نظرسنجی 70: به نظر شما صورت گرفتن کدام یک از پیوندهای مطرح شده بیشترین تاثیر را بر داستان می گذاشت؟

تعداد پست‌ها: 16

نظرسنجی 70:

به نظر شما صورت گرفتن کدام یک از پیوندهای مطرح شده بیشترین تاثیر را بر داستان می گذاشت؟

 

1. تورین تورامبار و فیندویلاس

2. براندیر و نیه نور

3. گویندور و فیندویلاس

4. مایگلین و ایدریل

5. فین رود و آماریه

6. آیگنور و آندرت

7. لوتین و دایرون

8. آراگورن و ائووین

9. لوتین و کله گورم

 

لطفا نظر خود را در مورد چرایی گزینه منتخب خود و باقی گزینه ها بیان کنید.

این نظرسنجی بر مبنای یک نظرسنجی مشابه به پیشنهاد Nienor Niniel طراحی شده است.

به نظرم براندیر و نیه نور اگر بهم میرسیدن اگر باهم میرفتن تو داستان تورین خیلی تفاوت ایجاد میشد یا حتی تورین و فین دویلاس این داستان زمین تا اسمون تغییر میکرد

 

بنظرم بیشترین تاثیرات رو ازدواجای تورین، ایدریل و لوتین داشتن چون باعث نسلایی شدند که به ائارندیل و الوینگ ختم شد که نجات دهنده ی مردم سرزمین میانه شدن. فکر میکنم تو تاپیک تورینو گرافی هم بود که یکی از دوستان نظر جالبی داشتن. اینکه تورین و فیندویلاس میتونستن نسل قدرتمندی رو به وجود بیارن و خودش یه خط وراثت قوی بود. پس اگه تور و ایدریلم ازدواج نمیکردن و تورین و فیندویلاس ازدواج میکردن احتمالا منجی دوران اول از فرزندان تورین میشد. اما جدا از اینا اگه لوتین و برن ازدواج نمیکردن تاثیرات خیلی بیشتر بود. اولین پیوند الدار و اداین رخ نمیداد، سائورون فرار نمیکرد،مورگوت ضعیف نمیشد،الوه نمیمرد،ملیان نمیرفت،شاید دوریات دیرتر سقوط میکرد،فینرودم نمیمرد و شاید نارگوتروند دیرتر سقوط میکرد، جنگ های زیادی رخ نمیداد، شاید رو زندگی خاندان هورینم تاثیر داشت، اون خط وراثت قوی که شد الوینگ و الروند و الروس و آراگورن و آرون به وجود نمیومد(یعنی تا دورانای بعدم تاثیر داشت) اگر هم به وجود میومد سیلماریلی نبود که باهاش پیش والار برن(این مهم ترین دلیله) کلا دوران اول به خاطر سیلماریل سرانجامش خوب شد! پس اگه لوتین با دایرون ازدواج میکرد این اتفاقا نمیفتاد (و سمت کله گورمم نمیرفت که بشه اونو انتخاب کرد) . . . البته من شخصا دوست داشتم ازدواج نیه نور و براندیر شکل بگیره.واقعا براندیر در عین سادگی میتونست نیه نورو خوشبخت کنه و این دختر واقعا استحقاق زندگی ساده و بدون دردسرو داشت :(

 

به نظرم داستان ارباب حلقه ها به پیوند های انسانی توجه ی نداشته است از آن جهت که ژانر این کار فلسفی-فانتزی است و بعد فلسفی کار صد برابر بالاتر از قسمت فانتزی اش است تالکین سعی کرده است که به عشق هایی فراتر از حد انسانی بپردازد ولی آن را به طور کل حذف نکرده است و تنها از ارزش آن کم کرده 

 

به نظرم عشق میان آراگورن و آرون بیشترین معنا را داشت به دلایل زیر

 

1- پیوند دو نژاد مختلف 

2- نمایش گذشت در عشق

3- نمایش انتظار 

4- نمایش وفاداری

5- نمایش وصال 

6- نمایش ارامش حاصل از عشق پاک انسانی

7- ازدواج 

8- سوز و گذاز عاشق برای معشوق

9- اشاره به این که اگر آراگورن بمیرد دیگری چیزی برای درمان زخم قلب آرون وجود نخواهد داشت

