نظرسنجی: غم انگیز ترین رویداد تاریخ آردا کدام است؟

تعداد پست‌ها: 45

سلام بلاخره بعد از چند ماه نظرسنجی arven روی سایت قرار گرفت.

از این به بعد نظرسنجی ها به صورت ماهانه روی سایت قرار میگیره. اگه پیشنهادی برای نظرسنجی دارد با پیغام خصوصی به من بدین.

به نظر شما غم انگیز ترین رویداد تاریخ آردا کدام است؟

1- احساس حقارت فارامیر در مقابل تبعیض دنه‌تور و آخرین تلاش نافرجامش

2- ازدواج تورین با نیه نور و مرگ تلخ آنها

3- مرگ غم انگیز مورون در آغوش هورین

4- شکست در نبرد اشکهای بیشمار

5- سقوط سهمگین گوندولین

6- قتل ناخواسته به‌لگ به دست تورین

7- کشته شدن فینگولفین در مقابل دروازه های آنگباند

8- جان دادن برومیر در راه دفاع از یاران حلقه

9- مرگ دهشتناک فینرود فلاگوند در دفاع از برن

10- کشته شدن تئودن در راه وفای به عهد

لطفا نظرتون رو درباره تمام گزینه ها به همراه دلیل بیان کنید.

بعد این همه مدت انتظار ... ;) اشک شوق مگه میذاره!

1- احساس حقارت فارامیر در مقابل تبعیض دنه‌تور و آخرین تلاش نافرجامش : حس واقعا بدیه ، اما خیلی غم انگیز نیست .

2- ازدواج تورین با نیه نور و مرگ تلخ آنها : من از این ماجرا خیلی تحت تاثیر قرار نگرفتم و هرگز نتونستم برای تورین دلسوزی کنم .

3- مرگ غم انگیز مورون در آغوش هورین : این صحنه واقعا ناراحتم کرد ، شاید اگه مورون عاقلانه رفتار میکرد و انقدر مغرور نبود بیشتر براش افسوس میخوردم .

4- شکست در نبرد اشکهای بیشمار : من به این گزینه رای دادم ، چون خیانت ، شکست شاهان ، نابودی امید و ... همه یک جا جمع شده ، واقعا بغضم میگره وقتی این فصل رو میخونم ، هیچ قسمت متن کتاب ها رو به اندازه این فصل نخوندم .

5- سقوط سهمگین گوندولین : رقیب خوبی برای گزینه بالا بود ، کشته شدن آخرین پادشاه ، اکتلیون ، گلورفیندل و ....

6- قتل ناخواسته به‌لگ به دست تورین : به لک نباید به دنبال تورین میرفت ، افسوس من برای بخت سیاه کمانگیر زیاده ، اما نمیدونم شاید بلک عاشق تورین شده بوده .

7- کشته شدن فینگولفین در مقابل دروازه های آنگباند : واقعا تاثر بر انگیزه ، با سقوط گوندولین مشترکا در جایگاه دوم قرار میگیره .

8- جان دادن برومیر در راه دفاع از یاران حلقه : اون تاوان گناه خودش رو میداد ، پس زیاد افسوسش رو نمیخورم .

9- مرگ دهشتناک فینرود فلاگوند در دفاع از برن : کشته شدن فلاگوند از روی شهامت بود ، میتونست کشته نشه ، اما مرد عهد بود .

10- کشته شدن تئودن در راه وفای به عهد : حق تئودن مرگ نبود ! کشته شدن تئودن در اثنای پیروزی سومین رویداد غم انگیز از نظر منه .

تبریک می گم به برادر آرون چون بعد از یه مدت نسبتا طولانی بالاخره نظرسنجیش آماده شد ;)

تبریک می گم بهت :((

در رابطه با جواب : من با برادر آرون موافقم شکست در نبرد اشکهای بیشمار غم انگیز ترین ماجرا بود

البته پایان همه چیز در پایان دوران سوم و جدا شدن یاران حلقه هم یه ذره غم انگیزه ( البته یه چیزه شخصی بود تو گزینه ها نیست )

البته یه چیز دیگه به نظرم سقوط گاندولین و مرگ فینگولفین هم غم انگیز بود اما به نظرم حماقت خودشون بود که مردن [-(

وای خدا!!!! وقتی نظر سنجی جدیدیدو دیدم از ذوق سکته کردم!!!!!!!! sad.png(

به نظر من نبرد اشک های بیشمار خیلی غم انگیز بود اما در نهایت به کشته شدن به لگ رای دادم چون وقتی اولین بار این تیکه رو خونده بودم نزدیک بود بغضم بترکه..... sad.png

1- نبرد اشکهای بیشمار: بزرگترین ضربه به الفها و اسانها وارد شد که هرگز نتونستن صدمات اون نبرد رو جبران کنن.

