نظر سنجی شماره 44:
به نظر شما تاثیر گذار ترین شخصیت مونث دنیای تالکین چه کسی است ؟
- آره دل
- الوینگ
- ایدریل
- لوتین
- ملیان
- مورون
- ائووین
- گالادریل
- آرون
- سایر
این نظر سنجی توسط LORD LOSSپیشنهادشده است .
نظر سنجی شماره 44:
به نظر شما تاثیر گذار ترین شخصیت مونث دنیای تالکین چه کسی است ؟
این نظر سنجی توسط LORD LOSSپیشنهادشده است .
خب بالطبع تمامی این گزینه ها بانوان تاثیر گذاریبودند ولی به نظرم گالادریل ,لوتین و ائووین تاثیرگذاری بیشتری رو نسبت به سایرین داشتند و من از بین این سه نفر بانوی لورین رو انتخاب کردم که در تمام دوران آردا تاثیر گذاری غیر قابل انکار و پررنگی رو داشته , ضمن اینکه علاقه شخصی خودم هم به بانوی لورین در انتخاب این گزینه توسط من خیلی بی تاثیر نبوده :?
آره ل اونقدر تاثيري نداشته فقط در آخر باعث شد گوندولين از دست بره هر چند تقصيري نداشت،الوينگم که سيلماريلو برداش فلنگو بست،ايدريل هم آره نسبتا،لوتين به نظرم يکي از تاثير گذار تريناس لااقم توي حلقه ي مليان ننشست تا اطرافو نگاه بکنه تمام تلاششو کرد و در آخر هم هم سائرون رو يه گوشمالي داد ملکورو هم يکم پيچوند :? مليان بدک نبودد ولي خوب يه حلقه درست کرد و جون الفا رو يکم حفظ کرد ولي در آخر چي شد هيچي! ائووين هم که تاثير خيلي زيادي داشت شاه جادو ژيشه آنگمار رو کشت اگه اون نمي کشت خوب کدوم زني توي ميدون نبرد بود که بتونه ويچ کينگو بکشه؟خوب قائدتا ميناستيريس هم سقوط مي کرد و تموم!گالادريل از همون ابتدا توي سرزمين ميانه بوده و تونست با هداياش به ياران حلقه کمک کنه ،به هر حال لنگه کفشم در بيابان نعمتيست! آرون هم باعث شد رشته ي از هم گسستهي نيم الف ها به هم بپيونده ولي اگه نمي پيوست فکر نمي کنم زمين به آسمون ميومد فقط اينکه ممکن بود آراگورن شکست عشقي بخوره بعد ديگه شاه نداشته باشن :? ساير هم کسي رو سراغ ندارم
در کل فکر مي کنم لوتين از همه مهمتر بوده ولي هر کدوم يه تاثيري داشتن.
"آرون" برای من مظهر الهام و تاثیرگیری بوده. اصلانم نمیدونم چرا اما شاید همونطور که به آراگورن انگیزه میداده.
پ.ن: تو این باشگاه سوارکاری ما، همه ی مادیان ها و اسب ها اسم دارن. دلم میخواد اگه یک مادیان سفید رنگ متولد باشه یا اون رو بخرن، بهشون پیشنهاد کنم نامش رو "آرون" بزارید. ستاره ی الفها! حتما قبول میکنن!... :?
گزینه ی 1 و 2و 4و 9 رو هیچ نظری ندارم :| :دیــ
درهرحال به خودم تبریک میگم، نفر اولی بودم که جواب دادم :? :دیــ (توی نظرسنجی ها! نه توی تاپیک)
لوتین: انتخابم :دیــ هرچی بگم کم گفتم از دخترم :? :?)))
ملیان: آی همسرم :| :دیــ اگه لوتین توی لیست نبود انتخابم اون می شد، یک آینور خردمند که شاید کارهای زیادی رو ازش نبینیم، اما تاثیری که داشت بسیار عظیم بود...
مورون: اگه اون شخصیت محکم و قدرتمندش نبود، تورین تورامباری هم باقی نمی موند که در آخر شر گلائرونگ رو کم کنه
ائووین: کشه شدن شاه جادو پیشه کم کاری نیست!
گالادریل: اصلا انتخابش نمیکنم :) به جا هزار تا کار نشسته توی لورین از سرزمینش حفاظت میکنه :x درضمن خویشاوند کشی رو هم نیومد به من بگه :x :دیــ اما شوخی کردم :پی انتخاب خوبی میتونست باشه اما نه وقتی کنار این افراد هست :دیــ
گزینه های نهایی من:
لوتین: گزینه ی دومم اینه. چون به نظرم خیلی کار بزرگی کرد و با ملکور در افتاد. کاری که خیلی از مردهاشم نمی تونن بکنن :دی
ملیان: تقریبا کار خاصی نکرد. به جز تشکیل حلقه برای دوریات! البته یه سری پیش بینی هایی هم می کرد ولی به دلم ننشست!
گلادریل: فکر کنم اولین بانویی که سرزمین میانه رو به والینور ترجیح داد و تا آخرین کوچ الف ها هم باقی موند و با موعظه هاش کمک های زیادی به پیروزی نیروهای خیر کرد.
ائووین: انتخابم! هدفی که داشت و کاری که کرد واسم خیلی با ارزش بود.
لوتین کسی بود که مستقیما قدرت ملکور رو به چالش کشید.بیشتر دوران اول الف ها میخواستند سیلماریل هارو بدست بیارن ولی موفق نشدند ولی لوتین و برن تونستند این کار رو بکنند.با این که بقیه گزینه ها نقش مهمی داشتند ولی لوتین تاثیر گذاری بیشتری نسبت به بقیه داشت.یه جایی دیدم رو سنگ قبر تالکین نوشته لوتین و برن که اگه اشتباه نکنم علاقه ی تالکین به لوتین رو نشون میده که این خودش صحتی است بر انتخاب من.(البته نظر دیگران محترم است)
خب بی برو برگرد و بدون معطلی تمامی گزینه های الف خط میخورن! :?
چیه چرا اون جوری نگاه میکنین؟! نکنه واقعا توقع دارین من به یه علف رای بدم؟؟!!!!! :x
یعنی اگه تو این گزینه هاتون همسر شاگرات و خواهر گریشناخ رو میذاشتید من حاضر بودم به اونا رای بدم و به این علف بانوهای اوا خواهر رای ندم!! :x
تنها گزینه مایای این نظرسنجی هم به این خاطر که رفت زن یه علف (تازه اونم از نوع بزدلش) شد خط میخوره! (حاجی اون جوری نگاه نکن، دروغ میگم مگه؟! نبودی یعنی؟!! :x )
خب دوتا گزینه انسان باقی میمونن، بانو مورون و بانو ائووین!
بانو مورون با وجود این که مادر ماست و خیلی هم دوستش داریم :x ، اما با این حال تاثیرگذار ترین شخصیت سرزمین میانه نیستن!
میمونه بانوی سپید روهان، لیدی ائووین داگنیر ویچ کینگا! (خخخخخخ این لقبو خودم اختراع کردم!) که اگه تو پله نور حساب ویچ کینگ رو کف دستش نمیذاشتن ... (بقیش رو برید تو تاپیک اگرهای برادر اصلان بخونید! :|)
طبق عادت دیرینه، سایر گزینه ها رو هم بررسی میکنیم! هر چند دلیل اصلی رای ندادنمان را بالا گفتیم!
خب بالطبع تمامی این گزینه ها بانوان تاثیر گذاریبودند ولی به نظرم گالادریل ,لوتین و ائووین تاثیرگذاری بیشتری رو نسبت به سایرین داشتند و من از بین این سه نفر بانوی لورین رو انتخاب کردم که در تمام دوران آردا تاثیر گذاری غیر قابل انکار و پررنگی رو داشته , ضمن اینکه علاقه شخصی خودم هم به بانوی لورین در انتخاب این گزینه توسط من خیلی بی تاثیر نبوده :|
یکی به من نشون بده "تاثیر گذاری غیر قابل انکار و پررنگ" ایشون در "تمام دوران های آردا" دقیقا کجا و چی بوده؟! تا جایی که من یادم میاد هر بار یه اتفاق مهمی تو یه جای آردا اتفاق افتاد ایشون یا رفته بودن یه جایی خوشون رو قایم کرده بودن یا کنار وایساده بودن و داشتن زیر زیرکی میخندیدن!
موقع سوگند فئانور که اومدن یه سخنرانی غرا اجرا نمودند و با جنگولک بازی همه رو مجاب به قسم خوردن کردن، اون وقت خودشون رفتن یه گوشه وایسادن و به این که چجوری ملت رو خر کردن و نفرین ماندوس رو به جونشون انداختن قاه قاه خندیدن! سوگند خوردن که پیش کش!
بعدش که همگی کوچ کردن به بلریاند، برادراشون رو تو دو قدمی ملکور به امان ارو تنها گذاشتن و رفتن نشستن ور دل ملیان خانوم شروع کردن به خاله زنک بازی و چغلی! و موجبات تمامی خصومت های نولدور و سیندار رو در سال های آینده فراهم کردن!
در تمام طول دوران اول و این همه جنگ و اتفاقی که افتاد ایشون با خیال راحت تو دوریات مشغول خوش گذرانی بودند و در تمام مدتی که ملکور داشت تو داگور براگولاخ و نیرنایت آرنویدیاد الف ها و انسان ها رو آبگوشت می کرد و برادرای این بانو رو تو دورتونیون تبدیل به ته دیگ سوخته کرد و یا زمانی که سائورون از برادر دیگه اش فینرود کباب کوبیده درست کرد؛ ایشون داشتن تو باغ های دوریات با آقاشون قدم میزدن و دل میدادن و قلوه میگرفتن و جملات عاشقانه نثار هم میکردن!
آخر سر تو همین دوریات هم دوبار جنگ شد، یه بار دورفا ریختن همه رو تیکه پاره کردن و یه بار دیگه هم پسرای فیانور ریختن همه رو از دم تیغ گذروندن، لطفا طرفداران سینه چاک بانو پاسخ گو باشن ایشون اون موقع کجا بودن و چیکار میکردن؟! ظاهرا ایشون اینجا غیب شدن و بعد از نبرد خشم وقتی که آب ها از آسیاب افتاد و همه جا امن و امان شد یهو تو لیندون ظهور کردن!
بعدشم دست شوهر جونشون رو گرفتن و رفتن تو لوتلورین قایم شدن! و اگه سائورون مستقیما از دول گولدور بهشون حمله نمیکرد تو جنگ حلقه هم هیچ اقدام خاصی انجام نمیدادن و تو کاراس گالادون Happily ever after میشدن!
بعد من میگم حاضرم به بانوهای اورک و گابلین و ترول رای بدم و به ایشون ندم میگین چرا این طوری میگی! :x
پ.ن: وای چقدر زیاد نوشتم!
امیدوارم الف های عزیز آردا منو ببخشن و از خونم درگذرن! :x
به خصوص از تمام کسانی که اسمشون گالادریله درخواست بخشش و مرحمت دارم! :x
بی شک من ائووین رو انتخاب میکنم یک بانوی شجاع که برای دفاع از سرزمینش هر کاری میکنه در سیر داستان لوتر اون رو از قسمت 2 تا به اخر دیدیم که برای نجات سرزمینش و عموش تئودن هر کاری میکرد رویای روزی رو داشت که روهان از بند اسارت دیگر سرزمین ها ازاد بشه همچنین او بود که شاه جادوپیشه رو به قتل رسوند با استقامت جلوش ایستاد و با رشادت باهاش جنگید اون از غل و زنجیر میترسید اما از مرگ نه از اسارت میترسید ولی از خون نه برای همین من ائووین رو تائیر گذارترین شخص اردا و سرزمین میانه میدونم و ازش الگو خواهم گرفت.
