نظر سنجی 60
به کدام شخصیت منفی آردا بیشتر علاقه دارید ؟
1- مورگوت
2-اسماگ
3-آزوگ
4-اونگولیانت
5-سارومان
6-گلائرونگ
7-شاه جادوپیشه
8-سائرون
9-شاه گابلین ها
10-گالوم
11-سایر
این نظرسنجی توسط Capitan پیشنهاد شده است .
نظر سنجی 60
به کدام شخصیت منفی آردا بیشتر علاقه دارید ؟
1- مورگوت
2-اسماگ
3-آزوگ
4-اونگولیانت
5-سارومان
6-گلائرونگ
7-شاه جادوپیشه
8-سائرون
9-شاه گابلین ها
10-گالوم
11-سایر
این نظرسنجی توسط Capitan پیشنهاد شده است .
نه... خوبه... خوشم اومد! مرسی!:|
این نظر سنجی چون سلیقه ای هست فکر نکنم دعوایی به پا بشه!:| مگر در تبصره ها!
انتخاب من بون فکر کردن سائورون هست!
اصلن از تلفظ اسمش بگیر تا اون مکر و حیله ها سر گورلیم شوربخت و آر-فارازون و دیگر اهالی ساده لوح، که درآورد...
همش خیلی جذابه!
بقیه بحث ها در ادامه...:|
مثل اینکه سائرون اینجا خیلی طرفدار داره!فعلا که جلویه.
ولی من اصلا از تکنیکهای توهم و تغییر چهره و ایناش خوشم نمیاد.شخصیت منفی باید همیشه منفی باشه.واسه همین من گلائرونگ و اسماگ رو ترجیح میدم.ارک=گابلین جماعت هم که کلا چندش آورن.
گالوم هم که یکم ترحم برانگیزه،مخصوصا گالوم هابیت که تو اون شرایط تنها زندگی میکنه... :|
پ.ن:من به اسماگ رای دادم.برای گلائرونگ احترام قائلم ولی دوست داشتنی نیست برام!
اونگولیانت مصداق اساطیری این جمله نیچه است؛ اگر دیری در مغاکی چشم بدوزی آن مغاک نیز در تو چشم خواهد دوخت. رابطه
اونگولیانت و مورگوت از عجیب ترین و غنی ترین رابطه های دنیای آرداست.
اصن ابهتی که شاه جادو پیشه داره یه چیز دیگست :|
رای ما witch king !!!!
شاه جادو پیشه مچکریم :|
من در انتخاب گزینه ام شک به دل راه ندادم . انتخاب اول من اورولوکی اعظم، اژدها-شاه، بلای جان نارگوتروند، پدر اژدهایان، گلائرونگ زرین هستش !
فرمانده ای مخوف و جنگاوری بزرگ که کسی یارای ایستادن در مقابلش رو نداشت، از اتورویته ای برخوردار بود که حتی اربابان تاریکی، سائرون و مورگوت هم ازش بی بهره بودند. برخلاف اکثر فرماندهان و قدرتمندان خبیث آردا گلائرونگ تنها یه ماشین سلاخی نبود، بلکه متفکری مخوف بود که چیزی جز شرارت و پلیدی آمیخته با نبوغ ازش تراوش نمیکرد وبه همین واسطه زیباترین و تلخ ترین تراژدی تاریخ آردا رو بر سر تورین و خوانواده اش آورد .
گلائرونگ هرگز خار و خفیف نشد، در جنگ زخم ها خورد و حتی عقب نشینی کرد اما هرگز مثل مورگورت یا سائرون رو در رو مغلوب یه فرد نشد و هرگز نه زانو زد و نه به زانو افتاد . چنان ماهرانه شرارت می کاشت که حتی زمانی که به ناجوانمردی زخم خورد و کشته شد، قاتلش فرصت شادی نیافت و موجب هلاکت خودش و عزیزترین خویشاوند خودش شد .
ازبین سایر گزینه ها اسماگ و اونگولیانت کبیر رو هم دوست دارم . اسماگ رو به واسطه مکرش و اونگولیانت رو به این دلت که هیچ چیز جهان رو فلان هم حساب نمیکرد و چنان حریص بود که مورگوت هم در مقابلش کم می اورد.
بدمن های مورد علاقه من به ترتیب از بین گزینه ها:
۱.گلائرونگ:بین گلائرونگ و سارومان شک داشتم اما گلائرونگ رو انتخاب کردم چون همه ی ویژگی های یه شخصیت منفی رو داره;قدرت رهبری،عاشق اذیت و ازار و هوش بالا که باعث میشد ب هترین انتخاب برای رهبری ارتش مورگوت باشه.
۲.سارومان:برای این یکی دلیلی منطقی ندارم چون وقتی کتاب رو میخوندم ناخوداگاه ازش خوشم اومد با وجود همه ویژگی های نفرت انگیزش مثل خیانت کردن و نداشتن ثبات شخصیت ولی ازش خوشم میاد و دلیلشو واقعا نمیدونم چطوری بیان کنم:|
۳.ویچ کینگ:به عنوان یکی از قدرتمند ترین انسان ها و کسی که با قدرتش دروازه ی میناس تیریس رو از جا در اورد احترام زیادی براش قائلم هرچند زیادی سرسپرده سایرون بود به واسطه حلقه
۴.سایرون:مایای دست پرورده ارباب تاریکی که از اربابش از نظر من جلو زد در پلیدی به واسطه هوشش و توانایی عجیبش در برانگیختن احساسات دیگران و کسی که سخته جلوشو گرفتن وقتی حلقه یگانش در دستشه و کاراش سرنوشت سرزمین میانی رو کاملا عوض کرد
۵.مورگوت:شاید به نوعی ام الفساد باشه تو دنیای تالکین و به نوعی قدرتمند ترین والا اما از نظر من گاهی اوقات دست به کارهایی میزد که نشون از هوش پایینش داشت همچنین دل و جرأت زیادی نداشت و وقتی اون همه حملات علیهش میشد رفته بود تو انگباند قایم شده بود و جز در مواقع حساس بیرون نمیومد مث قضیه فینگولفین
۶:اسماگ:تفاوتش با جد بزرگش مث تفاوت گوشی s4 و s4 miniه و اسماگ به نوعی مدل کوچک شده گلائرونگه هرچند از نظر هوش از نظر من جلوتر از جدش بود ولی تو قدرت رهبری نه.
۷:اونگولیانت:موجودی نفرت انگیز که جز سیرکردن شکمش به چیزی فکر نمیکرد و تمثال مناسبی برای افرادی که هرروزه باهاشون مواجهیم که حاضرن واسه حرص و طمعشون دوستان و حتی اعضای خانوادشون رو فدا کنن و با از بین بردن نور دو درخت ضرر جبران ناپذیری به اردا زد
۸.آزوگ:اورکی تنومند و فرماندهی قابل اما از اورکا هیچ خوشم نمیاد
۹.شاه گابلین ها:در مورد این یکی واقعا نظری ندارم :|
۱۰.گالم:شاید اگه گفته بودید از بین گزینه ها شخصیت مورد علاقتون رو انتخاب کنید انتخاب اولم گالم بود اما به هیچ وجه به عنوان یه شخصیت منفی مطلق قبولش ندارم.دچار یک دوگانگی شخصیت بود که بیشتر ترحم برانگیز بود تا نفرت انگیز
رای من سایرون .......آخه خیلی خوفناک و جالبه ......از اسماگ هم خوشم میاد ...صداش جالبه و حرکاتش هم خیلی خیلی مرموزه ...گالوم هم خوبه ...آخه وقتی میبینمش چهره پسر خاله دو سالم میاد جلو چشام :| ...... کلا نظر سنجی خوبی بود...مرسی
من از آزوگ خیلی خوشم اومد اون فنون جنگی و صف بندی سپاه و کنترل اون از راه دور با شیپور و دستگاه عالی بود هیچ سپاه اهریمنی تو شش گانه انقدر منظم نبودن و فرمانبردار
به گالوم بیچاره رای دادم :|
یه موجود بی آزار که یه هدف بیشتر نداشت.
عشق من ...
... گالوم
اصولا باید دید شخصیت منفی چه کار هایی از دستش بر میاد، یعنی تا حد شخصیت های دیگه رو می تونه آزار بده و من با اون چیز هایی که از گلائرونگ دیدم پس مجبور میشم به اون رای بدم البته با احترام بسیار زیاد به شخصیت های منفی دیگر! واقعا یه موجود غیر قابل نفوذی بود و تا آخرین لحظه زهر خودش رو می ریخت.
گلائرونگ رو انتخاب میکنم چون در شرارت هیچ کم و کاستی نداشت. ولی دلیل مهمتر سروکله زدن و کشته شدن به دست محبوب ازلی و ابدی من در دنیای تالکین می باشد. :| :|
ولی واقعا موندم رو چه حسابی گالوم رو تو ردیف شخصیت های منفی آوردن!!
نه واقعا چرا؟!!!
خوب هر چند خودم درستش کردم اما خودم هم نمیدونم بین اسماگ و سائرون کدوم رو انتخاب کنم!به خاطر همین مجبور شدم شانسی انتخاب کنم و به اسماگ رای دادم!:دی
اسماگ خیلی باابهته سائرون هم همینطور!:دی
رای من بدون شک سائورون هست.با اینکه شخصیت های منفی دیگر آردا رو هم دوست دارم.اما سائورون رو از همه بیشتر دوست دارم.به نظر من سائورون با وجود اطلاعات زیادی که ازش داریم مجهول ترین شخصیت منفی آردا هست.
گلائرونگ رو انتخاب میکنم چون در شرارت هیچ کم و کاستی نداشت. ولی دلیل مهمتر سروکله زدن و کشته شدن به دست محبوب ازلی و ابدی من در دنیای تالکین می باشد. :| :|
ولی واقعا موندم رو چه حسابی گالوم رو تو ردیف شخصیت های منفی آوردن!!
نه واقعا چرا؟!!!
به نظرت چرااا؟؟؟؟ اصن چرا باید تو شخصیتا مثبت باشه؟؟؟؟
همه ی این شخصیت های بد مورد علاقه ی منن (البته به جز شاه گابلین ها)
بخاطر همین انتخاب سخته اما با این حال من مورگوت و انتخاب می کنم چون سر منشاء همه ی بدی هاست (گرچه شاگردانش رو دستش زدن)
و اینکه بنظرم گالوم همچین بد بدم نبود (یجور دوگانگی شخصیت داشت که توی پانصد سال تنهایی نصیبش شد بخاطر حلقه، تازه زمانی که فرودو باهاش مهربون بود اونم مثبت میشد.)
به نظرت چرااا؟؟؟؟ اصن چرا باید تو شخصیتا مثبت باشه؟؟؟؟
اولا نبودن تو ردیف شخصیت های منفی الزاما به معنی بودن تو شخصیت های مثبت نیست.
دوما مگه به یه آدم روانی میشه گفت شخصیت مثبت داره یا منفی؟!! نمیشه دیگه. آدمی که دو شخصیتی باشه، دائم با خودش حرف بزنه، یه روز یه رفتاری داشته باشه، روز دیگه ش خلافشو رفتار کنه... این آدم نه منفیه، نه مثبت. هم میشه گفت منفیه به خاطر اینکه خباثت حلقه رو به جون خریده بود. هم میشه گفت مثبته چون اگه نبود فرودو تو کوه هلاکت نمیتونست حلقه رو نابود کنه. پس نباید تو این نظرسنجی تو ردیف شخصیت های منفی قرار میگرفت.
