1- تکاوران جسور غرب، بازماندگان نژاد پاک نومهنوری در دوران سوم
2- چابک سرواران یاغیِ ائوردِ ائومر
3- نگاهبانان برج سفید میناستریت
4- یاران فارامیر در دفاع ناامیدانه از اوزگیلیات
5- ملازمان موکب شاه الهسار در دوران سلطنت ازنواحیا شده
6- اعضای انجمن شورای سفید
3DMahdi —
من خودم گزينه 1 رو انتخاب کردم و فکر ميکنم نيازي به توضيح نداره
2 هم انتخاب دوممه. سوار بر اسب در دشتهاي روهان تاختن لذتي عجيب داره
3- از نگهباني خوشم نمياد ترجيح ميدم به جنگ برم تا اينکه جنگ به طرفم بياد
4- اينجا فکر نکنم چيزي غير از مرگ چيزي گيرم ميومد خب معلوم بود که با اين تعداد کم نفرات نميشه اوزگيليات رو نگه داشت. خود کشي محض بود :D
5- اينم حال نميده حالا که جنگ تموم شده چيکار کنيم؟ فوقش چهار تا اورک سرگردان شکار ميکرديم
6- اين جاي از ما بهترونه. ما رو راه نميدن.
آرون —
اینا که همش انسانن, not fair
:D
الوه —
منم با بانو آرون موافقم
من که اونجا جا ندارم :دی
torambar —
خب من که انسانم گزینه ی غیر انسانی اش رو انتخاب میکنم ! یعنی آخری :D
از این که در جایی باشم که تصمیمات مهمی رو میگیرن خوشم میاد
گزینه ی یک هم انتخاب بعدیم بود واقعا حال میده
انتخاب سوم هم گزینه ی سه هست چونکه از راه رفتن روی دیوار های شهر لذت میبرم حالا میخواد جنگ باشه یا نه
WARLOCK —
من که گزینه های 1و2 را ترجیح میدهم چون از جنگیدن و دفاع از سرزمینم بیشتر از هر کار دیگه ای خوشم میاد چه شانسی برای پیروزی داشته باشیم چه نداشته باشیم. :D
مورون —
من 3 رو انتخاب کردم . چون فقط در این حالته که می تونم زنده و به موقع به جنگ دشت پله نور برسم.
2 هم انتخاب بعدیمه . واقعا خیلی عالی می شدنبرد گودی هلم و تموم می کردیم و میرفتیم گوندور.
3DMahdi —
من 3 رو انتخاب کردم . چون فقط در این حالته که می تونم زنده و به موقع به جنگ دشت پله نور برسم.
2 هم انتخاب بعدیمه . واقعا خیلی عالی می شدنبرد گودی هلم و تموم می کردیم و میرفتیم گوندور.
البته اگه از گودی هلم جون سالم بدر میبردی :D
تازه بعدش خسته و کوفته و درب و داغون میرسیدی به نبرد دشت پله نور. فکر میکردی دیگه میتونستی بجنگی؟ منو که همون اورک اولی میکشت :D
WARLOCK —
ولی در کل ما عضو هر گروهی که بتونیم باشیم خودش موهبتیه
مورون —
حالا من یه چیزی گفتم... باید بین دوست و دشمن مچمو بگیری؟.......
پس فقط سه رو انتخاب می کنم و شما هم تا از شمال برسی کار تموم شده..
و اینکه اصلا فکر نمی کردم از رفتن به اوزگیلیات عقب بکشی... تو نظرسنجی های قبلی شجاعانه تر جواب می دادی..
3DMahdi —
اصلا فکر نمی کردم از رفتن به اوزگیلیات عقب بکشی... تو نظرسنجی های قبلی شجاعانه تر جواب می دادی..
پیرشدیم دیگه این کارا مال جوونیا بود :D جوونی کجایی که یادت بخیر
ولی جدا از شوخی آخه یه شهر ویران شده چه ارزشی برای دفاع داره؟ بیخودی جون سربازا رو به خطر بندازم که چی؟ عوضش سربازا رو میبریم تو میناس تریت وقتی دشمنو اونجا شکست دادیم میایم اوزگیلیت رو پس میگیریم. (نقشه رو حال کردین!)
Tulkas Astaldo —
درسته كه كلا اين نظر سنجي با روحيات والا منشانه ما سازگار نيست!اما براي تنوع هم كه شده ميرم شوراي سفيد!يكم به چرتكه انداختن اين فاني ها و حسابكتاب آيندشون بخنديم
3DMahdi —
بهت توصیه میکنم نری! چون تو که تو روی ملکور خندیدی ممکنه با دیدنه سرنوشت ما فانی ها خدایی ناکرده از فرط خنده از دست بری. پشت میز نشستن هم با روحیات تو سازگار نیست. آخه تولکاس که عمرا" به آینده فکر نمیکرد :D
Tulkas Astaldo —
اصلا واسه خنده دارم ميرم!كه ببينم داريد به آينده فك ميكنيد و بخندم :D
WARLOCK —
خب راستش این که بدونی قراره کشته بشی ولی بخوایم عضو یاران فارامیر باشیم شجاعت زیادی میخواد مگه اینکه یا فارامیر باشیم که زنده میمونه یا یک تنه بتونیم جلوی اون همه ارک رو بگیریم که حتی مایاها هم نمیتونند.
مورون —
یعنی فکر می کنید فرستادن اون گروه به ازگیلیات کار بیهوده ای بود ؟
جای دنه تور بودید چه کار می کردید؟
3DMahdi —
یعنی فکر می کنید فرستادن اون گروه به ازگیلیات کار بیهوده ای بود ؟
جای دنه تور بودید چه کار می کردید؟
به جای اینکه نیروهامو پخش و پلا کنم یه جا متمرکزشون میکردم. قضیه اش مثل اون داستان شکستن 10 تا چوب باهمه. اگه جدا باشن راحت شکست میخورن اما اگه کنار هم باشن نه.
anarion_d —
بچه ها در حق نامرد ها نامردی شده!
نزگول ها چی؟ اونا رو آدم حساب نمیکنید؟
من انتخابم 1 بود چون دوست داشتم با ی شمشیر هم تراز نارسیل و با 1 زره میتریل موردور و سیاه بیشه و موریا و کلا برو بچه های سائرون رو کنترات میگرفتم واسه کشتن!
کسی با من نمیاد جسد هاشون رو پشت سرم بسوزونه؟
Tulkas Astaldo —
به جای اینکه نیروهامو پخش و پلا کنم یه جا متمرکزشون میکردم. قضیه اش مثل اون داستان شکستن 10 تا چوب باهمه. اگه جدا باشن راحت شکست میخورن اما اگه کنار هم باشن نه.
