سوال اينه " اگه يه روزي شما بتونيد با هر وسيله اي به يه سرزمين برين كه همون سرزمين ميانه باشه و از قضا همون روز هاي اول هم باشه خب چند تا سوال:
1- چه نژادي رو براي خودتون انتخاب مي كردين؟
2- يه داستان خيالي در رابطه با يك روز زندگي در آردا يا سرزمين ميانه بنويسيد؟
3- كجا زندگي مي كردين؟
4- بهترين رفيقتون رو تو اردا از چه كسي انخاب مي كردين؟
5- دشمن اصليتون كي قرار مي دادين؟
كاربران گرامي در سوال ها تنها حق انتخاب يك نژاد رو دارن؟ :D
كاربران گرامي لطفا در انتخاب نژاد ها با هم بحث و جدال نكنبد :D اوكي
Aslan —
خب :
1- مسلم كه من نژاد انسان ها رو براي خودم انخاب مي كردم نژادي از خاندان هادور
2- سعي مي كردم كه در گاندولين و در نزد گلورفيندل زندگي كنم البته شايد هم با يه اسب در جنگل ه و صحرا ها زندگي مي كردم
4- بهترين رفيقم تو اردا گلورفيندل و گاندوالف بود
5- سائرون و بالرگ ها
البته دوست داشتم قاصد لرد مانوه هم باشم و به عنوان قاصد لرد مانوه در شوراي الروند حاضر باشم و اگه شد جانشين تورگون پادشاه گاندولين شم و دوباره شكوه گاندولين رو برگردونم
فنگورن —
خودمونیم تو هم عشق نظر سنجی هستی !
معلومه الف میشدم و در لورین اقامت میکردم و میشدم دوست جون جونی گالادریل و الروند و میشدم دشمن هرکی جرئت کنه به محدودمون تجاوز کنه .... از هر نژادی !
3DMahdi —
پستها رو به تاپیک جدید منتقل کردم.
1- قطعا انسانها رو انتخاب میکردم
2- فرصت داشتان نوشتن ندارم
3- بیشتر سفر میکردم و کمتر جای خاصی میموندم
4- با فینرود و تورین و بلگ دوستان خوبی میشدیم
5- دشمن من مورگوته و همه خادمانش(چه بچه مثبت شدم :-? )
Tulkas Astaldo —
1.احتمالا الف
2.ولمون کن بابا!
3.ترجیخم دور لومین بود ولی گوندولین هم برام جای دلنشینه خواهد بود
4.بلگ رو انتخاب میکردم.مرد خوبی بود و البته در کنار فین گولفین بودن هم برام لذت بخشه.دوس داشتم شخصیتش رو بیشتر واکاوی کنم
5.طبیعتا با مورگوت نزاع داشتم ولی ترجیحم شکار اونگولیانت بود.مورگوت خیلی با شخصیت تره پیشش :-?
great beren —
من مسلما انسان میشدم و در بین نوادگان بئور بودم
یک زندگی مثل آراگورن را دوست دارم که همیشه آزاد باشم و همه جا برم و ماجراجویی کنم.ترجیحا میرم با ملکور هم کشتی میگیرم :-?
با برن و تورین هم رفیق میشدم تا 3تایی با همدیگه بریم عشق و حال واسه یه روزم که شده بیخیال مشکلا تبشیم بعدشم اگه قبلش نتونستم ملکور و شکست بدم 3 تایی میرفتیم باهاش کشتی میگرفتیم
بزرگترین دشمنم هم هرکسی هست که بخواد زور بگه تا برم دل و رودشو بریزم زمین.با الوه هم لج میفتم هر از گاهی میرم اذیتش میکنم البته با کمک تورین و برن :D
torambar —
1- چه نژادي رو براي خودتون انتخاب مي كردين؟
2- يه داستان خيالي در رابطه با يك روز زندگي در آردا يا سرزمين ميانه بنويسيد؟
3- كجا زندگي مي كردين؟
4- بهترين رفيقتون رو تو اردا از چه كسي انخاب مي كردين؟
5- دشمن اصليتون كي قرار مي دادين؟
كاربران گرامي در سوال ها تنها حق انتخاب يك نژاد رو دارن
بابا زور که نیست ... من میخوام دو تا نژاد رو انتخاب کنم :-?
