چه کسی برنده می شود؟

تعداد پست‌ها: 156

سلام

اگر بین آراگورت و گتدالف و ولدمورت با سائورون و ائومر و دامبلدور جنگ بشه، کی برنده می شود؟

بین ولدمورت و دامبلدور که فکر می کنم ولدمورت ولی بین دوتا دنیای متفاوت نمیشه مقایسه انجام داد.

اوه

به اسم تالار دقت نکردم!

خب ببین من فکر می کنم ائومر به دامبلدور یه دسته بزنه. بگه سلام استاد منو می شناسی؟ من هریم دیگه بزرگ شدم تازه زنم گرفتم.

یعد دامبلدورم که پیر شده و آلزایمر گرفته میاد بغلش کنه که رومیلداوین میگه سلان ائومر جون بیا از این شکلاتای پاتیلی بخور بعدم هرمیون داد میزنه نه اونا توشون معجون عشقه دامبلدور میگه چی؟

ائومر؟

معجون عشق؟

رومیلدا تو تعهد داده بودی که دیگه از این کارا نکنی. بعد رومیلدارو میبره دفتر و دعواش می کنه. هرمیون هم ائومر رو راضی می کنه از خر شیطون بیاد پایین و با دامبلدور دوئل نکنه. هری هم بهش میگه ای ول ائومر با داستان جنگات حال کردما بیا با هم بریم کوئیدیچ بازی کنیم بعد ائومر می گه کوئیدیچ چیه؟ فحش دادی و با هری دست به یقه می شه که اسنیپ می رسه و صد و ده امتیاز از گریفتدور کم می کنه و به ائومرم کلی جریمه می ده. فرداشم ائومر و هری آشتی می کنن میرن مغازه برادران ویزلی برای ائومر گوش های جادویی می خرن که ائومر با اونا بفهمه زبون مار پشت سرش چی می گه.

کافیه؟

همون چیزایی که توی پست آخرش به تاریخ سیزدهم خردالد نوشته!

البتّه من در مورد تب 40 درجه یه چیزایی شنیده بودم، ولی از تب 400 درجه نه!

همون چیزایی که توی پست آخرش به تاریخ سیزدهم خردالد نوشته!

البتّه من در مورد تب 40 درجه یه چیزایی شنیده بودم، ولی از تب 400 درجه نه!

هی مس منظورت چیه؟!

این تاپیکه بحث های قبل از مرگ یک تروله دیگه. منم یه جواب جدی نوشتم، یکی چرت و پرت ولی دلیل نمیشه تب داشته باشم. یعنی ندارم.

یه کم سخته انتخاب کنی کی برنده میشه مخصوصا که دو تا دنیای متفاوت هستن ولی من میگم آراگورن و گندالف

خوب سائورون وآراگورن جنگ جالبیه! ولی من کیک بوکسرم!آراگورن اگه حالا جرات داری بیا جلو!

عرضم به خدمت سائورون سابقاً بزرگ که این آراگورن ما همونطور که می دونیم قبل از این که تاج شاهی به سر بذاره، یه هفتاد هشتاد سالی کارش این بوده که مدام از این کلّۀ سرزمین میانه می رفته اون کلّه، به همین خاطر، احتمالاً ماهیچه های پاش مخصوصاً عضلات بالای زانوش از سنگ هم سفت تر شده بودن، اینه که اگه بخوای به سبک و سیاق کیک بوکسور ها بهش گدان مدان بزنی، نه گمونم که کارگر بیفته، برعکس فکر کنم اون پاهات هم دچار شکستگی ساق بشه، اینه که اگه از من می شنوی، بی خیال! یه بار باباجدّش کار دستت داد و از هستی و از حلقه ساقطت کرد بست نیست؟!!

ببین مس! ولم کن! بذا برم! ولم کن! ...

عزیز! گدان مدان ماله ورزش بسیار مزخرف وسوسول بازی ای به نام کاراتست! و فراموش کردی! من سائورونم! و اینکه جنگجوی خوبی هم هستم! ولی نمیدونم چرا اسم این وائون وه اینقدر در رفته! منو اون با هم شروع کردیم .. و توانایی من در سپر بازی و سلاح ورزی از او نیز سر به فزونی میگذارد!

سائورون جان ناامیدم کردی!!! حالا دارم می فهمم که اصلاً حقّت بوده که یه بار انگشتتو قطع کنن و حلقتو کش برن، یه بار هم همون حلقه هه رو بعد از اون همه مرارت که تو پس گرفتنش کشیدی، صاف صاف از زبر سبیلت(البتّه اگه که قبلاً دودش نداده باشن!) رد کننن و بیارن بندازن تو آتیشای کوه هلاکت. آخ که خیلی زور داره! ولی محض اطّلاع خاطر مبارک عرض کنم که من گفتم گدان، چون یه کلمه ای شده که اکثراً حتّی اگه رزمی کار هم نباشن می فهمنش و می دونن چیه! بعدشم کاراته سوسول بازیه؟!؟ هنوز به پست این کارش نخوردی، اگرنه یه دونه از همون گدانها بهت می زنه که اگر زمان جنگ حلقه به پایه های برجت(یعنی همون باراد دور) خرده بود، حتّی قبل از اینکه حلقه نابود شه، فرو می ریخت! اتّفاقاً کاراته کا ها هم فکر می کنن که چیزایی مث کیک بوکسینگ هست که سوسول بازیه! البتّه شاهد مدّعای اونا نتایجی هست که توی مسابقات آزاد رینگی(بین سبکی) توی همۀ سطوح و همه جای جهان می گیرن. درسته منم قبول دارم که یه سبک هایی از کاراته هست که نگاه کردن به مبارزاتش حال آدمو بهم می زنه، مث شیتوریو! ولی هستن سبک هایی مثل کیوکوشین، کن شین کان و ... که واقعاً ضربات و تکنیک های خفنی دارن. یه کم بیشتر در مورد تاریخچۀ مبارزان بی سلاح در اوکیناوا و کلّاً تاریخچۀ بودو در ژاپن و پیشینۀ سامورایی ها و ... مطالعه کنی متوجّه می شی که اون طریقت و مراقبه ای که برای رسیدن به سطوح بالا در کاراته لازم هست، از این هنر رزمی چه چیزی که نساخته! اگه اهل این هستی که منطقاً در این مورد بحث کنی و شاید هم یکی دو چشمه مهمون چند تا ضربۀ ناقابل بشی، خبرم کن بفرستمت پیش یکی از این این کاره ها، آدم خوبیه که البتّه به موقعش خطرناک هم هست، البتّه نه از نوع خطراتی که سائورون سابقاً کبیر داشتن! قابل توجّه این که این آقا هر چند تا از این سبک های به قول شمال سوسول بازی و مزخرف و تبعاً غیر سوسول بازی و غیر مزخرف را که بخواهی تا مدارج بالاش طی کرده! بنابراین می تونه با همون زبونی که طرفش متوجّه می شه باهاش صحبت کنه! البتّه در مورد شما مطمئنّم که نمی تونه به زبون سیاه صحبت کنه! بهتره باهاش به زبون مشترک غرب صحبت کنی! ای طوری عصبانیش نمی کنی و خلاصه به سلامت از پیشش بر می گردی! البتّه ایشون هر چقدر هم که طرفدار کاراته باشه و این رو در نظر و در عمل به طرفش ثابت کنه، همیشه جانب ادب و انصاف رو نگه می داره و از تمام سبک ها و خصوصیات مثبتشون به احترام یاد می کنه و هیچ وقت به هیچ ورزش و یا سبکی مثلاً نمی گه مزخرف و یا سوسل بازی!!

دوست عزیز و برادر ارجمند جناب مس! بله! حتی اگه که ورزشی مث تکواندو رو هم تا آخر بری میشی هادی ساعی! که الله و اعلم!

ولی ورزش هایی مث همین کیک بوکسینگ رو من که قهوه ای دارم هم میتونم از پس 3-4 نفر غیر مسلح بر بیام ....(ابت به شرایط هم بستگی داره!) ... ضمنا در مورد خشن بودن اصثلا حرفشو نزن که گواهش اینه که ورزش ما رو حتی از تلویزیون هم پخش نمیکنند! و ضربه های کیو کوشین کارها به هیچ وجه قدرتی نیستند! شما برو مسایبقات کیک بوکسو بین بعد بگو! معادل گدان تو رشته ی ما لو کیکه! که خیلی راحت زانوی پای مقایلو خورد کرده یا پای طرف مقابل داقون میشه ... . ورزش ما از حیث سنگین و خشی بودن جزو رده های اوله! و برای در گیری های تن به تن در کشوری مث ایران بعد از جودو بهترین ورزشه ...

برای پاهای اراگورن هم برنامه دارم! و در مورد این بحث حلقه و اینها هم که گفتم! تبانی کرده بودیم با کوه هلاکت! و اصلا لحنشما احترام آمیز نیست! آدم (چه برسه به مایا) بهش بر میخوره!

البتّه اگر خدای ناکرده هر بی احترامی هم که شده، به سائورون، ارباب تاریکی شده که خوب خیالی نیست! در این مورد سه-چهار نفر هم من نمی دونم چرا اینو که خوندم یاد فرودو و سام افتادم که روی هم یه نفر هم نمی شدن! ولی خوب، کردند آنچه را که نباید می کردند! اون موقع این ضربات خرد کنندۀ شما کجا بوده، ارو اعلم!

بعدشم برای قضاوت کردن، بهتره یه دست و پنجۀ حسابی با یه اینکارش نرم کنی، صرف اینکه توی باشگاه، بچّه ها از این سبک و اون سبک چی می گن، اصلاً ملاک خوبی برای قضاوت کردن نیست!یه دفعه دیگه این پست قبلی منو با دقّت بخون، ببین من هیچ جاش نگفتم که کیوکوشین ضربه های قدرتی داره ، گفتم ضرباتش خفنه! و به مصداقش در خفن بودم هم اشاره ای نکردم که اصلاً در حوصلۀ این تاپیک هم نیست! اصلاً ایراد این ورزش های مثل کیک بوکس اینه که همه چیز رو در قدرت می بینن! اگه قرار بود همۀ مسائل با قدرت حل بشن که الان به قول استاد کیهان(می شناسیش که؟ آخه حرف از جودو زدی، برات نقل قول از تنها دان هفت جهانی و دان شش کودوکان جودوی ایران آوردم!) این حیوانات بودند که بر انسانها حکم می راندند!

عزیز دل برادر تلویزیون خیلی چیزها رو نشون نمی ده، دلیلی نداره که صرف نشون ندادن چیزی توسّط تلویزیون، گواه قدرتی بودن و خوب بودن اون چیز باشه!!!

بعدشم من نمی دونم این چه جور تبانی بود که خودت و ترول ها و اورک ها و نزگول ها همتون اینطوری با هم به فنا رفتید؟!؟ البتّه من لحظه ای در این که شما هنوز بر زمین ما وجود دارید، شکّی ندارم، منتها این کیفیت زیستنه که مهمّه و تا اونجا که همه می دونن شما بعد از نابودی حلقه بسیار ضعیف شدید و بصورت یک شبه سرگردان و بی خطر برای اطرافیانش، آوارۀ سرزمین میانه گشتید! من هر وقت دیدم که یه برج درازتر و سیاه تر از برج میلاد توی چشم انداز تهران خودمون خودنمایی می کنه، اون موقع این ادّعای جدید شما رو هم باور می کنم!

دوست عزیز و برادر ارجمند جناب مس! بله! حتی اگه که ورزشی مث تکواندو رو هم تا آخر بری میشی هادی ساعی! که الله و اعلم!

ولی ورزش هایی مث همین کیک بوکسینگ رو من که قهوه ای دارم هم میتونم از پس 3-4 نفر غیر مسلح بر بیام ....(ابت به شرایط هم بستگی داره!) ... ضمنا در مورد خشن بودن اصثلا حرفشو نزن که گواهش اینه که ورزش ما رو حتی از تلویزیون هم پخش نمیکنند! و ضربه های کیو کوشین کارها به هیچ وجه قدرتی نیستند! شما برو مسایبقات کیک بوکسو بین بعد بگو! معادل گدان تو رشته ی ما لو کیکه! که خیلی راحت زانوی پای مقایلو خورد کرده یا پای طرف مقابل داقون میشه ... . ورزش ما از حیث سنگین و خشی بودن جزو رده های اوله! و برای در گیری های تن به تن در کشوری مث ایران بعد از جودو بهترین ورزشه ...

برای پاهای اراگورن هم برنامه دارم! و در مورد این بحث حلقه و اینها هم که گفتم! تبانی کرده بودیم با کوه هلاکت! و اصلا لحنشما احترام آمیز نیست! آدم (چه برسه به مایا) بهش بر میخوره!

جناب سائرون هيچ کس در خشن بودن جناب عالی شک نکرده ولی پای اين بنده خدارو بيخيال شو!

صلوات بفرستين روی هم ديگه رو ماچ کنين. خوبيت نداره مردم نگاه می کنن.

بله برادر ارجمند من هم ملاک رو قدرت نمیبینم ... من به خاطر علاقه ی وافر به سمت این ورزش نرفتم به خاطر کا آمد بودنش به سمتش رفتم و الا توی ورزشهای رزمی من کندو و نینجوتسو رو بیشتر دوست دارم ولی خوب توی ایران این ورزش کار آمد تره ... اصلا در کل ورزش هایی که من خیلی علاقه دارم ورزش معضم ترپینگه که خوب به خاطر محدودیت ها خیلی نمیتونم بهش بپردازم ... تیر اندازی با کمانه که من هنوز سراغش نرفتم! و شطرنجه ...

خوب حالا بحثو زیاد منحرفش نکنیم ... خوب برادر ارجمند و گرامی من طرف حساب من آراگورنه ... کسی اون بالا نوشت سائورون و مس؟ نه جان من دوستان شما بفر مائید ... شما هم این بده ی حقیرو بی خیال شو! آقا من رسما کم آوردم خوبه؟ :CRY:

از ولدمورت و دامبلدور كه بگذريم در سرزمين ميانه گاندالف برنده است به اين ترتيب كه با آراگورن تبا ني كرده و سا ئورن را شكست داده و سپس آراگورن به احترام ميتراندير كنار مي كشه و در آخر ميتراندير پيروز مي شود.

اگه به من باشه كه ميگم دامبلدور جانم همشونو ناك اوت ميكنه حالا ديگه فرقي نميكنه دابي باشه يا ولدرمورت يا ميسيس نوريس....اِهم.

سائورون

البته اگر

نیروش کامل باشه و یکی یکی حمله کنند (البته با همه ی جونشون ) !

با elf@robber موافقم .سائورووووون از همه قوي تررره و برنده ي همه ي ميدن هاست حالا چه جوري اين جوري:

سائورون به گندالف مي گه اين ولدمورت از اون بد جنساست و توي هري پاتر دشمن جادوگراي خوبه بعد آراگورن هم با گندالف مي ريزن سر ولدمورت و مي كشنش . بعد از اون ور به دامبلدور مي گه گندالف از تو سفيد تر و خوب تره . دامبلدور هم حسووووود با يه طلسم اجي مجي لا ترجي گندالف را مي كشه بعد آراگورن عصباني مي شه و به دامبلدور حمله مي كنه ولي دامبلدور نمي تونه فرار كنه آخه بيچاره پيره و دو شقه مي شه .حالا سائورون مي گه كه اين روهيريم ها با سارومان رفيق شيش اند. آراگورن قاطي مي كنه ولي تاب نيزه ي ائومر را ندارد و ميره تالار هاي مرگ ماندس .بيچاره ائومر آخه سائورون مي گه بيا اين حلقه هم جايزه ي تو پسر خوب . 60 سال ميگذره و ائومر به مرگ پيري مي ميره حالا سائورون مونده و دست هم به گرزش نبرد كه اگر مي برد همون اول همه را كله پا مي كرد.:)

متشکرم !

من که میگم نبرد ارو با سائرون !!! دیگه هیچ شانسی نداری سائرون جان ... هر چقدر هم که هیکلی و نیرومند و نوانا در امور رزمی مختلف باشی...بازم پودر میشی...ولی چرا این قدر دور بریم...من خودم با تیر و کمان و تیرهیای آتشینی که از والینور مخصوص کشتن مایارهای بدجنس اوردم حسابتو میرسم...احتیاجی هم به نبرد رو در رو نیست چون از 2 فرسخی هم تیر من به هدف می خوره...

در برابر ارو ملكور هم سكوت مي كنه چه رسد به سائورون ولي:

اولالگولاس عزيز كي والينور اقامت داشتن كه ما بي اطلاعيم و تير آتشين آوردن ؟تا جائي كه از احوال اين شاهزاده با خبرم تير دانش را با تير هاي اورك هاي مرده پر مي كردند ,و بهترين كمانشون هم از ليدي گالادريل گرفت در لوثلورين.آ آ

ثانيا مطمئنا سائورون هم از حلقه اي استفاده مي كنه كه رويين تنه و گرزش(پتك) به تمام تير هاي والينور هم مي ارزه .

مگه پدرت (تراندويل)تعريف نكرده كه گيل گالاد با اون همه قدرت در نبرد تن به تن با سائورون كشته مي شه ؟

مگر اين كه تمام عقاب هاي منوه جمع شن و بر سر سائورون بريزن كه با اين حال هم در آخر همه ي والار بايد متحد بشن تا شايد سائورون شكست بخوره!

خوب خیلی خوبه که آدم دو تا باشه ... یکی پشت اون یکی! حال یه سوال: چرا سائورون و ملکور از گرز استفاده میکنند؟ (بماند ولی من خودمم از 2 سالگی عشق گرزم) و با جناب لگولاسم خصوصی صحبت شد! امید وارم ملتفت شده باشند !!!!!!!!

بابا چند نفر به یه نفر؟ ما اوّلش بی خیال شده بودیم، ولی حالا که اینطوریه نمیشه دوستانِ جبهۀ روشنایی(به قول بچّه های آکادمی) رو تنها گذاشت.

اوّل که آناتار جان شما ابتدا به ساکن، برادریت رو ثابت کن بعد ادّعای ارث و میراث بفرما!! همون طور که میگن، شما الان روح ضعیف و سرگردانی بیش نیستی! یه روح ضعیف و نزار رو چه به بلند کردن و چرخوندن گرز؟(آرزو بر جوانان عیب نیست! بابا آخه شما جوون هم نیستید که آدم حدّاقل دلش خوش باشه! فکر کنم یه سال از ارو کوچیکتر باشید!)