نميدونم چرا ولي احتمالا نظر من با شما ها موافق نبود.البته مثل دنه تور هم حركت نميزدم!محاصره نيرو هاي خودي تو ي شهري كه عملا فقط يك دروازه جنگي داره و همينطور فضاي باز(فكر كنم بهش ميگفتن فضاي كشتار) داخل خود شهر نداره،كار اشتباهي بوده.
من شايد فارامير رو مسوول ازگيليات نميكردم و قطعا قبل از اينكه ازگيليات سقوط كنه بايد يه پيك بهم خبر ميداد .و در اون صورت نيرو به اونجا گسيل ميكردم.در واقع به هيچ عنوان نميذاشتم كه ازگيليات سقوط كنه حتي اگه نصف نيرو هامو ميدادم.ازگيليات از نظر لجستيكي خيلي منطقه خوبي واسه دفاعه.
همينطور بيكار نمينشستم و گاندالف رو مجبور ميكردم تو پله نور خطوط حمله شكن بوجود بياره(خندق،ديوار آتش و...) كه اگه هم نميكرد،سربازام رو ميفرستادم اونجا.
خود اين كار حداقل يك تا دو روز به گوندور فرصت ميداد كه تجديد قوا كنه و البته لشكر روهان هم برسه.اگه هم ميتونستم خونه هاي بين دروازه اول و دوم رو خراب ميكردم تا فضاي باز واسه تير اندازا بوجود بيارم.(عملا يه جنگ هم پشت دروازه راه مينداختم)
در هر صورت اگه روهان نميرسيد كه محكوم به فنا بودم :D
واسه نزگول ها هم هيچ فكري به ذهنم نميرسه.گاندالف بايد واسه اونا يه فكر ميكرد. :D
anarion_d —
تولکاس
این تصمیمات لحظه ای اند که سرنوشت ما رو میسازند
مطمون باش اگه جای دنه تور فارامیر یا هرکس دیگه که بودیم اوضاع اینقدر مشخص و دقیق نبود
ما از دید راوی این داستان رو بررسی کردیم واسه همین این چیز ها رو میگیم
torambar —
چرا؟ فرمانده ی خوب اونی هست که در لحظه های سرنوشت ساز بهترین تصمیم رو بگیره استراتژی تولکاس خیلی کامل و دقیقه
WARLOCK —
البته که استراتژی مهمه ولی تعداد نیروها و روحیه سربازا هم مهمه.
Tulkas Astaldo —
ببينيد من كه همون اول گفتم كه اگه سپاه روهان نميرسيد،كار گوندور تموم بود صد در صد.حتي با استراتژي هاي هوشمندانه يك والا :D
وارلاك عزيز:روحيه سرباز ها همواره با يك سخنراني مهيج بالا ميره و با ديدن دشمن پايين مياد.اين وظيفه يك فرمانده لايقه كه سر سربازا رو به چيزايي غير دشمن گرم كنه:افتخاز،پول،زن و ...(خانم ها توهين ندونن ولي حتي در جنگ هاي مدرن امروزي هم اين موضوع جواب داده)
آناريون عزيز،اين كه تصميمات لحظه اي مهمند،كاملا درسته اما اين معني اينكه وايسيم دشمن تا پشت دروازمون بياد،بعد ببينيم چي ميشه و چه كار كنيم رو نبايد بده.كاري كه دنه تور كرد همين بود
پيشنهاداتي كه من دادم هم به نظر خودم خوبه.چون تاخير رو توي جنگ كاملا نشون ميده.كسي كه نفرات كمتر و در عين حال موقعيت بهتر داره،بايد تا اونجا كه ميتونه از نبرد مستقيم دوري كنه و راه من كاملا بر همين قضيه استواره
ت.ت —
اهم...
من كه بيشتر همون سركردگي اراذل و اوباش بره تيل رو ترجيح ميدم ولي حالا كه بين اين گزينه ها موندم ناچارن گزينه ي 3 رو انتخاب مي كنم ... يني نگهباني ... چرا كه كل جريانات رو دايورت ميكني به {...} مبارك و از صبح تا شب ميشيني يه گوشه علف دود ميكني يا ليگ برتر گوندور رو دنبال ميكني! ... كلن اگه پاي اژدهايي چيزي در ميون نباشه خوي هابيتي من گل ميكنه و ترجيح ميدم زياد به خودم سخت نگيرم!:دي!
در مورد استراتژي دنه تور براي اوسگيليات هم چندان تو باغ نيستم ... ولي من جاي دنه تور يا كلن هر كدوم از مسئولين بودم سريعن يكي از سربازان فدايي {اگه از بروبكس طالبان بود كه چه بهتر!} رو ميشوندم پشت هواپيما و فرتي ميكوبيدم تو باراد-دور! اينجوري هم چشم سائورون كور ميشد هم چشم همه ي برادران پليدي! .... شايدم با انداختن دو تا بمب اتم تو موردور قضيه رو ختم به خير مي كردم {فقط تنها مشكلش اين بود كه نسل بعدي اورك ها بدليل تغييرات ژنتيكي ممكن بود زيباييشونو از دست بدن!!!}
به اين ميگن اسپم خالص بدون استخون!:دي!
ارادتمند...
ت.ت
anarion_d —
تورامبار اول باید انشتین رو پیدا مکردی بمب بسازه بعد....
کلا 24 زیاد نگاه میکنی میتونی ی جگ باور واسه خودت بشی البته تو اون دوران
WARLOCK —
شاید روحیه سربازا با تشویق به پاداش و اینجور چیزا بالا بره ولی وقتی لشکر پر عظمت و قدرتمند ارکها و نزگولهای سوار بر اژدها رو ببینند اگه بهشون قول کل دنیا رو هم بدیم دیگه روحیه ندارن هر چند اگر من هم جای اونا بودم تا آخرین نفس برای دفاع از سرزمینم میجنگیدم ولی خیلی امیدی به پیروزی نداشتم تازه اونا هم مطمئن نبودند که نیروهای روهان برای کمک میان.
Tulkas Astaldo —
صد در صد نميدونستن.اينجاس كه نقش يه فرمانده مشخص ميشه.فرمانده اي كه از جنس خودشون باشه و كنارشون باشه اما از طرفي قدرت فرماندهي داشته باشه(بهترين نمونه توي داستان در اين زمينه ائومره و توي گونودور بورومير كه اون موقع در قيد حيات نبود)حرفي كه گاندالف زد پشت دروازه رو يادته؟اين حرف اگه از زبان يكي مث بورومير در بياد ميتونه تو همون شرايط معجزه كنه
WARLOCK —
بله معجزه میکنه و تا آخرین نفس هم میجنگند ولی میدونن در نهایت شکست میخورن.
Tulkas Astaldo —
خب بدونن.اتفاقا اگه ندونن بد تر ميشه.دونستن اينكه داري ميميري و برات چيزي غير از افتخار وشايد نامي در سرود ها نميمونه،ميتونه يه كشاورز ساده رو به يه ارباب جنگي تبديل كنه
WARLOCK —
ولی در کل مردم میناس تریث با عشق به وطن و شجاعت جنگیدن.
