الف های دنیاهای فانتزی

تعداد پست‌ها: 111

نمی دونم این مطلب رو باید اینجا پست کنم یا نه؟ در هر حال جای بهتر که پیدا نکردم.

من خیلی وقته پیش بچه های کوچولویی با چشم هایی که عدسی شان هرمی و گوش هاشان کشیده بود دیدم، که بعدها فهمیدم اونها بچه های الف ها بودن.

اما با یه دوست که صحبت میکردم میگفت: الف ها تقریبا نابود شدن! و هیچ الف خالص پیدا نمیشه، فقط بندرت مخلوط الف_انسان میشه پیدا کرد.

کسی در این مورد چیزی میدونه؟ آیا تا حالا الف یا الف_انسان واقعی دیدید؟...

Right.mihanBlog.com

 

*ویرایش ناظر: برای بحث در مورد الف های دنیای تالکین به تالار نژادها و شخصیت ها مراجعه فرمایید.

شما داری شوخی می کنی که میگی همچین بچه هایی دیدی نه؟این سوال شما در مورد الفها جنبه جدی دارد؟قاعدتا باید بدونی که الفها افسانه خالص اند.منشا الف از افسانه های باستانی اروپا است.و الفها در اساطیر مختلف شکلهای متفاوتی دارند.مثلا گاهی کوچک و کوتوله اند.گاهی خبیث و بدجنس.خیلی جاها هم مثل مورد تالکین زیبا و پری وار هستند.معنای الف همان جن خودمان را می رساند ولی کمی متفاوت.شاید جنی وجود داشته باشه که احتمالا هست اما الفهای عزیز مدتهاست که این دنیا را ترک کرده اند.مطمئن باش اگر هنوز اینجا بودند انقدر تابلو می شد(با اون همه زیبایی و هنر و آواز)که خودت می فهمیدی!

بعد هم اینجا مال ایفای نقش است.فکر نکنم که باید اینجا می پرسیدی!

آقا قضيه جالب شد بيشتر توضيح بده که کجا ديدي و کي ديدي و اينا !

اونطوری که تالکین میگه اونها وقتی که عصر عصر آدمیان بشه دنیا رو ترک میکنن و رو به زوال میرن و به سرزمین های جاویدان کوچ میکنن... طوری که در عصر چهارم زمانی رسید که هیچ الفی در سرزمین میانه باقی نمونده بود. تالکین اینطوری مسئله رو حل کرده. و اون کسانی که تو دیدی الف نبودن, هرکسی که گوشاش کشیده باشه الف نیست و ممکنه که هابیتی بودن که از سوراخاشون بیرون اومده بودن یا حتی نژادی پست تر از الف ها که بهشون جن میگن و زیبایی و شادی و آواز رو که خصیصه الف ها است رو ندارن. اون کسی که تو دنیای تالکین به اسم الف شناخته میشه الان بیشتر به اون موجوداتی که آدمها پری صدا میکنند و پیش والار زندگی میکنند نزدیکتره.

من ديدم !! آدم خيلي ديدم !

اما من می گم حتما یک الف ماجراجویی وجود داشته که دلش می خواسته تو سرزمین میانه بمونه و اونفدر ماجراجو بوده که مواظب باشه تالکین هم از موندنش خبر دار نشه.به نظر من اونی که شما دیدین از نسل همونه.

من خودم اون زمانی که اون بچه ها رو دیدم هنوز وارد جادوگری نشده بودم و در این زمینه کاملا بی تجربه بودم و اگه هم میگم الف بودن، به این خاطره که دوستم گفت! ولی حالا میتونم با قاطعیت و اطمینان و دانش بیشتری صحبت کنم، من اون بچه ها رو توی لندن دیدم، راستش مال خیلی وقته پیشه، دیگه درست یادم نیست، اون تصویر رو غبار گرفته اما یه چیز رو هرگز فراموش نمیکنم، اونا حالت خاصی داشتن یه جذبه ی خاص که در عین زیبایی من رو میترسوند، در هر حال الان فقط میتونم حدس بزنم که اونها الف بودن، به خاطر همون حس و نظر دوستم اما نه دلیل و مدرکی ندارم نه بر آن پافشاری میکنم.

باز هم اگر کسی نظری داشت بگه...

Are you kiddinfg or pulling my leg... اولا مگه اینجا تاپیک بحث در مورد عجایب هفتگانه است ... مثلا ایفای نقشه...تاپیک معرفی شخصیت چی شد ... اومد خبر بزنید...

چند نکته رو لازم میدونم که بگم:

اول اینکه دنیای حقیقی خیلی عظیم تر از تصورات ماست، پس شاید خیلی موجودات توش زندگی کنن و ما با خبر نباشیم.

دوم مگه آرون هم الف نبود ولی با آراگورن ازدواج کرد.

سوم به نظر من تصور دنیا با وجود الف ها خیلی قشنگ تر از دنیای بدون الف هاست!

آقا جان میشه مشخس کنی که سوالاتو به صورت تخیلی می پرسی یا جواب واقعی می خوای؟معلومه که دنیا با الفها خیلی زیباتره!به نظر من اینجا یکم ایراد داره!شما این سوالت را رویاگونه پرسیدی ولی یک عده مثل من فکر کردند جواب جدی می خواهی نه خیال پردازی بنابراین پستها قاطی پاتی شده!ممنو ن میشم دفعه ی بعد منظورت از تاپیک را واضح تر بگی.حد اقل من یکی گیج شدم.

سلام به نظر من هرعنوانی که در این بخش مطرح می شه با این پیش فرض مطرح می شه که ما دنیای تالکین را باور داریم(کیرم به شوخی)وگرنه توش ایفای نقش نمی کردیم پس باید با همون تصورات هم بهش پاسخ داده بشه.من که از سوالش خیلی خوشم اومد. جوابم رو هم که دیدین.من می گم یه جایی توی این دنیای بزرگ هست که هنوز توش الف پیدا می شه.

گویا دوست عزیز جناب رایت سا حر ومثل بسیاری از افراد دیگر اینجا از قدرت تخیل بسیار زیادی برخورداره. هممون با داستان هایی درباره چن و پری و سیمرغ و امثالهم بزرگ شدیم ولی من هیچ وقت ندیدم یه سیمرغ بیاد بالا خونم پرواز کنه یا اینطور که جدیدا مد شده عمو ولدی تلفن بزنه از پشت تلفن ابرا کادابرا و اجی مجی کنه.

این تاپیک از فعلا به موجودات فانتزی منتقل شده البیته تو هر دو جا سویت نمیشه!!

بابا ول کنین این حرف ها رو . برین سر یه مطالب جدی تر. من هم خانم های زیادی رو دیدم که از زیبایی حرف نداشتن و نک گوش بعضیاشون هم تیز بود ولی دلیل نمیشه بهشون بگم : آهای شما الفی؟ پس چند سالته 3000؟ سال یا 30000 سال ؟ ( اگر تونستین جواب بالای 22 سال بگیرین خبرم کنین )

سلام گویا شما دوست دارین فقط با چیزهایی که می بینید زندگی کنید و فقط به آنها فکر کنید ولی من اینجوری نیستم.من معتقدم قصه ها برای تعالی روح انسان ها لازم هستند و موجودات خیالی جزء غیر قابل حذف قصه ها.من شخصا شیفته ی سیمرغم و هما اون مرغ سعادت موجودیه که منتظرم یک روز بالای خونم پرواز کنه.من نمی فهمم منظور شما از مسائل جدی تر چیه چون نمی فهمم چه مسیله ی جدی ای در مورد موجودات فانتزی وجود داره.لطفا من را راهنایی کنید

* راستی اگر منم یکی از اون خانمها بودم و واقعا الف بودم بهتون نمی گفتم که الفم چون شما باور نمی کردید.اصلا همه می دونن که الف خا نسبت به سایرین بدبین هستند و رازهاشون را به همه نمی گن

*2 عمو ولدی نمی تونه از پشتتلفن اجی مجی بگه چون این طلسم به چوب دستی و یک قربانی احتیاج داره

ببین. الف، دورف، ترول،اورک، گابلین و همه این موجودات در ادبیات فولکلور اروپا هستند. همونطوری که دیو، جن و پری در ادبیات ما وجود دارند. اینکه آیا هنوز توی زمین ما الفی هست یا نه با نظر بانو آرون موافقم که: نه!

شما کتاب نامه ی سن میکله را خواندید؟نوشته ی آکسل مونته(یا مونته آکسل) این کتاب جرء زیباترین کتاب هایی است که من خوانده ام و نوعی زندگینامه (شاید حسب حال بهتر باشه چون نویسنده زندگی خودش را تعریف می کنه) است.و نویسنده به جرئت ادعا می کنه که یک کوتوله(دورف) دیده و با اون حرف زده و من مطمئن هستم که هر کس هون کتاب را بخوانه می تونه حرفش را باور کنه.حالا اگر توی این دوره زمونه و توی سرزمین سوئد هنوز دورف هست من فکر می کنم الف هم باشه.(به همون دلیلی که گفتم.)

کتابش بیرون هست اگر اشتباه نکنم آقای به آذین ترجمه اش کرده .

خب اگه واقعا الف ها وجود داشتن كه خيلی جالب می‌شد ولی من فكر نكنم تو همچين چيزی ديده باشی! اگر هم ديدی احتمالا ساخته و پرداخته تخيلت بوده.

مطمئن باشید که اگر الفی باشد بدانید که ما هم آن را دیده ایم

ولی اول باید ثابت کنیم که اصلا الفی وجود داشته یا نه با این قدرت ها شاید مثل آن در گذشته بوده ولی نه با این قدرت ها که به راحتی نابود شده پس بدانید که هیچ گاه هم جاوید نبوده .

اول باید بگم منظور من از وجود الف ها، وجود واقعیه اونها بود نه تخیلی!

بعدش این مسئله که چی واقعی و چی خیالی؟ بحث کهنه ایست اما به نکته ی ظریف و نویی دوست دارم اشاره کنم.

ما ساحران به جهان های موازی اعتقاد داریم، که یکی از آنها همین دنیای آشنای خودمان است اما جهان های دیگری نیز غیر از این جهان ما را احاطه کرده اند.

فیزیکدانان تا چند وقت پیش میگفتند جهان 3 بعد دارد، بعد که انیشتین زمان را به آن اضافه کرد و شد 4 بعد،

حالا نظریه جدیدی به نام نظریه M مطرح شده که میگوید جهان 11 بعد دارد البته این نظریه گسترش یافته، اما انچه مهم است این است که فیزیک کوانتم هم به همان راهی میرود که جادوگران سال هاست رفته اند، حالا کسی میتواند بگوید آن 7 بعد دیگر کجایند یا چه موجوداتی در آنها میزیند و...

در ضمن اگر مایل بودید این نظریه و همین طور جهان های موازی ساحران را بیشتر شرح میدهم.

