با سلام و درود بی پایان خدمت تمام آرداییون عزیز من جمله الف ها و انسان های آزاد و صد البته دورف ها و باقی ماجرا
راستش چند روزه یه سوال ذهن من رو مخدوش کرده :دی
و اون هم " اگر های سرزمین میانه هست "
برای مثال : اگر فئانور سیلماریل ها ر نیم ساخت چی می شد ؟؟
اگر فین گولین بعد از واقعه ی لوسگارد بر می گشت و اظهار ندامت می کرد چی می شد ؟
و در کل از این قسم اگر ها که مسلما اگه طفاق می افتاد تاریخ سزرمین میانه تغییر می کرد
خب حالا هدف من اینه که یه اگر بگیم و در موردش بحث کنیم :?
توجه کنیم که اگر باید خیلی مهم و حیاتی باشه
حالا برای شروع من یه اگر می گم :
اگر در نبرد اشک های بیشمار اتحاد مایدروس پیروز می شد به نظرتون تاریخ اردا چه جوری می شد ؟؟
به نظر من یه خویشاوند کشی دیگه اتفاق می افتاد :?
با تشکر از شما
اصلان
تور —
قبل از این که شروع کنید من یک نکته رو متذکر بشم:
تاپیک های دیگری با این ماهیت وجود دارن و به صورت جزئی تر توشون صحبت میشه. لینکشو اینجا میارم تا دوباره اینجا بحث نشه و چون تو همون تاپیک ها زیاد بحث شده میتونید برای شرکت به تاپیک خودش مراجعه کنید:
با سلام و تشکر از ناظر محترم بابت موافقت با این تاپیک
همون طور که تور اشاره کرد بعضی از " اگر " ها در سایت وجود داره که ریز تر به موضوع می پردازه
پس قبل از این که " اگر " ی رو تو این تاپیک بهش اشاره کنید بهتره که پست اول این تاپیک و در کل پست های تاپیک رو در اینده بخونید تا " اگر " تکراری وسط نکشونده باشید
توجه ی خیلی خیلی مهم !!!
در انتخاب اگر ها واقعا دقت کنید
" اگر" ی باشه که واقعا جای بحث داشته باشه و الکی اگر و شاید وسط نکشید !!
" اگر " باید اون قدر مهم بوده باشه که احتمال تغییر روند در تاریخ سرزمین میانه رو داشته باشه
و در پایان هم یه توجه ی خیلی مهم بگم
این تاپیک تو شورای خردمندان و همین حاکی از اینه که می خواهیم اینجا بحث کنیم
و نمی خوام فن فیکشن بازی کنیم :?
دوستان بر اساس استدلال های موجود باید پاسخ بدن و دلیل برای گفتنشون داشته باشند نه از ذهنیات خودشون و اون جوری که دوست داشتن داستان پیش بره
برای نمونه از این که می گم اگه اتحاد مایدروس پیروز می شد احتمال یه خویشاوند کشی بود استدلال و دلیل دارم :?
فکر کنم همه ی شبهات رو گفته باشم
پ.ن :
باز می گم اگر مهم انتخاب کنید و اگر لازم باشه کل تاپیک رو بخونید
جواب هاتون بااستدلال و دلیل باشه
این جا فن فیکشن نیست و می خواهیم بحث کنیم
ارادتمند شما
اصلان
hamid stormcrow —
در مورد نتیجه نبرد نیرنایت آرنویدیاد و اینکه اگر اتحاد مایدروس پیروز می شد چی می شد باید ببینیم این پیروزی قرار بود در چه حدی باشه!
اگر نتیجه پیروزی در این نبرد یه چیزی شبیه داگور براگولاخ می شد یعنی به محاصر آنگباند می انجامید و یک دوره صلح دیگه آغاز می شد اتفاق خاصی نمی افتاد و شاید فقط حوادث بعدی یه چند صد سالی به تاخیر می افتاد اما اگر این پیروزی منجر به شکست کامل ملکور و سقوط آنگباند می شد و نولدور سیلماریل ها رو پس می گرفتن بستگی داشت سیلماریل ها به دست چه کسی بیفته!
اگر فرزندان فین گولفین سیلماریل ها رو به دست می آوردن احتمالا سوگند فئانور دوباره کارگر می افتاد و مایدروس و برادرانش به طمع به دست آوردن جواهرات یه خویشاوند کشی دیگه راه مینداختن اما اگه سیلماریل ها به دست فرزندان فئانور می افتاد احتمال می دم سرنوشتی مشابه آر-فارازون در انتظار اون ها بود یعنی اون ها به دلیل غرور حاصل از این پیروزی احتمالا به فکر بازگشت به غرب و به زیر کشیدن والار و انتقام از اون ها می افتادن!
Aslan —
مسلما همون طور که گفته شد نبرد داشت به پیروزی می انجامید اما در انتها یه سری حوادث پیش اومد و اتحاد شکسته شد
حال با این فرض که اتحاد برنده می شد
من احتمال می دم که در هر حالت ممکن احتمال داشت خویشاوند کشی صورت بگیر !
چون در هر حال فرزندان فئانور سیلماریل ها رو می خواستند چه اگر دست خودشون می افتاد چه دست فرزندان فین گولفین
اگه دست خودشون می افتاد مسلما به قول تو می شدند مثل ار-فارازون و همین موضوع باعث می شد که اتحادی بین الوه از دوریات و فرزندان فین گولفین صورت بگیره و همین باعث خویشاوند کشی می شد
از طرفی چون فرمانده ی نبرد مایدروس بود و یه ذره ارام تر از سایر براردرانش بود احتمال داشت که مثل قضیه ار فارازون نشه و یه کمی ارام تر باشه
اما یه قضیه دیگ می مونه :
سائرون و ملکور چی می شدند
آیا ملکور اون قدر ضعیف شده بود مثل نبرد خشم که بشه اون رو دستگیر کرد ؟؟
الوه —
از نظر من سیلماریل ها به هیچ عنوان به دست الف ها نمی رسید تا وقتی که خودِ والار دست به کار بشن، چون ماندوس توی پیشگوییش/نفرینش به فئانور، یکی از توانمندترین الدار، میگه که حتی اگه ایلوواتار تورو سه برابر عظیم تر از اینی که هستی می آفرید، تورو بر هیچ کدوم از آینور برتری نبود...
به نظر من فقط یه دوران صلح دیگه میشد و آخرش بازم میشد نبر شعله های ناغافل دوباره...
اما اگه بخوایم خیلی خوشبین باشیم...
اگه سیلماریل ها به دست فرزندان فئانور نمی افتاد، صد در صد یه خویشاوند کشی راه میفتاد همونطور که حمید گفتن. و این قطعیه، چون سر یه سیلماریل دیدیم چه بلایی سر بازماندگان دوریات آوردن...
ولی بازم یک مشکلی هست، حق سیلماریل ها از دست خاندان فئانور خارج شده، اونا حتی نمیتونن لمس و حملش کنن (حتی سیلماریل ها درون جعبه هم دست ملکور رو سوزوند) و به نظرم بازهم پایانی بهتر از کشتن خودشون نصیبشون نمیشد و اون هایی که باقی موندن یک دیوانگی دیگه رو شروع میکردن به هر بهانه ای....
مثلا شایعه ی دسیسه ای از سوی والار که میخوان از حقشون باز بدارنشون که بازم میشه مثل حرف های حمید {انگار از خودم حرف ندارم بزنم :? :دیــ} احتمال حمله به والینور میرفت...
در مورد دستگیر کردن مورگوت و سائورون
آنگباند بیش از حد راه های زیر زمینی داشت، اگه ملکور واقعا میخواست فرار کنه، میتونست، مثل اون بالروگ که با چقدر فاصله در زیر تالارهای خزد-دوم خونه کرده بود...
به نظر من فرار نکردن ملکور علتی داشته که فقط بر خودش آشکاره...
Aslan —
این که یه خویشاوند کشی راه می افتاد درست و همون اول بهش اشاره کردم
اما به هر حال نکته ی مهم اینه که احتمال داشت الوه و دوریات سقوط نکنند
تورگون و گوندولین هم همین طور و شاید بلریاند به این مشکل کنونی دچار نمی شد و غرق نمی شد البته اگر قضیه مثل ار-فارازون نمی شد
و اگه بلریاند غرق نمی شد وقایع دیگه ای احتمال داشت اتفاق بی افته
اما خب باز یه سوال دیگه :
اگه سیلماریل ها دست والار می افتادن چی
یعنی منظورم اینه که اگه بعد از کشمکش های سقوط انگباند در اتحاد مایدروس سیلماریل ها دست والار می افتاد قضیه اون وقت چی میشد
پ.ن :
در مورد دستگیر کردن مورگوت و سائورون
آنگباند بیش از حد راه های زیر زمینی داشت، اگه ملکور واقعا میخواست فرار کنه، میتونست، مثل اون بالروگ که با چقدر فاصله در زیر تالارهای خزد-دوم خونه کرده بود...
به نظر من فرار نکردن ملکور علتی داشته که فقط بر خودش آشکاره...
نکته ی خیلی ظریفی رو بهش اشاره کردی الوه
یعنی منظورته که تو همون نبرد خشم هم ملکور خودش رو قصدا تسلیم والار کرد
اگر این جوری باشه و احتمال بدیم که ملکور قصدا خودش رو تسلیم والار کن
دست یافتن به سیلماریلی منوط به دست یافتن به مورگوته و این برای کسانی در جایگاه فرزندان ایلوواتار واقعا سخته.
اگر هم در جنگ پیروز می شدند و ملکور شکست میخورد من دست یابی به ملکور و سیلماریلی رو بسیار بعید میدونم.
دفعه قبلی که مورگوت شکست خورد چه کرد؟ با ظاهری نادم بخشش خواست و زندان رو تحمل کرد و برگشت تا نقشه های خودشو عملی کنه...
پس این نظر من در مورد پیروزی نبرد پنجم...
البته یه خوبی های ناگنجیدنی هم داره...مثلا هور الان در کنارم بود...یا عمویم هورین... :?
شاید تورین هم در سلامت و در دامن خانواده بزرگ میشد...اگر نفرین مورگوت بر هورین و خانواده اش نبود مطمئن باشید خیلی اتفاقات از جمله سقوط نارگوتروند هرگز رخ نمی دادند. و این از لحاظ ژئوپولیتیک تاثیر شگرفی بر سیر داستان میذاشت. خیلی چیز ها عوض می شد اگر نارگوتروند سقوط نمی کرد...و البته گلائرونگ زنده می ماند. حتی گوندولین هم شاید سقوط نمی کرد و همچنان راهش بر دشمن پنهان می ماند...و تورگون همچنان حکمرانی می کرد و امید ها زنده بود...
و این زنده ماندن امید شاید بزرگترین دستاورد پیروزی در نیرنایت آرنوئدیاد می بود...
Aslan —
با نظرت مخالفم مسلما الف ها به سیلماریل ها دست پیدا می کردند
یه جوری سیلماریل ها با ملکور مرتبط بودن
یعنی ملکور هر کجا می رفت سیلماریل ها رو هم با خودش می برد
اون سنگینی سیلماریل ها رو تحمل می کرد حالا بیاد و اون ها رو جایی مخفی کنه و بعد فرار کنه
فین گولفین تونست به راحتی ملکور رو وسوسه کنه و به میدون بیارتش حالا که ملکور که ببینه قدرتی نداره احتمال داره خودش وارد عمل بشه
و این یعنی شکست و بدست اوردن سیلماریل ها
در مورد هور و هورین و نفرین روی خواده اش
شاید هور زنده می موند و هورین به جوار خانواده بر می گشت اما باز به نظرم گریبان گیر همون پیشگویی و نفرین ماندوس می ش که پشت نولدور بود
مثلا همون طور که گفتم دوریات و گوندولین سقوط نمی کردند اما مطمئنا وضعشون کمی از وضع الانشون بهتر می شد نه خیلی زیاد
چون مسلما پسران فئانور خواهان سیلماریل بودن حتی به قیمت یه خویشاوند کشی دیگه
تور —
تو داری در مورد قدرتمند ترین والار حرف میزنی.
تو فکر میکنی شکست ملکور یعنی مرگش؟ کشتنش؟ نه...یعنی ضعفش.
ملکور وقتی از تولکاس (والار) شکست خورد چون کاری از دسش برنمیود تسلیم شد اما فراموش نکن چون در مقابل 14 والا قرار داشت...اما فکر میکنی ملکور به همین راحتی میاد و جلوی ارتش انسان ها و الف ها هرچقدر منسجم و قوی زانو میزنه و سیلماریل ها رو تقدیمش میکنه؟ حداقل به خاطر رنجی که در بدست آوردنشون کشیده راحت تسلیم نمیشه...
شما دارید در مورد نتیجه جنگ صحبت می کنید نه شکست ملکور...این جداست.
اگر فرض میگیرید که ملکور شکست بخوره و تسلیم بشه و سیلماریلی تسلیم فرزندان فئانور بشه اونوقت من با الوه هم نظر هستم.
در مورد هور و هورین:
کاملا مخالفم.
یعنی چون شرکت هورین در جنگ در کنار نولدور بوده نفرین ماندوس بر او و خانواده اش هم سایه داره و سرنوشتش بازم همون میشه؟
من اینطور فکر نمیکنم...دور لومین خانه هورین بود و طبیعیه وقتی قشون بسیج میشه او به عنوان یکی از ساکنین در جنگ شرکت میکنه...نه به خاطر کمک به الف ها بلکه به خاطر دفع شر. یعنی انسان های دورلومین برای جلوگیری از سایه انداختن نفرین ماندوس دست روی دست بذارن و در جنگی علیه مورگوت شرکت نکن؟
و البته ربط سیلماریلی و فرزندان فیانور با خاندان هادور رو نفهمیدم! :?