بعضیا همچین علف علف راه انداختن گویا در این وادی ریش سپید کردن! :|
کجا بودی وقتی اساتید شما جلوی ما کمر خم کردن و در رفتن؟!
خوبه که لبی به جام تلخ حقیقت بزنیم و دمی فارغ از دسایس تامل کنیم!
{فکر میکنم همین قدر انحراف تاپیک فعلا بسه!}
اما گزینه ها:
آره دل: ابدا...تازه بعد ها فهمیده شد باعث و بانی عجب شری بوده!
الوینگ: عروس خوبی برام بود...بی آزار و سر به زیر. و دلسوز همه...اما نقش های مهم تر رو کسان دیگه به عهده داشتند.
ایدریل: :? من چیزی نمیگم...فقط این گزینه دوممه! انصافا بار زیادی در داستان به دوش داشت...همواره کنار من قرار داشت در داستان و مادر ائارندیل ناجی سرزمین میانه در دوران اول از شر ملکور...
لوتین: اما انتخاب من. به نظر من این یک نمونه بارز وفاداری و عشق حقیقیه. جایی که لازم بود پا به میدان میذاره و تابلوی بی نظیری از شجاعت و شهامت و وفاداری به عشق به همگان نشون میده و جایی که لازم باشه در برابر عشق سر به زیر و گوشه گیر میشه. کسی که ملکور رو به چالش کشید...دومین تن. پس از فین گولفین دلیر.
ملیان: اگر گوش شنوایی به پند ها و پیش گویی هاش وجود داشت شاید گزینه اولم قرار می گرفت. البته این که بوجود آورنده مهم ترین و بزرگترین نسل الدار و اداین شد خودش نقش بزرگیه...
مورون: از اون جهت که سنگ صبور هورین قرار گرفت میشه گفت نقش خوبی داشت! :)
ایووین: شهامت و شجاعت این بانوی روهان رو باید ستود. گزینه سوم من.
گالادریل: خب این بانوی بزرگ البته نقش های مهمی داشتند...در همه دوران ها. در دوران اول یک جور...دوران سوم در کنار فرودو و گندالف به عنوان حامی به یک صورت دیگه. البته شاید نسبت به این که سه دوران در سرزمین میانه بودند و بیشتر از سایر گزینه ها شاید این تفکر غلط پیش بیاد که کمتر از بقیه گزینه ها در داستان نقش داشتند.
آرون: پشتیبان و حامی شاه اله سار. صددرصد نقش مهمی در جنگ حلقه داشتند هرچند غیر مستقیم...
به تورامبار:
داداش نگفته بودی در هنر ریسندگی و بافندگی هم مهارت داری! :دی
در مورد مایگلین که واقعا حق با توئه. مردک به عرضه! چند روز پیش سالگرد تاسیس گوندولین بود بی معرفت اومد دست ایدریل رو بگیره از پله ها به بالا راهنماییش کنه پاش سر خورد هرچی خرامان اومده بود بالا با کله رفت پایین! :دی (البته بعد که تخم مرغ شکستن دیدن کار من بوده! :? )
در مورد ایدریل هم پ ن پ! بیا و نظر بده! :?
در مورد بانو گالادریل: موجبات خصومت بین نولدور و سیندار حرف های گالادریل نبود چون در واقع بانو حرفی از خویشاوند کشی یا آتش سوزی لوسگار یا نفرین ماندوس نزد. (و اون کسی که این به قول شما چغلی ها رو از روی عصبانیت کرد آنگرود بود.)
هیچ مدرکی از دل خوشی و خوش گذرانی بانو در دوریات در زمان نبرد ها نبود. بلکه در متن برعکسش اومده...این که همواره سایه ای از غمی پنهان بر چهره بانو بوده...و این که شما توقع داری یه زن چیکار بکنه؟ شمشیر به دست بره وسط میدون؟ بانو پشت جبهه خدمت میکردن! :دی
نکنه شما توقه داشتی وقتی دوریات با خاک یکسان میشد گالادریل همونجا بمونه تا سقف بریزه رو سرش؟ وقتی کاری از دست یک زن بر نمیاد و میره شما میخوای بهش لقب ترس رو بدی؟ این دور از شرافت و مردانگیه!
نه پس پای شوهر جونشونو بگیره و بره؟! :دی
بخشش لازم نیست اعدامش کنید! :|
خوب در بین گزینه های مطرح شده غیر از ائووین و بانو گالادریل، همه هر اونچه انجام دادن چه عواقب خوب داشته چه عواقب بد، برای انگیزه های شخصیشون انجام دادن حتی لوتین هم به جنگ ملکور نرفت که دنیا رو نجات بده صرفا رفت که کنار عشقش باشه!
حالا از بین ائووین و گالادریل هم درسته که ائووین نقش بی بدیلی در پیروزی جنگ حلقه داشت و شجاعت وصف ناپذیری از خودش نشون داد اما خوب بازم فکر نکنم تاثیر گذاریش به پای گالادریل برسه!
تورامبار: عاقا این صحبتهایی که شخص شخیصت کردی مستند نیست و صحت نداره اگه مستنداتی چیزی داری بیا به ما نشون بده.بعدشم هیچ گونه عکس و فیلمی موجود نیست که گوفته های شوما رو تایید کنه ,کسی هم اونو نابود نکرده چون اصلا چنین فیلم و عکسی وجود نداشته تازه تو خود لورین لا ب لای تمامی درختاش پر دوربین مداربستس خودم کار گذاشتمشون به امر بانو تا کاملا شفاف سازی بشه :? , حالا باز اگه سوالی هس ما در خدمتیم :)
پ.ن:عاقا حالا موجی از اعتراض به سمت ما و خاندانمون سرازیر نشه , فقط خاستیم کمی از خودمان خنده بازی در کنیم تا کمی فضا عوض شه , فقط همین به یه تو نمیری :? تا باشد که این تورامبار هم کمی به ما و آبا اجدادمان ایمان بیاورد :?
من هم ائووین رو انتخاب میکنم چون واقعا بانوی شجاعی بود واگر او نبود مطمئنا در اون جنگ هیچ مردی نمیتونست شاه جادو پیشه رو بکشه واگر او طبق گفته تئودن عمل میکرد وبه ادوراس بر میگشت سرنوشت جنگ معلوم نبود او با شجاعت در برابر شاه جادو پیشه ایستاد وبا او جنگید کاری که هیچ مردی جرات انجامشو نداشت.من به این دلیل با اطمینان بانو ائووین رو انتخاب میکنم.به نظر من او تاثیر گذار تر از بقیه بوده
بعضیا همچین علف علف راه انداختن گویا در این وادی ریش سپید کردن! :|
کجا بودی وقتی اساتید شما جلوی ما کمر خم کردن و در رفتن؟!
همین دیگه شانس آوردین که من تو اون دوران کهن نبودم، وگرنه این شما بودین که باید در برابر اساتید ما سر خم میکردید!
تازه من اون تاپیک ها رو نخوندم و معلوم نیست که آیا واقع اساتید ما سر خم کردن یا این صرفا ادعای شماست!
گالادریل: خب این بانوی بزرگ البته نقش های مهمی داشتند...در همه دوران ها. در دوران اول یک جور...دوران سوم در کنار فرودو و گندالف به عنوان حامی به یک صورت دیگه. البته شاید نسبت به این که سه دوران در سرزمین میانه بودند و بیشتر از سایر گزینه ها شاید این تفکر غلط پیش بیاد که کمتر از بقیه گزینه ها در داستان نقش داشتند.
میشه دقیقا بگین چه جور؟!
حالا من دوران سوم رو میتونم قبول کنم که تو جنگ حلقه نقش داشته، (حامی معنوی! :|)، اما اروییش تو دوران اول هیچ نقش خاصی نداشته!
به تورامبار:
داداش نگفته بودی در هنر ریسندگی و بافندگی هم مهارت داری! :دی
در مورد مایگلین که واقعا حق با توئه. مردک به عرضه! چند روز پیش سالگرد تاسیس گوندولین بود بی معرفت اومد دست ایدریل رو بگیره از پله ها به بالا راهنماییش کنه پاش سر خورد هرچی خرامان اومده بود بالا با کله رفت پایین! :دی (البته بعد که تخم مرغ شکستن دیدن کار من بوده! :? )
در مورد ایدریل هم پ ن پ! بیا و نظر بده! :?
در مورد بانو گالادریل: موجبات خصومت بین نولدور و سیندار حرف های گالادریل نبود چون در واقع بانو حرفی از خویشاوند کشی یا آتش سوزی لوسگار یا نفرین ماندوس نزد. (و اون کسی که این به قول شما چغلی ها رو از روی عصبانیت کرد آنگرود بود.)
هیچ مدرکی از دل خوشی و خوش گذرانی بانو در دوریات در زمان نبرد ها نبود. بلکه در متن برعکسش اومده...این که همواره سایه ای از غمی پنهان بر چهره بانو بوده...و این که شما توقع داری یه زن چیکار بکنه؟ شمشیر به دست بره وسط میدون؟ بانو پشت جبهه خدمت میکردن! :دی
نکنه شما توقه داشتی وقتی دوریات با خاک یکسان میشد گالادریل همونجا بمونه تا سقف بریزه رو سرش؟ وقتی کاری از دست یک زن بر نمیاد و میره شما میخوای بهش لقب ترس رو بدی؟ این دور از شرافت و مردانگیه!
نه پس پای شوهر جونشونو بگیره و بره؟! :دی
بخشش لازم نیست اعدامش کنید! :x
آقا اصلا همه حرف های شما قبول! در بدترین حالت حرف های من صحت نداشتن و بانو گالادریل خیلی هم از مرگ برادرانشون ناراحت شدن! اصلا هم با آقاشون حرف های عاشقانه نمیزدن و تو باغ های دوریات دل و قلوه نمیگرفتن! :)
اما در هر صورت قبول کنید که این بانو در اتفاق دوران اول و تو کتاب سیلماریلیون مینیمم نقش ممکن رو داشتن! کلا چند خط تو کوئنتا سیلماریلیون درباره بانو نوشته شده؟! :x
آخه این که همواره سایه ای از غمی پنهان بر چهره اشون بوده دلیل میشه واسه تاثیر گذارترین بودن؟!! کلی آدم و الف دیگه هم بودن که خیلی بیشتر از سایه ای از غمی پنهان بر چهره اشون بوده( :|) ، چرا اونا رو انتخاب نمیکنین؟!!
د خب یه عمل خاص رو که بانو انجام داده باشن نام ببرید! یه تاثیری که بانو بر کسی یا اتفاقی داشتن رو بگید! :?
پیشنهاد میکنم حتما بخونیش و از سرنوشت پیشینیان عبرت بگیری! :دی
تو از یک زن چه انتظاری داری؟ زنی که از یک طرف در سرزمینی دور از پدر و برادران قرار داره و از طرفی برای تسکین این درد میاد و زیر سایه بانو ملیان قرار میگیره و درس حکمت می آموزه. چی میخوای از متن داستان و از من بشنوی که نقش یک زن رو درک کنی؟ در کتابی مثل سیل که به مانند یک نوع تاریخ روایی است و کمترین دیالوگ ها در اون وجود داره میخوای بیاد و از بانو گالادریل چی بگه؟ کوه بالا آورده؟ بنایی ساخته؟ در نبردی شرکت میکنه یا به فرمانروایی میرسه؟ اینه معنای نقش داشتن در نظر تو؟ و البته بیشترین نقش بانو در دوران دوم و سوم بوده. من این رو هم قبول دارم که از این بانو در سیل کم گفته شده...