1 - راستش آرزوم اینه که یه انسان نومه نوری باشم . البته به شدت دوست دارم که بلریاند رو در زمان شکوهش ببینم و نومه نوری ها تو اون زمان نبودن ! ولی اگه زمان رو در نظر نگیریم ، نومه نوری بودن خوبه .
البته بعضی وقت ها هم دوست دارم یه الف اوسیریاند باشم . درسته که اصلا تو وقایع بلریاند مفید نبودن ، ولی اون طراوت و آرامششون رو دوست دارم . البته در دنیایی که تماما" صلح باشه .
2 - الان ؟؟؟؟ بشین بابا ... وقت ندارم :D
البته اگه منظورت اینه که تو آردا داستان بنویسی ، خب بدم نمیاد که خاطرات روزانه ام رو توی اونجا بنویسم !
3 - دوست دارم همه جا ( واقعا همه جا ) رو از نزدیک ببینم و بعد تصمیم بگیرم . البته به طور پیشفرص این ها رو میگم : (به ترتیب اولویت )
4 - هورین ! البته تورین و گندالف هم گزینه های بعدیم ـه . همینطور شاید اورومه یا اولمو رو هم اضافه کنم
5 - خب الان همنیجوری میشه خیلی راحت گفت ملکور !!! البته به نظر من اگه قراره واقعا خودتو توی آردا تصور کنی ، بهتره که بد و خوب اونجا رو از نزدیک ببینی و بعد تصمیم بگیری
Gladriel —
1.مسلما الف :D
2.داستانو بیخیال تا میام تو جو داستان برم قوانین بیوشیمی رو میبینم! :D
3.لورین :-?
4.گلادریل...الروند...بلگ... :D
5.با داش آرون موافقم+تمام زیر دستای ریزو درشت ملکور :-
narich —
1. انسان می شدم با عمر طولانی حداقل 300 سال :D
2. حوصله ندارم :D
3. در دوران اول توی گوندولین_ دوران دوم در نومه نور_ دوران سوم در ریوندل
البته همه جا ها رو می گشتم
4. در دوران اول از کشته شدن فئانور جلوگیری میکردم با او دوست می شدم :-?
5. تین گول و بعد از نابودی او_ گلائورنگ
great beren —
1. 5. تین گول و بعد از نابودی او_ گلائورنگ
:-? :D
narich —
با اجازه اصلان یه قسمت دیگه به سوال اضاه کنم
6. با چه کسی ازدواج میکردید؟
6. با آرون
دیگه کسی آرون رو انتخاب نکنه چون غیرتی می شم :-?
:D
Tulkas Astaldo —
6.همون زن فعلیمون خوبه!رو چمن میرقصه و میخونه،کاری به ما نداره:دی
جدای از شوخی:................... مورون رو دوس داشتم و البت دختر گرامیشون نیه نور رو هم میپسندیم:دی
Aslan —
با اجازه اصلان یه قسمت دیگه به سوال اضاه کنم
6. با چه کسی ازدواج میکردید؟
6. با آرون
دیگه کسی آرون رو انتخاب نکنه چون غیرتی می شم :D
:-
داداشي مي خواي زود زن بگيري كه چي؟ :D
حالا هيف اون ارون بدبخت نيست بياد زن شما سوار سياه بشه فكر كنم به جاي ماشين عروس با اژدهاي عروس مي بري مي گردونيش ;) :D :D :-?
من كه فعلا قصد ازدواج دارم از بانوان الف و نومه نوري تقاضا مي كنم :D جلوي ما نچرخن فعلا ازدواج بي ازدواج
3DMahdi —
6- از میان الفها فیندویلاس رو انتخاب میکنم آماریه رو هم گرچه ندیدم ولی وقتی فینرود ازش خوشش بیاد منم حتما خوشم میاد! :-? اما اگه قرار باشه از میان انسانها انتخاب کنم گزینه ای غیر از نیه نور نمیبینم.
اما دنیا رو چه دیدی شاید مجبور بشم بی خیال ازدواج بشم و جمله فینرود رو تکرار کنم: "من سوگندی خواهم خورد، و باید آزاد باشم تا به عهد خویش وفا کنم و پای در تاریکی بگذارم. و نیز چیزی از قلمرو من باقی نخواهد ماند که پسری وارث آن شود."