 

دیگر دوستان به تاثیر داستانی این عشق ها پرداختند ولی به نظرم آن عشقی بیشترین تاثیر در داستان را دارد که بیشترین معنا را داشته باشد 

پ.ن

به نظرم اگه عشق و ازدواج در جمعه ای مانند این دو نفر باشه طلاق از فرهنگ لغت آن ملت حذف خواهد شد

 

چون هیچدوم این پیوندها صورت نگرفتن تاثیر احتمالیشون رو فقط با تاثیر اتفاقی که با شکل نگرفتنشون رخ داده میشه سنجید، و دامنه ی این اتفاقات هم چندان قابل تعیین نیست. برای همین به نظر میاد چاره ای جز مقایسه ی تاثیر پیوندی که جایگزین هر کدوم از این گزینه ها شدن نباشه و در این زمینه به نظرم پیوند لوتین و دایرون انتخاب بهتریه، چون  تاثیر پیوند برن و لوتین بر سرنوشت کلی داستان از همه چشمگیرتره، از اونجایی خود پیوند نقش اساسی رو در داستان برن و لوتین بازی میکنه و نه نتایج بعدی اش.[گزینه ی آخر هم در همین راستاست اما یجوری انگار به اندازه ی دایرون مطرح نیست]

پیوند تورین و فیندویلاس هم به نظر من نمیتونست تاثیر چشمگیری خارج از داستان فرزندان هورین بذاره و فقط تراژدی خانواده ی هورین رو از بین میبرد.[به نظرم با توجه به خصوصیات اخلاقی تورین، خیلی نمیشه انتظار منجی شدن از فرزندش داشت :دی ]

 

در 4 ساعت قبل، lord of the moon گفته است :

به نظرم عشق میان آراگورن و ائووین بیشترین معنا را داشت به دلایل زیر

1- پیوند دو نژاد مختلف 

2- نمایش گذشت در عشق

...

9- اشاره به این که اگر آراگورن بمیرد دیگری چیزی برای درمان زخم قلب ائووین وجود نخواهد داشت

این ویژگیها با قضیه ی آراگورن و آرون بیشتر جور در نمیاد؟!

در 2 دقیقه قبل، Bain گفته است :

چون هیچدوم این پیوندها صورت نگرفتن تاثیر احتمالیشون رو فقط با تاثیر اتفاقی که با شکل نگرفتنشون رخ داده میشه سنجید، و دامنه ی این اتفاقات هم چندان قابل تعیین نیست. برای همین به نظر میاد چاره ای جز مقایسه ی تاثیر پیوندی که جایگزین هر کدوم از این گزینه ها شدن نباشه و در این زمینه به نظرم پیوند لوتین و دایرون انتخاب بهتریه، چون  تاثیر پیوند برن و لوتین بر سرنوشت کلی داستان از همه چشمگیرتره، از اونجایی خود پیوند نقش اساسی رو در داستان برن و لوتین بازی میکنه و نه نتایج بعدی اش.[گزینه ی آخر هم در همین راستاست اما یجوری انگار به اندازه ی دایرون مطرح نیست]

پیوند تورین و فیندویلاس هم به نظر من نمیتونست تاثیر چشمگیری خارج از داستان فرزندان هورین بذاره و فقط تراژدی خانواده ی هورین رو از بین میبرد.[به نظرم با توجه به خصوصیات اخلاقی تورین، خیلی نمیشه انتظار منجی شدن از فرزندش داشت :دی ]

 

این ویژگیها با قضیه ی آراگورن و آرون بیشتر جور در نمیاد؟!

اه! خوب شد گفتی ! من امروز اعصابم سر جاش نبود اشتباهی اسم ها رو هی می نویسم ! منظورم کلا در مورد آراگورن و آرون بود!!

تورین تورامبار و فیندویلاس vs لرد آراگورن و لیدی ائووین :D

سیلماریلیون vs لوتر :))

به نظر من گزینه اول

با درود

 

من لوتین و دایرون رو انتخاب کردم (البته می تونستم لوتین و کله گورم رو هم انتخاب کنم)، به دلیله اینکه تنها یک نیمه الف اونهم از دو نژادی که از لحاظ معرفت و آگاهی برتر از بقیه بودن می توانست ائارندیل شود نه یک الف یا یک انسان،چرا که جوهره ی برن و لوتین در رگهای ائارندیل بود . لوتین به سبب ملیان مایا و برن به سبب باراهیر . و اگر یکی از الفها با لوتین ازدواج می کرد فرزندان این دو یه جورایی تک بعدی بودن و نمی تونستن کامل باشن و در نتیجه شاید ما هرگز شاهد نبرد خشم نبودیم و داستان ارباب حلقه ها نامی دیگر به خود می گرفت.

