آموزش زبان الفی

تعداد پست‌ها: 156

(در پیوست پی دی اف دروس گفته شده قرار داده خواهد شد.)

قبلا يكي از عزيزان در مورد الفباي الفي چيزهايي رو بيان كرده بود و با توجه به علاقه و استقبال فراوان شما سعي خواهم كرد تا طي مباحثي زبان الفي را تا حد نياز آموزش دهم. اميدوارم تا مورد پسند شما واقع شود.
توجه: اين مطالب فقط جهت بهره مندي اعضاي اين سايت نوشته خواهد شد.

در هر مبحث علاوه بر آموزش گرامر، چند جمله پركاربرد، چند شعر، ترجمه عبارات الفي فيلم ارباب حلقه ها و... وجود خواهد داشت
ضمن اين كه مي توانيم در هر مبحث متناسب با گرامر آموزش داده شده با يكديگر تمرين كنيم.


از بين تمام زبان هايي كه تالكين اختراع كرده است، زبان الفي رايج ترين و البته كامل ترين آن هاست. خود اين زبان نيز به گويش هاي مختلفي صحبت مي شود كه از جمله مشهور ترين آن ها مي توان به كوئينا و سينداري اشاره كرد. به آن هايي كه قصد فرا گرفتن اين زبان هستند گويش كوئينا را پيشنهاد مي كنم زيرا آسان تر و نسبت به سينداري قابل فهم تر و نزديك تر به هجاها زبان فارسي است.
كوئينا زباني است كه توسط الف هاي برين و الف هاي والينور صحبت مي شد. به دليل اين كه تكلم به اين گويش به دلايلي در سرزمين ميانه ممنوع شد، اين گويش از رونق افتاد اما پس از دوران اول دوباره توسط الف ها احياء و به كارگرفته شد. كما اين كه تمام ديالوگ هاي الفي در فيلم ارباب حلقه ها به اين گويش است. شس در اين مفالات در مورد گويش كوئينا صحبت خواهد شد.
اما سينداري گويشي است كه از تغيراتي در ساختار كلمات كوئينا به وجود آمد و توسط الف هاي سيندار(تحت سلطنت تين گول در دوريات)استفاده مي شد كه به دليل نقص هايي از جمله سختي در گفتار از رونق افتاد با اين حال كساني مانند الروند هنوز آن را به ياد دارند.

Greetings

Mae govannen
My go-VAH-nen
خوش آمديد

Elen síla lumenn' omentielvo
Q, ELL-ehn SEE-lah LOO-men oh-men-tee-el-voh [the tee-el is slurred together]
ستاره اي در ساعات ديدارمان مي درخشد.

Im gelir ceni ad lín
Eem geh-leer keh-nee ahd leen
خوش حال هستم كه دوباره شما را مي بينم.

Le suilon
Lay swee-lonn
درود بر شما

Mára aurë
Q, Mah-rah ow-ray
سلام


سخناني كه گالادريل در ابتداي فيلم به زبان الفي مي گويد
ترجمه اش را مي دانيد پس فقط به بيان متن اصلي اش بسنده مي كنم:

I amar prestar aen.
Ee AH-mar PRESS-tar ine.

Han mathon ne nen.
Hahn MAHTH-on neh nehn.

Han mathon ne chae.
Hahn MAHTH-on neh high

A han noston ned 'wilith.
Ah hahn NOHS-ton nehd 'wee-leeth.

در مقدمه سعي در معرفي زبان الفي كردم.
زباني كه پيش شما كاملا شناخته شده است.
مطلب بيشتري را لازم به بيان نمي دانم با اين حال اگر سوالي داشتيد در همين مبحث بيان كنيد تا پاسخ دهم.
مبحث آينده(10 روز ديگر)در مورد جمع بستن اسامي و همچنين اسامي جمع است. باتشكر.

Elvish Part I.pdf

ممنون , فقط بازم مشکل قدیمی نداشتن تلفظ !! اخه تو هر زبانی شنیدن رکن اصلی و این فقدان تلفظ لغات و اصطلاخات عجیب اذیت میکنه .. .

مطالب عالی, بازم ممنون برای صرف وقت .. . ;))

سلام

تور خیلی دمت گرم

اگه به کمک لازم داشتی بگو

آموزش زبانت نسبت به مباحث دیگه(آموزش زبان) توی سایت فرق داره

امیدوارم ادامه پیدا کنه

خیلی ممنون تور! امیدوارم ادامه بدیش.

ممنون , فقط بازم مشکل قدیمی نداشتن تلفظ !! اخه تو هر زبانی شنیدن رکن اصلی و این فقدان تلفظ لغات و اصطلاخات عجیب اذیت میکنه .. .

تلفظ زبانهای تالکین خیلی خیلی آسونه. همه حروف همونطور که نوشته میشن خونده میشن و مثل انگلیسی نیست که استثناء توش زیاد باشه برای تلفظ درست این زبانها باید فکر کنی که انگلیسی رو داری به صورت "بی سوادی" تلفظ میکنی! یعنی هیچ کدوم از مصوت ها ترکیب نمیشن و با هم خونده میشن.

مثلا: Feanor رو باید فئانور(Fe a nor) تلفظ کنی نه فینور(Finor)

خلاصه باید تمام حروف رو تلفظ کنی.

خیلی ممنون تور! امیدوارم ادامه بدیش.

تلفظ زبانهای تالکین خیلی خیلی آسونه. همه حروف همونطور که نوشته میشن خونده میشن و مثل انگلیسی نیست که استثناء توش زیاد باشه برای تلفظ درست این زبانها باید فکر کنی که انگلیسی رو داری به صورت "بی سوادی" تلفظ میکنی! یعنی هیچ کدوم از مصوت ها ترکیب نمیشن و با هم خونده میشن.

مثلا: Feanor رو باید فئانور(Fe a nor) تلفظ کنی نه فینور(Finor)

خلاصه باید تمام حروف رو تلفظ کنی.

فکر میکنم متوجه شدم, الان برای نمونه اینطوری !؟

I amar prestar aen

Ee AH-mar PRESS-tar ine

ای - اه - مار - پرس - تار - اینه

درست !؟ پس هیچ استثنایی وجود نداره !؟ این برای همه ی زبان هایی که تالکین خلق کرده صادق !؟ گرفتم .. .

ولی این سخت !! الان من خط اول رو اصلا نمیدونم چی کار کنم مگر اینکه راهنماش رو بهم بدین !! اینطوری که نمیشه زبان یاد گرفت !؟ نمیدونم متوجه منظورم شدین یا نه !؟ منظورم اینه که باید راهنمای خط رو داشته باشم وگرنه نمیتونم خط اصلی رو بخونم !!

البته سطر اول رو باید اینجوری بخونی(نه سطر دم که راهنمای تلفظه). میشه این:

ای - آ - مار - پرس - تار - آئن( آین هم تلفظ میکنن)

تلفظ این جمله رو تو فیلم ببین.

چرا اما تعدادش کمه مثلا dh رو باید د ظریف تلفظ کنی مثلا: Aredhel میشه آر - ِ - دل که تو کتاب نوشته "آره دل" که البته اون ه نماینده کسره است نه حرف ه.

یا مثلا Maedhros که من مائدروس تلفظ میکنم اما علیزاده مایدروس ترجمه کرده.(تالکین گفته که میشه اینجوری هم تلفظ کرد، اما فکر کنم برای این گفته چون انگلیسی ها با تلفظ اول مشکل داشتن اما ما که این مشکل رو نداریم میتونیم از هر دو استفاده کنیم)

th رو هم که میدونی تو انگلیسی چه جوری تلفظ میکنن اما علیزاده به جاش از ت استفاده کرده که کلا باهاش مشکل دارم من مورگوث رو هیچوقت مورگوت تلفظ نمیکنم اما چون کتاب اینجوری نوشته منم اینجا اینجوری مینویسم.

مورد دیگه ch است که علیزاده به جاش از خ استفاده کرده. این سخت ترین تلفظیه که من دیدم. صدای خود تالکین رو از آرشیو دانلود کن. توی شعر "آ البرت" کلمه nachaerd یا شبیه این وجود داره که حتی از روی صدای تالکین هم نمیشه گفت چی داره تلفظ میشه. به نظرم همین خ خیلی خوبه. (این یکی رو بی خیال شو! ;)) )

نه مهدی خان, باز شما سختش کردی که .. . !!

امشب میشینم همه ی فایل های اموزشی که تو سایت هست رو دانلود میکنم بعد از مطالعه ی کلی مزاحمت میشم تا درست و حسابی قضیه رو بگیرم ;))

پی نویس : فقط یک خواهش .. .

پیوند به بیرون مناسبی اگه تو این ضمینه داری زحمتش رو بکش هر وقت فرصت کردی پست بده همین جا .. .

حالا یا اینجا یا اگه بیشتر فرصت داشتی پیغام خصوصی که دوستان مکدر نشن !!

البته میدونم که نمیشن ولی برای محکم کاری ;))

پی پی نویس : استادم, تور عزیز !! شما قصد ندارین دروس بعدی رو پست کنین و بیشتر منو به خودتون مدیون کنین !؟

از حال و احوال دیگران بی اطلاعم ولی من شدید مشتاقم .. .

ممنونم ;))

توی آخر سیلماریلیون و ضمیمه بازگشت شاه یه قسمت در مورد تلفظ هست اون تیکه رو بخون باز اگه مشکل داشتی بگو. یادم نمیاد جایی در مورد تلفظ چیزی دیده باشم بازم میگردم اگه چیزی پیدا کردم میذارم.

تور جان واقعا از این کارت ممنونم نمیدونی چقدر دوست داشتم زبان الفی یاد بگیرم ;))

راستی اگه کتاب یا همچین چیزی رو میشناسی که بتونه تو این زمینه بهم کمک کنه بهم معرفی کن.

زبان انگليسي را مي توان در بهترين شرايط پس از حداقل 5 سال تمرين مستمر و مداوم ، مطالعه و حفظ متون خارجي ، گوش دادن ديالوگ ها ، تماشاي فيلم و درك مكالمات ، نوشتن متون انگليسي جهت ثبت اطلاعات و صحبت كردن مداوم به اين زبان فرا گرفت. كه البته با صحبت نكردن به اين زبان پس از مدتي از ياد خواهد رفت.

اگر خواستار فراگيري كامل زبان كوئينا هستيد بايد تمام فعاليت هاي فوق را با دقت و مستمر انجام دهيد البته با صرف نظر از فرّاريت زبان كوئينا. خوشبختانه منابعي جهت انجام فعاليت هاي فوق وجود دارد كه البته متنوع و گسترده نيست. پس با اضافه كردن عشق و علاقه فراوان خود به اين زبان مي توانيد اين مهم را به عنوان چاشني در كنار فعاليت هاي فوق اضافه كنيد.

لذا خواستار اين هستم كه به خاطر فراگيري درست آن يك كلاس كاملاً مشورتي تشكيل داده و ذيل هر پست و مبحث تا فراگيري كامل آن درس با يكديگر تمرين كنيم. هركس هرگونه كه مي تواند به من كمك كند البته با اعلام آن از قبل اين كار را انجام دهد.

هر سؤالي كه پيش آمد در همان مبحث پرسيده شود تا من جداگانه به آن هاپاسخ دهم و هميشه اولين پست هر مبحث درس خالص آن جلسه باشد. البته از دفعه بعد.

جمع بستن و اسم جمع

كتاب ، ساختمان ، قراول ، سوار و... .اين ها اسم هستند. در ادبيات فارسي براي ناميدن چند شيء مشابه از نشانه جمع «ها» در پايان اسم استفاده مي كنيم(صرف نظر از ديگر اشكال جمع در فارسي)

...,spider,monkey,spy,motto اين ها اسم هستند. در ادبيات انگليسي با افزودن به پايان اسم آن را جمع مي بنديم. به اين شكل:

mottos,spies,monkeyes,spiders

در مثال هاي بالا استثنائاتي يافت شد كه ساختار پاياني كلمه را تغيير داد.

ابتدا بايد نكته اي گفته شود. اندينگ

(-ending )

حرف يا حروفي هستند كه با اضافه شدن به پايان كلمه تغييري در معنا يا كاربرد آن ايجاد مي كنند. مانند وند هاي صرفي و اشتقاقي در زبان فارسي

در زبان انگليسي تعداد معدود و محدودي از اين اندينگ ها وجود دارند در حالي كه در زبان كوئينا اغلب تغييرات در ساختار كلمات حتي زمان هاي مختلف افعال ، افعال كمكي ، ضماير و... با اضافه شدن اندينگ هايي صورت مي پذيرد.

–s در بالا نوعي اندينگ اضافه شد.

مباحث بالا فقط جهت آشنايي با گرامري باشد كه امروز مورد بحث قرار خواهد گرفت. فقط گزيده اي از اين گرامر «نه كامل» در زبان انگليسي گفته شد. حالا زبان كوئينا را كامل بررسي خواهيم كرد.

به دليل آشنا نبودن برخي از شما(و البته خودم) با الفباي كوئينا از اين به بعد مانند خود تالكين با الفباي انگليسي ، كوئينا را خواهيم نوشت.

Anar,Elda,Ainu,Vala

اين ها اسم هستند. با جمع بستن برخي از اين ها آشنا هستيم.

Ainu:آينو(اولين مخلوقات ايلوواتار كه داراي درك و فهم بودند.)

Ainur:آينو ها (جمع Ainu

Elda: (يك) الف

Eldar:الف ها

valaو valar به همين ترتيب

پس تا اينجا اولين قانون جمع بستن در زبان كوئينا را فهميديم.(به جهت طولاني نشدن بحث از مثال هاي ديگر نام نمي برم.)

كلمات مختوم به

ië , i , o , u , a

با اضافه شدن حرف

r

با آخر آن ها جمه بسته مي شوند.

Valië :مونث vala

Valiër:مونث valar

Noldo: الف

Noldor:الف ها

مي دانيم كه گروهي از الف ها به كوئندي مشهورند. اين كلمه جمع است در حالي كه مفرد آن طبق نامه هاي تالكين كلمه

Quendë است. چه طور شد؟ كلمه

ë به

ختم مي شود. آخرين حرف صداداري كه در قاعده قبلي وجود نداشت

از ديگر مثال ها و نامه هاي تالكين مي توان اين استثناء را فهميد كه:

ë كلمات مختوم به

ë هنگام جمع بستن

i آن حذف شده و به جاي آن حرف

قرار مي گيرد.

( iëتوجه كنيد! غير از )

Lassë: برگ

Lassi: برگ ها

پس تكليف اسم هايي كه به حروف صدادار ختم مي شوند معلوم شد. اما ديگر اسم ها.

براي آن ها جمع بستن بسيار آسان است.

Elen:ستاره

Eleni: ستارگان

Atan:انسان

atani و جمع آن را همه مي دانيم

پس يك قاعده ساده:

اسم هايي كه به حروف صدادار مختوم نيستند به اضافه شدن i به آخر آن ها ، جمع بسته مي شوند.

silmaril همه ما با اسم

silmarilli آشنا هستيم. اما چرا جمع آن مي شود

li

آخر آن به معناي تعداد و يا مقدار محدودي است. پس

silmarilli

جمع

silmaril

است و به معناي تعدادي جواهر است

نوعي ديگر از جمع بستن نيز اين گونه است.

Elda:الف

Eldalië:گروه الف ها

پس lië نيز به معناي قوم يا گروهي از چيزي است.

جمع بندي:

كلمات مختوم به ëa , i , o , u , i با اضافه شدن حرف r با آخر آن ها جمه بسته مي شوند.

كلمات مختوم به ë (توجه كنيد! غير از ië ) هنگام جمع بستن ë آن حذف شده و به جاي آن حرف i قرار مي گيرد.

اسم هايي كه به حروف صدادار مختوم نيستند به اضافه شدن i به آخر آن ها ، جمع بسته مي شوند.

Li و lië از اسم هاي جمع هستند. به معناي مقدار و تعداد و قوم و گروه

البته اسامي جمع بسياري نيز هستند كه در اين جا مورد بحث نيست و طي دروس آينده به آن ها خواهيم پرداخت.

كلمات جديد:

Mine: يك(عدد ترتيبي)

Anar: خورشيد

Isil: ماه

Ar: و (And)

Elda: الف

Lië: گروه ، قوم ، مردم

Vendë: دوشيزه

Rocco: اسب

Aran: پادشاه

Tári: ملكه

Tasar: درخت بيد

Nu: زير، ذيل (under) تحت تسلط

Hafling:هابيت

ترجمه كنيد(تمرين)

Roccor

Aran

Vendi

Minë lië nu mine aran.

هابيت ها زير درخت بيد

يك دوشيزه و يك ملكه

مردم

الف ها

جملات متداول:

Pedich Edhellen?

PEH-deekh eth-ell-ehn?

آيا الفي صحبت مي كني؟

Iston le?

EE-stohn lay?

آيا من شما را مي شناسم؟

Heniach nin?

Hen-ee-akh neen?

آيا منظورم را مي فهمي؟(آيا مرا درك مي كني؟)

Man eneth lín?

