هابیت: سفری غیرمنتظره و منتقدان

تعداد پست‌ها: 62

.

.

.

poster-elhobbit-13enanos-520x758.jpeg

300px-IMDb_logo.svg.png

8.0/10

از 379733 کاربر

metacritic.png

58/100

از 40 منتقد

imagesCAYJSUPB.jpg

65/100

از 270 نقد

Flixster-Logo.jpeg

83/100

از 427642 بیننده

میانگین

71.50

در این تاپیک در مورد نقدهای مختلف عرضه شده در سایت IMDb و metacritic تبادل نظر خواهد شد. من تا جایی که بتوانم نقد های مختلف را در این تاپیک قرار می دهم و در مورد آنها خودمان بحث می کنیم.

پست اول همچنین شامل آخرین امتیاز سایت IMDb و metacritic و rottentomatoes و flixter خواهد بود. امتیاز ها را سعی میکنم هر روز آپدیت کنم.

________________________________________________________________________

قوانین :

1-نقد های قرار گرفته باید به زبان پارسی باشد .

2-در صورت قرار دادن نقد از طریق سایت های دیگر ، حتما لینک و نام منبع را ذکر کنید .

3-به هیچ وجه در این تاپیک ما نقد موردی نخواهیم داشت.

4- از احتمالات پرهیز شود.

5- این تاپیک محل نقد خود اعضا هم نیست. برای این کار تاپیک جداگونه زده میشه.

هابیت داره ماجراجویی بیلبو رو دنبال میکنه.من کتاب رو سفارش دادم و یک هفته منتظرش ماندم و از هیجان مردم.وقتی کاب رو میخوندم با هر اتفاقی که می افتاد هیجان زده میشدم.بیلبو در داستان چندان عمقی نداره ولی در فیلم یک شخصیت با هزاران بعد میشه.باید منتظر ماند و فیلم رو دید.مثل اسپایدر من شگفت انگیز(که همه فکر میکردند خوب نمیشه ولی شد گرچه من رغبتی به دیدنش هنوز ندارم.).در هرحال زود قضاوت نکنید در ضمن اگر برادینلی یا ایبرت با تراوررس حرف زیادی زد من که سعی میکنم فکشو نو سرویس کنم.

دوستان ! این تاپیک در مورد نقد های منتقدان حرفه ای سینما هستش . از اونجایی که فعلا هیچ نقدی منتشر نشده ، لطفا از پست دادن تو این تاپیک خود داری کنید .

تاپیک تنها به خاطر این که نمره imdb توسط کاربر تور ، مرتب بروز میشه ، قفل نمیشه .

توجه کنید...

دوستان گرچه این یک نقد نیست اما گفتنش در این تاپیک به نظرم جالب و ضروری اومد

تا الان که حدود 5 هزار نفر در IMDb امتیاز داده اند به هابیت و میانگین 9.3 از ده رو گرفته، اغلب میان و با تیترهایی چون "شاهکار" "چیزی کمتر از یک شاهکار نیست" "من 11 میدم به این شاهکار" "ساحر چشم ها" و ... آنچه در سینما دیده اند را بیان میکنند. و در نظرات خود واقعا قادر به بیان شگفتی های این فیلم نیستن و به تته پته میفتن. اغلب قسمت اول هابیت رو با قسمت سوم ارباب حلقه ها مقایسه میکنن و بعضی ها حتی بالاتر از اون. با خودم دارم فکر میکنم چطور ممکنه فیلمنامه ای از فیلمنامه بازگشت شاه قوی تر باشه! بگذریم. آنچه از HFR 3D 48fps دیده اند و آنچه از Dolby Wondersound شنیده اند اینا رو واقعا گیج و مبهوت کرده...

حالا این وسط دو نظر ساز مخالف میزد. اولی که 1 داده بود به هابیت در متن خودش به آزار و اذیت حیوانات و مرگ 27 حیوان شامل چند اسب و خروس و ...(!) اشاره کرده و از مردم حیوان دوست خواسته از این فیلم طرفداری نکنند و امتیاز 1 بدن به فیلم تا روح حیوانات درگذشته شاد بشه! و با کلی ناسزا به پیتر و عواملش نظرشو به پایان رسونده. خب البته خبر خوشحال کننده برای ما اینه که این نظر چندساعت بیشتر دوام نیاورد و از لیست نظرات در IMDb حذف شد(هورا!!)

دومی که ظاهرا از بزرگان IMDb می باشد امتیاز 5 داده و از نظراتش فهمیدم که فیلم رو ندیده! اما به پشت پرده های این امتیازات مشکوک همش 10 اشاره کرده و گفته تاحالا ندیده بودم حدود 4 هزار نفر تنها دوروز پس از اکران آزمایشی یک فیلم به اون 10 بدن!(باز هم مایه افتخار ما). و یک خورده IMDb و بیشتر کاربرها و حتی کمپانی فیلمسازی رو متهم کرده و رفته...

(البته چون این پست حالت خبری داشت و نمیخوایم راجع بهش بحث بشه هر کی دوست داشت میتونه لایک کنه)

پس چرا این 5 تا نقد metacritik قرار نمیگیره تو این تاپیک تا ببینیم قضیه چی بوده؟؟!

من خودم هنوز تازه دارم میرم سراغشون. شاید یکیشو گذاشتم. اگه هرکدوم از دوستان هم کمکم کنه خوشحال میشم.

یکی از نقد ها بحث اصلیش روی پیروی واو به واو فیلم از کتاب تالکینه (و تالکین و کتابش و جکسون و فیلمش رو نقد کرده)

یکی دیگه از نقد ها با نقد مستقیم از 48 فریمی بودن شروع میکنه...که خب نقد فیلم حساب نمیشه

و نقد سوم مربوط به سایت vriety هست که خب یکم شیب ملایم تری نسبت به بالایی ها داره و بدون اطلاع حرفی نزده و کسی رو متهم نکرده...یک جورایی این هم نقد درست و حسابی نیست

حالا هرکدومش رو دوست دارین بگین تا در موردش بحث بشه...

هر کدوم که خودت صلاح میدونی داداش، فقط تو را خدا زوردتر بزارین که ببینیم چطوری بوده.! ممنون

مواجه شدن با 5 نمره منتقدین ( 62 از 100 ) مطمعنا برای همه ما و همه کسانی که به پیتر جکسون امید بسته بودن ، به شدت شوک آور بود . میخوام تو این پست دلیلی رو بررسی کنیم که به نظرم دیدگاه منتقدین رو نسبت به هابیت به شدت منفی کرده وسپس به این بپردازیم که ممکنه این مسئله واقعا ضایعه دردناکی نباشه :(

مهمترین چیزی که مشخصه اینه که سه قسمتی شدن هابیت همونطوری که پیش بینی میشد ، بیشترین تاثیر رو در شکل گیری این نگاه منفی داشته ، اما چرا ؟

هر فیلم بر پایه فیلم نامه خودش استواره ، درست مثل ماشین و شاسی ، فیلم نامه هابیت در مدت طولانی و توسط فیلم نامه نویسانی تهیه شد که برنده جایزه اسکار در همین زمینه هستن ، پس فیلم نامه هابیت نمیتونست فیلم نامه ضعیف یا سخیفی باشه . اما سه قسمتی کردن این فیلم نامه ( هرچند قراره دستی توش بره صفحات جدیدی براش در نظر گرفته بشه ) بزرگترین ضربه رو به این قسمت کار میزنه . هر فیلمنامه خوبی دارای روند نسبتا متعارفی هستش که از معرفی کاراکتر ها شروع شده ، به گره افکنی و نقطه اوج و سپس نقطه آرامش و نتیجه گیری میرسه ، محور هایی که احتمالا تو فیلم نامه هابیت دو قسمتی به خوبی رعایت شده بودن . اما وقتی قرار میشه فیلم سه قسمتی بشه ، روند زمان بندی و محور های اساسی فیلم نامه تغییر میکنه و نیتجه این میشه که منتقد ها که این فیلم رو به عنوان یه فیلم مستقل و کامل میبینن بهش خرده بگیرن که فیلم ناقصه و بدون طی روند های اساسی تموم میشه .

اگه حقیقتا صحبت های بالا درست باشه ، میتونیم نتیجه جالبی بگیریم که مطمعنا به دل همه ما خواهد نشست و اون اینه که منتقد ها نمره پایینی به فیلم دادن ، نه به خاطر این که عملکرد خود فیلم یا کیفیتش پایینه ، بلکه به خاطر این چنین نمره ای دادن که فیلم به نظرشون ناقصه ( حتما هم همینطوره چون دو قسمت تبدیل به سه شده ) ، خب دراین صورت اگه هر سه فیلم پس از اکران در کنار هم قرار بگیرن و به عنوان یک واحد در نظر گرفته بشن ، میبینیم که هیچ مشکل مشخصی درش وجود نداره و چه بسا همون شاهکاری باشه که هممون ازش انتظار داریم .

البته حق با آرونه. من در سخنان یک منتقد این مسئله رو دیدم.

البته اشکالشون از فیلم نیست. اینا میگن سه قسمتی کردن تاثیرشو گذاشته رو فیلمنامه قسمت اول بنابراین نظر نسبتا منفی داشتن. وگرنه همه به جادوی تصویر این فیلم اعتراف کردن. شکی در تکنولوژی های هابیت نیست. همانطور که تکنولوژی CGI و Motion Capture در ارباب حلقه ها.

