عدم حضور دوباره گندالف پس از سقوط از پل خزد دوم باعث دگرگونی کل داستان میشد
به گونه ای که کسی برای شکست سارومان نبود
در نبرد شاخ آواز گندالف بود که همراه با سپاهیان روهان امد و هلمزدیپ و روهان را نجات داد
اگر او نبود چه بسا نبرد شاخ آوازی رخ نمیداد
و حتی اگر آراگورن و همراهانش ( گیملی ، لگولاس ) به تنهایی و با درایت خود نزد پادشاه روهان میرفتند دستگیر و شاید تحویل سارومان و چه بسا تحویل سائرون میشدند .!
حال با احتمالات کم اگر هم نبرد به نفع سپاهیان روهان پیش میرفت ( در نبرد هلمزدیپ ) باز هم مشکلات عدیدی در پیش رو برای یاران از هم گسسته ی حلقه وجود داشت ،
به گونه ای که حتی ممکنه بود مری و پره گرین به دست انت ها و حتی اروک ها کشته میدشند
و چه بسا پیپینی نبود که درون پلانتیر بنگرد و از نقشه ی سائرون برای حمله به میناستریت مطلع شود .
و کسی برای نابودی ایزنگارد به پا نمیخواست ( اخرین نبرد انت ها )
در مورد سوالی که در ابتدای تاپیک پرسیده شد:
اینگونه میتوان جواب داد با احتمالات بسیار کم ( در حدود 0.01 % :دی) اگر انت ها پی به خیانت سارومان میبردند و برای نابودی آیزنگارد قیام میکردند و قدرت سارومان از روی شاه تئودن برداشته میشد میتوان امید داشت که روهان با سپاهی کامل تر به کمک میناس تریث میرفت
آنگونه باز نمیتوان نتیجه گرفت روند داستان تاریک میشود و سائرون ( تاریکی ) پیروز میشود ،
"همیشه در ورای تصور ادم کور سو امیدی هست
انجا که تاریکی تمام اذهان مردم را فرا میگیرد شعله ای کوچک از امید در مادون تصور ادمی موجب نجات وی میشود"
شاید شخص دیگری موجب ایجاد امید در دل آخرین سربازان از فرمانروایی های آزاد شود...
فقط تنها موضوعی که میتوان در مورد ان تا حد زیادی یقین داشت
همین کشته شدن فارامیر است
بابت پر گویی بنده را عفو کنید دوستان