شهر خیالی شما

تعداد پست‌ها: 34

فرض کنید می خواهید درباره شهری خیالی در آردا توضیح بدید.این شهر میتونه در سرزمین میانه باشد یا خارج از آن.چه جور شهری را تصور می کنید؟

برای مثال می تونید این موارد رو ذکر کنید:

نام شهر،مکان شهر،زمان ساخت،مدت زمان ساخته شدن،شکل کلی ،وسعت،ساکنین، حکمرانان ،و اگه نابود شده زمان وچگونگی نابودیش.لطفا در توصیفات خود از شهر منطقی باشید وزمان ساختش هم ترجیها بعد از دوران سوم باشه...ممنون

نام شهر:میناس تراید

مکان:اریادور شمال غربی ارنور

زمان ساخت:54 د.چ تا 57 د.چ تقریبا سه سال

ساختار شهر:شهری همانند یک پل بزرگ که که به دو صخره بند شده است همانند شهری در اسمان بزرگ و عظیم

وسعت:تقریبا دو برار میناس آنور

حکمرانان:اولینشان اراگورن دوم بود سپس پسرش الداریون و دیگر شاهان بعد از انان

زمان نابودی:تقریبا در اویل دوران پنجم زمانی که ملکور بار دیگر ظهور کرده و تمام سرزمین میانه را نابود میکند ولی شکوه ان شهر هیچ وقت از یاد مردمان اندور نمیرود

*

*

شهری بر روی آسمان

میناس تراید

اگه دقت کرده باشین من در تاپیک "سفر به شرق و جنوب دور" شهری به اسم "رومنوست" برای داستان ساختم. رومونست یعنی دژ شرقی{مثل فورنوست که میشه دژ شمالی} و پایتخت روون محسوب میشه. توی داستان توصیفاتی ازش نوشتم که این جا بیان خواهم کرد. ولی در مورد تاریخچه و ... اینا چیزی بیان نکردم که اینجا می کنم.

رومنوست در سده ی اول دوران دوم ساخته شد. خیلی عظیمی از ایسترلینگ ها که خانه ی خود را در جنگ خشم از دست داده بودند{منظورم هیت لوم هست که بعد از جنگ خشم میره زیر آب {هیت لوم پس از نبرد اشک های بی شمار توسط ایسترلینگ ها تصرف میشه}} پس از طی مسیری طولانی به شرق دریای روون سفر می کنند و رومنوست را در دامنه های کوهستان اوروکارنی , در کنار شهر دورف ها , بنا می کنند. حقیقتش من در توصیف شهر از شهر های شمال ایران الهام گرفتم{ کلا الهام من از روون از روسیه مشتق میشه و مردمان آن را به مانند ایرانیان فرض کردم}.

ساکنین شهر طبعا ایسترلینگ ها هستن و عده ای دورف نیز در آن جه به امرار معاش می پردازند.

این رو از داستانم {سفر به شرق و جنوب دور} نقل قول کردم:

فصل ششم: شهر سرد زمستاني

پاسی از نیمروز گذشته بود و برف نرمک نرمک می بارید. به پیشنهاد اولفاست , بارادیل جامه ی سرخ و خفتان مفرغین بلودرن را بر تن کرده بود تا مبادا نژادش نزد شرقی ها فاش شود.اندک اندک شهری در هویدا شد که در دامنه های اوروکارنی آرمیده بود. هنگامی که به دروازه ی شهر رسیدند , اولفاست به بارادیل گفت:" باشلق ات را بر سر بکش و سخنی مگو. اگر متوجه شوند که از مردمان دیل هستی , به چوبه ی دار آویزانت می کنند."

اکثر خانه های رومنوست دو اشکوبه و چوبی بودند و سقفی شیبدار داشتند که توسط انبوهی از کاه پوشانیده شده بود. هیچ کدام از خیابان های شهر نیز سنگفرش نشده بود و در زمان بارش باران و برف به طور آزاردهنده ای گل آلود می شد.

بارادیل با چشمانی گرد به شهر و مردمی نگاه می انداخت که اندک کسانی آنان را از نزدیک دیده بودند. با این که هوا بسیار سرد بود اما رفت و آمد هنوز در شهر جریان داشت. عده ای از اسواران مخوف روون به دلیلی ناشناخته , دسته دسته راه خروج از شهر را در پیش گرفته بودند. جمعی از مردان و سربازان شهر نیز در قسمت مسقف کومه های خود مشغول چپق کشیدن یا کباب کردن گوشت شکاری بودند. بیشتر ساکنان رومنوست سیاه موی بودند اما تک و توک مردان یا زنانی با موهایی به رنگ خرمایی دیده میشد. عده ای از دورف های ناراگ زیگیل نیز مشغول آمد و شد در کوچه پس کوچه ها بودند. دورف هایی تنومند و دارای سیمایی خشن. از همان هایی که سالیان پیش در کارزار واپسین اتحاد به نفع سائورون وارد میدان شدند.

اولفاست به درون یکی از خیابان های فرعی شهر پیچید و آن دو نیز از پی او رفتند. اولفاست نگاهی به بارادیل انداخت و گفت:"یادت باشد هیچ سخنی بر زبان نیاوری."

مردی از ساختمان سمت راست آمد و اسب ها را به اصطبل هدایت کرد. سه دوست وارد مسافرخانه ای شدند که روبه روی اصطبل قرار داشت. اولفاست جلو آمد و مشغول صحبت با مهمانخانه دار شد. بارادیل و بورتاند نیز بر میزی در کنار بخاری نشستند. بعد از دقایقی مهمانخانه دار آن ها را به اتاقشان در طبقه ی بالا راهنمایی کرد. اولفاست رو به آن دو کرد و گفت:"بعد از تاریک شدن هوا برای صرف شما دوباره به پایین خواهیم رفت اما تا زمان موعود اینجا بیاسایید."