3DMahdi —
من با استراتژی تاخیری تولکاس موافقم. اما در مورد ازگیلیات میگم اگه واقعا میخوایم ازش محافظت کنیم باید با یه سپاه درست و حسابی شهر رو نگه داریم وگرنه همون بهتر که بدون جنگ اونو به دشمن بدیم چون با یه سپاه چند ده نفری نمیشه شهر رو نگه داشت و همشون کشته میشن.
مورون —
این استراتژِی تاخیر که می گی خوبه اما به بهای از دست رفتن اعظم قواها . اما به ضررش می ارزه و بهتر از اینه که جنگ رو به داخل شارستانهای شهر بکشونیم. اما سپاه موردور به راحتی می تونستن موضع فارامیر رو دور بزنن و کلا معجزه ای بود که تو نستن برگردن. من با نگه داشتن کایر آندروس مخالفم و ابدا سپاه به اونجا گسیل نمی کردم. چون نمی تونم تحمل کنم که یه عده اون بین گیر کنن و نشه برای نجاتشون کاری کرد.
3DMahdi —
البته کایر آندروس با ازگیلیات فرق داره. کایر آندروس یه جزیره در شمال ازگیلیاته. اگه منظورت همون ازگیلیاته منم همچین باهاش موافق نیستم چون یه شهر ویران شده است و اصلا نمیشه توش جنگید و یه جورایی تو تله افتادنه.
مورون —
منظورم همون جزیره ی کایر آندروسه شما بودی برای نگه داشتنش تلاش می کردی؟
3DMahdi —
منظورم همون جزیره ی کایر آندروسه شما بودی برای نگه داشتنش تلاش می کردی؟
ببخشید من اشتباه متوجه شدم.
آره حتما برای نگه داشتنش تلاش میکردم چون اگه اونجا از دست میرفت تنها راه ورود روهیریم از بین میرفت چون سپاه موردور میومد و از آندوین رد میشد و راه رو میبست(که همین طور هم شد). اما خوشبختانه روهیریم از جاده فراموش شده به گوندور آمدند.
Tulkas Astaldo —
در مورد ازگيليات:ازگيليات نبايد به دست دشمن ميفتاد.اصلا ويرانه بودنش مهم نيست.بلكه تنها راه ورود نيرو از دريا به گوندور اونجا بود.توي ازگيليات هم نبايد سپاه جنگي رسمي قرار ميگرفت.ازگيليات نياز به چريك داره.چون جنگ داخلش كاملا نامنظمه.در مورد كاير اندروس هم كه حرف مهدي كامله.
اما در مورد تعداد نفرات:من اگه دو سوم سپاهم رو تو دفاع از اين دو جا نابود ميكردم،باز هم اينكارو ميكردم.روي برج نياز به شمشير زن نيست بلكه تير انداز قوي ميخواي و البته مرداي قوي براي جمع آوري مجروحين.اگه خونه هاي بين دروازه اول و دوم هم از بين ميرفت كه ديگه نور علي نور بود
torambar —
خیلی جالبه !
واقعا اگه کسی می دونست که قراره آراگورن با سپاه مردگان بیاد اونوقت هم اینهمه نگران جنگ بود؟؟؟
Tulkas Astaldo —
آراگورن با سپاه مرده ها به پله نور نمياد.اين فقط تو فيلم بود
torambar —
یادم رفته بود!
ولی بالاخره نصف خطر رو که دور میکنه!
مورون —
حیف که سپاه مرده ها رو همون جا تو اومبار ول کردن . این جماعت می تونستن تو پله نور خیلی مفید باشن. شاید هم همه رو از غریبه و خودی به وحشت می انداختن... :D\
mahdi —
به نام خداوند
من که عضو گروه یاران حلقه هستم ولی تو اون مورد رو ننوشتی
یا حق
فنگورن —
خب همه سخن گفتن به جز من.
من تقریبا در تمامی بازی های استراتژی دستی دارم وقدرتی وصف نا شدنی. مخصوصا تو بازی لوتر ، که خودم رو خدای جنگ مینامم.
اقدامان من پس از هشدار گاندلف به این ترتیب بود:
1 روشن کردن آتش کده ها
2 فرا خواندن تمام مردمان سرزمین گوندور و تمامی جنگ جویان سرزمین به میناس تریت.
3 حفر کردن گودالی عظیم جلوی در وازه میناس
4جمع کردن خیل عظیمی از کنده های درخت پشت دروازه (که حتی اگر خدای نکرده دروازه در حال شکستن بود کنده ها را شعله ور کنم تا برای مدتی کسی از دروازه عبور نکنه.) ، دروازه بی نهایت برای من مهمه!
5. انتقال زنان ، کودکان ، و کهن سالان به بالاترین طبقه .
6. پای دیوار های میناس با انواع و اقسام چیزهایی که قابلیت اشتعال دارن پر میکردم ، تا در زمان جنگ آتیش بزنمشون و هیچ برج چوبی جرعت نکنه نزدیک دیوار ها بشه.
7. عده ای رو مامور میکردم تا در شهر تا میتونن از ضعف و سستی اورک ها بگن.
8. وعده جهان غرب رو پس از مرگ به مردم میدادم و قول میدادم که اگر شرافت مندانه بمیرند مثل الف ها به جهان دیگر منتقل شوند.
9. داعما از تمام زنان برای نواختن شیپور های جنگی استفاده میکردم. تا لرزه به تن ارگ ها بندازم.
10. دستور میدادم به زبان موردور (( کلمات نا امید کنندا و وحشت آورین )) بر علیه دشمن روی دیوار های خارجی شهر بنویسند.
11قبل از رسیدن لشکر دشمن به دیوارها ، دستور آتش به منجنیق ها رو میدادم.
12. زوبین های خاصی طلب میکردم تا هیچ نزگول بی چشم ورویی از ترس تیر ها جرعت نزدیک شدن به شهر رو نکنه.
13. و وقتی جنگ شروع میشد ، فارامیر رو مسعول دفاع از دیوار سمت راست دروازه ، و گاندلف را مسعول طرف مقابل میکردم.
.
.
.
با وجود روهان یا بدون کمک آنها ، به هیچ اورگ کثیفی اجازه نمیدادم وارد شهر سفید بشه.
وسلام.
mahdi —
به نام خداوند
عجب کار هایی
اما مگه چند ماه وقت داشتیم ؟ :D :D :D
اصلا چرا گاندالف با اون عظمتش اون کار ها رو نکرد :D\
منتظرم بهم جواب بدین
:D :D :)
در ضمن من خودم که دیگه تا حالا یادم نمیاد کسی شکستم داده باشه
اصلا در گیم ها شکست ندیده ام :D :) :D :)
یا ارباب حلقه ها
فنگورن —
سلام و درود فراوان بر ياران حلقه.