به نظر من کارگردانی که از پس فیلمنامه سه گانه عظیم ارباب حلقه ها براومد و به زیبایی هر چه تمام تر تونست کتاب مفصل تالکین را در کمتر از 9 ساعت(نسخه سینمایی) به پرده سینما بیاورد، از پس این سه گانه هم برخواهد آمد. به قول خود شما درسته فیلم سه قسمتی شده. اما این دلایل مختلفی داشت:

  1. مهم ترین دلیل این بود که پیتر گفته احتمال زیاد این آخرین کار من از آثار تالکین است.[...شرمنده که حامل این خبر بدم. میخواستم یک جای دیگه این خبر بد رو بهتون بگم که فعلا ناراحت نشین...اما مجبور شدم اینجا بیان کنم. منو ببخشید!] بنابراین میدونستم این آخرین شانس ماست. در حالیکه خیلی زوایای پنهان سرزمین میانه مونده. پس با سه قسمتی کردنش تمام نیاز های یک بیننده و طرفدار تالکین رو برآورده کنه.
  2. دلیل بعدی همینه. این که فیلم کاملا از کتاب فراتر رفته. مثلا ما در ارباب حلقه ها شامل الفاظی چون مورگوت و باراهیر و برن بودیم. درحالیکه بعضی ها در کتاب هم نبود. و مخاطب هیچ اطلاعی از این اسامی نداشت. در هابیت هم این اتفاق خواهد افتاد. بسیار گسترده تر و مفصل تر.

این دودلیل از مهم ترین دلایلی هست که پیتر فیلمنامه اش را بسط داد و تصمیم گرفته شد تا هابیت سه قسمت باشد.

پس تا این جا میفهمیم که منتقدین کمی شتابزده عمل کردند.

درکنار این میخوام به بخشی از نقد جناب Peter Debruge از سایت معروف Vriety است:

"...تمام عناصر در این فیلم توانستند ارتباط خود را با بیننده برقرار کنند. هابیت ها، الف ها ، گابلین ها ، دورف ها، ترول ها و... به همان خوبی که در ارباب حلقه ها شاهد آن بودیم در هابیت تصویرسازی شده اند و تمام نیازهای یک طرفدار ارباب حلقه ها را برطرف کرده است..."

(البته ایشون نقدهایی هم به سیر داستانی فیلم دارن. مثلا گفتن که ماجراجویی بیلبو خیلی آروم و کند شروع میشه و ازاین حرفها. چون شامل کلی اسپویل میشن و کلا نقدهای زیاد پخته و قابل بحثی نیستن و بیشتر به نظرات شخصی شبیه اند من ترجمش نکردم...)

میبینیم که پیتر از مهم ترین بخش یک فیلم یعنی ارتباط برقرار کردن کاراکتر های فیلم با مخاطب براومده و همین برای محبوبیت یک اثر حماسی کافیه...

دوستان بهتر نیست علاوه بر امتیاز هابیت تو imdb و meta امتیازش تو سایت های دیگرو هم قرار بدین؟؟

به اندازه این دو معتبر و رسمی نیستند.

اما این شاید اولین نقد درست و حسابی از هابیت باشه که هم جانب انصاف رو رعا یت کرده و هم اسپویل نداره.

نقدی از Tim Grierson منتشر شده در سایت SCREENDAILY...بخونید:

logo.png

4 December, 2012 | By Tim Grierson

1163494_The_Hobbit_Unexpected_Journey2.jpg

"پویایی صحنه های دراماتیک جکسون به این خاطر است که صحنه های نبرد را از عظمت قهرمانانش پر کرده است. او موفق به دست یابی کامل به داستان کتاب در فیلمش شده است..."

بازگشت کارگردان پیتر جکسون به سرزمین اورک ها، دورف ها ، الف ها، جادوگرها و هابیت ها ظاهرا یک بازگشت خوشحال کننده به خانه بوده است. هابیت: سفری غیر منتظره ، نمایشی است حماسی از موفقیت دوباره کارگردان ارباب حلقه ها. ما اکنون شاهد یک ماجراجویی بزرگ دیگر هستیم که در طی 3 سال متوالی به سالن سینما می آید. هابیت نشان داد که پس از 9 سال ، پیتر جکسون هیچ کدام از توانایی هایش را در خلق صحنه های حیرت آور و بی پایان بصری از دست نداده است.

امید است که هابیت پا جای پای سه گانه ارباب حلقه ها بگذارد. سه گانه ای که در کل دنیا 2.9 میلیارد دلار فروش رفت، 17 اسکار گرفت و از عجایب box office می باشد. اما سوال اینجاست که آیا مردم همچنان علاقه به سرمایه گذاری برای تماشای سه گانه ای دیگر را دارند؟

فیلم فوق بر اساس کتابی است نوشته تالکین به سال 1937. کسی که خالق رمان ارباب حلقه هاست. "هابیت" داستان بیلبو بگینز است. هابیتی ساده زیست و فروتن که توسط گندالف استخدام می شود تا در ماموریت بزرگ تورین برای باز پس گیری سرزمین مادری خود از دست اژدهایی هولناک به نام اسماگ شرکت کند. او در ابتدای فیلم احساس می کند که برای این ماجراجویی فرد بی ارزشی است. اما در نهایت تصمیم می گیرد که به ماجراجویی دورف ها بپیوندد. اما مسیر آن ها پر است از منزلگاه های خطرناک...

گرچه ماجرای فیلم هابیت مربوط به 60 سال قبل از قضیه ارباب حلقه هاست اما در یک نکته تشابه دارند. این که در هر دو فیلم، قبل از این که شخصیت های خود و مخاطراتِ راه با هم دست و پنجه نرم کنند به خوبی به مخاطب شناسانده می شوند. نکته دیگر درمورد این دو سه گانه آن است که خیلی از شخصیت های درگیر در ماجرای حلقه (ارباب حلقه ها) در فیلم جدید هم دیده می شوند. با همان کیفیت. و این یک نوع آشنایی آزاردهنده می باشد بطوریکه ممکن است مخاطب احساس کند که این ماجراها را قبلا دیده و به نوعی احساس کلیشه ای بودن مبتلا می شود. (چون شاهد آن هستند که دوباره هابیتی با راهنمایی جادوگر ما، گندالف، وارد دنیای خطرناک بیرون میشود!) اما در حالی که این مشکلات شاید اجتناب ناپذیر باشند، این فیلم 170 دقیقه ای، به خوبی بر این مشکلات غلبه کرده است.

گرچه ممکن است فکر کنید ارتش های ساخته شده CGI جکسون در فیلم های قبلی اش و ادامه همان روند در این فیلم ممکن است گاهی اوقات خسته کننده و تکراری باشد اما اینطور نیست و ما در این فیلم با همان پویایی که در صحنه های ارباب حلقه ها مواجه بودیم روبرو هستیم. پویایی صحنه های دراماتیک جکسون به این خاطر است که صحنه های نبرد را از عظمت قهرمانانش پر کرده است. او موفق به دست یابی کامل به داستان کتاب در فیلمش شده است.

1163497_Hobbit-2.jpg1163498_Hobbit-4.jpg1163499_Hobbit-5.jpg1163496_Hobbit-1.jpg

الیجا وود ، ستاره ارباب حلقه ها، در این فیلم درخشش اندکی دارد و جای خود را با مارتین فریمن ،بازیگر توانای انگلیسی تبار، به عنوان هسته داستان عوض میکند. فریمن با توجه به درک کاملی که از شخصیت بیلبو پیدا میکند در این فیلم ظاهر می شود و شخصی را نشان میدهد که در ابتدا هابیت صلح جو و خانه نشینی است که تصمیم میگیرد کمی هیجان و ماجراجویی وارد زندگی بی روح و رمق خود کند. گرچه سه گانه ارباب حلقه ها گاهی اوقات بیش از حد خشک و خالی از طنز میشد اما بازی فریمن در این فیلم مانند نوری است در تاریکی و وحشت گسترده اطراف قهرمان ما. در حقیقت فریمن توانسته است لبخندی را به گوشه لبان مخاطب بیاورد....

اگر چه موسیقی تاثیر گذار هاوارد شور و یا فیلمبرداری برجسته آندرو لزنی است که به راحتی بیننده را از روستای زیبای بیلبو به قتل عام بی رحمانه میدان جنگ می برد، اما هابیت یک فیلم همه جانبه است. در یک کلام، قدرت هابیت در نهایت به قاب تصویر آن است. جکسون آنقدر مهارت داشته است که چشم انداز وسیع خود را به بیننده برساند.

منبع

لطفا نظرات منتقدانی که امتیازات پایینی هم دادند قرار بدید الان من اسم منتقدان بزرگی رو میبینم که نمرات پایینی دادند مثل منتقد AP

من منتقد بزرگی به نام AP در لیست نقدها نمیبینم. این یک

دو. وقتی منتقد میاد از 48 فریم ایراد میگیره و ریش دورف ها رو نقد میکنه که مانع دیدن چهره بازیگره!! (PETER DEBRUGE از سایت Vriety) و

براساس اینا میاد 40 یا 50 میده به هابیت پیتر جکسون...آیا نقدش ارزشی داره که من ترجمه کنم و رو سایت قرار بدم؟! به اینها میگید منتقد بزرگ؟!

{the 13 dwarves are virtually indistinguishable apart from their facial hair...}

ممنون ولی ندیدم که از ریش دورف ها ایراد بگیره! میتونی اون جملش رو کپی پیست کنی!؟

ممنون میشم.

من منتقد بزرگی به نام AP در لیست نقدها نمیبینم. این یک

دو. وقتی منتقد میاد از 48 فریم ایراد میگیره و ریش دورف ها رو نقد میکنه (که مانع دیدن چهره بازیگره !!) و براساس اینا میاد 40 یا 50 میده به هابیت پیتر جکسون...آیا نقدش ارزشی داره که من ترجمه کنم و رو سایت قرار بدم؟! به اینها میگید منتقد بزرگ؟!

واقعا! تو metacritic داشتم نقدهای بازگشت پادشاه رو نگاه میکردم دیدم یکیشون (David Sterritt) فقط صرفا به این دلیل که از بازیگرها خوشش نیومده و احساس کرده بازیشون کسل کننده است (!) بهش 50 داده و اینجوری امتیاز فیلم شده 9.4 و رتبه اش شده 42م! از هشت تا فیلمی هم که امتیازشون 100ه و top لیست شدن هم 3-4تاشون تیشتر به درد بخور نیست و خیلی فیلم های مزخرف هستن که از لوتر بالاترن! باور کنید نه به امتیازهای IMDB میشه اعتماد کرد نه meta! هیچ کدوم معتبر نیستن!