همین سنگفرش نشدن خیابان های شهر باعث میشه که وقتی برف و باران نازل می شود , تردد سخت تر شود. اونجایی که از دود پیچیده در خیابان نام می برم , کپی برابر اصل یکی از شهر های گیلان هست که قبلا دیده بودم. البته از شهر بری هم در توصیفاتم الهام گرفتم. مثلا خانه های چوبی دو اشکوبه با سقفی پوشیده از کاه.

حاکم شهر{که میشه پادشاه روون} در اون زمان اولفانگ پسر بور بود که تبارش به اولفانگ قهرمان باستانی شرقی ها{ همونی که توی نبرد اشک های بی شمار به مایدروس خیانت کرد} می رسید.

نام شهر:میناس اریال

مکان: نزدیک به میناس مورگول

زمان ساخت:سال 20دوران چهارم اراگورن بعد از تاج گذاری ان را ساخت البته این زمان شروع ساختش است و ساخت شهر چیزی حدود ده سال طول کشید

شکل شهر:شهری بسیار زیبا که در چهار طرفش برج هایی با سنگ سپید ساخته شده وکاخ پادشاهی زیبایی بلند تر از برج ها در وسط ان است ودروازه ان از فولاد سا خته شده ودور تا دور کاخ را خانه ی مردم گرفته است

حکمرانان:اراگورن ونوادگانش

زمان نابودی:این شهر هنوز پا بر جاست

زمان ساخت:سال 3020دوران سوم اراگورن بعد از تاج گذاری ان را ساخت البته این زمان شروع ساختش است و ساخت شهر چیزی حدود ده سال طول کشید

اسی من باز با یه غلط دیگه از تو برگشتم :?

ا اراگورن در سال اول دوران چهارم تاج گذاری کرد وپادشاهی از نو متحد رو به وجود اورد ا دوران سوم با اخرین جنگ حلقه که در سال 3021 د.س هستش پایان میگیره که اون جنگ هم نمیشه گفت جنگ بوده شورش بوده در هابیتون بنابر این میشه گفت که در سال 3020 د.س اراگورن هیچ شهر نمیتونسته بسازه یا اصلا تاج گذاری کنه!!!

اسی ببخشید دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیریم!!

اسی من باز با یه غلط دیگه از تو برگشتم :?

ا اراگورن در سال اول دوران چهارم تاج گذاری کرد وپادشاهی از نو متحد رو به وجود اورد ا دوران سوم با اخرین جنگ حلقه که در سال 3021 د.س هستش پایان میگیره که اون جنگ هم نمیشه گفت جنگ بوده شورش بوده در هابیتون بنابر این میشه گفت که در سال 3020 د.س اراگورن هیچ شهر نمیتونسته بسازه یا اصلا تاج گذاری کنه!!!

اسی ببخشید دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیریم!!

تو نمیشه یه بار منو ول کنی بابا اشتباه کردم خوبه؟

تو نمیشه یه بار منو ول کنی بابا اشتباه کردم خوبه؟

نه نمیشه :?

جان من این پستمو پاک نکنین

من چون اطلاعاتم خیلی محدوده بیشتر به توصیف ظاهر شهر میپردازم(امید وارم تو اسم گذاری ها خیلی سوتی نداده باشم!به هر حال اگه سوتی بود به بزرگی خودتون ببخشید)

نام شهر: tal en' losa(شهر برف)

مکان:کوهستان آبی

سازنده و حاکم:فینارفین ملقب به finarfin i' noldo

علت این نامگذاری رنگ سنگهاییست که در ساختن شهر ازشان استفاده شده،سفید همانند برف،این شهر به تقلید از میناس تی ریت بر روی یک تپه بنا شده.دور تا دورآن توسط دیواری که مانند دیگر ساختمان ها سفیدِبرفییست محاصره شده و به فاصله هر صد متر روی دیوار یک برجک نگهبانی قرار دارد...شهر هفت طبقه دارد که در هر طبقه قشر خاصی از مردم سکونت دارند،در طبقه اول سرباز خانه ها و ساختمان های نظامی قرار دارند طبقه دوم متعلق به بنا ها و کارگرهاست در طبقه سوم کشاورزها و پیشه وران خانه دارند در طبقه چهارم کارمندها و کارشناسان سپس دانشمندان و همین طور تا طبقه آخر که محل کاخ پادشاهیست،کاخی که برخلاف دیگر ساختمان های شهر نمایی سیاه دارد و مانند نگینی گرانبها در مرتفع ترین نقطه تپه میدرخشد...

با تشكر از lord loss و تمامي دوستان بابت اين تايپك زيبا و دوست داشتني.

از اون جايي كه من به سرزمين هاي خاص مثل انگمار،لورين و بخصوص ميركوود علاقه دارم، اين قلعه ي رويايي رو در شمال ميركوود جايي در اون دور دست ها بنا كردم.جايي كه حتي خود تراندويل هم نتونست به اونجا بره و اسرار اونجا رو كشف كنه.البته اين قضيه كمي حالت داستاني پيدا ميكنه.

داستان از اين جا شروع ميشه:جادوگري دوره گرد با لباس هاي طلايي همه جاي سرزمين ميانه رو براي يافتن زندگي ايده آل ميگرده.در نزديكي كوهستان مه آلود با اژدها هاي زيادي درگير ميشه ولي با استفاده از افسون زرد يكي از اژدها هاي بالدار رو دچار سردرگمي ميكنه و وادارش ميكنه اونو به شمال ميرك وود ببره.جادوگر به مدت 500 سال در ميان درختان سرد به انتظار ميشينه.همراه با دوستش اژدهاي افسون شده،بدون هيچ راه فراري در سكوت جنگل به انتظار ميشينه.

