درباره ی امضای شما

تعداد پست‌ها: 104

سلام بر آردایی های گرامی!

داشتم به تاپیکای این انجمن نگاه میکردم دیدم درباره ی همه ی چی صحبت شده جز امضاهای کاربرا.

بعضی از بچه ها واقعا امضاهای با مفهوم و عمیقی دارن. البته بعضیاشونم امضاهاشون خیلی اصیله. سلیقه ها متفاوته. بعضیا از عکس استفاده کردن و یه سری از کاربرا هم از متن و برخی هم فقط یه جمله. تعدادی امضاهاشون آردایی هست و چند نفری هم از بزرگان نقل قول کردن.

اما همه ی امضاها قابل فهم نیستن و نیاز به توضیح بیشتر دارن. و هم اینکه چه چیزی کاربر رو وادار کرده که اون امضا رو انتخاب کنه؟

زیاد کشش نمیدم.

امضاهاتون رو توی این تاپیک واسه دوستای آرداییتون با توصیف کردن, واضح تر کنین.

من مثبت ندارم دیگه :دی

خب

در مورد امضام سخن رانی کنم؟

من 3 تا امضا داشتم

اولین امضام که سخن تین گول با دورف ها در لحظات پایانیش بود

یجورایی ابهت داشت واسه همین استفاده کرده بودمش

دومیش یه جمله انگلیسی از یک بازی بود

Technology offers us strength, strength enables dominance, and dominance paves the way for abuse

که به نظرم خیلی خوب میاد

و سومیش هم از سیل هست و معلومه چیه

یه صحنه ی جالب بود واسم

جای شکستن قدرت یک مایا، حلقه ای که خودِ ملکور نرفته بود طرفش اما به خاطر تقدیری که برای کارخاروت نوشته شده بود...

امضای من یه جمله از خودمه شرح نداره

اینو در فراق گل باجی گفتم:دی

ببخشید گل باجی ؟؟؟؟

امضای منم اول یکی از درد دل های دکتر شریعتی بود. توی کتاب گفتگوهای تنهایی. خیلی بنظرم متنش گیرا بود.

آه که چقدر فاصله ی ما دور است. فکر میکنم که هیچوقت نرسی و من در کنار این دنیا تنها بمانم و تو همیشه منظره ی من باشی.

این دومی هم که دیگه فکر کنم همه دوس داشته باشن. هم اسم خودم توشه هم از ایهامش خیلی لذت میبرم. هر دفعه میخونم به اندازه ی بار اولی که خوندم برام جذابیت داره.

اول فکر کردم که امضام آردایی باشه اما بعد دیدم وقت زیاده. تا یه مدتی میخوام از این امضام کیف کنم.

امضا من مشخصه و چون به نظرم خیلی با نام کاربریم مچ هستش انتخاب کردم.

و چون هم اولین جمله و کلمه ای که از کتابهای تالکین خودم هستش و مهمترین دلیل(البته به همراه فیلم لوتر)برای قدم گذاشتنم به دنیای تالکینه بسیار دوستش دارم.

امضای من بسی مختصره و دارای ابهام بالاست و کلا کارم رو ساده کرده و دیگه نیازی نیست کلی وقت بزارم برای طراحی امضا!

گاهی وقت ها آدم باید وقت بذاره.

من که دلم میخواد هر روز راجع به یه امضای تازه فکر کنم. اما از این یکی قشنگ تر هنوز پیدا نکردم.

اگه میتونستم نام کاربریم رو عوض کنم اینکارو هم میکردم. نه اینکه کلا عوضش کنم اما یکم تغییرش میدادم.

گاهی وقت ها آدم باید وقت بذاره.

من که دلم میخواد هر روز راجع به یه امضای تازه فکر کنم. اما از این یکی قشنگ تر هنوز پیدا نکردم.

اگه میتونستم نام کاربریم رو عوض کنم اینکارو هم میکردم. نه اینکه کلا عوضش کنم اما یکم تغییرش میدادم.

نظر شما محترمه ولی ما باید سعی کنیم که کمتر برای این ظواهر وقت بزاریم.ما بیشتر باید سعی کنیم کاربران مفیدی برای این سایت باشیم تا کاربران خوشگلتری برای سایت!البته باز اعلام میکنم من قصد توهین به نظر شما رو ندارم و نظر شما هم خیلی برای من محترمه.

فرمایش شما صحیح.

اما من اینجا فقط دارم در مورد امضا صحبت میکنم. اینکه دوست دارم هی عوضش کنم نه اینکه از مفید بودن توی آردا غافل شم و فقط دنبال ظاهرسازی باشم.

وگرنه این یه امر مسلمه که باید از پایه قوی شیم و خودمونو نشون بدیم.

بالاخره حتا توی زندگیم انسان باید به ظاهرش اهمیت بده. توی آردا هم باید ظاهر و باطن رو زیبا کرد.

امضای من یک جمله ی کوتاه هست که گاندالف در اتحاد دوبرج به آراگورن گفت.

این جمله در معنای کامل منظور گندالف ، امید هست و همون طور که گندالف طبق این جمله سر قرار می آد و

باعث پیروزی جنگ هلمزدیپ می شه

یجورایی حس اینکه باید به آینده اطمینان داشت به آدم دست می ده .

به همین خاطر تصمیم دارم هیچ وقت این امضا رو تغییر ندم !

من ذهنیتمو از زندگی و با کمک دیالوگی که آراگورن توو جنگ به یارارانش گفته بود ترکیب کردم و یه همچین چیزی درآوردم. :دی

من ذهنیتمو از زندگی و با کمک دیالوگی که آراگورن توو جنگ به یارارانش گفته بود ترکیب کردم و یه همچین چیزی درآوردم. :دی

البته اين ذهنيت شماست و محترمه. ولي فكر نمي كنم ذهنيت درستي باشه.

امضای منم که معلومه یکی از دیالوگهای ائووین بود, توی کتاب البته. دوست داشتم که امضام متناسب با نام کاربریم باشه.

تو کتاب ائووین یکی از محبوبترین شخصیتها برای من بود, ولی تو فیلم شخصیتش خیلی تغییر کرده بود برای همین دوست داشتم یکی از دیالوگهاشو از تو کتاب انتخاب کنم نه از فیلم.