به نظر من هم الفی الان نیست اگر هم بوده اون زمانا ... قدرت اون به اندازه این چیزی نبوده که توی کتاب اومده که اصلا من احتمال وجودش را 5% می دونم نه بیشتر

میشه در مورد 11 بعد جهان حرف بزنی؟خیلی جالب بود همین جوریش وقتی آدم به 4 بعدش فکر می کنه سرش گیج می ره چه برسه به 11 بعد!!!!!!!

د ضمن من می گم طبق افسانه های قدیمی یک سرس مکان هستند که انسان ها حالا حالا ها آن را کشف نمی کنن این که ما همه جای زمین را می دونم که چی به چیه شاید از غرور آدم سرپشمه بگیرد و واقعی نباشه در این صورت می شه جاهای دور افتاده ای باشه که مثلا سیمرغ آنجا زندگی می کنه.دا را چه دیدید؟

باز هم دوستان عزیز این جادوگر پر حرف را عفو کنید! اگر سرتان را درد می آورد.

اما راجع به نظریه M. این نظریه همون طوری که گفتم گسترش یافته و الان میگه جهان 15 یا 16 بعد داره، البته این الان که من میگم با الانی که شما میخونید خیلی فرق داره ها!

اما اصل این نظریه میگه جهان به جای ذزه از تار تشکیل شده و با ارتعاش این تارها و برخوردشون به هم دنیا خلق میشه، که البته واضحه وقتی هسته ی اصلی جهان رو تارهای لرزان تشکیل بدن، چقدر جهان موازی خلق میشه...!! این نظریه مشاهدات فیزیک کوانتوم، حتی رجعت به گذشته و تناسخ رو هم میتونه توضیح بده. که شرح همه ی اینها از حوصله بحث خارج!

این نظریه خیلی سازگار با عقاید ساحران. چون ساحران معتقد به دروازه هایی به نام Mana Vortex (دروازه هایی به جهان های موازی) بودند که با ورود به این دروازه ها وارد جهان های دیگری میشدند و با موجوداتی دیگر روبرو میشدند و دانش ها و اسرار نوینی را برای ما به ارمغان می آوردند.

شاید بپرسید این جهان های موازی که از آن صحبت میکنی، چگونه و کجاست؟ و چط.ر میتوان به آن دست یافت؟ باید بگویم جهان های موازی اطراف ماست، همین حالا که این مطالب را میخوانید چندین جهان شما را احاطه کرده و در هر کدام از این جهان ها غوغایی به پاست! اما شما بنا به عادت فقط یک جهان آشنا را میبینید.

البته انسان ها معمولی در زمان هایی مثل بروز اتفاق غیر مترقبه یا رویا و خلسه یا حتی یک تصادف، آگاهیشان تغییر میکند و جهان ها و موجودات دیگر را میبینند اما وقتی باز میگردند، چون این تجارب با دنیای عادی هم خوانی ندارد به آن برچسب خواب و خیال یا وهم زده میشود و اغلب فراموش میشود در حالی که این مشاهدات کاملا واقعی است.

بابا چرا اینقدر ساحر ساحر میکنی توی یه تاپیک گفتی می تونی ثابت کنی جادوگری خب ثابت کن

بعد در مورد ابعداد جهان یه طوری میگی 15 الی 16 انگار هندونه است

ef@ robber عزیز آرامش خود را حفظ کن،

اول من اگر گفتم میتوانم ثابت کنم جادوگرم منظورم چیز دیگری بود و شما اشتباه برداشت کردید.

دوم اگر میخواهید امتیازتان زیاد شود لطفا با پست های کم ارزش این کار را بکنید، نه با مطالب من __و وقتی رایت ساحر میگوید: نه با مطالب من، واقعا منظورش همین است. __

سوم اگر من چیزی را شرح میدهم به خاطر این است که میخواهم دوستان هم در دانش من سهیم باشند و به درخواست آنان این مطلب را نوشتم.

چهارم انگار شما نمی دانید بعد چیست و مطلب مرا کامل نخواندید و حتما از ریاضی و فیزیک هم چیزی نیمدانید وگرنه میفهمیدید که ارتعاش تارها (با فرکانس بالا) در یک فضای سه بعدی چه عظمت و پیچیدگی را خلق میکند و هرگز به خود اجازه نمیدادید آنرا با هندوانه های بقال سر کوچه تان مقایسه کنید!!

در هر حال من با کسی خصومت ندارم و مایل نیستم خودم یا دانشم را به کسی اثبات کنم زیرا خودم میدانم که هستم و کحا میروم، اگر کسی باید چیزی را ثابت کند این شمایید.

در پایان هم بگویم که خیلی از بحث اصلی خارج نشویم که آیا الف ها واقعا وجود دارند؟ و آیا کسی آنها را دیده یا نه؟

بحث های علمی و جادوگری هم که مطرح شد در این راستا بود که امکان صحت موضوع نشان داده شود.

سلام

آیا الف ها وجود دارند یا خیر؟

این سوالیه که به جرات میتونم بگم 75% کسانی که با آردا آشنا هستن تو ذخنشون میچرخه و یک جواب منطقی براش پیدا نکردن.

تالکین الفها رو مظهر زیبایی، شعور، هنر و طبیعت میدونه.

چیزهایی که ما ایرانی ها از 5-6 هزار سال پیش با اونا آشنا بودیم. تو فرهنگ ایرانی پری وجود داره که کاملا مطابق با همون الفی هست که تالکین معرفی میکنه.

مردیزما که مطابق با بالروگ هست.

آل که با اورک برابری میکنه.

و ...

به جرات میتونم بگم که همه اینها 100% وجود دارن.

پری : در اسلام ازشون به اسم ملک فرشته اسم برده شده که مظهر لطف خدا و زیبایی و سرور هستند.

مردیزما: در داستان یعقوب پیامبر نقل شده که با موجودی مبارزه کرد و بعد از شکست اون به حکمت رسید. (نبرد گندالف با بالروگ)

آل : مردم معتقدن که به بچه های تازه دنیا اومده حمله میکنه و اونا رو با خودش میبره تا ازشون تغذیه کنه (ارک)

و ...

متشکرم.

اگه پستهای قبلی رو خونده باشی فهمیدی که من هم به الف ها اعتقاد دارم، امادر ادامه من گفتم که همیشه با دقت معمولی نمیشه اونها رو دید، هر چند که در جایی گفتم اونها رو زمانی دیدم.

اما در مورد نظز تو و این تطابق که دادی بین فرهنگ اسلامی، ایرانی و الف ها باید بگم موافق نیستم، به نظر من زیاده روی کردی!

مدیزما هرگز بالروگ نیست و گاندالف هم هیچ شاهتی به پیامبران ندارد و به علت مطالعات وسیعی که در مورد الف ها و خصوصا فرشتگان داشته ام به جرئت میگویم که : الف ها و فرشتگان هرگز یکی نیستند بلکه از زمین تا آسمان تفاوت دارند

اما با همه ی این اوصاف من هم با کلیت حرفهات در مورد وجود الف ها و... موافقم.

سلام

من هنوز کل حرفهام رو نزدم

من هرگز نگفتم که گندالف یه پیامبره. گرچه شایدم بشه تو این تعریف جا بگیره چون پیامبر کسیه که پیامی رو میاره و وظیفه ای رو باید انجام بده، گندالف هم پیام وحدت در برابر دشمن یگانه رو اورده بود و وظیفه اش کمک به انسانها برای اتحاد و جنگ با دشمن بود.

و در مورد الف ها و فرشته ها.

خوشحال میشم که دلایلت رو بشنوم (مطمئنم که دیگران هم خوشحال میشن.)

در مورد مردیزما : ازش چی میدونی ؟

من در مورد مردیزما هیچی نمی دونم می شه توضیح بدهید؟

اما من هم موافقم که پری با فرشته خیلی فرق داره پری قدرت های زیادی داره که لزوما از آنها در جهت خیر استفاده نمی کنند ولی فرشته تمام اعمالش رو در راه خدا و به فرمان اون انجام می ده.پری ها افسون گر هستند ولی فرشته ها اینگونه نیستند آنها مظهر قداستند و .... خیلی با هم متفاوتند

راستی در مورد آل می شه بیشتر توضیح بدی تا آنجا که یادم هست در قرآن یک همچین چیزی ندیده ام و شنیده ام که یک همچین چیزی در تورات وجود دارد.

ممنونم.

سلام

من از این جهت این شباهتها رو بیان میکنم چون تاریخ ادبیات اروپا در برابر تاریخ ایران و آسیا ناچیزه و تالکین برای اینکه بتونه یک افسانه بسازه مجبور شده که از ادبیات کل جهان استفاده کنه که به این شکل در اورده.

مگر اینکه ما بخواهیم وجودیت 7000 ساله ایران و ادبیات نوشتاری 7000 سالمون رو نفی کنیم و تمام افسانه هامون رو هیچ حساب کنیم و شخصیت های اساطیری اروپا رو اصل حساب کنیم.

اما در واقع این اروپائیها هستن که برای ساختن افسانه از اساطیر بقیه کشورها استفاده میکنند. چون تاریخشون به اون اندازه نیست که بخوان روش حساب کنن.

در مورد مردیزما، موجودی که در بین عارفان ایران (از گذشته تا به حال) ازش نام برده میشده و به اسم مردآزما هم میشناختند و اعتقاد داشتند که برای رسیدن به مراحل بالای عرفان الهی باید در شب و جایی که تنها باشید و در یک دشت یا صحرا یا کوه منتظر اومدنش بشید و وقتی اومد باهاش مبارزه کنید و شکستش بدید تا بتونید به مراحل بالاتر رفته و به حکمت دست پیدا کنید.

این مسئله ایه که همه عرفا بهش اعتقاد داشتن و دارن و میتونم بگم کسانی رو دیدم که از مبارزه با مردیزما برگشتن و ازش تعریف کردن و به چیزهایی که فهمیه بودن اشاره کردن.

در ادبیات قدیم ایران (قبل از اسلام) فرشته ها رو به اسم پری میشناختن و اونها رو به اون شکلی که اون زمان درک میکردن قبول داشتن.

منم میدونم که پری با فرشته یکی نیست (چون تعریفشون با هم فرق میکنه) اما اگر بخواید از ذهن کسی که در 4-3 هزار سال پیش زندگی میکرده و اطلاعاتش فقط در حد گذران زندگی بوده به پری فکر کنید تعریفی غیر از اون که اون داشته، نمیداشتید.

در مورد فرشتگان و پری ها که حوصله ندارم کامل توضیح بدم یعنی لزومی نمیبینم که توضیح بدم اما در مورد کله کشتی گرفتن با مردیزما !! در شب تاریک و شکست دادن اون، باید بگم این موضوع فوق العاده برای من جالبه، میشه بگی این رو کدوم عرفا میگن، دقیقا اسم یا مشخصات و هر اطلاعات اضافی که داری راجع به این عرفا و این اعتقاد بده.

