نظرسنجی 55: به نظر شما شوربخت ترین شخص در سرزمین میانه کیست؟

تعداد پست‌ها: 62

نظر سنجی 55:

به نظر شما شوربخت ترین شخص در سرزمین میانه کیست؟

1- هورین تالیون

2-دنه تور کارگزار گوندور

3-گولوم

4-فین دویلاس

5-برومیر

6-نیه نور

7-سایروس

8-گورباگ

9-ایسیلدور

10-به لگ

11-گریما

12-میم دورف

13-فئانور

14-تورین تورامبار

15-سایر

لطفا نظرتون رو در مورد گزینه ها بیان کنید.

در صورتی که به گزینه سایر رای می دهید حتما نام فرد منتخب خود را در این تاپیک بنویسید.

این نظر سنجی توسط LObeLia طراحی شده .

از بالا فقط دنبال یک گزینه بودم. اومدم اومدم تا رسیدم به یکی مونده به آخرین گزینه. تورین تورامبار

ارباب تقدیر ها که تقدیر بر او ارباب شد...

این بار هیچ مقایسه ای وجود نخواهد داشت. همه چیز کاملا روشنه. تمام دیگر گزینه ها روزگاران سعادت بخشی رو در زندگیشون تجربه کردند. اما چه کسی میتونه زیر سایه سنگین نفرین تواناترین آینور طالع سعد داشته باشه؟! سعادت زیر این سایه بی معنیه.

بعضی از گزینه ها که مستقیم اشتباهات خودشون، خود سری ها و کله شقی هاشون، بد جنسی ها و ذات پلید خودشون باعث سرنوشت بدشون شد. فئانور، میم دورف، دنه تور از این دسته اند. اونا از نظر من کاملا مردود هستند و در میان گزینه ها جایی ندارند. بر عکس بعضی ها بنظرم زندگی شرافتمندانه ای داشتند و با افتخار زندگی کردند، بورومیر از جمله آن هاست. درسته غریب کشته شد اما روزگار پر سعادتی رو داشت.

اما در این میان، تورین تورامبار بود که پنجه در پنجه ی تقدیر سیاهش شد. و هر کس که در ارتباط با او بود. هورین و فین دویلاس و به لگ. تورین تورامبار تنها گزینه ایه که از بدو تولد زیر سایه شوربختی خودش قرار داشت. که با مرگ لالایت شروع شد... :D اسم لالایت که میاد دلم می لرزه... :| بقیه شو اکثرا میدونید دیگه منو از بازگو کردنش معاف کنید...

انتخاب زیاد سخت نیست. مطمئنا انتخابم بین هورین و تورین بود. بقیه اصلا در نزدیکی اینها نیستن. بین این دو هم تورین بدبخت تر بود. هورین تقاص کرده خودش رو پس میداد اما تورین چی؟ حتی مسبب شروع بدبختی هاش هم نبود.

پ.ن:

گورباگ چیه این وسط؟ نکنه منظور گورلیم شوربخت بوده؟

ممنون بابت این نظر سنجی

منم بی معطلی به تورین تورامبار رای دادم.

سپوزنده در تاریکی، ریاکار با دشمنان، بی وفا با دوستان، نفرین خویشان! آ تورین تورامبار تورون آمبارتانن!

گورباگ یه اورک بود از کیریٍٍث اونگول. گورلیم هم که از یاران باراهیر بود و ملقب به شور بخت. تعجب کردم توی گزینه ها ندیدمش.

خوشحالم که به تورین رای میدید چه که مهر تاییدی هستش به رنج و عذابش و این رنج و عذاب مایه تسلی منه . اما افسوس که انقدری که باید زجر نکشید و مجبورم به گالوم رای بدم .

تورین کودکی خوبی داشت، نوجوانی و اوایل جوانی رو هم تو بهترین جای بلریاند بزرگ شد و بهترین و ماهر ترین الف دوست و معلمش شد، لذت دوست داشتن و دوست داشته شدن رو چشید و هر عذابی که کشید برای مدت چند سال بود که به نسبت خیلی زود گذشت و مرد .

به نظرم شکنجه هایی که هورین سالهای سال در بارگاه مورگوت تجربه کرد به مراتب بارها و بارها بدتر از تمام شوربختی های تورین بود.

گزینه های دنتور، برومیر، سایروس، ایزیلدور و به لگ به نظرم اصلا بدبخت نیستن ! شاید سرانجام همشون تلخ بوده باشه اما عاقبت خیلی ها در جنگ همینه، مرگ !

گورباگ یه جورایی به نظرم نماینده اورک هاست که اصلا اورک بودنشون و بودنشون شور بختیه !

و اما گالوم ! این موجود حقیر که صدها سال در رنج و کشمش حلقه گرفتار بود، گناه قتل همنوع رو به دوش میکشید و به شیئی عشق میورزید که ازش متنفر بود ! زندگیش هیچ افتخاری نداشت و عذاب و دردش سالیان بسیاری به طول انجامید .

هورین تالیون:امارت؛اروییش خیلی بدبخت بود . سال ها بشینی یه جا نابودی خانواده ت رو ببینی.واقعا سخت و عذاب آوره هر کس دیگه جز هورین تالیون بود نمیتونست تحمل کنه

دنه تور :نه آقا کجاش شور بخت بود. همچین یه ذره تعادل روانی نداشت فقط:D

گولوم: نه ...فکر نمیکنم اونقدار هم شوربخت باشه

فین دویلاس : سرنوشتش دل هر کسی رو به درد میاره ولی فقط مرگش دردناک بود.تا قبل از این که تورین مثل بلای آسمانی بر سرش نازل بشه راحت زندگیشو میکرد :دی

نیه نور: شوربخت بود ولی نه به اندازه ی برادرش:D

بورومیر: نه ...شوربخت نبود .خب میشه گفت تقاص کاری که کرد رو پس داد

سایروس: آخه بدبخت! الفم ایقدر حسود؟ :دی

گورباگ: نوچ

ایسیلدور: نجیب زاده ی نومه نور دیده !تازه بعدشم که اومد سرزمین میانه پادشاه شد! ابدا"

به لگ: :| بدست کسی که جای پسرش بود کشته شد.ولی بازم قبلش زندگی خوبی داشت

گریما: بعد از فارامیر تو سری خور ترین بود فکر میکنم .ولی شوربخت نبود

میم دورف: شوربخت کننده نه شور شور بخت :D

فئانور: کله شقی ش کار دستش داد وگرنه خیلی هم خوشبخت بود .توانا ترین الف ...

تورین تورامبار: صد در صد شوربخت ترین سیه تیغ سیه فرجامه . این بیچاره تا چشم باز کرد فلاکت و بدبختی بر سرش نازل شد.اون از دوارن کودکیش که زیر سایه جنگ و ترس از اسارت و دوری از مادرش سپری شد اون از جوانیش که از بخت بد و گلائرونگ ناباب زد رفیقشو کشت و الف بانوی مردمو به کشتن داد و مسبب نابودی نارگوتروند شد آخر عمری هم که اوج بدبیاریش بود بیچاره .اومد زن بگیره دید آبجیشه :| نه تنها شوربخت ترین در سرزمین میانه بلکه شوربخت ترین شخصیت تو کل داستاناییه که تا حالا خوندم .روحش شاد و یادش گرامی باد :دی

خب...

با یه مرور خیلی ساده توی سرنوشت هر یک از شخصیت ها، رسیدم به این نتیجه که کیه بدبخت تر از گولوم؟؟ {بر وزن نامادری سفیدبرفی خطاب به آیینه: کیه زیباتر از من در دنیا؟}

کسانی مثل برومیر، ایسیلدور،به لگ حامل افتخارا زیادی و نام و نشان آبرومندی توی مدت زندگیشون بودند. افتخاراتی که حتا تا سالها بعد از مرگشون هم باعث شده بود اسمشون با خوبی و نیکی برده بشه. هم اینکه در طول زندگی، توی ناز و نعمت بودند و اون اخرای کار دیگه کمی تقدیر بهشون سخت گرفت.

دنه تور، سالهای زیادی گوندور رو در اختیارش گذاشته بودن و توی نعمت حکمرانی میکرد. اون مدت کوتاه اواخر عمرش هم با اختیار خودش گرفتار سائرون و مکرش شد.و اتفاقا حقش بود اون مرگ ننگین!