این جمله ای که انتخاب کردم خیلی برام قابل درک و ملموسه.

البته اين ذهنيت شماست و محترمه. ولي فكر نمي كنم ذهنيت درستي باشه.

بله شما درست میگین ولی متاسفانه این حقیقت تلخ برا من یکی ثابت شده و خیلیا بخاطر منافع شخصیشون حاظرن نزدیکترین کسشونو دور بزنن!

منم چند وقتیه که تصمیم دارم همینکارو کنم.

بقول هیچکس اینجا جنگله بخور تا خورده نشی! :-?

بله شما درست میگین ولی متاسفانه این حقیقت تلخ برا من یکی ثابت شده و خیلیا بخاطر منافع شخصیشون حاظرن نزدیکترین کسشونو دور بزنن!

منم چند وقتیه که تصمیم دارم همینکارو کنم.

بقول هیچکس اینجا جنگله بخور تا خورده نشی! :-?

هر چند که نظرتون محترمه دوست عزیز ولی خیلی ناراحت کننده است که به اینچنین نتیجه ای رسیدید. شاید راه حل بهتر این باشه که ادم اونقدر اقتدار و قدرت تو شخصیتش ایجاد کنه که نگذاره مورد اجحاف بقیه واقع بشه ولی خودش هیچوقت اون روشهای نادرست رو استفاده نکنه. قطعا" راه سختیه ولی عمل کردن مطابق قانون جنگل هم خیلی وحشتناکه. :D

البته بازم نظرتون محترمه.

ببخشید که از موضوع تاپیک منحرف شدم.

این جمله رو توی یه کتاب فانتزی خوندم و به نظرم یه حقیقت محض اومد؛ واقعیتی که در تمام دوران ازش استفاده میشه

این جمله رو توی یه کتاب فانتزی خوندم و به نظرم یه حقیقت محض اومد؛ واقعیتی که در تمام دوران ازش استفاده میشه

نمیدونم چرا منو یاد 1984 اورول انداخت...

(البته اگه راستشو بگم میدونم چرا:-? )

نمیدونم چرا منو یاد 1984 اورول انداخت...

(البته اگه راستشو بگم میدونم چرا :-? )

منکه علاوه بر 1984 یاد خیلی چیزای دیگه هم میافتم. خیلی حرف پر کاربردیه. :D

درود

راستش چیزی که تو امضا من هست زیاد نمیشه در قالب جملات بیانش کرد. بیشتر یه جور درک از زندگیه.

خط اول بیشتر برام به این مفهوم اشاره داره که به نظرم بیشتر عقاید بنیادی بشر که در حال حاضر عامه مردم به عنوان حقایق انکار ناپذیر قبولشون دارن مثل اختیار و جبر - مفهوم خدا - چرا بودنمون و... همگی دروغه(در برخی موارد اشتباهه)! برای پذیرش یا رد هر بینشی شرط اول اینه که باید مثل کودک خام بود. چیزی که عامه مردم ندارن.

خط دوم دلیل اینه که چرا زندم!!! :D

خط سوم هم نمیشه گفت خودتون حدس بزنید. البته سادست:-?

من مثبت ندارم دیگه :دی

إحساس هم دردي با الوه گرامي !

آخه ٢٥ تا شد سهميه ؟؟

و اما ( پايان ... )

خوب أمضاهأي متفاوتي داشتم كه الان يادم نيست اما مضمونشون با عقايدم همخوني مي كرد البته چند تا امضا هاي اخرم رو يادم كه چي بود !

١- بايد انديشيدن را آموخت ، نه انديشه ها 

فكر نكنم ديگه توضيحي بخواد براش !

٢- دومين امضام اگه اشتباه نكنم اين جمله از كوئليو بود !

ديوانه بمانيد اما مانند عاقلان رفتار كنيد

خطر متفاوت بودن را بياموزيد كه بدون جلب توجه متفاوت باشيد

٣- سومين امضام اين شعر بود !

Hey you

Listen to ME ! 

Time to play the game

It's all about the game, and how you play it

I am the game, you don't wanna play me

Hahahahahaha

Let s Go to Ring...

 و اخرين امضام هم هست پايان !!

پايان شروعي هست براي بودن بايد پايان داد تا شروع كرد !!

من در مورد امضا آخرم(دومین امضام!)کامنت دادم و میخواستم در همون کامنت در مورد امضا اولم توضیح بدم ولی یادم رفت.این شد که گفتم الان بیام بگم چون خیلی جمله متفکرانه ایه به نظرم.

امضا اول من یه جمله بسیار قصار از بازیگر محبومبم مارلون براندو بود که گفته:

" ترجیح می دهم روی موتور سیکلتم باشم و به خدا فکر کنم تا اینکه در کلیسا باشم و به موتور سیکلتم فکر کنم"

واقعا آدم رو وادار به فکر کردن میکنه.

به لیتل لرد:بله هردو مضمون یکیه و طلایی

من در مورد امضا آخرم(دومین امضام!)کامنت دادم و میخواستم در همون کامنت در مورد امضا اولم توضیح بدم ولی یادم رفت.این شد که گفتم الان بیام بگم چون خیلی جمله متفکرانه ایه به نظرم.

امضا اول من یه جمله بسیار قصار از بازیگر محبومبم مارلون براندو بود که گفته:

" ترجیح می دهم روی موتور سیکلتم باشم و به خدا فکر کنم تا اینکه در کلیسا باشم و به موتور سیکلتم فکر کنم"

واقعا آدم رو وادار به فکر کردن میکنه.

امضا اول من یه جمله بسیار قصار از بازیگر محبومبم مارلون براندو بود که گفته:

" ترجیح می دهم روی موتور سیکلتم باشم و به خدا فکر کنم تا اینکه در کلیسا باشم و به موتور سیکلتم فکر کنم"

واقعا آدم رو وادار به فکر کردن میکنه.

