کنه... که بعضی ها مثل سائورون و یا ولدمورت بی جنبه بودن و ازش سوء استفاده کردن

در کتابهای دینی ( کتابهای عهد عتیق و کتابهای عهد جدید ) به جادو صراحتاً اشاره شده است . و آن را دانشی دانسته اند که توسط دو فرشته بهنامهای هاروت و ماروت به انسانه آموزش داده شد تا در راه خیر و نیکی استفاده گردد . خداوند چون به ماهیت انسانها آگاهی داشت و میدانست که انسان از این دانش در راه شر استفاده میکند این دو فرشته را مجازات کرد و تا روز قیامت آنها را در چاه بابل واژگون آویزان نمود .

در قرآن صرفاً به نوعی از آن که سحر میباشد اشاره شده است و آن هم چون فریب و دغل کاری است مذموم دانسته شده .

ولی بنظر من انسان در تخیلات و فانتزیهایش برای جبران ناتوانی خود در برابر طبیعت و زندگی به جادو پنها برد تا از این طریق کمبودها و ناتوانیهیش را پنهان کند و خود را قوی و قادر به انجام هرکاری نشان دهد .

سلام دوست عزيز!

در قرآن به طور خاص به اين مورد اشاره شده است ولي به جادوي عام هم اشاراتي شده است!

قرآن براي جهان جديد است تنها كتابي است كه آسماني است و هم به جهان مدرن مربوط مي شود! تنها كتابي است كه علم را برترين چيز دانسته است! در دوران هاي پيش از عصر سنگ به بعد و آغاز تمدن جادو قدرت گرفت !چرا كه انسان ها بدليل درگير نبودن با مشاغل و محدوديات با طبيعت و عناصر 4 گانه كه مادر جادو ها ست و عرفان و حالات روحي پيچيده ارتباط نزديك داشتند . و در جهان جديد جادو رو به نزول است پس اگر قرار بود قرآن از جادو حرف بزند بههيچ وجه كتابي لازم و كافي نمي بود ! پس قآن صرفا بدليل فراتر رفتن از جادو از آن حرفي نمي زند ولي اين دليل رد جادو نيست چرا كه در تصديق آن هم اشاراتي شده كه اگر بخواهيد با ذكر آيات به شما مي گويم. با تشكر

سلام دوست عزيز!

در قرآن به طور خاص به اين مورد اشاره شده است ولي به جادوي عام هم اشاراتي شده است!

قرآن براي جهان جديد است تنها كتابي است كه آسماني است و هم به جهان مدرن مربوط مي شود! تنها كتابي است كه علم را برترين چيز دانسته است! در دوران هاي پيش از عصر سنگ به بعد و آغاز تمدن جادو قدرت گرفت !چرا كه انسان ها بدليل درگير نبودن با مشاغل و محدوديات با طبيعت و عناصر 4 گانه كه مادر جادو ها ست و عرفان و حالات روحي پيچيده ارتباط نزديك داشتند . و در جهان جديد جادو رو به نزول است پس اگر قرار بود قرآن از جادو حرف بزند بههيچ وجه كتابي لازم و كافي نمي بود ! پس قآن صرفا بدليل فراتر رفتن از جادو از آن حرفي نمي زند ولي اين دليل رد جادو نيست چرا كه در تصديق آن هم اشاراتي شده كه اگر بخواهيد با ذكر آيات به شما مي گويم. با تشكر

البته آناتار جان! فکر کنم بدانی قرآن در بیشتر جاها جادو را فریب و تردستی دانسته.( که خاستگاه آن از کافران و بد کاران است)

من با اناتار موافقم

یه سوالم دارم فکر کنم اینجا بگم بهتره

ایا دیوید کاپرفیلد هم جادوگره؟؟؟؟؟

اخه من فیلمشو دیدم یه کارای عجیبی میکنه که شاخ در میارید

یا شعبده بازه؟/

اصلآ فرق شعبده باز با جادوگر چیه؟؟؟؟///

تا اونجا که من میدونم خودش بارها گفته که همهی کارهای من جنبه ی تردستی دارن... دیگه اینکه واقعا چی هست، خودش میدونه و خداش!

جادو چند نوع دارد.

1.کرامت است که نمیشه اسمش رو جادو گذاشت.علمی است که فقط اولیای خدا از اون اگاه اند.

2.جادوی پلید که جن گیری و استفاده از نیروهای شیطانی است.

3.اموزه هایدو فرشته هاروت و ماروت که از نمونه های ان احتمالا می شه شرف شمس رو نام برد.

4.تکنولوژی بالاتر از زمان که بعضی از افراد ان را دارا هستند مثلا شما با حیله های مختلف یه بچه رو فریب می دین.ما هم در مقابل اون افراد یه بچه هستیم و گول می خوریم.در نتیجه این جادو نیست.جادو به نظر می یاد.

5.ارتباط با طبیعت که با اختیار دروئید باعث به وجود امدن حوادث طبیعی میشه.

جادو تعاریف زیاد و مختلفی داره؛ مثلاً می‌تونی نیرویی درونی و مثل یه استعداد تعریفش کنی که موجب میشه تا کارهای عجیب انجام بدی؛ یا به معنای دوز و کلک و کاری حرام در اسلام؛ یا...

در برنامه ای در تلویزیون دیدم که میگفتن افرادی که جادو میکنن با استفاده از کارهایی و در خواست کمک کردن از اجنه و شیاطین جادو رو به دست میارن

ویکی از معلمهای دوران دبیرستانمون میگفت جادو چیزی که هرچی یک فرد تقوا پیشه کنه و از نظر روحی بالاتر بره و به عرفان برسه یهسری نیروهایی رو که خداوند بهش قبلا عرضه کرده به دست میاره مثل حرف زدن با حیوانات و... که این در ذات انسان هست اما چون انسان وارد این عالم میشه وپس از طی سالهایی از زندگیش روحش با گناه هایی اغشته میشه این نیرو رو از دست میده

واینکه من کلا از جادو خوشم نمیاد ویکمی هم ازش میترسم تصور اینکه افرادی به یه طریقی نیرویی بیشتر از تو دارن واینکه این نیرو روزی باعث بشه به خودت وخونوادت اسیبب برسه خیلی ترس داره

واینکه ترجیح میدم تو دنیا کتابها این مسئله رو دنبال کنم وبیشتر از این مقوله بهش فکر نکنم

ولی این که جادو وطلسم است واقعا در قران بهش اشاره شده همونطور که دوستان زیادی گفتن

گاهی برای من سوال پیش میاد که چطور میشه در عصر مدرن به این مسائل اعتقاد داشت !؟ چطور میشه به پدیده ای که نتونسته خودش رو در بوته علم تجربی نشون بده و دلیل علمی بر اثبات اون وجود نداره انقدر توجه کرد !

