اگر سم نبود...

تعداد پست‌ها: 40

اگه سم همراه فرودو نبود به نظرتون چی میشد؟

تالکین چجوری داستان رو تموم میکرد؟

به نظر من اگه سم همراه فرودو نبود همون اول داستان فرودو یا از صخره پرت میشد یا گالم اون رو میخورد .تالکین هم میتونست یه شخص دیگه یا یه قدرت جادویی به اون بده که داستان روند خودش روپیدا کنه

ویرایش ناظر:

بحث در مورد ادامه داستان های آردا از زبان شما را در تاپیک مربوط دنبال کنید.

بنظر من امکان نداره که کسی هم چین ماموریت عظیمی رو تنهایی طی کنه. و تقدیر حتما یه همراه خوب رو برا آدم جور میکنه. بنابراین تصور تنها بودن فرودو برا من خیلی دوره.اما خب میشه این تصور رو داشت که یه جاهایی سم بنا به دلایلی ازش جدا بیفته. مث همون اتفاق روبرو شدن فرودو با شلوب براش میفته. مثلا اگه سم شبا پیش فرودو نمیخوابید امکان داشت که گالوم فرودو رو با تیغ زخمی کنه نه اینکه بکشه.چون من گالوم رو ذاتا پلید نمیدونم.

در کل بنظرم وجود سم, روند نابودی حلقه رو سریع کرد... چون گالوم خیلی راحت تر میتونست واسه فرودو مانع ایجاد کنه و پس زدن موانع وقت میبرد.

اگه سم نبود، مری و پیپ هم نمیبودن چون خبر نداشتن اونقدر، توی جاده به سمت بری...

و در کل این مهمه که وقتی گندالف فهمید سم با فرودو هست، خیالش راحت تر شد

و راحت تر شدن خیال یک ایستاری خیلی مهمه :دی

به نظر بنده اصولا در چنین داستان هایی ما یک فرد داریم که مسئولیت به اون داده شده اما از آگاهی کمی نسبت به اطرافش برخوردار هست چون تمام فکرش دنبال به نتیجه رساندن ماموریتش هست و یک

فرد مکمل که مسئولیتش پر کردن ضعف فرد اول هست

کاملا مشخصه که اگر فرد دوم ضعف های شخصیت اصلی رو پر نکنه ماموریت شکست می خوره

خب شاید بشه گفت جای خالی سم رو یکی میتونست پر کنه...یعنی از همون ابتدای سفر هابیت ها از شایر یکی دیگه جای سم رو میگرفت.

اما سوای این تحلیل ها اگه نقش سم رو از بعد از سفر موردور حذف کنیم میشه گفت فرودو موفق نمیشد. در این مورد من با Morgoth - Melkor موافقم. این که نقش سم مکمل نقش اصلی یعنی فرودو هست و مطمئنا در مقاطع مختلف از کشمکش ها با گولوم گرفته تا قضیه شلوب و کیریت آنگول، اگر سم نبود عملا فرودو هم نبود و ماموریت خیلی احمقانه نشون میداد و ادامه اش حماقتی بزرگتر...

اگه سم نبود :) همه چیز شکست می خورد چه کسی میتونست غیر سم در پای کوه نابودی بگه:

اگر نمیتونم حلقه رو حمل کنم اما شما رو میتونم کول بکنم آقای فرودو

در اصل سم بود که حلقه رو نابود کرد. فرودو که بی عرضه بود و زود تحت تاثیر قرار می گرفت.

در اصل سم بود که حلقه رو نابود کرد. فرودو که بی عرضه بود و زود تحت تاثیر قرار می گرفت.

این استدلال اشتباه هست فقط فرودو شهامت قبول این ماموریت رو داشت

فرودو جلو سم رو گرفت تا گالوم رو نگشه - این 2 فرد مکمل هم دیگر هستند

این استدلال اشتباه هست فقط فرودو شهامت قبول این ماموریت رو داشت

فرودو جلو سم رو گرفت تا گالوم رو نگشه - این 2 فرد مکمل هم دیگر هستند

زمانی دو نفر مکمل همدیگر هستند که به طور مساوی باری رو به دوش بکشند و باید قبول کرد که تمام بار سفر بر دوش سم بود.

زمانی دو نفر مکمل همدیگر هستند که به طور مساوی باری رو به دوش بکشند و باید قبول کرد که تمام بار سفر بر دوش سم بود.