دوم اینکه هیچ احتیاجی نیست همۀ والار با هم متّحد شن تا یه شکست خورده رو دوباره شکستش بدن! اون موقعش که یال و کوپالی داشتی عزیزم، والار نشسته بودن والینور داشتن عشق و حالشونو می کردن، اونوقت دو تا بچّۀ نیم وجبی که روی هم یه نفر هم نمی شدن زحمت درب و داغون کردنِ خودتونو و برجتونو(باراد دور) سپاهتونو و نزگول هاتونو .... رو همه رو یه جا با هم کشیدن. خونه پرش رو هم که بگی، تعداد کلّ یاران(9 نفر) به عدد والار(14 تن) هم نمی رسیدن. تازه مگه شما نشنیدی که سرِ آخر، تورین نامی، ارباب سابقتون ملکور رو مرخص می کنه؟ شما که جای خود داری!

بعدشم سائورون جان، حرف درگوشی هم داشتیم مگه؟(انشاء ارو، تهدید درگوشی نبوده باشه، حالا حرفو میشه یه کاریش کرد!)

این جناب مس هم که مارو بی خیال نمیشه! آقا بحث های این تاپیک مال اونجاهایی از دوران دوم که سائورون حلقه رو ساخت! حالا بیان جولو!شما ها هم میتونین از شکاف های زمانی بیاین تو!(مایل به توضیح بیشتر نیست)

دامبلدور با يكي از ساعت هاي زماني وزارت سحر وجادو كه ممنوعه داخل شده و ولدمورت هم به كمك روح سالازار اسلايترين .ولي لگولاس و ائومر و آراگورن يلا قبا وآسمان جل (به نقل از بيل فرني) را نمي دونم

ولي از اين كه تالكين لوتر را نوشته مطمئن ترم كه ارباب تاريكي موردور برنده مي شه .همون طوري كه نشون داده.

و در مورد گرز هم بگم كه از همه ي سلاح هاي جنگي جالب تره .(رستم و گرزش).گرز براي خورد كردن استخون هاي دشمن مقابل خيلي خيلي راحت و بي در دسره و لازم نيست مثل شمشير كلي آدم با لا پايين بپره تا يه زخم كوچولو به دشمنش بزنه.گرز آهنين سايرون دالامب دالامب همه را مي فرسته تالار هاي مرگ منداس .حالا بيا درستش كن.حالا اگر سائورون به دليل راحتي نخواد گرز را بلند كنه با دو سه كلمه همه را مي ندازه به جون هم .خيلي راحت تر.

وmas عزيز بداند كه سائورون با 9 تن (followships)نمي جنگيد بلكه او با تمام قواي دورف ها الف ها و آدميان مي جنگيد و آن 9 تن از 5 نژاد بودند(آدميان ,دورف ها,الف ها , هابيت ها و مايار )كه هر كدوم در نژاد خود برترين ها بودند و شاهزاده بودند به جز 4 تا هابيت كوچولو.و اين را بدانيد كه اگر يك لحظه سائورون در گدار آمون هن و يا آمون سول و يا كارادهراس و يا در هر جاي ديگر جلوي اون ها ظاهر ميشد ممطمئنا آن روز آغز زمستان بي بهار تاريكي بود . كه حتي گندالف از بردن نام سائورون مي ترسيد .اين كه سايرون نتوانست پيروز شود دليل بر ناتواني او نبود كه او قدرتي فراتر از تمام دشمنانش داشت.

آناتار جان شما خون خودتو کثیف نکن! اونها هم به دامبل دوری کسی آویزون میشن ... یا در نهایت آژانسی چیزی میگیرند میاند! ولی مهم ینکه که :رستم: گرز. یکی از دیوها: گرز. رهام: گرز. فریدون: گرز . بابای دوست ویلیام والاس: گرز. خود ویلیام والاس(یه تیکه) گرز .سائورون: گرز . ملکور(اف){ارواحنا فداه} : گرز .

در کل بین سلاح های جنگی: گرز زنجیر دار ، گرز سنگین. تبر سنگین . تبر زین عادی . . شمشیر دو لبه ی سنگین و شمشیر عادی .. از بقیه بهتر مینمایند . و خوب حالا هم سائورون دست به گرز میشه و همه >>>>>>>>>>>>> تالار های منداس ...

آناتار ؟ اصلا صفحه اول سایت رو نگاه می کنی ؟ دیگه می تونید ویرایش کنید لطفا پست پشت سر هم نده و پستت رو ویرایش کن. اون پست بعدی رو پاک کردم.

هوهوم .سائورون عزيز بهتره اسم :نريمان ,زال,گيو و بيژن هم اضافه كني حتي اسفنديار هم با گرز مي جنگيده .و به نظرم منظورت شمشير دو لبه ي دندانه دار بوده !

این جناب مس هم که مارو بی خیال نمیشه! آقا بحث های این تاپیک مال اونجاهایی از دوران دوم که سائورون حلقه رو ساخت! حالا بیان جولو!شما ها هم میتونین از شکاف های زمانی بیاین تو!(مایل به توضیح بیشتر نیست)

سائورون جان، ما پوستین رو ول کردیم، پوستین ما رو ول نمی کنه!

وmas عزيز بداند كه سائورون با 9 تن (followships)نمي جنگيد بلكه او با تمام قواي دورف ها الف ها و آدميان مي جنگيد و آن 9 تن از 5 نژاد بودند(آدميان ,دورف ها,الف ها , هابيت ها و مايار )كه هر كدوم در نژاد خود برترين ها بودند و شاهزاده بودند به جز 4 تا هابيت كوچولو.و اين را بدانيد كه اگر يك لحظه سائورون در گدار آمون هن و يا آمون سول و يا كارادهراس و يا در هر جاي ديگر جلوي اون ها ظاهر ميشد ممطمئنا آن روز آغز زمستان بي بهار تاريكي بود . كه حتي گندالف از بردن نام سائورون مي ترسيد .اين كه سايرون نتوانست پيروز شود دليل بر ناتواني او نبود كه او قدرتي فراتر از تمام دشمنانش داشت.

آناتار جان دلبندم، اون The fellowship هست نه Followships.

بعدشم تو داری والار رو با نژاد های دیگه مقایسه می کنی؟ کافی بود یکیشون یه دعا به درگاه ارو بکنه، اون موقع فرصت نمی کردی اصلاً یادت بیاد که حلقه ای هم داری(مگه نکردن سر قضیۀ سپاهیان ارفارازون؟) بعدشم که خیلی ببخشیدا...! مگه سائورون که شما باشی داشت یه تنه با تمام قوای آدمیان و... می جنگید؟ پس چه کاره بودن هم پیمانان جناب عالی که همون اورک ها و گابلین ها و ترول ها و اومباری ها و هارادی ها و .... بودند؟ هر چی هم که بود الان ارو بیامرزدت....!

اشتبا هه اگر عقل اورك,گابلبن,ترول با عقل الف ها و آدم ها مقايسه بشه mas عزيز.بله و سائورون دوست دارد خدا در همه ي شرايط همه روبيامرزه .و خوبه بدونيم كه اگر سائورون الان يه شبح سرگردان اين ور و اون ور باشه و تنها دهشتي از اون با قي مونده باشه تمام دشمنانش (به جز الروند و گالادريل و بقيه كه به غرب دور متواري شدند ) دارن توي اون تالار هاي مرگ ماندس براي والار آب پرتغال درست مي كنند. ويادت باشه مايار و والار هيچ گاه قدرتش رو از دست نمي ده و منتظر روزي ام كه با ملكور ارباب تاريكي يه كم به شما اين چيز ها را آموزش بدم .و حالا از شما مي پرسم اين mas (عزيز و قابل احترام و دوست داشتني ) كيه كه در مورد قدرت ارباب تاريكي موردور بحث مي كنه؟

به نظر من گاندلف همیشه پیروزه. اون از مرگ بر نگشته که شکست بخوره!!!

اشتبا هه اگر عقل اورك,گابلبن,ترول با عقل الف ها و آدم ها مقايسه بشه mas عزيز.بله و سائورون دوست دارد خدا در همه ي شرايط همه روبيامرزه .و خوبه بدونيم كه اگر سائورون الان يه شبح سرگردان اين ور و اون ور باشه و تنها دهشتي از اون با قي مونده باشه تمام دشمنانش (به جز الروند و گالادريل و بقيه كه به غرب دور متواري شدند ) دارن توي اون تالار هاي مرگ ماندس براي والار آب پرتغال درست مي كنند. ويادت باشه مايار و والار هيچ گاه قدرتش رو از دست نمي ده و منتظر روزي ام كه با ملكور ارباب تاريكي يه كم به شما اين چيز ها را آموزش بدم .و حالا از شما مي پرسم اين mas (عزيز و قابل احترام و دوست داشتني ) كيه كه در مورد قدرت ارباب تاريكي موردور بحث مي كنه؟

بله آناتار(عزیز و قابل احترام و دوست داشتنی و .... البتّه اگه واقعاً آناتار نباشی!)، سائورون یه شبح سرگردانه، امّا دهشتی از او باقی نمانده، چه اگر مونده بود، من اینجا داشتم از ترس می لرزیدم و دست و دلم به تایپ کردن نمی رفت(هر چند بحث ها ترولیه، ولی فکر کنم یه کم مبتنی بر حقایقی که هممون توی کتاب خوندیم پیش بریم، بهتر باشه!). بعدشم که هیچ وجدان منصفی قبول نمی کنه که الروند و گالادریل و ... از ترس به غرب درگذشتن، چرا که اگر بنا بود از روی ترس این کار رو بکنن، همون موقع که سائورون یالی و کوپالی و باراددوری داشت و همه دشمنانش هم در ناامیدی مطلق به سر می بردن، فلنگو می بستن. هممون می دونیم که الف ها رفتن چون دورانشون تموم شده بود و بعدشم دوران من و شما آغاز شد تا بیایم اینجا و توی بحث های ترولی مخ همدیگه رو کار بگیریم!!! زیادم دلتو خوش نکن که اربابت کاری از پیش ببره! قراره تورین تورامبار خودمون حسابشو برسه! Mas هم شدیداً یک اسم و شخصیت غیر افسانه ای و غیر اسطوره ایست و مخفّف مسعوده.

mas(عزيز ,قابل احترام ,دوست داشتني و ...) قبول كنيد سائورون برترين مخلوق ايلواتار بعد از ملكور بوده و اگر نه چه دليلي داريد؟بهتره اين جنگ و جدل به پيروزي حرف درست تموم بشه mas عزيز.ممنون.

پیشگویی ....

درست...

غلط...

میخواستم ویرایش کنم نشد! خوب: شما میگین یکی از والار به در گاه ارو یه دعا کنه! خیال کردین چیییییییییییییییی؟ ما اینجوری هستیم؟(کج) ما خودمون تو موردور کلی دعا نویس و رمال داریم!!!!!!!!!!!!!! که کار خود ارو رو هم میتونند بسازند!(کنایه ی تفضیلی از نوع خفنش!!!!) تا زه یکی هم داریم به اسم گابریل! که خاطرش خیلی پیش ارو عزیزه ...! خوب فکر کنم این بحث زیادی ترولی شده! بله والار رو هم میتونیم یه کاریشون بکنیم! وقتی اون تورین از پس ملکور کبیر که قوی ترین والاهست میتونه بر بیاد (که همون طور که گفتم یه پیشگوییه و میتونه درست یا غلط باشه ...) ما با این همه یالو کوپال از پس این یه والا نمیتونیم بر بیایم؟

با سائورون موافقم .كه ماييم و فقط ما .پس مائيم كه پيروزيم و وقت جنگ چون رعد مي خروشيم و چون موج بر دشمن مي تازيم و چون طوفان ,توفانيم. و حلقه ييگانه شاهد كار ماست.

mas(عزيز ,قابل احترام ,دوست داشتني و ...) قبول كنيد سائورون برترين مخلوق ايلواتار بعد از ملكور بوده و اگر نه چه دليلي داريد؟بهتره اين جنگ و جدل به پيروزي حرف درست تموم بشه mas عزيز.ممنون.

چرا آناتار جان؟ کی گفته؟ در ضمن من هم می خواستم پیشنهاد تموم کردن این بحث رو بدم، چون دیگه چیز تازه ای به دست نمی داد، ولی این ادّعا ها ....!

میخواستم ویرایش کنم نشد! خوب: شما میگین یکی از والار به در گاه ارو یه دعا کنه! خیال کردین چیییییییییییییییی؟ ما اینجوری هستیم؟(کج) ما خودمون تو موردور کلی دعا نویس و رمال داریم!!!!!!!!!!!!!! که کار خود ارو رو هم میتونند بسازند!(کنایه ی تفضیلی از نوع خفنش!!!!) تا زه یکی هم داریم به اسم گابریل! که خاطرش خیلی پیش ارو عزیزه ...! خوب فکر کنم این بحث زیادی ترولی شده! بله والار رو هم میتونیم یه کاریشون بکنیم! وقتی اون تورین از پس ملکور کبیر که قوی ترین والاهست میتونه بر بیاد (که همون طور که گفتم یه پیشگوییه و میتونه درست یا غلط باشه ...) ما با این همه یالو کوپال از پس این یه والا نمیتونیم بر بیایم؟

از کی تا حالا گابریل(همون جبرئیل خودمون) رفته طرف جبهۀ تاریکی و ما نمی دونستیم؟ من می ترسم با این کفریاتی که شما دو تا در حقّ ارو و مخلوقاتش و ارزش هاش به هم می بافید، ارو به اینکه یه روح سرگردان نزار و رنجور و نحیف باشید هم اکتفا نکنه و تبدیلتون کنه به سوسک! در این صورت سعی کنید که خیلی بیرون آفتابی نشید که لنگه دمپایی ها بسی خطرناکند(مگر اینکه شانس بیارید ارو تبدیلتون کنه به روحِ یهِ سوسک!)

اينقدر بحث كردن نداره mas عزيز من كه از همون اول گفتم گاندالف برنده است اگر درستش نگاه كنيد در كتاب هم برنده نهايي آراگورن و گاندالف بود كه همان طور كه گفتم آراگورن هميشه به گاندالف احترام مي گذاشت و مطيع او بود .

جناب مس مث اینکه فراموش کردین که سائورون در دوره ی دوم توانایی تقییر قیافه هم هنوز داشت! و اگه خودشو به شکل فارقلیط(ص) در بیاره میتونه گابریل رو هم اغفال کنه!!!!

جناب مس مث اینکه فراموش کردین که سائورون در دوره ی دوم توانایی تقییر قیافه هم هنوز داشت! و اگه خودشو به شکل فارقلیط(ص) در بیاره میتونه گابریل رو هم اغفال کنه!!!!

بابا سائورون زبونت رو گاز بگیر! (البتّه نه اون زبون معروفت رو! گناه داره بیچاره!) تو مثل اینکه از مسخ شدن احتمالی توسّط ارو نمی ترسی!

با سائورون موافقم .كه ماييم و فقط ما .پس مائيم كه پيروزيم و وقت جنگ چون رعد مي خروشيم و چون موج بر دشمن مي تازيم و چون طوفان ,توفانيم. و حلقه ييگانه شاهد كار ماست.

در همون لحظه گندالف سفید میاد یه نوری بهتون میتابونه که همتون به قول مس شپلخت میشید!!!!!!!!

در همون لحظه گندالف سفید میاد یه نوری بهتون میتابونه که همتون به قول مس شپلخت میشید!!!!!!!!

اي! نه نه نه! ارباب تاريك موردور از گندالف انتظار اين را ندارد !و براي او همين كافي كه گندالف جسارت كند(اگر داشته باشد) و پا به موردور بگذارد ! كه البته نداشت و فرودوي بيچاره را فرستاد!

و همون طور كه تالكين به تكرار و دفعات ذكر كرده :كسي ياراي پيروزي بر جادوگر سفيد را ندارد به جز او(سائورون) پس فقط سائورون كه با ظربتي نيك گندالف سفيد را تا ابد بي جسم مي كند!

البته كافي اين هم به ياد بياريم كه گندالف حتي از نگاه كردن به حلقه ي سائورون مي ترسيد چه رسد به نبرد با او! اگر گندالف براي نبرد با سائورون در دوران دوم فرستاده شده بود ,با بلاهتش پيروزي ايسيلدور را به شكست پيوند مي داد البته اگر در آن حال ايسيلدوري پيروز مي شد !

هيچ كس نمي تونه دليلي بياره كه سائورون بعد از ملكور برترين مخلوق ارو نبوده است(اگذر كسي مي تونه بياره تامن هم خوشحال بشم) حالا هي من بگم يا شما بگيد!

اي! نه نه نه! ارباب تاريك موردور از گندالف انتظار اين را ندارد !و براي او همين كافي كه گندالف جسارت كند(اگر داشته باشد) و پا به موردور بگذارد ! كه البته نداشت و فرودوي بيچاره را فرستاد!

و همون طور كه تالكين به تكرار و دفعات ذكر كرده :كسي ياراي پيروزي بر جادوگر سفيد را ندارد به جز او(سائورون) پس فقط سائورون كه با ظربتي نيك گندالف سفيد را تا ابد بي جسم مي كند!

البته كافي اين هم به ياد بياريم كه گندالف حتي از نگاه كردن به حلقه ي سائورون مي ترسيد چه رسد به نبرد با او! اگر گندالف براي نبرد با سائورون در دوران دوم فرستاده شده بود ,با بلاهتش پيروزي ايسيلدور را به شكست پيوند مي داد البته اگر در آن حال ايسيلدوري پيروز مي شد !

هيچ كس نمي تونه دليلي بياره كه سائورون بعد از ملكور برترين مخلوق ارو نبوده است(اگذر كسي مي تونه بياره تامن هم خوشحال بشم) حالا هي من بگم يا شما بگيد!

ببخشید گندالف به خاطر این حلقه رو لمس نمیکرد که خود مثل سائورون تبدیل به اذباب تاریکی دیگری نشود ،نه اینکه از حلقه بترسه،همونطور که یک بار هم تازه در زمانی که خاکستری بود به استحکامات دول گولدور نفوذ کرد و آخر هم سالم بیرون اومد.

در ضمن خود گندالف در کتاب 2 میگه که من مطمئن نیستم که هنوز قدرت روبارویی با او را داشته باشم.

ساورون هم بدون خادمانش وحتی با آن 9 تن قدرت زیادی نداشتن وقتی آراگورن تک تکاوری تنها در شب و صحرا 3 تن از آنها را که پادشاه جادوگ آنگمار نیز بین آنها بود شکست میدهد فکر نمیکنم که بتوان تصور کرد که سائورون وآن 9 تن بتئانند در مقابل تنی چند از نجیب زادگان الف (یا حتی دونه داین به اضافه گندالف )مقاومت کنند.