اولا نبودن تو ردیف شخصیت های منفی الزاما به معنی بودن تو شخصیت های مثبت نیست.
دوما مگه به یه آدم روانی میشه گفت شخصیت مثبت داره یا منفی؟!! نمیشه دیگه. آدمی که دو شخصیتی باشه، دائم با خودش حرف بزنه، یه روز یه رفتاری داشته باشه، روز دیگه ش خلافشو رفتار کنه... این آدم نه منفیه، نه مثبت. هم میشه گفت منفیه به خاطر اینکه خباثت حلقه رو به جون خریده بود. هم میشه گفت مثبته چون اگه نبود فرودو تو کوه هلاکت نمیتونست حلقه رو نابود کنه. پس نباید تو این نظرسنجی تو ردیف شخصیت های منفی قرار میگرفت.
این نظر شما بود که من هم به نظرتون احترام میزارم ولی اساسا نمیشه گفت چون دو شخصیتیه پس هم مثبت هم منفی......اسمیگل خودش شخصیتی مثبت داشته که از وجود حلقه هم زجر میکشید ...گالوم هم شخصیت منفی بود که مستقیما رو افکار اسمیگل اثرات منفی گذاشت و در نهایت اون رو به یه موجود پلید و منفی تبدیل کرد که حتی میخواست مانع از نابودی حلقه بشه ...پس دیگه اون شخصیت نه چندان مثبت اسمیگل در درونش مشاهده نمیشد........... ماجرای کشوندن فرودو به اون غار عنکبوت یا اون درگیری که سر کوه هنگام نابود کردن حلقه داشت فک کنم دلایل خوبی برای منفی بودن این شخصیت باشه.....
این نظر شما بود که من هم به نظرتون احترام میزارم ولی اساسا نمیشه گفت چون دو شخصیتیه پس هم مثبت هم منفی......اسمیگل خودش شخصیتی مثبت داشته که از وجود حلقه هم زجر میکشید ...گالوم هم شخصیت منفی بود که مستقیما رو افکار اسمیگل اثرات منفی گذاشت و در نهایت اون رو به یه موجود پلید و منفی تبدیل کرد که حتی میخواست مانع از نابودی حلقه بشه ...پس دیگه اون شخصیت نه چندان مثبت اسمیگل در درونش مشاهده نمیشد........... ماجرای کشوندن فرودو به اون غار عنکبوت یا اون درگیری که سر کوه هنگام نابود کردن حلقه داشت فک کنم دلایل خوبی برای منفی بودن این شخصیت باشه.....
درسته. ولی منظور من این نبود که گالوم هم منفیه هم مثبت. همین چیزایی که گفتین دلیلی بر این میشه که گالوم اساسا نه منفیه نه مثبت.
ببینید قضاوت کردن در مورد شخصیت ها، اونم شخصیت های داستانی و به ویژه شخصیتی مثل گالوم به خاطر شرایط خاصی که داشته خیلی سخت و در مواقعی غیر ممکنه. اگر شما به کشوندن فرودو به غار شلوب و ممانعتش از نابودی حلقه اشاره میکنید، منم میتونم به راهنمایی کردن فرودو تو یه مسیر طولانی از کوه های مه آلود تا کوه نابودی اشاره کنم. پس این روی قضیه هم اهمیت کمی نداره. کما اینکه خیلی جاها گالوم با طینت پاک راهنماییشون میکرد. در مورد شخصیتی مثل گالوم (و با اندکی اغماض شخصیتی مثل تورین که تو تاپیک تورینوگرافی در موردش بحث شده) باید سعی کرد که قضاوتی صورت نگیره. مثل گاندالف که در برابر قضاوتی که فرودو توی موریا درباره ی گالوم کرد موضع گرفت و حقیقت بزرگتری رو براش توصیف کرد.
گالوم یه موجود حقیر، تنها، عاری از هر گونه حق انتخابی بود که از اقبال بدش با یک شی وسوسه کننده و ویرانگر روبرو شد. قضاوت در مورد این آدم منتفیه، چه برسه به اینکه بخوایم بگیم منفی بوده یا مثبت.
کاملا با اله ماکیل موافقم.
به فرض گالوم شخصیتی منفی باشه.آیا جنایتی انجام داده؟ آیا علیه جبهه خیر کاری انجام داده؟
مسلماًخیر،پس نیازی نیست در رده شخصیتهای منفی قرارش بدیم.اونم در مقایسه با سائرون و ویچ کینگ.
اگه معیار ما تسلیم شدن در برابر وسوسه حلقه است اونوقت باید ایزیلدور رو هم شخصیتی منفی حساب کنیم.
توی این شخصیت ها من به گولوم علاقه بیشتری دارم. برداشت من از این نظرسنجی برترین شخصیت منفی یا قوی ترین شخصیت منفی نبود چون اگر اینطور میبود نتیجه فرق میکرد. گولوم شخصیت جالب، دوست داشتنی و در عین خال رقت انگیزیه و با بقیه گزینه ها متفاوته. بعد از گولوم از گلائرونگ و اسماگ به دلیل زیرکیشون خوشم میاد. بقیه گزینه ها برام در یه حد هستن تقریبا.
به نظر من بهتره گالوم رو از این لیست حذف کنیم . گالوم بدبختی بود که حلقه ی یگانه گریبانگیرش کرد واونو در آخر به نابودی کشوند.اگر فصل های اول یاران حلقه یادتون باشه گاندولف تاریخچه گالوم رو برای فرودو تشریح می کنه با همچین عباراتی که اون در آغاز از هابیت ها بود وکنجکاو ترین عضو خاندانش به شمار می رفت وبه سرآغاز هر چیزی کنجکاو بود در آبگیر ها وغار ها شیرجه می زد وتا ته هر چیزی می رفت.به خاطر همین خصلت کنجکاوی بود که اسیر و بنده حلقه یگانه شد.
ویچ کینگ!
حتی با ابهت تر از سائورون
توی این شخصیت ها من به گولوم علاقه بیشتری دارم. برداشت من از این نظرسنجی برترین شخصیت منفی یا قوی ترین شخصیت منفی نبود چون اگر اینطور میبود نتیجه فرق میکرد. گولوم شخصیت جالب، دوست داشتنی و در عین خال رقت انگیزیه و با بقیه گزینه ها متفاوته. بعد از گولوم از گلائرونگ و اسماگ به دلیل زیرکیشون خوشم میاد. بقیه گزینه ها برام در یه حد هستن تقریبا.
برداشتت از نظر سنجی درسته و نظر سنجی می خواد محبوبترین شخصیت منفی رو شناسایی کنه . در همین راستا از آوردن گزینه هایی که منفی بودن اما شانس کمی وجود داشت که کسی اونها رو دوست داشته باشه پرهیز کردیم. مثل میم دورف، کارخاروت، مایگلین و ...
همچنین انتخاب قدرتمندترین هم هدف نظر سنجی نیست، هرچند یه نفر میتونه به خاطر قدرت یه شخصیت ازش خوشش بیاد در حالی که فرد دیگه ای میتونه همون شخصیت رو به خاطر زیرکی یا خباثتش دوست داشته باشه .
از گالوم خیلی خوشم میاد... همیشه با وجدانش درگیر بود
خب... الـان سر حوصله نظر کامل خودم رو میگم! اون روز فقط دلم خواست اولین کسی باشم که توی این نظر سنجی پست میذاره و اسم سائورون هم اولین شخصیت دوست داشتنی توی این تاپیک بیاد:|
اونگولیانت: کلـا هر کدوم ازین کاراکتر های منفی، یک روش خاص برای خودشون داشتند جز این اونگولیانت! موجودی که سر چگونگی هستی و نیستی ـش خیلی بحث و ابهام هست... هیچجوری نمیشه قانع شد فازش چیه کلـا! که بشه در موردش تصمیمی گرفت! یک موجودی خیلی جذاب که با شنیدن اسمش برای آدم یک سیاهی مطلق و بی نهایت عمیق تصور میشه و برای خودشه و جز با ملکور با هیچ کس دیگه ای رابطه ای ما ازش نمی بینیم که بتونیم در موردش قضاوت کنیم. براش هیچ فرقی نمی کنه چه اتفاقی داره اطرافش میفته.تنها چیزی که ازش بر ما روشنه و به قطع میشه در موردش نظر داد شرور بودنش هست. یک جایی از داستان میاد و میره و معلوم کردن دقیق اینکه هدف استاد واقعن و آشکارا چی بوده از خلق این اونگولیانت، چندان آسون و البته عاقلـانه نیست. بهر حال در نوع خودش فوق العاده جای تفکر و کیف کردن داره!:دی
ویچ کینگ: دیدنِ اولین بارِ این شخصیت {و رفقا ش البته:دی} خیلی برای من تازه و باحال بود! اینکه لباس بندازی روی خودت در حالی که هیچی نیستی:| ولی در عین حال انقدر ابهت داشته باشی که بازم با وجود هیچی نبودنت هست! خلـاصه که خیلی جالبه... خیلی! بعد یهو میبینی همین جناب هیچی، آخر کار اونطوری میمیره! اصن می میره! همین مردنش کلی فوق العاده اس.
من راستش وقتی سرش رو این ور و اونور دنبال چیزی{مثلـا فرودو} تکون میده بشدت کیف میکنم! یجور خاصی هست که کلمه ای در توصیفش پیدا نکردم تا حالـا...
گلـآ ئرونگ: دوستمون فنگورن، زحمت کشیدن حرفای منو زدن. اینکه هیچجوری تسلیم نشد حتا در آخرین لحظات مرگش هم کم نیاورد و خباثتش اونقدر ملموس و فراگیر و عظیم هست که آدم هوس میکنه اداشو دربیاره!:D البته خب تقریبا تمامی خزنده ها این خاصیت افسون کردن حریف رو با چشماشون دارن. حالـا این یخورده شورشو درآورده:D جثه ی بزرگش هم امکان یک سری توانایی رو بهش داده. مثل خراب کردن پل نارگوتروند. شما هیچجایی نمی بینید این موجود سر خم کنه و جوابی نداشته باشه! حرفایی که میزنه که دیگه هیچی... تک تک کلماتش عالی هستند . ترس و ناامیدی و زیادی بدبختی و فلـاکت، زجر و بن بست و ضعف رو در بالـاترین درجه ی بی نقص بودنش، به حریف منتقل میکنه و هزاران هزار سلـام و تبریک به استاد عظیم شان مون تالکین... :|
مورگوت: برای من جذاب و دوست داشتنی نیست! بهرحال آدم ازش توقع این حرکت های فجیع رو داره و حتا بدترش رو! پلیدی هاش خیلی اعصاب خورد کن هستند بجای جذاب بودن. مثلـا اون دو درخت... یا همین پیگیر شدن مسخره اش برای تصاحب و بعدم نگهداری سیلماریلی... آخه به چه کار تو میان اونها؟؟ تویی که اونقدر از روشنایی فراری بودی! :)
اسماگ: کلـا هیچوقت از اژدها جماعت خوشم نمیومده. اونهمه حرص اعصابمو خورد میکنه. همینطوری بخوابی میون دریای طلـا که چی بشه؟؟ باز اگر یک هدفی چیزی داشت. انقدم میخوابن باز اعصاب خورد کن ـه...