اول از همه یعنی شما نمیدونی AP مخفف Associated Press هست؟ جای بسی ناراحتی داره پس بگو که از قافله عقب هستید شاید شما میتونی بگی همه گفتن 48 فریم و یا ریش بازیگر ایراد گرفتن بنده که همه رو خوندم ایرادات زیادی گرفته شده

دوم اینجا جو نندازید که منتقدها چیزای الکی ایراد گرفتن چون اینجوری نیست کاری که دارید انجام میدید یعنی قرار دادن نقد ها منصفانه انجام بدید درسته همه هوادار تالکین هستیم ولی نشد که واقعیت ها رو قبول نکنیم

ببین مانا اگر خیلی مشتاقی خودت نقد ها رو ترجمه کن بذار همینجا مشکلی نیست. اینجا هرکس هر نقد رو که بخواد قرار میده. و در ضمن شما طرفدار تالکین هم می باشی؟؟!!!!!!!!

و بعدش اینکه متا اونقدر هم سندیت نداره. فیلمی مثل گلادیاتور که فاتح اسکار بود امتیاز 65 رو گرفت.

اول از همه یعنی شما نمیدونی AP مخفف Associated Press هست؟ جای بسی ناراحتی داره پس بگو که از قافله عقب هستید شاید شما میتونی بگی همه گفتن 48 فریم و یا ریش بازیگر ایراد گرفتن بنده که همه رو خوندم ایرادات زیادی گرفته شده

دوم اینجا جو نندازید که منتقدها چیزای الکی ایراد گرفتن چون اینجوری نیست کاری که دارید انجام میدید یعنی قرار دادن نقد ها منصفانه انجام بدید درسته همه هوادار تالکین هستیم ولی نشد که واقعیت ها رو قبول نکنیم

شاید حق با شما باشه و چون نمیدونم AP مخفف چیه از قافله عقب باشم...

بله ایرادات زیادی گرفتن. که در بالا به بخشی از آنها اشاره شد.

با توجه به اون چیزهایی که از کارگردانی و نقد میدونم حرف هم کیش هام رو میفهمم دیگه... که یک نقد احساسیه یا منصفانه. اگر شما نقد بهتری سراغ داری خوشحال میشم کمکم کنی. دست تنهایی که نمیتونم هر نقدی میاد ترجمه کنم. سعی میکنم اونی که از همه سنگین تر نقد کرده رو به شما ارائه بدم...

دوباره هم میگم که این تاپیک محل بحث در مورد نقد های قرار گرفته بر روی تاپیکه. میتونید اگه با نقد های بالا مشکلی دارید اینجا بیان کنید تا درموردش بحث بشه...

يه نفر يه منتقد بزززززززززززرگ معرفي كنه تا ما ببينيم چي گفته؟ :( همين جوري پيش بره فكر كنم تا چند روز ديگه همه‌ي منتقد ها به اين وضعيت ~o)دچار بشند.

به نظر من به تایتل بالا فروش جهانی فیلم را هم اضافه کنید اینطوری جالبتر میشه.! :(

ببین مانا اگر خیلی مشتاقی خودت نقد ها رو ترجمه کن بذار همینجا مشکلی نیست. اینجا هرکس هر نقد رو که بخواد قرار میده. و در ضمن شما طرفدار تالکین هم می باشی؟؟!!!!!!!!

و بعدش اینکه متا اونقدر هم سندیت نداره. فیلمی مثل گلادیاتور که فاتح اسکار بود امتیاز 65 رو گرفت.

من در نظرم اسمی از سایتی بردم؟ اسمی از متا یا روتن یا هر سایت دیگه ای بردم؟

من اصلا به این سایت ها نگاه نمیکنم چون معیار درستی نیست اینکه اینهمه منتقد گیر دادن و نمره های پایینی دادن واقعا جای تعجب داره میون فیلمها پیتر جکسون کینگ کنگ بهتر از هابیت نقد شده

طبق این نمره ها باید 65 باشه!نه 61

خودتون حساب کنید

من ان چیزی که تو meta دیدم مستقیم copy کردم.! 9 نقد بود که امتیازات هم همانایی است که در پست قبلی دادم و در کل فیلم از 100 فعلا 61.!

ضمن تشکر از دوستان...

اما امتیازات فعلا کاملا بی ثبات است.

چون هنوز هابیت اکران رسمی نشده...ضمن اینکه پست اول هم هر ساعت به روز میشه.

بنابراین از زدن پست هایی که صرفا خبر صعود و یا نزول امتیازات را شامل می شود خودداری کنید.

نقد جیمز براردینلی هم اومد به فیلم 3 داده چیزی که توقع داشتم نبود ولی همینم خوبه www.reelviews.net/php_review_template.php?identifier=2563

site_logo.gif

December 10, 2012

A movie review by James Berardinelli

blank.gifstar.gifstar.gifstar.gif

حس من این است که طرفداران سر سخت تالکین به این فیلم و آنچه این فیلم برایشان به ارمغان خواهد آورد عشق می ورزند.

درسال 2001 تنها چند ماه بعد از سقوط مرکز تجارت جهانی (برج های دوقلو) پیتر جکسون ما را به همراه خود به سرزمین میانه برد. یاران حلقه. شاهکاری سه ساعته که اولین قسمت بزرگترین حماسه فانتزی سینمای جهان بود. موفقیت او فراتر از تصور هر کسی رفت و سپس دو برج و بازگشت شاه به هالیوود فهماند که ارباب حلقه ها فخر سینمای جهان و برترین حماسه فانتزی مصور است. حالا 9 سال پس از بسته شدن پرونده ارباب حلقه ها، جکسون می خواهد تا به موفقیت های پی در پی اش برگردد. هابیت: سفری غیر منتظره اولین قسمت از سه گانه اقتباسی جدید او بر اساس کتاب تک جلدی تالکین با نام هابیت: آنجا و بازگشتی دوباره که می توان گفت کم و بیش یکی هستند. دلایل اساسی متعددی وجود دارد که چرا هابیت: سفری غیر منتظره نتوانسته است به استاندارد بالای ارباب حلقه ها دست پیدا کند. اساسی و بغرنج ترین دلیل اینست که جادو و خرق عادت از این فیلم رخت بسته است. هابیت: سفری غیر منتظره یک تلاش کم نظیر، شایسته و سرگرم کننده است اما فیلم مانند ارباب حلقه ها نه شما را اسیر خود و نه شما را شگفت زده میکند. بی انصافی است اگر از هابیت به عنوان یک شکست یاد کنیم. درستش آن است که آن را ناامید کننده بنامیم. و این به خاطر آنست که جکسون انتظارات و توقعات از خود را با ساخت ارباب حلقه ها بسیار بالا برد.

کتاب هابیت نوشته تالکین 17 سال قبل از انتشار ارباب حلقه ها به چاپ رسید. تنها چند سال قبل از این که طوفان جنگ اروپا را درنوردد. (جنگ جهانی دوم) یاران حلقه پس از نیم دهه قتل عام مردم جهان (یا لااقل بخشی از آن) به دنیا آمد. و وقتی لحن این کتاب بسیار متفاوت شد هیچ سورپرایزی نبود! لحن هابیت کاملا سریع و گستاخانه و یاران حلقه بسیار جدی با فضایی تاریک تر. بزرگترین دغدغه و چالش روبه رو با جکسون همین بود که چطور این تغییر لحن را بیان کند و البته راه حلش هم زیاد خوب نبود. او جهت آماده سازی هابیت برای قرارگرفتن در دید سینمایی اش از سرزمین میانه لحن را آرام، سرعت را کم و برخی روشنایی ها را تاریک کند. او عناصری را که در متن هابیت وجود ندارد و در دیگر منابع تالکین و ضمایم موجود است در سیر داستانی دخالت داده است. قابل ذکر ترین آن ها صحنه ابتدایی فیلم است که با گفتگوی بیلبو و فرودو در شایرِ ابتدای یاران حلقه آغاز می شود. کل فیلم در حقیقت بازآوری خاطرات بیلبو پیر است. در حالی که فیلم با نشان دادن بیلبو و فرودو که با هم از خاطرات قدیمی سخن می کنند جرقه ای از دلتنگی در بیننده ایجاد می کند(با به یاد آوری یاران حلقه)، این صحنه 10 دقیقه کسل کننده به فیلم اضافه میکند که بهتر بود در نسخه اکستند به نمایش درآید!

کتاب یاران حلقه 800 صفحه است که جکسون هنرمندانه یک اقتباس سینمایی 3 ساعته (نسخه سینمایی) از آن خلق کرده است. و هابیت: سفری غیرمنتظره تنها 160 صفحه از کتاب 430 صفحه ای را پوشش میدهد. فیلم 10 دقیقه از یاران حلقه کمتر دارد اما پاشنه آشیل این تولید زمان اضافی فیلم است. سفری غیر منتظره ارزش زمان 168 دقیقه ای را نداشت. از ابتدا یک حس زیاده روی و افراط در فیلم وجود دارد. تقریبا نیمه اول فیلم به مقداری کافئین برای جمع کردن حواس و بیدار ماندن نیاز دارد! در نیمه دوم همه چیز ارتقا پیدا میکند. در حقیقت 45 دفیفه نهایی فیلم است که سرعت خوبی به خود گرفته و نشیب و فراز های محکمی دارد. اما این پایان قوی نمیتواند به طور کامل، پیچ و خم 2 ساعت ابتدایی را جبران کند. من فکر میکنم فیلم به یک ماجراجویی غیر منتظره نیاز ندارد، بلکه به یک مدون بی باک نیازمند است تا نواقص فیلمنامه را پنهان کند. شاید بهتر باشد که نسخه ویژه DVD فیلم مدت زمان کمتری نسبت به نسخه سینمایی داشته باشد!

