هابیت: سفری غیرمنتظره و نقد کاربران آردا

تعداد پست‌ها: 88

سلام

در این تاپیک نقد های شما از قسمت اول هابیت قرار خواهد گرفت.

همچنین در نظر سنجی، امتیاز سفری غیر منتظره از نظر کاربران سایت آردا مشخص خواهد شد.

در همین پست میانگین امتیازات از 10 محاسبه خواهد شد بنابراین در انتخاب اعداد از یک تا ده دقت کنید.

همچنین می توانید در این تاپیک در مورد امتیاز خود و چرایی انتخاب آن توضیح دهید.

و نیز در این تاپیک در مورد احتمالات اهدای جوایز اسکار به هابیت: سفری غیر منتظره به صورت کلی صحبت خواهد شد.

در این تاپیک در موارد زیر بحث نخواهد شد:

1-پشت صحنه

2-سوالات شخصی از فیلم

3- هر مورد متفرقه دیگری در مورد فیلم

توجه مهم: از بیان احساسات در این تاپیک خودداری کنید و فقط به بیان نقدهای منطقی بپردازید.

امتیاز سایت آردا از 87 کاربر:

8.6/10

تاکنون بازیگری، جلوه های ویژه و موسیقی متن به نظر کاربران آردا از بقیه بخش های فیلم هابیت: سفری غیر منتظره قوی تر عمل کرده است.

tlcd30usl3z00jnbnq05.jpg

هابیت یک سفر غیرمنتظره داستانی هابیتی به اسم بیلبو بگینز هست که با 13 دورف و یک جادوگر راهی ماجراجویی و باز پس گیری قلعه ی دورف ها که توسط یک اژدها به اسارت در آمده است میشود...

وقت آن است که باز هم به سرزمین میانه برگردیم. فیلم همان حال و هوای ارباب حلقه ها را دارد و کارگردان همان تم و سبک و سیاقی که در ارباب حلقه ها به کار برده بود را اینجا به کار میبرد.

فیلم از جایی آغاز میشود که قبل از جشن تولد بیلبو بگینز است. در این سکانس است که فرودو برای بپا کردن جشن تولد بیلبو بگینز میرود اگر یادتان باشد در این سکانس فرودو همان دفترچه ای در دستش دارد که در ارباب حلقه های 1 اوایل فیلم فرودو آن دفترچه را در حال خوندن بود پس اینطوری پیتر جکسون به ما یاد آوری میکند که همین سکانس قبل از ماجرای جشن تولد بیلبو بگینز است و داستان به 60 سال قبل باز میگردد.اوایل فیلم بصورت یک ماجرای طنز آلود شروع میشود یعنی دورف هایی که به خانه ی بیلبو بگینز می آیند و خانه اش رو آش و لاش میکنند. متاسفانه منتقدین از این ایراد گرفته اند که اوایل فیلم خیلی خسته کننده است و بهمین خاطر بهش امتیاز منفی دادن، بزارین اول در مورد فیلم کینگ کونگ ساخته ی پیترجکسون بریم و نحوه ی فیلمسازیش رو بدونیم. کینک کونگ فیلمی 3 ساعته هستش که اوایل فیلم یعنی تا دقیقه ی 50 فیلم هیچ اتفاق خاصی پیش نمی افتد و فیلم مانند یک ژانر درام مایه البته با تم خاص طنزش پیش میرود و فو العاده اوایل فیلم خسته کنند ولی ، اینجارو خوب بدونین ولی ، ولی حیاتی هست برای فیلم. فیلم کینگ کونگ اوایل فیلم پیتر جکسون یکراست به موضوع اصلی فیلم نچسبید ، اول روی شخصیت ها کار کرده است تا بیننده تا آخر بتونه با شخصیت ها همذات پنداری کنه بعد سراغ موضوع اصلی فیلم رفت. پس نحوه ی فیلم سازی پیتر جکسون رو دونستیم ، پیتر جکسون کسیه که اگه بخواد یک فیلم بسازه اولین چیزی که به فکرش میرسه و براش مهمه شخصیت ها هستش بعد موضوع اصلی فیلم ، اول اون روی شخصیت ها و بازیگر ها کار میکنه و یک/سوم تایم فیلمش رو در حین تماشای فیلم به بازیگرها میده و دو/سوم فیلم رو به داستان و ماجرای اصلی فیلم ، این نحوه ی ساخت یک فیلم توسط پیتر جکسونه که الحق هم خوب کارش رو بلده این نحوه ی ساختن فیلم پیتر جکسونی هم به وضوح در فیلم هابیت هم دیده میشه ، اوایل فیلم برروی شخصیت ها کار شده است ، مثلا بیلبو بگینز چه نوع شخصیتی دارد ، او کسی است که علاقه ای به ماجراجویی ندارد و همش دلش میخواهد در خانه بنشیند ، دورف ها هم شخصیت هایی دارند که بسیار شوخ طبع و دردسر سازی هستند و همچنین مهارت زیادی در مبارزات دارند و غیرتی هم مبارزه میکنند. بعد ببینین که این دورف ها به خانه ی بیلبوبگینزی که ذنبال آرامشه و هیچ علاقه ای هم مهمان ها ناخوانده ندارد میان و ببینین چه آشفته بازاری میکنن خونه ی هابیت مارو و بیلبو هم خونش به جوش میاد . ببینین این صحنه 30 دقیقه ی اوایل فیلمه ، یک 30 دقیقه ی حیاتی که اگر پیتر جکسون اینا رو انجام نده در قسمت های بعدی فیلمش به مشکل برخواهد خورد.

در مورد شخصیت ها : مارتین فریمن در نقش خود فوق العاده نقش آفرینی کرده است، او همان بیلبو بگینزی است که ما در رمانش خاطره داریم. بازی فوق العاده مارتین فریمن زمانی به اوج میرسد که با شخصیت منفوری به اسم گالوم روبرو میشود و معما بازی های آن ها بسیار دیدنی است و همچنین این سکانس هایی که بیلبو با گالوم رودرو قرار میگیرد محسور کننده است و با بازی زیبای مارین فریمن و اندی سرکیس در نقش گالوم که البته نقش سرکیس حضور کمتری دارد حیرت انگیز است.

شخصیت گاندالف همان شخصیت پیر جادوگری هست که در سری فیلم ارباب حلقه ها دیده ایم است که با بازیگری ایان مک کلن همراه است.

در مورد جلوه های ویژه ی فیلم حرفی برای گفتن جا نمیزارد، جلوه های ویژه ی فیلم واقعا خوب کار شده است مخصوصا که وقتی به دالان ها و غارها میرویم جلوه های ویژه ی فیلم محسور کننده میشود و ما باید به پیتر جکسون ایمان بیاوریم که تنها او میتواند همچین صحنه هایی به ما نشان دهد. گریم های بازیگران هم خوب کار شده بود مخصوصا گریم های دورف های که پشم و سیبیل دارند و آنها همان دورف هایی هستند که که در رمان هابیت ازشون یاد داریم.

فیلم دو نوع ضعف داشت اولین ضعفش شخصیت راداگاست بود ، که متاسفانه خیلی کم بهش پرداخته شده بود و امیدوارم در قسمت های بعدی او را بیشتر ببینیم.

دومین ضعفش هم سوار کاری سورتمه ای راداگاست هست که با خرگوش ها پا به فرار میگزارد ، که ایکاش بجای خرگوش ها پیتر جکسون آهو یا گوزنی میگذاشت که قابل قبول تر و باورتر شود.

در مورد 48 فریم نظری ندارم چونکه ندیدمش. ولی فیلمی خیلی زیبایی بود که پیتر جکسون توانسته است تک تک سکانس ها را به خوبی در فیلم جمع و جور کند و جای دهد . فیلم با اینکه 2: 40 دقیقه ی خورده ای است ولی اصلا در حین تماشای فیلم آدم نمیداند فیلم کی شروع شد و کی تموم شد؟! و همینطور هاج و واج خواهد ماند. هابیت سفری غیر منتظره تلنگری است برای دیدن یک ماجراجویی ناب و حماسی.

پ ن : در ضمن این رو هم بگم اگه یادتون باشه تو ارباب حلقه ها ؛ بازگشت ارباب ، پیپین یک آواز میخونه تو یکی از قطعات آوازش جمله ی :"خانه در پشت سرت است ، دنیا در مقابل تو" که این جمله رو گاندالف تو هابیت هم بکار میبره. (اصلا ریزه کارهای زیادی تو هابیت هست که فقط میشه با دیدن ارباب حلقه ها اینارو فهمید.) نبوغ کارگردان به این میگن. :-?

اگر از نظر منتقدی بهش بدم امتیاز 3.5 از 4 رو بهش میدم.

اگر هم از نظر امتیازی IMDB و علاقه ی خاصی که به رمان هابیت دارم بهش 10 از 10 میدم چونکه تک تک صحنه هایی که از رمانش خودنم تو فیلم جای داده بود و به خاطر همین فیلم زیباست.

دیالوگ های نمونه :

بیلبو : من... من هیچوقت تو عمرم از شمشیر استفاده نکردم.

گاندالف : و منم امیدوارم هیچوقت هم استفاده نکنی. ولی اگه یه موقع استفاده کردی اینو آویزه ی گوشت کن : شجاعت واقعی این نیست که جون کسی رو بگیری. بلکه زمانیه که جون کسی رو نجات بدی.

***

بیلبو : روز خوش

گاندالف : منظورت چیه؟! روز خوشی برایم آرزو میکنی، یا منظورت این است که امروز روز خوشی است، چه من دلم بخواد چه نخواد؛ یا اینکه امروز حالت خوش است؛ یا اینکه روزی که در آن خوش بود؟

بیلبو : همشون باهم.

***

گالادریل : چرا هابیت ؟!

گاندالف : سارامون فکر میکنه تنها یک قدرت بزرگ میتونه شیطان رو نگه داره، و این چیزی نیست که من پیدا کردم، من اینو پیدا کردم که اعمال کمی از زندگی روزمره ی مردم عادی میتونه جلوی تاریکی رو بگیره اونم با عشق و بخشش و امید، چرا "بیلبو بگینز"، شاید به این دلیله که من میترسم از تاریکی و اون بهم شجاعت میده.

با سلام خدمت دوستان عزیز

به نظرم کمی شروع این تاپیک زود بود چون حداقل باید فیلمی با کیفیت قابل قبول حداقل با کیفیت DVD می دیدیم تا بتونیم به قدرت فیلم پی ببریم چون دو نقطه قوت احتمالی فیلم جلوه های ویژه و صدای شفاف اونه

اولین بحث بر سر چندگانه بودن اونه همون طور که دوستان میدونن ارباب حلقه ها قرار نبود که از اول سه گانه باشه بلکه مسئولان میرامکس(اگه اشتباه نکنم) اصرار بریک قسمتی بودن لوتر داشتند ولی تیم پیترجکسون بر دو قسمت اصرار داشتند چون کمتر از اون نمیشد بعدش که کار به نیولاین ارجاع داده شد و مسئولان نیولاین این سوال طلایی رو پرسیدند که چرا دوتا؟این که سه تا کتابه و همون طور که میدونیم که چطور اون سه گانه شاهکار ساخته شد

در مورد هابیت هم همین سوال گاهی پیش میاد که چرا دوتا ؟چرا یکی نباشه؟آیا سه تا معقوله؟

راستش من بار اولم که هابیتو خوندم تو این فکر بودم که این کتاب تو یه فیلم جا نمیشه پس باید یه دوگانه باشه بیشتر پایان قسمت اول رو یا فرار از زندان الف ها یا کشته شدن اسماگ میدونستم

به نظرم جکسون هم قرار بود قسمت اول رو تا فرار از دست الف ها بسازه و قسمت دوم به نابودی اسماگ و نبرد 5 لشکر پرداخته بشه

قسمت اول به نظرم مثل یاران حلقه میشد چون بخش بیشتری از کتاب به اون پرداخته شده بود و در قسمت دوم جکسون می تونست روی حوادث بیشتر فوکوس کنه

اینکه این کار سه گانه بشه راستش من دلیلشو نفهمیدم که طماعی برادران وارنر بود یا تصمیم خود پیتر؟ اینجاست که داستانی که برای سفر غیر منتظره میمونه کمه و شاید اون التهابی که لوتر برای دیدن قسمت بعدی در ما ایجاد می کنه رو نداشته باشه بخصوص اینکه فصل هایی که در فیلم مورد استفاده قرار گرفته بیشتر مقدمس تا اصل مطلب.این ریسک کارو بیشتر میکنه و شاید به نوعی توی ذوق مخاطب خورد

برخلاف ارباب حلقه ها که خیلی تنوع شخصیت و ماجرا داشت اینجا کمی داستان سرراست تره و بیشتر با دورف ها سرو کار داریم دورف هایی که نقششون در لوتر خیلی کمرنگ تر بود

برای همین احتیاج هست که مخاطب با دورف ها همذات پنداری کنه کاری که پیتر اینجا خوب از عهدش برمیاد و به نظرم 13 دورف خوب از آب در اومدن بخصوص تورین

و جکسون تونسته مشکل ترین بخش کار رو خیلی خوب پیش ببره

اینجا از همون اول داستان خیلی تلخ شروع میشه و سقوط اره بود رو نشون میده که به نظرم برای شروع داستان خوبه و باعث منطقی بودن حوادث بعدی میشه

فیلم هم به نسبت داستان تاریک تره و این شاید برای من که طرفدار سیاه بودن فضای هابیت بودم خوبه

در 45 دقیقه اول به نظرم کار جکسون عالی بوده برای معرفی کردن شخصیت ها بعدش حوادث بعدی و قضیه سه ترول و ریوندل و...

در قسمت اول خیلی آزوگ شبیه بین شوالیه تاریکی بر میخیزد دراومده که با توجه به همزمانی دوفیلم این صرفا یه حادثس و کپی برداری در کار نیست. ولی جالب بود حتی اون صحنه ای که آزوگ یکی از یارانشو با دستاش پرت میکنه شبیه بتمن در اومده

به نظرم دلیل دشمنی تورین و ازوگ خیلی خوب در اینجا بهش پرداخته شده

در مورد شورای سفید هم به نظرم حضور کریستوفر لی واقعا غنیمتیه ولی تعجبه شورای سفید کامل نبود بقیه ایستاری ها کجا بودند؟

فلش بک های فیلم کلا عالی در اومدند بخصوص قضیه نبرد موریا که به نظرم خوب در اومده

ولی به نظرم نقطه قوت فیلم حضور راداگاست قهوه ای و حوادث داخل جنگله که باعث شد سر از دول گولدور در بیاره حیف که حضورش در دول گولدور و نقش سارون و ویچ کینگ کوتاه بود ولی واقعا برای من یکی که جذاب بود کمی به نقش راداگاست ایراد گرفتند ولی به نظرم خوب در اومده به نظرم باید منتظر حوادث بیشتری در زمینه دول گولدور باشیم و ای کاش در قسمت های بعدی نقشی محوری داشته باشه

سکانس تقابل اسمیگل و بیلبو هم خوب در اومده بخصوص اسمیگل و اون غم از دست دادن حلقه

نبرد با گابلین ها و اومدن گابلین ها شبیه سکانس موریای یاران حلقه در اومده و البته نه به اون قدرت

در مورد سکانس از چاله به چاه و درخت و اتیش دورش شاید حس طنز جالب داستانو نداره ولی به نظرم حماسی دراومده بود بخصوص اون حمله تورین به آزوگ که موسیقی ای که در مورد یاران حلقه در مورد تعقیب آرون توسط نه سوار بکار رفته بود اینجا ازش استفاده شده بود و بعدش حضور عقابها که عالی بودند و واقعا شکوه خاصی داشتند همراه با موسیقی ای که ادمو تا اسمون میبرد فقط موندم چرا عقابها آزوگ ویارانشو چرا نابود نکردند چون حداقل 9 تا بودند و میتونستند دودمان آزوگو برباد بدند.

ولی بازم ایکاش که حداقل ماجرای بیورن هم به داستان اضافه میشد

به نظرم آس فیلم نقش تورین بود که محور داستان بود و خوب کار شده بود

مارتین فریمن هم نقش خوبی داشت ولی نمی دونم چرا اون جذابیت فرودو یا سم رو برام نداره

غیر از اینا تراندویل هم با همون حضور کوتاه مدتش کفرمو دراورد و اگه دستم بهش میرسید خفش میکردم دقیقا چهرش در تقابل با تورینه و به نظرم برخوردش با تورین در قسمت دوم و سوم میتونه از نقاط قوت اون فیلما باشه

ولی خوبیش این بود که اصلا اهنگ نیل فین توی نسخه پرده ای که نگاه کردم نبود(یعنی اخرشو ضبط نکرده بودند) واقعا خوب از اب در نیومده بود

زمزمه تورین که بعدش دسته جمعی بود واقعا عالی در اومده بود و در کتابم نقطه عطف بود ولی برای اهنگ پایان فیلم اون کاربردو نداشت وواقعا با کار انی لینوکس و انیا خیلی فاصله داشت

مهم:

دوستانی که رای دادند لطف کنند و دوباره رای خود را ارسال نمایند.

به دلیل ویرایش نظر سنجی رای های ارسالی حذف شدند...

ممنون از ایجاد تاپیک

ولی یه چیزی میخواستم بگم

اگه میشه این گزینه های نظرسنجی رو ویرایش کنید

چون اگه کسی بخواد رای واقعی بده زیر 5 نمیده و هخمچنین اینطور امار دقیق بدست نمیاد

مثلا بنظر من اینطوری خوبه(بازم نظر خودتونه)

مثل:imdb

گزینه اول:1 تا 5.7

گزینه دوم:5.8 تا 6.4

گزینه سوم:6.5 تا 6.9

گزینه چهارم:7 تا 7.4

گزینه پنجم:7.5 تا 7.8

گزینه ششم:7.9 تا 8.4

گزینه هفتم:8.5 تا 8.8

گزینه هشتم:8.9 تا 9.2

گزینه نهم:9.3 تا 9.6

گزینه دهم:9.7 تا 10

یا چون نمره منتقدین هست معمولا از 100 میدن

مثلا:metatric

مثلا:گزینه اول:10 تا 57

گزینه دوم:58 تا 64

و ..........

گزینه دهم:97 تا 100

ممنون از ایجاد تاپیک

ولی یه چیزی میخواستم بگم

اگه میشه این گزینه های نظرسنجی رو ویرایش کنید

چون اگه کسی بخواد رای واقعی بده زیر 5 نمیده و هخمچنین اینطور امار دقیق بدست نمیاد

مثلا بنظر من اینطوری خوبه(بازم نظر خودتونه)

مثل:imdb

گزینه اول:1 تا 5.7

گزینه دوم:5.8 تا 6.4

گزینه سوم:6.5 تا 6.9

گزینه چهارم:7 تا 7.4

گزینه پنجم:7.5 تا 7.8

گزینه ششم:7.9 تا 8.4

گزینه هفتم:8.5 تا 8.8

گزینه هشتم:8.9 تا 9.2

گزینه نهم:9.3 تا 9.6

گزینه دهم:9.7 تا 10

یا چون نمره منتقدین هست معمولا از 100 میدن

مثلا:metatric

مثلا:گزینه اول:10 تا 57

گزینه دوم:58 تا 64

و ..........

گزینه دهم:97 تا 100

پیشنهاد خوبیه.

ولی مشکلش اینه که ملت با امتیازات آی ام دی بی قاطیش میکنن و میگن خب! ارباب حلقه ها که 8.8 پس هابیت نباید بیشتر باشه.

و مشکل دوم موقعیه که میخوام میانگین رو محاسبه کنم. از این گزینه ها آیا میتونی یک عدد واحد از ده برام حساب کنی؟! نمیشه!

خواستم در مورد این موضوع تو تاپیکی که برای فیلم زده شده بود بگم که دیدم یه تاپیک جدا براش زده شد

به نظر من فیلم هابیت عالی در اومده و اون فضای مورد نظر کتاب رو تا حدودی ایجاد میکنه مخصوصا وقتی که فیلم رو با همچین کیفیت صدا و تصویری بخواید ببینید !

مطمئنا از نظر طرفدارای کتاب بعضی صحنه ها و قسمتی از داستان نقد میشه چون هیچ وقت نمیشه همون کتاب رو فیلم یا سریال کرد و این حرکت روی جفتشون اثر منفی میذاره

دوستان در مورد هنر پیترجکسون در مورد آشنا کردن بیننده با شخصیت هاش گفتند و منم تحسینش میکنم ولی قسمت هایی ازش رو قبول ندارم چون مثلا وقتی دورف ها به خانه ی بیلبو میروند در فیلم بریز و بپاش کم تری نسبت به کتاب دارند و وقتی تورین وارد میشه همشون ساکت میشن ! در صورتی که توی فیلم این تورینه که وقتی بیلبو در رو باز میکنه زیر دست و پا له میشه ! کلا به نظرم پیترجکسون میتونست توی این مهمونی غیر منتظره شخصیت ها رو بیش تر معرفی کنه .

از این قبیل ایراد ها زیاد میشه گرفت مثلا جکسون توی شورا هایی که توی هابیت و لوتر بوده افراد کمی رو نشون میده مخصوصا شورای سفید که چهار عضو داشت برای تصمیم گیری های آردا ! یا مثلا توی هابیت ارک ها خیلی روشن تر شده بودن مخصوصا آزوگ که برق میزد :-? غار های گابلین ها خیلی روشن بود (تا جایی که یادمه بیلبو تو کتاب به خاطر تاریکی نتونست دورف ها رو پیدا کنه ) و از قیافه رئیس گابلین ها خوشم نیومد بیش تر شبیه ترول بود !

از نکات قوت هابیت هم بخوام بگم اینه که درگیری ها و مبارزه هاش طبیعی تر شده بود و مثل لوتر شمشیر رو از بغل ارکه رد نمیکرد (!) یا وارگ هاش بیش تر شبیه گرگ بودن .چیزای دیگه ای که میشه گفت اینه که اشکالات کمتری در صحنه ها داشتیم که چیزی جابه جا شده باشه ( بیش تر میشه به تجربه ی بیش تر اینا رو نسبت داد ) و کیفیت صحنه ها و بازی بازیگر ها بیش تر شده بود .

من به شخصه از حضور راداگاست و نام بردن گاندولین توسط الروند خیلی خوشحال شدم و از خیلی از دورف ها بیش تر خوشم اومد و مطمئنم از اتفاقاتی که تو نبرد پنج سپاه براشون میوفته ناراحت میشم

ولی مطمئنم توی قسمت ها بعدی هابیت صحنه های زیبا تر و ماجرا های قشنگ تری رو میبینیم

در کل به فیلم امتیاز 9 رو دادم و به نظرم حقشه

این پیتر جکسون، همان پیتر جکسون است...

the_hobbit_e52b3a1c9a2a0ed4231f8b1b412a97d7.jpg

فیلم هابیت: سفری غیر منتظره بر اساس کتاب هابیت: آنجا و بازگشت دوباره نوشته جان رونالد روئل تالکین، استاد زبان انگلیسی دانشگاه آکسفورد است. و پیتر جکسون، این کارگردان نیوزیلندی تصمیم گرفته است تا به رسم سه گانه قبلی خود ما را دوباره با خود به سرزمین میانه ببرد. سه گانه ارباب حلقه ها با استقبال فراوان مخاطبان سینما و منتقدان روبرو شد تا حدی که میتوان گفت کمترین نمره از منتقدان را از سایت متاکریتیک به رقم 90 (میانگین سه قسمت) گرفته است. همچنین رکورد های متعدد فروش و 17 جایزه اسکار را در کارنامه درخشان خود دارد. اما تفاوت های اساسی میان حماسه ارباب حلقه ها و هابیت وجود دارد. مهمترین آن ها در زمان انتشار آنهاست. این که کتاب هابیت قبل از جنگ جهانی و با فراغت تمام نوشته شده و از طرفی اولین کتاب اساسی استاد تالکین است. اما ارباب حلقه ها پس از کشتار 60 میلیونی جنگ جهانی نوشته شده -کشتاری که توسط شخص تالکین تجربه شده- بنابراین تفاوت های اساسی در فضاسازی های کتاب وجود دارد. هابیت با حالت طنزمایگی خود و لحن جثارت آمیز و شیب تند حوادث بیشتر مخاطب نوجوان و طرفداران حماسه های فانتزی و دنیای جادو را به خود اختصاص داده است. حال آن که فضای ارباب حلقه ها بسیار تاریک تر و مرموز تر بیان شده و حالت کلاسیک مانند خود را به فانتزی و جادو غلبه داده است. اما دومین تفاوت مهم این دو کتاب در حجم آن است. نمی توان گفت که آیا به تصویر کشیدن یک کتاب 2500 صفحه ای در غالب سینمایی برای یک کارگردان سخت تر است یا سه گانه کردن یک کتاب 400 صفحه ای! به هرحال این دو تفاوت اساسی باعث میشد که ما انتظار فیلمی کاملا متفاوت با ارباب حلقه ها -شاهکار قرن بیست و یکم جهان سینما- داشته باشیم.

اما پیتر جکسون با قلم توانای خود به ما ثابت کرد که مهارتش با گذشت ده سال از ساخت ارباب حلقه ها نه تنها کمتر نشده بلکه رو به افزایش است. جکسون جهت رفع اشکالات یاد شده در بالا کارهایی انجام داد. از جمله اینکه عناصری را از خارج کتاب هابیت که در ارباب حلقه ها مجالی برای بیان آن نبود به فیلم خود وارد کرده است که توسط برخی از آن ها توانسته محیط فیلم خود را به اولین قسمت سه گانه قبلی اش یعنی یاران حلقه نزدیک کند. و همچنین این کار مشکل تایم فیلم را هم برطرف کرد و او توانست با موفقیت 400 صفحه ماجراجویی را توسعه دهد به نزدیک 9 ساعت فیلم. این عناصر در بخش های بعدی ذکر خواهند شد.