خيلي چيزها هست كه بشر نميتونه با دليل علمي اثبات كنه. اين به اين معني نيست كه اون چيزها بدرد نميخورن و نبايد بهشون توجه كرد. مثلا قوانين ماكسول كه رفتار امواج مخابراتي رو توضيح ميده اثبات نداره! اما ما داريم در تمام زندگي روزمره خودمون ازش استفاده ميكنيم!

يا مثلا طبق تئوري الماس بايد بهترين هادي الكتريسيته باشه در حالي كه اصلا هدايت الكتريكي نداره اما هدايت گرماييش 40 برابر مس هست. هدايت گرمايي و الكتريكي يك منشا دارن و نبايد ماده اي وجود داشته باشه كه يكي رو خيلي قوي داشته باشه اما اون يكي رو اصلا نداشته باشه.

پ.ن:

شرمنده يكم تخصصي شد. من تو رشته خودم كه اطلاع كافي دارم صحبت كردم و گرنه شايد مثالهاي ملموس تري هم باشه

درسته ، از این دست مسائل هم در رشته ما زیاد دیده میشه ، مثل این که اصلا مشخص نیست چرا دارو های روانپریشی که مانند مود مخدر ، عملکرد مشابهی بر انتقال دهنده های عصبی دارن از قانون تحمل مواد مخدر تبعیت نمیکنن ! من هم مخالف این عقیده هستم که این مسائل نادیده گرفته بشن . اما این مسائل با موضوعی مثل جادو و امثالهم ، فرق میکنه .

هدایت گرمایی الماس و عدم تبعیت داروهای روانپریش از قانون دستگاه عصبی دو امر کاملا محسوسه ، ما اونها رو تجربه میکنیم ، فقط دلیلی بر علت اونها نداریم ، مثل زمانی که مردم علت رعد و برق رو نمی دونستند .

اما مسئله جادو جداست ، من میگم این پدیده اصلا در قالب تجربه نمیاد که بخواد علت و شناختی بر اون پیدا کنیم .

در برنامه ای در تلویزیون دیدم که میگفتن افرادی که جادو میکنن با استفاده از کارهایی و در خواست کمک کردن از اجنه و شیاطین جادو رو به دست میارن

ببینید دوستان یه سری کارها در جهان ما هستند که همه ی مردم می تونند انجام بدن اما در حال حاضر کسی قادر به انجام اون ها نیست !!

به قول یکی که می گفت :

رسد آدمی به جایی که غیر از خدا نبیند !

انسان به جایی خواهد رسید که فقط خدا رو نمی تونه ببینه !! ناسلامتی ما خلیفه الله هستیم روح خدایی در ما دمیده شده !!

همین چیز ها بوده که فمنیست ها خود رو خود آ می دونند !!

جادو نمی دونم کسی باور می کنه یا نه اما با عرض شرمندگی باید بگم وجود داره و در دنیای مدرن هستند کسانی که جادو می کنند اما نه به صورت هری پاتر و هاگوارتس بلکه به صورت های دیگه !!

مهم ترین سند برای اثبات جادو خود قرآنه ! شاید الان بگید بحث رو به دین نکشون اما بیاید قران رو یه کتاب غیر دینی بدونیم و اون رو یه کتاب بدونیم که از جهان دیگه اومده ( سعی نکنید بگید اول باید قرآن رو اثبات کرد چون اثبات قرآن فراتر از این پست و تاپیک هست ) اگه جادو دروغ بود و وجود نمداشت خدا تو کتابش نمی گفت که ما یاجوج و ماجوج رو فرستادیم برای مقابله با جادو .. از طرفی اثبات یاجوج و ماجوی رو می تونید در اثبات ذوالقرنین ببینید !

اما اگه جادو رو بخواهید به صورت علمی بررسی کنیم شاید اون رو با متافیزیک بشه مقایسه کرد !!

شما در متافیزیک می تونید با تاثیر گذاشتن روی ماده های پیرامونتون اون ها رو تغییر بدیدن

مستند راز رو که دید !! اون قسمتی از متافیزیک بود که با تاثیر گذاشتن بر روی محیط اطراف می تونستند به مقاصد خودشون برسند

مثلا قوانين ماكسول كه رفتار امواج مخابراتي رو توضيح ميده اثبات نداره!

مهدی راست می گه !

خاصیت دوگانگی رفتار امواج و فکر کنم بیشتر نور که پایه گذار فیزیک کوانتوم اثبات نداره !! ( البته امید به آزمایشات اوپرا شاید جوابی برای این موضوع باشه )

یه جا خوندم که می گفت جوزف تامسون نوبل گرفت برای این که گفت الکترون ذره است و چند سال بعد پسرش نوبل گرفت به خاطر این که گفت الکترون موج است !

اما بزارید من کلا بگم که جادو وجود داره و کتاب هایی هم در همین ضمینه هست !! البته اون رمالی که تو تلویزیون می گن همش دروغه و اون اصلی هاش رو هیچ وقت نشون نمی دن !

از طرفی دید به حادوگری از طریق دید دینی با دید علمی فرق داره شاید بگید علم و دین در تضاده اما این عقل سلیم ماست که علم رو دین رو در تضاد می بینه !!

من همه ی پست اصلان جون رو خوندم و ایشون تقریبا میشه گفت جواب کامل دادن ولی منم تو تکمیل فرمایش های ایشون باید بگم خیلی از علم ها الان هستند که تو آینده منسوخ میشن و از یادها میرن و در مقابلش خیلی از علم هاهم تو گذشته بودن که الان مسوخ شدن و از یادها رفتن و این کاملا طبیعیه چون اگه غیر از این بود انسان ها حتما باید از عمر مردمان الدار بهره مند می بودن.

