خوبه که در مورد نظرسنجی هایی که از این به بعد توی صفحه اول سایت قرار میگیره بحث کنیم.
الان در مورد نظرسنجی فعلی نظرتون رو بگین و دلیل انتخاب خودتون رو توضیح بدین همچنین دلیل رد کردن گزینه های دیگه رو هم اعلام کنید.
اگه ساکن سرزمین میانه بودید به نظرتون کدوم اینها شغل جالبی بود؟
1- مسئول اصطبل در روهان
2- تمیزکننده پلانتیر ایزنگارد
3- ملاح در بندرگاه های خاکستری
4- مهمانخانه دار در بری
5- مزرعه دار در شایر
6- بازساز بنا در اوزگیلیات
7- آهنگر در موردور
3DMahdi —
من خودم گزینه 3 رو انتخاب کردم : ملاح در بندرگاه های خاکستری
گزینه بعدیم هم 6 بود و بعدش 1
اما دلیل انتخاب نکردن سایر گزینه ها:
1- اگه فقط مسئول باشی خوبه ولی اگه قرار باشه فضولات اسبها رو جمع کنی نه!
2- آخه اینم شد کار که چی هر روز صبح بیای پلانتیر تمیز کنی و یهو دستت بخوره بهش و با سائرون گفتمان کنی(یهو دیدی شاکی شد که چرا از خواب بیدارش کردی) :D
4- این کار هیجان نداره و یکنواخته
5- این یکی از قبلی هم یکنواخت تره :D
6- این شغل خوبیه یه خدمتی به مردم میکنی و دعای خیر مردم گاندور پشت سرته. ولی جدا از شوخی با معماری حال میکنم
7- این یکی هم با روحیات من سازگار نیست. اصولا من ترجیح میدم بمیرم ولی در جبهه دشمن کار نکنم
اما سومی از همه بهتره یه کشتی بر میداری توی دریا واسه خودت سفر میکنی خدا رو چه دیدی شاید یهو سر از والینور در آوردی.
ulmo —
من گزينه 5 انتخاب كردم والا فكر كنم ديگه سن من از كارهاي پر هيجان گذشته (پير شدم ديگه) :D تازه معماري و كار تو اصطبل تميز كردن پلانتر كه اصلاً كه كار من نيست اينهمه تو سرزمين ميانه جان كندم حالا يكمي ميخواهم راحت زندگي كنم سائورن بره آهنگر استخدام كنه من سلاح تو دستم ميگيرم نه اينكه بسازم :D
الوه —
همون گزینه ی 3 بهتره
علت عدم انتخاب :
1-مگه من دیوانم برو فضولات حیواناتو جمع کنم مگه من جومونگم :دی
2-همون موقعی رو که بلا سر یکی از هابیتا ( یادم نمیاد :دی ) اومد نظرم عوض شد
4- اگه برم توی بری مثل باتربار خنگ میشم !!!
5- اینو که اصلا نگو. خود شما جناب میتراندیر گفتین شاخه ای پر از شگفتی هست. میتونه عین کره نرم باشه اما یک دفعه دیدی ... ؟!!؟؟!
6- مگه من بیکارم. مردم گوندور برن خودشون دیوارشونو درست کنن. به من الف نیومده :دی
7-اگه حد اقل مقامم مثل گوتموگ ( سرفرمانده ی ارتش ملکور ) بود یه چیزی . آهنگر ؟؟؟ من یک بار بر اثر دخالت در آهنگری جونمو دورف ها گرفتن
دیگه نزدیکشونم نمی شم ( توی منه گروت وقتی دادم نائوگلامیرو با سیلماریلیون به هم پیوند بزنن )
elros —
من 4- مهمانخانه دار در بری رو انتخاب می کنم اگه گذرتون به این برا افتاد یک نوشیدنی مهمونتون می کنم
Tulkas Astaldo —
اين كاري كه اينجا ميكنيد،كار باحليه.گر چه كه اگه پيشنهاد براي نظر سنجي داشته باشيد و براي اله سار بفرستيد،كار بزرگتري كرده ايد!
من 6 رو انتخاب ميكنم!برگشتن به شكوه گذشته در هر زمينه اي برام هميشه آرزو بوده و بزرگترين دردم هم تو دنياي تالكين همين زوال اجباريه
torambar —
من مورد 3 رو انتخاب می کنم کلا از دریانوردی و این جور چیزا خوشم میاد
1- از اسب خوشم میاد ولی از نگه داری کردنش نه بوی خیلی بدی میده
2-بدک نیست هراز گاهی هم نگاهی هم بهش بندازم
4- مهمونخونه داشتن خوبه ولی توبری نه آدم های بدجوری اونجا میان اصلا هم خوشم نمیاد سواران سیته بیان تومهمونخونم
5-کار خوبیه به عنوان مورد دوم میشه انتخابش کرد
6-معماری هم کار جالببیه معماری بناهای گوندوری کار جالب تریه
7-چندشم میشه بعد آهنگری بدن قوی می خواد که ما نداریم
برن —
با سلام.
خب 3dmahdi عزیز قربون دستت یه چهار پنج تا شغل دیگه اضافه کن تا بهت بگم.
حالا تا اون موقع من ترجیح می دم بیکار تو سرزمین میانه بگردم :D
3DMahdi —
خب 3dmahdi عزیز قربون دستت یه چهار پنج تا شغل دیگه اضافه کن تا بهت بگم.
برن جان من این شغلها رو انتخاب نکردم اله سار انتخاب کرده و توی صفحه اصلی سایت گذاشته من کاره ای نیستم. من فقط اینجا این مبحث رو باز کردم تا در موردش با هم بحث کنیم.