<p dir="RTL">داستان برای عاشقان دنیای فانتزی شناخته شده است. بیلبو بگینز (مارتین فریمن) سرش به کار خودش بند است و عادت های هابیتی اش را دنبال می کند که ناگهان همه چیز با از راه رسیدن گندالف خاکستری (یان مکلین) به همراه تورین(ریچارد آرمیتاژ)،شاه تبعیدی دورف ها و گروهش دگرگون می شود. آن ها بیلبو را به عنوان یک راهزن استخدام می کنند. ماموریت آن ها بازپسگیری پادشاهی تورین و نجات آن از دست اژدهایی به نام اسماگ است و به بیلبو برای خزیدن به کنام اژدها احتیاج دارند. اولین بخش سفر آنها مواجهه با ترول ها، گابلین ها و غول های سنگی را بیان می کند. و سپس رسیدن گروه به ریوندل و کوهستان مه آلود. که در اینجا چهره های آشنایی ظاهر می شوند. الروند(هوگو ویوینگ)، گلادریل (کیت بلانشیت)، سارومان سفید (کریستوفر لی) و گولوم (اندی سرکیس). همچنین در تاریکی نکاتی وجود دارند که به وقایع ارباب حلقه ها ختم میشوند.<span dir="LTR">]</span>اشاره به غار گولوم<span dir="LTR">[</span>. اسماگ فقط به صورت اجمالی در فیلم دیده می شود و برای مشاهده کامل شکوه و هیبت او باید تا هابیت: ویرانی اسماگ صبر کنیم.</p><p dir="RTL"></p>

ناعادلانه است اگر الان بخواهیم امتیاز نهایی فیلم را مشخص کنیم. بهتر آن است که سه قسمت این سه گانه مهیا باشد تا آنوقت به امتیاز حقیقی برسیم. شاید سه قسمت در کنار هم به صورت یک سینمایی عظیم، بتوانند نقاط ضعف همدیگر را بپوشانند. شاید برخی از کاراکتر های ثانویه داستان ظاهر شوند. در قسمت اول که فقط بیلبو، گندالف و تورین بودند که از خود شخصیتی متمایز نسبت به هم بروز دادند.

MV5BMTkzMTUwMDAyMl5BMl5BanBnXkFtZTcwMDIwMTQ1OA@@._V1._SY317_CR1,0,214,317_.jpg

متاسفانه یک لحظه کارتونی غیر قابل بخشش در فیلم وجود دارد. و آن صحنه ایست که راداگاست (سیلوستر مک کوی) در حالی که توسط گابلین ها تعقیب می شود سوار بر مرکبی است که توسط خرگوش ها کشیده می شود. بیشتر شبیه بازی های ویدئویی بود. صحنه های منزوی دیگری هم وجود دارند که مشکلشان ظهور بیش از حد تکنولوژی CGI است. صحنه ی نبرد غول های سنگی بی نظیر و چشم نواز است اما انگار بیشتر متعلق به فیلم های ترانسفورمرز است تا هابیت! از طرفی دیگر صحنه های خارق العاده ای در این فیلم وجود دارند. شورایی با حضور الروند، سارومان، گلادریل و گندالف. معماهایی در تاریکی با جزئیات دقیق و زنده گولوم. و صحنه ای در اوج رویارویی با اورک سفید. جکسون کار عظیمی در به نمایش در آوردن قلمرو زیرزمینی گابلین ها انجام داد. صحنه برخورد گروه با ترول ها دین به کتاب را ادا کرده است. ریوندل همان ریوندل ارباب حلقه هاست. و هیبت اسماگ ما را مجبور کرد تا بیشتر ببینیم.

اما در مورد جلوه های بصری. هابیت در 4 نسخه مختلف منتشر شده است. دیجیتال دوبعدی 24 فریم. سه بعدی 48 فریم و سه بعدی آیمکس. در مورد 48 فریم نظراتی دارم. ابتدا این که نه دوبرابر کردن فریم ریت و نه فیلمبرداری در قالب سه بعدی در نتیجه نهایی تاثیری نمی گذارند. هر دو زائد هستند. سه بعدی محیط غنی تری را نمی سازد، کار را فاسد می کند. 48 فریم زیاد قابل توجه نبود. صحنه هایی هستند که 48 فریم باعث زنده تر شدن و روشن تر شدن آن ها می شود اما به خصوص در مواردی که استفاده زیادی ازCGI شده است، فیلم را از حالت سینمایی خود خارج کرده است. این دلیلی است که چرا برخی صحنه ها حالت بازی های ویدئویی به خود گرفته اند. توصیه من اینست: هرگونه شکوفایی و ابتکار بصری را از یاد برده و فیلم را در همان حالت قدیمی دو بعدی نگاه کنید. ارباب حلقه ها به هیچ گونه سه بعدی یا 48 فریمی نیاز نداشت و همچنین هیچ دلیل قانع کننده ای برای استفاده آن در هابیت نیز وجود ندارد. اینها دلیلی بر برتری یک فیلم نیستند.

حس من این است که طرفداران سر سخت تالکین به این فیلم و آنچه این فیلم برایشان به ارمغان خواهد آورد عشق می ورزند. سرعت آرام و نابرابر فیلمنامه آن ها را پریشان خاطر نخواهد ساخت. با این حال من در حیرتم که این فیلم چطور تا این حد برای متقاعد کردن آن هایی که به آثار تالکین اعتقاد ندارند قوی عمل کرده است. اصلی ترین شکایت من از این فیلم در مورد طول زمان فیلم است. این فیلم 3 ساعته می توانست با تدوین بهتر و فیلمنامه سفت تر و محکم تر پا جای پای یاران حلقه بگذارد اما این اتفاق نخواهد افتاد. قسمتی از مخاطبین این فیلم را پایان ناپذیر خواهند یافت.

باوجود اشتباهات متعددی که هابیت نسبت به ارباب حلقه ها دارد اما جکسون بازگشتی موفقیت آمیز به سرزمین میانه داشت. گرچه مانند ماجراجویی بی نظیری که ما دهه پیش تجربه کردیم نبود اما همچنان پر بود از عجایب، هیولاها و هیجان. مانند ارباب حلقه ها این چیزی که دیدیم قطعا آثار تالکین نبودند بلکه آثار تالکین از نگاه پیتر جکسون بودند.

منبع

به نظرم بهترين نقد در بين همه‌ي نقد هاست. منتقد ، نقاط ضعف و قوت فيلم رو به خوبي تشخيص داده.

فقط میدونم 10 سال منتظر دیدن هابیت هستم. و اگر هر منتقد علاف دیگری هم به فیلم حتی صفر بده ذره ای از علاقم کم نمیشه.

فقط و فقط حس و حال مخاطب مهمه یقیه چیزا رو بریز دور.

منتقد:تادمک کارتی(6/10)

مطمئننا هابیت هرگز سازشی از یک رمان بسیار آگاهانه و بااحتیاط همانند اقتباس های معتبر قبلی پیتر جکسون از روی تالکین در هابیت وجود نداشته است.تقریبا سه ساعت از زمان فیلم را برای نمایش بصری هر ویرگول و نقطه ویرگول در شش فصل نخستین از بخش معروف 19 کتاب را به طور دائمی صرف می کند.پیترجکسون و همکارانش یک لذت کاری را به وجود آوردند,میلیون ها طرفدار را جمع کردند و سه نمایش تریلوژی ارباب حلقه ها را به تصرف درآوردند,با این وجود در اصطلاحات خالص فیلم,تلاش جزئی با تعداد بیش از اندازه ای از تفسیرها و کمبود حرکات قوی و پیشرو به چشم میخورد.اما مبتنی بر سازنده اش,منبع و مبارزه تبلیغاتی بسیار بزرگ,در نخستین فصل از مقدمه داستان ارباب حلقه ها که دیری انتظارش میرفت در مقادیر مشابه ای از گیشه طلا هیچ گونه تردیدی وجود نخواهد داشت,زیرا دنباله داستان را در سال بعد و سالهای بعد از آن شرح می دهد.

اگر هابیت,سریع بعد از انتشار کتاب در سال 1937 تبدیل به فیلم کوتاه میشد(در شگفت است که چنین چیزی رخ نداده است) یک فرد براحتی می تواند موضوع با شور و نشاط و مملو از هنرپیشه های عجیب و غریب و ماهرانه را با تاثیرات خاص تصور کند که داستان را با سبک هوشمندانه در کمتر از دو ساعت به عقب برده است.با این وجود,در بازگویی مشکل پسند و ادیبانه جکسون,گویی جادوگر سرزمین oz,تقریبا یک ساعت طول کشیده بود تا از کانساس خارج شود.عواملی در این فیلم جدید وجود دارند که به اندازه ی سه نمایش تریلوژی ارباب حلقه ها تماشایی می باشند اما تا اندازه ای بسیار قطعی و ملالت آور بوده اند,بخصوص در اوایل داستان که پیش می رود و احتمالا یک کار مخاطره آمیز می باشد,در عوض"dvd نسخه بسط یافته کارگردان" را پیشنهاد میدهد و میل رغبتی را برای"تدوین خلاصه شده کارگردان" در یک فیلم مجزا با مدت معمولی به وجود می آورد.

جکسون علاقه اش را به فیلم هابیت در اوایل سال 1995 قبل از ارباب حلقه ها بیان کرده بود اما بدلیل مسائل حقوقی پیچیده مانع از پیشروی شده است.زمانیکه کار مخاطره آمیز وارد مجدا زندگی میشود و حتی بحث و مناظره ای زیادی شامل مالکیت,دادخواهی,و نخستین درگیری با فیلم کارگردان"گیلرمو دل تورو" بوده که بعدا منصرف شده است اما اعتبار نمایشنانمه تلویزیونی را همراه با جکسون و شرکای اخیر ارباب حلقه ها(فران والش,فلیپ بوینز) را حفظ کرده است.رمان ابتدا بصورت یک حماسه دو بخش پیشنهاد داده شد و بعد تبدیل به حماسه ای سه بخشی شد و این فیلم هم روش کاری قسمت های پایانی مجموعه های هری پاتر و گرگ و میش را به دنبال تکمیل اشتیاق طرفداران و همچنین خزانه های مالی دنبال کرده است.