به نظر من فقط برتری سائورون در کم بودن تعداد دشمنان وزیاد بودن تعداد سپاهیانش است.

با کمی دقت میبینم هر اورکی که از پیت در میاد بعد از زمان کوتاهی آ,ماده جنگ میشود،اما برای یک انسان یا الف باید سالها صبر کرده تا آنها آماده جنگ شوند

ببخشید گندالف به خاطر این حلقه رو لمس نمیکرد که خود مثل سائورون تبدیل به اذباب تاریکی دیگری نشود ،نه اینکه از حلقه بترسه،همونطور که یک بار هم تازه در زمانی که خاکستری بود به استحکامات دول گولدور نفوذ کرد و آخر هم سالم بیرون اومد.

در ضمن خود گندالف در کتاب 2 میگه که من مطمئن نیستم که هنوز قدرت روبارویی با او را داشته باشم.

ساورون هم بدون خادمانش وحتی با آن 9 تن قدرت زیادی نداشتن وقتی آراگورن تک تکاوری تنها در شب و صحرا 3 تن از آنها را که پادشاه جادوگ آنگمار نیز بین آنها بود شکست میدهد فکر نمیکنم که بتوان تصور کرد که سائورون وآن 9 تن بتئانند در مقابل تنی چند از نجیب زادگان الف (یا حتی دونه داین به اضافه گندالف )مقاومت کنند.

به نظر من فقط برتری سائورون در کم بودن تعداد دشمنان وزیاد بودن تعداد سپاهیانش است.

با کمی دقت میبینم هر اورکی که از پیت در میاد بعد از زمان کوتاهی آ,ماده جنگ میشود،اما برای یک انسان یا الف باید سالها صبر کرده تا آنها آماده جنگ شوند

خوب گندالف به هيچ وجه نمي تونست به ارباب تاريكي تبديل شود , اگر از حلقه استفاده مي كرد پليد و قذرتمند مي شد ولي حلقه به اربابش خيانت مي كرد!!!!! و به ارباب حقيقي اش باز مي گشت! گندالف سارومان را از استفاده و بدست اوردن اون بر حزر مي كنه و مي گه فقط يك ارباب حلقه وجود داره!

حال بحث تجربه و علم سائورون در طول ساليان است !سالياني كه گندالف در والينور بوده! وسائورون در حال نبرد در بليرياند! گندالف از ويتچ كينگ دشمني همسنگ با خودش حرف مي زنه! در حالي كه سائورون ارباب شاه جادوپيشه است! سائورون علمي بسيار بيشتر از ساير مايار داشته! چرا كه از خادمان آئوله و ملكور بوده! آيا كسي در سرزمين ميانه مي تونست باد را كنترل كند و ابري راه بيندازد (از اتش كوه سرنوشت) كه جهان را سياه كند؟ كسي مي تونست اون همه اورك و انسان را تحت فرمان خودش در بياره؟؟؟ طوري مي گي خادمانش زياد بودند انگار اون پشت يه كامپيوتر نشسته بوده و رمز تقلب وارد مي كرده! هدايت اون همه اورك و آدم خيانت كار آسونه؟ ساختان تسليحاتي جنگي در موردور به نظر شما ساده است؟ آيا سائورون نبود كه حلقه ها را ساخت؟( كاري كه سارومان با علم بيشتر از گندالف قادر به آن نبود) ! آيا سائورون نبود كه با اراده اش پلانتير ها را كنترل مي كرد ( پلانتيري كه سارومان با نگاه در آن عقل از سرش پريد)( پلانتيري كه دنه تور را ديوانه كرد) و از همه مهمتر گندالف اراده ي نگاه در آن را نداشت! كاري كه آراگورن با زجر انجام داد!

سائورون را يك فرد در نظر بگير نه با سپاهيانش! در اين حال مي بيني كه كسي ياراي مقابله با او را ندارد ؟ كه اگر داشت اين همه مردم سرزمين ميانه كشته نمي شدند! مگر گندالف دائم نمي گفت كه در نبرد مقابل سائورون تنها اميدي ابلهانه وجود دارد؟؟؟؟؟؟!!!!

و باز هم میشه به مساله ی گیل گالاد اشاره کرد! شما توی سرزمین میانه نجیب زاده ی الفی قوی تر از اون میشناسین؟ تنی چند از نجیب زادگان الف؟ راستی! یکی یکی بیاین جلو!

آناتار عزیز , به نظر میاد سعی می کنید هرطور شده از سائورون و ملکور حمایت کنید و حتی دلایل منطقی دیگران را با بحثهای افلاطونی در این راستا رد می نمایید.

در مورد تجربه و علم سائورون سخن می گویید و اینکه آن وقت که سائورون در نبرد بلریاند بوده, گندالف در والینور به سر می برده!

افتخار نیست که سائورون در حال نبرد بود, چرا که در همین حال گندالف از آغاز در حال آموزش دیدن از والار مختلف بوده, آن هم از چه کسانی؟ گندالف از مردم من وه و واردا بوده, شاه و شهبانوی آردا! میدانیم که من وه قدرتمندترین در آردا بود و برادر ملکور!! از آن سو, او نزد والار مختلف بارها آموزش دید , و حتی زمانی نیز در خدمت نیه نا بود.

می گویی سائورون از سایر مایار علمی بسیار بیشتر داشته؟ می توانم برایت جمله خود سیلماریلیون را بیاورم که تالکین می گوید :

Wisest among the Maiar is Olorin ....

تالکین هم گفته است که خردمندترین مایار اولورین-گندالف بوده, و خرد به چیست؟ علم و دانش و تجربه!

سائورون می تواند باد را کنترل کند!؟ این حرف را بر چه اساسی می زنی؟ جز من وه, ارباب باد و هوای آردا کسی یارای این کار را ندارد!

می گوید کسی قدرت تحت فرمان در آوردن اورک ها و انسان ها را جز سائورون نداشت! خب باید بگویم که تحت فرمان داشتن اورک ها کاری نداشت! چون آنها خود جزو سپاه و موجودات تاریکی بودند و از ابتدا, برای خدمت به تاریکی توسط ملکور شکنجه دیدند, جز این است؟!؟! انسان ها نیز همینطور, چرا که به گفته تالکین, دل انسان ها ضعیف بود و سریعا در دام تاریکی می افتاد, و گردآوردن انسان ها برای سائورون کاری نداشت وقتی که توانسته بود چندین تن از پادشاهان بزرگ آدمیان را با 9 حلقه فریب دهد! دیگر چه برسد به آدمیان مفلوک و فریب خورده شرق که برای ذره ای ناچیز تن به بندگی می دادند!

می گویی ساخت تسلیحات جنگی در موردور ساده نبود؟ قبول دارم که ساده نیست, اما طوری می گویی انگار سائورون نشسته آنها را با زحمت خویش ساخته! او هزاران هزار اورک در خدمت خویش داشت, ثمرات ملکور, که آنجا برای او خدمت می کردند و شبانه روز می ساختند.

ساخت حلقه ها, همانطور که پیش از این بارها بحث شده, ترکیبی از دانش سائورون با الفها بود! تنها حلقه یگانه را خود او ساخت! و, زان سبب که از مردمان آئوله حلقه ساز بود, و پیش او این دانش را بسیار فرا گرفت , در آن توانا شده بود. اینکه در یک چیز مدید تحقیق کنی و تخصص یابی بهتر است یا اینکه از چیزهایی بسیار تخصص داشته باشی؟ سارومان یا گندالف نیازی به این دانش نداشتند, و تنها سارومان پس از آمدن به سرزمین میانه, نیازش به این دانش در دلش افتاد و از آن زمان شروع به آموختن کرد, آن هم نه پیش آئوله, بلکه از آنچه در یادش بود از او!!!! آن هم برای زمانی که در قیاس با شاگردی سائورون در نزد ملکور زمانی بس کم است!

کنترل پلانتیر؟ خوب است که حدااقل تایید می کنی آراگون توانست به پلانتیری بنگرد! آن هم یک انسان در مقایسه با سائورون! نگاه نکردن گندالف به آن از روی هراس نبود!!! او نمیخواست دشمن جایگاه ایشان را بفهمد یا از اندیشه او و در نتیجه نقشه هایشان باخبر گردد! جز این است؟؟ این کار او از روی نیک اندیشی اش بود!

سائروون را یک فرد در نظر گرفتم! چرا میگویی کسی یارای مقابله با او را ندارد؟! مثلا در مقابل برن و لوتین و هوآن!؟ جز وقتی که حلقه در دست داشته و تنها بوده, چه کسی یارای مقابله با او را نداشته؟ آن وقت که حلقه نداشته, یا با سپاهیانش بوده, و یا در قالبی خردمند و زیبا در میامده تا فریب دهد! جز این همواره باخته!! تنها به آن وقتی اشاره می کنم که انگشتش با حلقه توسط یک انسان قطع شد! چه شد؟

میگویی اگر نه این همه مردم کشته نمی شدند!؟ کشتن که کاری ندارد! آن هم به دست این همه سپاه وسیع از اورک های بی رحم و وجدان اش!

در هر حال, حس می کنم حرف هایم بادهواست چرا که باز خواهی آمد و در باب قدرت برتر سائورون و ملکور سخن خواهی راند و دلایل مرا توجیحاتی بی اساس خواهی دانست. دیگر در این باره نظری نمی دهم, کافیست.

خب! , باشه!! من از اين كه بحث افلاطوني راه مي ندازم و دلايل بقيه را رد مي كنم متاسفم! از اين كه از سائورون و ملكور حمايت مي كنم ( البته حمايت نمي كنم و فقط ميگم اون ها برتر بوده اند , همونطوري كه ايلواتار ملكور را برترين آفريد!!) خب به نظرم بايد دلايل غير افلاطوني دوستان عزيزم را قبول كنم!!!!؟؟

خوب آره اگه انجام کارهای پلید بی هیچ حد و مرزی برتری باشه،حتی در زمینه سپاهیانم همونطور که قبلا اشاره کردم ،اورک ها آماده به خدمت بودند اما آدم ها والفها رو باید سالها قبلش پرورش میدادند.در جواب سائورون،زمان مبارزه با گیل گالاد کنار سپاهیان و حلقه دستش بود.

راستش حالا که آرون این پست مشروح رو زد باید بگم که:

از همون موقعی که آناتار در زمینۀ برتری سائورون هل من مبارز می گفت(هماورد می طلبید)، من بد ندیدم که از آرون و یا السار بخواهیم دلیل های خودشون رو که صد البتّه صائب تر از دلایل بقیه هست بیارن؛ منتها قضیه(یعنی این که سائورون کجا و برتری کجا؟) اینقدر واضح بود که روم نشد توی این تاپیک یه همچین درخواستی ازشون بکنم؛ این بود که دنبالۀ بحث رو هم دیگه نگرفتم چون همونطوری که یه بار توی یکی از پست های همین تاپیک هم گفته بودم، این بحث دیگه چیز تازه ای نداشت و بیشتر تبدیل شده بود به یه جور رو کم کنی. البتّه عنوان تاپیک هنوزم جالبه و می تونه بحث های واقعاً جالبی رو توی خودش جا بده. ولی بحث در مورد اینکه مثلاً از میون السار و سائورون و یا گندالف و سائورون کدومشون برنده میشن خیلی مفید نیست چون نتیجۀ یه همچین نبردی رو هممون می دونیم(همونطور که گفتم یک چیز بدیهیه)؛ ولی هستن مواردی که می تونن بحث برانگیز باشن. مثلاً یه بحثی یه بار تو سایت آکادمی فانتزی شروع شده بود با این مضمون که اگه نبردی بین پادشاه نزگول و گندالف در بگیره چی میشه. علّت شروع بحث هم اون بخش از نسخۀ اکستندد فیلم بود که گندالف به همراه پیپین سوار بر اسب با شاه نزگول روبرو میشن و عصای گندالف میشکنه(توی کتاب که همچین چیزی نبود چون به محض روبرو شدن گندالف با شاه نزگول و اونهم دم دروازۀ در هم شکستۀ شهر، سپیده سر می زنه و صدای شاخ روهانی ها بلند میشه و کار به رویارویی نمی رسه).

من دیدم که بچّه های کوچیک از بزرگتراشون یه سئوالایی می پرسن از این باب که مثلاً اگه فلان حیوون با یه حیوون دیگه مثلاً شیر با ببر بجنگند کدومشون پیروز میشن. این تاپیک ما هم اگه قراره چیز جالبی از توش در بیاد بهتره سر بدیهیات بحث نکنه و مسائل واقعاً بحث انگیز رو دنبال کنه.

اتفاقا یه برنامه میدیدم نبرد نمیدونم چی چی یه چند قسمت از مستند پنج بهش اختصاص داده شده بود! خیلی جالب بود . نبر شیر دریایی و خرص قطبی .. نبر شیر با ببر . نبرد کوسه با کروکودیل ... . ولی اگه شخصیت ها از جاهای مختلف باشند جذاب تر و جالب تره ... .

از نظر من گندالف ائووین رو از پا در میاره همنطور که آرون عزیز اشاره کرد 24 ساعته تحت تعلیم بوده . دامبلدور با قدرت جادوییش آراگورن رو از پا در میاره

میمونه سائورون با ولدومورت که جفتشون قدرتشون خیلی زیاده و هر دو جسم فیزیکی ندارن ولی به نظر من ولدمورت چونکه یه عالمه ورد بلده

از این بین من رو سائورون خیلی حساب باز میکنم،خیلی خفنه.ولی سرانجام باید ادم خوبا برنده شن چون اونا روحشون وسیعتر از بداست.اگه سائورون بچه ی خوبی میموند،من خودم شخصا بچه های محل رو جمع میکردم میرفتم کمکش

آناتار عزیز , به نظر میاد سعی می کنید هرطور شده از سائورون و ملکور حمایت کنید و حتی دلایل منطقی دیگران را با بحثهای افلاطونی در این راستا رد می نمایید.

در مورد تجربه و علم سائورون سخن می گویید و اینکه آن وقت که سائورون در نبرد بلریاند بوده, گندالف در والینور به سر می برده!

افتخار نیست که سائورون در حال نبرد بود, چرا که در همین حال گندالف از آغاز در حال آموزش دیدن از والار مختلف بوده, آن هم از چه کسانی؟ گندالف از مردم من وه و واردا بوده, شاه و شهبانوی آردا! میدانیم که من وه قدرتمندترین در آردا بود و برادر ملکور!! از آن سو, او نزد والار مختلف بارها آموزش دید , و حتی زمانی نیز در خدمت نیه نا بود.

می گویی سائورون از سایر مایار علمی بسیار بیشتر داشته؟ می توانم برایت جمله خود سیلماریلیون را بیاورم که تالکین می گوید :

Wisest among the Maiar is Olorin ....

تالکین هم گفته است که خردمندترین مایار اولورین-گندالف بوده, و خرد به چیست؟ علم و دانش و تجربه!

سائورون می تواند باد را کنترل کند!؟ این حرف را بر چه اساسی می زنی؟ جز من وه, ارباب باد و هوای آردا کسی یارای این کار را ندارد!

می گوید کسی قدرت تحت فرمان در آوردن اورک ها و انسان ها را جز سائورون نداشت! خب باید بگویم که تحت فرمان داشتن اورک ها کاری نداشت! چون آنها خود جزو سپاه و موجودات تاریکی بودند و از ابتدا, برای خدمت به تاریکی توسط ملکور شکنجه دیدند, جز این است؟!؟! انسان ها نیز همینطور, چرا که به گفته تالکین, دل انسان ها ضعیف بود و سریعا در دام تاریکی می افتاد, و گردآوردن انسان ها برای سائورون کاری نداشت وقتی که توانسته بود چندین تن از پادشاهان بزرگ آدمیان را با 9 حلقه فریب دهد! دیگر چه برسد به آدمیان مفلوک و فریب خورده شرق که برای ذره ای ناچیز تن به بندگی می دادند!

می گویی ساخت تسلیحات جنگی در موردور ساده نبود؟ قبول دارم که ساده نیست, اما طوری می گویی انگار سائورون نشسته آنها را با زحمت خویش ساخته! او هزاران هزار اورک در خدمت خویش داشت, ثمرات ملکور, که آنجا برای او خدمت می کردند و شبانه روز می ساختند.

ساخت حلقه ها, همانطور که پیش از این بارها بحث شده, ترکیبی از دانش سائورون با الفها بود! تنها حلقه یگانه را خود او ساخت! و, زان سبب که از مردمان آئوله حلقه ساز بود, و پیش او این دانش را بسیار فرا گرفت , در آن توانا شده بود. اینکه در یک چیز مدید تحقیق کنی و تخصص یابی بهتر است یا اینکه از چیزهایی بسیار تخصص داشته باشی؟ سارومان یا گندالف نیازی به این دانش نداشتند, و تنها سارومان پس از آمدن به سرزمین میانه, نیازش به این دانش در دلش افتاد و از آن زمان شروع به آموختن کرد, آن هم نه پیش آئوله, بلکه از آنچه در یادش بود از او!!!! آن هم برای زمانی که در قیاس با شاگردی سائورون در نزد ملکور زمانی بس کم است!

کنترل پلانتیر؟ خوب است که حدااقل تایید می کنی آراگون توانست به پلانتیری بنگرد! آن هم یک انسان در مقایسه با سائورون! نگاه نکردن گندالف به آن از روی هراس نبود!!! او نمیخواست دشمن جایگاه ایشان را بفهمد یا از اندیشه او و در نتیجه نقشه هایشان باخبر گردد! جز این است؟؟ این کار او از روی نیک اندیشی اش بود!

سائروون را یک فرد در نظر گرفتم! چرا میگویی کسی یارای مقابله با او را ندارد؟! مثلا در مقابل برن و لوتین و هوآن!؟ جز وقتی که حلقه در دست داشته و تنها بوده, چه کسی یارای مقابله با او را نداشته؟ آن وقت که حلقه نداشته, یا با سپاهیانش بوده, و یا در قالبی خردمند و زیبا در میامده تا فریب دهد! جز این همواره باخته!! تنها به آن وقتی اشاره می کنم که انگشتش با حلقه توسط یک انسان قطع شد! چه شد؟

میگویی اگر نه این همه مردم کشته نمی شدند!؟ کشتن که کاری ندارد! آن هم به دست این همه سپاه وسیع از اورک های بی رحم و وجدان اش!

در هر حال, حس می کنم حرف هایم بادهواست چرا که باز خواهی آمد و در باب قدرت برتر سائورون و ملکور سخن خواهی راند و دلایل مرا توجیحاتی بی اساس خواهی دانست. دیگر در این باره نظری نمی دهم, کافیست.