ممنون میشم،

در ضمن اگه اطلاعات کاملی بدی من دلیل علاقه مندیم رو بهت میگم و حتی میگم که از نظر جادوگران مردیزما چیه و چطوریه. به من اعتماد کن؛ من هرگز الکی حرف نمیزنم. وقتی چیزی میگم که واقعا بدونم.

منتظرم.

سلام

من متاسفانه اسم و مشخصات به طور کلس تو ذهنم نمیمونه، فقط اطلاعات کلی رو نگه میدارم

واسه همین نمیتونم بهت مشخصات عرفا رو بدم.

من کلیات داستان واسم مهم بوده که تو ذهنم نگهش داستم اما اسامی ...

توضیحات کامل در مورد مردیزما و اطلاعات دیگه رو تو پست بعدی میزنم چون الان وقت ندارم

موفق باشید

سلام وای خدای من بسیار عالی است....... میشه هر دوی شما دوستان بیشتر توضیح بدهید؟ممنونم

در ضمن هیچ کس نم خواهد ادبیات خ.دمون را نادیده بگیرد(یعنی امیدوارم)پس دوست عزیز ناراحت نشو.

]be nazare man adam nabayad be chizi inghad delbastegi pada kone ke natoone

roohasho dar bareye oon az vagheiat tafkik kone [undefined

گندالف جان چرا جواب نمي دين؟رايت ساحرم كه با ما قهر كرده اونم جواب نمي ده:)(

به نظر من اگر هم بخوايم بگيم که وجود دارن تو اين سياره(زمين)نيستن . کسی چه ميدونه تو اين دنيای لا يتناهی چه مجوداتی زندگی ميکنن؟

بابا بحث رو عوض کنید تا دعوا نشده

من میگم بهتر نیست که یخورده در مورد خود الف ها صحبت کنیم؟

این بحث بیهوده ای که در مورد وجود داشتن یا نداشتن الف ها صحبت کنیم.

تالکین الف ها رو از روی پری ها الهام گرفت. همونطوری که تو قرآن هم گفته شده که زمانها پیش انسان ها و جن ها و پریان و دیوها باهم زندگی می کردند... این هم دقیقا مثل اینه. پری ها شاخه ای از جن هستند که بسیار زیبا اند و عمر جاودانه ای دارند, اونها همگی خوب هستند و عده بسیار کمی بینشون به پلیدی گرویده که به دیو نامیده شدند. میبینید؟! این ها خیلی تطبیق میخوره با اون چیزی که تالکین میگه ... پری:الف ... نژادهای مختلف پلیدی : دیو-جنهای بد : اورک - ترول ....

اینها افسانه نیست. جن ها حقیقت دارند , و پریان هم شاخه ای از اونها هستند. میتونید اگه خوشتون میاد منابعشو دقیقا بگم بهتون ...

سلام بر همگی دوستان

فکر کنم که یه جادوگر رو دست من بلند شده، چون مودم سیستم من سوخت و واسه همینم یه مدت نبودم

توضیحاتی که آرون عزیز داد همون چیزهایی است که من میخواستم در موردشون صحبت کنم و از اول میگفتم (ازش ممنونم)

در مورد مردیزما:

موجودی که طبق تعاریف 2 تا 5/2 متر قد داره و بسیار قوی هیکل. با چشمانی سرخ . در بعضی قسمتهای ایران اون رو به اسم عوج هم میشناسن. برای رسیدن به حکمت و مراحل بالای عرفان از زمان قدیم مرسوم بوده که میگفتن جوانها باید شب هنگام به تنهایی به صحرا یا کوه یا دشت برن و با مردیزما کشتی بگیرن.

در واقع کشتی گرفتن تعبیر از دیداریه که بین این دو اتفاق میافته و جوان هم باید تاب بیاره هم اینکه بتونه خودش رو برتر نشون بده. در صورت شکست جوان خواهد مرد (از ترس) به همین دلیل عده خیلی کمی این راه رو رفتن.

اما کسانی که رفتن همگی باب جدیدی از علم رو فرا گرفتن.

موفق باشید

گاندالف عزیز من دیگر چندان تمایلی به فرستادن پیغام ندارم اما نمیدانم چرا وقتی مطالبت راجع به این مردیزما را میشنوم شگفت زده میشوم و مایلم قدری توضیح دهم :

در معرفت ساحران تولتک ( که من نیز بسیاری ار آموخته هایم را مدیون آن هستم) این موجود همزاد یا مواصل خوانده میشود و حتی شرح درگیری با این موجود را من در کتاب یک ساحر تولتک خوانده ام و چیزی که مرا شگفت زده میکند این شباهت بین عرفان ما در این مورد با معرفت کهن تولتک هاست در حالی که از ایران تا مکزیک فاصله ای بس ژرف وجود دارد. اما شباهت بی نظیر است.

در هر حال فقط میتوانم بگویم منبع همه یکی است، اسم ها مختلف اند اما راستی یکی و همان یکی است.

برای دوستان اهل مطالعه میگویم که شرح داستان مواصل و رو برو شدن با آن را در کتاب سفر به دیگر سو اثر کارلوس کاستاندا ، میتوانند مطالعه کنند.

راستی گاندالف به نظر خوب است طلسمی، چیزی برای مودمت درست کنی که خدای نکرده دوباره نسوزد!!

از شوخی گذشته من بسیار مایلم در مواردی این چنین با شما تبادل نظر داشته باشم پس ما را از نظرات و مطالب جدیدتان بی نصیب نگذارید

سپاسگذارم.

سلام

کارلوس کاستاندا شاگرد دون خوان که کسی نمیدونه اهل کجاست از کجا اومده و کجا رفته

همه راهها یکیه فقط اسمها فرق میکنه. چون مسیر رسیدن به حق فقط 1 راهه

و همه این مسایل هم دقیقا تو ارباب حلقه ها گفته شده.

بزرگانی که سقوط کردند و موجوداتی که کسی بهشون اهمیت نمیداد و حسابشون نمیکرد، بدون اینکه خودشون بخوان سرنوشت مردم آردا رو تو دستشون دیدن و اون رو عوض کردن.

پلیدی توسط یکی از موجوداتی که به تاریکی رفته و اونجا موندگار شده بود از بین رفت.

اینا همه اش حقیقته.

لطفی به تالکین شد تا بتونه همه حقایق رو در قالب یک داستان اساطیری (خیالی) بیان کنه. اما این داستان هر لحظه و تو وجود تک تک انسانها اتفاق میافته و همه انسانها هر لحظه تصمیم میگیرن که تو تاریکی باشن یا تو روشنایی.

تا حالا فکر کردین که هر کدوم از ما میتونیم گندالف باشیم ؟

روی وسوسه هامون پا بذاریم و بخاطر پاکی بجنگیم ؟

یا فرودو باشیم و بخاطر دیگران مرک رو به جون بخریم ؟

یا ...

یا به جای هر کدام از 9 همراه حلقه ؟

من شخصا آراگورن رو دوست دارم ولي شايد اگر بخواهم را يكي را انتخاب كنم فارامير را انتخاب مي كنم.چون فارامير يك برتري اي دارد كه آراگورن ندارد واون افتخار خدمت كردن به شخصي مثل آراگورن است.........

اممممم...يه چيزي در مورد اولين پست اين تاپيك - اون كسي كه الف ها رو ديده- گفته بود كه كسايي رو ديده كه عدسي چشمشون هرمي بوده و گوششون كشيده!! نميدونم ولي يكي از دوستاي من عدسي چشماش هرمي هستش....تقربيا مثل گربه... اين يه بيماري مادرزادي هستش ولي چيز مهمي نيست (البته تا وقتي كه چشمتون آبي روشن نباشه كه سياهي عدسي هرمي اينقدر تابلو باشه) از طرفي اون گوش كشيده هم من باز توي خيلي ها ديدم.... با هيج كدوم مستقيم در ارتباط نبودم ولي همين طور كه از كنارشون رد شده توجهم جلب شده! شايد اينا همون نواده هاي الفها باشن!! در مورد اين اشاره هاي توي قرآن من فكر كنم يك مقدار تحقيق بيشتر لازمه...

ببينيد الفها و ديگر موجودات خيلی نشی از تخيلات مست که بعضی از اونها هم شايد واقعاً يک زمانی وجود داشتن شايد هم ما يه زمان دوری اونها رو ميشناختيم و بعد هم يادمون رفته!

دوستی گفته بود عدسی هرمی نوعی بیماری است این را من هم میدانم حتی در نوع حادش که خودم شاهدش بودم انسان را کور میکند اما منظور من الف های واقعی بودند نه انسان های بیمار!

مثلا آیا شما میدانید بیماری روانی وجود دارد که مبتلایان به آن ادعا میکنند موجودات کوتوله را میبینند. خب چه کسی مییداند شاید این بیچاره ها واقعا انها را میبینند اما انگ بیمار خورده مجبورند سالها در آسایشگاه روانی به سر برند. وضع کسانی که ادعا میکنند بشقاب پرنده دیده اند بهتر از این نیست.

در هر حال غرض از این سخنان این بود که دانش پزشکی مدرن را __ که هیج قبولش ندارم __ با بحث دنیایی جادویی که به راستی وجود دارد قاطی نکنید

در هر حال گمان میکنم 50 یا 200 سال دیگر علم هم این حرف ها را تایید کند اما ما که آنقدر عمرمان کفاف نمیدهد! تا ببینیم پس بهتر است تکلیفمان را با دنیا همین حالا مشخص کنیم.

اممممم...يه چيزي در مورد اولين پست اين تاپيك - اون كسي كه الف ها رو ديده- گفته بود كه كسايي رو ديده كه عدسي چشمشون هرمي بوده و گوششون كشيده!! نميدونم ولي يكي از دوستاي من عدسي چشماش هرمي هستش....تقربيا مثل گربه... اين يه بيماري مادرزادي هستش ولي چيز مهمي نيست (البته تا وقتي كه چشمتون آبي روشن نباشه كه سياهي عدسي هرمي اينقدر تابلو باشه) از طرفي اون گوش كشيده هم من باز توي خيلي ها ديدم.... با هيج كدوم مستقيم در ارتباط نبودم ولي همين طور كه از كنارشون رد شده توجهم جلب شده! شايد اينا همون نواده هاي الفها باشن!! در مورد اين اشاره هاي توي قرآن من فكر كنم يك مقدار تحقيق بيشتر لازمه...

سلام

من مقداری در این مورد تحقیق کردم.

اگه سوالی دارید بپرسید اگه در حد و توانایی من باشه جواب میدم.

ببينيد الفها و ديگر موجودات خيلی نشی از تخيلات مست که بعضی از اونها هم شايد واقعاً يک زمانی وجود داشتن شايد هم ما يه زمان دوری اونها رو ميشناختيم و بعد هم يادمون رفته!