Mahn eh-nehth leen?

اسم تو چيست؟

ابتداي فيلم در نبرد داگورلد:

Elrond:

Tangado haid! Leithio i philinn!

Tahn-GAH-doh hide! Lay-thee-oh ee fee-leen!

به جاي خود! تير ها را رها كنيد!

نوشته هاي روي تيغه آندوريل:

Anar

Nányë Andúril i né Narsil i macil Elendilo.

Lercuvanten i móli Mordórëo.

Isil

An-are

Nahn-yay AHN-der-ill ee nay NAR-sill ee MAH-kill ell-ehn-DILL-oh.

Lair-koo-VAHN-ten ee mole-ee more-door-AY-oh.

EE-sill

خورشيد

من آندوريل هستم. زماني نارسيل بودم،شمشير النديل.

(باشد كه) خادمان موردور( بايد) از من بترسند.

ماه

مي دانيم كه جاي جاي فيلم ارباب حلقه ها پر از ترانه هاي الفي است(البته دقت بسيار ز يادي مي خواهد)

يكي از آن ها را معرفي مي كنم.

قسمتي كه گندالف همراه پيپين براي نجات سربازان اوزگيلياث از دست نازگول ها سوار بر شدوفكس به بيرون از ميناس تي ريث مي تازد. قسمت سوم دقيق: 1:12:47

پيشنهاد مي شود فايل صوتي را به دقت گوش كنيد.

Sílant calad Dûn Tollen Rochon 'Lân

Mennen nored dîn

SEE-lahnt KAH-lahd doon tole-ehn rokh-on lahn

Men-nehn nore-ehd deen

سوار سفيد آمد و روشنايي غرب سواري درمانده اورا به نور سفيد درخشاند.

namarie

يكي نيست كه اين تاپيك رو بخونه. :D

با چه ذوق و شوقي (و البته چه مشقتي) اين تاپيك رو تهيه كردم. :D

كسي نيست تمرين ها رو حل كنه؟ :D(

يا اون ترانه الفي رو گوش داده باشه و بگه چي فهميده؟ :D(

كسي نيست سوالي بپرسه؟ :D(

كسسي نيست كمي الفي با من مكاتبه كنه؟

لااقل كسي نيست انتقاد كنه؟ :D( :D :D( ~x(

هنوز ده ها درس مونده؟

اگه سخته يا غير قابل فهمه يا بيش از حد آسونه بگين تا درستش كنم.

:-

تور جان ما هميشه عادت داريم از زير مشق و تكليف فرار كنيم، شما زياد ناراحت نشو:دي! ولي مطمئن باش هممون مطالبي كه مينويسيو ميخونيم رفيق: )

به نظرم از لوازم كمك آموزشي مثل گرز، شمشير، چماق و ... استفاده كني تا بچه ها تكاليفو انجام بدن!:دي!

از من كه انتظاري نيست، دارم زبون مادريمم به زور حرف ميزنم چه برسه به الفي!:دي

ولي جدن دستت درد نكنه مرد! اگه منبع مطالب رو هم ذكر كني كارت تكميله ; ) لي هانون ملون نن!

ارادتمند... {اين به زبان الفي چي ميشه؟!}

اي مه‌لان باره‌ئيو لي!

ت.ت

با برادر توامبارموافقم

همین که وقت زیادی گیر بیارم میشینم جواب میدم

فعلا همینو فقط بلدم ~x(

ملون

یعنی دوست :D :D

بهونه هاتون كاملا دانش آموزيه :D

و نشون ميده كه پست رو نگاه هم نكردين. چون متو تمرين معني چند تا كلمه رو ميخواست كه دقيقا بالاش اومده. :D

لي هانون ملون نن!

يعني متشكرم دوست من.(گويا معنيش رو مي دونستي :- )

اما جواب ها.(به ترتيب)

ترجمه كنيد(تمرين)

اسب ها

پادشاه

دوشيزه ها

يك نفر زير سلطه يك شاه.

haflingi nu tasar

Vendë ar tári

lier

eldar

جسارته اما اگه مي خواين اين طوري كوئينا ياد بگيرين و بعدش حرف بزنين و ديالو گ هاي فيلم رو بفهمين كه ... ~x(

انگليسي كه اونقدر زحمت ميكشين اونجوري

چه برسه به الفي

اين دومين انذاره

اما از قديم گفتن تا 3 نشه بازي نشه.

پس انذار سوم و آخر رو ميذارم وقتي موقعيت مشابه تكرار بشه.

كلاس درس نيست اما زحمت هاي من بيهوده نمونه.

درس دوم در مورد معرفه و نكره تا آخر هفته.

خود را با تمرين درس اول براي فراگيري درس دوم آماده كنيد.

چون كاربران تحصيل كرده زيادند پس مستقيم به سمت بحث اصلي مي رويم.

اسامي دو نوعند: 1-معرفه 2- نكره

براي معرفه كردن اسامي نكره در فارسي با افزودن ضمير يا معرفي كردن آن يا ... ناشناس را در فارسي شناس مي كنند.

در كوئينا مانند انگليسي با افزودن يك كلمه يا حرف خاص آن را براي مخاطب شناس آشنا قرار مي دهند.

I يا اي كوتاه /i/

با افزودن اين حرف ما قبل اسامي آن ها را براي مخاطب شناس قرار داده ايد.

اما در مواردي براي شناس قرار دادن اسم لازم به افزودن I نيست و آن اسامي بديهي و شناخته شده براي همه است. مثلا مظاهر طبيعت. خورشيد. ماه .ستارگان و ...

ما هيچوقت همچين چيزي نداريم. I anor .i ithil

بلكه بدون I به كار مي رود در حالي كه شناس است.

Anor.Ithil و...

تمرين

اسامي تمرين قبل را معرفه كنيد.

قسمتي كه آرون نقش گلورفیندل را بازي مي كند. :D

Im Arwen. Telin le thaed. Lasto beth nîn, tolo dan na ngalad.

Eem Arwen. Tell-EEN lay thide. LAH-sto behth neen, TOH-loh dahn nahn GAH-lahd.

من آرون هستم. آمده ام تا به تو كمك كنم. صدايم را بشنو و به روشنايي برگرد.

متن سوگواري گندالف در لورين

پيشنهاد ميشود فايل صوتي را گوش دهيد.

تك خوان

In gwidh ristennin,

I fae narchannen

I Lach Anor ed ardhon gwannen

Mithrandir, Mithrandir! A Randir Vithren!

Ú-reniathach i amar galen

I reniad lín ne môr, nuithannen

Een gweeth rees-ten-neen

ee fie nar-hahn-nehn

Ee Lakh Ah-nore ehd ar-thohn gwah-nehn

Mee-thrahn-dear, Mee-thrahn-dear! Ah Rahn-dear Vee-threhn!

Oo-reh-nee-ah-thakh ee ah-mar gall-ehn

Ee reh-nee-ahd leen nay more, noo-eeth-ahn-nehn

پيوندها گسيخته شده.

و غرور و جرأت شكافته

شعله آنور اين دنيا را ترك كرده است.

ميتراندير،ميتراندير. اي زائر خاكستري

No more you will wander the Orange world(نتونستم خوب معنيش كنم،بيشتر از اين در جهان پرتغال يا شايدم نارنجي آواره نخواهي بود.)

سياحت تو در تاريكي به پايان رسيده است.

دسته جمعي

Ilfirin nairelma nauva i nauva

Ilfirin nairelma ar ullume nucuvalme

Nauva i nauva melme nóren sina nairelma

Eel-fear-een nire-ell-mah now-vah ee now-vah

Eel-fear-een nire-ell-mah ool-loo-may noo-coo-vahl-may

Now-vah ee now-vah mell-may nore-ehn see-nah nire-ell-mah

فنا ناپذيري حزن و اندوه ماست. هرچه بادا باد.

فنا ناپذيري هنوز هم حزن و اندوه ماست. مطرود خواهيم شد.

هرچه بادا باد. عشق ما بدين سرزمين اندوه ماست.

موفق باشيد.

دستتون درد نکنه و به امید ادامه پیدا کردن این امر خیر.

تو تمرین های فصل یک.

لمات گفتین lie به معنای مردم هست. بعد تو تمرین گفتین مردم چی میشه. ولی تو جواب خودتون جمع زدین. نوشتی lier . مردمان.

راستي از اين تمرين آخريه فکر کنم تونستم از متن معني چند تا کلمه رو در بيارم. نمي دونم درسته يا نه. شما اصلاح کن.

fae غرور و جرأت

lach شعله

amar جهان

galen نارنجي يا پرتقال.

a حرف ندا يا همچين چيزي

reniad سياحت، سفر

l?n ضمير ملکي دوم شخص مفرد(فکر کنم)

nairelma غم و اندوه

سلام

چرا هرکلمه یا جمله روبا دورنگ نوشتی ؟ تلفظشونم فرق میکنه. لطفا واضح توضیح بده.

نوشته های خط اول(به رنگ آبی) خود متن و نوشته های سطر دوم(تیره تر) تلفظشه.

اسب ها

پادشاه

دوشیزه ها

یک قوم تحت تسلط یک شاه

haflingi nu tasar

mine vende ar mine tari

lie

eldar

من چیز زیادی از این زبون نمی‌دونم؛ ولی اگه به سه‌گانه‌ی وراثت مراجعه کنین، شاید چیزای بیشتری هم بیاموزین. مثلاً من اون‌جا یاد گرفتم که بریسینگر میشه آتیش. (البته اگه اشتباه نکنم!)

فکر نکنم سه گانه وراثت ربطی به زبانهای تالکین داشته باشه.

آتش به زبان الفی میشه "نار"

مهدی جان من کتب سگانه وراثت رو خوندم و کم و بیشی با زبون الف های اون آشنام-من اول فکر کردم که زبان اسپرانتو هستش ولی بعد متوجه شدم اشتباه کردم

پائولینی حتی برای دورف ها هم یه زبون خاص و نسبتا خشن مثل خاذادول خودمون معرفی کرده

من که هر چی در مورد زبان هاش تحقیق کردم بیشتر گیج شدم-شما اطلاعاتی در بارش دارین؟

نه من سه گانه وراثت رو نخوندم و از اين مسئله اطلاعي ندارم

فکر نکنم سه گانه وراثت ربطی به زبانهای تالکین داشته باشه.

آتش به زبان الفی میشه "نار"

آره آره؛ اشتباه كردم! آتش به زبان كهن ميشه بريسينگر.

سلام

یک سوال برام پیش اومده اگه دوستان جواب بدن ممنون میشم.

تالکین زبان الفی رو چطور ساخته؟از روی یک زبان خاص اونو ساخته یا اصلا همشون انتزاعی و ساخته تخیل تالکینن

زبانهای الفی رو به صورت کاملا انتزاعی ساخته اما تو ساخت زبان مردمان روهان از زبان انگلیسی قدیم استفاده کرده.

به مهدی: مهدی جون زبان خاذادول و وسترنس چطور؟

ممنون از پاسخ سوال قبل

یه سوال دیگه .

نام های که در آثار تالکین با آنها مواجه می شیم،همشون معنا دارن؟مثل نام های خودما که همه معنای خاص دارن برای مثال:

واژهی ایران که در پارسی ‌میانه به شکل «اران»(erān) بوده، و برگرفته از شکل‌های قدیمی «آریانا» یعنی سرزمین آریایی‌هاست.

واژهی «آریا» در زبان‌های اوستایی، پارسی باستان و سنسکریت به ترتیب به شکل‌های «اَیریه»(airya)،«اَریه»(āriya)،«آریه»(arya) به کار رفته است. و نیز در زبان سنسکریت «اریه»(ariya) به معنی سَروَر و مهتر و «آریکه»(aryaka) به معنی مَردِ شایسته‌ی بزرگداشت و حرمت است و آریایی به‌زبان اوستایی «ائیرین»(airyana) و به‌زبان پهلوی و پارسی دری «ایر» خوانده می‌شود و ایرج به‌زبان آریایی «airya» است.

ایر در واژه به‌معنی «آزاده» و جمع آن «ایران» به‌معنی «آزادگان» است.

یا فقط جنبه آهنگ کلمات برای تالکین اولویت داشته

به الدا:

از زبان خازادول چیزی نمیدونیم چون دورفها اونو به کسی یاد نمیدادن. بنابراین تعداد کلماتی که در کتابها اومده خیلی کمه و شاید به 10تا نرسه. زبان وسترنس هم زبان مردم نومه نور بود که از زبانهای الفی مشتق شده بود و شباهت زیادی به اون داشت.

به آرشاوین:

بله همه اسمها معنی دارن. تو آخر سیلماریلیون بعد از نمایه(که معنی هر اسم توش هست) پیوستی با عنوان "عناصر موجود در نامهای کوئنیایی و سینداری" وجود داره که همه اینا رو گفته. مثلا feanor از دو بخش fea به معنی "روح" و nor به معنی "آتش" تشکیل شده که در کل به معنی "روح آتش" است که با شخصیت فئانور سازگاره.

عذر ميخوام زحمت اين تاپيك افتاد به گردن شما مهدي جان

بعد ازكنكور كاملا در خدمتم و آموزش زبان الفي را درس به درس شروع ميكنم

برای دوستانی که به یادگیری زبان کوئنیا (زبان الف های برین) علاقه دارند یک جزوه نسبتا کامل رو در اینجا می ذارم امیدوارم که مفید واقع بشه

A Course In Quenya.pdf

در پی استقبال خوبی که از فایل آموزشی قبلی شد اینبار جزوه آموزشی زبان سیندارین(زبان الفهای خاکستری ) رو براتون میذارم

a Sindarin-Course.pdf

هر چند زبان آدونائیک زبان الفی محسوب نمی شه و زبان انسان های نومه نور بوده اما دیگه نخواستم تاپیک جدید بزنم اینم فایل آشنایی با این زبان

an introduction to Ad^unaic.pdf

تو فایلی که امروز براتون می ذارم شیوه های نگارش با حروف تنگوار توضیح داده شده

FULL TENGWAR MODES FOR MODERN ENGLISH.pdf

گفتم چند تا معنی کلمه براتون بذارم:

Adan<<<انسان

Aelin>>>دریاچه-مرداب

Aew<<<پرنده ی کوچک

Aglar>>>با شکوه-درخشان

Ainar<<<مقدس

Amarth>>>فنا-هلاکت

Amon<<<تپه

Annun>>>غرب-غروب

Ang<<<آهن

Anna>>>هدیه

َAnon<<<دروازه

Alph>>>قو

فعلا همین بستونه تا بعد.

barad<<<<برج

beleg>>>> نیرو

brago<<<<ناگهانی

brethil>>>>درخت غان یا راش

brith<<<<سنگریزه

calen-galen>>>>سبز

cam<<<<دست

carak>>>>دندان نیش

caran<<<<قرمز

celeb>>>>نقره

collo<<<<شنل

coran>>>برآمدگی-تپه

cu<<<<کمان

cuivi>>>بیدار کننده جنبش

:) :)

Cul>>>> قرمز طلایی

Curu<<<< مهارت

Echor>>>> کوه های احاطه کننده

Edhel-Elda<<<< الف(elf)

Eithel>>>> چاه

Elen-Gil<<<< ستاره

Er>>>> تنها

Ereg<<<< درخت-خار راج

Esgal>>>> پنهان

Falas<<<<کرانه-ساحل

Falma>>>> موج

Farod<<<<شکار

Foug>>>> خاکستر(شاید معنیش این نباشه)

Fea<<<<روح

Fin>>>> مو-زلف

Forn<<<< شمال

Fuin>>>>تیره و تاریک

Gaer-Galadh<<<< دریا

Gaur<<<< گرگینه

Girith>>>> لرزش - لرزان

خوب، دوستان؛ يه مطلب ناچيز براتون آماده كردم كه درمورد اسامی مختلف آردايی و ريشه‌يابی اونا و تجزيه‌شونه. توی اين مطلب، ساختار اسم‌های گوناگون دنيای تالكين رو همراه با معنی‌شون از پيوست آخر سيلماريليون با ترجمه‌ی رضا عليزاده درآوردم كه به تمامی كاربران عزيز و دوست‌داشتنی سايت آردا تقديم می‌كنم. همچنين شايان ذكره كه علاوه بر كتاب، از درک و تجربيات خودم هم استفاده كردم و از دوست عزيز و مدير گرامی، "مهدی سه‌بعدی" هم كمک گرفتم. در آخر، از اين دوست ياری‌ده و كاربر مفيد سايت كه علاوه بر يک مدير و دوست، يه منبع بزرگ اطلاعات هم هست، كمال تشكر رو دارم.