تفاوت اساسی تر در درونمایه هاست. درونمایه کتاب هابیت صرفا بیان صفاتی همچون شجاعت ، دلرحمی و تعاون است در حالی که در کتاب ارباب حلقه ها از همان ابتدا نبرد دو جبهه حق و باطل وجود دارد و طی آن (به فرموده امام صادق-علیه السلام-، 75) فضیلت جبهه حق و رذیلت جبهه باطل بیان می شود. گرچه در سه گانه ارباب حلقه مجال برای شرح و توصیف تمام آن ها نبود اما نبرد حق و باطل با شکوهمندی تمام در این فیلم به تصویر کشیده می شود و طی آن کارگردان ارزش های انسانی را می ستاید و از تاریکی ها و جهل بیزاری می جوید. حالا این کارگردان قصد انجام کاری مشابه برای سه گانه هابیت را دارد. در هابیت جبهه حق و باطل بیان نمی شود بنابراین کارگردان برای تاریک تر کردن فضای داستان و پرمغز کردن درونمایه آن دست به این کار خطرناک زد و با اشاره ای کوتاه به نکرومانسر و دژ مخوفش دول گولدور میخواست پیش زمینه ای برای بیان نبرد دو جبهه در قسمت های بعد فراهم کند. شاید عمل او در قسمت های بعدی موفقیت آمیز باشد(بهر حال ندیده نمی شود قضاوت کرد) اما در هابیت: سفری غیرمنتظره بیان این پیش زمینه بطوری بسیار شتابزده و ناقص انجام شد. این شاید مهمترین نقص هابیت: سفری غیرمنتظره در مقایسه با برادر بزرگتر خود ارباب حلقه ها: یاران حلقه باشد.

فیلم با نوری در تاریکی آغاز می شود. نوری که بیلبو روشن می کند. و این یعنی که باید منتظر شروع ماجراجویی بیلبو باشیم. در حقیقت این نور همان بیلبو است که فروغ و گرمای نورش در فیلم احساس خواهد شد. پس از این صحنه ما شاهد سفری از روی نقشه هستیم که تم اصلی ارباب حلقه ها در یک لحظه شنیده می شود. همانند اوایل یاران حلقه ما در ابتدای هابیت شاهد سفری در گذشته هستیم. هدف، ریشه دار کردن فیلم است. و در واقع از همین اول مشخص می کند که فیلم وقت شما را 3 ساعت بیهوده نخواهد گرفت و داستان ریشه دار است. جملات اول کتاب هابیت که از زبان بیلبو در فیلم شنیده می شود وفاداری فیلم به کتاب را به ما مژده می دهد. و با ظاهر شدن فرودو ارتباط آن به ارباب حلقه ها. و این ارتباط وقتی محکم می شود که بیلبو را در حال آماده سازی مقدمات جشن تولد 111 سالگی اش می بینیم و فرودویی که برای غافل گیر کردن گندالف -که به شایر می آید- به جنگل می رود. این جاست که هر بیننده موشکافی متوجه می شود که فیلم ابدا یادآوری خاطرات بیلبو نیست! یا داستانی که برای برادر زاده اش تعریف کند. اگر در یاران حلقه یادتان باشد وقتی فرودو به جنگل می رود بیلبو قلم را به دست می گیرد و ماجراجویی خود را به صورت کتابی در می آورد. حال در فیلم هابیت جرقه این کار -نوشتن داستان سفرش- وقتی روی می دهد که جملات "در سوراخی در زمین، هابیتی زندگی میکرد" را به رشته تحریر در می آورد. و فیلم هابیت درواقع بازخوانی کتاب نوشته شده بیلبو است که خاطرات خود را می نویسد.(نوشتن کتاب بیلبو در ریوندل تمام می شود. و ما در اواخر قسمت سوم باید شاهد بیلبوی پیر در ریوندل باشیم.) خب برگردیم سر فیلم. کارگردان سرخوشی 12 دورف را در قسمتی که ناخواسته وارد خانه بیلبوی جوان می شوند، با بازی زیبای بازیگران و آهنگین کردن جمع به ما نشان می دهد و عصبانیت بیلبوی جوان را از میهمانان ناخوانده ف می شود گفت فقط بازی بازیگر توانا، مارتین فریمن! در ابتدا می فهمیم که بیلبو از مهمان جماعت بدش نمی آید اما میهمانداری هم حدی دارد! از آنجا که آهنگ و تمام سر و صداها با در زدن تورین سپر بلوط -سیزدهمین دورف و رهبر آنها- خاموش می شود به ما جدیت فیلم را گوشزد می کند. عزم و اراده 13 دورف در بازپسگیری قلمرو از دست رفته شان، اربور را در اوج همخوانی شان در خانه بیلبو می بینیم. وقتی که آنقدر مصمم هستند که نیامدن یک هابیت جوان نمی تواند مانع آن ها شود. گندالف اما اصرار دارد که بیلبو را به عنوان چهاردهمین عضو گروه استخدام کند و بعدا دلیل خود را به بانو گلادریل اینگونه شرح می دهد"...شاید به این خاطر که من میترسم و او به من شجاعت می دهد". وقتی که بیلبو بیدار می شود و موزیکی در پیش زمینه نداریم یعنی کارگردان قضاوت را به مخاطب سپرده است اما وقتی موسیقی متن شروع می شود یعنی دیگر قضاوتی وجود ندارد چون بیلبو تصمیمش را گرفته است.

the-hobbit-pic02.jpg

فیلمنامه شیب رضایت بخشی دارد. یعنی طبق معمول فیلمنامه های جکسونی ابتدا تمام کاراکتر ها خوب به مخاطب شناسانده می شود تا بیننده بداند با چه کسانی رو به رو می شود. برای این امر طی 45 دقیقه اول فیلم و با جمع شدن دورف ها در خانه بیلبو بگینز و البته در متن فیلم و در حوادث می توان به جمیع آداب و اخلاقیات دورف ها اشراف داشت. چینش کلمات فیلمنامه بسایر با دقت انجام شده و در برخی موارد عین جملات کتاب منتقل شده است. این جملات و فیلمنامه کم نظیر هابیت وقتی زنده می شود که از بازیگران توانمندی چون ریچارد آرمیتاژ با صدای استثنایی اش در نقش تورین، مارتین فریمن ستاره سریال های انگلیسی در نقش بیلبو بگینز جوان، اندی سرکیس با درخشش دوباره در نقش گولوم، یان مکلین در نقش گندالف و 12 دورف دیگر که البته شاخص آن ها به نظر من جیمز نسبیت در نقش یکی از دورف ها به نام بیفور است.

شاید بتوان قدرتمند ترین بخش فیلم هابیت را بازیگری آن عنوان کرد. مارتین فریمن ضمن درک کامل از شخصیت بیلبو بگینز تالکین برای ارائه آن در فیلم حاضر شده و شما پس از دیدن این فیلم خواهید فهمید که چقدر بیلبو در دل شما جا گرفته است. حالا دلیل اصرار فراوان کارگردان جکسون را بر بازی مارتین فریمن در نقش اصلی می فهمیم. جاهایی هست که در فیلم فقدان بیلبو احساس می شود . مثلا در قلمرو زیرزمینی گابلین ها جایی که بیلبو ناخواسته از تیم جدا می شود، جایی که رنج و اندوه را از چشمان تورین درک می کنیم آرزو می کردیم ای کاش بیلبو آن جا با حضور گرمش و شوخ و شنگی اش ما را دلشاد میکرد. می توان مارتین فریمن را نوری در تاریکی یاد کرد که در هر جای تاریکی از فیلم که حضور داشته باشد نوعی گرما در قلب خود احساس می کنیم. جایی که جلوی تورین ایستاده و اورک های وحشی را عقب می راند می توان در چشمانش شجاعت را دید. وقتی شمشیر را بیخ گلوی گولوم گذاشته دلرحمی را و وقتی عقابی او را از زمین بلند می کند حیرت را و وقتی صدای گرگ ها را می شنود ترس و اضطراب را. کلا اگر دیدن هابیت یک دلیل داشته باشد آن بازی مارتین فریمن و ریچارد آرمیتاژ است.اما بازی زیبای ریچارد آرمیتاژ در نقش تورین سپر بلوط توانسته است شکوه و غرور این شاهزاده را به مخاطب منتقل کند و همچنین در نبرد تورین و فرمانده اورک ها، وقتی که سر پدر تورین جدا می شود با فریاد دلخراش و انتقام جویانه تورین دل هر بیننده ای جابجا می شود! این صحنه ای است که از زبان بالین بیان می شود در حالی که اندام چهارشانه و قد بلند (به نسبت کوتوله ها!) تورین و موهایش که در باد وزان است، دیده می شود.همه در نقش خود عالی بازی کردند. چه ویوینگ در نقش الروند، چه کیت بلانشیت در نقش بانو گلادریل و همچنین بقیه. اندی سرکیس گرچه فروغ ناپایداری در فیلم دارد اما در همان چند دقیقه بیننده را چنان با بازی خود درگیر می کند که تا آخر فیلم اثراتش باقی است!

در واقع این وظیفه کارگردانی است که به نحو احسنت انجام شده تا همه در جای صحیح خود قرار گیرند. بازیگر وظیفه خود را درست بشناسد. هماهنگی 13 دورف در فیلم محشر است. در جمع هایی که هر 13 عضو گروه به انضمام هابیت و گندالف حضور دارند گرمای جمع به بیننده منتقل خواهد شد. همینطور در هماهنگی بین تدوین، فیلمبرداری و موسیقی متن که جکسون در ارباب حلقه ها گل کاشت در هابیت هم به همان کیفیت وجود دارد. خوشحالیم که پیتر جکسون توانست فضایی را که مد نظر تالکین بود از دنیای او و از کتابش به مخاطب منتقل کند. قاب معروف جکسون در هابیت نیز بی نقص است و به تمام جزئیات اسکوپ پرداخته است و حواشی را کنار زده است. هر چه بیننده نیاز به دیدن داشته باشد جلوی چشمانش حاضر می شود و جزئیات اضافی هرس شده است.

2012121117155930_sbig.jpg

سینما مجموعه ای از تمام هنر های بشریت است. از طراحی لباس و موسیقی گرفته تا ادبیات و فرهنگ ها در این هنر جای دارند. یکی از ایم هنر ها چهره پردازی است. یک چهره پردازی خوب فقط آن نیست که مواد بکار گرفته شده برای گریم طبیعی باشند و معلوم نباشد! بلکه مهمترین هدف گریم نیز انتقال صحیح حس مورد نظر از طریق چهره بازیگر است. در مورد چهره پردازی هابیت فقط کافی است نگاهی به چهره دورف ها بیاندازید. از چهره هر کدام می توان باطنشان را حدس زد. اصلا نمی شود آنچه را که من از گریم هابیت درک کرده ام را به شما منتقل کنم اما دراین مورد فقط به مقایسه چند صحنه بسنده می کنم. تصاویر زیر را مشاهده کنید. و تفاوت گریم را با توجه به موقعیت فیلمنامه.(از راست به چپ) عکس اول مربوط به صحنه ایست که بیلبو شمشیر را بیخ گلوی گولوم گذاشته در حالیکه گولوم اورا نمی بیند. تصویر دوم اولین نما از چهره بیلبو بگینز جوان در فیلم است و بالاخره تصویر سوم او را نشان می دهد در حالیکه با شمشیری در دست از تورین در مقابل اورک های وحشی دفاع می کند.

post-1262-0-40168600-1356958755_thumb.jppost-1262-0-64696300-1356958768_thumb.jppost-1262-0-85238000-1356958782_thumb.jp

فیلم هابیت مزین به موسیقی متن بی نظیر هاوارد شور است که همان کیفیت ارباب حلقه ها را دارد و گوش نوازانه جاده ای فراهم می کند برای انتقال حس به بیننده و فضا سازی. فیلمبرداری آندرو لزنی گرچه شکوه ارباب حلقه ها را نداشت اما همچنان "قانونمند در عین بی قانونی" بود. یعنی خوب نه عالی!

نکات منفی

شمایی که تا اینجا تحمل کردین و این متن طولانی رو خوندید حتما این قسمت رو هم بخونید. از مجموع متن بالا شاید کسی استنباط کند که هابیت: سفری غیرمنتظره فیلم بی نقصی است در حالیکه این طوری نیست! به مهمترین نقص این فیلم به نسبت قسمت اول ارباب حلقه ها در بند سوم اشاره کردم. حالا وقت آن است که به برخی نکات منفی و آزار دهنده فیلم توجه کنیم.

فیلم هابیت یک فانتزی تمام عیار بود. با تمام خصوصیاتش. اما این خوب نیست چون ما از ارباب حلقه ها به عنوان یک فانتزی یاد نمی کنیم گرچه در ژانر فانتزی جای میگیرد. بلکه ما از ارباب حلقه ها به عنوان یک حماسه کلاسیک نام می بریم. این تفاوت بارز با هابیت وقتی هویدا می شود که هابیت: سفری غیرمنتظره با صحنه ای از باز شدن چشم اسماگ تمام می شود. پایان خوبی است فقط برای جذب مخاطب به سینما برای قسمت دوم نه بیشتر. به سبک اغلب تمام فیلم های فانتزی.

همچنین در مورد موسیقی متن در جاهایی از فیلم پیتر جکسون سلیقه شخصی خود را اعمال کرده است. مثلا در صحنه آخر که تقابل تورین و آزوگ هست، در حالیکه نفس همه از حیرت بند آمده است به صورت غیر منتظره ای ما تم نه سوار را در ارباب حلقه ها می شنویم! حال آنکه برای آن صحنه هاوارد شور آهنگ مخصوص به خود را زده بود. مشابه این دخالت را در پایان فیلم میبینیم جایی که بیلبو در آغوش تورین قرار می گیرد موزیکی را می شنویم که در بازگشت شاه هنگام سقوط برج سائرون می شنویم! خواهید دید که این دو دخالت پیتر جکسون مانند لباسی گشاد به قامت این فیلم زار می زند.

جمع بندی

من به کیفیت سینماتیک این فیلم 85 می دهم. اگر امتیاز یاران حلقه را 100 در نظر گرفت. و دلیل کمتر بودن آن نسبت به ارباب حلقه ها را در بالا گفتم. این امتیاز به هیچ وجه ربطی به 48 فریم ندارد. من فیلم را در حالت HFR ندیدم اما فکر میکنم توجیه خوبی برای کوبیدن این فیلم توسط بزرگان نقد نباشد. این که ما تمام جنبه های مثبت و قدرت حماسی این فیلم را نادیده بگیریم و از هنر پیتر جکسون در کارگردانی صرف نظر کرده و بازی زیبای فریمن و آرمیتاژ را و همچنین موسیقی محشر شور را نبینیم و به صرف فرمت فیلم، آن را در رده بندی ها پایین بکشیم از منش یک منتقد خوب به دور است. وفاداری فیلم به کتاب را که برخی ننگ برای پیتر جکسون می دانند تالکینیست ها در سرتاسر دنیا از آن استقبال فراوان کرده به تمجید آن لب گشوده اند. وفاداری که در ارباب حلقه ها به این کیفیت وجود نداشت. هابیت: سفری غیرمنتظره به عنوان اولین قسمت سه گانه جدید جکسون را می توان یک شاهکار بصری و یک اثر زیبای هنری دانست که از تمام استاندارد های ارباب حلقه ها در فیلمسازی بهره جسته است و انتظار ما را برای یک شروع غیرمنتظره برآورده کرده است.

خطاب به کاربران آردا

اگر از دید تالکینی بخواهیم فیلم را بررسی کنیم خیلی طولانی خواهد شد اما آیا قبول دارید که وفاداری هابیت به کتاب بیشتر از ارباب حلقه ها بود؟ آیا قبول دارید که فضای کتاب هابیت خیلی بهتر به ما منتقل شد تا مثلا دو برج یا بازگشت شاه؟ آیا قبول دارید که با نام بردن از شاه گوندولین و دول گولدور و راداگاست، با نواختن موسیقی توسط الف ها و همخوانی دورف ها و نمایش زوایای جدیدی از سرزمین میانه درجه تالکینی بودن فیلم هابیت بالاتر از ارباب حلقه ها رفت؟

بنابراین من از منظر یک تالکینیست یه هابیت: سفری عیر منتظره به آن بالای 95 از صد می دهم و این نمره را در نظر سنجی این تاپیک تاثیر داده ام و بیشتر منظورم از ایجاد نظرسنجی تاپیک نیز همین معیار بود. یعنی تالکینی بودن فیلم. این درحالیست که من شاید به یاران حلقه 80 بدهم و به بازگشت شاه 75 از 100(از همون منظر تالکینی!) در حالیکه مطمئنا از نظر سینماتیک نمره بازگشت شاه 100 از 100 می باشد.

peter-jackson.jpg

این روزها طرفداران پر و پا قرص تالکین شادمان از پایان یک انتظار 10 ساله به تماشای فیلم جدیدی از داستان های سرزمین میانه نشسته اند. فیلم «هابیت، یک سفر غیرمنتظره» ساخته جدید پیتر جکسون کارگردان نام آشنای سه گانه ارباب حلقه ها این روز ها در کانون توجه سینما دوستان است. برای من که همواره خودم از منقدین منتقدین بوده ام و کلا اعتقاد چندانی به نقد هنری ندارم، نوشتن نقد کار بسیار سختی بود اما در نبود یا کمبود نقد منصفانه از این فیلم مجبور شدم دست به قلم شده مصدع اوقات گرانبهای دوستان شوم . امیدوارم مورد توجه سینما دوستان واقع شود.

سکانس ابتدایی فیلم و حضور یان هولم در نقش بیلبوی پا به سن گذاشته و الایجا وود در نقش فرودو، بی شک حس نوستالژی طرفداران ارباب حلقه ها را بر می انگیزد و پاسخی است به دلتنگی های ده ساله آن ها برای شخصیت های محبوبشان. اما آغاز جدی فیلم از روایت بیلبو از پیشینه پادشاهی دورف ها شروع می شود، هرچند برای ما که فیلم یاران حلقه را با روایت گالادریل با صدای قدرتمند کیت بلانشت دیده بودیم، صدای یان هولم آن حلاوت را نداشت، اما صحنه پردازی فوق العاده به ویژه در به تصویر کشیدن اره بور بسیار جذاب و مسحور کننده بود.

صحنه ملاقات گندالف با بازی سر یان مک کلن و بیلبوی جوان با بازی مارتین فریمن و در ادامه سکانس ورود دروفها به خانه بیلبو و مهمانی شبانه یکی از درخشانترین فصل های فیلم است. اگر چه برای کسانی که بدون آشنایی با کتاب هابیت به تماشای این فیلم می نشینند و صرفا به دنبال دیدن یک فیلم فانتزی پر حادثه هستند؛ ممکن است این فصل از فیلم کمی کشدار و خسته کننده به نظر برسد، اما برای علاقمندانی که شاهکار تالکین را خوانده اند این فصل بیشترین بازتاب دهنده روح فضای حاکم بر رمان هابیت است. از نظر پرداخت سینمایی سکانس مهمانی و به خصوص صحنه جمع آوری ظروف یاد آور کمدی های بزن و بکوب ده های 60 و70 بود. اما نقطه درخشان این فصل صحنه ترانه خوانی دورف ها است که همراه با نمایش کشمکش درونی بیلبو و بازی بسیار دلنشین فریمن از نقاط اوج فیلم است. شخصیت دورف ها به زیبایی پرداخت شده و در این میان نباید از گریم عالی دورف ها گذشت که تا اندازه زیادی لایه های درونی شخصیت آن ها را منعکس می کند.

از دیگر نقاط قوت فیلم بازی خوب ریچارد آرمیتاژ در نقش تورین سپر بلوط است که به خصوص در صحنه نبرد موریا و سکانس های پایانی به خوبی توانایی های خود را نشان می دهد.

از فصل های درخشان دیگر فیلم باید به فصل بازی معما در تاریکی و سکانس تعقیب و گریز بعد از آن اشاره کرد. بازی فوق العاده اندی سرکیس در نقش گولوم واقعا دیدنی است. صحنه ترحم بیلبو به گولوم و غم از دست دادن حلقه که در چهره گولوم موج می زند؛ تاثیرگزارترین صحنه فیلم برای من بود.

از نکات جالب دیگر در مورد این فیلم استفاده تیم نگارش فیلمنامه از منابع دیگری به جز رمان اصلی برای تکمیل قصه است. حضور شخصیت های گالادریل، سارومان و راداگاست که در متن کتااب نامی از آن ها برده نمی شود و نقش پر رنگ تر الروند و همچنین نمایش شورای سفید و دژ دول گولدور برای طرفداران تالکین غنیمتی است. نکته ای که تا اندازه ای به نظرم ضعیف کار شده بود گریم الروند، گالادریل و سارومان بود که نسبت به ارباب حلقه ها زیادی جوان شده بودند حال آن که خوانندگان آثار تالکین می دانند گذر زمان کوتاهی در حد 60 سال بر چهره الفی که نزدیک به ده هزار سال از عمرش می گذرد تاثیر چندانی ندارد.( البته من به شخصه گالادریل هابیت را بیشتر از ارباب حلقه ها دوست داشتم. به نظرم شکوه و عظمت و زیبایی الفی بهتر تصویر شده بود.)

در پایان باید یادی هم از موسیقی زیبای هاوارد شور بکنیمکه در القای حال و هوای قصه و بردن مخاطب به سرزمین میانه بسیار عالی عمل می کند. انتخاب هوشمندانه پیتر جکسون در استفاده از بعضی تم های ارباب حلقه ها به خصوص تم اصلی در صحنه ای که برای اولین بار حلقه را می بینیم؛ بسیار تا ثیر گذار است.

چندتانکته به نظرم لازمه که بگم:

اولش اینکه به نظرم فیلمبرداری اندرو لزنی علیرغم قدرتش در حد لوتر نبود و گاهی تصاویر لرزان به نظر میومد نمی دونم این به چشم شما هم اومد ؟

تور نکته خوبی گفت اینکه گاهی موسیقی به تصاویر نمی خورد مثلا اون جایی که تورین بیلبو رو در آغوش گرفت یا اون جایی که سواران الفی(خداییش حواس پرت شدما اولش نوشتم سواران روهان.دی) اومدند و وارگ ها و ارک ها رو فراری دادند مثلا اون کارکردی که الف ها در سکانس مشابهش در نبرد هلمزدیپ داشت رو نداشتند

یه چیز دیگه که دوستان بهش تکیه میکنند وفاداری به کتابه به نظرم این وفاداری در کل یه چیز خنثی است نه مثبته و نه منفی

اصل نوع روایته که باید ریتم خوبی داشته باشه نمونش در یاران حلقه که علیرغم حذفیات زیاد در اول داستان سرعت روایت عالیه ولی اینجا در هابیت می بینیم که ابتدا و انتهای فیلم خیلی نفس گیره ولی در میانه فیلم سرعت میفته و کمی خسته کننده میشه مثلا جایی که دورفها و بیلبو و گندالف سواره از هابیتون دور میشن احساس می کنم تصاویر اسلو موشن و فقط میخوان زمانو پرکنن یا مثلا شورای سفید که گاهی یه زاویه دید خیلی تکرار میشه یا ورود به ریوندل که خیلی نتونسته اتمسفر لوتر رو داشته باشه

فراتر از چهره و گریم راستش گالادریل و لرد الروند و سارومان اون مرموز بودن لوتر رو ندارن.

گندالف خاکستری هم گاهی تو فیلم احساس میکردم که زیادی پیر و خستس .این از اثرات زمانه .حیف شد کریستوفرلی بزرگ بخاطر پیری نشد بیشتر ازش استفاده شه ولی اون حضورشونم بازم غنیمته

در مورد سن و گریم الراند یا سارومان حق با حمیده ولی طرفداران لوتر با الف ها و ایستاری ها خیلی اشنا هستند برای مخاطب عام این امر لازم بود که تفاوت 60 ساله سن نشون داده بشه چون شاید خیلی ها به طور کامل با فضای داستان اشنا نباشند

یه چیز دیگه که به نظرم اومد طراحی اره بور بود که خیلی شکوه مند بود ولی راستش اون جایی که شاه اره بور وسط گنجاش وایساده کمی انیمیشن وار در اومد

گاهی به چشمم میومد که شاید تیم جلوه های ویژه فرصت کافی برای طراحی بعضی صحنه ها نداشتن

ولی چیزی که دوستان بهش اشاره کردن کاراکتر قدرتمند آزوگ بود که تونست ایجاد یه قطب منفی در فیلم بکنه

سکانس غول های(صخره های ) سنگی که با هم میجنگیدن هم به نظرم اصلا بود و نبودش فرقی در فیلم نداشت نظر شما چیه؟

منتها پیترجکسون همیشه یک مشکل اساسی تو فیلم هاش داشته واین مشکل رو هم تو بیشتر فیلمهاش دیدم، این مشکل هم همون انتخاب موزیک متن هاش هستش که به سکانس ها نمیخورد.

ولی تو هابیت به تظرم کمتر همچین مشکلی رو داشته و پیتر جکسون از پسش بخوبی بر اومده.

نقش اون آزوگ رو هم اگه سریال اسپارتاکوس رو دیده باشین شخصیت کریکسوس ، همون بازی میکنه.

بله شاید اون صخره ها بود و نبود فرقی به حال فیلم نداشت، ولی فکر کنم پیتر جکسون به این دلیل این سکانس رو گذاشته که شخصیت تورین رو نشون بده که چگونه نگران حال یارانش و هابیته هست؟! فکر کنم به همین دلیل باشه.

