نظرسنجی 29 : به نظر شما تالکین عاشق کدام یک از شخصیت های زیر بود؟

تعداد پست‌ها: 42

نظرسنجي شماره 29

به نظر شما تالکین عاشق کدام یک از شخصیت های زیر بود؟

  1. تام بامبادیل
  2. بیلبو بگینز
  3. گالادریل
  4. آراگورن
  5. الروند
  6. گندالف
  7. فئانور
  8. فرودو بگینز
  9. تورین تورامبار
  10. لوتین
  11. ائارندیل

لطفا نظرتون رو در مورد تمام گزينه ها بيان كنيد .

این نظر سنجی رو ائرندیل Earendil طراحی کرده .

اگه تالکین عاشق لوتین نبود باهاش ازدواج نمی کرد.

خوب به نظرم نظرسنجی چندان چالش برانگیزی نیست کاملا واضحه که تالکین عاشق اوتین بوده لوتین برای تالکین به نوعی نماد همسرشه اینو از نوشته های سنگ مزارش هم می شه فهمید

نه منظورم عشق بین مذکر و مونث نبود،منظورم عشق به کاراکترها بود از هر نوعی.

نظر من :

1 - ائارندیل ،چون فکر میکنم تالکین توی داستانهاش بیشتر از همه به او توجه داشت.

2-تورین تورامبار ،با وجود بلاهایی که سرش آورد من اعتقاد دارم تالکین بهش علاقه داشت.

3-فئانور

4-الروند

5-بیلبو بگینز

6-لوثین

7-کندالف

8-فرودو بگینز

9-گلادریل

10-آراگورن

11-تام بامبادیل

منم منظورم عشق مذکر و مونث نبود اگه تالکین مثلا یه شخصیت خلق می کرد که نماد پدرش بود و اونو عاشقانه ستایش می کرد همونو انتخاب می کردم

به نظر من گرایشش به خاطر نحوه زندگیش و فرهنگ محل تولدش و کمبود هایی که در سال ها در انگلستان داشته بیشتر به طرف هابیت ها میره. یه جورایی حس میکنم چیز های نداشته ااش را تو هابیت ها می خواسته بیان کنه.

اگه یه نگاهی به بیوگرافیش بکنید بهتر منظورمو می فهمید.

به نظر من سیلماریلیون و ارباب حلقه شاید با هم مرتبط باشند . اما به نظرم معیار ها تغییر می کنه. برای مثال عقیده ی من اینه که تو سیل آمان غرب زمینه. و قاره ی آمریکاست. اما تو ارباب حلقه ها جهان ماوراء

حالا کاری ندارم . اصلا به بحث مربوط نبود منو ببخشید. اما این امر توی قضیه لوتین هم صدق می کنه. مثلا توی سیل تالکین خودشو برن و همسرش رو لوتین می دونه. اما تو ارباب حلقه به نظر من تالکین خودشو جای بیلبو می دونه. پس توی ارباب حلقه ها به نظرم بیلبو رو بیشتر دوست داشت. و این که هیچ وقت عیبی از بیلبو نگفت و بیلبو تنها خردمند هابیتها بود.

من به بیلبو رای می دم.

تورین که از چندتا قلاب آویزون بود...

من يادمه اين سوال رو از تالكين در مورد شخصيت هاي لوتر پرسيده بودند كه تا اونجا كه يادمه جواب داده بود : گيملي !

ولي من بين بيلبو و تام بامباديل هنوز شك دارم ...

سوال خوبیه :) به نظر من بیلبو. حس می کنم بیلبو یه تجلی کوچکی از تالکینه.مخصوصا" چپق کشیدنش. :دی

البته زیاد مطمئن نیستم.

سوال خوبیه :) به نظر من بیلبو. حس می کنم بیلبو یه تجلی کوچکی از تالکینه.مخصوصا" چپق کشیدنش. :دی

البته زیاد مطمئن نیستم.

اگه این جوری باشه که تالکین یه آدم خود شیفته و نارسیسیت هستش چون سوال می گه تالکین عاشق کیه شما می گی خودش :)

نه بابا منظورم این نبود که :دی

نگفتم به این دلیل تالکین بیلبو رو دوس داره که :دی داشتم مقایسه شون می کردم :)

خب من فکر میکنم تالکین تمامی کاراکترهای داستانشها دوست داشته ازشخصیت منفی گرفته تا مثبت

بنابراین من به همه رای میدم که در نظر سنجی نیست

به نظرمن این نظر سنجی یه ذره مورد داره ! :دی

فکر نکنم تالکین توجه خاصی به شخصیت ها داشته باشه اگه این جوری بود فکر کنم یه ذره در روند داستان مشکل پیش میومد !