پی نوشت: aslan جان حالا انقدر این بنده خدا هارو اذیت نکن، همه پشت در صف بستن چرا میذاریشون تو خماری؟
فنگورن —
من با ملیان ازدواج میکردم ، گلد بری هم خوبه ، آرون هم خوبه ، شایدم لوتین رو ، شاید هم چند همسری رو اونجا رواج میدادم . :-? :D
narich —
من که نگفتم می خوام سوار سیاه بشم. گفتم می خوام انسان بشم.
حالا اگه بعدا هم به سوار سیاه تبدیل شدم بد نیست :D
بالاخره قصد ازدواج داری یا نه
great beren —
100% بانو لوتین :-?
ELI.21ST —
دنیای خیالی, جالب :D .. .
راستش من همیشه خودم (همینی که هستم) رو به عنوان کاراکتر به داستان هایی که مطالعه میکنم اضافه میکنم. برای نمونه شاید گاهی مدت ها ذهنم مشغول به این میشه که اگه فلان اتفاق که برای فلان کاراکتر افتاد برای من تو همون شرایط می افتاد, واکنشم چی بود. یا اگه بین دو تا (دو یا چند دسته) از کاراکترهای یک داستان گیر می افتادم, کدومشون رو برای همراهی انتخاب میکردم. یا اگه در کنار فلان کاراکتر بودم در اون زمان و اون موقعیت چی کار میکردم .. .
پی نویس .. .
تاپیک جالبی شده. ایجاد کننده کی !؟ اها, Aslan خودمون :-?
دیدی Aslan (شاهین) باز بگو تحویل نمیگیری !! :D
Aslan —
دیدی Aslan (شاهین) باز بگو تحویل نمیگیری !! :D
داشي منظورت از اين حرف چي بود شما كه ماه به ماه وارد سايت مي شه و ما نمي تونيم شما رو ببينيم بايد :-? طلبكار باشيم يا شما :D :D
الوه —
من همون برم توی دنیای تالکین واسه خودم بچرم (دقت کنید، اصطلاح چریدن به کار بردم، یعنی ول بگردم :-? ) واسم بسه
سکته میکنم از خوشحالی
:D
الوه —
سوالا رو الان دیدم :-?
1- انسان، چون میدونم آخرش جناب ماندوس نمیخواد کله ی روحمو از بدن روحیم جدا کنه :-
2- توی آردا ول میگشتم و میگشتم و میگشتم و...
;)
3- اگه منم، توی چادر همه جای آردا، باید همه جای آردا رو ببینم وگرنه حسرتشو میخورم
4- اول بگو توی کدوم دوران، راحت تر بشه :D
الان کسی توی ذهنم نیست کی بهترین رفیقم باشه، اما با همه رفیق میشمو میرم کالبد شکافیشون می کنم (البته از لحاظ روحی و اخلاقی، نه جسمی :D )
هرکی باشه، یه الف Traditional نباشه که هم میگه آره، هم میگه نه
چه عجب الوه جان چشممان به سعادت دیدار شما روشن شد! ^:-?^
great beren —
بچه ها یه خبر خوب اوردم دیگر لازم نیست به دنبال ملکور بگردید امروز که پس از 10 شکست متوالی باز داشتم باهاش کشتی میگرفتم داش برن لوتی بازی در آورد و ملکورو زیر پایی کرد منم پریدم خرخرشو گرفتم گفتم اگه تکون بخوری میجومش الانم انداختیمش تو یه قفس داریم تو اردا میگردیم از مردم پول میگیریم بهشون نشونش میدیم الانم دنبال شلوب و چند تا جونور دیگه هستیم تا سیرکمون تکمیل بشه از بس جنگیدیم خسته شدیم
Tulkas Astaldo —
برن عالی بود! این ملکور پدر سوخته هی ما به بند میکشیدیمش هی با کمک این آئوله در میرفت.بدبختی آئوله بزرگتر از مائه،مخ منوه رو هم زده،نمیشه کاریش کرد.دمتون گرم :-?
great beren —
شما آئوله را گول بزن بیارش تو قصر ملکور من و برن و تورین رو سر هم وای میسیم لباس ملکورو میپوشیم بعد در یک موقعیت مناسب خفتش میکنیم.سیرکمون کم کم داره کامل میشه اسمیگلم گرفتیم :-?
narich —
گلائورنگ هم بگیرید :-?