اشتباه شما در همین است - مکمل ها ضعف یکدیگر را جبران می کنند ربطی به مقدار فعالیتشون نداره - اگر فرودو نور ارندیل رو به همراه نداشت هیچ وقت نمی توانست در نبرد با شلوب پیروز شود - البنه نکته مهم این هست

که اگر فرودو که تنها هابیت دعوت شده به مجلس مشاوره بود این کار رو قبول نمی کرد برده حلقه اصلا به دست هابیت ها نمی افتاد که سم بخواد اون رو همراهی کنه - سم برای همراهی فرودو تا روندل اجبار داشت و بعد از

اون برای همراهی دوست و هم نژادش وارد گروه یاران حلقه میشه

پس نقش سم 100% مکمل فرودو است

دوستان , دوستان please

اراده ی سائرون مگه بستنیه که جلوی دو تا هابیت آب بشه . ارباب به دلیل این نابود شد که به خاطر نبود حلقه ضعیف شده بود و بخاطر اتحاد افراد سرزمین میانه این دو هابیت تونستن حلقه رو نابود کنن

نیروهای ارک ها هم دیگه شکست خردن دیگه اینم بخاطر استراتیژیک غلط افرادمون بود بخاطر این که سائرون بالا سرشون نبود

ولی در کل جدا از شوخی آره درسته سم خیلی به فرودو کمک کرد کارش درسته :)

اما اگر سم نبود فرودو در همون مرداب های موردور جون میداد البته تمام یاران حلقه کمک کردند به نابودیه حلقه.

دوستان , دوستان please

اراده ی سائرون مگه بستنیه که جلوی دو تا هابیت آب بشه . ارباب به دلیل این نابود شد که به خاطر نبود حلقه ضعیف شده بود و بخاطر اتحاد افراد سرزمین میانه این دو هابیت تونستن حلقه رو نابود کنن

نیروهای ارک ها هم دیگه شکست خردن دیگه اینم بخاطر استراتیژیک غلط افرادمون بود بخاطر این که سائرون بالا سرشون نبود

ولی در کل جدا از شوخی آره درسته سم خیلی به فرودو کمک کرد کارش درسته :)

اما اگر سم نبود فرودو در همون مرداب های موردور جون میداد البته تمام یاران حلقه کمک کردند به نابودیه حلقه.

درود بر اهل درود

دوست گرامی اراده ارباب تاریکی می تونه دقیقا مانند بستنی جلو چند هابیت له بشه - حلقه به هیچ وجه ضعیف نشده بود و تا آخرین لحظه تلاش کردن خود را از نابودی برهاند اما دست آخر راهی جز نابودی نداشت نیرو های اورک همیشه در طول تاریخ آردا بدون فرماندهی واحد همیشه محکوم به شکست بوده اند - اگر سم نبود کس دیگری به کمک فرودو. می آمد - همراه حلقه نیاز به یک همراه دارد اما حتما نباید آن فرد سم باشد - لطفا به این قضیه هم دقت کنید

مگه نمیگید فرودو و سم مکمل همدیگر هستند پس هیچ کس دیگه ای نمیتونست جای سم رو بگیره. ولی باید قبول کرد که اگه سم نبود که مراقب فرودو باشه فرودو همون اول داستان حلقه رو از دست داده بود. این یعنی این که این دو تا مکمل همدیگر نیستند.

مگه نمیگید فرودو و سم مکمل همدیگر هستند پس هیچ کس دیگه ای نمیتونست جای سم رو بگیره. ولی باید قبول کرد که اگه سم نبود که مراقب فرودو باشه فرودو همون اول داستان حلقه رو از دست داده بود. این یعنی این که این دو تا مکمل همدیگر نیستند.

مکمل هستند اما الزامی نیستند - اگر بخوایم فرودو را حذف کنیم و جایگزینی برای او از خانواده بگینز انتخاب نکنیم حلقه هیچ گته به روندل نمی رسید پس نقش فرودو به عنوان فرودو بگینز الزامی

است ولی جای سم رو می توانست هر کس دیگری بگیرد شاید یک هابیت یا یک دورف حتی یک انسان

توی این سفر دو تا هابیت دیگه هم بودند چرا هیچ کدوم کار هایی که سم کردند نتونستند بکنند؟