انسان ها وقتی در دوران تحصیل ابتدایی هستند و دانش آموزی بیش نیستند خیلی تاثیر شگرفی بر اطراف ندارن و نباید ازشون توقعی داشت. همین که کنکور قبول میشن باید منتظر شکوفایی و فوران ابتکارات و استعدادهاشون باشیم. حکایت بانو گالادریل هم همینه...
پیشنهاد میکنم حتما بخونیش و از سرنوشت پیشینیان عبرت بگیری! :دی
تو از یک زن چه انتظاری داری؟ زنی که از یک طرف در سرزمینی دور از پدر و برادران قرار داره و از طرفی برای تسکین این درد میاد و زیر سایه بانو ملیان قرار میگیره و درس حکمت می آموزه. چی میخوای از متن داستان و از من بشنوی که نقش یک زن رو درک کنی؟ در کتابی مثل سیل که به مانند یک نوع تاریخ روایی است و کمترین دیالوگ ها در اون وجود داره میخوای بیاد و از بانو گالادریل چی بگه؟ کوه بالا آورده؟ بنایی ساخته؟ در نبردی شرکت میکنه یا به فرمانروایی میرسه؟ اینه معنای نقش داشتن در نظر تو؟ و البته بیشترین نقش بانو در دوران دوم و سوم بوده. من این رو هم قبول دارم که از این بانو در سیل کم گفته شده...
انسان ها وقتی در دوران تحصیل ابتدایی هستند و دانش آموزی بیش نیستند خیلی تاثیر شگرفی بر اطراف ندارن و نباید ازشون توقعی داشت. همین که کنکور قبول میشن باید منتظر شکوفایی و فوران ابتکارات و استعدادهاشون باشیم. حکایت بانو گالادریل هم همینه...
واقعا ممنون تور عزیز!
روشنگری بسیار به جایی بود، و من کاملا از وادی جهل خارج شدم و به نقش بسزای این بانو (و سایر بانوان مشابه) پی بردم. واقعا در نادانی عظیمی به سر می بردم من تا الان که نمیدونستم نقش بانو گالادریل در سرزمین میانه از چه نوعیه! الان کاملا تفهیم شدم ... نشستن در خانه و بشور بساب و کهنه بچه شستن! واقعا وظیفه بزرگی رو آقایون آردا بر عهده خانم ها قرار دادن! واقعا جای تقدیر داره بانو گالادریل که تونسته تو اون شرایط سرزمین میانه یه دختر بچه رو بزرگ کنه! و البته که بزرگ کردن این دختر سر به هوا بسی دشوار تر از کوه بالا آوردن و بنا ساختن و در نبرد شرکت کردن و به فرمانروایی رسیدن بوده! و البته وقتی این رو در کنار درد ها و رنج هایی که بانو در شرایط جان فرسای حلقه ملیان تحمل کردن قرار بدیم میبینیم که هیچ کسی در تاریخ آردا چنین نقش بزرگی نداشته! اصلا چرا میگید تحصیل ابتدایی؟! باید به بانو گالادریل مدرک فوق تخصص تاثیرگذاری بر سرزمین میانه رو اعطا کرد!
حالا این بانو رو با بانو ائووین مقایسه کنین! که یک هزارم ایشون سن داشت و ابتدایی که هیچ، مهد کودکی محسوب میشد! و واقعا یه زن 24 ساله تو آردا چه کاری ازش بر میاد و چه نقش مهمی تو یه جنگ میتونه داشته باشه؟!!!! در برابر بانویی که کمِ کم 8000 سال سن داره؟! باید برم رایم رو عوض کنم!
من که به خودم رای دادم (اسمایل خود پسندی بسیار شدید)اگه من نبودم الان ویچی همتونو پودر کرده بود بعله
ولی از حق نباید گذشت تاثیر گذار ترین لوتین بود اگه اون نبود یا به هر دلیلی با برن ازدواج نمی کرد اولا ائارندیلی نبود که بره پیش والار از طرف همه عذر خواهی کنه و ثانیا الروند و الروس و الندیل و آراگورن و اینا همه کشک بودن!
همه اين افراد تاثيراتي رو در آردا به جاي گذاشتند.ولي به نظر من از همه بيشتر گلادريل...
خب هر چي باشه اون يكي از نخستين و برترين الف ها بوده و وقايع بسياري براش اتفاق افتاده.
كي ميدونه گلادريل چند سالشه؟؟!!! :?
پيشنهاد هاي شما درست هستند.اما به نظرم داريد در مورد بانو گلادريل اشتباه فكر ميكنيد... :?
خيلي ها هستند كه هر روز با كار هاي كوچيكشون سرنوشت خيلي چيز ها رو عوض ميكنند.مثلا حتي اگه همه ي كار هاي ايوون رو در نظر بگيريم باز هم به بانو گلادريل نميرسه.
1-لحظه اي كه دروازه هاي سياه موردور باز شد و ايسترلينگ ها به حضور فرودو شك كردند،فرودو شنل الفي رو روي خودش كشيد تا از ديد اونها مخفي باشه(كي اون شنل الفي رو بهش داده يود؟!)
2-زماني كه فرودو با نا اميدي تمام در غار انكبوت(شيلاب) گير افتاده بود چه كسي به اون اميد داد و از روي زمين بلندش كرد؟! چه كسي اون شيٍ نوراني رو بهش داده بود تا عنكبوت ها رواز خودش دور كنه و در جاهايي كه نوري وجود نداره كمكش باشه؟!
3-كي زمان ترك كردن سرزمين ميانه توسط الف ها رو مشخص كرد؟
4-كي باعث شد كه الروند براي هلمزديپ كمك بفرسته؟! كي...؟كي..!! :)
از اين حرف ها هم بگذريم بايد بگم حتما لازم نيست شمشير دستت بگيري و كسي مثل ويچ كينگ رو بكشي.گلادريلبه طور غير مستقيم بسياري از مشكلات در هر زمان،در هر مكان هر كاري كه لازم بود انجام بده انجام داد (به طور غير مستقيم)
و حرف آخر من:شايد نسبت به سنش كار هاي زيادي هم انجام نداده باشه اما اين بانوي بزرگ كه سمبل پاكي و پيروزي و افتخار براي همه بود،يك عامل يزرگ براي نجات آردا بود. :? :?
دو مورد اولی که گفتید قبوله اما دو مورد بعدی نه. با از بین رفتن حلقه یگانه و از بین رفتن قدرت سایر حلقه ها دیگه الفها نمیتونستن توی سرزمین میانه بمونن. این ربطی به گالادریل نداشت. الروند هم هیچ الفی به هلمزدیپ نفرستاد که گالادریل بخواد باعثش بشه. این قضیه از تحریفات پیتر جکسون توی فیلم بود. غیر از لگولاس الفی توی هلمزدیپ حضور نداشت.
توی رفتن فرودو به موردور خیلی چیزها و خیلی افراد تاثیر داشتن و اگه یکیشون انجام نمیشد ممکن بود فرودو به مقصد نرسه. اگه بورومیر فرودو رو نمیترسوند و فرودو فرار نمیکرد ممکن بود همونجا کشته بشه، اگه فارامیر آزادش نمیکرد به موردور نمیرسید. اگه اورکها توی کیریت اونگول میکشتنش به جایی نمیرسید و ... . تقریبا همه توی مسیر به فرودو کمک کردن و گالادریل هم یکیشون بود. نمیشه بقیه رو نادیده گرفت و بگیم همه کمکها از طرف گالادریل بود. از یکی از الفهای برین که نور دو درخت رو دیده و اینهمه تجربه داره و دارنده یکی از سه تا حلقه الفها بوده انتظار بیشتر از این میره.
كاملا باهات موافقم ويزارد جان. :? سخنراني عالي اي بود :?
پيشنهاد هاي شما درست هستند.اما به نظرم داريد در مورد بانو گلادريل اشتباه فكر ميكنيد... :?
خيلي ها هستند كه هر روز با كار هاي كوچيكشون سرنوشت خيلي چيز ها رو عوض ميكنند.مثلا حتي اگه همه ي كار هاي ايوون رو در نظر بگيريم باز هم به بانو گلادريل نميرسه.
1-لحظه اي كه دروازه هاي سياه موردور باز شد و ايسترلينگ ها به حضور فرودو شك كردند،فرودو شنل الفي رو روي خودش كشيد تا از ديد اونها مخفي باشه(كي اون شنل الفي رو بهش داده يود؟!)
2-زماني كه فرودو با نا اميدي تمام در غار انكبوت(شيلاب) گير افتاده بود چه كسي به اون اميد داد و از روي زمين بلندش كرد؟! چه كسي اون شيٍ نوراني رو بهش داده بود تا عنكبوت ها رواز خودش دور كنه و در جاهايي كه نوري وجود نداره كمكش باشه؟!
3-كي زمان ترك كردن سرزمين ميانه توسط الف ها رو مشخص كرد؟
4-كي باعث شد كه الروند براي هلمزديپ كمك بفرسته؟! كي...؟كي..!! :)
از اين حرف ها هم بگذريم بايد بگم حتما لازم نيست شمشير دستت بگيري و كسي مثل ويچ كينگ رو بكشي.گلادريلبه طور غير مستقيم بسياري از مشكلات در هر زمان،در هر مكان هر كاري كه لازم بود انجام بده انجام داد (به طور غير مستقيم)
و حرف آخر من:شايد نسبت به سنش كار هاي زيادي هم انجام نداده باشه اما اين بانوي بزرگ كه سمبل پاكي و پيروزي و افتخار براي همه بود،يك عامل يزرگ براي نجات آردا بود. :? :?
آبجی (داداش؟)
موارد 1تا 4 همش توی فیلم بود (به جز نور ستاره ائارندیل ) ما این جا داریم از کتاب حرف می زنیم :|
آبجی (داداش؟)
موارد 1تا 4 همش توی فیلم بود (به جز نور ستاره ائارندیل ) ما این جا داریم از کتاب حرف می زنیم :?
ببين بانو.اولاً:هر چقدر هم كه دليل و مدرك وجود داشته باشه.بازهم نميتونه اين رو ثابت كنه كه گلادريل بيشترين تاثير رو روي آردا نداشته.
دوماً:سعي كنيد بقه ي كساني رو قانع كنيد كه به گلادريل راي دادن.ميتوني بشماريشون؟
سوما:داداش...نه آبجي
ببين بانو.اولاً:هر چقدر هم كه دليل و مدرك وجود داشته باشه.بازهم نميتونه اين رو ثابت كنه كه گلادريل بيشترين تاثير رو روي آردا نداشته.