الان حق انتخاب بین ایناست کاریشم نمیشه کرد. برو توی صفحه اصلی سایت یکی رو انتخاب کن بعد بیا بگو چرا انتخاب کردی.
اگه شغل دیگه ای مد نظرته بگو ببینیم شاید ما هم تغییر شغل دادیم :D
مورون —
من 4 رو انتخاب کردم. چون اون وقت مدام گاندولف و اراگورن میومدن خونم و می تونستم کمکشون کنم.خصوصا که اون موقع هم روزای سخت این دو نفر بود و شنیدن حرف هاشون خیلی جالب . بعدش هم اینکه از حرف زدن با مسافرها و شنیدن اخبار خارج مرز خیلی خوشم میاد(هر وقت تالکین این بخش رو با اون همه اب و تاب شرح میده من کیف میکنم) و کلا دوست دارم اخبار رو از دور بشنوم و عطش کنجکاویم رو حفظ کنم . حوصله ی دیدن قیافه ی اورگ ها روهم ندارم.
1-2 کارای کسل کننده و راکدی هستن.
3- من دریا رو زیاد دوست ندارم و نمیتونم هر روز شاهد در گذشت یه گروه الف باشم که برای همیشه میرن
5- اینطوری هیچ جای ماجرا نبودم........ یعنی کلا خارج گود...
6- این و هم موافقم اما مطمئنم زیاد زنده نمیموندم که اوستا بشم.
7- معدن تاریک هم که کلا بی خیال حتی با کل طلا و جواهرش.
الوه —
من 4 رو انتخاب کردم. چون اون وقت مدام گاندولف و اراگورن میومدن خونم و می تونستم کمکشون کنم.خصوصا که اون موقع هم روزای سخت این دو نفر بود و شنیدن حرف هاشون خیلی جالب . بعدش هم اینکه از حرف زدن با مسافرها و شنیدن اخبار خارج مرز خیلی خوشم میاد(هر وقت تالکین این بخش رو با اون همه اب و تاب شرح میده من کیف میکنم) و کلا دوست دارم اخبار رو از دور بشنوم و عطش کنجکاویم رو حفظ کنم . حوصله ی دیدن قیافه ی اورک ها روهم ندارم.
اما متاسفانه گندالفی نیست که بخوای باهاش صحبت کنی.
به عنوان دارند هی یکی از سه حلقه ( حلقه ی آتش ) اون به دیار آمان کوچید
برن —
با سلام.
با اجازه شاه اله سار عزیز....
-یکی از شغل ها میتونه شکارچی باشه اونم تو جنگل منگل الف ها....(البته عواقب بعدیش با خودتونه)
-آهنگر هم خوبه ولی نه تو موردور،مثلا پیشه برو بچ دورف....یا تو ریوندل....
-یکی دیگه از شغل ها هم میتونه این باشه :D ....تو تالار های ماندوس خرما و حلوا و چایی و از این چیزا پخش کنیم...
-یا ما مثلا میشه مزدور سائرون بود...بهمون پول بده بریم ادم نفله کنیم! :D
-یا مثلا میشه فرمانده یه سپاه بود(اینم شغله دیگه)...حالا هر سپاهی که دوست دارید...
-یا مثلا میشه یه خار و بار(یا شایدم خوار و بار)فروشی ساده تو ریوندلی،شهر سفیدی،شایری...جایی داشت.
-یا مثلا تو شهر سفید تو شفا خونه ها دکتری چیزی بود.
حالا علی الحساب اینارو داشته باشید...
مورون —
برن عزیز اجازه بده چند مورد هم من بگم:
1)ندیمه ی شهبانو ارون(که تو این فروم تنها مورد مناسب خودم هستم..... از پذیرش اقایان محترم معزوریم...)
2)خانسالار شاه السار
3)معلم و اتابک شاهزاده اناریون تا زمان سلطنت
4)خنیاگر درباری در شهر سفید
5)علمدار سپاه شاه السار در لشکر کشی های بعد از جنگ حلقه
6)خزانه دار در روهان
7)کاتب و مورخ حوادث جنگ حلقه در گوندور
8)دستیار و جانشین تلچار باستانی
9)شاهزاده ی ازگاروت پسر ارشد بارد که پیک میان شاه و فرمانروایی های الف اطرافه
10)کاراموز ساخت حلقه در ارگیون
11)معاون امیر فارامیر و سرپرست باغبانان در ایتیلین
3DMahdi —
برن و سیمین عزیز این شغلهایی که گفتین همه خوبه ولی بحث بین اوناییه که اله سار گذاشته پیشنهاد میدم شما یه نظر سنجی جدید (نه درباره شغل) طرح کنید و برای اله سار بفرستید چون خیلی وقته که نظرسنجی عوض نشده.
مورون —
[
اگه شغل دیگه ای مد نظرته بگو ببینیم شاید ما هم تغییر شغل دادیم :D
اله سار —
[
اگه شغل دیگه ای مد نظرته بگو ببینیم شاید ما هم تغییر شغل دادیم :D
این رو خودتون گفتید........... حالا چی میشه یکی رو انتخاب بکنی.... راستش من نمیدونم چطوری برای السار چیزی بفرستم....
در کل شما ما رو ببرید به سرزمین میانه من حاضرم برای اورگ ها رختشویی کنم.... :D
سلام.
می تونید از طریق پیغام خصوصی فروم اینکارو بکنید، یا اینکه به ایمیل من که توی پروفایلم هست ایمیل بزنید، یا توی صفحه ی اصلی آردا، از منوی سمت راست، (فهرست کاربر/ارسال خبر و مقاله) هر محتوایی، مثل نظرسنجی پیشنهادی، یا هر چیز دیگه ای که فکر می کنید برای انتشار مناسبه رو بفرستید، بدست من میرسه.