2- مرگ به لگ به دست تورین: غم تورین توی اون لطظه رو کسی نمیتونه درک کنه

3-مرگ فینگولفین در برابر دروازه های آنگباند: مرگ فینگولفین باعث شد اتحاد الفها از بین بره

4- مرگ فینرود در دفاع از برن: زنده موندن فینرود خیلی به الفها و مخصوصا الفهای نارگوتروند کمک مییکرد و مرگش باعث ویرانی نارگوتروند شد.

5- مرگ بورومیر در دفاع از مری و پیپین: تاثیرگذارترین صحنه فیلم برای منه

6- ازدواج تورین با نیه نور: کلا داستان تورین منو یاد این بیت فردوسی میندازه «یکی داستان است پر آب چشم / دل نازک از تورین آید به خشم» {البته فردوسی میگه رستم! :دی}

بقیه هم از نظر من در یک سطح هستن.

برای من که ارباب حلقه ها رو دیدم مرگ برومیر

و جدایی نادر از سیمین منظور سفر فرودو به غرب و جدایی از هابیت ها

واقعا انتخاب بین گزینه ها خیلی سخت هست ...

1- احساس حقارت فارامیر در مقابل تبعیض دنه‌تور و آخرین تلاش نافرجامش

این گزینه رو انتخاب کردم ، واقعا به نظرم غم انگیز ترینه ... مطمئنن از این غم انگیز تر هم هست ، ولی من از فارامیر بود که واقعا ناراحت شدم ...

2- قتل ناخواسته به‌لگ به دست تورین

گزینه ی دوم اینه ، بین اول و دومی شک داشتم ، ولی آخرش این شد دوم ... هیچ کس به اندازه ی تورین نمیتونه غمگین بشه در این لحظه ، هر چند «غم»ً تو گزنه ی اولی برای من «غمناک» تر بود

3- مرگ دهشتناک فینرود فلاگوند در دفاع از برن

این هم همینطور ... شجاعت فینرود اینجا قابل تحسینه ، و واقعا اشک آدم رو در میاره

4- جان دادن برومیر در راه دفاع از یاران حلقه

با اینکه این صحنه فقط تو فیلم توصیف شده ، ولی بازم به نظر من از غم انگیز ترین هاست

5- کشته شدن فینگولفین در مقابل دروازه های آنگباند

این صحنه بیشتر ابهت داره ، غم اینجا خیلی به چشم نمیاد

6- شکست در نبرد اشکهای بیشمار

میشه تاسف خورد ، ولی من فکر میکنم گزینه های بالایی از اونجایی که در مورد یه نفر هست ، بیشتر «غم» احساس میشه

7- سقوط سهمگین گوندولین

این بیشتر شکوهمند هست تا غمناک ! از اونجایی که تو گوندولین هیچ واقعه ی مهم تر از این اتفاق نیفتاده ! آدم منتظره ببینه جه خبر میشه ، من که اصلا اینجا رو غمگین نمی بینم !

8- کشته شدن تئودن در راه وفای به عهد

8- ازدواج تورین با نیه نور و مرگ تلخ آنها

8- مرگ غم انگیز مورون در آغوش هورین

این سه تا مثل هم

خب...

1. اصلا غم انگیز نیست . اصلا این رویداد نیست آخه ;)

2. :((( [-((

3. اینم یکم غم انگیزه ولی باز ...

4. خیانت شرقی ها و پشته کشتگان بسیار غم انگیزه .مقام دوم

5. :-? بسیار غم انگیزه شهری به این زیبائی نابود شد و قهرمانانی چون اکثلیون و گلورفیندل مقام اول

6. چون به لگ از شخصیت های مورد علاقه منه به این مقام سوم رو میدم

7 با نظر ترامبار مواقم >> این صحنه بیشتر ابهت داره ، غم اینجا خیلی به چشم نمیاد

بقیه هم زیاد غم انگیز نیستن

- احساس حقارت فارامیر در مقابل تبعیض دنه‌تور و آخرین تلاش نافرجامش

اول از هم خوشجالم که نظرسنجی آرون رفت بالا و ازش عذرخواهی میکنم که این همه طول کشید(تقصیر هیشکی غیر از من نبوده)

واقعا نظرسنجی خوبی په:

انتخاب اولم نبرد اشکهای بیشماره.تمام عظمت یک خاندان به خاطر حماقت بعضی ها و عدم وفای به عهد بعضی دیگر به فنا میرود.