خوب ؟

نتیجه چیه ؟

گندالف جون دو تا نتيجه ميشه گرفت:

1)نرم افزار ان 2 فا چرند ترين نرم افزار دنياست(به خاطر غلطها متا سفم وقت ويرايش نبود)

2)من گفتم که بعضی از تخيلاتمون شايد واقعا يه زمانی وجود داشتن و ما حالا فراموش کرديمشون

دوسته خوبم گاندلف، از اينکه دير جواب ميدم منو ببخش چرا که دير اين مطلب رو خوندم.

ولی وظيفه خودم دونستم که يه توضيح کوتاه بدم مرديزما يا مردا آزما که شما ازش نام برديد تمثيلی

از نفس آدميست که هر کس ميخواهد به مقام بالای شناخت خدا برسد بايد در چند مرحله با

ان مبارزه کند.که در اين مبارزه هم او تنها نيست و در هر مرحله نيروهايی به کمک او می آيد.مانند نماز و عبادات ديگر انسان (در هر دينی که هست).

دوسته خوبم گاندلف، از اينکه دير جواب ميدم منو ببخش چرا که دير اين مطلب رو خوندم.

ولی وظيفه خودم دونستم که يه توضيح کوتاه بدم مرديزما يا مردا آزما که شما ازش نام برديد تمثيلی

از نفس آدميست که هر کس ميخواهد به مقام بالای شناخت خدا برسد بايد در چند مرحله با

ان مبارزه کند.که در اين مبارزه هم او تنها نيست و در هر مرحله نيروهايی به کمک او می آيد.مانند نماز و عبادات ديگر انسان (در هر دينی که هست).

سلام خدمت تئودن پسر تنگل

اگر به اطلاعاتم مطمئن نبودم، حرف شما رو قبول میکردم. اما ...

اما از قدیم نقل شده که کسانی که از عهده جنگ با مردیزما بر نیومدن دیگه زنده نموندن و جون خودشون رو از دست دادن.

گندالف جان بايد بگم که اينی که من گفتم معنای اصلی مردازما بود .در معنای عام مرد آزما غول و ديو و اين چيزا است .پس اون چيزی که شنيدی در باره ی معنای عام مرد آزما بوده.

تئودن جان

میتونم بپرسم که منبع اطلاعاتی شما چیه ؟

ممنون میشم

در اساطیر اسکاندیناوی وهمینطور آلمان الف ها هستند البته نه به شکلی که تاکین آنها را توصیف کرده اکثر پلید تنها بخش مثبت آنها در بعضی قصه ها محافظت از بچه ها ست البته بعضی وقت ها می گویند آنها بچه هارا می دزند آل خودمان .

اما آن الف ها دارک الف اند به سیاهی شب نه الف های تاکین

WarMaster عزیز. من منبع اطلاعاتی شما را سست می بینم. هرگز در هیچ جامعه و فرهنگی الف ها تیره و پلید توصیف نشده اند (حداقل نه به طور کلی) و این را می گویم زیرا دانش من در این زمینه گسترده شده،

باز

اگر کتاب، سایت یا چیزی در این زمینه داری معرفی کن تا ما هم بدانیم و دانش هامان را ارتقا بخشیم.

باعشق،

رایت

تالکین الف ها رو از روی پری ها الهام گرفت. همونطوری که تو قرآن هم گفته شده که زمانها پیش انسان ها و جن ها و پریان و دیوها باهم زندگی می کردند... این هم دقیقا مثل اینه. پری ها شاخه ای از جن هستند که بسیار زیبا اند و عمر جاودانه ای دارند, اونها همگی خوب هستند و عده بسیار کمی بینشون به پلیدی گرویده که به دیو نامیده شدند. میبینید؟! این ها خیلی تطبیق میخوره با اون چیزی که تالکین میگه ... پری:الف ... نژادهای مختلف پلیدی : دیو-جنهای بد : اورک - ترول ....

اینها افسانه نیست. جن ها حقیقت دارند , و پریان هم شاخه ای از اونها هستند. میتونید اگه خوشتون میاد منابعشو دقیقا بگم بهتون ...

خوبه که اورن عزیز هم قبول داره و می گه که الهام گرفته به نظر من بین دانیای واقعی تا دنیای تخیلی فاصله ی بسیاری است در ضمن فاصله ی این پست با پست قبلی خیلی زیاده ولی فکر نکنم که پست بی محتوایی باشه .

هر کس هم که ادعا داره الف ها واقعی ان دست یه الف رو بگیره بیاره در خونهی ما

من به شدت با امير فارامير موافقم. هم در مورد تعالی روح انسان ها هم در مورد ماجراجويی الف ها. الف شايد موجودات متحد و رازداری باشن ولی بالاخره يه الف شيطون پيدا ميشه ديگه. نظر رايت ساحر رو هم قبول دارم هم در مورد ازدواج آراگون و بزرگی دنیا. حالا یکی بیاد بگه تو اصلاْ کی هستی که قبول دارم قبول ندارم.

از اینا گذشته، راستش رو بخواي اول اين تاپيک رو ديدم رسماْ شاخی در آوردم که تا حالا هيچ کسی در حتی در سرزمين ميانه هم يه همچين شاخی نداشته. در مورد اون بچه ها هم يه چيزی وجود داره به نام ژن و ژنتيک که کارای عجيب زياد ميکنه. مثه همين شاخای من.

سلام

آیا الف ها وجود دارند یا خیر؟

این سوالیه که به جرات میتونم بگم 75% کسانی که با آردا آشنا هستن تو ذخنشون میچرخه و یک جواب منطقی براش پیدا نکردن.

تالکین الفها رو مظهر زیبایی، شعور، هنر و طبیعت میدونه.

چیزهایی که ما ایرانی ها از 5-6 هزار سال پیش با اونا آشنا بودیم. تو فرهنگ ایرانی پری وجود داره که کاملا مطابق با همون الفی هست که تالکین معرفی میکنه.

مردیزما که مطابق با بالروگ هست.

آل که با اورک برابری میکنه.

و ...

به جرات میتونم بگم که همه اینها 100% وجود دارن.

پری : در اسلام ازشون به اسم ملک فرشته اسم برده شده که مظهر لطف خدا و زیبایی و سرور هستند.

مردیزما: در داستان یعقوب پیامبر نقل شده که با موجودی مبارزه کرد و بعد از شکست اون به حکمت رسید. (نبرد گندالف با بالروگ)

آل : مردم معتقدن که به بچه های تازه دنیا اومده حمله میکنه و اونا رو با خودش میبره تا ازشون تغذیه کنه (ارک)

و ...

متشکرم.

در مورد مشابه اروپايی آل فکر می کنم درست تر باشه به خود الف ها در ماهيت اروپاييشون نه آرداييشون رجوع کنيم که به طور رسماْ از کارهاشون بچه دزدی بود.

ولی در مورد ريشه های شرقی دنيای تالکين موراد زيادی رو ميشه ذکر رکد. سرو های کاشمر و دو درخت والينور. يا نبرد های منجيان با اهريمن و نبرد های کتاب و . . .

راستش اين همه تشابه بين اسطوره ها برام خيلی عجيبه!

اگه اینطوره پس جک ولوبیای سحر آمیزم واقعیه!!!!!! عزیزان داستانهای تالکین افسانه های اصیل وزیبایی هستند که در ادبیات فولکلور ساکسون ها وسایر اقوام ژرمنی وکلا آریایی ریشه دارند.ولی دیگه نباید پا را از حد فراتر گذاشت وبه آنها جنبه ای واقعی بخشید.

دورین عزیز بهتره این چنین عاقل اندر سفیهانه با عقاید دیگران برخورد نکنی اونطور که من فهمیدم حتی هنوز کتاب رو نخوندی و مطالعه چندانی در این خصوص نداری. از اون سو آثار تالکین خیلی فراتر از یه افسانه هستن و خیلی جاها نمادی از واقعیت هستن. امیدوارم روش تحقیق کنی و مخصوصا تاریخ سرزمین میانه رو بخونی بعد می فهمی که برخی از دوستان منظورشون چیه و تا چه حد حرفاشون دلیل درستی داره

می دونید شاید اینجا یکم مساۀل با هم قاطی شده!

اول در مورد جهان های موازی باید بگم که این به نظر من شبه علم چون راهی برای رد کردن خودش باقی نمیذاره(یکی از خصوصیات شبه علم همینه.)

در مورد اون نظریه ای هم که رایت ساحر میگه باید بگم که اسم اون نظریه ابر ریسمانه ،این نظریه یکی از الان یکی از نظریه های پیشتاز نیست و کوانتوم فیلد تۀوری و نظریه وحدت نیروها الن نظریه پیشتاز ه.

اما در مورد 16،17 بعد این ابعاد برای توجیه گرانش به کار میرن ،همون طور که میدونید در نظریه وحدت نیروها تا الان دانشمندان تونستن که از 5 نیروی بنیادی 4 تا ی آنها رو با هم یکی کنن ،اما در مورد گرنش قضیه فرق میکنه!و این نظریه ها به طور ساده میگن که تصوری که ما از گرانش داریم چیزی نیست جز نمودی که نیروی گرانش در این 3 بعد پیدا میکنه.(البته این رو هم بگم که هیچ کدام از این نظریه ها تا حالا اثبات نشدن،و طی یکی از آخرین کشفیات کیهانشناختی،که توسط دکتر رضا منصوری انجام گرفته،کل مدل های اختر فیزیکی وکیهانشناختی ما زیر سوال میره،این کشف هنوز قطعی نشده اگه قطعی شد به طور کامل توضیح میدم.)راستی در این مورد میتونید مقالات خوبی در نشریه سیگما (نشریه رسمی انجمن فیزیک ایران) پیدا کنید.

اما در مورد وجود الف ها ،ما نمیتونیم بگیم هر چی هست رو ما میدونیم یا می بینیم ،اما هیچ علتی نمی بینم که اون چیزی که من منظورم منطبق با توصیف تالکین از الف باشه.

آرون جان من هرگز منظورم توهین به بقیه نیست.

فقط نظر خودم رو بیان کردم.

ولی آیا شما هیچ دلیل ومدرک کافی برای اثبات حرفهاتون دارید؟

دوستان،

خون سرد باشین. دعوای دورف و الف که چیز تازه ای نیست!

آفریدگار جان شوخی به جایی بود.

راستی ایمراهیل جان فکر میکنم طبیعت فقط چهار نیروی بنیادی داره نه پنج تا.

نیروی هسته ای قوی

نیروی هسته ای ضعیف

نیروی الکترومغناطیس

نیروی گرانش

بین اینها گرانش از همه ناشناخته تره.ضمنا نظریه همه چیز که وحدت این چهار نیرو باشد هنوز ارائه نشده.

این کار رو حتی اینشتین هم نتونست کامل کنه.

