چند روزی هست که تاپیک هایی در مورد نبودن یا کشته شدن شخصیت های کتابهای تالکین ایجاد شده؛
حالا در مورد یکی دیگه از شخصیت های آردا این سوال رو میپرسم.
به نظرتون اگر گالوم به دست بیلبو کشته میشد باعث بوجود اومدن چه اتفاقاتی میشد؟
چند روزی هست که تاپیک هایی در مورد نبودن یا کشته شدن شخصیت های کتابهای تالکین ایجاد شده؛
حالا در مورد یکی دیگه از شخصیت های آردا این سوال رو میپرسم.
به نظرتون اگر گالوم به دست بیلبو کشته میشد باعث بوجود اومدن چه اتفاقاتی میشد؟
فرودو اصلا موفق به نابودی حلقه نمیشد و . . .
خوب اگر همچین اتفاقی می افتاد شاید دیگه کسی نبود که این دو هابیت رو به موردور میبرد واگر هم فرودو و سم به موردور می رفتند همونجا کشته می شدند.
پس بیلبو قلب مهربانی داشت که گالوم رو نکشت
البته نباید نصیحت های گندالف رو فراموش کرد،زمانی که استینگ رو به بیلبو داد اگر،
"شجاعت واقعی این نیست که زندگی کسی رو بگیری،بلکه اینه که زندگی رو ببخشی"،
رو به بیلبو نمیگفت شاید بیلبو گالوم رو میکشت.
بستگی داره منظور چی باشه! اگه شما داستان ها رو پرداخته ذهن یه نویسنده فرض کنید، خب مسلمه اگه این شخصیت ها نبودن تالکین یه کاراکتر دیگه رو جایگزین میکرد (اگه میخواست آخر داستان فرقی نکنه). ولی اگه داستان ها رو دنیای واقعی فرض می کنید، تمام اتفاقاتی که در صورت وجود اون کاراکتر رخ داده، واضحه که اتفاق نمیفتاد و اگه نقش اون کاراکتر کلیدی باشه، ممکن بود روی پایان داستان تأثیر بذاره.
به نظرم بهتره این بحث ها رو در صورتی که هنوز مایلید ادامه بدید، توی یه تاپیک مشترک انجام بدید. اگه قرار باشه برای هر کاراکتر همچین تاپیکی بزنیم، فکر نکنم چندان جالب و مفید باشه!
امیدوارم ناراحت نشید و اینو یه انتقاد برادرانه (به قول شیرین خانوم) بدونید.
خب اگر گالوم به دست بیلبو کشته میشد ... خب حلقه تا ابد تو شایر می موند و بیلبو تا 222 سالگی هم پیش میرفت... و سایه ی پلیدی همیشه در کنار زیبایی میموند ...
ولی در اصل پیتر جکسون یک حرکت فوق العاده ای رو تو هابیت انجام داد : "شجاعت واقعی این نیست که زندگی رو بگیری ، بلکه اینه زندگی رو ببخشی "
تو ارباب حلقه ها قهرمان واقعی به فرودو و سم گفته شد ولی قهرمان اصلی کل دنیای سرزمین میانه گندالف بود ... اونم حرفی که به بیلبو زد : "شجاعت واقعی این نیست که زندگی رو بگیری ، بلکه اینه زندگی رو ببخشی " اگه گندالف این حرف رو نمی زد ، بیلبو گالوم رو می کشت و 1) امکان داشت حلقه تا ابد تو شایر میموند 2) یا اینکه فرودو با خیال راحت تو کوه نابودی حلقه دست خودش می کرد و از اونجا خارج میشد و دنیا کلا نابود میشد
این دید منه نسبت به این ... کل سرزمین میانه شانس آورد که گندالف اون حرف رو به بیلبو زد ...
کشتن گالوم چه ربطی به موندن حلقه توی شایر داره؟
بدلیل اینکه در آردا طرفداران واقعی و به قول معروف "دو آتشه"ی کتابهای تالکین حضور پیدا میکنن و در بحثها شرکت میکنن،ما با آگاهی از اینکه داستانها زایده ی ذهن نویسنده هست،مسائل و مباحثی رو بیان میکنیم و به دلیل علاقه ای که نسبت به داستانها داریم طوری درباره ی اونها بحث میکنیم که گویا واقعی هستند.بستگی داره منظور چی باشه! اگه شما داستان ها رو پرداخته ذهن یه نویسنده فرض کنید، خب مسلمه اگه این شخصیت ها نبودن تالکین یه کاراکتر دیگه رو جایگزین میکرد (اگه میخواست آخر داستان فرقی نکنه). ولی اگه داستان ها رو دنیای واقعی فرض می کنید، تمام اتفاقاتی که در صورت وجود اون کاراکتر رخ داده، واضحه که اتفاق نمیفتاد و اگه نقش اون کاراکتر کلیدی باشه، ممکن بود روی پایان داستان تأثیر بذاره.