3DMahdi —
این رو خودتون گفتید........... حالا چی میشه یکی رو انتخاب بکنی.... راستش من نمیدونم چطوری برای السار چیزی بفرستم....
آره گفتم سر حرفم هم هستم اما اون پیشنهاد رو هم بهتون دادم.
حالا میرم سراغ شغلها اول از شغلهای برن
اولی و دومی خوبه
سومی شغل بعد از مرگه و به درد ما نمیخوره چون آدما رو اونجا راه نمیدن فقط الوه میتونه اونو انتخاب کنه که اونم شاهه و از این کارا نمیکنه :D
سائرون هم عمرا یه پول سیاه کف دستت نمیندازه تنها لطفی که ممکنه بکنه اینه که بذاره تا وقتی براش آدم نفله میکنی زنده بمونی
میخوای فرمانده سپاه بشی؟ یه وقت تعارف نکنی اگه میخوای شاه بشی بگو تو رو در وایسی نمون :D من اگه یه شمشیر درست حسابی بهم بدن (نه از اون قراضه هایی که تو هلمز دیپ میدادن دست مردم :x ) کلاهمو میندازم هوا.
خوار و بار فروشی تو ریوندل فکر نکنم جواب بده اما تو شایر نافرم سود داره. اگه شریک میخوای من هستم البته فقط شریک مالی من خودم ترجیح میدم با همون کشتیم بگردم.
دکتری هم شغل خوبیه ولی من مرد جنگم و توی اتق بند نمیشم.
اما شغلهای سیمین
1 که فقط به درد خودت میخوره
2 و 3 هم باعث افتخاره
4 نه من با این قرتی بازی ها حال نمیکنم که چی بساط لهو و لعب مردمو راه بنذازم؟ :x
5 اینو هستم برای شغل دوم وقتی خواست لشگر کشی بکنه لنگر کشتی رو میندازم میرم میرم جنگ.
6 روهان پولش کجا بود تو این گیر و دار که خزانه داشته باشه. کل خزانه رو باید صرف کفن دفن سربازا بکنن
7 اینم برای زمان پیری خوبه وقتی نتونستم سوار کشتی بشم میشینم تاریخ رو مینویسم (البته اگه دچار آلزایمر نشده باشم :D )
8 و 9 و 10 شغلهای خوبی هستن
11 نه باغبانی با روحیات من سازگار نیست.
اینم نظرات من. خیلی زیاد شد دستم خسته شد
فنگورن —
واسه یه الف این کار ها افت داره. من نه دوست دارم پهن اسب جمع کنم ، نه کلفتی دشمن رو ، از بنایی هم بدم میاد ، کلفتی تو میخونه رو هم دوست ندارم ، اگه تخت لورین رو بدین شاید قبول کنم به اونجا حکم برونم. :D
مورون —
امر دیگه ای نیست؟؟؟ تو رو خدا تعارف نکن.... پادشاهی گوندور رو نمی خوای ؟ یا مقام البریت رو ...
ضمنا ورودت رو به آردا تبریک می گم... سرفراز باشی... :D :D
فنگورن —
سپاس گذارم.
آخه من عاشق لورین هستم . به جز اونجا به جای دیگه ای فکر نمیکنم ، البته علاقه به میناس تریت رو نمیتونم انکار کنم . پادشاهی گوندور بد نیست ، ولی بگو ببینم مگه پدرم نگفته بود حتی پادشاه گندور هم لیاقت من رو نداره و ارزش من بیشتره ؟ :D :D
3DMahdi —
کشته این فروتنیتم :D
حالا بابات یه چیزی گفت، اگه اینجوری بود که تا روز بازپسین باید مجرد میموندی!
فنگورن —
هیچم اینجوری نیست.
همین الانش هم دنبال لگولاس میکردم ، اگه پیداش کنم دوباره تجدید فراش میکنم و تخت ریوندل و لورین رو دوباره از نو احیا کرده و عظمت الف ها رو بر میگردونم. :D
Lord of the ring - Sauron —
من گزینه 2 رو انتخاب می کنم
دلیلش هم اینه که من از سائورون خوشم میاد ( روزی 5 بار هم تمیزش می کنم یه ببینمش و یه حالی ازش بپرسم ) :D
1- کلا از اسب خوشم نمیاد
3- الفا ترسو هستن
4- از مشروب و ... هم بدم میاد
5- با هابیت ها هم حال نمی کنم ( آدمای فضولین )
6- باسازی دیوار ها به من ربطی نداره
7- از اورک های موردور می ترسم به یه ماه نرسیده سکته می کنم
3DMahdi —
به به میبینم که شما هم میگی الفها ترسو هستن. یه سری به تاپیک "آیا الفها ترسو هستند؟" بزن.
فنگورن —
با با بچه ها انقدر بر علیه ما جو ندید ، این اقا که نظر داده از آدم بد هاست ((دشمنه)) انتظار ندارید که از بزرگترین دشمن و سد راهش (( الفها)) :D
تعریف و تمجید کنه! هواستون باشه ، دارید میرید تو دل تاریکی هاآآ!!!!!!!1 :D
Lord of the ring - Sauron —
:D
خوب راست می گم دیگه
اگه همون حلقه هم دست آدم ها و الف ها نمی افتاد دیگه هیچ شانسی برای ادامه نداشتند
خبالت راحت ما از الف ها استفاده بهینه می کنیم
( به اورک تبدیلشون می کنیم )
:D ;:D
فنگورن —
بی شرم !!