من هم با دورین موافقم.

چون دلیل قاطعی برای وجود الف ها نیست .

تا به حال کسی الفها را مشابه توصیفات تالکین ندیده است.

دورین عزیز در گذشته نیروهای الکتریسیته ومغناطیس رو هم دو نیروی جداگانه میدونستن و بعد فهمیدن اینا هم نمود دو نمود متفاوت از یک نیرواند.در ضمن خیلی کارا هم بعد از انیشتین انجام شد ،دلیلی نداره که کاری رو که انیشتین انجام نداد بگیم انجام نشدنیه،حتی خود انیشتین هم اندقدر با عدم قطعیت هایزنبرگ مشکل داشت که اون جمله معروف رو گفت(خدا تاس نمیریز.)این جمله رو دقیقا انیشتین برای اصل(دقت کنید اصل)عدم قطعیت هایزنبرگ گفت.

در ادبات ژرمن الف ها شكل كاملا متفاوتي دارند!!!! اون ها كوتوله اند! يعني اينكه خيلي كوچيك اند و كلاه بوقي سر مي كنند! البته قرمز! و همچنين گوش هاشون هم درازه! و صورت هاشون هم نقاشي شده است! و سوزن و نخ و چوب دستس و جوراب هاي قشنگ دارند! و بعضي وقت ها خرابكاري و بعضي اوقات كمك مي كنند! Elf .بله در آلماني الف مثل انگليسي نوشته ميشه و هم مونث و هم مذكر تعريف مي شه! يعني با هر دو حرف تعريف مذكر و مونث! خوب اين الف هاي بازيگوش هنوز هستند!

يعني يكي از دوستام تعريف مي كرد كه يك شب مامان بزرگش توي زير زمين خونشون توي بندلر در برلين اون ها رو ديده كه دارند با شوهر مرده اش مي رقصند! بعد مي ترسه و جيغ مي زنه! ولي تا برمي گرده از پله ها فرار كنه ديگه نمي بينشون! اون اونشب مهمون داشته بوده و رفته بوده زير زمين تا از توي يخجالي كه اون پايين داشتند و پر از نوشيدني بوده wein بياره ! بعد مهموناش ميان پايين !

حالا جالبش اين جاست كه در يخچال باز بوده و چند تا شيشه وين شكسته!!!؟؟ البته مامان بزرگ دوستم آدم خرافي نيست ! ولي اين داستان را هميشه با شهامت تعريف مي كرده! البته ديگه الف ها را نمي بينه شايد هم مي بينه ولي من خبر ندارم!

خیلی هم خوش طینت نیستن.(الفا)

ایمراهیل عزیز نظریه وحدت نیروها مدت هاست مشکل اصلی فیزیک شده.

عبدالسلام- واشو وگلایندبرگ تونستن نیروهای الکترو مغناطیس و هسته ای قوی رو پیوند بدن.

ولی پیوند بقیه نیروها تا کنون انجام نشده.

در مورد هایزنبرگ هم بله

اینشتین معتقد بود اصل عدم قطعیت در مواردی اصل بقای انرژی رو نقص میکنه.

خوب دوستان من بعد از اینکه حرف های جناب رایت ساحر رو خوندم دارم اینو میزنم واسه همینم سایر پست ها رو نخوندم ! اون 16-17 بعد و تار ها . اول که تار ها رو با نام نظزیه ی ریسمان و ابر ریسمان می شناسیم که خوب خیلی بحثش طولانیه و مال فیزیک نظریو ایناست که از حوصله ی بحث خارجه! فقط اینو بگم که یه بروفسور ایرانی یکی از پایه های اصلی این نظریست که اسمش یادم رفته! و اون 16 -17 بعد! من تا فضا زمان 10 بعدی رو خوندم و میشناسم و از 61 -17 بعد خبر ندارم . که تازه همین نظریه هم ک از زمان جلو تر دونستنش! ولی میدونم که سفر در فضا و زمان از بعد 5 ممکنه! البته فقط برای گراویتون ها و نوتزینو های خنثی! که اونها هم اولیش ذره ی جاذبه است و دومیشم هنوز وجودش درست حسابی تایید نشده . سفر در فظا و زمان هم خیلی بحثش طولانیه اگه مایل باشن بگم! ولی فقط در این حد بگم که اون ذرات واسه این میتونند در فضا و زمان سفر کنند که تار(همون ریسمانهاشون) به شکل حلقویه و در این فضا به هیچ جا متصل نیستند ولی سایر ذرات هستند . تو یه مقاله ی قدیمی هم خوندم که فوتون ها میتونند توی فظا سفر کنند . ولی یادم نیست جزئیاتش! آها حالا بقه رو خوندم! جناب دورین باید بگم که انیشتین هم اشتباها ت بزرگی داشت! مثلا تا قبل از نریه ی هالی جهان رودر حال انقباض میدونست! ببخشید دیگه وقت ندارم! توضاحات جناب ایمراهیل از مال من کامل تر بودند و مکمل هم تا حدودی! البته ما خودمونو در حد ایشون نمیدونیم که ایشنو سرور ما هستند! ولی اگه دوستان مایل باشن بعدا یکم بیشتر تشریح میکنم! خدا نگه دار! از غلطهای تایپی هم معذرت میخوام!

نه بابا این حرفا....

اسم اون پرفسور کامران وفاست اما الان دیگه نقش بزرگی رو بازی نمیکنه.

من یکی دیدم البته کوتوله قدش 95 سانت بود چاق ولی سریع بود اگه میشه یه توضیح بدین آیا دورف ها تا کنون با الف ها ازدواج کردهاند ؟ با تشکر

به نظرتون این همه مطلب رو چه طور می شه خوند لطفا یکی این مطالب رو که درباره ی الف هاست یک جا گرداوری کنه تا نیازی به برگ زدن نیاشه

هي من اعتراض دارم.چرا اين تاپيكو تا حالا نديده بودم؟بايد از آرش ممنون باشم.

خيلي حرف براي گفتن دارم فقط يه كم پراكنده ميشه.ببخشيد ديگه.

پري:من همه جا شنيدم به جن مونث پري ميگفتن و كلمه جن كاملا به مذكرها تخصيص داره.خوب ميدونيد كه الفها فقط مونث نبودن پس نميشه دقيقا پري رو الف تعبير كرد.

ديدن بچه ها:خوب ممكنه جن بوده باشه.مشكلي كه پيش نمياد.يه بچه جن بوده مگر اين كه ازشون پرسيده باشي جنن يا نه!!!!

البته پري ها پيش والاها زندگي نميكنن.همين جا دور و بر ما هستن و ما گاهي ميبينيمشون ولي باور نداريم چي ديديم.

رايت عزيز از وقتي كتاب خاطرات يك مغ نوشته پائولو كوئيليو چاپ شده به افراد زيادي برخوردم كه ادعا ميكنن جادوگرن.اسم خوبي نيست مگه نه؟جادوگر عنوان بديه كه ممكنه به يه نفر بدن.من فكر نكنم كسايي كه قدم در راه شناخت ميگذارن اسم جادوگر به خودشون بدن.ممكنه شما اينو جادو ببينيد.اما من هم جادوهاي زيادي ديدم.بدون اين كه از جاده سانتياگو عبور كنم و به كامپوستلا برسم.ما انقدر جادو ميكنيم كه خودمون هم نميفهيم اين كار خارق العاده اس.بي نظيره.منم مثل شما به خلصه ميرم.ولي ميگم نه بابا سرم گيج رفت.چشام سياهي رفت.خواب ديدم.بگذاريم هر كس به راه خودش بره.فقط اگه كسي بهت پيام داد كه ميخواد ازت درباره جادو بپرسه ناراحت نشو.خودت اين اسمو رو خودت گذاشتي.

ما آدمها دوست داريم چيزهاي جديد ببينيم.ولي هيچ وقت قدرت انتخاب رو تو خودمون باور نميكنيم.من به ef robber حق ميدم كه با اون لحن باهاتون صحبت كرد.چون ما شناختمون از دنيا محدود به همين پنج حسه.از چيزي حرف ميزني كه نبايد.حتي اگه شما عضو مكتبي باشي دليلي داره كه بخواي ما هم اينو قبول كنيم؟انقدر زود از كوره در نرو.اين نشونه زياده خواهيه.نخواه كه متكلم وحده باشي.بگذار كسي كه سوالي داره بپرسه.من اگه جاي شما بودم از سوال دوستم efrobberخوشحال ميشدم.چون با حقيقتي آشنا بودم كه براي يك انسان ديگه غريب بود.سعي نكن با توهين و تهمت به شخص ديگه اي اونو وادار به سكوت كني.ميدوني فرهنگ چه جور ايجاد ميشه؟با تعامل اطلاعات.مثلا من عالم به سياستم و با بحث سياسي طرف مقابلمو مجاب ميكنم كه حرفمو بپذيره.ولي وقتي طرفم هم سياسي باشه بحث دو طرفه ميشه.تو مباحثه متكلم وحده نداريم.بايد يه چيز شما بگي.يه چيز من.اون وقت يه نظريه جديد و يكسان تو ذهن هر دوي ما شكل ميگيره.اين تو كل جامعه پخش ميشه و فرهنگ رو درست ميكنه.رفتاري رو درست ميكنه كه خط مشي جامعه اس.

ببخشيد زياد حرف زدم.بازم حرف دارم ولي چون خيلي بي ربط به اين بحثه يه پست ديگه ميدم(براي من هدف از پست دادن رسيدن به سطح نقره بودكه الان بهش رسيدم پس حالا ديگه برام ميتريل و نقره فرقي نداره)

پ.ن:راستي من ميدونم كه تولتك ها 781 ساله كه منقرض شدن.دوست دارم بدونم چه طور مكتبي پايه گذاشتن كه تا حالا ادامه داشته و شما چه جور باهاشون آشنا شديد؟ميدونيد كه ايران تا مكزيك فاصله شون خيلي زياده

عزيزان من الف و جن رو بينشون هيچ فرقي نميزارم.(نظر شخصي)خوب جنها هنوز هم هستن همين طور ميشه گفت اروپاييها اسم الف رو براي جنهاشون انتخاب كردن.خوب عيبي داره؟

ببينيد عزيزان.شما اكثرا قبول داريد كه لوتر اتفاق افتاده.و ما داريم آردا رو ادامه ميديم.و از اين كه هم فكر هاتون رو پيدا كرديد خوشحاليد.ولي هميشه حق با اكثريت نيست.سعي نكنيد افسانه رو وارد دنياتون كنيد.من گفتم الفها رو به عنوان جن قبول دارم.چون جنها واقعا وجود دارن.ولي پيشينه آردا براي من اون قدر جذابيت نداره كه بخوام به عنوان دنياي واقعيم بپذيرمش.البته شما مختاريد كه توي آردا به زندگيتون ادامه بديد.هيچ مشكلي هم براي من ايجاد نميشه.ولي بدونيد كه اين جا خيلي ها هستن كه دوست دارن تو دنياي خودشون زندگي كنن.دنيايي كه از آرداي عزيز قشنگتره.