نیه نور گرچه مرگ دردناکی داشت اما سختی زندگیش مال3/4 سال آخر عمرش و مخصوصا یک سال آخر بود. قبلش که توی دوریات با چه احترامی زندگی میکرد .

فین دویلـاس هم گرچه ناجوانردانه و مطلومانه تلف شد اما بازم سالهای درازی با عنوان شاهزاده و نجیب زاده ی نارگوتروند خوش بود...

فئانور، کاشته ی خودش رو برداشت کرد! اتفاقا خیلی ام مغرور بود که انقد قدرتمند و محبوبه! انقد هنرمند و ماهره! پسرایی داشت که بخاطرش جونشون رو گذاشتند.

اما چطور میشه حتا یک کلمه از گولوم شوربختِ فلک زده، با خوشی سخن گفت؟؟ نه تنها تموم تن و روانش آلوده و در رنج عزیزززش بود، که هیچوقت هم نتونست ازش لذت ببره. عاشقش بود و در عین حال چقد متنفر! و این دو احساس متضاد جونشو کم کرده بود. توی این رنج بیش از 500 سال زجر کشید. ظاهرش تبدیل شد به یک حیوون نحیف و منزجر کننده که نه تنها چندش آور بود بلکه چنان مظلومیتی زاده ی سرنوشت غمبارش توی چشماش بود، که نه سم و نه فرودو و نه بیلو هیچکدوم نتونستن آسیبی بهش برسونن... واقعن نمیشه جمله ای مسرت بخش از زندگی این موجود بیچاره گفت. در آخر هم که واقعن بد مُرد!

تورین سالهای بسیاری و تقریبا دو دهه از زندگیش رو مثل یه شاهزاده زندگی کرد. و خب فقط یک دهه از عمرش رو زجر کشید. {البته ناگفته نمونه که اون موقعی که توی دوریات و در جوار ملیان و الوه بود، همش ذهنش پیش مادر و خواهرش بود.} خیلی زود هم مرگ سراغش اومد! یعنی خودش سراغ مرگ رفت.

هورین که من میگم بازم بدبخت تر از پسرش بود! 28 سال با چشم و گوش مورگوت زنده بودن! کم نیست... ولی بازم اونم ناکام نمرد.

پ.ن:

همونطور که arven گفت، گورباگ نماینده ی نژاد اورک هست. که خب سرنوشت ناخواسته ای براشون تحمیل شد و بدترین چیزی که ممکن بود براش رقم خورد! چیزی شبیه تقدیر گولوم.

نه آقا گورلیم چیه!! یعنی انقد گیجم که این دو تا رو اشتباه بگیرم؟؟؟! :D

ممنون از این نظر سنجی جالب.البته زیاد جای بحثی نداره بیشتر به نظرات شخصی بستگی داره:

1-هورین:انتخاب بنده :D (اسمایل گفتن ب بسم الله)

خدا هیچ بدبخت مادر مرده ای رو رو به بدبختی هورین نندازه.فقط فجایع غیر قابل وصف نبرد اشکها ی بی شمار کافیه که جایگاه خوبی تو این لیست داشته باشه...حالا سالها اسارت و شکنجه روحی و روانی،تماشای مرگ فجیع عزیز ترین افراد زندگیش و باقی ماجرا به کنار.

2-دنه تور:اگه شوربختی هم داشت تقصیر خودش بود!

3-گالوم:شوربخت که بود ولی حداقل روحش میتونه خوشحال باشه که همراه"عزیزیش"جان به جان آفرین تسلیم کرد:دی

4-فین دوئلاس:از شاهکار های جناب تورامبار :| دختر مردمو بدبخت کرد رفت

5-نیه نور:ممکن نیست از خانواده هورین باشید و شوربخت نباشید!

6-سایروس:بدون شک اگه بخوام بمیرم مرگ شیوه سایروس جز انتخاب های اولم نیست!به غیر از چند روز آخر زندگی بدی هم نداشت

7-گورباگ:کلا اورک ها از روز تولد بدبختن ولی خب در بین این بزرگان...

8-ایزیلدور:نمونه بارزهمه چیز داشت به خوبی و خوشی پیش می رفت که یکدفعه...

9-به لگ:یعنی تورین نبود این لیست اصلا پر و پیمان نمی شد.کلا هر جا پا می ذاشت یه بدبختی به جمع بدبختان اضافه میشد.این الف هم نمونه خوبیه

10-تورین تورامبار:فقط پدرش می تونست تو شوربختی باهاش رقابت کنه :D

یه جورایی میشه اثر حلقه روی گولوم رو با اثر نفرین مورگوت روی خانواده هورین بخصوص تورین مقایسه کرد. اما واقعا نفرین مورگوت کجا و قدرت سائورون و حلقه ـش کجا! نمیگم گولوم شوربخت نیست چرا اتفاقا همونطور که دوستان گفتن عاشق چیزی بود که ازش متنفر بود اما تمام بد بختی هاش منتهی میشد به حلقه. اما تورین؟! فین دویلاس بود نیه نور بود به لگ بود، قلبا مایل نبود اتفاقی بیوفته اما میوفتاد، اما گولوم قلبش فاسد شده بود و دیگه به اختیار خودش نبود و به اصطلاح حرجی برش نبود. گولوم سوءنیت داشت اما تورین؟! بنظر من نه...

به نظرم شکنجه هایی که هورین سالهای سال در بارگاه مورگوت تجربه کرد به مراتب بارها و بارها بدتر از تمام شوربختی های تورین بود.

نمیشه گفت. دردی که تورین کشیده هم خیلی بیشتر از هورین بوده اما کمتر هم نبوده. با حسن نیت میرفت خرابی به بار میومد و عزیزانش رو از دست می داد. هم هورین و هم تورین بدبختی عزیزانشون رو دیدن و چشیدن.

اولش میخواستم به تورین تورانبار رای بدم ... ولی بعدش دیدم اونقدر ها هم شوربخت نبوده تورین... چون اگه شوربختی رو هم معنی با بدشانسی بذاریم، بنظرم خیلی هم مرد خوش شانسی بوده! چون : هم از لحاظ تبار اشرافی و هم از لحاظ سیمای زیبا و قد و قامت کم نظیر و قدرت و هوش مثال زدنی که داشته و بزرگ شدن تحت حمایت و آموزش های شاه الف های بلریاند، خیلی خیلی خوش شانس بشمار میاد! همه آرزوی همچین شرایطی رو دارن... حالا اینکه زندگی چه به سرش آورد، همش تقصیر خودش و خودخواهی هاش بود و نه چیز دیگه...

واسه همین رایم رو به گالم دادم که یک هابیت ساده و کمی کنجکاو بوده که واقعا از روی بدشانسی و بداقبالی به دام بزرگترین فتنه ی خطه ی میانی گرفتار شد کل عمر درازش به عذاب و رنج و حسرت و شرارت گذشت در نهایت هم به طرز فجیع نابود شد...

یه جورایی میشه اثر حلقه روی گولوم رو با اثر نفرین مورگوت روی خانواده هورین بخصوص تورین مقایسه کرد. اما واقعا نفرین مورگوت کجا و قدرت سائورون و حلقه ـش کجا! نمیگم گولوم شوربخت نیست چرا اتفاقا همونطور که دوستان گفتن عاشق چیزی بود که ازش متنفر بود اما تمام بد بختی هاش منتهی میشد به حلقه. اما تورین؟! فین دویلاس بود نیه نور بود به لگ بود، قلبا مایل نبود اتفاقی بیوفته اما میوفتاد، اما گولوم قلبش فاسد شده بود و دیگه به اختیار خودش نبود و به اصطلاح حرجی برش نبود. گولوم سوءنیت داشت اما تورین؟! بنظر من نه...

نه نه نه...! :D

تورین عقلش سر جاش بود. محبوب بود. ظاهرش خیلی جذاب بود. هیچی کم نداشت. خود سری کرد و از دوریات زد بیرون و بدنبالش از سایروس گرفته تا کشتن خودش، همش از روی کله شقی ای اتفاق افتاد که در برابر الوه کرد. تورین خیلی جاها خودخواسته رفت به استقبال شوربختی. ببین تورین اختیار داشت. خودش راه خودشو انتخاب میکرد. خودش گاهی دست میذاشت روی قلبش تا زیادی نخواد. خودش خواست تا خیلی اتفاقت براش بیفته. این اختیار داشتن و نداشتن خیلی مهمه. هم بدبختیه و هم خوشبختی.

