نظر من به ترتیب علاقه :
1 - میناس تریت : آرزوی دیرین من برای دیدنش ، همواره باقیه ! از زمانی که فیلم رو از شش الی هفت سال پیش دیدم عاشقش شدم ! میخوام پوسترش رو بالای تختم بزنم ، شکوه ناب و زیبایی بی نظیری داره ، هفت قلعه ناگسستنی ، الماسی ناشکستنی ... تنها دیدن دو درخت رو به دیدن میناس آنور ترجیح میدم .
2 - آیزنگارد : قدیمی ، با شکوه ، با اقتدار ، خوفناک ( بیشتر از اونچه لایقشه ) ، وقتی بهش فکر میکنم از ترس اینکه رو سطح سنگیش زمین بخورم دست و پاهام درد میگیره !
3 - باراد-دور : خوف ناب ، اوج اقتدار دشمن ، طراحیش به معنای واقعی قلب تاریک دشمن رو نشون داده ، وقتی تو صحنه شکنجه گالوم در موردور از زیر باراد-دور نشون داده میشه به حرف های سارومان ایمان میارم ! ایده چشم از طرف هر کی بوده ، دمش گرم ...
4 - ریوندل : آرامشی در زیباییش جا خوش کرده که قلب آدم رو نوازش میده ، فکر کنم خود جناب تالکین هم از دیدن طراحی زیبای ریوندل متعجب میشده .
5 - کاراس گالادون : تنها زیبایی ایوان ورودی خانه گالادریل کافیه تا پنجمین جایگاه رو تصاحب کنه . ( از کف پوش پادری خانه گالادریل اصلا خوشم نمیاد ) .
6 - دژ گودی هلم : یه دژ به تمام معنی ، من عاشق طرح برجش بودم . زاویه دیوار حیاط اش خیلی دوست داشتنی بود ، از کنگره های دیوارش هم بسی خوشم میاد .
7 - لنگرگاه خاکستری : موقع غروب آفتاب خیلی غم انگیز میشه ، یکم شبیه دوران اوج اوزگیلیاته ، حس غم انگیز خوشایندی توی طراحیش نهفته است .
8 - بگ اند : مطمعنا اگه تالکین میدیدش میگفت : ((همینه ! هرگز هیچ کس نمیتونه بهتر از این تصور من رو به واقع تبدیل کنه )) ، فقط من از کفش خوشم نیاد ، یکم گرد و خاگ گرفته است :دی
9 - موریا : واقعا ترسناک بود ، اگه یه روز پیتر بخواد فیلم ترسناک بسازه ، پیشنهاد میکنم تو موریا این کار رو بکنه ، ستون های عظیم و منظمش واقعا فوق العاده بود ، ایکاش در هابیت روزگار شکوه موریا به تصویر کشیده بشه ، از دروازه شرقی موریا که یاران حلقه ازش خارج شدن خیلی خوشم میاد .
10 - دروازه های سیاه : اصلا باورم نمیشه این دروازه ها رو انسانها ساخته باشن ، طراحیش بیشتر شبیه بنای ساخته دست اورک ها بود تا انسانها
11 - تالار طلایی مدوسلد : بنظرم به اندازه کافی باشکوه نبود و طلایی بودنش زیاد مشخص نبود ، البته شاید به خاطر گذشت زمان به این صورت در اومده بوده .