اون جایی که سواران روهان اومدند و وارگ ها و ارک ها رو فراری دادند

سوار روهان وسط اریادور چی کار می کرد اون ها الف بودن و به همین دلیل از همون موزیکی که من عاشقشم استفاده شده بود

سکانس غول های(صخره های ) سنگی که با هم میجنگیدن هم به نظرم اصلا بود و نبودش فرقی در فیلم نداشت نظر شما چیه؟

خوب این بخش به وضوح در کتاب هست ولی این که آیا آوردن یا نیاوردنش تو فیلم تاثیری در روایت قصه داشته یا نه فکر کنم این موضوع رو باید بذاریم به حساب جذب همون مخاطبایی که گفتم فقط دنبال فیلم هیجانی پر حادثه هستند

سوار روهان وسط اریادور چی کار می کرد اون ها الف بودن و به همین دلیل از همون موزیکی که من عاشقشم استفاده شده بود

خوب این بخش به وضوح در کتاب هست ولی این که آیا آوردن یا نیاوردنش تو فیلم تاثیری در روایت قصه داشته یا نه فکر کنم این موضوع رو باید بذاریم به حساب جذب همون مخاطبایی که گفتم فقط دنبال فیلم هیجانی پر حادثه هستند

حمیدجان کاملا درست میگی اگه دقت کرده باشی میخواستم حضور الف هادر نزدیک گذرگاه مخفی رو با حضور الف ها در هلمز دیپ مقایسه کنم این شد که یه لحظه رفتم تو حال و هوای هلمز دیپ و دامن از کفم برفت و اسمارو اشتباهی نوشتم.

موسیقی عالی بود ولی حیف این صحنه ها نفس گیری لوتر رو نداشت

اگه دقت کرده باشی شیپور الف ها در هلمزدیپ وقتی که الف ها اومدند باعث امید و هیجان خاصی میشد ولی اینجا فقط راهیه برای اینکه سکانس جمع و جور شه که البته در کل این سکانسم به نظرم خوب بود

خوب بالاخره باید تفاوت فضا رو در نظر گرفت توی هلمز دیپ فضا خیلی حماسی بود و الف ها اومدن که سرنوشت نبردی رو عوض کنن که نتیجش می تونست پایان دنیا باشه ولی اینجا یه تعقیب و گریز ساده پیش رو داریم

خوب بالاخره باید تفاوت فضا رو در نظر گرفت توی هلمز دیپ فضا خیلی حماسی بود و الف ها اومدن که سرنوشت نبردی رو عوض کنن که نتیجش می تونست پایان دنیا باشه ولی اینجا یه تعقیب و گریز ساده پیش رو داریم

مقایسه شما از نظر تفاوت فضا کاملا درسته.ولی کلا قسمت های میانه هابیت بخصوص خالی از لحظات حماسی و نفس گیره شاید تو کل فیلم یک یا دوجا کاملا مخاطبو درگیر کنه ولی لوتر اینجور نبود و راستش سخت ترین کار در لوتر پیدا کردن بهترین صحنه یا موسیقی بود چون واقعا نقاط اوج بی شماری داشت.

این که موسیقی به سکانس مورد نظر نمیخوره رو ما در لوتر شاهدش نبودیم. و واقعا در حیرتم چرا در هابیت تجربه اش کردیم. شاید یک جور لجبازی پیتر بوده و به اصول موسیقی متن توجهی نکرده و حس و هیجان خودش براش مهم بوده.

در مورد قسمت شورای سفید، این همون آماده سازی مخاطب و فضای فیلم برای ورود و در واقع آغاز نبرد خیر و شره که به نظر من حتی کم هم بود و همون طور که اشاره کردم شتابزده انجام شد و ناقص موند.

در مورد گریم، بله. شاید برای طرفداران تالکین کمی آزار دهنده باشه اما همونطور که گفتم هدف از گریم انتقال حس مورد نظر کارگردان از چهره بازیگره. و این مهمه که به خوبی انجام شد. حالا سارومان جوان تر یا الروند کم جذبه تر . اما مهم پیروی از قوانین سینماتیکه بعد وفاداری به کتاب و غیره...بعدم به نظر خودم گندالف هابیت بیشتر به گندالف خاکستری در هابیت تالکین میخورد. اگر توجه داشته باشید توصیفی که از گندالف در هابیت شده با توصیفش در ارباب حلقه ها کمی متفاوته...اما گلادریل رو کاملا مخالف این گریمش بودم. گلادریل من همون گلادریل ارباب حلقه هاست...

بعدم اشکالاتی که ممکنه به نظرمون بیاد از لحاظ فیلمبرداری یا جلوه ویژه، مطمئن باشید تاثیر کیفیت پرده ای بوده. وگرنه حق و الانصاف جلوه ویژه کارش رو از ارباب حلقه ها قشنگ تر انجام داد و شیوه تصویر برداری لزنی در هابیت نسبت به ارباب حلقه ها تغییری نکرد...

تذکر: بحث بیشتر از این به اختلافات فیلم و کتاب کشیده نشه.

درمورد اسکار

من فیلم های دیگه رو متاسفانه وقت نکردم ببینم اما از شناختی که از روند جوایز اسکار (البته اگر امسال خلف وعده نکنه) و فیلم هابیت دارم میتونم یک سری حدس هایی بزنم.

1- اسکار بهترین گریم

2- اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل برای مارتین فریمن یا ریچارد آرمیتاژ

3- اسکار بهترین کارگردانی

من نظرم سه اسکار دیگه بود. بهترین موسیقی متن. بهترین جلوه ویژه و بهترین فیلمبرداری.

بهترین موسیقی متن رو با صحنه آخر هابیت، بهترین جلوه ویژه و فیلمبرداری رو هم بعد از دیدن فیلم صرف نظر کردم.

بازم اسکار هرسال بسیار غیر منتظره بوده و پس از مراسم گلدن گلوب میشه حدس های بهتری زد...

نظر سنجی جدید اضافه شد.

همچنین در این تاپیک در مورد احتمالات اهدای جوایز اسکار به هابیت: سفری غیر منتظره به صورت کلی صحبت خواهد شد.

ضمن این که در مورد نقد خود توضیح میدهید می توانید در مورد نظر سنجی دوم نیز بحث کنید و حدس خود را از اسکار هابیت بیان کنید. (نه فیلم های دیگر)

پس اول ویرایش شد.

تذکر: اگر گزینه های نظر سنجی دوم برای شما فعال نیستند ابتدا رای خود را از نظر سنجی قبلی حذف کرده و سپس در هر دو دوباره شرکت نمایید.

باتشکر

تور شما یه بحث داشتید در مورد میزان تالکینی بودن هابیت و مقایسش با لوتر

راستش من با نظرتون مخالفم ببینید لوتر واقعا یه داستان کامل با شخصیت های بی نظیر،اقلیم های فراوان

این قدر که لوتر شخصیت ها و داستان های مختلفی داره انتخاب اونا برای به تصویر کشیدن واقعا سخت بود

حالا اون چیزی که بر پرده سینما نقش بسته فکر کنم بهترین حالت ممکن از کتاب ارباب حلقه هاست

تغییراتی هم که پیترجکسون داد به نظرم کمک به بهتر شدن لوتر کرده یادمون باشه وفاداری به تبعیت چشم بسته و بی چون و چرا از کتاب نیست بلکه درآوردن فضا و روح کتابه که به گمونم پیترجکسون تونسته باموفقیت این کارو بکنه نظیر این کارو آلفونسو کوارن در هری پاتر و زندانی ازکابان انجام داد که نتیجه کار بهترین قسمت هری پاتر شد

باید بپذیریم که بعضی از جاهای کتاب شاید امکان سینمایی شدن رو نداشتن و این نبوغ پیترجکسون بود که باعث شد فضای داستان لوتر که به سختی قابل تصور بود به فیلم تبدیل شه و اون رو به یک شاهکار مطلق سینمایی تبدیل کنه قبل از پیتر اصلا ساخت ارباب حلقه ها به اون عظمت واقعا غیر ممکن بود و اگه توسط یه کارگردان دیگه ساخته میشد مثل مرلین میشد یا نهایتا هری پاتر

نمونه دیگش سیلماریلیونه که اگه قراره فیلم بشه باید در سناریو از خیر خیلی از وقایع داستان بگذریم تا بتونیم تمرکز بیننده رو جلب کنیم وگرنه میشه یه سریال 100 قسمتی از سیلماریلیون و یه سریال 30 قسمتی از لوتر ساخت که این در شان استاد تالکین نیست

خیلی از جاها اگه پیتر جکسون میخواست به کتاب وفادار باشه شاید روایت فیلم دچار لکنت میشد مثلا سقوط و مرگ سارومان در کتاب که به نظرم زیاد جالب نبود یا

تام بامبادیلو و ماگوت که نبودشون لطمه ای به یاران حلقه نزد یا هلمز دیپ که روایت پیترجکسون کامل تر و حماسی تر بود یا احیای تئودن شاه که در فیلم بهتر دراومد

حالا اگه توی هابیت بیشتر پیترجکسون روی روایت کتاب تاکید داره شاید بخاطر کم بودن داستانه

اینکه نماهایی از راندن اسب که در بازگشت پادشاه سه ثانیه طول میکشید در هابیت 30 ثانیه طول میکشه بخاطر پر کردن تایم فیلمه نه وفاداری به کتاب.پیتر میتونست با یه تدوین سخت گیرانه تر ریتم قسمت های میانی فیلم رو بهتر کنه

هابیت اگه فیلمی دو قسمتی میشد شاید بخاطر سرعت بیشتر روایت و حذف بعضی از صحنه های غیر ضروری(مثلا نبرد صخره ها که به نظرم زیادی بود) و بجاش قضیه بیورن و میرک وود و تراندویل شاه که وجودشون در سفر غیرمنتظره لازم بود تا تماشاگر به نتیجه گیری برسه باعث میشد که هابیت

فروشی به مراتب بیشتر داشته باشه یعنی اگه اینجا که باید دعا کنیم قسمت اول 350 میلیون دلار بفروشه اونجا درصورت دوقسمتی بودن قسمت اول بین 500-550 میلیون میفروخت(براساس حدس من)

وبجاش اون دوگانه موندگار تر میشد(بجای سه قسمت دوساعت و نیمه دو قسمت سه ساعت و نیمه ساخته میشد)

نتیجه کار قسمت اول هابیت به نظرم قابل قبول و خوبه و یکی از بهترین فیلم های 2012 است ولی خودتون میدونید که در مقام مقایسه سفرغیرمنتظره خیلی با یاران حلقه فاصله داره

نتیجه کار هابیت اثریه که به کتاب وفاداره و تونسته روح کتابو در خودش داشته باشه ولی نمی دونم چرا هرجور که حساب میکنم هابیت یه شاهکارسینمایی نیست؟

من با تمام صحبتهایی که در نقدی که آقای تور گذاشته بودن موافقم.... فیلم واقعا از همه لحاظ عالی بود و شاید فقط بشه چند تا ایراد کوچیک و به نظر من سلیقه ای روش گذاشت.

از منظر من که فیلم رو دیدم، زیبا ترین و تاثیر گذار ترین صحنه ی فیلم، اونجایی بود که بالین داشت از ماجرای دورف ها در موریا تعریف می کرد... به نظر من اوج نبوق و استعداد فیلم سازی جکسون و دست اندرکارانش را می شه در اون صحنه دید... فضا، موسیقی و اتفاقاتی که در اون صحنه اتفاق میفته واقعا انسان رو در فیلم غرق میکنه.... از اول کار که بالین با صدای بغض آلود از سر زدن شاه میگه، و بعد صحنه ی آزوگ و نبردش با تورین و بعد فریاد های تورین که باعث میشه لشکر شکست خورده ی دورف ها جلو بکشن و پیروز بشن.... و البته در آخر کار، که به نظر من عالی بود، وقتی که بالین میگه یک نفر هست که میتونم دنباله رویش باشم و شاه بخوانمش، اون برگشت تورین به سمت دوربین و اون نوع نگاه و برقی که در اون لحظه در چشمان تورین میفته، این حس رو در بیننده ایجاد میکنه، که : بله! همه ی این حرفها و تعریف هایی که بالین میگفت واقعیت دارن! تورین واقعا چنین شخصیتیه، یک شاه واقعیه... و همون یک صحنه که کلا شاید چند دقیقا بیشتر طول نکشید، بهتر از یک کتاب شخصیت ها را در چشم بیننده آشنا و واقعی می کنند...

خوب اول باید بگم من تا حالا هیچ نقدی ننوشتم و این دفعه اولم هستش آن هم به خاطر اینکه عاشق دنیای تالکین هستم این نقد را مینویسم. ( البته الهاماتی هم از نقد هایی که هم نظر با خودم بودن گرفتن اگر درست نقد نکردم به بزرگی خودتان ببخشید)

از سری فیلمهای « ارباب حلقه ها » در تاریخ سینما به عنوان یکی از پیشگامان روایت فرم جدید داستان حماسی نام می برند و این لقب واقعا برازنده این سه گانه جذاب و دیدنی است. اولین قسمت از « ارباب حلقه ها » در سال 2001 به نمایش در آمد و سومین و آخرین آن هم در سال 2003 ، پایانی بی نظیر برای پیتر جکسون بود که با درو کردن جوایز اسکار ، توانست خداحافظی باشکوهی با این سه گانه خاطره انگیز داشته باشد. الان نزدیک به 10 سال از اکران آخرین قسمت « ارباب حلقه ها » و درو کردن جوایز اسکار توسط پیتر جکسون و عوامل فیلمش می گذرد و ما شاهد بازگشت مجدد وی به سینما با داستان « هابیت » هستیم که مقدمه ای برای « ارباب حلقه ها » است.

هابیت داستان یک هابیت کوچک به نام بیلبو بگینز( مارتین فریمن ) می باشد که به خوشی و خرمی در سرزمین شایر، در حال گذران ایام می باشد. او در این مکان سبز و دوست داشتنی، زندگی آرامی دارد. اما وقتی که وی با یک جادوگر به نام گاندولف ( ایان مک کلن ) و سیزده کوتوله ملاقات می کند، مسیر زندگی راحتش دستخوش تغییراتی می شود. گاندولف و یارانش به رهبری یک جنگجوی قدرتمند به نام تورین ( ریچارد آرمیتاج ) ، در جستجوی بازپس گیری پادشاهی کوتوله ها هستند و برای اینکار می بایستی با یک اژدهای مهیب به نام اسماگ، مبارزه کنند.

فیلم با نوری در تاریکی آغاز می شود. نوری که بیلبو روشن می کند. و این یعنی که باید منتظر شروع ماجراجویی بیلبو باشیم. پس از این صحنه ما شاهد سفری از روی نقشه هستیم که تم اصلی ارباب حلقه ها در یک لحظه شنیده می شود. همانند اوایل یاران حلقه ما در ابتدای هابیت شاهد سفری در گذشته هستیم. هدف، ریشه دار کردن فیلم است. و در واقع از همین اول مشخص می کند که فیلم وقت شما را 3 ساعت بیهوده نخواهد گرفت و داستان ریشه دار است. جملات اول کتاب هابیت که از زبان بیلبو در فیلم شنیده می شود وفاداری فیلم به کتاب را به ما مژده می دهد. و با ظاهر شدن فرودو ارتباط آن به ارباب حلقه ها. و این ارتباط وقتی محکم می شود که بیلبو را در حال آماده سازی مقدمات جشن تولد 111 سالگی اش می بینیم و فرودویی که برای غافل گیر کردن گندالف که به شایر می آید به جنگل می رود. این جاست که هر بیننده موشکافی متوجه می شود که فیلم ابدا یادآوری خاطرات بیلبو نیست! یا داستانی که برای برادر زاده اش تعریف کند. اگر در یاران حلقه یادتان باشد وقتی فرودو به جنگل می رود بیلبو قلم را به دست می گیرد و ماجراجویی خود را به صورت کتابی در می آورد. حال در فیلم هابیت جرقه این کار -نوشتن داستان سفرش- وقتی روی می دهد که جملات "در سوراخی در زمین، هابیتی زندگی میکرد" را به رشته تحریر در می آورد. و فیلم هابیت درواقع بازخوانی کتاب نوشته شده بیلبو است که خاطرات خود را می نویسد.(نوشتن کتاب بیلبو در ریوندل تمام می شود. و ما در اواخر قسمت سوم باید شاهد بیلبوی پیر در ریوندل باشیم.) خب برگردیم سر فیلم. کارگردان سرخوشی 12 دورف را در قسمتی که ناخواسته وارد خانه بیلبوی جوان می شوند، با بازی زیبای بازیگران و آهنگین کردن جمع به ما نشان می دهد و عصبانیت بیلبوی جوان را از میهمانان ناخوانده .بازی بازیگر توانا، مارتین فریمن! در ابتدا می فهمیم که بیلبو از مهمان جماعت بدش نمی آید اما میهمانداری هم حدی دارد! از آنجا که آهنگ و تمام سر و صداها با در زدن تورین سپر بلوط -سیزدهمین دورف و رهبر آنها- خاموش می شود به ما جدیت فیلم را گوشزد می کند. عزم و اراده 13 دورف در بازپسگیری قلمرو از دست رفته شان، اربور را در اوج همخوانی شان در خانه بیلبو می بینیم. وقتی که آنقدر مصمم هستند که نیامدن یک هابیت جوان نمی تواند مانع آن ها شود. گندالف اما اصرار دارد که بیلبو را به عنوان چهاردهمین عضو گروه استخدام کند و بعدا دلیل خود را به بانو گلادریل اینگونه شرح می دهد"...شاید به این خاطر که من میترسم و او به من شجاعت می دهد". وقتی که بیلبو بیدار می شود و موزیکی در پیش زمینه نداریم یعنی کارگردان قضاوت را به مخاطب سپرده است اما وقتی موسیقی متن شروع می شود یعنی دیگر قضاوتی وجود ندارد چون بیلبو تصمیمش را گرفته است.

فیلمنامه شیب رضایت بخشی دارد. یعنی طبق معمول فیلمنامه های جکسون ابتدا تمام کاراکتر ها خوب به مخاطب شناسانده می شود تا بیننده بداند با چه کسانی رو به رو می شود. این امر طی 45 دقیقه اول فیلم و با جمع شدن دورف ها در خانه بیلبو بگینز صورت میگیرد.

جملات و فیلمنامه کم نظیر هابیت وقتی زنده می شود که بازی بازیگران توانمندی چون ریچارد آرمیتاژ با صدای استثنایی اش در نقش تورین، مارتین فریمن ستاره سریال های انگلیسی در نقش بیلبو بگینز جوان، اندی سرکیس با درخشش دوباره در نقش گولوم، یان مکلین در نقش گندالف صورت می گیرد.

شاید بتوان قدرتمند ترین بخش فیلم هابیت را بازیگری آن عنوان کرد. مارتین فریمن ضمن درک کامل از شخصیت بیلبو بگینز تالکین برای ارائه آن در فیلم حاضر شده و شما پس از دیدن این فیلم خواهید فهمید که چقدر بیلبو در دل شما جا گرفته است. حالا دلیل اصرار فراوان کارگردان جکسون را بر بازی مارتین فریمن در نقش اصلی می فهمیم. جاهایی هست که در فیلم فقدان بیلبو احساس می شود . مثلا در قلمرو زیرزمینی گابلین ها جایی که بیلبو ناخواسته از تیم جدا می شود، جایی که رنج و اندوه را از چشمان تورین درک می کنیم آرزو می کردیم ای کاش بیلبو آن جا با حضور گرمش و شوخ و شنگی اش ما را دلشاد میکرد. می توان مارتین فریمن را نوری در تاریکی یاد کرد که در هر جای تاریکی از فیلم که حضور داشته باشد نوعی گرما در قلب خود احساس می کنیم. جایی که جلوی تورین ایستاده و اورک های وحشی را عقب می راند می توان در چشمانش شجاعت را دید. وقتی شمشیر را بیخ گلوی گولوم گذاشته دلرحمی را و وقتی عقابی او را از زمین بلند می کند حیرت را و وقتی صدای گرگ ها را می شنود ترس و اضطراب را. کلا اگر دیدن هابیت یک دلیل داشته باشد آن بازی مارتین فریمن و ریچارد آرمیتاژ است.اما بازی زیبای ریچارد آرمیتاژ در نقش تورین سپر بلوط توانسته است شکوه و غرور این شاهزاده را به مخاطب منتقل کند و همچنین در نبرد تورین و فرمانده اورک ها، وقتی که سر پدر تورین جدا می شود با فریاد دلخراش و انتقام جویانه تورین دل هر بیننده ای جابجا می شود! این صحنه ای است که از زبان بالین بیان می شود در حالی که اندام چهارشانه و قد بلند (به نسبت کوتوله ها!) تورین و موهایش که در باد وزان است، دیده می شود.همه در نقش خود عالی بازی کردند. چه ویوینگ در نقش الروند، چه کیت بلانشیت در نقش بانو گلادریل و همچنین بقیه. اندی سرکیس گرچه فروغ ناپایداری در فیلم دارد اما در همان چند دقیقه بیننده را چنان با بازی خود درگیر می کند که تا آخر فیلم اثراتش باقی است!

یکی از ویژگی های هابیت همانطور که میدانید تحول جدید در تاریخ سینما است هم از نظر صدا و هم از نظر تصویر.

یکی از ویژگی های هابیت چهره پردازی است. یک چهره پردازی خوب فقط آن نیست که مواد بکار گرفته شده برای گریم طبیعی باشند! بلکه مهمترین هدف گریم نیز انتقال صحیح حس مورد نظر از طریق چهره بازیگر است. در مورد چهره پردازی هابیت فقط کافی است نگاهی به چهره دورف ها بیاندازید. از چهره هر کدام می توان باطنشان را حدس زد. اصلا نمی شود آنچه را که من از گریم هابیت درک کرده ام را به شما منتقل کنم.

فیلم هابیت مزین به موسیقی متن بی نظیر هاوارد شور است موسیقی شاهکاری همچون موسیقی ارباب حلقه ها.فقط ما در بعضی از قسمت های فیلم شاهد بعضی از اهنگ های اشنا هستیم که مربوط به ارباب حلقه ها است و آن هم به خاطر این هستش که بعضی از لوکیشن های فیلم هابیت مربوط به ارباب حلقه ها هستش و مشخص هستش که پیتر جکسون میخواسته این دوتا فیلم را بیشتر به هم ارتباط بده و این اصلا خوب نبود که به طور مثال ما در فیلم ارباب حلقه ها لوکیشن شهر هابیت ها شاهد یک موزیک متن باشیم و در همان لوکیشن در فیلم هابیت شاهد موزیک متن دیگه باشیم.!به نظر من این کار جکسون ( استفاده از موزیک متن ارباب حلقه ها در بعضی از لوکیشن های هابیت ) یکی از نقاط مثبت فیلم هستش.

خیلی از منتقدان این فیلم را به خاطر 48 فریم بودن و زمان طولانی فیلم کوبیدن اما به نظر من ایراد داشتن 48 فریم ( که به نظر من اصلا ایرادی نداره.!!) دلیل بر بد بودن یک فیلم نمیشه و این دلایل فقط یک هدف داره ان هم بیخودی کوبیدن فیلم هستش.! پیتر جکسون این فیلم را هم به صورت 24 فریم و هم 48 فریم اکران کرده برای کسانی که از 48 فریم خوششان نمیاد. همچنین گفتم که یکی دیگه از ایراداتی که گرفته شده به خاطر طولانی بودن زمان فیلم هستش که به نظر من اصلا فیلم طولانی نیست و کاملا مناسب هستش.! حتی من که یکی از طرفداران دنیای تالکین هستم برام این مدت زمان بسیار بسیار کم بود. همانطور که قبلا هم گفتم پیترجکسون مجبور بوده به کتاب وفادار بمانه و دقایق ابتدایی فیلم را به معرفی کاراکترهای فیلم بپردازه که واقعا معرفی 13 دوارف کار راحتی نیست.!

فیلم هابیت در سه قسمت اکران میشه به نامهای 1- هابیت یک سفر غیر منتظره 2- هابیت برهوت اسماگ (2013) 3- هابیت انجا و بازگشت دوباره (2014).

امتیاز : 10/10

نقد از محمد (استرایدر)

سلام. به نظر من قسمت اول هابیت اصلا داستانی نداشت.وتازه داستان داشت شروع میشد که تموم شد.. یکی دیگر از ضعف های هابیت نسبت به ارباب حلقه ها گستردگی ووسیع بودن داستان بود که در هابیت این رو ندیدیم اما در ارباب حلقه ها موجود بود.اون تائثیری که ارباب حلقه ها روی من گذاشته بود فیلم هابیت نذاشت.یه سوال داشتم که چرادرفیلم ارباب حلقه ها صحنه ها خیلی واقعی به نظر میرسیدن اما هابیت بیشتر شبیه یک فیلم انمیشنی بود؟برای شما هم این اتفاق پیش افتاد یا فقط من اینطور فکر کردم ؟من اگه از 10 نمره به ارباب حلقه ها 8 بدم به هابیت 6 میدم.البته من فکر میکنم که پیتر جکسون از هابیت یه سه گانه قوی درمیاره امیدوارم همینطور که فکر میکنم باشه.اما جا داره اینجا بگم که فیلم هابیت دوباره منوکشوند تو فاز تالکین .ببخشید که پستم اینجا گذاشتم. بدرود

سلام. به نظر من قسمت اول هابیت اصلا داستانی نداشت.وتازه داستان داشت شروع میشد که تموم شد.. یکی دیگر از ضعف های هابیت نسبت به ارباب حلقه ها گستردگی ووسیع بودن داستان بود که در هابیت این رو ندیدیم اما در ارباب حلقه ها موجود بود.اون تائثیری که ارباب حلقه ها روی من گذاشته بود فیلم هابیت نذاشت.یه سوال داشتم که چرادرفیلم ارباب حلقه ها صحنه ها خیلی واقعی به نظر میرسیدن اما هابیت بیشتر شبیه یک فیلم انمیشنی بود؟برای شما هم این اتفاق پیش افتاد یا فقط من اینطور فکر کردم ؟من اگه از 10 نمره به ارباب حلقه ها 8 بدم به هابیت 6 میدم.البته من فکر میکنم که پیتر جکسون از هابیت یه سه گانه قوی درمیاره امیدوارم همینطور که فکر میکنم باشه.اما جا داره اینجا بگم که فیلم هابیت دوباره منوکشوند تو فاز تالکین .ببخشید که پستم اینجا گذاشتم. بدرود

من هم دقیقا حس تو رو دارم.شاید باورتون نشه ولی ارباب حلقه ها خیلی در روحیات من اثر گذاشت.از بس که این فیلم عالی بود.شاید هم به خاطر سنم بود که اولین بار دوران بچگی فیلمو دیدم.اما هابیت درسته فیلم خوبی بود ولی هرگز نتونست مثل لوتر در من شوق و اشتیاق ایجاد کنه.چه خیال پردازی هایی که من با لوتر نکردم.به جرات سه قسمتو روی هم 50 بار دیدم.