خوب؛ اينم من و شما و اسم‌هايی كه تالكين، عمرش رو به پاشون گذاشت!:

برخی از اسامی آردايی به همراه ساختار و تركيب انان و نيز معنايشان (با توضيحاتی بيشتر در پی‌نوشت) (به ترتيب حروف الفبای فارسی):

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

آمانديل/ Amandil: آمان (سرزمين آمان)+ ديل (دلبستگی)= دوستدار آمان

آنگباند (آنگاباند)/ Angband: آنگا (آهن)+ باند (زندان)= زندان آهن

ائارنديل/ Earendil: ائار (دريا)+ نديل (دلبستگی)= دوستدار دريا

ارو/ Eru: ار (يگانه)+ و= يگانه

الروس/ Elros: ال (ستاره)+ روس (كف)= اختر-كف

الروند/ Elrond: ال (ستاره)+ روند (گنبد)= گنبد ستاره

النتاری/ Elentari: الن (ستاره)+ تاری‌‌ (مؤنث بلندمرتبه، شهبانو)= اختر-شهبانو (شهبانوی ستارگان)

النديل/ Elendil: الن (ستاره)+ ديل (دلبستگی)= دوستدار ستاره

الوينگ/ Elwing: ال‌ (ستاره)+ وينگ (پاشش)= تراوش ستاره

ايلوواتار (ايلووِه‌آتار)/ Iluvatar: ايلووِه (همه)+ آتار (پدر)= پدر همه

ايملادريس/ Imladris: ايم (احتمالاً "عميق")+ لاد (دشت)+ ريس (شكافتن)= دره‌ی عميق شكافته

باراد-دور/ Barad-dur: باراد (برج)+ دور (تاريک)= برج تاريک

بالروگ/ Balrog: بال (قدرت)+ روگ (ديو)= ديو قدرت

بله‌گاير (بلگ‌گاير)/ Belegaer: بلگ (سترگ)+ گاير (دريا)= دريای بزرگ

بله‌گورت (بلگ‌گورت) belegorth: بلگ (سترگ)+ گورت (مرگ)= مرگ بزرگ

پلان‌تيری/ Palantiri: پلان (اطراف)+ تير (نگهبانی)+ ی= آنان كه از دور می‌بينند.1

تانگورودريم/ Thangorodrim: تانگ (جفا)+ اورود (كوه)+ ريم (تعداد زياد)= كوه‌های بيدادگری2

توروندور (تورونتار)/ Thorondor: تورون (عقاب)+ تار (بلندمرتبه)= شاه عقابان3

تول‌اره‌سئا/ Tol Eressea: تول (جزيره)+ ار (تنها)+ ه‌سئا= جزيره‌ی تنها

دورتونيون/ Dorthonion: دور (سرزمين)+ تون (درخت كاج)+ يون4= سرزمين درختان كاج

دوريات/ Doriath: دور (سرزمين)+ يات (حصار)= قلمروی محروس

سينگولو (سينداكولو)/ Singolo: سيندا (خاكستری)+ كولو (ردا)= كبودردا، شنل‌خاكستری

فئانتوری/ Feanturi: فئا (جان)+ ن+ تور (سلطه)+ ی= اربابان جان5

فئانور (فئاندور)/ Feanor: فئا (روح)+ ندور (آتش)6= روح آتش

كله‌بورن (كلب‌بورن)/ Celeborn: كلب (نقره)+ اورن (درخت)= درخت سيمين

كمنتاری/ Kementary: كمن (زمين)+ تاری (مؤنث بلندمرتبه، شهبانو)= شهبانوی زمين

كوئنتا سيلماريليون/ Quenta Silmarilion: كوئنتا (گفتن)+ سيلماريل (سه گوهر ساخته‌ی فئانور)+ يون= تاريخ سيلماريل‌ها7

كوئی‌وينن (كوئی‌ويه‌نن)/ Cuivienen: كوئی‌ويه (بيداری)+ نن (آب)= آب بيداری

كورونير/ Curunir: كورو (ماهر)+ نير= صاحب تمهيدات نيرنگ‌آميز

گوندور (گونددور)/ Gondor: گوند (سنگ)+ دور (سرزمين)= سرزمين سنگی

موردُور/ Mordor: مور (تاريک)+ دُور (سرزمين)= سرزمين سياه

موريا/ Moria: مور (تاريک)+ يا (مغاک): شكاف سياه

موريكوئندی/ Moriquendi: مور (تاريک)+ ی+ كوئندی (نام الفی برای الف‌ها)= الف‌های تاريک

ميتراندير/ Mithrandir: ميت (خاكستری)+ ران (پرسه‌زنی)+ دير= زائر خاكستری8

ميناس تی‌ريت/ Minas Trith: ميناس (برج)+ تير (نگهبانی)+ يت= برج نگهبانی

ميناس مورگول/ Minas Morgul: ميناس (برج)+ مور (تاريک)+ گول (جادوگری)= برج جادو9

نائوگريم/ Naugrim: نائوگ (دورف)+ ريم (تعداد زياد)= نام سينداری برای دورف‌ها10

والاكوئنتا/ Valaquenta: والا (آينوی قدرتمند)+ كوئنتا (گفتن)= حكايت والار11

وينگيلوت/ Vingilot: وينگ (كف)+ ی+ لوت (گل)= گل-كف

ياوانا (ياوه‌آنا)/ Yavanna: ياوه (ميوه)+ آنا (هديه)= بخشنده‌ی ميوه‌ها12

-----------------------------------------------------------------------------------------

پی‌نوشت:

1: در معنای كل تركيب، "اطراف" به "دور" و "نگهبانی" به "ديدن" تغيير يافته‌است.

2: در معنای كل، "جفا" (ظلم و ستم) به "بيدادگری" (بی‌عدالتی) تبديل شده و "ريم" برای علامت جمع "ها" به كار رفته‌است.

3: در معنای كل، "بلندمرتبه" به "شاه" تغيير يافته‌است.

4: احتمالاً "يون" (ion) برای جمع‌بندی به كار می‌رود؛ مثال ديگر، "سيلماريليون" (سيلماريل‌ها).

5: در معنای كل، "سلطه" به "كسانی كه سلطه دارند" (اربابان) تغيير يافته‌است.

6: كلمه‌ی "ندور" كه به معنای آتش می‌باشد، بعدها به دو صورت "نائور" و "نار" درآمده‌است.

7 و 11: در معنای كل، "گفتن" به "حكايت" و "تاريخ" تبديل شده‌است.

8: در معنای كل اسم، به "زائر" تغيير يافته‌است.

9: احتمالاً معنای كامل تركيب، "برج جادوگری تاريک" بوده‌است.

10: در كتاب، "مردم از رشدمانده" ترجمه شده‌است.

12: در معنای كل، "هديه" به "هديه‌دهنده" (بخشنده) تغيير بافته‌است.

قابل توجه: در متن بالا، تنها اسامی آورده‌شده‌اند كه تمامی بخش‌های آن، بامعنا بوده‌باشند و اگر غير اين است، معنای كل اسم، تنها شامل بخش‌های معنادار می‌شود و يا بدون بخش بی‌معنا، باز هم كامل است (يعنی آن بخش بی‌معنا، نقش چندانی ندارد). همچنين در اين مطلب، تنها اسامی معروف و مشهور و مهم‌تر گنجانده شده‌اند. اميد است در آينده، اسامی ديگر را نيز به شما ارائه دهم. با تشكر

تین گول چی میشه؟ نذاشتیش

تین گول چی میشه؟ نذاشتیش

تینگول می شه کبود ردا

تین گول چی میشه؟ نذاشتیش

سينگولو رو كه گذاشتم! برای تين‌گول هم به شک افتادم. فكر كنم اين‌جوری باشه:

تين‌گول (تين‌كولو)/ Thingol: تين (خاكستری)+ كولو (شنل)= شنل‌خاكستری، كبودردا

Glin>>>> نورضعیف

Golodh<<<< نولدور

Gond>>>> سنگ

Gor<<<< وحشی

Groth-Grod>>>> حفره - زندگی در زیر زمین

Gul<<<<جادوگر - افسونگر

Gurrth>>>> مرگ

Gwaith<<<< مردم

Gwath-wath>>>> سایه

Hadhood<<<<دورف (معادل کلمه ی khazad در زبان دورفی)

Haudh>>>> برآمدگی - پشته

Heledh<<<< شیشه (معادل کلمه ی keled در زبان دورفی)

Hir>>>> ارباب - فرمانروا

Hiril<<<< بانو

Him>>>> سرد

Hini<<<< فرزندان

Hith>>>> مه

Hoth<<<< ایل - تبار- گروه

Har>>>>جنوب

Glin>>>> نورضعیف

Golodh<<<< نولدور

Gond>>>> سنگ

Gor<<<< وحشی

Groth-Grod>>>> حفره - زندگی در زیر زمین

Gul<<<<جادوگر - افسونگر

Gurrth>>>> مرگ

Gwaith<<<< مردم

Gwath-wath>>>> سایه

Hadhood<<<<دورف (معادل کلمه ی khazad در زبان دورفی)

Haudh>>>> برآمدگی - پشته

Heledh<<<< شیشه (معادل کلمه ی keled در زبان دورفی)

Hir>>>> ارباب - فرمانروا

Hiril<<<< بانو

Him>>>> سرد

Hini<<<< فرزندان

Hith>>>> مه

Hoth<<<< ایل - تبار- گروه

Har>>>>جنوب

كسب و كار ما رو كساد نكن ديگه :)

دوستان با همين گرامر و ترجمه اشعار ادامه بدم خوبه يا بزنيم تو خط كلمه تركيب ;)

كسب و كار ما رو كساد نكن ديگه

دوستان با همين گرامر و ترجمه اشعار ادامه بدم خوبه يا بزنيم تو خط كلمه تركيب

هر دو خوبه.شما شروع کنید ،اگر کمکی از دست من بر اومد،دریغ نمیکنم. :)

ia<<<<بسیار عمیق - مغاک

iant>>>> پل

iath<<<<پرچین - حصار

iaur>>>> پیر - کهن

iluve<<<<همه چیز

ithil-isil>>>> ماه

Kal<<<< درخشان

Kano>>>> فرمانده

Kel<<<< جاری به سوی پائین

Kemen>>>> زمین

Kheled<<<< یخ

Khil>>>> پیروی کردن - دنبال کردن

ia<<<<بسیار عمیق - مغاک

iant>>>> پل

iath<<<<پرچین - حصار

iaur>>>> پیر - کهن

iluve<<<<همه چیز

ithil-isil>>>> ماه

Kal<<<< درخشان

Kano>>>> فرمانده

Kel<<<< جاری به سوی پائین

Kemen>>>> زمین

Kheled<<<< یخ

Khil>>>> پیروی کردن - دنبال کردن

آرو لگ آرا گن گيم جان؛ عيبی نداره كه من دارم يه واژه‌نامه‌ی اسامی الفی درست می‌كنم؟ (البته سری اولش رو درست كردم: ...)

آخه بعضی كلمات تكراری و مشترک هستن. گفتم شايد مديرا ناراضی باشن. اگه دوست داری، تقسيم كار كنيم يا در ارائه‌ی كلمات، هماهنگ بشيم تا با مشكل برنخوريم.

پ.ن: اگه مديران فكر می‌كنن اين پست اسپمه و جاش اين‌جا نيست، بعد از يه مدت يه روزه، اون رو همراه اين دوتا پست حذف كنن:

https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=964&view=findpost&p=24522

https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=964&view=findpost&p=24535

ممنون.

كسب و كار ما رو كساد نكن ديگه :)

دوستان با همين گرامر و ترجمه اشعار ادامه بدم خوبه يا بزنيم تو خط كلمه تركيب ;)

ایول تور، اومدی؟!!!!.....آقا هر جور بگی من یکی که پایم...یوههههو، من میمیرم واسه زبان الفی

دوستان کسی میتونه اینو ترجمه کنه؟

A Elbereth Gilthoniel

silivren penna míriel

o menel aglar elenath

Na-chaered palan-díriel

o galadhremmin ennorath,

Fanuilos, le linnathon

nef aear, sí nef aearon!

A Elbereth Gilthoniel

o menel palan-díriel,

le nallon sí di'-nguruthos!

A tíro nin, Fanuilos!

A! Elbereth Gilthoniel!

silivren penna míriel

o menel aglar elenath

Gilthoniel, A! Elbereth

دوستان کسی میتونه اینو ترجمه کنه؟

A Elbereth Gilthoniel

silivren penna míriel

o menel aglar elenath

Na-chaered palan-díriel

o galadhremmin ennorath,

Fanuilos, le linnathon

nef aear, sí nef aearon!

A Elbereth Gilthoniel

o menel palan-díriel,

le nallon sí di'-nguruthos!

A tíro nin, Fanuilos!

A! Elbereth Gilthoniel!

silivren penna míriel

o menel aglar elenath

Gilthoniel, A! Elbereth

خوب بگو به زبان کوئیکا یا سیندارینه؟اصلا به زبان الفیه؟

دوستان کسی میتونه اینو ترجمه کنه؟

A Elbereth Gilthoniel

silivren penna míriel

o menel aglar elenath

Na-chaered palan-díriel

o galadhremmin ennorath,

Fanuilos, le linnathon

nef aear, sí nef aearon!

A Elbereth Gilthoniel

o menel palan-díriel,

le nallon sí di'-nguruthos!

A tíro nin, Fanuilos!

A! Elbereth Gilthoniel!

silivren penna míriel

o menel aglar elenath

Gilthoniel, A! Elbereth

ترجمه انگلیسیش اینه:

A Elbereth Gilthoniel,

O Elbereth Star-kindler

silivren penna míriel

(white) glittering slants down sparkling like jewels

o menel aglar elenath!

from [the] firmament [the] glory [of] the star-host!

Na-chaered palan-díriel

To-remote distance far-having gazed

o galadhremmin ennorath,

from [the] tree-tangled middle-lands,

Fanuilos, le linnathon

Fanuilos, to thee I will chant

nef aear, sí nef aearon!

on this side of ocean, here on this side of the Great Ocean!

A Elbereth Gilthoniel o menel palan-diriel, le nallon

O Elbereth Starkindler from firmanent gazing afar, to thee I cry

sí di-nguruthos! A tiro nin, Fanuilos!

here beneath death-horror! O look towards me, Everwhite!ا

اگه میخوای بحث زبان شناسیش رو هم داشته باشی اینجا رو ببین:

http://folk.uib.no/hnohf/elbereth.htm

ویرایش:

زبانش هم سیندارین هست

این کجاش انگلیسیه؟ :ymapplause:

یکی در میون انگلیسیه دیگه. اینجوری گذاشتم که راحت تر معنی هر جمله رو ببینید

Lad<<<< دشت - دره

Laure>>>> طلا (از نظر نور و رنگ)

Lhach<<<< آتش جهنده

Lhug>>>> مار

Lin<<<< آبگیر

Lith>>>> خاکستر

Lok<<<< حلقه زدن

Lom>>>> پژواک - انعکاس

Lome>>>> فلق

Lond<<<< بندرگاه

Los>>>> برف

Loth<<<< گل - شکوفه

Luin>>>> آبی

خوب؛ با سری دوم فرهنگنامه‌ی اسامی الفی برگشتم. توی اين سری، همه‌ی اسامی "اَلِف" يا "ث" (پنج حرف اول حروف الفبای فارسی) رو می‌بينين كه توی نمايه‌ی سيلماريليون اومدن و از معناشون هم مطمئن بودم يا همه‌ی بخش‌هاش، معنی داشتن (به استثنای بعضی‌ها كه در "قابل توجه" پی‌نوشت توضيحشون دادم). اين شما و اينم سری دوم اسم‌نامه‌ی زبان الفی!!!:

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

آدانه‌دل (آدان‌ادل)/ Adanedhel: آدان (آدم)+ ادل (الف)= الف- آدمی

آراتار/ Aratar: آرا (شريف)+ تار (بلندمرتبه)= بركشيدگان

آرانروت/ Aranrúth: آران (شاه)+ روت (خشم)= خشم شاه

آرامان (آرآمان)/ Araman: آر (بيرونِ)+ آمان (اسم)= بيرون آمان

آره‌دل (آرادل)/ Aredhel: آر (شريف)+ ادل (الف)= الف پاک‌نژاد

آلكوئالونده/ Alqualondë: آلكوئا (قو)+ لونده (بندرگاه محصور در خشكی)= بندرگاه قوها1

آمون آمارت/ Amon Amarth: آمون (تپه)+ آمارت (هلاک‌)= كوه هلاک‌2

آمون ارب/ Amon Ereb: آمون (تپه)+ ار (تنها)+ اِب= تپه‌ی تنها

آمون سول/ Amon Sul: آمون (تپه)+ سول (باد)= تپه‌ی بادگير

آناتار/ Annatar: آنا (هديه)+ تار (بلندمرتبه)= خداوندگار هبه‌ها

آندرام/ Andram: آند (دراز)+ رام (ديوار)= ديواره‌ی دراز

آندور (آنادور)/ Andor: آنا (هديه)+ دور (سرزمين)= سرزمين هبه‌گشته

آنگابار/ Anghabar: آنگا (آهن)+ بار (مسكن)= آهن‌كن3

آنگريست (آنگاريس)/ Angrist: آنگا (آهن)+‌ ريس (شكافتن)= شكافنده‌ی آهن4

آنوميناس (آنون‌ميناس)/ Annuminas: آنون (غرب)+ ميناس (برج)= برج غرب

آينو (آينا)/ Ainu: آينا= مقدس

آينولينداله/ Ainulindalë: آينو (اسم)+ لين (خواندن)+ داله= آهنگ آينور5

اخوريات/ Echoriath: اخور (احتمالاً محيط)+ يات (حصار)= كوهستان محيط6

ارد انگرين (ارد آنگارين)/ Ered Engrin: ارد (كوهستان)+ آنگا (آهن)+ رين= كوهستان آهن