حد اقل انقدر توان ندارید که مثل اربابت ملکور خودت خالق بشی ، حیفت نمیاد !! :D
خدا رو شکر که دود شدی رفتی تو هوا ، اون حلقه زشتت هم ترکید و ذوب شد ، دلت هم بسوزه ، چون ما هنوز سه تا حلقه ای رو که ساختی داریم! :D)
ولی تو حلقه نداری هیچ ، وجود هم دیگه نداری :D
Lord of the ring - Sauron —
شما ها هم گول خوردید چون اونا هم آلوده کردم بعد رفتم
( بچه ها یه ایده میشه داد : سائورون وجود خودشو در تمامی حلقه ها پخش کرده باشه )
3DMahdi —
بی شرم !!
حد اقل انقدر توان ندارید که مثل اربابت ملکور خودت خالق بشی ، حیفت نمیاد !! :D
خدا رو شکر که دود شدی رفتی تو هوا ، اون حلقه زشتت هم ترکید و ذوب شد ، دلت هم بسوزه ، چون ما هنوز سه تا حلقه ای رو که ساختی داریم! :D
ولی تو حلقه نداری هیچ ، وجود هم دیگه نداری :D
ملکور هم توان خلق کردن نداشت. فقط میتونست چیزا رو به چیزی که میخواست تبدیل کنه! سائرون حتی این کار رو هم نمیتونست بکنه و فقط میتونست با نیرنگ و حیله مردم رو فریب بده. اون سه تا حلقه رو هم که بهش مینازی الان باید بذاری دم کوزه و آبشو بخوری چون با از بین رفتن حلقه یگانه قدرت اونا هم از بین رفته. :D
شما ها هم گول خوردید چون اغونا هم آلوده کردم بهد رفتم
( بچه ها یه ایده میشه داد : سائورون وجود خودشو در تمامی حلقه ها پخش کرده باشه )
سائرون بخشی از وجودشو تو حلقه خودش گذاشت تا بر بقیه حلقه ها حکمرانی کنه اما مطلقا چیزی از وجودش در حلقه های دیگه نیست.
فنگورن —
ما حلقه زشت اون رو میخوایم چی کار ، مگه هنر حلقه سازی رو خودمون یادش ندادیم ، الان تو والینور واسه گالادریل یه انگشتر ساختن ((این هوا)) 100 تا
حلقه یگانه رو حریفه! :D
Lord of the ring - Sauron —
حالا ما هر چی بگیم نره تو بگو بدوش
بابا
قدرت حلقه ها با نابودی حلقه اصلی نابود شد
فنگورن —
ای بابا ، حلقه هشون رو گفتم ، نمیخواییم ، مگه هنر حلقه سازی واسه خود الفها نبوده ، پس یعنی میتونن واسه خودشون حلقه بسازن دیگه !؟؟ :D
یه سوال قدرت های گالاردیل ربطی به حلقش داشته ، یا تو گاندلف (( یعنی اگه اون حلقه آتش رو داره ، جادوهاش آتیشی هست؟؟؟)) :D
3DMahdi —
یه کله بریمبور بود که میتونست از این کارا بکنه چون نوه فئانور بود و گرنه بقیه از این عرضه ها ندارن.
گالادریل قدرتش کجا بود؟ قدرت اونجوری که میگی نه ولی چرا حلقه قدرتش رو زیاد کرد.
فنگورن —
خب پس چی ؟؟
مگه حلقه گالادریل ضعیف تر از واسه گاندلف و الروند نبوده؟؟؟
پس واسه چی گالادریل قدرتمند تره؟؟؟
تو لورین کی حکم میرونده ، بانو گالادریل یا همسر ایشون؟؟؟ :D
مورون —
نه فکر نمی کنم قدرت گالادریل بیشتر از گاندلف و بقیه ی محافظان حلقه ها بوده باشه... فقط جاش امنتر بود و شانسش بیشتر...
مثلا بقیه همه ی نیروهاشون رو بر ضد سائرون به کار گرفته بودن اما گالادریل به نوعی سعی می کرد خودش رو مخفی بکنه و از چالش با دشمن تفره می رفت و یا به قول خودش سعی می کرد در رو به روی سائرون بسته نگه داره...
یعنی اگه گاندلف جرات می کنه که با دشمن روبه رو بشه و در برابر اون از قدرت های درونیش استفاده می کنه یه جورایی خاطر جمع هست که ضرر چندانی نخواهد دید... ولی گالادریل مطمئن نیست و حتی می شه گفت از بابت چنین حادثه ای نگرانه... یعنی خودش هم می دونه که در برابر سایه شانس زیادی نداره و احتمال سقوطش هست....
در بارهی فرمانروایی لورین ؟؟؟..... من هم دوست دارم نظر بزرگان جمع رو بشنوم.
3DMahdi —
من جایی ندیدم که گفته باشه کدوم این سه حلقه قویتر هستن.
گالادریل هم هیچ قدرت خاصی نداشت. فقط دنبال مخفی شدن بود {برای دیدن نظر من در مورد گالادریل باز هم رجوع کنید به تاپیک "گالادریل کجا بود؟"}
قدرت حلقه ها اونجوری که تو میگی نبودن. گیردان وقتی حلقه آتش رو به گندالف داد گفت اینو بگیر، شاید برای روشن کردن آتش امید در دل این مردم نا امید به دردت بخوره. قدرتش اینجوری بود حالا شاید با همین آتش تونست با آتش تاریکی بالروگ مقابله کنه.
تو لورین هم فکر کنم کلبورن شاه بود. چون همه جا ازش به عنوان ارباب لورین (Lord of Lorien) نامبرده میشه.
مورون —
در باره ی آتشی که گندالف در برابر بالروگ روشن کرد یقینا نمی شه گفت که مربوط به حلقه اش بوده ... چون آتش از چوبدستی بیرون اومد... و می بینیم که در ادوراس هم گاندلف حاضر نمی شه عصاش رو پشت در بگذاره... پس حتما وسیله ی مهمی بوده و گندالف در برابر بالروگ از نیروی اون استفاده کرده...
