این یکی از دل انگیز ترین و جالب ترین موضوعات در دنیای ارباب حلقه هاست که دوس دارم در موردش صحبت کنم
پیش در آمد یا پرولوگ یه فرصت و میانبر از طرف کارگردانه که مخاطبو ببره به دل قصه و فیلمش
پیترجکسون برای سه گانه ارباب حلقه ها واقعا بهترین استفاده رو از این فرصت کرده و کاری کرده که اگه بخوام صد سکانس برتر تاریخ سینما رو بگم بدون شک از دو پیش درآمد ارباب حلقه ها : یاران حلقه و ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه نام میبرم.این دو اینقدر زیبا و هیجان انگیزاند که نمیشه از بینشون برای بهترین پیش درآمد انتخاب کرد.
پیترجکسون کاملا موقعیتو سنجیده، این دوپیش درامد کاملا در خدمت اون فیلم اند و وقتی کارو میبینیم میتونیم روند داستان و سیری که کارگردان مد نظرشه پیش بینی کنیم
واقعا خیلی سخت بود که برای قسمت اول، در هشت دقیقه کاری بهتر از پیش درامدی ارائه داد که پیترجکسون ساخت .پیترجکسون تمام اطلاعات ضروری ای که مخاطب لازم داره رو در اختیارش میزاره بی اینکه مخاطبش گنگ بشه یعنی از افرینش ،دوران اول ،ملکور و خیلی مباحث گیج کننده صحبت نمیکنه . در کنارش تقریبا به تمام نژادها و افراد تاثیر گذار در سرزمین میانه اشاره داره از قدرت فوقالعاده سائورون تا خوش شانسی هابیت ها!
این امر با مونولوگ و صدای جادویی کیت بلانشت هم همراه شده بگونه ای که این قطعه برای مخاطب معجونی از دلهره،صبر و راز و رمزه و بخوبی مخاطبو برای سه ساعت فیلم اماده میکنه
همین قدرت و زیبایی رو میتونیم در پیش درآمد قسمت سوم دید .اول از همه خوبیش اینه که کار از جایی شروع میشه که قسمت دوم تموم شد ،یعنی جدال شخصیت های خوب و بد اسمیگل تموم شده و وجه تاریک اسمیگل غالب شده،شاید این مونولوگ جادویی تاکید پیترجکسون بر سیاهی اسمیگله یا همون گالم. شرح زندگی اسمیگل با مهیب بودنش هرگونه امید برای بازگشت وجه خوب اسمیگل نقش برآب میکنه و به مخاطب میگه که در کنار حضور سائورون،تهدید ارتش مهییبش باید نگران ضلع سوم هم بود یعنی گالم .
در اینجا هم مثل قسمت اول ترکیب طراحی صحنه و موسیقی و مونولوگ اندی سرکیس واقعا عالی و تاثیر گذاره. این یکی از بهترین استحاله های بد بود که دیدم یعنی اینکه حرص و طمع چه بر سر هابیتی از رده استور میاره و تا موقعی که این حرص در دل اسمیگل زندس باید ازش ترسید و از اون در حذر بود
در مورد دوبرج کمی بحث پیچیده تره
اول اگه از منظر کسی نگاه کنیم که با مفاهیم مایا و والا و ایستاری اشنا نیست این سکانس خیلی جالب نیست چون مخاطب حس میکنه که پیترجکسون به زور میخواد شخصیتی که رلشو کامل انجام داده رو برگردونه
ولی وقتی با دنیای تالکین آشنا باشی این سکانس و برگشت میثراندیر قابل قبول جلوه میکنه
یکی از نقاط قوت پیترجکسون در سه گانه لوتر این بود که به غیر از حد ضرورت خیلی به مایا یا ایستاری اشاره ای نمیشد تا هیجان داستان کم نشه .مثلا اگه مدام اشاره میشد که سائورون یه مایاست و ممکنه باز یه روزی برگرده اون التهاب روایت از بین میرفت.
نبرد گندالف و بالروگ به کمک استفاده از جلوه های ویژه و حرکات دوربین واقع دلچسب شده ،جدای از این میتونیم نقطه اوج موسیقی هاوارد شور رو در این سه پیش درامد دید چنانچه ترکیب عالی پیتر جکسون انگار که پیش درامد قسمت دومو تبدیل به اپرا کرده
در مورد سه گانه هابیت و برهوت اسماگ هم بازگشت دوباره به بری و مهمانخانه اسبچه راهوار و همچنین دیدن دوباره پیترجکسون با هویجی در دهان خیلی نوستالژیک و بامزه بود واشاره خوبی به موضوع ازوگ و تعقیب و سفر به اره بور بود
در نبرد پنج سپاه نمیدونم که آیا میشه به حمله اسماگ عنوان پیش درامد رو اطلاق کرد یا نه چون بیشتر پیش درامد با نگاهی به گذشته و فلش بک یا حتی فلش فوروارد( مثل ترمیناتور) همراه هستند ولی در هرصورت حمله اسماگ خیلی خوب و نزدیک به منبع اصلی در اومد فقط حیف که این پادشاه اسگاروت بیشتر یه شخصیت فاقد کارکرد و سرگردان بود . در برهوت اسماگ تا حدودی شخصیتش خوب بود ولی اینجا زیادی و بدون کارکرده مشابه الفرد که فقط باعث سکته ریتم نبرد پنج سپاه میشه
و اما یک سفر غیر منتظره
در اینجا پیترجکسون علاوه بر استفاده از یان هولم و الیجاوودکه مورد علاقه مخاطبه با مونولوگ بیلبو بخوبی به مخاطب سرزمین های بیشتری از سرزمین میانه ،نژادها و خصوصیاتشون رو نشون میده و حتی لجبازی و خیره سری تورین در کل سه گانه توجیه پذیر و قابل قبول میشه(بخاطر خیانت تراندویل) و به نظرم در میان سه پیش درآمد هابیت این بهترین کاره
تنها ضعف کار فقط شاید غلو پیترجکسون در مورد اره بور باشه .واقعا اره بور بزرگترین امپراطوری در سرزمین میانه بود؟ من که شک دارم