Gladriel —
سیرک شما کی برگذار میشه؟ هرجور شده خودمو میرسونم... اینو نمیشه از دست داد! \:-?
great beren —
اتفاقا امروز داشتیم میگرفتیمش از دستمون در رفت هر کس از گلائرونگ خبری گیر اورد به ما بگه تا مژدگونیشو بگیره
سیرک هم اگه 2 3 تا جونور دیگه گیر بیاریم همین جمعه اولین رونماییش هست
great beren —
هر کسی هر موجودی دید که بدرمون میخوره بگه تا ما بگیریمش جوایز نفیسی هم اهدا میشه.
این برنم که زن ذلیله همش مارو ول میکنه میره دنبال زنش تورینم که هی یاد خونوادش میوفته میره ئنبالشون.به چند شکارچی ماهر نیاز مندیم هرکس آمادگیشو داشت بیاد اسمشو بگه
شکنجه گر و رام کننده هم اگه کسی هست بیاد که حسابی کار داریم
3DMahdi —
چقدر فعال شدی؟ این کارایی که یه تنه کردی سپاه والار نمیتونست تو این مدت انجام بده. شما هرچی بدخواه مدخواه داشتی بگو من با ماندوس ردیفش میکنم. :-? بر و بچ اورومه رو هم میفرستم کمکت.
great beren —
سپاس فراوان.الان سائرونو گرفتم تا چند لحظه دیگه حلقه را هم گیر میارم بعد یک گزارش مفصل از شکنجه روحی سائرون براتون میگم :-?
narich —
من آماده شکار هستم :-?
great beren —
من آماده شکار هستم :-?
زود ویچ کینگ و دار و دستشو بگیر بیار برنامه حلقه بدون اونا صفایی نداره
narich —
من خود ویچ کینگم :-? و افراد خودمو دارم :- ;)
به زودی به شما و تورین و برن و افادتون حمله میکنم و پادشاهی خودم رو آغاز خواهم کرد :D :D
به این می گن rise of the witch-king :D :D
great beren —
من خود ویچ کینگم :-? و افراد خودمو دارم ;) :D
به زودی به شما و تورین و برن و افادتون حمله میکنم و پادشاهی خودم رو آغاز خواهم کرد :D :D
به این می گن rise of the witch-king :D :D
اگه واسه تیم شکار ثبت نام کردی باید وقتی میگیم خودتو تحویل بده تحویل بدی
اونکه ملکور و سائرون بود گرفتیم شما که...
خبر جدید دوستان در حالی که حلقه را پیدا کردیم و داشتیم به مقرمون بر میگشتیم گلائرونوگو دیدیم و در طی یک عملیات ضربتی گرفتیمش.
برنامه حلقه تا دقایقی دیگر اغاز میشود :-
narich —
اگه مردین بیاین جلو تا با هشت بالروگ و 12 ازدهایی که سالها در خفا پرورش می دادم مواجه بشید :D
در ضمن من بنده سائورون یا ملکور نیستم :-? :D
great beren —
اول مسابقه اهریمن سواری داریم من سوار سائرون هستم که حلقه را به یک چوب اویزون کردم و جلوش نگه داشتم و برن هم سوار گلائرونگ که تورینو به یک نیزه اویزون کردیم و جلوش گرفتیم تا اینطوری هر دو طرف انگیزه8 برای دویدن داشته باشند :-?
Gladriel —
:D منم دوست دارم بیام... :-?
great beren —
من بردم در نهایت وقتی دیدم سائرون داره کم کاری میکنه گفتم میدویی یا حلقرو بندازم همونجایی که نباید بندازم اونم مثل چی دوید تورامبار هم اخر کار جزغاله شده بود :-?
دیگه خیلی اسپم میدیدا!یکم فضا رو آزاد گذاشتیم،ترکوندید اینجا رو.:دی
به نظرم برن ادامه بده قضیه رو هر چن وقت یه بار هم یه چیزی بگیم.دیگه رسما چت نکنید اینجا با هم :-?