پ.ن
"سیلماریلیون" معنای دیگری دارد اصلان جان...
baradil soldier of dale —
اما یه قضیه دیگ می مونه :
سائرون و ملکور چی می شدند
آیا ملکور اون قدر ضعیف شده بود مثل نبرد خشم که بشه اون رو دستگیر کرد ؟؟
دوستان عذر مي خوام كه وسط بحث پارازيت ميدم ولي چون ديدم كسي به كلمه ي سائورون توجه نكرده اين حرفارو مي زنم
چون شما داريد نتيجه ي اشك هاي بي شمار رو متغير فرض مي كنيد ، پس من فرضو بر اين مي ذارم كه نتايج داگور براگولاخ و جريان تول سيريون و ... دست نخورده مونده!
ببين اصلان جان بعد از اينكه لوتين و هوان برج رو از چنگ سائورون در ميارن ، بش مي گن يا جزيره يا جسمت{ يادم نيس اينو دقيقا} . سائورون جسمش رو انتخاب مي كنه. بعد از اون علنا هيچ اسمي از سائورون نمياد! جايي ذكر نشده چي ميشه ولي من مطمئنم{ نظر شخصيمه} كه به آنگباند بر نمي گرده به اين دلايل:
چون از خشم مورگوت مي ترسيده و خودت هم مي دوني كه تسليم كردن اون جزيره ي استراتژيك كاري نبود كه مورگوت به راحتي ازش بگذره. تازه اگه برمي گشت ، بعد از جنگ خشم قطعا ائونوه چنين برخوردي رو باش نمي كرد. سائورون اومد پرسيد چي به سر من مياد. ائونوه هم پيشنهاد{توي متن فعل should اومده؟ يا must ؟} ميده كه بياد والينور راجع بش تصميم بگيرن. اگه با مورگوت مي موند يحتمل خودش كشته ميشد{مي دونم مايار كشته نميشن. منظورم اينه كه همون بلايي كه سر بالروگ ها اومد سرش مياد} يا مثل مورگوت كت بسته مي بردنش والينور.
The secret wizard —
به نظر شما اگر سارومان طرف تاریکی نمیرفت...چه کار های مفیدی برای آردا انجام میداد؟
والا تا جایی که ما دیدیم این یارو فقط حرف میزد .جادوگر بزرگ همین بود؟؟!! :?
baradil soldier of dale —
به نظر شما اگر سارومان طرف تاریکی نمیرفت...چه کار های مفیدی برای آردا انجام میداد؟
والا تا جایی که ما دیدیم این یارو فقط حرف میزد .جادوگر بزرگ همین بود؟؟!! :?
ببین اولین مزیتی که داشت این بود که در صورت وقوع یه جنگ بین موردور و گوندور , روهان سریع تر و راحت تر و با یه ارتش قوی تر می تونست به کمک گوندور بیاد.
اما هرچه قدر فکر می کنم کی بینیم که بودنش توی جبهه ی خیر هم زیاد فرقی با نبودش نداشت! کار های اصلی رو باز در هر صورت گندالف می کرد.
تا اونجایی که یادمه سارومان دانش زیادی توی حلقه سازی داشت و طبق سخنان گندالف یه زمانی صناعت دشمن رو مورد بررسی قرار داد. ولی نمی دونم ساخت این جور حلقه ها ته تهش به چی ختم می شد. در هر صورت حلقه ی یگانه سالم و دست نخورده باقی می موند و بعید می دونم با این کارا می شد سائورون رو شکست داد. حتی اگر شکست می داد شاید تبدیل می شد به ارباب تاریکی دوم!{شایدم نمی شد}
سارومان{اینم دقیق یادم نیس} خیلی قبل تر از دیگر اعضای شورای سپید فهمید که نکرومانسر همون سائورون هست. ولی چیزی نگفت چون می خواست حلقه با قدرت نمایی سائورون خودشو آشکار کنه{یه مدت مدیدی همش توی گلادن فوضولی می کرد.چون طومار ایزیلدور رو خونده بود و می دونست حلقه اونجا گم شد. ولی اونجا هیچی پیدا نکرد غیر از الندیلمار و استخون های ایزیلدور}. به نظرم اگه سارومان اینو می گفت جلوی خیلی از اتفاق های بعدی می تونست گرفته بشه.
*فئانور* —
خب من با اجازه بزرگان یه اگر میگم امیدوارم قابل بحث باشه:
اگر در تالار های مادروس لوتین رفتن به والینور را انتخاب میکرد چه میشد؟
الوه —
اما به هر حال نکته ی مهم اینه که احتمال داشت الوه و دوریات سقوط نکنند
تورگون و گوندولین هم همین طور و شاید بلریاند به این مشکل کنونی دچار نمی شد و غرق نمی شد البته اگر قضیه مثل ار-فارازون نمی شد
و اگه بلریاند غرق نمی شد وقایع دیگه ای احتمال داشت اتفاق بی افته
اما خب باز یه سوال دیگه :
اگه سیلماریل ها دست والار می افتادن چی
یعنی منظورم اینه که اگه بعد از کشمکش های سقوط انگباند در اتحاد مایدروس سیلماریل ها دست والار می افتاد قضیه اون وقت چی میشد
پ.ن :
نکته ی خیلی ظریفی رو بهش اشاره کردی الوه
یعنی منظورته که تو همون نبرد خشم هم ملکور خودش رو قصدا تسلیم والار کرد
اگر این جوری باشه و احتمال بدیم که ملکور قصدا خودش رو تسلیم والار کن
اگه سیلماریل ها به دست تین گول نمی افتاد هیچ چیزی نمیتونست باعث سقوط منه گروت بشه...
بقیه ی اگرها خیلی سخت و وسیعه پس بهتره ننویسمش :پی
اما در مورد سوالت: خب معلومه چی میشد، همون کاری که یاوانا وقتی سه سیلماریل رو بعد از داگور داگورات انجام میده، یعنی بازسازی دو درخت...
جواب پی نوشت:
بله، دقیقا منظورم همین بود. توی پوچی هیچ چیزی نیست (و این جالبه) که به اون کمک کنه، فقط منتظر زمان بوده و ضعیف شدن والار
توی پوچی دیگه به آردا وابسته نیست، آردا نمیتونه اونو ضعیف کنه
اونقدر زمان میگذره و قدرت میگیره که بتونه از زنجیر آنگاینور رهایی پیدا کنه! (فرضیه ی خودمه)
هرچیزی که باشه اون تنها کسی از والار بود که برای تهی وارگی خودشو به هردری میزد...
هم اینکه نباید فراموش کنیم، اون قدرتمندترین والاره، قسمتی از قدرت همه ی والار رو داره، گرچه کمتر، اما کمی از قدرت ماندوس رو درونش داشته...
با نظرت مخالفم مسلما الف ها به سیلماریل ها دست پیدا می کردند
یه جوری سیلماریل ها با ملکور مرتبط بودن
یعنی ملکور هر کجا می رفت سیلماریل ها رو هم با خودش می برد
اون سنگینی سیلماریل ها رو تحمل می کرد حالا بیاد و اون ها رو جایی مخفی کنه و بعد فرار کنه
فین گولفین تونست به راحتی ملکور رو وسوسه کنه و به میدون بیارتش حالا که ملکور که ببینه قدرتی نداره احتمال داره خودش وارد عمل بشه
و این یعنی شکست و بدست اوردن سیلماریل ها
در مورد هور و هورین و نفرین روی خواده اش
شاید هور زنده می موند و هورین به جوار خانواده بر می گشت اما باز به نظرم گریبان گیر همون پیشگویی و نفرین ماندوس می ش که پشت نولدور بود
مثلا همون طور که گفتم دوریات و گوندولین سقوط نمی کردند اما مطمئنا وضعشون کمی از وضع الانشون بهتر می شد نه خیلی زیاد
چون مسلما پسران فئانور خواهان سیلماریل بودن حتی به قیمت یه خویشاوند کشی دیگه
توی کتاب به صراحت میگه الف ها توانایی مقابله با بائوگلیر رو ندارن، شاید بتونن مثلا محاصره اش کنن، اما هیچوقت تونستن به دیوارهاش نزدیک بشن؟ به دژ قدرتمندش حمله کنن؟
ملکور دوبار از یکجا زخم نمیخوره، مطمئن باش قبل از اینکه کسی بتونه ملکور رو شکست بده ارتشش اون دشمن رو تار و مار میکرد، مثل بلایی که سر اونگولیانت با اون عظمتش آوردن! اونگولیانت با اون قدرتش از بالروگ ها فرار کرد، به نظرت موجودی قدرتمندتر و دهشتناک تر از اونگولیانت داریم؟ موجودی که حتی اورومه و تولکاس والا هم از دنبال کردنش باز موندن!
دوستان عذر مي خوام كه وسط بحث پارازيت ميدم ولي چون ديدم كسي به كلمه ي سائورون توجه نكرده اين حرفارو مي زنم
چون شما داريد نتيجه ي اشك هاي بي شمار رو متغير فرض مي كنيد ، پس من فرضو بر اين مي ذارم كه نتايج داگور براگولاخ و جريان تول سيريون و ... دست نخورده مونده!
ببين اصلان جان بعد از اينكه لوتين و هوان برج رو از چنگ سائورون در ميارن ، بش مي گن يا جزيره يا جسمت{ يادم نيس اينو دقيقا} . سائورون جسمش رو انتخاب مي كنه. بعد از اون علنا هيچ اسمي از سائورون نمياد! جايي ذكر نشده چي ميشه ولي من مطمئنم{ نظر شخصيمه} كه به آنگباند بر نمي گرده به اين دلايل:
چون از خشم مورگوت مي ترسيده و خودت هم مي دوني كه تسليم كردن اون جزيره ي استراتژيك كاري نبود كه مورگوت به راحتي ازش بگذره. تازه اگه برمي گشت ، بعد از جنگ خشم قطعا ائونوه چنين برخوردي رو باش نمي كرد. سائورون اومد پرسيد چي به سر من مياد. ائونوه هم پيشنهاد{توي متن فعل should اومده؟ يا must ؟} ميده كه بياد والينور راجع بش تصميم بگيرن. اگه با مورگوت مي موند يحتمل خودش كشته ميشد{مي دونم مايار كشته نميشن. منظورم اينه كه همون بلايي كه سر بالروگ ها اومد سرش مياد} يا مثل مورگوت كت بسته مي بردنش والينور.
توی کتاب گفته که سائورون به پیش ملکور فرار میکنه :دیــ
ائون وه مثل خودِ مانوه، کسی که بهش خدمت میکرد، همین ضعف رو داشت که پلیدی رو درک نکنه، برای همین سائورون رو نشناخت...
به نظر شما اگر سارومان طرف تاریکی نمیرفت...چه کار های مفیدی برای آردا انجام میداد؟
والا تا جایی که ما دیدیم این یارو فقط حرف میزد .جادوگر بزرگ همین بود؟؟!! :?
اگه سارومان سقوط نمیکرد خیلی چیزها عوض میشد، سرزمین چابک سواران با ارتش خیلی بزرگتری به موردور میتاخت و حتی لازم نبود آراگورن از جاده ی مردگان بره و کلی از قضایا...
خب من با اجازه بزرگان یه اگر میگم امیدوارم قابل بحث باشه:
اگر در تالار های مادروس لوتین رفتن به والینور را انتخاب میکرد چه میشد؟
تالارهای ماندوس در والینور هست، الان من منظور دقیق سوالتون رو متوجه نشدم متاسفانه
baradil soldier of dale —
توی کتاب گفته که سائورون به پیش ملکور فرار میکنه :دیــ
ائون وه مثل خودِ مانوه، کسی که بهش خدمت میکرد، همین ضعف رو داشت که پلیدی رو درک نکنه، برای همین سائورون رو نشناخت...
اگه اینطوره که سوتی دادم در حد تیم ملی :? :? کلا تمام اون چیزایی که توی پست قبلی نوشتم بی معنیه :)
من چون الان به سیل دسترسی ندارم متن انگلیسیو میارم:
Then Sauron yielded himself, and Lúthien took the mastery of the isle and all that was there; and Huan released him. And immediately he took the form of a vampire, great as a dark cloud across the moon, and he fled, dripping blood from his throat upon the trees, and came to Tar-nu-Fuin, and dwelt there, filling it with horror.
خب اینجا اشاره ای به بازگشت سائورون نزد ملکور نشده. تازه طبق متن ظاهرا سائورون توی تائور-نو-فوین مخفی میشه.{شایدم نه} حتی اگه بعدا بر می گشت هم چنین برخوردی عجیبه باش شده. باید یا زندانی میشد یا مثل بالروگ ها به هلاکت می رسید.
***
با جوابت در مورد ائونوه کاملا موافقم. :?
الوه —
من با اون گرگی که پای سائورون جون میده اشتباه گرفتم :پی
درهرحال درسته، نگفته به پیش ملکور برمیگرده، اما سائورون که از خودش ارتش نداره، قدرت نداره، میره توی دورتونیونی که به خاطر زیر سایه ی مورگوت بودن بهش میگن تائور-نو-فوئین پس بازم میشه به خدمت مورگوت بودن...