دوماً:سعي كنيد بقه ي كساني رو قانع كنيد كه به گلادريل راي دادن.ميتوني بشماريشون؟
سوما:داداش...نه آبجي
اولا :میشه دلیل مدرک هایی که ثابت میکنه بیشترین تاثبرو توی سرزمین میانه داشته رو بگین ؟مثلا بیشتر از لوتین یا ملیان دادن هدایا به فرودو و حفظ لورین درست ما این جا نمیگیم تاثیر مثبت میگیم "بیشترین "تاثیر
دوما:این جا یه نظر سنجیه هر کسی نظر شخصیه خودشو میگه من که نمی خوام چیزی رو به کسی تحمیل کنم که قانعشون کنم تعدادشون هم به من ربطی نداره رای و نظرشون محترمه داداش محترم
اولا :میشه دلیل مدرک هایی که ثابت میکنه بیشترین تاثبرو توی سرزمین میانه داشته رو بگین ؟مثلا بیشتر از لوتین یا ملیان دادن هدایا به فرودو و حفظ لورین درست ما این جا نمیگیم تاثیر مثبت میگیم "بیشترین "تاثیر
دوما:این جا یه نظر سنجیه هر کسی نظر شخصیه خودشو میگه من که نمی خوام چیزی رو به کسی تحمیل کنم که قانعشون کنم تعدادشون هم به من ربطی نداره رای و نظرشون محترمه داداش محترم
خوب شما میشه بگید چرا ائووین رو انتخاب کردید؟به غیر از اینکه همینطور شانسی ویچ کینگو به فنا داد کلا هیچ نقشی نداشت و قبل جنگ هم همش خانه داری واینجور کارا میکرد.اصن با لوتین وملیان قابل مقایسه هم نیست
فکر می کنم که بعضیها سوال نظرسنجی رو اشتباه متوجه شدن ، تاثیری که یه نفر روی داستان میگذاره فرق داره با اینکه چقدر آدم خوب و عالمی بوده یا هدفش از اون کار چی بوده ؛ و این تاثیر هم میتونه خوب باشه و هم بد . در ضمن فکر میکنم بهتره که بچه ها و نوادگان اون شخص رو ملاک تاثیر گذاری به حساب نیاریم ...
اینم انتخابای من که به ترتیب و بدون بعضی از گزینه هاست ( که توی نظرسنجی هم معلومه که واقعا نقش خاصی نداشتن ) :
1. لوتین : کسی بود که به دلیل عشقش به برن حاضر شد تا جلوی ملکور بره و قدرت ملکور و اطرافیانش رو به چالش بکشه و همچنین یکی از سیلماریل ها رو بدزدن ، که همین سیلماریل بعدها باعث اتفاقات بزرگی شد که خودتون میدونید .
2. ملیان : اون امنیتی که برای دوریات درست کرد و مشاوره هایی که به الوه میداد تونست از اتفاقات ناگواری که ممکن بود بیفته جلوگیری کنه .
3. ائووین : مهمترین کاری که کرد کشتن ویچ کینگ بود ، که اگه اون کارو نمیکرد باز هم با نابودی حلقه ویچ کینگ نابود میشد .
4. گالادریل : مهمترین تاثیراتی که گذاشت بیشتر در دوران سوم و غیرمستقیم بودن ، مثلا هدایایی که به یاران حلقه داد چیزایی مثل شنل یا سلاح بودن که در اصل وسایل و غذای خود اون محل بودن ؛ و واقعا نه گالادریل و کلبورن کار خاصی کردن نه اون وسایل . ( کار مهم دیگه ای یادم نمیاد ، کسی میدونست به ما هم بگه :دی )
5. آرون : تنها کار مهمش تاثیر گذاشتن بر روی اراده ی آراگورن بود .
به نظر اینجانب مهمترین شخصیت زن بدون شک لوتین است و اگر ایشون نسبت به عشقش پافشاری وریسک نمی کرد از ائارندیل،آراگورن،الندیل و... به وجود نمیومدن و تمام اتفاقات مهم آردا محو می شد
در جایگاه بعدی هم ائووین قرار داره،احساس می کنم که رفتن به جنگش ناشی از حس انسان دوستی و وظیفه شناسیش نبود بلکه ناشی از حس لات بازی:دی و اینکه می خواست در جریان همه چی باشه بود و بدا به حال فارامیر مظلوم و محجوب که نصیب این شیر زن شده :دی
ملیان و گالادریل هم در رتبه های بعدی قرار دارند،نکته ی مشترکشون اینه که هیچ کدومشون در لحظات حساس و حیاتی هیچ نقشی ندارند مثلا در جنگ مشترک الندیل و گیل گالاد با مورگوت هیچ خبری از گالادریل و الف هاش نیومده البته نبود گالادریل کمتر از نبود ملیان تاثیر منفی در روندهای آردا می داشت
بقیه هم تقریبا هیچ کاره هستن
یک نکته ای که در اکثر کاراکترهای مونث تالکین وجود داره اینه که مطلقا هیچ کدومشون اشتباه و خطای عمدی ای انجام نمی دن و شخصیت زن منفی ای وجود نداره(حتی خنثی هم نداره همه خوب و مظلومن) مثلا انتظار میره که ائووین حس طبیعی زنانه:دی حسادت و هوویی نسبت به آرون داشته باشه ولی ازش خبری نیست :?
خوب شما میشه بگید چرا ائووین رو انتخاب کردید؟به غیر از اینکه همینطور شانسی ویچ کینگو به فنا داد کلا هیچ نقشی نداشت و قبل جنگ هم همش خانه داری واینجور کارا میکرد.اصن با لوتین وملیان قابل مقایسه هم نیست
ائووین کاملا با میل خودش و نه با شانس و اتفاق به جنگ اومد که اینم از خوش شانسی مدافعان گاندور بود نبردش با ویچ کینگ هم برای دفاع از عموش بود و من اسم اینو شانس نمی ذارم بعدشم خودتون که میگین ویچ کینگ فرمانده نزگول ها بود ناسلامتی هویج که نبود ممکنه بگین مری کار اصلی رو کرد ولی اگه ائووین به جنگ نمیومد مری هم نبود (نه خودش می تونست سوار اسب بشه و نه با یه پونی می تونست راه بیفته بیاد جنگ )
3. ائووین : مهمترین کاری که کرد کشتن ویچ کینگ بود ، که اگه اون کارو نمیکرد باز هم با نابودی حلقه ویچ کینگ نابود میشد .
درسته با نابوی حلقه اونم نابود میشد ولی اگه در نبرد پله نور کشته نمیشد و تو مدت زمانی که تا نابودی حلقه باقی مونده بود زنده می موند خسارت های زیادی به بار میاورد ممکن بود گاندور سقوط کنه و این روی همون نابودی حلقه هم تاثیر میذاشت
یک نکته ای که در اکثر کاراکترهای مونث تالکین وجود داره اینه که مطلقا هیچ کدومشون اشتباه و خطای عمدی ای انجام نمی دن و شخصیت زن منفی ای وجود نداره(حتی خنثی هم نداره همه خوب و مظلومن) مثلا انتظار میره که ائووین حس طبیعی زنانه:دی حسادت و هوویی نسبت به آرون داشته باشه ولی ازش خبری نیست :?
ائووین آراگورنو به خاطر خودش دوست نداشت (مثل احساس لوتین نسبت به برن نبود) به خاطر اصل و نسب و این که از نژاد نومه نوری هاست و از این حرفا دوست داشت که اینام تاثیرات حرفای گریما بود همون طوری که خودش گفته بود با رسیدن به آراگورن می خواست یه شهبانو باشه تا کسی جرئت توهین و تحقیرشو نداشته باشه البته بعد فارامیر اومد این بدبختو شست و شوی مغزی داد از این افکارش دست براداشت اگه نه فکر میکنم باید یه فصلی باعنوان "نبرد آرون و ائووین "به لوتر اضافه میشد :?
به مو:
از دستم در رفت مثبت دادم! :دی
درواقع فکر کردم میگی نبود گالادریل و ملیان تاثیر منفی نمی گذاشت!
حالا میخوام بپرسم میشه توضیح به من بدی این که در متن کتاب از حضور بانو گالادریل در دوران اول کم تر سخن گفته چه تاثیر سوئی در داستان میذاره؟
یعنی گالادریل تو اون لحظات چکار میتونست بکنه؟؟
بانو ملیان تا حد امکان به پند و نصیحت دادن می پرداختند اما این که کسی به پند و نصیحت های یک مایا وقعی نمی نهاد(و نتیجه شو هم میگرفت) یعنی نقش بانو کمه؟ خودتو فرض کن که به حرف معلمی گوش نمیدی و بدبخت میشی! {:دی} حالا میتونی بگی در عدم موفقیتت معلم نقش داشته؟ یعنی نقش منفی داشته؟ نه...تقصیر خودته.
بنابراین من جملتو اینطور اصلاح میکنم که بانو گالادریل و ملیان با فرض این که تاثیر مثبتی به داستان نداشتند تاثیر منفی هم نداشتند. این نکته ایه که باید بهش دقت کرد...
تور:عیب نداره با این پست جبران کن:دی
حقیقتش الان خودم هم نمی تونم جمله ام رو بفهم :دی ولی منظور من این بود که حداقل تخم و ترکه نومه نوری ها از ملیان به وجود آمد و لی گالادریل این نقش رو هم حتی نداشت فقط آرون ازش پدید اومد که از بی تاثیر ترین ها بود
در مورد نصیحت هاش هم به قول سعدی عامل بدون عمل به مثه زنبور بی عسل :? ملیان از قدرتی که داشت هیچوقت برای پیروزی(هر چند کوچیک) بر مورگوت استفاده نکرد و شاید تنها کار تاثیر گذارش بر آردا به دنیا آوردن لوتین بود
خب باز هم دلیلی بر تاثیر منفی نیست.
این رو هم در مورد بانو ملیان باید درنظر گرفت که بیشتر قدرتش صرف و خرج امن نگه داشتن دوریات به واسطه کمربند ملیان می شد. این یک حصار چوبین یا دیوار سنگی نبود. منطقه قدرت بانو ملیان و شاه تین گول بود تا کسی بدون اراده اون ها وارد نشه. شاید چون بیشتر توان ملیان صرف این قدرت و امن نگه داشتن دوریات از ورود دشمن می شد شاهد کمرنگ تر شدن فعالیت هاش در سایر زمینه ها هستیم. ضمن این که خیلی پیش گویی و نصیحت کرد اما کس دیگه ای عمل نکرد پس زنبور بی عسل هم اونا هستن نه بانو!
گالادریل هم به نظرم مهم ترین نقشش در دوران اول فراگیری حکمت در جوار بانو ملیان بود تا در دوران سوم یاری گر مردمان سرزمین میانه باشه...
دوستان، بعد از اين همه بحث و گفتگو من به يك نتيجه رسيدم:
همه ي اين شخصيت هاي بزرگ اثرات زيادي رو بر آردا داشتند.حالا ممكنه بعضي ها بيشتر و بعضي ها كمتر.ولي نكته ي مهم اينه كه كار هاي اين افراد مثل حلقه هاي زنجير به هم وصله.مثلا همان طور كه تور اشاره كرد كار هاي بانو مليان بود كه تا دوران سوم به همه كمك كرد.
قصد توهين به اين تايپك رو ندارم ولي نظر دادن درباره ي اين نظر سنجي كار مشكليه به هر حال هر كسي نظر شخصي خودش رو داره.
سلام و درود!
ببخشینا نمی خام دخالت کنم!!! ولی...
گالادریل دقیقا کجا چیکار کرده؟؟؟ تو دوران اول که هیچی! انصافا چه کار خیلی تاثیر گذاری کردن ایشون؟! بکمی واقع گرا باشین دیگه!
در باره دوران بعدی با قاطعیت نظر نمی دم چون هابیت رو کامل نخوندم.. ولی بعد از اون هم کار زیادی انجام نداد!