Gladriel —
شما اینجارو خلوت گذاشتین ما هم سو استفاده کردیم! :D
چشم :-?
narich —
من میگم تموم کنید گوش نمیدید :-?
Gladriel —
من که اصلا تو بحث نبودم! :-?
great beren —
مگه قرار نیست اینجا زندگی تو آردا را بگیم خب منم دارم همینکارو میکنم
3DMahdi —
چه چت رومی شده اینجا! دوستان ادامه بدین ولی خواهشا پستهای تک خطی و تک جمله ای ندین.
من اونگولیانت رو گرفتم و براتون پستش میکنم. یه لامپ مهتابی طعمه گذاشتم اونم افتاد تو تله :-? بنده خدا خیلی گشنگی کشیده بود!
میگم درآمد این سیرک رو خرج بچه های بی سرپرست دور-لومین بکنیم.
great beren —
من نصفشو برای خرید تجیزات و اسلحه میخوام بقیشو هر کاری صلاح دونستید باهاش بکنید :-?
یکی قرار بود برامون بالروگ بیاره پس چی شد؟
Gladriel —
ا... هنوز نرسید دستت؟ :-?
narich —
ا... هنوز نرسید دستت؟ :D
آره چون تو راه افرادم زندانیش کردن و حالا برده ی منه :-?
راستی سیرکو کجا برگزار می کنید که من بدونم به کجا حمله کنم؟ :D\
great beren —
ا... هنوز نرسید دستت؟ :-?
قبلش خبر بده تورین یقه بالروگ بدبختو گرفته بود میخواست سرشو قطع کنه من به موقع رسیدم جلوشو گرفتم.
جای سیرک تا روز برگزاری مخفی میمونه .اگه تونستی به سیرک حمله کنی میخوام ببینم با قدرت تورین و برن چکار میکنی؟
Aslan —
اقا چی چی رو تمومش کنید تازه من رسیدم :D :-?
دو تا جون ور دارم یه ادم برای دکراسسون خونهاتون
1- اونگلیات پدر جد شلوب
2- اسماگ اخرین اژدها
راستی خود فئانور هم از تا لار های ماندوس کشیدم بیرون این رو برای کسانی که دوست دارن یه الف لجباز داشته باشن :D :D :-
Gladriel —
پارچه فروشی گالادریل و دوستان
خشک شویی مورون و دختران
غذا خوری الوه جوجه
. :D
عالیه! من همه جوره پایم! :-?
فنگورن —
به برن: خب ! :-?
پیشنهاد معقولیه ! قبول میکنم .
برای محافظت از سیرکت در مقابل حمله قریب الوقوع نریچ ، مهمترین عضو کمپانی تازه تاسیس ( خواهران وا رفته ) ، بانو گالادریل ، قبول زحمت کردند تا با ننیا سیرک رو از دید دشمنان پنهان کنند ، همچنین سخنگوی کمپانی ، بانو آرون ، هم اکنون در حال مذاکره با ملیان مایا برای تشکیل حلقه دفاعی دور تا دور سیرک می باشد .
از آنجا که اذیت و آذار موجودات زنده خلاف قوانین کمپانی خواهران وارفته مبنی بر صدمه نزدن به موجوداته ، تقاضا میکنم هیکل سه ترول سنگ شده در نور آفتاب رو از ما بپذیرید ، تا به عنوان سردر سیرگ از آن استفاده شود .
اطلاعیه :
بانو نردانل ، بیوه فئانور ، که وارث بر حق ایشون اند طبق اعلامیه ای اعلام کرده که قرار در روز افتتاحیه سیرک ، پلانتیر های اعتباری رو به صورت آزمایشی روانه بازار کنه .
narich —
قبلش خبر بده تورین یقه بالروگ بدبختو گرفته بود میخواست سرشو قطع کنه من به موقع رسیدم جلوشو گرفتم.
پس این بالروگ که من گرفتم کدومه؟ :D\
دوتا سیلماریل رو به دست آوردم.