لوتر عزیز دکتر شریعتی هم ی جمله با همین مضمون و معنی داره که میگه :"ترجیح میدهم با کفش هایم راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد باشم و به کفشهایم فکر کنم"

امضای من یه شعر از آرسنی تارکوفسکی پدرآندری تارکوفسکی از بزرگترین کارگردانهای سینمااست

پدر تارکوفسکی شاعر بود و آندری از همون کودکی در خونواده ای مذهبی و فرهنگی بزرگ شد و این در آثار این کارگردان شهیر بخوبی مشخصه

تاکوفسکی رو میتونیم پدر سینمای معناگرا بدونیم کسی که با دقت خاص خودش به همراه استنلی کوبریک عمقی ویژه به سینما بخشید

معروف ترین فیلمهای تارکوفسکی عبارتند از :آینه،سولاریس،استاکر،نوستالژیا و ...

متن شعر که در ادامه به صورت کامل براتون میارم رو تارکوفسکی در فیلم استاکر استفاده کرده

باشد که رویا ها ، بارور شوند ، چنانکه شاید ...

باشد که مردمان ایمان آورندگان باشند ...

و باشد که به سخره گیرند ، شهواتشان را

چرا که آنچه شهوتش می نامند

توان نهانی احساساتشان نیست

بلکه سایشی است میان روح درون و جهان بیرون

و فرای هرچه ...

باشد که بر خویشتن خویش ایمان آورند ...

باشد که چون خردان ناتوان شوند

چرا که ضعف توانی مضاعف است و قدرت بی بها ...

آدمی چون زاده شود ، ضعیف است و منعطف

و به مرگ مغلوب ، جامد است و ناهموار

به هنگام رویش ، درخت سست و ظریف است

اما چونان که به خشکی ، سخته شود ، فراز مرگ اوست

جمود و قدرت ، یاوران مرگ اند ...

و ضعف و سستی ، صورتگران تازگی بودن ...

پس هر آنچه بر جمود خویش مزمن شود ، پیروزی نخواهد یافت.

۲

و زمین از زلزله ای عظیم در خود لرزید

و خورشید تیره گون شد

به سیاهی گیسوان تنیده در هم

و کاسه ی ماه ، لبریز از خون گشت

و ستارگان آسمان بر زمین فرود آمدن

چونان انجیربنی که از بادی سهمگین

نارسیده انجیرکانش را می پراکند

و آسمان شکافت و چون طوماری در خود پیچید

و کوه و جزیره ای بر جای خود در نماند ...

و شاهان زمین

و بزرگان

و توانگران

و دلیران

و زورمندان

و آزاده مردمان

خویش به غارها و صخره ها و کوهها ، نهان کردند

و فریاد بر آوردند بر صخره ها :

" فرو ریزید بر ما

و نهانمان دارید از اوی

آنکه بر سریر شاهی نشسته است

آنکه سخت است در غضب

چرا که موعود روز خشمش در رسیده

و اینک که راست مجال مقاومت ؟ "

۳

تابستان سپری شد

و کتیبه ی یادبودی بر جای نگذاشت

خورشید کماکان گرم بود

اما این نیز کافی نبود

حقایق را توان تحقق بود

چونان کرک نرم گیسوانت

محصور شده در کف دستانم

اما این نیز کافی نبود

اهریمنی از بین نرفت

اما در آینده ای نیک انجام

جهان در شور می درخشید

اما این نیز کافی نبود

زندگانی جاودان پنهان بود

و این مرا به خنده وا می داشت

و من سرمست خوش اقبالی بودم

اما این نیز کافی نبود

برگی هرگز پژمرده نشد

شاخه ای هرگز نشکست

و روز ، چون آینه ای درخشانشان می نمود

اما این نیز کافی نبود

۴

چشمانت را دوست می دارم ، ای دوست....

و آن فریبنده حرکات آتش وارش را ....

و هنگامی را که به ناگاه خیره می شوند

به سان آذرخشی آسمانی که همه جا را می لرزاند

اما من چیز دیگری را در شگفت و تحیرم ....

چشمانت را

زمانی که به زیر افکنده شده اند

هنگامی که شعله های آسمانی عشق در آنها فرو خفته است

و در آن گاه

می توان از میان مژگان اندوهگینت

خواهش غمگین و سرد آرزوها را دید

این اولین امضایی بود که برای اکانتم توی یه فروم قرار دادم

بعدا توی همه فروم ها گذاشتمش تا بالاخره برای اکانت آردا هم گذاشتم

در واقع دو جمله از گندالفه که واقعا خیلی ازشون خوشم اومد

به طور شانسی دو صفحه از سایت اصلی باز کردم و دو جمله ای که اون گوشه میذاره رو به عنوان امضام گذاشتم !

بر حسب شانس جفتشون از گندالف !

اصلا یادم رفته امضام چی بود !!! : دی

. . . ممکن است چند صباحی بیشتر باقی نمانده که تاریکی بر سر دنیای ما فرود آید، و وقتی تاریکی از راه می‌رسد امیدوارم با عزم راسخ با آن روبه‌رو شوم؛ اما تا خورشید هنوز می‌درخشد دیدن شما برایم تسلی خاطری است. چه، شما و من هر دو زیر بال‌های سایه قرار گرفتیم و دستی مشترک هردوی ما را بازگرداند.» سخنان فارامیر خطاب به بانو ائووین

یه جمله ی پر از امید و غرور هست(شاید بخندین! ولی به من که این حسو میده ) از کتاب که با هر بار خوندنش کلی حال میکنم و خیلی ازش خوشم میاد مخصوصا از این قسمتش: ( چه، شما و من هر دو زیر بال‌های سایه قرار گرفتیم و دستی مشترک هردوی ما را بازگرداند.)

اسب و سوارش کجان

شیپوری که نواخته میشه کجاست؟

مثل بارانی که بر کوه می باره گذشتن

مثل باد از روی چمن زار

روز های باشکوه ادوراس پایان گرفت

پشت تپه ها غروب کرد و در سایه فرو رفت

چه طور کارمون به این جا کشید؟

سخنی از تئودن در فیلم برام خیلی جذاب بود یاد تئودرد میوفتادم

ببخشید گل باجی ؟؟؟؟

امضای منم اول یکی از درد دل های دکتر شریعتی بود. توی کتاب گفتگوهای تنهایی. خیلی بنظرم متنش گیرا بود.

آه که چقدر فاصله ی ما دور است. فکر میکنم که هیچوقت نرسی و من در کنار این دنیا تنها بمانم و تو همیشه منظره ی من باشی.