اورک جماعت هم که در برابر این همه غول هیچی نیستن!
سائورون: دلیل واقعیش رو نمیدونم ولی از همون ده سال پیش این هوش و ذکاوت و مکار بودنش منو گرفت! این در تمام مدت فیلم {حالـا غیر اون تیکه ی کوچیک نبرد اتحاد} هیچ اثری ازش نمیبینی در حالی که همه ـش بخاطر همونه! کل بدبختی ها و فلـآکت و بدو بدو کردن ها و ترس ها و زجرها بخاطر همونه اونوقت اصلـا نمیبینیش! اونوقت ببین چقدر قدرتش عظیمه و تسخیر نشدنی و بی حده که غولی مثل شاه جادو پیشه زیر دستشه!
همین ایده ی حلقه ساختنش بشدت برای من باحاله... بعد اینکه دو تا تیکه هم هست خیلی وقتا با خودم تکرارشون میکنم :
... و سائورون آمد. از برج پر صلـابت باراد-دور آمد. اما سپاهی عرضه نکرد.
... اما سائورون ، حلقه یگانه را ساخت. در کوه آتش پنهانی آنرا ساخت. تا بر دیگر حلقه ها حکمرانی کند.
ما حتا بدون خوندن کتاب هم در انتهای سه گانه کمتر متوجه عاقبت سائورون میشیم. کلـا کاراکتر خیلی ظریف و تمیزی از کار دراومده. :|
خسته نباشم:دی
قبل از رفتن به سراغ جواب و توضیحاتم، در باب گولوم چیزی که به نظرم میرسه رو بگم: منفی و مثبت بودن یک تعریفه و هرچیزی میتونه اون تعریف باشه و منظور از شخصیت منفی، یک شخصیت کاملا شیطانی یا خودِ شیطان (با هر نمودی) نیست که مثلا ملکور رو سرآغاز و مبنای دسته بندی قرار بدیم. بلکه وقتی کارهای پلیدی که باعث آسیب مشخص میشن از یک شخصیت سر میزنه و حالا کارهای پلید اون شخصیت بیشتر از خوبی هاش باشن، اونوقته که به صورت Overall ما میگیم اون شخصیت منفی هست و کلا یه قضیه ی نسبیه تا مطلق. خب دیگه داستان سرایی بسه، بریم به سراغ گزینه های نظرسنجی... البته من پست فنگورن رو بسیار دوست دارم :|
وقتی سوال نظرسنجی رو دیدم بدون خوندن اینکه چه گزینه هایی داره دنبال فقط یک مورد بودم، گلائرونگ، خزنده عظیم آنگباند! (کل تایتل هاش رو برندار فنگورن، منم میخواستم :وی) این موجود همه چی داره! تمام خوبی هایی (بدی هایی :|) که توی گزینه ها وجود دارن رو میشه در این شخصیت پیدا کرد. ملکور درسته بذر پلیدی رو کاشت، اما حداکثر کاری که انجام داد چی بود؟ مثلا خیانت اولفانگ و اولدور به الف ها و شکست سنگین نبرد اشک های بی شمار؟ بازم چیزی نیست در برابر کاری که گلائرونگ بر سر هورین و خاندانش آورد، داستان تراژدیکی که براشون ایجاد کرد هیچ همتایی نداره. وقتی که زخم مرگبار خورده بود هنوز آنچنان قدرتی رو داشت که تورین رو با نگاه و خون زهرآگینش آنچنان کوبید که کشته به نظر میرسید، نیه نور رو بیدار کرد و باعث خودکشیش شد، تورین با وجود بیدار شدنش و هورین با وجود آزاد شدنش اونقدر پلیدی عظیمی براشون پیش اومده بود که در نهایت دست از زندگی شستن و نسل سلحشورترین آدمیان فانی از دست رفت... کدوم شخصیت هنگام سقوطش همچین کاری تونسته بکنه؟ موگوتی که وقت سقوطش حتی جرات نکرد بیاد و مبارزه کنه؟ سائورونی که باید 7 سال محاصره میموند و آخرش از روی ناچاری اومد بیرون و با وجود کشتن دو شاه بزرگ نتونست آسیبی که لازم بود رو بزنه و شکست خورد، وقت نبرد دروازه های سیاه هم که نصف موجوداتش رو یجورایی خودش کشت :پی
سائورون، جادوپیشه، اسماگ و کلا شخصیت هایی که توی فیلم ها بودن احتمالا نظربیشتری رو هم به خودشون جلب میکنن اما جادوپیشه به همراه 4 نزگول همراهش میان جلو که یه خنجر بزنن و فرار کنن؟ توی فیلم حالا درسته به دنبال کشتن فرودو بودن و آراگورن میاد شکستشون میده (که البته داستان بدتر میشه :دیــ) اما خب قدرت نزگول براساس ترس هست، چیزی که گلائرونگ نمونه ی بهترش رو داره...
برداشتت از نظر سنجی درسته و نظر سنجی می خواد محبوبترین شخصیت منفی رو شناسایی کنه . در همین راستا از آوردن گزینه هایی که منفی بودن اما شانس کمی وجود داشت که کسی اونها رو دوست داشته باشه پرهیز کردیم. مثل میم دورف، کارخاروت، مایگلین و ...
فنگورن عزیز کنجکاو شدم بدونم چرا برای شاه گابلین ها شانسی رو در نظر گرفتی؟ یعنی چه ویژگی هایی داشت که به نظرت اومد ممکنه محبوب باشه؟ صرفا میخوام نظرتو بدونم برام جالب شد.
دقیقا منم سوال تورو داشتم شهریار شخصیتی مثل کارخاروت به مراتب از شاه گابلین ها واسه این نظرسنجی بهتره البته ممکنه به خاطر فیلم هابیت گذاشته باشن و اینکه اکثر بچه ها از فیلم این شخصیتارو میشناسن
فنگورن عزیز کنجکاو شدم بدونم چرا برای شاه گابلین ها شانسی رو در نظر گرفت؟ یعنی چه ویژگی هایی داشت که به نظرت اومد ممکنه محبوب باشه؟ صرفا میخوام نظرتو بدونم برام جالب شد.
دقیقا منم سوال تورو داشتم شهریار شخصیتی مثل کارخاروت به مراتب از شاه گابلین ها واسه این نظرسنجی بهتره البته ممکنه به خاطر فیلم هابیت گذاشته باشن و اینکه اکثر بچه ها از فیلم این شخصیتارو میشناسن
البته کارخاروت شخصیت کاریزیماتیک تری هست.احتملا ده ها گابلین مثل شاه گابلین ها تو تاریخ آردا وجود داشتن ولی کارخاروت خیلی"خاص"ه.خب به هر حال کسی که دست برن تو شکمشه نمی تونه تو این لیست نباشه!
قبل از رفتن به سراغ جواب و توضیحاتم، در باب گولوم چیزی که به نظرم میرسه رو بگم: منفی و مثبت بودن یک تعریفه و هرچیزی میتونه اون تعریف باشه و منظور از شخصیت منفی، یک شخصیت کاملا شیطانی یا خودِ شیطان (با هر نمودی) نیست که مثلا ملکور رو سرآغاز و مبنای دسته بندی قرار بدیم. بلکه وقتی کارهای پلیدی که باعث آسیب مشخص میشن از یک شخصیت سر میزنه و حالا کارهای پلید اون شخصیت بیشتر از خوبی هاش باشن، اونوقته که به صورت Overall ما میگیم اون شخصیت منفی هست و کلا یه قضیه ی نسبیه تا مطلق. خب دیگه داستان سرایی بسه، بریم به سراغ گزینه های نظرسنجی... البته من پست فنگورن رو بسیار دوست دارم :|
با حرفت مخالفم الوه. اینکه بیایم صرفا از روی کارهایی که یه شخصیت داستانی انجام میده قضاوت کنیم و overall بگیم اون شخصیت منفیه (به خاطر انجام کارهایی که باعث آسیب شدن)، پس میخوام نظرت رو در مورد تورین (ازاین نظر که باعث سقوط نارگوتروند شد)، فئانور (از این نظر که باعث خویشاوند کشی شد)، تین گول (از این نظر که برن رو از سر طمع و حیله روانه ی تانگورودریم کرد) و خیلی های دیگه که میشه مثال زد بدونم.
همینطور با این بخش از حرفات که گفتی کارهای پلیدش بیشتر از خوبی هاش باشن نیز مخالف می باشم. ساده ترین مثالی که الان به ذهنم میرسه از فیلم گلادیاتوره. تو سکانس آخر وقتی ماکسیموس شمشیر سزار رو از دستش میندازه، سزار رو به نگهبانها میکنه و شمشیر میخواد. اونوقت کوئینتوس (همون کسی که باعث دستگیری ژنرال تو اول فیلم شده بود) به نگهبانها دستور میده که کسی شمشیر به سزار نده تا نبرد عادلانه پیش بره و سزار کشته بشه. اگه کسی اون صحنه یادش هست، با وجود تصویری که تو فیلم از کوئینتوس دیده بهم بگه بعد از تموم شدن فیلم حس خوبی نسبت بهش داشته یا حس منفی.
فک نمیکنم کمیت کارهای خوب یا بد باعث بشه ما به شخصیتی بگیم منفی یا بگیم مثبت. وانگهی داریم در مورد موجودی صحبت میکنیم که اصلا توانایی تشخیص صواب از ناصواب رو نداشته. مثل یه موجود مسخ شده ای بوده که چیزی جز عطش و اشتیاق برای داشتن حلقه براش بی معنی بوده. درستش این بود که تو این نظرسنجی به بوته قضاوت کشیده نشه اصلا.
ببینید این که چرا گالوم تو گزینه ها هست واضحه! دقت کنید که "گالوم"تو گزینه هاست نه اسمیگل!گالوم در واقع همون روی پلید اسمیگل هست پس واضحه که یه شخصیت منفی حساب میشه!
ببینید این که چرا گالوم تو گزینه ها هست واضحه! دقت کنید که "گالوم"تو گزینه هاست نه اسمیگل!گالوم در واقع همون روی پلید اسمیگل هست پس واضحه که یه شخصیت منفی حساب میشه!
به نظر شما تفکیک این دو تا از هم ممکنه؟ حتی اگه ممکن باشه قابل قبول هست؟
خوب خود تالکین عملا اینا رو از هم تفکیک کرده! و اگه اشتباه نکنم یه جا میگه اسمیگل _گالوم! ولی به هر حال این موجود عملا دو تا شخصیت مجزاست! و گالوم روی پلیدشه...
کاپیتان عزیز اینکه ما بتونیم برای یک موجود دو جنبه شخصیتی در نظر بگیریم دلیل نمیشه که به وقت قضاوت کردن اونا رو از هم تفکیک کنیم. اگر تالکین چنین عبارتی رو به کار برده منظورش این نبوده که ما هم بین این دو جنبه شخصیتی تفکیک قائل بشیم. بلکه هدف نشون دادن تناقضات شخصیتی این موجود و کشکمکش ابدی بوده که با خودش داشته، نه اینکه ما بیایم بگیم اینجا گالوم اینکارو کرده، اینجا اسمیگل اینکارو کرده. چنین چیزی منطقی نیست. و از طرفی ما اون جذابیتی که شخصیت گالوم از این طریق پیدا کرده رو با لحاظ کردن این تفکیک نه میتونیم لمس کنیم ونه بچشیم. ینی تمام جذابیتی که کاراکتر گالوم داره در اثر این پاردوکس شخصیتی و تناقضیه که درش هست.