درهرحال کمی قبل از این متن لوتین به سائورن میگه جسمتو بگیریم که تا ابد مجبور به تحمل نگاه تحقیرآمیز ملکور باشی، نمیگه مجازات، میگه تحقیر! برای همین به نظرم این فرضیه که سائورون داشته از ملکور دوری میکرده درست نباشه...
*فئانور* —
به جنای الوه:
منظور من همون راه های بود که به لوتین پیشنهاد شد که یکیش این بود اودر والینور بماند ودر کنار والار زندگی کند که برن نمیتوانست در انجا باشد ودیگری رفتن به سرزمین میانه همراه برن و فانی شدن که لوتین دومی رو انتخاب کرد
الوه —
به جنای الوه:
منظور من همون راه های بود که به لوتین پیشنهاد شد که یکیش این بود اودر والینور بماند ودر کنار والار زندگی کند که برن نمیتوانست در انجا باشد ودیگری رفتن به سرزمین میانه همراه برن و فانی شدن که لوتین دومی رو انتخاب کرد
آها، خب اون موقع باید فاتحه ی اداین و الدار رو خوند چون دیگه ائارندیلی نبود که بره برای الف ها طلب آمرزش کنه...
*فئانور* —
آها، خب اون موقع باید فاتحه ی اداین و الدار رو خوند چون دیگه ائارندیلی نبود که بره برای الف ها طلب آمرزش کنه...
خب بحث این جاست سر این اگر که اگر میبود خیلی افتضاح میشد.
Aerandir surion —
اگه خورشید می تابه اگه می چرخه زمین عشق من چرا تو فقط بگو همین .......باور نمی کنم این تو خود توی تو که از خودت ...بقیشه نمیدونم چی..حالا ولش کن..برادران برادران چرا سر چیزهای که حتی اتفاق هم نیفتاده بحث و جدل میکنید.سر نوشت از قبل تعیین شده حالا شما بگید اگر این میشد اگر اون میشد
baradil soldier of dale —
اگه خورشید می تابه اگه می چرخه زمین عشق من چرا تو فقط بگو همین .......باور نمی کنم این تو خود توی تو که از خودت ...بقیشه نمیدونم چی..حالا ولش کن..برادران برادران چرا سر چیزهای که حتی اتفاق هم نیفتاده بحث و جدل میکنید.سر نوشت از قبل تعیین شده حالا شما بگید اگر این میشد اگر اون میشد
چون زیبایی منحصر به فرد دنیای تالکین اینه که به ما اجازه ی تفکر و تحلیل حوادث {حتی در صورت عدم اتفاق }رو به ما میده. بسیاری از نکات و رموز دنیای تالکین توی این دست تاپیکا پیدا میشه. مثلا همگی به این نتیجه رسیدیم که ملکور از عمد خودشو به اسارت انداخت چون توی پوچی دنبال چیزی مرموز می گشت.
Light king —
من کلا با این قضیه ی اگر های سرزمین میانه مخالفم !
اولا دنیای فانتزیه ! اگر نداره ! این اگر ها دنیا های موازی داستان فانتزی هستن .
دوما نظر من اینه که تعادل همیشه برقرار میشه و همیشه چیزی هست که تعادل رو برهم بزنه
مثلا :
اگر فلان جنگ نتیجش عوض میشد و ملکور شکست میخورد یه بار دیگه , جای دیگه نیرو هاشو جمع میکرد تا سرزمین میانه رو تسخیر کنه و یا اگر سائورون همون اول شکست میخورد یکی دیگه جاشو میگرفت !
قبلا هم سرزمین میانه تو تاریکی کامل بوده و بعدش دوباره روشن شده !!!ممکنه چیزای کوچیک یا سرنوشت های کوچیکی تغییر کنه ولی کلا داستان یه چیزه ! تاریخ تکرار میشه ! فقط اسم ها فرق میکنن , طرف خیر و شر تغییر میکنن ! داستان همینه , نباید دنیال اما و اگر باشیم
توی دنیای خودمونم همینه ! فقط تو فانتزی ها دنبالش نباشیم ! ظالم ظهور میکنه و مظلوم شکستش میده , ولی دنیا تا ابد بدون ظالم میمونه ؟؟؟؟ نه بازم این چرخه تکرار میشه .
سارومان —
اگر نزگول ها قیام می کردند...
جالب می شد نه؟
یه نزگول بر ضد اربابش قیام می کرد و به دیگر نزگول ها حمله می کرد.
و کل داستان عوض می ششد...
*فئانور* —
اگر نزگول ها قیام می کردند...
جالب می شد نه؟
یه نزگول بر ضد اربابش قیام می کرد و به دیگر نزگول ها حمله می کرد.
و کل داستان عوض می ششد...
خب دوست عزیز اگه نزگول ها بر ضد خودشون قیام میکردن به نظرت داستان دیگه جذابیتی داشت؟!
دلیلی که یه نزگول بخواد به اربابش خیانت کنه و بر علیه اون قیام کنه چیه؟
سارومان —
خب دوست عزیز اگه نزگول ها بر ضد خودشون قیام میکردن به نظرت داستان دیگه جذابیتی داشت؟!
دلیلی که یه نزگول بخواد به اربابش خیانت کنه و بر علیه اون قیام کنه چیه؟
دلیلش اینه ،(روشنایی)به همین راحتی
در فیلم گفته شده: در تاریکی سقوط کردند،نه گگرفتار شدن.
*فئانور* —
خوب نزگول ها به قدرت حلقه وابسته اند!پس مجبورن برای اون به اربابشون خدمت کنند!
راداگاست قهوه ای —
دلیلش اینه ،(روشنایی)به همین راحتی
در فیلم گفته شده: در تاریکی سقوط کردند،نه گگرفتار شدن.
نزگول ها به خاطر روشنایی قیام کنن؟؟؟؟ :))
بسم الله!
نولوفینوه —
به نظرم این اگر شدنی نیست!
نزگول ها آدمیانی بودن که به واسطه قدرت حلقه هاشون و رخنه کردن قدرت حلقه یگانه روشون تو تاریکی فرو رفتن .. روحشون رو به زوال گذاشت .. روحشون تسخیر قدر حلقه .. ینی روحشون شد چیزی که تبع حلقست!
اونا جسم و روحشون درگیر حلقه بود . نمی تونستن این کارو بکنن
سارومان —
خوب نزگول ها به قدرت حلقه وابسته اند!پس مجبورن برای اون به اربابشون خدمت کنند!
من نگفتم از حلقه دوری کنند :))
می تونن از حلقه برای نابودی سائورون استفاده کنن :(
راداگاست قهوه ای —
من نگفتم از حلقه دوری کنند :))
می تونن از حلقه برای نابودی سائورون استفاده کنن :(
اونا به اعماق تاریکی سقوط کردن حلقه های اونا وابسته به حلقه ی قدرت و سائورونه و بنابراین هیچ کدومشون نمیتونن با استفاده از حلقه ها بر ضد سائورون قیام کنن حالا اگرم این کارو میکردن سائورون به راحتی حلقه هارو نابود میکرد چون جون خود نزگول ها هم به حلقه وابستس.
*فئانور* —
بله منم کاملا با راداگاست قهوه ای موافقم.هیچ کدوم از نزگل ها نمیتونه از حلقه استفاده کنه مثل هر کس دیگری.حالا هر چقدر که قدرتمند باشه.حالا اونها هم که نمیتونن ار حلقه استفاده کنن پس مثلاما هیچ وقت قدرتشو نداشتن که با سائرون بجنگن و یا بخوان جای اونو بگیرن به هر حال سائرون یه مایا هست .
Aslan —
یه اگر جدید :دی
سارومان تو شورای سفید تو ریوندل می گه که حلقه تو رود آندوین افتاده و احتمل داره به اعماق دریا رفته باشه
اگر این جوری بود و حلقه توسط اندوین به اعماق دریا می رفت قضیه چیه می شد و اصلا روند داستان چه جوری پیش می رفت ؟!
تور —
احتمالا اسمیگل و دیگل که شراکتی یک شرکت ماهیگیری زدن وقتی میرن وسط دریا دستشون میرسه به حلقه و همون آش و همون کاسه! :دی
دو راه وجود داشت. یا سائورون حتما حلقه شو پیدا میکرد و البته حلقه هم شگرد های خودشو برای رسیدن به اربابش داشت (حلقه از خود اراده دارد) و یا سرزمین میانه به جنگ های بی اثرش ادامه می داد تا وقتی که حلقه پیدا شه یا نابود شه. خارج ازین ها که نمیشه دیگه بنظرم چون جنگ، جنگ حلقه است...
Aslan —
دو راه وجود داشت. یا سائورون حتما حلقه شو پیدا میکرد و البته حلقه هم شگرد های خودشو برای رسیدن به اربابش داشت (حلقه از خود اراده دارد) و یا سرزمین میانه به جنگ های بی اثرش ادامه می داد تا وقتی که حلقه پیدا شه یا نابود شه. خارج ازین ها که نمیشه دیگه بنظرم چون جنگ، جنگ حلقه است...
حالا بزار من چند تا سول بپرسم :دی
1- سائرون براری پیدا کردن حلقه اش آیا واقعا به دریا می زد ؟
یعنی ایا سائرون از دریا خوشش می اومد ؟
2- ایا اولموه با این کار وارد جنگ می شد ؟!
الوه —
یه اگر جدید :دی
سارومان تو شورای سفید تو ریوندل می گه که حلقه تو رود آندوین افتاده و احتمل داره به اعماق دریا رفته باشه
اگر این جوری بود و حلقه توسط اندوین به اعماق دریا می رفت قضیه چیه می شد و اصلا روند داستان چه جوری پیش می رفت ؟!
روند داستان از نظر من همین الانش هم وجود داره، اگه حلقه وجود نداشت، یاران حلقه ای هم وجود نداشت، یعنی سارومان سقوط نمیکرد (حالا احتمال سقوط روهان خیلی مهم نیست)، آراگورن به سنگ اورتانک دسترسی پیدا نمیکرد و سائورون یه حمله ی کامل و قدرتمند رو به میناس تیریت ترتیب میداد (دیگه از ترس وارث ایسیلدور سریع کار نمیکرد) و درهرصورت با شروع عصر تاریکی در پایان داستان همراه بودیم
حالا بزار من چند تا سول بپرسم :دی
1- سائرون براری پیدا کردن حلقه اش آیا واقعا به دریا می زد ؟
یعنی ایا سائرون از دریا خوشش می اومد ؟
2- ایا اولموه با این کار وارد جنگ می شد ؟!
جواب سوال اولت؛ اگه میدونست حلقه اش در دریا رفته احتمال داشت براش تلاش کنه + منظورت اینه که سائورون از دریا مثلا میترسیده یا یه همچین چیزی؟ چون سائورون توی نومه نور که یک جزیره بود هم زندگی کرده، خیلی هم جاش راحت بود
برای سوال دومت هم جواب راحتی وجود داره، والار حتی قبل از واقعه ی سقوط نومه نور کمترین دخالتی در وقایع آردا داشتن (بجز همون اوایل و اون وقایع که خودت بهتر میدونی)، حالا بعد از سقوط نومه نور که دیگه هیچ دخالتی نمیکردن، بجز یکی دو مورد + همون حالتی که توی کتاب گفته شد ساکنان والینور حلقه رو قبول نمیکنن (به این خاطر که ارتباطی به اون ها نداره) هم اینجا صادقه
The secret wizard —
از نظر من دو شخصيت سرنوشت ساز و مهم هستن كه اگر در تاريكي سقوط نميكردن،خيلي از رويداد ها و جنگ هاي سرزمين ميانه اتفاق نمي افتاد:
1:اگر شاه جادوپيشه،(زماني كه انسان بود،) توسط سائورون فريب نميخورد،پادشاهي شمال هيچ وقت نابود نميشد-فرودو هيچ وقت با تيغه ي مورگولي زخمي نميشد-تئودن هيچ وقت كشته نميشد-حمله به ميناس تريت به فرماندهي ايشون انجام نميشد و...در كل سائورون به خيلي از اهدافش نميرسيد. چون به نظر من رابطه ي بين ويچ كينگ و سائورون مثل شاه و وزير در بازي شطرنجه.شاه خودش زياد حركتي نميكنه در عوض وزير اختيارات زيادي داره و در پيشبرد اهداف شاه،نقش مهمي رو ايفا ميكنه.سائورون كه روي برج باراد دور ثابت بود.پس ميشه گفت ويچ كينگ در پيشبرد اهداف سائورون نقش به سزايي داشت.
2:سارومان-اين مورد نياز به توضيح دادن نداره چون اگر سارومان طرف تاريكي نميرفت...اصلا دو برج ارباب حلقه ها ساخته نميشد:دي
توروندور —
من نگفتم از حلقه دوری کنند <_<
می تونن از حلقه برای نابودی سائورون استفاده کنن :((
سارومان جان دادا معتاد میدونی چه خصوصیت های اخلاقی داره ؟؟؟؟
اسیر مواد مخدره. نزگول ها رو هم میتونی معتاد فرض کنی که اسیر حلقه هستن و سائرون رو تامین کننده. متاسفانه اون زمان متادون یا این قرصای ترک اعتیاد هم که نبوده بنده خدا هارو بستری کنیم حلقه رو ترک کنن، درسته ؟؟؟؟
پس مسلما هیچ معتادی نمیاد بر علیه تامین کننده خودش قیام کنه و از بین ببرتشو چون خودشم از بین میره. اونا اسیر خود خواسته بودند و ماندند.