به نظرم بهتره این بحث ها رو در صورتی که هنوز مایلید ادامه بدید، توی یه تاپیک مشترک انجام بدید. اگه قرار باشه برای هر کاراکتر همچین تاپیکی بزنیم، فکر نکنم چندان جالب و مفید باشه!
امیدوارم ناراحت نشید و اینو یه انتقاد برادرانه (به قول شیرین خانوم) بدونید.
اما خیلی خوب میشه اگر همونطوری که شما گفتید این بحثها در تاپیکی جداگانه ادامه پیدا کنه.
فکر میکنم منظور این بوده که اگر گالوم کشته میشد،دیگه وجود نداشت تا بر اثر شکنجه مکان حلقه رو لو بده.کشتن گالوم چه ربطی به موندن حلقه توی شایر داره؟
مسلما وقتی دوستان مطلبی رو در قالب یک "تاپیک" ارسال میکنند ما فرض رو بر این میگیریم که بحثی یا مطلبی دارن که میشه بهش تاپیکی خاص اطلاق کرد. و در این زمینه ما محدودیت زیادی رو ایجاد نمیکنیم. لذا فرض بر این است که موسس هر تاپیک برنامه و بحثی رو مد نظر داره که میتونه در یک تاپیک جداگانه مطرح بشه.
بحثی که گندالف مطرح کرد تا حدودی درسته. این که بهتر بود از ابتدا این تاثیرات در یک تاپیک بررسی بشه. این رو به ما بسپارید. اگر دیدیم که موارد کلی شده و بهتره در یک تاپیک قرار بگیره حتما روش فکر میکنیم.
اما در مورد بحث:
مطمئنا اگر در مورد نبود یکی دیگه از نقش های کلیدی و موثر داستان صحبت کنیم باید برگردیم و تمام عوامل رو بررسی کنیم و این که داستان چطور پیش میره. (به گندالف: حالا این که داستان رو واقعی در نظر بگیریم یا زاییده ذهن نویسنده بنظرم بذاریمش به عهده خود دوستان تا در نظرشون لحاظ کنن).
نتیجتا شاید راهنمایی برای فرودو پیدا نمیشد. و اگر به دروازه سیاه میرسیدن به زحمت و بعد از هدر رفتن کلی وقت و منابعشون بود. شاید کسی نیود تا جلوی فرودو و سم رو بگیره و اونا میخواستن از دروازه سیاه برن تو! شاید هرگز پلکان و غار شلوب رو که یک میانبر بود رو پیدا نمیکردن. در کل میشه گفت داستان به سرانجام نمیرسید.
در یک داستان تمام اعضا و کاراکتر ها در جای خودشون هستن و وظایف خودشونو دارن که اگه نباشن مجموعه به سرانجام نمیرسه.
اگر گالوم کشته می شد اون وقت هیچ کس متوجه نمی شد که حلقه پیش فرودو هست اونوقت یاران حلقه به راحتی می تونستند به سمت موردور حرکت کنند. چون که گالوم بود که جای حلقه رو لو داد.
(به گندالف: حالا این که داستان رو واقعی در نظر بگیریم یا زاییده ذهن نویسنده بنظرم بذاریمش به عهده خود دوستان تا در نظرشون لحاظ کنن).
درسته، هرچند به نظر میاد منظور بیشتر دوستان این باشه که در صورت جایگزین نشدن کاراکتر دیگه ای به جای اون کاراکتر حذف شده، چه اتفاقی میفته. چون نتیجه اینکه اگه کاراکتر دیگه ای جای کاراکتر حذف شده بیاد، مشخصه!
فکر میکنم منظور این بوده که اگر گالوم کشته میشد،دیگه وجود نداشت تا بر اثر شکنجه مکان حلقه رو لو بده.
اعترافات گولوم ربطی به عزیمت فرودو و هابیت ها نداشت. حتی اگه گولوم لو نمیداد که حلقه کجاست، گندالف فهمیده بود که حلقه بیلبو همون حلقه یگانه است و هابیت ها رو به ریوندل میفرستاد.
اعترافات گولوم فقط موجب شد نزگول جای حلقه رو بدونن و هابیت ها رو تا ریوندل تعقیب کنن.