این دومی هم که دیگه فکر کنم همه دوس داشته باشن. هم اسم خودم توشه هم از ایهامش خیلی لذت میبرم. هر دفعه میخونم به اندازه ی بار اولی که خوندم برام جذابیت داره.

اول فکر کردم که امضام آردایی باشه اما بعد دیدم وقت زیاده. تا یه مدتی میخوام از این امضام کیف کنم.

اینم قشنگه :من نه آنم که دوصد مصرع رنگین گویم ***همچوفرهاد یکی گویم و شیرین گویم

امضای منم که کاملا با روحیات من سازگاره از اونجایی که من دوست دارم جاودانه باشم امضا هم در مورد جاودانگی هستش:)

امضای اولم یه معما بود!

من نمیدونم چرا هیچ علاقه ای به داشتن امضا ندارم! الان هم بعد این همه مدت هنوز هیچ امضایی برای خودم انتخاب نکردم!

تو وستروس هم امضای اولم سر لجبازی با یکی بود و امضای دومم هم لجبازی با یکی دیگه! :دی

ولی امضای فعلیم تو وستروس رو خیلی دوست دارم و جمله کوتاهی بود که تو کتاب اول نغمه خیلی روم تاثیر گذاشت! اگه یه روزی حوصله ام کشید دستی به سر و روی پروفایلم بکشم شاید همون امضا رو اینجا هم نوشتم! اینه اون جمله زیبا :

...If I Look Back I'm Lost

به پروفایلم مراجعه شود

امضای منم گویاست!!!

خیلی این جمله رو دوست دارم و همیشه میگمش و سعی میکنم تو زندگی بهش عمل کنم (وتا حدودی کرده ام)

هیچ وقت نباید نامید شد و دست از کار کشید

به نظر من هر اتفاقی که بیفته انسان نباید تسلسم بشه

Don't Give Up .....Never.....and don't fear any master......Never

اما والار بیهوده در پی خبری از دشمن بودند و...

خب این اولین امضای من توی این سایت هستش که حدودای اخر حدیث سیلماریل ها هستش وقتی خوندمش یه لحظه مکث کردم دوباره خوندمش منو گرفت خیلی ازش خوشم اومد واین امضا در مورد امدن ملکور هستش و قصد ندارم هیچ وقت عوضش کنم.

امضای جدیدم که پیداست، توی نان الموت تصویری از الوه و ملیان هست با توضیحی در مورد اون قسمت که از کتاب تکه تکه برداشتم

امضای من رو وقتی آراگورن گفت که داشتن به طرف دروازه های سیاه حمله میکردند.

امضای جدیدم که پیداست، توی نان الموت تصویری از الوه و ملیان هست با توضیحی در مورد اون قسمت که از کتاب تکه تکه برداشتم

تو امضات نوشتی:

«پس سروی بر اون مستولی گشت»

سروی؟

من از این جمله خیلی خوشم اومد.دقیقا یادم نمیاد این حرف رو کجا شنیدم ولی هر دفعه میبینمش روم خیلی تاثیر میذاره. واسه همین امضام رو این حرف گذاشتم.

من درمورد امضام چیز زیادی نمیتونم بگم چون فکر نمیکنم نیازی به توضیح داشته باشه از نظر من درکش سادس اما کاربردش سخته شخصا خیلی ازش استفاده کردم همیشه پای ورقه امتحان اینو مینویسم ((اگر جهت حرکتت درست نباشه....

،مهم نیست باچه سرعتی حرکت می کنی!))(If it's not okay for moving ...

no matter Bachh're moving fast)

من درمورد امضام چیز زیادی نمیتونم بگم چون فکر نمیکنم نیازی به توضیح داشته باشه از نظر من درکش سادس اما کاربردش سخته شخصا خیلی ازش استفاده کردم همیشه پای ورقه امتحان اینو مینویسم ((اگر جهت حرکتت درست نباشه....

،مهم نیست باچه سرعتی حرکت می کنی!))(If it's not okay for moving ...

no matter Bachh're moving fast)

ادلسا مطمئنی انگلیسی امضات رو درست نوشتی؟!!

ادلسا مطمئنی انگلیسی امضات رو درست نوشتی؟!!

اره دفعه اول درست بود برای دفعه دوم که نوشتم دقت نکردم

امضای من درکش خیلی سادس یک شعار که توی زندگی بسیار مفیده

امضای من هم که دیگه خیلی تابلوئه .

به نظرم رسید بهترین دیالوگی که میتونه ارتباط تورین و شمشیرش رو تصویر کنه همین بود ، هر چند که این امضام شکل ناقص تر از تیکه ایه که توی فرزندان هورین بود . چون اسم اکانت من سیه تیغ هستش پس باید امضایی رو میذاشتم که رابطه بین شمشیر و صاحبش رو نشون بده ... هر چند کهصاحب حقیقیش بلگ بود ...

خب این سومین و آخرین امضای من خواهد بود. این امضا بخشی از شعر آرش کمانگیر , سروده سیاوش کسرایی , است. دلیل انتخابش هم این بود که من این شعر رو بیشتر از هر شعر دیگری دوست دارم و وقتی برای اولین بار دیدمش , با خوندن همون چند بیت اول به آسمون رفتم(برف می بارد , برف می بارد به روی خار و خارا سنگ , چشمه ها خاموش , دره ها دلتنگ , راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ ....). و این تنها شعری بود که با رغبت و علاقه ی خودم حفظش کردم.(قسمتای زیادیش رو حفظ بودم منتها به مرور زمان یه بخش هاییش رو یادم رفت)

استاد سهراب

عاشق این تیکه شعرشم

خوب امضای من هم گذشته از اون پیام بازرگانی اوّلش! D: ( که خوب البته باهاش قصد کاسبی کردن ندارم فقط خواستم از این راه کار کسایی که نمیخوان مثل من زحمت اون دانلود سنگین رو به خودشون بدن راحتر کرده باشم) جمله ی خیلی خیلی زیبا و دیالوگ مورد علاقه ی خودم در فیلم از گاندولف هست.. که واقعا به نظر من یکی از تاثیر گذارترین جملات گاندولف میتونه باشه... جمله ای که در نهایت سرنوشت دوران سوم رو رقم زد...

این یکی دیگه دائمیه جدی میگم. زیباست...همین!