اما لوتین... اگه اون نبود مطمعنا سیلماریل از آنگباند بیرون نمی اومد... در ادامه تین گول نمی مرد... برن می مرد... دوریات هنوز بیشتر پایدار می کرد... انصافا شاید قرن ها صلح بر قرار باقی می موند... و اینکه لوتین فرزندانی رو زاد که نتیجشون میرسه به الروند...تاثیر الروند رو که نمی تونین انکار کنین می تونین؟؟؟
ینی واقعا تاثیر گالادریل به لوتین می چربه؟؟؟؟!!!!!
دوستان همه تفسیر کردن دیگه !!! من چی بگم ؟!!
ولی از نظر من مثل یه پازل , هر کدوم نقش خاصی در دنیای تالکین داشتن و نمیشه گفت کدوم بیش تر بوده , البته همون طور که مهدی هم گفته برخی هاشون پرت بودن دیگه :?
مثل اینه که بگیم تو داستان لوتر نقش آراگورن بیش تر بود یا گندالف , هر کدوم نقش خاص خودشونو داشتن !
ولی من به ملیان رای دادم چون اولا نقشی مثل گندالف داشت و کلا روی سرنوشت الف های سرزمین میانه خیلی اثر داشت , و صد البته گزینه بعدیمم لوتینه !
چرا ایدریل هیچی رای نیاورده؟!! :))
بیاین در صورت نبودنش حوادث رو بررسی کنیم...اگر ایدریل نبود:
معلوم نبود جون اون همه مردمی که در سقوط گوندولین توسط ایدریل و گذرگاه مخفی نجات پیدا کردن، نجات پیدا کنه!
دیگه من انگیزه ای برای موندن در گوندولین نداشتم و سرنوشت من هم عوض می شد، در جنگی کشته می شدم یا گوشه ای به زندگی می پرداختم.
دیگر نیمه الفی به نام ائارندیل وجود نداشت...اگر هم کسی بود انگیزه ای برای رفتن به غرب نداشت...
اگر سفیری به غرب برای بخشش نمی رفت، کل سرزمین میانه نابود می شد و ملکور به اون مسلط می شد...
هر کسی رو که میشناختین در سرزمین میانه کشته می شد، هر بنایی رو که میشناختین ویران می شد، پلیدی به تمام سرزمین میانه سرایت می کرد و حتی با قدرت گرفتن ملکور امیدی به زندگانی در آمان و غرب هم نبود و برای بار سوم قدرت والار به چالش کشیده می شد و معلوم نیست این بار هم ملکور شکست بخوره...
ببینم مردی {صفت هست!} هست که این دلایل رو بپذیره و گزینه شو عوض کنه یا نه... :|
تور عزیز نمیشه که کلا ایدریل نباشه. بهتره میگفتی اگه ایدریل اون گذرگاه رو نمی ساخت چی میشد.
بهر حال ائارندیل که قبل از سقوط گوندولین بدنیا اومده بود.
اما درست میگی... زنای سرزمین میانه هم به حق کارای خیلی عظیمی کردن که بعضیاش در نگاه اول به چشم نمیان. مثلا همین مورون:
اگه تورین و نیه نور رو بدنیا نمی آورد به لگ کشته نمیشد... گویندور هم کشته نمیشد... یه جایی واسه خودش تو آوارگی زندگی میکرد شایدم به گروهی از الف ها میپیوست و میتوست خوشبخت بشه...
نیه نور خودکشی نمیکرد... با اون بچه ای که تو شکمش داشت. گرچه زنای سرزمین میانه اغلبشون تاثیرات بسیار مثبتی توی پایدار موندنش داشتن اما این مورد خیلی نحسی به بار آورد...
بهر حال من برای انتخابم یه هفته فکر کردم. و زندگی همه ی شخصیتای مونث رو مرور کردم و لوتین رو انتخاب کردم....
که از نسل اون بود که اون همه ادمای بزرگ و ابر قهرمان بوجود اومدن... کسی که شجاعت اینو داشت که به مبارزه ی تن به تن ملکور بره. گرچه عشق بهش این شجاعت رو داد. و بقیه ی دلایلی که دوستان مطرح کردن و من دیگه تکرار نمیکنم.
در ضمن متاسفانه مرد هم نیستم که انتخابمو عوض کنم. وگرنه دریغ نمیکردم. :))
خب برای مشخص شدن نقشش و تاثیر عظیمی که داشته اومدم و نقشش رو از داستان حذف کردم. دیدیم که چه مشکلات عظیمی به وجود اومد و در واقع جلوی انجام چه کار های بزرگی گرفته شد. دیگه وقتی مادر نباشه بچه از کجا میخواد بیاد و بقیه عوامل...شاید در این گزینه ها اگر نقش بعضی دیگر رو حذف کنی کار به نابودی سرزمین میانه نمیکشه! بانو ایووین، آره دل، حتی لوتین که خودم رای بهش دادم و ...اما ایدریل، این طور که بیان شد در پست قبلیم با وجودش، تاثیر بزرگی در سیر حوادث به وجود آورد...
البته من هم نمیخوام رای کسی رو عوض کنم فقط میخواستم به فکر دوباره فرو برید و دوباره قضاوت کنید. اون وقت احتما تغییر رای از طرف خودتون هست...
درضمن، تاکید کردم که مرد صفت هست :))
نه آقا مرد صفت دیگه احتمالا هستم...
من در نظر گرفتم که فقط اگه ایدریل گذرگاه رو نمیساخت...
اما بالاخره تورگون باید یه بچه ای چیزی داشته باشه دیگه.
اگه بخوایم در مورد بود و نبود شخصیت ها بحث کنیم کلا یه تاپیک جداگونه لازمه. اما اینجا فقط داریم تاثیر شون و کارایی که برای زنده موندن سرزمین میانه انجام دادن رو بررسی میکنیم. (خب خودش اینو میدونه!!!)
در مورد ایووین و آره دل باهات موافقم و البته مورون رو هم به این لیست اضافه میکنم.
تاثیر آره دل و مورون , شومی و پلیدی رو به همراه داشت.که البته ایدریل تا حدی تونست شومی تاثیر آره دل رو جبران کنه...
اینو هم بگم که توی انتخابم بین همین ایدریل خانم شما و لوتین و ملیان بانو خیلی با خودم کلنجار رفتم.
آرون.
خیلی وفاداره.
یه جورایی انگیزه ی آراگورن بود.
عشقش رو من خیلی تاثیر گذاشت...روی دنیای تالکین نمیدونم!!!!! :)
به به!به به!
چه نظرسنجی زیبایی...جون میده از ته تالار بکشیش بالا :دی
البته قبلش گزینه تو عوض کنی ![]()
1.آره دل:والا دوسش دارم اما هیچ کار خاصی نکرد!به جز مسبب نابود شدن گندولین ![]()
2.الوینگ:بازم کار مفیدی واسه آردا نکرد
3.ایدریل:فقط تونل گندولینو ساخت که ائارندیل زنده بمونه!البته خانواده خوبین کلا (جز پسرعموم تور!! :|)
4.لوتین:انتخاب من!آقا یه سیلماریل دزدید.مورگوتو خوار کرد.سائرونو خاک کرد.ماندوسو احساسی کرد.مانوهو قانع کرد.الوه رو ضایه کرد(بهترین کارش :دی).برنم که همش جمع میکرد.ملتیو امیدوار کردیه خاندان پر افتخارم که تحویل آردا داد! چیکار نکرد آخه؟!اومد و رفت اما کل دوران های آردا رو ساپورت کرد
5.ملیان:خوب بود دلسوز بود اما هر کاری کرد هی!!! نشد! ![]()
6.آه...مادر نگون بختم!زن سرسخت و مغروری بود.شایسته ی هورین بزرگ مرد!اما خب کار خاصی نکرد.
7.ائووین:بی شک انتخاب دوممه!کشتن ویچ کینگ کم کاری نیست.دست کم انتقام داییشو گرفت و دست راست دست راست پلیدترین موجود آردا رو کشت!
8.بسنده میکنیم به هه! ![]()
9.قبلا اینو انتخاب کرده بودم اما اشتباهه.کار خاصی نکرد :/
10.سایر:خب نیه نورم انتخاب سوممه:پس از مدتی دنیا رو از الطاف تورین در امان نگه داشت! ![]()
بین همه اینا لوتین از همه برتر بود اصلا یه چیزه دیگه ای بود وفاداریش به برن و عاشقه یه انسان شد و بخاطر اون تا ته جهنم هم رفت با کسایی در افتاد که خیلی ها جرأت روبرو شدن با اونا رو نداشتن اگه لوتین نبود دیگه اون بزرگ مردانی که در دوران های بعدی متولد شدن هم نبودن و مطمئنن بدون وجوده فرزندان لوتین کاره دنیا در دوران سوم لنگ میموند .
بعدشم ائووین از همه تاثیر گذار تر بود کشتن ویچ کینگ کاری که خیلی از مردا نتونستن از پسش بر بیان واقعا بانوی شجاع و با شهامتی بود که بخاطر عموش با اون در افتاد و پیروز هم شد هرچند که مری هم بهش کمک کرد .
از بین گزینه ها لوتین تاثیر گذار تر از همه بود .عشق اون به برن بی همتاست و هر کاری برای عشقش برن کرد و برای نجاتش یکه و تنها و فقط با هوآن که جرعت و شجاعت بالایی میخواست کرد و به خاطر عشث آن دو فرزندان بسیار بزرگی متولد شد که نقش های بزرگی ایفا کردن
بعد از اون هم ائووین
پ.ن 1 : چرا این همه گالادریل رای آورد 
مسلما و به طور قطع ، بانو لوتین تینویل . البته ائووین هم خوب بود ، ولی به چاش کشیدن قدرت سرور سروران تاریکی کجا و مبارزه با یه نزگول کجا :دی
من به ملیان رای دادم. چه معنی میده امتیازش از آرون کمتر باشه؟
دلیل: قدرتمندتر از بقیه ی شخصیت هاست و آگاهانه در دنیا به ایفای نقش پرداخته. ملیان کسیه که در وهله ی اول با عقب روندن اونگولیانت و بعد از اون محروس ساختن دوریات، باعث شد که بخشی از سرزمین میانه از دستبرد ملکور حفظ بشه و یک پادشاهی الفی، یک تمدن(نه فقط سکونتگاهی دورافتاده، لب دریا مثلا)، شکل بگیره.-گالادریل فقط سایه ی ملیان در دوران سومه-.
سرزمین دوریات به اراده ی ملیان پدید اومد، با اراده ی اون دوام آورد، و در نهایت به دست های خودش، با سکوت در برابر اتفاقات، از بین رفت.(البته مردم رو الوه گرد هم آورد.)
وجود دوریات زمینه ساز شکل گیری تمدن های نولدور در سال های بعد شد.
دلیل رای ندادن به دیگران: از نظر من تأثیرگذاری دو تا شرط داره: اول اینکه باید مربوط به انتخاب ها و عملکرد خود فرد باشه، برای همین به کسی به خاطر اینکه فرزندان یا نوادگانش کارهای مهمی کردن، امتیاز نمی دم.(که همین لوتین رو می فرسته وسطای جدول
)
دوم اینکه ترجیحا فرد به علت و تبعات تصمیم های خودش آگاه باشه. یه گزینه که به نظرم حقش نیست اینطوری بدون رای بمونه الوینگه. کار مهمش این بود که با سیلماریل پرید توی دریا و احتمالا امیدوار به خودکشی بود. اگه اون و سیلماریلش نبودن ائارندیل نمی تونست از بله گایر بگذره و والار تا قیام قیامت همینطوری "چشم به راه در بی خبری" می موندن! ولی چون الوینگ بدون آگاهی سبب خیر شده، ازش صرف نظر کردم.