اما خوب نمی دونم چرا زمانی که این تاپیک رو دیدم نا خودآگاه بیلبو بگینز یادم اومد

به نظر من تالکین علاقه ی خاصی به بیلبو و هابیت ها داره مثل گاندالف !!

علاقه داشتن فرق داره با عشق ...

همون طور که دوستان گفتن مسلما تالکین عاشق لوتین بود.

اگر بخواهیم واقع بینانه نگاه کنیم لوتین خیلی شخصیت بزرگی نداشت ( نسبت به امثال ائارندیل، گندالف، آراگورن و ... )

ولی تالکین با یه حالت عاشقانه ای اونو وصفش میکرد. عشق هم بدون علت ـه دیگ ... صد درصد عاشق لوتین بود به معنای واقعی

به جز لوتین، من به ترتیب میگم:

ائارندیل

گندالف

بیل بو

آراگورن

تورین تورامبار

ائومر ... :دی!

اصولا من فکر میکنم بیلبو خود تالکینه

سلام دوستان

نظر من اینه (به ترتیب):

1.لوثین زیبا(شکی در این مورد ندارم.هر انسانی عاشق یه شخصیته و اون یه جوری در زندگیش تاثیر گذاره.حال اینکه آدم با آگاهیِ از این موضوع،این عشق و علاقه رو در زندگیش تاثیر بده.و به خصوص اگه آدم یه نویسنده باشه!به نظر من تالکین عاشق لوثین بوده و اونو تو داستانش با همین طرز تفکر و وصف آورده.)

2.آراگورن.به نظر من با توصیفاتی که از شاه اله سار در لوتر میبینیم و اینکه واپسین منجی و آخرین بازمانده ی سلسله ی شاهان مستحقه،این یه جور شخصیت میشه که میشه بهش ابراز علاقه کرد.

راجع به بقیه ی گزینه ها فعلا نظر خاصی ندارم.شاید هر وقت که بیشتر با دنیای تالکین آشنا شدم نظرم رو گفتم.اما شکی نیست که بیلبو یه جور هابیت خیلی خاص و دوست داشتنیه.

راجع به تام بامبادیل نظزی ندارم.ولی خیلی بحث برانگیزه.

گالادریل یه بانوی زیبا و مغرور و باهوش بود.

ائارندیل نجیب زاده ای دانا و شجاع بود و تالکین زیاد بهش توجه نشون داد.

الروند یه فرد خاص در بین کاراکتر ها بود.از بیوگرافیش گرفته تا محل زندگیش که یک محل دنج برای رفع خستگیه.حتما استحقاق این همه توجه رو داره.

گاندالف یه شخصیت بسیار دانا و دلسوز و ضروری توی داستان ها بود و وجودش الزامی.

فئانور از اون دسته آدم هاییه (یا الفهایی!) که امثالشون خیلی کم و در عین حال به وفور یافت میشه:دی منظورم اینه که بعضی از صفاتش قابل ستایشه و در هر فردی دیده میشه اما در مواردی اینجوری نیست.

فرودوی نازنین خودمون:فردی شایسته و لایق دوست داشتن.حتما تالکین بهش علاقه ی زیادی داشته.

تورین تورامبار:اونقدر ارزش داشته که یه فصل کامل از سیل رو به خودش اختصاص بده.اما من در این مورد که تالکین بهش علاقه داشته یا نه نظری ندارم!

ممنون

نمیدونم چرا ولی واقعا احساس میکنم جای گیملی توی گزینه ها خالیه.

من به نظرم فرودو چون حلقه دست اون بود و به نظر من شخصیت اصلی ارباب حلقه هاست

بچه ها این اولین پسته منه :) ;) :)

نمیدونم چرا ولی واقعا احساس میکنم جای گیملی توی گزینه ها خالیه.

ولی گیملی که کم تو داستاناش بود

;) :-? :-?

نمیتونم به ترتیب نظر بدم.چون طبق گفته های کریستوفر و البته نامه ها جواب سوال معلومه! سوال اگه عشق رو به علاقه داشتن به یک شخصیت تعبیر کنه،جوابی به غیر از تورین تورامبار نداره.تو دیباچه فرزندان هورین(من انگلیسی رو خوندم،در مورد فارسی یادم نیست مقدمه کریستوفر بود یا نه) کریستوفر مشخصا ذکر میکنه که از بین کلیه کاراکتر هایی که پدرم خلق کرده بود،سرنوشت هیچکدوم به اندازه تورین تورامبار برایش جالب نبود و علاقه وی به این شخصیت رو در هیچ شخصیت دیگه ای نمیشد دید! خب این حرف پسرشه و طبعا نظر من هم خواهد بود:دی

با خواندن فرزندان هورین فهمیدم که تالکین به تورین تورامبار خیلی علاقمنده و برای داستان تورین سنگ تموم گذاشت