گولوم بیچاره از لحظه ای که چشمش به شرور ترین تیکه ی سرزمین میانه افتاد، دیگه عقلش زایل شد. دیگه از خودش اراده نداشت. نخواست و به سرش اومد. از خودش متنفر بود اما مجبور بود خودشو تحمل کنه. اونم نه مثل تورین که فقط 30 سال طول کشید که صدها سال!

غم و اندوه و درد یه چیزه و غلتیدن ناخواسته توی ورطه ی اراده ی شوم کسی دیگه جز خودت، یه چیز!

درسته،تورین هر نفسش زیر چتر نحسیه نفرین مورگوت بود اما باز هم به قول فینرود انسانها توانایی تغییر سرنوشت خودشونو دارن. میتونن فرار کنن. تورین از همین قسمتی که خودت گفتی نیت بد ندشت یعنی که خودش بود و سر پا! نفرین مورگوت، فقط چتری بود که تورین زیرش زندگی میرد اما اراده ی سائرون تموم لباس و پوششی بود که گولوم بر سرتا سر تنش کشیده بود. و با اون لباس هویت گرفته بود.

همین دیگه. درست میگی. منم حرفم همینه. که این که اختیار داشته باشی و کاری رو با حسن نیت انجام بدی و نتیجه بد برات بیاره بنظر من شوربختی بیشتریه تا این که تحت اراده شخص یا شی دیگه ای کاری رو از روی سوءنیت انجام بده و خب نتیجش هم بد باشه...بنظر من هم حتی کشتن دوستش به اختیار و با انتخاب و اراده خودش نبوده وگرنه مطمئن باشید پشیمونی و تیره بختی که باهاش مواجه میشد بسیار بیشتر از اینی بود که در کتاب ها میاد.

دوباره هم میگم! :D

نخواست و به سرش اومد. این شوربختیه. اما بخوای به سرت نیاد و به سرت بیاد بنظر من شوربختی بیشتریه و بدتریه.

خیلی اثر حلقه بر گولوم با اثر نفرین مورگوت بر زندگی تورین شبیهه. مثلا همین که هیچ کدوم رو توان گریز نبود. میدیدی که تورین هرجا هم که میخواست فرار کنه باز با تقدیر مواجه میشد...

در کل میگم هر دو شوربخت بودند اما بنظر من شوربختی تورین بیشتر و بدتر بود.

دورد بر دوستان

نظر سنجی جالبی هستش و لازمه ی یک بحث طولانی :D

من اول تورین رو انتخاب کردم اما بعدا منصرف شدم و بیشتر به گزینه گالم کشیده شدم :|

دلایلی رو که شیرین گفت جالب بود اما اون چیزی که مد نظر من بود نیست :D

مد نظر من این نقل و قولی از تور هست

یه جورایی میشه اثر حلقه روی گولوم رو با اثر نفرین مورگوت روی خانواده هورین بخصوص تورین مقایسه کرد. اما واقعا نفرین مورگوت کجا و قدرت سائورون و حلقه ـش کجا! نمیگم گولوم شوربخت نیست چرا اتفاقا همونطور که دوستان گفتن عاشق چیزی بود که ازش متنفر بود اما تمام بد بختی هاش منتهی میشد به حلقه

این قضیه نفرین این وسط کار من رو خراب می کنه :D

اگه بگیم نفرین مورگوث قوی تر باشه اون وقت باید گزینه ی نیه نور رو هم وسط بکشیم و اون رو هم لحاظ کنیم

از اون طرف اگه باز نفرین رو در نظر بگیریم فئانور رو هم باید در نظر گرفت اون هم نفرن شد به گونه ای

و حالا باید ببینیم اثرات کدوم نفرین قوی تر هستند

فئانور خودش باعث ایجاد این نفرین شد و تورین هم تو تقدیرش نوشته شده بود و هر کاری می کرد نمی شد کاریش کرد اما این وسط گالم شاید گزینه ی وسوسه انگیزی باشه که از بخت بدش به حلقه بر می خوره و ....

پ.ن :

تو این وسط الوه هم شاید گزینه ی جالبی بود که می تونست وجود داشته باشه

نخواست و به سرش اومد. این شوربختیه. اما بخوای به سرت نیاد و به سرت بیاد بنظر من شوربختی بیشتریه و بدتریه.

خیلی اثر حلقه بر گولوم با اثر نفرین مورگوت بر زندگی تورین شبیهه. مثلا همین که هیچ کدوم رو توان گریز نبود. میدیدی که تورین هرجا هم که میخواست فرار کنه باز با تقدیر مواجه میشد...

جمله ی اولت رو جواب دادم توی پست قبلیم:

نفرین مورگوت، فقط چتری بود که تورین زیرش زندگی میکرد اما اراده ی سائرون تموم لباس و پوششی بود که گولوم بر سرتا سر تنش کشیده بود. و با اون لباس هویت گرفته بود.

هم اینکه تورین تا آخرین لحظه زندگیش، با آگاهی راهش رو انتخاب میکرد. متوجه بود داره چیکار میکنه. کلی افتخارات کسب کرد!

اما اینکه اتفاقی باعث بشه تو شخصیتت عوض بشه و یکی دیگه باشی و بی اراده تابع هوسی تمام نشدنی باشی، خیلی رقت بار تر از افتادن توی دام انتخاب های خودت هست.اونجا میگی مقصر خودمم. خودم حرف ملیان و الوه رو گوش نکردم.خودم عجولـانه به لگ رو کشتم. خودم فلـان...

اما اینجا داری بدون اینکه بخوای رنج صدها سال بردگی شرورترین اراده رو میکنی اونم با هویتی که دست خورده! هویتی که زیر بارِش، مجبوری کمر بشکنی...

تورین شوربخت نبود، بلکه اسیر عنان گسیختگی درونش بود. حرص آدم رو درمیاورد که چرا اینجا اینطوری میکنه!

اما گولوم شور بخت بود. {به معنای واقعی کلمه} آدم جیگرش ریش میشد حتا از خباثتی که به بار میاورد. منِ خواننده می بینم که این اراده ی سمه آگول نیست! این موجود مفلوک ، زنجیریه یه اراده ی دیگه اس! یه چیزی تو مایه های هورین... اونم نه برای 28 سال! نه برای 10 سالِ آخر زندگی تورین. که برای صدها سال...

Aslan: الوه بنظرت اونقدر بدبخت بود که بشه آوردش قاطی این افراد؟؟:D

اونو باید آورد توی لیست خوشبخت ترین های سرزمین میانه...

از نوع مرگ و میزان اسف بار بودن مرگ، نمیخوایم بحث کنیم. بحث سرِ بالـا و پایین های طولِ زندگیه... و الوه از این نظر خیلی خیلی خوش زیست!

بنظر من داری اثر نفرین رو کم میکنی و خیلی جهاتش رو نادیده میگیری. تو باعث و بانی بیشتر اتفاقاتی که برای تورین افتاد رو خودش میدونی. اگر فئانور در آمان و قبل از نفرین ماندوس بود من قبول میکردم که شورش و گریختنش از نولدور به خاطر کله شقی و عنان گسیختگی درونش بود اما در مورد تورین نه.

جمله آخر من:

این که داری تو یه جاده قدم میزنی، یهو یه چاه زیر پات دهن باز کنه و بیوفتی توش خیلی بدتره ازینکه دست و پات بسته باشه و هولت بدن توی چاه! میدونی چرا؟! چون اولی رو امید و حسن نیت داشتی، و فقط یک اتفاق بود! هرچی میگردی نمیتونی به کسی لعنت بفرستی میگی لعنت به بخت سیاه من! اما دومی؟! حداقل میتونی نفرین کنی باعث و بانی زنجیر شدنت رو...

پ.ن :

تو این وسط الوه هم شاید گزینه ی جالبی بود که می تونست وجود داشته باشه

:|

اونو باید آورد توی لیست خوشبخت ترین های سرزمین میانه...

:D

بنظر من داری اثر نفرین رو کم میکنی و خیلی جهاتش رو نادیده میگیری.

جمله آخر من:

این که داری تو یه جاده قدم میزنی، یهو یه چاه زیر پات دهن باز کنه و بیوفتی توش خیلی بدتره ازینکه دست و پات بسته باشه و هولت بدن توی چاه! میدونی چرا؟! چون اولی رو امید و حسن نیت داشتی، و فقط یک اتفاق بود! هرچی میگردی نمیتونی به کسی لعنت بفرستی میگی لعنت به بخت سیاه من! اما دومی؟! حداقل میتونی نفرین کنی باعث و بانی زنجیر شدنت رو...