دومی رو احتمالا سقوط گوندولین میدونم.این هم یه نماده در مقابل قدرت ملکور.به قول خود تالکین تنها جاییه که باقی مونده و قدرت ملکور رو به سخره میگیره.مث انگشت میانی فرضش کنید جلو صورت ملکور! ;)

سومی رو به مرگ به لگ میدم. و البته ازدواج نیه نور و تورین و همینطور مرگ مورن. حقیقتا داستان تورین "یکی داستانست پر از آب چشم!"

چهارمی رو رو به مرگ فینگولفین میدم.بعدش به فینرود،بعد به بورومیر و بعدش به تئودن

اینا همشون توش افتخار موج میزنه،هر چند که از نظر غم انگیزی شاید بورومیر غم انگیز تر از همه باشه و اما شکوه و عطمت و جالا مرگ فین گولفین رو هیشکدوم ندارن.مغضوب خدایان غرب و منفور مورگوثیان و در عین حال هر دو طرف به احترامش کلاه از سر بر میدارن.

اون گزینه یک هم که به قول بچه ها یه رویداده،همین!!!

یه چنتا چیز غم انگیز رو اینجا ننوشتی به نظرم:

به نظرم سفر کیردان به والینور غم انگیز تر از همه ایناست.یا سوختن کشتی های تلری یا سقوط موریا یا سقوط میناس ایتیل و ازگیلیات

برای من غم انگیز ترین رویداد کل تاریخ آردا لحظه ایه که مورون به هورین میگه:دختر چجوری تورین رو پیدا کرد و عکس العمل هورین شاهکاره.........یعنی فک کنم میتونم مدتها به عکسی که از این صحنه تو ذهنم دارم نگاه کنم

این چه حرفیه ! ;)

سفر گیردان غم انگیزه ! تا حالا بهش فکر نکرده بودم ! مگه به سرزمین میانه بیش از بقیه دلبسته بود ؟

گزینه مرگ مورون در آغوش هورین، شامل اون سخن مورون هم هست ، کلا هدف این گزینه ، چند خط پایانی داستان فرزندان هورینه .

به نظر من هم جا داشت سوختن کشتی ها در لوسگار و خویشاوندکشی در آلکوئالونده و سقوط میناس ایتیل هم در گزینه ها میبود.

منم غم چندانی در سفر گیردان نمیبینم. گیردان تمام عمرش رو توی بندر بود(غیر از مواقع جنگ) فکر نکنم براش بندرگاه خاکستری یا سواحل تلری فرقی داشته باشه. الروند دخترش رو اینجا میذاره و میره و میدونه که دیگه هرگز نمیبیندش. من غم سفر الروند و فرودو رو بیشتر از گیردان میدونم.

خب ! یه نگاهی به پیغام خصوصی های نظر سنجی کردم ، کشته شدن تلری به دست نولدور قبل ویرایش نظر سنجی تو گزینه ها بود ، جاش رو با گزینه های پیشنهادی عوض کردم . نظر حقیر اینه که سوختن کشتی ها پیامد چندانی نداشت ،یا حداقل پیامدش خیلی کمتر از قتل عام تلری بود و برای فینگولفین و مردمش بیشتر خشم و تفرقه به ارمغان آورد بود تا غم!

به نظرم سقوط میناس ایتیل از سقوط آرنور ، ازگیلیات ، میناس تیریت ، نارگوتروند و ... غم انگیز تر نیست .

درسته پيامد نداشت ولي صحنه غم انگيزي بود. ولي در برابر بقيه هيچ بود.

ولي اگر به من باشه من قتل عام تلري رو انتخاب ميكنم. چون توش هيچ چيز مثبتي مثل فداكاري و اين جور چيز ها نبود.

ولي من يه هفته اي رو نيستم.به همين خاطر نمي تونم جواب بدم.

از بین این گزینه ها مرگ تورامبار خیلی غم انگیز بود ولی جریان برن هم خیلی غم انگیز هست ;)(

داستان برن کجا غم انگیزه؟ خود تالکین اول داستان میگه در بین این همه بدبختی داستانهای زیبا و خوشی هم بود و داستان برن و لوتین رو شروع میکنه!

درسته یه جا وسطش آدم شوکه میشه اما آخرش به خوشی تموم میشه.