بله...اون جادوگر من بودم :? .من تصميم گرفتم زندگي ام رو در همونجا ادامه بدم.با كمك درختان اردو گاهي ساختم كه سال ها بعد تبديل به قلعه اي دور افتاده شد :? .

نام شهر:Secret wood

زمان ساخت اوايل دوران سوم

وسعت:كوچك تر از ريوندل

ساختار كلي:قلعه اي سنگي كه از سنگ هاي سرد و بي روح كوهستان مه آلود گرفته شده.اين قلعه به صورت مارپيچ به طرف بالا حركت ميكنه.بر روي هر يك از ديوار هاي سفيد آن،درختاني تنومند افتاده اند و شاخه هايشان را به نرده هاي زرد رنگ اطراف گره خورده اند.از نزديك دروازه ي ورودي تا تالار زرين پلكاني طولاني وجود دارد كه اطرافش با ابر هاي سفيد تزيين شده.قلعه اي دور افتاده در اعماق دره ي اي سرسبز كه هيچ كس به جز من و درختان در آنجا زندگي نميكند.سرنوشت اين قلعه اينگونه رقم خورده كه اگر دست آدمي به آن برسد،سقوط كند.

خادم قلعه:the secret wizard.

زمان نابودي:اواخر دوران چهارم

چگونگي سقوط قلعه:همان طور كه اين قلعه قسم خورده بود اگرپاي آدمي به آن برسد نابود شود،ماجرا جويي از ديل به طور تصادفي از دور قصري سفيد ديد كه با نور هاي طلايي در آميخته و درختان براي آن سرود ميخوانند.كمي جلو تر رفت اما زماني كه به قلعه رسيد.چيزي جز متروكه باقي نمانده بود...

چطور بود دوستان؟؟!

اقا من میخام یه شهر خیلی دیگه بگم.بگم؟ خب سکوت مایه رضایته پس میگم!

نام شهر:ایستان(معنی خاصی نمیده)

مکان:در نزدیکی هابیتون

حکمرانان:به انتخاب خود مردم یه شهردار انتخاب میشود و حکمران ندارد

وسعت:تقریبا به اندازه بری

شکل شهر:شهری ساده با مردمی ساده این شهر در ممتقه ای صاف ساخته شده و شکل خاصی ندارد وخانه هایش هم از چوب است

نابودی:این شهر چون زیاد مهم نبود کسی نابودش نکرد

په اگه اینطوره منم میگم بگم؟؟

په گفتم

نام شهر(به عبارتی دژ هستش این شهر):امون آس

مکان:اریادور شمال آرنور

زمان ساخت شهر:135 د.چ تا 136 د.چ تقریبا یک سال

تاسیس کننده:آلداریون

حکمرانان:آلداریون و وارثان بعد از او

شکل شهر:برجی قطور و بلند که دو برابر امون سول بود سفید بود همانند مروارید در برج بیش از 10000 نفر جا میگرفتند در دیوار های برج سوراخ هاییی بود که کمانداران از انجا میتوانستند به راحتی تیر اندازی کنند دروازه اش از سنگ های کوهستان سفید بود که حتی قدرت گوتموگ هم نمیتوانست ان را بشکند نام این دژ امون آس بود شهری همانند برج.

زمان نابودی:در دوران 5 که ملکور سرزمین میانه را نابود کرد.

*

*

*

امون آس شهری همانند برج

شهر خیالی من از شکلات درست شده همه چیزش از انواع شکلاته

چشمه های شیر پرتقال و کاکائو

خونه های ابنبات و............

شهر خیالی من از شکلات درست شده همه چیزش از انواع شکلاته

چشمه های شیر پرتقال و کاکائو

خونه های ابنبات و............

چارلي و كارخانه ي شكلاتي...

خودشه.

مکان:قسمت مرکزیه dagorlad

نام مکان: (مهتاب شیطانی)Drautran Drok

بعد از دوران سوم فرمانده ای از مردمان شمال راهی داگورلاد شد و تصمیم به ساخت دژ عظیمی گرفت و فقط برای یک هدف بالا بردن علم جادوی سیاه.

وسعت: 10 هکتار و دژی بسیار تاریک حتی بعد از زمان ها صلح مردمان سرزمین میانه کسی جرأت نزدیک شدن به آنجا را نداشت ..حتی پادشاهان

در حال حاظر دژ تاریک مهتاب شیطانی در تاریکی در حال فعالیت است و هیچ خطری تهیدش نمیکند

مو دوست میداروم باره دیگر یه شهر خیالی دیگه درست کنم!

نام شهر:داناستر

مکان:شمال ایتیلین

زمان ساخت:887د.چ تا 892د.چ

تاسیس کننده:آرادور چهارم

حکمرانان:آرادور چهارم و وارثان بعد از او

توضیحات شهر:آرادور پادشاه دونه داین شده و ملکو باره دیگر حضور خود را اعلان میکند او در شمال کوه های سایه یعنی شمال موردور قلعه ای بنا نموده است آرادور برای جلوگیری از حمله ان به مرز های ایتیلین شهر دژ مانندی در تپه های انجا بنا نمود.