و درباره ی الفها هم من کم کم دارم با نظر مهدی موافق می شم... انگار الفها واقعا ترسو بودن... سلطنت بر روی زمین از همون اولش هم حق ما آدم ها بود. :D
فنگورن —
خب ، اگه گلادریل هیچ قدرتی نداشته ، چه جوری ذهن خونی میکرده ، و چه جوری تونست دست فرودو رو از اون همه فاصله ، وقتی فرودو در بارگاه شلوب
بیهوش شده بود بگیره ؟؟؟؟
اگه قدرتی نداشت چرا به جای شوهرش اون جز شورای خرد مندان بود ،؟؟
اگه حلقه ها قدرت خاصی نداشتن ، پس چرا بعد از دست دادن قدرتشون ، الفها رو به زوال رفتن؟؟؟؟؟ :D :D :D
Tulkas Astaldo —
در مورد آتش:مشخصا گاندالف ميگه كه من نگهبان آتش آنورم!اسم اصلي گاندالف رو هم كه ميدونيد.پس در نتيجه آتيش به چي بر ميگرده.....؟
در مورد الف ها.....من صحبتي نميكنم!بالاخره شما انسان ها چيز هايي رو نميدونيد :D :D
فنگورن —
در مورد آتش:مشخصا گاندالف ميگه كه من نگهبان آتش آنورم!اسم اصلي گاندالف رو هم كه ميدونيد.پس در نتيجه آتيش به چي بر ميگرده.....؟
در مورد الف ها.....من صحبتي نميكنم!بالاخره شما انسان ها چيز هايي رو نميدونيد :D :D
چرا بی پرده سخن نمیگی ، لطفا دقیق تر بگو ببینیم ، آتیش از کجا میاد ، حلقش پس چیه ؟؟ تو فیلم دستش هست یانه ؟؟؟ :D
نظرت رو در مورد ما بگو ، قول میدم که در امان باشی :D :D :D :D :D :) :) :)
3DMahdi —
و درباره ی الفها هم من کم کم دارم با نظر مهدی موافق می شم... انگار الفها واقعا ترسو بودن... سلطنت بر روی زمین از همون اولش هم حق ما آدم ها بود.
کلی با این جمله ات حال کردم :D
خب ، اگه گلادریل هیچ قدرتی نداشته ، چه جوری ذهن خونی میکرده ، و چه جوری تونست دست فرودو رو از اون همه فاصله ، وقتی فرودو در بارگاه شلوب
بیهوش شده بود بگیره ؟؟؟؟
اگه قدرتی نداشت چرا به جای شوهرش اون جز شورای خرد مندان بود ،؟؟
اگه حلقه ها قدرت خاصی نداشتن ، پس چرا بعد از دست دادن قدرتشون ، الفها رو به زوال رفتن؟؟؟؟؟ :D :D :D
قدرت ذهن خونی رو الفها داشتن(البته اون قدیمیاشون) این گالادریل هم که شیرین 10000 سالو داره.
اون صحنه ای هم که میگی فقط توی فیلم بود. حالا هرکی شوهرش احمق باشه که دلیل نمیشه بشه قدرتمند :D
نظرت رو در مورد ما بگو ، قول میدم که در امان باشی
:D :D :)
تولکاس باید به تو امان بده عمو جان. :D
فنگورن —
نخیر ، گویا شما ها نمیذارید آب خوش از گلوی پایین بره!!! :D
تازه شوهر گالادریل کجا احمق بوده ، در این صورت الا شوهر هیلاری کیلینتون که یه زمانی رییس جمهور بوده هم احمق میشه!!! :D
آرون —
خب ، اگه گلادریل هیچ قدرتی نداشته ، چه جوری ذهن خونی میکرده ، و چه جوری تونست دست فرودو رو از اون همه فاصله ، وقتی فرودو در بارگاه شلوب
بیهوش شده بود بگیره ؟؟؟؟
اگه قدرتی نداشت چرا به جای شوهرش اون جز شورای خرد مندان بود ،؟؟
اگه حلقه ها قدرت خاصی نداشتن ، پس چرا بعد از دست دادن قدرتشون ، الفها رو به زوال رفتن؟؟؟؟؟ :D :D :D
اولا من همه پست ها رو و در نتیجه پست های شما رو هم خوندم و یه چیزی رو خیلی می خواستم بهتون بگم.... لطفا! خواهشا! به جای سوالای تکراری, اگه واقعا طرفدار تالکینید, بشینید «سیلماریلیون» رو که سیملاریمیون چی چی تلفظ می کنید, بخونید!!!! حتی اگه اونو هم فعلا نمیتونید بخونید, یه نگاه به مطالب خود آردا بندازید یا در مورد چیزی که نمیدونید از «فرهنگ نامه آردا» که کامل و جامعه نگاه کنید! بچه ها برای ترجمه همه اینها برای شما زحمت زیادی کشیدن والا!...........
2. در مورد الفها, قبلا هم توضیح دادم, باز هم میگم. قدرت الفها هیچ ربطی به حلقه نداشت. زوال رفتن الفها, فقط و فقط چیزی بود که از ابتدا در سرنوشتشون مقدر شده بود. به این این متن رو که قبلا خودم تو یه مقاله, از کتاب «نامه های تالکین» ترجمه کرده بودم و تو سایت هم هست, دقت کن:
«آنها «نخست-زادگان» بودند: الفها; و «پیروان»: آدمیان. سرنوشت الفها این بود که جاویدان باشند، عاشق زیباییهای دنیا باشند، و آنرا با هدایای ظرافت و کمالشان به اوج برسانند، آنگاه که دنیا به پایان میرسد آنان نیز به پایان رسند، و هرگز آنرا ترک نکنند و حتی اگر «کشته شوند» دوباره به آن بازگردند...
