روایت حمله اسماگ به اره بور و دیل
اینکه جکسون این قسمت رو نشون میده رو دوست دارم چون کسی که کتابو نخونده باشه میفهمه که فیلم پشتش تاریخ داره و به همین دلیل دنبال کردنش براش جذاب تر و مهم تر میشه.
حضور تراندویل رو هم با اینکه تو دو صحنه بیشتر نشونش نمیده دوست داشتم.ضعفش هم بنظرم ترور یکم کارتونی شده بود.
میهمانی غیر منتظره
اومدن گندالف پیش بیلبو و صحبتشون .خیلی خوشم اومد که پیتر دیالوگ هایی دقیق کتاب آوارده بود. وصحنه ی بیلبوی پیر(با این که تو کتاب نیست ولی ما میفهمیم که این قسمت همون جاییه که بیلبو نوشتن کتابشو شروع میکنه واسم جالب بود و خوشم اومد)
آواز آخری که میخونن(پشت کوه های مه آلود)فوق العاده بود.
نبرد دورف ها در مقابل دروازه های موریا
دلیل نفرت تورین به آزوگ به خوبی به بیننده نشون داده میشه و اینکه چرا لقب تورین تورین سپر بلوطه:دی
ولی خب کلا صحنه های نبردشو نمیشه زیاد با لوتر مقایسه کرد صحنه های لوتر خیلی قویتر بود.
برخورد با سه ترول نادان
اینکه پیتر در نحوه برخوردشون با ترول ها به کتاب وفادار بود خوب بود و در مورد کیف جیغ کش ترول ها هم فکر کنم به این خاطر پیتر عوضش کرد که این نوع جادومثل اون دکمه های جادوئی که خودشون باز میشن و همچنین ساعت به صورت فیزیکی تو هیچ یک از رمان های دیگه تالکین نیومده و پیتر خواسته که اون تناقض به وجود نیاد.چون اگه یادتون باشه نامه در کتاب روی رف زیر ساعت بود ولی در فیلم رو زمین.در لوتر هم دیگه ساعت تکرار نمیشه مثلا مثل ده دقیقه به 11.
راداگاست قهوه ای
به تصویر کشیدن دول گولدور و سائورون و ویچ کینگ خیلی خوب بود و امیدوارم پیتر تو قسمتهای بعدی بیشتر بهش بپردازه
خرگوش های راداگاست هم که کلا خیلی خوب نبود.
اقامت گروه در ریوندل و شورای سپید
دوباره پیتر در به تصویر کشیدن ریوندل عالی کار کرده.هر چند برخی معتفد هستن زیاد تکراری بود ولی من نه و اون ترانه سرایی و چنگ نواختن الف ها رو خیلی دوس داشتم.حضور بانو گالادریل هم که همیشه عالیه.صحبتش با گندالف هم مخصوصا صحنه ای که موی گندالف رو از رو صورتش کنار میزنه و به زبون الفی باهاش صحبت میکنه و بهش میگه هر موقع کمک خواستی من هستم و همینطور ارتباط ذهنیشون.
نبرد غول های سنگی
تو اون صحنه ها یی دیدم که قشنگ من رو یاد یاران حلقه انداخت.اون قسمتهایی که رو صخره ها بودن.
کشمکش در شهر گابلین ها
یکی از مهیج ترین صحنه های فیلم بود بدون شک و باز پیتر تبحر خودش رو تو صحنه های نبرد و توجه به کوچک ترین نکات نبرد نشون میده.
ضعقش هم همون تخته سنگی که گندالف میکنه وگابلین اعظم هم به نظرم میتونست یکم بهتر باشه.
دیدار گولوم و بیلبو و حل معما در تاریکی
خیلی خوب و نفس گیر بود و همچنین دیدن گولومی شفاف تر تو فیلم واسم جالب بود.این قسمت نبرد دو ستاره فیلم اندی سرکیس و مارتین فریمن بود.در قسمتی که بیلبو گیر میکنه و دکمه هاش کنده میشه به جای دروازه گابلین ها پیتر اونو تو اینجا و در تعقیب و گریز با گولوم نشون میده .یه جورایی میخواد اون صحنه گیر کردن بیلبو رو تو فیلم ببینیم (چون به دلیل نوع صحنه فرار نمیشد مثل کتاب شه)همینطور نحوه رفتن حلقه در انگشت بیلبو مثل لوتر بود.
فرار گروه از دست وارگ ها ( از چاله به چاه )
با این که این قسمت با کتاب تفاوت های زیادی داره ولی پیتر اونو خیلی حماسی و عالی در آوارده.مخصوصا صحنه ای که تورین به طرف آزوگ میره و بعد بیلبو میاد اونو نجات میده بسیار عالیه.