خب تصمیم های و اقدامات لوتین همه ش در راستای برآوردن اهداف شخصی بوده و چیزی نیست که بشه بهش افتخار کرد. تأثیری که بر سرزمین میانه گذاشت، عمدتا از جنس "عوارض جانبی" بود. و جاهایی که عارضه نبود هم جانبی بود! تفکرش هیچ کجا از ازدواج اون ور تر نرفت و اگه سرراهش مانع نمی تراشیدن هیچ کدوم از اون کارها رو نمی کرد. خودش اونقدر جاه طلبی و اقتدار نداشت که بتونه تأثیری بر دنیا بذاره.
بعضی پست ها مثل خمیازه می مونن و به شدت واگیر دارن. پس منم به نوبه خودم خمیازه ای می کشم تا خمیازه بعدی!![]()
تاثیر گذارترین در سرزمین میانی یا در ذهن مخاطب؟ تاثیر گذارترین از نظر اعمال یا طراحی شخصیت یا حواشی حول شخصیت؟ ترجیح میدم ترکیبی از اینهارو به کار ببرم.
1) آره دل: آره دل شخصیت جالبی بود، ترکیبش با شخصیت عجیب و غریب ائول و همچنین تورگون و مایگلین نتیجه اش یه تراژدی بود. تراژدی ای که می تونست با پیچش در روایت و اضافه کردن اثری کاملا مستقل، درگیر کننده و عظیم بشه( که البته نشد).
2) الوینگ: شخصیتی نبود که خیلی باعث واکنشی اعم از مثبت یا منفی بشه!
3) ایدریل: این شخصیت سیمین پای البته در نجات جان مردمان گوندولین نقش بسزایی داشت ولی از نظر تاثیر گذار بودن شخصیت بر مخاطب یه چیزی صرفا در حد الوینگ بود!
4 و 5)لوتین و ملیان: در ذهن من لوتین، ملیان و الوه در نوع خودشون خانواده جالبی بودن البته از نوع منفی! هرچقدر ترکیب مورون- هورین و تورین یا آره دل - ائول به نظر پتانسیل داستانی و جا برای کار داشت بخصوص لوتین و ملیان فاقد اون بودند. کارهای عجیب و گاها احمقانه یا خودخواهانه ای که با پیش فرضی از خرد و شجاعت و شگرف بودن همراه بود حداقل دل من یکی رو زد طوری که هیچ وقت از این خانواده و سه شخصیت خوشم نمیاد و متاسفانه از موقعی یادمه از نظر داستان -طرح داستان برن و لوتین و حدیث آشنایی الوه و ملیان ضعیف ترین بودن.
6) مورون: ترکیبی از وقار، استواری، غم، غرور و دست ظالم تقدیر این شخصیت رو به مکملی جادویی برای شخصیت عالی هورین در آورده بود. زوجی که فرزندی مثل تورین داشتند که از بهترین شخصیت های پرداخته شده در دنیای تالکین بود ( از توضیف بقیه خانواده می گذرم). اثر نفرین مورگوت و نقش تقدیر در زندگی این خانواده مفلوک عجیب زنده و واقعی بود و همیشه برای من عجیب بود تالکین که همیشه داستان هاش موج عظیمی از امید و شادی رو داشت چقدر جالب غم، تباهی انسان ها و تاریکی درون و بیرون و ماهیت متلاطم فطرت مخلوقات را به تصویر کشیده.
7) ائووین: ترکیبی از سادگی، وقار، شجاعت و مظلومیت. شیرزنی که کنج عزلت رو انتخاب نکرد و شجاعانه کاری رو کرد که رنگی از افسانه داشت یعنی نابودی شاه جادو پیشه انگمار! و همین برای اینکه انتخاب من ایشون باشن کافیه.
8) آلاتاریل بانی روشنایی مصداق بارز بیرون گود نشستن و امر به لنگ کردن بود! گالادریل به نوعی همون فئانور بود اما مقداری منطقی و مثبت تر( یا منفی تر؟). در دوران اول و دوم خیلی نقش خاصی رو از ایشون انتظار می رفت رو حداقل من ندیدم ولی در دوران سوم و به همراه الروند در اتحاد و هماهنگی نیروهای خیر بر علیه خصم دیرین سائورون داشت. در نهایت تاثیر اصلی ایشون چه در ذهن من مخاطب و چه دنیای تالکین این جمله طلایی بود که : از امتحان قبول شدم.کوچک می شوم وبه غرب می روم و گالادریل می مانم.
گالادریل نمادی از عمیق شخصیت شدن و بازگشتن به خویشتن بود و ترکیبی ایده آل از غرور و منیت و سرکشی، خرد و صبرو در نهایت میل به جاودانگی و ابدیت . ترکیبی که باعث شد ایشون به راه فئانور نره:
همه مرا دوست خواهند داشت ودر عین حال مایوس خواهند بود.
و گالادریل زمانی که کوچک بودن ابنا بشر( ابنا الف) در مقابل جاودانگی و ماهیت و حقیقت شادی و شاد زیستن را درک کرد گام آخر را برداشت گامی که فئانور بر نداشت و تماما طریقه سرکشی و التهابو پیمود و البته تام بامبادیلو از اول در این مسیر بود و در حین کوچکی بزرگ و بی نظیر بود و بی نظیر ماند( که این حدیث خودش شرح مفصل جداگانه ای رو می طلبه).
9) آرون: این بزرگوار هم مصداق بارز هیاهوی بسیار برای هیچ بود. حتی اون دیوانه بازی های لوتین رو هم انجام نداد و یه تنه علیرغم توصیف و پیش فرض داستان صرفا در حد جایزه لپ لپ ( بخونید محرک آراگورن) برای آراگورن بود!![]()
البته چند شخصیت (و یا اسم بود که حیفم اومد ازشون اسم نبرم)
10)اولین شخصیت ارندیس بود. این ترکیب آلداریون و ارندیس و سرکشی و لجبازی ای که در طراحی شخصیت ارندیس وجود داشت برام جالب بود. المانی که ترکیبش با خصوصیات خاص آلداریون باعث دور شدن روز بروز ایشون ااین دو از همدیگه شد. رابطه این دو از طرح داستان های بود که در صورت افزودن اوج و فرود و جزئیات کامل کننده می تونست داستانی کامل و واقعا ماندگار و مستقل در مورد دوران دوم باشه.
11) آر زیمرافل (میریل): البته ایشون نقش خاصی رو به شخصه در دنیای تالکین نداشت ولی برای من به نوعی یادآور شاهزادگان زن ساسانی در دوران افول این سلسله بود. اشخاصی مثل پوراندخت و آزرمی دخت که ترکیبشون مثل شخصیت میریل بود و به خصوص ترکیب میریل و آر فارازون عجیب منو یاد آزرمی دخت - رستم فرخ زاد ( البته از جهاتی) می انداخت. هردو این سلسله ها در دورانی عجیب و غم انگیز بودند یکی در دنیای واقعی و یکی در دنیای فانتزی و تلخ تر اینکه برگ ها زمانی می ریزند که فکر می کنند که طلا شده اند.
انتخاب بین ائووین و گالادریل سخته ولی فکر کنم ائووین تاثیر گذار تر بود. یا شاید هم گالادریل. چون معمولا گالادریل و بقیه یه چیزی رو می دونستن. ولی نمی رفتن دنبالش. { اطلاعاتم کافی نیست }
ولی نه، فکر می کنم گالادریل یا آرون تاثیر گذار تر بودن. آرون نذاشت فرودو به دست نازگول ها بیافته، در حالی که ائووین داشت همینطوری اون وسط می جنگید و هی می گفت: « من می خوام بجنگم » در واقع اون شخصیت فوق العاده ای بود. نمادی از تلاش برای هدف. ولی به نظرم اگه حذفش کنیم. تمام شخصیت ها به خوبی و خوشی به مقصد می رسن. ولی گالادریل که اون آب نورانی که اسمش یادم نیست رو به فرودو داد و آرون که جونش رو نجات داد فکر کنم تاثیر گذار تر بودن.
پس نظرسنجی رو اشتباه جواب دادم ![]()

در 21 ساعت قبل، Aran Dur گفته است :ولی نه، فکر می کنم گالادریل یا آرون تاثیر گذار تر بودن. آرون نذاشت فرودو به دست نازگول ها بیافته، در حالی که ائووین داشت همینطوری اون وسط می جنگید و هی می گفت: « من می خوام بجنگم » در واقع اون شخصیت فوق العاده ای بود. نمادی از تلاش برای هدف. ولی به نظرم اگه حذفش کنیم. تمام شخصیت ها به خوبی و خوشی به مقصد می رسن. ولی گالادریل که اون آب نورانی که اسمش یادم نیست رو به فرودو داد و آرون که جونش رو نجات داد فکر کنم تاثیر گذار تر بودن.
پس نظرسنجی رو اشتباه جواب دادم
ائووین می گفت من فقط می خوام بجنگم؟![]()
ائووین واقعا جنگید. در واقع آرون اصلی و تحریف نشده توی فیلم فقط توی خونه نشست و اوج هنرش دوختن یک پرچم برای آراگورن بود. ائووین علاوه بر اینکه پرستار و محافظ داییش در برابر گریما بود، برای برادرش یه خانواده بود، رهبر مردمش شد و به میدون جنگ هم رفت، دومین ابر قدرت جبهه ی تاریکی رو کشت. می دونید گلورفیندل (همون کسی که در اصل فرودو رو نجات داد) در مورد ویچ کینگ چی میگه؟ میگه هیچ مردی (یا انسانی) نمی تونه ویچ کینگ رو بکشه. و برای همین هم ائووین میگه من مرد نیستم!
دیگه ویچ کینگ هم که توصیف نمی خواد. به اندازه ی کافی همه بهش ارادت دارند![]()
در 12 دقیقه قبل، Nienor Niniel گفته است :ائووین می گفت من فقط می خوام بجنگم؟
ائووین واقعا جنگید. در واقع آرون اصلی و تحریف نشده توی فیلم فقط توی خونه نشست و اوج هنرش دوختن یک پرچم برای آراگورن بود. ائووین علاوه بر اینکه پرستار و محافظ داییش در برابر گریما بود، برای برادرش یه خانواده بود، رهبر مردمش شد و به میدون جنگ هم رفت، دومین ابر قدرت جبهه ی تاریکی رو کشت. می دونید گلورفیندل (همون کسی که در اصل فرودو رو نجات داد) در مورد ویچ کینگ چی میگه؟ میگه هیچ مردی (یا انسانی) نمی تونه ویچ کینگ رو بکشه. و برای همین هم ائووین میگه من مرد نیستم!
دیگه ویچ کینگ هم که توصیف نمی خواد. به اندازه ی کافی همه بهش ارادت دارند
همونطور که گفتم، منظور من کارهایی نیست که ائووین کرد. منظور من کارهای اونه که روی داستان تاثیر می ذاره.
درسته که اون از داییش مراقبت کرد ولی آیا اگر ویچ کینگ رو نمی کشت. اتفاق خاصی در داستان می افتاد. یا اگه نمی جنگید. اتفاق خاصی برای پایان داستان می افتاد؟
اگه اون نبود، فرودو نمی تونست حلقه رو برسونه یا آراگورن کشته می شد یا ..... .
خیر، درسته که ائووین کارهای زیاد و بزرگی کرد ولی کارهاش در معلوم شدن سرنوشت میدل ارث و فرودو و آراگورن و ... تاثیری نداشت. شاید فقط مراقبت از داییش تاثیر گذار بود.
