درود بر آرداییها.
همیشه شهر های زیبایی رو در تخیلاتم داشتم .توی تصورم شهر من یه چیزی ترکیبی ازسبکی والینوری و الفی و ایملادریسی با ترکیبی از سانتورینی santorini یا ناخوس naxos و ترکیبی هم از میلوس milos امروزی که هم کوه- هم دریا و هم آبشار و رودخونه و... توشه. زمان ساختش هم قدیمیه خب طبیعتا از والینور کمتر وهمچنین خیلی بعد از دوران بیداری الف ها و به محظ رسیدن الف های وانیار به والینور تا جایی که جمعیتشون آنقدر زیاد شد که شهری در جنوب تیریون و شرق پله نور ساختند. تاریخ ساختش به قبل از دو درخت میرسه هنگامی که آردا زیر نور ستاره ها بودند. :D
تا ابد این شهر میمونه و نابود نمیشه. ساختمانهای دشت و ساحلش یک طبقه و ویلایی مانند با باغهایی در میان خانه ها و در نزدیکی کوهها پلکانی مانند و متمرکز خیابوناش فقط سنگفرش با سنگهای صاف و سفید و دیوارهاش نقاشی هایی از والار و نقاشی ها و اشعار الفی در مورد والار و ایلوواتار و اینولینداله و ایلوواتار و دو درخت و شادی های زمان به بند کشیده شدن ملکور . نور همه جارو گرفته درختها هم همیشه سبزن و کنار خیابونها و کنار خونه ها همه پر از باغهای گل و میوه که بوی آنها را تا صدها متر آنطرف تر میتوان حس کرد....
شهری به اسم ارونور Erunor به معنی شهر خدا که زیبایی این شهر از والینور هم بیشتر البته در همان جزیره و در جنوب شرقی تانیکوئتیل قرار دارد. ساحلی جنوبی تر از الدامار و شمال آواتار در فضایی بین کوهستان پلوری و دریا.و جنوب تیریون.
حاکمش خودم هستم آرماندو از نسل اینگوه پادشاه برحق الف های وانیار (نوه پسری) الف های این شهر وانیار هستن و گهگاهی و شهری بزرگ و منظم و زیبایی است. مسئولین و اربابان و نجیب زادگان بزرگ علاقه مند به فرهنگ و هنر و آواز و شعر و موسیقی. در کنار دریایی پر نعمت از اولمو و هوایی تمیز و تازه از نعمات مانوه زیر نور ستاره های واردا و تحت آموزش آئوله و تحت حفاظت اورومه و تولکاس. با ارتشی بزرگ که به کمک سرزمین میانه میرود و به فرزندان ایلوواتار علیه ظلم و ستم و سلطه ملکور می ایستد. با نومه نور جدید ارتباط تجاری دارد و زیبایی نومه نور و وانیار در برابر زیبایی ارونور رنگ میبازد.
آرنتیل وزیر و همراه دربار آرماندو
خاندان درباری فارتور- سوریالیر - اسارنیلار- دراخین تار- مائه تار- تینکوریر و دیگر طوایف بزرگ ارونور
ومردمی زیبا از زیباترین و داناترین و شجاعترین مردم در آردا و میان فرزندان ایلوواتار
نظمی شگفت انگیز در ارنور حاکم است.به طوری که مسئولیت هر نقطه از آن به عهده اربابی از خاندان های بزرگ ارونور اند:
زورهون سرپرست معادن جواهرات و طلا
تیمیلاس مسئول معادن فلزات
سیریان مسئول معادن و کارگاه های تهیه چوب
والیون مسئول کشاورزی و غلات
زائور مسئول دروازه ها و نگهبانان و ورود و خروج از شهر ارونور تونل غربی
سودریل مسئول کارگاه های کشتی سازی و جنگ افزارهای سنگین
زولفار مامور تسلیحات و جنگ افزار سبک
فاران مامور آموزشهای نظامی
اونیر مسئول زیبا سازی و پاکسازی شهر
تورکانسیل مامور تامین مایحتاج مردم
رالفار مسئول روابط خارجی ارونور
کاراکسیل مسئول تهیه ی منابع انسانی و نفرات ارونور
هیریاتور مسئول حفاظت از طبیعت در ارونور
شهر ارونور با اربابان و مردم خوشحال و درستکار تخت اوامر آرماندو که در دوران دو درخت نام آرودور را داشت در میان سرزمین های آردا به سان سیلماریل میدرخشد. باغهایش از تیریون تا جنوب آواتار ادامه دارد کوههایش سربه فلک کشیده و بندرگاهش سرشار از رفت و آمد و پر از نعمات و شهرش پر از فواره ها و درختان زیبا و نهر هایی زیبا از آبی مقدس که از کوههای پله نور سرازیر میشون و از آب افشان ها و منازل ارونور عبور میکند و به دریا دریای بزرگ در جنوب الدامار میریزد. تالار بزرگ ایلوواتار بزرگترین تالار برای برگزاری جشن ها و مراسمات در قلب ارونوراست که حتی والار هم برای حضور در جشنهای بزرگ و زیبایش لحظه شماری میکنند. آهنگ ها و ترانه های الف های وانیار در تمام آردا پخش می شوند و شادی بخش مراسمات هستند.
تاپیک رو شلوغ تر از این نکنم.
اگه قرار باشه همش رو بنویسم یه کتاب مینویسم.