سوال : شما در مورد کارهای 2 هابیت دیگر چقدر می دونید ؟

آنها هم نقش ویژه ای حتی میشه گفت در حد سم و حتی مهمتر رو بازی کردند مگر اینکه کار های آنها را برای کشته شدن ویچ کینگ و رسوا کردن نقشه سائورون و فراهم کردن مقدمات حمله به آیزنگارد و نجات جان فارامیر زیر

سوال ببرید

خودتون گفتین سم مکمل فرودو هست پس هیچ کس دیگه ای نمی تونست جای سم رو بگیره. در مورد دو تا هابیت دیگه این که خیلی از کار هایی که انجام دادند اتفاقی بود. فهمیدن نقشه ی سایرون که کاملا اتفاقی بود و درمورد ویچ کینگ که کس دیگه ای اون رو کشت.

سوال: آیا اون دو تا هابیت دیگه هم صبوری سم رو داشتند (با این که کار های مهمی انجام دادند)تا با فرودو بمونند و وسوسه نشن و حلقه رو برای خودشون بر دارند؟

باید همیشه یه شخصیت باشه که شخصیت اصلی رو کمک کنه هر چند نه همیشه ولی خوب به هر حال خیلی تاثیر گذاره و ممکنه روند داستان با مشکلات خیلی زیادی رو به رو بشه.

خودتون گفتین سم مکمل فرودو هست پس هیچ کس دیگه ای نمی تونست جای سم رو بگیره. در مورد دو تا هابیت دیگه این که خیلی از کار هایی که انجام دادند اتفاقی بود. فهمیدن نقشه ی سایرون که کاملا اتفاقی بود و درمورد ویچ کینگ که کس دیگه ای اون رو کشت.

سوال: آیا اون دو تا هابیت دیگه هم صبوری سم رو داشتند (با این که کار های مهمی انجام دادند)تا با فرودو بمونند و وسوسه نشن و حلقه رو برای خودشون بر دارند؟

درود

در جواب شما تنها یک چیز میشه گفت :

iistum ghaamul

ویرایش ناظر:

بعد از این که به پست کسی جواب داده شد اجازه ویرایش و یا حذف آن را ندارد.

درود

در جواب شما تنها یک چیز میشه گفت :

iistum ghaamul

ببخشید نمیشه ترجمه کنید تا ما هم بفهمیم

قطعا سم قوی النفس تر از فرودو است اما این که اگر سم نبود چه اتفاقی میافتاد کمی سخت است که بشود گفت به هر حال وجود سیک دوست نزدیک و یک رفیق همپا که فرودو بتواند بااو افکار وترس هایش را در میان بگذارد واورا در برابر گالوم محافظت کند لازم بودوسم هم شخصیت مناسبی برای آن داشت.

اگه سم نبودفرودواصلا نمیتونست ماموریتشوتموم کنه و تالکین باید حتما یه کسی رو همراه فرودومیفرستاد

چرا سم چرا دو تا هابیت دیگه نه ؟

به نظرم اول باید به کودکی سم توجه کنیم سم وقتی بچه بود همیشه کنار اقای بیلبو بگینز بود و پدرشم باغبان بیلبو و وقتی پدرش کنار میره وخودش نقش باغبون و دوست فرودو رو بازی میکنه

سم با داستانهای بیلبو بزرگ شده چند جا توی یاران حلقه بهش اشاره شده و این علاقه ی سم به بگینزها(بیلبو و فرودو ) به نظرم مهمترین عامل همراهی اون با فرودوس و همینطورعلاقه ی زیاد سم به الفها

اگه بخواید بدنه ی داستان رو بگید وجود سم در نابودی حلقه ضروری بود جاهایی از کتاب ضعف فرودو و حتی اغوا شدن توسط سائورون حس میشه و اون زمانی که فرودو دستگیر شد تو فصل کنام شلوب سم حلقه رو حفظ میکنه درسته لحظه ای جذب میشه اما یک چیز و تنها یک چیز جلوی اونو گرفت محبت و علاقه ای که به فرودو داشت.همون چیزی که باعث شد دنبال فرودو بره.

از طرفی توی جمع اون تنها کسی بود که تمام حال و حرکات فرودو رو زیر نظر داشت و اونو میشناخت.