به هر حال با اینکه آروون هیچ کاری نکرد. همون نجات دادن فرودو از دست نازگول ها هم کار بزرگی بود.
با اینکه سارومان هیچوقت نمی خواست تئودن بمیره چون به محض اینکه تئودن می مرد، پسرش یا ائومر شاه می شد. اون می خواست تئودن رو تحت کنترل بگیره و قدرت تصمیم گیریش رو ازش بگیره. پس اگه ائووین نبود، تئودن نمی مرد و اتفاق خاصی هم نمی افتاد.
گفتم، ائووین کارهای بزرگی کرد ولی تقریبا هیچکدوم از کارهاش در معلوم شدن سرنوشت میدل ارث تاثیری نذاشت. حتی کشتن ویچ کینگ. کشتنش کار بزرگی بود. ولی تاثیری روی سرنوشت جنگ یا میدل ارث نداشت
در در 11/3/2017 at 8:04 PM، Aran Dur گفته است :همونطور که گفتم، منظور من کارهایی نیست که ائووین کرد. منظور من کارهای اونه که روی داستان تاثیر می ذاره.
درسته که اون از داییش مراقبت کرد ولی آیا اگر ویچ کینگ رو نمی کشت. اتفاق خاصی در داستان می افتاد. یا اگه نمی جنگید. اتفاق خاصی برای پایان داستان می افتاد؟
اگه اون نبود، فرودو نمی تونست حلقه رو برسونه یا آراگورن کشته می شد یا ..... .
خیر، درسته که ائووین کارهای زیاد و بزرگی کرد ولی کارهاش در معلوم شدن سرنوشت میدل ارث و فرودو و آراگورن و ... تاثیری نداشت. شاید فقط مراقبت از داییش تاثیر گذار بود.
به هر حال با اینکه آروون هیچ کاری نکرد. همون نجات دادن فرودو از دست نازگول ها هم کار بزرگی بود.
با اینکه سارومان هیچوقت نمی خواست تئودن بمیره چون به محض اینکه تئودن می مرد، پسرش یا ائومر شاه می شد. اون می خواست تئودن رو تحت کنترل بگیره و قدرت تصمیم گیریش رو ازش بگیره. پس اگه ائووین نبود، تئودن نمی مرد و اتفاق خاصی هم نمی افتاد.
گفتم، ائووین کارهای بزرگی کرد ولی تقریبا هیچکدوم از کارهاش در معلوم شدن سرنوشت میدل ارث تاثیری نذاشت. حتی کشتن ویچ کینگ. کشتنش کار بزرگی بود. ولی تاثیری روی سرنوشت جنگ یا میدل ارث نداشت
اصلا موافق نیستم که کشتن ویچ کینگ روی سرنوشت سرزمین میانه تاثیر نداشت. اتفاقا خیلی تاثیر داشت.
کسی که از اول داستان پا روی گلوی فرودو گذاشته بود و کارش رو برای رسیدن به کوه نابودی سخت کرد همین ویچ کینگ بود. اگه ویچ کینگ نمی مرد و حلقه دستش می افتاد این سرزمین میانه نبود که به فنا می رفت؟!
ویچ کینگ فرمانده ی فرماندهان سائورون بود. مثل قطع کردن دست راست دشمن میمونه. قطع کردن دستی که دشمن باهاش شمشیر می زنه چون هنوز سر دشمن رو نزدیم نمی تونه تاثیری داشته باشه؟
اگه بخوایم مثال بزنیم که سنگینی اش روی کفه ی ترازوی نیروهای شر مشخص تر بشه میشه گفت ویچ کینگ برای سائورون، حکم سائورون رو داشت برای مورگوت. سائورونی که بعد میاد خودش جای مورگوت رو پر می کنه. ویچ کینگ هم در اون دوران عینا همون نقش رو داره. قبل از اونم با حمله هاش به قلمروهای انسان ها و تصرف و کشت و کشتار و وحشتی که ایجاد می کنه، عملا بزرگ ترین قلمروی انسان ها رو فلج کرده بود. این هم خودش تاثیر خیلی بزرگیه که ویچ کینگ تو داستان داره.
و من باز تایید می کنم که آرون فقط توی خونه نشست و نجات فرودو فقط یه حقه ی سینمایی نه چیزی که تو کتاب باشه
![]()
در 31 دقیقه قبل، Nienor Niniel گفته است :اصلا موافق نیستم که کشتن ویچ کینگ روی سرنوشت سرزمین میانه تاثیر نداشت. اتفاقا خیلی تاثیر داشت.
کسی که از اول داستان پا روی گلوی فرودو گذاشته بود و کارش رو برای رسیدن به کوه نابودی سخت کرد همین ویچ کینگ بود. اگه ویچ کینگ نمی مرد و حلقه دستش می افتاد این سرزمین میانه نبود که به فنا می رفت؟!
ویچ کینگ فرمانده ی فرماندهان سائورون بود. مثل قطع کردن دست راست دشمن میمونه. قطع کردن دستی که دشمن باهاش شمشیر می زنه چون هنوز سر دشمن رو نزدیم نمی تونه تاثیری داشته باشه؟
اگه بخوایم مثال بزنیم که سنگینی اش روی کفه ی ترازوی نیروهای شر مشخص تر بشه میشه گفت ویچ کینگ برای سائورون، حکم سائورون رو داشت برای مورگوت. سائورونی که بعد میاد خودش جای مورگوت رو پر می کنه. ویچ کینگ هم در اون دوران عینا همون نقش رو داره. قبل از اونم با حمله هاش به قلمروهای انسان ها و تصرف و کشت و کشتار و وحشتی که ایجاد می کنه، عملا بزرگ ترین قلمروی انسان ها رو فلج کرده بود. این هم خودش تاثیر خیلی بزرگیه که ویچ کینگ تو داستان داره.
و من باز تایید می کنم که آرون فقط توی خونه نشست و نجات فرودو فقط یه حقه ی سینمایی نه چیزی که تو کتاب باشه
حقه ی سینمایی؟ دقیق نمی دونم. اونجاها رو خوندم ولی یادم نمیاد. آروون مطمئنم فرودو رو نجات داد
چون شما { مثل من } طرفدار ائوون هستین دلیل نمیشه حقیقت رو نادیده بگیرید. درسته که ویچ کینگ دست راست سارون بود و همه چیز رو نابود کرد و همه کس رو کشت و پاش رو گذاشته بود روی گلوی فرودو و حتی به فرودو شمشیر زد. ولی حرف من اینه که کشتن ویچ کینگ چیزی نبود که باعث بشه سرنوشت میدل ارث تغییر کنه.
ائوون وقتی ویچ کینگ رو کشت که دیگه زنده و مرده بودنش تاثیری روی رسیدن فرودو به کوه نابودی نداشت وگرنه 8 تا شبح دیگه زاپاس سارون بودن.
همه ی این شخصیت ها بزرگن و مرگ و زندگی هر کدومشون تاثیر زیادی داشت مخصوصا ویچ کینگ، ولی اگه ائوون ویچ کینگ رو نمی کشت. هیچ تغییری در سرنوشت میدل ارث بوجود نمی اومد. پس نتیجه می گیریم با اینکه ائوون شخصیت بزرگی بود ولی در سرنوشت میدل ارث تاثیری نداشت.
اگه ائوون ویچ کینگ رو نمی کشت. شبح های آراگورن می کشتن.
بازم می گم. من منکر این نیستم که ائوون شخصیت بزرگی بود و واقعا با کشتن ویچ کینگ کار بزرگی کرد. من دارم می گم که کارهای بزرگ اون، تاثیری در رسیدن فرودو به کوه نابودی و نابود کردن حلقه و در نتیجه تغییر دادن سرنوشت میدل ارث نداشت
دوستان منصفانه رای بدین...یکی بگه دقیقل گالادریل چه نقشی داشت؟:|
بین ملیان و لوتین باید رقلبت سنگینی باشه که نیست متاسفانه در عوض سینه چاکان گالادریل دارن خود نمایی میکنن.
لوتین که خیلی نقش پر رنگی داشت کلا نه تنها فصل مستقل برن و لوتین بلکه حوادث سلسله وار بعدش هم ما تاثیرش رو میبینیم.
به نظرم لوتین گزینه معقول تریه.
راستی هدفتون از خاک برداری از این نظر سنجی چی بود؟:|
در 46 دقیقه قبل، *فئانور* گفته است :دوستان منصفانه رای بدین...یکی بگه دقیقل گالادریل چه نقشی داشت؟:|
بین ملیان و لوتین باید رقلبت سنگینی باشه که نیست متاسفانه در عوض سینه چاکان گالادریل دارن خود نمایی میکنن.
لوتین که خیلی نقش پر رنگی داشت کلا نه تنها فصل مستقل برن و لوتین بلکه حوادث سلسله وار بعدش هم ما تاثیرش رو میبینیم.
به نظرم لوتین گزینه معقول تریه.
راستی هدفتون از خاک برداری از این نظر سنجی چی بود؟:|
دوست عزیز بیشتر کسایی که توی نظرسنجی گفته شده روی سرنوشت میدل ارث و .... تاثیر داشتن.
ما اینجا داریم بحث می کنیم که کی تاثیر نداشت 
در در 11/3/2017 at 8:04 PM، Aran Dur گفته است :همونطور که گفتم، منظور من کارهایی نیست که ائووین کرد. منظور من کارهای اونه که روی داستان تاثیر می ذاره.
درسته که اون از داییش مراقبت کرد ولی آیا اگر ویچ کینگ رو نمی کشت. اتفاق خاصی در داستان می افتاد. یا اگه نمی جنگید. اتفاق خاصی برای پایان داستان می افتاد؟
اگه اون نبود، فرودو نمی تونست حلقه رو برسونه یا آراگورن کشته می شد یا ..... .
خیر، درسته که ائووین کارهای زیاد و بزرگی کرد ولی کارهاش در معلوم شدن سرنوشت میدل ارث و فرودو و آراگورن و ... تاثیری نداشت. شاید فقط مراقبت از داییش تاثیر گذار بود.
به هر حال با اینکه آروون هیچ کاری نکرد. همون نجات دادن فرودو از دست نازگول ها هم کار بزرگی بود.
با اینکه سارومان هیچوقت نمی خواست تئودن بمیره چون به محض اینکه تئودن می مرد، پسرش یا ائومر شاه می شد. اون می خواست تئودن رو تحت کنترل بگیره و قدرت تصمیم گیریش رو ازش بگیره. پس اگه ائووین نبود، تئودن نمی مرد و اتفاق خاصی هم نمی افتاد.
گفتم، ائووین کارهای بزرگی کرد ولی تقریبا هیچکدوم از کارهاش در معلوم شدن سرنوشت میدل ارث تاثیری نذاشت. حتی کشتن ویچ کینگ. کشتنش کار بزرگی بود. ولی تاثیری روی سرنوشت جنگ یا میدل ارث نداشت
دوست عزیز در کتاب گفته شده گلورفیندل فرودو رو نجات میده 
فرض کن ویچ کینگ کشته نمیشد : به احتمال صد در صد گندالف کشته میشد ، آراگورن هم شکست میخورد ، گونور سقوط میکرد . بعدش مگه ویچ کینگ کشکه که شبح ها بکشنش ؟ بعدشم خط زمانی داستانو یه کم تو ذهنت مرتب کن : زمانی که ویچ کینگ کشته شد ، تقریبا مساوی با اسیر شدن فرودو. اگه ویچ کینگ کشته نمیشد میرفت و .... .
فرودو هم آرون نجات نداد ، یه نجیب زاده الف بود که اسمشو یادم نیست .