جواب دادن به این سوال ، یه چیز شخصیه و بستگی به اعتقادات ماوراالطبیعه ی هر کسی داره . ولی اگه قرار باشه که اثباتی ( برای هر چیزی ) وجود داشته باشه که برای همه قابل پذیرش باشه ، صد رد صد اون از طریق علم هست .

من فکر میکنم که خود علم بزرگترین جادو باشه ! هر کسی ، با هر تعریفی از جادو ، مطمئنا" این رو تو تعریف خودش می گنجونه که : جادو چیزی هست که من نمیتونم انجام بدم !

شاید خود علم ، بزرگترین جادو باشه . چیز هایی الان هست که در گذشته نبودن . شاید خیلی از این چیز ها ، در افکار آدم های گذشته ، اشیا جادویی محسوب بشن . مثلا اگه پلان تیر رو یه وسیله ی جادویی بدونیم که میشه باهاش با یکی دیگه ارتباط برقرار کرد ، خب منم هم یه وسیله مثل این دارم به اسم موبایل ، یا وبکم ! که میتونم باهاش همین کار رو انجام بدم . ولی من موبایل یا وبکم رو وسیله ی جادویی نمیدونم ، چون میتونم ازش استفاده کنم !

جادو به نظر من ، چیزی هست که در گذشته بوده و الان نیست ، یا الان نیست و در آینده بوجود میاد . و چون الان نیست ، پس من بهش میگم جادو !

خوب من نمی دونم چرا تا حالا این تاپیک رو ندیدم. ( خوب به خاطر اینکه کور بودی.)

با این حال فکر می کنم در این موضوع اطلاعات کافی دارم. می خوام چیزهایی که بدرد می خوره رو بگم.

با اجازه من می خوام یه ایراد بگیرم. این اسم یه مشکلی پیش میاره. در اصل مهم اینه که منظور ما از جادو چی باشه ؟ متافیزیک ؟ خرافه ؟ حقه بازی ؟ شعبده ؟ ارتباط با طبیعت ؟ و.......

پس در اصل کلمه ی جادو در عصر حاضر بسیار ناقصه.

اول درباره ی کلمه ی جادو توضیح می دم. در اصل در باستان عقیده بر این بوده که یک سری نیرو هایی وجود داره . ( عمدتا پلید ) به اسم یاتو. یاتو رو کاهنان معابد میترا استفاده می کردن. عوامل مخربی داشت و پلید بود. با آمدن زرتشت (ع) « نمی دونم بنویسم یا ننویسم. از نظر خود باید رعایت بشه. به عنوان پیامبر خدا ) و مبارزه با میتراییسم. جادوی دیگری به میان اومد به اسم جادوی سفید . بعضی معتقدند که بانی جادو سفید برادر زرتشت بوده. اما بعضی خود زرتشت رو بانی می دونن. ( خود من مورد دوم رو محتمل می دونم. بر اساس نظریه هاروت و ماروت. )

از اینجا کلمه ی یاتو به مقیاس گسترده در ایران به وجود آمد. با گذر زمان به جاتو و بعد جادو تغییر کرد.

اما تعریف اساسی جادو از دیدگاه متافیزیک : مردم هر جامعه به هر گونه تسلط بر نیروهای 7 گانه ( به اعتقاد بعضی هشتگانه ) به طوری که قوانین فیزیکی زمین رو رد کنه جادو میگن.

مثال : شفا دادن. زیاد کردن شعاع دید به طوری که امواج بیشتری قابل دید باشه. و ملموس ترین بلند کردن یک سنگ بدون دست. نگه داشتن عقربه ی ساعت ، باز کردن قفل در بدون تماس فیزیکی .

اما خوب ما باید بدون این نیرو ها چیست. قابل ذکر است که در این چرخه به دست آوردن یکی از نیروها حرام و در قرآن سحر نامیده شده. بقیه تقریبا کرامت هستند که در جامعه به اسم جادو رواج پیدا کرده اند.

1 _ حرف یا آوا

« گنج اسرار الهی حرفست. مخزن گوهر شاهی حرفست » شیخ بهایی

این طبقه بسیار مقدس بوده. در اسلام قابل توجه بوده. در اسلام به عنوان جفر معروف است. از علمای این علم مثالهای بسیار می شود زد. از جمله : شیخ بهایی ، ملاصدرا ، شیخ الرئیس ابو علی سینا ، شاه نعمت الله ولی و ....

2 _ عناصر طبیعت مانند خاک و آب

3- گیاهان

4_ حیوانات

این سه مورد بالا یعنی عناصر ، گیاهان و حیوانات یک نوع جادو دارند. جادوی این سه گروه از سالم ترین و زیبا ترین جادو هاست. رسیدن به آن نیاز به صبر و ذهن سالم دارد و معمولا به خاطر همین موضوع معمولا خواستار ندارد و لذا کتبی از این نمونه در دست نیست. متاسفانه هرگز در ایران و خاور میانه نبوده. اما در اروپا و در بین اقوام گل و کلت بسیار محبوب بوده و در افسانه ها بسیار از آن یاد شده. نمونه های افسانه ای این جادو راداگاست و ملفاریون هستند.در انگلیسی با لفظ Druid خطاب می شن.

5_ فرشتگان

این مرتبه بسیار قوی هست. نیروی بسیار زیادی دارد . اما چشم گریان می خواهد و دل شکسته و پیشانی پینه بسته. لذا خیلی سخت به این مرتبه می توان دست یافت. مسلما پیامبران به این مرحله نیز محیط بوده اند. اما اولیاء اندکی به این مرحله رسیده اند. اما کتابی در دست نیست.

