خوب من نمی دونم چرا تا حالا این تاپیک رو ندیدم. ( خوب به خاطر اینکه کور بودی.)
با این حال فکر می کنم در این موضوع اطلاعات کافی دارم. می خوام چیزهایی که بدرد می خوره رو بگم.
با اجازه من می خوام یه ایراد بگیرم. این اسم یه مشکلی پیش میاره. در اصل مهم اینه که منظور ما از جادو چی باشه ؟ متافیزیک ؟ خرافه ؟ حقه بازی ؟ شعبده ؟ ارتباط با طبیعت ؟ و.......
پس در اصل کلمه ی جادو در عصر حاضر بسیار ناقصه.
اول درباره ی کلمه ی جادو توضیح می دم. در اصل در باستان عقیده بر این بوده که یک سری نیرو هایی وجود داره . ( عمدتا پلید ) به اسم یاتو. یاتو رو کاهنان معابد میترا استفاده می کردن. عوامل مخربی داشت و پلید بود. با آمدن زرتشت (ع) « نمی دونم بنویسم یا ننویسم. از نظر خود باید رعایت بشه. به عنوان پیامبر خدا ) و مبارزه با میتراییسم. جادوی دیگری به میان اومد به اسم جادوی سفید . بعضی معتقدند که بانی جادو سفید برادر زرتشت بوده. اما بعضی خود زرتشت رو بانی می دونن. ( خود من مورد دوم رو محتمل می دونم. بر اساس نظریه هاروت و ماروت. )
از اینجا کلمه ی یاتو به مقیاس گسترده در ایران به وجود آمد. با گذر زمان به جاتو و بعد جادو تغییر کرد.
اما تعریف اساسی جادو از دیدگاه متافیزیک : مردم هر جامعه به هر گونه تسلط بر نیروهای 7 گانه ( به اعتقاد بعضی هشتگانه ) به طوری که قوانین فیزیکی زمین رو رد کنه جادو میگن.
مثال : شفا دادن. زیاد کردن شعاع دید به طوری که امواج بیشتری قابل دید باشه. و ملموس ترین بلند کردن یک سنگ بدون دست. نگه داشتن عقربه ی ساعت ، باز کردن قفل در بدون تماس فیزیکی .
اما خوب ما باید بدون این نیرو ها چیست. قابل ذکر است که در این چرخه به دست آوردن یکی از نیروها حرام و در قرآن سحر نامیده شده. بقیه تقریبا کرامت هستند که در جامعه به اسم جادو رواج پیدا کرده اند.
1 _ حرف یا آوا
« گنج اسرار الهی حرفست. مخزن گوهر شاهی حرفست » شیخ بهایی
این طبقه بسیار مقدس بوده. در اسلام قابل توجه بوده. در اسلام به عنوان جفر معروف است. از علمای این علم مثالهای بسیار می شود زد. از جمله : شیخ بهایی ، ملاصدرا ، شیخ الرئیس ابو علی سینا ، شاه نعمت الله ولی و ....
2 _ عناصر طبیعت مانند خاک و آب
3- گیاهان
4_ حیوانات
این سه مورد بالا یعنی عناصر ، گیاهان و حیوانات یک نوع جادو دارند. جادوی این سه گروه از سالم ترین و زیبا ترین جادو هاست. رسیدن به آن نیاز به صبر و ذهن سالم دارد و معمولا به خاطر همین موضوع معمولا خواستار ندارد و لذا کتبی از این نمونه در دست نیست. متاسفانه هرگز در ایران و خاور میانه نبوده. اما در اروپا و در بین اقوام گل و کلت بسیار محبوب بوده و در افسانه ها بسیار از آن یاد شده. نمونه های افسانه ای این جادو راداگاست و ملفاریون هستند.در انگلیسی با لفظ Druid خطاب می شن.
5_ فرشتگان
این مرتبه بسیار قوی هست. نیروی بسیار زیادی دارد . اما چشم گریان می خواهد و دل شکسته و پیشانی پینه بسته. لذا خیلی سخت به این مرتبه می توان دست یافت. مسلما پیامبران به این مرحله نیز محیط بوده اند. اما اولیاء اندکی به این مرحله رسیده اند. اما کتابی در دست نیست.
6 _ اجنه ( ترجیحا شیاطین )
امروزه در ایران به اسم کابالا مشهور شده. ( هر چند این گفته اشتباه است چون کابالا یک آئین است .) در ایران باستان جادوی سیاه خوانده می شده . اقوام زیادی از این جادو زخم خورده اند. مهد آن را شهر افسانه ای بابل می دانند. در مصر نیز این دانش بوده. در واقع مصریان شاگردانی بودند که از استاد جلو زدند و در این کار خبره شدند. از نمونه های این جادو در سوره بقره است که می گوید زندگی مردم را خراب می کردند. همچنین مارهای جادوگران مصری بر اساس این جادو به وجود آمدند.
در قرآن سحر نامیده می شود. به هر شکل حرام است. و همچنین بسیارخطرناک ( به دلایل عدیده )
7 _ ذات انسانیت
از همه ی اعداد نامبرده شده قوی تر است. عدد انسانیت خوانده می شود. به همین خاطر 7 در فرهنگ ها بسیار مورد استفاده بوده. این طبقه مخصوص پیامبران ، اولیای الهی و کسانی هست که ذات خود را شناخته اند . بسیار وسیع است. من تا حالا در موردش کتابی نخوندم. را های مختلف داره. عبادت و ریاضت. از این را هاست. اراده هم در این زمره است اما اعمال اراده به نفس سخت است.
در این میان سحر را گفتم. بقیه این طبقات حلال هستند. ( از دید اسلام ) در کشور ما بدون شناخت همه را جادو می گن که این یک اشتباهه. بعد مورد مهم اینه که متافیزیک به عنوان یه علم وجود داره. بار این علم بر دوش متافیزیسین هاست. جالبه بدونید. خود متافیزیک دارای علم بنیان هست. قواعد داره. فرمول داره. و نیاز به تمرین شدید داره. لذا در دست هر کسی نیست . , و مطمئنا کسانی هم که به قواعد این علم دست پیدا کردن. همینجوری در اخیار کسی قرار نمی دن.
حال خرافه چیه؟ از نظر علم متافیزیک خرافه چیزی هست که نه از نظر علم تجربی و نه با علم متافیزیک جور در بیاد. مثلا درست کردن معجون با پای ملخ و چش قورباغه و از این حرفها. یا حپروت و حشروت گفتنهای دعا نویس های خیابونی . یا بر فرض دیدن انجام کار خواهر شوهر توی فال قهوه. ( من با مبانی بعضی از فالها آشنا هستم. اصلا یه چنین چیزی امکان نداره که بگی فلانی داره فلان کار می کنه. مخصوصا در فال ناقصی مثل قهوه.) اینها خرافه است و ما نباید خرافه رو با متافیزیک اشتباه بگیریم.
ما هر شب به سفر سماوی میریم. هممون هاله ی نورانی داریم. کلماتی رو ما تاثیر می ذاره و غیره. در هر صورت این مطلب مهمه که چیزی رو با چیز دیگه اشتباه نگیریم.
مخلص شما گلورو