با سلام
جناب امیر 17 ... ر مورد بیو گرافی دقیق جناب باخ شما میتونید از برادر مس در خواست کنید ... که ایسون سرورو استاد ما هستند ...
اخوي سارون لطف دارن نسبت به ما! عرضم به حضورتون كه در خصوص بيوگرافي باخ ابتدا مي خواستم هرچي رو كه به ذهنم مي رسه تايپ كنم كه خوب ميشد مثنوي هفتاد من؛ هم وقت زيادي مي برد و هم از انسجام لازم يك بيوگرافي شسته و رفته برخوردار نمي شد. اين بود كه با يه جستجوي ساده توي وب، توي يك سايتي كه زياد هم با باخ و موسيقي كلاسيك(دقيقتر بگم باروك) مرتبط نبود، مطلب نسبتاً خوب و جامعي پيدا كردم(معلومه كه نويسنده اش از علاقه مندان باخ هست). اسم و لينك سايت رو اين زير مي ذارم تا حقّي از نگارندۀ مطلب، به عمد ضايع نكرده باشم.
مسير يك ذرّه
http://photos1.blogger.com/blogger/4718 ... bach-y.jpg
يوهان سباستيَن باخ، در 21 مارس 1685 در شهر آيزناخ آلمان زاده شد. خانواده باخ احتمالاً از نظر موسيقي پرثمرترين خانواده در تاريخ هنر به شمار ميآيند و يوهان سباستيَن باخ يقيناً بزرگترين فرد اين خانواده است. البته گروه قابل توجّهي از عموها، پسرعموها، خواهرزادگان، برادرزادگان و پسران پيش از «باخ بزرگ» و پس از وي، در شكل بخشيدن به مسير انديشه موسيقي اروپايي نقشي ايفا كردهاند.
هنگامي كه باخ به ده سالگي رسيد، هم پدر و هم مادر وي از دنيا رفتهبودند. پدرش كه موسيقيداني درباري بود، به عنوان نخستين معلّم موسيقي وي، درسهايي در ويلن به او آموخت و يوهان سباستين فراگيري موسيقي را در منزل برادرش يوهان كريستف، جايي كه از آن پس در آن مأوي گزيد، دنبال كرد.
باخ هنوز كودك بود كه با نسخهبرداري از روي نسخه دستنويس پارتيسيون چند اثر از ساختههاي آهنگسازان «راديكال» و «ممنوع» در روشنايي مهتاب، چشمانش سخت آسيب ديد و تا پايان عمر از ضعف بينايي در رنج بود.
وقتي پانزده ساله بود، صداي سوپرانوي لطيف وي موجب شد يك بورس تحصيلي در رشته موسيقي از طرف كليساي سنتميكائيل در شهر لونبورگ نصيبش شود. در آن زمان، يكي از بزرگترين استادان موسيقي، ارگنواز هلندي موسوم به راينكن بود و باخ از فرط شوقي كه به شنيدن آثاري با اجراي نوازندگان استاد داشت، چند بار از شهر لونبورگ پياده تا هامبورگ راه سپرد تا از نوازندگي راينكن روي ارگ محظوظ گردد و نكتهها فراگيرد. در دهه بين 1707 و 1717، باخ هر زمان در يكي از دربارهاي پرنسنشينهاي آلماني در مقامهاي گوناگون انجام وظيفه ميكرد. از جمله، او را به عنوان ارگنواز در شهرهاي ارنشتاد، مولهازن و وايمار، و سپس در مقام ارگنواز همراه دسته اركستر در شهرهاي لايپزيگ و درسدن مييابيم. باخ براي نخستين بار در اكتبر 1707 ازدواج كرد. همسرش، ماريا باربارا باخ دخترعموي وي بود كه براي باخ هفت فرزند به دنيا آورد. چهار تن از اين فرزندان در دوران شيرخوارگي مردند، ولي سه فرزند ديگر، يك دختر و دو پسر جان به در بردند و به ثمر رسيدند. اين دو پسر، موسوم به ويلهِلم فريدمن و كارل فيليپ امانوئل بودند كه هر دو در زمره آهنگسازان نامدار زمان خود درآمدند.