به اونایی که میگن هرکسی میتونست جای سمو بگیره:شما ممکنه همراه داشته باشید اما لزومی نداره دوست باشید یا به هم و وفادار باشید اونم تو راهی مثل موردور که قدم به قدم حلقه سنگین تر و قوی تر میشه.سم باغبون بود اما از همون اغاز میشه علاقشو فهمید.در طول کتاب خیلی جاها فرودو سم رو پسرم خطاب کرد و سم هم دلسوزی و ترحم زیادی نسبت به اون داشت.حتی وقتی فرودو میخوابید سم مراقبش بود.واسه یاداوری بگم زمانی بود که فرودو به خاطر فشار نسبت به سم مشکوک بود فقط یه دوست واقعی این چیزارو تحمل میکنه الف ها مغرور و خشنن پس بی شک دعوا میشد یا قبلش الف جذب حلقه میشد.اگه دورف بود...شاید چون با هابیت ها دوستی بیشتری دارن اما در هر صورت تو بدترین شرایط وجود بهترین دوست بهترین همراه که هم فرهنگ ادمه تاثیر بیشتری داره ارزوهای مشابه یاداوری شایر به نظرم واقعا کسه جز سم نمیتونست چون اگه پیپین و مری هم بودن....خب اونا یکم بچه بودن سم از رو اسمش معلومه دیگه وایز بود.و نکته اخر سم کتاب رو ادامه میده.و چون پایان با جمله ی اونه به نظر میاد اون کتابو کامل کرده و از زبان اونه.

اگه سم وجود نداشت اصلا داستان پیش نمیرفت!!!!!

مثلا اگه آراگون نبود یا اگه گندالف نبود داستانی وجود نداشت. :D

:huh:

تصور نبود سم برای من هم غیر ممکنه... به خصوص اواخر داستان بازگشت شاه. سم واقعا یه دوست خوب بود و دوست خوب هم نعمت بزرگیه. هیچ وقت حتی در بدترین شرایط هم فرودو رو تنها نزاشت.

البته نباید از علاقه ی سم به بگینز ها و داستان هایی که در دوران کودکی شنیده بود رو فراموش کرد.

ولی به هر حال سم یکی از شخصیت های مورد علاقه ی من در داستان های تالکین و البته داستان های فانتزیه.

سم نمونه بارز دوستی ، صداقت ، وفاداری ، یاری و نمیدونم چی بگم دیگه فقط اینو بگم که همیشه وقتی اسمش میاد به فرودو حسودیم میشه که یه همچین دوستی داشته و حاضر بودم نیمی از داشته هامو بدم تا دوستی مثل سم داشته باشم.

اگر سم نبود آردایی هم نبود. تاریکی همه جارو میگرفت و دوران چهارمی هم نبود.

خونهایی که ریخته شده بود از دوران اول تا سوم در راه برقراری صلح هم بیهوده و پوچ بود.

با عرض اجازت

سم شاید از خود فرودو هم مسئولیت سنگین تری داشته.و نقش مهم تری در جنگ حلقه ارائه کرده است.

شاید او وفادار تر فلاگوند, مهربان تر از ملیان, و قوی تر از فین گولفین باشد.

اگه سم نبود شاید گولوم به اصل خودش برمیگشت

اگه سم نبود شاید گولوم به اصل خودش برمیگشت

امکان نداشت این قضیه اتفاق بیفته.

زمانی که اسمیگل موفق میشه گولوم رو مغلوب کنه در افکارش تا زمانی که توسط فارامیر و رنجر ها اسیر نشده بودن نشانه هایی از بهبودی درش دیده میشد. اما بعد اسارت اسمیگل که با همکاری فرودو اتفاق افتاد

بلافاصله صدای گولوم گولوم از اسمیگل بلند میشه. شخصیت بدش برمیگرده. سم تاثیر گذار بود اما عامل نبود

سلام

به نظرم بیاین داستانو تغییر ندیم,سم تو این داستان باید باشه چون استاد تالکین داستانو اینجوری خلق کرده که سم باید باشه و همراه فرودو دست به ماجراجویی بزنه فک کنم نقش سم تو داستان اونقد مهمه که اگه سم رو حذف کنیم کل داستان به هم بخوره

به نظرم تالکین آنقدر قدرتمند در داستان کار کرده که شخصیت ها هرکدامشان بهایی مثل شخصیت اول داستان داده است ونبود یکی از آن ها داستان رو فلج می کرد

اگر سم نبود که با تمام وجود به فرودو خدمت کنه رنگ وفاداری بین هابیت ها در داستان و خطرات کمرنگ می شد چه کسی بجز سم بود که فرودو را تا کوه نابودی به دوش بکشه و با شجاعت از فرودو در مقابل گالوم حفاظت کنه

بنظرم اگه سم نبود فرودو شاید بعد از اینکه از یاران حلقه جدا شد تنها به سمت موردور میرفت اما هیچ وقت به مقصد نمیرسید.یا گالم یا موانع دیگه کلکشو میکندن.حتی اگه اینا رو هم طی میکرد لحظه آخر یکی باید هلش میداد که حلقه رو بندازه!