یادمه دفعه اول که کتاب رو میخوندم وقتی به مرگ برن و لوتین رسیدم شوکه شدم و گفتم «اِ این چرا اینجوری شد؟ این که قرار بود داستان خوشی باشه» و اون تیکه رو سه بار خوندم تا ببینم درست فهمیدم یا نه(آخه زبان اصلی بود) بعدش که متقاعد شدم درسته ادامه دادم و دیدم که نه به هر نحوی بود به خوبی و خوشی تموم شد. ;)

داستان برن کجا غم انگیزه؟ خود تالکین اول داستان میگه در بین این همه بدبختی داستانهای زیبا و خوشی هم بود و داستان برن و لوتین رو شروع میکنه!

درسته یه جا وسطش آدم شوکه میشه اما آخرش به خوشی تموم میشه.

یادمه دفعه اول که کتاب رو میخوندم وقتی به مرگ برن و لوتین رسیدم شوکه شدم و گفتم «اِ این چرا اینجوری شد؟ این که قرار بود داستان خوشی باشه» و اون تیکه رو سه بار خوندم تا ببینم درست فهمیدم یا نه(آخه زبان اصلی بود) بعدش که متقاعد شدم درسته ادامه دادم و دیدم که نه به هر نحوی بود به خوبی و خوشی تموم شد. ;)

منظورم بصورت کلی بود.داخل خود داستان اتفاقات بد زیاد میوفته هر چند اخرش به خوبی تموم میشه

به نظر من کشته شدن تینگول به دست دورف ها.

خب چون بلند قد ترین فرزندان ایلوواتاره و در زمره اولبن شاهان آرداست.

خویشاوند کشی در آلکوالونده

وقت به اینجا رسیدم انگار یه سطل آب سرد ریختن رو سرم .... خیلی ناراحت شدم ...نمی تونستم درکش کنم... اخه چرا الف ها؟

این هنر تالکین رو میرسونه!

_ چی هنر تالکین رو میرسونه؟

همین که فرزندان مهتر ایلوواتار هم دچار جنایت و خونریزی میشن.حتی در"سرزمین قدسی".از لحاظ فلسفی,(شایدم یه لحاظ دیگه!) همچنانکه در پایان آلاکابث بهش اشاره شده(فرو افتادن از اوج به زیر) داستان رو خیلی واقعی کرده.یعنی اینکه مث داستانهای دیگه آخرش رومانتیک نشده.

من که میپسندمش.به هر حال که به تاریخ حقیقی نزدیکه.

1-بیشتر حس ترحم بهم دست می ده

2- کلا داستان فرزندان هورین تراژدیه

3-نمی دونم چرا زیاد از مورون خوشم نمیاد تازه دیگه عمرشو کرده بود

4-انتخاب اولمه اونهمه کشته و از پا دراومدن شاه برین و بسیاری سرکردگان اداین واقعا غم انگیزه

5- تورگون فدای غرورش شد و همین غرور منجر به کشته شدن بسیاری از جمله گلروفیندل واکتلیون شد

6-آخ که این جیگر آدمو کباب می کنه بلگ تندیس مردانگی و معرفته

7-مرگ با افتخار خیلی غم انگیز نیست

8- اینم تقریبا مثل 6

9-مرگ بورومیر دردناکه ولی لازم بود

10- مثل 7

به نظرم 8

کشته شدن تئودن کمیم لذت بخش بود چون ایشون کارشو به نحو احسن کرده بود و سبکبال مرد

غم انگیزترین واقعه ها به ترتیب از نظر من:

1-شکست در نبرد اشکهای بیشمار

2-قتل به لگ به دست تورین

3-کشته شدن فینگولفین

4-کشته شدن تئودن و فارامیر هم در یک مرتبه هستند

به نظرم غم انگیز ترین اتفاق اول از همه شکست در نبرد اشک های بیشمار بود. بعد از اون هم مرگ بورومیر.

نابودیه حلقه .افسوووووس :ymapplause:

بعدشم بورومیر با اون موسیقیه

"The Departure of Boromir"

که واقعا اشکه آدمو در میاره.

کشته شدن به لگ اشکمو درآورد.آخه چرا...

من که می گم گزینه 4 اشکمو در اورد :?

به نظر من غم انگيز ترين حادثه آردا لحظه اي بود كه دنتور ميخواست خودش و فارامير رو به آتش بكشه.