اما به نظر من بزرگترین اگر برای لوتر اینه که اگر ایسیلدور حلقه رو مینداخت تو کوه هلاکت
و برای دوره های قبلی اگر ایلوواتار شخصا جلوی ملکور رو میگرفت.
اما خوب اگر قرار بود این اگر ها باشه نه استادی بود نه آردایی بود نه ما اینجا جمع شده بودیم و نه من افتخار همراهی با شما دوستان رو داشتم . پس همون بهتر که جا واسه این همه اگر بود.
اله ماکیل —
سلام. من در جواب این سوال که اگه حلقه از طریق آندوین به دریا میرفت چی میشد باید بگم که اون موقع طومار سرزمین میانه در هم میپیچید. به دلیل اینکه:
گاندالف توی شوراگفته بود که باید حلقه به کوه هلاکت بره و نابود بشه. وگرنه سائورون به زودی چنان قدرتی پیدا میکنه که با حلقه یا بدون حلقه به میناس تیریت حمله میکنه و بقیه ماجرا...
اجازه بدید من یه اگر مطرح کنم:
اگه فرودو قبول نمیکرد که حامل حلقه باشه چی میشد؟!!
*فئانور* —
سلام. من در جواب این سوال که اگه حلقه از طریق آندوین به دریا میرفت چی میشد باید بگم که اون موقع طومار سرزمین میانه در هم میپیچید. به دلیل اینکه:
گاندالف توی شوراگفته بود که باید حلقه به کوه هلاکت بره و نابود بشه. وگرنه سائورون به زودی چنان قدرتی پیدا میکنه که با حلقه یا بدون حلقه به میناس تیریت حمله میکنه و بقیه ماجرا...
اجازه بدید من یه اگر مطرح کنم:
اگه فرودو قبول نمیکرد که حامل حلقه باشه چی میشد؟!!
اگه فردو قبول نمیکرد به یقین یه حامل دیگه داشتیم.
حالا این حامل حلقه میتونست سم باشه!اون ثابت کرد که میتونه.فرودو باز هم در اخر وسوسه شد و به لطف گالم بود که حلقه نابود شد.ولی سم وقتی که حلقه را در اختیار داشت وسوه نشد.
اله ماکیل —
ولی من فک میکنم سم مدت خیلی کوتاهی حلقه دستش بود. نمیشه استنباط کرد که میتونست از پسش بر بیاد. به هر حال من اگه جای گاندالف بود عمرا حلقه رو دست سم نمیدادم.
Mil endor —
اگر یه دورف با یه الف ازدواج کنه چی میشه
یا اگر یه الف به دنیا بیاید که هم قد دورفا باشه باهاش چی کار میکنن؟
توروندور —
اگر یه دورف با یه الف ازدواج کنه چی میشه
یا اگر یه الف به دنیا بیاید که هم قد دورفا باشه باهاش چی کار میکنن؟
عجب سوال سختی.
اما کلا فکر نکنم چنین چیزی اتفاق بیفته. نباید تحت تاثیر فیلم هابیت قرار بگیری دوست عزیز. اما اگر هم چنین چیزی بشه فکر کنم از هر دو نژاد طرد بشن. فکر نکنم دروفها (همین جوریشم بی اعصاب هستن) زیاد با یه نصف الف نصف دروف مهربون باشن.
الف ها هم از نظر من این کار در نظرشون بی احترامی به فرزندان ارو هستش. چون دورف ها فرزندان ارو نیستن در نتیجه فکر کنم اونا هم طرد کنن این بی حرمتی رو.
Mil endor —
عجب سوال سختی.
اما کلا فکر نکنم چنین چیزی اتفاق بیفته. نباید تحت تاثیر فیلم هابیت قرار بگیری دوست عزیز. اما اگر هم چنین چیزی بشه فکر کنم از هر دو نژاد ترد بشن. فکر نکنم دروفها (همین جوریشم بی اعصاب هستن) زیاد با یه نصف الف نصف دروف مهربون باشن.
الف ها هم از نظر من این کار در نظرشون بی احترامی به فرزندان ارو هستش. چون دروف ها فرزندان ارو نیستن در نتیجه فکر کنم اونا هم ترد کنن این بی حرمتی رو.
بله آقای توروندور
حق با شماست.
اگر در کمال تعجب از دو الف یک الف قد کوتاه دنیا بیاد، آیا الف ها او رو از سرزمین خود بیرون میکنند؟
یا اگر شاهزاده باشه آیا حکومت رو در اختیارش میگذارند؟
توروندور —
بله آقای توروندور
حق با شماست.
اگر در کمال تعجب از دو الف یک الف قد کوتاه دنیا بیاد، آیا الف ها او رو از سرزمین خود بیرون میکنند؟
یا اگر شاهزاده باشه آیا حکومت رو در اختیارش میگذارند؟
من که اینطور فکر میکنم . بیرونش میکنن. اما خواهشا فکر اینکه مثلا یه الف بانو از نژاد شاهان بیاد با یه دروف ازدواج کنه یا یه شاهزاده الف از یه دروف زن خوشش بیاد رو کلا از ذهنت دور کن. این امکان پذیریش در حد این هست که من الان بگم دختر هستم. اگر من دختر بشم این مساله هم امکان پذیره.
Mil endor —
من که اینطور فکر میکنم . بیرونش میکنن. اما خواهشا فکر اینکه مثلا یه الف بانو از نژاد شاهان بیاد با یه دروف ازدواج کنه یا یه شاهزاده الف از یه دروف زن خوشش بیاد رو کلا از ذهنت دور کن. این امکان پذیریش در حد این هست که من الان بگم دختر هستم. اگر من دختر بشم این مساله هم امکان پذیره.
آقای توروندور اشتباه نشه.
این مسئله هیچ ارتباطی به کیلی و تائوریل نداره. من این مسئله رو با توجه به تضادها مطرح کردم
بانوی سفید روهان —
اگر یه دورف با یه الف ازدواج کنه چی میشه
یا اگر یه الف به دنیا بیاید که هم قد دورفا باشه باهاش چی کار میکنن؟
کلا طرز تفکر و عقاید نژاد های الف و دورف زمین تا آسمون با هم متفاوته. الف ها عاشق زیبایی و طبیعت هستن و کلا تو یه حال و هوای معنوی سر میکنن ولی دورفهاهمون طبیعتو به خاطر ساختن خراب میکنن و یه جورایی خشن تر از نژاد الف هستن و یه نکته ی دیگه این که الف ها خیلی مغرور اند اونا حتی انسان ها -که مثل خودشون فرزندان ارو هستن - رو تقریبا به دیده ی تحقیر نگاه میکنن {نمونه ش ماجرای تین گول و برن }دیگه چه برسه به دورفها... هیچ وقت هیچ الف و دورفی پیدا نمیشن که با توجه به این تفاوت ها مایل به ازدواج باشن.
Mil endor —
اگر الف ها فانی و فاقد قدرتهای خاص بودند و این قدرتهای به دورف منتقل میشد چی؟
یا اگر الف ها زیر زمین زندگی میکردند
اصلاً امکان داشت؟
LObeLia —
اگر الف ها فانی و فاقد قدرتهای خاص بودند و این قدرتهای به دورف منتقل میشد چی؟
یا اگر الف ها زیر زمین زندگی میکردند
اصلاً امکان داشت؟
نه امکان نداشت!! :((
بهر روی، یک نژاد ،جاویدان قرار داده میشد. و یک نژاد هم میرفت زیر زمین!!
کلـا طرح ارو زیر و رو میشه!!
توروندور —
اگر الف ها فانی و فاقد قدرتهای خاص بودند و این قدرتهای به دورف منتقل میشد چی؟
یا اگر الف ها زیر زمین زندگی میکردند
اصلاً امکان داشت؟
متوجه میشی این سوال شما مثل اینه که ما بیایم از ریشه فقط اسم یه نژاد رو با دیگری عوض کنیم و بعد شما میومدی میگفتی
اگر دروف ها فانی و فاقد قدرتهای خاص بودند و این قدرتهای به الفها منتقل میشد چی؟
یا اگر دروف ها زیر زمین زندگی میکردند
اصلاً امکان داشت؟
این چیزی که شما مطرح کردی یعنی دروف ها میشدن الفها و الفها میشدن دروف ها همین
Mil endor —
متوجه میشی این سوال شما مثل اینه که ما بیایم از ریشه فقط اسم یه نژا د رو با دیگری عوض کنیم
آقای توروندور
در اون صورت قد و موهای بلند و لخت الف ها به دورف ها تعلق نمیگرفت.
فکر کنم حرف LObeLia منتقی تر باشه
توروندور —
فکر کنم منم همون حرف رو زدم اما باز تر از لوبلیا. طبق حرف لوبلیا هم در هر صورت یه نژاد جاویدان بود و یه نژاد زیر زمین.
منم همین رو گفتم اما جور دیگه.
Elentári —
آقای توروندور
در اون صورت قد و موهای بلند و لخت الف ها به دورف ها تعلق نمیگرفت.
فکر کنم حرف LObeLia منتقی تر باشه
ویژگی های ظاهری هرکدوم از نژاد بستگی به محل زندگیشون داره، مثلا قد کوتاه دورف ها با کار در معادن و اعماق زمین سازگارتره و یه کمکه. اگه یه الف قرار باشه توی معدن های اره بور کار کنه فکر نکنم چیز زیادی از اون ظرافت و زیبایی ظاهرش باقی بمونه! محل جغرافیا و شرایط محیط زندگی روی ظاهر و روحیات تاثیر میذاره، پس امکان نداره جای الف ها و دورف ها عوض شه مگه اینکه خودشون هم عوض شن.
LObeLia —
ویژگی های ظاهری هرکدوم از نژاد بستگی به محل زندگیشون داره، مثلا قد کوتاه دورف ها با کار در معادن و اعماق زمین سازگارتره و یه کمکه. اگه یه الف قرار باشه توی معدن های اره بور کار کنه فکر نکنم چیز زیادی از اون ظرافت و زیبایی ظاهرش باقی بمونه! محل جغرافیا و شرایط محیط زندگی روی ظاهر و روحیات تاثیر میذاره، پس امکان نداره جای الف ها و دورف ها عوض شه مگه اینکه خودشون هم عوض شن.
اما بهر حال الف ها هم بنایی زیاد میکردن!! آهنگری میکردن، میجنگیدن و...
اما حرف شمام درسته کاملـا که شرایط زندگی، تاثیر مستقیم روی ظاهر داره. اما فراموش نکنیم که الف ها هم زیاد جون کندن!!
Elentári —
اما بهر حال الف ها هم بنایی زیاد میکردن!! آهنگری میکردن، میجنگیدن و...
اما حرف شمام درسته کاملـا که شرایط زندگی، تاثیر مستقیم روی ظاهر داره. اما فراموش نکنیم که الف ها هم زیاد جون کندن!!
درست میگی لوبلیا جان! اما کار کردن این دوتا تفاوت هایی داره. مثلا دورف ها اینقدر عمیق حفاری کردن که نتیجه ش بیدارشدن بالروگ بود. دیگه اینکه یادم نمیاد الف ها حفاری یا کار زیرزمینی و معدنی داشته باشن؟
یه چیز بی ربط هم با ذهنم رسید: جون کندن الف ها :دی از زیبایی طلبی اونا نشات میگیره برعکس دورف ها ( ربطی نداشت همینجوری خواستم بگم! شاید پست های بعدی بکار اومد)
R-FAARAZON —
ولی من فک میکنم سم مدت خیلی کوتاهی حلقه دستش بود. نمیشه استنباط کرد که میتونست از پسش بر بیاد. به هر حال من اگه جای گاندالف بود عمرا حلقه رو دست سم نمیدادم.
چرا فکر نکنم سم خصوصیت منفی خاصی داشته باشه
R-FAARAZON —
اگر یه دورف با یه الف ازدواج کنه چی میشه
یا اگر یه الف به دنیا بیاید که هم قد دورفا باشه باهاش چی کار میکنن؟
خب اگه قضیه مثل کیلی یا تائوریل باشه خیلی مشکلی نیست نهایتا دختره که الفیه از طرف خویشاوندان رانده میشه
ولی حالت عکسش که دختر دورف باشه ممکنه باعث مرگ دورف باشه (مثل قضیه حاجی نقلی در زمان ناصر الدین شاه)
اگه الفی به دنیا بیاد که همقد دورف ها باشه مثال بارزش میشه تیریون لنیستر در نغمه ای از آتش و یخ یعنی کسی که باعث ننگ خاندانشه
LObeLia —
درست میگی لوبلیا جان! اما کار کردن این دوتا تفاوت هایی داره. مثلا دورف ها اینقدر عمیق حفاری کردن که نتیجه ش بیدارشدن بالروگ بود. دیگه اینکه یادم نمیاد الف ها حفاری یا کار زیرزمینی و معدنی داشته باشن؟
یه چیز بی ربط هم با ذهنم رسید: جون کندن الف ها :دی از زیبایی طلبی اونا نشات میگیره برعکس دورف ها ( ربطی نداشت همینجوری خواستم بگم! شاید پست های بعدی بکار اومد)
تفاوت در روش هاشونه!!
الف ها 50 سال گوندولین رو میساختن!! با دستشون!! گوندولین یه ساختمون نبود... یه شهر بود... کلـا سفید!! با برج ها و ستونهای خیلی بلند. همش از سنگ...
اما نه. کار در معدن نکردن. فکر کنم جز اون راهِ مخفیِ ایدریل که از زیر کوهستان میگذشت مورد دیگه ای نبوده...