بچه ها اوني كه تو كتاب خاطرات يك مغ بود و پائولو باهاش مشاوره ميكرد مردايزما بود.يا اون سگه؟نظر شما چيه؟

gandalf the wizard عزيز منظورت همون دن خوان معروفه كه تو كلي آثار ادبي و هنري اروپا ازش چيز خونديم.همون اسپانيائيه؟اون كه افسانه ايه.اگه بخوايم ازش تعريف كنيم فقط همينو ميشه گفت:عياش,گمراه كننده,لامذهب,پست و متكبر.مگر اين كه من اشتباه كرده باشم!!!!!!

رفيق gandalf the wizardاز اسم عوج مطمئني؟من افسانه عوج روقبلا خوندم.اگه حوصله داريد براتون تعريف كنم.اگر نه بريد پست بعدي.

عوج مردي بود افسانه اي.ميگفتن مادرش عنق نام داشته كه عنق دختر آدم ابوالبشر بوده.ميگن تو خونه آدم به دنيا اومده و تا زمان موسي زنده بوده.(افسانه يه جاش تو تاريخ تناقض داره حالا بعدا بهش ميرسيم)ميگفتن قدش بسيار بلند بود.بلند تر از اون كه تصور كنيد.وقتي طوفان نوح اومد آب از سر بلندترين كوهها گذشته بود ولي از سر زانوش بالاتر نيومد.وقتي موسي قصد جنگ با ستمگران شام(نژادي كه فلسطينيان ميخواندندشان),عوج موازي با طول و عرض لشكر بني اسرائيل قطعه سنگي از كوه بريد و گرفت بالاي سرش تا پرت كنه رو بني اسرائيل و همه رو از شرشون خلاص كنه.(شوخي كردم چپ چپ نگاه نكنيد)پس خدا مرغي رو مامور كرد تا سنگ رو با الماس سوراخ كنه(چه جوريش رو از خودش بپرسيد)و سنگ به گردن عوج افتاد.موسي اينو فهميد و با عصا به پاي عوج زد.و عوج هلاك شد.ميگن استخون ران پاش سالها به عنوان پل روي نيل استفاده ميشده.

يه كم شبيه اوليكومي غوله كه سر به آسمان ساييد.افسانه اي بابلي و دلنشين كه ديگه به اين جا و آردا مربوط نميشه.خيلي از افسانه هاي بابلي ميدونم ميشه كنار افسانه هاي اسكانديناوي براش يه تاپيك درست كرد ولي من همت هالباراد رو ندارم.فقط انقدر بدونيد كه قرار بود اوليكومي شهر خدايان بابل(كومي)رو نابود كنه.اصلا اسمش يعني ويران كننده كومي.

ارادتمند

گولوم

ببینید دوستان

هرکی میخواد بدونه که ایا الف وجود داره یا نه؟

بهترین منبع قرانه

البته باید تفسیر قرانو بخونید

ومن فکر میکنم که هم میتونه وجود داشته باشه هم میتونه نداشته باشه

این رو هم بگم که توی این دنیای بزرگ هیچ چیزی غیر ممکن نیست

و هرچه که تو ذهن ادم تصور بشه یه جوابی(واقعیت) تو دنیای بیرون داره

با سلام خدمت دوستان گرامي

همانطور كه در قبل گفتم

بهترين منبع قرآنه

طبق بررسي هايي كه من انجام دادم در سوره يس (اگه اشتباه نكنم ايه 30) نوشته : و موجوداتي را خلق كرديم كه شما از آنان آگاهي نداريد

همين يك آيه مي تونه جواب كل سوال هاي شما رو بده كه آيا اين وجود داره يا اون وجود نداره؟

در ضمن خدا خلاق است يعني مدام در حال خلق كردن است . پس نمي تونيم بگيم كه خدا ما را و حيوانات را و گياهان و درختان و چار پنج تا جن رو خلق كرده و ديگه هيچي خلق نكرده .

به نظر شما درسته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

با تشكر :D :D :D

اگه واقعا الف ها وجود داشته باشن.

چرا خودشون رو به عاشقاشون نشون نمیدن ؟؟؟

الفها که با آدم ها رابطه خوبی دارند ؟؟؟ به نظرتون الفها یه چیزی شبیه تو فیلم هستن؟؟؟ :D

الفها در ادبيات فولكلور اروپا صالا موجودات خوبي نيستند آرون عزيز.توي همين تاپيك هم ميتوني در موردشون ببيني.

اتفاقا در همه كتاب ها به جز وار كرفت و كتب تالكين،الف ها موجودات نميه شيطاني هستند

الفها در ادبيات فولكلور اروپا صالا موجودات خوبي نيستند آرون عزيز.توي همين تاپيك هم ميتوني در موردشون ببيني.

اتفاقا در همه كتاب ها به جز وار كرفت و كتب تالكين،الف ها موجودات نميه شيطاني هستند

دقیقا

در فرهنگ عامه ی ژرمن ها :

شما مقدمه ی کتاب یاران حلقه رو بخونی متوجه میشی

اصولا الف ها به شرارت و بی ثباتی معروف بودن

در زمانی تصور می شد الف ها باعث بروز بیماری بین انسان ها و حیوانات هستند و می گفتند که الف ها بر روی سینه ی انسان خفته می نشینند و برایش کابوس ایجاد می کنند ( ژرمن ها به کابوس، آلپ دروکن می گویند که معنای لفظی آن فشار الف است )

اوه خدای من این سایت مثل تاتر میمونه میری تو داستان و گم میشی به خودت میای میبینی جادوگر یا الفی!!!!!!!!!!!!!اینجا فانتزی ترین و باحال ترین جای دنیاست.باید یگم خیلی جا خوردم دیدم این همه ادم افسانه دوست دارن احساس نمیکنم تنهام.من عاشق تاریخ و افسانه هام.وقتی همشو بشناسی میبینی چه عجیبه مرز واقعیت از تخیل از تار مو کمتره.دوست عزیزی که الف دیدی شاید لنز یا گوش الفی بود!بیرون میفروشن! اگه نه یا خطای دید بود یا..........دوست داری بشنوی؟ادما ذهن قوی دارن اونا گاهی نشانه هایی میبینن گاهی چیزایی تخیلشونو قوی میکنه شاید ذهنت تصویرو ایجاد کرد.بهرحال اینجا واقعا خوش میگذره. اینکه مدتی تظاهر کنم الفم به دور از غم و غصه دنیا.

راستی راجع به الف و جن!هرچی میخونین باور نکنین الف با جن فرق داره اگه عمیق به این قضیه توجه کنید متوجه میشید.طرز پیدایش عنصر وجودی نیروها.جن معادل گابلینه البته اونم یکم فرق داره.الف ها شاید نماد انسان های باهوش و اصیلند در مفهوم انتزاعی.

منم خیلیییییییییییییییییی عاشق الفام و همیشه آرزو داشتم یک الف میبودم...موجوداتی خونسرد و آرام با ظاهری بسیار زیبا که در شهری رویایی زندگی میکنند...

ولی باید بگم حیف!!!!!

باید قبول کرد که اونا وجود ندارن ولی میتونن نماد چیزایی مثل جن یا پری باشن که من پری ها رو بیشتر میپسندم :( :|

کلا الف ها همون شخصیتی رو دارن که من دنبالش میگردم(گیاه خوار،آرام،کماندار،زیبارو و...) :|

ولی امیدوارم گفته های یکی تون درست از آب در بیاد و وجودشون رو اثبات کنه :))

آیا الف ها گیاه خوارن؟

به نظر من الف ها افسانه ای بیش نیستند ولی از بعضی ها شنیده ام که کسانی شبیه الف ها دیده اند.

همیشه گفتند افسانه ها ریشه از حقیقت می گیرند.

در اینکه الف ها وجود ندارن شکی نیست (حداقل با نیم نگاهی به سیر تکاملی و واقعیات) ولی به نظرم علم به جایی میرسه که میتونه الف بسازه :|

جدای از اینکه بخوایم بگیم آیا الف دیدیم یا نه...

ببینید ، هر چیزی (تاکید میکنم هر چیزی) که در ادبیات فوکلور ممالک مختلف به کرات در افسانه ها از بودنشون یاد شده ، وجود دارن. یا داشتن . الف ها هم وجود دارن. اما اینکه آیا همونطور که استاد تالکین تصویر کرده پاک و معصومن محل بحثه . از ارتباط گیری با موجودات ماورایی پرهیز کنید . اینقدر راحت ازش حرف نزنید . آسون نیست و عوارض شدیدی داره. قبلش باید اونقدر قوی شده باشید که روحتون مورد تاثیر واقع نشه. علی الخصوص موجوداتی از قبیل الف ها .

با تشکر.

Aiya

با درود به آردایی ها

الف ها قوی هستن اما توجه کنین اگه انسانها هم به توانایی هاشون پی ببرن از هر چیزدیگه ای خطرناکترن. تالکین هم نگفته که پاک و معصومن توی سیلماریلیون از جنگها و خونریزی هاشون هم گفته. در کل همشون بد نیستن همشونم بد نیستن بخصوص یکیشون که قدرتمندترینشونه هم از بدهاشونه.

namarie @};-

گویا دوست عزیز جناب رایت سا حر ومثل بسیاری از افراد دیگر اینجا از قدرت تخیل بسیار زیادی برخورداره. هممون با داستان هایی درباره چن و پری و سیمرغ و امثالهم بزرگ شدیم ولی من هیچ وقت ندیدم یه سیمرغ بیاد بالا خونم پرواز کنه یا اینطور که جدیدا مد شده عمو ولدی تلفن بزنه از پشت تلفن ابرا کادابرا و اجی مجی کنه.

این تاپیک از فعلا به موجودات فانتزی منتقل شده البیته تو هر دو جا سویت نمیشه!!