ارد گورگوروت/ Ered Gorgoroth: ارد (كوهستان)+ گور (ترس)+ گور (ترس)7+ اُوت= كوهستان دهشت

ارد لومين/ Ered Lomin: ارد (كوهستان)+ لوم (پژواک)+ اين= كوهستان پرپژواک

ارد لوين/ Ered Luin: ارد (كوهستان)+ لوين (آبی)= كوهستان آبی

ارد ليندون/ Ered Lindon: ارد (كوهستان)+ ليندون (اسم)= كوه‌های ليندون

اسگالدوين/ Esgalduin: اسگال (حجاب)+ دوين (رود دراز)= رود زيرحجاب8

اندور (انددور يا اندندور)/ Endor: اند (ميانه)+ دور يا ندور (سرزمين)= سرزمين ميانه

اورودروين/ Orodruin: اورود (كوه)+ روين (شعله‌ی سرخ)= كوه آتش سوزنده9

اوروكانی (اورودكارنه يا اورودكاران)/ Orocarni: اورود (كوه)+ كارنه يا كاران (سرخ)= كوه‌های سرخ10

اورولوكی (اورولوكه)/ Uruloki: اور (گرما)+‌ لوكه (مار)= مار دمان11

اوست- اين- اديل/ Ost- in- Edhil: اوست (دژ)+ اين+ اديل (احتمالاً جمع ادل به معنای الف)= دژ الدار12

اوسگيليات/ Osgiliath: اوس (دژ)+ گيل (ستاره)+ ات (احتمالاً نشانه‌ای برای جمع)= دژ ستاره‌ها

ای‌تل ايورين/ Eithel Ivrin: ای‌‌تل (چشمه)+ ايورين (اسم)= چشمه‌ی ايورين

ای‌تل سيريون/ Eithel Sirion: ای‌تل (چشمه)+ سيريون (اسم)= چشمه‌ی سيريون

آنگرنوست (آنگارنوست)/ Angrenost: آنگا (آهن)+ رن+ اوست (دژ)= دژ آهنين

باراد ای‌تل/ Barad Eithel: باراد (برج)+ ای‌تل (چشمه)= برج چشمه

بله‌گوست (بلگ‌اوست)/ Belegost: بلگ (بزرگ)+ اوست (دژ)= بزرگ‌دژ

تائور- ايم- دونيات/ Taur- im- Duinath: تائور (جنگل)+ ايم+ دوين (رود)+ ات (احتمالاً نشانه‌ی جمع)= جنگل ميان رودان13

تار- پلان‌تير/ Tar- Palantir: تار (بلندمرتبه)+ پلان (اطراف)+ تير (نگهبانی)= آن كه دورها رو می‌نگرد.14

تاليون/ Thalion: تاليون= قوی

تول- اين- گائوروت/ Tol- in- Gourhoth: تول (جزيره)+ اين+ گائور (گرگ‌خوی)+ اُوت= جزيره‌ی گرگ‌خويان15

توملادن/ Tumladen: توم (دره)+ لاد (دشت)+ ان= وادی فراخ16

تينتاله/ Tintalle: تينتا (موجب درخشيدن شدن)+ له= افروزنده17

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی‌نوشت:

1: در معنای كل، "قو" جمع بسته شده‌است.

2: در معنای كل، "تپه" به "كوه" تغيير يافته‌است.

3: در معنای كل، "مسكن" به "كن" (كسی كه می‌كَنَد) تغيير يافته‌است.

4: در معنای كل، "شكافتن" به "شكافنده" تغيير يافته‌است.

5: در معنای كل، "آينو" جمع بسته شده و "خواندن" به آهنگ (خواندنی) تغيير يافته‌است.

6: در معنای كل، "حصار" به كوهستان تغيير يافته‌است.

7: يكی از "گور"ها اضافه است.

8: در معنای كل، "زير" جايگزين "دراز" شده‌است.

9: در معنای كل، "شعله‌ی سرخ" به "آتش سوزنده" تغيير يافته‌است.

19: در معنای كل، "كوه" جمع بسته شده‌است.

11: در معنای كل، "گرما" به "دمان" تغيير يافته‌است.

12: در معنای كل، "الف‌ها" به "الدار" تغيير يافته‌است.

13: در معنای كل، "ميان" اضافه شده‌است.

14: در معنای كل، "تار" به كار نگرفته‌شده، و "اطراف" به "دورها" و "نگهبانی" به "نگاه‌كردن" تغيير يافته‌است.

15: در معنای كل، "گرگ‌خو" جمع بسته شده‌است.

16: معنای كل، از "دشتی در دره" به "وادی فراخ" تغيير يافته‌است.

17: در معنای كل، "موجب درخشيدن شدن" به "افروزنده" (كسی كه موجب درخشيدن می‌شود) تغيير يافته‌است.

قابل توجه: در متن بالا، تنها اسامی آورده‌شده‌اند كه تمامی بخش‌های آن، بامعنا بوده‌باشند و اگر غير اين است، آن بخش بی‌معنا، نقش چندانی ندارد (ممكن است پسوند يا پيشوند آوايی بوده‌باشد). اميد است در آينده، اسامی ديگر را نيز به شما ارائه دهم. با تشكر

- اولين چيزی که به نظرم خيلی مهمه يه آگاهی در مورده اسم والار هست.در متن انگليسی کتاب از کلمه ی والار

استفاده شده که من اول فکر می کردم اين کلمه به يکی از خدايان بر می گرده در حالی که کلمه ی والار به مجموع

14 خدايی که به سرزمين ميانه وارد شدن بر می گرده و شکل مفرد اون بدون "ر" يعنی والا است.اين نکته در

مورد مايار (به صورت مفرد مايا) واِداين (مفرد آدان)هم صدق می کنه.

- نکته ی بعدی اينه که تقريبا 80 % کلمات از سيلماريليون هستن (خوب تقصير من نيست که کلا منبع پست

سيلماريليون بوده) اما تک و توک کلمه های آشنا(نه! بيشتر از تک و توک اغلب اسم مکان های روی نقشه ) مثل

الراند و گالادريل و موردور به چشم می خورن.

- نکته ی خيلی جالب تری که اگه سيلماريليون رو خونده باشيد و اين پست رو با دقت بخونيد متوجه می شيد که

کلماتی که به والينور و والارها و يا به شهر ها و الف های قبل از مهاجرت نولدور بر می گردن همه ريشه ی

کوئنيا دارن و اسم های ارباب حلقه ها و يلرياند ريشه در سيندارين دارن.

- کلمات براساس زبان سيندارين چيده شدن و کلملت کوئنيا در مقابل اونها با رنگ آبی تيره مشخص شدن خيلی

کلمات کمی وجود دارن(يعنی توی پست من) که مترادف سيندارين نداشته باشن. اگر مترادف هايی از زبان های

ديگه بودن (يکی دو مورد از آدونائيک و خازادول) متاسفانه حذف شدن چون اغلب ريشه يابی هايی از زبان های

الفی بودن.

- نکته ی ديگه ای که خيلی مهمه اينه که من حتی المقدور سعی کردم ازاسم هايی که در کتاب های فارسی ترجمه

شدن استفاده کنم برای اينکه همون چندتا اسم از ارباب حلقه ها هم آشنا به نظر برسه به خاطر همين بعضی جاها

تضادهايی بين معنی اون کلمه ی الفی و اسمی که ترجمه شده وجود داره.

- در خوندن اين پست سعی کنيد خيلی از قوه ی تخيلتون استفاده کنيد!!! چون همون طور که گفتم مسئله ی سخت

اين بود که من بتونم کلمه ی مناسب رو انتخاب کنم و بين ترجمه ی کلمه به کلمه و ترجمه ی زيبا به سبک مثلا

اسطوره ای گير کردم و به همين دليل بعضی جاها برای وفاداری به نوع ترجمه ی اول ترجمه ها مسخره از آب

در اومدن که من خيلی سعی کردم اين اتفاق نيفته.

- بعضی جاها کلمات معنی نداشتن اما يک کلمه ی الفی معنادار در اونها به کار رفته بنابراين من در يک پرانتز

توضيح لازم برای اين کلمات رو نوشتم. اگر در پرانتز کلمه ی انگليسی نوشته بشه يا برای يادآوری شخصيتی

است که اين اسم به اون بر می گرده و يا فرم کوئنيا اون اسم رو مشخص می کنه.

اسامی قسمت های مختلف بدن :

post-1628-0-96778500-1346076284_thumb.jp post-1628-0-15462700-1346076509_thumb.jp

ببخشید کسی این جا بلده به زبان الفی صحبت کنه هرچند دست و پا شکسته؟

ببخشید کسی این جا بلده به زبان الفی صحبت کنه هرچند دست و پا شکسته؟

ببين؛ براي اين كه بتونيم به يه زبان حرف بزنيم، بايد نكته هاي دستوري و جمله سازي اون زبان رو بلد باشيم. تنها چيزي كه الان ما از زبان الفي بلديم، لغات الفي و حروف الفباي اون هستن. مثلاً اگه الان من بخوام يه الفي كه ازش خوشم مياد و به پاكي يادش ميكنم رو صدا بزنم، بهش ميگم "آره دل"؛ اما اگه بخوام بگم "تو الف نجيبي هستي"، نمي تونم به الفي بگم؛ چون نمي دونم چه طور ميشه كلمات رو كنار هم قرار داد تا يه جمله درست ساخت. پس به طور خلاصه، ما مي تونيم به الفي حرف بزنيم؛ اما به صورت كلمه كلمه، نه جمله جمله.

موفق باشي!

ببخشید کسی این جا بلده به زبان الفی صحبت کنه هرچند دست و پا شکسته؟

در حد سلام و علیک و جملات ساده. اگه بخوای کامل صحبت کنی باید دستور زبان رو یاد بگیری. دستور زبان هم موجوده و با یه سرچ ساده میتونی تو گوگل آموزش کوئنیا و سیندارین رو پیدا کنی.

مهدی جان فایل هاش رو من همینجا آپلود کردم که دیگه ملت آواره اینترنت نشن خوب :دی

خوب یه چند وقتیه که این تاپیک خوابیده.برای همین کسایی که به طور کامل زبان الفی رو بلد اند بیان حفره ها و نقاط ضعف این زبان رو اعلام کنن تا با کمک هم اون ها رو رفع کرده و زبان الفی رو به یک زبان کاملی تبدیل کنیم.

از همه عذرخواهی میکنم بابت تاخیر بوجود آمده

انشاءالله از هفته بعد دوباره کار آموزش زبان الفی رو شروع میکنم

به همون روش قبلی

یعنی

  1. مقدمه
  2. آموزش گرامر
  3. چند مثال
  4. لغات جدید
  5. نمونه در اشعار و فیلم و کتاب ها
  6. تمرین که اگر مایل بودید باهم کارکنید

بخشید کسی این جا بلده به زبان الفی صحبت کنه هرچند دست و پا شکسته؟

مارا آئوری

مانن نایی؟؟

مانن نث لین؟؟؟

من هم قرار بود يه لغتنامه اسم به زبان الفی درست كنم كه دوتا سری (يكی اسامی معروف و يكی اسامی همه شخصيت ها تا پنج حرف اول حروف الفبای فارسی) درست كردم و ارائه دادم. بقيه اش رو هم در تابستون (چقدر زود :دی) تموم ميكنم.

منتظر باشيد! :ymapplause:

البته نمونه انگلیسیش هست ها

ولی خوب فارسیش پروژه ارزشمندیه

اگه از دست ما هم کمکی برمی اد دریغ نمیکنیم

چون در متن از حروف انگلیسی زیاد استفاده شده است پیشنهاد یکبار

زبان فروم رو انگلیسی کنید و دوباره فارسیش کنید

مروری بر سه درس قبلی

درس اول

درس دوم

درس سوم

مثنی

در زبان الفی نیز مانند زبان عربی قواعدی برای اجسام دوگانه و یا به طور کلی خطاب به دو جسم وجود دارد

با این تفاوت که این قواعد برای زوج اجسام یا اجسامی که رابطه دوگانه طبیعی با هم دارند مانند دو خواهر، دو چشم و یا دو لب با قواعد برای دو جسم که با هم رابطه ای ندارند فرق میکند

در مورد اولی

یعنی دو جسم که با هم رابطه خاصی دارند مانند بحث های قبلی با ending ها سروکار داریم

اولویت با t- می باشد

به کلمات زیر توجه کنید

cirya

ciryat

اولی به معنای یک کشتی است

اما دومی به معنای دو کشتی است که ضاهرا با هم رابطه ای دارند. مثلا دو کشتی که متعلق به یک شرکت بوده و مبدا و مقصد یکسانی دارند

همه جا از اندینگ فوق استفاده میشود مگر در سه مورد زیر که استثنا میباشند و به جای t- در آنها از u- استفاده میشود

کلماتی که مختوم به t یا d میباشند

کلماتی که به حرو صدادار مختومند(مشکل همیشگی)

اجزای زوج بدن

چند مثال دیگر

hen

henu

اولی به معنای چشم و دومی به معنای دو چشم است

در اینجا از استثنا سومی استفاده شده است

ando

andu

معنای اولی دروازه است

و معنای دومی دو دروازه(که یک چارچوب دارند) میباشد. در اینجا از استثنا دومی یعنی حروف صدادار استفاده شده است

aiwë

aiwët

اولی به معنای کبوتر و دومی به معنای زوج کبوتر است

خوب چرا u- نگرفت

باید بگویم چون ë حرف صدادار نیست

حالا میماند دو جسمی که با هم رابطه ندارند

این جا مانند اغلب زبان ها کافیست عدد شمارشی دو را بیندازیم پشت کلمه به همراه یک نشانه جمع

مثلا در انگلیسی

tree

two trees

کلمه دو (عدد شمارشی) در کوئنیا کلمه atta میباشد

مثلا

cirya

atta ciryar

که اولی به معنای کشتی و دومی به معنای دو کشتی هست که به هم ربطی ندارند

دقت شود که طبق مباحث گذشته r اضافه شده به cirya نشانه جمع است

خلاصه

در اجسام دوگانه یا دو جسمی که به یکدیگر مربوط است همواره از اندینگ t- استفاده میشود مگر در 3 استثنا

کلمات جدید

atta: دو

hen) hend-): چشم

ranco: بازو - دست

ando: دروازه

cirya: کشتی

aiwë : کبوتر

talan) talam-): طبقه - کف ساختمان

nér) ner-): مرد - مذکر

nís) niss-): زن - مونث

sar) sard-): سنگ - کلوخ

alda: درخت

oron) oront-): کوه

مارا آئوری

مانن نایی؟؟

مانن نث لین؟؟؟

بله ؟ نفهمیدم معنیش چیه!

بله ؟ نفهمیدم معنیش چیه!

سلام. چطوری ؟؟ اسمت چیه؟!

سلام. چطوری ؟؟ اسمت چیه؟!

سلام خیلی بدم افتضاح اسمم؟؟؟؟

درس پنجم

با تو جه به این که این مبحث بسیار گسترده و سنگین است آن را به دو بخش تقسیم کرده ام:

بخش اول: صفت در جمله و ترکیب وصفی

بخش دوم: صفت مفرد و جمع

مقدمه

زبان های تالکین عموما از لحاظ ساختمان و فرمت و نوع گرامر کاملا یک زبان اروپایی است.(نامه 175 تالکین) در این بخش به وضوح به این مسئله بر خواهیم خورد....

صفت ها کلماتی هستند که برای شرح یا توصیف در جمله به کار می روند. برای مثال وقتی می گوییم "الف ها زیبا هستند." زیبا در این جا صفتی از الف ها را بیان می کنند. اما این مدل یعنی صفت در جمله یک نوع از به کار بردن صفات می باشد. در این مدل صفت در گزاره به کار برده شده است. اما مدل دوم آن است که صفت و اسم مستقیم به هم ربط داده شوند. به این ترتیب یک "ترکیب وصفی" داریم. مثلا "الف های زیبا" یا در ساختار انگلیسی "زیبا الف ها" . "Beautiful elves"

بخش اول: صفت در جمله و ترکیب وصفی

طبق معمول برای صفت ساختن یک اسم از اندینگ ها یا همان وند های اشتقاقی در فارسی که ساخت کلمه را تغییر میدهد استفاده میشود.

معمول ترین اندینگ برای ساخت صفت "a-" و "ë-" است. غیر از این دو به ندرت از "in-" هم استفاده میشود. برای رنگ ها که خود نوعی صفت هستند از اندینگ "ë-" استفاده میشود.