و به این دلیل که گفتم به نظرم بقیه گزینه ها خود به خود  کم اهمیت تر از بقیه هست . در مورد گزینه ی آراگورن و بانو ائووین هم که رای زیادی آورده باید بگم بیشتر به دلیله اینه که شاید کسایی که این گزینه رو انتخاب کردند کتاب سیلماریلیون رو مطالعه نکرده باشن و شاید به فیلم اکتفا کرده باشن ، چون اگر آراگورن و بانو ائووین با هم ازدواج می کردن تاثیره چندانی بر ادامه داستان نمی زاشت چراکه داستانه تالکین یه جورایی همواره ستیز بین تاریکی و روشنایی بوده و بعد از مغلوب شده سائرون و از بین رفتن حداکثر انرژی و نیروش و اشاره نشدن به وجود نیروی برتری از تاریکی داستانه تالکین رو به اتمام بوده.البته شک و شبه ای که در داستان موجوده و من برداشته شخصی خودم از داستان بوده رو در زیر می گم :

 

یکی در مورد ناپدید شدنه اونگیلیانت هست و دیگری در مورد شلوب خانم . چراکه در کتاب به وضوح و آشکارا به نابودی این دو اشاره نمیشه و در کتاب " فرمانروای حلقه ها - بازگشت شاه" اشاره می کنه که شلوب نمرده و در آینده بازخواهد گشت و تباهی به بار میاره . پس ممکنه که اونگیلیانت برگرده و دورانه جدیدی از تاریکی رو با خودش بیاره.در نتیجه اگر این فرضیه درست باشه ممکنه اونوقت من ازدواج آراگورن و بانو ائووین رو انتخاب کنم.

با عرض پوزش از اساتید، بابت گزافه و درشت گویی.

اگه تورین و فیندویلاس ازدواج میکردن نومه نوری ها میشدن از نسل تورین و شجاعت و زکاوت خاندان هادور و نولدور رو به ارث میبردن و خیلی از داستانا تغییر میکرد

فک کنین که بهترین خاندان انسان ها و بهترین خاندان الف ها که با هم ترکیب شن چی میشه :)

و احتمالا  حماقت به ارث نمیبردن ! که نومه نوری ها همچین کاری کنن

شایدم حماقت بیشتری به ارث میبزدن . بیخیال .:h14008:

البته همه این ها به شرط از بین رفتن نفرین تورین هست

بقیه هم مهم هستن و هر کدوم جایگاهو خودشو داره و میتونه مسیر داستان و عوض کنه

اما به نظرم اراگورن و ائووین تاثیر چندانی تو داستان نداشت چون به هر حال اراگورن واسه دفاع از مردم سرزمینش همین غیرتو به خرج میداد و ارون فقط تاثیرشو بیشتر کرد

در در 12/20/2016 at 10:43 PM، به لگ گفته است :

 

و احتمالا  حماقت به ارث نمیبردن ! که نومه نوری ها همچین کاری کنن

شایدم حماقت بیشتری به ارث میبزدن . بیخیال .:h14008:

نومه نوری ها به نظر من به هیچ وجه احمق نبودند. اگه خودتون رو در شرایط اونا مجسم کنید دلایلشون احمقانه نیست. اونا موجوداتی جاودان رو دیده بودند و اولین سوالی که پیش میاد اینه که خب چرا ما با هم تفاوت داریم؟ چرا ما باید بمیریم؟ این زندگی شیرینه و ما نمی خوایم به هیچ دلیلی ازش دست بکشیم.

اما فکر نمی کنم این کاراشون با خاطر وراثت باشه. چون نومه نوری ها به هر حال خون این نسل ها رو دارند. ایدریل و تور از خاندان نولدو و هادورن. دقیقا مثل تورین و فیندویلاس. و احمق هم نیستند!