درمورد اون سوالت هم به نظر من هم همین طور بود.به خاطر استفاده بیش از حد از جلوه های ویزه کامپیوتری این اتفاق افتاد.اگه از تکنیک ارباب حلقه ها که همون ساخت مدل های کوچک بود استفاده میکردن خیلی بهتر بود.من که خیلی تو ذوقم خورد وقتی فیلمو دیدم.منتظر یه شاهکار بودم.اما با این حال خیلی نوستالژیک بود و منو به خاطرات گذشته برد.امیدوارم قسمت های بعدی بهتر باشه.

من از تمام جلوه های فیلم لذت بردم. از صداگذاری عالی و گریم های باورکردنی و صحنه هایی که تمام معنا رو حتی بدون استفاده از واژگان بیان می کردن. نفرتی که در چهره ی گابلین ها بود اون قدر طبیعی نشون میداد که گاه فراموش می کردم اینها موجوداتی هستن ساخته ی هنر انسان و رایانه!

تنها بعضی از تغییراتی که برای موجه کردن نقاط تاریک داستان اصلی اضافه شده بود کمی آزارم داد. من نمی تونم بپذیرم الفی مثل تراندوییل به همین راحتی به دورف ها و اسماگ پشت بکنه و بره. نه با منطق الفی جور در میاد و نه با ضمیر حساس اونها که کاملاً نسبت به درگیری در سرزمین میانه بی تفاوت باشن. تراندوییل رو البته نباید با الروند مقایسه کرد ولی به قول خود تالکین الف بود و الف موند و الف ها موجودات خوبی هستن.

من از تمام جلوه های فیلم لذت بردم. از صداگذاری عالی و گریم های باورکردنی و صحنه هایی که تمام معنا رو حتی بدون استفاده از واژگان بیان می کردن. نفرتی که در چهره ی گابلین ها بود اون قدر طبیعی نشون میداد که گاه فراموش می کردم اینها موجوداتی هستن ساخته ی هنر انسان و رایانه!

تنها بعضی از تغییراتی که برای موجه کردن نقاط تاریک داستان اصلی اضافه شده بود کمی آزارم داد. من نمی تونم بپذیرم الفی مثل تراندوییل به همین راحتی به دورف ها و اسماگ پشت بکنه و بره. نه با منطق الفی جور در میاد و نه با ضمیر حساس اونها که کاملاً نسبت به درگیری در سرزمین میانه بی تفاوت باشن. تراندوییل رو البته نباید با الروند مقایسه کرد ولی به قول خود تالکین الف بود و الف موند و الف ها موجودات خوبی هستن.

به نظرمن این کار تراندویل ریشه درگذشته و اختلافات دیرین الف ها و دورف ها داره. میدونیم که تراندویل در دوران اول تو دوریات زندگی میکرده و احتمالا در نبرد منه گروت هم حضور داشته و کشته شدن الف های زیادی رو به دست دورف های نوگرود دیده. ممکنه این کینه نسبت به دورف ها از همون زمان تو دلش باقی مونده باشه و دلیل بدبینیش به گروه ثورین هم همین بوده باشه.

دوستان بعد از مدتها غیبت سلام !!!

بالاخره فیلم اکران شد و دیده به جمال بیلبو روشن کردیم ! و تمام خاطرات خوش گذشترو باز به یاد اوردیم

نمیدونم از کجا شروع کنم و یا چی بگم ! اخه واقعا سخته مدتها منتظر و چشم به راه باشی تا دوباره به کمک اقای جکسون و گروهش قدم در دنیای تالکین بذاری و بعدش بشینی راجب این سفر کوتاه حرف بزنی .اول میخواستم از منظر یه طرفدار به فیلم نگاه کنم و بعد نقد کنم که در اینصورت نقدم بدور از انصاف و حقیقته و بیخیال شدم بعد گفتم از منظر یه ادبیاتی و طرفدار تالکین وارد بشم که بازم خارج از حال و حوصله بندست !! وبیشتر حرفام تکرار مکررات خواهد بود . بعد گفتم عینک سینمایی بچشم بزن که زدم و وقتی فیلمو بررسی کردم دیدم کفه ضعفها و اشکالات فیلم به خوبیها ش سنگینی میکنه !! پس کلا بیخیال نقد شدم و دو ماه سکوت کردم و الان فقط از اقای جکسون وتک تک عوامل فیلم بخصوص بازیگران و طراح های صحنه و گریمورها که کارشون واقعا درخور توجه بود تشکر میکنم واز تهیه کنندگان مهترم که نظرشون شاید فیلمو نابود کرده باشه و اقای دل توروی عزیز که با فیلم دوستداشتنیه هزارتوی پن که همیشه در ذهنم ماندگار شده بخاطر سایه سنگینشون بر فیلمنامه و روند کارگردانی تشکر بسیار دارم و درنهایت از خود پیتر عزیزم که با اینکه این فیلمو به نظرم خودش نساخته بود خیلی خیلی متشکرم که باز فرصت بودن هرچند ناقص و تکراری را در سرزمین میانه بهم داد. از تمام شما دوستان اردایی هم متشکرم بخاطر این همه عشق به اردا و اگر حرفام جالب نبود معذرت میخوام.

خوب فیلم هابیت همنطور که حدسش رو میزدم مثل لوتر اعتیاد آور شد.

واقعا فیلم شاهکاری بود، دقیقا به تمام کسانی که معتقدن هابیت مثل لوتر شاهکار نبود باید بگم دقیقا شاهکار بود. در ساخت این فیلم دانش و تکنولوژی بالایی به کار رفته و جلوه های ویژه ی بسیار زیبایی داره مثل ابتدای فیلم زمانی که از بادبادک ها در آسمان دیل هستند.

من معتقدم که هابیت شاهکاره اما برای شاهکار حدومرز قائل میشم،هابیت درحد لوترنبود حتی درحد یاران حلقه هم نبود. اشکالی که این فیلم داشت این بود که همه چی دیجیتالی بود. اورک ها دیجیتالی بودن، خیلی از درختا دیجیتالی بود. گابلین اعظم، حتی آب هایی که در ریوندل جاری بودن همه دیجیتالی بودن. خلاصه 80 درصد سکانسها دیجیتالی بودن و این موضوع خیلی خوب نیست. دیجیتالی بودن هابیت باعث میشه که کمی غیرطبیعی جلوه کنه حالان که در لوتر گمون کنم فقط شخصیت گولوم دیجیتالی بود با شلوب و گرگ ها، حتی غار شلوب واقعی بود، عوامل فیلم حقیقتا لوکیشن های غار شلوب رو ساخته بودن.

اما در کل هابیت پیروی خوبی از کتاب هابیت داشته، کتاب هابیت برای مخاطب کودک نوشته شده که می تونیم همین حالوهوا روهم در فیلم هابیت پیدا کنیم.

یکی از اشکالاتی که می تونیم به هابیت بگیریم، صحنه ای هست که آزوگ سر پدربزرگ تورین رو قطع میکنه.

در تمام طول داستان، هابیت صحنه های سنگین این چنینی رو به تصویر نمیکشونه، اما این صحنه زمانی که به وقوع می پیونده تفاوت واحشی رو ایجاد میکنه و یک هو میزنه توی ذوق بیننده و برداشت رو دچار تزلزل می کنه. اگرچه این صحنه جزو بهترین صحنه های من به شمار میاد! :دی

در کل هابیت همونطور که قبلا فکرشو می کردم زیبا و دوست داشتنی به نظر اومد و خیلی متاسفم که موسیقی متن هابیت حتی نامزد جایزه ی اسکار نشد. واقعا نامردی کردن!

ترک Radagast the Brownواقعا محشر بود. ترانه ی تیتراژ هم عالی بود فقط در حد نامزد شدن نه برنده شدن!

هابیت همونطور که دوستان دیگه هم اشاره کردن بیشتر شبیه انیمیشن بود. از بس که به قول مونت عزیز, همه چی مصنوعی بود. اگه خیلی از اینا رو مث لوتر طبیعی ساخته بودن فیلم بیشتر خودشو نشون میداد. بی صبرانه منتظر برهوتم. هابیت طوری ساخته شده بود که آدم حس میکرد پیتر جکسون خیلی عجله داشته که کار زودی تموم بشه. انگار که زیاد واسش وقت نذاشته بوده. در مورد صحنه ها و حتا موسیقی و طراحی لباس و دکور و... .

اما اگه بخوایم بدون مقایسه با لوتر در موردش حرف بزنیم( که طبیعتا کار ساده ای نیست) من نظرم اینه که به نوبه ی خودش فیلم جالبی از کار در اومده. که آدمو به ادامه ی خودش دعوت میکنه. و حتا وادار. درسته کتاب هابیت به نوعی برای مخاطب کودک نوشته شده اما فیلم - اینطور که ساخته شده- نه مخاطب کودک داره و نه مخاطب لوتر رو. صحنه های کشتن پدر بزرگ تورین و صحبت های آزوگ با افرادش فکر نکنم بدرد کودک بخوره. و خب صحنه های مسخره ی ترول ها هم که اصلا منو نیاورد . من که مخاطب لوتر هستم.

کلا از هابیت انتظار خیلی بیشتری داشتم.(خدا میدونه این پست چقدر منفی نوش جان کنه). با در نظر گرفتن تجربه ای که پیتر جکسون از لوتر کسب کرده.

با پوزش.

خیلی ها میگن هابیت حالت انیمیشنی داره ! میخواستم یکم توضیح بدم که چرا اینجوریه . میخوام یکم نقد کنم هابیت رو

احساس میکنم فیلم هابیت بخاطر ایتفاده از محیط های مجازی و یا کامپیوتری زیاد اینجوری شده و نتونسته اون تاریکی اصلی فیلم رو نشون بده ! مثلا در عکس زیر نگاه کنید

post-1521-0-07322600-1368739984_thumb.jp

به درخت های داخل تصویر نگاه کنید چقدر مسخره و بچه گانه هستن

خب اینا تاریکی رو کمتر میکنن و حالت انیمیشنی میدن

بنظرم مشکل فیلم این بود که فیلم رو تو طبیعت واقعی نساختن.

یکی دیگه از مشکلاتش رنگ فیلم بود ! آخه یه نگاه به عکس زیر بندازید :

post-1521-0-64999300-1368740017_thumb.jp

تصویر اصلی اینه که با کامپیوتر به شکلی که در بالا میبینید تغییرش دادن !

post-1521-0-58310700-1368740088_thumb.jp

تا این حد فانتزیش کردن

این چیه آخه؟ این چه رنگیه آخه؟ انگار برای بچه ها فیلم ساختن ! اصلا پیتر انگار نمی خواست این فیلم تاریکیِ لوتر رو داشته باشه !

خوب کتاب هابیت بیشتر حالت فانتزی داره تا لوتر و سیلماریلیون که بیشتر حماسی هستند

داستان لوتر وسیلماریلیون قویتره هابیته برای همین پیتر جکسون فیلم هابیت رو بیشتر نزدیک به کتابش ساخته.

و فیلم هم از نظر من البته هیچ مشکلی نداشت .

خوب کتاب هابیت بیشتر حالت فانتزی داره تا لوتر و سیلماریلیون که بیشتر حماسی هستند

داستان لوتر وسیلماریلیون قویتره هابیته برای همین پیتر جکسون فیلم هابیت رو بیشتر نزدیک به کتابش ساخته.

و فیلم هم از نظر من البته هیچ مشکلی نداشت .

دوست عزیز من مشکلات فنی رو گفتم

طراحی صحنه و رنگ فیلم و جلوه های ویژه و ...

دوست عزیز من مشکلات فنی رو گفتم

طراحی صحنه و رنگ فیلم و جلوه های ویژه و ...

خوب منم منظورم همینه نور پردازیه فانتزی و طراحی صحنه و طراحیه شخصیت ها مثل گابلین ها که همه دیدیم که چقدر با گابلین های موریا در یاران حلقه تفاوت داشتند

خوب منم منظورم همینه نور پردازیه فانتزی و طراحی صحنه و طراحیه شخصیت ها مثل گابلین ها که همه دیدیم که چقدر با گابلین های موریا در یاران حلقه تفاوت داشتند

منظورم فضای فیلمه نه کاراکتر ها

لوکیشن ها و مکان ها رو میگم ! یجورایی ساده بود . خوف لوتر رو نداشت ! نه اونجور خوف که دیگه بشه دسته بندی کرد ! منظورم خوف استاندارد برای یک فیلم فانتزیه !

! ولی در کل راضی هستم :)

حتما در قسمت های بعدی درست میشه برای اینکه اسماگ رو داریم جنگ 5 سپاه هست

قسمت های بعدش حتما تاریک و سیاه خواهد شد...

وقتی که Sneak Peak رو میدیدم ... پیتر جکسون یه نقاشی هایی رو در مورد سبز بیشه نشون میداد ... از اون جا معلوم بود که قسمت دومش هم طنز خواهد داشت و هم فضای فیلم تاریکتر و مخوفتر خواهد شد... پیتر جکسون خودش هم گفت که یکی از هولناک ترین داستان های هابیت 2 ، ماجرای دول گلدور هستش...

بچه ها یه سوال : شماها تو سایت IMDB هم به هابیت نمره دادین یا نه ؟!D:

من که 10 دادم هم اینجا هم imdb :)

به نظر من هابیت نه فیلم فوق العاده ای بود نه فیلم افتضاح از نظر بازیگری باید گفت مارتین فریمن خیلی زیبا بازی کرده بود بقیه هم همین طور تصویر کشیدن گابلین ها افتضاح بود خیلی بچه گونه شده بود مخصوصا شاه گابلین ها از نظر جلوه های ویژه خوب بود بدلکاریشون هم خیلی خوب بود ولی از یک نظر که خیلی ناراحت شدم گریم گابلین ها اصلا خوب نبود امیدوارم توی هابیت:برهوت اسماگ پبتر جکسون تاریکی بیشتری اضافه کنه و به هش برسه به نظرم اگر به هابیت دو برسه پنج تا اسکار هم بیشتر میبره!

خطاب به دوستمون آقا پی جک و راداگاست قهوه ای :

پیتر جکسون خواسته فیلمی رو بسازه که فضا و شخصیت های فیلم شبیه رمان هابیت باشه ، نه شبیه فیلم ارباب حلقه ها ...

این رو هم در کنار اینهمه با ارباب مقایسه می کنید در نظر بگیرین دوستان عزیز ... خیلی ممنون

خطاب به دوستمون آقا پی جک و راداگاست قهوه ای :

پیتر جکسون خواسته فیلمی رو بسازه که فضا و شخصیت های فیلم شبیه رمان هابیت باشه ، نه شبیه فیلم ارباب حلقه ها ...

این رو هم در کنار اینهمه با ارباب مقایسه می کنید در نظر بگیرین دوستان عزیز ... خیلی ممنون

درسته ولی داستانش نه چیز دیگه

رنگ چمن لوتر با رنگ چمن و آسمان هابیت فرق میکنه

زیادی پیتر هابیت یک رو فانتزی درست کرده

البته فقط بعضی صحنه ها فیلم رو خراب کردن وگرنه باقیش قشنگه

ولی در کل قشنگه و من پیتر رو تحسین میکنم :) و خسته نباشید بهش میگم :)

با سلام دیر هنگام خدمت تمامی دوستان:

به نظر من دوستان تقریبا تمام نظرات مهم وکلی رو درمورد نقاط ضعف و قوت فیلم رو به خوبی بیان کردن که بنده هم ترجیحا سعی میکنم بیشتر نظر شخصی و ناقص خودم در مورد پاره از نظرات دوستان بگم.

ازمهمترین نقاط ضعفی که در طول صحبتها بهش اشاره شد میشه از:

تند بودن روند کلی فیلم: که باعث میشد که به قول دوستان احساس کنی جناب پیتر جکسون در ساختن این فیلم یک مقداری عجله به خرج دادن که به نظر من وقتی کتاب رو هم میخونی کاملا همین حس برات تداعی میشه که هر چند در قسمت اول داستان اتفاقهای زیادی نمیوفته اما اون عجله در حادث شدن رخدادها وجود داره که خودش به اینکه داستان به فضای مخاطب هایی با سن پایین تر نزدیک بشه کمک میکنه.در این مورد به نظر من کارگردان تونسته حق کتاب رو تقریبا به خوبی ادا کنه و بشه گفت تا حدودی هم به این حس غیر منتظره بودن این سفر کمکی کرده باشه.

استفاده از جلوهای ویژه بیش ازحد وتقریبا ساده : که باعث میشد احساس کنی فیلم کمی به انیمیشن شبیه شده. در این مورد باید بگم که سوای تاثیر منفی یا مثبتی که این کار در فیلم میتونه داشته باشه استفاده ی زیادی از جلوهای ویژه یک کار کاملا عمدی برای کمک کردن به فضای کودکانه ی فیلمه که به نظر من در کتاب به استثنای قسمت اخر همچین فضایی کاملا احساس میشه.اما باید بگم که به نظر من این کار اونقدر زیاد بود که یک مقدار توی ذوق بیننده هایی با سن بالاتر میزد و من شخصا دوست نداشتم.

تغییرات جزئی در متن داستان: مثل تغییر قیافه ی گابلینها به تصویر کشیدن صحنه هایی که عملا در متن داستان وجود نداشتند که با توجه به جزئیات این قسمت و مختلف بودن نظرات سعی میکنم خیلی وارد این بحث نشم وبه نظر من پیتر در این مورد هم نمره قبولی میگیره.

نحوه ی نورپردازی :که با لوتر اختلاف داشت وباعث شده بود فضاهای اون به نسبت لوتر روشنتر وشاد تر و یا حتی فانتزی تر به نظر برسه که به نظر من این نکته کاملا به فضای قسمت اول کتاب برمیگرده و جناب جکسون هم اون رو به خوبی به تصویر کشیده.

ودر کل اگر به اینا نداشتن شالوده قوی یک داستان کم بودن اتفاقات قسمت اول که عملا هیچ چیزی برای بیان کردن نداشت بازیگری بدلکاری و موسیقی نسبتا خوب و حس کودکانه ی حتی خود کتاب هابیت در مقابل لوتر رو اضافه کنیم به پیتر جکسون نه تنها میتونم نمره ی قبولی بدم بلکه به نظر من ایشون میتونن از ده نمره ی خوب هشت و نیم رو بگیرن ضمن اینکه این خیلی مهمه که این نظر خواهی بعد از اتمام تمامی قسمتهای هابیت برگزار بشه چون نوید این رو میدم قسمتهای بعدی این داستان به حدی قوی باشه که بتونه حتی در مقابل سه گانه ی ارباب حلقه ها حرفی برای گفتن داشته باشه. ودر آخر هم این نکته رو اضافه کنم که به نظر من اگر این داستان رو پیتر جکسون در دو قسمت جمع میکرد میتونست به مراتب قدرت بیشتری داشته باشه.(ازاینکه موجبات شادی و خنده ی شما رو فراهم نمودم خرسندم :Ring: ) بدرود.

فیلم هابیت نکات قوت زیادی داشت مثل بازی فریمن که فوق العاده بود و همین طور جلوه های ویژه. البته آهنگ هابیت با این که خیلی زیبا بود ولی بیشتر این آهنگ ها رو توی ارباب حلقه ها شنیده بودیم و این که گریم گابلین ها و ارک ها مثل ارباب حلقه ها ترسناک نبود و تقریبا قیافه ی معمولی نسبت به ارباب حلقه ها داشتند که از نظر من این یه ضعف.

فیلم هابیت نکات قوت زیادی داشت مثل بازی فریمن که فوق العاده بود و همین طور جلوه های ویژه. البته آهنگ هابیت با این که خیلی زیبا بود ولی بیشتر این آهنگ ها رو توی ارباب حلقه ها شنیده بودیم و این که گریم گابلین ها و ارک ها مثل ارباب حلقه ها ترسناک نبود و تقریبا قیافه ی معمولی نسبت به ارباب حلقه ها داشتند که از نظر من این یه ضعف.

گابلین ها و ارک ها با یه تکنولوژی از جلوه های ویژه بود که اسمش یادم نیست :دی

ولی گریم نبود

گابلین ها و ارک ها با یه تکنولوژی از جلوه های ویژه بود که اسمش یادم نیست :دی

ولی گریم نبود

موشن کپچر

موشن کپچر

حرکتشون با موشن کپچر انجام میشد اما برای خلق و ایجادشون از تکنولوژی CGI استفاده میشد که در تاپیک جلوه های ویژه منحصرا در موردش بحث شده...

ولی به هر حال با هر تکنولوژی که استفاده کردند نتونستند مثل ارباب حلقه ها قیافه های ترسناک و پلیدی رو برای ارک ها و گابلین ها درست کنند.

مهمانی غیر منتظره در مجموع فیلم خوب و قابل قبولی از پیتر جکسون بود ولی چون در جایگاه مقایسه با شاهکار فانتزی جهان یعنی ارباب حلقه ها قرار گرفت کمی از بعضی جهات انتظارات رو در حد لوتر برآورده نکرد هر چند نباید این مقایسه انجام میشد که خب خواسته و ناخواسته این اتفاق افتاد ,درست مثل اتفاقی که پارسال برای پرومتئوس افتاد و اونو با بیگانه مقایسه میکردن.دلایل زیادی هم هست که نباید هابیت با لوتر مقایسه شه که از جمله میتوان به تیره تر بودن کتاب لوتر نسبت به هابیت نام برد که خب تحت هر شرایطی نمیشد همزمان هم به متن وفادار بود و حال و هوای کتاب رو به بیننده انتقال داد(منظورم تغییراتی که پیتر بعضا میده نیست حال و هوای کتابه)و متعاقب اون انتظار برابری هابیت رو با لوتر داشت چون این دو کتاب کاملا فضاشون با هم متفاوته و این تفاوتها جز فیلم در کتاب هم کاملا قابل لمسه.ولی باز اینم دلیلی نمیشه که بگیم نمیشد کار از این بهتر نشه.استفاده بیشتر از cgi هم میشه یکی از دلایل دیگه باشه.ولی در نهایت امیدوارم پیتر در برهوت اسماگ و در آخر آنجا و بازگشت دوباره بتونه ضعفهای قسمت اول رو کمتر تکرار کنه و انا رو در حد ممکن و توان برطرف و رفع کنه تا کار شاخص تری رو بتوان ارائه داد و به نمایش گذلشت.

"كار بي نظير پيتر جكسون و هاوارد شور و بازي بي نقص بازيگران" تعبير من از هابيته فيلمي حرفه اي كه البته به ارباب حلقه ها نميرسه!

فیلمی قابل قبول وبهترنسبت به فیلم های که در 2013اکران شدن

البته باید بگم به ارباب حلقه ها نمبرسه ولی در این حال بسیار زیبا ودیدنی

جلوه های ویژه خوب و کارگردانی خوب والبته فیلم برداری خوب موسیقیشم خوب بود به نظرم اینها ویژگی های این فیلم باشند

نگاه کنید چون ما علاقمند به تالکین وجکسون هستیم،هابیت رو فیلمه خوبی می بینیم(که فیلمه خوبیه).ولی داستانی که جکسون از هابیت گفته با داستان تالکین زمین تا آسمان فرق میکنه.بعدشم فیلم اونقدر که باید طبیعی نیست.شما مثلا گابلین ها رو نگاه کن اصلا واقعی به نظر نمیان(در مقایسه با ارک های ارباب حلقه ها).اما ارباب حلقه ها یه چیز دیگست.شاید جکسون دیگه نتونه عظمت ارباب حلقه ها رو تو هیچ فیلم دیگه ای تکرار کنه.ولی در کل هابیت فیلم باحالیه چون تا الانش کلی آدم چشم به راه اکرانشن.(از جمله خودم)

من یه بار دیگه هابیت رو با دقت بیشتر و کیفیت بالاتری دیدم.

هنوزم سر حرفم در صفحه اول هستم. این پیتر جکسون همون پیتر جکسونه و به حق هابیت برادر لوتر هست. صداگذاری رو برتر از جلوه های ویژه دیدم. فیلمبرداری آندرو لزنی همچنان می تازد. بی نقص و 20! در بازیگری که حرفی نیست. میترسم نتونم در قالب کلمات توصیفش کنم! همچنین موسیقی متن...

همچنان رای من به تالکینی و آردایی بودن این فیلم 95 هست. از همه شما هم خواهش کردم تا برای رسیدن به نتیجه بهتر همگی آردایی بودن و تالکینی بودن رو ملاک نمره هاتون قرار بدید. نمره من به این فیلم از لحاظ سینماتیک 75 هست. امتیاز منتقدان هم چرتی بیش نیست!! :?

من یه بار دیگه هابیت رو با دقت بیشتر و کیفیت بالاتری دیدم.

هنوزم سر حرفم در صفحه اول هستم. این پیتر جکسون همون پیتر جکسونه و به حق هابیت برادر لوتر هست. صداگذاری رو برتر از جلوه های ویژه دیدم. فیلمبرداری آندرو لزنی همچنان می تازد. بی نقص و 20! در بازیگری که حرفی نیست. میترسم نتونم در قالب کلمات توصیفش کنم! همچنین موسیقی متن...