همچنین در ساختار قدیمی تر "a-" کوتاه شده "wa,-na,-da,-ya,-ima-" هستند.

برای مثال کلمه "Quenya" یک صفت است. "ya" به کلمه "Quen" اضافه شده و معنای "الفی" و "کوئندی" به اسم می دهد.

پس آموختیم که توسط اندینگ های فوق می توان اسم را به صفت تبدیل کرد. حالا به گرامر به کاربردن آن در ترکیب وصفی می پردازیم.

ترکیب وصفی در کوئنیا از ساختار انگلیسی پیروی میکند. یعنی اسم + صفت. مثلا ترکیب فارسی "کشتی سفید" در انگلیسی "white ship" و در الفی "fána cirya"

رنگ ها هم صفت هستند و همونطور که گقتم برای آنها اندینگ "ë-" استفاده میشود.

اما در قسمت هایی از نامه های تالکین ساختار فارسی ترکیب وصفی هم به کاربرده شده. احتمال میرود که برای تاکید روی صفت، صفت پس از اسم قرار می گیرد.

مانند " Elendil voronda" که یعنی الندیل با ایمان یا تر جمه انگلیسیش: "Elendil the faithful"

-اما به کاربردن صفت در گزاره

اینجا نباید مبحث افعال to be باز شود اما به ناچار به بیان مختصر از آن در کوئنیا می پردازیم

در کوئنیا دو فعل در این بخش لازممان خواهد شد. "هست و هستند". "is/are" و در کوئنیا "ná /nár" که البته به ندرت "na/nar" هم دیده شده است.

دقت کنید که ná معنای مفرد دارد و برای جمع بستن آن با اضافه کردن اندینگ r- به آن معنای جمع "هستند" میدهد. nár

ما در فارسی برای به کار بردن صفات در جمله فعل آن را بعد از صفت که میشه آخر جمله استفاده میکنیم. و میدانیم که در انگلیسی قبل از صفت.

حالا به نظر شما کوئنیا از کدام قاعده پیروی میکند؟؟

از هر دو. اما شیوه معمول آن از ساختار انگلیسی پیروی میکند یعنی فعل بین اسم و صفتش.

و شیوه غیر معمول که در نثر های سنگین به کار برده میشود از ساختار فارسی استفاده میکند یعنی فعل بعد از صفت.

مثال برای ساختار انگلیسی(شیوه معمول)

I parma ná carnë که یعنی "کتاب قرمز است". دقت شود که کتاب با i معرفه شده است

I neri nar hallë که یعنی مردها بلند قامت هستند

مثال برای ساختار فارسی(شیوه غیر معمول)

همچنین اگر شما جملات بالا را به شکل

I parma carnë ná

و

I neri hallë nar

به کار برید مشکلی در معنا ایجاد نمی کند و از لحاظ گرامر مانعی نیست.

حالا وقتش رسیده که یک نکته جالب بگم. در جملات بالا "ná /nár" میتوناد حذف شود.

بیایید این کار را بکنیم. میشه parma carnë. خب. مگه صفت الان بعد از اسم نیومده. بالا گفتم که اگر صفت پس از اسم بیاید به نوعی تاکید روی صفت انجام داده ایم.می باشد.پس حکمت این تاکید را یافتیم. تاکید است چون فشرده شده یک جمله استو جمله ای که صفت گزاره بوده. یعنی خبر اسم. پس در ترکیبی که صف بعد از اسم بیاید این ترکیب در حقیقت فشرده شده جمله ای ناگذر می باشد.

بخش دوم: صفت مفرد و جمع

این سوال پیش می آید که آیا وقتی موصوف ما جمع است نباید صفت را جمع ببندیم؟

این ساختار در فارسی و انگلیسی غلط است و نباید به کار برده شود. اما در کوئنیا جزو قوانین مسلم ساختاری است که باید رعایت شود.

در کوئنیا ، چه صفت پس از اسم بیاید ، چه قبل از اسم و چه بافاصله بیاید و چه بی فاصله ، چه در جمله باشد یا در ترکیب صفت باید در جمع و مفرد بودن از موصوف پیروی کند

خوشبختانه در این مورد دیگر بحث مثنی مطرح نیست و اگر موصوف مثنی هم بود صفتش جمع می آید. خلاصه این که صفت هیچوقت مثنی نمیشود. دو حالت دارد جمع یا مفرد.

همانطور که به یاد دارید قوانین بر نحوه جمع بستن اسم ها صادق است. اما در جمع بستن صفت ها تفاوت هایی با جمع بستن اسم ها وجود دارد.

اگر صفت به حروف بی صدا ختم شود همواره با گذاشتن اندینگ i- جمع بسته می شود. در این حالت کاملا با جمع بستن اسم ها مشابه است.

مثال:

firini neri

مردان مرده (ها)

firin به معنای "مرده" و ner به معنای "مرد" می باشد. همانطور که می بینید هر دو به حروف بی صدا ختم شده و هر دو با i- جمع بسته شده اند.

اما حروف صدادار.

همانطور که گفته شد اغلب صفات در کوئنیا به "a-" و "ë-" ختم میشوند. هنگام جمع بستن صفاتی که به a- ختم میشوند. a- آن حذف شده و به جای آن ë- قرار میگیرد. و در گویش قدیمی a- حذف شده و ai- قرار میگیرد. همچنین در صفاتی که به ë- ختم میشوند هنگام جمع بستن ë- آن حذف شده و به جای آن i- قرار میگیرد.

مثال:

quentë tengwi

نشانه های کامل (ها)

Quenta به معنای "پر، کامل" می باشد که طبق قوانین بالا جمع بسته شده است. tengwi هم جمع tengwë به معنای "نشانه، علامت" می باشد.

luini tellumar

گنبدهای آبی(ها)

luini جمع luinë می باشد که طبق قوانین بالا جمع بسته شده است. tellumar جمع telluma به معنای "گنبد، طاق" می باشد.

اگر صفت به حرف صدادار ëa ختم شده باشد هنگام جمع بستن خذف می شود و جای آن ië قرار میگیرد.

و بقیه صفت ها که به حروف صداداری غیر از موارد بالا ختم می شوند قوانین جمع بستن اسم برای آن ها صادق است. یعنی اندینگ -r به آن اضافه می شود.

مثال:

laurië lassi

برگ های طلایی(ها)

laurië جمع laurëa به معنایی "طلایی" است که طبق قوانین بالا جمع بسته شده است. lassi نیز جمع lass به معنای برگ است.

جمع بندی

بیشتر صفات در زبان الفی یه "a-" و "ë-" ختم میشوند.

شیوه رایج در به کار بردن صفت در ترکیب وصفی به این صورت است. اسم + صفت

اما اگر صفت + اسم دیدید هدف تاکید روی صفت(کوتاه شده جمله ناگذر) می باشد

اگر بخواهیم صفت را به عنوان گزاره به کار ببریم شیوه رایج صفت + فعل + اسم می باشد. و همچنین دیده شده که در گویش های مختلف از فعل + صفت + اسم استفاده میشود.

موصوف به تبع اسم خود به صورت جمع یا مفرد می آید. صفاتی که به a- ختم میشوند هنگام جمع بستن a- آن حذف شده و به جای آن ë- قرار میگیرد. و در گویش قدیمی a- حذف شده و ai- قرار میگیرد. همچنین در صفاتی که به ë- ختم میشوند هنگام جمع بستن ë- آن حذف شده و به جای آن i- قرار میگیرد. اگر صفت به حرف صدادار ëa ختم شده باشد هنگام جمع بستن خذف می شود و جای آن ië قرار میگیرد. در بقیه موارد جمع صفت ها از قوانین جمع اسم پیروی میکنند

کلمات جدید

neldë "سه"

"هست"

nar "هستند"

vanya "زیبا"

alta "عظیم، بزرگ"

calima "روشن، درخشان"

taura "توانا"

saila "خردمند، عاقل"

úmëa "شر ، بدی"

carnë "قرمز"

ninquë "سفید"

morë "سیاه"

firin "مرده"

سوال طلایی

معنای دقیق سیلماریلیون چیست؟؟ (با دلیل)

تا جواب این سوال مشخص نشه از مباحث بعدی خبری نیست! :(

سوال طلایی

معنای دقیق سیلماریلیون چیست؟؟ (با دلیل)

تا جواب این سوال مشخص نشه از مباحث بعدی خبری نیست! :(

شايد به معني آغازكنندگان باشه. لغت sill به معني پايه و آستانه است.

سوال طلایی

معنای دقیق سیلماریلیون چیست؟؟ (با دلیل)

تا جواب این سوال مشخص نشه از مباحث بعدی خبری نیست! :(

سیلماریلیون: سیلماریل+یون=درخشش+نوعی علامت جمع -------> {گوهر}های درخشنده

داستان درخشش جواهرات سیلما (ابته با the)

نچ!... :دی

راهنمایی میکنم. اصلا ربطی به درخشش و مشتقاتش نداره...

من توی پيوست آخر كتاب (ترجمه عليزاده) چک كردم. نوشته:

سيل/sil (و صورت ديگر آن: thil): «درخشيدن (با نوری سفيد يا نقره ای)». در بلتيل، گالاتيليون، سيلپيون و ايسيل در كوئنيا، ايتيل سينداری، به معنی ماه (و از آنجا ايسيلدور، نارسيل؛ ميناس ايتيل، ايتيلين). آورده اند واژه كوئنيای سيلماريلی مشتق از نام سيلما است، نام ماده ای كه فئانور گوهرها را از آن ساخته بود.

پس "سيلماريلی" تا اينجا تقريباً معنی گوهرها رو ميده. "ون" هم يادمه كه توی چند كلمه ديگه نشانه جمع بود. پس يعنی ميشه "سه گوهر" يا "سه درخشنده".

جواب میشه "خانه های نور" با "خانه ی نورها"......!!؟

این هم PDF 5 درس اول به انضمام برخی اصطلاحات رایج در زبان الفی و نیز عبارات الفی در کتاب یاران حلقه و ترجمه آن.

امیدوارم لذت ببرید.

و اما جواب سوال طلایی (منبع)

"سیلماریل" به معنای جواهر و منظور همان گوهر ساخته دست فئانور است.

"سیلماریل" + "لی" به معنای چند (تعداد محدودی) گوهر و جواهر است. "لی" به کلمه معنای جمع می دهد. سیلماریل ها

"سیلماریل" + "لی"+"on". خب. سختش همینجاست. "on" پسوند مضاف الیه ساز به معنای concerning و of است.

پس معنا میشود حدیث سیلماریلی.

برای اطلاع بیشتر از مکانیسم ترکیب به منبع مراجعه کنید.

حدیث سیلماریل ها

از وب، white witch ، گندالف سپید و الدا به جهت شرکت در بحث سپاس گذارم...

Elvish.pdf

(پی دی افی که در اولین پست گذاشتم متاسفانه یکم بالا و پایین شد و بهم ریخت ترتیبش. پی دی افی که بالا گذاشتم تعمیر شدست. اونو بگیرید...)

مباحث 5 درس آینده که تا سال نو کلکش رو میکنیم!

افعال ماضی(ساده - گذشته)

افعال مضارع (آینده)

افعال آینده

صفت تفضیل

یک دیکشنری دو سویه انگلیسی - سیندارین

sindarin-english.pdf

خوب من دوباره کار ترجمه رو شروع کردم.هر وقت که وقت شد مقداری از کلمات سیندارین رو با ترجمه هاش در اختیارتون میزارم تا مکمل آموزش های ارزشمند جناب تور باشه.موفق باشید.

سری یک

ab>>>> بعد از-پس از

ablad>>>> ممنوعیت

abonnen>>>> بعد از به دنیا آمدن

achad>>>> گردن-یقه

acharn>>>> انتقام

achas>>>> هراس-دلهره-ترس

ad>>>> دوباره-بازگشت-دومین

ada>>>> پدر

adab>>>> ساختمان سازی-ساختمان-بنا-خانه

adan>>>> مرد

adanadar>>>> پدر مردان

adaneth>>>> زن مرگبار! :)

adar>>>> پدر

adel>>>> پشت سر-عقب-حامی-پشتیبان

adertha>>>> دوباره به هم پیوستن

aderthad>>>> جلسه-انجمن-تجدید دیدار

adlann>>>> شیب دار

adlanna>>>> شیب-کج-سرازیری

adlant>>>> کج-غیر مستقیم-اریب

adleitha>>>> آزاد-رها-انتشار-خلاص-فارغ

adlod>>>> شیب دار

aduial>>>> سر شب-شامگاه-آخرین روز ها-واپسین لحظات-گرگ و میش-افول

ae>>>> اگر-چنانچه-هرگاه-اگر چه-آیا

aear>>>> اقیانوس-دریا-دریاچه

aearon>>>> بزرگ-عظیم-بسیار-کثیر-زیاد-فوق العاده-ماهر-اقیانوس-دریا-دریاچه

:) :| :| موفق باشید.arw leg ara gan gim

سری دوم

aeg>>>> قله-اوج-لبه-به اوج رسیدن-شاخ-ماده ای از جنس شاخ-شبیه شاخ-بوق-شیپور-

aeglos>>>> قندیل

ael>>>> فاحش-بسیار بد-نابهنجار-رکیک

aer>>>>دریاچه-آبگیر-حوضچه-تالاب

aerlinn>>>>اقیانوس-دریا-دریاچه

aeruil>>>>سرود بزرگداشت

aesaew>>>>گیاه دریایی

agar>>>>غذا

agarwean>>>>لکه خون

aglar>>>>درخشش-درخشیدن

aglareb>>>>افتخار-مایه عزت-شکوهمندی-مفتخر بودن

aglonn>>>>افتخار آمیز-باشکوه-لذت بخش

موفق باشید.arw leg ara gan gim

میدونم سوال احمقانه ای هست ولی میخواستم بدونم کلمات سینداری تو کوۀنیا هم استفاده میشن؟(کلمات مشترکن؟)

بله صد در صد کلمات مشترک هستن. اما در تلفظ ممکنه فرق داشته باشن. هر دو، دو گویش از یک زبان هستند.

دو گویش همچنین در قواعد با هم تفاوت های جزئی دارند اما پایه قواعدشون باز یکی هست.

در پست های اول فکر کنم به قدر کافی توضیح داده شده. البته به زودی توضیحات کامل تر در باره تاریخچه دو گویش قرار خواهد گرفت.

ویرایش مهم:

دوستان همین الان به پستی از اله سار برخوردم که از بابی دیگر کلمه "سیلماریلیون" رو ریشه یابی کرده. منبعشون به درستی یکی از نامه های تالکین بوده که در اونجا گفته شده on که به آخر silmarilli اضافه شده پسوند مضاف الیه ساز است و به معنای concerning یا about یا of هست.

بنابراین چون من از این نامه تالکین اطلاعی نداشتم باید به خدمتون برسونم که ترجمه صحیح تر Silmarillion "حدیث سیلماریل ها" هست. پست بالا تصحیح شد.

با عرض پوزش :Ring:

وای ممنون ممنون یه عالمه ممنون

من کشته و مرده زبان الفیم ولی نمی دونستم چه جوری باید یاد بگیرم خیلی خیلی ممنون

این هم آدرس یک مترجم الفی به انگلیسی و انگلیسی به الفی: http://www.angelfire.com/empire2/angora5/Translator.html

این هم آدرس یک مترجم الفی به انگلیسی و انگلیسی به الفی: http://www.angelfire...Translator.html

این که کار نمیکنه...!!!

یا من بلد نیستم کار کنم باهاش!!؟s40.gif

این که کار نمیکنه...!!!

یا من بلد نیستم کار کنم باهاش!!؟s40.gif

توی جای خالی بالا سمت چپ کلمه ی انگلیسی رو تایپ میکنی و دکمه pleas translate رو میزنی و سمت راست ترجمه ی اون کلمه رو به الفی نشون میده ولی قسمت دوم برعکس این کار میکنه یعنی کلمات الفی رو به انگلیسی ترجمه میکنه.

یه دیکشنری الفی به فارسی که توی 5 صفحه قبل هم ندیدمش:

دیکشنری الفی.pdf

اینو شانسی پیدا کردم و خیلی وقت پیش. الان که دیدم اینجا پست خورده گفتم منم اینو بذارم. طرف که درستش کرده بود خیلی تاکید داشت که منبع رو هم ذکر کنید، ولی من یادم نیست از کجا برداشتمش. البته خوشبختانه توی خود pdf منبع ذکر شده.

این دیکشنری رو قدیم الایام رینگیتور از اعضای همین آردا درست کرده بود. توی تاپیکها هم بود.