سخنرانی من برای افرادم: قدرت جدیدی در حال ظهوره.... پیروزی نزدیکه...... من ویچ-کینگ پسر گیلیاتور به زودی بر سرتاسر آردا حکومت خواهم کرد :-? :D
3DMahdi —
خب دیگه بحث داره به بیراهه میره. بهتره همینجا متوقفش کنید وگرنه مجبور میشم تاپیک رو ببندم. نریچ زحمت کشید و چت روم رو راه انداخت، پس این حرفها رو بذارید برای اونجا و توی فروم بحثهای تخصصی بکنید. اینم آدرسش:
http://tinychat.com/ardairan
ممنون از همکاری شما.
narich —
خواهش می کنم ;:D
وعده دیدار ما 22 اردیبهشت ساعت10 شب :-?
pipin —
1.الف :-
2.اممم مغزم گنجایششو نداره X(
3.والینور (جزو سرزمین میانه حساب میشه؟!) :|
4.مری(میدونم اصلا همخونی ندارن! :(
5.ترجیح میدم در صلحو صفا باشم! :-?
bard —
من دوست داشتم در قسمت الف ها زندگی کنم همون خونه ی زیبا در میان جنگل متاسفانه الان اسمش توی ذهنم نیست
pirooz —
همه اینارو ول کن .فقط هابیت ها .زندگی ساده .خونه های زیبا .صمیمی .خوش گذرون و...........
poia —
همه اینارو ول کن .فقط هابیت ها .زندگی ساده .خونه های زیبا .صمیمی .خوش گذرون و...........
من هم با نظر pirooz موافق جای خوبیه برای حیات بشریت :-? :-
gildor —
من الف میشدم :x :-*
داستانو نمیدونم باید روش فکرکنم
توی لوثلورین زندگی میکردم
بهترین رفیقم هالدیره :D
دشمنمم سائورون
ازدواجم :ymblushing:
گالادریل ... :D گیلدور... :D
.
.
.
خودمم نفهمیدم چی گفتم :D
کلا درغم اینم که چرا این دنیای باحال وجود نداره :D :D @-) :D ...
agarwaen —
آدم می شدم _اینجا که آدم نشدیم شاید اونجا بشیم
اما داستانش از این قراره که حدود 2700 دوران چهارم گوندور یک فرماندار برای اومبار مشخص میکنه به نام Night. Knight بعدش این آقای نایت برای شکست دادن قبایلی که هنوز حکومت گوندور قبول نکردند وارد یک سری جنگهای طولانی مدت می شه که تو این جنگهای بنده -که اسمم اونجا ماکان هست- فرمانده یک بخشی از نیروهای گوندور هستم
اما دوستان گوندوردوستان من ودشمنان گوندوردشمنان من هستند
محل زندگیم هم توی یه قلعه سمت غرب اومبار و به فاصله ی 50 فرسخ هست البته زندگی که چه عرض کنم مدام داریم در مقابل حمله هارادریم ها دفاع می کنیم
در مورد ازدواج هم که وسط جنگ جای زن وبچه نیست
Legolas —
من دوست داشتم الف بشم
بعد توی جنگل زندگی می کردم
دشمنم سائرون هست
رفیق صمیم آراگورنه
دیگه به برادر الراند هم یه سری می زدم :دی
Vána —
انسان باشم
دوستانم نیه نا گاندلف اولمو و آراگورن وئئودن
دشمنانم سائرون مورگوت و سارومان و انگولیات بدترکیب و دوست تاریکی
مکان زندگیم :روهان
کاربر #0 —
من دوست داشتم گندالف باشم كه نژادش ماياست؛ و دوست داشتم خونهم يه خونهی كوچيک و نقلی توی ريوندل باشه كه با يه آلاچيق چوبی جلوی درشه و يه جوی آب هم پاش جريان داره. نزديکترين دوستم هم... شدوفكس باشه و اصلیترين دشمنم هم سارومان. حالا يه روز زندگی:
صبح كه بيدار میشم، دست و صورتم رو با آب جوی میشورم و شدوفكس رو هم بيدار میكنم و يه دستی به سر و صورتش میكشم و تيمارش میكنم. بعد، تو آلاچيق چوبيم صبحانه میخورم و به شدوفكس هم يه چيزی میدم بخوره. بعدشم با شدوفكس میرم يه دور دور ريوندل چرخ میزنم و به الروند صبح به خير میگم و كم كم از دره خارج میشم و میرم آرداگردی! وقتی هم كه ظهر شد، برمیگردم خونه و بعد از خوردن ناهار، میرم روی صندلی چوبی جلوی شومينه مینشينم و كتاب میخونم. شدوفكس رو هم میفرستم يه دوری بزنه. بعد از كتابخوندن، میرم توی حياط، تمرين جادو میكنم. بعد میرم عصرانه میخورم و به الروند سر میزنم و پيپ میكشم. (مثلاً پيپهای بیخطر... و برعكس، مفيد و مغذی!)