اثر نفرین رو کم نمیکنم. چون بهر حال از طرف تواناترین هیبت آردا و خبیث ترینشون اعمال شده. اما معتقدم تورین انسانه و انسان ها میتونن از تقدیر فرار کنن. میتونن تقدیر رو بکوبن. این موهبتیه که از طرف ارو، حتا قدرتمند تر از ملکور، و در واقع قدرت مطلق بهش اعطا شده.تورین هر جا می رفت درسته اسم واقعیش فاش میشد. ولی ببین! اون خودش همش به خودش تلقین میکرد که تقدیرش اینه! پس هی اسمشو عوض میکرد. اما اینکارش خیلی ضعفه! داره تقدیر رو دور میزنه بجایی که باهاش مبارزه کنه و از روش رد شه و لهش کنه.

ج. جمله ی آخرت:

معنی واقعی کلمه ی شوربختی، دقیقا همینه که نخوای و به سرت بیاد! اسم رنج های تورین، شوربختی نیست. اسمش مواجهه با تقدیرِ بَده. اسمش بدشانسیه.

دیگه جواب همه ی حرفا ، لـابلـای پستهای قبلیم هست...

:D

در ضمن: :|

Aslan: الوه بنظرت اونقدر بدبخت بود که بشه آوردش قاطی این افراد؟؟ :D

اونو باید آورد توی لیست خوشبخت ترین های سرزمین میانه...

از نوع مرگ و میزان اسف بار بودن مرگ، نمیخوایم بحث کنیم. بحث سرِ بالـا و پایین های طولِ زندگیه... و الوه از این نظر خیلی خیلی خوش زیست!

خوش بخت ترینشون که گالادریل بود :|

همه کار دلش خواست کرد و اما اخرش هم رفت غرب :D

از طرفی شما نگفتید بدبخت ترین گفتید شور بخت ترین :D و این به نظرم فرق داره باهم

توجه کنید که تورین و فئانور دچار یه نوع نفرین شدن و اما الوه هم مثل گالم زندگی خوبی داشت اما یهو دچار یه سرنوشت شوم شد و دوریات رو به فنا داد :|

از طرفی به غیر از از دست دادن دوریات و پادشاهی و... نتونست به غرب برسه و شاید این هم نوعی شور بختی باشه :دی

خوش بخت ترینشون که گالادریل بود :|

همه کار دلش خواست کرد و اما اخرش هم رفت غرب :D

از طرفی شما نگفتید بدبخت ترین گفتید شور بخت ترین :D و این به نظرم فرق داره باهم

توجه کنید که تورین و فئانور دچار یه نوع نفرین شدن و اما الوه هم مثل گالم زندگی خوبی داشت اما یهو دچار یه سرنوشت شوم شد و دوریات رو به فنا داد :|

از طرفی به غیر از از دست دادن دوریات و پادشاهی و... نتونست به غرب برسه و شاید این هم نوعی شور بختی باشه :دی

بله گالـادریل... دقیقا!

حالـا بحث خوشبخت ترینها رو جدا باید تاپیکش کنیم. که اتفاق توی راهه...

و باز هم دقیقا! شوربختی با بدبختی فرق داره و منم توی دو پست بالـاییم همین رو خواستم برسونم.

اگر اینجوری بخوای حساب کنی که تورگون هم شوربخته! فینوه هم شوربخته! هور هم شوربخته! فینگولفین هم شور بخته! فینرود هم شوربخته! اورودرت هم شوربخته! کلـا همه نمکی ان توی سرزمین میانه!!

نه! اینطوری نمیشه گفت. اینکه سرزمینی به پایان خودش برسه که نمیشه شوربختیه پادشاهش! گفتم که بحث سر طول زندگی هر شخصه.

در ضمن :

...و اما الوه هم مثل گالم...

مرسی واقعن :D

بله گالـادریل... دقیقا!

حالـا بحث خوشبخت ترینها رو جدا باید تاپیکش کنیم. که اتفاق توی راهه...

و باز هم دقیقا! شوربختی با بدبختی فرق داره و منم توی دو پست بالـاییم همین رو خواستم برسونم.

اگر اینجوری بخوای حساب کنی که تورگون هم شوربخته! فینوه هم شوربخته! هور هم شوربخته! فینگولفین هم شور بخته! فینرود هم شوربخته! اورودرت هم شوربخته! کلـا همه نمکی ان توی سرزمین میانه!!

نه! اینطوری نمیشه گفت. اینکه سرزمینی به پایان خودش برسه که نمیشه شوربختیه پادشاهش! گفتم که بحث سر طول زندگی هر شخصه.

بله به نظرم یه ضعف تو نظر سنجی ها اینه که دقیقا مفهوم کلمات کلیدی بهش توجه نمی شه من این رو تو منطقه آزاد مجله بهش شارهکردم :|

در مورد اون الف هایی که گفتی همشون تو یه نیگاه نولدور هستن و تمام بدبختی هاشون بر می گرده به فئانور وکارش

از اون طرف تو داری می گی شوربخت ترین فرد , می تونستی به جای برومیر تورگون رو بزاری و ...

از طرفی ون جماعت الفی که گفتی خودشون به این پایان یا سرنوشت تن دادن اما تورین و گالم و فئانور و یا حتی الوه این جوری نبودن

الوه شاید خودش انتخاب کرد که با ملیان تودوریات بمونه اما سر قضیه سیلماریل ها شاید یه نوعی سرنوشتش بود

البته ین نکته هم باید گفت که سرنوشت دست خود ادمه اما تقدیر نه

به نظر من تقدیر این چند شخصیت که داریم روش بحث می کنیم خیلی شور هست :D

پ.ن :

برن و لوتین رو فراموش کردی این ها هم خیلی نمکی هستن :D))

متاسفانه دیشب خواب بر من چیره گشت و نتونستم خدمت برسم :دی!

شوربخت ، بدبخت ، تیره بخت . سیاه بخت . شوم بخت ، تیره روز، مقابل نیکبخت

تعداد زیادی از گزینه ها مسبب فلاکت زندگیشون خودشون بودن ، مثل فئانور! اگر کمی از خود گذشتگی داشت ( که عمرا این نژاد الف یه نمه از خود گذشتگی داشته باشن :D استثنا رو در نظر نگیرین) میشد سر نوشت جهان رو دگر گون کنه :دی

به هر حال اگر در واژ ه های شور بخت و سرونوشت کند و کاو کنیم متوجه میشیم که زندگی ، همسر، فرزندان و قدرت و ثروت تابع سرنوشته، اما سهم و جای انسانی یا سایر نژاد ها در هر یک از درجات زندگی (فرمانروایان ، مردم عادی و جنگ جویان ) وهمچنین رستگاری و بدفرجامی به کنش و کوشش بستگی داره؛ تا چیزی مقدر نباشه به انسان نمی رسه، اما در آنچه مقدره بر اثر کوشش ممکنه چیزی زودتر برسه و یا بر اثر تن آسانی و کاهلی از دست بره !

به هر حال بر سر نوشت و یا تقدیر بعضِ این افراد نفرین گمارده شده و بعضی دیگر خود ِ شخص موجب نادیش شده! مثل گریما یا فئانور( با اندکی ارفاق) و ایسیلدور و ...

پس نمیشه به همه واژه ی نگون بخت رو بر چسب زد!

هورین: تالیون خب همیشه هر کس خیلی خوب باشه دشمنانش بد ترین بلایارو سرش میارن یا سعی میکنن که بیارن! دشمن بزرگش مورگوث بود این دلیلش هم خوب بودن و جنگاور بودن خودشه ، کسی که جزء منفور ترین های پیش روی ملکور باشه قطعا باید منتظر خشم برزگ ترین آینور هم باشه !

دنه تور کارگزار گوندور: بیشتر باید بهش بگیم بد شانس! تا نگون بخت و شور بخت!

گولوم : هم به نوعی قابل ترحمه و هم قابل نکوهش! به دلیل کشتن دوستش ( ممکنه بگین مکر حلقه بوده ولی خب به نوعی خودش مقصر حساب میشه!)