6 _ اجنه ( ترجیحا شیاطین )

امروزه در ایران به اسم کابالا مشهور شده. ( هر چند این گفته اشتباه است چون کابالا یک آئین است .) در ایران باستان جادوی سیاه خوانده می شده . اقوام زیادی از این جادو زخم خورده اند. مهد آن را شهر افسانه ای بابل می دانند. در مصر نیز این دانش بوده. در واقع مصریان شاگردانی بودند که از استاد جلو زدند و در این کار خبره شدند. از نمونه های این جادو در سوره بقره است که می گوید زندگی مردم را خراب می کردند. همچنین مارهای جادوگران مصری بر اساس این جادو به وجود آمدند.

در قرآن سحر نامیده می شود. به هر شکل حرام است. و همچنین بسیارخطرناک ( به دلایل عدیده )

7 _ ذات انسانیت

از همه ی اعداد نامبرده شده قوی تر است. عدد انسانیت خوانده می شود. به همین خاطر 7 در فرهنگ ها بسیار مورد استفاده بوده. این طبقه مخصوص پیامبران ، اولیای الهی و کسانی هست که ذات خود را شناخته اند . بسیار وسیع است. من تا حالا در موردش کتابی نخوندم. را های مختلف داره. عبادت و ریاضت. از این را هاست. اراده هم در این زمره است اما اعمال اراده به نفس سخت است.

در این میان سحر را گفتم. بقیه این طبقات حلال هستند. ( از دید اسلام ) در کشور ما بدون شناخت همه را جادو می گن که این یک اشتباهه. بعد مورد مهم اینه که متافیزیک به عنوان یه علم وجود داره. بار این علم بر دوش متافیزیسین هاست. جالبه بدونید. خود متافیزیک دارای علم بنیان هست. قواعد داره. فرمول داره. و نیاز به تمرین شدید داره. لذا در دست هر کسی نیست . , و مطمئنا کسانی هم که به قواعد این علم دست پیدا کردن. همینجوری در اخیار کسی قرار نمی دن.

حال خرافه چیه؟ از نظر علم متافیزیک خرافه چیزی هست که نه از نظر علم تجربی و نه با علم متافیزیک جور در بیاد. مثلا درست کردن معجون با پای ملخ و چش قورباغه و از این حرفها. یا حپروت و حشروت گفتنهای دعا نویس های خیابونی . یا بر فرض دیدن انجام کار خواهر شوهر توی فال قهوه. ( من با مبانی بعضی از فالها آشنا هستم. اصلا یه چنین چیزی امکان نداره که بگی فلانی داره فلان کار می کنه. مخصوصا در فال ناقصی مثل قهوه.) اینها خرافه است و ما نباید خرافه رو با متافیزیک اشتباه بگیریم.

ما هر شب به سفر سماوی میریم. هممون هاله ی نورانی داریم. کلماتی رو ما تاثیر می ذاره و غیره. در هر صورت این مطلب مهمه که چیزی رو با چیز دیگه اشتباه نگیریم.

مخلص شما گلورو

بله جناب گلوروفیندل ثالیون بسیار درست فرمودند ...

بنده هم مطالبی رو در خدمتتون قرار میدم شاید مفید واقع بشه .

به گفته یکی از معصومین علیه سلام ، (فکر کنم امام صادق ع یا باقر ع باشن) جادو به سه دسته تقسیم میشه :

1- یکی اینکه علم استفاده از انرژی مواد رو بدونی و اونو به کار ببری . مثلا استفاده از انواع سنگ انگشتری برای جاری کردن نوع انرژی خاص در بدن به شکلی جادو محسوب میشه. این جادو بسیار معموله و تقریبا امروزهکسی اون رو به عنوان جادو محسوب نمیاره .

2- یکی دیگه اینه که بدونی چگونه از انرژی موجود در جهان استفاده کنی . این کار نیاز به تحصیل علوم غریبه (و صد البته علوم غریبه اسلامی ) داره در باب انرژی شناسی .

3- یکی دیگه ، که آسون ترین ، متداول ترین و پلیدترین راهه ، استفاده از علوم غریبه شیطانی هستش . شما با استفاده از انرژی های تاریک خاص ، دست به انجام اعمال شنیع میزنی(خدایی ناکرده !). مثل اعمال تجاوز وحشیانه به جنس مخالف ، تجاوز به جنس موافق ، ریختن خون دختران بالغ ، ریختن خون انواع حیوانات بیگناه و مهمتر از همه ، قربانی کردن کودک ذکور با سن پایین .

در هر مورد کتبی منتشر شده . ما کثافترین کتب ، طم طم هندی و قانون کرولی هستن .

حالا چرا این علوم حرامه :

1- الی حرام نیست و توصیه شده که اصلا از اینجور جادو اکیدا بهره ببرید در راستای افزایش توجه خداوند !

2- دومی اشکال داره . اگه نیروهای خودت رو بشناسی به قول تلخک در پشت کوه های بلند شناخت نیرو چی نی (!) و اشکالی نداره . ولی اگه بخوای در انرژی طبیعت بهره ببری ، در سطح وسیع ، توازن رو بهم میزنی . مگه این که خودتو با اون هماهنگ کنی که باز این هم چی نی !

3- این یکی هم که تابلوه چرا حرامه دیگه . توضیحات ارائه نمیدم !

پ.ن : دین و علم اصلا در تضاد نیستند اصلان جان ، ایننظریات غربی رو لطفا هویجوری نیاید اینجا مطرح کنید !

هرکی مرده بیاد جلو خودم جوابشو میدم ( الان فرض کید دارم یه کتی راه میرم !) :دی

با تشكر إز جناب گلوروفيندل كه توضيحات تكميلي إشاره كردند !!

اما جناب ستيغ :

پ.ن : دین و علم اصلا در تضاد نیستند اصلان جان ، ایننظریات غربی رو لطفا هویجوری نیاید اینجا مطرح کنید !

هرکی مرده بیاد جلو خودم جوابشو میدم ( الان فرض کید دارم یه کتی راه میرم !) :دی

جناب ستيغ عزيز من الان اين پست رو دارم مي بينم :دي

مي خوام إز شما بپرسم كه كجاي پست آخر من در اين تاپيك به اين موضوع إشاره داره كه علم و دين در تضاده ؟؟؟

من گفتم كه كساني كه مي گن علم و دين در تضاده به خاطر اينه كه فعلا عقل سليم نمي تونه بعضي إز تناقضات رو حل كنه ! و گرنه علم و دين در تضاد نيستند !!