1. آرون عزیز! اگر اجازه بدهی، من هم کمی بگویم. نوشتی آدمها چون دلشان ضعیف بوده، پس فروغلتاندشان به تاریکی کاری ندارد. اما دل آدمها ضعیف نیست. دل آدمها دم دمی مزاج است، و لحظه ای اندیش(و با این عمر کوتاه، انتظار دیگری هم نمیشود داشت.) البته این که

تاریکی از این لحاظ میتواند افتخار کند که آنها را اسیر کرده؟ نمیدانم. ولی دسته بندی آدمها شرق و غرب و خون پادشاهی و اینها که دیگر از آن حرفهاست. دیگر توی این دوره و زمانه کی خون درست را قبول میکند؟ فر شاهنشهی دیگر چه صیغه ایست؟

2. دویش بماند برای وقتی که کتک یک را خوردم!

:cry: شرمنده اخلاق ورزشی دوستان! بابا چرا افلاطون علیه الرحمه رو اینجا می زنید:cry:

به قول افلاطون (عالم و آدم به دورش بگردند:grin: ) ای یاران مهربان!

امیدوارم سوتفاهم نشه ولی برخی از بحثهای اینجا یه کم برای من عجیب غریبه! افسانه یک منطقی داره به زبان دقیق بخواهیم بگیم از منطق آزاد تبعیت می کنه. در افسانه ما می توانیم و گاهی می بایست از اسامی و عباراتی استفاده کنیم که هیچ معنا، مصداق یا نمونه عینی، خارجی یا به زبان خودمانی واقعی ندارند. منطق متفاوت، برخورد متفاوت را با اسطوره ایجاب می کند. نوشتن خیلی مشکله ولی بعضی از بحثهای اینجا مثل مباحثات کلامی معتزله-اشاعره و امثال اینها میشه. فکر نمی کنید همه اینها تا حد زیادی تمثیل باشه؟ تمثیلهایی که قراره کارکردهای خاص خودش رو داشته باشه؟ و خود این تمثیل ها برگرفته از صورتهای ذهنی خالق اسطوره (در اینجا تالکین) که البته مثل هر صورت ذهنی دیگه ای محدودیت ها و البته ویژگی های منحصر بفرد و پویای خودش را داره. آیا بنظر شما قوی یا ضعیف بودن همیشه در افسانه نسبی و تابع نتیجه گیری پایانی نیست؟ در چنین شرایطی آیا واقعا پرداختن به اینکه او به عوان نویسنده چه می خوسته بگوید جالب تر نیست؟ البته پاسخ این سوال بدون توجه به ریزه کاری هایی که خصوصا آرون به بحث ها اضافه می کند غیر ممکن است هرچند شاید گاهی لازم باشد همین ریزه کاری ها را در جهت متفاوتی بکار ببریم! در واقع شاید حتی لازم باشد از این نکته هیجان انگیز او چه می خواسته بگوید بگذریم و بخواهیم در این مورد بیندیشیم که من و تو چه می فهمیم. چون شاید تا آنجایی که به زیبایی شناسی مربوط باشد مهمترین بخش مسئله همین باشد. تالکین آنطور که من معمولا او را می فهمم نوعی بازگشت به اندیشه های بنیادی دینی -به معنای عام و خصوصا غیر سامی کلمه- است (هرچند شاید از جهتی بعضا تا حدی بنیادگرایانه) حال اگر این نگاه به نوعی درست باشد،اگر تالکین نوعی تکاپوی مبارزه برای نیکی و حقیقت را به شیوه های مختلف باز می نمایاند، ما از همه این ریزه کاری ها چه می فهمیم؟ به زبان صریح تر ما کجای دنیای خود قرار می گیریم؟... البته این فقط نظر شخصی من است هرچند این را بهترین شیوه برخورد با هر اثر هنری و یا حتی فلسفی یافته ام :smile:

:cry: شرمنده اخلاق ورزشی دوستان! بابا چرا افلاطون علیه الرحمه رو اینجا می زنید:cry:

به قول افلاطون (عالم و آدم به دورش بگردند:grin: ) ای یاران مهربان!

امیدوارم سوتفاهم نشه ولی برخی از بحثهای اینجا یه کم برای من عجیب غریبه! افسانه یک منطقی داره به زبان دقیق بخواهیم بگیم از منطق آزاد تبعیت می کنه. در افسانه ما می توانیم و گاهی می بایست از اسامی و عباراتی استفاده کنیم که هیچ معنا، مصداق یا نمونه عینی، خارجی یا به زبان خودمانی واقعی ندارند. منطق متفاوت، برخورد متفاوت را با اسطوره ایجاب می کند. نوشتن خیلی مشکله ولی بعضی از بحثهای اینجا مثل مباحثات کلامی معتزله-اشاعره و امثال اینها میشه. فکر نمی کنید همه اینها تا حد زیادی تمثیل باشه؟ تمثیلهایی که قراره کارکردهای خاص خودش رو داشته باشه؟ و خود این تمثیل ها برگرفته از صورتهای ذهنی خالق اسطوره (در اینجا تالکین) که البته مثل هر صورت ذهنی دیگه ای محدودیت ها و البته ویژگی های منحصر بفرد و پویای خودش را داره. آیا بنظر شما قوی یا ضعیف بودن همیشه در افسانه نسبی و تابع نتیجه گیری پایانی نیست؟ در چنین شرایطی آیا واقعا پرداختن به اینکه او به عوان نویسنده چه می خوسته بگوید جالب تر نیست؟ البته پاسخ این سوال بدون توجه به ریزه کاری هایی که خصوصا آرون به بحث ها اضافه می کند غیر ممکن است هرچند شاید گاهی لازم باشد همین ریزه کاری ها را در جهت متفاوتی بکار ببریم! در واقع شاید حتی لازم باشد از این نکته هیجان انگیز او چه می خواسته بگوید بگذریم و بخواهیم در این مورد بیندیشیم که من و تو چه می فهمیم. چون شاید تا آنجایی که به زیبایی شناسی مربوط باشد مهمترین بخش مسئله همین باشد. تالکین آنطور که من معمولا او را می فهمم نوعی بازگشت به اندیشه های بنیادی دینی -به معنای عام و خصوصا غیر سامی کلمه- است (هرچند شاید از جهتی بعضا تا حدی بنیادگرایانه) حال اگر این نگاه به نوعی درست باشد،اگر تالکین نوعی تکاپوی مبارزه برای نیکی و حقیقت را به شیوه های مختلف باز می نمایاند، ما از همه این ریزه کاری ها چه می فهمیم؟ به زبان صریح تر ما کجای دنیای خود قرار می گیریم؟... البته این فقط نظر شخصی من است هرچند این را بهترین شیوه برخورد با هر اثر هنری و یا حتی فلسفی یافته ام :smile:

قربان دهانت بروم سوکلماه جان، مگر حرف شما را قبول کنند. این حرف به معنای حقیق حرف حساب بود. (گیریم بعضی جاهایش ، از قبیل این که ادراک ما کمتر از آنچه او میخواسته بگوید اهمیت دارد را قبول ندارم) . ولی این حرف غیر قابل انکار است که کل قضیه تمثیل است و تمثیل بافی. اصلا حرف من و تو و اینها نیست. حرف همان چیزی است که طرف میخواسته بگوید، و ما را دور افسانه دارد میچرخاند تا آخر سر سرمان گیج برود... تمام.

شما میدونین که سائورون یکی از مایار هاست ( مثل ملیان ) که قدرت زیادی داره وتوی جادوگری تکه ( مقام دومو Witch-King داره)

پس می تونه تمام موجوداتو شکست بده و هیچی جلودارش نیست ( بجز والار و خود ارو و استادش ملکور )

نه!

دامبلدور خیلی قویتره!

من میگم اول دامبلدور میشه، بعد ملکور ، بعد ولدمورت و ....

آخه دامبلدور به اشیاه بیجان با جادو قدرت و جان میبخشه.....( هری پاتر و محفل ققنوس ، فصل : تنها کسی که از او میترسد) :D

محتوای این پست و سایر پست های این کاربر به علت توهین به کاربران و دربرداشتن الفاظ نامناسب و غیراخلاقی حذف شد.

خداییش یکی از خنده دار ترین تاپیک هایی بود که تو عمرم دیدم!:دی

عجب نبردی شود این نبرد! =))

خدارو شکر دونستیم تصمیم سائورون برای شکست آراگورن چی بوده: خرد کردن زانوی آراگورن!

نمی دونم چرا حس میکنم بانو آرون اون وسط شده بود مثل معلم بچه ها در مهد کودک =))

بین دامبلدور و ولدمورت ، دامبلدور.

بین گندالف و سائرون ،سائرون.

بین

آراگورن و ائومر ،

آراگورن.

اگر بین آراگورت و گتدالف و ولدمورت با سائورون و ائومر و دامبلدور جنگ بشه، کی برنده می شود؟

یقینا گروه اول. طبیعتا تو این گروه ها دامبلدور و ولد مورت با هم می جنگن و درسته که دامبلدور از ولدمورت قوی تره اما نبردشون طول می کشه و این مدت کافیه که آراگورن و گندالف ائومر رو بکشن. سائورون هم که جسم نداره و عملا کاری نمی کنه. برای همین بعدش این دو تا با ولدموردت می رن سراغ دامبلدو و دامبلدور حریف هر سه تا نمی شه.

اصلا فلسفه وجود اینجور تاپیک هایی رو درک نمیکنم

جنگ بین دامبلدور و ولدومورت چه ربطی به آردا داره ؟چه ربطی مثلا به کشمکش سائورون و گندالف داره؟

مگه در آردا قرار نبوده که گندالف با سائورون مستقیم درگیر نشه پس مثلا طرح این موضوع چه اهمیتی داره؟

چرا مثلا آراگورن باید با ائومر بجنگه؟

از تیم مدیریت انتظار میره که بعضی از تاپیک های قدیمی که نه اطلاعاتی در مورد آردا و نه بقیه دنیای فانتزی رو به خواننده منتقل میکنه و کارایی لازم رو نداره و صرفا از باب تفریح و سرگرمی بوجود اومده رو حذف کنه

اصلا فلسفه وجود اینجور تاپیک هایی رو درک نمیکنم

جنگ بین دامبلدور و ولدومورت چه ربطی به آردا داره ؟چه ربطی مثلا به کشمکش سائورون و گندالف داره؟

مگه در آردا قرار نبوده که گندالف با سائورون مستقیم درگیر نشه پس مثلا طرح این موضوع چه اهمیتی داره؟

چرا مثلا آراگورن باید با ائومر بجنگه؟

از تیم مدیریت انتظار میره که بعضی از تاپیک های قدیمی که نه اطلاعاتی در مورد آردا و نه بقیه دنیای فانتزی رو به خواننده منتقل میکنه و کارایی لازم رو نداره و صرفا از باب تفریح و سرگرمی بوجود اومده رو حذف کنه

تاپیک رو به تالار "سرزمین میانه" که مخصوص فن فیکشن هست منتقل کردم.

آردا 10 سال قدمت داره. طی این 10 سال هم کاربرها، مدیران و ناظران متفاوت با سلایق متفاوت داشته. الان با وضعیت فعلی ما تاپیکهای اینچنینی رو تایید نمیکنیم اما دلیل نمیشه که بیایم سلیقه فعلی رو روی گذشته فروم هم اعمال کنیم. این تاپیک در زمان اوج هری پاتر و فروکش کردن موج ارباب حلقه ها زده شده بود. شرایط اون زمان جوری بوده که از نظر ناظران وقت ارزش تاپیک شدن رو داشته و کاربران اون موقع هم توش پست گذاشتن. پستهای اونها محترمه و ما نمیایم به دلیل اینکه الان چنین موضوعاتی رو نمیپسندیم بزنیم و همه اونها رو پاک کنیم. اینها یادگاری های اعضا هستند. نهایت کاری که میشه باهاشون کرد اینه که تاپیک رو بست

اگه بازم تاپیکی دیدید که در جای مناسب قرار نداره اونو از طریق فرم گزارش به ما اطلاع بدید.

اگر ائومر سوار بر اسب باشه،مسلما آراگورن رو شكست ميده

اما جادو يه چيز ديگس...!!!! :-bd

به نظر شما اسماگ قدرتمند تره يا سائورون؟ (خيلي دلم ميخواست اسماگ به دولگولدور حمله كنه و با سائورون رو در رو بشه...

به نظر شما اسماگ قدرتمند تره يا سائورون؟ (خيلي دلم ميخواست اسماگ به دولگولدور حمله كنه و با سائورون رو در رو بشه...

صد البته سائرون. سائرون بزرگترین خادم مورگوث بوده. مایا بوده. اسماگ فقط یه اژدهاست با دم آتشین!

آخه سائورون كه نميتونه پرواز كنه...اندازه ي اسماگ جثه نداره و...

بيخيال...

هر چي تو بگي: <_<

خب بارد کماندار هم که نمیتونست پرواز کنه.در ثانی مگه فرم مایایی سائورون رو در برهوت اسماگ ندیدی؟ مگه پرواز نکرد؟

با اون بلایی که سر گندالف خاکستری که یک مایا بود آورد دیگه اسماگ که رقیب چندان سرسختی نیست

سائورون به نظرم زیرک ترین و حیله گر ترین شخصیت آرداست و اسماگ جز دم آتشینش و زره ناقصش سلاح دیگه ای در مقابل سائورون نداره

اصلا قیاس این دو تا خیلی قیاس مع الفارقیه! چون بالاخره اسماگ هر چقدر هم که قوی باشه بازم مردنیه ولی سائورون نامیرا ست!

اما کلا در دنیای تالکین هر چیزی یه هماوردی داره مثلا همین سائورون در مقابل ایسیلدور به نوعی شکست خورد!

اصلا قیاس این دو تا خیلی قیاس مع الفارقیه! چون بالاخره اسماگ هر چقدر هم که قوی باشه بازم مردنیه ولی سائورون نامیرا ست!

اما کلا در دنیای تالکین هر چیزی یه هماوردی داره مثلا همین سائورون در مقابل ایسیلدور به نوعی شکست خورد!

این نوع شکست خوردن و اینا فرق میکنه خب...

اما بهر حال به قول شما مقایسه ی این دوتا انگار توهین به سائرونه<_<

اسماگ با اون بزرگی و قدرتش اما تنها بود. کمک دستی نداشت. اما سائورن اون همه خادم داشت. و همین قدرت زیادشو میرسونه. که یکی بتونه این همه نیرو جمع کنه. سائرون هم زبون و فکر حیله گر و مکاری داره و هم دستاش خیلی قوی هستن. یعنی هم قدرت معنوی و مغزی داره و هم قدرت مادی.

اصلـا هزاران دلیل میشه برای خوفناک تر بودن سائرون ردیف کرد.

آتش اسماگ قدرت نابود كردن حلقه را داشت...پس حتما قدرت صدمه زدن به سائورون رو هم داره

فارازون:پرواز كرد...؟! من كه نديدم

مگه گفتگوی سائورون با آزوگ هتاک رو ندیدی ؟اون موقع سائورون پاهاش رو زمین بود یا مثل روح سرگردان تو هوا معلق بود؟

و یا در نبرد با گندالف ،که باز همین حالت تکرار شد

آتش اسماگ قدرت نابود كردن حلقه را داشت...پس حتما قدرت صدمه زدن به سائورون رو هم داره

کی گفته همچین چیزی رو!؟

گندالف تو یاران حلقه می گه از میان همه اژدهایان آتش آنکلاگون سیاه از همه داغ تر بود اما اون هم نمی تونست به حلقه یگانه آسیب برسونه! اسماگ که در مقابل آنکلاگون یه جور شوخیه!

آتش اسماگ قدرت نابود كردن حلقه را داشت...پس حتما قدرت صدمه زدن به سائورون رو هم داره

فارازون:پرواز كرد...؟! من كه نديدم

البته من اطلاعاتم بروز نیست و خیلی جزییاتو فراموش کردم

ولی فکر کنم اینو یه بار شنیدم که حلقه در اون جایی نابود میشه که ساخته شده یعنی کوه هلاکت

الان یاران حلقه رو دیدم که لرد الروند گفت:

اون حلقه در آتش کوه نابودی ساخته شده و فقط در اونجا از بین میره

اكه يادتون باشه در قسمت اول ارباب حلقه ها گندالف به فرودو گفت: حلقه با آتش اژدها نابود ميشه اما...ديگه اژدهايي رو زمين وجود نداره.پس...تنها راه نابودي حلقه همون جاييه كه درش ساخته شده.

اكه يادتون باشه در قسمت اول ارباب حلقه ها گندالف به فرودو گفت: حلقه با آتش اژدها نابود ميشه اما...ديگه اژدهايي رو زمين وجود نداره.پس...تنها راه نابودي حلقه همون جاييه كه درش ساخته شده.

سه پست بالاتر رو بخون جواب سوالت اونجاست و گندالف اینو به فرودو گفته

https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=1005&view=findpost&p=49333

اكه يادتون باشه در قسمت اول ارباب حلقه ها گندالف به فرودو گفت: حلقه با آتش اژدها نابود ميشه اما...ديگه اژدهايي رو زمين وجود نداره.پس...تنها راه نابودي حلقه همون جاييه كه درش ساخته شده.

ما داریم راجع به حقایق صحبت می کنیم که فیلم اصلا منبع موثقی براش نیست!

بله؛ما داريم در مورد كتاب صحبت ميكنيم... <_<

اما اگه فيلم نبود،خيلي هامون اصلا با تالكين و آردا آشنا نميشديم

دقیقا حلقه فقط در کوه هلاکت از بین میرفت. بارها به این مطلب در کتاب اشاره شده مخصوصا در 2 جلد اول ارباب. بعدشم از کجا اژدها بیاریم بعد رازیش کنیم بیاد فوت کنه رو حلقه آخه ؟ منم بودم ترجیح میدادم برم کوه هلاکت تا بخوام برم دنبال اژدها .

آره کلا پیتر فکر کنم هویج خیلی دوس داره یا شایدم رسمه از بری که رد بشی یه هویجی آب هویجی چیزی بر بدن بزنی

اگر جنگی میان بالروگ و اسماگ صورت بگیره کدوم دیگری رو میکشه؟

اگر بخوایم منطقی بررسی کنیم با توجه به اونکه بالروگ از مینویان آتشه یعنی قدرت آینور و جنسی از آتش داره، آتش اژدهایی مثل اسماگ نمیتونه زیاد براش چالش برانگیز باشه و نتیجه بنظرم مشخصه.