بين سالهاي 1717 و 1721، باخ را در مقام سرپرست دستگاه موسيقي و نوازنده طراز اوّل دربار شاهزاده لئوپولد در شهر آنهالت-كوتهن ميبينيم. شخص شاهزاده، موسيقيداني آماتور و بسيار خوشذوق و پرقريحه بود و خاطر باخ را بسيار گرامي ميداشت و او را به عنوان موسيقيداني برجسته در دربار خويش محترم ميشمرد. در سال 1719، باخ از شهر هاله ديداري كرد، به اميد آن كه در آنجا با هَندل ملاقات كند. امّا چنين فرصتي نصيبش نشد، زيرا اندك زماني پيش از آن، هندل هاله را به سمت لندن تركگفتهبود.
همسر باخ در سال 1720 بدرود زندگي گفت و باخ سال بعد براي بار دوّم ازدواج كرد. همسر دوّمش موسوم به آنّا ماگدالن وولكن، دختر ترومپتنواز شهر وايسنفلز بود. از اين وصلت مجدّد، سيزده فرزند پديد آمدند كه نه تاي آنها پسر بودند. از اين پسران نيز چند تن در رشته موسيقي از خود درخششي نشان دادند. نامدارترين ايشان، يوهان كريستيان بود. آنّا ماگدالن خود موسيقيداني پرمايه و خوشقريحه بود كه قسمتهاي مختلف بسياري از كانتاتهاي باخ را پرداخت. در سال 1723، باخ در مقام ارگنواز و سرپرست و مدير دسته موسيقي كليساي سنتوماس در شهر لايپزيگ منصوب شد و آن مقام شريف و مهم را براي بيست هفت سال، تا پايان عمر براي خويش محفوظ داشت.
زماني كه در دربار لايپزيگ به خدمت اشتغال داشت، بارها اجازه يافت به مرخصي برود و باخ از اين فرصتها براي سفر به شهر درسدن سود ميجست و در آن شهر، آخرين اپراهاي ايتاليائي را كه بر روي صحنه آوردهميشد، ميشنيد و محظوظ ميگشت. در ماه مه سال 1747، بنا به دعوت فردريك كبير، به شهر پوتسدام سفر كرد. در آنجا روي پيانوهاي متعدّد و گوناگون ساخت زيلبرمن كه در قصر پادشاه وجود داشت، قطعاتي به صورت فيالبداهه اجرا كرد، در حالي كه پادشاه و اعضاي دسته اركستر سلطنتي، باخ را از يك سالن به سالن ديگر همراهي ميكردند. تا آن زمان همه تصنيفات باخ براي سازهاي غيرزهي و غيربادي، بر روي ارگ، هارپسيكورد و كلاويكورد انجام گرفتهبود و بنابراين براي نخستين بار باخ فرصت آن را مييافت كه روي پيانو نوازندگي كند. چون پيانو سازي بود كه به تازگي در عرصه سازهاي موسيقي نمودار شدهبود و فقط در دسترس دربارها و بعضي خانوادههاي اشرافي قرار داشت. روز بعد باخ روي ارگ بزرگ و مشهور شهر پوتسدام نوازندگي كرد و بر اساس تمي كه توسّط پادشاه پيشنهاد شدهبود و در پشت همان ارگ، يك فوگ شش قسمتي را فيالبداهه نواخت. بعداً باخ بر اساس همان تم، يك فوگ سه قسمتي، يك ريكاره شش قسمتي، چندين كانن و يك تريو براي فلوت، ويلن و كنترباس تصنيف كرد. مجموعه اين قطعات، مشهور به موسيقي تقديمي باخ، به فردريك كبير اهدا شدهاست.
در سال 1749، باخ دو بار تحت عمل جرّاحي قرار گرفت تا بينايي خود را باز يابد. چشمان باخ كه از كودكي صدمه ديده و ضعيف شدهبود، در سالهاي ميانسالي نيز در اثر آن كه از آثار خودش و ديگر آهنگسازان نسخهبرداري ميكرد، و از اثر مشهور و والاي خويش تحت عنوان هنر فوگ با چاپ باسمهاي نسخههايي پديد ميآورد، ضعيفتر شدهبود. متأسّفانه آن دو عمل جرّاحي نتيجهاي مطلوب حاصل نكرد و باخ يكسره دستخوش نابينايي شد. از طرفي سلامتش كه سالها با بنيهاي قوي همراه بود، با شتاب رو به فتور نهاد. در دهم ژوئيه سال 1750، بينائي باخ به وضعي معجزهآسا بار ديگر تأمين شد. ولي سه هفته بعد از آن تاريخ، باخ در اثر خونريزي مغزي بدرود حيات گفت.