 

در در 12/20/2016 at 10:43 PM، به لگ گفته است :

البته همه این ها به شرط از بین رفتن نفرین تورین هست

به نظرم مهم ترین نکته ش اینه! گویندور میگه این ازدواج مانعی برای نفرین میشه که متاسفانه صورت نگرفت. و همین نفرین این خانواده خیلی به کل سرزمین میانه خسارت زد.

 

در در 12/20/2016 at 10:43 PM، به لگ گفته است :

 

اما به نظرم اراگورن و ائووین تاثیر چندانی تو داستان نداشت چون به هر حال اراگورن واسه دفاع از مردم سرزمینش همین غیرتو به خرج میداد و ارون فقط تاثیرشو بیشتر کرد

موافقم

البته آلداریون هم شخص مهم و قابلیه اما فکر نمی کنم به اندازه ی خود آراگورن تاثیر گذار باشه

سلام

میخواستم جواب ندم دیدم حیفه سنگ مفت گنجیشک مفت ما هم الکی راه بندازیم :D

در 2 ساعت قبل، Nienor Niniel گفته است :

نومه نوری ها به نظر من به هیچ وجه احمق نبودند

فقط احمق ها نیستن که حماقت میکنن .(این جمله رو باید رو آب طلا قاب کرد :) )گاهی خردمند ترین ها هستن که حماقت هایی بزرگ تر انجام میدن . نمونشو زیاد دیدیم ‌مثل کار فینگولفین که درسته شجاعانه بود اما ده برابرش حماقت بود .

احمق نبودن اما احمق شدن که من مقصر اصلیو والار میدونم . بدترین ظلمی که در حق نومه نوری ها شد این بود که بیای شرایط براشون فراهم کنی بعد بیای نصفشون کنی :/

در 2 ساعت قبل، Nienor Niniel گفته است :

اگه خودتون رو در شرایط اونا مجسم کنید دلایلشون احمقانه نیست. اونا موجوداتی جاودان رو دیده بودند و اولین سوالی که پیش میاد اینه که خب چرا ما با هم تفاوت داریم؟ چرا ما باید بمیریم؟

بازم دلیلشو والار میدونم .

چرا باید راه آمان بسته باشه ؟!؟ خب راه باز باشه بگن اونجا نرید برین اوف میشین بعد هر کی رفت خودش میفهمه به نسل بعد انتقال میده و کسی نمیره و میفهمن نتنها اونجا عمر رو جاوید نمیکنه تازه بدترش عمرو کم میکنه . و انسان ها میفهمیدن راهی برای فرار از مرگ نیست و احتمالا شورشی صورت نمیگرفت ...

در 2 ساعت قبل، Nienor Niniel گفته است :

ایدریل و تور از خاندان نولدو و هادورن. دقیقا مثل تورین و فیندویلاس. و احمق هم نیستند!

هر گردی گردو نیست ! ( نمیدونم شاید ربطی نداشته باشه :دی ) نسل تورین با تور فرق داره و مسلما نسل فیندویلاس هم با ایدریل فرق داره ! منم گفتم اگه اونطور میشد خریت ( فارسیش میشه حماقت :دی ) تورگون رو به ارث نمیبردن .

شما که باید بیای از داداشت طرفداری کنی بگی آره نسلشون شجاع تر میشد !!

در 2 ساعت قبل، Nienor Niniel گفته است :

و همین نفرین این خانواده خیلی به کل سرزمین میانه خسارت زد.

و همین نفرینه که اگه نبود خیلی اتفاقا میافتاد و نمیافتاد ... 

کلا از کمبود بحث این پست رو ارسال کردم زیاد جدیش نگیر :D

در 1 ساعت قبل، به لگ گفته است :

فقط احمق ها نیستن که حماقت میکنن .(این جمله رو باید رو آب طلا قاب کرد :) )گاهی خردمند ترین ها هستن که حماقت هایی بزرگ تر انجام میدن . نمونشو زیاد دیدیم ‌مثل کار فینگولفین که درسته شجاعانه بود اما ده برابرش حماقت بود .