من چون کلا عاشق اژدها و موجودات مشابهشون ( مثل دایناسور ها و ...!) هستم واسه همین انتخابم از اول بین اسماگ و گلائرونگ بود. به علاوه اینکه هردوشون باهوش، قدرتمند و حیله گرن که اینا از صفات مورد علاقه من هست! ولی آخر سر اسماگ رو انتخاب کردم و علتش فقط یه چیز بود و اون توانایی پرواز کردن هست که متاسفانه گلائرونگ نداشت و مجبور بود مثل کرم بخزه، وگر نه به اون رای میدادم.
من با کاپیتان کاملا موافقم ...از رفتار یه شخصیت مثبت مثل سم میشه فهمید که سم هم متوجه اون روی پلیدش شده بود......
من با کاپیتان کاملا موافقم ...از رفتار یه شخصیت مثبت مثل سم میشه فهمید که سم هم متوجه اون روی پلیدش شده بود......
خب بازم تکرار میکنم که من منکر وجه پلید شخصیتش نمیشم. اما این وجه پلیدی رو از شخصیت دوگانه و غیرقابل پیش بینی ش "تفکیک" هم نمیکنم. گالوم "یک" موجوده. اینکه قبلا اسمیگل بوده و آدم کنجکاوی بوده الان اصلا اهمیتی نداره. الان ما با یه موجود قابل ترحم و رقت انگیز روبرو هستیم. شاید اگه از خودش بپرسیم، خودش هم متوجه نمیشه که اشتیاقش برای حلقه چه آسیبی ممکنه به سرزمین میانه وارد کنه. چون اصلا به این چیزا فکر نمیکنه. مثل موجودیه که فقط حلقه رو میبینه و دیگه هیچ. مثل اینکه از فرط اشتیاقت به خورشید بهش زل بزنی و در نهایت کور بشی.
در مورد چنین موجودی چطور میشه از پلیدی حرف زد و بهش صفت "منفی بودن" رو اطلاق کرد؟!! پلیدی نیاز به یک پیش زمینه و طراحی کردن خباثت در ضمیر شخص داره. گالوم تمام اعمال و رفتارش ناشی از نیاز به حلقه بوده. خیلی فرق داره تا اینکه بگیم گالوم در صدد استقرار کردن یک شر در اطرافش بوده یا مثلا میخواسته نسبت به اطرافیانش مرتکب پلیدی بشه تا به "نفس" اونها صدمه ای بزنه. وقتی میتونیم به گالوم بگیم منفی که مثلا فرودو حلقه رو خودش به گالوم بده، با اینحال گالوم باز هم در طینتش افکار پلیدی نسبت به اون داشته باشه. مگه وقتی چند صد سال حلقه دستش بوده آزاری از اون به سرزمین میانه رسید؟ مسلما نه.
ایناست که باعث میشه با اطلاق صفت منفی به گالوم مشکل داشته باشم.
چقد حرف زدم!!! :|
در مورد سمه آگول-گولوم هم یه چیزی رو بگم :|
این دو نام یا بخش شخصیتی از هم جدا نیستن و حالت گولوم درواقع نوعی اختلال تجزیه هویت یا اختلال چند شخصیتی (DID) هست که توی این دنیا هم داریم نمونه اش رو به وفور، این دو (چند) حالت شاید دو (چند) بخش باشن اما از هم جدا نیستن...
با حرفت مخالفم الوه. اینکه بیایم صرفا از روی کارهایی که یه شخصیت داستانی انجام میده قضاوت کنیم و overall بگیم اون شخصیت منفیه (به خاطر انجام کارهایی که باعث آسیب شدن)، پس میخوام نظرت رو در مورد تورین (ازاین نظر که باعث سقوط نارگوتروند شد)، فئانور (از این نظر که باعث خویشاوند کشی شد)، تین گول (از این نظر که برن رو از سر طمع و حیله روانه ی تانگورودریم کرد) و خیلی های دیگه که میشه مثال زد بدونم.
همینطور با این بخش از حرفات که گفتی کارهای پلیدش بیشتر از خوبی هاش باشن نیز مخالف می باشم. ساده ترین مثالی که الان به ذهنم میرسه از فیلم گلادیاتوره. تو سکانس آخر وقتی ماکسیموس شمشیر سزار رو از دستش میندازه، سزار رو به نگهبانها میکنه و شمشیر میخواد. اونوقت کوئینتوس (همون کسی که باعث دستگیری ژنرال تو اول فیلم شده بود) به نگهبانها دستور میده که کسی شمشیر به سزار نده تا نبرد عادلانه پیش بره و سزار کشته بشه. اگه کسی اون صحنه یادش هست، با وجود تصویری که تو فیلم از کوئینتوس دیده بهم بگه بعد از تموم شدن فیلم حس خوبی نسبت بهش داشته یا حس منفی.
فک نمیکنم کمیت کارهای خوب یا بد باعث بشه ما به شخصیتی بگیم منفی یا بگیم مثبت. وانگهی داریم در مورد موجودی صحبت میکنیم که اصلا توانایی تشخیص صواب از ناصواب رو نداشته. مثل یه موجود مسخ شده ای بوده که چیزی جز عطش و اشتیاق برای داشتن حلقه براش بی معنی بوده. درستش این بود که تو این نظرسنجی به بوته قضاوت کشیده نشه اصلا.
اتفاقا باید اینطوری قضاوت کنیم :دیــ اگه روی کارهایی که شخصیت انجام میده قضاوت نکنیم، از روی چی قضاوت کنیم؟ از روی Intention ها؟ توی همونم گولوم چیز خوبی نبود. یا نظر نویسنده به تنهایی؟ توی کتاب مثلا گالادریل اینهمه بزرگ و مهم و مفید ازش یاد میشه، اما واقعیتش هیچی نداره و یوگلوک دستاوردهای مهم تری داشته :| همه ی شخصیت ها خاکستری (مخلوط سیاه و سفید، خوب و بد) هستن و حالا این میزان خاکستری بودن بینهایت درجه داره که وقتی درجه ی سیاهی بیشتر از سفیدی بشه، اون شخصیت رو بیشتر منفی میگیریم، مثل یه ترازو. مثال همون قضیه ی کوئینتوس شاید به خاطر اون کارش به نظرم Honorable بیاد و ازش به خوبی یاد کنم اما باعث نمیشه خیانتش رو به ماکسیموس فراموش کنم و بزارم قسر در بره :/ مثلا گربه سان ها با غذاشون بازی میکنن و آخر کار میخورنش، یه دایناسور شاید اینکارو نکنه، اما در نهایت اینها قاتل اون غذاشون هستن (نمیگم چرخه ی طبیعت بد هست یا چیز دیگری، صرفا یه مثال بود :دیــ). اما در مورد سه شخصیت که نظرم رو خواسته بودی
تورین تورامبار: خب کیه که قبول نداشته باشه تورین تورامبار اشتباهاتی رو داشت؟ حالا در جزئیاتش بحث هست اما در کلش نه، در نهایت ولی به خاطر بینهایت کار مفید یا خوبی که کرده، مبارزه هایی که علیه مورگوت کرده، گلائرونگی که کشته، به عنوان یه شخصیت خوب ازش یاد میشه (بازم میگم همه ی شخصیت ها خاکستری هستن و منظور از خوب بودن سفیدی نیست)
فئانور: در مورد فئانور جنون زده و اخلافش که نظر من مشخصه، برن به اورودروین :دیــ توضیحاتش هم توی فروم و به خصوص تاپیک آیا الف ها ترسو هستند موجوده. حالت فئانور خیلی با حالت سارومان شباهت داره، هردوشون رو هم تحسین میکنم از خیلی جهات، خیلی بیشتر از بسیاری از کاراکترهای مثبت داستان. ولی به طور نسبی کارهای مفید و خوبش بیشتر هست و اندکی در نمودار جای متفاوتی به سارومان داره اما اصلا توی دسته ی موجودات خوب جاش نمیدم
تین گول: علت این کاری که گفتید کاملا مشخصه :/ برای فرستادن یه انسان فانی با روی بسیار زیاد به دنبال نخود سیاه بود تا باعث از دست دادن تنها فرزندش نشه و از روی سوگند شتاب زده ای که مجبور بود یاد کنه سر برن رو همونجا جدا نکرد! در عین پلید بودن کارش (که البته کاملا توجیح داره) اما سوگندش رو نشکست! به هرجال برای الف ها علاقه به چیزهایی که دارن غیرقابل توصبف هست و به قول تالکین دوست دارن کیک بخورن اما کیکه همونطوری بمونه و غم از دست دادن تنها فرزندش بینهایت واسش زیاد میشد و میخواست جلوش رو بگیره، خیلی از ما از سر استیصال چه کارها که نمیکنیم... برای این بحث فکر کنم جایی بود که یادم نیست :وی
گولوم کاملا قابلیت تشخیص رو داشت، اما مالکیتش رو بر حلقه با قتل یک آشنا شروع کرد و بیلبو مالکیتش رو با ترحم به یک بیگانه و این باعث فرقشون شد، فرقی که در نهایت بیلبو میتونه از حلقه دل بکنه تا حد بسیار زیادی اما گولوم نمیتونه به هیچ عنوان و حالا این بین نتیجه های پلید میاد، دیگه "فقط" تقصیر حلقه نیست و خود شخص هم خیلی ربط داره به نتیجه ی نهایی
خب وارد بحث گالادریل نمیشم که خلط مبحث نشه!!! :دی
ابتدا به ساکن در مورد intention و مثال هایی که زدیم صحبت میکنیم ، بعد میرسیم به شخصیت گالوم.
عقیده من در مورد اراده و قدرت تصمیم گیری اینه که وقتی نویسنده ای یه شخصیت رو برای ما ترسیم میکنه با تمام ابعادش، مطمئنا به قضاوتی که ما در مورد اون شخصیت میکنیم اهمیت میده. اگر هدفش اصلا چگونگی قضاوت کردن ما نباشه، هیچ اهتمامی در مورد نشون دادن ابعاد شخصیتی افراد داستانش (و اوصاف درونی شون موقع تصمیم گیری ها) نشون نمیده. پس هدفی از اینکار هست. و اون هدف اینه که ما وقتی داریم قضاوت میکنیم به فرض مثال در مورد فلان کار تورین یا جناب خودتون یا قس علی هذا... بدونیم که این آدم در درونیاتش چه ها گذشته که چنین تصمیمی گرفته. در نظر گرفتن این موارد روی قضاوت ما تاثیر خواهد گذاشت. این همون نکته ایه که تو داستان های پیشینیان ما (که در بر دارنده نکات اخلاقی و آموزنده هستن) معمولا جاش خالیه: فلانی فلان کار بد رو کرد، فلانی فلان کار خوب رو کرد؛ پس شما اون کار بد رو نکنین، و این کار خوب رو بکنین. اما وقتی موضوع فراتر از این حرفها میره و شخصیت ها تو ذهن ما دارای شناسنامه و هویت و تاریخچه زندگی میشن، نمیشه و نمیتونیم اراده ها و همون intention ها رو از قضاوتمون کنار بذاریم. چنین قضاوتی نمیتونه درست باشه.