امضای من چه طوره؟از توی فیلم یاران حلقه جکسون پیداش کردم البته دوبله شدش.

((نه فرودو،روح سایرون زنده مونده.نیروی حیات اون به حلقه وابسته است و این حلقه از بین نرفته.سایرون برگشته.

اون ها یکی هستند،حلقه و فرمانروای تاریکی.فرودو، اون نباید حلقه رو پیدا کنه.))

امضای من بزرگی موجودی را نشان می دهد به نام ققنوس

امضای من کلمه اول وصیت نامه داییم بود...

واقعا میگم شاید فک کنید دارم شو خی میکنم ولی جدی میگم

امضای من شعری از فردوسی طوسی است که فکر نکنم زیاد نیاز به توضیح داشته باشه؟تازی ها مارو وادار کردن به خوراک بگیم غذا که اصلا معنی خوبی نمیده...وادار شدیم از نام کشورمون(پارس)برای نامگذاری صدای سگ استفاده کنیم...وادار شدیم بگیم شاهنامه آخرش خوشه چون تو آخر شاهنامه ایرانی ها از اعراب شکست میخورن و...

زشیر شتر خوردن و سوسمار عرب رابدانجا رسیدست کار

که تاج کیانی کند آرزو توفو برتو ای چرخ گردون توفو

امضای من شعری از فردوسی طوسی است که فکر نکنم زیاد نیاز به توضیح داشته باشه؟تازی ها مارو وادار کردن به خوراک بگیم غذا که اصلا معنی خوبی نمیده...وادار شدیم از نام کشورمون(پارس)برای نامگذاری صدای سگ استفاده کنیم...وادار شدیم بگیم شاهنامه آخرش خوشه چون تو آخر شاهنامه ایرانی ها از اعراب شکست میخورن و...

خب من هم از این قومی که شما گفتید اصلا خوشم نمیاد. درسته که مقایسه ی اونا با ما مثل مقایسه ی زدبازی با پیشرو هست{! :? } ولی یکمی تند نرفتی به نظرت؟ :? بعضیا می گن این شعر جعلیه و توی شاهنامه نیومده! حقیقتش من کلا بخش یزدگرد سوم رو گشتم ولی این دو بیت رو ندیدم.{البته باید نظر آقا اصلان و آقا حمید و آقای فارازون و بقیه ی اساتید رو ببینیم}

قبول دارم یه عده ایرانی {مثل اون ... هایی که صرف و نحو رو پایه گذاری کردند غافل از اینکه برای من بدبخت ضریب 3 و برای الونکینگ بدبخت تر ضریب 16 توی کنکور می خوره} کاسه ی داغ تر از آش شدن و یه جورایی هویتمون رو فروختن , ولی اینا باس گذشتس. الان زمونه عوض شده. هممون تعصب داریم ولی بذار توی دلمون باشه و کمتر بیانش کنیم. اگه فروم مثلا در مورد تاریخ ایران باستان بود یه چیزی ولی این یه فرومی برای همه هست. به دور از هیچ گونه تعصب قومی و ملیتی.

دوستدار شما و ایضا تمام آردایی های گرامی

خب من هم از این قومی که شما گفتید اصلا خوشم نمیاد. درسته که مقایسه ی اونا با ما مثل مقایسه ی زدبازی با پیشرو هست{! :? } ولی یکمی تند نرفتی به نظرت؟ :? بعضیا می گن این شعر جعلیه و توی شاهنامه نیومده! حقیقتش من کلا بخش یزدگرد سوم رو گشتم ولی این دو بیت رو ندیدم.{البته باید نظر آقا اصلان و آقا حمید و آقای فارازون و بقیه ی اساتید رو ببینیم}

قبول دارم یه عده ایرانی {مثل اون ... هایی که صرف و نحو رو پایه گذاری کردند غافل از اینکه برای من بدبخت ضریب 3 و برای الونکینگ بدبخت تر ضریب 16 توی کنکور می خوره} کاسه ی داغ تر از آش شدن و یه جورایی هویتمون رو فروختن , ولی اینا باس گذشتس. الان زمونه عوض شده. هممون تعصب داریم ولی بذار توی دلمون باشه و کمتر بیانش کنیم. اگه فروم مثلا در مورد تاریخ ایران باستان بود یه چیزی ولی این یه فرومی برای همه هست. به دور از هیچ گونه تعصب قومی و ملیتی.

دوستدار شما و ایضا تمام آردایی های گرامی

به نظر من که اصلا مال گذشته نیست،همین الآن هم امارات و کشورای دیگه عربی حریصانه دنبال ثبت فرهنگ ما به اسم خودشونن مثلا تا حالا بادگیرای دبی رو دیدیی؟کپی برابر اصل بادگیرای شهرای کویری ماست(یزد و نایین و...)در باره شعر من چیزی درمورد جعلی بودنش نشنیدم ولی خیلی جاها بهش برخوردم و حتی اگه مال فردوسی نباشه هم تفاوتی تو مفهوم و معناش نداره...جنایتی که عرب ها با ما کردن به هیچ وجه مال گذشته نیست اونا هویت مارو عوض کردن

در ضمن من اصلا قصد توهیین به قومی رو نداشتم فقط خواستم یادآور یه سری از بلا هایی که سرمون آوردن بشم

بازم اگه کسی از این پست ناراحت شده پوزش میخوام

با سلام و دورد بی پایان

یه راست می رم سر اصل مطلب

این دو سه پست اخر در این تاپیک واقعا جاش این جا نبود

جناب آخیلوس بنده از تفکرات شما تا حدودی اشنا هستم اما این تفکراتتون در این فروم جایی نداره

نباید این موضوع رو در این تاپیک و در این فروم بگید :?

نمی خوام بحث های واقعا خارج از این فروم در این تاپیک باز بشه

چه بسا بحث هایی بود در تاپیک های دیگر که موجب ایجاد کدورتی و اتفاقاتی بین تنی چند از دوستان شد که خوشبختانه رفع شد

جناب اخیلوس من می دونم شما نگران این موضوع هستید و بدونید که شما تنها نیستید

بنده هم تا حدودی عقاید شما رو دارم و حتی در چند شب شعر در زمین ی شاهنامه بحث کردیم و در مورد باد گیر ها که جز سنت های شهرستان میناب و بندرلنگه هست چند وقت پیش در نسشت خلیج فارس در کنار موزه ی مردم شناسی استان هرمزگان تو بندرعباس که داشتیم بحث کردیم و اعتراض خودمون رو اعلام کردیم و ...