سلام

باعرض پوزش از تاخیر نسباتا زیاد سری سوم کلمات الفی رو به همراه ترجمه هاشون رو تقدیمتون میکنم؛امیدوارم که تا اینجای کار مفید واقع شده باشه:

agor>>>دراز و باریک،کم پهنا

ah>>> و-با-به علاوه ی-در نتیجه-که-تا

ai>>>درون-تگرگ-هر چیز تگرگ مانند-فریاد برای جلب توجه-تگرگ باریدن-صدا زدن-گرامی داشتن

aiglos>>>گیاه-ماشین آلات-کارخانه-کاشتن-کشت کردن-قرار دادن-عمدا در جایی قرار دادن-بوته-سرزمین وحشی

aith>>>نوک نیزه

al>>>خیر-نه-حرف منفی

alae>>>اَه!

alag>>>شتابزده

alagos>>>حلقه زدن طوفان

alfirin>>>جاودان-نام یک گل

alph>>>قو

am>>>بالا رفتن

amar>>>جهان

amarath>>>سرنوشت شوم-بدشگونی-دچار عقوبت کردن-به سرنوشت بدی دچار کردن-مقتدر

amarathan>>>مقتدر

amath>>>دیوار محافظ

ambenn>>>سر بالایی-دشوار-به طرف قله تپه حرکت کردن

amdir>>>امید-امیدواری-امیدوار بودن

amlug>>>مار-مارپیچ رفتن

موفق باشید.arw leg ara gan gim

خب من یک توضیح و مقدمه ای دوباره بر زبان الفی، گویش کوئنیا و اونچه در این تاپیک آموزش دادم و انشاءالله ادامه خواهم داد بدم...مخصوص عزیزان جدیدالورود:

زبان الفی کامل ترین زبان تالکینه. آسون ترینشون در یادگیری، روان ترینشون در صحبت و جامع ترین زبان.

تالکین زبان های زیادی اختراع کرده که کامل ترینش الفی هست. تمام قواعد الفی رو مطمئنیم که خود تالکین بهشون پرداخته. این مهم ترین ویژگی زبانه. مانند زبان های بلک اسپیچ و دورفی توسط طرفداران دست کاری نشده. پس از مرگ تالکین محققان تالکین با استفاده از قواعد خود زبان، دامنه لغات این زبان رو گسترش دادند. زبان الفی حتی در دانشگاه ها (خارج ایران) هم تدریس میشه. میگن شباهت زیادی به زبان های فنلاندی و اسکاندیناوی داره اما این صرفا شباهت هست. وگرنه در طی سه دوران سرزمین میانه زبان الفی خودشو از زبان های زنده دنیا جدا کرده و به زبانی پیشرفته و مستقل فانتزی تبدیل کرده.

ویژگی مهم دیگه این زبان تغییرپذیریش در بستر تاریخ سرزمین میانه هست. یعنی اونچه الدار در دوران اول یا در غرب صحبت میکنن با اونچه سیندار استفاده میکنن یا مردمان دوران سوم با هم فرق میکنه. زبان الفی گویش های فراوونی داره که مهمترینش و جامع ترینش گویش کوئنیا هست. که مورد بحث این تاپیکه.

در 5 درس اول سعی کردم مقدمات و مبانی زبان الفی رو آموزش بدم. همراه با کلمات، عبارات و بیانات الفی مورد استفاده در فیلم ها. در آینده نزدیک که آموزش رو ادامه خواهم داد نیز از همین روش استفاده میکنم. اگر در زمینه نحوه آموزش پیشنهاد یا انتقادی دارین مطرح کنین.

از دوستانی که در این تاپیک هم پای من کلمات الفی رو قرار میدن هم تشکر میکنم.

اگر از 5 درس قبلی سوالی دارین بفرمایین وگرنه درس مهم افعال رو شروع کنیم.

واقعا عالیه این تاپیک دسته دوستان و استادا درد نکنه ;-)

فقط لطفا دورس بعدی رو هم بزارین لطفا

یه برنامه دیکشنری برای دانلود میزارم البته با اجازه که اگه فونت های تنگوار رو نصب کنید کلمه رو در عین ترجمه به خط اون زبان رو هم نشون میده نمیدونم شاید قبلا دوستان پیداش کردن ولی به هر حال خواستم کمکی کنم

www.jrrvf.com/hisweloke/sindar/bin/DragonFlame20.zip

لینک منبع:

https://arda.ir/forum...findpost&p=5847

مقدمه

در درس قبلی با صفت ها آشنا شدیم. و فعل ساده "na" (هست) را معرفی کردیم. این فعل ساده اطلاعالت زیادی به ما نمیدهد جز این که ارتباطی بین اجزا مختلف جمله مانند اسم و صفت در جمله های وصفی برقرار می کند. در این درس و چند درس آتی به بیان فعل هایی می پردازیم که علاوه بر ارتباط بین اجزا جمله به ما اطلاعاتی می دهند تا بتوانیم فاعل و مفعول جمله را تشخیص و فعل انجام گرفته در جمله را توضیح داد.

دسته بندی مهم افعال

افعال کوئنیا به دو دسته مهم تقسیم می شوند:

  1. افعال اشتقاقی
  2. افعال غیر اشتقاقی

همونطور که از اسمش مشخصه در دسته اول اندینگ هایی به ریشه اصلی فعل میچسبه و باعث معنا گرفتن و آماده شدن فعل برای استفاده در جمله میشه. و در دسته دوم فعل های غیر اشتقاقی یا اصلی رو داریم.

عمده فعل ها در دسته اول از شاخه A هستند به این معنا که اغلب به اندینگ -aختم می شوند یا در بعضی موارد -ya و -ta و -na هم هست...به مثال های زیر توجه کنید:

(ریشه KAL)روشن کردن، منور کردن -Calya

(ریشه TUL)احضار کردن -Tulta

اما در دسته دوم که افعال غیر اشتقاقی یا اصلی یا پایه هستند فعل به همان صورت ریشه (بدون هیچ تغییری) ظاهر می شود:

(ریشهMAT)خوردن -Mat

(ریشه MEL)علاقه داشتن، دوست داشتن -Mel

زمان حال

افعال غیر اشتقاقی

نکته: به صدای میانی ریشه افعال واکه بنیادی گفته می شود. دقت کنید که حتما ریشه فعل ملاک است. در افعال ذکر شده در بالا به ترتیب a ، u ، a و e واکه های بنیادی افعال هستند.

حالا وارد مبحث زمان افعال می شویم. همونطور که می دونید در فارسی بن یک فعل به عنوان ریشه و اساس فعل انتخاب میشه و به تناسب زمان فعل ساختار آن تغییر پیدا می کند. مثلا در فعل "می کند" می نشانه مضارع فعل و حاکی از زمان حاظر و استمرار در زمان حال فعل است. همین حالت رو منتها با اندینگ ها ما در زبان کوئنیا داریم. که بر اساس زمان اندینگ مناسبی به فعل اضافه می شود. بهطوریکه با مشاهده این اندینگ زمان فعل قابل درک هست.

عبارت معروف Elen síla lumenn' omentielvo را به خاطر دارید. "ستاره ای در ساعات دیدارمان می درخشد". فعل در جمله همان síla یا "می درخشد" هست. زمان فعل طبق ترجمه حال است. ریشه این فعل به معنای درخشیدن -sil هست پس اونچه بعنوان اندینگ به ریشه فعل ما اضافه شده اندینگ a- هست. در عبارت دیگری در نام 61 تالکین از زبان الندیل خطاب به پسرش اینگونه میخوانیم: yonya inyë tye-méla با این معنا "من هم تو را دوست دارم پسرم". فعل méla هست با ریشه -mel به معنای دوست داشتن.

در هر دو مثال بالا دو تغییر در ریشه فعل ظاهر شد که بی شک این تغییرات نشان دهنده و تمیز کننده زمان حال و استمرار فعل جمله ما هست.

  • افزودن اندینگ a- به فعل
  • کشیدن واکه بنیادی در تلفظ

افعال اشتقاقی

اما در افعال اشتقاقی هم همین قانون برقرار است. با این تفاوت که چون اغلب افعال این دسته از شاخه A هستند که واکه a رو در آخرشون دارن، برای پرهیز از تلاقی دو حرف a در کنار هم که باعث بدتلفظی می شود از ë میگیریم. به مثال های زیر توجه کنید:

calyëa "روشن می کند"

tultëa "احظار می کند"

lantëa "سقوط می کند"

pustëa "می ایستد"

پس در افعال اشتقاقی هم کافیست اندینگ a- را (که برای جلوگیری از تلاقی دو حرف یکسان، اولی به ë تبدیل می شود) به فعل اضافه کنیم.

به جملات زیر توجه کنید:

Isil síla "ماه می درخشد"

I Elda lálëa "الف می خندد"

Lassë lantëa " برگی می افتد"

درس بعدی به جایگاه های مختلف اسامی و افعال در یک جمله کامل اختصاص دارد و با مفاهیم فاعل و مفعول و صفت در جمله بیشتر آشنا می شویم...

حالا یکم الفی خارج از درس کار کنیم:

متن موسیقی دلنشین و زیبای الفی با نام evenstas در دوبرج و در قسمت رویای آراگورن و آرون می تونید گوش کنید:

(Evenstar (solo

.Ú i vethed nâ i onnad. Si boe ú-dhanna. Ae ú-esteli, esteliach nad

.Estelio han, estelio han, estelio, estelio han, estelio veleth

.Oo ee veh-thehd nah ee ohn-nahd

See boh oo-thahn-nah

.Eye oo-ess-tell-ee, ess-tell-ee-akh nahd

,Ess-tell-ee-oh hahn, ess-tell-ee-oh hahn, ess-tell-ee-oh

.Ess-tell-ee-oh hahn, ess-tell-ee-oh vehl-ehth

این آخرش نیست...این سرآغازشه.

الات نمیتونی بلغزی و متزلزل بشی.

اگر [به این] ایمان نداری به هیچی دیگه ایمان نداشته باش.

به این اعتماد کن. به این توکل کن. مطمئن باش.

به این...و به عشق.

(Evenstar (chorus

.Ú i vethed nâ i onnad. Nâ boe ú i. [Es]teliach nad, estelio han

.Oo ee veh-thehd nah ee ohn-nahd

.Nah boh oo ee

.Ess]tell-ee-akh nahd, ess-tell-ee-oh hahn]

این آخرش نیست...این سرآغازشه.

نباید این کار رو بکنی.

اگر به چیزی ایمان داری، به این ایمان داشته باش.

پرسش های متداول:

?Pedich Edhellen

?PEH-deekh eth-ell-ehn

آیا الفی صحبت می کنید؟

?Iston le

?EE-stohn lay

آیا من شما را می شناسم؟

?Heniach nin

?Hen-ee-akh neen

آیا متوجه می شوید؟

?Man eneth lín

?Mahn eh-nehth leen

اسم شما چیست؟

?O man dôr túliel le

?Oh mahn dore tool-ee-ell lay

از چه سرزمینی می آیی؟

?Man carel le

?Mahn kah-rell lay

چه کار می کنی؟

?Man anírach cerin an le

?Mahn ah-NEAR-ahkh care-een ahn lay

چه کاری از من برای شما بر می آید؟

?Man tolthant i 'waew

?Mahn tole-thahnt ee wye

هوا چطور است؟

?Man sad Imladris

?Mahn sahd Eem-lahd-rees

ریوندل کجاست؟

وای مستر تور ارو خیرتون بده که دوباره این تایپیکو آتیش کردین

داشتم جزوه های قبلی رو میخوندم و خیلی دوست داشتم ادامه این آموزشات دوباره گذاشته بشه ممنون

فقط در بحث صفت ها کلمه ای را که می خواستیم تبدیل یه صفت بشه را به اضافه aیا e میکردیم و از قائده اسم به اضافه صفت استفاده میکردیم

درست متوجه شدم عایا؟

کلمه تبدیل به صفت نمیشه. خود صفت ها اغلب مختوم به a و یا ë هستند. شما لازم نیست اندینگ دیگه ای اضافش کنید تا صفت بشه.

قاعده کلی موصوف و صفت به صورت ترکیب "اسم + صفت" هست. اما گاهی برای تاکید "صفت + اسم" (کوتاه شده جمله) هم به کار میره.

ببخشید فکر کنم حرفم پروگیه ولی میشه دوباره تمرین بذارین؟؟؟؟؟؟؟

سوگند می خورم خودم شخصا حلشون کنم

حقیقتش درس هنوز تموم نشده. اما در اولین فرصت خالی که فکر نمیکنم به این زودی ها مهیا بشه، به روی چشم...حتما تمرین های بیشتری از قبل رو هم میذارم! :)

شاید مستحکم ترین وعده ای که برای ادامه آموزش تاپیک بتونم بذارم اواخر دی هست...ولی اگر قبل از اون وقت بهم اجازه داد حتما این درس رو کامل میکنم.

اااااااااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ;) حاجی من اصلا فکر نمیکردم این تالکین انقد خلاقیت داشته باشه !!!!!! یه شنگول منگول گفته برا بچه هاشا!!!!!!!زبونش قوائد داره!!!!!!!!!دمش گرم خداییش حیف وقت ندارم وگرنه عاشق اینم که زبونشونو یاد بگبرم :) حیف... :|

دوستان

(شمشیر آتشین) و (نگاه) چی میشه؟

از اينكه وقتت رو در اختيار ما قرار دادي بسيار متشكرم.

ياد گرفتن زبان الفي براي من يكي از بهترين ها بود.

بازم ممنون از كار قشنگي كه كردي

دوستان الف های میرک وود یا همون الف هایی که لگولاس وتراندویل از اون دسته بودند به چه زبانی صحبت میکردند اگه میشه آموزش اون رو هم قرار بدید ممنون

اون ها الف های جنگل یا Green Elves هستند و گویش خاص خودشون رو برای صحبت دارند. نه سینداری (گویش مردمان دوریات) و نه کوئنیا (گویش نولدور) هست. اما زیر شاخه زبان الفی قرار میگیره و با توجه به پست تر بودن اون زبان، استفاده بسیار کمش و نیز این که منابع کمی هم ازش موجود هست (در واقع میشه گفت تالکین اصلا بهش نپرداخته) ما هم سراغ اون گویش نخواهیم رفت.

البته الف های سبز ناآشنا به گویش های سینداری نبودند و به اون زبان هم صحبت میکردند.

دوستان

(شمشیر آتشین) و (نگاه) چی میشه؟

ترکیب"شمشیر آتشین" رو نمیدونم چی میشه ام اما:

شمشیر>>megil

آتش>>naur

نگاه>>en - maa

ستاره ی تنها به سیندارین چی میشه؟

به کوئنیا اول بگم که مورد بحث تاپیک هم هست. میشه اِر اِلِن.

اما به سینداری میشه اِرِب گیل. یا اِرِب اِل.

اونطور که من یادم مونده گیل سینداری هست و الن کوئنیا به گواه جمله فرودو در یاران حلقه "الن سیلا اومن لومن تیلوو"

اون تیکه هه Han mathon ne chae : خونده می شه=Han mathon ne khay. اگه دقت کرده باشید.

يكي نيست كه اين تاپيك رو بخونه. :)

با چه ذوق و شوقي (و البته چه مشقتي) اين تاپيك رو تهيه كردم. :D

كسي نيست تمرين ها رو حل كنه؟ ;)(

يا اون ترانه الفي رو گوش داده باشه و بگه چي فهميده؟ :D(

كسي نيست سوالي بپرسه؟ :D(

كسسي نيست كمي الفي با من مكاتبه كنه؟

لااقل كسي نيست انتقاد كنه؟ @-)( ;) @-)( ;)

هنوز ده ها درس مونده؟

اگه سخته يا غير قابل فهمه يا بيش از حد آسونه بگين تا درستش كنم.

:|

:) :| :| :| :| @-)

اگه میشه این درسو ادامه بدین لطفا

خیلی ممنونم از دوستانی که این آموزش ها رو تا الان دنبال میکردن و به انواع مختلف به بنده لطف داشتند اما متاسفانه باید بگم که تا مدت مشخصی که احتمالا دو سال دیگه باشه نخواهم توانست آموزش ها رو دنبال کنم. اگر فرصت بشه تو این مدت که احتمالش خیلی کمه من هم خیلی خوشحال میشم و حتما لااقل یک درس رو میذارم. اما همونطور که گفتم بسیار بعیده. در هر صورت خیلی خوشحالم ازین که تونستم این آموزش ها رو تا اینجا قرار بدم.

یک نکته در مورد گویش ها بگم و درواقع تصحیح کنم صحبتم رو. من در ابتدای تاپیک گفتم گویشی که در فیلم ارباب حلقه ها و موسیقی ها ازش استفاده شده کوئنیا هست درصورتیکه بیشتر دیالوگ ها و اشعار فیلم ها سینداری هستند. زبان شناس فیلم ابراب حلقه ها دیوید سالو هست که رفتم نگاه کردم ایشون متخصص سینداری هستند. بنابراین دروس و قواعدی که من ارائه کردم کوئنیا هستند و اشعار و عبارات فیلم که آوردم سینداری هستند.

و اما قولی که داده بودم. معانی عبارات داستان بانوی بره تیل تا اینجا:

Isil hílol (سینداری)

ماه می تابد.

Im Hirgon, Telin O Ossiriand (سینداری)

من هیرگون هستم. از اوسیریاند می آیم.

Mae govannen melon nin (سینداری)

خوش آمدی دوست من.