شکل شهر:شهر از سه دیوار تشکیل شده هر دیوار هم از دیوار قبلی بلند تر هست سنگ دروازه اش هم از اعماق کوه های اوروکانی اورده شده است و بر روی ان شکلک هایی که پیروزی اراگورن دوم بر سائورون را نشان داده شده بود در بالا ترین قسمت شهر هم برجی 30 متری قرار داشت که در اخر جایگاه یک پلانتیر بود خانه های شهر هم همه یک دست سفید بودند و برای رسیدن به شهر دشمنان باید از راه پر پیچو خم تپه های اتیلین رد میشدند که پر از تله های دونه داین ها بود و از برج شهر هم تا 10 ها کیلو متر جلوتر را میتوانست دید برای همین مردم به شهر لقب عقاب را دادند.

زمان نابودی:داناستر اخرین شهر دونه داین ها بود که نابود شد در سال 267 د.پ انسان مقاومت بسیار کردند اما کارساز نبود دلاوری مردان در ان روز ها و ماه بسی زیاد بود.

*

*

*

شهری همانند عقاب داناستر

مکان:قسمت مرکزیه dagorlad

نام مکان: (مهتاب شیطانی)Drautran Drok

بعد از دوران سوم فرمانده ای از مردمان شمال راهی داگورلاد شد و تصمیم به ساخت دژ عظیمی گرفت و فقط برای یک هدف بالا بردن علم جادوی سیاه.

وسعت: 10 هکتار و دژی بسیار تاریک حتی بعد از زمان ها صلح مردمان سرزمین میانه کسی جرأت نزدیک شدن به آنجا را نداشت ..حتی پادشاهان

در حال حاظر دژ تاریک مهتاب شیطانی در تاریکی در حال فعالیت است و هیچ خطری تهیدش نمیکند

چيزي شبيه دولگولدور.وقتي كه متروكه شد.

نام:آنومیناس جدید(برج غربی)

مکان:اریادور-سواحل دریاچه نه نویال

زمان:3030د.چ

مدت زمان ساخت:حدود بیست وهشت سال

شکل کلی:شهری با دیوار ها قطور خاکستری رنگ ،هشت برج عظیم وشانزده برج کوچکتر با دروازه ای به ارتفاع 50 متر .

وسعت:حدود دو نیم برابر می ناس تی ریت

ساکنین:اکثرا دون اداین

حکمرانان:شاه اله سار وجانشینانش این شهر هنوز پا برجاست

پس از گذشت نزدیک به ده سال از تاجگذاری شاه اله سار آراگون دوم او تصمیم گرفت تا پایتخت پادشاهی ارنور را به شهر دیگری منتقل کند.از میان شهر های شکوهمند دوران قدیم در سرزمین میانه آنومیناس از پر آوازه ترین آنان بود،اما مدت ها بود که خال از سکنه ومخروبه شده بود.بنا براین آراگون دستور ساخت ومرمت دوباره آن را داد.پسران الروند نقش عمده ای در باز سازی شهر داشتند.دورف های کوهستان آبی هم کمک بسیار زیادی در ساخت قسمت های مختلف نمودند و از شاه اله سار پاداش گرفتند.خانه ها ی فراوانی در شهر وجود دارد.برج شاه از مستحکم ترین بنا های سرزمین میانه است.دیواری طویل وقطور از بخش های داخلی شهر محافظت می کند و نگهبانان همیشه در 24برج شهر هوشیار هستند.دروازه اصلی توسط یک خندق ویک شبکه بزگ آهنی محافظت میشود.مردم شهر عمدتا دون اداین شمال هستند که تعدادشان دوباره رو به فزونی گرفته اما بسیاری از گاندوریان هم به اینجا مهاجرت کرده اند.دورف هایی که در ساخت شهر کمک کردند ایوان های عظیم و طاق های برجسته وشگفت آوری را در کاخ شاه کنده کاری کردند وستون های بسیار بزرگی را در تالار های آن بر افراشتند.

اتفاقا یه شهری رو توی پاکنویس هام شرح کردم که یه خلاصه ای ازش مینویسم

هنوز اسم نداره !

شهر را صده ها قبل شاهمان طراحی کرده ... زیبا و زنده ... جایگاهی برای بهترین ها ...

در دشتی وسیع و سرسبز در مرکز کشور ... از مقابل دروازه شرقی میتوان جنگل را در چند فرسنگی دید ...

شهری به شکل مربع با دیوار هایی از جنس سنگ , کریستال و گیاهانی که دیوار را زنده نگه میداشت ... تمام شهر از این جنس بود ...

رخنه ای در دیوار ها ایجاد نمیشد , گویا افسونی قدرتمند آن را حفظ میکرد ...

:?

لیتگوو مکان:نزدیک دریای رون اواخر دوران چهارم مدت زمان : هفت سال ساکنین: دورف و انسان حکمرانان: شاه روران

توصیف :شهری با موقعیت جغرافیایی عالی و در نزدیکی معادن اهن بنا شده از نظر دفاعی بهترین شهر سرزمین میانه است

لیتگوودر دو لایه ساخته شده لایه اول پایین تر و ساختمان بیش تری دارد دومی کوچکتر وبالای یک سراشیبی بوددور هر لایه دیوار بود دیوار درونی 5 دروازه داشت

وصد ها مزرعه و تعدادی عمارت بیرون شهر بودند که دورشان حصار بود تعداد زیادی چاه اب در شهر موجود است و دیوار بیرونی 2 تا یکی برای اسب و یکی برای انسان دروازه ها از جنس فلز و چوب درخت کاج و دیوار ها از گرانیت خالص که داخلشون قلوه سنگ فشرده ریختن

دینار تونین

مکان:جزیره آمان

زمان ساخت:دوران چهارم

مدت زمان:حدود 10 سال

ساکنین الف ها

بسیاری از الف هایی که همراه گالادریل،کله بورن و الروند از سرزمین میانه خارج شدند تصمیم گرفتند شهری را در جنوب غربی آمان بنا کنند.این شهر در حفره ای به قطر 10کیلومتر وعمق حدود 8 پا بنا شده است.انگار که محل بنا شدن این شهر جای برخورد شهاب سنگی باستانی باشد.برخلاف انتظار دیوار های شهر بسیار کوتاهند اما برج های بلند و باریکی در اطراف شهر ساخته شده.دیوار های کوتاه شهر با شنگ های بزرگی ساخته شده ولی یک لایه ملات به رنگ سفید یخچالی!:))آن ها را پوشانده.شهر حدود ده هزار نفرجمعیت دارد.هیچکس در شهر سلاح حمل نمی کند.(حتی نگهبانان)اطراف شهر را کشتزار ها وباغ های زیادی موجود است.