علاوه بر این اگر قرار باشه ما در مورد شخصیت الوه یا تورین یا فئانور (صرفا) بر اساس کارهایی که کردن قضاوت کنیم به نظرت خیلی کار سختی کردیم؟ مسلما تورین در مورد خیره سرانه رفتار کردن در نارگوتروند مقصر، الوه در مورد ترفند زیرکانه ش تو فرستادن برن به مهلکه مقصر، و فئانور در مورد رفتار وحشیانه تو خویشاوند کشی مقصره.
مقصود من از قضاوت کردن، قضاوتی فراتر از اینه که رفتارهای پلید شخصیت رو تو یه کفه، و رفتارهای پسندیده ش رو تو کفه دیگه ترازو بریزیم و ببینیم کدوم کفه سنگین تره و به همون نسبت بگیم شخصیت سیاه، سپید یا خاکستری داره. قضاوت در مورد شخصیته. و شخصیت ورای رفتارها و کردارهاست. قبول دارم که چنین قضاوتی بسیار مشکله. اما درست و منصفانه ست.
یه نگاهی به اساطیر خودمون بندازیم: مگه رستم نمیدونست که قاتل اسفندیار، به نفرین زرتشت و تمام پیروان دین بهی دچار میشه؟ ولی اسفندیار رو کشت و شد قهرمان ملی و شخصیت رستگار شاهنامه. چرا چنین قضاوتی میشه؟ چون نمیشه بحث اراده و درونیات رو از قضاوت درست حذف کرد. همین مسئله در مورد شخصیت های شاهکار تالکین هم صادقه.
اما گالوم؛
صحبت از اراده در مورد گالوم همون جوری که بالا هم گفتم منتفیه. پس به تبع اون صحبت از خباثت و پلیدی هم در موردش موضوعیتی نداره. چون پلیدی بدون قصد و اراده (در قضاوت از جنسی که بالا در موردش صحبت کردم) پلیدی نیست، بلکه غریزه ست. عطش گالوم در مورد حلقه فراتر از اراده ش بود و شکل غریزه به خودش گرفته بود. وقتی از این نظر به موضوع نگاه کنیم میشه نتیجه گرفت که رفتارهای گالوم در راستای نیل به حلقه ناشی از پلیدی و خباثت نبوده. بحث نیش عقربه دیگه!! :دی
مصداقش رو هم گفتم. اگه حلقه رو به دست میاورد فک میکنی چه اتفاقی میفتاد؟ (صرف نظر از نابودی سرزمین میانه. داریم راجع به گالوم حرف میزنیم). صاف می رفت میخزید تو همون غار و تا ابد همونجا میموند. رفتار ممکنه رفتار پلیدی باشه، اما واقعا از نظر تو این "شخصیت" شخصیت پلیدیه؟ یا اوصاف منفی داره؟ همه ما در مورد به خطر افتادن منافع یا چیزی که بسیار بسیار برامون عزیزه و جنون آمیز دوستش داریم ممکنه کارایی بکنیم که روی پلیدی رو هم سفید کنه. اما به ندرت میشه چنین شخصیتی که این رفتار ازش سر میزنه رو پلید قلمداد کرد.
من ملکور رو انتخاب میکنم چون خیلی سرسخته و خیلی نزدیک به شیطان خودمونه و خیلی هم خشنه و نفرینش بر هورین خیلی باحال بود
در هم کوبنده ی پادشاهی آرنور
بزرگ ترین کابوس انسان ها
پادشاه مخوف...
THE WITCH KING
می نویسین شخصیت منفی......بعد هم می نویسین به کدومش علاقه مندیم؟
آدم گیج میشه.
شخصیت منفی یعنی کسی که رفتار و اعمال بر اساس عرفِ انسانی، جزو اخلاق محسوب نمیشه یعنی در حقیقت ضد اخلاقیه.
خیلی موقه ها این شخصیتا قشنگن و خیلیا بهشون علاقه مند میشن.
یه مثال بی ربطش جوکر توی فیلم دارک نایته که من جنازه شم قشنگ.
به نظرم میشه به یه شخصیت منفی هم علاقه مند شد
خب اگه قبول کنی که قدرت جذابه، میتونی به سارونه پلید علاقه مند شی
منم به سائرون دادم.سازنده ی حلقه ی قدرت. معرکه است
منظورم از اینکه گالوم رو انتخاب کردم این نبود که از قیافش خوشم میاد
دلیلش این بود که تالکین این شخصیت رو خیلی خوب کار کرده
گالوم یه شخصیت غنی و پر بار و پر مفهومه از همین گالوم کلی چیز میشه درک کرد
به نظر من تالکین روی گالوم خیلی خوب کار کرده
ای بابا من هرچی فکر میکنم به نتیجه ای نمیرسم. یعنی چی به کدام شخصیت منفی علاقه دارید خب؟!
من به هیچ کدوم ازینا علاقه ندارم...
اما اگر منظور از علاقه صرفا تحسین کردنه مثلا بخاطر هوش و ذکاوت یا این که در منفی بودن خودشون سرآمد روزگار بودن و هیرو بودن به قولی...خب در اون صورت انتخاب هام محدودن به گولوم، سائورون و مورگوت. که خب از این بین هم رذل ترین و مکار ترین بی شک سائورون ـه. و گرچه من هیچ وقت هیچ چیزش رو تحسین نکردم و هیچ علاقه ای هم بهش ندارم اما در منفی بودن سرآمد و هیرو بود نوش جانش که از استادش مورگوت هم زد جلو.
یه مدل دیگه هم میشه به نظرسنجی نگاه کرد این که صرفا بعنوان یک کاراکتر داستانی به کدوم علاقه دارید. خب با این میشه کنار اومد و گزینه هام گولوم، اونگولیانت و سائورونه که باز هم از بین اینا گرچه خیلی به هم نزدیکن اما باز هم به سائورون رای میدم.
به نظرمن سائرون.چون وقتی اسمشو بشنوی اصلا یه شخص مثبتیو تجسم نمیکنی
تیپشم ترسناکه.وکارش یه جوریه هیچ جوره نمیشه حدس زد چی میشه آخرش
بااینکه اطلاعات کمی ازشون دارم اماباهمین حال حتما به نظرم شخصیت منفی سائرونه
خب من اول نمی خواستم این پستو بذارم چون فکر میکردم شاید اسپم محسوب بشه ولی چون دیدم برخی از بچه ها یه سری نظراتشونو گذاشتن،خب منم نوشتم...راستش دوستان با کمال احترام و ادبی که هم واسه نظرات شما وهم طراح این نظرسنجی(فنگورن عزیز)قائلم،ولی باید بگم در دیدگاه اول گزینه ای رو انتخاب نمیکنم چون ذاتا به شخصیت های منفی چه در آردا و چه در جای دیگه ای علاقه ای ندارم که بخوام نظر بدم ولی اگه از دیدگاه دوم به نظر سنجی نگاه کنیم،یعنی کدام یک از شخصیت های منفی آردا را خبیث تر میدانید،در این صورت نظر من روی مورگوثه چون بدون مورگوث سائرونی هم وجود نداشت...
اما در مورد گالوم باید بگم من گالومو کاراکتر منفی نمیدونم،واسشم دلیل دارم،ببینین شما فئانور رو در نظر بگیرین شاید ماجراش شبیه گالوم نباشه ولی کی باعث شد که عزیزترین مخلوق ارو به اون وضع دچار شه و در ادامه برخی از فرزندانش وام دار پدر و اشتباهاتش باشن؟مورگوث.درمورد اسمیگل هم همینو داریم شاید اگه حلقه در دسترس گالوم نبود و روش نفوذ نمی کرد هیچ وقت اسمیگل به اون روز نمی افتاد،ویا حتی در مورد بیلبو،اگه یک رفیق شفیق مثل گاندولف نداشت آیا غیر ممکن بود که بیلبو هم به وضعیت اسمیگل دچار نشه؟ در کل میخوام بگم اگه گالوم یک رفیق مثل گاندالفو داشت شاید الان سرنوشتش خیلی متفاوت بود...
بین همه ی گزینه ها، اونی که تمامی پلیدی ها در وجودش جمع شده و از قدرت هاش به حدکمال استفاده می کنه گلائرونگه به نظر من.
مورگوت و سائورون قراره بدترین های داستان باشن، ولی عملکردشون به حد کافی قوی و ملموس نیست، و خیلی از خودشون ضعف نشون میدن.در حالی که گلائرونگ، بدِ شکست ناپذیره، می میره در حالی که شکست نمی خوره، پلیدیش بی انتهاست، و بسیار عالی هم توصیف شده، شرح کاراش رو که می خوندم انگار اون بلاها داشت سر خودم می اومد. بنابراین اگر پرسش از قوی ترین شخصیت منفی بود بهش رأی می دادم.جذابه اما دوست داشتنی نیس برام.
به اسماگ رأی دادم چون تا حدی اون جذبه و هوش رو داره، اما در عین حال شرح با جزئیات فعالیت های ظالمانه ش! در کتاب نمی یاد، و این موضوع اون رو تبدیل می کنه به قدرتی در گذشته، مثل یه دیکتاتور مخلوع که مستقیماً به خودت بدی نکرده، اثر کاراش رو دیگه نمی بینی و واسه همین حتی اگه ازش بدت بیاد هم یه جورایی جذبش میشی. از همون لحظه ای که از روی گنج بلند میشه، و شاید پیش از اون، می دونیم که اسماگ، بدِ شکست خورده س، و حمله به شهر آخرین تلاش پیش از شکستشه.
جایی که : بیل بو فکر کرد« خیلی طول نمی کشد که گابلین ها دروازه را تصرف می کنند و همه ی مارا از دم تیغ می گذرانند یا می رانند طرف پایین و اسیرمان می کنند.
بعد از این همه مصیبت که پشت سر گذاشته ایم واقعاً آدم گریه اش می گیرد. ترجیح میدادم اسماگ خودمان با همه ی آن گنج کوفتی سرجایش می ماند و دست این موجودات تهوع آور نمی افتاد.»
من کاملاً باهاش هم عقیده بودم. مخصوصاً توی عبارت اسماگ خودمان:دی
نمیدونم چرا گاهی اوقات تاپیک ها تبدیل به نبرد چند سپاه میشن!!!
ولی باید بگم در دیدگاه اول گزینه ای رو انتخاب نمیکنم چون ذاتا به شخصیت های منفی چه در آردا و چه در جای دیگه ای علاقه ای ندارم که بخوام نظر بدم ولی اگه از دیدگاه دوم به نظر سنجی نگاه کنیم،یعنی کدام یک از شخصیت های منفی آردا را خبیث تر میدانید،در این صورت نظر من روی مورگوثه چون بدون مورگوث سائرونی هم وجود نداشت...