سم نیز نمادی است از اراده ی راسخ و محکم که بدون آن هر هدفی منجر به شکست می شود اراده ای که به ما یادآوری می کنم برای چه هستیم و به ما جمله ای را می گوید که باعث پیروزیمان و تکمیل هدفمان می شود

حق نداری ناامیدی شی

استفاده از شخصیت سم لازم بود وگرنه اصلاً وجود نباید می داشت

بابا سم مثل بادیگارد فرودو بود. بدون اون فرودو تا به حال 300 بار ترور شده بود وسط راه. نه تنها بادیگارد، بلکه حمال، جنگجو، همه فن حریف، { جایگزین گندالف در گفتن سخن های نیکو }، آشپز. اصلا این یه اعجوبه بود که با فرودو همسفر شده بود.

اله سم :))

اگه سم نبود فرودو میتونست همه راه رو خودش بیاد و درنهایت پرت شه تو آتش فشان:D:))

اما جدا از شوخی اگه نبود اولین باری که با گالوم برخورد کرد کشته میشد {درخواب}:(

سلام به همه

اکثر دوستان وجوه مختلف سم را بیان کردند .به نظر من اما سم خیلی معمولی وساده است در تمام کتاب سم در همه ابعاد ساده است و کوچک فکر می کنه.او براساس احساس و قلب قانعش عمل می کنه. او نه خود را قهرمان و ناجی میدونه و نه خیلی به عاقبت کار فکر میکنه . اون تلاش میکنه تلاش میکنه و امیدواره . به چی ،معلوم نیست . چون قدرت فکری بالایی نداره ‌. نه شهوت قدرت داره و نه تحمل درک قدرت پلیدی را . او یک جهان بینی است که من با غلط و درستش کاری ندارم . اون عاشق باغ و شایر و دختر هابیتی مورد علاقش و فرودو است. کار درست را انجام میده و به نتیجه کاری نداره . اون ادعای خاصی هم نداره از روی علاقه همراه فرودو میاد و با زیبایی های به ظاهر دم دستی و بی ارزش زندگی شایریش بر سخت ترین و پلید ترین موانع غلبه میکنه . دلشوره ای هم نداره چون آنچه از پسش برمیاد را انجام میده و باقیش براش مهم نیست .نمیدونم چنین نگرشی ،در واقع چنین نتایجی داره یا نه . اما تصور بی نهایت دلچسبی داره . سم بودن خیلی زیباست حداقل در دنیای تالکین.

در 2 ساعت قبل، فینگون گفته است :

سلام به همه

اکثر دوستان وجوه مختلف سم را بیان کردند .به نظر من اما سم خیلی معمولی وساده است در تمام کتاب سم در همه ابعاد ساده است و کوچک فکر می کنه.او براساس احساس و قلب قانعش عمل می کنه. او نه خود را قهرمان و ناجی میدونه و نه خیلی به عاقبت کار فکر میکنه . اون تلاش میکنه تلاش میکنه و امیدواره . به چی ،معلوم نیست . چون قدرت فکری بالایی نداره ‌. نه شهوت قدرت داره و نه تحمل درک قدرت پلیدی را . او یک جهان بینی است که من با غلط و درستش کاری ندارم . اون عاشق باغ و شایر و دختر هابیتی مورد علاقش و فرودو است. کار درست را انجام میده و به نتیجه کاری نداره . اون ادعای خاصی هم نداره از روی علاقه همراه فرودو میاد و با زیبایی های به ظاهر دم دستی و بی ارزش زندگی شایریش بر سخت ترین و پلید ترین موانع غلبه میکنه . دلشوره ای هم نداره چون آنچه از پسش برمیاد را انجام میده و باقیش براش مهم نیست .نمیدونم چنین نگرشی ،در واقع چنین نتایجی داره یا نه . اما تصور بی نهایت دلچسبی داره . سم بودن خیلی زیباست حداقل در دنیای تالکین.