Edro I anon (سینداری)

دروازه را باز کنید.

!Aiya Caranthir, Feanorion (کوئنیا)

درود بر کارانتیر، فرزند فئانور!

?Man essëlya (کوئنیا)

نام تو چیست؟

?O man dôr túliel le (کوئنیا)

از کدام سرزمین می آیید؟

Telin o romen, La...I...Ered luin (کوئنیا)

از شرق می آیم. پشت...ارد لوین.

?Nalyë minya yondo (کوئنیا)

آیا تو تک پسر هستی؟

!Náto! Ni pen min onóna neth. Amilyë na firin ada atya tulya I lië (کوئنیا)

آری! یک خواهر دو قلو دارم. مادرم مرده است و پدرم مردم را هدایت می کند.

يكي نيست كه اين تاپيك رو بخونه. :D

با چه ذوق و شوقي (و البته چه مشقتي) اين تاپيك رو تهيه كردم. :D

كسي نيست تمرين ها رو حل كنه؟ :D(

يا اون ترانه الفي رو گوش داده باشه و بگه چي فهميده؟ :D(

كسي نيست سوالي بپرسه؟ :D(

كسسي نيست كمي الفي با من مكاتبه كنه؟

لااقل كسي نيست انتقاد كنه؟ :D( :| :D( :|

هنوز ده ها درس مونده؟

اگه سخته يا غير قابل فهمه يا بيش از حد آسونه بگين تا درستش كنم.

@};-

غصه نداره همین الان انتقاد میکنم آقا مشکل اینجاس که من الان توی انگلیسیش موندم چه برسه الفی تازشم یکم درباره فاعل و مفعولش بیشتر توضیح بدین

یه اپلیکیشن واسه تبدیل نوشتار انگلیسی به الفی(واسه اندروید)

https://play.google.com/store/search?c=apps&q=elvish+alphabet+app

ببخشید چطور میشه این(الفی) زبونو یاد گرفت من که هرچقدر مطالبو خوندم چیزی نفهمیدم تورو خدا کمکم کنید

یگانه به زبون الفی چی میشه؟ به زبون سیاه موردور میشه Ashi. به زبون الفی چی میشه؟

و نوشته های روی حلقه به چه زبونیه؟

یگانه به زبون الفی چی میشه؟ به زبون سیاه موردور میشه Ashi. به زبون الفی چی میشه؟

و نوشته های روی حلقه به چه زبونیه؟

ارو! یا همون Eru معنای کلمه "یگانه" در زبان الفی هست بصورت مشترک در تمامی گویش ها...

اما طور دیگری هم وجود داره مثلا "یک" میشه "min" یا "pen" و "مجرد" و "تنها" میشه "minai" و باز تارکیبات دیگری هم هستند همانطور که ما برای این مفهوم کلمات مختلفی مثل مجرد، تنها، یگانه، واحد و... داریم.

نوشته های روی حلقه زبانشون به زبان سیاه و نوشتارشون به خط تنگوار هست.

مــــــــــن میخوام یاد بگیرممممممممممممم بازم بذاریـــن

من چندتا درس البته با زبان انگلیسی ساده دارم حدودا 27 درس از هر کدوم و چندتا هم آموزش بلک اسپیچ یا همون زبان سیاه که هنوز وقت نداشتم که ترجمش کنم یا یک فایل کامل و مستقلش کنم مثل دوستان آرادا. اگه خواستین پیام خصوصی بدین. فرم تمرین های زبان هم هست.

با سپاس فراوان

ارو! یا همون Eru معنای کلمه "یگانه" در زبان الفی هست بصورت مشترک در تمامی گویش ها...

اما طور دیگری هم وجود داره مثلا "یک" میشه "min" یا "pen" و "مجرد" و "تنها" میشه "minai" و باز تارکیبات دیگری هم هستند همانطور که ما برای این مفهوم کلمات مختلفی مثل مجرد، تنها، یگانه، واحد و... داریم.

نوشته های روی حلقه زبانشون به زبان سیاه و نوشتارشون به خط تنگوار هست.

به هر حال نوشته های روی حلقه با یک خطی نوشته شده، (مثلا ما که نسخ و نستعلیق داریم) می خوام بدونم قواعد طرز نوشتن اون چجوری هست؟ و قشنگترین زبان الفی که خط قشنگی داره کدوم هستش؟

خب راستش تا اونجا که اطلاعات من قد میده ما اشکال مختلف نوشتن مثل اونچه شما در مورد فارسی گفتی (نستعلیق، شکسته و...) بصورت خاص نداریم. فقط نوشتار های مختلفی داریم مثل تنگوار یا همون حروف فئانوری که روی حلقه هست و حروف رونی که بیشتر در مورد دورف ها به کار رفته.

ولی خب دستخط های مختلفی از حروف هست که استاد اون شکل خاص رو در مورد حلقه آورده. که میبینی یکم کج هست و کشیده تر که زیبا تر هم شده.

این هم یه دستخط:

6d73a50c20a36edf10d77a5c3e1062a8.jpg

این هم شیوه کتابیش هست:

350px-Tengwar_sample.svg.png

و این هم دست خط خود استاد:

xOFsp.jpg

این ها دستخط هستند و قواعد خاصی ندارن و سلیقه ای هستند...

با سلام

من يکى که خيلي دوست دارم زبان الفي رو ياد بگيرم. واقعأ ممنون.

با سلام.

چندتا معنی لغت خواستم بگم شاید مورد قبول واقع بشه البته پراکنده چندتایی رو گفتم ربطی به همدیگه ندارند.

anto:دهان

avanwa:ممنوع

cemi یا cemen:زمین.خاک.سرزمین

eala:بودن. روح(حالتی که روحی حالت جسمانی نداشته باشد) و مشتق شده از ea میباشد

emya:جسد مومیایی شده

faina: منیر. انتشارکننده نور

fainu: رهایی

harna: مجروح

harpa: کلاه خود

harwe: گنج

hasta:آسیب(فعل)

hastaina: آسیب دیده- خدشه دار

hruo: ترول

ingor: قله کوه

insa: خودش(جسم)

inse: خودش(شوم شخص مفرد مذکر و مونث)

inte: خودشان(سوم شخص جمع)

intye: خودت(دوم شخص مفرد)

inwe: خودمان(اول شخص جمع)

irima: زیبا. دوست داشتنی. مطلوب(صفت)

irin:شهر

mara: مفید-خوب-مناسب(صفت)

mar: زمین

marilla: مروارید

masto: روستا

mat:خوردن

meldo: دوست-عاشق

eldameldor: دوستدار الفها-عاشق الفها

melehte: قدرت

meles-melesse-meleme: عشق

melima:دوست داشتنی(صفت)

melindo: عاشق(مذکر)

melisse:عاشق(مونث)

melin: عزیز(صفت)

melu: عسل

فکر کنم نباید بیشتر از این بگم پیج شلوغ نشه باسپاس فراوان :)

ارو! یا همون Eru معنای کلمه "یگانه" در زبان الفی هست بصورت مشترک در تمامی گویش ها...

اما طور دیگری هم وجود داره مثلا "یک" میشه "min" یا "pen" و "مجرد" و "تنها" میشه "minai" و باز تارکیبات دیگری هم هستند همانطور که ما برای این مفهوم کلمات مختلفی مثل مجرد، تنها، یگانه، واحد و... داریم.

نوشته های روی حلقه زبانشون به زبان سیاه و نوشتارشون به خط تنگوار هست.

البته یک نکته دیگر رو به دوستان عزیز عرض کنم که eru به عنوان اعداد ترتیبی هنگامی که یک واقعه تعداد معینی از دفعات رخ داده به کار میرود. که با توجه به معنی کلی جمله مقصود را متوجه میشویم.minya هم به معنای چیزی است که نخستین است که جواب دوستمون همینه. البته به نظر اینجانب (از ترجمه آموزشهای شورای الروند متوجه شدم) در حالی که برای شمارش به عنوان ترتیب یک سری از کلمات و عوامل می آید.اما eruبه صورت قید یا صفت می آید و در ترجمه هم به معنی اولین بار(یکبار) می آید. چند مثال دیگر yu به معنی دومین بار یا دوبار-nel به معنی سه بار can به معنی چهارمین بار ودر ادامه اسمهایی که در جمع آنها پسوند ar می آید که ازچهارمین بار به بعد است مثال: lemillume به معنی پنجمین بار و به همین ترتیب تا tuxallume به معنی صدمین بار.

با تشکر :)

Alla

به معنی درودی همراه با آرزوی سلامتی

آلا به همه دوستان آردایی

من تصمیم دارم تا جایی که در توانم باشه آموزشهایی هر چند پراکنده و کوتاه رو از زبان های سرزمین میانه کوئنیا و سینداری و بلک اسپیچ یا زبان سیاه رو تهیه کنم و در اختیار شما دوستان آردایی علاقه مند به زبان های سرزمین میانه بزارم. امیدوارم بتونم که در پایان این کارهارو در یک فایل کلی جمع کنم.

امیدوارم من رو در این راه یاری کنین.

برای امروز یک فایل تدارک دیدم که آموزش جمع بندی اسم ها در زبان کوئنیا مربوط به اسم های جفت هستش که امیدوارم مورد پسند دوستان قرار بگیره

:)

Pair.docx

Aaye

درود

میخواستم اسم اتحاد ها ی معرفی شده توسط انجمن تالکین اروپا که برای طرفداران دنیای سرزمین میانه هستند رو با ترجمه کوئنیا و مخفف انگلیسی آنها رو برای دوستان گرامی آردا بگم. Toror’ Taur’ohtarie انجمن راهنمایان Laara’tincoras انجمن AP (تخت فلزی) Qualohtarie شوالیه های خاکستری تعادل (رزمندگان طبیعی) Morimaikarea KAAOS (نیمه خدایان تاریک) Ohtar en Oionaaru شوالیه های ابدی شعله (KEF) Morsul طوفان سیاه(ITB) Tel’Mithrim اتحاد خاکستری Nandaror هارپرها-چنگ نوازان و نوازندگان(HG) Tel’Domeduathea ماسک های شب Tel’Sindavathar اتحاد سایه های هم پیمان(سایه خاکستری ) Tel’Anor Arator انجمن خورشید (قهرمانان خورشید) Guinahiroo اربابان نامیرا (UDL)

سلام دوستان من تازه به جمع شما اضافه شدم رشته تحصیلی من کارشناسی ارشد فرهنگ و زبان های باستانی دانشگاه تهران هست و البته طرفدار دو آتشه استاد پرفسور تالکین، یک پرسش، زبان الفی را تا چه حد می توان آموخت؟ از کجا باید شروع کرد؟ با تشکر

سلام دوستان من تازه به جمع شما اضافه شدم رشته تحصیلی من کارشناسی ارشد فرهنگ و زبان های باستانی دانشگاه تهران هست و البته طرفدار دو آتشه استاد پرفسور تالکین، یک پرسش، زبان الفی را تا چه حد می توان آموخت؟ از کجا باید شروع کرد؟ با تشکر

سلام و خوشامد به شما

فکر میکنم توضیحات پست اول بتونه به برخی از پرسش های شما پاسخ بده:

https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=964&view=findpost&p=9677

زبان الفی رو میشه تا حد کامل صحبت کردن، خواندن و نیز ترجمه فراگرفت و میشه با فراگیری گویش کوئنیا (که از ابتدای این تاپیک سعی بر این بود) شروع کرد و بعد گویش دیگر یعنی سینداری رو هم یاد گرفت. مقالات خوبی در سایت اصلی و نیز تاپیک های مفیدی درباره زبان شناسی تالکین در فروم پیدا میشه که با اندکی سرچ میتونید به اونا دست پیدا کنید.

من خودم تا مدتی سرم واقعا شلوغه اما قصد ندارم کار آموزش رو رها کنم و امیدوارم روزی برگردم و آموزش ها رو از سر بگیرم.

از دوستانی هم هم که نمیذارن این تاپیک زمین بمونه و فعالیت میکنن تشکر میکنم.

vedui iler

درود بر همه

دوستان گرامی آردایی علاقه مند به زبان کوئنیا و زبان الف ها کاری ناقابل از بنده به عنوان عضوی از آردا و تقدیم به همه آردایی های گرامی. فایل پیوست شامل برخی اصطلاحات کمیاب و بعضا کاربردی است که امیدوارم مورد توجه واقع شود.

متاسفانه برخی از دوستان عضو نسبت به این میراث تالکین(منظور زبانهای سرزمین میانی است) کم لطفی میکنن. از تعداد دانلودها معلومه.

امیدوارم نسبت به آموزش این زبان علاقه بیشتری نشان داده شود.

همچنان منتطر نظرات شما عزیزان هستم.

باتشکر Armando

Namárië

phars.docx

زبان الفی چیزی فراتر از نوشته های تالکینه و تالکین هم اون زبان هارو اختراع نکرده الف ها یه خصوصیت عجیب دارن افکار ودانسته های اون ها به صورت رویادرمی یاد وبه ذهن ها وارد میشه -ناخوداگاه- هرکسی روان روشنی داشته باشه و قدرت رویاپردازیش خوب باشه میتونه اون هارو بفهمه و درک کنه و به خاطر بسپره بیشترپیشگویی های واقعی این طور به ذهن انسان ها میرسه -البته به جز ادم هایی که خودشون قدرت پیشگوییی دارن- حروف الفبای الفی سطح متوسط که من کمی به یادمیارم و به انسان ها در سه هزار سال پیش آموزش داده میشده 25 تاست وشکل نقاشی مانند داره وشامل حروف آ- اِ - اَ -اُ - ب -پ -ت -ج - چ -د -ر- ز -ژ- ف -ل - ک- گ -س- ش- ی - ای -او - ن - م هستش جالبه بدونین تواین زبان تاریکی میشه (مورا) و مرگ میشه (روما)

Aiya

درود بر آردایی های گرامی

لازمه عرض کنم هنوز روی مقاله کامل آموزش کامل و جامع زبان کوئنیا دارم کار میکنم اما متاسفانه این اواخر وقت کم آوردم به هرحال اگر روزی آماده شد به عنوان مقاله به مسولین آردا تقدیم خواهم داد اما امروز میخواستم مطلب کوتاهی رو تقدیم حظورتون کنم در مورد مصدر های فعل و نحوه ساختنشون و همچنین انواع تغییراتی که فعل هارو منفی میکنن و همچنین حالات موصوفی بعضی از جملات در کوئنیا امیدوارم مورد قبول وحضور گرامیتان قرار بگیره.

Galu a namarie

@};- :-h :D

دوستان اگه فایل قبلی مشکلاتی داشت میتونین اینجا ببینینش.

infinitives 4 arda.docx

infinitives 4 arda.docx

این سایت فکر میکنم بدردتون میخوره!

کلیک

من اکثر چیزایی که از زبون الفای خاکستری میدونم از این سایت یاد گرفتم

این سایت فکر میکنم بدردتون میخوره!

کلیک

من اکثر چیزایی که از زبون الفای خاکستری میدونم از این سایت یاد گرفتم

Aiya

باسلام به لیدی اوکنشیلد عزیز

سایت های آموزشی زیادن اما در این تاپیک سعی میشه که ترجمه اونها به فارسی رو بذاریم واسه همین بهتره کارهایی رو که میتونین ترجمه کنین و توی تاپیک و اگه کامل تر باشن به صورت مقاله به مدیران بدین اینکه لینک بدیم که خود مسئولین هم میتونن صدها لینک بدن.

باسپاس از لیدی عزیز

A Galu

Aaye

باسلام به لیدی اوکنشیلد عزیز

سایت های آموزشی زیادن اما در این تاپیک سعی میشه که ترجمه اونها به فارسی رو بذاریم واسه همین بهتره کارهایی رو که میتونین ترجمه کنین و توی تاپیک و اگه کامل تر باشن به صورت مقاله به مدیران بدین اینکه لینک بدیم که خود مسئولین هم میتونن صدها لینک بدن.

باسپاس از لیدی عزیز

Galu

شاید بتونم کمکی بکنم@};-

البته اگه اشکالی نداشته باشه

همینجا ترجمه کنم؟

Aiya

درود بر آردایی های گرامی

امروز میخواستم مطلب جدیدی واستون بذارم البته بازم بگم که دارم روی زبان سیاه کار میکنم. به خاطر همین فایل کلی کوئنیا تموم نشده امیدوارم تو تعطیلات بتونم تمومش کنم.

مطلب امروز در مورد صفت و موصوف و کلمات رابط هستش که گرچه کوتاهه اما خالی از لطف نیست. امیدوارم مورد قبول شما دوستان گرامی قرار بگیره.

Namarie @};-

adjectives 4 arda.docx

این سایت فکر میکنم بدردتون میخوره!