خواهشا پست ها رو خوب بخونيد !

سلام و عرض ادب به همه ی شما آردایی های عزیز!

همونطور که همه میدونیم "جادو" یه نیرویی هست که استفاده ازش دلایل مختلفی داره. مثلا برای آسون ترکردن کارها. یا تبدیل چیزی به چیز دیگه.

در واقع یه نیروییه فراتر از نیروی انسان .که میشه در جهت شر و خیر ازش استفاده کرد.

بسیاری معتقدند که "جادو", فقط توی افسانه ها و مربوط به دنیای فانتزیه و در جهان واقعی جادوگری ممکن نیست. اما خب ما امروزه شاهد وجود جادوگران در دنیای واقعی هستیم .

سوال من اینه که آیا جادوگر , جادوگر "بوده" یا "شده" ؟ منظورم اینه که کسی که جادو میکنه از بدو تولدش این عطیه رو داشته و به مرور زمان نیروش رو تقویت کرده یا جادوگری , شدنیه و ربطی به استعداد اولیه نداره و هر انسان خودش میتونه با انجام مراقبه ها و پشت سر گذاشتن مراحل جادوگری , جادو کنه؟

و اگر این عطیه از روز تولد دروجود شخص جادوگر بوده, عتما علائمی داره که با تشخیص اونا راه جادوگری رو پیش گرفته. حالا این علائم چیا هستن؟

این سوال چیزیه که واقعا خود اساتید علوم خفیه توش خیلی مطمئن نیستن. اما تو اونجایی که من می دونم. 30 درصد از مردم جهان دارای نیروهای ماورائی از بدو تولد هستن. (البته این به معنی این نیست که از بدو تولد بتونن کارهای عجیب انجام بدن. شرایط داره و بستگی داره. ) 40 درصد دیگه می تونن با تمرین نیرو های ضعیفشون رو قوی کنن.

و 30 در صد دیگه به هیچ وجه امکان نداره بتونن جادو کنن. اصلا امکان نداره. حتی خوابهای این 40 درصد هم همیشه اشفته است و بی معنیه.

از اون سی درصد اول میشه به بعضی موسیقیدانان بزرگ. دانشمندان و بزرگان تاریخ اشاره کرد. خیلی از این افراد هیچ وقت تا اخر عمر متوجه نمی شن که نیرو دارن. و خیلی ها هم به بیراهه می رن.

امام محمد غزالی گفته کسانی که در ذاتشان نیرو وجود داره . اگر در راه راست قدم بذارن اولیاءالله می شن. اگه به بیراهه برن جنگیر و ساحر می شن.

سلام به دوستان :جادوشکلی از انرژی که در زندگی جریان اداره وما به سختی میتونم به اون حالت بدیم در واقع یه زمانی جادو مال ما بوده اما از دست دادیمش

جادو مال دیو ها دورف ها پیکسی ها گابلین ها الف ها و... است

بعضی از موجودات جادو ندارنند مثل1ترول ها1 قنتورس ها

خدارو شکر که ما جادو نداریم

سلام به دوستان :جادوشکلی از انرژی که در زندگی جریان اداره وما به سختی میتونم به اون حالت بدیم در واقع یه زمانی جادو مال ما بوده اما از دست دادیمش

جادو مال دیو ها دورف ها پیکسی ها گابلین ها الف ها و... است

بعضی از موجودات جادو ندارنند مثل1ترول ها1 قنتورس ها

خدارو شکر که ما جادو نداریم

با این که جادو نوعی انرژی هست مخالم تا حدودی ؟ { البته حالت کلی رو گفتم !! } - از طرفی تعریف این که اتفاقات جهان اطراف ما دارن به صورت ماده - انرژی دارن عمل می کنند بحث دیگه ای که اگه باهم مچش کنیم با این موضوعی که گفتید موافقم البته در این که کل جهان انرژی هست -

از طرفی در باب جادو اول باید فلسفه ی جادو رو تو تمام اعصار و فرهنگ ها باید بررسی بشه از اون مهم تر این که اصلا باید ببینم جادو و تعریف جادو چیست ؟؟

مثال می زنم براتون : من ماشین زمان ساختم و می رم اینده و و اینده رو می بینم و بعد میام به شما می گم که اینده این می شه ایا این پیشگویی نوعی انرژی هست با دونستن این موضوع که پیشگویی هم نوعی جادو محسوب می شه ! { اشاره به این موضوع که شما گفتید جادو نوعی انرژی هست }

در باب این ک موجودات اسطوره ای جادو دارند یا نه همون طور که گفتم باید بررسی کلی بشه از جادو و این که اصلا جادو به چه چیزی می گن !!

موجودی مثل پیکسی رو تا به حال به طور جدی تو اسطوره ها ندیدم ؟ این موجود مختص داستان ای رولینگه !!در باب بقیه موجوداتی که اشاره کردید که جادو دارن باید بررسی بشه !!

ترول ها جادو دارن این رو یه جایی خوندم و قنطورس ها هم نوعی جادو دارند

با این که جادو نوعی انرژی هست مخالم تا حدودی ؟ { البته حالت کلی رو گفتم !! } - از طرفی تعریف این که اتفاقات جهان اطراف ما دارن به صورت ماده - انرژی دارن عمل می کنند بحث دیگه ای که اگه باهم مچش کنیم با این موضوعی که گفتید موافقم البته در این که کل جهان انرژی هست -

از طرفی در باب جادو اول باید فلسفه ی جادو رو تو تمام اعصار و فرهنگ ها باید بررسی بشه از اون مهم تر این که اصلا باید ببینم جادو و تعریف جادو چیست ؟؟

مثال می زنم براتون : من ماشین زمان ساختم و می رم اینده و و اینده رو می بینم و بعد میام به شما می گم که اینده این می شه ایا این پیشگویی نوعی انرژی هست با دونستن این موضوع که پیشگویی هم نوعی جادو محسوب می شه ! { اشاره به این موضوع که شما گفتید جادو نوعی انرژی هست }

در باب این ک موجودات اسطوره ای جادو دارند یا نه همون طور که گفتم باید بررسی کلی بشه از جادو و این که اصلا جادو به چه چیزی می گن !!