تیرم

مکان : گوندور

زمان ساخت:دوران چهارم

مدت زمان:14سال

ساکنین:انسان ها

این شهر همیشه مورد حمله اورک ها بود و تیر اندازانی ماهر داشت به خاطر همین بنا های وسطی شهر بلند بودند تا اگر دشمن به دیوار ها نفوذ کردند از بالای ساختمان نابودشان کنند

نام شهر:هیلیندور

زمان ساخت :دوران چهارم

ساکنین:انسان ها

مکان:نزدیکی گاندور

مدت ساخت:23 سال

برروی ارتفاعات تپه ای ساخته شده دیواری بلند و سفید دروازه ای بزرگ دروسطش آبشاری به نام اتروند وجود دارد آب این آبشار مقدس است.همیشه خورشید از پشت این شهر طلوع می کند فرمانده اش یکی از نومه نو ری ها است چشم انداز بسیار زیبایی دارد.برروی دیوارهایش برجهای بلند و قطوری وجوددارد.سربازان برروی دیوارو برجها 24 ساعته در حال نگهبانی اند.ساختار بسیار محکمی دارد.همیشه کبوترها برروی شهر در حال پروازند .ازنابودی اطلاعاتی بدست نیامده ولی از عظمت و باشکوهی شهر اطلاعاتی هست.دارای بندر بسیار بزرگ ودارای کشتی های رنگارنگ و بزرگ.که مرغابی های دریایی برروی بندر در حال پروازند.درکناره های شهر مناظر سرسبز بسیار زیبا وجود دارد.

اسم شهر :تیغه ی الفی

مکان:چون با شراکت تراندویل ساخته شد توی مرک وود

زمان ساخت:اواخر عصر سه و اویل عصر چهار

مدت زمان ساخت:سی سال

ساکنین:انسان ها و الف ها

حاکم:خودم

تعداد ساکنین:۵هزار الف،۵هزار انسان

تعداد سرباز:۱۰هزار سرباز الف،۱۰هزار سرباز انسان

زمان نابودی:این شهر به دلیل مکان و تعداد مدافعین فقط چند بار بهش حمله شده و به جایی نرسید.

:((

نام شهر: ریوالدیر.

مکان شهر: در سرزمین اردلوین ، نزدیک خلیج لون ، نقطه طلاقی جنوبی کوهستان و جنگل بر روی یک کوه از رشته کوه های اردلوین.

زمان ساخت: در اوایل دوره چهارم.

مدت زمان ساخت: گروهی از بازماندگان الف های برین که در بنایی مهارت داشتند این شهر را در مدت 7 سال ساختند .

شکل کلی : سرزمینی با شکوه در روی کوه های ناهموار شمال غربی سرزمین میانه ،دارای دژ بلندی برای محافظت از قلعه ی اصلی است و قلعه نیز دارای یک برج بلند و قطور مانند برج ایزنگارد می باشد که به رنگ خاکستری رنگ می باشد و سایه بانی نوک تیز بر روی آن قرار دارد و بسیار زیباست ودر حاشیه ی شمال غربی قلعه مستقر است ، قلعه چند برج نسبتا بلند در شمال شرقی و جنوب غربی و جنوب و جنوب شرقی نیز دارد ، یعنی پنج برج در حواشی قلعه. درون قلعه تالار ها و اتاق های زیبا و بزرگی وجود دارد با طراحی فوق العاده و قابل قیاس با میناس تی ریت . در خارج از دژ ، در اطراف قلعه مردم در خانه های خوش ساخت خود که مانند خانه هی ریوندل می باشد شاید هم بهتر ، زندگی می کنند . بازار ها نیز در مرکز شهر ساخته شده که دسترسی به آن آسان باشه و مزارع و باغ ها نیز در حومه شهر مستقر اند .

وسعت : وسعت شهر را دیوار طویل ریوالدیر مشخص می سازد. به دلیل وجود رشته کوه ها در شرق شهر ، دیوار های کم ارتفاعی در آنجا ساخته شده است و دیوار از جنوب ، تا نزدیکی مرز جنگل و خلیج لون و از شمال ، تا دومین کوهی که در کنار کوهی که شهر بر روی آن بنا شده است و از غرب تا حاشیه ی غربی جنگل قرار دارد که شهر را مربع مانند کرده است .

ساکنین : ساکنان این شهر الف های برین از بازماندگان الف های برین دوره ی دوم می باشند که به رهبری فرمانده ای از این نژاد در این مکان جمع شده اند تا بار دیگر نژاد الف های برین را زنده کنند . مردمی آرام و مهمان نواز اند ، . شاد و با نشاط اند و در سوارکاری و تیر اندازی مهارت دارند و بیشتر منبع درآمد آنها مبادله ی کالایی از راه دریاست و کشاورزی و کمی صنعت ولی در صنعت های نوین و ساخت ماشین های پیچیده تبهر ندارند در عوض صنعت ابزار آلات نظامی قوی دارند .