کلیک

من اکثر چیزایی که از زبون الفای خاکستری میدونم از این سایت یاد گرفتم

از کجا بدونیم درست هستن؟ از کجا جمع آوری شدن؟

Aiya

درود اردایی های گرامی

فایلی که آماده کردم کار حرفه ای نیست و از یه سری جملات از جاهای مختلف و سایتهای مختلف و حتی یکی از قسمتهاش عباراتی از یه سایت بازی رایانه ایه اما اونطور که دیکشنری های آردا رو نگاه کردم بی معنی نیستن و معنی هاشون بیراه هم نیست. خب حالا هرچی واسه آخرین روز سال 93 اینم حسن ختامی باشه بد نیست. فایل اکسله اگه مشکلی واسه دانلود داشت بگین تا فرمتش رو عوض کنم.

نوروزتان هم پیروز و شاد

Namarie @};-

for arda.xlsx

من نفهمیدم زبون الفها چه فرقی باهم داره الفای ماه و الفای بیشه زبوناشون خیلی فرق داره

اگر توضیحات تاپیک رو خصوصا صفحات اول رو مطالعه بفرمایید و نیز دیدی نسبت به تیره و نَسَب الف های مختلف داشته باشید، متوجه میشید که گویش های مختلف زبان الفی به چه صورت هستند و چه فرقی با هم دارند.

يكي نيست كه اين تاپيك رو بخونه. :D

با چه ذوق و شوقي (و البته چه مشقتي) اين تاپيك رو تهيه كردم. :|

كسي نيست تمرين ها رو حل كنه؟ :D(

يا اون ترانه الفي رو گوش داده باشه و بگه چي فهميده؟ :D(

كسي نيست سوالي بپرسه؟ :D(

كسسي نيست كمي الفي با من مكاتبه كنه؟

لااقل كسي نيست انتقاد كنه؟ :D( ~x( :D( ~x(

هنوز ده ها درس مونده؟

اگه سخته يا غير قابل فهمه يا بيش از حد آسونه بگين تا درستش كنم.

:|

لطفا اگه به زبان الفی متنی رو مینویسید با اعراب گذاری بنویسید چون برای آدمای تازه کار تلفظش سخت میشه یا ممکنه اشتباه تلفظ کنه یا یک فایل صوتی بزارید.

لطفا اگه به زبان الفی متنی رو مینویسید با اعراب گذاری بنویسید چون برای آدمای تازه کار تلفظش سخت میشه یا ممکنه اشتباه تلفظ کنه یا یک فایل صوتی بزارید.

درباره تلفظ در ابتدای تاپیک گفته شده.

من شروع به یادگیری کردم ولی کمی باهاش مشکل دارم که با پاسخ دادن پرسش های زیر حل میشه.

اول اینکه این گرامری که آموزش داده شده، منبعش از کجاست، خود استاد تالکین چگونه این ها رو منتشر کرده و به دست ما رسیده؟

دوم اینکه کلماتش منبعشون از کجاست و این هم چگونه توسط خود استاد منتشر شده؟ یعنی لیست کرده بوده یا ...؟

سوم اینکه دقیقا در چه دانشگاه هایی زبان الفی رو یاد میدن؟

و اینکه الف های ریوندل و لرد الراند و الفهای لوتلورین و بانو گالادریل و الف های بیشه و لگولاس به چه زبانی حرف میزدن؟ کوینیا (حمزه نداشتم)؟ مرسی

اول اینکه این گرامری که آموزش داده شده، منبعش از کجاست، خود استاد تالکین چگونه این ها رو منتشر کرده و به دست ما رسیده؟

دوم اینکه کلماتش منبعشون از کجاست و این هم چگونه توسط خود استاد منتشر شده؟ یعنی لیست کرده بوده یا ...؟

سوم اینکه دقیقا در چه دانشگاه هایی زبان الفی رو یاد میدن؟

و اینکه الف های ریوندل و لرد الراند و الفهای لوتلورین و بانو گالادریل و الف های بیشه و لگولاس به چه زبانی حرف میزدن؟ کوینیا (حمزه نداشتم)؟ مرسی

بله منبع اصلی از خود استاد تالکینه. همونطور که اول تاپیک هم توضیح دادم زبان الفی اولین و تنها زبانی بود که تالکین خودش کاملش کرد. و اما منبعی که من از روش درس میدادم هم بسیار موثق و مفصل بود.

کلمات و گرامر غیر از کتاب ها و ضمایم که بخش اعظمشون هست، نامه ها و دست نوشته ها رو داریم که توسط شاگردان استاد در دانشگاه آکسفورد جمع آوری و تدوین شد. این که در قالب کتابی هم منتشر شد یا نه فکر نمیکنم و مطمئن نیستم. بنظر میرسه به این صورت بوده که برخی شاگردان شرح هایی بر زبان الفی نوشتند که بصورت درسنامه هایی دراومد. بعدا با توجه به گرامر ها و کلماتی که وجود داشت کلمات ترکیبی بیشتری ساختند تا الان دیکشنری های کاملی رو از زبان الفی شاهد باشیم.

والا نمیدونم دقیقا در چه دانشگاه هایی. اما در رشته عمومی زبان شناسی گرایشات ریز تری در مقاطع بالاتر وجود داره که نهایتا به زبان های تالکین میرسه. برای مثال به اطلاعات مربوط به دیوید سالو که از زبان شناسان برجسته تالکینی هست نگاهی بندازید:

http://en.wikipedia....wiki/David_Salo

حتی اومده که بصورت خاص در گویش سینداری مطالعه میکنه...

اما در مورد این اشخاص. خیلی زیادن و فرق دارن و من متوجه نشدم در فیلم منظورتون هست یا نه کلا.

من کلیشو میگم...

خب الروند و گالادریل که از نولدور هستند. الف های برین. صددرصد هم گویش کوئنیا یادشون مونده و هم سینداری. اینطور که گفته شده بین مردم و در عموم به زبان سینداری حرف میزدند اما گاهی بین خودشون به کوئنیا هم صحبت می کردند. فراموش نشه کوئنیا گویشی بود که در دوران اول صحبت به اون زبان ممنوع شد و خیلی ها از یاد بردنش.

اما الف های لوتلورین و الف های سبز و لگولاس چون از اون دسته ای بودند که به غرب نرفتند (ناندور و سیلوان) طبیعیه که کوئنیا هم صحبت نکن. این دسته غیر از گویش مربوط به خودشون به زبان سینداری سخن می گفتند.

اطلاعات بیشتر پیرامون گویش ها:

https://arda.ir/languages/

Aiya Eruhini

درود بر فرزندان ارو

امشب یه درس دیگه درمورد درسهای آموزش زبان الفی تهیه کردم. البته درسها زیادن اما در حال ویرایششونم هنوز و میخوام یه کار منسجم رو در آینده تحویل شما فرزندان آردا بدم به امید خدا.

درس امشب در مورد صفات مفعولی منفعل و نحوه ساختنشون هستش که تقدیم حضورتون میکنم.

از تعداد دانلودها هم معلومه که جهان سومی ها نسبت به سرگرمی های دیگه بیشتر گرایش دارن تا یادگیری.من سایتها و گروههایی رو دیدم که حتی خودشون شعر میگن و ترجمه میکنن به الفی و میخونن و آپلود میکنن.

از نوشتار بعضی از دوستای حتی تحصیل کرده هم معلومه. چراکه املاشون افتضاحه. بگذریم دلم پره از بعضی چیزها...

امیدوارم مورد قبول شما دوستان گرامی قرار بگیره.

Passive participle 4 arda.docx

میشه لطفا یکی ترجمه متن صفحه اول سیلماریلیون رو بزاره؟

میشه لطفا یکی ترجمه متن صفحه اول سیلماریلیون رو بزاره؟

درود دوست گرامی

اگه منظورتون همون نوشته های حاشیه بالایی و پایینی صفحه اول کتاب ترجمه آقای علیزاده است که با خط تنگوار نوشته شده که طی پیام خصوصی اطلاع بدین . اما پیام بدین اگر منظورتون همینه و مایل هستید. :D

پس از تحقیق و بررسی در مورد نوشته ها برای من مشخص شد که خطوط نوشته شده به تنگوار در صفحه اول کتاب سیلماریلیون در حاشیه صفحه چه معنی دارد البته اگه اشتباه نکرده باشم مضمون حاشیه پس از ترجمه به زبان فارسی اینطوره:

حاشیه بالا:

خط(داستان) نوشته شده درمورد مورگوت ساکن در سرزمین میانه(خط اول)

و نوشته شده برای شعر(توصیف) او و حرف(حدیث) نیازش به سیلماریل(خط دوم)

حاشیه پایین:

و درمورد توضیح سقوط و نابودی نومه نور که تاریخ (اتفاق) دوران بود ( دوران خود بود) (خط اول)

و حلقه قدرت در دوران سوم و سروده هایی که آمده اند برای توضیح (از آنها) تا پایان آنها.(خط دوم)

البته در مورد نومه نور توضیح زیادی توی کتاب سیلماریلیون نیست به جز فصل آکالابت428 تا 466 در سیلماریلیون ترجمه آقای علیزاده :|

اگه ترجمه ش زیبا نبود و کامل نیست شما به بزرگواری خودتون ببخشید دوستان .اما اونطور که انتظار داشتم کار سختی نبود کلا.

با سپاس

منم چندتا جمله ی الفی میزارم که از اون سایتی که دادم ترجمه شده...

Dina:ساکت باش

Estolada sinome:کمپ زدن در اینجا

Tula sinome:بیا اینجا

Tula, hama neva i'naur:بیا و کنار آتش بشین

(N'ndengina (ta/ho:این را نکش،او را نکش با it , him سرو کار داریم در این متن

Uuma dela:نگران نباش

(Soora (sen/ta:این هارا دنبال کن،آن هارا دنبال کن

Khila amin:دنبالم کن

Ona ta a'amin:این را بده به من

Kela:دور شو درواقع همون برو پی کارت معنی میده

Nurta:پنهان

Asca:عجله

Esta sinome:استراحت کردن در این مکان

Sana sina:بگیرش(این را)

Lle auta yeste':اول تو برو

(Mellon(ea:دوست با اون پرانتز میشه دوست ها درواقع جمع میشه

Mellonamin:دوست من

Melloneamin:دوستان من

Arwenamin:بانوی من(البته برای کسانی که آشنا هستن)

Arwen en amin:بانوی من(برای کسانی که اولین بار هست همدیگه رو ملاقات کردن و آشنا نیستن)

Heruamin:ارباب من(درمورد مردها و کسانی که همدیگه رو میشناسن)

Heru en amin:ارباب من(درمورد کسانی که همدیگه رو ملاقات نکردن و همدیگه رو نمیشناسن و آشنا نیستن)

Melamin:عشق من

Elear:رویایی

Lova tyelka:زمخت

Onta vasa:عذا درست کن

Tanka harwar:التیام دادن زخم

Pilin en' templa:کمان جادویی

Lova poldora:سست کردن

Ama tyelka:چابکی

Ama handasse:حیله گری

Poika tuulo' 'kshapsae:دارو،شفابخش

Tyara harwar:صدمه

Ama poldora:قدرت

Aman tel' Seldarine:برکت دادن

Koron en' naur:توپ آتشین

Thanga yassen templa:لعنت کردن،لعنت گفتن

Russe tuulo' moriloomir:رعد و برق،صاعقه

Entula a' moinayamen':فراخواندن،صدا زدن

gorgamin:ترس

lanta kaima:خواب

جهت ها

Rhun:شرق

For:شمال

Har:جنوب

Numen:غرب

از لیدی اوکن شیلد گرامی تشکر میکنم که این تاپیک رو همراهی میکنند

در تکمیل پست ایشون عرض کنم که این واژگان اکثرا سینداری اند و در جاهایی هم اشتباهاتی از این سایت دیدم که مقصر لیدی عزیز نیستند بلکه نویسندگان سایت یا از لحاظ تایپ یا از لحاظ عمدی یا غیر عمدی اشتباهاتی داشتن که هنوز نرسیدم بررسیشون رو تموم کنم بعه عنوان مثال dina اشتباه نوشتن توی سایت چراکه از dinen به معنی ساکت که صفت است گرفته شده که باید امری آن dineno باشد درصورتی که dinena فعل مصدری آن باشد.همچنین tul کوئنیاست و به معنی آمدن tula هم همینطور. و tol سینداری آمدن (درحالی که در کوئنیا به معنی چزیره است) و tolo به سینداری یعنی بیا! مثل جمله الروند tolo dan nan galadومثلا mel یعنی دوست داشتن و mela هم همینطور , mellon به معنی دوست است و mellonin یعنی دوست من (nin فبلا هم توضیح دادم که ضمیرملکی اول شخص مفرده) به نظرم نویسندگان سایت لازم نبون am رو اضافه میکردند. و mellonin میگفتند بهتر میبود.(البته melenin یا melinin میشه عشقم).همچنین dago hon یعنی اورا بکش! که آراگورن هم به لگولاس میگه تو هلمز دیپ . dag به معنی فعل کشتن است. honهم ضمیر مفعولی/فاعلی سوم شخص مفرد مذکر که در پست بالا این درست است اما فعل کشتن نه و...اشکالاتی از این قبیل

در ادامه اگر منافاتی با سینداری توی این پست دیدم به لیدی اطلاع میدم که ویرایش کنند زیرا اشکال از ترجمه ایشان نیست بلکه نویسندگان سایت خطا کرده اند و سینداری و کوئنیا را باهم ترکیب کرده اند.

از لیدی به خاطر این پست ممنونم.

ممنون خیلی عالیه ولی فقط کمه مثلا عدها بعضی هاشونهستن یا نحوه جمله ساختن توش نیست

ممنون خیلی عالیه ولی فقط کمه مثلا عدها بعضی هاشونهستن یا نحوه جمله ساختن توش نیست

صفحات نخست تاپیک شامل دروس و پیوستهایی جهت آموزش است. میتونین بهشون مراجعه کنین. البته بنده سعی میکنم مطالبی رو با موضوع جمله سازی و... رو در آینده ی نزدیک بذارم.(بعد از پایان دیالوگ های دو برج)

البته قبلش اگه تاپیک رو دنبال میکردین و از صفحه ی اول میومدین متوجه میشدین.

موفق باشید.

كوئينا زباني است كه توسط الف هاي برين و الف هاي والينور صحبت مي شد. به دليل اين كه تكلم به اين گويش به دلايلي در سرزمين ميانه ممنوع شد، اين گويش از رونق افتاد اما پس از دوران اول دوباره توسط الف ها احياء و به كارگرفته شد. كما اين كه تمام ديالوگ هاي الفي در فيلم ارباب حلقه ها به اين گويش است. شس در اين مفالات در مورد گويش كوئينا صحبت خواهد شد.

اینجا در صفحه اول، جناب تور میگن که تمام دیالوگ ها به زبان کوینیا هست، اما شما هر دیالوگی که توضیح میدید، سینداری هست. آخر این کوینیا رو همه صحبت میکردند یا نه؟ توی دوران سوم صحبت میشده یا نه؟ رونقی داشته؟

بهتره سری به تاپیک مربوط به توضیحات زبانهای اردا بزنید البته بیشتر دیالوگهای فیلم سینداری هستن همچنین زبان سیاه و روهیریک هم دارن. اما دیالوگهایی که من عرض کردم همه سینداری و طبق گفته های آقای دیوید سائولو طراح همین دیالوگها است.

اگر دوستمون هم رو کوئنیا گفته فکر کنم اشتباهی پیش اومده.

کوئنیا با سینداری متفاوته اما واژگانی هم مشترک ویا شبیه هم دارند به عنوان مثال tol به معنی آمدن در سینداری که در زبان کوئنیا این فعل Tul گفته میشود.

در آینده تفاوت را بیشتر در این تاپیک حس خواهید کرد. :)

درود

خب منم یه سایت مشتی واسه اموزش زبان الفی پیدا کردم که کلی لغت و جمله هایی که تو روز مره و ... استفاده میشه داره.

http://www.grey-company.org/Circle/language/phrase.htm

امیدوارم تکراری نباشه ;)

سلام دوستان عزیز

خسته نباشید

الف های وارکرفت هم از این زبان استفاده میکنن؟

yor nee tor my go vahnenممنون تور ممنون کلی یاد گرفتمEenee ahd leenm Geh leer keh

تور درس گفتم گفتم سلام تور از دیدنت خوشحالم

ببخشيد خواستم بدونم كه تو اين زبان مثل زبان فارسي انواع صفت داريم ؟؟؟ مثلا صفت نسبي و ... ؟؟؟ 

 

ببخشيد دوستان مي خواستم بدونم كه كلمه ى تاريكى در اين زبان با صفت تاريك هم ريشه هستن يا دو كلمه ي جدان ؟؟

ببخشيد دوستان مي خواستم بدونم كه كلمه ى تاريكى در اين زبان با صفت تاريك هم ريشه هستن يا دو كلمه ي جدان ؟؟

به احتمال قوی باید اینجوری باشه. ولی من اینو میدونم که خود واژه تاریک میشه "دوور" 

واقعاً دستتون درد نكنه و خسته نباشيد

من دنبال يه اسم برا شخصيت بد داستانم بودم يه اسم خوب به زبان الفى ميخواستم

يه چن تا كلمه هستن كه ميخوام بدونم 

تاريك

مرگ

مايا

سياه