با يه حساب سر انگشتي ميشه فهميد چند روزي زمان بوده تا اين اقدامات رو انجام بدم.
1-2 روز : مدت زماني که گاندلف به شهر ميرسه تا جايي که آتش کده ها روشن بشن
1 روز: مدتي که شعله ها پيام کمک رو به تئودن ميرسونن
2-3 روز: مدت زماني که تئودن سربازان خود رو جمع ميکنه
3-4 روز: مدتي که سربازان تئودن به شهر ميرسن.
ايمجوري به طور ميانگين 8 روز وقت باقي ميمونه، البته اگه از زاويه ديگه ببينيم : از ميناس مورگول تا شهر سفيد فاصله خيلي زياده ، اونم اگه اون اورگ هاي
لش بخوان اين همه راه رو طي کنن. تازه براي مدتي هم تو ازگليات گير کردن. که به نظر من حداقل 10 روز وقت به شهر سفيد ميده که آماده بشه.
کار ها و اقداماتي که من انجام ميدادم با فرض حظور 5000 زن و مرد بين 15تا 50 سال در شهر در زماني کمتر از 8 روز به اتمام ميرسيد. :D
Lord of the ring - Sauron —
آقا من اعتراض دارم این چه کارایه چرا برای طرف ما کاری رو نگفتید ؟
به این می گن پارتی بازی
فنگورن —
خب سائرون ، من هیچ وقت از دید تو نگاه نکردم ، تو هم مثل من بگو ببینم ، اگه جای خود سائرون بودی تدابیر جنگیت چه جوری میشد ، ترو خدا دقیق وبه واقع نزدیک باشه ، میخوام بدونم ، نقشت واسه نابودی خوب ها چه فنتیه؟؟؟؟ :D :D
Lord of the ring - Sauron —
خوب معلومه چه می کردم
اول 2 تا NAZGUL رو میزاشتم کنار کوه آتش که هر موقع فرودو رسید به اونجا کلکش رو بکنن
بعد به این گوبلین های احمق فرمان می دادم بعد از این که دورف ها رو درو کردن برن سراغ هلمز دیپ
به جای این که حمله کنم به میناس تریت
دوباره می رفتن سراغ هلمز دیپ و چون ضعیف شده بود به راحتی فتخ می شد و بعد نوبت روندل بود
یه سپاه هم می فرستادم به لنگر گاه تا الف ها رو قبل از این که فرار کنن بکشن
به این سارامون احمق هم می گفتم رابطشو به انت ها خراب نکنه و ازشون کمک بگیره
اون موقع نه حلقه نابود میشد نه یکی از قهرمانان زنده می موندن
فنگورن —
نخیر قبول نیست سائرون جان.
وقتی توی داستان میبودی ، که دیگه نمیتونستی فیلم رو ببینی ، فکر کن مثل سائرون از همه جا بیخبری ، نقشت در مورد حرکت سربازات چه طوری بود ؟
مثلا با چه روشی به میناس حمله میکردی ، تا از اقدامات من بتونی عبور کنی ، و بتونی با اون همه تدابیر امنیتی من ، شهر رو نابود کنی؟ :D
البته (( زهی خیال باطل ، مگه من میذاشتم)) :D
Lord of the ring - Sauron —
اگه Helms Deep نابود میشد کار میناس هم تموم بود
اگه من جای سائورون بودم 100% ارتشم رو با Sarumon میفرستادم تا Helms Deep گورستان آدما بشه
بعدش نوبت روندل بود نه میناس وقتی نیروهام رسیدن به روندل دستور میدام اول کله این الروند رو بکنن کباب کنن بعد دخترش رو بکشن
بعدش میومدم به میناس
فنگورن —
فدای چشم ف بی پلک زشتت برم ;))
مگه کشکه بتونی سرت رو بندازی پایین و ارتش 50 هزار نفری رو تا هلمز دیپ ببری ، میدونی چه تدارکات عظیمی میخواد . تازه اون اورک های فکستنی چه جوری میخواستن این همه راه رو برن ، به چابک سوارای روهان نگاه نکن ، اونها هم اسب قدرتمند داشتم و هم قدرت زیاد .
تو برای این که بری اونور میناس مجبور بودی میناس رو بزنی ، تازه توی فیلم ، سائرون هیچ شکی برای پیروزی نداشت کف دستش رو که بو نکرده بود آراگون با یه ارتش روح میریزه اونجا ، یا روهان میاد کمک !!! ;)) ;))
خودت هم اگه بودی همین تصیم اون رو میگرفتی ، آخه چون 45 هزار نفر رو فرستاده بودی واسه جنگ با یه شهر 5 هزار نفره.
Tulkas Astaldo —
البته نميدونم نتيجه حمله به ريوندل چي ميشد!!ايملادريس نه سپاه مستحكمي داشت،نه نقطه استراتژيكي حساب ميشد!به علاوه از نظر دفاعي در منطقه اي قرار داشت كه حداقل نصف نيروهاي شما قبل از رسيدن به شهر تلف ميشدن.
mahdi —
اگه Helms Deep نابود میشد کار میناس هم تموم بود
اگه من جای سائورون بودم 100% ارتشم رو با Sarumon میفرستادم تا Helms Deep گورستان آدما بشه
بعدش نوبت روندل بود نه میناس وقتی نیروهام رسیدن به روندل دستور میدام اول کله این الروند رو بکنن کباب کنن بعد دخترش رو بکشن
بعدش میومدم به میناس
;)) ;)) :x ;)) ;))
کاری با جناب الروند و خانوادش داشته باشی ته برجت رو با اون اورک هات میخورم
در ضمن نمیتونستی
میرفتم اون ارتش مردگان رو بر میداشتم حمله میکردم به موردور
چون فقط یک جنگ بدهکار بودن و در اون زمان لازم بود که واصه دفاع از شهر ازشون استفاده کنم
ولی اگه حمله ای در کار نبود حمله میکردم به موردور
از اون طرف هم قرار نیست حتما روهان به کمک میناس بره
ارتش گاندور به کمک روهان میرفت :x :D :D
و چون اورک ها شما جونشون تموم شده بود در جا میکشتیمشون
در ضمن اگه تو بودی خیلی راحت تر پیروز میشدیم
یا ارباب حلقه ها
الوه —
میرفتم اون ارتش مردگان رو بر میداشتم حمله میکردم به موردور
از کجا ارتش مردگان رو میاری ؟؟؟
هنوز سائورون اون قدر قدرت داره که بتونه اونا رو مرعوب کنه
mahdi —
میتونستم دیگه
با کتاب کاری نداشته باش ولی اگه مثل گیمش بود اون کار نتیجه خوبی داشت
در ضمن سائرون که نمیتونست مرده ها رو بکشه
فکر کنم علت عدم نتیجه خوب نا هماهنگی کتاب و فیلم و گیمش
چرا که در کتاب چشم سائرون نبود
ولی در کل فقط از رو کتاب نمیریم
میرفتم بر میداشتم از اون کوهستان حمله میکردم به موردور
اما تنها با ارتش مردگان نبود بلکه بیشتر ارتش گاندور به موردور حمله میکردن
و از اون طرف چون سارون دیوانه افرادش رو فرستاده بوده به هلمز دیپ و نصفشون کشته شده بودن
و از اون ور اگه سریع سارون رو میکشتیم اوک هاش هم کشته میشدن
طبق اصول گیم
منطقت رو عوض کن تا سارون رو بکشیم
ما میتونیم ما میکشیمش ما پیروز میشیم
یا ارباب حلقه ها
فنگورن —
خب نباید اینجوری دید قضیه رو ، چون ما از همه ماجرا ها خبر داریم ، داریم به این راحتی تصمیم میگیریم!