از این رو,ابتکار فنی جکسون برای فیلم نه تنها در 3d بلکه در 48فریم هم وجود دارد و درجه استاندارد را دوبرابر می کند.نتایج جالب بوده و بسیار بحث برانگیز خواهد بود اما یک مقایسه اولیه از دو فرمت در برابر تجربه و آزمایش اهمیت دارد,"پرینت در warner bros نشان داده است" در چیزی که"میزان بالایی ار کادر 3d" نامیده می شود,در حالی که در بسیاری از صحنه های بزرگ نمایش درخور توجه می باشد و بطور برجسته شباهت به تصویر تلوزیونی ultra-vivid دارد,شگفت اینکه فیلم را به نگاه عجیب تئاتری بخصوص صحنه های کوچک داخلی در خانه بیلبو بگینز معطف می کند.در این بخش 24فریم و 3d دارای یک کیفیت ساده تر و بطور چشمگیری نمایان تر می باشد.

یکی از دلایل این که "هابیت:سفر غیرمنتظره" مهم جلوه می کند این است که جکسون,داستان را با یک مقدار عظیمی از داستان زندگی مربوط به شخصیت های نزدیک را تکمیل کرده است.برای انجام چنین کاری,جکسون قادر است تا نخست یک مبارزه خیلی بزرگ فراهم آورد,یک مبارزه که در آن یک سلطنت باستانی ثروتمند از دورف ها را در کنار کوه تنها توسط غول های بزرگ ترسناک نابود کرده است,یکی از تنها بازماندگان,ولی عهد تورین می باشد که تلاش می کند سلطنت را اصلاح کرده و داستان را به تصرف بگیرد.

ابتدا,تجارت جعلی در معرفی خدمه مختلط از شوالیه ها وجود دارد که این وظیفه ترسناک را متعهد خواهد شد,13 دورف توسط تورین هدایت می شوند.موی صورتشان,تحمیل کننده تر از عظلات آنها می باشد و توسط جادوگری به نام گاندولف خاکستری(با بازی ایان مک کلن) در سرزمین میانه هدایت می شوند.که با رفتاری ملایم به بیلبو بگینز(با بازی مارتین فریمن)نزدیک می شود و پیشنهاد می دهد که در ماجراجویی سهیم باشد.

جمعیت مهمانان ناخوانده خودشان را در زیرزمین دنج و راحت آماده می کنند و به سرعت خوردن غذا و نوشیدنی را به سلطه می گیرند و در هرحالی جسورانه عمل می کنند.صحبت های کمی از دورف ها به میان می اید و قصد سازنده فیلم,بدست آوردن نمایشش در نیم ساعت یا کمتر توزیع شده است و گویی که,هویت های هر کدام از دورف ها را قبل از پیش بردن سفر مورد آزمایش قرار داده است.بسیاری از انسداد جکسون,آماده سازی ها و ترکیبات در این مقدمه طولانی صرفا بدترکیب هستند و بویژهدر خدمات بطور چشمگیری عاجز از JAPES AND LAM می باشد.

زمانی که سفر طولانی بطور جدی آغاز میشود,مقداری از فیلم به پرداختن داستان زندگی جلوگیری میکند.نخستین نگاه اجمالی از چیزی که اشخاص کمی با آن مواجه می شوند در شکلی از سه غول بزرگ(ترول) جلوه می کند...سرانجام,ساکنان به خانه ای از دوستان گاندولف به نان الروند می رسند....دورف ها و گاندولف به کلیدی برای رسیدن به گنجی که توسط اسماگ محافظت میشود نیاز دارند...اما راهی که در پیش دارند بطور فزاینده ای خیانت آمیز می باشد و گالوم بدخواه و خطرناک با چشمان قلنبه بیلبو را در یک مسابقه معما بکار میبرد(این مطلب بدلیل لو دادن داستان خلاصه شده است)

جکسون مدت زمان زیادی را صرف توده ای از موارد می کند اما محموله ها را در آخرین کشمکش تحویل می دهد که تابحال بصورت بی نتیجه برابر شده اند و تازه(خیلی دیر) بیلبو شروع می کند تا خودش را به عنوان یک شخصیت وارد عمل کند.یکی از حیله گرانه ترین استراژیهای تالکین در کتاب هابیت و طراحی آن برای متوسل شدن به جوانان و بزرگسالان در طول دهه ها,رشد بیلبو که از کودکی به بلوغ رسیده و مسئولیت هارا به گردن می گیرد و ملاحظات اولیه او غیرقابل درک می باشد.آزادمردی که در اولین نگاه به نظر می رسد نقش ملایمی دارد و بطور مشابه در قسمت هایی از داستان رشد می کند,این امیدواری را می دهد که شخصیت برای رشد کردن در دوبخش آتی ادامه خواه داشت.دورف ها به معنایی در نژاد خود زیبا هستند,اما تورین دارای بردباری قوی همانند جانشینی وفادار است و جلوه و شکوه و خودستایی شخصیت را بیش از اندازه تحت فشار قرار می دهد.چیزی وجود ندارد تا "ایان مک کلن" بتواند بیش از این برای متعجب کردن گاندولف با ابهت انجام بدهد اما حضورش به همان اندازه ای که حضار را دوباره مطئن می کند برای جنگاوران دورف لازم و ضروری می باشد.

در حالتی هابیت قابل مقایسه با کاری که جکسون قبلا انجام داده بود می باشد.گروهش در سفرهای کوتاه ارباب حلقه ها تکمیل شده اند و او مجددا با همکاران تریلوژی اصلی مانند: فیلمبردار:ANDREW LESNI ,نظارت گارگردان هنری و تعیین طراح داخلی:DAN HANNAH و بسیاری از تاثیرات هنرمندان و متخصصان فنی از کارگاه WETA به هم پیوسته اند.به علت پیشرفت تکنولوژیکی و تکنولوژی 3D,ودر بسیاری از بخش ها فیلم فراسوی سینمای جدید حرکت می کند و مطمئننا نمایشی در دو بخش بعدی وجود خواهد داشت با نام "نابودی اسماگ" و عنوانی از رمان کامل تالکین(آنجا و بازگشت دوباره) عنوان بندی شده اند.

یکی از امتیازات اثر هاوارد شور,کسی که موسیقی را برای هر سه فیلم نوشت به نحو کارامدی عملیات را در هر ثانیه به عقب می برد.امتیازات پایانی 16 دقیقه اجرا می گردند که مسلما یک ضبط و یا اواخر آن می باشد که زمان کامل اجرا را به شش دقیقه کمتر از سه ساعت می رساند.

به نقل از مووی سنتر

http://moviecenter1....read.php?t=1244

اشک ماجرا موقعی ایه که تاد به اونجر سه و نیم ستاره داده ولی به هابیت سه ستاره

کاش هابیت همون 2 قسمت میموند و پیتر خام بروس وارنر نمیشد

این سه قسمتی شدن کفر منتقدین رو درآورده

تازه مک کارتی و ارجر ابرت و جیمز براد رینلی هم به نقد منصفانه معروفند و هم به طرفداری از ارباب حلقه ها

کاش هابیت همون 2 قسمت میموند و پیتر خام بروس وارنر نمیشد

تازه مک کارتی و ارجر ابرت و جیمز براد رینلی هم به نقد منصفانه معروفند و هم به طرفداری از ارباب حلقه ها

اتفاقا پیتر برادران وارنر رو مجبور به سه قسمت کرده!!

راجر ایبرت کجا طرفدار ارباب حلقه هاست. باز یکم از نقد های لوترش رو بگم تاپیک منحرف میشه. و من به شخصه ایشون رو به نقد منصفانه قبول ندارم.

13 دورف توسط تورین هدایت می شوند.موی صورتشان,تحمیل کننده تر از عظلات آنها می باشد

همه تو کف ریش دورف ها موندن!! :(

ولی من نقد براردینلی رو بیشتر می پسندم. اومده آگاهانه فضای دو داستان هابیت و ارباب حلقه ها رو مقایسه کرده. این که هابیت قبل از جنگ جهانی نوشته شده و لوتر بعدش. و باز این که گفته جکسون عناصر بسیاری را که در متن هابیت نبودند از منابع دیگر تالکین وارد داستان کرده. البته گفته در این کار پیتر و دوستان فیلمنامه نویسش موفق نبودند که من خودم تا فیلمو نبینم نمیتونم نظر بدم.

ضمن علاقه و اشتیاق شدیدی که الان در من وجو داره تا فیلمو ببینم اما این نعمتو خدا بهم داده که جانب انصاف رو هیچ جا رها نمی کنم. بعید نیست براردینلی راست بگه و فیلمنامه هابیت ضعف داشته باشه. و این امتیاز 9 IMDb هم همش به خاطر جلوه های خیره کننده بصری باشه. اما باز هم امیدوارم براردینلی اشتباه کرده باشه.

و اما مک کاتی نه تنها فیلم بلکه کتاب رو هم نقد کرده! به عنوان نقدی که نظرات شخصیشو توش دخالت داده زیاد خوشم نیومد از نقدش.

البته در بعضی چیز ها راست میگه. مثلا این که یکی از نقاط قوت فیلم موسیقی هاوارد شوره. توصیفش از 3 بعدی و 48 فریم هم جالب بود...