درود بر دوست عزیز
عرض شود اگر در همان کتاب هابیت گالوم به دست بیلبو کشته میشد دیگه کسی وجود نداشت که توسط اورک ها شکنجه شود و نازگول ها متوجه وجود حلقه در شایر شوند
البته این اتفاق دیر یا زود خواهد افتاد و موردور از وجود حلقه در شایر با خبر میشد اگر فرض نماییم که نازگول ها متوجه وجود حلقه در شایر می شدند در مرحله بعدی در راستای تحقق اهداف برای نابودی حلقه به مشکل بزرگی خواهیم خورد
پس وجود گالوم بسیار ضروری و مهم است حتی مهم تر از وجود سم و گاندولف
حتی اگر بگیم به احتمال 1% فرودو و سم موفق به بردن حلقه به کوه نابودی بشوند باز اراده حلقه هست که بر فرودو اعمال قدرت می کند
بله اینو میدونم که وجود گولوم ضروری بود، ولی من گفتم که اگه گولوم کشته میشد و نزگول نمی فهمیدند که حلقه توی شایره، باز هم فرودو و سم و مری و پیپین با حلقه به ریوندل میرفتن، چون در هر صورت گندالف می فهمید حلقه توی شایره و اونا رو به ریوندل میفرستاد.
بستگی داره گالوم کی کشته میشد.اگر بیلبو موقع پیدا کردن حلقه میکشتش حلقه برای همیشه دست بیلبو میموند و کسی نبود که مکان حلقه رو به ارگ ها لو بده.
اگر سم در ابتدای مواجهه با گالوم اونو میکشت احتمالا اونا هیچ وقت راه موردور رو پیدا نمیکردن و حلقه به دست سائرون بر میگشت.
اگر هم جلوی دروازه کوه هلاکت سم کار گالوم رو تموم میکرد فرودو بر اثر اراده ی حلقه اونو دستش میکرد و اون موقع دوباره حلقه به دست ارگ ها میرسید.
پس نتیجه میگیریم گالوم با این که خیلی شخصیت اعصاب خورد کنی بود ولی با پلیدی ها و سعی برای به دست آوردن حلقه کمک اعظمی به فرودو و سم و در کل به سرزمین میانه کرد ولی آخر داستان که گالوم همراه حلقه به داخل کوه سقوط کرد دل من که خیلی خنک شد ولی شما رو نمیدونم!:دی
به نظر من گولوم اگر نبود هابیت ها صد در صد گیر میافتادن ولی اگر گاندالف در مبارزه با بالروگ زنده میموند هابیت ها میتونستن به راحتی به موردور برسن.
عجب گیری دادین به کشته شدن شخصیت ها !!!
به خدا اگه نبودن یکی دیگه جاشونو پر میکرد
مثلا به جای گالم یه آدم حلقه رو پیدا میکرد و از همه دوری میکرد و سایر اتفاقات دوباره همون میشد
اگه گالوم یه دست بیلبو کشته میشد دیگه اصلا نازگول و کلا موردور نمی تونست محل حلقه رو بفهمه (اونا با شکنجه کردن گالوم پی بردن که حلقه پیش یه بگینزه)
خوب اونوقت کلا داستان فرق میکرد
احتمالا اصلا ای یاران حلقه بوجود نمی امد و گاندلف هم از چیزی خبر دار نمیشد (البته سایرون همچنین به حمله به گاندور و روحان می پرداخت و همینطور دنبال حلقه میگشت)
:دی
احتمالا اصلا ای یاران حلقه بوجود نمی امد و گاندلف هم از چیزی خبر دار نمیشد (البته سایرون همچنین به حمله به گاندور و روحان می پرداخت و همینطور دنبال حلقه میگشت)
:دی
urzkû zaug tur
باز هم نظر به بی پایه و اساس
یه سوال از دوستان: الان اینکه نزگول و سائورون فهمیدن حلقه توی شایر بوده با اینکه گندالف فهمید حلقه بیلبو همون حلقه یگانه است با اینکه هابیت ها عازم ریوندل شدن، چه ربطی داره؟ من هرچی فکر میکنم یادم نمیاد توی کتاب اینها به هم مربوط شده باشن. ولی فکر کنم توی فیلم اینکه نزگول از محل حلقه مطلع شدن رو دلیل عزیمت هابیت ها به ریوندل نشون داده. میشه یکی روشن کنه؟
به گندالف:
تقریبا میشه گفت گولوم شایر و بگینز رو لو داد ولی تا اون جایی که من یادمه اشاره ی مستقیمی به این مورد نشد. بازم یه نگاه به صفحه های ۱۳۵-۱۳۶-۱۳۷ یاران حلقه بنداز!