خیلی بحث ها شد که جاش این جا نیست و تنها به بادگیر ها مختوم نمی شه از شما و جناب بارادیل تقاضا دارم که این قسم بحث ها رو این جا باز نکنید :?

از طرفی خواهش می کنم تمام مطالب یا نقل و قول هایی که می کنید رو با منبع و دلیل تاریخی بررسی کنید و بعد اون ها رو باز گو کنید

پ.ن :

دلایل منفی دادنم هم به شما کاملا روشن و واضح

دوستان این فروم فانتزی نه فروم تاریخی که بحث های تاریخی رو توش مطرح می کنید :?

ارادتمند شما

ش.

سلام جناب اصلان من اصلا قصدم ایجاد بحث های خارج از فروم نبود به هیچ وجه فقط یه توضیح راجع به امضام نوشتم...جناب بارادیل مطلبی نوشت گویا ایشون فکر کرده بودن که بنده قصد توهین به کسی رو داشتم ولی اصلا این طور نبوده الآن هم اگه فکر میکنید خیلی کار اشتباهی بوده که یه توضیح راجع به امضام نوشتم مشکلی نیست هم پست رو پاک میکنم هم امضا رو عوض میکنم...من برا بحث کردن تو این فروم عضو نشدم قصدم فقط آشنا شدن بیشتر با آردا بود که تاحدی بهش رسیدم

بازم ببخشید اگه انجرافی تو بحثا ایجاد کردم

گفت و گوی ائووین و آراگورن جایی که ائووین از آراگورن می خواد اونو با خودش ببره

امضای مام که بعد ماه ها کلنجار رفتن با خودمون بالاخره تغییر یافت...

همیشه تو زندگیم این حسو داشتم و وقتی با این جمله روبه رو شدم انگار خالی شدم. یکی پیدا شد که بالاخره حرف دلمو بزنه... و خب بهتر از همه اینکه تالکینی ام هست. :))

در واقع میشه گفت امضام بیانگر یکی از ناگفته هامه. :|

امضای من آخر بخش سیلماریلیونه...وقتی داشتم این بخش و تموم می کردم یه اندوه شیرینی همه وجودمو گرفته بود..خیلی جاها یدیگه اش این حس و داشته ام ولی این کامل تر بیانش می کرد :) :|

امضای من یه جمله از (اسکار ویلده) هست . چیز زیادی از نویسنده ی این جمله نمیدونم ولی خیلی جمله ی قشنگیه =))

امضای من جمله‌ای از اورسن ولز هست که ابتدای فیلمش یعنی محاکمه میگه. این فیلم اقتباسی هست از رمان مشهور کافکا به همین نام. تصویر هم نمایی از فیلم هست که جوزف ک. شخصیت اصلی فیلم/رمان در برابر دروازه قانون/در دادگاه ایستاده.

خب امضای من که متن کامل ترشو الان می نویسم :

هرچه از طلاست درخشان نیست؛

و هرکه سرگردان است گمگشته نیست؛

آنکه پیر است و نیرومند پژمرده نمی شود،

ریشه های عمیق را سرما نمی زند،

از خاکسترها آتشی بر خواهد آمد؛

نوری از تاریکی بیرون خواهد آمد؛

تیغ شکسته باید که نو شود،

تاج از کف داده باید که پادشاه شود.

گفته

بیلبوعه درباره آراگورن

دلیل انتخابم اینه که خب شامل حال خودمم هست ، خط اولشو نمی گم بنابه دلایلی :-)

خط دوم به خاطر این که شاید یکی آشفته حال به نظر بیاد و خسته ...اما درونش سرشار از استعداد باشه :-) ...

خوب امضای من

از اونجایی که همه می دونید این یک سخن خفن از خودمه : دی (در بازگشت پادشاه داشتم به پیپین می گفتم. یادتونه که )

خیلی دوسش دارم چون مشت محکمیه بر دهان کسانی که آثار استاد رو شیطان پرستی می دونن و اعتقاد تالکین رو به دنیای بازپسین خوب نشون میده

شایدم چون خودم خیلی این اعتقاد رو دوست دارم

جمله ای از خودم.انگار یه جورایی همیشه تو وجودم بوده...امیدوارم چیز های خوبی به دست بیارید:))

امضا من سخن فرودو درجواب سام در دوبرج هست ومنو یاد شعر

زندگی صحنه ی یکتایی هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواند واز صحنه رود

با عرض اجازت

امضای من از کتاب جملاتی که زندگی ام را تکان داد است.

با عرض اجازت

امضای من از کتاب جملاتی که زندگی ام را تکان داد است.

این جمله از رابرت فراسته اصل جمله هم اینه : “In three words I can sum up everything I've learned about life: it goes on.”

خیلی جمله قشنگیه منم بار اول که خونده م خیلی خوشم اومد.

میشه بپرسم توی چه کتابی خوندین این جمله رو؟؟؟

با عرض اجازت

درپاسخ به anonymous باید بگویم: از کتاب جمله های که زندگی ام را تکان داد نوشته رامین کریمی

امضای خویشتن یک جمله به زبان الفی هستش که در یاران حلقه فرودو بگینز به گیلدور اینگلوریون می گه. در هنگام سفر به ریوندل. گیلدور هم یک الف هستش از خاندان فینرود.(که اکثریت می شناسنش برای تازه واردین ذکرشده)

جمله:الن سیلا لومن اومن تیلمو

معنا:ستاره ای در ساعت دیدارمان می درخشد.

post-2674-0-79489400-1393410003_thumb.jp

امضای من اخرین جمله در کتاب بازگشت شاه هست.خیلی این جمله به دلم نشست ینی خیلی...

اصن نتظار نداشتم کتاب این طوری تموم بشه...

چون خیلی ازش خوشم اومد امضامو به این عوض کردم!