بابا ول کنین این حرف ها رو . برین سر یه مطالب جدی تر. من هم خانم های زیادی رو دیدم که از زیبایی حرف نداشتن و نک گوش بعضیاشون هم تیز بود ولی دلیل نمیشه بهشون بگم : آهای شما الفی؟ پس چند سالته 3000؟ سال یا 30000 سال ؟ ( اگر تونستین جواب بالای 22 سال بگیرین خبرم کنین )

عزیز من شاید الف ها وجود داشته باشن اما من هم میتونم خودم رو شبیه الف در بیارم اما فانی هستم الان خیلی راحت میشه بایه عمل جراحی ساده گوش هاتو تیز بکنی و موهای بلن هم که دیگه نمیدونم باید روش کار بکنی اما هر کاری هم بکنی تو فانی هستی و میمیری

به دوستان گرامی خودم لازم دونستتم یه توضیح کوچکی رو درباره فناپذیر بودن عرض کنم اونم اینکه به جز حیوانات و اجسام هر چیز دیگه ای فنا ناپذیره. فنا به معنی نیست شدن البته. اجسام-حیوانات-گیاهان. اینها هم حتی بعدها نیست نمیشن به خاک تبدیل میشن. توجه کنین که ما هم قبلا وجود نداشتیم و با ساخته شدن جسم زمینی و آماده شدنش این اجازه رو پیدا کردیم که پا به دنیا بذاریم و وارد این لایه بشیم.اما انسانها و الف ها و فرشتگان و هر چیزی که جنبش داره و زنده س و جان داره نابود و نیست نمیشه و ابدیه. این که انسانها مرگ رو تجربه میکنن به خاطر اینه که با تخریب بدن زمینیشون اجازه موندن در زمین و فضا و مکان فعلیشون رو از دست میدن و از لحاظ فضا و مکان و زمان از این لایه فعلیشون به لایه های دیگه ای انتقال می یابند که اونجاهاهم دیاهای مستقلی هستند واسه خودشون. الان هم الفها توی همچین لایه هایی هستند و وجود دارند اما حتی اونها هم مرگ رو(به معنی جابه جایی ) تجربه میکنند. واسه تصور بهتر تالار ماندوس رو به عنوان یه لایه در نظر بگیر انسانها هم همچین لایه ای میرن شاید با مال اونا یکی نباشه هیچ جایی هم از تاریخ گفته نشده که بعد از مرگ انسانها و الف ها و بقیه توی یه جا جمع میشن و جاشون یکه. ضمنا قطعا این لایه بعدی هم موقتیه و به لایه های دیگری پا خواهیم گذاشت. در پایان اگه بحث یا سوالی سر این موضوع هست به خودم پیام بدین هستم خدمتتون.

با سپاس

ببخشید یک سوال!فکر کنم تکراری نیست.

آیا الف ها میتونن بد ذات باشن؟خب دوستان گفتن به خاطر قدرت ممکنه وسوسه بشن.

تا چه حد؟!یعنی امکانش هست بخاطر قدرت مردم خودشون رو بخوان بکشن؟

ببخشید یک سوال!فکر کنم تکراری نیست.

آیا الف ها میتونن بد ذات باشن؟خب دوستان گفتن به خاطر قدرت ممکنه وسوسه بشن.

تا چه حد؟!یعنی امکانش هست بخاطر قدرت مردم خودشون رو بخوان بکشن؟

بله. نمونه‌اش هم در کتاب سیلماریلیون و خویشاوندکشی معروف فئانور در آلکوئالونده هست.

توصیه می‌کنم کتاب‌ها رو مطالعه بفرمایید.

باسلام

میدونید کسایی که داستانی رو مینویسند از یک چیزی یا از یک واقعه الهام میگیرند شاید استاد تالکین هم الف ها رو دیده که ازشون نوشتند شاید هم الف ها وجود داشته باشند و ما خبر نداریم. من نتیجه گرفتم که حیوانات تخیلی مانند وارگ ها یا عقاب ها سایزشون اب رفته

موهای دورف ها کمپشت شدند

الف هام یا در جنگ ها کشته شدند ویا سرنوشت ادمیان فانی را انتخاب کردند

ادم هام لطف کردند ادم موندند. دی :-) :-)

با سلام

من کنجکاو شدم در این مورد در اینترنت تحقیق کنم زدم سیاه بیشه

ما در ایران در جاده چالوس یک مکانی داریم به نام سیاه بیشه که جنگل داره و انقدر درختای جنگلش زیاده که جنگل سیاه و تاریکه میگم یه گروه از بچه ها رو بفرستیم شاید لگولاس یا تراندویل ویا الف پیدا کردیم من که از ظهر تا حالا تو کف اش ام

دوست عزیزم مطمئنا اونی که شما دیدید یک الف نبوده بل یک انسان بوده. و در شرق اسیا همچین انسان هایی زیاد دیده میشه.مطمئنا هیچ الفی در جهان ما وجود نداره و به نظرم باید در کتاب ها بمونه.ضمنا اگر چیزی که شما دیدید الف بوده خبچرا این الف باید شبیه الف های تالکین باشه؟ممکنه مث یک الف اروپایی کوچولو یا شایدم خبیث باشه.

در در 8/14/2015 at 9:23 PM، *legolas * گفته است :

باسلام

میدونید کسایی که داستانی رو مینویسند از یک چیزی یا از یک واقعه الهام میگیرند شاید استاد تالکین هم الف ها رو دیده که ازشون نوشتند شاید هم الف ها وجود داشته باشند و ما خبر نداریم. من نتیجه گرفتم که حیوانات تخیلی مانند وارگ ها یا عقاب ها سایزشون اب رفته

موهای دورف ها کمپشت شدند

الف هام یا در جنگ ها کشته شدند ویا سرنوشت ادمیان فانی را انتخاب کردند

ادم هام لطف کردند ادم موندند. دی :-) :-)

 

با سلام

 

من کنجکاو شدم در این مورد در اینترنت تحقیق کنم زدم سیاه بیشه

 

ما در ایران در جاده چالوس یک مکانی داریم به نام سیاه بیشه که جنگل داره و انقدر درختای جنگلش زیاده که جنگل سیاه و تاریکه میگم یه گروه از بچه ها رو بفرستیم شاید لگولاس یا تراندویل ویا الف پیدا کردیم من که از ظهر تا حالا تو کف اش ام

دور از انتظار نیس ممکنه البرز هم کوه های مه الود باشه.حالا سوال اینجاس اره بور کجاست؟

در در 4/28/2015 at 5:56 PM، Nienor Niniel گفته است :

ببخشید یک سوال!فکر کنم تکراری نیست.

آیا الف ها میتونن بد ذات باشن؟خب دوستان گفتن به خاطر قدرت ممکنه وسوسه بشن.

تا چه حد؟!یعنی امکانش هست بخاطر قدرت مردم خودشون رو بخوان بکشن؟

دو خویشتن کشی الف ها بخاطر جاه طلبی و هوس بود مخصوصا ماجرای فئانور و نمونه دیگش تراندویل بود که بخاطر چارتا سکه به اره بور در جریان تورین حمله کرد.

 

در در 6/3/2010 at 1:57 AM، الوه گفته است :

 

دقیقا

در فرهنگ عامه ی ژرمن ها :

شما مقدمه ی کتاب یاران حلقه رو بخونی متوجه میشی

اصولا الف ها به شرارت و بی ثباتی معروف بودن

 

در زمانی تصور می شد الف ها باعث بروز بیماری بین انسان ها و حیوانات هستند و می گفتند که الف ها بر روی سینه ی انسان خفته می نشینند و برایش کابوس ایجاد می کنند ( ژرمن ها به کابوس، آلپ دروکن می گویند که معنای لفظی آن فشار الف است )

این دقیقا شبیه به بختکه که در ایران معروفیت داره منتها بدلیل اعتقادات مذهبی در ایران جن گفته میشه.

در در 2/17/2016 at 11:47 PM، dain گفته است :

دو خویشتن کشی الف ها بخاطر جاه طلبی و هوس بود مخصوصا ماجرای فئانور و نمونه دیگش تراندویل بود که بخاطر چارتا سکه به اره بور در جریان تورین حمله کرد.

 

این دقیقا شبیه به بختکه که در ایران معروفیت داره منتها بدلیل اعتقادات مذهبی در ایران جن گفته میشه.

به هیچ وجه من الوجه

 

بختک با این تعریف کاملاً متفاوته و هیچ کدوم شبیه هیچ کدوم عمل نمی کنند ولی انکار نمی کنم که شباهت هایی وجود دارد

در 2 ساعت قبل، lord of the moon گفته است :

به هیچ وجه من الوجه

 

بختک با این تعریف کاملاً متفاوته و هیچ کدوم شبیه هیچ کدوم عمل نمی کنند ولی انکار نمی کنم که شباهت هایی وجود دارد

دوست عزیزم،بختک نوعی موجودی جن مانند بود که در هنگام خواب روی سینه افرادمیشینن و باعث فلج خواب و کابوس میشه.در ژرمن به علت اینکه منشا بسیاری از افسانه هاشون با ما شباهت داره همین موضوع منتها بانام الف اومده و دقیقا همونجور هست.

در 41 دقیقه قبل، dain گفته است :

دوست عزیزم،بختک نوعی موجودی جن مانند بود که در هنگام خواب روی سینه افرادمیشینن و باعث فلج خواب و کابوس میشه.در ژرمن به علت اینکه منشا بسیاری از افسانه هاشون با ما شباهت داره همین موضوع منتها بانام الف اومده و دقیقا همونجور هست.

الف هایی که در این جا امده یک اسم دیگه داره که دقیقا یادم نیست اون موجودات اصلا الف نیستند و از خواب برای تغذیه استفاده می کنند 

در نقل قول قبلی از لگولاس هم تو حرفش رو تایید کردی که اونا باعث خواب بد میشند ولی آل همون کاری که تو میگی هست پس در نتیجه این دو موجود اون طوری اصلا شبیه به هم نیستند ولی اگه حرفی که در نقل قولت با لگولاس زدی رو پس می گیری یا این که نتونستی منظورت رو اون جا خوب برسونی که دیگه هیچی

 

تازه نگذار شروع کنم در مورد نظریه قبلی که گفتی کوه های البرز کوه های مه آلوده! 

در 14 دقیقه قبل، lord of the moon گفته است :

الف هایی که در این جا امده یک اسم دیگه داره که دقیقا یادم نیست اون موجودات اصلا الف نیستند و از خواب برای تغذیه استفاده می کنند 

در نقل قول قبلی از لگولاس هم تو حرفش رو تایید کردی که اونا باعث خواب بد میشند ولی آل همون کاری که تو میگی هست پس در نتیجه این دو موجود اون طوری اصلا شبیه به هم نیستند ولی اگه حرفی که در نقل قولت با لگولاس زدی رو پس می گیری یا این که نتونستی منظورت رو اون جا خوب برسونی که دیگه هیچی

 

تازه نگذار شروع کنم در مورد نظریه قبلی که گفتی کوه های البرز کوه های مه آلوده! 