همچنان رای من به تالکینی و آردایی بودن این فیلم 95 هست. از همه شما هم خواهش کردم تا برای رسیدن به نتیجه بهتر همگی آردایی بودن و تالکینی بودن رو ملاک نمره هاتون قرار بدید. نمره من به این فیلم از لحاظ سینماتیک 75 هست. امتیاز منتقدان هم چرتی بیش نیست!! :?

پیتر جسکون تمام قدرتشو سر لوتر گذاشت

هابیت برای آرداییا دیدنش لذت بخش بود ولی....

بازی ها به قدرت لوتر نبود حتی یان مک کلن و کیت بلانشت.از بازی ریچارد آرمیتاژ خوشم اومد

استفاده پیتر جکسون از موسیقی خوب شور، خیلی بد و شلخته بود البته موسیقی متن هابیت صدها سال نوری با لوتر فاصله داشت

ضعیف ترین قسمت های فیلم ابتدا تدوین اون بود که پر از صحنه های اضافی بود و بعد فیلمنامه

20 بار تا الان هابیت رو دیدم ولی مطلقا انسجام لوتر رو نداره

نقطه قوتی که شاید پیترجکسون خوب کار کرده آزوگ بوده که باعث شده حداقل بظاهر سفر غیر منتظره بی حضور کاراکتر منفی نباشه

جالبه در فیلم از مرگ و دفن ویچ کینگ سخن به میان اومد چیزی که اصلا قابل هضم نیست!!

نکته منفی بعدی شورای سپیده شاید دیدن سارومان و الروند لذت بخش باشه ولی این بخش اون هیجان لازم رو نداشت

استفاده جکسون از جلوه های ویژه هم بیش از حد بود و گاهی تو ذوق میزد

مثلا شاه گابلین ها خوب در نیومده بود بخصوص وقتی اونارو با اورک های و ارک و گابلین های لوتر مقایسه میکنیم بیشتر این مسئله به چشم میاد

در مورد آنونس و تیزر قسمت دوم همشاید اینقدر بدترین چیز این بود که تا شد اطلاعات و چند دقیقه ای از فیلم لو رفت مثلا رودائور و قبر ویچ کینگ. چیزی که هنوزم در مورد برهوت اسماگ سخت گیر نیستن و مثلا در بئورن تو ذوقم خورد!

در قسمت اول هم که کل حوادث ماجرا تا ماجرای فرار بوسیله بشکه ها بطور کامل و منظم به بیرون درز کرده بود شاید اینو به بی دقتی بروس وارنر بزاریم که دقیقا شرایط هری پاترو داره تکرار میکنه برای تبلیغ!!

البته حالا که حسابی از نکات منفی گفتم یه چزی رو اضافه کنم

در لوتر و بخصوص در یاران حلقه جکسون یه سری از شخصیت ها مثل تام بامبادیل،ماگوت،گلورفیندل،الادان و... رو حذف کرد این شاید به ضرباهنگ فیلم خیلی کمک کرد و بخصوص حس تعلیق رو در یاران حلقه و سکانس های ابتدایی بالا برد ولی پیتر جکسون برای هابیت این نکته رو کار گذاشته چون شاید فروش فیلم و نظر منتقدین و جوایز دیگه براش مهم نباشه بخاطر اینکه اشباع شده

پس هابیت در قسمت اول تا حد زیادی به کتاب وفاداره البته من در مورد این نکته و مثبت یا منفی بودنش بحث نمی کنم چون بحث جدای خودشو میطلبه

ولی در هر صوت پیترجکسون این فیلم رو برای طرفداران تالکین ولوتر ساخته و اکثر اونا با فیلم ارتباط برقرار میکنن

امیدوارم که برهوت اسماگ تاریکتر و بهتر باشه البته مطمئنم که برای قسمت سوم باید منتظر فیلمی عظیم و پرفروش باشیم

من به فیلم امتیاز60- 65 رو میدم

اما هابیت آردایی تر بود.

در لوتر خبری از سرود خوانی الف ها نبود...یا شنگولی هابیت ها.

اما در هابیت هردوی این ها رو ما داشتیم. شما بازی سرد الیجا رو در لوتر بذار کنار مارتین فریمن در هابیت! خب خیلی با هم فرق دارن این ها...هر کدام از دورف ها واقعا در نقششون غرق بودند و عالی بازی کردند. اما استثنائا یان مک لین رو موافقم. در لوتر خیلی بهتر بازی کرد. (البته در مقایسه با خودش در هابیت هم عالی بازی کرد) همینطور کیت بلانشیت. نمیدونم شاید چون سنشون بالا بود...در این میان باید از سر کریستوفر لی تقدیر کرد!

در اون قضیه دفن و کفن هم حتما ماجرایی نهفته هست حالا یا ابداع جکسون یا اصطلاحش در فیلمه که در قسمت دوم مشخص میشه.

جلوه ویژه که شکی نیست زیاده روی بود. در حالیکه اغلب لوتر زیر فضای باز و در نور طبیعی آفتاب فیلمبرداری شده هابیت در فضایی بسته و حتی آفتاب و خورشیدش هم مصنوعی بود.

اما درباره موسیقی بنظر من این پیتر جکسون بود که در انتخاب مسیقی شلخته به قول شما عمل کرد.

به نظر من فیلم خوب بود و انتظاراتو تا حد زیادی برآورده کرد ، درباره تغییر توی کتاب ... این توی سینما یه چیز عادیه ، چون نمیشه همه چیزو مثل کتاب مفصل به تصویر کشید ... قابل درکم هست که هوادارا ناراحت بشن ! خودمن موقع دیدن فیلمای هری پاتر از دست کارگرداناش سکته کردم ... !!! یه بار دیگه ام از دست دوبلش !!!

ولی خب درکل من که از هابیت راضی ام ، به نظرم خیلی خوب و عالی بود و انتخاب ریچارد آرمیتاژم بهترین بود :)) که تورینو جسورتر نشون داد :(

شخصیتارو خیلی خوب به تصویر کشیدن و ایراد به نظر من سر وقایع بود که تقریبا خلاصه شده بودن .

من هنوز برهوت اسماگ رو ندیدم(البته جز تریلرها). چون منتظر بهترین کیفیتش هستم. اما با این حال حین تماشای قسمت اول، در تمام مدت فیلم مبهوت بودم از جای خالی روح کتاب! و حس میکردم جکسون حوصله و دقتی که سر لوتر گذاشت سر هابیت بخرج نداد. انگار یه جوری با عجله ساخته باشه... نمیدونم! توقع تکرار عظمت لوتر رو نداشتم ارویی، اما منتظر انیمیشنی که انسانها توش بازی میکنن هم نبودم:))

بهر حال حس خوبی بعد از تماشاش نداشتم. حس تالکین رو بهم منتقل نکرد...:| هابیت هرچقدر هم کتابی باشه که برای کودکان نوشته شده اما موقع خوندنش همون حسی رو داشتم که اون سالها موقع خوندن سه گانه داشتم.اما در مورد فیلم نه!

و در مورد قسمت سوم باید بگم که دلم روشنه!:( شاید به خاطر پنج سپاه باشه...

من هنوز برهوت اسماگ رو ندیدم(البته جز تریلرها). چون منتظر بهترین کیفیتش هستم. اما با این حال حین تماشای قسمت اول، در تمام مدت فیلم مبهوت بودم از جای خالی روح کتاب! و حس میکردم جکسون حوصله و دقتی که سر لوتر گذاشت سر هابیت بخرج نداد. انگار یه جوری با عجله ساخته باشه... نمیدونم! توقع تکرار عظمت لوتر رو نداشتم ارویی، اما منتظر انیمیشنی که انسانها توش بازی میکنن هم نبودم :))

بهر حال حس خوبی بعد از تماشاش نداشتم. حس تالکین رو بهم منتقل نکرد... :| هابیت هرچقدر هم کتابی باشه که برای کودکان نوشته شده اما موقع خوندنش همون حسی رو داشتم که اون سالها موقع خوندن سه گانه داشتم.اما در مورد فیلم نه!

و در مورد قسمت سوم باید بگم که دلم روشنه! :( شاید به خاطر پنج سپاه باشه...

من فقط میخوام یک داستان واقعی تعریف کنم !

یکروز صداگذاریمو برای فامیلم گذاشتم البته سنش حدود 14 سال بود و داشت اون قسمتی که گندالف با تورین و شرکا حرف میزد و بیلبو هم حضور داشت بود ! یهو گفت انیمیشن رو صداگذاری کردی ؟ گفتم انیمیشن چیه فیلهمه ! بعد یکم نگاه کرد گفت شبیه انیمیشنه ! اون طرف لوتر رو دیده بود و همچین حسی نداشت ولی وقتی برای اولین بار هابیت رو دید فکر کرد انیمیشنه !

نتیجه : فکر کنم فیلم هابیت رو باید با همون دوربین های غیر دیجیتالی میساختن ! یا حداقل سه بعدی 48 فریم نمیساختن. یجورایی از دوربین رِد بدم اومد !!!

نه مخالفم. اگه فیلم درست ساخته بشه یقینا همه رو راضی میکنه! طرفدارا و از جمله ما نمیگیم که هیچ دخل و تصرفی نشه بلکه میگیم باید روح داستان پا بر جا بمونه. طرف فیلمو میبینه سیر داستان و وقایعش اونو یاد رمان و یه اقتباس پای بند بندازه نه یه اثر کاملا جدید! قضاوتها هم خب: هر کسی حق داره که سلیقه ش رو بیان کنه. همه ش تعریف و تمجید که فقط در خور خداونده! نقد کار طرفداراست و گرنه غیر طرفدارا که یه بار میبینن و فراموشش میکنن.

مطمئنید که حتی اگر خوب هم ساخته شه یقینا همه رو راضی میکنه؟

اول بگید روح کتاب هابیت از دید شما چیه که دقیق بررسیش کنیم.

وقایع دقیق دقیق شبیه کتاب نیستن چون نیازی هم نیست که باشن! برای تبدیل به اثر سینمایی تغییرات لازمه، بجا و درست، برای همینه که میگن فیلم اقتباسی.

همه حق دارن سلیقشونو بیان کنن! بگن خوشم میاد یا خوشم نمیاد ولی درست نیست که حکم کنن.

من هنوز برهوت اسماگ رو ندیدم(البته جز تریلرها). چون منتظر بهترین کیفیتش هستم. اما با این حال حین تماشای قسمت اول، در تمام مدت فیلم مبهوت بودم از جای خالی روح کتاب! و حس میکردم جکسون حوصله و دقتی که سر لوتر گذاشت سر هابیت بخرج نداد. انگار یه جوری با عجله ساخته باشه... نمیدونم! توقع تکرار عظمت لوتر رو نداشتم ارویی، اما منتظر انیمیشنی که انسانها توش بازی میکنن هم نبودم :))

بهر حال حس خوبی بعد از تماشاش نداشتم. حس تالکین رو بهم منتقل نکرد... :| هابیت هرچقدر هم کتابی باشه که برای کودکان نوشته شده اما موقع خوندنش همون حسی رو داشتم که اون سالها موقع خوندن سه گانه داشتم.اما در مورد فیلم نه!

و در مورد قسمت سوم باید بگم که دلم روشنه! :( شاید به خاطر پنج سپاه باشه...

حالا اگه شما از دیدن قسمت اول فیلم حس تالکینی و هابیتی بهتون دست نداده، دیگه قسمت دوم رو ببینید چی میگید؟ فکر کنم کلا فکر میکنید یه فیلم دیگه است؟! (شوخی) چون خیلیا میگفتن قسمت اول میخواسته خیلی به داستان و حال و هوای شوخ و طنز کتاب وابسته باشه و برای طرفدارای تالکین ساخته شده، واسه همین (به اعتقاد بعضی) کسل کننده از آب دراومد... ولی همه میدونیم که قسمت دوم رو اصلا و ابدا برای طرفدارا نساخته بلکه برای همه ی عامه مردم ساخته...

من هنوز برهوت اسماگ رو ندیدم(البته جز تریلرها). چون منتظر بهترین کیفیتش هستم. اما با این حال حین تماشای قسمت اول، در تمام مدت فیلم مبهوت بودم از جای خالی روح کتاب! و حس میکردم جکسون حوصله و دقتی که سر لوتر گذاشت سر هابیت بخرج نداد. انگار یه جوری با عجله ساخته باشه... نمیدونم!

شما به نظرم باید پشت صحنه ی 9 ساعتی اکستندد رو ببینید، اونموقع به این میرسید که زحمتی که برای فیلم کشیده شده خیلی بیشتر از 3 گانه ی لوتر بوده و این حرف من نیست، حرف پیتر کینگ (طراح مو و گریم) : روزی که همه ی دورفها رو گریم کردیم و لباس پوشوندیم و کنار هم گذاشتیم فهمیدیم که این کار خیلی بزرگتر از کاریه که در لوتر انجام شد!

در فیلمای لوتر به نظر شما روح کتاب هست یا نه، با توجه به تغییرات زیادترش نسبت به هابیت؟!

ولی همه میدونیم که قسمت دوم رو اصلا و ابدا برای طرفدارا نساخته بلکه برای همه ی عامه مردم ساخته...

برای مردمی که کتاب رو نخوندن، یعنی برای همه

شما به نظرم باید پشت صحنه ی 9 ساعتی اکستندد رو ببینید، اونموقع به این میرسید که زحمتی که برای فیلم کشیده شده خیلی بیشتر از 3 گانه ی لوتر بوده و این حرف من نیست، حرف پیتر کینگ (طراح مو و گریم) : روزی که همه ی دورفها رو گریم کردیم و لباس پوشوندیم و کنار هم گذاشتیم فهمیدیم که این کار خیلی بزرگتر از کاریه که در لوتر انجام شد!

در فیلمای لوتر به نظر شما روح کتاب هست یا نه، با توجه به تغییرات زیادترش نسبت به هابیت؟!

این مهم نیس که در پشت صحنه چقد خواری کشیدند برای ساختش. مهم چیزیه که بیرون میاد و اینی که بیرون اومده میگه من عجله ای دراومدم:))

توی فیلم ارباب حلقه ها ما شاهد غمی هستیم که دقیقا توی تک تک خط های کتاب هم اونو حس میکنیم. من تغییرات لوتر رو انکار نمی کنم. اما مهم اون روح تالکینی هست که واقعن توش فریاد میزنه. شما حس نمیکنی این آقا مثلا ویگو مورتسنه. بلکه واقعن اونو آراگورنی می بینی که شخصیتش حین خوندن کتاب برای شما مجسم شده. اون موریایی رو می بینی که حین خوندن کتاب دیدی و...

بهر حال من متخصص نقد فیلم نیستم ولی به عنوان طرفدار آثار استاد توقع دارم چیزی که از سرزمین میانه برای همگان و اونایی که با کتاب آشنایی ندارن ،به تصویر کشیده میشه، وفادار به حداقل روح تالکین باشه.

این مهم نیس که در پشت صحنه چقد خواری کشیدند برای ساختش. مهم چیزیه که بیرون میاد و اینی که بیرون اومده میگه من عجله ای دراومدم :))

توی فیلم ارباب حلقه ها ما شاهد غمی هستیم که دقیقا توی تک تک خط های کتاب هم اونو حس میکنیم. من تغییرات لوتر رو انکار نمی کنم. اما مهم اون روح تالکینی هست که واقعن توش فریاد میزنه. شما حس نمیکنی این آقا مثلا ویگو مورتسنه. بلکه واقعن اونو آراگورنی می بینی که شخصیتش حین خوندن کتاب برای شما مجسم شده. اون موریایی رو می بینی که حین خوندن کتاب دیدی و...

بهر حال من متخصص نقد فیلم نیستم ولی به عنوان طرفدار آثار استاد توقع دارم چیزی که از سرزمین میانه برای همگان و اونایی که با کتاب آشنایی ندارن ،به تصویر کشیده میشه، وفادار به حداقل روح تالکین باشه.

البته آبجی این رو هم بگم که کریستوفر تالکین در مورد قسمت اول هابیت رو ستوده و گفته : " روح کار پدرم رو حفظ کرده " اونم کی ؟! کریستوفر تالکین ! کسی که بدجوری با ارباب حلقه ها دشمنی داره :دی

راستش جکسون اینقدر روی مهمانی غیرمنتظره و کباب بره بریانی و معما در تاریکی مانور داده که تو قسمت اول اصلا حس نمیشه که عجله ای صورت گرفته باشه ، تنها همین سکانس معما در تاریکی اش خودش 1 یا 2 هفته فیلمبرداری کردند تا این ده دقیقه معما بازی بیلبو و گالوم رو نشون بدن ، ببینید اصلا عجله ای صورت نگرفته ... منتها به خاطر پایان بندی اش که در حین ساختش مجبور شدن فیلمه رو سه قسمتی کنن کمی حس میشه که با عجله ساختنش ولی در واقعیت اصلا اینطور نیست . و کاملا مشهوده که جکسون بسیار با صبر و حوصله فیلمشو ساخته . و همچنین به خاطر اینکه فضای هابیت سفر غیرمنتظره بسیار با فضای ارباب حلقه ها یاران حلقه فرق میکنه فکر میکنن که جکسون اون جکسون قدیمی نیست !

البته آبجی این رو هم بگم که کریستوفر تالکین در مورد قسمت اول هابیت رو ستوده و گفته : " روح کار پدرم رو حفظ کرده " اونم کی ؟! کریستوفر تالکین ! کسی که بدجوری با ارباب حلقه ها دشمنی داره :دی

راستش جکسون اینقدر روی مهمانی غیرمنتظره و کباب بره بریانی و معما در تاریکی مانور داده که تو قسمت اول اصلا حس نمیشه که عجله ای صورت گرفته باشه ، تنها همین سکانس معما در تاریکی اش خودش 1 یا 2 هفته فیلمبرداری کردند تا این ده دقیقه معما بازی بیلبو و گالوم رو نشون بدن ، ببینید اصلا عجله ای صورت نگرفته ... منتها به خاطر پایان بندی اش که در حین ساختش مجبور شدن فیلمه رو سه قسمتی کنن کمی حس میشه که با عجله ساختنش ولی در واقعیت اصلا اینطور نیست . و کاملا مشهوده که جکسون بسیار با صبر و حوصله فیلمشو ساخته . و همچنین به خاطر اینکه فضای هابیت سفر غیرمنتظره بسیار با فضای ارباب حلقه ها یاران حلقه فرق میکنه فکر میکنن که جکسون اون جکسون قدیمی نیست !

بله.نظر کریستوفر رو میدونستم و وقتی شنیدم تعجب کردم... نمی دونم. بهر حال استاد تالکین پدرش بوده و اونو بهتر از ما میشناخته و با روحیاتش آشناتر بوده...

شاید وجود شخصیاتای طنز که زیاد بودن باعث شده همچین حسی پیدا کنم. معما در تاریکی رو بدجور موافقم که عالی کار کرده.

شما به نظرم باید پشت صحنه ی 9 ساعتی اکستندد رو ببینید، اونموقع به این میرسید که زحمتی که برای فیلم کشیده شده خیلی بیشتر از 3 گانه ی لوتر بوده و این حرف من نیست، حرف پیتر کینگ (طراح مو و گریم) : روزی که همه ی دورفها رو گریم کردیم و لباس پوشوندیم و کنار هم گذاشتیم فهمیدیم که این کار خیلی بزرگتر از کاریه که در لوتر انجام شد!

در فیلمای لوتر به نظر شما روح کتاب هست یا نه، با توجه به تغییرات زیادترش نسبت به هابیت؟!

برای مردمی که کتاب رو نخوندن، یعنی برای همه

نه ، منظور من دقیقا یعنی: برای همه منهای کسایی که کتاب رو خوندن و طرفدار کتاب و اصل داستان بودن...

بله.نظر کریستوفر رو میدونستم و وقتی شنیدم تعجب کردم... نمی دونم. بهر حال استاد تالکین پدرش بوده و اونو بهتر از ما میشناخته و با روحیاتش آشناتر بوده...

شاید وجود شخصیاتای طنز که زیاد بودن باعث شده همچین حسی پیدا کنم. معما در تاریکی رو بدجور موافقم که عالی کار کرده.

فکر کنم شما رمان هابیت رو نخونده باشین ... خوده رمان هم طنز بوده و حتی طنزش بیشتر از خوده فیلمه هم بود ... تنها خوده بومبور تو رمان خودش یه پا جوک بود ... اون فضای طنز گونه ای که فیلم هابیت داشت به خاطر حفظ امانتداری به رمانش هستش و منهم بسیار خوشحالم که جکسون طنزش رو نگه داشته و فدای سیاستهای منتقدان و اینا نکرده ...

فکر کنم شما رمان هابیت رو نخونده باشین ... خوده رمان هم طنز بوده و حتی طنزش بیشتر از خوده فیلمه هم بود ... تنها خوده بومبور تو رمان خودش یه پا جوک بود ... اون فضای طنز گونه ای که فیلم هابیت داشت به خاطر حفظ امانتداری به رمانش هستش و منهم بسیار خوشحالم که جکسون طنزش رو نگه داشته و فدای سیاستهای منتقدان و اینا نکرده ...

چطور ممکنه کتابو نخونده باشم؟؟؟ :))

در آخر حق رو به شما دادم البته...:(

نه ، منظور من دقیقا یعنی: برای همه منهای کسایی که کتاب رو خوندن و طرفدار کتاب و اصل داستان بودن...

در کل که برای همه ساخته فیلم رو، چه اونایی که خوندن و چه اونایی که نخوندن!

قضاوت در مورد داستان تا پایان یافتن 3گانه صلاح نیست.

اصل داستان یعنی در فیلم نیست؟ اصل داستان در کتاب هابیت چیه؟

مطمئنید که حتی اگر خوب هم ساخته شه یقینا همه رو راضی میکنه؟

اول بگید روح کتاب هابیت از دید شما چیه که دقیق بررسیش کنیم.

وقایع دقیق دقیق شبیه کتاب نیستن چون نیازی هم نیست که باشن! برای تبدیل به اثر سینمایی تغییرات لازمه، بجا و درست، برای همینه که میگن فیلم اقتباسی.

همه حق دارن سلیقشونو بیان کنن! بگن خوشم میاد یا خوشم نمیاد ولی درست نیست که حکم کنن.

آقا پست من کو؟! فک کنم موقع منتقل شدن به اینجا توی راه گم شده!

مطمئنم که نظرات مثبت رو جلب خواهد کرد مثل بازگشت شاه.

روح کتاب هابیت:

من شهریور 90 رمان هابیت رو خریدم و خوندم (ترجمۀ آقای علیزاده). پارسال و امسال هم که دو قسمت از هابیت رو دیدیم. فکر میکنین چه اتفاقی برام افتاد؟ قسمت اولش عمدۀ اشکالاتی که از فیلم میگیرم جلوه های ویژه ش در مقایسه با لوتره. اورک ها و گابلینها(توی لوتر گابلین نشون نداد) به زیبایی لوتر نشدن و به ریوندل مانند لوتر پرداخته نشده و ... .و گر نه داستانش که راضی ام می کنه. اما قسمت دوم: با اون چیزی که در کتاب بود زمین تا آسمون فرق داشت. این فرقه اون چیزی نبود که در کتابه. به این میگم روح داستان، که منتقل نمیشه. خب بفرمایین بررسیش کنین.

حرف شما در مورد اقتباس کاملا درسته و موافقم.

خب اگه کسی حکم هم صادر بکنه به کسی آسیب نمیزنه! همه فیلمو دیدن و میتونن مثال موافق یا نقض رو برای حکمش بیارن! پس به کسی آسیبی نمیرسه.

رضایی: اگر به اطلاعیه ای که در تاپیک زده شد دقت میکردی میدیدی که هیچ پستی از دست نرفته بلکه چون در باره دو موضوع داشت بحث میشد بحث ها تفکیک شد و به دو تاپیک جدا منتقل شد. اون پست شما هم که فکر میکنی از بین رفته درواقع به اون تاپیک دوم منتقل شده!

اینجوریشو ندیده بودم که تو یک تاپیک درباره چند موضوع غیر مرتبط با تاپیک بحث بشه اینقدر حرفه ای و تمیز واقعا دست مریزاد داره! یه خورده دقت داشته باشید موقع پست زدن که کجا هستید و چه بحثی باید بکنید. اگر پست رو با دقت بزنید بحث هم در راستای موضوع شکل میگیره. اگر نه در ارسال پست دقت نکنید بکدفعه میبینید وسط یک بحث داغ قرار دارید که از طرفی نمیشه ولش کرد از طرفی هم کاملا غیرمرتبط با تاپیکه. هر دفعه مثل این دفعه نمیشه پست ها رو جدا کرد و منتقل کرد. در اونصورت اون تاپیکه که از دست میره. پس انتظار میره که خودتون در ارسال پست ها و راه انداختن بحث دقت بیشتری داشته باشید.

ممنون

رضایی: اگر به اطلاعیه ای که در تاپیک زده شد دقت میکردی میدیدی که هیچ پستی از دست نرفته بلکه چون در باره دو موضوع داشت بحث میشد بحث ها تفکیک شد و به دو تاپیک جدا منتقل شد. اون پست شما هم که فکر میکنی از بین رفته درواقع به اون تاپیک دوم منتقل شده!

اینجوریشو ندیده بودم که تو یک تاپیک درباره چند موضوع غیر مرتبط با تاپیک بحث بشه اینقدر حرفه ای و تمیز واقعا دست مریزاد داره! یه خورده دقت داشته باشید موقع پست زدن که کجا هستید و چه بحثی باید بکنید. اگر پست رو با دقت بزنید بحث هم در راستای موضوع شکل میگیره. اگر نه در ارسال پست دقت نکنید بکدفعه میبینید وسط یک بحث داغ قرار دارید که از طرفی نمیشه ولش کرد از طرفی هم کاملا غیرمرتبط با تاپیکه. هر دفعه مثل این دفعه نمیشه پست ها رو جدا کرد و منتقل کرد. در اونصورت اون تاپیکه که از دست میره. پس انتظار میره که خودتون در ارسال پست ها و راه انداختن بحث دقت بیشتری داشته باشید.