فین دویلاس : پایان هر چیزی و هر کسی یه نوعی فرا میرسه، چون در کنارش نام تورین تورامبار رو میبینیم حتما باید براش سر نوشت شومی قرار بدیم؟ مثلا اگر یه اورک بی نام چندین سال قبل از دیدن تورین اون رو به قتل میرسوند چی ؟

نیه نور : شریک سر نوشت تورین تورامبار! اگر نگیم شور بخت ، حداقل باید لقب بد فرجام ترین رو بهش بدیم!

سایروس : چوب حماقت و خود خواهی های خودش رو خورد! ولی باز نمیشه بهش صفت شور بخت رو داد!

گورباگ : !!؟! عجب ...! اینم حرفی! نژاد اورک ها ! کمی جای تامل داره .

ایسیلدور: میشه گفت سرنوشتش به نوعی با گولوم مشترکه! یعنی جزء افرادی که حلقه بهشون خیانت میکنه و در آخر به کشتشون میده قرار میگیره ، سزای عمل خودش رو دید!

به لگ : سر نوشت فین دویلایس و به لگ ، گره خورده به شخصی خاص!

گریما : نه ، یه احمق به تمام معنا

فئانور : همونطور که در بالا اشاره کردم به مقدار زیادی خودش در سر نوشت خودش مقصره ، اگر پیش گویی ماندوس رو نفرین به حساب نیاریم ( که نفرین نیست ) خودش مسئول نابودی خودشه!

و اما تورین تورامبار : ارباب سر نوشت ، سر نوشتش نابودی افراد کنار خودشه! به قعر بدبختی فرستادن کسانی که به نوعی در زندگیش دست داشتن و اون هم به دلیل سر نوشت بدشه!

اما تنها نکته ی تاریکی که باقی میمونه کشته شدن تورین هست ، که در آخر دست به انتحار زد! به زندگی خودش پایان داد! میشه عنوان شرو بخت ترین رو بهش داد

با عرض اجازت

تورین. هیچ کدام از گزینه ها به اندازه ی او شور بخت نیستند. چرا؟ چون سرنوشت او را به نوعی ملکور رقم زده. ممکن است فئانور و گولوم و گریما سرنوشتشان دست خودشان باشد و فین دویلاس و به لگ به خاطر تورین مرده باشند اما او از آن ها بد تر است. او هر جا می رود باید منتظر بدبختی های به بار آمده توسط او باشیم و بد تر از همه این که این القاب را برای چه به او داده اند؟: فرزند خوانده ی ناسپاس یاغی کشنده ی دوست دزد عشق غاصب نارگوتروند فرمانده ی نابخرد. چون او را ملکور نفرین کرده.

سلام به همگی.

شوربختی به ساده ترین معنی به وصفی از زندگی گفته میشه که فرد شوربخت در انتخاب اون نقش و دخالتی نداشته، و لو در حد انتخاب ناآگاهانه و ناشی از جهل، یا طمع، یا کینه ورزی و یا هر نیت دیگه ای که بشه ازش قصد یا تعمد رو برداشت کرد.

با این مقدمه ی کوتاه معلوم میشه که رای من به چه کسی هست. :D

تورین یا گولوم؟

خب. به نظرم حداقل بعد از تورین یک نام نیکی ازش بین آیندگان به جا موند اما گولوم از خوبی های دنیا همین یه قلمم نداشت. اینه حکایت شوربخت ترین مردمان دنیا.

البته بازم کسانی هستن که به خوبی ازش یاد کنن و هر چند قلیل. به هرحال گولوم طرفداران خاص خودش رو داشته و داره.

یه مورد دیگه ام اینه که تورین کمی سرش به جنگاوری و شمشیر زنی گرم بود و این کمی غم رو ازش دور میکرد اما این گولومِ شوربخت بعد از اقدام به قتل تمام عمرش رو در توسط اطرافیانش طرد شد و در سایه نشست. قدرت حلقه روح اون رو خرد. حتی بعد از مرگ لاشه ی نحیف و کوچولوی کثیف و بوگندو و کرم خوردش تا ابد در اعماق آتشین جهنم پوسید :D

بنابراین رای من گولومه.

سه گزینه ی هورین تالیون، تورین تورامبار و به لگ کوتالیون :D و البته نیه نور!

توضیح اله ماکیل عزیز نحوه ی بهتر چیزی بود که من میخواستم بگم، فقط این رو بهش اضافه کنم که شوربخت با معنی روزمره ی مثلا بدبخت که به کار میبریم اندکی تفاوت داره و معادل انگلیسی شوربخت ill-fate هست و به سرنوشت (fate) یک شخص ربط داره، حالا چه کسی جز تورین تورامبار، ارباب تقدیر که تقدیر بر اون ارباب شد، میتونه انتخابم باشه؟ از کودکی اون همه رنج بکشه، تقریبا بدون اینکه بخواد تمام اطرافیانش اونطوری آسیب ببینن و خلاصه باقی دوستان توضیحاتش رو گفتن :D البته اینجا هورین به این علت کنار میره که وقتی بری قدرتمندترین آینور رو به سخره بگیری، باید منتظر عواقبش هم باشی، اما تورین چیکار کرده بود از کودکیش؟ و اون قسمت شوربختیش به اندازه ی تورین نمیشه. به لگ هم درسته در آخر سرنوشت بسیار بدی رو داشت و به دست کسی کشته شد که اینهمه بهش نزدیک بود، اما روزگار خوشی رو داشت و کارهای بسیاری رو در اون دوران کرده بود... البته نیه نور رو هم فراموش نکنیم که سرنوشت خیلی خیلی دردناکی داشت و خیلی هاش رو با تورین شریک، اما خب در مقایسه با کل وقایع داستان برادرش، میشه کنار گذاشتش

بعضی گزینه ها یعنی: دنه تور، فین دویلاس، سایروس، ایسیلدور، فئانور، گریما درسته مثلا پایان بدی داشتن، اما سرنوشت تاریک همه جا بهشون سایه ننداخته بود، یکی هم مثل بورومیر که اشتباهش رو با اون حرکت جبران میکنه، گرچه در غربت کشته میشه...

در مورد گزینه ای مثل گورباگ هم خب دیگه جزوی از وجودش هست و کاملا تغییر یافته، شاید اگه میدونستیم اون یکی از همون الف های اولیه بوده که به اورک تبدیل شده، نظرم عوض میشد اما در حال حاضر شوربختی به اون صورت نداره و نژادش هست

میم دورف هم که اصلا کاری بهش ندارم :D کلا از دورف ها بجز موارد خاص بدم میاد :|

فقط در مورد گولوم یکم بیشتر بنویسم؛ میزان شوربختی گولوم با بیلبو یا حتی فرودو یکی نباشه، کمتر هست! گولوم حاکمیت بر روی حلقه رو با قتل بهترین دوستش شروع کرد، اما بیلبو با ترحم به یک ناشناس و این تفاوت نتیجه ی کارشون رو رغم زد، درسته حلقه مقصره تا حد زیادی اما بیلبو جلوش مقامت کرد، کاری که گولوم نتونست یا نخواست و حالا که نتیجه اش کشید به اون 500سال عذاب، گردن خودش هم هست تا حد زیادی و توی لیست به حساب من نمیاد...

شاها الوه:

البته اینجا هورین به این علت کنار میره که وقتی بری قدرتمندترین آینور رو به سخره بگیری، باید منتظر عواقبش هم باشی

فکر کردی هورین بخاطر ریشخند کردن مورگوت بود که نفرین شد؟؟ نه... مورگوت کلـا همیشه از خاندان هادور نفرت داشت و از آغاز نیرنایت آرنویدیاد، فرمان داده بود که هورین رو که دلـاورترینشون بود رو زنده نگه دارن. واسه چی؟؟ واسه اینکه از خیلی وقت پیش عذاب خاصی رو براش در نظر گرفته بود و اون به سخره گرفتنش توسط هورین، فقط بهانه ی کوچکی بود برای نفرین کردن.

فکر کردی هورین بخاطر ریشخند کردن مورگوت بود که نفرین شد؟؟ نه... مورگوت کلـا همیشه از خاندان هادور نفرت داشت و از آغاز نیرنایت آرنویدیاد، فرمان داده بود که هورین رو که دلـاورترینشون بود رو زنده نگه دارن. واسه چی؟؟ واسه اینکه از خیلی وقت پیش عذاب خاصی رو براش در نظر گرفته بود و اون به سخره گرفتنش توسط هورین، فقط بهانه ی کوچکی بود برای نفرین کردن.