تور عزیز ابرت که به لوتر امتیاز88 داد(یعنی 3/5 ستاره از ستاره که امتیاز بسیار بالاییه)

حالا جالبتر قضیه لوتر بود که میرامکس اصرار میکرد در یک فیلم باشه و پیتر میگفت کمتر از دو فیلم نمیشه و انصافا سه فیلم هم کمش بود و بجاش هابیت.چی بگم؟

ممنون از تور و تیسک عزیز که امتیاز دقیقو بهم گفتند.

فارازون جان راجر ایبرت به هیچ کدام از قسمت های لوتر امتیاز کامل نداده.

قسمت اول: 75

قسمت دوم: 75

قسمت سوم: 88

البته میدونم خیلی مسخرست. ایبرت کلا همیشه تو آفساید بوده نقداش.

فارازون جان راجر ایبرت به هیچ کدام از قسمت های لوتر امتیاز کامل نداده.

قسمت اول: 75

قسمت دوم: 75

قسمت سوم: 88

البته میدونم خیلی مسخرست. ایبرت کلا همیشه تو آفساید بوده نقداش.

رفیق ممنون.تور عزیزم گفت

خدمت ایشونم گفتم که 88 امتیاز فوق العاده ایه برای هر فیلم

دوستان به نقد ها اهمیت ندین.

من به عنوان یک طرفدار تالکین هیچ از سه قسمته شدن هابیت بدم نیومد،تازه خیلی هم خوشحال شدم،چرا که سه گانه شدن فیلم باعث میشه به موضوع های بیشتری بپردازه و این برای یک هوادار تالکین یک رویاست.

یک منتقد دریچه محدود و متفاوت خودش رو به روی فیم باز میکنه،اما یک طرفدار با هر ثانیه فیلم به سرزمین میانه و افسانه هاش سفر میکنه،و این مهمتر از جلب توجه عده ای محدوده ،که دیدگاهشون با شما تناقض کامل داره.

جوهر اگر در خلاب افتد(لجن زار) همچنان نفیس است.

نمره منتقدین هابیت بازهم سقوط کرد.از60 به 59

این نقد که تازه منتشر شده، از 5 ستاره 3 ستاره داده،

www.guardian.co.uk/film/2012/dec/09/hobb...ected-journey-review

یکی ترجمه کنه ممنون.!

الان فقط امیدمون به فروش هابیته ، شاید یه فرجی بشه یه کم اوضاع بهتر بشه :(

زحمت ترجمه این سه تا نقد رو کی میکشه؟! لطفا هر چه زود تر از طریق پیغام خصوصی مرا مطلع کنید و اینجا پستی نزنید.

http://www.flickerin...ed-journey.html

http://www.cine-vue....ed-journey.html

http://www.guardian....-journey-review

امتیاز هابیت در دو سایت دیگر هم به پست اول اضافه شد.

خلاصه نظرات منتقدان درباره هابیت:

http://khabaronline.ir/detail/263363/culture/cinema

رابی کالین، منتقد تلگراف دو ستاره به این فیلم تقریبا سه ساعته داده و نوشته: «فیلم پر است از چیزهای عجیب و غریب افراطی که موجب می‌شود اصلا حس دیدن فیلمی تالکینی به شما دست ندهد، انگار کسی در اینترنت متنی نوشته و از کتاب کلی تعریف کرده باشد.»

من که اصلا نفهمیدم چی گفت؟

برادشاو نماهای خارجی فیلم را که در نیوزلند فیلمبرداری شده تحسین کرده و گفته حس مستندواری به این حکایت خیالی می‌دهد اما نماهای داخلی همگی تکراری هستند.

خب خونه بیلبوه.باید دقیقا همون طوری باشه که در لوتر بود پس تکراری بودن یه حسنه نه یک ضعف.

جفری مکناب، منتقد ایندیپندنت نیز به فیلم سه ستاره از چهار ستاره داده و گفته قسمت اول فیلم به این می‌ماند که سوار یک سورتمه شده باشید و با هیجان بسیار در حال حرکت باشید.

«هرچند با وجود تمام دادوفریادها اتفاق خاصی در قسمت اول نمی‌افتد اما سکانس‌های اکشن و طراحی صحنه خیره‌کننده فیلم ستودنی هستند. صحنه تعقیب و گریز با حضور جادوگری با بازی سیلوستر مکوی که سوار بر سورتمه‌ای از خرگوش‌های غول‌آساست تکانی به فیلم می‌دهد.»

این همون مطلب حمیدخانه که خبرآنلاین منتشر کرده.

جالبه جناب مکناب اصلا اسم راداگاست قهوه ای رو نمی دونسته

من شک دارم این جناب مکناب اصلا فیلم رو دیده باشه

آخه حداقل بزار هابیت به امریکای شمالی بیاد تماشاگرا خودشون میتونن بد از خوب و با کیفیت رو از بی کیفیت تشخیص بدن

يكی از كسانی كه فيلم رو ديشب توی فرش قرمز لندن ديده، يه نقدی كرده از فيلم هابيت كه در اون 12 نكته مثبت و منفی رو برشمرده و گفته كه اين 12 نكته، برجسته ترين اشكالات و خوبی های فيلم بودن. ترجمه اين نقد رو جلوتر می تونيد بخونيد. (ترجمه خودمه.)

logo.png

«من ديشب تونستم فيلم هابيت: سفری غير منتظره رو با كيفيت سه بعدی، ولی نه 48fps ببينم و ازش لذت بردم و حالا مفتخرم تا در تاريخ ((12/12/12))، 12 نكته مثبت و منفی فيلم رو بيان كنم. من عاشق اين فيلم هستم و ميخوام اين فيلم رو با همه كيفيت هاش ببينم. و اين برام خيلی سخت بود كه با من همراه بشيد در 12 چيزی كه دوست ندارم و 12 چيزی كه دوست دارم. جلوتر اين نكته ها رو در اسپويلر بخونيد!

نكات مثبت فيلم:

چيزهايی كه دوست دارم:

1. مقدمه: ديدن اره بور با تمام شكوه و عظمتش؛ ديدن تورين جوان و تراندويل؛ يه صحنه كوتاه از اسماگ؛ جالب تر و نگران كننده تر ديدن بيلبوی پير و فرودو درحال آماده شدن برای جشن تولد بيلبو كه به خوبی نشون ميده كه بيلبو چطور نوشتن كتاب سرخ سرحد غربی رو قبل از وقايع ياران حلقه شروع ميكنه.

2. مارتين فريمن در نقش بيلبو: يه بازی فوق العاده. من خيلی وقته كه از طرفداران پر و پا قرضش ام؛ و اون حقيقتاً اين شاهكار رو به نام خودش ثبت كرد.

3. ريچارد آرميتاژ در نقش تورين: بالا رو بخونيد!

4. آواز دورف ها در بگ اند: من همراه آواز "Blunt the Knives" خنده ام گرفته بود؛ ولی "Misty Mountains" اشكم رو درآورد.

5. بازگشت بازيگران: (سر ايان مک كلن، هوگو ويوينگ، كيت بلانشت) و محيط آشنا (هابيتون، ريوندل) از تريلوژی ارباب حلقه ها. اين مثل اين بود كه بعد از يه غيبت طولانی، دوستان قديمی ات رو بتونی دوباره ببينی.

6. برت مک كنزی در نقش ليندر.

7. ترول های سنگی: برت، ويليام و تام. اون ها دقيقاً چيزی بودن كه تالكين توصيف كرده. (نگاه كنيد به پشت صحنه 8)

8. معماهای تاريكی: من اين قسمت رو هم در كتاب و هم در فيلم خيلی دوست دارم. در اين صحنه دوستاره فيلم، مارتين فريمن و اندی سركيس با هم بودن. آيا ما می تونيم به هردوی اونا اسكار بديم؟

9. مبارزه با دارون: (افزوده مترجم: اين قسمت به دليل استفاده از الفاظ نامناسب حذف شده است.) اون گابلين ها هيچ وقت فرصت مقاومت رو نداشتن.

10. موسيقی متن فيلم: فيلم های سرزمين ميانه بدون حضور هاوارد شور مثل يه هابيت بدون غذا و علف چپق می مونن.

11. عقاب ها!

12. آخرين چيز، اسماگ: در صحنه های پايانی اين فيلم برای يه لحظه شاهد اسماگ خواهيم بود كه چشمانش رو باز ميكنه.

نكات منفی فيلم:

چيزهايی كه ممكنه شما دوست نداشته باشيد:

1. نقش كم رادگاست: ما راداگاست قهوه ای رو درحالی كه به گندالف درمورد دول گولدور هشدار ميده، خواهيم ديد؛ ولی مثل اينكه راداگاست رو فقط به اين خاطر توی فيلم آوردن. اميدوارم در هابيت 2 و 3 نقش های بيشتری از اون رو شاهد باشيم.

2. شور بيلبو: بيلبو برای ترک شاير خيلی هيجان زده بود، و اون اموالش رو رها كرد. اما من ميخواستم ببينم كه گندالف مياد و اونو می بره. (افزوده مترجم: منظور اين است كه انتظار می رفت تا بيلبو بگينز با بی رقبتی شاير و خانه و اموالش را ترک كند و گندالف او را به زور با خود ببرد؛ اما او خود بسيار برای اين كار ذوق و شوق داشت!)

3. كوله پشتی بيلبو: الان ميخوام درمورد ماجراجويی بيلبو حرف بزنم. چرا اون يه كوله پشتی داشت؟ ای كاش با كتاب مطابقت بيشتری ميداشت. اون چيز زيادی نداشت جز يه دستمال جيبی.

4. آزوگ: خيلی كارتونی بود و سی.جی.آی اش هم بيش از حد بود. مأيوس كننده بود. بعيد بود كه كاراكترهای سی.جی.آی Weta اينطور از آب دربيان.

5. وارگ ها: بالا رو بخونيد.

6. پادشاه گابلين ها: بالا رو بخونيد.