اینو میدونم، ولی میگم لو رفتن جای حلقه پیش نزگول چه ربطی به اعزام هابیت ها به ریوندل داشت؟
درود
اگر در نظر بگیریم که گالوم توسط بیلبو کشته میشد
به نظر بنده چیزی عوض نمیشد به جز قسمت جدا شدن فرودو از گروه که باعث شکست ماموریت یاران حلقه میشد
زمانی که فرودو حلقه رو تحویل گرفت 100% یک روز آن را به دست می کرد و به راحتی بدون کمک گالوم جای حلقه لو می رفت
حال در نظر بگیرید که حلقه بعد تشخیص گاندولف توسط فرودو به روندل برده میشد آیا گاندولف از خیانت سارامون آگاه بود که به او اطلاع نده ؟
جواب : خیر . گاندولف در هر صورت با بزرگ ایستاری ها ( سارامون ) دیدار کرده و موقعیت حلقه را لو میداد
پس به نظر بنده حذف گالوم تاثیر مستقیمی بر سرنوشت سرزمین میانه دارد
به نظرم باز هم سارون سراغ بیلبو میامد اما خوب تا حدودی از جذابیت های داستان کاسته میشد . گالوم یکی ازشخصیت هایست که به نظر من وجودش در سیر داستانی ارباب حلقه ها لازم بوده.
اگر گولوم نمی بود فرودو و سم بالاخره مینداختن از دروازه های سیاه! اونوقت گاز زده شده و مچاله شده برمی گشتن بر دل بیلبو!
به نطر من اگه گالوم به دست بیلبو کشته میشد اتفاق خاصی نمی افتاد.بعضی از عزیزان گفتن اگه کشته میشد سم و فرودو به موردور نمی رسیدند.ولی من میگم بالاخره اونا برای نابودی حلقه سفر رو شروع کرده بودن و دیر یا زود یا بوسیله ی یه نفر دیگه به موردور می رسیدند.تنها اتفاقی که می افتاد این بود که فرودو با سم قهر نمی کرد.
البته اگه گولوم نبود فرودو و سم از دروازه سیاه داخل میشدن و سائورون اونا رو می دید و حلقه رو ازشون می گرفت. ولی گولوم از راه دیگه ای به موردور بردشون که اینطوری سائورون اونا رو ندید.
یه بار دیگه فیلمو نگاه کن!
خب اگه یکی دیگه که کار بلد باشه یاریشون می کرد چی؟ (ناگفته هم نماند که گالوم نیتش پس گرفتن حلقه بود.)
البته اگه گولوم نبود فرودو و سم از دروازه سیاه داخل میشدن و سائورون اونا رو می دید و حلقه رو ازشون می گرفت. ولی گولوم از راه دیگه ای به موردور بردشون که اینطوری سائورون اونا رو ندید.
یه بار دیگه فیلمو نگاه کن!
خب اگه یکی دیگه که کار بلد باشه یاریشون می کرد چی؟ (ناگفته هم نماند که گالوم نیتش پس گرفتن حلقه بود.)
نیت مهم نیست، نقشش مهمه! جز گولوم چه کسی اونجا بود که به فرودو و سم بگه از دروازه سیاه رد نشن؟ هیچ کس جز اورک ها!
اصلا از اول فرودو تنهایی میخواست بره که بعد سم باهاش اومد. یعنی جز گولوم هیچ کس نمیتونه فرودو و سم رو همراهی کنه؛ یاران حلقه که توی روهان و گوندور می جنگیدن، گالادریل و کلبورن هم که از لوتلورین و الروند هم از ریوندل دفاع میکرد. پس هیچ کس نمیتونست اونا رو همراهی کنه جز گولوم. هرچند نیتش پلیدانه بود، ولی نقش مهمی داشت.
جز گولوم چه کسی اونجا بود که به فرودو و سم بگه از دروازه سیاه رد نشن؟
کسی اونجا نبود ولی مثلاً، بر فرض مثال فارامیر می تونست راهنماییشون کنه.(بازم تاکید کنم که گفتم مثلاً)
به نظر من هم اگه اسمیگل نبود حلقه نابود نمیشد!
