زیر درخت مهمانی

تعداد پست‌ها: 3

اینجا جائیه که پست های طنز می زنیم. یک سوژه طنز رو یک نفر شروع می کنه. بعد ایستاری های راهنما ( معلم ایفا ) ایراد های شما رو می گیرند و در کارتون شما رو راهنمایی می کنند.

اهم ... سلام بر همگی .

خب ، راستش به نظر میرسه باید اول خودمو معرفی کنم . بنده ، آقای راوی هستم . البته اسمم راوی نیستش ، من در اصل ماهون هستم . راوی داستان های اسکاندیناوی دور . هر از چند گاهی به سرزمین هایی که جزو کره بزرگ اساطیری میشه سر میزنم و قصه های شاد میگم تا بچه ها و هر کسی که غمزده و دلزده و ... بود رو بخندونم البته ! الان هم به کشور آردا رسیدم . تصمیم هم دارم مدت زیادی اینجا بمونم .

داستانهایی که از آردا شنیدید بسیار زیاده . ادوار زیادی بودن که روایتهای شاد و یا غمگینش رو شنیدین ولی من ، از دورانی میگم که بعد از آخرین نبرد گاندور با موردور و سقوط سائورون پلید ، و بعد از نجات دادن هابیتون از دست باس ، جادوگر پلید اتفاق میفته . بعد از سفر آقای سام وایز گمجی به غرب برای یافتن آمان ....

خیلی هاتون نمیدونید چی شد ولی من ، میخوام قصه های آقای شهردار رو براتون بگم :

یکی بود یکی نبود . غیر از خدا ، هیچ کس نبود .

شهری بود (یا روستایی . نمیدونم طبق سند توسعه شهری الان چی محسوب میشه !) به نام شایر که مردم کوچولوی هابیت در اون میزیستند . همه شاد و خوشحال بودند و راحت و راضی چرا که دیگه هیچ پلیدی نبود که بخواد اذیتشون کنه و با شادمانی به کشاورزی و زراعتشون میپرداختن و احشام و حیوانات احلی ... ببخشید اهلی پرورش میدادن .

این شهر خوب و نسبتا قشنگ (حالا میفهمید چرا) یه شهردار خوب داشت . آقای : "سام نیمه باهوش توپ نخی !" که ترجمه تحت الفظی "سام وایز گمجی" هستش !

همه چیز خوب بود (البته نه همه همه چیز، تقریبا ) و عالی پیش میرفت چون یه شهردار نیمه هوشمند داشتند . ولی ماجرای ما از اون روزی آغاز میشه که جناب شهردار متوجه شدن که انگار درصد رضایت مردم شهر پایین اومده . حالا چرا ، بذارین از زبون خود مردم شهر بشنویم . پیامک هایی که به روزنامه :" شایر تایماز " دادن :

- روشنایی خیابان "همیلتون " واقع در فلکه غربی تپه " بگینز" به طرز افتضاحی ناجوره و مردم با جراغ های فئانوری هم (البته یه کم اقراقه ، اغراقه ، اقراغه یا اغراغه !) نمیتونن جلوی پاشون رو ببینن !

- سنگ فرش های خیابان " همیلتون " واقع در فلکه شرقی تپه " بگینز" برای گازرسانی کنده شده و الان که حدود پنج سال میگذره هنوز پر نشده !

- بر اثر پاره شدن کابل های فیبر نوری در خیابان همیلتون واقع در فلکه شمالی تپه بگینز و قاطی شدنشون با کابل های پاره شده برق مردم الان شاهد "برق فیبری" هستن که به دلیل پراکنده شدن در خیابون ها این ذرات برق دار جون چند نفرو گرفته . البه این یه کشف جدیده و بنابراین سازمان برق هم اعتراض زده که چرا سازمان تلفن به اسم خودشون زدن این اختراع رو .

- مردم در خیابان همیلتون واقع در فلکه جنوبی تپه بگینز هیچ مشکلی ندارن و به همهین دلیل اعتراض کردن که ما هم مشکل میخوایم تا به رونامه پیامک بدیم و مطرح بشیم و از اینجور داستان ها !

حالا آقای شهردار چی کار کرد بماند در پست بعدی ....

فعلا خداحافظ شما !

هه هه هه هه هه

خوب بود میگم ایده طنزت خیلی خوب بود از کجا در آوردی