7. كيف ترول های سنگی: كيف ترول ها يه جوری صحبت ميكرد. ميدونم؛ بيش از حد كارتونی بود؛ ولی من تا به حال نشنيده بودم كه بگن: «اُو آر يو؟» (افزوده مترجم: به جای "هئو آر يو" به معنای "حالتون چطوره")

8. بيلبو و آب دماغ: بيلبو در يه صحنه از فيلم، توسط آب دماغ ترول ها خيس ميشه. به نظرم بدون اين صحنه می تونست خيلی بهتر باشه.

9. نبرد با غول ها: يكی از صحنه های نبرد با غول ها خيلی به صحنه ای از فيلم ياران حلقه شباهت داشت و معلوم بود كه از اون برداشت شده.

10. گفتگوی عقاب ها: عقاب ها هيچ حرفی نمی زدن. من ميخواستم حداقل چهاركلمه حرف بين گندالف و گوايهير بشنوم.

11. نقش كم عقاب ها: ميدونم كه عقاب ها تاكسی نيستن؛ ولی مثل اينكه نقششون در فيلم فقط محدود به نشون دادنشون بالای كوه بلند اره بور بود.

12. ويرانی اسماگ: سری بعدی اش كه ويرانی اسماگ باشه، يه سال ديگه مياد.

منبع: http://www.theonering.net (با اندكی تصرف و تخليص)

به نظرم نكات منفی كه از فيلم گرفته، خيلی مسخره اند. آخه طرز صحبت كردن ترول هم اشكال؟؟!!!

The Hobbit: An Unexpected Journey 2012

B+ 83 | Reviewed by

Lisa Schwarzbaum | Dec 11, 2012

Pic_5goodweb.jpg

زنگ تفریح تمام شد. وقتش است که از سوراخ هابیتی خود بیرون آیید.9 سال پس از اکمال سه گانه ارباب حلقه ها کارگردان پیتر جکسون بازگشته است. پیتر جکسون با هابیت: سفری غیرمنتظره به سرزمین میانه بازگشته است. کتاب هابیت که نوشته جی.آر.آر.تالکین است و داستان آن 60 سال قبل از ارباب حلقه ها اتفاق می افتد، داستان هابیتی به نام بیلبو بگینز و ماجراجویی بزرگ او با 13 دورف است که روایت بازپسگیری پادشاهی ازدست رفته اربور می باشد. بیلبوی کم ریش داستان ]در مقایسه با ریش دورف ها![ در حقیقت همان کارگر "اداره" بی بی سی می باشد که با بازی حیرت آور خود منتقدین را وادار به تحسین کرد.

همه ما یان هلم را به عنوان بیلبو قدیمی ارباب حلقه ها به یاد خواهیم آورد. پا پشمالویی که عموی شخصیت اصلی حماسه، فرودو بگینز (الیجا وود) بود. یادتان هست که فرودو باید حلقه را باز می گرداند...بی خیال! فیلم جدید جکسون روایت همان بیلبو است که در جوانی حلقه را طی یک ماجراجویی اتفاقی پیدا کرد و با خود آورد که سرانجام آن ماجرای فیلم قبلی جکسون را رقم زد. با تکنولوژی های جدید به کاررفته در این فیلم ما شاهد جزئیات فراوانی در خانه بیلبو و درخشندگی وصف ناپذیری از مناظر هستیم که توسط سه بعدی 48 فریم به ارمغان آمده است. جکسون وحشیگری ارک ها و غول های سنگی و همچنین محبت و عشق ساکن در دورف ها را به خوبی برای ما روایت کرده است.

fotostrecke.jpg

ملاقات آن دو در غار گولوم صورت می گیرد وقتی که بیلبو سرگردان از تقلای دورف های از کوره در رفته غلت خوران به او می رسد. آن جاست که بازی پرتنشی از معماهای دلهره آور را شروع می کنند. صمیمیت بین دو رقیب و جدال سرکیس در نقش گولوم و فریمن در نقش بیلبو اوج داستان را می سازد. اینجاست جایی که اضطراب و دلهره واقعی حس می شود. نه تنها در سرانجام بیلبو – که انگشتر طلا را در جیب لمس می کند و اضطراب گولوم رهایش نمی کند- بلکه نتیجه سفری غیرمنتظره که جکسون و تیمش آن را ترسیم کرده اند.

عنوان کامل تالکینی آن هابیت آنجا و بازگشتی دوباره است. من سازنده فیلم را مسئول بازگشت همه ما به سرزمین میانه می دانم. تا دوباره لذت و هیجان را تجربه کنیم. نقش های حیاتی گولوم و بیلبو به تنهایی برای مسحور کردن هر بیننده ای کافی است. آیا جکسون می تواند این سحر و جادو را در دوقسمت دیگر حفظ کند؟ من یکی که خود را در کوهستان مه آلود تالکین و ماجرای بیلبو می بینم....

همراه با تخلیص

منبع

نقد Los Angeles TimesKenneth Turan و Wall Street JournalJoe Morgenstern و Rolling StonePeter Travers دردست ترجمه است و در همین تاپیک قرار میگیره.

همچنین برای نقد مهم و معروف USA TodayClaudia Puig و Washington PostAnn Hornadayکمک لازم دارم.

کاربران محترم قبل از قرار دادن نقد های منتقدان و ترجمه آن ها منو حتما مطلع کنید. ممنون از همکاریتون

فروش رو هم در پست اول اضافه كنيد/

فعلا که یکی زده فک هابیت رو پایین اورده.در سایت نقد فارسی آخرین خبر مربوط به هابیت.آدرس:

naghdfarsi.com

یک سوال:آیا هابیت موفقیت ارباب حلقه ها را تکرار میکند یا افتضاحی مثله بتمن شوماخر میشه؟آیا از دست برادینلی،پالین کین و ایبرت جون سالم بدر میبره؟

فعلا که یکی زده فک هابیت رو پایین اورده.در سایت نقد فارسی آخرین خبر مربوط به هابیت.آدرس:

naghdfarsi.com

یک سوال:آیا هابیت موفقیت ارباب حلقه ها را تکرار میکند یا افتضاحی مثله بتمن شوماخر میشه؟آیا از دست برادینلی،پالین کین و ایبرت جون سالم بدر میبره؟

من ان خبر را خواندم اما اصلا فک هابیت و پایین نیاوردن.!! تنها ایرادی که گرفتن کش دادن فیلم بوده که این واسه ما فن ها یک امتیازه نه مشکل.!!

من ان خبر را خواندم اما اصلا فک هابیت و پایین نیاوردن.!! تنها ایرادی که گرفتن کش دادن فیلم بوده که این واسه ما فن ها یک امتیازه نه مشکل.!!

کاملا با استرایدر موافقم.حرفاشون منطقیه و این برای یه هوادار مطلوبه که فیلم های بیشتر و طولانی تری از آثار تاکین ساخته بشن

راستش قبلا من بازی پیروزی و نبرد در شمال رو گرفتم که یکمی در دنیای تالکین بچرخم

واقعا دوری از این دنیا سخت بود

حالا که بعد مدت ها باز پیتر جکسون که یه فیلمش ده تا فیلم میرزه برگشته اونم با موضوعی جدید و حفظ کادر قبلی و به روز کردن تکنولوژی

جیمز کامرون گفته که پیترجکسون الان در سینما و تکنولوژی اون یه پیشروه

حتی ضعیف ترین کار جدید پیتر جکسون هم که کینگ کنگ باشه یه کار خیلی خوبه در حالی که خیلی ها رو دیدم که طرفدار یه مجموعه فیلم متوسط یا ضعیف باشن

پیتر اینجور استانداردهای سینمای فانتزی رو بالا برده که به چیزی جز قدرت لوتر رضایت ندیم

اون بهترین ها رو جمع کرده تا بهترین هارو ارائه بده

پس به کارش ایمان داشته باشیم

عجله نکنیم فیلم میاد و میتونیم قضاوتی صحیح داشته باشیم

ولی جدای از اون ساختن یه سه گانه جدیدکه مسلما پیترجکسون سعی میکنه حال و هواشو شبیه لوتر دربیاره برای هرطرفدار تالکین و لوتر یه هدیس

هرچی کش دارتر بهتر!!

5 پست آخر به علت انحراف از موضوع تاپیک حذف شدن .

خواهش میکنم قبل ارسال پست ، به نام تاپیک بیشتر توجه کنید .

این هم نقد پیتر تراورس منتشر شده در سایت rollingstone. با تشکر از arshavin

THE HOBBIT: AN UNEXPECTED JOURNEY

:A MOVIE REVIEW BY

rolling-stone-logo-570x141.gif

63/100

PETER TRAVERS

2007_rtn_petertravers3.jpg

بازی معما و طرح چیستان های طاقت فرسا با بیلبویی که حلقه گولوم را دزدیده است و گولومی که "عزیز من" از دهانش نمی افتد هابیت را به فیلم بزرگی تبدیل کرده است که تمام آرزو ها و توقعات شما را از یک فانتزی برآورده می سازد!

قسمت اول سه گانه برنامه ریزی شده پیتر جکسون بر اساس رمان جی.آر.آر. تالکین بانام هابیت، مردم را مجبور به رفتن به سینما ها کرده است.

ابتدا شما باید نگاه به گذشته را از آن دریابیید. هابیت: سفری غیر منتظره یک مدل عجیب و غریب از روایت تاریخ است که پا را از محدودیات فراتر گذاشته و در نسخه 48 فریم (دو برابر استاندارد) منتشر شده است. تلفیق آن با فناوری 3 بعدی باعث شده که فیلم بیش از حد واقعی به نظر برسد بطوریکه صحنه های ساختگی و جعلی –از رنگ آمیزی ها تا پروتز بینی!- نمایان شده است. و این باعث شده است که وقتی شما در سینما هستی انگار پشت سینما خانگی HD خود نشسته اید. سایه های محو و نور خیره کننده-وای! تلویزیون واقعی.