اما آثار دورف ها هم از زیبایی طلبیشون بوده! معادن موریا واقعن عظیم و باشکوه بودن. اون همه طلـا رو پس واسه چی جستجو میکردن؟؟ واسه حس زیبایی دوستشون. اما بازم با زیبایی دوستی الف ها متفاوته...
Mil endor —
خب اگه قضیه مثل کیلی یا تائوریل باشه خیلی مشکلی نیست نهایتا دختره که الفیه از طرف خویشاوندان رانده میشه
ولی حالت عکسش که دختر دورف باشه ممکنه باعث مرگ دورف باشه (مثل قضیه حاجی نقلی در زمان ناصر الدین شاه)
اگه الفی به دنیا بیاد که همقد دورف ها باشه مثال بارزش میشه تیریون لنیستر در نغمه ای از آتش و یخ یعنی کسی که باعث ننگ خاندانشه
اووووووووووووووووو
البته خب تو پست های قبلی هم گفتم منظورم اصلاً کیلی و تائوریل نیست
با توجه به تضادها مطرح کردم
Elentári —
تفاوت در روش هاشونه!!
الف ها 50 سال گوندولین رو میساختن!! با دستشون!! گوندولین یه ساختمون نبود... یه شهر بود... کلـا سفید!! با برج ها و ستونهای خیلی بلند. همش از سنگ...
اما نه. کار در معدن نکردن. فکر کنم جز اون راهِ مخفیِ ایدریل که از زیر کوهستان میگذشت مورد دیگه ای نبوده...
اما آثار دورف ها هم از زیبایی طلبیشون بوده! معادن موریا واقعن عظیم و باشکوه بودن. اون همه طلـا رو پس واسه چی جستجو میکردن؟؟ واسه حس زیبایی دوستشون. اما بازم با زیبایی دوستی الف ها متفاوته...
حس زیبایی طلبی دورف ها رو انکار نمیکنم، ولی با مثال طلا خیلی موافق نیستم! دورف ها برعکس الف ها که طبیعت دوست هستن، بیشتر به ساخته های دست خودشون علاقه دارن (این برداشت خودمه از داستان). و بخش زیادی از علاقه شون به طلا بخاطر ارزششه نه زیبایی اون! اگه طلا رو بخاطر درخشش و رنگ طلاییش دوست دارن پس خورشید که زیباتره و درخشان تره، چرا بخش زیادی از عمرشون در زیر زمین میگذره؟
توروندور —
تفاوت در روش هاشونه!!
الف ها 50 سال گوندولین رو میساختن!! با دستشون!! گوندولین یه ساختمون نبود... یه شهر بود... کلـا سفید!! با برج ها و ستونهای خیلی بلند. همش از سنگ...
اما نه. کار در معدن نکردن. فکر کنم جز اون راهِ مخفیِ ایدریل که از زیر کوهستان میگذشت مورد دیگه ای نبوده...
اما آثار دورف ها هم از زیبایی طلبیشون بوده! معادن موریا واقعن عظیم و باشکوه بودن. اون همه طلـا رو پس واسه چی جستجو میکردن؟؟ واسه حس زیبایی دوستشون. اما بازم با زیبایی دوستی الف ها متفاوته...
لوبلیا جان در اینکه ساخته های دروف ها بی نظیر بوده و هست شکی نیست اما دروف ها طلا یا جواهرات یا میتریل رو برای زیبایی دوستی استخراج نمیکردن بلکه برای خلق کردن زیبایی بوده. طبیعت دروف و الف رو نمیشه اصلا با هم مقایسه کرد. یاد نفرت فنگورن از گیملی بیفت و از تبرش و یاد حس لگولاس از فنگورن. زمین تا آسمون فرق میکنن با هم. الف ها میسازن اگر لازم باشه ولی دروف ها میسازن، میکنن، نابود میکنن، چون به نیاز کاری ندارن بلکه طبعشون برای ساختن هست حتی ساختن بی مورد.
حس زیبایی طلبی دورف ها رو انکار نمیکنم، ولی با مثال طلا خیلی موافق نیستم! دورف ها برعکس الف ها که طبیعت دوست هستن، بیشتر به ساخته های دست خودشون علاقه دارن (این برداشت خودمه از داستان). و بخش زیادی از علاقه شون به طلا بخاطر ارزششه نه زیبایی اون! اگه طلا رو بخاطر درخشش و رنگ طلاییش دوست دارن پس خورشید که زیباتره و درخشان تره، چرا بخش زیادی از عمرشون در زیر زمین میگذره؟
النتاری عزیز شما درست میگی کاملا موافقم باهات. فقط اینکه طلا رو صرفا برای ارزش دوست نداشتن برای قدرت هم بوده. توی قدرت طلبی دروفها هیچ شکی نیست . هر قبیله ای سعی میکرد از دیگری پول دار تر باشه که در نتیجه قدرت مند تر میشد.
LObeLia —
لوبلیا جان در اینکه ساخته های دروف ها بی نظیر بوده و هست شکی نیست اما دروف ها طلا یا جواهرات یا میتریل رو برای زیبایی دوستی استخراج نمیکردن بلکه برای خلق کردن زیبایی بوده. طبیعت دروف و الف رو نمیشه اصلا با هم مقایسه کرد. یاد نفرت فنگورن از گیملی بیفت و از تبرش و یاد حس لگولاس از فنگورن. زمین تا آسمون فرق میکنن با هم. الف ها میسازن اگر لازم باشه ولی دروف ها میسازن، میکنن، نابود میکنن، چون به نیاز کاری ندارن بلکه طبعشون برای ساختن هست حتی ساختن بی مورد.
من در آخرین جمله ام نوشتم که با زیبایی دوستی الف ها متفاوته...
این یعنی واقفم به اینکه اینا مثل هم از چیزی خوششون نمیاد! خب این برای هر کسی یه فهمیدن بدیهیه!! کجا دورف و الف مثل هم رفتار کردن که در این مورد بکنن؟؟!
ولی بهر حال هر دو نژاد طالب زیبایی بودن اما هر کدوم یجور و به روش خودش.. یکی میاد زیبایی رو خودش میسازه ،اون یکی از زیبایی ای که هست، لذت می بره و ترجیح میده درش دست نبره...
حتا اگه فلـان چیز رو برای قدرت استفاده میکردن اون شی صد البته چشم رو خیره میکرده. منتها حکم کاردستی داشته:دی
باز اون اول گفتم : تفاوت در روش هاشونه!!
اما مثلـا کسی مثل گولوم کلـا از زیبایی حذر میکنه. بدش میاد. بهش نمیسازه! دورف ها ابدا هم چین موجوداتی نبودن!!
Elentári —
من در آخرین جمله ام نوشتم که با زیبایی دوستی الف ها متفاوته...
این یعنی واقفم به اینکه اینا مثل هم از چیزی خوششون نمیاد! خب این برای هر کسی یه فهمیدن بدیهیه!! کجا دورف و الف مثل هم رفتار کردن که در این مورد بکنن؟؟!
ولی بهر حال هر دو نژاد طالب زیبایی بودن اما هر کدوم یجور و به روش خودش.. یکی میاد زیبایی رو خودش میسازه ،اون یکی از زیبایی ای که هست، لذت می بره و ترجیح میده درش دست نبره...
حتا اگه فلـان چیز رو برای قدرت استفاده میکردن اون شی صد البته چشم رو خیره میکرده. منتها حکم کاردستی داشته:دی
باز اون اول گفتم : تفاوت در روش هاشونه!!
اما مثلـا کسی مثل گولوم کلـا از زیبایی حذر میکنه. بدش میاد. بهش نمیسازه! دورف ها ابدا هم چین موجوداتی نبودن!!
من با حرف تو کاملا موافقم، فقط دوست داشتم یه چیزی رو اضافه کنم، اینکه (به نظرم) بجز تفاوت در روش در هدف هم تفاوت هست.
LObeLia —
من با حرف تو کاملا موافقم، فقط دوست داشتم یه چیزی رو اضافه کنم، اینکه (به نظرم) بجز تفاوت در روش در هدف هم تفاوت هست.
همیشه نه! اما در مورد بحث ما بله... درسته.الفی که میاد فقط از زیبایی لذت از دور می بره مطمئنا همین دست به سینه بودنش در برابر طبیعت و دیگر زیبایی ها به تداوم اون پدیده ی مذکور کمک میکنه و البته نوعش ه فرق داره با مال دورف ها.
اما دورف ها همونطور که توروندور گفت از سر چشمه ی قدرت، آبِ قشنگی ها رو میخوردند و این با اونچه که الف ها دارن ازش کیف میکنن تعارض داره و بهش آسیب میزنه. بنظر من وقتی روش هاشونم متفاوته و بعدش هدفشون هم متفاوت میشه طبعا، به اصل اون پدیده ی خاص "تیشه ی دو جور باش" میزنه. پس راه این دو روش خیلی باید از هم فاصله بگیره. تا یکی دیگری رو خراب نکنه...
راداگاست قهوه ای —
یه اگر:
آرنور(خودتون میدونید که خیلی دوسش دارم:|)اگر توسط جادوپیشه نابود نمیشد آیا حکومتش تا دوران جنگ حلقه دووم میاورد؟؟؟(یعنی اصن سائورون فکر آنگمار رو هم نمیکرد)
نظر خودم منفیه به 3 دلیل
1-بعد از اخرین اتحاد آرنور صدمات خیلی زیادی دید به طوری که از نظر جمعیت به حدی رسیده بود که آنومیناس پایتختش متروکه شد.
2-درگیری بین سه پسر شاه...(چی چی بود اسمش؟؟ یادم رفت!)و تجزیه به سه قلمرو و درگیری بینشون.
4-تاعون بزرگ که حتی یه نفر از مردمان کاردولان رو باقی نگذاشت.(ولی یه ابهاماتی هست توی اینجا چون تقریبا آرتداین و کاردولان محاصره بودن و بعید نبود کار کار خود ناکس سائورون باشه)
خب خواهشا دوستان نظرشون رو در مورد بقای آرنور توضیح بدن.
The secret wizard —
من هم به دنبال اين مطلب كه راداگاست مطرح كرد،يه اگر ديگه هم بهش اضافه كنم:دي در صورتي كه آرنور بعد از پشت سر گذاشتن اين مصيبت ها مثل جنگ و طاعون،پا برجا ميموند و به حيات خودش ادامه ميداد(كه اين احتمال وجود داشت،چون بالأخر هر دوره اي براي خودش نقطه ي اوج و فرود داره) ممكن بود به حكومت قدرتمندي تبديل بشه كه آوازه ي قدرتش در كل آردا بپيچه.
اگر آرنور تبديل به يك پادشاهي ابر قدرت ميشد،آيا امكان داشت با پادشاهي همپاي خودش(گاندور) وارد جنگ و درگيري بشه؟! چون اين قانون در مورد ذات انسان صدق ميكنه:ميل به قدرت و رقابت با ديگران.كي هست كه ميل به قدرت نداشه باشه :| ؟
راداگاست قهوه ای —
من هم به دنبال اين مطلب كه راداگاست مطرح كرد،يه اگر ديگه هم بهش اضافه كنم:دي در صورتي كه آرنور بعد از پشت سر گذاشتن اين مصيبت ها مثل جنگ و طاعون،پا برجا ميموند و به حيات خودش ادامه ميداد(كه اين احتمال وجود داشت،چون بالأخر هر دوره اي براي خودش نقطه ي اوج و فرود داره) ممكن بود به حكومت قدرتمندي تبديل بشه كه آوازه ي قدرتش در كل آردا بپيچه.
اگر آرنور تبديل به يك پادشاهي ابر قدرت ميشد،آيا امكان داشت با پادشاهي همپاي خودش(گاندور) وارد جنگ و درگيري بشه؟! چون اين قانون در مورد ذات انسان صدق ميكنه:ميل به قدرت و رقابت با ديگران.كي هست كه ميل به قدرت نداشه باشه :| ؟
نقطه اوج آرنور قبلا تو اواخر دوران دوم و اوایل دوران سوم بوده.
به نظر خودم نه.امکان نداشت با هم وارد درگیری بشن چون پادشاهانشون از یک نژاد و یک خانواده بودن و در ضمن این دو همیشه یارو یاور همدیگه بودن و اصن آرنور به جنوب چیکار داشت؟؟تمام اریادور که دست آرنور نبودش میتونست بره دیگر جاهاشو فتح کنه.
The secret wizard —
نقطه اوج آرنور قبلا تو اواخر دوران دوم و اوایل دوران سوم بوده.
به نظر خودم نه.امکان نداشت با هم وارد درگیری بشن چون پادشاهانشون از یک نژاد و یک خانواده بودن و در ضمن این دو همیشه یارو یاور همدیگه بودن و اصن آرنور به جنوب چیکار داشت؟؟تمام اریادور که دست آرنور نبودش میتونست بره دیگر جاهاشو فتح کنه.