و در عین حال، آنگاه که «پیروان» (آدمیان) آمدند به آنان آموزش دهند و راه را برایشان باز کنند، و همچنان که «آدمیان» ترقی کردند و زندگیشان را به پیش بردند، الفها بیشتر «رو به زوال» بروند. (و به همین دلیل بود که در اواخر دوره چهارم که به عصر آدمیان تبدیل میشد الف ها بیشتر و بیشتر کوچ کردند)»
3.
این تاپیک جای ادامه دادن این بحث ها نیست. لطفا برای ادامه بحث برید تاپیک مربوطه. ممنون/
فنگورن —
بحث ها که انقدر تخصصیه و جای هیچ اشتباه و کم اطلاعی در او نیست ، چرا یه پرسش نامه تدوین نکردین که افراد رو قبل از ورود به سایت فی*** کنید ، و تنها به افراد مستعد و با معلومات اجازه ورود می دادید . :D
هر کس به طریقی با دنیای تالکین آشنا شده و به میزان متفاوتی اون رو میشناسه
و فکر نمیکنم هیچ جای دنیا افراد رو ملزم به آموختن عنوان واحدی کنند . :D
با این طرز تفکر ، جای تعجبی وجود نداره که از 1300 اندی عضو ، تنها به تعداد انگشت، نفر ، در این سایت فعالیت می کنند .
علاقه مندان به دنیای تالکین زیاد هستند ، ولی چنر نفر معلوماتی مانند شما دارن؟؟
:D :D :D
آرون —
بحث ها که انقدر تخصصیه و جای هیچ اشتباه و کم اطلاعی در او نیست ، چرا یه پرسش نامه تدوین نکردین که افراد رو قبل از ورود به سایت فی*** کنید ، و تنها به افراد مستعد و با معلومات اجازه ورود می دادید . :D
هر کس به طریقی با دنیای تالکین آشنا شده و به میزان متفاوتی اون رو میشناسه
و فکر نمیکنم هیچ جای دنیا افراد رو ملزم به آموختن عنوان واحدی کنند . :D
با این طرز تفکر ، جای تعجبی وجود نداره که از 1300 اندی عضو ، تنها به تعداد انگشت، نفر ، در این سایت فعالیت می کنند .
علاقه مندان به دنیای تالکین زیاد هستند ، ولی چنر نفر معلوماتی مانند شما دارن؟؟
:D :D :D
من شما رو ملزم به آموختن چیزی نکردم, این شما هستین که چیزی رو میخواید بدونید! و من هم پیشنهاد دادم که بعضی جاها به جای اینکه سوالای تکراری مثل اینکه "سیلماریلیون" یا "یوروک های" چیه بکنید, به عنوان یه طرفدار تالکین سعی کنید خودتون یه نگاه بکنید جوابشو از تو منابع غنی آردا و یا فرهنگ نامه, و اگه مشکلی بود بحث کنید سرش!
اینطوری هم فهمیدن جواب های بحث واسه شما راحت تر میشه, هم واسه کسانی که باهاتون بحث می کنن!
و مثال من اصلا راجع به بحث های تخصصی نیست! من دارم راجع به بحث های خیلی ساده صحبت می کنم!
همین. لازم به عصبانیت نبود :D
فعلا
Lord of the ring - Sauron —
به جای این که هم دیگر رو بزنید اسم 20 اورک شجاع رو بگید
ما که تو عمر مون به جز بابا - آب داد چیز دیگه ای نخوندیم
شما به بزرگی خودتون ببخش ما رو - هر باشه من یکی از برو بچ اورکم ملاحظه ما رو بکنید
روح ما لطیفه :D
3DMahdi —
در مورد آتش:مشخصا گاندالف ميگه كه من نگهبان آتش آنورم!اسم اصلي گاندالف رو هم كه ميدونيد.پس در نتيجه آتيش به چي بر ميگرده.....؟
در مورد الف ها.....من صحبتي نميكنم!بالاخره شما انسان ها چيز هايي رو نميدونيد :D :D
ببینم تو تولکاسی یا ماندوس؟! تازه گی ها رمزآلود حرف میزنی، چیزایی میدونی که ما انسانها نمیدونیم!
من این حرفت رو نگرفتم منظورت از اسم اصلی گندالف اولورینه؟ خب اون که از اولوری به معنای رویا مشتق شده چه ربطی به آتیش داره؟ :D
فنگورن —
به جای این که هم دیگر رو بزنید اسم 20 اورک شجاع رو بگید
ما که تو عمر مون به جز بابا - آب داد چیز دیگه ای نخوندیم
شما به بزرگی خودتون ببخش ما رو - هر باشه من یکی از برو بچ اورکم ملاحظه ما رو بکنید
روح ما لطیفه :D
سائرون من به عنوان یه روانشناس ، الان تشخیص دادم که به آلزایمر دچار شدی ، چون از ده ها هزار اورک اسم یکیشون رو هم بلد
نیستی ، ها ها ها :D :D :D
الوه —
من جایی ندیدم که گفته باشه کدوم این سه حلقه قویتر هستن.
توی آخر یاران حلقه
بندرگاه های خاکستری
فقط گفته شده قدرتمند ترین حلقه ها " ویلیا " مال الروند بود
در مورد آتش:مشخصا گاندالف ميگه كه من نگهبان آتش آنورم!اسم اصلي گاندالف رو هم كه ميدونيد.پس در نتيجه آتيش به چي بر ميگرده.....؟
منم چیزی نفهمیدم
قبلا که گندالف بیشتر توی لورین ( منظورم لورین اصلیه هست ) می گشت
ربطی به اتیش نداشت !!!
