سلام میکنم به همه ی دوستان عزیز!
من زیاد ترجمه ی ترانه را دوست ندارم. میدانید چرا؟ چون بر خلاف ترجمه ی شعر که فرمولش مفهوم را بگیر ؛شعر را دوباره بسرا، اگر امکان دارد مقید باش است، در ترجمه ی ترانه زیاد حق دستکاری تعابیر را نداریم. در واقع ترجمه ی ترانه باید طوری باشد که بتوان آن را زیر نویس یک ویدئو مورزیک قرار داد. به همین خاطر کمی آزارم میدهد و فکر میکنم معمولا ترجمه ی ترانه از ترجمه شعر ضعیفتر است، و صرفا برای این خوبست که طرف معنی متن اصلی را بهتر بفهمد. با این وجود، جسارتی کردم به بزرگانی مثل آرون و مس، و دست بردیم توی ترجمه ی یکی از ترانه های این گروه که واقعا دوستش دارم. (هر چند که اجرایش را نشنیدم، و این نشان از قدرت متن ترانه دارد.) اگر اجازه بدهید، این ترجمه ی (اگر چه بد و ابتدایی است) تقدیم کنم به مس عزیز که انصافا تمامی پست های ایشان را در این مباحث دوست دارم و واقعا برایم مفید بوده است.
فقط اگر بد بوده و ناشایست و غلط، ببخشید ( ساعت 1 یا 2 بامداد ترجمه اش کردم!) و بگویید. و فحش بدهید به من!
-------------
متن اصلی :
Goodbye My Friend
Who can tell me who I am
who I am my friend
I'm an Alien so they say
a risk to everyone
NO - Tell me what do they see
NO - Tell me what do they feel
NO - Tell me what do they fear
NO - Tell me what do they see
I'm a dwarf but I know more than you
and I'm a key to a better life
from terror I could escape
but I need your helping hand
so far from home where I'm left alone
Did you hear my crying?
Did you hear my crying?
Goodbye my friend
I found you at the end
I say Goodbye to all
Goodbye my friend
thanks for your helping hand
I say Goodbye to all my cries
just say Goodbye
No returning nevermore
No returning nevermore
And I'll remember
Communication to you is so strange
You trust to no one no warmths reach your heart
to you I'm the stranger but you're strange to me
You destruct all what is unknown to you
We are together now
and don't you know I'll come back again
I must go now
Goodbye...
I will go home now
I will go home now
much too long I'm forced to stay
in visions I see
so dark and so deep
mankind will destruct all life
See you again I hope I will
see you again at the end?
My tortured soul can't forget the pain
now I find my way back
I WILL GO HOME NOW
I WILL GO HOME NOW
Goodbye...
نام ترانه : بدرود دوست من! نام مترجم : ایمان تقدیم به مس
کدامین کس میتواند بگوید که من کیستم؟
که هستم ای دوست من؟
بیگانه ای هستم
و بدین دلیل است که آنان میگویند، خطری از برای همه ام.
مرا بگو که آنان چه میبینند؟
مرا بگو که آنان چه درک میکنند؟
مرا بگو که آنان از چه میترسند؟
مرا بگو که آنان چه میبینند؟
دورفی هستم ، اما بیش از تو میدانم.
کلیدی هستم برای به زیستن
و توان گریزم از وحشت و ترش هست:
به دستان یاری رسان تو اما نیازمندم.
بدانجا که بس دور از خانه به خویشتن رها شده ام
شنیدی ناله هایم را؟
شنیدی ناله هایم را؟
- بدرود دوست من...
سر انجام یافتمت!
همه را بدرود میگویم ... بدرود دوست من!
برای دستان یاری رسانت سپاسگزارم
بدورد میگویم، به هر آنچه ناله دارم.
دیگر هرگز ، بازگشتی نخواهد بود در کارم،
دیگر هرگز ،
بازگشت نخواهد بود در کارم.
اکنون بیاد می آورم
که گمان توبا همدلی سخت غریبه ست.
به کسی اعتماد نمیکنی
و هیچ گرمایی به قلبت دست نخواهد گشود
در دیدگان تو چنین مینماید که بیگانه منم،
حال آنکه ، این تویی که برای من غریبه ای.
تو هر آنچه در خیالت نادانسته است،
در هم میشکنی.
و نمیدانی که من باز خواهم آمد؛
و اکنون، باید بروم.
اینک به خانه خواهم رفت!
اینک به خانه خواهم رفت!
دیر زمانیست که، مانده به اجبارم
به رویا آدمیان را میبینم،
که زیستن را در کام مابودی کشیده اند
آیا دگر باره خواهمت دید؟ چنین امیدوارم!
رو جفادیده ام ، این رنج را نخواهد بر از یاد
چنین است که راه پیش را در پشت یافته ام.
اینک به خانه خواهم رفت!
اینک به خانه خواهم رفت!
بدرود!
--------
واقعا اشک آدم (و نه ققنوس!) را در می آورد!