موجودی مثل پیکسی رو تا به حال به طور جدی تو اسطوره ها ندیدم ؟ این موجود مختص داستان ای رولینگه !!در باب بقیه موجوداتی که اشاره کردید که جادو دارن باید بررسی بشه !!

ترول ها جادو دارن این رو یه جایی خوندم و قنطورس ها هم نوعی جادو دارند

قنتورس ها اگر جادو داشته باشند که من میگم ندارند به مقدار خیلی کم هست چون تااون جایی که من اطلاع دارم اونا انقدر باهوش هستنند که نیازی به جادو ندارند ودرمورد پیکسی ها درسته که فقط تا یه حدی ثابت شده اما وجود دارند

قنتورس ها اگر جادو داشته باشند که من میگم ندارند به مقدار خیلی کم هست چون تااون جایی که من اطلاع دارم اونا انقدر باهوش هستنند که نیازی به جادو ندارند ودرمورد پیکسی ها درسته که فقط تا یه حدی ثابت شده اما وجود دارند

درود بر همه ي دوستان .

اونطور كه در حال بررسي هست معلومه كه در جهان واقعي بحث است .

قبل از اينكه چيزي رو بخوايم مورد بررسي قرار بدهيم بايد به يه نكته توجه كنيم و اون هم ماهيت اين موجودات هست .قطعا اين موجودات وجود خارجي ندارند .الان آنقدر علم پيشرفت كرده كه اگر گونه اي از اين موجودات وجود داشت قطعا ثبت ميشد .

اونچه كه ميشه قبول كرد اينه كه تمامي انسان ها قوه تخيل دارند و ميتونن موجوداتي براي خود تصور كنن و اون رو روي ورق بيارن .اما نكته اي كه هست اينه كه ما بايد قبول كنيم ؟

امروز داشتم تو نت ميچرخيدم يه سري كتاب نسخه خطي پيدا كردم در مورد علم غريبه و ... كه واقعا كتاب هاي مزخرفي بودن .توشون عكس ها و متن هايي نوشته شده بود كه قطعا فقط در افراد بي سواد اثر ميكرد اما وقتي كس ديگه اي اون رو ميخوند حتما ميفهميد كه عده اي افراد ديوانه اون هارو نوشتن .خيلي دوست داشتم بدونم اگه روان شناساي به نامي مانند فرويد كه همه ميشناسيد اين كتابارو ميخندن چه نظري در مورد نويسندش داشتن !

هميشه وقتي به اين مسايل برخورد ميكنم قوري راسل رو معرفي ميكنم !

اما اونچه كه مسلمه اينه كه انسان از عقل برخورداره و لااقل ميتونه تفكر كوتاهي در مورد اين موجودات داشته باشه .

سخن بعد :

در مورد انرژي .چيزيه كه تنها ميشه بهش اشاره كرد .و ماهيت جادو رو به اون داد .البته اسم اون هم نميشه گذاشت جادو !

سخن آخر به گلورفيندل عزيز :

چيزي هست به اسم " تو خونش هست" كه لفظ انگليسيش ميشه "To be in ones Blood" كه فكر كنم منظور شما اين هست . (اگه اشتباه ميگم لطفا تصحيح كنيد)

چيزي كه بنده و قطعا همه ميدونيم اينه كه 45 درصد خون رو پلاسما تشكيل ميده بقيه هم گلوبول سفيد و قرمز .البته تو بعضي از افراد نا هنجاري هايي مثل تالاسمي و ... هم هست ولي در كل چيزي به اسم استعداد جاي نداره .

اونچه كه هست تلاش افراد هست .به قول بودا : "هنر ها به آموختن شروع ميشود و با تمرين به كمال ميرسد. هيچ چيز ارثي نيست الا مرگ"

البته مسائلي هم مانند جهل و خرافات و ... نيز آدم ار خانواده به ارث ميبرد كه كار به آنها نداريم .

اما ...

" اما اگر "من محمد تقي" پسر "كربلايي قربان" آشپز قائم مقام فراهاني صدر اعظم و سياست مدار عصر خويش باشم و توي يك همچين محيطي زندگي ارباب، نوكري را ديده باشم و با عقل خود تفاوت اين دو را بفهمم به جاي اينكه بروم توي آشپزخانه و دستيار پدرم شوم از امكانات استفاده ميكنم و از خود يك ميرزا تقي خان امير كبير ميسازم و ميشوم صدر اعزم ناصرالدين شاه" نقل قول مستقيم

در آخر تنها چيزي كه وجود دارد تو خون آدم نيست تو مغز آدمه .

با عرض ادب و احترام خدمت همه دوستان .

اصطلاحات رو بلد باشه. این که یه چیزی تو خونه کسی باشه به این معنی نیست که توی بافت خونیش وجود داشته باشه. و البته هم صد درصد به این معنی نیست که پدر و مادرش هم همین خصوصیت رو داشته باشن. بعد از طرفی ، بعد همچین حرفی درست نیست که بگیم ارث وجود نداره و بستگی به خود آدم داره.

مسئله ی دیگه اینکه من این مسئله ی ارث رو در بعد نیروی ماورایی یا به اصطلاح مدیوم بودن گفتم ، هیچ ربطی به مثال شما با امیرکبیر نداره. نسخه های خطی رو هم فکر نکنم تونسته باشی بیشتر از چهار ، پنج خط خونده باشی ، از اون چهار پنج خط هم شاید یه خطشو متوجه شده باشین ، پس قضاوت نکنیم . همین کتابها از بزرگانی مثل ابوعلی سینا ، شیخ بهایی و ..... نوشته شده.

خود بودا هم که شما صحبت هاشو اینجا به ما میگین ، شروعش با خفیه بوده. اگر متافیزیک نبود ، بودایی هم نبود. هر چند ذهنشون توسط ارواح طبیعت بسته شد و هیچ وقت به حقیقت اصلی دست پیدا نکردن.