اگر جنگی میان بالروگ و اسماگ صورت بگیره کدوم دیگری رو میکشه؟

به نظرم بالروگ میکشه چون فک نکنم آتش روش اثر بزاره! بالروگ با تبر/شمشیر نصفش کنه یحتملن!

(چرا جواب میدم نمیدونم :(()

ویرایش: با جناب تور پس رو پس شد :))

خب به نظر میاد که یک مایا (بالروگ) بر اژدها مسلط تره ولی این قضیه در فضای بسته صادقه در فضای باز که اسماگ بی پروا میتونه پرواز کنه بالروگ خیلی در امان نیست اسماگ میتونه با سنگی چیزی بلایی به سرش بیاره!

البته من موندم چرا دو نیروی شر باید بیفتن به جون هم؟:دی

خب من اصولا همچین بحث هایی رو شرکت نمیکنم چون دقیقا نمیشه منطق ثابتی توشون پیدا کرد، اما اندازه ی بالروگ توی فیلم تخیلی هست، باورش نکنید :پی البته اندازه ی اسماگ هم کلی درش سوال هست که یادم نیست بحثش توی تاپیک «اژدهایان» به کجا رسید! درهرحال بالروگی که با هل دادن یه الف (به قولی هل دادن و ضربه زدن با تیزی کلاه خود) از ارتفاع پرت میشه و کشته میشه یا در زیر آب خفه میشه، اونقدر قدرتمند نیست که در برابر اژدهایی با زره نفوذناپذیر مقاومتی از خودش نشون بده از نظر من

شما فقط قدرت اهريمني بالروگ رو در نظر نگيريد! به نظرم بالروگ در مقابل اسماگ محدوديت هايي داره.

اول اينكه كوچك تره

و مهم ترين ضعف بالروگ اينه كه در سايه ها پنهانه. كسي بالروگ رو در روز روشن ديده؟:ديــ «نه»

در مورد قدرت بالروگ و مهیب بودنش تالکین یه تغییراتی رو ایجاد کرده

در زمان مورگوت دو برابر انسان جثه داشتند ولی در زمان جنگ حلقه به مراتب بزرگتر و مهیب تر بودن

شما فقط قدرت اهريمني بالروگ رو در نظر نگيريد! به نظرم بالروگ در مقابل اسماگ محدوديت هايي داره.

اول اينكه كوچك تره

و مهم ترين ضعف بالروگ اينه كه در سايه ها پنهانه. كسي بالروگ رو در روز روشن ديده؟:ديــ «نه»

خب منظور شما از بالروگ دقیقا کدومشونه ؟بلای جان دورین یا گوتموگو...؟

خب در مورد بلای جان دورین اون در سایه بودن و گوشه گیری درسته ولی در مورد بقیه شاید خیلی درست نباشه در سایه بودن همیشه از روی ترس نیست

در مورد قدرت بالروگ و مهیب بودنش تالکین یه تغییراتی رو ایجاد کرده

در زمان مورگوت دو برابر انسان جثه داشتند ولی در زمان جنگ حلقه به مراتب بزرگتر و مهیب تر بودن

خب منظور شما از بالروگ دقیقا کدومشونه ؟بلای جان دورین یا گوتموگو...؟

خب در مورد بلای جان دورین اون در سایه بودن و گوشه گیری درسته ولی در مورد بقیه شاید خیلی درست نباشه در سایه بودن همیشه از روی ترس نیست

بلاي جان دورين منظورم بود:))

حالا فكرشو بكن!يه موجودي كه به گفته ي گندالف از سايه و آتش تشكيل شده،زير نور خورشيد(در روشنايي) ظاهر بشه

زياد منطقي نيست سايه در روشنايي تناقض علمي-ادبي داره:((

به نظرم قدرت موجودات آردا صرفا به نژادشون بستگی نداره.جدا از موقعیتی که ممکنه پیش بیاد نمیشه گفت هر مایا ای از هر اژدهایی قویتره.مگه ندیدین اونگولیانت نزدیک بود چه بلایی سر ملکور بیاره در حالی که بعد از اون از دست شلاق های بالروگ ها فرار کرد.همون جوری که الف ها و انسان ها با همدیگه فرق داشتن تو بقیه نژادها هم تفاوت وجود داشته.بعید میدونم یه بالروگ بتونه حریف آنکالاگون بشه! کافیه دمش رو بذاره روی بالروگ تا له بشه:دی (بالروگ توی فیلم خیلی بزرگتر از اندازه واقعی بالروگ بود) در واقع فقط بخشی از قدرتی که مایار دارن نمود فیزیکی داره.

پ.ن: این نمایه ها هم نمیذاره آدم درست و حسابی پست بذاره.مثلا پست من قرار بود بعد از پست جناب تور باشه :((

بلاي جان دورين منظورم بود :))

حالا فكرشو بكن!يه موجودي كه به گفته ي گندالف از سايه و آتش تشكيل شده،زير نور خورشيد(در روشنايي) ظاهر بشه

زياد منطقي نيست سايه در روشنايي تناقض علمي-ادبي داره :((

خب اینم از مغز پویا و جستجوگر خوانندگان کتابه که دنبال این سوالات میره یادمه در سینما تقابل فردی علیه جیسون و همچنین بیگانه علیه غارتگر رو داشتیم که قرار بود دنباله ای با نام بیگانه علیه غاترگر علیه شلوب هم داشته باشیم!( موندم چطور میخواستن حیوان شکارچی و دنیای بیگانه رو به لوتر ربط بدن!:دی ) همون بهتر که کار سامان نگرفت

خب دوران اول رو هم در نظر بگیر که بالروگ ها در محیط باز بودن،جنگ هم کردن و این نور خورشید اثر زیادی رو اونا نداشته

به نظرم قدرت موجودات آردا صرفا به نژادشون بستگی نداره.جدا از موقعیتی که ممکنه پیش بیاد نمیشه گفت هر مایا ای از هر اژدهایی قویتره.مگه ندیدن اونگولیانت نزدیک بود چه بلایی سر ملکور بیاره در حالی که از دست شلاق های بالروگ ها فرار کرد.همون جوری که الف ها و انسان ها با همدیگه فرق داشتن تو بقیه نژادها هم تفاوت وجود داشته.بعید میدونم یه بالروگ بتونه حریف آنکالاگون بشه! کافیه دمش رو بذاره روی بالروگ تا له بشه:دی (بالروگ توی فیلم خیلی بزرگتر از اندازه واقعی بالروگ بود) در واقع فقط بخشی از قدرتی که مایار دارن نمود فیزیکی داره.

بله بستگی داره به اون موجود از نژادش

مثلا تفاوت بین گوتموگ و بلای جان دورین هست وهمچنین اسماگ و آنکالاگون که اسماگ جلوش مثل جوجه بوده:دی

اینجا مقایسه بین اسماگ و بلای جان دورینه

من گفتم آتش بر بالروگ اثر کمی داره چون خودش از آتشه، روحش از آتشه. و این محدودیت رو برای اسماگ میاره که نتونه تو آسمون بچرخه و آتش بریزه باید فرود بیاد و پنجه در پنجه بشه که بنظر من برتری با بالروگه. حالا باز اگر به جای اسماگ گلائرونگ رو میذاشتین یه چیزی...

اصلا پناه گرفتن بلای جان دورین در مغاک های موریا ربطی به ترسش از نور خورشید نداره!

گلائرونگ که دیگه بدتر نه بال داشته و نه مثل اسماگ زره پوش بوده( اینو دقیق یادم نیست)

در ضمن اون شلاق بالروگ به اسماگ کارگر نیست یحمتل باید نیزه یا زوبین به دست بگیره برای کشتن اسماگ!:دی

اينطور كه جناب تور ميگن،اگه با برف و يخ به مبارزه ي بالروگ بريم پيروزي از آن ماست :(( !

اينطور كه جناب تور ميگن،اگه با برف و يخ به مبارزه ي بالروگ بريم پيروزي از آن ماست :(( !

خب در مبارزه بین گوتموگ و اکتلیون که این اتفاق افتاد و گوتموگ با افتادن در رودخانه کارش به پایان رسید!

تا اونجا که میدونم تبر هم داشته انگار علاوه بر تازیانه :دی

گلاروگ هم زره پوش بود . همونطور که برا اولین بار از آنگباند زد بیرون گفته شده هنوز زرهش کامل نبود و آزدها بالغ نبود. پس زرهی داشته

مطمعنا آتش به هیچ وجه بالروگ رو نمیتونه آسیب بزنه چون مینوی آتشه و میدونیم که آتش روشون تاثیری نداره (مثل خورشید!)

پس باید فیزیکی بجنگن که به نظرم حتما بالروگ پیروز خواهد بود

به نظر من توی نبرد فیزیکی یه چیز رو در نظر نگرفتیم. جثه و زور موجودات رو . اسماگ میتونه بالروگ رو پرت کنه هر سمتی که بخواد. حتی اگر نسوزه بدنش اون رو بلند کنه و ببره و بندازه توی رود یا دریا.

در مورد قدرت بالروگ و مهیب بودنش تالکین یه تغییراتی رو ایجاد کرده

در زمان مورگوت دو برابر انسان جثه داشتند ولی در زمان جنگ حلقه به مراتب بزرگتر و مهیب تر بودن

درسته، تالکین تغییرات رو ایجاد کرده نسبت به تفکر اولیه اش اما این تغییرات در سیلماریلیون اعمال شدن، وگرنه اگه اعمال نشده بود، الان تور باید 5تا بالروگ رو کشته بود و اکتلیون هم 3تا رو! جسه و اندازه ی اون بالروگی که بلای جان دورین میخونیمش تفاوتی با دیگر بالروگ های دوران اول نداره (گوتموگ رو حالا نمیگم چون ارشد بالروگ ها بوده یحتمل بزرگترین هم بوده).

خب در مبارزه بین گوتموگ و اکتلیون که این اتفاق افتاد و گوتموگ با افتادن در رودخانه کارش به پایان رسید!

اگه درست یادم باشه، لفظ غرق شدن براش به کار گرفته شده بود تا خاموش شدن آتیش! به هرحال بالروگ ها نسبت به ضربه ها آسیب پذیر بودن (مثل سقوط یک بالروگ با گلورفیندل) و اسماگ میتونه مثلا گاز بزنه بالروگ رو؟ :دیــ

بعد از این همه بی بحثی در انجمن چه بحثی واقعا راه افتاده :((

مورگوت میدونیم چه قدر بزرگ بوده

پتکش رو زمین چاله ایجاد کرد اندازه من!

خب!؟

اونگولیانت هم میدونیم که هنگام فرار از والینور واقعا بزرگ و موحش بود

وقتی هم که جواهراتو میخوره بازم بزرگ تر و موحش تر میشه در حدی که مورگوث جلوش کوچیک میشه :))

حالا بالروگ اگه اینجوری که میگین کوچیک باشه چطور میزنه اونگولیانتو فراری میده!؟

چند جا مگه درباره بالروگ ها تو سیل چیزی داریم!؟!؟

تو فصل دوم هم اومده که بزرگ ترین این ها (یعنی طرف مورگوث!!) بالروگ ها هستن ...

چرا نگفته اژدهایان هستن!؟

به نظرم شما زیادی بالروگ رو کوچیک کردین!

سیکرت ویزارد: در مورد بلای جان دورین و ترس از آفتاب: علت اینکه بلای جان دورین به خودشو پنهان کرد این بود که در دوران اول و در جنگ خشم اکثر بالروگ ها کشته شدند و اگه بلای جان دورین هم میموند یحتمل همین سرنوشت در انتظارش بود پس با زیرکی پنهان شد

درسته، تالکین تغییرات رو ایجاد کرده نسبت به تفکر اولیه اش اما این تغییرات در سیلماریلیون اعمال شدن، وگرنه اگه اعمال نشده بود، الان تور باید 5تا بالروگ رو کشته بود و اکتلیون هم 3تا رو! جسه و اندازه ی اون بالروگی که بلای جان دورین میخونیمش تفاوتی با دیگر بالروگ های دوران اول نداره (گوتموگ رو حالا نمیگم چون ارشد بالروگ ها بوده یحتمل بزرگترین هم بوده).

تاکید بر روی گوتموگ هست در صحبت هام

نکته ی بعدی به نظرم زوال تدریجی مایار یا والار در سرزمین میانی هست اینکه کالبد اونا کم کم بعد از موندن در سرزمین میانی ضعیف میشه برای ملکور این صادقه و برای بالروگ ها هم میتونه صادق باشه

جدای از این با توجه به توصیف تالکین بالروگ ها ،بالروگ ها خیلی باید در دوران اول و قبلش مخوف می بودند تا بتونند ملکور رو از دستان آنگولیانت در بیارن

اگه درست یادم باشه، لفظ غرق شدن براش به کار گرفته شده بود تا خاموش شدن آتیش! به هرحال بالروگ ها نسبت به ضربه ها آسیب پذیر بودن (مثل سقوط یک بالروگ با گلورفیندل) و اسماگ میتونه مثلا گاز بزنه بالروگ رو؟ :دیــ

این دو با هم در تضاد نیستند نکته اتکای بالروگ بر آتش هست و آب و آتش هم متضاد هم و همچنین ممکنه غرق هم شده باشه

اسماگ میتونه گاز بزنه و آنکالاگون میتونه با پاهاش لهشون کنه!!

درسته، تالکین تغییرات رو ایجاد کرده نسبت به تفکر اولیه اش اما این تغییرات در سیلماریلیون اعمال شدن، وگرنه اگه اعمال نشده بود، الان تور باید 5تا بالروگ رو کشته بود و اکتلیون هم 3تا رو! جسه و اندازه ی اون بالروگی که بلای جان دورین میخونیمش تفاوتی با دیگر بالروگ های دوران اول نداره (گوتموگ رو حالا نمیگم چون ارشد بالروگ ها بوده یحتمل بزرگترین هم بوده).

این فرمول پنج و سه تا از کجا اومد؟:دی .تصاعده؟

اینجا برو جالبه نوشته تور در سقوط گاندولین 5 تا رو کشته:دی

http://wiki.valimar....%B1%D9%88%DA%AF

بعد از این همه بی بحثی در انجمن چه بحثی واقعا را افتاده :((

مورگوت میدونیم چه قدر بزرگ بوده

پتکش رو زمین چاله ایجاد کرد اندازه من!

خوب!؟

اونگولیانت هم میدونیم که هنگام فرار از والینور واقعا بزرگ و موهش بود

وقتی هم که جواهراتو میخوره بازم بزرگ تر و موهش تر میشه در حدی که مورگوث جلوش کوچیک میشه :))

حالا بالروگ اگه اینجوری که میگین کوچیک باشه چطور میزنه اونگولیانتو فراری میده!؟

چند جا مگه درباره بالروگ ها تو سیل چیزی داریم!؟!؟

تو فصل دوم هم اومده که بزرگ ترین این ها (ینی طرف مورگوث!!) بالروگ ها هستن ...

چرا نگفته اژدهایان هستن!؟

ب نظرم شما زیادی بالروگ رو کوچیک کردین!

نوبل لرد مطمئنی سیل رو درست یادته؟! تو فصل دوم هنوز هیچ اژدهایی به وجود نیومده بود که بخواد ازشون نام برده بشه! ملکور اژدهایان رو خیلی بعدتر ساخت، و اولیشون که گلائرونگ باشه اولین بار تو داگور براگولاخ رویت شد!

بعدشم لزوما اینجا بزرگ ترین به معنی گنده ترین از لحاظ جثه نیست!

نوبل لرد مطمئنی سیل رو درست یادته؟! تو فصل دوم هنوز هیچ ازدهایی به وجود نیومده بود که بخواد ازشون نام برده بشه! ملکور اژدهایان رو خیلی بعدتر ساخت، و اولیشون که گلائرونگ باشه اولین بار تو داگور براگولاخ رویت شد!

بعدشم لزوما اینجا بزرگ ترین به معنی گنده ترین از لحاظ جثه نیست!

بزرگترین ولی میشه دهشتناک و قدرتمند باشه

هرچی جثش بزرگ باشه قدرتمند نیست

قدرت اژدها به آتیششه

اون وقت یعنی فصل دوم الروند به دنیا اومده بود که و دربارش حرف زده!؟ چه ربطی داشت به حرف من!؟!

بزرگترین ولی میشه دهشتناک و قدرتمند باشه

هرچی جسش بزرگ باشه قدرتمند نیس

قدرت اژدها به اتیششه

اون وقت ینی فصل دوم الروند به دنیا اومده بود که وربارش حرف زده!؟ چه ربطی داشت به حرف من!؟!

حالت خوبه؟! :دی

تو کجای فصل دوم سیل دقیقا درباره الروند حرف زده؟! ربطش به حرف تو این بود که میگی تو فصل دوم سیل گفته بزرگ ترین اطرافیان مورگوت بالروگ ها هستند و نگفته اژدهاها (الان سیل دم دستم نیست ببینم دقیقا چی گفته)، منم میگم اونجا هنوز اژدهایی وجود نداره که بخواد با بالروگ ها مقایسه اش کنه و بگه کدوم قدرتمند تر بودن!

تاکید بر روی گوتموگ هست در صحبت هام

نکته ی بعدی به نظرم زوال تدریجی مایار یا والار در سرزمین میانی هست اینکه کالبد اونا کم کم بعد از موندن در سرزمین میانی ضعیف میشه برای ملکور این صادقه و برای بالروگ ها هم میتونه صادق باشه

جدای از این با توجه به توصیف تالکین بالروگ ها ،بالروگ ها خیلی باید در دوران اول و قبلش مخوف می بودند تا بتونند ملکور رو از دستان آنگولیانت در بیارن

خب زوال تدریجی رو من قبول دارم کاملا، اما اون قسمتی که گفتید بالروگ توی موریا بزرگ تر بوده رو متوجه نشدم :دیــ اون قستی که نقل قول کردم رو بخونید

این فرمول پنج و سه تا از کجا اومد؟:دی .تصاعده؟

اینجا برو جالبه نوشته تور در سقوط گاندولین 5 تا رو کشته:دی

http://wiki.valimar....%B1%D9%88%DA%AF

اینو دیگه به کاربرای قدیمی که نباید بگم :وی کلا ویکی ها چیز معتبری نیستن، مخصوصا وقتی این ویکی ترجمه شده باشه و ممکنه تغییراتی در اثر ترجمه یا کامل نبودن سورس در اون زمان وجود داشته باشه. توی تالکین گیت وی انگلیسی چیز دیگری نوشته شده و دقیقش رو توی جلد دوم تاریخ سرزمین میانه نگاه انداختم. این اعداد برای کشته شدن بالروگ ها مربوط به نسخه ای قدیمی برای سقوط گوندولین هست، توی اون نسخه اکتلیون به جای کشتن گوتموگ، 3 بالروگ رو میکشه. من هنوز هم میگم اندازه ی بالروگی که در سه گانه ی ارباب حلقه حضور داشت تقریبا برابر با بالروگ های دوران اول بود و اندازه ی اون میشه تقریبا 2 برابر قد انسان ها. اگه یه بالروگ بیش از حد بزرگ بود، اکتلیون نمیتونست اون رو هل بده پایین، گلورفیندل هم نمیتونست اینکارو کنه. مثل اینه که بگیم بخوایم با پرتاب یه توپ فوتبال، یه دیوار بزرگ و مستحکم رو بندازیم! خنده داره دیگه... اما اگه اون دیوار رو با مثلا 50تا آجر درست کرده باشی و کوچک تر باشه، خب معلومه با اون توپ میوفته یحتمل!