احمق نبودن اما احمق شدن که من مقصر اصلیو والار میدونم . بدترین ظلمی که در حق نومه نوری ها شد این بود که بیای شرایط براشون فراهم کنی بعد بیای نصفشون کنی :/

این جمله درسته! اما اینکه بیایم بگیم نومه نور حماقت رو به ارث بردند مثل اینه که یه ژن ناقص بهشون رسیده و عقب مونده شدند. (با فینگولفین هم مخالفم که اینجا جای بحثش نیست) منم مقصر رو والار میدونم. کاری کردند که خودشون هم توش موندند. اما نومه نوری ها به نظر من اشتباه کردند نه حماقت. نمی دونستند این بار خود ارو دخالت می کنه. وگرنه آر-فارازون اونقدر قوی بود که بتونه جلوی  سائورون در بیاد و به نظرم اونقدر قوی بود که بتونه به والینور صدمه بزنه. تو محاسباتش اشتباهی نداشت جز همین که گفتم. طمع قدرت و ترس و میل به جاودانگی اون رو تو مسیر اشتباه انداخته بود.

البته حماقتم بود اما کل نومه نوریا احمق نبودند و اتفاقا کسی مثل آماندیل و الندیل هم نومه نوری بودند.

 

در 1 ساعت قبل، به لگ گفته است :

هر گردی گردو نیست ! ( نمیدونم شاید ربطی نداشته باشه :دی ) نسل تورین با تور فرق داره و مسلما نسل فیندویلاس هم با ایدریل فرق داره ! منم گفتم اگه اونطور میشد خریت ( فارسیش میشه حماقت :دی ) تورگون رو به ارث نمیبردن .

شما که باید بیای از داداشت طرفداری کنی بگی آره نسلشون شجاع تر میشد !!

هر گردی گردو نیست و صد در صد نسل تورین نسل خیلی شجاعی میشد ;)

اما کسی هم از فضل پدر فاضل نمیشه. به نظرم این راهی بود که نومه نوری ها برحال میرفتند. مثل کنار هم گذاشتن پنبه و آتیش و فرقی نمی کرد پدرشون کی باشه. در کل حماقت رو ارثی نمی دونم!

به نظر من ازدواج تورین و فیندویلاس بیشترین تاثیر را در داستان میگذاشت اگه تورین با اون ازدواج میکرد شاید خیلی از بدبختی هایی که بعد از مرگ اون سرش اومد دیگه براش اتفاق نمیوفتاد .

 

تاثیر داریم تا تاثیر اگه منظورتون تاثیر خوبه که تورین با فیندویلاس ازدواج میکرد خیلی خوب میشد .

لوتین و کله گورم اگه با هم پیوند میکردن بیشترین تاثیر میذاشت و شاید آردا نابود میشد 

و تمام کسانی که از نسل لوتین و برن بودند از بین میرفتن . شما تصور کنید . 

دیور وارث تین گول نمیشد ,نسل نومه نور از بین میرفت و آراگورنی دیگه وجود نداشت .

با سلام  

من قبل از عضو شدنم تو این سایت بال بال میزدم که تو این نظر سنجی شرکت کنم و بالاخره کردم . 

خب 

گزینه اول که تورین تورامبار و فیندویلاس رو نشون میده : این دو نفر اگه به هم میرسیدن تاثیرات خیلی زیادی روی داستان ها میگذاشتند . علت اینکه گفتم داستان ها بخاطر این هست که تورین یک انسان و فیندویلاس یک الف هست و هر دوی اینها در بیت نژاد خود اصیل و شریف بودن و اگه وصلت میکردم مطمئنن فرزندانشون در آینده تأثیرات زیادی بر جهان آردا میگذاشتند چه بسا به پای فرزندان لوتین و برن هم میرسیدن . 

براندیر و نیه نور : نه ، این دوتا اگرم با هم ازدواج میکردن حالا جدا از اینکه خیلی از جذابیت های داستان فرزندان هورین رو از بین میبردن ، خیلی به هم نمیومدن درسته نیه نور میتونست زندگی خوبی با براندیر رقم بزنه اما اینجور زندگی ساده و بی سختی و هیجان درخور فرزندان هورین و مورون نیست . نیه نور یک دنده و گاهی اوقات تند مزاج و عجول بود اما براندیر آرام و سر به زیر بود . فرزندان این دو تن نمیتونستن در تاریخ به نظرم خیلی در مقابل سایر گزینه ها بدرخشن . 