خب منظور این نظرسنجی کاملا مشخص هست و دقیق همون سوالی هست که پرسیده شده و به دنبال شخصیت "منفی" هست و نه شخصیت مثبت یا هرچیز دیگه، شما خیلی مهربونید بهشون علاقه ندارید :-? وگرنه برای خیلی هامون کسایی مثل جوکر، لوکی یا هانیبال لکتر جذبه ی خاصی دارن :پی اگه نظرسنجی میخواست برمبنای دیدگاه دوم شما باشه که نیازی به ایجادش نبود، قبلا به عنوان نظرسنجی شماره 27 وجود داشته و میتونید اونجا هم شرکت کنید: https://arda.ir/forum...?showtopic=1157
اما در مورد گالوم باید بگم من گالومو کاراکتر منفی نمیدونم،واسشم دلیل دارم،ببینین شما فئانور رو در نظر بگیرین شاید ماجراش شبیه گالوم نباشه ولی کی باعث شد که عزیزترین مخلوق ارو به اون وضع دچار شه و در ادامه برخی از فرزندانش وام دار پدر و اشتباهاتش باشن؟مورگوث.درمورد اسمیگل هم همینو داریم شاید اگه حلقه در دسترس گالوم نبود و روش نفوذ نمی کرد هیچ وقت اسمیگل به اون روز نمی افتاد،ویا حتی در مورد بیلبو،اگه یک رفیق شفیق مثل گاندولف نداشت آیا غیر ممکن بود که بیلبو هم به وضعیت اسمیگل دچار نشه؟ در کل میخوام بگم اگه گالوم یک رفیق مثل گاندالفو داشت شاید الان سرنوشتش خیلی متفاوت بود...
با شاید و اگر نمیشه تصمیم گرفت، مهم نتیجه هست و در نهایت گولوم اونقدر کارهای پلید انجام میده و پلید شناخته میشه از نظر خیلی هامون. اگه فرض شما رو که اما و اگر باشه بخوایم قبول کنیم، هیچ کاراکتر منفی باقی نمیمونه که :/ اگه ملکور اونطوری تهی وارگی نمیکرد الان هیچ اتفاق بدی نمیوفتاد یا اگه بگیم ملکور به اون صورت نمیشد، سائورون جذبش نمیشد و پلید نمیشد یا... اینطوری که نمیشه همه تبرئه بشن و سائورون میشه آدم خوبه ی داستان @-)
به هرحال بازم میگم. گولوم مالکیت حلقه روبا قتل بهترین دوستش شروع کرد و بیلبو با ترحم به یک شخص ناشناس و این باعث تفاوتشون میشه... اونجا که دیگه گندالف نبود کمکش کنه! اونقدری هم با گندالف نگشته بود که بگیم مثلا روش تاثیر گذاشته
خب منظور این نظرسنجی کاملا مشخص هست و دقیق همون سوالی هست که پرسیده شده و به دنبال شخصیت "منفی" هست و نه شخصیت مثبت یا هرچیز دیگه، شما خیلی مهربونید بهشون علاقه ندارید ~x( وگرنه برای خیلی هامون کسایی مثل جوکر، لوکی یا هانیبال لکتر جذبه ی خاصی دارن :پی اگه نظرسنجی میخواست برمبنای دیدگاه دوم شما باشه که نیازی به ایجادش نبود، قبلا به عنوان نظرسنجی شماره 27 وجود داشته و میتونید اونجا هم شرکت کنید: https://arda.ir/forum...?showtopic=1157
با شاید و اگر نمیشه تصمیم گرفت، مهم نتیجه هست و در نهایت گولوم اونقدر کارهای پلید انجام میده و پلید شناخته میشه از نظر خیلی هامون. اگه فرض شما رو که اما و اگر باشه بخوایم قبول کنیم، هیچ کاراکتر منفی باقی نمیمونه که :/ اگه ملکور اونطوری تهی وارگی نمیکرد الان هیچ اتفاق بدی نمیوفتاد یا اگه بگیم ملکور به اون صورت نمیشد، سائورون جذبش نمیشد و پلید نمیشد یا... اینطوری که نمیشه همه تبرئه بشن و سائورون میشه آدم خوبه ی داستان @-)
به هرحال بازم میگم. گولوم مالکیت حلقه روبا قتل بهترین دوستش شروع کرد و بیلبو با ترحم به یک شخص ناشناس و این باعث تفاوتشون میشه... اونجا که دیگه گندالف نبود کمکش کنه! اونقدری هم با گندالف نگشته بود که بگیم مثلا روش تاثیر گذاشته
حرف شما متین،در مورد اول باید بگم من قبلا نمیدونستم تاپیک خبیث ترین موجود آردا وجود داره،در ثانی خبیث ترین موجود آردا با اینکه کدام یک از شخصیت های منفی آردا خبیث ترند کمی فرق میکنه،مثالی میزنم تا قضیه روشن تر شه:شاید از نظر یکی(خودمو نمیگم ها بد فکر نکنین :دی)مثلا فئانور خبیث به نظر بیاد به خاطر افکاری که القا کرد و باعث خویشاوند کشی شد در صورتی که ما فئانور رو به عنوان کاراکتر منفی نمیشناسیم چون هر چی باشه عزیز ترین مخلوق ارو بوده! اما وقتی که میگیم کدامیک از شخصیت های منفی آردا خبیث ترن قضیه فرق میکنه و سریعا ذهن مخاطب میره سراغ کاراکتر های منفی داستان... :-?
الوه ی عزیز شما میگی با اما و اگر نمیشه تصمیم گرفت و مهم نتیجه است ولی نتیجه طی چه فرآیند هایی به دست میاد؟!در مورد گالوم باید بگم آیا گالوم خودش خواست بد باشه یا یه عامل بیرونی در بد بودنش تاثیر داشت؟مطمئنا عامل بیرونی به عنوان حلقه و وسوسه های بسیار قوی که روی مخاطبش داشت دخیل بوده (دلیل ترحم فرودو و دلسوزیش نسبت به گالوم در فیلم هم همینه و در چند جای فیلم بهش اشاره میکنه)،در صورتی که شما مورگوث رو مثال زدی،آیا مورگوت در منفی شدنش عامل بیرونی تاثیر داشت؟خیر اون خودش خواست که اینطور باشه و همه چیزو واسه خودش میخواست این عامل تحریک نتنها بیرونی نیست بلکه کاملا درونیه و بر میگرده به خود شخص...
مورد بعدی اینکه همونطور که قبلا گفتم قصد مقایسه بیلبو با گالوم رو نداشتم و فقط باب مثال اینو گفتم،ولی شما بیلبو رو در نظر بگیر از قبل از اینکه حلقه به دستش بیوفته کجاها بوده در کنار چه کسانی بوده و چه چیزها که ندیده که همونا باعث عبرت گرفتنش شد،بعد اینکه حلقه به دستش میرسه،خوب میشه گفت بیشتر مواظب بود البته اینو تو پرانتز میگم که بیبلبو استعداد منفی شدنو نداشت ولی گالوم داشت...در ضمن شما ببین همین پلیدی گالوم حاصل از حلقه موجب نابودی حلقه و سائرون شد و به نظرم زیبا ترین جای داستان اینجاست که همین پلیدی موجب نابودی خودش میشه،حالا اگه گالوم آخر ارباب حلقه ها نبود که فرودو هم به سرنوشت ایسیلدور دچار میشد!خلاصه مطلب میخوام اینو بگم گالوم با توجه به مطالبی که گفتم کاراکتر منفی نبوده از اول مثل بقیه شخصیت های منفی...
...با شاید و اگر نمیشه تصمیم گرفت، مهم نتیجه هست و در نهایت گولوم اونقدر کارهای پلید انجام میده و پلید شناخته میشه از نظر خیلی هامون. اگه فرض شما رو که اما و اگر باشه بخوایم قبول کنیم، هیچ کاراکتر منفی باقی نمیمونه که :/ اگه ملکور اونطوری تهی وارگی نمیکرد الان هیچ اتفاق بدی نمیوفتاد یا اگه بگیم ملکور به اون صورت نمیشد، سائورون جذبش نمیشد و پلید نمیشد یا... اینطوری که نمیشه همه تبرئه بشن و سائورون میشه آدم خوبه ی داستان @-)
به هرحال بازم میگم. گولوم مالکیت حلقه روبا قتل بهترین دوستش شروع کرد و بیلبو با ترحم به یک شخص ناشناس و این باعث تفاوتشون میشه... اونجا که دیگه گندالف نبود کمکش کنه! اونقدری هم با گندالف نگشته بود که بگیم مثلا روش تاثیر گذاشته
موافقم. یکی به خاطر همین قضیه ی نحوه ی آغاز مالکیت و دیگه اینکه شخصیتا رو اگه از دیدگاه خودشون قضاوت کنیم همه مثبت می شن. شخصیت منفی رو از روی پی آمد فعالیت هاش و روابطش با دیگران هم می شناسن. گولوم دقیقاً به خاطر تصمیم هایی که گرفت به کاراکتر منفی تبدیل میشه، در مقیاسی کوچکتر از گزینه های دیگه. حالا سرگذشتش، و تحت تأثیر حلقه بودنش اونو قابل ترحم می کنه، قابل ترحم بودن جدای از مثبت بودن یا حتی خاکستری بودنه.حتی توی بحران دوشخصیتیشم، شخصیتِ منفیشه که پیروز میشه.
جادوپیشه خوبه. مرموز و ترسناک.
آقا فقط مورگوث
میدونید چرا؟
رقیبش را درست انتخاب کرد.
در افتادن با ایلوواتار و مایار کار هر کسی نبود. یه تنه جلو یه لشکر وایساد و همه را به سخره گرفت.
موافقم. یکی به خاطر همین قضیه ی نحوه ی آغاز مالکیت و دیگه اینکه شخصیتا رو اگه از دیدگاه خودشون قضاوت کنیم همه مثبت می شن. شخصیت منفی رو از روی پی آمد فعالیت هاش و روابطش با دیگران هم می شناسن. گولوم دقیقاً به خاطر تصمیم هایی که گرفت به کاراکتر منفی تبدیل میشه، در مقیاسی کوچکتر از گزینه های دیگه. حالا سرگذشتش، و تحت تأثیر حلقه بودنش اونو قابل ترحم می کنه، قابل ترحم بودن جدای از مثبت بودن یا حتی خاکستری بودنه.حتی توی بحران دوشخصیتیشم، شخصیتِ منفیشه که پیروز میشه.
تو رو خدا اجازه بدین من دوباره مخالفت کنم.:دی
آخه بر چه اساسی در مورد شخصیت های داستان تالکین میشه گفت "اگر بر اساس دید خودشون قضاوت کنیم همه شخصیت ها مثبت میشن"؟ ما توی دنیای تالکین شخصیت خوب داریم، بد داریم هم داریم. اما شخصیت های خاکستری هم هست. تو پست های قبلیم هم گفتم. من منکر پیامدهای اعمال شخصیت ها نیستم. ولی تاکید میکنم که در مقام قضاوت کردن، "شخصیت مقوله ای ورای رفتارها، کردارها و پیامدهای اونهاست". یعنی نمیشه شخصیت رو صرفا بر اساس رفتارها و پیامدهای رفتارش آنالیز کرد. این مسئله هیچ ارتباطی به شخصیت هایی که منفی هستن نداره. گریما، سارومان، مایگلین، سایروس، کله گورم و خیلی از شخصیت های دیگه، علیرغم جایگاه و نژادی که داشتن در اثر رذایلی مثل حسد، کینه و ... از نظر من شخصیت منفی هستن. صرف نظر از اینکه مثلا با پلیدی جنگیده باشن یا به دشمن تاریک لطمه وارد کرده باشن.دلیلش هم درونیات و ذات این شخصیت هاست.