خب زوال تدریجی رو من قبول دارم کاملا، اما اون قسمتی که گفتید بالروگ توی موریا بزرگ تر بوده رو متوجه نشدم :دیــ اون قستی که نقل قول کردم رو بخونید

اینو دیگه به کاربرای قدیمی که نباید بگم :وی کلا ویکی ها چیز معتبری نیستن، مخصوصا وقتی این ویکی ترجمه شده باشه و ممکنه تغییراتی در اثر ترجمه یا کامل نبودن سورس در اون زمان وجود داشته باشه. توی تالکین گیت وی انگلیسی چیز دیگری نوشته شده و دقیقش رو توی جلد دوم تاریخ سرزمین میانه نگاه انداختم. این اعداد برای کشته شدن بالروگ ها مربوط به نسخه ای قدیمی برای سقوط گوندولین هست، توی اون نسخه اکتلیون به جای کشتن گوتموگ، 3 بالروگ رو میکشه. من هنوز هم میگم اندازه ی بالروگی که در سه گانه ی ارباب حلقه حضور داشت تقریبا برابر با بالروگ های دوران اول بود و اندازه ی اون میشه تقریبا 2 برابر قد انسان ها. اگه یه بالروگ بیش از حد بزرگ بود، اکتلیون نمیتونست اون رو هل بده پایین، گلورفیندل هم نمیتونست اینکارو کنه. مثل اینه که بگیم بخوایم با پرتاب یه توپ فوتبال، یه دیوار بزرگ و مستحکم رو بندازیم! خنده داره دیگه... اما اگه اون دیوار رو با مثلا 50تا آجر درست کرده باشی و کوچک تر باشه، خب معلومه با اون توپ میوفته یحتمل!

اون مناطق کوهستانی بودن شاید بالروگ پاش لیز خورده افتاده زمین! :(( شایدم اون قد بزرگ بوده تو کوره راه جا نشده افتاده پایین :| بالاخره باید همه احتمالارو در نظر بگیریم! اگه اینجوری می بود که میگی گندالف باید در جا میکشتتش نه اینکه خودشم بره کما :))

اسماگ رو میشه با چندتا تیر خاص کشت پس میشه با بالروگ هم کشت

حالت خوبه؟! :دی

تو کجای فصل دوم سیل دقیقا درباره الروند حرف زده؟! ربطش به حرف تو این بود که میگی تو فصل دوم سیل گفته بزرگ ترین اطرافیان مورگوت بالروگ ها هستند و نگفته اژدهاها (الان سیل دم دستم نیست ببینم دقیقا چی گفته)، منم میگم اونجا هنوز اژدهایی وجود نداره که بخواد با بالروگ ها مقایسه اش کنه و بگه کدوم قدرتمند تر بودن!

راستش ... نمیدونم کتابو نگاه کنم میگم .. یحتملن اشتباه می کنم دیگه :|

اون مناطق کوهستانی بودن شاید بالروگ پاش لیز خورده افتاده زمین! :(( شایدم اون قد بزرگ بوده تو کوره راه جا نشده افتاده پایین :| بالاخره باید همه احتمالارو در نظر بگیریم! اگه اینجوری می بود که میگی گندالف باید در جا میکشتتش نه اینکه خودشم بره کما :|

اسماگ رو میشه با چندتا تیر خاص کشت پس میشه با بالروگ هم کشت

گندالف کشته میشه و جسمش رو از دست میده

تیر خاص :)) اینجا شورای خردمندان هست، مباحث فیلم ها جایی در این تالار و در نتیجه تاپیک هاش ندارن. زره اژدها وقتی کامل میشه، نفوذناپذیر هست؛ تیری هم که بارد به طرف اسماگ پرتاب میکنه، یکی تیر معمولی با کمان معمولی بوده و فقط در جایی که زره اسماگ نبوده پرتاب میشه و همین باعث مرگ اسماگ میشه

خب زوال تدریجی رو من قبول دارم کاملا، اما اون قسمتی که گفتید بالروگ توی موریا بزرگ تر بوده رو متوجه نشدم :دیــ اون قستی که نقل قول کردم رو بخونید

من جایی نگفتم که که بزرگ تر بودند بلای جان دورین فقط پنهان شده بود دلیلی برای بزرگتر شدنش نیست .فقط تغییراتی که تالکین روی بالروگ ها انجام داده گفتم اینکه در ابتدا مد نظرش بوده که دوبرابر یک انسان باشند ولی بعدا چه در ویرایش یاران حلقه و چه سیلماریلیون بزرگتر و مخوف ترشون کرده احتمالا اشتباه متوجه صحبتم شدی

خب زوال تدریجی رو من قبول دارم کاملا، اما اون قسمتی که گفتید بالروگ توی موریا بزرگ تر بوده رو متوجه نشدم :دیــ اون قستی که نقل قول کردم رو بخونید

اینو دیگه به کاربرای قدیمی که نباید بگم :وی کلا ویکی ها چیز معتبری نیستن، مخصوصا وقتی این ویکی ترجمه شده باشه و ممکنه تغییراتی در اثر ترجمه یا کامل نبودن سورس در اون زمان وجود داشته باشه. توی تالکین گیت وی انگلیسی چیز دیگری نوشته شده و دقیقش رو توی جلد دوم تاریخ سرزمین میانه نگاه انداختم. این اعداد برای کشته شدن بالروگ ها مربوط به نسخه ای قدیمی برای سقوط گوندولین هست، توی اون نسخه اکتلیون به جای کشتن گوتموگ، 3 بالروگ رو میکشه. من هنوز هم میگم اندازه ی بالروگی که در سه گانه ی ارباب حلقه حضور داشت تقریبا برابر با بالروگ های دوران اول بود و اندازه ی اون میشه تقریبا 2 برابر قد انسان ها. اگه یه بالروگ بیش از حد بزرگ بود، اکتلیون نمیتونست اون رو هل بده پایین، گلورفیندل هم نمیتونست اینکارو کنه. مثل اینه که بگیم بخوایم با پرتاب یه توپ فوتبال، یه دیوار بزرگ و مستحکم رو بندازیم! خنده داره دیگه... اما اگه اون دیوار رو با مثلا 50تا آجر درست کرده باشی و کوچک تر باشه، خب معلومه با اون توپ میوفته یحتمل!

دقیقا منم در مورد اون 3 و 5 اشاره ام به همین مطلب بود اینکه اون دو عدد رو گفتی خواستم بگم اشاره به همچین اعدادی وجود داره

در ضمن خیلی نباید روی جنبه عقلانی کشته شدن گوتموگ تاکید کرد این هم حکما مثل مرگ آنکالاگون بدست ائارندیل هستش

يه چيزي بگم هرچند ممكنه مهم نباشه ولي بي تاثير هم شايد نبوده: اكتليون براي اينكه گوتموگ رو هل بده با كلاهخود به بدن گوتموگ ضربه ميزنه و تيزي كلاهخودش به بدن گوتموگ فرو ميره.( البته اين مطلب توي كتاب داستان هاي گمشده ٢ هست)

به نظرم هردو ممکنه ! هم میتونه اسماگ بالروگو بکشه هم برعکس

تورین مادر اژدهایان رو کشت. جرا بالروگ نتونه شمشیرشو بکنه تو شکم اسماگ؟ یا تبرشو!؟

بالروگ توسط یه الف پرت شد تو رودخونه ... پس اگه شرایط مهیا باشه اسماگ هم مسلما میتونه

به نظرم به نتیجه خاص تری بحثمون نمیتونه برسه

اگر عادلانه بخوایم گروه بندی کنیم ، آراگورن و سائرون و ائومر در یک گروه و گندالف و ولدمورت و دامبل دور در یک گروه .

تو گروه اول متاسفانه آراگورن ائومر رو شکست میده ولی هر جفتشون توسط سائرون له می شن ، توی گروه دوم هم ولدمورت دانبلدور رو منفجر می کنه و همین طور گندالف ولدمورت رو ، ولی فکر کنم در مبارزه ی گندالف و دامبلدور ، مساوی میشه . پس گندالف هم با چهار امتیاز سعود می کنه :دی

در مبارزه ی سائرون و گندالف اگر بی طرف باشیم ، به نظر من سائرون گندالف رو شکست میده و قدرت بزرگ شناخته می شه .

بالروگ ها موجودات قوی هستند ولی نه اندازه ی اژدهایان ، به نظر من که درگیری بالروگ و اسماگ به پیروزی اسماگ منجر می شه ، وقتی یک مایا (گندالف) تونسته یک بالروگ رو شکست بده فکر نکنم برای اسماگ با اون عظمت کار سختی باشه .

سلام دوستان اگر نبردی میان ارتش لرد سیاه ولدمورت و سائورون در بگیره کدوم ارتش پیروز خواهد شد؟

ارتش لرد سیاه ولدمورت:جمعیت فراوان جادوگران سیاهپوش و غول ها و مارهای غول پیکر و جادوهای بزرگ و قدرتمند و دیگر موجودات تحت سلطه ولدمورت.

ارتش سائورون:غول ها و نزگول ها و اژدها و ارتش اورک ها و منجنیق و دیگر موجودات تحت سلطه سائورون.

سلام دوستان اگر نبردی میان ارتش لرد سیاه ولدمورت و سائورون در بگیره کدوم ارتش پیروز خواهد شد؟

ارتش لرد سیاه ولدمورت:جمعیت فراوان جادوگران سیاهپوش و غول ها و مارهای غول پیکر و جادوهای بزرگ و قدرتمند و دیگر موجودات تحت سلطه ولدمورت.

ارتش سائورون:غول ها و نزگول ها و اژدها و ارتش اورک ها و منجنیق و دیگر موجودات تحت سلطه سائورون.

من فکر کنم با توجه به نیروی جادویی که ولدمورت وارتشش داره وکلا کارشون با جادو میگذره اونا پیروز بشن.تنها مسئله ای که میتونه شاید برای ارتش ولدمورت این وسط خطرناک باشه حمله نزگول ها با اژدهاشون هست.

سلام دوستان اگر نبردی میان ارتش لرد سیاه ولدمورت و سائورون در بگیره کدوم ارتش پیروز خواهد شد؟

ارتش لرد سیاه ولدمورت:جمعیت فراوان جادوگران سیاهپوش و غول ها و مارهای غول پیکر و جادوهای بزرگ و قدرتمند و دیگر موجودات تحت سلطه ولدمورت.

ارتش سائورون:غول ها و نزگول ها و اژدها و ارتش اورک ها و منجنیق و دیگر موجودات تحت سلطه سائورون.

قطعا ولدمورت میبره

با جادوش کاری می کنه که سائرون نتونه حتی فکرشو بکنه

ببخشیدا...

ولی به نظرم مزخرف تر از مقایسه سائرون و ولدمورت چیزی تو این تاپیک نیست!!!این دو اصن هیچ ربطی به هم ندارن و به هیچ وجه نمیشه قدرتشونو با هم مقایسه کرد.

ببخشیدا...

ولی به نظرم مزخرف تر از مقایسه سائرون و ولدمورت چیزی تو این تاپیک نیست!!!این دو اصن هیچ ربطی به هم ندارن و به هیچ وجه نمیشه قدرتشونو با هم مقایسه کرد.

با عرض اجازت موافقم سائورون کجا ولدمورت کجا!!!

من هری پاترنخوندم نمی تونم نظر بدم

ببخشید(: َِ

گندالف همه رو شکست می ده

ملکور بالاخره بازم شاید بتونم باز فرار کنه بیاد :D

ولی این دیگه داغون کنه :|

ولی جدا از شوخی به نظرتون اگه درگیری(به قول کتاب سیلماریون کشتی گرفتن) بین گندالف و سائورون اتفاق می افتاد چه کسی پیروز میشد؟

معلومه سائرون(گفتين جدا از شوخي ديگه!)سائرون بدون هيچ شكي قوي ترين مايا بود تو سيلماريليون هم نوشته شرارتش حتي از خود ملكور هم اندكي كمتر بود

معلومه سائرون(گفتين جدا از شوخي ديگه!)سائرون بدون هيچ شكي قوي ترين مايا بود تو سيلماريليون هم نوشته شرارتش حتي از خود ملكور هم اندكي كمتر بود

پس پیتر همچینم اقتباسی رو خراب نکرده!

اما در مورد شکستن عصای گندالف بنظرم کمی زیاده روی کرده.

پاش ميفتاد مطمئن باشيد كه سائرون انقدر قوي بود كه نه تنها عصاي گاندلف رو بلكه خود گاندلف رو هم پودر ميكرد!!!

نه داخل کتاب چیزی در این مورد نوشته نشده است و احتمالا این خلاقیت ذهن پیتر جکسون بوده که خواسته اش این بوده که به فیلم هیجان ببخشه.

همان طور که اکثرا اطلاع دارید گندالف یک مایار بوده و در جسمی انسانی به سرزمین میانه آمده و در این جسم قدرت های او کاهش یافته (این جسم دست و پای او را بسته) و این که ویتچ کینگ هم یک شبح حلقه هست و بخشی از قدرت ویران کنندهی حلقه قدرت در اختیار او و اشباح دیگر هست.

وقتی من این صحنه رو دیدم خیلی خیلی ناراحت شدم.

پاش ميفتاد مطمئن باشيد كه سائرون انقدر قوي بود كه نه تنها عصاي گاندلف رو بلكه خود گاندلف رو هم پودر ميكرد!!!

مثل اینکه شما فراموش کردی که ایستاری ها را نمیشه کشت

  1. ببخشيد ها ولي اون يه مثال بود!(انگار واقعا هيشكي تو اين سايت حرفاي منو نميفهمه!)يه مثال واسه اينكه قدرت سائرون رو شرح بدم!

و اینکه میگن گندالف فرار میکنه این مربوط به سال 2850 هست که گندالف وقتی می فهمه سائرون سپاه بزرگی را گردآوری کرده از دال گولدور فرار میکنه چون نمیتونه یک تنه در برابر این همه سپاه و سائرون مقابله کنه اما در نبرد تن به تن یکبارگندالف با سائرون روبرو میشه که سائرون در مقابله با گندالف فرار را بر قرار ترجیح میده و اونم در سال 2063 هست که گندالف وارد دال گولدور میشه و سائرون فرار میکنه

اما در نبرد تن به تن یکبارگندالف با سائرون روبرو میشه که سائرون در مقابله با گندالف فرار را بر قرار ترجیح میده و اونم در سال 2063 هست که گندالف وارد دال گولدور میشه و سائرون فرار میکنه

اگه اینطوره اون صحنه یک تحریف بزرگه!

اگه اینطوره اون صحنه یک تحریف بزرگه!

آره مثل همون سکانس مبارزه گندالف با ویچ کینگ در فیلم که گندالف شکست میخوره اما در کتاب چنین چیزی نیست

اونجا هم يادم نمياد ولي فكر نكنم اونجا هم مبارزه همچين تن به تن بوده مبارزه اي تا سر حد مرگ...

ولي اينكه سائرون فرار ميكنه حتما دليل بر ضعيف تر بودنش نداره نيروهاي شر هميشه از نيروه هاي خير در فرار بودن اونم به خاطر اينكه به جايي برن كه بتونن نيرو و تجهيزات اماده كنن براي نبرد نه اينكه الكي خودشون رو درگير يه نبرد تن به تن كنن به علاوه در نظر داشته باشيد كه اولا در داستان هابيت سائرون تنهاست...تنها در برابر خيل عظيم نيرو هاي خير و دوما اينكه اون موقع بيشتر قدرت سائرون در حلقه بوده و حلقه هم جايي دور از سائرون!پس اينكه برا اين اساس نتيجه بگيرين كه سائرون از گاندلف ضعيف تر بوده كاملا در اشتباهين براي نظاره ي قدرت سائرون توصيفاتش رو از سيلماريليون بخونين...

اينم حرفاي يه منبع انگليسي زبان كه حرفاي منو تاييد ميكنه:

Gandalf's true name is Olorin, and he is a Maia, that is to say a Spirit of the second order, the first being that of the Valar. He is then of the same nature of Sauron. The texts show that Sauron was at first mighty in the people of Aulë, or maybe the most powerful of his servants ; so as one of the most powerful Maiar, he was probably stronger that Olorin - but this is a supputation. What else do we know? Sauron, at the end of the Second Age, was more powerful than his master Morgoth (whom he served after Aulë) at the end of the First Age (because he had lost all his native power since he had disseminated it into the whole World) THAT doesnt make any sense. A maiar less powerful than a Valar? Give me a break!. With the Ring Sauron probably exceeded all the other Maiar, including Eonwë. It was very difficult for the Last Alliance to overthrow his military power at the end of the Second Age ; and, even though Sauron's body was not as powerful as it might have been (for he was slain not long after his return from the abyss created by the Downfall of Numenor, and his hroä [whether it was him who created it, or he captured the hroä [=the body] of an Elf] was weaker) it took the death of Gil-Galad and Elendil, and a hard fight with Isildur - so three great captains - to defeat him. YES two elves and a man (plus their armies)... that's still peanuts compared to the power of several Istari or of a Valar.

The things were different after the loss of the Ring, in the Third Age. Sauron's own power had greatly decreased ; for he had put in the One Ring most of his strength. He was still able of terrible deeds and was still very strong in will, terror, political influence, and dominion over Men and his evil servants. But his "personnal" power was terribly lesser. If he had regained a new embodiment (whether it was human form or else) he extremely feared its loss, and thus never went himself in front of his ennemies, as he might have done before (willingly during the wars against the Eldar and at Numenor, and thereafter not willingly). At least do I understand that way his flight from Dol Guldur.