نه، همچین فکری نکردم، چون میدونیم دستور بود که هورین رو زنده بگیرن، چون مورگوت میخواست اون رو در هم بشکنه (کاری که مثلا نتونسته بود با کلماتش انجام بده و اون رو به سمت خودش بکشه) اما موفق نشد! درهرحال کار مورگوت نفرین نبود، اون همچین قدرتی رو در مرزهای آردا نداره، میاد هرجا تورین و کلا فرزندان هورین بوده گلائرونگ رو میفرسته، بعد میگه این نفرینه؛ این کجاش نفرینه آخه؟ :دیــ

درهرحال من بحثم مقایسه ای بود، حوصله ی نوشتن کامل همه چیز رو ندارم که :وی

درهرحال کار مورگوت نفرین نبود، اون همچین قدرتی رو در مرزهای آردا نداره، میاد هرجا تورین بوده گلائرونگ رو میفرسته، بعد میگه این نفرینه؛ این کجاش نفرینه آخه؟ :دیــ

دقیقا! باریکلـا... حرف منم همینه! منم میگم بالـاتر از مورگوت، ارو بوده... اراده ی فراگیر، اون بوده.

کسی که نفرین میکنه، بعد از خوندن دعای نفرین، میشینه یه گوشه تا اثر نفرین رو ببینه. اما بنظر من اسم بلـایایی که مورگوت سر خانواده هورین آورد، نفرین نیست. بلکه فقط خواسته ی دلشو مطرح کرد.

منم همون اول گفتم تورین میتونست پیروز باشه در برابر بدخواهی مورگوت.

مورگوت میاد گلـائرونگ رو میذاره سر راه تورین. تورین با شجاعتش. با قدرتش، با تصمیم جدیش گلـائرونگ رو میکشه! این یه نمونه از مدرکی که من میگم میتونست بر اراده ی ارباب تاریکی فائق بیاد.

مورگوت در تمام طول زندگی خانواده ی هورین، همش دستش فعاله! همش داره یه کاری میکنه. همش توی گود ـه! خب این چجور نفرینیه؟؟!

کسی مثل گولوم واقعن نفرین شده و مفلوکه.

تا وقتی حلقه دستش بود که خب میگیم سائرون تاثیر مستقیم بر خباثتش داشته اما وقتی حدود 70 سال بدون حلقه زندگی میکنه هم اراده ی سائرون غیر مستقیم تاثیر شدید میذاره بر اعمالش. و حتا میشه گفت به حدی این اراده ی بر جا مونده ی رها شده، قوی هست که بیشترین خباثتش توی همون دوران بی حلقه سر کردنش بود. پس اینو میشه بیشتر به نفرین نزدیک دونست تا اون دعای مورگوت رو!

چرا جادوپیشه توی گزینه ها نبود؟ :|

اصلا مگه 9 تا انسان از سرنوشت تلخ خودشون اطلاع داشتن؟ روزگاری یک پادشاه باشی و بعدش تا صد ها سال در یک طلسم بی پایان قرار بگیری :D

من شوربخت رو کسی می دونم که بخت یارش نیست و دست به هر کاری و با هر نیتی می زنه، اون مقصود و مرداش برآورد نمی شه. با این ذهنیتم، شوربخت رو تورین می دونم و نه هورین یا گولوم. البته به نظرم بدبخت کسیه که هیچ شانسی برای خودش نداره و اونو با مفلوک مرادف می دونم.

گشتم توی کتابام که ببینم خانم واثقی پناه شوربخت رو چی ترجمه کردن اما نتونستم پیداش کنم.

با عرض اجازت

به نظر من بستگی دارد که تعریف ما از شوبخت چه باشد یا بهتر بگوییم شوربخت کیست و شوربختی چیست؟

چرا جادوپیشه توی گزینه ها نبود؟ :|

اصلا مگه 9 تا انسان از سرنوشت تلخ خودشون اطلاع داشتن؟ روزگاری یک پادشاه باشی و بعدش تا صد ها سال در یک طلسم بی پایان قرار بگیری :D

بخاطر اینکه نزگول از زندگیشون راضی بودن و با غرور و افتخار به سائرون خدمت میکردن.خودشون شکایتی نداشتن ما برا چی صفت شوربختی رو بهشون تحمیل کنیم!

اونا مغرور از وضعیتشون، دنیا رو در آینده ی خیلی نزدیکی زیر دست خودشون تصور میکردن.

بگذریم که واقعیت چیز دیگه بود و شد!

ثورین دوم سپر بلوط.

بعد از اون همه تلاش و مرگ اژدها ، سفری به اون سختی ، این همه شجاعت...........

اون هرگز نتونست بر تخت شاهی بشینه..

ثرور به خاطر این که بد شکل و مظلوم از دنیا رفت.............

اون هرگز نتونست شکوه پادشاهیش رو ببینه و حتی خازاد دوم رو هم نتونست پس بگیره..

خواهرزاده های ثورین که اره بور رو دیدن ولی فرصت زندگی توش رو از دست دادن.

ولی بازم اونا آزاد مردن.

در کل خاندان پادشاهی زیر کوهستان همشون مظلوم از دنیا رفتن.

ولی هیشکی به شوربختیه گالوم نیست.داشت راحت ماهیگیریشو میکرد که................خدا لعنت کنه حلقه رو

با عرض اجازت

در این نظر سنجی یک گزینه را درک نمی کنم آوردن گورباگ به عنوان شوربخت هم عجیب است و هم خنده دار. عجیب از این لحاظ که او سرنوشت خیلی بدی به عنوان یک اورک نداشت. . خنده دار بابت این که ترحم برای اورک مانند ترحم بر پلنگ تیز دندان ستم کاری بود بر گوسفندان است.

اگه تورین تورامبار تو گزینه ها نبود حتما گالوم رو انتخاب می کردم

گرچه سرنوشت رو خودمون درست می کنیم ولی اگه حلقه نبود گالوم هم گول نمی خورد و دوستش رو نمی کشت و تا آخر عمر پیش مامانبزرگش زندگی می کرد و همین طمع و حرس در اون روز اونو تبدیل به گالم کرد

ولی اگه شخصیتش پاک تر بود شاید در اون موقع همچین کاری رو نمی کرد

با عرض اجازت

در این نظر سنجی یک گزینه را درک نمی کنم آوردن گورباگ به عنوان شوربخت هم عجیب است و هم خنده دار. عجیب از این لحاظ که او سرنوشت خیلی بدی به عنوان یک اورک نداشت. . خنده دار بابت این که ترحم برای اورک مانند ترحم بر پلنگ تیز دندان ستم کاری بود بر گوسفندان است.

گورباگ همونطور که در پستهای قبل هم گفته شد نماینده ی تژاد اورک هست.

ازونجا که اورکها روزگاری الف بودند. از نخست زادگان! اما بدون اینکه بخوان توسط ملکور دزدیده شدند و تحت شکنجه های اون چنین ظاهر و خوی وحشی ای گرفتن که هیچ راه درمانی براش نیست.

{البته توی پرانتز بگم که عده ایشون هم به جای روی آوردن به اورومه، گول دروغهای ملکور رو خوردن و به سمتش رفتن}.

گورباگ توسط یه هم نوع کشته شد! اونم سر یه دعوای مسخره بخاطر زره. فرمانده ی گروه بزرگی از اورکها باشی و اینطوری بمیری. بار اول که شاگرات بهش ضربه زد ناکار شد و کم جون افتاد. اما شاگرات به این بسنده نکرد و تا شنید صدای ناله اش رو، یه خنجر کشید داخل گلوش. شما به این نمیگین سرنوشت بد؟؟!

اورکها از سر اجبار به ملکوری خدمت میکردن که ازش متنفر بودن اما باید تحمل میکردن تقدیر شوم خودشون رو... میتونستن برای همیشه الف باقی بمونن. این ناخواسته تغییر کردن شوربختیه...

اینطوری ارو در حق الف هایی که اورک شدن و از اون به بعد نسلشون هم اورک شد بی عدالتی کرده

گالوم به خاطر حرس و طمع گرفتار شد سارومان به خاطر قدرت طلبی و سائرون هم همینطور ولی اورک ها حق انتخابی نداشتند

استدلال شما رو نورد من عزیز قبول ندارم در مورد بی عدالتی ارو. البته حق انتخاب هم بر میگرده به خود الف ها و نه ارو. ارو در این مورد دخالتی ندراه و اونا رو مختار گذاشته.