پ ن : خدا وکیلی گالادریل چی کار کرد ؟ الان من ایجا دارم میسوزم از اینکه رای لوتین کمتر از گالادریله ! گالادریل فوق کمکش دادن لمباس بود ، یه چارتا هم حرف زد که اصلا لازم نبود . آخرشم فقط دستشو گرفت بالا و رفت .
در 6 دقیقه قبل، 6lord majid6 گفته است :دوست عزیز در کتاب گفته شده گلورفیندل فرودو رو نجات میده
در 6 دقیقه قبل، lord of gondolin گفته است :فرودو هم آرون نجات نداد ، یه نجیب زاده الف بود که اسمشو یادم نیست .
خب، حرف شما متین و درست و من قبول دارم. پس آروون هم رفت توی لیست سرنوشت نسازان 
در 7 دقیقه قبل، lord of gondolin گفته است :زمانی که ویچ کینگ کشته شد ، تقریبا مساوی با اسیر شدن فرودو. اگه ویچ کینگ کشته نمیشد میرفت و .... .
پس شبح های دیگه چیکار می کردن؟ حتما باید ویچ کینگ می رفت سراغ فرودو
هنوزم به نظرم کشتن ویچ کینگ تاثیری نداشته
در 4 دقیقه قبل، Aran Dur گفته است :
خب، حرف شما متین و درست و من قبول دارم. پس آروون هم رفت توی لیست سرنوشت نسازان
پس شبح های دیگه چیکار می کردن؟ حتما باید ویچ کینگ می رفت سراغ فرودو
هنوزم به نظرم کشتن ویچ کینگ تاثیری نداشته
نمیشه این همه ارتش و بند و بساطو بدون فرمانده ول کرد رفت که . بعدش قدرت ویچ کینگ اصلا قابل قیاس با بقیه نبود . فرودو ممکن بود بتونه از پس اون یکی ها بر بیاد ، اما شانسش در مقابل ویچ کینگ صفر بود .
در 3 دقیقه قبل، lord of gondolin گفته است :نمیشه این همه ارتش و بند و بساطو بدون فرمانده ول کرد رفت که . بعدش قدرت ویچ کینگ اصلا قابل قیاس با بقیه نبود . فرودو ممکن بود بتونه از پس اون یکی ها بر بیاد ، اما شانسش در مقابل ویچ کینگ صفر بود .
اونا حلقه ای رو از فرودو پیدا نکرده بودن. فقط یه هابیت رو گرفته بودن و فکر نکنم به محض تموم شدن جنگ { که اگه ائووین ویچ کینگ رو نمی کشت، حتما ارواح می کشتنش } ویچ کینگ یه راست می رفت سراغ فرودو.
در حالی که بالاخره دهن سارون رفت سارغش و زره میتریل رو پیدا کرد ولی خود فرودو و سم از اونجا رفته بودن.
ائووین فقط می تونست با کشتن ویچ کینگ تاثیر داشته باشه که اون هم به نظرم زنده و مرده بودنش تاثیری نداشت.
آخه حلقه رو پیدا نکرده بودن که ویچ کینگ تا کریتیس آنگول پرواز کنه. مطمئنا پس از بازگشتش بهش خبر می دادن که تا خبردار بشه و بره بررسی کنه. فرودو خیلی وقت بود از اونجا رفته بود
در 11 دقیقه قبل، Aran Dur گفته است :اونا حلقه ای رو از فرودو پیدا نکرده بودن. فقط یه هابیت رو گرفته بودن و فکر نکنم به محض تموم شدن جنگ { که اگه ائووین ویچ کینگ رو نمی کشت، حتما ارواح می کشتنش } ویچ کینگ یه راست می رفت سراغ فرودو.
در حالی که بالاخره دهن سارون رفت سارغش و زره میتریل رو پیدا کرد ولی خود فرودو و سم از اونجا رفته بودن.
ائووین فقط می تونست با کشتن ویچ کینگ تاثیر داشته باشه که اون هم به نظرم زنده و مرده بودنش تاثیری نداشت.
آخه حلقه رو پیدا نکرده بودن که ویچ کینگ تا کریتیس آنگول پرواز کنه. مطمئنا پس از بازگشتش بهش خبر می دادن که تا خبردار بشه و بره بررسی کنه. فرودو خیلی وقت بود از اونجا رفته بود
یه بار دیگه فکر کن ! حتی تو فیلم هم نشون میده که ارک ها سر حلقه و زره با هم دعواشون میشه . ینی فرودو رو لخت کرده بودن حلقه رو ندیده بودن ؟ بعدش مسلما سائرون انقدر احمق نیست که همه بفرسته جنگ ، حتما یکی از نزگول تو باراد دور مونده بوده ، یه جیغ میکشیده ویچ کینگ میومده :دی
در 2 ساعت قبل، lord of gondolin گفته است :یه بار دیگه فکر کن ! حتی تو فیلم هم نشون میده که ارک ها سر حلقه و زره با هم دعواشون میشه . ینی فرودو رو لخت کرده بودن حلقه رو ندیده بودن ؟ بعدش مسلما سائرون انقدر احمق نیست که همه بفرسته جنگ ، حتما یکی از نزگول تو باراد دور مونده بوده ، یه جیغ میکشیده ویچ کینگ میومده :دی
دوست من، مثل اینکه شما هستی که باید به فیلم دقت کنید. اورک ها سر طمعشون به زره با هم دعوا کردن در حالی که وقتی سم فکر می کنه که فرودو مرده، حلقه رو قبل از اینکه اورک ها برسن بر می داره پس اورک ها حلقه ای رو از فرودو نمی گیرن.
درضمن، مگه مدرسه ی دخترانست که یکی جیغ بکشه بقیه بیان
چرا باید یه نازگول وقتی فهمید یه کسی توی کریتیس آنگوس اسیره، ویچ کینگ رو صدا بزنه؟ خب خودش می ره سراغش. توی گاندور که نیست. توی کریتیس آنگوله. درضمن، همه ی نازگول ها تحت فرمان سارون هستن. اول اونا به سارون sms می دن و یعد سارون برای ویچ کینگ forward می کنه 
خلاصه می کنم: اگه ویچ کینگ به دست ائووین کشته نمی شد و حتی به دست اشباح هم کشته نمی شد. بعد از تموم شدن جنگ بر می گشت و مطمئنا تا وقتی که برگرده فرودو از اونجا رفته بود. اگر هم نرفته بود، ویچ کینگ یه راست نمی ره سمت کریتس آنگول بخاطر یه مسئله ی کوچیک. و تا بهش خبر بدن و برسه فرودو رفته بود. و اگه نازگول دیگه ای هم بود حتما باید توی داستان سر و کلش پیدا می شد که نشد. پس نتیجه می گیریم که زنده بودن ویچ کینگ در رسیدن فرودو به کوه نابودی تاثیری نداشت و در نتیجه ائووین هم تاثیری نداشت. چون اگه سارون از وجود فرودو آگاه می شد، مطمئنا نه تنها ویچ کینگ بلکه همه ی 9 اشباح رو می فرستاد سراغش و توی فیلم نفرستاد. ممنون
درضمن نهایی، تالکین می نویسه که وقتی سارون فهمید فرودو با حلقه وارد کوه نابودی شده، خیلی پشیمون شد که چرا در اونجا رو گل نگرفت
. پس بله، سارون انقدر احمقه
در 2 ساعت قبل، Aran Dur گفته است :
خلاصه می کنم: اگه ویچ کینگ به دست ائووین کشته نمی شد و حتی به دست اشباح هم کشته نمی شد. بعد از تموم شدن جنگ بر می گشت و مطمئنا تا وقتی که برگرده فرودو از اونجا رفته بود. اگر هم نرفته بود، ویچ کینگ یه راست نمی ره سمت کریتس آنگول بخاطر یه مسئله ی کوچیک. و تا بهش خبر بدن و برسه فرودو رفته بود. و اگه نازگول دیگه ای هم بود حتما باید توی داستان سر و کلش پیدا می شد که نشد. پس نتیجه می گیریم که زنده بودن ویچ کینگ در رسیدن فرودو به کوه نابودی تاثیری نداشت و در نتیجه ائووین هم تاثیری نداشت. چون اگه سارون از وجود فرودو آگاه می شد، مطمئنا نه تنها ویچ کینگ بلکه همه ی 9 اشباح رو می فرستاد سراغش و توی فیلم نفرستاد. ممنون
خل نتیجه گیریتون اشتباهه : )
منم دلایل رو بالا گفتم. وقتی شما چیزی رو که خیلی خیلی مهمه پیدا کنید و رییسی هم مثل ویچ کینگ داشته باشید حتما اول به اون خبر میدید. چون می دونید اگه خب ندید و سر خود کاری کنید عواقب وحشتناکی داره.
برحال اینجا نظر سنجیه. شما باید نظر خودتون رو بدید. اما من و احتمالا دوستان با این دلایل قانع نشدیم که کشتن ویچ کینگ روی سرزمین میانمه تاثیری نداشته وقتی هم دست راست بودن ستئورونش رو قبول دارید هم تمام کارها و نقش هاش رو.
سائورون در لحظات آخر تمام حواسش سمت ارتش رفت و از فرودو پرت شد و دیدیم که اشباح هم به سمت مونت دوم رفتند اون لحظه ای که فرودو غفلت کرد و توجهشون رو جلب کرد. اما اونی که هدایت این تعقیب و گریز طولانی رو به عهده داشت ویچ کینگ بود. پس نمیشه گفت تاثیری نداشت. برحال.... : )
در 41 دقیقه قبل، Nienor Niniel گفته است :خل نتیجه گیریتون اشتباهه : )
منم دلایل رو بالا گفتم. وقتی شما چیزی رو که خیلی خیلی مهمه پیدا کنید و رییسی هم مثل ویچ کینگ داشته باشید حتما اول به اون خبر میدید. چون می دونید اگه خب ندید و سر خود کاری کنید عواقب وحشتناکی داره.
برحال اینجا نظر سنجیه. شما باید نظر خودتون رو بدید. اما من و احتمالا دوستان با این دلایل قانع نشدیم که کشتن ویچ کینگ روی سرزمین میانمه تاثیری نداشته وقتی هم دست راست بودن ستئورونش رو قبول دارید هم تمام کارها و نقش هاش رو.
سائورون در لحظات آخر تمام حواسش سمت ارتش رفت و از فرودو پرت شد و دیدیم که اشباح هم به سمت مونت دوم رفتند اون لحظه ای که فرودو غفلت کرد و توجهشون رو جلب کرد. اما اونی که هدایت این تعقیب و گریز طولانی رو به عهده داشت ویچ کینگ بود. پس نمیشه گفت تاثیری نداشت. برحال.... : )
نه مثل اینکه توضیحات من فایده نداره. من بخاطر سوال تاپیک اهمیتی نمی دم که ویچ کینگ که بود و چه کرد. اصلا ذره ای اهمیت نمی دم. حرف اصلی من اینه که ائووین با کشتن ویچ کینگ هیچ تاثیری روی میدل ارث نذاشت اولا چون مرگ ویچ کینگ بعد از تعقیب و گریز فرودو بود. { که مسلما همه این رو می دونیم }
دوما، هیچ رقمه امکان نداشت با زنده موندن ویچ کینگ فرودو به هدفش نرسه.
هیچ کدوم از کاربرها دلیل قانع کننده ای برای اینکه ویچ کینگ کل مسافت میناس تریث تا کریتیس آنگول رو برای بررسی یه دستگیری هابیت طی کنه نمیارن