So was Gandalf stronger that Sauron? We have many clues, to answer that question. It is said in the Tales that the Istari were not sent to fight against Sauron directly (the Powers remembered what had been lost to end Morgoth), and when they arrived in Middle Earth, they had a body, and were restricted in their power. Actually as they were only Maiar, they could not "end" Sauron by themselves. They could make him flee (they did in Dol Guldur), no more, except if they found the Ring (for them alone in Middle Earth were able to effectively defeat Sauron with It). But they were certainly more powerful than Sauron insofar as they were not dislocated as him : but not enough to defeat him. Sauron was only strong thanks to the rings and thanks to the 'aura' of evil around him, the legacy of Morgoth.

There is at least one instance of a fight between Gandalf and Sauron. It is a fight of wills, a conflict of a "spiritual" kind we could say, and not made by Gandalf to gain victory, but rather to turn away Sauron's attention from Frodo (read p.484-5 of the Harper Collins One Volume edition). And it is a success ; but Gandalf is exhausted afterwards, which indicates the strength of Sauron's will. Even him, Gandalf the White (for it is doubtful that he could have sustained such ordeal during his first embodiment), had been weakened by it.

Thus, it is clear that, even devoid of the Ring, Sauron was more powerful than Gandalf, whether he was Grey or White, but also than Saruman and the other Istari.

دوستان چند پست اسپم اخیر پاک شدند.

برای چندمین بار مجبورم دو نکته رو متذکر بشم:

اولا حواستون باشه در چه تاپیک و تالاری هستید و متناسب با همون پست بزنید. بروسلی و جکی چان چه ربطی دارن به این تاپیک و این تالار؟!

ثانیا در هر شرایطی باید احترام به سایر کاربران رو رعایت کنید و با لحن درستی با همدیگه خصوصا در تاپیک ها صحبت کنید. اگر از پستی ناراحت شدید کافیه با فشردن دکمه گزارش به ما اطلاع بدید نه این که بحث راه بندازید سرش.

با تشکر

اگه تام بامبادیل با سائرون بجنگه کی میبره ؟

اگه تام بامبادیل با سائرون بجنگه کی میبره ؟

سائرون، قوى ترين مايا بود. ولى فكر كنم هيچ كس نميدونه كه تام بامباديل از چه نژاديه!

سائرون، قوى ترين مايا بود. ولى فكر كنم هيچ كس نميدونه كه تام بامباديل از چه نژاديه!

درسته سائرون قوی ترین مایاست ولی تام بامبادیل هم چیز عجیبیه.وقتی حلقه ی سائرون براش مثل یه اسباب بازیه شاید خود سائرونم جلوش کم بیاره.البته شاید...

آراگون با گندالف بجنگه خب گندالف پیروز میشه ..

ولدمورت هم اگه با سایرون بجنگه ولدمورت پیروز میشه..چون که ولدمورت رو تونستن فقط با نابودی جانپیچ ها نابود کنن و جنگشون دیدنیه میشه به خاطر اینکه هردوشون شخصیت منفی دارن و از نهایت این حس منفیشون برای شکست طرف مقابل استفاده میکنن ... ولدمورت هم قدرت متفاوتتری از سایرون داره با این اوصاف اگه اینطور شه فک کنم باید با کاردک سایرون رو جمش کنن...

.

خب نبرد ائومر با دامبلدور که هردوشون هوش و ذکاوت رو دارن ولی ...دامبلدور شانسش بیش تره..

آقا اصلا نباید ولدمورت رو با سائرون مقایسه کرد اینا از دو دنیای متفاوتن.اگه همینجوری با هم بجنگن اتفاقا به نظر من سائرون پیروز میشه با اختلاف! چون آردا یه دنیای کاملا فانتزیه و بسیار اساطیری تر پس واضحه که قدرت شیطان دومش خیلی بیشتر از ولدمورت باشه!

ولدمورت هم اگه با سایرون بجنگه ولدمورت پیروز میشه..چون که ولدمورت رو تونستن فقط با نابودی جانپیچ ها نابود کنن و جنگشون دیدنیه میشه به خاطر اینکه هردوشون شخصیت منفی دارن و از نهایت این حس منفیشون برای شکست طرف مقابل استفاده میکنن ... ولدمورت هم قدرت متفاوتتری از سایرون داره با این اوصاف اگه اینطور شه فک کنم باید با کاردک سایرون رو جمش کنن...

.

محدثه جان این که میگی ولدمورت و با جان پیچ هاش نابود کردن، خوب سائرون هم بوسیله ی حلقش نابود شد. خوب میشه گفت او حلقه هم جان پیچ سائورنه. :)

خب خودم هم میدونم که نمیشه اینا رو با هم مقایسه کرد ولی تاپیک اینو ازمون خواسته..هر دنیا و داستانی سر جای خودشه ..نمیشه شخصیتای دیگه رو وارد داستان دیگه ای کرد..چون اصلا طبیعتش اینطور نیست..

خب خودم هم میدونم که نمیشه اینا رو با هم مقایسه کرد ولی تاپیک اینو ازمون خواسته..هر دنیا و داستانی سر جای خودشه ..نمیشه شخصیتای دیگه رو وارد داستان دیگه ای کرد..چون اصلا طبیعتش اینطور نیست..

من این و قبول ندارم، ذهنی که بخواد پرواز کنه، بتونه تصورکنه... مطمئنا خیلی خوشگل میتونه داستانا رو ترکیب کنه. اصلا هیجانش به همینه. :)

خب مثلا من با یه چوب دستی بزنم به سائرون و حلقش!!..اونوخ دوگانگی ایجاد میشه..هر داستانی هیجان خاص خودشو داره...داستان اگه خاص باشه خیلی بهتر میتونیم باهاش ارتباط برقرار کنیم تا اینکه داستانی رو که از قبل خوندیم بیام ببینیم که ترکیب شده با داستان دیگه ای..خب اختلاف نظر هس مثلا یکی سائرون رو پیروز میبینه یکی دیگه ولدمورت رو یا یکی دیگه هم اصن اوندوتا رو متحد میکنه...خب گفتم که هر دنیا و داستانس سرجای خودشه..خب به جای اینکه بیام شخصیتای دیگه رو ترکیب کنم خودم بیام شخصیت مطابق با داستان رو تو ذهنم مجسم کنم..

اینجا دیگه ذهن خلاق تو رو پذیراست. خودت باید داستان و ترکیب کنی، نه خوده داستان رو. باید از درونش داستان خودت و بسازی. منظورم این بود. :)

بی شک و بی تردید لرد سیاه درنبرد باهمه ی اونا برنده میشه

بعداز اون سایرون دوم میشه

وبقیه هم پودرمیشن

امااگه تام بامبادیل روهم بخوایم قاطی کنیم فکرکنم ...

اتفاقات جالبی بیفته وکلا یه حماسه ی دیگه خلق بشه

ولی بنظر من سائرون برنده میشه.سائرون از آدما قویتره اما ولدمورت یه آدمه که بدون جان پیچا طبیعتا فانیه.تازه چوب جادوشم ؟زش بگیره 80-90 درصد قدرتش میره

واضحه که سائرون برنده میشه! چون همون طوری که گفتم اصلا دنیای آردا فانتزی تر و اساطیری تره پس قدرت ها هم توش بیشتره و تازه همون طوری mansoore اشاره کرد سائرون ذاتا یه مایاست و ولدمورت یه انسان پس اگه سائرون پودرش کرد متعجب نشید :دی

ولی خوب بازم میگم با اینکه پیروزی سائرون قطعیه کار خیلی درستی نیست که دو دنیای متفاوت رو با هم مقایسه میکنید! چون همون طوری که گفتم یکی از دلایل پیروزی سائرون دنیاش بود

سلام

اگر بین آراگورت و گتدالف و ولدمورت با سائورون و ائومر و دامبلدور جنگ بشه، کی برنده می شود؟

گاندولف ، سائرون و دامبلدور

از بین گاندولف و دامبلدور هم گاندولف

در در 12/29/2008 at 5:04 PM، ققنوس آبی گفته است :

1. آرون عزیز! اگر اجازه بدهی، من هم کمی بگویم. نوشتی آدمها چون دلشان ضعیف بوده، پس فروغلتاندشان به تاریکی کاری ندارد. اما دل آدمها ضعیف نیست. دل آدمها دم دمی مزاج است، و لحظه ای اندیش(و با این عمر کوتاه، انتظار دیگری هم نمیشود داشت.) البته این که

تاریکی از این لحاظ میتواند افتخار کند که آنها را اسیر کرده؟ نمیدانم. ولی دسته بندی آدمها شرق و غرب و خون پادشاهی و اینها که دیگر از آن حرفهاست. دیگر توی این دوره و زمانه کی خون درست را قبول میکند؟ فر شاهنشهی دیگر چه صیغه ایست؟

2. دویش بماند برای وقتی که کتک یک را خوردم!

عزیزم، مثل اینکه سیلماریلیون را دقیق نخواندی.

در سیلماریلیون ( آینولیداله ) ملکور را بزرگترین و قدرتمندترین آینور یاد کرده. و کسی که خادم قویترین آینور باشد مسلما از همنژادی هایش قویتر است. اگر کتاب را خوب خاندن باشی دران گفته شده که سائورون از زورمندترین مایاهاست. ولی راجع به گندالف فقط گفته او روشنفکر است. آیا روشنفکری دلیلی بر قویتر بودن دارد؟ خیر

 

در در 9/27/2014 at 11:38 AM، The White Wizard گفته است :

 

آره مثل همون سکانس مبارزه گندالف با ویچ کینگ در فیلم که گندالف شکست میخوره اما در کتاب چنین چیزی نیست

اصلا سائورون از دست گندالف در نمیره. او پس از ورود شورای سفید عقب نشینی میکند. آنهم از روی حیله

اگر مبارزه ای میان سائورون و ولدمورت بشود کی میبره؟ نظر شما چیست؟

 

به احتمال زیاد سائورون. زیرا محدوده ی قدرتهایش بیشتر است

ویژگیهای مخصوص سائورون

٭ میتواند خود را در ظاهر هر مجودی در آورد. همانطور که دوران اول خورشیدی ( سیلماریلیون ــ فصل برن و لوتین ) خود را به یک گرگ و بار دیگر به یک افعی و سپس یک خون اشام درآورد. در دوران دوم نیز خودرابرای فریفتن الفها به ظاهر یک الف درآورد.( سیلماریلیون ــ فصل آخر ). همچنین در عصرسوم خورشیدی (ارباب حلقه ها ) خود را به شکل یک چشم بزرگ درآورد که برتمام قلمروی موردور تسلط داشت.

٭ او یک مایا است و از ویژگیهای بارز مایا ها این است که نمی میرند و فقط آسیب میبینند و بعد طی مدت زمانی ( گاه کم و گاه طولانی ) خود را بازسازی میکنند. همینطور که سائورون در سیل عظیم نومه نور که همه راهلاک کرد فقط اسیب دید و طیسالهای سیاه خود را بازساخت. همینطور پس از قطع شدن انگشتش و از دست دادن حلقه یگانه دوباره قدرتش را از دست داد. ولی طی چند صدسال دوباره با همان نیروها قیام کرد. 

٭ او میتوانست به زبانهای گوناگونی سخن بگوید، از جمله زبان الفی ، کوئنیایی ، سیندارین و زبان بسیاری از جانوران

و اما ویژگیهای ولدمورت

٭ تکلم به زبان مار

٭ یک انسان با قدرتهای جادویی

و اما نقطه ضعفش اینجاست که فانی است. ولدمورت توسط یک انسان بنام هری پاتر کشته شد. 

خب این که معلومه سائرون در مبارزه با ایناها همه رو میبره به جز ملکور و والار از بقیه قوی تره.

در در 6/15/2014 at 4:44 PM، turambar گفته است :

نوبل لرد مطمئنی سیل رو درست یادته؟! تو فصل دوم هنوز هیچ اژدهایی به وجود نیومده بود که بخواد ازشون نام برده بشه! ملکور اژدهایان رو خیلی بعدتر ساخت، و اولیشون که گلائرونگ باشه اولین بار تو داگور براگولاخ رویت شد!

بعدشم لزوما اینجا بزرگ ترین به معنی گنده ترین از لحاظ جثه نیست!

عزیزم، اگر دقیق خوانده بشی خواهی فهمید که در آن زمان مورگت در والینور نبرد کرده بود و قدرت مقابله نداشت. برای همین آنگولیانت توانست اورا شکست دهد. 

از لحاظ قدرت ولدمورت چون با یه « آواداکداورا » تموم ...

 

ولی از لحاظ خفن بودن، سارومان. صد در صد سارومان :h14058:B-) اصلا کریستوفر لی خدا بیامرز!

در در 5/12/2015 at 5:40 PM، فرمانروای انگمار گفته است :

اگه تام بامبادیل با سائرون بجنگه کی میبره ؟

والا بعضی ها قدرت تام رو از ملکور و تولکاس هم بیشتر تخمین زدند ولی خب از رقیب تام میشه حدس زد قدرتش چقدره و شخصا بعید می دونم تام قدرت شکست دادن سائرون اوج رو داشته باشه. وقتی آنکلاگون و گوثموگ ندارند خیلی بعیده تام داشته باشه. 

در در 9/27/2014 at 10:04 AM، The White Wizard گفته است :

و اینکه میگن گندالف فرار میکنه این مربوط به سال 2850 هست که گندالف وقتی می فهمه سائرون سپاه بزرگی را گردآوری کرده از دال گولدور فرار میکنه چون نمیتونه یک تنه در برابر این همه سپاه و سائرون مقابله کنه اما در نبرد تن به تن یکبارگندالف با سائرون روبرو میشه که سائرون در مقابله با گندالف فرار را بر قرار ترجیح میده و اونم در سال 2063 هست که گندالف وارد دال گولدور میشه و سائرون فرار میکنه

سائرون حتی در حالت نکرومانسری از گلاردیل یا سارومان هم قوی تر بوده. 

 

در در 5/13/2015 at 7:27 PM، mohadeseh گفته است :

آراگون با گندالف بجنگه خب گندالف پیروز میشه ..

ولدمورت هم اگه با سایرون بجنگه ولدمورت پیروز میشه..چون که ولدمورت رو تونستن فقط با نابودی جانپیچ ها نابود کنن و جنگشون دیدنیه میشه به خاطر اینکه هردوشون شخصیت منفی دارن و از نهایت این حس منفیشون برای شکست طرف مقابل استفاده میکنن ... ولدمورت هم قدرت متفاوتتری از سایرون داره با این اوصاف اگه اینطور شه فک کنم باید با کاردک سایرون رو جمش کنن...

.

خب نبرد ائومر با دامبلدور که هردوشون هوش و ذکاوت رو دارن ولی ...دامبلدور شانسش بیش تره..

دوست عزیز به گمانم باید بری و داستان رو از نو و کامل بخونی چون مشخصا ایده نداری که سائرون و ولدمرت چقدر تفاوت قدرت دارند. 

شخصا جرئت نمی کنم لرد تاریکی رو با یک جادوگر دون پایه مثل ولدمرت مقایسه کنم. (حتی لرد در ضعیف ترین حالتش) پس معیار رو گندالف خاکستری قرار می دم که از لرد تاریکی چندین برابر ضعیف تر و ناچیز تره:

1- آواداکاور روی مایاها تاثیری نداره چون روی اژدهاها و هیولاهای دیگه ی دنیای هری پاتر هم تاثیر نداره. یعنی دریایی از آواداکاور برای کشتن یک مایا کافی نیست

2- سرعت گندلف برای متوقف کردن تیر لگولاس کافی بود و تیر لگولاس حدود 10 برابر سرعت سریع ترین دونده ی دنیاست

3- گندالف یک بالروگ رو شکست داد و تازه یک بالروگ ضعیف و نه چندان رده بالا. سائرون برابر یا قوی تر از گثموگ که قوی ترین بالروگه بود. کاری که ولدمرت هزاران سال هم از پسش بر نمیاد

4- گندالف قدرت اینو داشت که با حرف زدن عصای سارومان که به مراتب ده ها برابر ولدمرت قوی تره رو بکشنه. کافی بود به زبون بیاره : ولدمرت چوبت شکسته! تا حتی ابر چوب دستی هم تجزیه بشه. 

و ...

یعنی یک مایای دون پایه مثل گندالف قدرت از بین بردن یک بالروگ رو داره، در برابر تمام وردهای ولدمرت مصونیت داره، سرعتش چندین برابر اونه و حتی برای شکست دادنش نیاز به تکون دادن عصاش هم نداره. 

یکی مثل سائرون به راحتی 1000 ولدمرت رو هم به خاک و خون می کشه. مقایسه اصلا برای من جکه.

سائرون در جادو شاید برترین فرد در آردا بوده، قدرت اینو داشته که به هر چیزی تبدیل بشه و جادوگران در برابر هیولاها ناچیز اند، قدرت بدنیش میلیون برابر بیشتر از هرجادوگری در دنیای پاتره، قدرت ذهنیش صدها برابر ولدمرته و کلا توی هر چیزی از یک جادوگر دون پایه مثل ولدمرت قوی تره. یعنی شخصا ولدمرت رو شایسته نوکری درگاه سائرون هم نمی دونم

پ.ن

این در حالتیه که سائرون اگه از فرم فیزیکی خارج بشه تمام دنیای هری پاتر رو تجزیه می کنه. 

در 28 دقیقه قبل، lord of the moon گفته است :

آواداکاور روی مایاها تاثیری نداره چون روی اژدهاها و هیولاهای دیگه ی دنیای هری پاتر هم تاثیر نداره

روی اژدها تاثیر نداره؟ اینو مطمئنی؟ آواداکداورا هر موجود زنده ای رو می کشه. اگه می خوای طرفداری سارون رو کنی عیبی نداره ولی عوض کردن حقایق برای بزرگ کردن سارون کار جالبی نیست

 

در 30 دقیقه قبل، lord of the moon گفته است :

سرعت گندلف برای متوقف کردن تیر لگولاس کافی بود و تیر لگولاس حدود 10 برابر سرعت سریع ترین دونده ی دنیاست

فکر کردی تو دنیای هری پاتر، سرعت رسیدن یک طلسم به حریف کمتر از سرعت تیره؟ و با این حال جادوگرا می تونن طلسم های همدیگه رو دفع کنن

 

در 31 دقیقه قبل، lord of the moon گفته است :

آواداکاور روی مایاها تاثیری نداره

آواداکداورا روی هر موجود زنده ای تاثیر داره برادر

 

خب برم سراغ اصل مطلب، با اینکه مقایسه ی گندالف با ولدمورت کاملا مقایسه ی مناسبیه چون من تا به حال هیچگونه قدرت جادویی خاصی از گندالف ندیدم و هزارتا چیز از ولدمورت دیدم. و به نظرم ولدمورت می تونه به راحتی گندالف رو شکست بده

ولی مقایسه ی سارون با ولدمورت مثل مقایسه ی ببر با موشه. سارون هزار برابر ولدمورت قدرت داره. و جالب اینجاست که بدونید هر دوشون جان پیچ ساختن. ولدمورت 6 تا جان پیچ داشت و سارون یدونه :| سارون به محض اینکه حلقه ازش جدا شد به فنا رفت ولی ولدمورت می تونه دور از جان پیچ هاش زنده بمونه.