گویندور و فیندویلاس : هعی ، اگه میشد خوب پیوندی از آب در میومد هر چند خیلی نمیتونم سرنوشت فرزندان این دو نفر رو مجسم کنم . ممکن بود در جنگ ها شجاعت های زیادی از خودشون نشون میدادن و شاید تا دوران سوم در کنار گیل-گالاد حضور داشتن اما خب نشد که بشه . 

مائگلین و ایدریل: اه اه اه ، چقدر از این مائگلین بدم میاد ، اصلا پیوندش با ایدریل میتونست کلی خرابی به بار بیاره ، اگه ائارندیل متولد نمیشد که دیگه واویلا ، بچه های این دو نفر اگه به پدر جونشون میرفتن گند های زیادی مطمئنن میزدن که حتی روی ملکور رو هم سفید میکردن . پیوند این دوتا با هم میتونست سرنوشت بدی رو برای آردا رقم بزنه و تأثیرات منفی زیادی بزاره ولی خب در برابر بقیه خط میخوره .:92:

فینرود و آماریه : نچ ، نمیتونست خیلی اثر بزاره ، نهایتش میشدن یک جوان مرد مثل پدرشون . 

آیگنور و آندرت : به به ، این دوتا اگه به هم میرسیدن میشدن نخستین پیوند بین الدار و اداین و حسابی تأثیر گذار میشدن چه بسا فکر داستان برن و لوتین رو هم از سر تالکین مینداختن . ممکن بود فرزندان این دو جای فرزندان لوتین رو در دوران های بعدی میگرفتن و به جای الوه و ملیان و باراهیر نام برومیر از خاندان بئور و فینارفین در دوران های بعدی بیشتر مطرح میشد . و تازه ممکن بود بچه هاشون فرزانه تر  بچه های برن و لوتین میشدن. 

لوتین و دایرون :  گزینه انتخابی خودم بود از اونجایی که پیوندی قبل از این دو بین الفها و انسان ها برقرا نشد ازدواج این دو میتونست کلا یک فصل از کتاب سیلماریون رو از بین ببره . لوتین اصلا بین مردم در دوران های بعدی معروف نشه و برن هم بیچاره حتما شکار سائرون میشده و دیگه بعد پس گرفتن انگشتر بابا جونش هیچ کاره بزرگ دیگه ای انجام نمیداده و همینجوری از دنیا میرفته. آخه بدبخت خیلی دم آخری پلاسیده شده بود اگه لوتین رو پیدا نمیکرد پس حتما سرنوشتش مرگ میشده . و خلاصه کله داستان به هم میریخت و خیلی از شخصیت های محبوب در دوران های بعدی حذف میشدن و شاید از اشخاص دیگری متولد میشدن . خیلی مزه نمیداد . 

آراگون و ائووین : کاش کسانی که به این گزینه رأی دادن دلایلشون رو هم واضح تر بیان میکردن . تو دوران چهارم همچین خبری نبود . فرزندان آراگون چه از آرون متولد میشدن چه از ائووین خیلی تأثیر گذار نمیشدن چون دیگه دوران جنگ و خودی نشون دادن تموم شده بود . 

لوتین و کله گورم : بچه هاشون زیبا از آب درمیومدن اما فکر نکنم همچین تأثیر گذار میشدن . نهایتش میشدن یکی مثل کلمینبور  . تازه اگه شانس میاوردن و استعداد پدربزرگشون فئانور رو به ارث میبردن . البته بعید میدونم هوآن اجازه میداد این دو با هم وصلت کنن . خدا وکیلی رو لوتین از برن هم بیشتر غیرتی بود .:|

 

1. تورین تورامبار و فیندویلاس: خیلی جالب میشد و راستش از مورد علاقه هامه  .چون اگه تورین با فین دویلاس ازدواج میکرد شاید هرگز نادانسته با نیه نور ازدواج نمیکرد و تقدیر شوم خانواده ی هورین طور دیگری رقم میخورد،همونطور که گویندور قبل از مرگ پیش بینی کرد.اما دامنه ی تاثیر گذاریش به همون خانواده ی هورین محدود میشد.شاید اگه اوضاع تورین و نیه نور تا اون حد وخیم نمیشد هورین هم پس از آزاد شدن حوالی گوندولین نمیگشت یا با بردن نائوگلامیر به دوریات جرقه های نابودی الوه رو بوجود نمی آورد.اما این احتمالات ضعیف تر از اون هستند که این پیوند رو "تاثیر گذار ترین" بنامیم .