اما در مورد شخصیت های خاکستری بهتره که چنین قضاوتی نشه. مثل گالوم که اساسا من شخصیت (به معنایی که برای سایر کاراکترهای آردا قائلیم) براش قائل نیستم. کدوم شخصیت؟ ملغمه ای از آشفتگی ذهنی و کشمکش دائمی بین غریزه و طینت پاک رو آخه چه به این حرفا؟!!! این موجود تو دنیای آردا نقش مهمی داشته، قبول. ولی نمیشه قضاوتش کرد. چون خودش توانایی قضاوت کردن در مورد اتفاقاتی که براش افتاده رو نداشته. ما در مورد کسی میتونیم قضاوت کنیم که در موقعیت خاصی خودش قادر به تمیز باشه. بعد ما بیایم بگیم که نه تو اینجا میتونستی این کار رو بکنی ولی نکردی. پس تو موجود پلیدی هستی.
اصلا جای فکر کردن نداره برای من. از شناسم هم کاملا مشخصه به کی رای میدم.
تو رو خدا اجازه بدین من دوباره مخالفت کنم.:دی
آخه بر چه اساسی در مورد شخصیت های داستان تالکین میشه گفت "اگر بر اساس دید خودشون قضاوت کنیم همه شخصیت ها مثبت میشن"؟ ما توی دنیای تالکین شخصیت خوب داریم، بد داریم هم داریم. اما شخصیت های خاکستری هم هست. تو پست های قبلیم هم گفتم. من منکر پیامدهای اعمال شخصیت ها نیستم. ولی تاکید میکنم که در مقام قضاوت کردن، "شخصیت مقوله ای ورای رفتارها، کردارها و پیامدهای اونهاست". یعنی نمیشه شخصیت رو صرفا بر اساس رفتارها و پیامدهای رفتارش آنالیز کرد. این مسئله هیچ ارتباطی به شخصیت هایی که منفی هستن نداره. گریما، سارومان، مایگلین، سایروس، کله گورم و خیلی از شخصیت های دیگه، علیرغم جایگاه و نژادی که داشتن در اثر رذایلی مثل حسد، کینه و ... از نظر من شخصیت منفی هستن. صرف نظر از اینکه مثلا با پلیدی جنگیده باشن یا به دشمن تاریک لطمه وارد کرده باشن.دلیلش هم درونیات و ذات این شخصیت هاست.
اما در مورد شخصیت های خاکستری بهتره که چنین قضاوتی نشه. مثل گالوم که اساسا من شخصیت (به معنایی که برای سایر کاراکترهای آردا قائلیم) براش قائل نیستم. کدوم شخصیت؟ ملغمه ای از آشفتگی ذهنی و کشمکش دائمی بین غریزه و طینت پاک رو آخه چه به این حرفا؟!!! این موجود تو دنیای آردا نقش مهمی داشته، قبول. ولی نمیشه قضاوتش کرد. چون خودش توانایی قضاوت کردن در مورد اتفاقاتی که براش افتاده رو نداشته. ما در مورد کسی میتونیم قضاوت کنیم که در موقعیت خاصی خودش قادر به تمیز باشه. بعد ما بیایم بگیم که نه تو اینجا میتونستی این کار رو بکنی ولی نکردی. پس تو موجود پلیدی هستی.
قضاوت بر اساس دید خود شخصیت ها رو کلی گفتم، نه فقط براساس دنیای تالکین. هر کاراکتری برای تصمیم گیری و به انجام رسوندنش اول حقانیت اون رو برای خودش رو توجیه می کنه. داستایووسکی هم توی جنایت و مکافات و هم تسخیرشدگان به این موضوع اشاره داره. در مورد آردا هم، من خودمو جای ملکور گذاشتم، دیدم کلی حق دارم!
بعد گذاشتم جای سائورون، دیدم با این همه توانایی دارم حیف میشم:دی
این که بخوایم گولوم رو به نوعی مجنون فرض کنیم قابل قبوله، ولی اینطوری نیست که هوشیاریش رو از دست داده باشه، اتفاقا قدرت و سرعت تصمیم گیری بالایی داره. و رذیلتی که به این آشفتگی دچارش کرده طمع بوده، طمع شدیدی که باعث شد به این سرعت جذب حلقه بشه و همون اول یه نفرو بکشه. من هنوزم فکر می کنم همین کافیه که از خاکستری بودن درش بیاره و تبدیلش کنه به موجودیتی که نشه در فهرست کردن کاراکترهای منفی ندیده ش گرفت. هرچند که به اندازه ی دیگران نفرت انگیز نباشه.
قضاوت بر اساس دید خود شخصیت ها رو کلی گفتم، نه فقط براساس دنیای تالکین. هر کاراکتری برای تصمیم گیری و به انجام رسوندنش اول حقانیت اون رو برای خودش رو توجیه می کنه. داستایووسکی هم توی جنایت و مکافات و هم تسخیرشدگان به این موضوع اشاره داره. در مورد آردا هم، من خودمو جای ملکور گذاشتم، دیدم کلی حق دارم!
بعد گذاشتم جای سائورون، دیدم با این همه توانایی دارم حیف میشم:دی
این که بخوایم گولوم رو به نوعی مجنون فرض کنیم قابل قبوله، ولی اینطوری نیست که هوشیاریش رو از دست داده باشه، اتفاقا قدرت و سرعت تصمیم گیری بالایی داره. و رذیلتی که به این آشفتگی دچارش کرده طمع بوده، طمع شدیدی که باعث شد به این سرعت جذب حلقه بشه و همون اول یه نفرو بکشه. من هنوزم فکر می کنم همین کافیه که از خاکستری بودن درش بیاره و تبدیلش کنه به موجودیتی که نشه در فهرست کردن کاراکترهای منفی ندیده ش گرفت. هرچند که به اندازه ی دیگران نفرت انگیز نباشه.
اتفاقا منم نظرم این نبود که بیایم شخصیت ها رو بر اساس دید خودشون قضاوت کنیم. (حرفت راجع به ملکور خیلی باحال بود @-) )
بعضی شخصیت ها رو تالکین طوری توصیف کرده که نه تنها خودشون تو پلیدی و منفی بودنشون شکی ندارن (:دی) بلکه ما هم در مقام قضاوت، برای اینکه بگیم این شخصیت "منفی" هست، دستمون خیلی بازه. مثل مثال هایی که بالا زدم.
من اگر با منفی بودن شخصیت گالوم مخالفم، البته با مثبت بودنشم مخالفم. صحبت از وسوسه کردی، وسوسه ای که منجر به پلیدی شده. اما یه بار مرور کن که چه چیزی باعث وسوسه شده بود؟ یه حلقه؛ حلقه ای که نه تنها اسمیگل، بلکه بزرگان خیلی بزرگی مثل میتراندیر، گالادریل، یا نمونه بارز و مشخصش که یه نجیب زاده شجاع و پاک طینت مثل ایسیلدور در برابرش به چالش کشیده شده بودن. چه انتظاری از یه هافلینگ ماهیگیر داریم؟
صحبت از تصمیم گیری کردی. تو پست های بالاتر هم اشاره کردم. چیزی که حلقه به گالوم بخشیده بود قدرت تصمیم گیری نبود. توانایی واکنش نسبت به خطر افتادن یه غریزه بود. صحبت از سیصد چهارصد سال زندگی انفرادی با حلقه ست.دیگه اراده ای نمیمونه که بخواد منجر به تصمیم گیری بشه.
شاه جادوپیشه:
شخصی که پادشاهی شمال را با خاک یکسان کرد. دروازه ی میناس تریث را از جا کند.برج جادو را بنا ساخت.قدرتمند ترین انسان در کل سرزمین میانه.از بین انسان ها اون قدرتمند ترین و منفور ترین بوده.
اما در بین مایار ها:ساءورون
والار:مورگوت
از اژدهایان هم ماشین سلاخی مورگوت و انتخاب میکنم@-)
در مورد بقیه هم نظر خاصی ندارم.
مسلما سایرون با مکر و حیله اش بهترین شخصت منفی اردا است.
به جد میتونم بگم در حق دشمن تاریک جهان ، مورگوت ، ظلم شده! آخه پلیدی که در همه نیروهای اهریمنی بود ، از اون نشات میگیره. درحالی که سائرون تنها نقش وحش و آنتی کرایست رو داره، مورگوت نقش ابلیس و مار رو داره . پس منفیترین و قوی ترین مورگوت هستش.
به جد میتونم بگم در حق دشمن تاریک جهان ، مورگوت ، ظلم شده! آخه پلیدی که در همه نیروهای اهریمنی بود ، از اون نشات میگیره. درحالی که سائرون تنها نقش وحش و آنتی کرایست رو داره، مورگوت نقش ابلیس و مار رو داره . پس منفیترین و قوی ترین مورگوت هستش.
بحث ابهت و قدرت و پلیدی مطرح نیست.علاقه ملاک هست.به خاطر همین گالوم بیشتر رای آورده @-)
به نظر منم بهترین شخصیت منفی اردا سایرون هست.
من سائورون رو دوست دارم چون جذبه و ابهت خاصی داشت
مورگوت از همشون بدتره. نماد بدیه. همه یه طرف مورگوت هم یه طرف عین بچه های بدی که والدینشون نمیتونه ادبشون کنه حتی ایلوواتار هم نمیتونه ادبش کنه انقدر پر ابهت بود که تالکین قبل مرگش میخواست با آردا برشگردونه اما اجل مهلتش نداد. @};-
بنظرم اسماگ...بقیشون واقعا حریصن...ازشون خوشم نمیاد مخصوصا سایرون و آزوگ...
راستی اسم بولگ هم مینوشتی خوب میشد@};-
فکر کنم سائرون دیگه تموم کرد و بهترین نقش منفی جهانه
1- جسم ندارد
2- نابود نشدنیه
3- خادمین وفاد داردارد
4- خودش خادم است
5- قدرتمندترین
6- ساح مخفی
من اسماگو انتخاب کردم چون واقعا از صحنه های حضورش تو فیلم یا کتاب لذت بردم.ولی مورگوت و سائرونم خوبن.از ویچ کینگم چندان خوشم نمیاد.اصن نقش خاصی نداشت بنظرم
پ.ن:گالم هم دوس دارم ولی بیشتر بدبخته تا بد و خبیث
100%سائرون
به نظر من سائرون بهترين ارباب تاريکه.
درود بر دوستان آردایی
من خودم به شخصه به ملکور علاقه دارم چون اولین خسم آردا ست وسبب به گرد آمدن سائورون و شاه جادوپیشه شد ولی به قول armondo ای کاش بعد از سائورون دوباره از بند رها بشه و دوباره روزی از نو و جنگی از نو شروع می شد و ما حال می کردیم
من بیشتر از این که گولوم رو یه موجود بد فرض کنم اونو یه موجود مظلوم میبینم، آخه مگه بنده خدا چی کار کرده که اونو موجود بد حساب کنیم؟ فراموش کردید ک اگه اون نبود فرودو هرگز به کوه هلاکت نمیرسید و هرگز حلقه هم در آتش نابودی نمی افتاد؟ گولوم یه بیچاره دوست داشتنیه!!
