سلام دوستان
نظر من اینه (به ترتیب):
1.لوثین زیبا(شکی در این مورد ندارم.هر انسانی عاشق یه شخصیته و اون یه جوری در زندگیش تاثیر گذاره.حال اینکه آدم با آگاهیِ از این موضوع،این عشق و علاقه رو در زندگیش تاثیر بده.و به خصوص اگه آدم یه نویسنده باشه!به نظر من تالکین عاشق لوثین بوده و اونو تو داستانش با همین طرز تفکر و وصف آورده.)
2.آراگورن.به نظر من با توصیفاتی که از شاه اله سار در لوتر میبینیم و اینکه واپسین منجی و آخرین بازمانده ی سلسله ی شاهان مستحقه،این یه جور شخصیت میشه که میشه بهش ابراز علاقه کرد.
راجع به بقیه ی گزینه ها فعلا نظر خاصی ندارم.شاید هر وقت که بیشتر با دنیای تالکین آشنا شدم نظرم رو گفتم.اما شکی نیست که بیلبو یه جور هابیت خیلی خاص و دوست داشتنیه.
راجع به تام بامبادیل نظزی ندارم.ولی خیلی بحث برانگیزه.
گالادریل یه بانوی زیبا و مغرور و باهوش بود.
ائارندیل نجیب زاده ای دانا و شجاع بود و تالکین زیاد بهش توجه نشون داد.
الروند یه فرد خاص در بین کاراکتر ها بود.از بیوگرافیش گرفته تا محل زندگیش که یک محل دنج برای رفع خستگیه.حتما استحقاق این همه توجه رو داره.
گاندالف یه شخصیت بسیار دانا و دلسوز و ضروری توی داستان ها بود و وجودش الزامی.
فئانور از اون دسته آدم هاییه (یا الفهایی!) که امثالشون خیلی کم و در عین حال به وفور یافت میشه:دی منظورم اینه که بعضی از صفاتش قابل ستایشه و در هر فردی دیده میشه اما در مواردی اینجوری نیست.
فرودوی نازنین خودمون:فردی شایسته و لایق دوست داشتن.حتما تالکین بهش علاقه ی زیادی داشته.
تورین تورامبار:اونقدر ارزش داشته که یه فصل کامل از سیل رو به خودش اختصاص بده.اما من در این مورد که تالکین بهش علاقه داشته یا نه نظری ندارم!
ممنون