درسته كه پيوند نژادي و خانوداگي داشتن اما ... يه ضرب المثل هست كه ميگه:دو تا هندونه تو يه دست جا نميشن:دي
همينطور،دو ابر قدرت در يك سرزمين.در كل در اون زمان،احتمال درگيري بينشون وجود خواهد داشت(البته اين حرف ها فقط حدس و گمانه)
آرنور كه با دستان مبارك جادوپيشه خاكستر شد رفت :|
توروندور —
درسته كه پيوند نژادي و خانوداگي داشتن اما ... يه ضرب المثل هست كه ميگه:دو تا هندونه تو يه دست جا نميشن:دي
همينطور،دو ابر قدرت در يك سرزمين.در كل در اون زمان،احتمال درگيري بينشون وجود خواهد داشت(البته اين حرف ها فقط حدس و گمانه)
آرنور كه با دستان مبارك جادوپيشه خاكستر شد رفت :|
سکرت جان از نظر من تا پلیدی وجود داشت با هم وارد جنگ نمیشدن اما اگر تا پایان نابودی حلقه پا بر جا بود امکان اینکه بعد از مدتی با گاندور وارد جنگ بشه زیاد بود. یعنی حتمی بود . هیچ صلحی ابدی نیست. اینجاشو باهات موافقم.
یه اگر:
آرنور(خودتون میدونید که خیلی دوسش دارم :|)اگر توسط جادوپیشه نابود نمیشد آیا حکومتش تا دوران جنگ حلقه دووم میاورد؟؟؟(یعنی اصن سائورون فکر آنگمار رو هم نمیکرد)
نظر خودم منفیه به 3 دلیل
1-بعد از اخرین اتحاد آرنور صدمات خیلی زیادی دید به طوری که از نظر جمعیت به حدی رسیده بود که آنومیناس پایتختش متروکه شد.
2-درگیری بین سه پسر شاه...(چی چی بود اسمش؟؟ یادم رفت!)و تجزیه به سه قلمرو و درگیری بینشون.
4-تاعون بزرگ که حتی یه نفر از مردمان کاردولان رو باقی نگذاشت.(ولی یه ابهاماتی هست توی اینجا چون تقریبا آرتداین و کاردولان محاصره بودن و بعید نبود کار کار خود ناکس سائورون باشه)
خب خواهشا دوستان نظرشون رو در مورد بقای آرنور توضیح بدن.
درباره بقا اگر ویچ کینگ بیخیال آرنور میشد بقای آرنور 100 درصد بود چون میدونیم که رونق اون سرزمین زیاد بوده در نتیجه هرچقدر هم از لحاظ انسانی در کمبود به سر میبرد با مهاجرت و تولید مثل دوباره به اوج میرسید. این مساله بارها تو تاریخ هم تکرار شده درباره خیلی جاها
راداگاست قهوه ای —
سکرت جان از نظر من تا پلیدی وجود داشت با هم وارد جنگ نمیشدن اما اگر تا پایان نابودی حلقه پا بر جا بود امکان اینکه بعد از مدتی با گاندور وارد جنگ بشه زیاد بود. یعنی حتمی بود . هیچ صلحی ابدی نیست. اینجاشو باهات موافقم.
درباره بقا اگر ویچ کینگ بیخیال آرنور میشد بقای آرنور 100 درصد بود چون میدونیم که رونق اون سرزمین زیاد بوده در نتیجه هرچقدر هم از لحاظ انسانی در کمبود به سر میبرد با مهاجرت و تولید مثل دوباره به اوج میرسید. این مساله بارها تو تاریخ هم تکرار شده درباره خیلی جاها
اما آرنور تجزیه شد 500 سال قبل از ظهور جادوپیشه و در اون 500 سال چه جنگ هایی که بین آرتداین و رودئور و کاردولان نیفتاد تقریبا میشه گفت این نبرد ها آرنور رو در مقابل حمله ی جادوپیشه ضعیف کرد ولی خب زمانی که جادوپیشه حمله کرد کاردولان و آرتداین دست اتحاد به هم دادند اما رودئور این دست اتحاد رو رد کرد و همراه با جادوپیشه شد یعنی ممکن بود حتی اگر جادوپیشه به آنگمار هم نمیومد جاه طلبی های رودئور برای فتح آرتداین کل آرنور رو به خاک میمالید...
گیلدور اینگلوریون —
اگر اماندیل به غرب می رسید و تقاضای بخشش می کرد درخواستش پذیرفته می شد یا نه یعنی ممکن بود سرنوشت تغییر کنه و نومه نور نابود نشه؟
Capitan —
بياين يه جور ديگه به قضيه نگاه كنيم!اگه سائرون گندالف رو شكست ميداد چي؟!
جناب خودت به تورين گفتي!"من كه گاندلفم دارم فرار ميكنم"!شايدم سائرون از چند هزار سال پيش به فكر پيتر بوده كه شما باشين و فيلم سومي در كار باشه!!
daemon master —
چه جالب میشه اگه سایرون پیروز شه توی هابیت، اما اینو بدونید تاریکی پیروزه
*فئانور* —
چه جالب میشه اگه سایرون پیروز شه توی هابیت، اما اینو بدونید تاریکی پیروزه
;):|
ینی داستان عوض شه؟اگه این طوری میشد شاید کلا داستان ارباب حلقه ها رخ نمیداد:))
ترمه —
سلام یه روز داشتم به این فکر میکردم که اگه تورین اوکنشیلد زنده می ماند چه اتفاقاتی می افتاد شاید اگه زنده بود به کمک یاران حلقه میشتافت ؟؟؟؟ حالا شما چی فکر میکنید؟؟
Armando —
اگر ملکور پادشاه آردا میشد و والار هم با او همراه میشدند چی میشی؟
به نظر شما خواست ملکور از آغاز ویرانی بود یا بعد از مخالفت والار ویرانی را میخواست؟
اگر ملکور در همان آغاز روزگار آردا حاکم آردا میشد آردا چگونه میشد؟
اله ماکیل —
به نظر میرسه تصور تغییر در ملکور اگر از اول شاه آردا میشد تصور خالی از وجهی هست. نخوت و غرور از همون آغاز در اون هویدا بود. من فکر میکنم نغمه والار فقط تجلی گاه بود برای به بروز رسیدن این نخوت. جاه طلبی و زیاده خواهی ملکور از قبل از ترانه باعث میشد به چیزی که داره اکتفا نکنه و در پوچی دنبال شعله ی زندگی بگرده، در حالیکه شعله با ایلوواتار بود. با چنین توصیفاتی از ملکور میشه نتیجه گرفت که اگر از اول شاه شده و بقیه والار باهاش هم پیمان میشدن نتیجه یکی بود. حالا شاید سرعت به انحطاط رفتن خودش و آردا کمی کمتر میشد، ولی بالاخره این اتفاق می افتاد.
Nienor Niniel —
سلام یه روز داشتم به این فکر میکردم که اگه تورین اوکنشیلد زنده می ماند چه اتفاقاتی می افتاد شاید اگه زنده بود به کمک یاران حلقه میشتافت ؟؟؟؟ حالا شما چی فکر میکنید؟؟
سلام.
منظورتو دقیقا نفهمیدم که مثلا چجوری بخواد به یاران حلقه کمک کنه.اگه منظورت جنگ حلقه ست فکر نکنم.
جور دیگه هم که نمیتونست کمک کنه.شاید مثل بقیه وسط کار یه کمکی بهشون میکرد البته اگه میدیدشون.
اما در کل بنظرم اگه زنده میموند غرورشو کنار نمیذاشت.شایدم جنگی با تراندویل راه مینداخت بعدا
Hamed Sooffee —
سلام.
منظورتو دقیقا نفهمیدم که مثلا چجوری بخواد به یاران حلقه کمک کنه.اگه منظورت جنگ حلقه ست فکر نکنم.
جور دیگه هم که نمیتونست کمک کنه.شاید مثل بقیه وسط کار یه کمکی بهشون میکرد البته اگه میدیدشون.
اما در کل بنظرم اگه زنده میموند غرورشو کنار نمیذاشت.شایدم جنگی با تراندویل راه مینداخت بعدا
تراندویل هم توقع بیجا داشت اول اون مقصر بود.
Nienor Niniel —
تراندویل هم توقع بیجا داشت اول اون مقصر بود.
مقصر چی؟! خب اختلافشون که کلا از قبلم بود.بعدم درسته که تورینو زندانی کرد ولی بعدشم تورین از دماغ مبارکشون در آورد
Hamed Sooffee —
مقصر چی؟! خب اختلافشون که کلا از قبلم بود.بعدم درسته که تورینو زندانی کرد ولی بعدشم تورین از دماغ مبارکشون در آورد
گوهر آرکن که نشان سلطنتی اونا بود رو می خواست - اون موقع که اسماگ اره بور رو تصرف کرد می تونست به دورف ها کمک کنه ولی نکرد
Nienor Niniel —
گوهر آرکن که نشان سلطنتی اونا بود رو می خواست - اون موقع که اسماگ اره بور رو تصرف کرد می تونست به دورف ها کمک کنه ولی نکرد
تو کتاب که هیچ اشاره ای نشده که تراندویل گوهر آرکنو میخواد.تو فیلمم بهش میگه جواهراتی هستن که آرزوشونو دارم.جواهرات سفید و اینا.و به تورین میگه تو آرکنو میخوای که بهت حق پادشاهی بده.
در مورد اژدها هم چطوری مثلا تراندویل میتونست کمک کنه؟بره اژدها رو بکشه؟!؟! اسماگو؟!
اگه اینجوره که آدما هم میتونستن کمک کنن ولی کاری نکردن.
Hamed Sooffee —
تو کتاب که هیچ اشاره ای نشده که تراندویل گوهر آرکنو میخواد.تو فیلمم بهش میگه جواهراتی هستن که آرزوشونو دارم.جواهرات سفید و اینا.و به تورین میگه تو آرکنو میخوای که بهت حق پادشاهی بده.
در مورد اژدها هم چطوری مثلا تراندویل میتونست کمک کنه؟بره اژدها رو بکشه؟!؟! اسماگو؟!
اگه اینجوره که آدما هم میتونستن کمک کنن ولی کاری نکردن.
تو جنگ های بعدی که ترور کشته شد می تونست کمکشون دید اره بور سقوط کرد و دورف ها سرگردان شدن کاری نکرد.
Nienor Niniel —
تو جنگ های بعدی که ترور کشته شد می تونست کمکشون دید اره بور سقوط کرد و دورف ها سرگردان شدن کاری نکرد.
خب بالاخره اون اختلافی که شما میگین هست اما من میگم فقط تراندویل اینجوری نیست.بعضی جاها هم اصلا حق داره
Hamed Sooffee —
خب بالاخره اون اختلافی که شما میگین هست اما من میگم فقط تراندویل اینجوری نیست.بعضی جاها هم اصلا حق داره
کجا؟
Nienor Niniel —
کجا؟
من خودم جای تراندویل بودم دورفا رو سوال و جواب میکردم.ناسلامتی قلمروشه اونجا!
البته فک کنم کم کم تاپیک داره منحرف میشه.اگه بحثی مونده جای دیگه صحبت کنیم :)
Hamed Sooffee —
من خودم جای تراندویل بودم دورفا رو سوال و جواب میکردم.ناسلامتی قلمروشه اونجا!
البته فک کنم کم کم تاپیک داره منحرف میشه.اگه بحثی مونده جای دیگه صحبت کنیم :)
به قلمروش حمله نکرده بودن که فقط می خواستن ردشن از قلمرو الروند هم رد شدن ولی الروند بهشون کمک کرد.
Arien —
من دیدم تو پستا نیست بپرسم..
اگر انسانها هنوز میتونستند به والینور برن، چی میشد؟
همشون میرفتن نه؟
سرزمین میانه و بقیه قاره ها مال سارون، آمانم پر انسانو الف و ...
گیلدور اینگلوریون —
من دیدم تو پستا نیست بپرسم..
اگر انسانها هنوز میتونستند به والینور برن، چی میشد؟
همشون میرفتن نه؟
سرزمین میانه و بقیه قاره ها مال سارون، آمانم پر انسانو الف و ...
انسان ها اجازه رفتن به غرب رو نداشتند و فقط ائارندیل توانست به غرب بره و درخواست امرزش از والار داشته باشه بنابراین انسانی به والینور نمیرفت و اتفاقی پیش نمی امد.
Arien —
انسان ها اجازه رفتن به غرب رو نداشتند و فقط ائارندیل توانست به غرب بره و درخواست امرزش از والار داشته باشه بنابراین انسانی به والینور نمیرفت و اتفاقی پیش نمی امد.
با عرض پوزش. میدونم اینو. ولی اینجا تایپیک اگرهاست منم گفتم اگر اونجوری نبود چی میشد.. ینی همون که شما گفتی، نبود..
گیلدور اینگلوریون —
با عرض پوزش. میدونم اینو. ولی اینجا تایپیک اگرهاست منم گفتم اگر اونجوری نبود چی میشد.. ینی همون که شما گفتی، نبود..