باخ در دوران زندگيش به عنوان آهنگساز شهرتي نداشت و فقط شمار اندكي از آثارش در آن هنگام به چاپ رسيد و انتشار يافت. نزديك هشتاد سال پس از درگذشت باخ، به سال 1829، وقتي فليكس مِندلسن رهبري اوّلين اجراي پس از مرگ باخ را، از اثر ممتاز وي به نام پاسيون به روايت مَتاي قديّس عهدهدار شد، دوستداران موسيقي تازه متوجّه شدند كه باخ چه نابغه بزرگي در عالم موسيقي و آهنگسازي بودهاست. در سال 1850، يعني 100 سال بعد از مرگ باخ، مؤسّسه كشف و معرّفي باخ، به سرپرستي روبرت شومان (و البتّه به معاونت و كمك همسرش كلارا شومان) شروع به چاپ و انتشار كليه تصنيفات آهنگساز بزرگ كرد و به تدريج مجموعه عظيم آثار باخ را در 60 جلد منتشر ساخت.
مجموعه بس عظيم و غني آثار باخ، شامل صدها كانتات مذهبي و غيرمذهبي و كميك، مس، موتت، ماگنيفيكات و پاسيون است (كه دو پاسيون به روايت متاي قدّيس و يوحنّاي قدّيس، از همه مشهورتر و عظيمتر است). علاوه بر اينها، باخ يك گنجينه پربها شامل قطعات فراواني از آهنگهايي براي سازهاي مختلف، از جمله چهل و هشت پرلود و فوگ «كلاويه تعديلشده»، وارياسونهاي گلدبرگ، شمار جالب توجّهي آثار پيانوئي، براي ارگ تنها يا همراه با ساير سازها، سونات براي ويلن و ويلنسل، فلوت و سازهاي ديگر، تنها يا همراه ساير سازها، كنسرتوهايي براي يك، دو، سه و چهار ساز از خانواده هارپسيكورد، كلاويكورد و پيانو، كنسرتوهايي براي ويلن، شش كنسرتو موسوم به كنسرتوهاي براندنبورگ، و چهر سوييت براي اركستر، از خود به يادگار نهادهاست كه چون ميراثي گرانقدر، آهنگسازان بعد از وي را بانصيب ساختهاست. (اين بيوگرافي مختصر را از كتاب «101 اثر ممتاز از بزرگان موسيقي جهان»، نوشته Martin Bookspan، با ترجمه علياصغربهرامبيگي آوردم كه در تهران به سال 1377 توسّط انتشارات آگاه چاپ و منتشر شدهاست.)
چند نكته درباره باخ شايسته ذكر است. نخست آن كه باخ در پيدايش و تثبيت فرم و روش آهنگسازي و اجرا، نقشي پيشرو داشتهاست و موسيقي كلاسيك غربي، به مفهومي كه امروزه ميشناسيم، در واقع از زمان باخ و تا حدّ زيادي توسّط شخص وي آغاز و پيريزي شدهاست.
نكته ديگر آن كه اگرچه باخ از آهنگسازان دوره باروك بوده، آثار وي از جهت پيچيدگي ساختار و نحوه بيان، تفاوت و غناي بارزي نسبت به آثار همعصران وي، همچون هّندل و ويوالدي دارند. امروز هم آثار باخ در زمره نفيسترين آثار موسيقي كلاسيك و جزئي حياتي از تمامي دورههاي آكادميك آموزش موسيقي و برنامه اجرائي نوازندگان حرفهاي هستند. براي نوآموزان موسيقي آثار باخ همچون راههايي پر دستانداز و صعبالعبور، امّا با ارزش هنري و آموزشي بينظير به شمار ميروند.
نكته ديگر اثر آرامشبخش و تعديلكننده فوقالعاده تصنيفات باخ است. به گفته هربرتفونكارايان، ضربآهنگ آثار باخ بيشترين نزديكي را با ضربان قلب طبيعي انسان دارد و خود او (كارايان) از تجارب شخصي خود در كسب آرامش و حالتي متعالي كه در پي تمرين روي آثار باخ به وي دست داده، سخن گفته است.
در ضمن به همۀ علاقه مندان پيشنهاد مي كنم كه براي داشتن آرشيو تقريباً كاملي از آثار باخ، بهتره از فروشگاه هاي محصولات فرهنگي(خوبه كه معتبر باشه!)، ام پي تري مجموعه آثار باخ رو تهيّه كنن(دقّت كنيد كه ترك هاي صوتي حتماً اسم دقيق هر قطعه رو داشته باشند).