بعد با این وجود که 30 درصد مردم جهان می تونن در متافیزیک به درجه ای برسن ، در نتیجه ذات کلمه ی جادو اصلا زیر سوال میره و واقعیت اینه که اصلا چیزی به اسم جادو وجود نداره ، انسان در سیر تکامل یکسری از ویژگی ها شو از دست داده و یه سری دیگه به دست آورده. نیروهای متافیزیکی هم شامل این روند بودن.

اینکه ما بگیم نیرویی هست که ما کنترلش کنیم میشه جادو ، حرف درستی نیست. جادو نیرو نیست. تنها جلوه بعد چهارم در بعد سومه که عجیب به چشم میاد.و همه ی موجودات درصدی از اونو دارن.

سلام به شمادوست عزیزمن درسته که نه یک مسلمانم ونه ایرانی ومطالعات زیادی در روی دین های مختلف انجام دادم

اگر اشتباه نکنم در کتاب های شما ویا در کتاب مقدستون قران کریم خداوند فرمودنند(:دوتا از فرشتگان جادو را به زمین اوردن ) پس جادو وجود داره مگر اینکه شما این وانکار کنین

اصطلاحات رو بلد باشه. این که یه چیزی تو خونه کسی باشه به این معنی نیست که توی بافت خونیش وجود داشته باشه. و البته هم صد درصد به این معنی نیست که پدر و مادرش هم همین خصوصیت رو داشته باشن. بعد از طرفی ، بعد همچین حرفی درست نیست که بگیم ارث وجود نداره و بستگی به خود آدم داره.

مسئله ی دیگه اینکه من این مسئله ی ارث رو در بعد نیروی ماورایی یا به اصطلاح مدیوم بودن گفتم ، هیچ ربطی به مثال شما با امیرکبیر نداره. نسخه های خطی رو هم فکر نکنم تونسته باشی بیشتر از چهار ، پنج خط خونده باشی ، از اون چهار پنج خط هم شاید یه خطشو متوجه شده باشین ، پس قضاوت نکنیم . همین کتابها از بزرگانی مثل ابوعلی سینا ، شیخ بهایی و ..... نوشته شده.

خود بودا هم که شما صحبت هاشو اینجا به ما میگین ، شروعش با خفیه بوده. اگر متافیزیک نبود ، بودایی هم نبود. هر چند ذهنشون توسط ارواح طبیعت بسته شد و هیچ وقت به حقیقت اصلی دست پیدا نکردن.

بعد با این وجود که 30 درصد مردم جهان می تونن در متافیزیک به درجه ای برسن ، در نتیجه ذات کلمه ی جادو اصلا زیر سوال میره و واقعیت اینه که اصلا چیزی به اسم جادو وجود نداره ، انسان در سیر تکامل یکسری از ویژگی ها شو از دست داده و یه سری دیگه به دست آورده. نیروهای متافیزیکی هم شامل این روند بودن.

اینکه ما بگیم نیرویی هست که ما کنترلش کنیم میشه جادو ، حرف درستی نیست. جادو نیرو نیست. تنها جلوه بعد چهارم در بعد سومه که عجیب به چشم میاد.و همه ی موجودات درصدی از اونو دارن.

گلورفيندل عزيز قطعا بنده قصدم بي احترامي نبود اما مثل اينكه از سخن بنده بد برداشت شد .در هر صورت اگه بي احترامي كردم شرمنده .

در مورد خون و ماهيت اون بيشتر جنبه طنز داشت و در كل هدفم اين بود كه بگم نميشه بدون تلاش چيزي رو به دست آوورد .قطعا اگر در مورد هر مسئله اي تلاش و پشتكار وجود داشته باشه انسان ميتونه به اون دست پيدا كنه .

در مثل مناقشه نيست !

در مورد پاراگراف دومتون خندم ميگيره .بنده اون رو از هيچ كتاب نسخه خطي اي نخوندم و بلكه اون رو از يه مقاله اي نقل قول كردم .در مورد راست و دروغش هم اصلا كار ندارم بيشتر باز هدفتم ماهيتش بود كه همونه كه خط بالا عرض كردم .

در مورد بودا هم همينطور .بنده اون رو از جايي خوندم .باز هم كار ندارم اون رو بودا نوشته زرتشت نوشته انيشتين نوشته يا هر كس ديگه اي باز هدفم ماهيتش بود كه همون كار و تلاش هست .

در كل فكر كنم سخن بنده رو خوب نخوندي و سطحي نگاه كردي !

در مورد سير تكامل مخالف هستم كه انسان قبلا داراي نيرو متافيزيكي بوده و با دوره فرگشت به اينجا رسيده !فكر نكنم كسي اين رو گفته باشه .ممنون ميشم بيشتر توضيح بفرماييد .

با احترام فراوان .

سلام به شمادوست عزیزمن درسته که نه یک مسلمانم ونه ایرانی ومطالعات زیادی در روی دین های مختلف انجام دادم

اگر اشتباه نکنم در کتاب های شما ویا در کتاب مقدستون قران کریم خداوند فرمودنند(:دوتا از فرشتگان جادو را به زمین اوردن ) پس جادو وجود داره مگر اینکه شما این وانکار کنین

ادلسا خانوم .

بحث قرآن كلا جداست از اين قضيه .

هميشه قبل از اينكه بخوايم چيزي رو از جايي نقل كنيم بايد ببينيم اون منبع معتبر هست يا نه !

دوستدار همگي .

پيروز .

در کتابهای دینی ( کتابهای عهد عتیق و کتابهای عهد جدید ) به جادو صراحتاً اشاره شده است . و آن را دانشی دانسته اند که توسط دو فرشته بهنامهای هاروت و ماروت به انسانه آموزش داده شد تا در راه خیر و نیکی استفاده گردد . خداوند چون به ماهیت انسانها آگاهی داشت و میدانست که انسان از این دانش در راه شر استفاده میکند این دو فرشته را مجازات کرد و تا روز قیامت آنها را در چاه بابل واژگون آویزان نمود .

در قرآن صرفاً به نوعی از آن که سحر میباشد اشاره شده است و آن هم چون فریب و دغل کاری است مذموم دانسته شده .

ولی بنظر من انسان در تخیلات و فانتزیهایش برای جبران ناتوانی خود در برابر طبیعت و زندگی به جادو پنها برد تا از این طریق کمبودها و ناتوانیهیش را پنهان کند و خود را قوی و قادر به انجام هرکاری نشان دهد .