ارتش : شهر دارای 3000 نگهبان می باشد که بر روی برج های ساخته شده در اطراف دیوار ، دور شهر نگهبانی می دهند و 857 نفر نیز نگهبان دژ اصلی می باشند. این شهر دارای ارتش ماهری می باشد که در زمان جنگ بتونن به خوبی از شهر دفاع کنن ، چون در اوایل تاسیس این شهر اورک های جنوبی چند بار به این شهر حمله کرده اند و ویرانی های زیادی به بار آورده بودند.

حکمران : آندل (Anedel) از تبار الف های برین می باشد که بازمانده آنها را از جای جای سرزمین میانه جمع کرده و شهر ریوالدیر رو بنا نهادند .

نابودی : این سرزمین هنوز پا بر جاست و در زمان آزادی ملکور باید ببینیم چه سرنوشتی پیدا می کند ، چون به گفته پیشگویان یک قهرمان از این شهر زاده می شود که با ملکور مقابله می کند ولی این پیشگویی هنوز دقیق نیست .

نام شهر : تینا

مکان : بر روی خرابه های دول گلدور نزدیک به سیاه بیشه

زمان ساخت : پس از پاک سازی سرزمین میانه

این شهر بر روی یکی از تاریک ترین جاهای سرزمین میانه ساخته شده یعنی دول گلدور . اسم این سرزمین تینا است به معنای گل سرخ و دلیلش کاشت گل های رز توست الف ها بوده است . در بین گل های رز قلمروی زیبا ساخته شده که وسعتش به اندازه دول گلدور است ولی روشن و زیبا ؛ بر خلاف فکر بعضی ها این سرزمین فقط از رنگ سرخ و سفید پوشیده نشده!! بخاطر آبدهی گل های سرخ رود خانه ای ساخته شده توسط الف ها وجود دارد که جلوه ای زیبا به این قلمرو میدهد و درختان سیاه بیشه رنگ سبز زیبایی به قلمرو میدهد. برخی وقت ها عنکبوت هایی که حتی بعد از پاکسازی مخفی شده بودند به اینجا حمله میکردند ولی سربازان تینا« 5 هزار سرباز الف » از این شهر دفاع میکردند. اوایل تنها الف ها در این سرزمین بودند ولی پس از مدتی انسان ها هم به این سرزمین آمدند.

این سرزمین هنوز پایدار است..

نام شهر: الویندا

مکان: تپه های اهن

زمان ساخت: دوره سوم

مدت ساخت:15 سال

ساکنین:دورف ها

این شهر شهری زیر زمینی برای دورف ها بود که بعد از حمله اسماگ ان را ساخته و به ان پناه بردند این شهر دارای تونل های زیرزمینی بود که دورف ها در ان ها رفت و امد می کردند و کمتر بر روی سطح زمین می امدند از لحاظ معادن طلا غنی بود و دورف ها در ان ها همیشه حفاری می کردند.

به خاطر مخفی بودن این شهر اورک ها خبری از ان نداشتند و گاهی اوقات دورف ها کمین می گرفتند ودسته اورک ها را می کشتند تا جایی که دیگر اورکی به ان طرف ها نمی رفت

نام:کولیا

لقب:شهرطلا

مکان:300 مایل پایین تر از شایر

زمان ساخت: هفتصد سال فبل از به دنیا آمدن بیل بو

شکل کلی:این هر به شکل یک شش ضلعی میباشد.این شهر دو لایه دارد لایه اول روی زمین ولایه دوم زیر زمین لایه زیر زمینی از هر شش طرف ادامه پیدا میکند و شیب می گیرد و به بالا میرسد.

وسعت:کل مساحت شش ضلعی حدود 36 کیلو متر مربع میباشد

ساکنین:دورف ها

حکمرانان: جد جد جد جد تورین سپربلوط

نابودی:به دست سائورن با استفاده از سپاه اورک هایش در تولد یک سالگی بیل بو

شهر خیالی من از شکلات درست شده همه چیزش از انواع شکلاته

چشمه های شیر پرتقال و کاکائو

خونه های ابنبات و............

اگه وجود داشته باشه که چی می شه.

دوستان میگم بیاین جمع شیم واقعیشو درست کنیم :D :((

شوخی نمی کنم

منتظرم

نام شهر : میناس ایتیلین

مکان :جنوب ایتیلین

زمان ساخت: 2154د.د

زمان نابودی :2384د.د

علت نابودی:اشباه حلقه بعد از گرفتن میناس اتیل به علت موقعیت خوب این شهر آن را به تصرف خود در آوردند.

درود بر آرداییها.

همیشه شهر های زیبایی رو در تخیلاتم داشتم .توی تصورم شهر من یه چیزی ترکیبی ازسبکی والینوری و الفی و ایملادریسی با ترکیبی از سانتورینی santorini یا ناخوس naxos و ترکیبی هم از میلوس milos امروزی که هم کوه- هم دریا و هم آبشار و رودخونه و... توشه. زمان ساختش هم قدیمیه خب طبیعتا از والینور کمتر وهمچنین خیلی بعد از دوران بیداری الف ها و به محظ رسیدن الف های وانیار به والینور تا جایی که جمعیتشون آنقدر زیاد شد که شهری در جنوب تیریون و شرق پله نور ساختند. تاریخ ساختش به قبل از دو درخت میرسه هنگامی که آردا زیر نور ستاره ها بودند. :D

تا ابد این شهر میمونه و نابود نمیشه. ساختمانهای دشت و ساحلش یک طبقه و ویلایی مانند با باغهایی در میان خانه ها و در نزدیکی کوهها پلکانی مانند و متمرکز خیابوناش فقط سنگفرش با سنگهای صاف و سفید و دیوارهاش نقاشی هایی از والار و نقاشی ها و اشعار الفی در مورد والار و ایلوواتار و اینولینداله و ایلوواتار و دو درخت و شادی های زمان به بند کشیده شدن ملکور . نور همه جارو گرفته درختها هم همیشه سبزن و کنار خیابونها و کنار خونه ها همه پر از باغهای گل و میوه که بوی آنها را تا صدها متر آنطرف تر میتوان حس کرد....