البته از ائارندیل هم نباید به سادگی گذشت

تالکین داستان هاش رو با بیلبو شروع کرد ؛ اگه قرار باشه این نظرسنجی نظر شخصی من باشه هر چند که شاید تالکین این نظر رو نداشته باشه

فکر میکنم بیلبو شخص ایده آلی هست که تالکین خودش رو در اون می دیده ( شاید هم برعکس ) بیلبو کسی هست که راحت زندگی کردن رو انتخاب میکنه و از هر لحظه ی زندگیش لذت می بره . و تنها زندگی میکنه هر چند که دوستان زیادی داره و همینطور داستان رو بیلبو می نویسه. فکر میکنم بیلبو کاراکتری بوده که خود تالکین رو در سرزمین میانه جای می داده .

بيلبو با فرودو خيلي فرق داره و بيلبو شخصيت شوخ تر و ماجراجو تر و باحال تري هستش...

ولي فرودو خيلي جدي ـه و كلا توي خودشه!

تالكين ذهن مشغولي داشته و توي دنياي خودش زندگي ميكرده و كلا من بيشتر ميبينم به بيلبو شخصيتش نزديك تره.

تام بامبادیل،بیلبو و گندالف

چون تام و بیلبو به نظرم نماد روح انگلیسی کتابند

و گندالف از زیباترین کلیشه های داستان کهن

که انصافا تالکین ایشونو به بهترین نحو از کار در آورده

با نظر آقا حمید موافقم برن و لوتین نماد استاد تالکین و همسرشون بوده

تالکین در نامه های خود به وضوح اشاره به این میکنه که عاشق تور و تورین بوده .

کریستوفر تالکین هم در مقدمه نارن ای هین هورین میگه که پدرم همیشه عاشق تورین تورامبار بود...

البته یک نویسنده عاشق تمام شخصیت های کتابش هست. خب خودش گفته تورین.

اما من حدس میزنم عاشق ائارندیل و تام بامبادیل هم بوده...از لحن کتابش فهمیدم...

قبول دارم که تورین و لوتین برای تالکین خیلی عزیز بودن ولی تالکین با قرار دادن بیلبو به عنوان شخصیت اصلی کتاب هابیت (اگه بشه اونرو به عنوان اولین کتاب تالکین به حساب اورد) کتاب رو شروع میکنه و بیلبو به عنوان شخصیت اصلی کتاب است،و این نشون دهنده میزان علاقه تالکین به بیلبو است.

یک چیز دیگه اینکه هیچکس به آراگورن اشاره نمی کنه! در هر حال تالکین در ارباب حلقه ها به آراگورن زیاد پرداخته و یکجوری میخواد به عنوان شخص برتر کتاب نشونش بده(البته این نظر شخص بنده است)

ائارندیل.خوب به هرحال منجی مردمان آزاد تو نبرد خشمه.فکر میکنم تالکین سیلما رو نوشت تا ائارندیل رو به وجود بیاره

خب بنظر من کلمه ی عاشق اصلا کلمه ی مناسب و درستی واسه این نظرسنجی نیست. چون مسلما استاد عاشق لوتین بوده...

بهتر بود میپرسید شخصیت مورد علاقه تالکین کی بوده؟

من بیلبو رو انتخاب کردم. چون واقعن این علاقه رو توی متن حسش کردم. با دیدن فیلما نفهمیدم اما با خوندن کتابا (لوتر و مخصوصا هابیت) جدا که متوجه توجه و توصیفات ظریف استاد درباره ی بیلبو شدم. توصیفات همراهن با یجور معصومیت و پاکی. حتا بیشتر از فرودو.فرودو منزوی تر و آروم تر و البته منطقی تر جلوه داده شده. اما بیلبو یه جور خاصه. یه هابیت معصوم و شکننده و بسیار بااستعداد. کسی که لیاقت بهترین ها رو داره. کشف نشده ای که یه عالم بزرگ تو وجودش جاریه. من این تصویرو از توصیفات استاد از بیلبو دارم.

دکتر شریعی میگه:

چه زیبا و خدایی اند آنها که زیبا و خدایی اند و خود ,آگاه نیستند.

بنظرم بیلبو دقیقا مصداق این جمله اس.

و خوب طبعا آدم کسی که خیلی دوست داره اینطوری معرفی میکنه. بنظرم بیلبو در نظر استاد یه انسان بزرگه.

من اول رای دادم و بعدش پستا رو خوندم که بچه ها گفته بودن خود تالکین گفته که تورین تورامبار رو بیشتر از همه دوست داشته. این پذیرفتنیه.

اما من اینو در مورد تورین متوجه نشدم. که خب به خودم حق میدم.

و چقدر جالب!!!

توی دنیای ما هم خداوند اون کسایی رو که بیشتر از بقیه دوست داره, بیشتر تو رنج میندازه. این نکته قابل تامله...