به نظرم گولوم اگه شوربخت باشه به خاطر مواجه شدن با حلقه ست و وقایع بعدی. نه به خاطر کارایی که از روی اختیار انجام داد.

استدلال شما رو نورد من عزیز قبول ندارم در مورد بی عدالتی ارو. البته حق انتخاب هم بر میگرده به خود الف ها و نه ارو. ارو در این مورد دخالتی ندراه و اونا رو مختار گذاشته.

به نظرم گولوم اگه شوربخت باشه به خاطر مواجه شدن با حلقه ست و وقایع بعدی. نه به خاطر کارایی که از روی اختیار انجام داد.

اگه به جای گولوم در اون لحظه سام رو فرض کنیم که حلقه رو در دست دوستش می بینه همچین کاری نمی کرد و اونو نمی کشت به احتمال زیاد

این بر میگیرده به قدرت خوبی و بدی که تالکین توی شخصیتاش گذاشته

در گولوم اون لحظه بدی بیشتر بود که باعث شد این تصمیم رو بگیره و به نظر من قدرت انتخاب داشته

ولی اورک هایی که از همون اول که به دنیا اومدن اورک بودن و باید به فرمانروای تاریکی خدمت می کردن چی؟ ذات بدبختشون از همون اول پلیده و بعد از مرگ هم معلوم نیست کجا میرن و ارو باهاشون چی کار می کنه

جوابی برای این به اصطلاح عدم عدالت ندارم. اما احتمالا یه اورک که اورک به دنیا می یاد، حتما شایستۀ این بوده که اورک باشه:دی

حقیقتش چنین مواردی حتی در دنیای حقیقی ما هم هستن اما نمی شه اونا رو ناشی از عدم تعادل امورات دنیا دونست.

گورباگ همونطور که در پستهای قبل هم گفته شد نماینده ی تژاد اورک هست...

با عرض اجازت

پس باید برای نژاد های دیگر مانند اژدهایان نیز نماینده ای تایین کنیم. چرا؟ چون آن ها را ملکور به وجود آورد و بدی درونشان است.

جوابی برای این به اصطلاح عدم عدالت ندارم. اما احتمالا یه اورک که اورک به دنیا می یاد، حتما شایستۀ این بوده که اورک باشه:دی

حقیقتش چنین مواردی حتی در دنیای حقیقی ما هم هستن اما نمی شه اونا رو ناشی از عدم تعادل امورات دنیا دونست.

تو دنیای حقیقی ما اینکه کسی از اول تولد آدم بدی باشه وجود نداره

طبق گفته ی خودتون خدا به ما اختیار داده و و ما رو در انتخاب سرنوشت آزاد گذاشته

ولی فکر می کنم اورک ها هم بعضی هاشون می تونستن برگردن یا شاید امید اندکی بوده

همونطور که برای گالوم امید اندکی بود نه اینکه هیچ امیدی در کار نباشه

اما هستن کسانی که چنین تفکری دارن: دست خودش نبود، بی اصل و نسبه، ازش انتظار بیشتری نمی ره، سرنوشتش همین جوریه. به نظرم هم چنان که این استدلال ها درست نیستن، استدلالی که در مورد اورک ها آوردین هم صحیح نیست.

در مورد اورک ها و این که می تونستن برگردن یا نه، من تا حالا مطلبی نشنیدم. اما چنین فکر نمی کنم. به هر حال اورک هایی که توی فیلم دیدیم، با اورک های توی داستان فرق دارن. اون جا کاملا سرسپرده نیستن و حتی گاهی جاه طلبی هم می کنن. مثلا اوگلوک... . و درسته گولوم کاملا شرور نشده بود و برا همین امید بهش بود.

فقط یه نکته ای هست منو خیلی مشغول کرده. من نمیفهمم گورباگ تو لیست هست ولی از ملکور و سائورون و سارومان و ویچ کینگ انگمار خبری نیست.

یه نکته هم پیرو بحث پیش اومده در تاپیک جا داره خدمت عزیزان عرض کنم و اون سردرگمی ها و سوالات و درگیری های بزرگ به هنگام ریز شدن در مورد قضایای مربوط به اورک هاست که تا اونجایی که خاطرم یاری میکنه مربوط به روند تکاملشون در ذهن استاد و نیز تحت الشعاع بودن تمام این روند ها توسط تفکرات و اعتقادات شدید مذهبی کاتولیک استاده.

بدون شک تورین با اون سرنوشت غم انگیزش که حتی تالکینم یه کتاب اختصاصی واسش نوشته

هومممم....

خب بر خلاف تصور همه كه فكر ميكنن سوال راحتيه و جوابش هم هست "تورين تورامبار" كه "تورون آمبارتانن" [-( اما به نظر من ايشون بدبخترين شوربخت در آرداست. اما بدبختي در درجه هاي متفاوتش در آردا ديده ميشه بدين شرح :

2- هورين تاليون كه خب معلومه. البته به قول دوستان ايشون در سرنوشت خودش مقصره : "بيلبوي احمق هرگز به اژدهاي زنده نخند" !

3- فئانور (بيچاره پدرم !) :) كه البته ايشون هم شديدا در تقدير شومش مقصره.

4- دنه تور : خودش رو از سر حماقتي كه بر اثر دانش و فرزانگي بيش از حد بهش دست داد نابود كرد . بيچاره .

5- ساير : به نظر من جاي مايدروس و ماگلور خاليه. ما بندگان ارو از سر ترس شكستن سوگند به فضاحت كشيده شديم. خب شما بگيد اگه ميشكونديم خاك بر سر نميشديم؟

کسایی که تورین تورامبارو انتخاب کردن:شما دوس داشتین جای تورامبار باشین یا گولوم؟

کسایی که تورین تورامبارو انتخاب کردن:شما دوس داشتین جای تورامبار باشین یا گولوم؟

این منطق "جای هرکی نمیخوای باشی یعنی شوربخت تره" اصلا منطق خوبی برای انتخاب نیست. مثلا من بین به لگ و میم دورف باشه، به هیچ عنوان میم دورف رو انتخاب نمیکنم. آیا این به معنی هست که میم دورف شوربخت تره؟ اصلا و ابدا! من کلا از میم دورف خوشم نمیاد، شخصیت جالبی هم نداره، خیلی از بلاهایی هم که سرش اومد حقش بود و به هیچ عنوان شوربخت نمیدونمش! فقط و فقط یک واقعه ی تلخ به اون شکل توی زندگیش اتفاق افتاد، همین. حالا جای میم دورف میتونید گریمای مارزبان رو بزارید و...

گولوم قابل ترحمه اما شوربخت نیست اونجوری. بخشی از ذاتش بود که به اون شکل در آوردش، مگه به بیلبو حلقه نرسید؟ آیا اونم همون مسیر گولوم رو رفت؟ نه! چون ذاتش متفاوت بود... (حالا این تفاوت ذاتی هم معنی بدی اون خصیصه ی ذاتی نگیریدا)

کسایی که تورین تورامبارو انتخاب کردن:شما دوس داشتین جای تورامبار باشین یا گولوم؟

بین گولوم و تورین من صددرصد دوست داشتم جای تورین باشم به خاطر عقل و درایت و شور و غرورش. حتی بین فرودو و تورین هم میگفتم تورین چه رسد به گولوم!

و این اصلا ربطی به شوربختی نداره من گولوم رو انتخاب نکردم نه به دلیل بدبخت تر بودن که به دلیل ویژگی های ذاتی خود گولوم. اما تورین قلبش نرم بود...و با این قلبش هر کاری رو که به قصد خیر شروع میکرد منتهی به شر میشد؛ اینه شوربختی. نه این که مثل گولوم با نیت پلیدی کاری رو انجام بدی و خب انتظار داشته باشی چیز خوبی از آب در بیاد؟؟ نه دیگه...

من اول می خواستم به تورین رای بدم ولی نظرم عوض شد.تورین در کنار سختی های زندگیش خوشی هایی هم داشت. مردم براش احترام قائل بودند.به هر حال من به سایر رای دادم.به نظرم کل نژاد اورک ها وترول ها بدبخترین هستند و سرنوشت باهاشون بد تا کرده.از اول که ملکور اونها رو با تغییر الف ها و انت ها ساخت،به عنوان یک نژاد منفور،خشن،بی رحم و کثیف. یه جورایی خصوصیات ذاتی شون باعث میشد که به ظرف بدی برن واگه هم بینشون موجود خوبی وجود داشت و می خئاست به میان انسان ها و الف ها و دورف ها بیاد به محض دیده شدنبه قتل میرسیدن. پس کسایی که هیچ حق انتخابی نداشتند شوربخت ترین موجودات سرزمین میانه بودند.