ممنون

آقا من یک پست دیشب نوشتم در پاسخ به خانم لوبیلیا! نیست :)) به کدوم تاپیک منتقل شده؟ اگه اشتباهی پاک کردید بگید دوباره بنویسم

آقا پست من کو؟! فک کنم موقع منتقل شدن به اینجا توی راه گم شده!

مطمئنم که نظرات مثبت رو جلب خواهد کرد مثل بازگشت شاه.

روح کتاب هابیت:

من شهریور 90 رمان هابیت رو خریدم و خوندم (ترجمۀ آقای علیزاده). پارسال و امسال هم که دو قسمت از هابیت رو دیدیم. فکر میکنین چه اتفاقی برام افتاد؟ قسمت اولش عمدۀ اشکالاتی که از فیلم میگیرم جلوه های ویژه ش در مقایسه با لوتره. اورک ها و گابلینها(توی لوتر گابلین نشون نداد) به زیبایی لوتر نشدن و به ریوندل مانند لوتر پرداخته نشده و ... .و گر نه داستانش که راضی ام می کنه. اما قسمت دوم: با اون چیزی که در کتاب بود زمین تا آسمون فرق داشت. این فرقه اون چیزی نبود که در کتابه. به این میگم روح داستان، که منتقل نمیشه. خب بفرمایین بررسیش کنین.

حرف شما در مورد اقتباس کاملا درسته و موافقم.

خب اگه کسی حکم هم صادر بکنه به کسی آسیب نمیزنه! همه فیلمو دیدن و میتونن مثال موافق یا نقض رو برای حکمش بیارن! پس به کسی آسیبی نمیرسه.

فکر نمیکنین اینی که میگید متن کتاب باشه و نه روح کتاب؟ چون روح درون مایه معنی میشه معمولا ولی اینی میگید متن با تصویر فرق داره میشه اقتباس! شما از ارباب حلقه ها 1 لذت میبرید؟ یا 2 یا 3؟ اونها یعنی اقتباسشون و تغییر داستان تو فیلم کمتر از فیلم دوم هابیت بوده؟ پس چرا اینقد هابیت دست کم گرفته میشه! چرا همه سعی دارن خرابش کنن! یکی از دلایل عمدش حرف منتقدان هست که خیلیا خودشونو پشت اون حرفا قایم میکنن، البته جسارت نشه کلا دارم میگم. و یکی دیگه از دلایلش همین مجسمه ی بی ارزشِ شوی جهانی به نام اسکار هست و الحق فیلمهایی نظیر آرگو لایقش هستن...

چرا باید حکم صادر کنه وقتی تخصصی درون رشته نداره؟ اصلا درست نیست که من برای دیگران دارو بپیچم یا شروع کنم به برج ساختن! همه این متنها رو میخونن و مثلا یکی از نتایجش اینه که خیلیا قبل دیدن فیلم از فیلم متنفرند! و این یعنی همون همرنگ جماعت شدن که فک نکنم درست باشه... ولی ارزش هابیت 10 ها سال بعد معلوم میشه...

نه فکر نمیکنم که این متن باشه بلکه روحه داستانه. یعنی اون چیزی که تالکین توی کتاب آورده اما توی فیلم احساسش نمی کنم. این حس (احساس روح داستان) رو نسبت به لوتر دارم در مقایسه با کتاباش اما هابیت به هیچ وجه اینجوری نیست! یک تحریف عمدی تمام عیاره!

راستش همه ازش ناراضی ان چون در سطحی که انتظار میرفته ساخته نشده.

حرف شما در مورد حکم درسته اما خب هر کسی به عنوان یه طرفدار (متعصب و غیر متعصب) چه رشته داشته باشه و چه نداشته باشه، این جا دلایل محکمی آوردن تقریبا. راستش من خودم به شخصه تا حالا برای حرف منتقدا فیلمی رو تحسین یا سرکوب:دی نکردم.

ارزش هابیت برای من روز به روز بیشتر میشه اما افسوس می خورم که عمدا برای ما طرفدارا بهتر از این نساختنش.

در کل که برای همه ساخته فیلم رو، چه اونایی که خوندن و چه اونایی که نخوندن!

قضاوت در مورد داستان تا پایان یافتن 3گانه صلاح نیست.

اصل داستان یعنی در فیلم نیست؟ اصل داستان در کتاب هابیت چیه؟

اصل داستان یعنی تک تک وقایعی که توی کتاب اومده. و هرچه داستان فیلم به این وقایعی که عینا توی کتاب اتفاق افتاده، نزدیک تر باشه، اون فیلم بیشتر برای طرفدارایی که خواستار دیدن خود کتاب روی پرده سینما بودن، محبوب تر میشه... قسمت اول هابیت تا حدود خیلی زیادی ( نه ولی کاملا ) به وقایع داستان و کتاب پایبند بود، خیلی فضای کتاب رو داشت، شاد و طنز بود، دیالوگ ها غالبا دیالوگ های خود کتاب بود، حتی شعرهای بعضا بچگانه و خنده دار کتاب هم حفظ شده بود ( مثل شعر گابلین تاون و ...) ولی درمورد قسمت دوم، همونطور که توی صفحه ی نقد فیلم هم گفته بودم، بجز کمتر از70 درصد حرف های بیلبو و اژدها که دقیقا مطابق کتاب بود، بقیه ی فیلم کاملا از داستان اصلی خارج بود... از اون نحوه ی ورود دورف ها به خونه ی بئورن، حرف های خود بئورن و شخصیت کاملا متفاوت این کاراکتر در فیلم نسبت به کتاب، اون وقایع شهر الف ها و شخصیت های خودساخته، دیالوگ های خیلی جدید فیلم ( مثلا شما مکالمه ی تورین و تراندویل کتاب رو با فیلم مقایسه کنید ) ، حمله ارک ها به شهردریاچه و الف ها (اصلا توی کتاب نبود)، خانواده ی و نحوه زندگی بارد که یه کرجی ران بدبخته ( درحالی که توی کتاب رئیس گارد کماندارهای شهر اسگاروته ) و دیگه نیاز به گفتن نداره دیگه!! : کمان سیاه-اتفاقات درون دیل،تلاش تورین برای کشتن اژدها و... که دیگه سرتونو دردنمیارم چون هرکی فیلم و کتاب رو دیده همرو میدونه...

البته سوتفاهم نشه، منم اصلا و ابدا موافق اینکه فیلم دقیقا شبیه به کتاب ساخته میشد نیستم و به عنوان مثال همون بخش مکالمه تورین با تراندویل از بخش های مورد علاقه من در فیلم هست...ولی چون بحث میزان شباهت داستان های دوفیلم به کتاب بود، این مثال ها رو آوردم...

این مهم نیس که در پشت صحنه چقد خواری کشیدند برای ساختش. مهم چیزیه که بیرون میاد و اینی که بیرون اومده میگه من عجله ای دراومدم :))

توی فیلم ارباب حلقه ها ما شاهد غمی هستیم که دقیقا توی تک تک خط های کتاب هم اونو حس میکنیم. من تغییرات لوتر رو انکار نمی کنم. اما مهم اون روح تالکینی هست که واقعن توش فریاد میزنه. شما حس نمیکنی این آقا مثلا ویگو مورتسنه. بلکه واقعن اونو آراگورنی می بینی که شخصیتش حین خوندن کتاب برای شما مجسم شده. اون موریایی رو می بینی که حین خوندن کتاب دیدی و...

بهر حال من متخصص نقد فیلم نیستم ولی به عنوان طرفدار آثار استاد توقع دارم چیزی که از سرزمین میانه برای همگان و اونایی که با کتاب آشنایی ندارن ،به تصویر کشیده میشه، وفادار به حداقل روح تالکین باشه.

اینو در جواب به اینی گفتم که گفتید بی دقت ساخته شده! چنین نیست.

من آخر نفهمیدم این روح تالکین که میگید چیه! ولی از حرفای شما این برداشت میشه که شما حس و برداشت خودتون از متن رو به اشتباه روح تالکین مینامید!

یعنی در فیلم هابیت شما اون ترانه ها و حس ماجراجویی و موجودات ناطق رو نمیبینید؟ هر چه فیلم به متن نزدیکتر باشه خوب حس شما هم به فیلم مثل حستون به کتاب میشه، آیا در هابیت واقعا چنین نبود!

مگر شما به جای بیلبو یا گندالف یا تورین سپربلوط، فریمن و مک کلن و آرمیتاژ میبینید؟!

شما با فیلم ارباب حلقه ها خاطره دارید و همین باعث شده موقع خوندن کتاب همون موریا رو ببینید، ولی برای هابیت چون لوتر رو قبلا دیدید و هابیتم خوندید حس دیگری دارید! وگرنه به نظرم هابیت در فیلمسازی چیزی کمتر از لوتر نداره!

نه فکر نمیکنم که این متن باشه بلکه روحه داستانه. یعنی اون چیزی که تالکین توی کتاب آورده اما توی فیلم احساسش نمی کنم. این حس (احساس روح داستان) رو نسبت به لوتر دارم در مقایسه با کتاباش اما هابیت به هیچ وجه اینجوری نیست! یک تحریف عمدی تمام عیاره!

راستش همه ازش ناراضی ان چون در سطحی که انتظار میرفته ساخته نشده.

حرف شما در مورد حکم درسته اما خب هر کسی به عنوان یه طرفدار (متعصب و غیر متعصب) چه رشته داشته باشه و چه نداشته باشه، این جا دلایل محکمی آوردن تقریبا. راستش من خودم به شخصه تا حالا برای حرف منتقدا فیلمی رو تحسین یا سرکوب:دی نکردم.

ارزش هابیت برای من روز به روز بیشتر میشه اما افسوس می خورم که عمدا برای ما طرفدارا بهتر از این نساختنش.

خب شما یه تعریف از روحی که در کتاب هست ارائه بدید، بعد ببینیم آیا تو فیلم هست یا نه!

ولی کلا درک میکنم که حرف از احساس زدید منظورتون چیه! هابیتی که الان فیلمشو میبینیم با اقتباس از هابیت و دست نوشته های دیگر تالکین و مردمان دورین (ضمیمه های 3) ساخته شده و فقط بسنده نکرده به کتاب هابیت!دیگه شما که کتابا رو خوندید دقیقا حس میکنید که چقد تُن و فضای بخش مردمان دورین ودیدش نسبت به ماجرا فرق داره با اون چیزی که در کتاب هابیت در فصلهای آغازین هست. دقیقا فاز نوشتاری لوتر رو تالکین داره در ضمیمه ی مربوط به دورفای اره بور. شما یعنی از فیلمها فقط یه فیلم ادونچری و ماجراجویی انتظار دارید که میگید درون حد انتظار ساخته نشده؟ جکسون خیلی پر و بال داده به ماجرای هابیت. کاری رو کرده که تالکین میخواست انجام بده ولی به سرانجام نرسید و متاسفانه فوت کرد.

وقتی شما میگید بهتر یعنی یه چیز بهتری در نظر دارید، درسته؟ اون چیه؟ چی کار باید میکرد که نکرده واقعا؟ (این سوالا رو میپرسم نمیخوام گیر بدم یا اذیت کنم، واقعا عجیبه این حرفهای دوستانی که همه ی چیز های مربوط به هابیت رو خوندن ولی همچنان فرض میکنن که هابیت فیلم همون هابیت تک کتابی باید باشه که خوندن!!!)

اینو در جواب به اینی گفتم که گفتید بی دقت ساخته شده! چنین نیست.

من آخر نفهمیدم این روح تالکین که میگید چیه! ولی از حرفای شما این برداشت میشه که شما حس و برداشت خودتون از متن رو به اشتباه روح تالکین مینامید!

یعنی در فیلم هابیت شما اون ترانه ها و حس ماجراجویی و موجودات ناطق رو نمیبینید؟ هر چه فیلم به متن نزدیکتر باشه خوب حس شما هم به فیلم مثل حستون به کتاب میشه، آیا در هابیت واقعا چنین نبود!

مگر شما به جای بیلبو یا گندالف یا تورین سپربلوط، فریمن و مک کلن و آرمیتاژ میبینید؟!

شما با فیلم ارباب حلقه ها خاطره دارید و همین باعث شده موقع خوندن کتاب همون موریا رو ببینید، ولی برای هابیت چون لوتر رو قبلا دیدید و هابیتم خوندید حس دیگری دارید! وگرنه به نظرم هابیت در فیلمسازی چیزی کمتر از لوتر نداره!

روح تالکین یا کتاب یا متن یا هر چیز دیگه ای که مد نظر منه:

منظور من از روح کتاب اینه که الف ها و هابیت ها و دورف ها رو همونجوری به تصویر بکشن و همون اعمال و رفتاری رو داشته باشن که توی رشته افسانه اتفاق افتاده. علاوه بر این ها موزیک متن و لوکیشن ها هم ما رو توی همون حس و حالت ببره. شکی نیست که پیتر بهتر از هر کس دیگری تونسته این رو به مخاطب القا کنه اما حقیقتا بهتر از این می تونست کار کنه که عمدا نکرده. حدس میزنم که اکثریت با این حرفم موافق باشن.

دیگه این که من برداشت خودم رو از متن، روح (یا احساس) نمی نامم چون شخصی نیست و این برداشت من با خیلی های دیگه مشترکه و همه مون یه حس ازش گرفتیم. اما به تغییرات پیتر میگم تحریف! که اون حس رو از من گرفته.

چرا همۀ این ها در هابیت هست اما اون فضای توی کتاب رو نتونسته نشون بده.

من به جای ثورین بازیگرش رو نمی بینم و اصلا قبل از فیلمش ریچار آرمیتاژ رو نمی شناختم. ولی شما ببینین در تمام رشته افسانۀ تالکین و تماما ادبیات غرب اومده که دورفها قد کوتاهی دارن. شما ببینین کیلی ماشائ الله چه قد و بالایی داره! کاری ندارم که این به زیبایی فیلم اضافه کرده یا ازش کم کرده. اما تحریف و تحریف عمدی یعنی چی؟

این حرف شما درسته که ما با لوتر خاطره داریم و شاید همین انتظارات ما رو بالا برده و این اعصابمو خراب می کنه که پیتر اینا رو نادیده گرفته.

ولی کلا درک میکنم که حرف از احساس زدید منظورتون چیه! هابیتی که الان فیلمشو میبینیم با اقتباس از هابیت و دست نوشته های دیگر تالکین و مردمان دورین (ضمیمه های 3) ساخته شده و فقط بسنده نکرده به کتاب هابیت!

باور کنین پیتر حتی با اون ارجاعاتش هم نتونسته که طرفداران رو راضی کنه! دیگه یا مشکل از طرفدارانه یا از خود فیلم. خارج از این دو تا نیست. من در مقام طرفدار میگم که نتونسته حس کتاب، و به تبع رشته افسانه رو به من بده.

دیگه شما که کتابا رو خوندید دقیقا حس میکنید که چقد تُن و فضای بخش مردمان دورین ودیدش نسبت به ماجرا فرق داره با اون چیزی که در کتاب هابیت در فصلهای آغازین هست.

بله همین طوره نوشته های تالکین به مرور پخته تر میشن اما اون چیزی نیستن که پیتر توی هابیت نشون داد. واقعا هستن؟ شما دورفهای آئوله رو با دورفهای توی فیلم مقایسه کنین. تفاوت هایی که با هم دارن، عمدا بهشون اعمال شده یا سهوا؟ شبیه به هم که نیستن.

وقتی شما میگید بهتر یعنی یه چیز بهتری در نظر دارید، درسته؟ اون چیه؟ چی کار باید میکرد که نکرده واقعا

نمی دونم باید چی کار می کرد! اگه می دونستم و می تونستم که خودم هابیت رو می ساختم اما کارش رو راضی کننده نمی دونم.

روح تالکین یا کتاب یا متن یا هر چیز دیگه ای که مد نظر منه:

منظور من از روح کتاب اینه که الف ها و هابیت ها و دورف ها رو همونجوری به تصویر بکشن و همون اعمال و رفتاری رو داشته باشن که توی رشته افسانه اتفاق افتاده. علاوه بر این ها موزیک متن و لوکیشن ها هم ما رو توی همون حس و حالت ببره. شکی نیست که پیتر بهتر از هر کس دیگری تونسته این رو به مخاطب القا کنه اما حقیقتا بهتر از این می تونست کار کنه که عمدا نکرده. حدس میزنم که اکثریت با این حرفم موافق باشن.

دیگه این که من برداشت خودم رو از متن، روح (یا احساس) نمی نامم چون شخصی نیست و این برداشت من با خیلی های دیگه مشترکه و همه مون یه حس ازش گرفتیم. اما به تغییرات پیتر میگم تحریف! که اون حس رو از من گرفته.

چرا همۀ این ها در هابیت هست اما اون فضای توی کتاب رو نتونسته نشون بده.

من به جای ثورین بازیگرش رو نمی بینم و اصلا قبل از فیلمش ریچار آرمیتاژ رو نمی شناختم. ولی شما ببینین در تمام رشته افسانۀ تالکین و تماما ادبیات غرب اومده که دورفها قد کوتاهی دارن. شما ببینین کیلی ماشائ الله چه قد و بالایی داره! کاری ندارم که این به زیبایی فیلم اضافه کرده یا ازش کم کرده. اما تحریف و تحریف عمدی یعنی چی؟

این حرف شما درسته که ما با لوتر خاطره داریم و شاید همین انتظارات ما رو بالا برده و این اعصابمو خراب می کنه که پیتر اینا رو نادیده گرفته.

خب این حس شما هست بعد خوندن داستان!

آقا آخه یعنی چی که عمدا این کاررو نکرده؟ یعنی چی؟ حرف شما یعنی جکسون خواسته فیلم بی تاثیر بسازه! این آخه منطقیه؟ چرا باید این کارو بکنه؟ بله عمدا این کارارو کرده که لوکیشن عظیمی مثل "دیــل" رو با تمام جزئیات و بزرگتر از میناس تریث ساخته ولی سر جمع نیم دقیقه در فیلم اول و دوم نشونش داده، یا این همه زحمت و دیزاین و ... کشیده فقط واسه اینکه فیلم خوبی نسازه!! خب اینی که میگید فک نمیکنم درست باشه.

امن در جواب بالایی هم گفتم که اون حس شما فقط و فقط از یک کتاب هابیت هست، فقط از یکی! شما مردمان دورین رو بخونید که میدونم خوندید، چقد فرق داره حسش و طرز گفتارش با کتاب هابیت! دوباره میگم، ای کاش تالکین زنده میموند و هابیتو دوباره مینوشت و نیمه کاره و تیکه تیکه نمیموند... ولی افتخار میکنم که شخص با شعوری مثل جکسون داره کاریو میکنه که تالکین میخواست انجام بده.

اون حسی که شما میگید دیگه حتی تا آخر داستان هابیت هم که همونجوری نمیمونه (کتاب رو میگم)... چقد این داستان دردناک تموم میشه و تاریک و سیاه! حتی به نظرم تاریکتر از لوتر. در فیلم هم چنین هست، فیلم اول مفرح هست ، فیلم دوم گیر کرده بین سیاهی و روشنی و فیلم سوم...

کیلی و فیلی جوانان گروهند! چندین بار کوتولگی این ها رو در برابر بقیه نمایش داده، و این قدی که میگیدرو نمیدونم با توجه به کدوم قسمت فیلم میگید. تورین خیلی شاهوار و جذابتر از چیزی هست که در کتابه.

باور کنین پیتر حتی با اون ارجاعاتش هم نتونسته که طرفداران رو راضی کنه! دیگه یا مشکل از طرفدارانه یا از خود فیلم. خارج از این دو تا نیست. من در مقام طرفدار میگم که نتونسته حس کتاب، و به تبع رشته افسانه رو به من بده.

بله همین طوره نوشته های تالکین به مرور پخته تر میشن اما اون چیزی نیستن که پیتر توی هابیت نشون داد. واقعا هستن؟ شما دورفهای آئوله رو با دورفهای توی فیلم مقایسه کنین. تفاوت هایی که با هم دارن، عمدا بهشون اعمال شده یا سهوا؟ شبیه به هم که نیستن.

نمی دونم باید چی کار می کرد! اگه می دونستم و می تونستم که خودم هابیت رو می ساختم اما کارش رو راضی کننده نمی دونم.

تمام این اشکالات از تفاوت خط فکری طرفداران با جکسون ناشی میشه! جکسون طوری دیگر کتاب رو با توجه به متون دیگه میبینه ،که من یا افراد دیگر، دیدی نزدیک به اون داریم و به ما میچسبه، ولی افراد دیگری هم هستند که چیز دیگری راجع به کتاب فکر میکنند!

برای اقتباس هابیت جکسون از تمام متون قابل استفاده، استفاده کرده که اونا فضای کتاب هابیت رو تغییر میدن. مثلا همین لگولاس که در کتاب هابیت نیست ولی در کتاب لوتر تو شورا از طرف میرکوود میاد! خب معلومه که همین شخصیت و توانایی هاش تاثیر زیادی رو فیلم میذاره. یا همین نکرومنسر... تو کتاب هابیت کلا 2 خط راجبش حرف میزنه ولی جکسون میاد کامل بهش میپردازه، خب تو فیلم دیگه مثل کتاب نیست که هرچیو خواستی نگی، سینمای داستانگو واسه هر چیزیش دلیل داره! غیب شدن گندالف در فیلم نمیتونه همینجوری الکی باشه باید پرداخته شه بهش. منظورمو فهمیدید؟ یعنی طرفدارها اشتباه به هابیت فکر میکنند. اونم همش واسه اینه که در فاز یک کتابند، وگرنه مردمان دورین حق مطلب و احساس فضا رو کامل بیان میکنه که در ابتدای فیلم دوم محشر بهش پرداخت. (ملاقات در بری)

خب این

حس

شما هست بعد خوندن داستان!

من فکر می کنم که این حس خیلی های دیگه هم هست و بینمون مشترکه.

قا آخه یعنی چی که عمدا این کاررو نکرده؟ یعنی چی؟ حرف شما یعنی جکسون خواسته فیلم بی تاثیر بسازه! این آخه منطقیه؟ چرا باید این کارو بکنه؟ بله عمدا این کارارو کرده که لوکیشن عظیمی مثل "دیــل" رو با تمام جزئیات و بزرگتر از میناس تریث ساخته ولی سر جمع نیم دقیقه در فیلم اول و دوم نشونش داده، یا این همه زحمت و دیزاین و ... کشیده فقط واسه اینکه فیلم خوبی نسازه!! خب اینی که میگید فک نمیکنم درست باشه.

نه منظورم این نیست. دیگه اینقد بی منطق که صحبت نمی کنم! با بزرگیشون کاری ندارم. انصافا دیل رو بسیار زیبا ساخته. شایر بسیار زیباست. هیچ کسی بهتر از گروه جکسون نمی تونسنت سرزمین میانه رو این جوری بسازه. اما این همه زحمت نتونسته فیلمی ارائه بده که طرفداران رو راضی کنه. چرا؟ من نظراتمو گفتم. بازم شما میناس تیریث لوتر در کتاب و فیلم رو مقایسه کنین. ببینین چه حس غرور و عظمتی به فرد میده. همون حس کتاب. هم دیزاینش و هم موزیکش.

امن در جواب بالایی هم گفتم که اون حس شما فقط و فقط از یک کتاب هابیت هست، فقط از یکی! شما مردمان دورین رو بخونید که میدونم خوندید، چقد فرق داره حسش و طرز گفتارش با کتاب هابیت! دوباره میگم، ای کاش تالکین زنده میموند و هابیتو دوباره مینوشت و نیمه کاره و تیکه تیکه نمیموند... ولی افتخار میکنم که شخص با شعوری مثل جکسون داره کاریو میکنه که تالکین میخواست انجام بده.

تالکین اون موقع هم که زنده بود هابیت رو زیاد تغییر نداد و همون جوری گذاشتش. اگه می خواست تغییر بده همون موقع این کارو می کرد. ولی من خوش حالم که پیتر هابیت رو ساخت. فقط انتظار چنینی فیلمی رو نداشتم.

اون حسی که شما میگید دیگه حتی تا آخر داستان هابیت هم که همونجوری نمیمونه (کتاب رو میگم)... چقد این داستان دردناک تموم میشه و تاریک و سیاه! حتی به نظرم تاریکتر از لوتر. در فیلم هم چنین هست، فیلم اول مفرح هست ، فیلم دوم گیر کرده بین سیاهی و روشنی و فیلم سوم...

نه حس من همۀ کتاب رو در بر می گیره! توی فیلم که اونجوری نیست. مثلا ببینین ورود دورف ها به خونۀ بئورن، فکر میکنین کار پیتر هوشمندانه بوده؟ چرا باید چنین تغییری بده. بله کسی که کتاب رو نخونده نمی تونه چیزی بگه اما من حق دارم که این پرسش ها برام پیش بیاد. این قسمتش تغییری جالب نیست و اصلا چرا باید تغییر بده. به خاطر گل روی طرفدار که نیست!

کیلی و فیلی جوانان گروهند! چندین بار کوتولگی این ها رو در برابر بقیه نمایش داده، و این قدی که میگیدرو نمیدونم با توجه به کدوم قسمت فیلم میگید. تورین خیلی شاهوار و جذابتر از چیزی هست که در کتابه.

بله جوانان گروه هستن اما این دلیل نمشه که با کتاب فرق کنن! بله توی بعضی از صحنه ها همه شون قد کوتاه هستن اما توی بعضی از صحنه ها نه! مشخصه که قد بلند هستن. حالا که میگین کجای فیلم: اون صحبت تائوریل با لگولاس. این نشون میده که پیتر عمدا اونا رو قد بلندتر کرده.

بله ثورین شاهواره و این فیلم رو زیبا کرده.