البته اگه چندروز بگذره، ممكنه اين نوع زندگی خستهكننده و كسلكننده بشه... ولی من دارم فقط زندگی يه روزم رو شرح میدم! :دی
shima k —
1.الف 2.شاير يا ريوندل 3.فرودو و گاندالف 4.سايرون
gildor —
1 ) ساحر می شدم
2 ) برم فک کنم بعد میام می گم
3 ) نمی دونم یه جایی مثل شایر خوشگل و شلوغ و پر انرژی فقط بزرگ تر و مهم تر ( البت به صورت دوره گرد )
3-همه جای سرزمین میانه سفر میکردم. اما خیلی ریوندل، وودلند و لورین دوست دارم.
4- رفیقم زیاد داشتم (کلا سعی می کردم از هر نژاد دوست داشته باشم). کلا دوست زیاد دوست دارم. @-) اما هالدیر و لرد الروند و گندالف بانو گلادریل و لرد کلبورن و لگولاس و تراندویل و آراگون و بیلبو و... این اسمای همچنان ادامه دارد. (البته از دوران قبلم هستنا)
5-دشمن اصلیم ملکوره و دارو دستش.
~x(
Lord Thrall —
من الف هارو انتخاب میکنم و mirkwood زندگی میکردم و تنها در جنگل ها خودم رو با شکار عنکبوت و اورک سرگرم میکردم بعد هم شاید سفر میکردم و یک لباش (شبیه سوییشرت بلند) میپوشیدم و کلاهش رو مینداختم رو سرم (مثل بازی اسیسنز کرید) و با پیدا کردن و کشتن وانتد ها یا همون تحت تعقیب ها برای خودم درامد ایجاد میکردم باحاله؟؟؟
Nienor Niniel —
1.الف.گرچه آدمم اما اونجا الف!
3.سیاه بیشه(وقتایی که از دست بعضی کارای شاه تراندویل کلافه میشم چند سالی میرم ریوندل برای تنوع)
4.لگولاس،تورین،آرون و سم
5.دشمن شاه تراندی دشمن منه!من کماندار شاه الفهام :)
6.ازدواج؟! :| همون لگولاس :|
2.داستان.خب صبح از خواب بیدار میشم.ی چرخی تو جنگل میزنم.یه لقمه لمباس میخورم.بعدش میرم سر پستم برای حفاظت از بیشه مون :)
لوتین. —
چه تاپیک خوبی قدیمیه ولی دلم خواست پست بدم
1. یه الف ساحر میشدم (که هم جاودانه و زیبا باشم هم جادوگر و پر ابهت )
2.داستان و نمیدونم الان ولی بدون شک تو همه وقایع مهم اون زمان نقش پر رنگی داشتم :)))
3. جنگل فنگهورد تو یه قصر بزرگ شایدم ایزنگارد به جای سارومان
4. بانو ملیان و بلگ و سم با اینا دوست میشدم شاید با الروند هم دوست میشدم حالا
5. دشمنامم همه ارگا و ترولها و گابلینا راداگاست قهوه ایم خوشم نمیاد ازش
6.ازدواجم معلومه دیگه زن لگولاس میشدم :)))))
LORD.H —
1- قطعا اسکین چنجر!!
2-اووووووو حال ندارم
3- بقیه اسکین چنجر هارو جمع میکردم و یه قلمرو تشکیل میدادم که توسط الف ها آرموکو نام گزاری بشه (به الفی به معنای خرس پادشاه میباشد)
4- اگه کلی حساب کنیم فینرود فلاگوند و برن، اگه از بین زنده ها حساب کنم گندالف و الروند
5- مورگوت و دار و دستش
Thranduil elven king —
نژاد : الف
داستان : خیلی هست
مکان : قشنگ ترین جایی که گیرم اومد
دوست : بستگی به اخلاق و رفتار داره و حتمی الف باید باشه