من امضامو خودم سرودم البته میدونم شما میگید مگه میشه همچین امضای پر بار وزیبایی ساخته ی دست انسان باشه ولی باور کنید خودم سرودمش :-bd

امضای خودمو از حرفای فرودو بعد از نابودی حلقه و بازگشت به شایر وقتی داره کتابو مینویسه الهام گرفتم...خیلی شبیه افکار خودمه و من واقعا جا خوردم(!)فکر کنم این دیالوگ مال من بوده!!!

در هر حال خیلی زیباست :-j :- :D :D :-bd

يك امضاي مختصر و مفيد

و البته مبهم!!

(انگار همه ي امضا ها مرموز شدن...!)

امضای فعلی من ترجمه فارسی قسمتی از قرآن هست. انتخابش کردم چون این جمله یادآور حقایقیه که خیلی وقتا فراموششون میکنم. اینجوری هروقت که وارد آردا میشم یا بهش فکر میکنم یه سری چیزا واسم دوره میشه. خدا رو چه دیدی، شاید یکی با دیدن امضای من متحول شد!

امضای من قسمتی از شعر ستاره شامگاهی(Evenstar) به زبان الفی هست. این هم ترجمه انگلیسیش:

This is not the end...

It is the beginning.

You cannot falter now

If you trust nothing else

Trust this

Trust love.

همونطور که مشاهده میکنید امضائ من حلقه س

کار خودمه :-bd یعنی عکسو یه تغییراتی دادم

خلاصه خواستم با آواتارم ست بشه !

امضای من از کتاب دریای زمین نوشته ارسولاک لوژان است.

پس شما هم مثل من به دریای زمین علاقه دارید؟ چقدر عالی!!! :-bd

امضای من فلسفه و دلیل زندگی منه...

با عرض اجازت

بنده نیز یک جمله را به امضایم افزودم. نمی دانم جمله از کیست اما می دانم درست و قشنگ است.

من شخصا امضام رو دوست دارم و تلاش ميكنم تا از صميم قلب بهش ايمان داشته ياشم.... چون بهم ميگه كه اگه شكست خوردي ،اگه فكر كردي باختي،ولي باز ميتوني بلند بشي و اراده كني و موفق بشي...

امضای من از سه بخش تشکیل شده.

بخش اولش یه شعر از حمید مصدق هست که البته همه شعر نیست خلاصه شعر هست و من واقعا دوستش دارم.

قسمت دومش سخنی از کوروش کبیره که اعتقاد کامل من هم هست این حرف.

قسمت سوم هم تازگیا قرار دادم به خط تنگوار هست که نوشتم من عاشق تالکینم. البته

i love tolkin

نوشتم من

امضای من همون شعر اول هر جلد ارباب حلقه هاست دیگه

وقتی یاران حلقه رو شروع کردم بخونم اصلا یه حالی شدم وقتی این شعر رو دیدم

حالت دفاعی انسان در برابر شیطان رو بالا میبره :)

امضای من هم معرفی خودمه وقتی فرودو و سام و پی پین من رو دیدند وسام برای او لین بار الفها رو دید

یاران حلقه(176)

راستش اگه خاطرتون باشه من يه امضا داشتم با اين عنوان:دعا كنيد پزشكي تهران قبول شم...همين!

حالا ديگه اون امضا نيست چون كنكور رو دادم...

خوب راستش بعد از صحبت هاي فراوان ديدم دندون پزشكي بهتر از پزشكيه به خاطر همين دنودون رو اول زدم!!وحالا دندان پزشكي شهيد بهشتي قبول شدم

راستش ميخواستم اينو برا امضام بنويسم"ممنون از دعاهاتون دندون شهيد بهشتي قبول شدم!"ديدم واقعا چيز ضايعيه!! به خاطر همين بيخيال امضا شدم!

خب من الان این تاپیکو دیدم گفتم منم برم فلسفه ی امضام رو بگم، دیدم امضا ندارم:D

الان امضا دار شدم اومدم بگم

این جمله رو من تو اینستاگرام دیده بودم. فرقش با اون جمله، اینه که اون گفته بود تو اینستا، من گفتم اینترنت:((

امضای من از کتاب سیلماریلیون هست ،عقیده الدار در مورد صدای آب.

خوم هم خیلی صدای آب رو دوست دارم

خوب این بخش از انجمن هم برای شروع خیلی خوبه!

امضای همه دوستان که اینجا پست گذاشته بودن هم دیدم جالب بودن بیشترشون. برای آشنایی با اعضا و افکارشون این قسمت خیلی مفیده.

خوب امضای من هم همینطور که می بینید گاندالف که داره به سمت بیلبو میره، البته عکس اصلی رو کمی تغییر دادم تا مناسب فضای سایت بشه. که همینطور که می بینید گاندالف داره از بیرون اون دایره به بیلبو نگاه می کنه و به این معنی که گاندالف داره بیلبو رو از فضای زیبا و آروم خودش بیرون می کشه، که همون سفر غیر منتظره رو شروع کنه.

و بالا این عکس هم اولین جمله از کتاب که تالکین از هابیت نوشته (به دست خط بیلبو)، که با نوشتنش مارو مثل گاندالف به سفری بیرون زندگیمون دعوت می کنه.

91477957200868084263.png

امضای فعلیم تلفیقی از لیرهاست !دیگه خودتون اشعارو پیدا کنید ;)

امضام همین طوریه.از کلمه ی عیار شرافتمند خوشم اومد همین.دلیلش بیلبو هم بود.

امضای من سخن سایرون(همزه نداره)که نه حلقه به انسان ها داده بود است و این عکس همون نه نفره اون متنم که شاید عده ای خیلی کم در این انجمن ازش سردر نیارن معنیش اینه:

حلقه ای است از برای حکم راندن.حلقه ای است برای یافتن.

حلقه ای است از برای اوردن.و در تاریکی به هم پیوستن.

در سرزمین موردور و سایه های ارمیده اش

بلاخره بعد از گذشت دو سال اندی از عضو شدنم تو آردا، تصمیم گرفتم یه امضا برای خودم بذارم. فکر نمی کنم نیازی به توضیح باشه، قسمتی از پایان کتاب فرزندان هورین (البته با کمی تلخیص) به اضافه نقاشی که تد نسمیث ازش کشیده. این جا قسمت مورد علاقه من از کتاب های تالکینه، جایی که غمی که از اول کتاب فرزندان هورین وجود داره به اوج خودش میرسه.