تمام این اشکالات از تفاوت خط فکری طرفداران با جکسون ناشی میشه! جکسون طوری دیگر کتاب رو با توجه به متون دیگه میبینه ،که من یا افراد دیگر، دیدی نزدیک به اون داریم و به ما میچسبه، ولی افراد دیگری هم هستند که چیز دیگری راجع به کتاب فکر میکنند!

من مطمئنم که جکسون هم تفکری نزدیک به طرفدارا داره اما خب تعداد غیر طرفدارا که کم نیست و برای همین توی فیلم تغییرات زیادی می گنجونه که برای طرفراران نا خوشایند شدن. اما اونا که فروششون رو کردن!

برای اقتباس هابیت جکسون از تمام متون قابل استفاده، استفاده کرده که اونا فضای کتاب هابیت رو تغییر میدن. مثلا همین لگولاس که در کتاب هابیت نیست ولی در کتاب لوتر تو شورا از طرف میرکوود میاد!

مثلا چرا لگولاس باید توی هابیت باشه؟ کاری ندارم که به زیبایی فیلم اضافه کرده یا نه. یادمه اون اوایل که شایعات ساخته شدن هابیت توسط جکسون درز کرد، شنیدیم که بلوم تقاضای دستمزد بالایی کرده و تهیه کنندگان هم موافقب کردن. حالا که توی فیلم هست خب دیگه چرا چنین وجهه ای ازش نشون دادن؟ بله الف های جنگلی فرق دارن ولی این چه ربطی به فیلم هابیت داره؟ این بخش از فیلم برای طرفدارانه یا عوام؟ حالا که هست طرفدارا رو راضی کرده یا عوام رو؟

یا همین نکرومنسر... تو کتاب هابیت کلا 2 خط راجبش حرف میزنه ولی جکسون میاد کامل بهش میپردازه، خب تو فیلم دیگه مثل کتاب نیست که هرچیو خواستی نگی،

خب همین نکرو منسر خیلی خوبه که جکسون بهش پرداخته اما ایا موفق بوده در گنجوندنش توی فیلم؟ آقا سائورون اون موقع جسم داشته! ازوگ سرش داد میزنه! صداش توی لوتر چه ابهتی داره اما این جا چطور؟ این اون انتظار من از هابیت نیست.

سینمای داستانگو واسه هر چیزیش دلیل داره! غیب شدن گندالف در فیلم نمیتونه همینجوری الکی باشه باید پرداخته شه بهش. منظورمو فهمیدید؟

بله منظورتونو می فهمم و پرداختن به این بخش (از لحاظ داستانی و نه بصری) از نقاط قوت فیلمه. پیتر کار درستی کرده.

اونم همش واسه اینه که در فاز یک کتابند، وگرنه مردمان دورین حق مطلب و احساس فضا رو کامل بیان میکنه که در ابتدای فیلم دوم محشر بهش پرداخت. (ملاقات در بری)

من فکر نمی کنم که این دورفا حق مطلب رو ادا کرده باشن! دقیق یادم نمیاد ولی فکر کنم که همه شون از خاندان دورین نبودن. درسته؟ من فکر نمی کنم که محشر شده باشه.

بزارین من یه چیزی بگم :دی

کسانی که اول فیلم ارباب حلقه ها رو دیده اند و بعد رمان هایشون رو خونده ان : مطمئناً میگن که " وای این جنگ میناس تریث چه عظمتی داشت ؟! عظمتشو عین کتاب درآورده بودن وای انت ها رو ببین که چقدر باشکوه بودن تو فیلم و در حد و اندازه ی این انت های رمان بودند ! وای وای " ولی کسانی که اول رمان ارباب حلقه ها رو خونده ان بعد فیلمشو دیده اند مطمئناً از فیلم ناامید خواهند شد نمونه اش آقای فرهاد مرادپور (فکر کنم اسمشون همین بود اولین کسی که رمان ارباب حلقه ها رو تو ایران خونده بودن) که ارباب حلقه ها رو با مخ زد رو زمین :دی

قضیه ی ما هم همینه . اگه ما تا الان هابیت رو نخونده بودیم و اول فیلمشو تماشا میکردیم و بعد سراغ رمانش میرفتیم مطمئنا با دیدن فیلم هابیت ها ازشون لذت میبردیم . و وقتی که رمانش رو میخوندیم لذتش دوچندان هم میشد . فیلم هابیت فیلم ارزشمندیه و سال های آینده مثل فیلم کینگ کونگ قدرشو خواهند دونست .

مشکل من در مورد این فیلم این بود که جکسون تحریف هایی که کرده بود خارج از رمان هابیت بودن و بنوعی رمان های دیگه ی تالکین رو تحریف کرده بود. اگه تحریفی که کرده بود مال رمان هابیت باشه (مثل اون صحنه ای که فیلی و کیلی و دو سه تا از دورف ها تو شهر دریاچه میمونن و بقیه ی میرن) من مشکلی باهاش ندارم . تحریفی که کرده اصلا به بقیه ی رمان های تالکین هیچ آسیبی نمیزنه . مثلا من با شخصیت بئورن هم هیچ مشکلی باهاش ندارم ، چه بهتر عجب شخصیتی ! مشکلی باهاش ندارم . ولی مشکل من اونجاست که جکسون در بعضی موارد تحریفی کرده بود که به رمان های دیگه ی تالکین اثر میگذاشت و حتی فیلم خودش رو هم زیر سوال میبرد، نمونه اش در مورد 9 نازگول بود یا اینکه به چالش کشیدن سائورون اونم توسط یک جادوگر درجه ی دوم :دی !

رمان هابیت از شوخ و شنگی کم کم میره به تاریکی و چه خوب که جکسون همین قضیه رو خوب درک کرده بود و خوب به نمایش گذاشته بود همونطور که جناب اوکنشیلد گفته اند قسمت اول شاد بود ، قسمت دوم بین شوخ و شنگی و تاریکی و دلهره گرفتار شده بود و قسمت سوم که کلا معلومه اصلا چیزی به عنوان شادی نخواهد بود . همانطور که تو خوده رمان هم اینطوری پیش روی میکرد و چه خوب که جکسون این قضیه رو درک کرده بود . حتی خوده رمان هابیت هم بی شباهت به ارباب حلقه ها نیست و این تشابهاتی که در فیلم هابیت و ارباب حلقه ها هم به خاطر همینه . خوده رمان هابیت هم تشابهات زیادی رو با ارباب حلقه ها داره و چه خوب که جکسون بازهم این موضوع رو درک کرده و تو فیلمش پرورشش هم داده .

ولی ای کاش قسمت دوم هابیت یه پایان بندی هم داشت . اگه یه پایان بندی داشت خیلی خوب میشد . مثلا این تائوریل رو میکشت و واسه قسمت بعدش نگهش نمیداشت . قسمت اول هابیت در مورد شجاعت بود و قسمت دومش در مورد انتقام بود حالا بنظرتون موضوع قسمت سوم چی خواهد بود ؟!

نه منظورم این نیست. دیگه اینقد بی منطق که صحبت نمی کنم! با بزرگیشون کاری ندارم. انصافا دیل رو بسیار زیبا ساخته. شایر بسیار زیباست. هیچ کسی بهتر از گروه جکسون نمی تونسنت سرزمین میانه رو این جوری بسازه. اما این همه زحمت نتونسته فیلمی ارائه بده که طرفداران رو راضی کنه. چرا؟ من نظراتمو گفتم. بازم شما میناس تیریث لوتر در کتاب و فیلم رو مقایسه کنین. ببینین چه حس غرور و عظمتی به فرد میده. همون حس کتاب. هم دیزاینش و هم موزیکش.

تالکین اون موقع هم که زنده بود هابیت رو زیاد تغییر نداد و همون جوری گذاشتش. اگه می خواست تغییر بده همون موقع این کارو می کرد. ولی من خوش حالم که پیتر هابیت رو ساخت. فقط انتظار چنینی فیلمی رو نداشتم.

نه حس من همۀ کتاب رو در بر می گیره! توی فیلم که اونجوری نیست. مثلا ببینین ورود دورف ها به خونۀ بئورن، فکر میکنین کار پیتر هوشمندانه بوده؟ چرا باید چنین تغییری بده. بله کسی که کتاب رو نخونده نمی تونه چیزی بگه اما من حق دارم که این پرسش ها برام پیش بیاد. این قسمتش تغییری جالب نیست و اصلا چرا باید تغییر بده. به خاطر گل روی طرفدار که نیست!

بله جوانان گروه هستن اما این دلیل نمشه که با کتاب فرق کنن! بله توی بعضی از صحنه ها همه شون قد کوتاه هستن اما توی بعضی از صحنه ها نه! مشخصه که قد بلند هستن. حالا که میگین کجای فیلم: اون صحبت تائوریل با لگولاس. این نشون میده که پیتر عمدا اونا رو قد بلندتر کرده.

بله ثورین شاهواره و این فیلم رو زیبا کرده.

شما واقعا اره بور رو در نظر نمیگیرید و به قول خودتو موسیقیشو و حسی که میده؟ جدا چقد عظیم و زیباست و زیباتر هم میشه وقتی هاوارد شور ارکستراسیون رو طوری میچینه که ساز "هورن" با صلابت بنوازه " لادو لارِ لامی ... دورِمی سی..." انگار که صدایی از اعماق کوه، از دل کوه ، از ریشه ی کوه داره میاد و میخواد بگه: "من تنها کوه هستم"! هیچ وقت این احساس رو برای میناس تریث نداشتم... هابیت برای من فرای یک شاهکار و چند مجسمه ی جایزه ی مسخره هست...

میشه بگید چیش ایراد داره؟ چون وقتی میگید انتظار چنین فیلمی رو نداشتم احساس میکنم فیلم داره ضعیف پنداشته و انگاشته میشه.

در مورد اقتباس خونه بئورن، خوب باید بگم که فیلم خیلی زیباتر از کتاب بئورن رو معرفی میکنه، آخه به فکر کی میرسید که بئورن رو اینقد خوفناک زانو زده روی تخته سنگ در برابر کوهستان مه آلود نشون بده؟ خب اگر شما با این مشکل دارید باید با گذاشتن فرودو از گدار و بودن آرون در یاران حلقه هم شاکی باشید و بگید که اون حسو نمیده... یا نبودن گلورفیندل و...

من صحنه ای ندیدم که اینا قد بلند به نظر بیان، واقعا میگم. شاید به خاطر کم ریشی کیلی باشه این فکر شما.

ولی ای کاش قسمت دوم هابیت یه پایان بندی هم داشت . اگه یه پایان بندی داشت خیلی خوب میشد . مثلا این تائوریل رو میکشت و واسه قسمت بعدش نگهش نمیداشت . قسمت اول هابیت در مورد شجاعت بود و قسمت دومش در مورد انتقام بود حالا بنظرتون موضوع قسمت سوم چی خواهد بود ؟!

من دارم میمیرم یعنی هر کی اینو میگه :دی هی میخوام متنمو بذارم در جواب به این، بعد میبینم تا اومدن کیفیت خوب باید صبر کنم بعد متنمو کامل تو قسمت نقد بذارم

موضوع قسمت سوم بیماری اژدها هست و جمع بندی کلی داستان به نظرم.

شما واقعا اره بور رو در نظر نمیگیرید و به قول خودتو موسیقیشو و حسی که میده؟ جدا چقد عظیم و زیباست و زیباتر هم میشه وقتی هاوارد شور ارکستراسیون رو طوری میچینه که ساز "هورن" با صلابت بنوازه " لادو لارِ لامی ... دورِمی سی..." انگار که صدایی از اعماق کوه، از دل کوه ، از ریشه ی کوه داره میاد و میخواد بگه: "

من تنها کوه هستم

"! هیچ وقت این احساس رو برای میناس تریث نداشتم... هابیت برای من فرای یک شاهکار و چند مجسمه ی جایزه ی مسخره هست...

راستش من که با نت ها آشنایی ندارم اما بله اونجوری که موسیقی لوتر تاثیر گذاره هابیت نیست. من حسی که برای میناس تیریث دارم وصف ناشدنیه! و به حق که موسیقی ای در خور برای شهر پادشاهان بود.

میشه بگید چیش ایراد داره؟ چون وقتی میگید انتظار چنین فیلمی رو نداشتم احساس میکنم فیلم داره ضعیف پنداشته و انگاشته میشه.

نمی خوام غیر منطقی بحث کنم اما در کل حس نوشتۀ تالکین رو برام نداشت. من هیچ وقت دورفا رو اونجوری تصور نکردم و فکر می کنم که دورفای هابیت آمیخته ای از ویژگی های الفی و انسانی و دورفی و اورکی دارن! که به صورت مخلوط و ناهماهنگ نشون داده میشن.

در مورد اقتباس خونه بئورن، خوب باید بگم که فیلم خیلی زیباتر از کتاب بئورن رو معرفی میکنه، آخه به فکر کی میرسید که بئورن رو اینقد خوفناک زانو زده روی تخته سنگ در برابر کوهستان مه آلود نشون بده؟

به هیچ وجه این بئورن تالکین نیست! اینجاست که میگم روح تالکینی نداره.

خب اگر شما با این مشکل دارید باید با گذاشتن فرودو از گدار و بودن آرون در یاران حلقه هم شاکی باشید و بگید که اون حسو نمیده... یا نبودن گلورفیندل و...

نه با اون مشکلی ندارم. فکر می کنید اگه گلورفیندل میومد فیلم خراب می شد؟ خیر بلکه اون صحنه چه با گلورفیندل، چه با آرون زیبا ساخته م یشد و کارگردان به زیبایی اونو نشون داده. من با تغییرات مخالف نیستم با تغییراتی که حس داستان رو از بین می برن مشکل دارم.

من صحنه ای ندیدم که اینا قد بلند به نظر بیان، واقعا میگم. شاید به خاطر کم ریشی کیلی باشه این فکر شما.

کیلی که واقعا قد بلنده. اینو تائوریل هم بهش اشاره میکنه. چرا یه دورف نباید ریش داشته باشه؟ (البته ریش کیلی کم پشته) در حالی که ریش اینقد براشون مقدسه که بهش قسم میخورن! مگه تالکین اینو قبول می کنه که دورفی مثل الف ریش نداشته باشه؟ دورفا که ریششونو اصلاح نمی کنن. این تغییری نابجاست از نظر من.

ویرایش گردید!

راستش من که با نت ها آشنایی ندارم اما بله اونجوری که موسیقی لوتر تاثیر گذاره هابیت نیست. من حسی که برای میناس تیریث دارم وصف ناشدنیه! و به حق که موسیقی ای در خور برای شهر پادشاهان بود.

نمی خوام غیر منطقی بحث کنم اما در کل حس نوشتۀ تالکین رو برام نداشت. من هیچ وقت دورفا رو اونجوری تصور نکردم و فکر می کنم که دورفای هابیت آمیخته ای از ویژگی های الفی و انسانی و دورفی و اورکی دارن! که به صورت مخلوط و ناهماهنگ نشون داده میشن.

به هیچ وجه این بئورن تالکین نیست! اینجاست که میگم روح تالکینی نداره.

نه با اون مشکلی ندارم. فکر می کنید اگه گلورفیندل میومد فیلم خراب می شد؟ خیر بلکه اون صحنه چه با گلورفیندل، چه با آرون زیبا ساخته م یشد و کارگردان به زیبایی اونو نشون داده. من با تغییرات مخالف نیستم با تغییراتی که حس داستان رو از بین می برن مشکل دارم.

فیلی که واقعا قد بلنده. اینو تائوریل هم بهش اشاره میکنه. چرا یه دورف نباید ریش داشته باشه؟ (البته ریش فیلی کم پشته) در حالی که ریش اینقد براشون مقدسه که بهش قسم میخورن! مگه تالکین اینو قبول می کنه که دورفی مثل الف ریش نداشته باشه؟ دورفا که ریششونو اصلاح نمی کنن. این تغییری نابجاست از نظر من.

شما سوند ترکها رو دارید؟ فیلم دوم؟ اگر دارید لطفا مراجعه کنید به ترک " گیریون فرمانروای دیل" واز دقیقه ی 2:40 گوش کنید تا آخر. مربوط به بخشیه که بازگشت شاه زیر کوه رو نوید میده... پیشگویی... سعی کنید عمیق فکر کنید به حرفهای بارد و گوش کنید یا همین قسمت فیلم رو دوباره بفهمید! میدونید چرا اینجارو مثال آوردم، چون از متن و به قول شما روح تالکین خیــلی فراتر میره و جدا وصف ناشدنیه!

بله خب سلیقه ها فرق داره، ولی واسه من هابیت دوم موسیقیش از لوتر 2 هم تاثیرگذارتر بوده!

این ویژگیهای انسانی و الفی و اورکیِ دورفا کدومان؟ به نظر خودم یه نمونه هست و اونم فقط دل بستن کیلی به تائوریل هست و به نظرم نقطه ی قوت فیلمه. چه زیبا که یک نفر از هر قبیله احساسات مشترک داشته باشند و به دنیای ناخردانه ی دورفا و الفا کاری نداشته باشند!

این بئورن تالکین نیست؟ بئورن تالکین مگر همونی نیست که زیر نور ماه در تاریک و روشن هوا بالای کراک زانو میزد و به فکر انتقام از اورکها بود؟

بله، بار اضافی فیلم میشد! همینه میگم مدیوم سینما با کتاب فرق داره! گلورفیندل تو کتاب لوتر تاثیری رو سفر این یاران نداره غیر همون تکه ولی کارگردان هوشمندانه آرون رو آورده تا نشون بده آراگورن برای عشق آرون هست که با همه چیز میجنگه! اگر گلورفیندل معرفی میشد باید تا پایان 3گانه پرداخت میشد و معقول نبود.

اون کیلی هست که تائوریل اشاره میکنه بهش و میگه از خیلیاشون بلندتره ولی دیگه از تورین که بلند تر نیست و این حرفی نیست که بخوایم روش مانور بدیم و بگیم آره واسه این حرفی که این زد پس این قدش خیلی بلنده!

فقط در مورد کیلی من قبول دارم که به نظرم ریش میداشت خییلی بهتر میبود!

من دارم میمیرم یعنی هر کی اینو میگه :دی هی میخوام متنمو بذارم در جواب به این، بعد میبینم تا اومدن کیفیت خوب باید صبر کنم بعد متنمو کامل تو قسمت نقد بذارم

موضوع قسمت سوم بیماری اژدها هست و جمع بندی کلی داستان به نظرم.

نه داداش فکر نکنم مفهوم فیلم تنها همین بیماری اژده ها و اینا باشه و نیازمند یک مفهوم بسیار قویه ...

یکجورایی شبیه ارباب حلقه ها هم هست

بنظرم همانطور که یاران حلقه هم مفهوم و پیامش در مورد شجاعت بود . پیام کلی یک سفر غیرمنتظره هم در مورد شجاعت بودش . مثلا فرودو و سم شجاعت پیدا میکنن که برن حلقه رو نابود کنن و حتی مری و پیپین هم حاضر میشن این کارو بکنن و حتی حاضر میشن جان خودشون رو به خطر بندازن تا فرودو و سم بتونن بدون هیچ خطری برن . حالا تو فیلم هابیت هم اینگونه بود که بیلبو حاضر میشه جان خودش رو به خطر بندازه و از خونه ی خودش دور میشه تا به دورف ها کمک کنه .

قسمت دوم ارباب حلقه ها یعنی دو برج هم مثل برهوت اسماگ بنظرم در مورد انتقام بود. مثلا گندالف تو پایان دو برج میگه که : " خشم سائورون هولناکه و انتقامش سریع و برق آساست " و یا وقتی که انت ها میبینن جنگلشو آتش خورده و به دست سارومان نابود شده به آیزنگار هجوم میارن و یا وقتی که مردمان وحشی توسط سارومان به رعایا هجوم میارن .

قسمت سوم هابیت هم بنظرم در مورد ایثار و فداکارای و از جان گذشتگی باید باشه . :( :))

نه داداش فکر نکنم مفهوم فیلم تنها همین بیماری اژده ها و اینا باشه و نیازمند یک مفهوم بسیار قویه ...

یکجورایی شبیه ارباب حلقه ها هم هست

بنظرم همانطور که یاران حلقه هم مفهوم و پیامش در مورد شجاعت بود . پیام کلی یک سفر غیرمنتظره هم در مورد شجاعت بودش . مثلا فرودو و سم شجاعت پیدا میکنن که برن حلقه رو نابود کنن و حتی مری و پیپین هم حاضر میشن این کارو بکنن و حتی حاضر میشن جان خودشون رو به خطر بندازن تا فرودو و سم بتونن بدون هیچ خطری برن . حالا تو فیلم هابیت هم اینگونه بود که بیلبو حاضر میشه جان خودش رو به خطر بندازه و از خونه ی خودش دور میشه تا به دورف ها کمک کنه .

قسمت دوم ارباب حلقه ها یعنی دو برج هم مثل برهوت اسماگ بنظرم در مورد انتقام بود. مثلا گندالف تو پایان دو برج میگه که : " خشم سائورون هولناکه و انتقامش سریع و برق آساست " و یا وقتی که انت ها میبینن جنگلشو آتش خورده و به دست سارومان نابود شده به آیزنگار هجوم میارن و یا وقتی که مردمان وحشی توسط سارومان به رعایا هجوم میارن .

قسمت سوم هابیت هم بنظرم در مورد ایثار و فداکارای و از جان گذشتگی باید باشه . :( :|

آره، قبول دارم. کشته شدن کیلی و فیلی و تورین و کلا جنگی که اتفاق میفته پیامدهای زیباییو برای داستان بجا میذاره مثل ملاقات دردناک بیلبو تورین در خیمه های اطراف اره بور! و پیامی که اونجا فیلم میده مستقیم از دهان تورین میشنویم که: ای کاش من هم به فکر مال دنیا نبودم و در شادیها با شما شریک میشدم! اما اکنون ای فرزند غرب ... :))

ولی تا وسطای فیلم اژدهای فیلم به جای اسماگ، تورین خواهد بود به نظرم

من مطمئنم که جکسون هم تفکری نزدیک به طرفدارا داره اما خب تعداد غیر طرفدارا که کم نیست و برای همین توی فیلم تغییرات زیادی می گنجونه که برای طرفراران نا خوشایند شدن. اما اونا که فروششون رو کردن!

مثلا چرا لگولاس باید توی هابیت باشه؟ کاری ندارم که به زیبایی فیلم اضافه کرده یا نه. یادمه اون اوایل که شایعات ساخته شدن هابیت توسط جکسون درز کرد، شنیدیم که بلوم تقاضای دستمزد بالایی کرده و تهیه کنندگان هم موافقب کردن. حالا که توی فیلم هست خب دیگه چرا چنین وجهه ای ازش نشون دادن؟ بله الف های جنگلی فرق دارن ولی این چه ربطی به فیلم هابیت داره؟ این بخش از فیلم برای طرفدارانه یا عوام؟ حالا که هست طرفدارا رو راضی کرده یا عوام رو؟

خب همین نکرو منسر خیلی خوبه که جکسون بهش پرداخته اما ایا موفق بوده در گنجوندنش توی فیلم؟ آقا سائورون اون موقع جسم داشته! ازوگ سرش داد میزنه! صداش توی لوتر چه ابهتی داره اما این جا چطور؟ این اون انتظار من از هابیت نیست.

بله منظورتونو می فهمم و پرداختن به این بخش (از لحاظ داستانی و نه بصری) از نقاط قوت فیلمه. پیتر کار درستی کرده.

من فکر نمی کنم که این دورفا حق مطلب رو ادا کرده باشن! دقیق یادم نمیاد ولی فکر کنم که همه شون از خاندان دورین نبودن. درسته؟ من فکر نمی کنم که محشر شده باشه.

دوست عزیز یک چیز کلی من بگم که شما ها یکسره دارید میکوبید به جکسون که این واسه پول این کارا رو میکنه! چیزی که میخوام بگم اینه که چه بخواید و چه نخواید "ذات سینما سرگرمیه" و سینما هنر خالص و یه تیکه نیست مثل موسیقی یا نقاشی و ... صنعتی هست که میتونه هنر رو هم به همراه داشته باشه! شما که اینو میگید توجه داشته باشید که خب ارباب حلقه ها هم فروششو کرده و خیلی فیلمای دیگه حتی فیلمای هیچکاک که همه خودشونو میکشن براش! اونم با استودیو های هالیوودی کار میکرد و فیلمشو اکران میکرد، چــرا؟؟ چون بــفـــروشه... پـــول! سینما با پول همراهه، پس دیگه لطفا همگی با هم نگید فروش ! بله پول واسه همه مهمه مخصوصا واسه جکسون که عمرشو واسه ساختن این کتابای فیلم نشدنی گذاشته.

در مورد لگولاس هم که گفتم، جکسون اومده چیزی که تالکین به اشتباه خودش در هابیت نیاوردرو تو فیلم آورده! من به پولی که بلوم میگیره کاری ندارم، ولی به نظرم پدر و پسر عالی از آب درومدن و قلمرو جنگلی از لحاظ بصری محشره.

اونجایی که به بلک اسپیچ به آزوگ میگه تعدادمون از نظر سپاه بیشتر شده و... اونجا با صدای بندیکت کامبربچ من موی سرم هم سیخ میشه! از بس که شیطانیه. توی لوتر هم صدای زیبا و با ابهتی داره. .. این داد زدن آزوگ یه طرف و تمام کردن بحث با گفتن یه دیالوگ سایرون که جنگ همه رو میکشه، یه طرف دیگه! که واسه من چنین نمود پیدا میکنه که سایرون میگه برو بچه، زیاد باهات حرف زدم! :| غیر این واسم نیست و ابهتش همونقدر میمونه

نه همه از خاندان دورین نیستن. من ملاقات گندالف و تورینو گفتم محشر شده که به فضای نوشته ی مردمان دورین نزدیکه! (البته سلیقس)

شما سوند ترکها رو دارید؟ فیلم دوم؟ اگر دارید لطفا مراجعه کنید به ترک " گیریون فرمانروای دیل" واز دقیقه ی 2:40 گوش کنید تا آخر. مربوط به بخشیه که بازگشت شاه زیر کوه رو نوید میده... پیشگویی... سعی کنید عمیق فکر کنید به حرفهای بارد و گوش کنید یا همین قسمت فیلم رو دوباره بفهمید! میدونید چرا اینجارو مثال آوردم، چون از متن و به قول شما روح تالکین خیــلی فراتر میره و جدا وصف ناشدنیه!

