چرا خانوم ندارین؟ الان ما دخترا هم باید اقایون رو بزنیم؟ ما خانومیم!
ولی اگه بخواین یه خورده شخصیت هارو نزدیک کنیم من فکر کنم...:
برومیر شاید. نمیدونم. من خب بعضی اوقات خرابکاری میکنم. یعنی نه بیشتر وقتا ... حالا... کسی چه میدونه... شاید منم قدرت حلقه میگرفتم و یه کارایی میکردم که بعدش باید جمعش میکردم مثل برومیر.ولی مطمئنا واسه خودم میخواستمش نه اینکه حالاببرمش به شهر. و اینکه نمیذاشتم فرودو در بره! منم ولی بیشتر از لباسش خوشم میومد نه حلقه ش!
فرودو. منم اینجوریم. تقریبا. یعنی در شب های تابستان به جشن های هابیت ها میرفتم و تو مهمونخونه یا حالا هرچی که اونجا بود با دوستام خوش میگذروندم. ولی در مواقع سختی سعی میکردم که بهترین کاررو بکنم و خطر رو از دوستام دور کنم. و تا اخرش حتی اگر دیگه امیدی نباشه ادامه میدادم.
گندالف نه. فکر نکنم. اولا که من اون موقع وقتی دارم از دست بالروگ فرار میکنم دیگه بر نمیگشتم! یعنی میرفتم که میرفتم! بعدشم تو هلمز دیپ نمیرفتم پنج روز دنبال نیرو! وامیسادم میجنگیدم که اینم خودش یه کوته فکریه!
مری و پیپین کسی چه میدونه؟ شاید باشم ولی خب مری و پیپین یه جورایی خنگ میزدن! مثل بچه ها رفتار میکردن! حوصله هم ندارم که دو ساعت واسم تا انت ها با هم یا با من دو ساعت حرف بزنن!
لگولاس نه بابا! من که نمیتونم صدای یکی که کنارم واستاده رو بشنوم حالا چه برسه به صدای درختا یا شنیدن صدای پای اسبا!
گیملی هم نه! اون خیلی خشنه! دیگه اصلا به روحیاتم نمیخوره!
اراگورن. من زیاد به پادشاهی علاقه ندارم! خیلی ممنون!
سم. من خیلی قوی نیستم. یعنی بعضی اوقات مثل فرودو جا میزدم دیگه! شاید از قصد خودمو به اورک ها نشون میدادم که بیان منو بکشن! ولی من خب سخنور خوبی نیستم. همین طور نمیتونم کسی رو دلداری بدم.شاید به یکی که خیلی باهاش صمیمی ام و میتونم راحت باهاش حرف بزنم بتونم یه کمی دلداری و امید بدم. ولی خب. مطمئنا نه به کسی که براش باغبونی میکنم.
اگه خوب خونده باشین بین برومیر و فرودو گیر میکنین. اما من به فرودو رای میدم. دلایلشم گفتم. حس میکنم بیشتر از برومیر به فرودو شباهت دارم. چون برومیر خیلی زود پشیمون شد. یه خورده هم دیر به بقیه خبر داد که بیان کمک. ولی من اینجوری نیستم. همون اول وقتیکه سپاه یوروک هارو میدیدم میرفتم دنبال کمک. من که تنهایی از پسشون بر نمیام! و اینکه فرودو خب قهرمان داستانه. کی دوست نداره که قهرمان باشه؟