پدري كه هميشه از پسرش فارامير به عنوان يك فرماده ي بي لياقت ياد ميكرد درست همون جا كه داشت داخل آتش ميسوخت به فارامير گفت:دوستت دا دا ...

كشته شدن بورومير هم خيلي غمناك بود.به نظر من اون صحنه رو خيلي قشنگ تر از نوشته ي كتاب درست كرده بودند.

ای...یادم نندازین!

وقتی مرگ به لگ رو می خوندم (از فرزندان هورین نه ها....از سل...چون نمیشه کتابو یه جاخوند...و حسش کم میشه!!)

آن قدر اندوه بار بود...نمیشه توصیفش کرد...به خصوص که من ار برن و لوتین تا اونجا یه جا می خوندم...حسم پر شده بود!! وقتی داشتم می خوندم..وقتی فهمیدم اون مرد...یه لحظه از خوندن ایستادم...داش اشکم در میومد!!

مثل خود تورین بی حرکت مونده بودم!!!! هـــِـــی.... خیلی خیلی اندوه بار و غم انگیز بود (البته اگه یه جا نخونم نمیشه!)

رای من با قدرت اینه!!! من وقتی داستان رو می خوندم عاشق به لگ شده بودم...حتی داشت جای لگولاس فیلم رو هم می گرفت.... بعدش با اون صحنه روبرو شدم....عجب چیزی بود... یه ساعتی واقعا حالمو گرفت!! تا شب (عصر بود!) کلا حالمو عوض کرد...بعدشم که دیدم خواهر تورین هم مرد... مادرشم مرد...خود تورین هم خودکشی کرد... ای.. واقعا که تکه این داستان!

البته من بار ها گفته ام!!

تو فیلم بورومیر رو خیلی خوب درس کردن

و جایی که ائوون می افته و بعدش ائومر از دور پیداش می کنه و ...

اونجا هم خیلی غم انگیز بود

خیلی نامردیه کسی به وارکرفت اهمیت زیادی تو ایران نمیده به داستانش مثه اردا

من در رابطه با وارکرفت مرگ ارتاس رو غم انگیز ترین لحظه میدونم زمانی که داشت میمرد پدرش امد پیشش گفت پدر ایا این پایانه پدرش گفت هیچ پادشاهی برای همیشه باقی نمانده است (فکر کنم) ... خلاصه خیلی غم انگیزه اگه کلیپشو دیده باشین یه اهنگ غمگین هم داره که رو ادم تاثیر داره

مرگ به لگ واقعا غمناکه.خیلی ناراحت شدم که به لگ کشته شد البته برای اتفاقاتی که برای تورین افتاد زیاد تاسف نمیخورم هرچند خودش تقصیری نداشت توی سرنوشتش ولی باعث بانی بیشتر چیزهایی که برای خودش اتفاق افتاد خود تورین بود.

ولی مرگ برومیر برای من خیلی دردناک بود که گریم گرفت ولی اونجا بیشتر ناراحت شدم که فارامیر برای اولین بار با فرودو صحبت میکنه و اون صحبتایی که بینشون میشه و ناراحتی فارامیر درباره ی مرگ برادرش اشکمو در آورد.

کشتن قوم تله ری و ربودن کشتی های انها توسط نولدور توسط پادشاه انها فئانور

به نظر من مرگ به لگ به دست تورین و کشته شدن فینگولفین(نزدیک بود اشکمو دراره)

فین گول فین:اینی که گفتی خیلی هم خوبه اصن کی گفته غم انگیزه؟:)

کشته شدن بورومیر...

بورومیر نمونه کامل انسانه....

شجاع، اما طماع...

کسی که تاوان اشتباهشو با شجاعتش میده و یه آرامش میرسه

همون بار اول هم این صحنه رو من تاثیر عجیبی داشت

نظر من !!

کشته شدن به لگ واقعا غم انگیز بود

البته اگر از علاقه ام به فارامیر چشم پوشی کنم

البته یادم رفت بگم که کل داستان فرزندان هورین غم انگیزه به نظر من .

تاریخ سرزمین میانه، بر خلاف آنچه در بازسازی هالیوودی به تصویر کشیده شد تاریخی سراسر تراژدی هست. اوج این تراژدی در عصر سوم است آنجاست که انسان بر آردا مسلط میشود. به قول گاندالف: "هیچگاه امیدی نبوده..."

افتضاح ترینش که موجبات همه بدبختیای پشت سرش شد ،4 : نبرد اشک های بیشمار بود ، که اسمش گویای شدت تلخیش هست .