این امضای جدید من یه جمله ی آلمانیه

Ich bin ein atemlos durch die nacht

یعنی "من از نفس افتاده ای در میانه ی شب هستم"

سلام

امضا ها عوض میشن و اگه قرار باشه هر امضایی که عوض میشه بیایم اینجا توضیحش بدیم این پست هزاران پاسخ خواهد داشت. اما امضای من به زبان کوئنیا و معنیش اینه:

Cuile na carna titte lunen ve sine

زندگی مجموعه ای از لحظات کوچکی مثل الان است

نوشتارش تنگوار شکسته یا (cursive).

cuilc3ab-nc3a1-carna-tittc3ab-lc3banen-ve-sinc3ab-e1414938510165.png?w=500

امضا در اول خرداد94 تغییر کرد.

امضای من ساده یه ساده دو اصل انسان بودن رو بیان میکنه

آزاد زندگی کردن

خوب مردن

اگه این دوتا باشه یعنی انسان بازی خودش رو برده

امضای من در واقع یکی از سخنان اراگورن به فرودو توی اسبچه راهواره که سم وایز گمجیزه‌ش کردم:دی

امضام قسمتی از آهنگ انیمیشن فروزنه(یخ زده).هم آهنگ خیلی قشنگیه و برنده بهترین آهنگ شده هم به شخصیتم میخوره.

اونجا که السا فرار کرده و به سمت کوه میره.معنیش هم:

Up here in the cold thin air I finally can breath

I know I left a life behind but Im too relieved to grieve

Let It go,Let It go

cant hold it back any more

(توی این سرمای کشنده بالاخره میتونم نفس بکشم)

(میدونم یه زندگی رو پشت سر گذاشتم اما خیالم راحته که از غم رها شدم)

(بیخیالشون،بیخیالشون)

(دیگه نمیتونن جلوی موفقیتتو بگیرن)

Aiya Arda

درود

امضای جدید من به زبان کوئنیاست که درواقع متن زیر است که با خط cursive تنگوار نوشته شده:

...Cendar harya hume coivier no firis

کسی که مطالعه میکند تا قبل از مردنش هزار زندگی را تجربه میکند...

I quen i ullume cenda harya er mine

کسی که مطالعه نمیکند فقط یک زندگی را تجربه میکند.

تا امضای بعدی بدرود :)

امضای جدید من هم که تبلیغه واسه پرتال طرفداران مدرن تاکینگ دیگه. اونجا هم امضای من تبلیغ واسه اینجاست :)

با عرض اجازت

من قریب بر یکسال است امضایم را اضافه کرده ام اما توضیحی نداده ام. حال توضیحی کوتاه جق دهم.

جمله اول که مال قدیم است.

جمله دوم جمله ای منطقی است که خیلق چیز ها را مشخص می کند.

جمله سوم جمله ای است که دوستش دارم و اول آن را خواندم و بعد با استنتاجی ساده به جواب آن رسیدم.

عکسی که گذاشتم خودتان بهتر است ببینید چیست جالب بود و گذاشتمش (می شناسیدش دیگر نه :D) احتمالا در آینده هم عکس ها و لینک هایی را که مناسب بدانم می گذارم.

امضای من هم نمادی از نژادم هست، یک خرس، نماد اسکین چنجر ها

در در 8/13/2014 at 1:25 PM، گیلدور اینگلوریون گفته است :

امضای من هم معرفی خودمه وقتی فرودو و سام و پی پین من رو دیدند وسام برای او لین بار الفها رو دید

یاران حلقه(176)

خوب امضای جدیدم این هست توصیه ای از گیلدور به فرودو هست  که توصیه هدیه خطرناکیست حتی از طرف فردی عاقل به فردی عاقل ممکن است همه چیز غلط از آب در بیاید.

با عرض اجازت و قبولی طاعات و عبادات دوستان عزیز

چندی است که امضای خود را تغییر دادم جا دارد کمی توضیح برای هم بخشش بنویسم:

بخش اول دعای معروفی است متشکل از چند بخش از چند آیه قرآن:تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً. دعای فوق العاده ای است توصیه می کنم حفظش کنید به درد می خورد.

بخش دوم جمله ای که اولین امضایم در آردا بوده. جمله ای است از کتاب جمله هایی که زندگی ام را تکان داد(البته مطمئن نیستم اسم دقیق گتاب را گفته باشم)جمله ایست شبیه این جمله ی معروف: این نیز بگذرد...(تمام چیزهایی که از دنیا یاد گرفتم در یک جمله خلاصه می شود: میگذرد)

بخش سوم دو قاعده ی و جمله ی زیبای منطقی است. همه چیز ممکن است مگر آنکه خلافش ثابت شود... اگر غیر ممکن را حذف کنیم چیزی که باقی می ماند جز حقیقت نیست

بخش چهارم جمله ای است که خودم بر اساس سازو کار دنیا به آن رسیده ام جمله ای که دیگران را هم به تفکر وامی دارد: دنیا یک کتاب باز است، هر کس به اندازه ی معرفت اش می تواند آن را بخواند.

با تشکر.

درود

خب،امضای بنده یه تیکه شعر کوتاه از خودمه و فکر نمیکنم توضیح لازم داشته باش و مقصوده شعر رو سریع درک میکنند همه و امیدوارم همچنین که برای منی که نوشتمش جذابه برای شما هم جذاب باشه?

امضا رو باید چجوری گرفت ؟؟

در 5 ساعت قبل، بیلبو ب.ب گفته است :

امضا رو باید چجوری گرفت ؟؟

اول برید به قسمت حساب کاربری بعد تنظیمات کاربری بعد ناحیه تنظیمات:)

Screenshot_2017-07-08-08-28-44.thumb.png.fd151b4a3d4d39035360447917dd06f7.png

معنی نام کاربری من پادشاه تاریکی هست پس Aran Dur - Ishi

امیدوارم زیاد گیج نشده باشید B-)  ;)

 

و شما، ای مدیرانی که قصد حذف کردن این ارسال را دارید. آگاه باشید که خیلی هم این پست معنی داره فقط کافیه اول زبان سیاه رو یاد بگیرید و یعد امضام و معنی نام کاربریم رو