به نظر من به لگ چون بقیه موارد (حتی تورین) یا شوربختیشون در نتیجه انتخاب بد خودشون بود یا مستحق شوربختی بودن اما در مورد به لگ اینطور نبود.

گولوم.جون به جبر اینجوری شد.بزرگ ترین شخصیت ها هم در مقابل حلقه امکان وسوسه شدن داشتن و بعضیها وسوسه هم شدند چه برسه به اسمیگل بیچاره.به نظر من اون راهی برای مقاله با حلقه نداشت و از روی جبر بدبخت شد تا اختیار

هورین

همین چند روز پیش بود که سیلماریلون و تموم کردم (البته هنوز فرزندان هورین و نخوندم). به قسمتی از داستانی رسیدم که هورین بعد از بیست و هشت سال از آنگباد توسط مورگوت آزاد میشه، بی پناه به گوندولین میره و خسته و خشمگین به دوریات و در نهایت خسته و درمانده به مزار پسرش تورین میره و همسرش که آخرین لحظه در آغوشش جون میده و دختری که هرگز معلوم نشد چه اتفاقی برایش افتاد ... . و اینکه در نهایت درماندگی خودشو میشکه...

خیلی سخته، خیلی... درحالی که دست و پاش بسته بود، نابودی و مرگ تک تک عزیزانش و دید.

دلم نیومد این تصویر و از هورین و مورون نذارم.

post-3738-0-87714000-1437242759_thumb.jp

گلوم

چون بنده ی خدا با این که ذاتش کثیف بود ولی خیلی بد شانسی داشت

از پیدا کردن حلقه گرفته تا نابودی حلقه

از نظر من بدترین قسمت بخت اون نمردن بود

گاهی مرگ میتواند موحبتی بزرگتر از زندگی باشد

(لطفاً اگر قصد کشتن کسی را داشتید و خواهید داشت جمله ی بالا را در نظر نگیرید)

خب می توانست زندگی خوبی داشته باشه اما به مردمش و پادشاهش خیانت کرد چون یکی رو دوست داست ولی اون شخص دوستش نداشت بعد اخراج شد از کشورش و به سارومان پناه برد بعد خودش سارومان رو کشت بد بختی از این بیشتر؟

من به سایر رای دادم به خاطر گلمیر.

گلمیر پسر گویلین از نجیب زادگان نارگوتروند که در براگولاخ به اسارت گرفته شده بود.

فک نکنم کسی بدتد از این مرده باشه..جلوی چشم برادرش مرد.چشماشو در آورده بودن بعد دستاشو و بعدشم پاهاشو قطع کردن بعدشم سرشو!!???

وجدانا تا این هست مگه میشه رو گذینه دیگه ای فکر کرد؟؟؟?

 

پ.ن: تاکینم چه چیزایی به ذهنش رسیده هاا...رسما به فنا داد کاراکتر بدبختو??

بنظر من گالم... اولا بخاطر وابستگیش به حلقه ی یگانه... دوما به خاطر سرنوشتی که حلقه براش بوجود آورد:( سوما بخاطر آهنگ تیتراژ پایانی لوتر دو:((( که حتی با آون آهنگ اشک ریختم!خیلی عجیبه!برای همچین کارکتر خبیث و کثیفی اشک ریختن....

البته تورین :((((((( بدتر! ولی بخاطر علاقه ای که به لوتر دارم اول اسم آون به ذهنم میاد بعد اسم تورین:-( اه افسوس!!! افسوس!!!از این تقدیر شوم!!! 

البته حالا که دارم فکر می کنم فیانور هم به بد سرنوشتی دچار شد و میشه اونو یکی از بدترین تراژدی های داستان بدونیم ... البته من سرنوشت تورین رو بد تلقی نمی کنم(چون رای هاش زیاد بود) 

جدا از این که زندگیش به نحوی هیچان انگیز و رویایی بود بلکه کسی که اون نقش بزرگ رو قراره در داگور داگوراث ایفا کنه پس نباید نگون بخت معرفی بشه

گالوم از همه بدبخت تر بود . 

تورین اونقدر ها هم بدبخت نبود . در داستان زندگی تورین با وجود نفرین مورگوت باز هم اتفاقات خوبی براش رخ میداد که تورین زیاد به اونا اهمیت نمیداد .

بعدشم تورین سال های زیادی رو در کنار الف ها زندگی کرد . به عنوان پسر خانده شاه تینگول برگزیده شد کلی مقام و منزلت داشت ، پیروزی های بسیاری به دست اورد و در جنگ های زیادی خوش درخشید اونقدر که خیلی ها بهش حسادت میکردند . از جمله مشاور شاه تینگول سایروس . 

دوست های خوبی مثل بلگ داشت . که بهش مشاوره میدادن و کلی هواشو داشتن کلی چسز هااز جمله فنون شمیر زنی و ..... اموخت .

بالا تر از همه اینا تورین کسانی رو داشت که خیلی دوستش داشتن مثل فیندویلاس . 

اما گالوم بدبخت چی ؟

از خانواده رانده و طرد شد طوری که دیگه هم نژادی هاش هم ازش بد یاد میکردن . ولی تورین چی اونقدر بالا قرار داشت که پس از مرگش همه با خوبی ازش یاد میکردن .

گالوم کسیو نداشت که دوسش داشته باشه نسبت به همه زمین و زمان بد بین شده بود . همه این ها از سره حلقه بود دیگه حتی اراده خودشو هم نداشت تمام فکر و ذکرش شده بود حلقه . 

اینکه ادم از همه جا طرد بشه حتی از خویشاوندان خودش خیلی درده .

اینکه چند صد سال در تنهایی و تاریکی بمونه خیلی درده .

تورین کجا و گالوم بیچاره کجا ?

گالوم به نظرم بدبخت ترينه. اينقدر بدبخته كه اونقدر بدبختى كشيده هنوز پيش چشم بعضى بدخت ترين نيست، ببينيد چقدر اين موجود بدبخته!

بيچاره با بهترين دوستش ساكت و آروم داشتن يه روز خوب رو روى يه رودخونه درخشان زير تاج درختا ميگذروندنو ماهى ميگرفتن كه حلقه نحس و نفرين شده رو پيدا ميكنن و بهترين دوستشو ميكشه و قاتل بهترين دوستش ميشه، درحالى كه ٥ دقيقه قبل توى شرايط متفاوتى بود. تمام دوستانش طردش كردن و براى ٥٠٠ سال در انزوا و تاريكي توى كوه ها و جنگلا تنها داراييش چيزي بود كه هم ديوانه وار بهش عشق ميورزيد هم ازش متنفر بود. تمام زندگيش در چنين چيزى خلاصه ميشه، با اون مرگ فجيع و داخل شى كه داشت.

هم خير هم شر ازش متنفر بودن، پيداش ميكردن شكنجش ميكردن، به نظرم تنها ترين شخص هم بايد شناخته بشه! دركل، انتخابم گالوم بدبخت بود!

 

Gollum The Poor

@T.L.A در مقابل کسایی مثل گالوم یا تورین تورامبار ؛ ثورین دورف اصلا چیزی به حساب نمیاد !! حتی تو نظر سنجی هم نیستش ? خیلیا اصلا جاشون تو نظر سنجی نیست مثلا به لگ :| تنها شوربختی بلگ رفیق شدن با تورین بود .

کی ایسیلدورو اینجا را داده :D 

ثورین دورف دقیقا چه شوربختی داشته ؟؟ این اتفاق بارها افتاده تو آردا حتی بدترش و این دیگه از الزامات جنگه که بیرون سرزمینت زندگی کنی ! 

گالوم هم اراده ضعیفی داشته خیلی هم شوربختی نیست و به نظرم تورین مفلوک ترین آدم آرداست اگه عشق و حال الانش پیش ارو رو حساب نکنیم ??

گولوم به نظر من داغون ترین بود. دیدیم که عشق به حلقه به چه روزی انداختش. هیچ فکری جز حلقه قدرت توی ذهنش نبود. شوربخت ترین به نظر گولوم بود.