به نظرم خیلی خوب سم رو توصیف کردید. سادگی و بی آلایشیش رو. حتی فرودو هم با وجود هابیت بودنش علم و اشرافیت به خصوصی داره یا مری و پیپین که به نوعی ارباب زاده، اصیل و اسم و رسم دار هستند. اما سم ساده ترینشونه و دنیا و اتفاقاتش رو هم ساده می گیره. در نهایت به عنوان ساده ترین هابیت، ما می بینیم که سم قهرمان اصلی داستانه و همین سادگیشه که به نوعی دنیا رو نجات میده.

وگرنه فرودو بدون حضور سم نمی تونست کاری از پیش ببره

در 4 ساعت قبل، فینگون گفته است :

نمیدونم چنین نگرشی ،در واقع چنین نتایجی داره یا نه

برادر بالاخره تو و سم می دونین یا نه؟

 

در 4 ساعت قبل، فینگون گفته است :

اون تلاش میکنه تلاش میکنه و امیدواره . به چی ،معلوم نیست . چون قدرت فکری بالایی نداره ‌. نه شهوت قدرت داره و نه تحمل درک قدرت پلیدی را

 

در ۱ ساعت قبل، Nienor Niniel گفته است :

به نظرم خیلی خوب سم رو توصیف کردید. سادگی و بی آلایشیش رو. حتی فرودو هم با وجود هابیت بودنش علم و اشرافیت به خصوصی داره یا مری و پیپین که به نوعی ارباب زاده، اصیل و اسم و رسم دار هستند. اما سم ساده ترینشونه و دنیا و اتفاقاتش رو هم ساده می گیره. در نهایت به عنوان ساده ترین هابیت، ما می بینیم که سم قهرمان اصلی داستانه و همین سادگیشه که به نوعی دنیا رو نجات میده.

این طبیعیه، شایر یه شهر واقعی توی انگلستانه و انگلستانی ها بدجور به این روابط اشرافی-برده ای پایبندن. شایر در واقع تجلی مستقیم انگلستان و مردمشه.

ولی سم ساده نبود، من یادمه که اون همیشه با فرودو درباره ی موجودات عجیب اونور مرزهای شایر حرف می زد که کسی باورشون نداشت. درسته که سم ساده رفتار می کرد ولی دنیای بزرگی درونش بود. تو ایران هم همینه، تا یکی میاد تلاش بکنه همه مسخرش می کنن چون فکر می کنن آدم ساده ایه.

فکر نکنین چون یکی داره با تمام وجود تو زندگیش تلاش می کنه یعنی فرد ساده ای هست. به قول خودتون فرودو اشراف زاده بود و توی رفاه و راحتی. در حالی که سم اینطوری نبود و باید برای زندگیش کار می کرد و به دیگر اشراف زاده ها می گفت: آقای فردو، آقای فلان، آقای بهمان. و همین تلاش مستمر برای زندگی آدم رو قوی می کنه و تا حدودی فکر آدم رو از چیزهای دیگه ی زندگی می گیره.

فکر نکنین چون فردو شخصیت ساده ای نیست پس فکر بلندی داره. اشراف زاده هایی مثل فرودو پول و وقت دارن به همه چیز فکر کنن. در حالی که سم با اینکه شخصیت پیچیده ای هست، وقت نداره یه همچین کاری کنه. یعنی، فکر کردن ... که همین باعث میشه شما فکر کنین شخصیتش  سادست.

هیچ شخصیت ساده ای نمیاد یه نفر دیگه رو در اوج نابودی کول کنه و ببره به کوه نابودی ..... { اگه توی کتاب هم همین اتفاق میافته }

@Aran Dur من سادگی سم رو با اندازه ی دنیاش یا دنیای بقیه توصیف نمی کنم من سم رو ساده می دونم چون با وجود رشد دنیاش باز هن به اصول قدیمی هابیتی خودش پایبنده. به محبت کردن، به وفاداری، به بزرگ دیدن و احترام به بقیه و...

که به نظر من ممکنه تو هابیت ها هم کمر نگ باشه. همون طور که می بینیم ما هابیت های بد یا نسبتا بد هم داریم. اما سم هنوز خوبیاش رو داره. در نهایت سادگی که ما میگیم منظور ابله بودن یا ذهن کوچیک داشتن نمیده. بلکه معنای مثبت تری داره. این اصلا بد نیست