نه متاسفانه ندارم.فقط پیش نمایش ها شو دارم. شما لطف کنین لینکشو برام بذارین تا دانلود کنم. ممنون

نمی دونم منظورتون از عمیق چیه؟ من این صحنه ها رو دیدم و موزیکشون روهم شنیدم. اصلا و ابدا در حد لوتر نیستن. اما فراتر از متن کتاب میره یعنی چی؟ یعنی بهتر از خود متن به تصویر کشیده شده؟ نمی خوام بحث بره به طرف دیگه اما نظرم اینه که موسیقی میناس تیریث واقعا در خور شهر پادشاهان ساخته شده.

بله خب سلیقه ها فرق داره، ولی واسه من هابیت دوم موسیقیش از لوتر 2 هم تاثیرگذارتر بوده!

حرف شما کاملا درست و نظر شما کاملا محترمه.

این ویژگیهای انسانی و الفی و اورکیِ دورفا کدومان؟

دورفا به خاطر طبیعتشون (فصل دوی کوئنتا سیلماریلیون. صحبت های یاوانا و آئوله) بیشتر به فکر خودشونن و سایر مشکلات سرزمین میانه براشون اهمیت چندانی نداره. طی دوران های گذشته هم همین جوری بوده. توی کتاب هابیت هم همین جوریه. اما توی فیلم هابیت فراتر از این میرن. اون ها زیبایی الف ها رو دارن. یه دورف و یه الف به هم علاقه مند میشن. خرد الفی و انسانی درشون نمود پیدا میکنه و ... . اصلا انگار نه انگار که دورف هایی اصیل هستن! انگار خون اقوام دیگه درشون وجود داره که اون خصیصه ها رو دارن. توی رشته افسانه به دورف ها کم پرداخته اما همون فصل دوی سیل کافیه. مگه پیتر اونو نخونده؟

چه زیبا که یک نفر از هر قبیله احساسات مشترک داشته باشند و به دنیای ناخردانه ی دورفا و الفا کاری نداشته باشند!

این عمل (عشق الف و دورف و رابطه شون بر اساس فصل 2 والاکوئنتا) روح تالکین رو می لرزونه! آیا پیتر از خود تالکین به افسانه اش عالم تره؟ کجای رشته افسانه این جوری بوده؟ تحریفی نابخشودنیه! ( من مخالف این کارم. ای کاش این توی فیلمی کم اهمیت اتفاق می افتاد نه تو اثری به عظمت هابیت و به دست پیتر! خدایا این پیتر کجاست که خفه اش کنم!)

این بئورن تالکین نیست؟ بئورن تالکین مگر همونی نیست که زیر نور ماه در تاریک و روشن هوا بالای کراک زانو میزد و به فکر انتقام از اورکها بود؟

این جملاتتون منو یاد بئورن کتاب میندازه و به این میگم روح متن کتاب هابیت! اما آیا توی فیلم همین جوری هست؟ واقعا شما چنین احساسی از صحنه های مربوط به بئورن دارین؟ بعضی از نقاشی های تد نسمیث و جان هو و ... به شدت توصیف کنندۀ فضای داستان هستن. نمی دونم چرا توی فیلم این جوری نشده. از جمله:

https://arda.ir/be...ation-of-smaug/

بله، بار اضافی فیلم میشد! همینه میگم مدیوم سینما با کتاب فرق داره! گلورفیندل تو کتاب لوتر تاثیری رو سفر این یاران نداره غیر همون تکه ولی کارگردان هوشمندانه آرون رو آورده تا نشون بده آراگورن برای عشق آرون هست که با همه چیز میجنگه! اگر گلورفیندل معرفی میشد باید تا پایان 3گانه پرداخت میشد و معقول نبود.

واقعا این جوری فکر میکنین؟ یعنی اگه بیننده با آرون توی مسیر آشنا نمی شد و توی خونۀ الروند سر میز، بانو آرون با وقار رو می دید (یعنی تغییرش میدادن) بیننده نمی تونست عشق آراگورن و آرون رو درک کنه؟ اگه مثل کتاب می شد خراب می شد؟ به نظرم این جوری زیباتر هم می شد! در ثانی دوشیزۀ الفی که نازکتر از گل بهش نگفتن چجوری چنین مهارت هایی داره؟ حتی پیتر میخواسته اونو توی نبردهای دیگه ای از جمله گودی هلم بیاره و با این تغییرش کلا یه الف دیگه از کتاب به ما نشون بده. یه الف غیر تالکینی! خدا رو شکر که این تغییر رو ندادن و به همون بسنده کردن. اگه هم تغییر نمی دادن گلورفیندل رو هم می دیدیم و این به فیلم خللی وارد نمی کرد. خلل وارد می کرد؟ چه خللی؟ در کجا گفته شده که وارث ایسیلدور به خاطر آرون می جنگه؟ این صحیح نیست. هست؟ کجا اومده؟ آراگورن به بانو گالادریل می گه که آرون باید با کشتی بره به غرب (توی فیلم)! در ثانی من بالا هم گفتم که

اون صحنه چه با گلورفیندل، چه با آرون زیبا ساخته می شد، هر دو زیبا ساخته می شدن. اما خب این آرون با آرون توی کتاب فرق داره! اگه اون صحنه تغییری نمی کرد با آرون توی ضمایم کتاب شبیه تر می شد.

و این حرفی نیست که بخوایم روش مانور بدیم و بگیم آره واسه این حرفی که این زد پس این قدش خیلی بلنده!

چرا خیلی خوب هم می شه مانور داد! کیلی بلند قد به تصویر کشیده شده. چرا؟ مگه دورف نیست؟ چرا توی کتاب این جوری نبوده؟ چرا این تغییر باید اتفاق بیافته؟

دوست عزیز یک چیز کلی من بگم که شما ها یکسره دارید میکوبید به جکسون که این واسه پول این کارا رو میکنه! چیزی که میخوام بگم اینه که چه بخواید و چه نخواید "ذات سینما سرگرمیه" و سینما هنر خالص و یه تیکه نیست مثل موسیقی یا نقاشی و ... صنعتی هست که میتونه هنر رو هم به همراه داشته باشه! شما که اینو میگید توجه داشته باشید که خب ارباب حلقه ها هم فروششو کرده و خیلی فیلمای دیگه حتی فیلمای هیچکاک که همه خودشونو میکشن براش! اونم با استودیو های هالیوودی کار میکرد و فیلمشو اکران میکرد، چــرا؟؟ چون

بــفـــروشه... پـــول!

سینما با پول همراهه، پس دیگه لطفا همگی با هم نگید فروش ! بله پول واسه همه مهمه مخصوصا واسه جکسون که عمرشو واسه ساختن این کتابای فیلم نشدنی گذاشته.

چه عیبی داره که یک اثر خوب هم بسازه و پولشو هم بگیره؟! ما ها که عمرا فکر نمی کردیم که هابیت رو این جوری بسازه. باقی حرفاتونم درسته.

در مورد لگولاس هم که گفتم، جکسون اومده چیزی که تالکین به اشتباه خودش در هابیت نیاوردرو تو فیلم آورده! من به پولی که بلوم میگیره کاری ندارم، ولی به نظرم پدر و پسر عالی از آب درومدن و قلمرو جنگلی از لحاظ بصری محشره.

چرا می گین به اشتباه نیاورده؟ آیا جکسون از خود پدر فانتزی نویسی نسبت به داستانش دانا تره؟ تالکین توی حیاتش هم چنین چیزی برای کتاب هابیت تصور نکرده! ما حتی سن و یا مادر لگولاس رو نمی دونیم! حالا یه بیننده که کتاب رو نخونده و فیلم رو می بینه، نسبت به یه طرفدار، شما بسنجین چه برداشت هایی می کنن! کدوم برداشت درست تری رو می تونه داشته باشه؟

اونجایی که به بلک اسپیچ به آزوگ میگه تعدادمون از نظر سپاه بیشتر شده و... اونجا با صدای بندیکت کامبربچ من موی سرم هم سیخ میشه! از بس که شیطانیه. توی لوتر هم صدای زیبا و با ابهتی داره. .. این داد زدن آزوگ یه طرف و تمام کردن بحث با گفتن یه دیالوگ سایرون که جنگ همه رو میکشه، یه طرف دیگه! که واسه من چنین نمود پیدا میکنه که سایرون میگه برو بچه، زیاد باهات حرف زدم!

:(

غیر این واسم نیست و ابهتش همونقدر میمونه

واقعا این همون سائورون تالکینه؟

آزوگ کی باشه که سر سائورن داد بزنه! چرا این تغییر رو باید بدن؟ جدا این هضم ناشدنیه برام! جدا جدا جدا... . اعصابمو خراب می کنه. این بدترین اتفاقیه که می تونه سر یه ارباب تاریکی در بیاد! اونم توسط کی؟ یکی از نوچه هاش! یادتون نره توی کتاب هابیت ما گابلین داریم نه اورک! پیتر ازوگ رو خیلی بالا برده توی فیلم. توی کتاب هم که از آزوگ خبری نیست!

صدای سائورون لوتر از سائورون هابیت خیلی بهتره. اینو دیگه چرا تغییر دادن؟ این جا صداش زیرتره. تازه سائورن باید جسیم هم باشه!

مگه سائورن کم شخصیتیه؟ سائورونی که توی ماجرای نومه نور خداوند رو به چالش می کشه با این سائورون زمین تا آسمون فرق داره! فرق نداره؟ این جا می گم روح داستان توی فیلم نیست! اصلا وقتی یاد پیشینۀ سائورون میافتم می خوام خودمو دار بزنم! خدایا... :)) از این هر چی بگم کم گفتم! واقعا اگه این تغییر اتفاق نمی افتاد آسمون به زمین می اومد؟ خدایا چرا پیتر با ما این کارو کرد؟ مگه این پیتر تالکین نخونده تا حالا؟! به شعور طرفدار توهین می کنه! اصلا انگار پیشینۀ رشته افسانه رو تحرف می کنه این تیکه از فیلم!

پ.ن:

این حرفم ربطی به بحث نداره. محض کنج کاویم می گم: خیلی تعجب کردم شنیدم گفتین موزیک برهوت رو از موزیک دوبرج بیشتر دوست دارین. فقط برام عجیبه.

نه متاسفانه ندارم.فقط پیش نمایش ها شو دارم. شما لطف کنین لینکشو برام بذارین تا دانلود کنم. ممنون نمی دونم منظورتون از عمیق چیه؟ من این صحنه ها رو دیدم و موزیکشون روهم شنیدم. اصلا و ابدا در حد لوتر نیستن. اما فراتر از متن کتاب میره یعنی چی؟ یعنی بهتر از خود متن به تصویر کشیده شده؟ نمی خوام بحث بره به طرف دیگه اما نظرم اینه که موسیقی میناس تیریث واقعا در خور شهر پادشاهان ساخته شده. حرف شما کاملا درست و نظر شما کاملا محترمه. دورفا به خاطر طبیعتشون (فصل دوی کوئنتا سیلماریلیون. صحبت های یاوانا و آئوله) بیشتر به فکر خودشونن و سایر مشکلات سرزمین میانه براشون اهمیت چندانی نداره. طی دوران های گذشته هم همین جوری بوده. توی کتاب هابیت هم همین جوریه. اما توی فیلم هابیت فراتر از این میرن. اون ها زیبایی الف ها رو دارن. یه دورف و یه الف به هم علاقه مند میشن. خرد الفی و انسانی درشون نمود پیدا میکنه و ... . اصلا انگار نه انگار که دورف هایی اصیل هستن! انگار خون اقوام دیگه درشون وجود داره که اون خصیصه ها رو دارن. توی رشته افسانه به دورف ها کم پرداخته اما همون فصل دوی سیل کافیه. مگه پیتر اونو نخونده؟ این عمل (عشق الف و دورف و رابطه شون بر اساس فصل 2 والاکوئنتا) روح تالکین رو می لرزونه! آیا پیتر از خود تالکین به افسانه اش عالم تره؟ کجای رشته افسانه این جوری بوده؟ تحریفی نابخشودنیه! ( من مخالف این کارم. ای کاش این توی فیلمی کم اهمیت اتفاق می افتاد نه تو اثری به عظمت هابیت و به دست پیتر! خدایا این پیتر کجاست که خفه اش کنم!) این جملاتتون منو یاد بئورن کتاب میندازه و به این میگم روح متن کتاب هابیت! اما آیا توی فیلم همین جوری هست؟ واقعا شما چنین احساسی از صحنه های مربوط به بئورن دارین؟ بعضی از نقاشی های تد نسمیث و جان هو و ... به شدت توصیف کنندۀ فضای داستان هستن. نمی دونم چرا توی فیلم این جوری نشده. از جمله: https://arda.ir/be...ation-of-smaug/ واقعا این جوری فکر میکنین؟ یعنی اگه بیننده با آرون توی مسیر آشنا نمی شد و توی خونۀ الروند سر میز، بانو آرون با وقار رو می دید (یعنی تغییرش میدادن) بیننده نمی تونست عشق آراگورن و آرون رو درک کنه؟ اگه مثل کتاب می شد خراب می شد؟ به نظرم این جوری زیباتر هم می شد! در ثانی دوشیزۀ الفی که نازکتر از گل بهش نگفتن چجوری چنین مهارت هایی داره؟ حتی پیتر میخواسته اونو توی نبردهای دیگه ای از جمله گودی هلم بیاره و با این تغییرش کلا یه الف دیگه از کتاب به ما نشون بده. یه الف غیر تالکینی! خدا رو شکر که این تغییر رو ندادن و به همون بسنده کردن. اگه هم تغییر نمی دادن گلورفیندل رو هم می دیدیم و این به فیلم خللی وارد نمی کرد. خلل وارد می کرد؟ چه خللی؟ در کجا گفته شده که وارث ایسیلدور به خاطر آرون می جنگه؟ این صحیح نیست. هست؟ کجا اومده؟ آراگورن به بانو گالادریل می گه که آرون باید با کشتی بره به غرب (توی فیلم)! در ثانی من بالا هم گفتم که

اون صحنه چه با گلورفیندل، چه با آرون زیبا ساخته می شد، هر دو زیبا ساخته می شدن. اما خب این آرون با آرون توی کتاب فرق داره! اگه اون صحنه تغییری نمی کرد با آرون توی ضمایم کتاب شبیه تر می شد.

چرا خیلی خوب هم می شه مانور داد! کیلی بلند قد به تصویر کشیده شده. چرا؟ مگه دورف نیست؟ چرا توی کتاب این جوری نبوده؟ چرا این تغییر باید اتفاق بیافته؟ چه عیبی داره که یک اثر خوب هم بسازه و پولشو هم بگیره؟! ما ها که عمرا فکر نمی کردیم که هابیت رو این جوری بسازه. باقی حرفاتونم درسته. چرا می گین به اشتباه نیاورده؟ آیا جکسون از خود پدر فانتزی نویسی نسبت به داستانش دانا تره؟ تالکین توی حیاتش هم چنین چیزی برای کتاب هابیت تصور نکرده! ما حتی سن و یا مادر لگولاس رو نمی دونیم! حالا یه بیننده که کتاب رو نخونده و فیلم رو می بینه، نسبت به یه طرفدار، شما بسنجین چه برداشت هایی می کنن! کدوم برداشت درست تری رو می تونه داشته باشه؟ واقعا این همون سائورون تالکینه؟ آزوگ کی باشه که سر سائورن داد بزنه! چرا این تغییر رو باید بدن؟ جدا این هضم ناشدنیه برام! جدا جدا جدا... . اعصابمو خراب می کنه. این بدترین اتفاقیه که می تونه سر یه ارباب تاریکی در بیاد! اونم توسط کی؟ یکی از نوچه هاش! یادتون نره توی کتاب هابیت ما گابلین داریم نه اورک! پیتر ازوگ رو خیلی بالا برده توی فیلم. توی کتاب هم که از آزوگ خبری نیست! صدای سائورون لوتر از سائورون هابیت خیلی بهتره. اینو دیگه چرا تغییر دادن؟ این جا صداش زیرتره. تازه سائورن باید جسیم هم باشه! مگه سائورن کم شخصیتیه؟ سائورونی که توی ماجرای نومه نور خداوند رو به چالش می کشه با این سائورون زمین تا آسمون فرق داره! فرق نداره؟ این جا می گم روح داستان توی فیلم نیست! اصلا وقتی یاد پیشینۀ سائورون میافتم می خوام خودمو دار بزنم! خدایا... :)) از این هر چی بگم کم گفتم! واقعا اگه این تغییر اتفاق نمی افتاد آسمون به زمین می اومد؟ خدایا چرا پیتر با ما این کارو کرد؟ مگه این پیتر تالکین نخونده تا حالا؟! به شعور طرفدار توهین می کنه! اصلا انگار پیشینۀ رشته افسانه رو تحرف می کنه این تیکه از فیلم! پ.ن: این حرفم ربطی به بحث نداره. محض کنج کاویم می گم: خیلی تعجب کردم شنیدم گفتین موزیک برهوت رو از موزیک دوبرج بیشتر دوست دارین. فقط برام عجیبه.

بیخیال، مهم نیس، ولی امیدوارم یه روز ارزش کارگردانی و بصری و موسیقیایی اون لحظه رو حس کنی!

کل مشکل شما با دورفا معلومه که با یه دورف در فیلم هست و اونم کیلیه! شما صحنه ای سراغ دارید که این کوتوله قدش اندازه ی یک انسان باشه؟؟؟ دقیقا کدوم صحنه و کدوم ثانیه؟ از رو فیلم بگید به من لطفا! منم دوست داشتم ریش بیشتری داسته باشه مثل فیلی. این خاصیت جذب شدن کیلی و تائوریل به هم زیبا ترین اتفاق فیلمه که به خوبی پرداخت شده بنظرم... شما چرا قانون های دنیای تالکین رو میگید؟ این کتاب ها هنر هستند و چیزی هزاران بار فرای ریاضی و شیمی و... منظورم اینه که شما با دنیای تالکین دارید چنین رفتار قانونمندانه ای میکنید، در حالیکه کتاب تالکین مثل یک درخت هست که یک شاخه به چندین شاخه تقسیم میشن و ذهن خوانندرو به فراسوی مرز اندیشش میبرن! و پیتر جکسون هم یکی از همان خواننده های کتاب هست. اون چنین میبینه دنیای تالکین رو!... برای پیتر جکسون زیباست لحظه ی قانون شکنی که یک دورف و یک الف (خلاف تمام قوانین_ و شایدم شبیه عشق یک انسان به الف) به هم احساس محبت آمیزی پیدا کنند و این همان شاخه ایست که ذهن جکسون رو "به آنجا برده و بازگردانده"... به بتهوون گفتند که فاصله ی هشتم در کارت ننویس، اشتباهه و خلاف قوانین! و بتهوون گفت : "من اشتباه مینویسم و شما زحمت میکشید و این اشتباه رو میشنوید"... به هنر با دید قوانین نگاه نکنید لطفا!...

در مورد بئورن و سائرون یکجا میگم و دوباره حرفمو تکرار میکنم که هر شخصی یک برداشتِ شخصی از چیزی که میخونه و میشنوه داره! مخصوصا جکسون که سعی داره بیشتر در موارد بصری فیلمش از کلیشه ها عبور کنه و صحنه هایی رو تحویل بده که تا حالا دیده نشده پس اصلا دوست نداره بئورن فیلمش یه آدم دماغ گوشتی و لُپ تپلی باشه! و با اینکه خانوادشم کشتن بخنده و گاهی اوقات شوخی کنه. اینم یادتون باشه که همین جان ها و اَلن لی هستند کانسپت آرتیستهای این فیلم، کسانی که از زمانهای دور و دراز تصویر سازی کتابهای تالکین را میکردند... به هر حال بازم سلیقس و با سلیقه نباید قضاوت کرد!

به قول یکی از دوستانم رد شدن سائرون از بدن آزوگ همین بس که هیچ چیز و هیچ موجودی جلودار سائرون نیست...

این سلیقه ی شماست! چه بسیارند کسانی که ورود آرون به داستان را جادویی و زیبا خواندند. چیزهایی هست در مورد یک کاراکتر در فیلم هست که باید شکل بگیرن و به تعالی برسن در نهایت! اگر قراره کاراکتر جدیدی معرفی شه باید کامل معرفی شه نه اینکه بیاد مثل گلورفیندل سُک سُک کنه و بره :( در فیلم سینمایی، در مدیم سینمایی و نه در کتاب! حالا شما یکسره بگید مگه چی میشد؟!! خب برا شما که مثل من طرفدار صد آتشه ی کتابید و دوست دارید همه چیز را ببینید عیب نیست! ولی از دید یک کارگردان که به فکر قراردادن دقیق کاراکترها و پروراندنشان هست این مسئله مهم هست که گلورفیندل چون نقشی در سفر یاران ندارد پس لزومی هم به پرداختش نیــــست!

لگولاس 2931 سالشه! قطعا سنش از 60 سال بیشتره. این که میگم به اشتباه البته اصلا و ابدا تقصیر تالکین نیس، منظورم اینه که چون بعدها تصمیم گرفته لگولاس پسر شاه سیاه بیشه در ماجرا باشه چنین ماجرایی پیش اومده.

پ.ن:

از تعجب شما من شکی نمیکنم، چون هنوز سوند ترکها رو ندارید و بهشون با دقت بهشون گوش ندادید و از همه مهمتر مثل لوتر 8 سال براتون خاطره نداره... زمان باید بگذره...

تو فیلم کیلی که از الف ها و اونا که قد بلند نیست . کیلی فقط درکنار دورف ها بلند قده . یعنی بلند قدترین دورف جوان حال حاضر و این بلند قد بودنش دلیل نمیشه که از بقیه هم بلند قد باشه . ناسلامتی دایی اش هم که تورین باشه هم قد بلنده . کیلی هم مثل تورین ریش و سبیل زیاد نداره . شایدم اصلاح میکنن خودشون (خخخخخخخخخخ) به قول معروف بچه ی حلال زاد به داییش میره :دی

ولی چرا این فیلی هیچ شباهتی به تورین نداره ؟!

تازه من یه چیز دیگه ام کشف کردم :))

این که تورین سپر بلوط بیشتر شبیه تورین تورامباره ... ( در واقع به نظر من خود تورین تورامباره )

توی فرزندان هورین دقت کنین : تورینو این طور معرفی میکنه که :

سیه مو ، چشم کبود ، سپید رخسار . ( البت اخلاقشم عین تورامباره ، مغرور ... )

تورین سپربلوط این شکلی نبود....

:(

خوب جدای از بسیاری از صحنه های هیجان انگیز قسمت اول که من خیلی دوست دارم,خووب . عاشق اون صحنه آخر فیلم هستم که گاندولف وگروه می رند بالای درخت ها ودرخت های کاج هم پشت سرهم سقوط می کنند ,اونجاست که پروانه باز هم دیده میشه (به سبک ارباب حلقه ها) .

ناگهان گاندولف شروع به درست کردن آتش و سوزاندن مخروط های کاج می کنه واونا رو میندازن رو سر اورک ها :( :| :| :D .

هر وقت این صحنه رو میبینم هیجان عجیبی در من شکل می گیره به خصوص با اون ریتم و آهنگ جادوییه هاوارد شور که آدم رو تا سر حد مستی به وجد میاره :D :D :D :D :D :D :)) ........... واقعا قابل توصیف نیست این صحنه .مخروط ها رو می سوزنند وپرت می کنند طرف اورک ها واونجاست که تورین با نگاه واراده ای مصمم به طرف آزوگ قدم بر می داره . در این لحظه تم آهنگ فیلم آدمو یاد قسمت اول ارباب حلقه ها می ندازه. وبعدش هم که به صورت غم انگیزی وارگ سفید آزوگ تورین رو با آرواره هاش به کناری پرت می کنه.

شما صحنه ای سراغ دارید که این کوتوله قدش اندازه ی یک انسان باشه؟؟؟ دقیقا کدوم صحنه و کدوم ثانیه؟

خیر چنین صحنه ای سراغ ندارم چون فیلم رو فقط دو بار کامل نگاه کردم. اما برداشتم از شخصیتش و صحبتها اینه که کیلی بلند قد تره. منم گفتم که توی کتاب این جوری نبوده:دی

باقی تغییرات رو هم توی پست های قبلی بررسی کردم تا جایی که تونستم.

پ.ن:

دوست عزیز اگه لطف کنید و لینکی از ساوند ترک ها به من بدین، ممنونتون می شم.

دوست عزیز اگه لطف کنید و لینکی از ساوند ترک ها به من بدین، ممنونتون می شم.

من تورِنت دانلود میکنم، اگر شما هم با تورنت کار میکنید میتونید ازاین لینک دانلودشون کنید:

http://isohunt.to/torrent_details/9812422/Howard-Shore-The-Hobbit-The-Desolation-of-Smaug-Special-Edition-2013

تازه من یه چیز دیگه ام کشف کردم :))

این که تورین سپر بلوط بیشتر شبیه تورین تورامباره ... ( در واقع به نظر من خود تورین تورامباره )

توی فرزندان هورین دقت کنین : تورینو این طور معرفی میکنه که :

سیه مو ، چشم کبود ، سپید رخسار . ( البت اخلاقشم عین تورامباره ، مغرور ... )

تورین سپربلوط این شکلی نبود....

:(

اتفاقا بنظر من تورین سپربلوط رمان هابیت هم مثل فیلمش مغرور بود. منی که همش کتاب رو میخوندم احساس میکردم که نویسنده فقط میگفت تورین مغروره . تورین مغروره . غرور از سر تا پاش میریزه :دی