من حرف های شما رو قبول ندارم درسته که خدا بر ماهیت انسان اگاهی داشت ولی خواست تا خود انسان راهش راه انتخاب کند مثلا مثل اینکه بگیم خدا که میدونست شیطان از اخر منحرف میشه و نافرمانی میکنه پس چرا افریدش خوب این فقط بخاطر اینکه خود شیطان بتونه مسیرششو انتخاب کنه خدا خودش هاروت و ماروت رو فرستاد تا به انسان های جادو یاد بدهند ولی انسان ها از این لطف خدا سو استفاده کردن و برای همین جادو حرام شد

قضیه مجازات هاروت ماروت هم اینکه اون ها به شخصی به نام زهره دل بسته شدن ........ بقیشو خودتون برید تحقیق کنید گیرتون میاد

(اهم):ببینید دوستان اول باید تعریف خود را از این دو مقوله مشخص کنیم.جادو را به نظر من میتوان به هر فرآیندونتیجه ای دانست که نمی توان آن را با معیار های علمی و عادی سنجید و برسی کرد.در باره ی جادو گر هم باید بگم مطمئن که جادو گرانی شبیه هری پاتر که با یک تکه چوب ویک ورد همه چیز را نیست ونابود میکنند وجود ندارد.اما بدون شک حتی در زمان ما هم کسانی با توانایی های ذهنی بالا و فراطبیعی هستند.اما...اما تعداد جادوگران واقعی خیلی خیلی کم است. توجه کنید که شعبده از زمین تا آسمون با جادو متتفاوت است و هر کس یه کبوتر ظاهر کرد جادو گر نیست!

در باره ی ذاتی یا غیر و ذاتی بودن قدرت جادو هم به نظرم تنهایک راه برای فهمیدن آن وجود دارد وآن سوال کردن از جناب جادوگر است!

سلام

جادو چیست؟

جادو به گوشه ای از قدرت روح انسان گفته میشه که با کشف و بهبود بخشیدن توانایی کارهایی رو به ادم میده که در حالت عادی و معمولی قادر به انجام اونا نیستیم مثلا هیپنوتیزم کردن و به اسارت در اوردن اجنه و از این قبیل.

در وجود داشتن جادو شک نداشته باشید جادو امری حقیقی ولی کمی دور از دسترسه.

اون مرحله ای رو که دوستان بهش اشاره کردن که کرامت نام داره چیزیه که خود انسان بدون هیچ قدرت و شی وابسته ای بهش میرسه.

ولی قدرت یا جادویی که انسان بدون رسیدن به کرامت توانایی دسترسی به ان را دارد تنها از طریق کتب و اشیا باقی مانده از بزرگان و عالمان بزرگ امکان پذیر است.

کتاب هایی که کم تر کسی دارد و کم تر کسی هم نیز از انها اطلاع دارد.

این علم که جادو نام داره از سالیان خیلی دور از جانب شیاطین و فرشتگان به انسان رسیده است. نیرویی که از جانب شیاطین رسیده برای فریب انسان و نیرویی که از جانب فرشتگان رسیده برای رهایی از فریب بوده است.

حتماخودتون اون داستان معروف رو شنیدید که خدا دو فرشته به زمین می فرسته تا به انسان های ضعیف جادو و نحوه ی دفع اون رو اموزش بدن.

جادو بدون شک وجود داره ولی جادوگر واقعی کم پیدا میشه و این دلیلی است که انسان ها از جادو چیز زیادی نمیدانند و تقریبا ان را به افسانه سپرده اند.

بحث بحث دینی شده است و من در این موارد از جان مایه می گذارم .

در همه ادیان الهی جادو محکوم شده است زیرا جادو دروغ و فریب است . انسان ضعیف چون قادر به تغییر نیست از نیرنگ و فریب برای پیش برد اهداف خود بهره می برد . جادو  کار مایه ی انسان ضعیف و خُرد و دور از خداست . جهان تالکین جهان خیالی است و لی با بهره گیری از شخصیت ها و اشیا و نمادهای  واقعی و افسانه ها و اسطور های ملل دیگر پس این جهان ،  جهان نیست خیالی  است توام برای ساخت جهان . او یک روحانی بچهره ی چون پیامبران و اندیشه ای چون حکیمان ساخته و آن را جادوگر نهاده چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا این تغییر جهان راستین نیست که نیرویی شر چهره ی نیک به خود بگیرد به عبارت دیگر یک جریانی است برای تغییر چهره ی بد جادوگران به چهره ی خوب چرا ؟ جز مبارزه با اندیشه های دینی ، جادوگر در تمام ملل ها شخصیتی زشت وتباه کار است .نیروی شر و اندیشه ای مخرب  که به جای تمسک جستن انسان به خدا تمسک جسته ، بر چه ؟ خیال و توهم و نیرنگ .در ایران باستان جادوگری بدترین و زشت ترین کارها به شما می امد و به مبارزه علیه آنان می پرداخت در ورای آن تورانیان به جادوگری پیشه داشتند . در کتاب رولینگ هری پاتر  که بی گمان تقلیدی از تالکین می باشد به دلسوزی از جادوگران و تلاشی برای گسترش این توهم تاریخی می پردازد . آنجا که قرآن می فرماید که ساحران چوب و طناب انداختند و به جادو که همان نیرنگ و تردستی بوده مردم انرا مار می پنداشتند و حضرت موسی که پیوند با خداوند بزرگ داشته عصایش را می اندازد . اژدهای می شود که معجزه ای شکوهمند بوده وساحران در می یابند که این چیزی جز واقعیت و معجزه ای بزرگ نیست و نیرنگ آنها چون حبابی در هوا ترکانده شد.جادو برابر ضعف و ناتوانی انسان.

جادو شکست است و هنر که همان فرزانگی و حکمت است پیروز.

فردوسی بزرگ می فرماید :

شده بر بدی دست دیوان دراز                     به نیکی نرفتی سخن جز به راز

هنر خوار شد جادوی ارجمند                          نهان راستی و آشکارا گزند.