قدرت الفها هیچ ربطی به حلقه نداشت. زوال رفتن الفها, فقط و فقط چیزی بود که از ابتدا در سرنوشتشون مقدر شده بود
درسته
حلقه های سه گانه فقط جلوی زوال رو می گرفتن
همین
3DMahdi —
توی آخر یاران حلقه
بندرگاه های خاکستری
فقط گفته شده قدرتمند ترین حلقه ها " ویلیا " مال الروند بود
آره من اشتباه ميکردم بين قدرت اين سه حلقه تفاوت است. این متن رو فکر کنم بانو آرون نوشته
Vilya، قويترين حلقه؛ در آن قدرت "هوا" را دميدند و قويترين جواهر "ياقوت کبود" را روي آن کار گذاشتند. حلقه اي که براي شفا دادن غم و غصه هاي دنيوي بود.
Narya، در آن قدرت "آتش" را دميدند و ياقوت سرخ بر آن نهادند. براي افزايش جرئت و نيروي اراده.
Nenya، ظريف ترين حلقه، در آن قدرت "آب" را دميدند؛ ژاک و زلال، و بر آن الماس نهادند تا زيبايي و عمر الفها جاودان بماند
mahdi —
عجب شغل هایی پیشنهاد دادی ;))
ولی فکر کنم با این استعداد من همون ها رو بهم بدن ;))
البته امید دارم خداوند کمکم کنه و تا پایان تعطیلات کل کتاب ارباب حلقه ها رو بخونم و به مقامی برسم ;))
فقط فحش ندین الان به گزینه ها پیشنهادی هم رسیدگی میشه
ملاح در بندرگاه های خاکستری به شرطی که دریا تالکین کوسه و نهنگ و حیوانات ادم خوار نداشته باشه
در اون صورت واصه من خیلی خوبه مخصوصا که شنا استان مقام اول رو کسب کرده ام
بعدش تعمیر بنا در اوزگیلیات عجب حالی میده
از جایی که بسیار به معماری علاقه دارم و دوست دارم در ان دوران مفید باشم
و از طرفی واصه شادی روح برومیر از بهترین کار هاست
بعدش مسئول اصطبل در روهان از کار ها خوب و مفید
شایدم اسب سواری یاد گرفتم و بعدش در دوران تفریح میرم در روهان اسب سواری
بعدش مزرعه دار در شایر زندگی با ارامش و دور از خطرات و بخصوص علاقه من به گیاهان
و فضا سبز و زیبا ها شایر
بعدش مهمانخانه دار در بری شاید روزی رفتم اورکی کشتم و در اون مسافر خونه با افراد اشنا میشم
و اطلاعتی مفید به دست میارم
تمیزکننده پلانتیر ایزنگارد اگه امکان کلک زدن به سارون و منحرف کردنش و ازارش باشه که بدک نیست
ولی در کل شغل مسخره ای ولی شاید به حالت جاسوسی زدم سارومان رو کشتم
و شاید هم سارون رو منحرف کرد
و اخری که اسمش رو هم نمیارم که خیلی مسخره است
دعا بکن من موردور اهنگر نشم
قلب اورک ها اهن مذاب و من اهنگرم
یا ارباب حلقه ها
Vána —
من مزرعه تو شایرو انتخاب میکنم باهاش بهتر کنار میام
حلقه یگانه —
من که دوستدارم سر جای خودم ( پادشاهی ) باشم به نظر من این کار از بقیه ی کارهای بالا بهتره
به به میبینم که شما هم میگی الفها ترسو هستن. یه سری به تاپیک "آیا الفها ترسو هستند؟" بزن.
نخیرم نخیرم چرا همه اثرار دارن شجاعت و شهامت الف ها رو نادیده بگیرن
ARMIN THE DARK LORD —
7
majid13 —
5
چون هم بی دردسر و هم بهتره. تازه زندگی بین هابیتها و جشن هایی که برگذار میکنند خیلی هم میچسبه . :دی
Elvenking —
تمیز کننده ی پلان تیر، این پلان تیر اساسا همیشه برای من جالب توجه بوده.
راداگاست قهوه ای —
- مزرعه دار در شایر
خوب من اگر تو سرزمین میانه بودم دوست داشتم یه مزرعه پولدار تو شایر بودم ومهمونی و جشن های زیادی مدادم کلا حال میکردم دیگه!
فرمانروای تاریکی —
آهنگر در موردور.چون بقیه زیاد جالب نبودن اینو انتخاب کردم البته گزینه 6 هم خوبه
blackhole —
خوب به نظر من زندگی کردن توی شایر و داشتن یک مزرعه ی کوچیک خیلی بهتر و راحت تره :Ring:
Morgoth - Melkor —
5- مزرعه دار در شایر
زندگی بدون مشکل بزرگ و دور از کشمکش های سرزمین میانه در آرامش مطلق عالیه
7- آهنگر در موردور
زندگی در موردور به نظر من به عنوان فرمانده بد نباشه اما به عنوان یک اورک دون پایه افتضاحه اما خوب به نظر من شغل جالبیه
بانوی سفید روهان —
من سفید بانو هستم سفید بانو ها که کار نمی کنند فقط دستور میدن
ولی خوب در شرایط فوق بحرانی اگه مجبور به انتخاب شغل شدم گزینه 5 رو انتخاب میکنم چون خیلی از گیاه و کلا کشاورزی خوشم میاد
آخیلوس —
منم 5رو انتخاب میکنم چون شایر رو خیلی دوست دارم و همین طور کشاورزی رو
MORGOMIR —
شماره ی 7 آهنگری در موردور :? به دلیل استعدادم که به سرورم رفته از آهنگری خیلی خوشم میاد
دوست داشتم هر روز یک شمشیره جدید می ساختم
shima k —
هميشه دوس داشتم يه مزرعه داشته باشم مزرعه داري توي جاي قشنگي مث شاير :)
Elentári —
بازساز بنا در اوزگیلیات. نمیتونم بگم چرا ولی اینکار رو دوست دارم. بیشترش بخاطر منظره ایه که احتمالا در دسترسم قرار میگیره.