باید با زاویه ای به ماجرا نگاه کنیم که خودمون رو اون وسط داستان ببینیم و مثلا از هیچی خبر نداریم .
مثلا نه آراگون نه جناب پدرم لرد الروند یقین نداشتن که روح ها کمکشون بکنن ، ضمنا روح ها فقط یه بار کمک میکردن !
اونها رو واسه کی استفاده میکردید ؟
ارتش داخل موردور ؟
ارتش اعزامی به میناس؟
ارتش ایزنگارد ؟
نیروهای موریا؟
دزدان دریای ؟
و ......؟
الوه —
سما قدرت های سائورون رو نمیشناسی
ایشون جادوپیشه ای مخوف بودن
قدرت بالایی داشتن
....
Lord of the ring - Sauron —
حمله به روندل فقط برای فراری دادن اونا به سمت لنگر گاه بود
حمله اصلی در لنگر گاه اتفاق میوفتاد
بعد یکی گفت اورک ها چطوری می خوان اون همه راه بیان !!!
اگه Nazgul ها تو جنگ Helms Deep بودن یه 10 تا هم غول اونجا بود دیگخ نیازی به ارتش 45000 نفری نبود
اگه انت ها نبودن با چی می خواستید وارد دژ Isengard بشید ؟
جون اورک ها هم برای من یکی ارزشی نداره حتی برای خودشون هم ارزشی نداشت
در ضمن اون روح ها که گفتید تا می رسیدن به Barad dur می یومدن طرف من
درسته که تحت امر پادشاه گاندور بودن اما وقتی اون مرد چه می کنن ؟
mahdi —
در کل پیروز بودیم چون پیروز شدیم :D :x ;))
سما قدرت های سائورون رو نمیشناسی
ایشون جادوپیشه ای مخوف بودن
قدرت بالایی داشتن
من ملکور با اون بالروگ هاش رو خوردم و حتی ملکور اسیر شد
گاندالف هم که انتی ویروس شده بود
آراگون نه جناب پدرم لرد الروند یقین نداشتن که روح ها کمکشون بکنن ، ضمنا روح ها فقط یه بار کمک میکردن !
اونها رو واسه کی استفاده میکردید ؟
دیگه چکار باید کرد
باید با روح ها به موردور حمله میکردیم و سریع حلقه رو نابود و سائرون رو بیچاره
ولی چون سارون نقشه رو عوض کرد و میگه فقط نازگول میبره به هلمز دیپ باید کمی بیشتر فکر کرد
دوستان کمک کنن باید چکار کنیم :x\
اخه جنگ برابری نبود
شاید به کمک عقاب ها نیاز میشد ولی شما که میگین کمک نمیکنن
ولی کمک میکردن
با عقاب ها و گاندالف از طرفی نازگول ها رو نابود میکردن
اگه نازگول ها همشون رو به هلمز دیپ میبردی از طرفی سیستم دفاعی موردور بسیار ضعیف میشد
و به کمک عقاب ها حلقه رو نابود میکردن
در اخر هم که پیروز شدیم ;)) ;)) :D
کمی هم دوستان دیگر کمک کنن
از لحاظ هلمز دیپ هم کمی کنین
خلاصه تئودن طلب کمک نکرد ولی اگه ما بودیم از همون اول کلی سر و صدا میکردیم
و از اون طرف اگه جا اون نگهبان گاندور بودیم سریع به کمک میرفتیم
و در کل از الف ها هم طلب کمک میکردیم
حتی از دروف ها
و در ضمن تو که خبر نداشتی انت ها به سارومان حمله میکنن
در اون صورت خلاصه نظرات ما بی فایده خواهد بود چون از داستان خبر داریم
و در اخر هم تو نابود شدی
و دیگه کاری نمیتونی بکنی چون نابود شدی :-? ;)) ;))
یا ارباب حلقه ها
فنگورن —
خب ، جناب سائرون ، جناب عالی که از هلم دیپ خبر نداشتی و اونجا ها رو سپرده بودی به خادم دو روت سارامون ! :D
ضمنا باید بدونی که شانس اوردی آیزنگارد نابود شد ، چون سارومان قدرت رو واسه خودش میخواست ، با رشدی که اون داشت ، بعد انسان ها به موردور حمله میکرد بنده خدا ! ;))) ;))) ;)) ;))
Lord of the ring - Sauron —
عقاب ؟
وقتی هنوز Witch King زنده هست عقاب هیچ کاری نمی تونه بکنه
اما گفتی سرو صدا
الفا که دارن در میرن
دورف ها هم که کلیشون به دست گوبلین ها مردن
جانشین پادشاه گاندور هم در میناس حتی نمی تونه قلمرو خودشو حفظ کنه بعد بیاد کمک شما ؟
برای این که دیکه نتونی از میناس کمک بگیری دزدان دریایی رو می فرستن طرف میناس ارتش هارد هم با فیل هاش یه حا لی ار میناس می پرسن
Lord of the ring - Sauron —
خب ، جناب سائرون ، جناب عالی که از هلم دیپ خبر نداشتی و اونجا ها رو سپرده بودی به خادم دو روت سارامون ! :D
ضمنا باید بدونی که شانس اوردی آیزنگارد نابود شد ، چون سارومان قدرت رو واسه خودش میخواست ، با رشدی که اون داشت ، بعد انسان ها به موردور حمله میکرد بنده خدا ! ;))) ;))) ;)) ;))
پس این پلانتیر ها چین ؟
تازه اگه سارمون می بخواد خیانت کنه وقتی می کنه که حلقه پیدا بشه
فنگورن —
اولا تو از پلانتیر فقط میتونستی خونه ، اون رو ببینی ، بیشتر موقع ها هم روش پارچه انداخته بود ، سارومان از اول قصد خیانت داشت ، فکر نمیکنی واسه یه ایستار زور داشته باشه که از تو پیروی کنه ؟
در هر صورت اون تو رو دشمن میدونست و بهت خیانت میکرد .