بله درست میگید در اون صورت ممکنه امان از انسان پر بشه ولی احتملا گروهی از ادمها سرزمین میانه رو ترجیح میدن و در اون صورت اگر سائرون حمله کنه حتما از دیگران کمک میخوان و باز هم سائرون شکست میخوره
The secret wizard —
دو اگر در مورد سارومان
اگر حلقه به دست سارومان می رسید! ^_^
و اگر مارزبان در شایر،سارومان رو همراهی نمیکرد ممکن بود این جادوگر زنده بمونه و دوباره قدرمتند بشه؟
فین رود فلاگوند —
دو اگر در مورد سارومان
اگر حلقه به دست سارومان می رسید! ^_^
و اگر مارزبان در شایر،سارومان رو همراهی نمیکرد ممکن بود این جادوگر زنده بمونه و دوباره قدرمتند بشه؟
با عرض اجازت
اگر حلقه به دست سارومان می رسید می توانست مخرب باشد اما اگر مارزبان همراه اوا نبود او زنده بود و فکر کنم دیگر دست به کار های شریرانه نمی زد.
dain —
اگر حلقه دست ویتچ کینگ می افتاد و اونم به سارون خیانت می کرد چی میشد؟
اورک موریا —
اگر آر-فارازون گول سایرون رو نمی خورد و اونو اسیر می کرد چی مشد؟
Thorin the Oak shield —
اگه دقت كرده باشين تورين خيلى فرصت داشت كار ازوگ رو تموم كنه ولى هيچوقت اينكارو نكرد حالا اگر تورين ازوگ رو مى كشت و شاه مى شد و اربور. دوباره قدرتمند مى شد چ كار هاى مفيدى مى تونست در ارباب حلقه ها بكنه و اينطورى دورف ها هم نقش پررنگ ترى در ارباب حلقه ها داشته باشن
The secret wizard —
در هم اکنون، dain گفته است :
اگر حلقه دست ویتچ کینگ می افتاد و اونم به سارون خیانت می کرد چی میشد؟
چنین چیزی امکان نداره چون همه ی نزگول ها به سائورون و حلقه ی یگانه وابسته هستن اما اگر اتفاق می افتاد...(همه ی پاسخ های این تایپکبا واژه ی احتمالا و شاید داده میشه:دی) احتمالا حلقه رو با خودش به امپراتوری باستانی آنگمار می برد و با هویتی جدید و قدرتمند،اهدافش رو پیش می برد(فکرشو بکنید چی می شد!!)
در هم اکنون، اورک موریا گفته است :
اگر آر-فارازون گول سایرون رو نمی خورد و اونو اسیر می کرد چی مشد؟
چنان عظمتی به دست می آورد که خودش رو در بین تیغه های زهر آلود قدرت گم میکرد و چه بسا حریص تر و خطرناک تر از سائورون می شد
می دونید که انسان هم میتونه بهترینِ آفریده ها بشه و هم میتونه در قعر تاریکی سقوط کنه و برای رسیدن به خواسته های خودش به هر کاری دست بزنه
به نظر من حتی اگر آرفارازون سائورون رو اسیر میکرد یا اونو می کشت،باز هم به والینور لشگر میکشید.اون لحظه می گفت:«من کسی هستم که سائورون رو از بین بردم.کاری که والار نتونستن انجام بدن پس من شایسته ی سلطنتی گرانبها تر از نومه نور هستم»
اما سرنوشت در هر صورت به وقوع می پیوست!
lord of the moon —
در 10 ساعت قبل، Thorin the Oak shield گفته است :
اگه دقت كرده باشين تورين خيلى فرصت داشت كار ازوگ رو تموم كنه ولى هيچوقت اينكارو نكرد حالا اگر تورين ازوگ رو مى كشت و شاه مى شد و اربور. دوباره قدرتمند مى شد چ كار هاى مفيدى مى تونست در ارباب حلقه ها بكنه و اينطورى دورف ها هم نقش پررنگ ترى در ارباب حلقه ها داشته باشن
کدوم فرصت دقیقا؟
اگه منظورت به فیلمه که فیلم اون فرصت ها رو برای افزایش جذابیت درست کرده بود و در کتاب من فرصتی واقعی به یادم نمیارم (نمیگم که نیست ولی من یادم نمیاد!)
به نظرم کینگ دین برای دورف ها شاه بدی نبود و فقط کمی از تورین پایین تر بود و از جهاتی شخصیتش خیلی بیشتر از تورین به دورف ها می خورد
کوتوله ها در کل علاقه ای به تاثیر گذاری بر دنیا نداشتند
اون ها خیلی هم خوب نبودند و مثل الف ها و انسان ها نقطه ضعف های مخصوص خودشون رو داشتند
ولی خودخواهی اون ها به قدری بود که تاثیرگذاریشون رو کم رنگ می کنه
Thorin the Oak shield —
در 2 دقیقه قبل، lord of the moon گفته است :
کدوم فرصت دقیقا؟
اگه منظورت به فیلمه که فیلم اون فرصت ها رو برای افزایش جذابیت درست کرده بود و در کتاب من فرصتی واقعی به یادم نمیارم (نمیگم که نیست ولی من یادم نمیاد!)
به نظرم کینگ دین برای دورف ها شاه بدی نبود و فقط کمی از تورین پایین تر بود و از جهاتی شخصیتش خیلی بیشتر از تورین به دورف ها می خورد
کوتوله ها در کل علاقه ای به تاثیر گذاری بر دنیا نداشتند
اون ها خیلی هم خوب نبودند و مثل الف ها و انسان ها نقطه ضعف های مخصوص خودشون رو داشتند
ولی خودخواهی اون ها به قدری بود که تاثیرگذاریشون رو کم رنگ می کنه
البته من بازم مطمئن نيستم و اشاره اصلى من هم به فيلم بوده چون هنوز در حال خوندن كتاب سيليماريليون هستم و به هابيت نرسيدم ولى اون موقع كه تورين دست ازا گ رو قطع كرد مى تونست كارشو تموم كنه يا اون موقع كه ازوگو زير اب تماشا ميكرد(البته مطمئن نيستم اين در كتاب باشه يانه) واز اين رو اين قضيه رو مطرح كردم چون احساس كردم تورين نسبت به دورف هاى ديگه دنياى اطراف براش مهم تره
LORD.H —
در 11 ساعت قبل، Thorin the Oak shield گفته است :
البته من بازم مطمئن نيستم و اشاره اصلى من هم به فيلم بوده چون هنوز در حال خوندن كتاب سيليماريليون هستم و به هابيت نرسيدم ولى اون موقع كه تورين دست ازا گ رو قطع كرد مى تونست كارشو تموم كنه يا اون موقع كه ازوگو زير اب تماشا ميكرد(البته مطمئن نيستم اين در كتاب باشه يانه) واز اين رو اين قضيه رو مطرح كردم چون احساس كردم تورين نسبت به دورف هاى ديگه دنياى اطراف براش مهم تره
البته لازم به ذکر است که اینا فقط مال فیلمه، در کتاب آزوگ قبل از سفر بیلبو توسط داین کشته شده
البته من بازم مطمئن نيستم و اشاره اصلى من هم به فيلم بوده چون هنوز در حال خوندن كتاب سيليماريليون هستم و به هابيت نرسيدم ولى اون موقع كه تورين دست ازا گ رو قطع كرد مى تونست كارشو تموم كنه يا اون موقع كه ازوگو زير اب تماشا ميكرد(البته مطمئن نيستم اين در كتاب باشه يانه) واز اين رو اين قضيه رو مطرح كردم چون احساس كردم تورين نسبت به دورف هاى ديگه دنياى اطراف براش مهم تره
خب اون که می تونست توی جنگ بکشدش یک جورایی برای افزایش هیجان بود
مثلا توی فیلم هری پاتر هم ولدمرت 5000000000000 بار می تونست هری رو بکشه ولی فقط توی فیلمش
منم تورین رو یک جورایی قبول دارم ولی به نظرم یک دهم آراگورن هم از لحاظ شخصیتی و رهبری نیست
dain —
در هم اکنون، The secret wizard گفته است :
چنین چیزی امکان نداره چون همه ی نزگول ها به سائورون و حلقه ی یگانه وابسته هستن اما اگر اتفاق می افتاد...(همه ی پاسخ های این تایپکبا واژه ی احتمالا و شاید داده میشه:دی) احتمالا حلقه رو با خودش به امپراتوری باستانی آنگمار می برد و با هویتی جدید و قدرتمند،اهدافش رو پیش می برد(فکرشو بکنید چی می شد!!)
چنان عظمتی به دست می آورد که خودش رو در بین تیغه های زهر آلود قدرت گم میکرد و چه بسا حریص تر و خطرناک تر از سائورون می شد
می دونید که انسان هم میتونه بهترینِ آفریده ها بشه و هم میتونه در قعر تاریکی سقوط کنه و برای رسیدن به خواسته های خودش به هر کاری دست بزنه
به نظر من حتی اگر آرفارازون سائورون رو اسیر میکرد یا اونو می کشت،باز هم به والینور لشگر میکشید.اون لحظه می گفت:«من کسی هستم که سائورون رو از بین بردم.کاری که والار نتونستن انجام بدن پس من شایسته ی سلطنتی گرانبها تر از نومه نور هستم»
اما سرنوشت در هر صورت به وقوع می پیوست!
البته باید اینو دونست که سائورون مرگ نداره چون یک مایاره.تازه سائورون با هدف وارد نومه نور شد پس احتمال اسارتش کمه.البته این فکرو می کنم که حتی اگه پادشاه جادوپیشه حلقه رو میگرفت به سائورون میداد مگر اینکه در دوران اوج انگمار اونو میگرفت.
alitsu —
سلام به همگی
بیاید فکر کنید که جای ویچ کینگ هستید اما با این تفاوت که به جای پادشاهی منطقه ای از شمال پادشاه کل شمال سرزمین میانه هستید.(پادشاهی نیکی) و همه شمارو با احترام خطاب میکنند . اما بعد از مدت ها کم کم امپراطوری شمال شما مصموم میشود و احترامات کم میشود. دیگه مردم به شما احترام نمی گذارند و به شما اعتماد ندارند . شما که به اون احترام بالا عادت کرده بودید و ملقب به پادشاه کل شمال شده بودید, اما حالا چی... دیگر شما رو به ناتوانی و پیری گذاشتید .ناگهان فردی خوش چهره و باهوش که اسمی نا اشنا داشت فرا میرسد به شما هدیه ای میدهد و در گوش تان ارام میگوید این همانی است که شما را دوباره به تخت پادشاهی مینشاند. همان چیزی که باعث میشه دیگه پیر نشین و قدرتتون چند برابر شــــــــه...
بقیه داستان به خودتون مربوطه ایا حلقه را قبول می کردید؟ با ان که نمیدانستین این یک فریب است؟
داستان رو ادامه بدید
goshtapo —
هیچ کس نمیتونه جلوی اغوای حلقه بایسته مگر یک هابیت که کل دنیاش تو پیاله ابجو و چپقش خلاصه میشه
alitsu —
افراد زیادی هستن که طالب قدرت نیستن انت ها .بامبادیل و خیلی های دیگه
ولی من آگه جای ویچ کینگ کمی شک میکردم اما فکر نکنم حلقه رو رد میکردم
اون وقت میشدم خود ویچ کینگ .از نظر من اون اشتباه بزرگی نکرد مانند تئودن طلسم شده
(ولی به هر حال صبر میکردم نسخه reloaded و دست کاری نشد حلقه بیاد )
Peredhil —
هركى باشه، از ماها، تبديل به ويچ كينگ ميشه، نميشه مقاومت كرد چون سائرون حيله گر هست و كار حلقه هم وسوسه كردن هستش. اگر نميخواستم قبول كنم هم بازم يكجورى به من ميرسيد
lord of the moon —
من ازش اسمش رو می پرسم و در دل آرزو می کنم لرد سائرون باشند
چه افتخاری بالاتر از خدمت کردن به لرد سائورن؟
واقعا دارم میگم اگه شما فردی واحد شرایط برای خدمت به لرد سائورن باشید به ایشون خدمت نمی کنید
تنها فرد لایق هم لرد سائورنه
خود تالکین هم اینو می دونست چون از سلیمارلیون گرفته تا ارباب حلقه ها (که لقب سائورنه) همه ی داستان ها حول سائورن در چرخشه و بی برو برگرد بهترین کاراکتر پردازی ، شخصیت و کاریزمای ممکن رو داره.
اگه ویچ کینگ بودم خدمت به ایشون رو مدال افتخارم می کردم
alitsu —
بله اعتقاد و افکار هر کس هرچی باشه قابل احترامه
این خیلی خوبه که هر کس قاطعآنه نظر خودش رو میده و دلیل های خودش رو میاره
در 3 ساعت قبل، lord of the moon گفته است :
اگه ویچ کینگ بودم خدمت به ایشون رو مدال افتخارم می کردم
حالا به نظر شما، جای دیگه ای هست که ویچ کینگ اشتباهی کرده باشه یا بر سر دو راهی سختی قرار گرفته باشه ؟ خود را جای او تصور کنید و کاری که انجام میدادین رو بیان کنید...
Witch Kiing —
رونوشت به تمام آردا
از: سرور والا مقام فخر زمان مایه هراس دشمنان آن جبار و قهار و سردسته ستمگران شاه جادو پیشه آنگمار
به: همه
بسم رب الهدایا و الحلقتین
Well Well Well !
پیرو مباحث حادث شده در رابطه با گذشته ما و موضوع هدیه های مسبوق ، خود جنابمان تشریف فرما شدیم تا توضیحات مبسوط و وافی ارائه بدیم،
اولا در قاموس ما نپذیرفتن هدیه کاری زشت و به دور از ملزومات دیپلماتیکه اونم از کی! از کسی که ارباب هدیه ها معرفی شده، پس فردا خود شماها میگفتین چقد فیس و افاده داره که هدیه هم قبول نمیکنه از کسی و خب این برای جنابمان که چهره ای سرشناس و مشهور بوده و هستیم اصلا خوب نبود و نیست.( حالا بگذریم از هوش و ذکاوت اون سائرون فلان فلان شده که با همچی طرحی پا پیش گذاشت که ما اگر خبرم داشتیم باز زشت بود هدیه رو رد کنیم )
در ثانی، ما بین پیری و از کار افتادگی و از دست دادن شهرت خود و در مقابل بدست آوردن قدرت باستانی و فر و شکوه و جلال و جبروت چندین برابر گزینه دوم رو انتخاب نمودیم که عقل سلیم هم حکم به تایید همین انتخاب میدهد؛ فلذا انتخاب خود در قبول هدیه را کاری بس صحیح دانسته و تمام قد از آن دفاع میکنیم.