مسئول اصطبل در روهان خوبه ولی به شرط مواجه نشدن با فضولات اسب.
تمیزکننده پلانتیر ایزنگارد: نظر خاصی ندارم!
ملاح در بندرگاه های خاکستری: از آب میترسم!
مهمانخانه دار در بری: از دستور و سفارش شنیدن خوشم نمیاد.
مزرعه دار در شایر: خسته کننده است شغل های هیجان دار رو دوست دارم.
آهنگر در موردور: در این مورد هم نظر خاصی ندارم!
میثراندیر —
من به علاقه ی همیشگی ام رای می دم
کشاورزی تو شایر بسیار عالیه اون هم توی اون فضا که به نظر نمیرسه اصلا زمستونی داشته باشه
gildor —
من اگه بودم از بین اینا توی موردور آهنگر می شدم ، کلی چیز و میز ازشون کشف می کردم از اون اسرار نهانیشون ، بعد یه یه روز فلنگو میبستم و یه رودستی حسسسسسابی بهشون میزدم :))
Jack Walters —
گزینه انتخابی من خارج از این گزینه ها تقریبا نیست واقعا علاقه داشتم از نگهبانان و سربازان میناس تیرت میبودم محافظت از شهر سفید واقعا لذت بخش میتونه باشه
عیار —
گزینه ی پنج یعنی کشاورزی. نا سلا متی هابیت هستیم ها!!!
Armando —
1- مسئول اصطبل در روهان: این شغل به نظرم واسه خیلی ها دور از انتظار بوده و مثل من از دیدن اینکه این شغل تو نظر سنجی تعجب کردن کاملا ردش میکنم.
2- تمیزکننده پلانتیر ایزنگارد: اینم مثل قبلی اگه قرار باشه خودمون انتخاب کنیم این رو هم به دلیل پست بودن موقعیت اجتماعی توی سرزمین میانه رد میکنم هرچی باشه همه میخوایم تاثیر گذار باشیم اونجا.
3- ملاح در بندرگاه های خاکستری:اینم کار جالبیه اما دریا رو بیشتر از یکی دو ساعت ببینم عصبی میشم. هر وقت رفتم دو سه ساعت نشده برگشتم حالا چه برسه به اینکه ملاح بشم.اینم رد.
4- مهمانخانه دار در بری:خسته کننده س. پیشخدمتی کردن کار من نیست.
5- مزرعه دار در شایر:هابیت ها دوست داشتنی و محافظ کارهستن مزرعه داری هم توی شایر بد نیست اما سررشته ای ازش ندارم و تنبل تر از اونیم که برم کشاورزی کنم. اینم رد
6- بازساز بنا در اوزگیلیات:بستگی داره پست و مقامم اونجا چی باشه. حداقل یه معمار و سرپرست کارگاه باز سازی رو قبول دارم چون کار خودمم همینه.
7- آهنگر در موردور:ترجیح میدم توی یه مبارزه علیه سپاهیان موردور کشته بشم تا واسشون آهنگری کنم و چون یه الف هستم پس کلاهمم بیفته موردور نمیرم دنبالش این هم کاملا رد.
نتیجه:بازساز بنا در اوزگیلیات تایید شد.
Samwise Gamgee the Brave —
گزینه پنج،اخه مگگه از شایر بهتر هم تو دنیا وجود داره؟ بقیه کار ها خیلی مسخره و غیر منتظره اند.
Arien —
نوشته شده جالب، یعنی جذابیت داره وگرنه خب تو شایر آدم خیلی راحتتر و آسوده تره..
واسه همین جواب من جواب سه هست. اصلا یکم دقت کنید کارهای دیگه جذاب نیستند. :دی
اگه یه کار جواهری واسه اربور بود اول اونو انتخاب میکردم.
Nienor Niniel —
1.مسئول اصطبل در روهان:بدک نیست از اسبا خوشم میاد.
2.اصلا و ابدا! :D من دوکیلومتری آیزنگاردم نمیرم.اصلا بدم میاد
3.این عالیه!من نفسم به صدای موجای دریا بسته ست.عاشق دریام.حتما همین :D
4.اینم دوست دارم.بد نیست.
5.از کشاورزی خوشم نمیاد ;)
6 و 7 از کار با سنگ و آهن بدم میاد :D
peter-jackson —
به نظرم 4 بهتره من که موردور کار بکن نیستم
یه نفر —
مسئول اصطبل در روهان چون کلا با انسان ها بیشتر از سایر گونه ها حال می کنم
lord of the moon —
هیچ کدوم از این شغل ها چیزی نیست که کسی آرزوش رو داشته باشه این ها شعل هایی عادی هستند و مردم بیشتر به فکر هیجانند
البته در 90 درصد اوقات به همان عادی بودن بر می گردند ولی نه در خیالاتشان
Hamed Sooffee —
اگه مجبور باشم از بین اینا یکی رو انتخاب کنم گزینه 4 مهمانخانه دار در بری ولی خودم دوست دارم یه شاهزاده الفی یا یه نفر که الف ها خیلی بهش احترام می ذارن و قدرت زیادی در بینشون داره.
undomiel —
منم خیلی دوست دارم یه الف نگهبان توی ریوندل بودم خیلی با حال بود ولی اگه مجبور بودم گزینه 5 رو انتخاب می کردم حداقل منم مثل سم وایز گمجی می شدم ولی حداقل از نگهبانی از اسب های روهان وتمیز کردنشون بهتره