2. براندیر و نیه نور:نه این هم واقعا زیاد تاثیر گذار نمیبود .

3. گویندور و فیندویلاس:تفاوت چندانی نداشت با زمانی که ازدواج نکردن .در هر صورت هر دو کشته میشدند و اگه فرزندی هم میداشتند فکر نمیکنم تاثیر خاصی در داستان میگذاشت.

4. مایگلین و ایدریل:خب این از گزینه های قابل تامله .ایدریل و تور دومین پیوند الدار و آتانی بودند و ثمره ی ازدواجشون ائارندیلی بود که به نمایندگی از این دو نژاد سرزمین میانه رو نجات داد.اگه ائارندیلی نبود ای بسا والار هیچ وقت اقدامی علیه ملکور نمیکردند تا زمانی که سرزمین میانه رو کاملا نابود کنه.اما ائارندیل فقط نصف قضیه بود:دی

از طرفی با ازدواج مایگلین و ایدریل ممکن بود گوندولین از خظر نابودی حفظ بشه یا حداقل دیر تر نابود بشه .اما پایداری قلمرو الدار بدون وجود ناجی چه سودی داره؟

5. فین رود و آماریه:اینجا فرزندانشون میتونستن تاثیر گذار باشن .فینرود از خردمندترین الفها بود و فرزندانش میتونستن کار های مهمی انجام بدن برای سرزمین میانه

6. آیگنور و آندرت:ازدواج الف  و انسان چیز غیر معمولی هست در داستان و هر وقت اتفاق میوفته  و معمولا  شخصیت های خیلی مهم و تاثیر گذار شاملش میشن .اگه آیگنور و آندرث با هم ازدواج میکردن اتفاق مهمی نمیوفتاد و فرزندانشون هم کار مهمی {به اندازه ی وارثین لوتین} انجام نمیدادن .

7. لوتین و دایرون:کلا گزینه هایی که لوتین داره خیلی مهم هستند.چون وقایع سیلماریلیون و بعد از اون یه جورایی در ادامه ی داستان برن و لوتین اتفاق میوفتن و انگار یه جورایی طرح استاد این بوده که این داستان در تمام داستان های مهم بعد از خودش همچنان جاری باشه.همونطور که یه جا سم به فردو میگه که نور ائارندیل باعث میشه که ما همچنان در ادامه ی داستان لوتین باشیم .حالا اگه به هر دلیلی لوتین با برن ازدواج نکنه طرح داستان به خاطر اثر پروانه ای این پیوند  بهم میریزه .نیمه ی مهم ائارندیل الوینگ و سیلماریلش هست .نسل نومه نور از الوینگ و ائارندیله و شاهان گاندور و آرنور هم در ادامه شون قرار دارن .بدون برن و لوتین عملا ما داستانی نداریم :دی

8. آراگورن و ائووین:واقعا اون قدر ها مهم نبود.ازدواج آراگورن و آرون یه جورایی سمبولیک بود برای زنده شدن داستان برن و لوتین در دوران سوم و رسیدن دوباره ی این دو نسل به هم .اگه تعداد زیادی الف بواسطه ی این ازدواج با آراگورن متحد میشدن شاید یه کم جنبه ی استراتژیک پیدا میکرد اما به طور کلی واقعا تفاوت چندانی در داستان بوجود نمیومد .

تنها مسئله ش این بود که ائووین بدون دلشکستگی دیگه به میدان جنگ نمیرفت و ویچ کینگ رو شکست نمیداد.

9. لوتین و کله گورم:اینم دوباره جز گزینه های لوتین داره با این تفاوت که اگه لوتین با کله گورم ازدواج میکرد تازه فاجعه رخ میداد.الوه و پسران فئانور وارد جنگ میشدن و جدای از اینکه کدوم برنده میشه با جنگ داخلی و ضعیف شدن ملکور خیلی راحت الف های سرزمین میانه رو نابود میکرد.

با اینحال اگه لوتین با دایرون ازدواج میکرد اصلا داستان تینوویل شروع نمیشد پس اون تاثیر گذار تر از همه ست به نظر من