نکته ی دوم اینکه ولدمورت پس از مرگش دقیقا روحش مثل سارون فرار کرد. ولی روح اون کجا و روح این کجا .... ولدمورت رفت تو جلد یک مار و بعد انقدر پست شد که دیگه نمی تونست هیچ کاری بکنه ولی همون روح سارون 100 برابر خود ولدمورت جسم دار قدرت داشت.

پس ولدمورت انگشت کوچیکه ی سارون هم نیست.

چطوری می خوای سارونی رو بکشی که همین الانشم مرده ....

 

در 37 دقیقه قبل، lord of the moon گفته است :

یکی مثل سائرون به راحتی 1000 ولدمرت رو هم به خاک و خون می کشه. مقایسه اصلا برای من جکه.

سائرون در جادو شاید برترین فرد در آردا بوده، قدرت اینو داشته که به هر چیزی تبدیل بشه و جادوگران در برابر هیولاها ناچیز اند، قدرت بدنیش میلیون برابر بیشتر از هرجادوگری در دنیای پاتره، قدرت ذهنیش صدها برابر ولدمرته و کلا توی هر چیزی از یک جادوگر دون پایه مثل ولدمرت قوی تره. یعنی شخصا ولدمرت رو شایسته نوکری درگاه سائرون هم نمی دونم

آرامش خودت رو حفظ کن رفیق، همینجوری صعودی عددا رو بالا می بری

اصلا سارون 2000000000000000000000000 برابر ولدمورت، اصلا 9000000000000000000000000000000000000000000000000 برابر ولدمورت.

 

در ۱ ساعت قبل، Aran Dur گفته است :

روی اژدها تاثیر نداره؟ اینو مطمئنی؟ آواداکداورا هر موجود زنده ای رو می کشه. اگه می خوای طرفداری سارون رو کنی عیبی نداره ولی عوض کردن حقایق برای بزرگ کردن سارون کار جالبی نیست

 

فکر کردی تو دنیای هری پاتر، سرعت رسیدن یک طلسم به حریف کمتر از سرعت تیره؟ و با این حال جادوگرا می تونن طلسم های همدیگه رو دفع کنن

 

آواداکداورا روی هر موجود زنده ای تاثیر داره برادر

 

خب برم سراغ اصل مطلب، با اینکه مقایسه ی گندالف با ولدمورت کاملا مقایسه ی مناسبیه چون من تا به حال هیچگونه قدرت جادویی خاصی از گندالف ندیدم و هزارتا چیز از ولدمورت دیدم. و به نظرم ولدمورت می تونه به راحتی گندالف رو شکست بده

ولی مقایسه ی سارون با ولدمورت مثل مقایسه ی ببر با موشه. سارون هزار برابر ولدمورت قدرت داره. و جالب اینجاست که بدونید هر دوشون جان پیچ ساختن. ولدمورت 6 تا جان پیچ داشت و سارون یدونه :| سارون به محض اینکه حلقه ازش جدا شد به فنا رفت ولی ولدمورت می تونه دور از جان پیچ هاش زنده بمونه.

نکته ی دوم اینکه ولدمورت پس از مرگش دقیقا روحش مثل سارون فرار کرد. ولی روح اون کجا و روح این کجا .... ولدمورت رفت تو جلد یک مار و بعد انقدر پست شد که دیگه نمی تونست هیچ کاری بکنه ولی همون روح سارون 100 برابر خود ولدمورت جسم دار قدرت داشت.

پس ولدمورت انگشت کوچیکه ی سارون هم نیست.

چطوری می خوای سارونی رو بکشی که همین الانشم مرده ....

 

آرامش خودت رو حفظ کن رفیق، همینجوری صعودی عددا رو بالا می بری

اصلا سارون 2000000000000000000000000 برابر ولدمورت، اصلا 9000000000000000000000000000000000000000000000000 برابر ولدمورت.

 

خدایش واضح نفهمیدم الان علیه ام حرف زدی یا به نفعم در هر صورت ...

 

1- تحریف نکردم ... اگه کتاب های هری پاتر رو درست خونده باشی می دونی نه تنها روی اژدها بلکه روی غول هام تاثیری نداره (البته بستگی به جادوگر و میزان قدرت هیولام داره ولی بالروگ از قوی ترین هیولاهای هری پاتر هم بالاتره)

این تصور که فکر کنی یکی مثل آنکلاگون با یک آوادا می میره فقط برام خنده داره. (چون سائرون حتی از آنکلاگون هم قوی تره)

2- وقتی حرف از سرعت میزنم دارم حرف از اجرا کردن طلسم ها می زنم نه سرعت خود طلسم ها

3- تاثیر داره ولی نمی کشه. شاید اگه صد تا جادوگر متوسط به بالا پشت سر هم به بالروگ شکلیک کنند تاثیرش مرگ آور باشه. سائرون در سیلماریل به خون آشامی تبدیل شد که پروازش سایه ای بر روی ماه می انداخت. این موجود با آودا بمیره؟ خنده داره...

4- سرعت ، قدرت فیزیکی، مهلکی ضربات ، تجربه، روح و کلا از هر نظر گندالف به طرز مسخره ای از ولدمرت یا دامبلدور قوی تره. (اگه خواستی اینو هم اثبات می کنم)

5- خدا رو شکر که خودت هم قبول داری سائرون قوی تره. اون هزار رو واقعا گفتم. سائرون به راحتی می تونه با یک زلزله ی 8 یا 9 ریشتری (اوی اوج) تمام اونا رو از بین ببره، ورد ها به بدن سائرون (به خاطر توانایی فیزیکی بالاش) تاثیر نخواند داشت. حتی هایگرید که یک نیمه غوله هم توی جلد 7 وردهایی که به بدنش می خورد رو دفع می کرد و توی جلد 4 و 5 به این که قدرت فیزیکی می تونه جادو رو از بین ببره اشاره می کنه و در جلد 5 (کتاب نه فیلم) آوادا های ولدمرت چندین بار دفع میشند پس هم دفع پذیر هست وردها هم در برابر افراد قوی فیزیکی تاثیری نداره.

 6- سائرون قدرت اینو داشت که صدها کیلومتر آب و هوا رو عوض کنه و این گستره ی جادوش رو نشون میده. 

7- سائرون قدرت ذهنی برتری داشت که می تونست توی فاصله ی صدها کیلومتری هم قدرتمند باشه و با کمترین میزان تلاش به مدافعین میناس تریث نفوذ ذهنی کرد و باعث عقب نشینی اونا شد.

8- سائرون قدرت کنترل عناصر رو مثل خیلی دیگه از مایار داشت و هیچ سلاح فانی نمی تونست روش حتی خراش بندازه (در ضعیف ترین حالت)

9- سائرون قدرت تغییر ذات روح موجودات رو هم داشت. 

10- سائرون در بازگشت پادشاه (بدون حلقه قدرت و بعد از 2 بار مردن) قدرت اینو داشت که با یک انفجار انرژی زلزله ای بزرگ به وجود بیاره که تا صدها کیلومتر مدل ارث رو لرزوند (به عنوان نشانه ی آغار جنگ) و این قدرت می تونست کل هاگوارتز رو وان شات کنه (سائرون بدون حلقه + 2 بار مرده و در حالی که شاید 20 درصد قدرتش رو هم نداشت و شاید کمتر)

11- و کم کم این که ولدمرت بعد از یک بار مردن مثل یک موش شد ولی سائرون بعد از 2 بار مردن و بدون قدرت اصلیش هنوز هم قوی ترین موجود زنده در مدل ارث بود. 

12- هورکراکس ها هم زیاد واقعا مالی نبودند چون کمیتش زیاد بود کیفیتش رو بالا نمی بره. شاید عامل ضعف ولدمرت هم به حساب بیاد.

این که سائرون قوی تره رو خودت هم قبول کردی ولی وجدانا با این که یکی از فن های درجه 1 در سطح جهانی سائرونم ولی این قضیه به فندوم ربطی نداره. سائرون به طرز مسخره ای خیلی خیلی عالی تره

فردی که نتونست یک بچه رو بکشه و از یک مدرسه شکست خورد کجا؟

جاودانه ای که تقریبا 2 بار دنیا رو فتح کرد و اگه باز میگشت حاکم بلامنازع می شد کجا.

 

در 18 دقیقه قبل، lord of the moon گفته است :

فردی که نتونست یک بچه رو بکشه و از یک مدرسه شکست خورد کجا؟

جاودانه ای که تقریبا 2 بار دنیا رو فتح کرد و اگه باز میگشت حاکم بلامنازع می شد کجا.

کاملا با حرفت و تمام گزینه هایی که بیشترشون رو نمی دونستم موافقم و خودم قبول دارم که سارون خیلی برتره. ولی گندالف علیه ولدمورت رو مطمئن نیستم.

 

ولی خداوکیلی، اینکه گفتی یه بچه مدرسه ای ولدمورت رو کشت. خودت با تمام گزینه هایی که گفتی باورت میشه یه انسان معمولی با شمشیر شکسته سارون رو شکست داد؟

اصلا تمام این داستانا عجیب غریبن :|

در ۱ ساعت قبل، Aran Dur گفته است :

کاملا با حرفت و تمام گزینه هایی که بیشترشون رو نمی دونستم موافقم و خودم قبول دارم که سارون خیلی برتره. ولی گندالف علیه ولدمورت رو مطمئن نیستم.

 

ولی خداوکیلی، اینکه گفتی یه بچه مدرسه ای ولدمورت رو کشت. خودت با تمام گزینه هایی که گفتی باورت میشه یه انسان معمولی با شمشیر شکسته سارون رو شکست داد؟

اصلا تمام این داستانا عجیب غریبن :|

شکست سائرون در نبرد آخرین اتحاد رو شخصا قبول نمی کنم ... آره ... البته توجیه پذیر هست و عامل اصلیش هم این بود که سائرون دشمن رو دسته کم گرفته بود. 7 سال طول کشید تا حاضر شد وارد میدان جنگ بشه. 

یعنی جنگ آخرین اتحاد بعد از 7 سال رنگ سائرون رو به خودش دید. این نشون میده سائرون ارزشی برای دشمنش قائل نبود مثل جنگ دوم حلقه (سه گانه) که سائرون جسم فیزیکی در "کتاب" داشت منتها برای دشمنش ارزشی قائل نبود که حاضر بشه شخصا وارد میدان بشه. 

وگرنه با اون شرایط اگه از تمام قدرتش استفاده می کرد شک نکن یک تنه همه دشمنانش رو حریف بود. 

++++

در مورد شکت که آیا می تونه از پس گندالف بربیاند یا نه ... توضیح کامل بهت میدم که شکت برطرف بشه :> 
++++

در مورد گندالف ... من یک سری از قدرت هاشون رو میگم ... قضاوت با خودت: (دامبلدور رو در نظر می گیرم که با ارب چوب دستی از ولدمرت قوی تره و توی جلد 5 اثبات شد)

1- دامبلدور برای اجرا جادو به چوبش نیاز داره (خلاف گندالف)

2- دامبلدور توانایی دفع آوادا رو با دست خالی نداره

3- گندالف "بدون" عصاش بالروگ رو شکست میده و بدون شک با عصاش توانایی خیلی بیشتری برای اجرا جادو داشت و ساده تر نبردش رو می برد. 

4- همون طور که گفتم آوادا شاید نشه با جادو مهار بشه ولی با قدرت فیزیکی می تونه و حتی اژدهاهای هری پاتر هم می تونند در برابر این ورد دفاع خیلی خوبی داشته باشند. پس میشه حدس زد گندالف که یک مایاست و قدرتش چند ده برابر اژدهاهای فانی هری پاتره در برابر مرگبارترین طلسم دفاع کنه.

"چون گندالف ظاهر یک پیرمرد خردمند رو داره فکر نکن که انسانه. گندالف می تونه هر شکلی به خودش داشته باشه و در تمام اون شکل ها قدرت یک مایا رو داره"

5- ضعیف ترین فرم بدنی گندالف (خاکستری) از بالروگ ضربه می خوره و هنوز هم به نبرد به راحتی ادامه میده. (و این که گندالف می تونه "هر فرمی" به خودش بگیره)

6- گندالف  "یک هفته ی تمام" با بالروگ مبارزه می کنه و این نشون دهنده ی توانایی بالای جسمشه (بدون عصا هم یادت نره)

7- توی فیلم نبرد گندالف و بالروگ اصلا خوب نشون داده نشده. نبرد این دو به قدری هولناک بود که آسمان رو با صاعقه و آتش پر کرده و از دور دست ها هم ظاهر یک طوفان هولناک رو به خودش گرفته بود.

8- همون طور که گفتم سرعت "اجرا" طلسم دامبلدور از تیر لگولاس هم بیشتره و تیر لگولاس سرعتش 10 برابر بولت (بهترین دونده دنیا) ست. یعنی گندالف خیلی خیلی سریع تر از دامبلدور می تونه طلسم های گوناگون رو اجرا کنه و اگه طلسمی به سمتش بیاد دفع کنه.

9- دامبلدور بدون چوبش هیچ راهی برای پیروز شدن نداره و چوبش می تونه خیلی راحت می تونه به دست گندالف نابود بشه.

کافیه گندالف با قدرت تلکنیسس چوبش رو از بین ببره یعنی از طریق قدرت بیانی اجسام فیزیکی رو از بین ببره : دامبلدور! حالا چوبت می شکنه! (همین برای از بین بردن چوبش کافیه)

- ناگفته نمونه سائرون هم این قدرت رو داره-

یا این که گندالف می تونه با صاعقه ای به بزرگی یک کوه که علیه بالروگ استفاده کرد چوب دامبلدور (و کل هاگوارتز) رو از بین ببره.

 

10- توی اون چیزی که ما در سیلمارلیون خوندیم برای آسیب زدن به جسم فیزیکی یک مایا باید فرد نیروی کافی برای از بین بردن یک کشور رو داشته باشه که خب ... کسی توی هری پاتر این قدرت رو نداره.

و توی خود سیلمارلیون هم فقط 3 دسته این قدرت رو دارند

- والار

-مایار دیگه

- های الف ها

11- اگه گندالف بخواد به قصد " دوئل تا پای مرگ" مبارزه کنه

دیگه لازم نیست پیروی محدودیت های والار باشه پس می تونه از صد در صد قدرتش استفاده کنه که در اون صورت حتی چندین بالروگ با هم از پس گندالف سفید هم بر نمیاند.

یا مثلا گندالف کافیه نامرئی بشه این طوری دیگه دامبلدور حتی نمی دونه باید کجا باهاش بجنگه. 

12- گندالف قدرت ذهنی داره که می تونه فردی که در برابرشه رو یا تحت کنترل ذهنی خودش در بیاره یا از کنترل ذهنی دیگران خارج کنه. (در حد چندین هزار نفر در آن واحد دارم حرف می زنم)

13- اگه گندالف از فرم فیزیکی خارج بشه قدرت خلق و نابودی سیاره ها رو داره پس دیگه تمام دنیای هری پاتر هم از پسش برنمیاند.

 

یعنی شخصا بعید می دونم 2000 هزار مرگ خوار که به هاگوارتز حمله کردند در برابر گاندالفی که "اجازه ی استفاده از تمام قدرتش رو داره" حتی یک دقیقه هم دووم بیارند. 

پس وقتی میگم هزار ولدمرت در برابر سائرون شانسی ندارند واقعا اغراق نمی کنم.

 

دیگه قضاوت با خودت

در 18 ساعت قبل، lord of the moon گفته است :

شکست سائرون در نبرد آخرین اتحاد رو شخصا قبول نمی کنم ... آره ... البته توجیه پذیر هست و عامل اصلیش هم این بود که سائرون دشمن رو دسته کم گرفته بود. 7 سال طول کشید تا حاضر شد وارد میدان جنگ بشه. 

.

.

.

کاملا قانع شدم :D

خلق و نابودی سیاره در قدرت تمام عیار رو مطمئنی؟ منبع داره این یکی؟

 

در 18 ساعت قبل، lord of the moon گفته است :

دیگه قضاوت با خودت

درضمن، دستت هم درد نکنه. واقعا سپاس گذارم که وقت گذاشتی و همش رو توضیح دادی. دست مریزاد. همواره تو زندگی موفق و سربلند باشی

در 9 دقیقه قبل، Aran Dur گفته است :

کاملا قانع شدم :D

خلق و نابودی سیاره در قدرت تمام عیار رو مطمئنی؟ منبع داره این یکی؟

آره

تمام والار و مایار در فرم روحانیشون این قابلیت رو دارند و در همون ابتدا ایلوواتار با مشارکت اون ها ائا (کائنات) رو خلق می کنه. 

پیش میشه حدس زد به صورت میانگین هر مایا حدود چند صد سیاره  و ستاره خلق کرده باشه. (حداقل)

 

Ea was conceived in the Music of the Ainur and then visualized in the beautiful Vision that Ilúvatar showed to the Ainur to see for themselves what they sang. The Vision showed a World sustained inside the Void, but without being part of it, and developing life on its own. The Ainur desired all this was real, and Ilúvatar brought this into actuality by saying  and sent His Flame Imperishable into the Void to burn at the heart of the World and thus Ea was set amid the Void.[3]

When the Valar entered Ea they become part of it and can not leave it willingly or not, until the End.[3][4] At the beginning of Time Eä was dark and unshaped and the Ainur who entered it had to labor in the vast wastes for ages beyond knowledge or reckoning, to fulfill the Vision.[5] During their labors Varda created the stars[6] and Manwe, Aule and Ulmo chiefly worked for the formation of Arda at the beginning of its existence.[3][7][8] Other spirits wandered around Ea from which Melkor gathered some to his service.[7]

در 5 دقیقه قبل، Aran Dur گفته است :

درضمن، دستت هم درد نکنه. واقعا سپاس گذارم که وقت گذاشتی و همش رو توضیح دادی. دست مریزاد. همواره تو زندگی موفق و سربلند باشی

خواهش می کنم. امیدوارم تونسته باشم بی طرفانه حرف زده باشم 

در 9 دقیقه قبل، Aran Dur گفته است :