به نظر من تالكين عاشق بيلبو بود چون شخصيت تالكين درس مث بيلبو ميمونه سبك زندگي و همه چيش شبيه بيلبو ميمونه عاشق وطن عاشق كتاب و ماجراجويي و كشيدن چپق

کلا نظر من روی ارو چون همه چیز از اون شروع شد

استاد بارها و بارها در جا های مختلف اشاره کردن که خودشون رو هابیت میدونن و با توجه به نقش بیلبو در هر دو اثر بزرگ استاد یعنی هابیت و لوتر به نظر من بیلبو رو خیلی دوست داشته یا شاید هم خودش رو یه بگینز میدونسته

در نگاه اول به این نظر سنجی و از اون جایی که کتابا رو هنوز تموم نکردم یه چیزو میدونستم،اینکه روی مزار تالکین و همسرش نام برن و لوتین حک شده و مطمئنا علاقه ی خاصی از طرف ایشون به این دو بوده ولی کامنتای دوستان رو که بررسی کردم فهمیدم جدای از لوتین،ائارندیل،تام بام بادیل،بیلبو(بیشتر خصوصیات هابیتها) و خصوصا تورین تورامبار که مانور زیادی روی این شخصیت در سیلماریلیون داده میشه اشاره کرد...

خود استاد که عاشق همسرش بوده، پس به نظرم بیش از همه عاشق شخصیته که با الگو گیری از همسرش ساخته، ینی لوتین! شخصیت لوتین رو با اون نگاه و احساس ساخته و خودشم به این مسله معترفه

تام بامبادیل

چون خیلی بهش قدرت داده و همچنین ماهیتشو مخفی گذاشته

باید لوتین باشه، چون هم نماد زنشه و هم اینکه تو تمام داستان برا لوتین یه جورایی استثنا قائل میشه و یه قولی پارتی بازی میکنه، لوتین با آوازش حتی میتونه ماندوس و والار رو هم متقاعد کنه که عشقش برن رو بار دیگه به زندگی برگردونن ( البته مانوه در عمیق ترین افکارش با ایلوواتار مشورت کرد و این اهمیت مسئله رو بالاتر میبره )

شادابی و سرزندگی که بیلیو بگینز داره در هیچ کدوم از شخصیت های دیگه تالکین نمیبینیم. تالکین عاشق بیلبوه و شاید یه جورایی بیلبو رو نماد خودش و یا حداقل یه شخصیت نرمال انگلیسی تصور کرده و بیشتر ویژگی های محبوبیت رو در اون قرار داره، در واقع بیلبو هیچ عادت بدی نداره که باعث بشه یه تعداد از خواننده ها از اون بدشون بیاد. بیلبو هیچ قدرت ویژه ای هم نداره ولی با تکیه بر کنجکاوی، هوش و البته شانس خودش مشکلات خیلی بزرگتر از خودش رو حل میکنه.

به این دلیل عاشق تام بادیل بود که ایشون یک شخصیت حل نشدس که تا اخرین لحظه دنیا یک راز و یک بحث مهم بین طرفداراش میمونه و داستانش شیرین تر میشه.

یه چیزیو مطمینم موی مشکیو خیلی دوست داشته زیباترینهای داستانش چشم ابرو و مو مشکین
حدسم میزنم شخصیت مورد علاقش لوتین بوده باشه جوری که وصفش کرده و بیشترین حدیث سیل درباره لوتین و به قول ارون حتی ماندوسم هم نرم میکنه .....
به نظرم لوتینو خیلی دوست داشته;;):x

من فکر میکنم بیلبو شبیه خود تالکینه; یک بریتانیایی آداب دان و با اتیکت و بخاطر همین هم ایشون دوست داشته. احساسشون نسبت به تورین هم دوست داشتن همراه با دلسوزی بوده. در مورد برن و لوتین هم بخاطر اینکه با همسرشون یه زوج داستانی بشن گفتن برن. آراگورن هم مهم بوده اما نه اونقدر که بشه گفت اونو از همه بیشتر دوست داشته. 

مطمئنا بیلبو بگینز، چون اولا تالکین اولین خط های داستان رو با هابیت داخل حفره شروع کرد و دوما، هابیت ها ساخته ی خود اون بودن و قهرمان های هر دو داستانش.

نویسنده ها معمولا شخصیت های داستان های کوچیک و بزرگشون رو با عشق و علاقه به وجود میارن و مطمئنا همه رو دوست دارن...

اما اینکه تالکین کدوم رو بیشتر دوست داره یکم فهمیدنش سخته...

شاید شخصیتی باشه که ما اصلا فکرشم نکنیم اون دوسش داره :|

مث گولوم :)

در کل احساس میکنم تالکین بیشتر به بیلبو و لوتین علاقه داشته...