ضمنا تو نیرو های ریوندل و هزاران چابک سوار روهان رو به حساب نیاوردی! ;)))
Lord of the ring - Sauron —
آخه عددی نیستن که به حساب بیارم
بدون نفرا ت اصلی کل آدم ها نابود می شدن
یه لحظه فکر کن که اگه اون پلانتیر رو بعد از جنگ hELMS dEEP پیدا نمی کردید چی میشد ؟
میناس نابود میشد
علت شکست اورک ها تو میناس فقط غافلگیری بود
حالا باید ببینیم اگه اوضاع رو برعکس کنیم چی میشه
بیایم بگیم که پپین هیچ وقت به پلانتیر درست نمیزد
میناس سقوط می کرد
سوال اینجاست : آیا Helms Deep میتونه برای بار دوم در برابر ارتشی 10 برابر بزرگتر از Isnegard و با داشتن Troll ها و Nazgul ها شکست بده یا نه ؟
اینجا رو دقت نکردی که اگه نصف اون گوبلین ها بعد پیروزی در موریا به روندل حمله می کردن الان دیگه هیئتی نبود دیگه کسی حامل حلقه نمیشد
با اینا چه می کنید ؟
گریم اینا هم حل شد و قتی آرون و الروند اسیر بشن شما ها مجبورین برای نجات جون اونا تسلیم بشین
فنگورن —
در هر صورت ، گاندلف متوجه میشد ، یادت نمیاد بعد شکست آیزنگارد گاندلف میگفت ، ارباب تاریکی ساکت نمیشه و ضربه محکمتر رو به زودی وارد میکنه ، گیرم که تو نبرد میناس گاندلف داخل شهر نباشه ، درعوض ارتشی بیش از 6 هزار نفر رو برای نبرد رهبری میکنه .
گفتی که عددی نیستن مردم های دیگه ، بابا همین الفها به خاک سیاه نشوندنت ، تو آخرین اتحاد . یادته تئودن به ارتش 6 هزار نفری میگفت نصف اون چیزی که میخواستم ، و هیچ وقت فکر نمیکرد تمام مردمش بیاد اونجا ، یعنی حد اقل 12 هزار نفر چابک سوار تو روهان موجود بوده ، که 45000 اورگ رو به راحتی قورت میداده . تئودن تو سه روز 6 هزار نیرو جمع کرد ، شاید میناس سقوط میکرد ، اما با ده ها هزار چابک سوار ، اونم تو سرزمین خودشون چه جوری میتونستی مقابله کنی؟
شاید آراگورن به سلطنت نمیرسید ، ولی اقتدار تئودن نابودت میکرد ! ;))
mahdi —
در کل دیگه دارین از موضوع اصلی خارج میشین
اگه بخوایم خلاصه کنیم سارون دیگه هیچ کاری نمیتونه بکنه و نابود شده :D :x :-?
و در ضمن تو دیگه فرصت نداری سارون نابود شد :- :- :-
چون فکرت هم تاریک میشد دیگه چیزی نمی فهمیدی ;)) ;)) ;))
یادت نره که ارون در میناس امنیت خوبی ایجاد میکرد
از اون طرف میرفتیم و هلمز دیپ هم امنیتش رو زیاد میکردیم
میدونم عقاب ها الکی نبودن ولی با عقاب ها حمله میکردیم به ارتش تو در هلمز دیپ
از اون طرف با روح ها به ارتش تو در موردور حمله میکردیم
و با انت ها به ایزنگارد حمله میکردیم
پس از نابودی ایزنگارد و پاک سازی هلمز دیپ و نابودی موردور جهت امنیت بیشتر با سواران روهان
و نگهبانان قاندور از میناس حفاظت میکردیم
اون چند تا نازگولت رو هم یک طوری میخوردم با تجهیزات جدید که میساختیم
و کمک جادوگری گاندالف
از اون طرف ارتش سامورایی با نابودی موردور دیگر از سارون حمایت نمیکردند
پس لازم نبود با روح ها بریم اونا رو بکشیم و جنگی رو بدون جنگ میبردیم
در ضمن یادت نره که اورک ها و ترول ها شانسی در روشنایی نداشتن
و اون نازگول ها خوشگلت رو به اتش میزدن ;)) ;)) ;)
و اگه لازم میشد از والاها و تولکاس کمک میگرفتیم ;)) :D ;)
میرفتیم از ایونوی کمک میگرفتیم و هیچ شانسی نداشتی :- ;) :x
یا ارباب حلقه ها
فنگورن —
در کل جناب سائرون ، بزرگترین اشتباه جناب عالی تنها غرور بی جا بود ، درغیر این صورت با اون تعداد نیروی نظامی گماردن حد اقل 500 اورگ برای محافظت از کوه هلاکت چیزی از رتشتون کم نمیکرد .
ظمنا شما برای بدست آوردن حلقه ، نباید تعلل میکردید ، و باید بلافاصله دستور حمله به ریوندل رو به آیزنگارد میدادید. ;))
Lord of the ring - Sauron —
ای بابا
چند نفر به 1 نفر
یکی هم بیاد کمک من
اگه حلقه نابود شد دلیلش فقط گالوم بود
اگه تو در گیری اول سم می کشتش الان فرودو حلقه تو دستش بود و داشت راست راست می گشت منم پیداش می کردم
فنگورن —
نه بابا !
ابر و خورشید و فلک در کارند تا تو را بردارند ;))
سائرون جان به قول اوودوی در پاندا گونگ فوکار : هیچ چیز اتفاقی نیست .
اگه دوست داری میتونی داستانی رو شروع کنیم تا در اون تو رو به قدرت برگردونیم! ;))
میای داستان رو برای مسابقه والیمار شروع کنیم؟
Lord of the ring - Sauron —
;)) ;))
آره خوبه
فنگورن —
خب داستان رو باید تا 31 تیر ماه بفرستیم ، حد اقل باید 5000تا کلمه باشه . من یه چیزایی دارم مینویسم ، که خودم خیلی ازش خوشم اومده ، ولی هنوز خط اصلی تو دستم نیست . چیزی برای خودت تو ذهنت داری؟
mahdi —
ارون اون کار رو نکن
یادت رفته چه زحماتی کشیدیم تا که نابودش کردیم
اگه ازش طرفداری بکنی انگار به یاران حلقه و ارتش نیکویی خیانت میکنی ;)) :D :D
هر چند اخرش باید اون رو بکشیم و نابود میشه ;)) :x ;))
لعنت بر هر چی ارتش تاریکی ;)) :-? :x
یا ارباب حلقه ها
فنگورن —
خب خوبی دنیای فانتزی اینه که توش میتونی باد خیالت رو به همه جا ببری ، مهم یاد دان نکته ای مهم به خاننده و چشوندن لذت به اونه !