عزیزم دلیلی بر با تمسخر حرف زدن نیست ما از هم زهره چشم که نمیگیریم.درباره البرز من حدس زدم که وقتی شمال مصداق سیاه بیشه هست پس البرز هم میتونه باشه.آل در فرهنگ ما ارمنی ها سراغ زن زائو میاد که فکر میکنم با اندک تفاوت در بقیه اقوامم اومده باشه پس کاملا فرق داره با بختک.فلج خواب نام عارضه ای هست که وقتی انسان بیدار میشه رابطه ی مغز و ماهیچه ها برقرار نمیشه پس احساس خفگی بوجود میاد.در فرهنگ عتیق و قدیمی این عارضه با نام بختک نامگذازی میشد که بدلیل علم پایین این به کابوس تشبیه میشد بنابراین میشه شباهات زیادی بین الف های کابوس اور و این بختک پیداکرد(مطمئنا همه چیزشون در جزء شبیه هم نیست زیرا این دو افسانه در فاصله جغرافیایی دور پرورش یافتن)

در 5 دقیقه قبل، dain گفته است :

عزیزم دلیلی بر با تمسخر حرف زدن نیست ما از هم زهره چشم که نمیگیریم.درباره البرز من حدس زدم که وقتی شمال مصداق سیاه بیشه هست پس البرز هم میتونه باشه.آل در فرهنگ ما ارمنی ها سراغ زن زائو میاد که فکر میکنم با اندک تفاوت در بقیه اقوامم اومده باشه پس کاملا فرق داره با بختک.فلج خواب نام عارضه ای هست که وقتی انسان بیدار میشه رابطه ی مغز و ماهیچه ها برقرار نمیشه پس احساس خفگی بوجود میاد.در فرهنگ عتیق و قدیمی این عارضه با نام بختک نامگذازی میشد که بدلیل علم پایین این به کابوس تشبیه میشد بنابراین میشه شباهات زیادی بین الف های کابوس اور و این بختک پیداکرد(مطمئنا همه چیزشون در جزء شبیه هم نیست زیرا این دو افسانه در فاصله جغرافیایی دور پرورش یافتن)

(اشتباه نشه من کلا لحنم همینه! زیاد از لحنم راضی نیستم ولی خب همینه که هست عادت کردم این جوری حرف بزنم. البته خودم که متوجه نشدم کدوم بخش از حرفام رو به پای تمسخر گذاشتید ولی اگه  فکر کردید لحن من تمسخر آمیز است من پوزش می طلبم)

در بالا من داشتم به آل فکر می کردم پس به جای بختک نوشتم آل وگرنه منظورم بختک بود(وگرنه آل که محلی از اعراب نداشت!)

 

در کل میخوام بگم شبیه هستند بختک و آن موجودات (حالا فکر کنیم الف) ولی بدل هم دیگر در دو تمدن نیستند

در مورد این که کجا سیاه بیشه است کجا موردور کجا کجا .... من کلا متعقدم هیچ بشری و تاکیید می کنم هیچ بشری چه منتقد حرفه ای حق این رو نداره که با قطعیت بگه که چی به چیه و تالکین از کجا ایده گرفته چون در این صورت یکی از حالات شبیه سازی برای نماد گیرایی پیش میاد که نتیجه اش شده این که ملت الان میگند ارباب حلقه ها شیطان پرستیه! پس کلا کسی در این مورد حرف نزنه بهتره 

در ۱ ساعت قبل، lord of the moon گفته است :

(اشتباه نشه من کلا لحنم همینه! زیاد از لحنم راضی نیستم ولی خب همینه که هست عادت کردم این جوری حرف بزنم. البته خودم که متوجه نشدم کدوم بخش از حرفام رو به پای تمسخر گذاشتید ولی اگه  فکر کردید لحن من تمسخر آمیز است من پوزش می طلبم)

در بالا من داشتم به آل فکر می کردم پس به جای بختک نوشتم آل وگرنه منظورم بختک بود(وگرنه آل که محلی از اعراب نداشت!)

 

در کل میخوام بگم شبیه هستند بختک و آن موجودات (حالا فکر کنیم الف) ولی بدل هم دیگر در دو تمدن نیستند

در مورد این که کجا سیاه بیشه است کجا موردور کجا کجا .... من کلا متعقدم هیچ بشری و تاکیید می کنم هیچ بشری چه منتقد حرفه ای حق این رو نداره که با قطعیت بگه که چی به چیه و تالکین از کجا ایده گرفته چون در این صورت یکی از حالات شبیه سازی برای نماد گیرایی پیش میاد که نتیجه اش شده این که ملت الان میگند ارباب حلقه ها شیطان پرستیه! پس کلا کسی در این مورد حرف نزنه بهتره 

منم در دنباله حرف لگولاس جان گفتم که اگه سیاه بیشه ای باشه پس کوه های مه آلودم باید همون نزدیکی باشه.ملتم زیاد حرف میزنن اینا برگ بسوزه میگن شیطان سوزوندش به هرحال استاد تالکین مطمعنا همچین عقیده ای نداشته.

خب بختک وجود داره یا نه؟ من یه بار یکی دیدم همون جور که گفتین بود مثل الف های تیره که پوست و موهایی تیره داشت و یه جوری تاریک به نظر می رسید اما رنگ چشماش سبز بود. اون حالات خفگی تو خواب به لحاظ علمی توجیه داره اما اینکه یه موجود این شکلی چطور توجیه میشه نمیدونم.

به نظر من که  ما از 10 درصد دنیامون هم خبر نداریم پس حتما موجودات دیگری هم هستن

یه سوال آیا الف ها کوتوله اند یا متوسط یا قد بلندض

در 3 ساعت قبل، 123Mohammad گفته است :

یه سوال آیا الف ها کوتوله اند یا متوسط یا قد بلندض

با توضیحاتی که تو کتاب های تالکین اومده الف ها معمولا بلند قد و زیبا روی بودن . حالا این وسط ممکنه چند تا متوسط یا کوتاه ( در حد ده سانتی متر . فک نکنین اندازه دورف ها :))) هم باشه اما عموما زیبا بودن . 

اما اگه افسانه های ژرمن و اسکاندیناوی رو بگیم قضیه فرق میکنه .

بعضی جاها اونا خیلی کوتوله ٬ کمی بزرگتر از حشرات توصیف میشن و بعضی جاها اونا موجودات پلید با قد نصف انسان ها

البته سوال شما بستگی به تاپیکش و مفهومش داره و چون اینجا پرسیدین منم عمومی جواب دادم

در در 4/6/2016 at 6:26 PM، لیدی گالادریل گفته است :

خب بختک وجود داره یا نه؟ من یه بار یکی دیدم همون جور که گفتین بود مثل الف های تیره که پوست و موهایی تیره داشت و یه جوری تاریک به نظر می رسید اما رنگ چشماش سبز بود. اون حالات خفگی تو خواب به لحاظ علمی توجیه داره اما اینکه یه موجود این شکلی چطور توجیه میشه نمیدونم.

به شخصه يكى ديديد؟!

باسلام متشکر از پاسخی که دادین منظور من از الف ها الف هایی بود که درون جنگل زدگی میکنن بود 

در در Wednesday, March 15, 2017 at 1:36 PM، 123Mohammad گفته است :

باسلام متشکر از پاسخی که دادین منظور من از الف ها الف هایی بود که درون جنگل زدگی میکنن بود 

اگه منظورتون توی دنیای تالکینه باید بگم همه الف های جنگل قد بلند هستند اما در سایر دنیا های فانتزی ممکنه از یه هابیت هم کوتاه تر باشن...

کلا با توجه به دنیای داستان سایز بندی دارن:))

اگه اجازه بدین منم نظرم رو بگم :

تقریبا همه کشف های علمی عصر حاضر اول در مغز وبعد تخیل بعد کتاب و بعد فیلم ها شکل گرفته اند . برای مثال پرواز پیوند عضو درمان بسیاری از بیماری ها و خیلی چیز های دیگه که الان نمیشه گفت . زمانی شاید دست ورزی ژن ها و جاندار های دورگه به عنوان یه فیلم کاملا تخیلی رو پرده سینما ها اکران می شده ولی الان تو ازمایشگاه ها و بیمارستان ها انجام میشن.

وجود الف ها کوتوله ها و هابیت ها و نژاد های دیگه الان در این زمان و با توجه به علم روز ما شاید غیر قابل باور باشه اما روزی شاید کشف بشه که در قدیم این نژاد ها زندگی میکردند قبل از این که انسان ها خلق بشن  و یا شاید انسان ها هم بودند ولی حافظه تاریخی ما انقدر بلند نیست که به یاد داشته باشه وجود داشته اند.

یا شاید هم قرار باشه این نژاد ها در آینده  به وجود بیان و تکامل صورت بگیره انسان از نخستی ها به وجود امده حتی انسان های حال حاضر خیلی با انسان های نخستین خیلی فرق دارند بعید نیست در اینده نژاد ما به الف ها تبدیل بشه . وتکامل همواره داره نقص ها رو از بین میبره .

دو تا نکته :1 این حرف های من هیچ تناقضی با اعتقاد های دینی نداره و بیشتر اون تو کتاب های علمی و حتی مدرسه ای هست (که البته تفسیراینکه چطور خیلی طول میکشه )  ولی مطمن باشین گفته های من براساس دین هم تایید میشن.

2من اعتقاد شخصیم به اینه که اون ها در قدیم وجود داشتن والان شاید در کنار ما هستند ولی ما متوجه نمیشیم دقیقا کنار ما مثلا صمیمی ترین دوستمون ؟!

(زیاد شد ببخشید ولی لطفا یکم بیشتر بهش توجه کنین ممنون)

ممنون از اینکه جوابم دادین ولی هنوز یه سوال میمونه آیا تا هالا کسی هست اونا رو کشف کرده باشه ویا طبق احتمال های امیر وجود داردن ویا نداری و.... که گفتن ولی دوست دارم بدانم کسی اینارو دیده ویا اولین کسی که الف هارو کشف کرد برا ساختن فیلم بر چه اساس اینارو وارد پرده سینما کرد آیا خودش دیده 

به نام خدای یکتا

به نظر من هیچ الف . دورف . اورک و غیره رو زمین وجود نداشته ولی موجوداتی بوده‌اند به نام نسناس که روایت های از آن ها وجود دارد مانند این روایات...

امام محمدباقر (ع) در پاسخ به پرسش جابر بن یزید جعفی در این زمینه فرمودند: «گویا تو گمان می ‌کنی خداوند تنها این عالم را آفریده است و گمان می ‌کنی خداوند غیر از شما بشر دیگری نیافریده است. به خدا سوگند خداوند هزار هزار عالم آفریده است و هزار هزار آدم و تو در آخرین این عالم و از آخرین این آدم‌ ها هستی». [7] ، [8] در این حدیث، فقط اشاره به موجوداتی پیش از انسان هایی از نسل حضرت آدم (ع) اشاره شده و نامی از نسناس نیامده است.

یا

حضرت امام علی (ع) فرمود: «همانا [هنگامی که] خداى تبارک و تعالى دوست داشت تا موجودى را با قدرت بیکرانش بیافریند، در زمانى بود که از آفرینش جنّ و نسناس هفت هزار سال گذشته بود». [6] این حدیث، زمان آفرینش گروهی از موجودات به نام «نسناس» را پیش از آفرینش آدمیان معرفى مى ‏نماید.

منبع سایت اسلام کویٔست