درود بر دوستان آردایی
من خودم به شخصه به ملکور علاقه دارم چون اولین خسم آردا ست وسبب به گرد آمدن سائورون و شاه جادوپیشه شد ولی به قول armondo ای کاش بعد از سائورون دوباره از بند رها بشه و دوباره روزی از نو و جنگی از نو شروع می شد و ما حال می کردیم
آندومیل عزیز، به نظرم اگه میگفتن موثرترین شخصیت بد آردا رو معرفی کن حق با تو بود و استدلالت کاملا منطقی میبود، آما ملکور کجاش شخصیت دوست داشتنی بود؟ اون بود که تمام آردا رو خراب کرد، الف ها رو به ارک و انت ها رو به ترول تبدی کرد، سروده زیبای ایلوتار رو خراب کرد و فینگولفین رو کشت و هورین رو زندانی و نفرین کرد و.............
پ ن: البته اگه ملکور این کارهارو نمیکرد، پس استاد تالکین چی داشت که بنویسه؟
سائرون واقعا باهوش بود . خیلی ازش خوشم میاد .
همه کاراش استراتژیک خاصیداشت هیچ وقت بدونه نقشه و هماهنگی جلو نمیرفت ، فقط یه بدشانسی باعث شد تا حلقشو از دست بده و تازه به نظرم خیلی تیز بود که تونست دو بار از دست سپاه والار فرار کنه و پنهان بشه . و بعد دوباره خودشو به جماعت نشون بده .
نمیدونم اما فکر کنم حتما جنگ جوی خوبی هم بوده که تونسته هم گیل گالاد و هم ارندیل رو شکست بده اونم در نبرد تن به تن .
جادوگر ماهری هم بوده من عاشق اون افسون های پلید و تاریکشم . خیلی دلم میخواست در دنیای آردا بودم و باهاش دوست میشدم و ازش میخواستم این کار ها رو به منم یاد بده . عالی میشد ?
مورگوت هم خیلی برای شکنجه و زجر دادن دشمنش خلاقیت داشت و قویترین آینور بودن کم نیست. موسیقی اینور ها هم که به هم زد و پایان دهنده ی دنیا هم تشریف داره. اولین ارباب تاریکی هم هست. بهش والا ترین دانش ها و قدرت ها هم داده شده بود.همهٔ نیروهای پلید سرزمین میانه از خادمان او به شمار میآیند.و به خاطر گستاخی و نخوت و به خاطر خوار شمردن تمام دیگر موجودات، از شکوه و عظمت سقوط کرد. روحی بود بس تباه و بی رحم، با این حال قدرت او چنان زیاد بود که در اعصار فراموش شده، به جنگ و نبرد و رقابت با مانوی و تمامی والاها پرداخت؛ و طی سالهای طولانی بر بیشتر سرزمینهای میانه تسلط پیدا کرد.
سائرون به خاطر هوش و قدرتش و صد البته عظمتش او فرماندهٔ ارشد مورگوت بود، وی همچنین در تمامی اعمال زیرکانه و اهریمنی مورگوت در سرزمین میانه و فراسوی آن او سهمی بزرگ داشت و در خباثت و پلید در مرتبه بعد از مورگوت بود، زیرا او مدتی دراز نه برای خودش که برای مورگوت خدمت میکرد. با این وجود به سبب قدرت و مقامی که سابقاً نزد آئوله والا (ارباب سابقش) داشت و دانش عظیمی که او از آئوله و مورگوت در باب جادوگری و صناعت آموخت، او تبدیل به بزرگترین خادمان ملکور شد؛ به همین خاطر هم پس از سقوط و بیرون رانده شدن مورگوت از سرزمین میانه، به یک ارباب تاریکی بدل شد و به دنبال او در گرداب تباهی و پلید فرو غلتید. این همه کار کرده!![]()
اسماگ
گالوم
خب مسلما اربابشون مورگوت دیگه . عین سائرون دنبال فتح کردن و حکرانی و از اینجور چیزا نبود ، کلا دنبال تباه کردن و نابود کردن آفریده های والار و ایلوواتار بود . آخه هوشمندانه تره ، اگه برای مثال من دنبال فتح کردن باشم ، مردم خوب زنده میمونن و بالاخره یه روزی شورش میکنن ، اما اگه دنیامو خودم بسازم ، دیگه آدمی نمیمونه ، همه اک و عنکبوت و اژدهان .
در در 5/14/2015 at 11:05 AM، Nienor Niniel گفته است :من اسماگو انتخاب کردم چون واقعا از صحنه های حضورش تو فیلم یا کتاب لذت بردم.ولی مورگوت و سائرونم خوبن.از ویچ کینگم چندان خوشم نمیاد.اصن نقش خاصی نداشت بنظرم
پ.ن:گالم هم دوس دارم ولی بیشتر بدبخته تا بد و خبیث
من به اسماگ رای داده بودم اما الان رایم رو عوض کردم و به گلائورونگ تغییرش دادم. البته جز معدود تغییر نظرای منه. اما فکر می کنم اون موقع هنوز با گلائورونگ آشنا نشده بودم.
من به اژدهایان علاقه ی خاصی دارم. اگه موجودات هوشمندی نباشند و فقط پرواز کنند یا بجنگند که هیچی. اما اگه هوشمند باشند، به خصوص حیله گر هم باشند و حرف هم بزنند، به نظرم دیگه جای بحثی تو ابهت و شوکتشون نمی مونه. البته در مورد گلائورونگ، بال نداشتنش یکم توی ذوق می زنه. اما نمیشه انکار کرد که این پدر اژدهایان دنیای تالکین، از نظر هوش و حیله گری، ده تای اسماگ رو توی جیبش می ذاره. اصلا موجودیه که من به شخصه هم ازش متنفرم هم عاشقشم. خودم هم نمی دونم باید ازش بدم بیاد که چنین بلاهایی سر خاندان هورین آورد یا تحسینش کنم که چقدر زیرکانه منحرفشون کرد. همین پارادوکس برام فوق العاده جذابش کرده.
گلائورونگ روحی از مورگوت رو داره و شاید بعضی ها بگن این ها کارهای خود مورگوت بوده. اما به نظر من مورگوت هم کمی تک بعدی بود و نمی تونست به خودی خود، اینطور تورین رو بازی بده. برای همین یه اسلحه رو وارد کار کرد و اون اسلحه گلائورونگ بود. گلائورونگی که یه ورود فوق العاده داره. شاید بقیه هم مثل من انتظار نداشتند اصلا حرف بزنه. یا گفتند فوقش تورین رو یه لقمه می کنه و تمام. اما دیدیم که نه تنها حرف می زنه، بلکه حرف هاش از کلی نیش و زهر هم موثرترند![]()
بگذریم از جادوی چشم هاش که به شخصه، اون لحظه مثل خود تورین خشک شده بودم :دی جدا از این، انگار هیچکس هم راه فراری از دستش نداره. هر جا که قصد کرد یکی رو. فریب بده (حتی تورین رو) فریب داد و طرف مقابل هیچ کاری نتونست بکنه. هر جا خواست طرف دیوانه بشه، شد. و هر جا اراده کرد طرف نتونه به خودش تکون بده، موثر بود.
اسپویل برای دوستانی که سیلماریلیون یا فرزندان هورین رو نخوندند :دی
به نظر من اوج کار گلائورونگ و اوج خباثتش، اونجاییه که در حال مرگه و نیه نور رو می بینه. با وجودی که چند دقیقه یا شاید چند لحظه بیشتر به مرگش نمونده، انگار تشنه ی اینه که زهرش رو بریزه و بعد بمیره. و چه زهری هم می ریزه!
نقل قولبه به، نیه نور، دختر هورین. ما در آخرین دم باز به هم برخوردیم. تو را شادباش می گویم که سرانجام برادرت را یافتی. و اینک او را بازخواهی شناخت: سپوزنده در تاریکی، ریاکار با دشمنان، بی وفا با دوستان، نفرین خویشان، تورین پسر هورین! اما بدترین کردار او را در اندرون خود می یابی.
اینجا عملا میاد بدترین دید رو از خصایص تورین، به نیه نور میده و چیزهایی که عین حقیقت هستند رو به سیاه ترین شکل ممکن، بازگو می کنه. اوج کنایه و بد ذاتی
و نیه نور بعد این حرف ها اگه اون عکس العمل رو نداشت کم لطفی هم کرده بود :دی
تمام این دلایل از گلائورونگ برای من یه شخصیت خیلی جذاب می سازه که با احترام به اسماگ و سائورون و سارومان و مورگوت (خلاصه بزرگان جمع) بهترین گزینه می دونمش.
شاه جادو پیشه آنگمار: سخته انتخاب بین شاه جادوپیشه آنگمار و سائورون. دو شخصیت سیاس و مکار دنیای تالکین . ولی شاه جادوپیشه آنگمار قهقهه اش وقتی که اسب ائارنور رم می کنه جالبه و به خوبی شخصیت مهیبشو نشون میده. نمونه دیگرش برخوردش با گندالف در بازگشت پادشاه که دیالوگ قدرتمندی رو خطاب به گندالف میگه: پیر ابله!پیر ابله! ساعت من فرارسیده است .به هنگام دیدن مرگ آنرا نمی شناسی؟اکنون بمیر و بیهوده دشنام بگوی.و با گفتن این شمشیرش را بالا برد و شعله ها از تیغ پایین جست. این طنز سیاه که در پس پرده ای از خشونت و وحشته جالبه.
سائورون: یه صحبت مختصر نمی تونه به خوبی زوایای این شخصیت رو نشون بده. اگه بخوام مقایسه ای داشته باشم سائورون رو مشابه رستم دستان در شاهنامه فردوسی می دونم به خاطر همین سائورون رو بزرگترین شخصیت منفی، بزرگترین شخصیت و محور داستان های حول محور دنیای آردا می دونم.
اسمیگل: تقابل دو وجه شخصیت متضاد اسمیگل و اوج و فردوهایی که این شخصیت داره جالبه. وجود اسمیگل با اینکه در هابیت خیلی نیست ولی همون مقدار حضور هم کلیدی و براش معرفی خوبیه تا شاهد حضور این شخصیت در ارباب حلقه ها باشیم. در ارباب حلقه ها اسمیگل از شخصیت های محوریه که بسیار خوب پرداخت شده.
نمی دونم شخصیت منفی حساب میشه یا نه ولی من به بالروگ
علاقه دارم. تا جایی که فکر می کردم سارون قبلا یه بالروگ بوده. بعد فهمیدم هر دوی اونا مایاهای جدا بودن
سایرون بالروگ بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در 40 دقیقه قبل، 6lord majid6 گفته است :سایرون بالروگ بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خیر نبوده، فقط چون می تونسته از آتش استفاده های زیادی بکنه و انسان نبوده من فکر می کردم بالروگ بوده. بعد فهمیدم اشتباه می کردم
گالوم
دلم ب حالش میسوزه یه جورایی
از مدل حرف زدنشم خوشم میاد ![]()