به نظرم جناب تالکین هم بدش نمیومد چند نفر از شخصیت های محبوب رو تو داستان بکشه ، ولی جدا ضربه بزرگی به خواننده میخورد و این اصلا خوب نیست! ;))
ما میتونیم تاریکی رو طوری پیروز کنیم که به کسی بر نخوره و ناراحت نشه ! ;))
Lord of the ring - Sauron —
خب داستان رو باید تا 31 تیر ماه بفرستیم ، حد اقل باید 5000تا کلمه باشه . من یه چیزایی دارم مینویسم ، که خودم خیلی ازش خوشم اومده ، ولی هنوز خط اصلی تو دستم نیست . چیزی برای خودت تو ذهنت داری؟
آره
اما باید یه دلیل منطقی برای قدرت گرفتن دوباره Sauron پیدا کنم
اینطوری که نمیشه که بگیم یه روز Sauron برگشت همه رو کشت بعد رفت خونشون
الوه —
اما باید یه دلیل منطقی برای قدرت گرفتن دوباره Sauron پیدا کنم
اینطوری که نمیشه که بگیم یه روز Sauron برگشت همه رو کشت بعد رفت خونشون
تا جایی که یادم میاد و باید بیاد سائورون بر نمیگرده
دنبالش نگرد :دی
فنگورن —
نه الوه جان ، من و سائرون دوست خوبم داریم در مورد همکاری برای نوشتن یه باب جدید در ادامه ارباب حلقه ها نظر میدیم . که تو اون قراره سائرون برگرده .
آخه برگشت سائرون در مقابل مورگوت قابل تحملتره.
Lord of the ring - Sauron —
و یه مورد دیگه هم هست
هیچ قدرتی نمی تونه به اندازه Sauron جذاب باشه حتی Morgut
چون دوست داریم برای بار دوم شخصیت های خوب مقابل همون شخصیت بده بجنگن
اگه قرار باشه Morgut یا هر کس دیگه ای جای Sauron بیاد نمی تونیم هیچ انگیزه ای برای جنگ با آدما براش پیدا کنیم
اما Sauron به چند دلیل می خواد انتقام بگیره
پس منطقی تره که اونو برگردونیم
فنگورن —
درسته ولی این با نظام تالکین تناقض داره چون گفته مالکور برمیگرده ، تازه اگه سائرون برگرده که دیگه کسی نمونده ازش انتقام بگیره ، همه یاران حلقه تا آخر کارشون با ترک یا مرگ ، سرزمین میانه رو بدرود گفتن ، سائرون نمیتونه انتقام بگیره !
Lord of the ring - Sauron —
می تونیم برای تمامی یاران حلقه
شجره نامه درست کنیم
Sauron می تونه از قوم اونا یا بهتر بگم از طایفه هر کدوم انتقام بگیره
ملکور بر می گرده - و احتمالا می تونه sauron رو هم برگردونه
بعد می تونیم در یک جا ملکور رو به دست Sauron بکشیم
بعد تازه داستان شروع بشه
فنگورن —
آره ایده جالبیه ، ولی بذار ملکور تو یه جنگ با شکوه از دست والا ها نابود بشه ، اونها رو هم نابود کنه تا سائرون بتونه بدون دخالت اونها به راهش ادامه بده .
من خیلی دوست دارم ویچ کینگ با قدرت زیاد برگرده .
با سربازای ایزنگارد بیشتر حال میکنی یا موردور ؟
بایذ بدونیم از کدوم گروهیم؟
الوه —
Morgut
ایشون کی باشن ؟؟؟
Morgoth درستش هست :دی
مهم نیست
بگذار همه برگردن
اما کسی نیست که تاریخ رو بنویسه
تاریخ نویس که جناب تالکین بودن که به رحمت ایزدی پیوستن ;))
فنگورن —
اوه ه ه !
چه قدر دقیقی شما جناب تینگول ، همین باعث شد دوریات رو به باد بدید دیگه !
اگه شما یا بقیه دوستان دوست داشتم میتونن در مورد ادامه داستان ، اونم با رشد پلیدی ، نظر بدن ، شما روند داستان رو دوست دارید چه جوری ببینید ؟
فنگورن —
چقدر شما تیز بینی جناب تینگول ، واسه همین بود ملیان انقدر دوستون داشت ؟
داریم در مورد بازگشت قدرت بدی ها و پایان تلخ نظر میدیم ، دوست دارید چه جوری داستان رو در ادامه تلخ غرق کنید؟
الوه —
اوه ه ه !
چه قدر دقیقی شما جناب تینگول ، همین باعث شد دوریات رو به باد بدید دیگه !
اگه شما یا بقیه دوستان دوست داشتم میتونن در مورد ادامه داستان ، اونم با رشد پلیدی ، نظر بدن ، شما روند داستان رو دوست دارید چه جوری ببینید ؟
چقدر شما تیز بینی جناب تینگول ، واسه همین بود ملیان انقدر دوستون داشت ؟
داریم در مورد بازگشت قدرت بدی ها و پایان تلخ نظر میدیم ، دوست دارید چه جوری داستان رو در ادامه تلخ غرق کنید؟
چقدر شما تیز بینی جناب تینگول ، واسه همین بود ملیان انقدر دوستون داشت ؟
داریم در مورد بازگشت قدرت بدی ها و پایان تلخ نظر میدیم ، دوست دارید چه جوری داستان رو در ادامه تلخ غرق کنید؟
من که نفهمیدم چرا 3 تا پست دادی ;))
در هر حال
ملیان من را زیاد دوست میداشت ;)) ;))
نظر هم باید فکر کنم الان چیزی به ذهنم خطور نمیکنه
فنگورن —
ای با با چرا اینجوری شد .
من متنمو نوشتم ، موقع ارسال پیج کن نات داد ، واسه اطمینان تو صفحه یه رفرش دادم ، آخرین پیام از من نبود ، یه پیام دیگه نوشتم ، اونم پیج کن نات داد ، من بک رو زدم ولی ایندفه نوشتم بود فقط ارسال نشده بود ، ارسالش کردم ، دیدم دو تا شده مثل هم ، منم یکیشو پاک کردم ، پس حالا چرا یکیشون اینجان ؟
نمیدونم چی شد ، اگه دایل آپ نبود اینجوری نمیشد ، لطفا یکی زحمت بکشه یکی از دوقلو ها رو پاک کنه .موجبات زحمت شدیم . ;))
Lord of the ring - Sauron —
آره ایده جالبیه ، ولی بذار ملکور تو یه جنگ با شکوه از دست والا ها نابود بشه ، اونها رو هم نابود کنه تا سائرون بتونه بدون دخالت اونها به راهش ادامه بده .
من خیلی دوست دارم ویچ کینگ با قدرت زیاد برگرده .