شهری به اسم ارونور Erunor به معنی شهر خدا که زیبایی این شهر از والینور هم بیشتر البته در همان جزیره و در جنوب شرقی تانیکوئتیل قرار دارد. ساحلی جنوبی تر از الدامار و شمال آواتار در فضایی بین کوهستان پلوری و دریا.و جنوب تیریون.

حاکمش خودم هستم آرماندو از نسل اینگوه پادشاه برحق الف های وانیار (نوه پسری) الف های این شهر وانیار هستن و گهگاهی و شهری بزرگ و منظم و زیبایی است. مسئولین و اربابان و نجیب زادگان بزرگ علاقه مند به فرهنگ و هنر و آواز و شعر و موسیقی. در کنار دریایی پر نعمت از اولمو و هوایی تمیز و تازه از نعمات مانوه زیر نور ستاره های واردا و تحت آموزش آئوله و تحت حفاظت اورومه و تولکاس. با ارتشی بزرگ که به کمک سرزمین میانه میرود و به فرزندان ایلوواتار علیه ظلم و ستم و سلطه ملکور می ایستد. با نومه نور جدید ارتباط تجاری دارد و زیبایی نومه نور و وانیار در برابر زیبایی ارونور رنگ میبازد.

آرنتیل وزیر و همراه دربار آرماندو

خاندان درباری فارتور- سوریالیر - اسارنیلار- دراخین تار- مائه تار- تینکوریر و دیگر طوایف بزرگ ارونور

ومردمی زیبا از زیباترین و داناترین و شجاعترین مردم در آردا و میان فرزندان ایلوواتار

نظمی شگفت انگیز در ارنور حاکم است.به طوری که مسئولیت هر نقطه از آن به عهده اربابی از خاندان های بزرگ ارونور اند:

زورهون سرپرست معادن جواهرات و طلا

تیمیلاس مسئول معادن فلزات

سیریان مسئول معادن و کارگاه های تهیه چوب

والیون مسئول کشاورزی و غلات

زائور مسئول دروازه ها و نگهبانان و ورود و خروج از شهر ارونور تونل غربی

گانیل

به سمت والمار

سودریل مسئول کارگاه های کشتی سازی و جنگ افزارهای سنگین

زولفار مامور تسلیحات و جنگ افزار سبک

فاران مامور آموزشهای نظامی

اونیر مسئول زیبا سازی و پاکسازی شهر

تورکانسیل مامور تامین مایحتاج مردم

رالفار مسئول روابط خارجی ارونور

نیلیون مسئول خزانه داری

کاراکسیل مسئول تهیه ی منابع انسانی و نفرات ارونور

هیریاتور مسئول حفاظت از طبیعت در ارونور

شهر ارونور با اربابان و مردم خوشحال و درستکار تخت اوامر آرماندو که در دوران دو درخت نام آرودور را داشت در میان سرزمین های آردا به سان سیلماریل میدرخشد. باغهایش از تیریون تا جنوب آواتار ادامه دارد کوههایش سربه فلک کشیده و بندرگاهش سرشار از رفت و آمد و پر از نعمات و شهرش پر از فواره ها و درختان زیبا و نهر هایی زیبا از آبی مقدس که از کوههای پله نور سرازیر میشون و از آب افشان ها و منازل ارونور عبور میکند و به دریا دریای بزرگ در جنوب الدامار میریزد. تالار بزرگ ایلوواتار بزرگترین تالار برای برگزاری جشن ها و مراسمات در قلب ارونوراست که حتی والار هم برای حضور در جشنهای بزرگ و زیبایش لحظه شماری میکنند. آهنگ ها و ترانه های الف های وانیار در تمام آردا پخش می شوند و شادی بخش مراسمات هستند.

تاپیک رو شلوغ تر از این نکنم.

اگه قرار باشه همش رو بنویسم یه کتاب مینویسم.

ممنون از تاپیک خوبتون

نمی دونم چرا تا حال ا توی این تاپیک نظر نداده بودم! در هر صورت اینی که میگم یه دهکده هست که توی داستان هامم ازش نام بردم و و در واقع جزوی از داستان هامه که به نظرم جالب اومد اینجا بگم.

نام دهکده:میناس بین(Minas Bain)معنی:برج زیبا

محل :در شرق روهان.

موقعیت مکانی و ساختار دهکده:این دهکده در ته یک دره عمیق قرار گرفته به طوری که تنها راه ورود به اون دروازه است.این دهکده یجورایی شبیه بری هس منتها در جایی بسیار خشک و بیابان مانند.دیوار هایی چوبی دهکده دارذد که ارتفاع شان به دو متر میرسدضخامت دیوار ها حدود ۴۰سانت است،دیوار ها کاملا چوبی اند،رنگشان قهوه ای است.معنی اسم دهکده برج زیبا می شود،به دلیل برجی که در جلوی دهکده و کنار دروازه و پشت دیوار های چوبی قرار قرار دارد.دیوار ها و در کنار و بالای دروازه ارتفاعی سه متری دارند. خیابان ها کاملا خاک و سنگ هستن،شبیه ادوراسی که توی فیلم لوتر دیدیم.سقف های خانه ها شیروانی است.