بعدشم 3 : مرگ مورون در آغوش هورین ، که خودش همه دردای زندگشیونو در بر داشت ... هم مرگ بچه هاشون هم آوارگیشون هم تنهایی خودشون ...

اصلا تلخ ترین داستانی که تو همه عمرم خوندم قصه زندگی هورین بوده ...

با خوندن تمام گزینه ها بغض گلو رو میگیره من نمیتونم یکی رو بر دیگری ارجح بدونم :huh:

1- احساس حقارت فارامیر در مقابل تبعیض دنه‌تور و آخرین تلاش نافرجامش

2- ازدواج تورین با نیه نور و مرگ تلخ آنها

3- مرگ غم انگیز مورون در آغوش هورین

4- شکست در نبرد اشکهای بیشمار

5- سقوط سهمگین گوندولین

6- قتل ناخواسته به‌لگ به دست تورین

7- کشته شدن فینگولفین در مقابل دروازه های آنگباند

8- جان دادن برومیر در راه دفاع از یاران حلقه

9- مرگ دهشتناک فینرود فلاگوند در دفاع از برن

10- کشته شدن تئودن در راه وفای به عهد

باعرض اجازت

در اول باید بگویم نمی دانم چرا تمام داستان های استاد تالکین با غم آمیخته شده اند.پس همه غم انگیزند.

1-نبرد اشک های بیشمار اول از همه اشک مرا درآورد زیرا بوی خیانت از آن بلند می شد .

2-مرگ دلیر بزرگ فین گولفین که واقعا سهمگین و ناراحت کننده بود و در آن لحظه شوک بزرگی برای خواننده محسوب می شد.

3-مرگ فین رود خیلی از گزینه های دیگر ناراحت کننده تر اند اما این یکی باعث شد نارگوتروند سقوط کند که برای الف ها دردسی بزرگ به همراده داشت.

4-سر این یکی واقعا اشکم درآمد سقوط گوندولین. واقعا ناراحت کننده بود.

5-تمام گزینه هایی که مربوط به تورین و هورین می شود در این جا است چرا که در سرشت آنها این بوده.(نفرین مورگوت)

6-داشت کم کم از برومیر بدم می آمد که یکهو اشکم را درآورد.

7-مرگ تئودن افتخار بزرگی بود اما گریه آور نبود.

8-فارامیر نیز پسر خوبی برای پدرش بود اما .....

انتخاب اولم خویش کشی های نولدور بخصوص قتل عام تلری هست که جز گزینه ها نبود

از بین گزینه ها غم انگیز ترین برای من کشته شدن به لگ بود که واقعا اشکمو درآورد

انتخاب اولم خویش کشی های نولدور بخصوص قتل عام تلری هست که جز گزینه ها نبود

واقعا قبول دارم واقعا واقعه ای غم انگیزی بود.

اما...

قتل ناخواسته به لگ به دست تورین: آخی، حتی اسمشم غم انگیز و اشک آدم و در میاره.

شکست در نبرد اشک های بی شمار: وای اینکه دیگه حرفی برای گفتن نمیزاره.

اصلا همش غم انگیزه، مرگ ها و از دست دادن ها دردناکه حتی اگه این مرگ بخاطر اشتباه خودت نصیبت بشه، برای دیگری سخته...

اول مرگ برومیر وبعد هم کشته شدن تودن.

راستیتش همش غم انگیزه...

من هرکدوم از این قسمتارو بیاد میارم واقعا دلم میگیره...

ولی یه گزینه رو نزاشتی...اونم از بین رفتن نسل دورینه!

چرا در مورد مرگ فیلی و کیلی که خیلی جوان بودن چیزی نگفتی اون واقعا قلب من رو شکست

تورین بیچاره بعد از این که فهمیده با خواهرش ازدواج کرده چه حالی داشته؟ بابا حون یکی بگه دختر بدبخت چه حالی داشته؟ احتمالا اون موقع گفته شخصی به هزار غم گرفتارم، در هر نفسی به جان رسد کارم و بعد فکر کرده بودن یا نبودن مسئله این است و بعد به این نتیجه رسیده که نبودن بهتر از چنین بودنی است.....این بزرگترین تراژدی ممکنه

یکی از صحنه های غم انگیز بنظر من اونجاست که ملکور مادروس رو از مچ دستش از یه سوراخ رو دیوار آویزون کرده.بعد فینگون با وجود اختلافشون با پسرای فئانور و قضیه ی کشتی ها رفت سراغش و مادروس التماسش کرد که بکشتش تا درد نکشه >_<