با سربازای ایزنگارد بیشتر حال میکنی یا موردور ؟
بایذ بدونیم از کدوم گروهیم؟
سرباز های Mordor بهترن
مخصوصا ً Troll ها
برای ویچ کینگ هم می تونیم کاری کنیم که دوباره به Angmar برگرده و دوباره قدرت بگیره
Lord of the ring - Sauron —
ایشون کی باشن ؟؟؟
Morgoth درستش هست :دی
مهم نیست
بگذار همه برگردن
اما کسی نیست که تاریخ رو بنویسه
تاریخ نویس که جناب تالکین بودن که به رحمت ایزدی پیوستن ;))
شرمنده داشتم سریع تایپ می کردم اشتباه شد
مگه ایرادی داره کسی راه تالکین رو ادامه بده
اگه بخوای اینطوری حساب کنی
اگه یه تاریخ نویس بمیره دیگه تاریخ باید مدفون بشه
حلقه یگانه —
من گزینه ی چهار رو انتخاب میکنم چون دوست دارم تواون لحظه که هیچکس به کمکش نمی رفت در کنار اون بجنگم
اون فقط میخواست به باباش بفهمونه که کاری هم از دستش بر میاد و چه افسوس که باباش اینو دیر فهمید اون مردانه جنگید
Aslan —
گزینه های من به ترتیب !!!
1- شواری سفید !!
مهدی جون خودت رو دست کم نگیر مگه چی مون از گالادریل کم ره !!
اما از ان حرف ها گدشته باشه خیلی دوست دارم عضو این گروه بودم و مسلما اگه تو سرزمی میانه بودم به عنوان آخرین نسل از خاندان هادور و نماینده ی لرد منوه تو این انجمن ریاست می کردم :دی
2- تکاوران جسور غرب، بازماندگان نژاد پاک نومهنوری در دوران سوم
تکاوران شمال خوبه نشون دهنده ی نژاد اصیل و صد البته نترس از مرگ !!
بقیه گزینه ها رو زیاد دوست ندارم !! یعنی با مزاجم نمی خونه
MORGOMIR —
منم گزینه ی 1 رو انتخاب می کنم
Haldir from Lorien —
چرا تمام این گزینه ها انسانند؟؟؟؟ :) :)
خب از اونجایی که الف ها در این نظرسنجی نیستن من گزینه ای رو انتخاب نمیکنم !!!!!!!! ;)
فرمانروای تاریکی —
انتخاب های من به ترتیب:
1- اعضای انجمن شورای سفید
2- یاران فارامیر در دفاع ناامیدانه از اوزگیلیات
LORD LOSS —
1
Capitan —
گزينه ي چهار چون اگرم بميرن با افتخار ميميرن
بانوی سفید روهان —
1.نع سرگردونی رو دوست ندارم و تحمل پچ پچ ها ی مردومو پشت سرم
2.داداششششششششششم خیلی حال میده با اسب با یه شخص پر دل و جرئت از سرزمینت دفاع کنی {با اون یاغی خیلی حال کردم}
3.عین غلام حلقه به گوش به دنه تور خدمت کنم ؟؟؟؟؟؟سر به دار میدهم و تن به ذلت نمی دهم
4.نع تحمل دیدن ناکامی شو ندارم :))
5.خوشم نمیاد
6.فکر کنم کارشون فقط مباحثه باشه اگه من عضوشون باشم همون اول جلسه خوابم میبره...والا
راداگاست قهوه ای —
خب دوستان من اون پست قدیمیم رو پاک کردم یعنی تقریبا ته دلم نبودش و من از دوباره میخوام بنویسم:
صد در صد من گزینه یک رو انتخاب میکنم همتونم فک کنم میدونید چرا :)) تکاوران شمال بازماندگان نژاد نومه نور یا سرزمین آرنور
خب من قلمروی آرنور رو خیلی دوست دارم میدونم که داخلش چه چیز هایی پنهان نهفته این سرزمین از عجایب سرزمین میانه هستش به نظرم, بعد از حمله ی جادوپیشه به فورنوست سپس فرارش به موردور قلمروی آرنور هیچ وقت ترمیم نشد بنابر این دونه داین های اونجا پراکنده شدن و در اقسا نقاط اریاور پخش شدن خب نومه نوری ها تقریبا 500 سال عمر میکردن ولی نمیدونم چی شد وقتی که با اداین های اریادور ترکیب شدن عمرشون به 200 سال کاهش یافت من یکی به خاطر عمرشون اونهارو انتخاب میکنم بعد به خاطر نژاد و از همه مهم تر شهامت عجیب اونها قدشون قدرتشون کلا خیلی ازشون خوشم میاد و به نظر من اونها بهترین گروه در سرزمین میانه هستند.
*فئانور* —
1:این گزینه رو خیلی دوست دارم حال میده
2:سوار کاری رو دوست دارم ولی یاغی گری رو نه:|
3:از نگهبانی خوشم نمیاد:))
4:مگه عقلمو از دست دادم برم بمیرم
5:نه نه اصلا خوشم نمیاد
6:با بانو خیلی موافقم درست گفت خیلی حال گیره
starry night —
1
دلیلی ندارم....انسان بودن رو دوست دارم...و این بهترین نوعشه!!!
اسماگ —
هیچکدام عضو گروه تورین سپر بلوط وشرکا
والار —
من که نمی تونم عضو هیچ گروهی باشم وظایف سنگینی دارم،هوای همشون رو دارم
گیملی —
درود
من گزینه ی 2و4را بدلیل علاقه ی زیادم به کشتن موجودات تاریک انتخاب میکنم
بدرود
Rosebud —
بدون ذره ای شک، سپاه مورگوث
همیشه برام مورگوث و فلسفه وجودیش رشک برانگیز بوده.
gildor —
بی هیچ شک و درنگی اول گزینه 1 بعدشم گزینه 2 .
من عاشق هیجان و عظمتم ، از ترس و بزدلی بیزارم ، اینکه بشینم و سرمو مث کبک زیر برف کنم حالمو بهم میزنه .، اصن دوس داشتم مث آراگورن و تورین بودم .
جسور و قوی .
توروندور —
من گزینه یک رو انتخاب میکنم چون با نومه نور و سرنوشت شومش احساس همدردی شدیدی میکنم :huh:
Jack Walters —
قطعا
3- نگاهبانان برج سفید میناستریت
Armando —
6- اعضای انجمن شورای سفید
:)
هرچند که جادوگر نیستم اما اگه بودم دوست داشتم تو شورای سفید بودم
legolas2013 —
1 چون دوست داشتم همیشه در حال سفر باشم و با نیروهای تاریکی بجنگم
Lord Thrall —
چرا الف های سیاه بیشه و یاران تراندویل رو نگفتی من خودم که دوست داشتم یکی از کماندار ها و شمشیرزن های سپاهیانش باشم
Samwise Gamgee the Brave —
گزینه پنجم بود درسته؟دفاع از اوزگیلیات.اگه من بودم که شهر سقوط نمی کرد...:دی