تاریخچه:قومی از انسان ها بودند که که به دلیل اینکه دهکده شان نابود شده و با خاک یکسان شده بود،اواره شده بودند و همیشه در حال مهاجرت بودند. گروهی از اورک ها که عادت داشتند به قبیله های انسان ها حمله کنند اینبار به این دهکده حمله کرده بودند.دهکده ای که مردم ان به کشاورزی میپرداختند و جنگجو های بسیاری نداشت.در سرزمینی سرسبز و وکنار رودخانهای کوچک.اما زودوگ ها که قبیله ای از اورک ها بودند،اینبار به این دهکده حمله کردند،اکثر مردم دهکده اما قبل از حمله از دهکده خارج شده بودند.دهکده با خاک یکسان شد.وقتی که مردم اواره و در حال مهاجرت به اینجا رسیدند،هیچ راه برگشتی نبود،انها در ته دره گیر افتاده بودند.بنا بر این سر دسته انها یک برج سنگی ساخت که سقفش از چوب بود و شکل مخروطی داشت.انها یک دیوار هم جلوی ان برج ساختند.هنگامی که زودوگ ها رسیدند،انها از خود دفاع کردند و همه زودوگ ها را کشتند.اطلاعات بیشتر نمیدم چون اسپویلر داره که مربوط به داستان قلعه خاکستری هست.

این شهری که مشغول ساختنش هستم مکانیه در کوه پایه ی کوهستان اژدها کوهستان اژدها یکی از بزرگترین کوهستان های جهانه (جهان من) که مامن اژدهایانه از اسمش هم پیداست

در قسمت شرقی کوهستان یک معدن کریستال وجود داره در شمالی ترین قسمت شرق کوهستان نزدیک معدن یه دریاچه وجود داره و در غرب دریاچه یه جنگل بزرگ قرار داره شهر مورد نظرمن درست وسط این حلقه قرارگرفته و توسط کوهستان جنگل و دریاچه محاصره شده درخت های جنگل بسیار بزرگ هستن در نزدیک دریاچه درخت های پهن برگ وبارانی و درنزدیک کوهستان پوشش سوزن برگ قرارگرفته درون دریاچه جزیره های هست که توش درختان گلدار رشد میکنن و گیاه پاپلوسیون هم همین جا رشدمی کنه نام شهر الریچماسیاشیندل هستش و شامل یک قصر مرکزی و شیش قصری میشه که اون رو احاطه کردن ضلع شرقی قصر مرکزی کتابخانه ضلع جنوبی برای فعالیت های جادوگری ضلع غربی امفی تاتر مبارزات و ضلع شمالی مخصوص مراسمات هستش قصرهای شهر از کریستال و الماس ساخته شدن . قصرمرکزی که قصر درخشان هم نامیده میشه درساختارش زمرد سبز هم داره

این شهر ساخته ی الراسانجلیامدیل و برادرش الرسانجانتیماردیل هستش و ارتش رویان ساکنین اون هستن هرقصر متعلق به یک گروه از ارتشه و قصر مرکزی اقامتگاه خانواده ی سلطنتیه

جنگل کوهستان و دریاچه نگهبان رازهایی هستن و این ارتش نگهبان این مکان ها...

نام شهر:سبز بیشه جدید

مکان شهر:در دل جنگل های میرکوود

زمان ساخت :اوایل دوران چهارم

شکل کلی:شکل خط عوض دار یا کمان لورین) الهام گرفته از کمان لورین(

وسعت :1200مایل

ساکنین: الف های سیندار

حکمرانان :لگولاس سبز برگ

زمان نابودی :این شهر هنوز که هنوزه در اردا خیالی ما زنده است

نام شهر:دره ی اراندایل

مکان شهر:موردور(پس از نابودی سائرون)

شهری زیبا دردامنه کوه نابودی. که الف های لورین در ان ساکن اند

سال ساخت:اوایل دوران سوم وهیچ کس تا کنون حتی قویترین لشکر ها توان نابودی ان را نداشتند

سازنده:بانو آرون همسر اراگورن ملکه گاندور

هدف ساخت:حفاظت از بازگشت دوباره سائرون

حکمرانان:بانوگالادمیوم(دختربانوگالادریل)وهمسرش لیندیر(مشاور الروند)

وسعت:کل وسعت موردور

استراتژی:دیواری بسیار زخیم دور شهرکشیده شده و بهترین کمانداران الف د بالای دیوار های ان نگهبانی میدهند

نژادهای موجود در ان:نژاد فینوه وقسمتی از نژاد دونه داین به فرمان بانو ارون

دشمنان:دورف ها گابلین ها اورک ها نزگول ها و سائرون

نام شهر:دره ی اراندایل

مکان شهر:موردور(پس از نابودی سائرون)

شهری زیبا دردامنه کوه نابودی. که الف های لورین در ان ساکن اند

سال ساخت:اوایل دوران سوم وهیچ کس تا کنون حتی قویترین لشکر ها توان نابودی ان را نداشتند

سازنده:بانو آرون همسر اراگورن ملکه گاندور

هدف ساخت:حفاظت از بازگشت دوباره سائرون

حکمرانان:بانوگالادمیوم(دختربانوگالادریل)وهمسرش لیندیر(مشاور الروند)

وسعت:کل وسعت موردور

استراتژی:دیواری بسیار زخیم دور شهرکشیده شده و بهترین کمانداران الف د بالای دیوار های ان نگهبانی میدهند

نژادهای موجود در ان:نژاد فینوه وقسمتی از نژاد دونه داین به فرمان بانو ارون

دشمنان:دورف ها گابلین ها اورک ها نزگول ها و سائرون