جدا از اینکه بدونه اون فرودو میتونست بره به موردور یا نه . آخر قضییه فرودو دوباره حلقه رو دستش کرد و پشیمون شد که بندازتش پایین و آخر هم خودش حلقه رو پایین ننداخت و حلقه با اسمیگل تو آتیش افتاد! پس شاید اگه اسمیگل نبود همونطور که ایزیلدور از اونجا برگشت و حلقه رو ننداخت حتما فرودو هم حلقه رو نمینداخت و برمیگشت!
یه ماهی خور از آردا کم می شد :))
اگر گالوم کشته می شد باز هم نزگول ها جای حلقه رو پیدا می کردن(چون اونا به سمت حلقه کشیده می شن دیگه حالا فکر کن بیلبو 200 سالش شده بود اونوقت سائرون هم قدرتش بیشتر می شد و وقتی بیلبو از حلقه استفاده می کرد خوب راحت می فهمید دیگه)
فقط اینجا یه مسئله می مونه که فرودو و سم چطور برن به سمت کوه نابودی. اینجاست که اگه سائرون حلقشو پس می گرفت دیگه ماجرا به این راحتیا تموم نمی شد که . حالا بیا و درستش کن.
کلا حیف نیست در مورد نقش به این قشنگی اینجوری صحبت کنیم، حیف نیست می مرد، من که از کاراش خیلی خنده ام می گیره:دی
گندالف یه جا به فرودو یه حرفی می زنه که مضمونش این میشه: هرکسی تو داستان نقشی داره که به موقعش ایفا می کنه...یا یه همچین چیزایی!! الان یادم نیست...
این و تو جواب فرودو می گه وقتی اون از بیلبو شکایت می کنه که باید همون موقع گالوم و می کشت...این دقیقا عین جوابه..داستان مثل یه زنجیره می مونه وهر جزء کوچیک نقش یه بخشی از این زنجیره رو داره...اگه نباشه از هم می پاشه و مسیر داستان عوض میشه...تک تک کارکترای موثر چه کم یا چه زیاد تو روند داستان تاثیر دارن...شاید اگه گالوم کشته می شد روند داستان حلقه اصلا چیزی شبیه به اینی نبود که ما می بینیم...در نهایت خوشبینی اگر حتی فرودو راهی سفر میشد و با سم به کوه هلاکت می رسید دیگه نمیشه از موثرترین نقش گالوم تو لحظه ی آخر چشم پوشی کرد...اگر فرودو حلقه رو نابود نمی کرد به احتمال زیاد حلقه آخرین خیانت درحق آخرین صاحب ناشایستش انجام می داد و با به کشتن دادن فرودو به دست سائورون می رسید...و اون وقت...شاید ما مجبور بودیم داستان دوران تاریکی بعد از ظهور تمام و کمال سائورون رو می خوندیم..البته شاید هم انقدر اوضاع حساس نمیشد و حلقه سال های سال باز در شایر می موند...کسی چه می دونه؟خودمم نفهمیدم چی سمبل کردم!!! :))
اگر بیلبو گولوم میکشت دقیقا فردی عین گولوم دوباره بوجود میومد چرا راه دور بریم فقط کافیه به زندگی خود گولوم نگاه کنیم در واقع اسمیگل چیکار کرد ؟وقتی حلقه رو پیدا کرد دوستشو کشت به خاطر حلقه دوستشو کشت حالا بگذریم اولین دیدار بیلبو وگالوم دوستانه نبود وبیلبو راحت میتونست گالوم بی نوا ,که بیلبو از دیدش خارج شده بود رو بکشه ولی بخاطر دلسوزی ومهربونیش اینکارو نکرد در واقع با دلسوزی برای گالوم روح خودشو نجات داد ونذاشت حلقه روش تاثیر بیشتری بزاره ویه گالوم دیگه بوجود بیاد شاید ویزگی منحصر به فردخاندان بگینز همین دلسوزی وحس انسان دوستی {وازه بهتری پیدا نکردم}بود که باعث نجات خودشون و در انتها نابودی حلقه شد هر چند حلقه روشون تاثیراتی داشت .
سیر داستان رو نگاه کنیم به این نتیجه میرسیم که با اینکه گولوم بد بود ذاتا اما اگر کشته میشد هیچ سودی نداشت. در نهایت هم حلقه و حاملانش اسیر و کشته میشدن . درسته که برد فرودو رو به کریت آنگول و فرودو با شجاعت سام و خوش شانسی محض تونست از اونجا نجات پیدا کنه ولی با این حرکت بود که وارد دژ غیر قابل نفوذ سائرون شدن درسته؟؟؟
پس انقدر به این اسمیگل بد بخت گیر ندید. ناخواسته حلقه رو هم خودش نابود کرد با حمله به فرودو.