ویچ کینگ اعظم- مد ظله العالی
alitsu —
میخوام یه هدیه ای به ویچ کینگ بدم اونم سیانور . خوراکی بسیار بسیار خوش مزه
به هر حال اون یه پادشاه هست نباید به هر کسی اعتماد کنه
اینم باید در نظر بگیریم که هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمیگیره
نظر خودم اینه که پادشاه شمال همونجا که هدیه رو قبول کرد مرد . چون دیگه اون نیست که جسمش رو کنترل میکنه بلکه سائرون اون رو کنترل میکنه و ویچ کینگ هم قدرت سرپیچی از دستورش رو نداره
curumo —
بله قبول میکردم
مگه میشه ردش کرد؟
در خدمت سائورون بودن افتخاره
به لگ —
در در 3/23/2016 at 0:53 PM، lord of the moon گفته است :
منم تورین رو یک جورایی قبول دارم ولی به نظرم یک دهم آراگورن هم از لحاظ شخصیتی و رهبری نیست
اگه نفرینش نبود که مورگوث و آش و لاش میکرد :/
آراگورن دیگه چی میخواست تا یه فرمانده خوب نشه ؟ شرایط هاشون خیلی با هم فرق داره و من این وسط تورین رو بالاتر از آراگورن میبینم . البته طبق شرایط .
در در 10/5/2016 at 11:08 PM، Peredhil گفته است :
هركى باشه، از ماها، تبديل به ويچ كينگ ميشه، نميشه مقاومت كرد چون سائرون حيله گر هست و كار حلقه هم وسوسه كردن هستش. اگر نميخواستم قبول كنم هم بازم يكجورى به من ميرسيد
نچ قبول نمیدارم :/
من بودم عمرا قبول میکردم . حتی اگه یه حلقه الفی بود .
چرا باید چیزی که برام ارزشی نداره رو قبول کنم ؟!؟ مامانم گفته از غریبه ها هیچی نگیر :دی که من با تلخیص میگم از غریبه ها الکی هیچی نگیر
تنها راهی که میتونست حلقه رو بم بده این بود که من براش یکاری میکردم و اون برای تشکر حلقه رو بم مینداخت .
اون انسان ها فکر میکردن که قراره عمرشون جاودانه بشه که شد . ولی اون بلا سرشون اومد . حالا این وسط اگه کسی نخواد عمرش جاودانه بشه چی ؟!؟
حتی اگه حلقه رو قبول میکردم وقتی میدیدم بده داره اثر منفی نشون میده حلقه رو بر میگردوندم .
lord of the moon —
در در 3/2/2017 at 1:00 PM، به لگ گفته است :
اگه نفرینش نبود که مورگوث و آش و لاش میکرد :/
آراگورن دیگه چی میخواست تا یه فرمانده خوب نشه ؟ شرایط هاشون خیلی با هم فرق داره و من این وسط تورین رو بالاتر از آراگورن میبینم . البته طبق شرایط .
نچ قبول نمیدارم :/
من بودم عمرا قبول میکردم . حتی اگه یه حلقه الفی بود .
چرا باید چیزی که برام ارزشی نداره رو قبول کنم ؟!؟ مامانم گفته از غریبه ها هیچی نگیر :دی که من با تلخیص میگم از غریبه ها الکی هیچی نگیر
تنها راهی که میتونست حلقه رو بم بده این بود که من براش یکاری میکردم و اون برای تشکر حلقه رو بم مینداخت .
اون انسان ها فکر میکردن که قراره عمرشون جاودانه بشه که شد . ولی اون بلا سرشون اومد . حالا این وسط اگه کسی نخواد عمرش جاودانه بشه چی ؟!؟
حتی اگه حلقه رو قبول میکردم وقتی میدیدم بده داره اثر منفی نشون میده حلقه رو بر میگردوندم .
ببین این وسط داری چند تا چیز رو فراموش می کنی
1- اونا انسان نبودند بلکه پادشاه بودند و مزه ای از معنای قدرت رو چشیده بودند . تا به امروز فردی در دنیا نبوده که وارد بازی قدرت بشه و در یک جا خودش رو متوقف کنه و بگه : می دونی چیه؟ من دیگه بیشتر از این نمی خوام بسمه... نه! هیچ فردی که سرش به تنش بی ارزه همچین حرفی رو نمیگه
حلقه های قدرت هم از اسمشون معلومه که همراه با قدرت هستند و از حق نگذریم قدرت وحشناک زیادی رو هم به نه نازگول دادند
بعید می دونم نه نازگول در دروه ای که انسان بودند افرادی بی خردی می بوده باشند
اگه حلقه ها رو قبول کردند برای این بود که می ارزید ... جاودانگی شاید برای هر کسی خوب نباشه ولی اون کسانی که می دونند باید با عمر زیاد چه کار کنند و خودشون رو از دلبستگی های دروغین منزوی کردند دیگه ازش واهمه ندارند و حاضرند هر بهایی رو براش پرداخت کنند
پس این که خودت رو بخوای هم تراز نازگول ها کنی و این که بگی چون تو این کارو نمی کردی اون هام نباید بکنند رو واقعا چیزی بیشتر از یک مزه پرونی خدمونی نمی دونم
به لگ —
در 3 ساعت قبل، lord of the moon گفته است :
ببین این وسط داری چند تا چیز رو فراموش می کنی
1- اونا انسان نبودند بلکه پادشاه بودند و مزه ای از معنای قدرت رو چشیده بودند . تا به امروز فردی در دنیا نبوده که وارد بازی قدرت بشه و در یک جا خودش رو متوقف کنه و بگه : می دونی چیه؟ من دیگه بیشتر از این نمی خوام بسمه... نه! هیچ فردی که سرش به تنش بی ارزه همچین حرفی رو نمیگه
حلقه های قدرت هم از اسمشون معلومه که همراه با قدرت هستند و از حق نگذریم قدرت وحشناک زیادی رو هم به نه نازگول دادند
بعید می دونم نه نازگول در دروه ای که انسان بودند افرادی بی خردی می بوده باشند
اگه حلقه ها رو قبول کردند برای این بود که می ارزید ... جاودانگی شاید برای هر کسی خوب نباشه ولی اون کسانی که می دونند باید با عمر زیاد چه کار کنند و خودشون رو از دلبستگی های دروغین منزوی کردند دیگه ازش واهمه ندارند و حاضرند هر بهایی رو براش پرداخت کنند
پس این که خودت رو بخوای هم تراز نازگول ها کنی و این که بگی چون تو این کارو نمی کردی اون هام نباید بکنند رو واقعا چیزی بیشتر از یک مزه پرونی خدمونی نمی دونم
ببین من گفتم که هر کس ارزش ها و باورهای خودشو داره !
من اصلا وارد قدرت نمیشم که بعدا بخوام سوپشو بخورم !!
قدرت و ثروت و جاودانگی بخوره تو سرشون که نه تا برده فلک زده شدن :دی !!
من هیچکودومشونو نمیخوام و باز سر موضع خودم می ایستم و میگم که تنها راه گرفتن حلقه ٬ این بود که بم مینداختش ! که بازم وقتی اثرشو میدیدم پسش میفرستادم یا نابودش میکردم .
به نظر شما آراگورن اگه بود حلقه رو قبول میکرد ؟؟؟ به نظر من نه !!
منم اگه قدرتو دستم میگرفتم شاید دنیارو نابود میکردم ( به نفع کشور خودم البته ) اما هیچوقت به فکر جاودانگی یا ثروت نمی افتادم . تقریبا مطمئنم . تقریبا از خودم مطمئنم !!!
نه تا نزگول هم بی خردی یا با خردیشون با خودشون اما از جاودانگی بدشون نمیومد دیگه !! وگرنه کی الکی از یه غریبه که میگه اینو بذاری دستت هیچوقت نمیمیری حلقه میگیره ؟!؟! نمیدونم هر کس برداشت خودشو داره
و در آخر من اینو مزه پرانی خودمونی نمیدونم !! شاید با لحن طنز بگم اما حرفام جدیه و دارم شناخت خودم از خودمو میگم که میگم که ( :دی ) من نمیگرفتم که
lord of the moon —
در هم اکنون، به لگ گفته است :
ببین من گفتم که هر کس ارزش ها و باورهای خودشو داره !
من اصلا وارد قدرت نمیشم که بعدا بخوام سوپشو بخورم !!
قدرت و ثروت و جاودانگی بخوره تو سرشون که نه تا برده فلک زده شدن :دی !!
من هیچکودومشونو نمیخوام و باز سر موضع خودم می ایستم و میگم که تنها راه گرفتن حلقه ٬ این بود که بم مینداختش ! که بازم وقتی اثرشو میدیدم پسش میفرستادم یا نابودش میکردم .
به نظر شما آراگورن اگه بود حلقه رو قبول میکرد ؟؟؟ به نظر من نه !!
منم اگه قدرتو دستم میگرفتم شاید دنیارو نابود میکردم ( به نفع کشور خودم البته ) اما هیچوقت به فکر جاودانگی یا ثروت نمی افتادم . تقریبا مطمئنم . تقریبا از خودم مطمئنم !!!
نه تا نزگول هم بی خردی یا با خردیشون با خودشون اما از جاودانگی بدشون نمیومد دیگه !! وگرنه کی الکی از یه غریبه که میگه اینو بذاری دستت هیچوقت نمیمیری حلقه میگیره ؟!؟! نمیدونم هر کس برداشت خودشو داره
و در آخر من اینو مزه پرانی خودمونی نمیدونم !! شاید با لحن طنز بگم اما حرفام جدیه و دارم شناخت خودم از خودمو میگم که میگم که ( :دی ) من نمیگرفتم که
ببین الان داری واقعا بحث ها رو قاطی می کنی ...
این که میگی اونا نباید قبول می کردند واقعا حرف درستی نیست . خب آراگون و شما حلقه ها رو قبول نمی کردید ... خب که چی؟ این الان قراره نازگول ها رو متقاعد می کرد که قبول نکنند
تازه اگه نگاه کنی می بینی که نازگول ها فریب خورده معرفی شدند این یعنی از تاثیر حلقه های قدرتشون خبر دار نبودند و فقط به عنوان یک حلقه ی قدرت بهش نگاه می کردند نه چیزی بیشتر ... و به نظرم نازگول ها وجود نمادین خوبی در داستان داشتند و افراد خیلی زیادی هستند که حاضر به قبول کردن حلقه ها بودند
شاید خیلی هامون بگیم نه و این جور حرفا ولی وقتش که برسه قوی ترین قلب هام به لرزه می افته ... وقتی حلقه ای برای پیشنهاد شدن بهمون وجود نداشته باشه معلومه دم از این می زنیم که ما به دام سائرون نمی افتادیم (البته دارم به صورت نمادین میگم وگرنه با شخص خاصی نیستم)
در مورد خرد و بی خرد و ...
مطمئنی داستان رو خوندی برادر؟ همچین میگی انگار یک نفر اومده دم در خونه اشون زنگ زده گفته : حلقه دارم! حلقه!
اونام گفتند : چه خوب دو کیلو بده
سائورن (آناتار) رو با بقال ها اشتباه نگیر ... کسی که لقبش حیله گره خوب بلده چه طوری حلقه ها رو به فردی که در قلبش به دبنال قدرته اهدا کنه
به لگ —
در 57 دقیقه قبل، lord of the moon گفته است :
تازه اگه نگاه کنی می بینی که نازگول ها فریب خورده معرفی شدند این یعنی از تاثیر حلقه های قدرتشون خبر دار نبودند و فقط به عنوان یک حلقه ی قدرت بهش نگاه می کردند نه چیزی بیشتر ...
تا اونجایی که من به خاطر دارم اونا فکر میکردن که با حلقه ها جاوادانه میشن
حالا گول خوردن یا نخوردن نداره . منم گفتم وقتی اثر بدشو ببینم حلقه رو پرت میکردم تو صورتش
در 59 دقیقه قبل، lord of the moon گفته است :
در مورد خرد و بی خرد و ...
مطمئنی داستان رو خوندی برادر؟ همچین میگی انگار یک نفر اومده دم در خونه اشون زنگ زده گفته : حلقه دارم! حلقه!
اونام گفتند : چه خوب دو کیلو بده
سائورن (آناتار) رو با بقال ها اشتباه نگیر ... کسی که لقبش حیله گره خوب بلده چه طوری حلقه ها رو به فردی که در قلبش به دبنال قدرته اهدا کنه
باهات موافقم و این تیکه خالی بندی بیش نبود البته من اگه بودم از همون آناتارشونم الکی حلقه نمیگرفتم .
همونطور که بعضی الفا به آناتار اعتماد نکردن منم نمیکردم . کلا من آدم خیلی شکاکی هستم و تو نگاه اول ٬ این سایت رو یه منبع جاسوسی فوق سری میدیدم و حتی همین الان حواسم هست چی میگم !!!!
در کل هر کس عقاید و افکار خودشو داره و من فکر میکنم بحث ما بی نتیجه بمونه واسه همین واسه اینکه بحث تموم شه میگم غلط کردم من حلقه رو با سر از سائرون میگرفتم و میگفتم دو تا دیگه بده بیشتر بردت شم :دی !!