دوم. مسئله زمان فیلم است. 169 دقیقه زمان برای نسخه سینمایی این فیلم زیاد است. این وقتی آزار دهنده است که از این مقدار 45 دقیقه اش ما را با خود به خانه هابیتی بیلبو بگینز می کشاند.(با بازی محشر مارتین فریمن، دکتر واتسون در مجموعه شرلوک بی بی سی.) بیلبو سورپرایز می شود وقتی مهمانان ناخوانده شامل 13 دورف غذاهای اورا در حالی که آواز می خوانند از مری به داخل شکم فشار می دهند. به عنوان یک کار ادبی ، کتاب هابیت یک چهارم ارباب حلقه هاست و 60 سال قبل از آن اتفاق می افتد. پیتر جکسون آن را کشیده است به سه فیلم که هر کدام یک سال می آید و جمعا 9 ساعت هستند.

بیلبو و دورف ها به رهبری تورین سپر بلوط (که به راستی نام بزرگی است و توسط ریچارد آرمیتاژ ارائه می شود.) ماموریت خود را جهت بازپسگیری خانه خود از دست اسماگ اژدها شروع می کتتد. ناگهان همه چیز به هم می ریزد. در این هنگام جادوگر بزرگ گندالف (طبق معمول یان مکلین) وارد کار می شود تا سواران وحشی را وحشی تر کند! ترول ها، اورک ها، گرگها و هیولاهای کوهستان که به خوبی توسط غول های سنگی اجرا شده است ،حاصل کار جکسون و حلقه نویسندگانش، فران والش و فیلیپا بوینز است.

131167407868258590_v7AxJKcv_c.jpg

به عنوان یادآوری برای طرفداران ارباب حلقه ها که در همان سرزمین هستند، جکسون کارهایی کرد که تالکین هرگز تصور نمیکرد، مثل به تصویر در آوردن دوباره ریوندل، شهر الفها و یا مهربانی قابل فهم گالادریل (کیت بلانشیت)، الروند (هوگو ویوینگ) وسارومان (کریستوفر لی). این یک توطئه بیشرمانه و ماست مالی کامل است!

فقط آنچه باعث ارزشمند شدن این فیلم شده موجود عنکبوتی صفت و مجنون گولوم است که بار دیگر توسط اندی سرکیس و جادوی motion capture ارائه شده است. فقط دخالت کامپیوتر در ایفای نقش گولوم توسط اندی سرکیس توجیه آکادمی بود برای اینکه سرکیس اسکار خود را نگیرد. اف بر تو آکادمی! سرکیس از تمام شاخصه های بازیگری یهره جسته و از برخی حتی فراتر رفته است. در اینجا، بازی معما و طرح چیستان های طاقت فرسا با بیلبویی که حلقه گولوم را دزدیده است و گولومی که "عزیز من" از دهانش نمی افتد هابیت را به فیلم بزرگی تبدیل کرده است که تمام آرزو ها و توقعات شما را از یک فانتزی برآورده می سازد. فانتزی ای که قدرت این را دارد تا رویاهای شما را شکار کند. فقط لعنت بر تایمش که یک خورده زیاد است...

متا 58 واقعا کمه... من اصلا فکر نمیکنم که این نقدها و امتیازها مغرضانه نبوده باشه... انگار یهو بین منتقدها مد شده این فیلمو همه جوره بکوبن... یا حتی احتمالات دیگه، مثل حسادت یا تبانی... کی میدونه واقعا؟! مزخرف ترین فیلم ها هم امتیازهای خیلی بالاتری دارن، هرچقدر هم که این فیلم بد باشه 58 حقش نیست واقعا... بعضی از منتقدها اصلا انگار فیلم رو ندیدن، یا سرسری دیدن و هیچ اطلاعی درباره دنیای تالکین ندارن...

من فکر میکنم یسری از این منتقدا که فکر میکنن فیلم حتما باید برای دوره ی قلقلک میرزا باشه تا حتما قشنگ هم باشه یا اینکه فیلم فانتزی رو فیلم نمیدونن فقط درام رو قبوبل دارن از موفقیت های ارباب حلقه ها ناراحت بودن.

این 9 سال رو صبر کرده بودن که همه عقده هاشونو سر هابیت خالی کنن! آخه 58 خیلی کمه دیگه حداقل من فکر میکردم 70 بشه. سر اسکار هم همین میشه ،به هابیت فکر نکنم چیزی بدن تا تلافی اون 18 تا قبلی در بیاد اینا دلشون خنک شه. سر 11 اسکاری که بازگشت پادشاه سال 2003 برد اگه دیده باشید تو مراسم چشم همه داره در میاد از ناراحتی. من نقد کاربرا رو تو IMDb میخوندم همه خیلی راضی و هیجان زده بودن نمیدونم چرا این امتیاز هی میاد پایینتر ما که انتظار نداشتیم موفقیت یاران حلقه رو تکرار کنه ولی اینم باز کمه خب. کلا قضیه بو داره. حالا باید فیلم رو ببینم تا بگم حق با کدوم وره!

من الان این فیلم رو دیدم و با جرئت میتونم بگم که این نقدها همگی مغرضانه بوده. نمیدونم چه مشکلی با جکسون دارن. 48 فریمی بودن فیلم رو به شدت کوبیدن در حالی که این ربطی به فیلم نداره. میگن فیلم رو بخودی کش داده در حالی که اصلا اینجوری نیست. قبل از اینکه فیلم بیاد همه میگفتن چرا زمانش از هر سه قسمت ارباب حلقه ها کمتره حالا میگن چرا انقدر زیاد بود! کمترین نمره ای که میشد به این فیلم داد 80ـه.

به نظر من که همه اين ايرادات احمقانه است اگر فيلم طولانيه براي طرفدارها بهتره مگه هممون نمي رفتيم نسخه اکستند لوتر رو براي چند دقيه بيشتر اش نگاه کنيم حالا بايد ناراحت باشيم که دو تا فيلم شده سه تا و ما بيشتر مي تويم از ديدن سرزمين ميانه لذت ببريم و اگر هم از ۴۵ فريم ناراحتند برن نسخه استاندارد رو ببينن خوبه چکسون بدبخت همه نسخه ها رو گذاشته به نظر من فروش فيلم مهمترازنقد منتقدين هستش فقط به سري توايلايت نگاه کنيد به غير از فيلم اول همه منتقدين قسمتهاي بعدي رو افتضاح نقد کردند با اين حال فيلم کلي فروش کرد و ۵ قسمت از اش ساختن پس اگر فروش خوب باشه مي تونبم اميدوار باشيم فيلمهاي بيشتري از سرزمين ميانه ببينيم و اهميتي به نظر منتقدين نديم

تازه این اولشه.این تازه کوچیکش بود.بیفته دست پالین باید فیلم رو نابود شده حساب کنیم.در هر حال فکر نکنم حتی یاران حلقه هم در شروع از ممنتقدان امتیاز خوبی گرفته بود.هنوز ابودی اسماگ و آنجا یا بازگشت دوباره مونده.

در حقیقت اصلا نقدی نبوده که بخواد مغرضانه باشه دوستان!

ببینید. همه نقد ها اول اومدن گفتن کتاب هابیت نوشته جی.آر.آر.تالکین و بعدش سال انتشار و خلاصه چند خط رو به بیان مطالبی در مورد کتاب گذروندن. دقت بکنید بند دوم اغلبشون در مورد موفقیت های ارباب حلقه هاست. باکس آفیس و اسکارو ... مبحث بعدی توی نقدشون توضیح فیلمه! "گندالف سپید بار دیگر در ماجراجویی شرکت می کند و این بار هابیت ما با 13 دورف برای باز پسگیری..." همین! من به این نمیگم نقد دوستان! این که منتقد بیاد یک سری اطلاعات کلی از فیلم و کتاب و داستان فیلم بده که نقد نیست. یا مثلا منتقد میگه من از 48 فریم خوشم نمیاد. خب این که نقد نیست. تو نقد هایی که تاحالا گذاشتم به شخصه از نقد جیمز براردینلی خوشم اومد. اونه که نقد کرده. هم نقاط مثبت هم نقاط منفی.

و البته قابل ذکره این که تمام منتقد ها مسحور دوئل گولوم و بیلبو شدند ما رو مطمئن میکنه که این جکسون همان جکسون ارباب حلقه هاست. گرچه شاید فیلمنامه به قوت و قدرت ارباب حلقه ها نباشه. اما این دلیل نمیشه که شاهکار بودن فیلم رو زیر سوال بود. همونطور که منتقدها در این رابطه گفتن:

فقط آنچه باعث ارزشمند شدن این فیلم شده موجود عنکبوتی صفت و مجنون گولوم است که بار دیگر توسط اندی سرکیس و جادوی motion capture ارائه شده است.

اینجاست جایی که اضطراب و دلهره واقعی حس می شود. نه تنها در سرانجام بیلبو – که انگشتر طلا را در جیب لمس می کند و اضطراب گولوم رهایش نمی کند- بلکه نتیجه سفری غیرمنتظره که جکسون و تیمش آن را ترسیم کرده اند.

این صحنه معماها یکی از صحنه هاییست که منتقد ها به سحر و قدرت آن اعتراف کردند.

دومین نقطه قوت مسلم این فیلم که باز اغلب منتقد ها به اون اقرار کردند اینه که پیتر جکسون همانند ارباب حلقه ها تمام فاکتور های یک فیلمنامه روایی رو رعایت کرده و اون ها رو تقویت کرده. یعنی اقتباس از مرجع را به درستی انجام داده و در سیر فیلمنامه اش کاراکتر ها را به خوبی به ما شناسونده. همین که مخاطب ارتباط خوبی با 13 دورف و یک هابیت و مقداری الف برقرار کنه برای محبوبیت جهانی این فیلم کافیه. به نقل از خود منتقد ها:

جکسون وحشیگری ارک ها و غول های سنگی و همچنین محبت و عشق ساکن در دورف ها را به خوبی برای ما روایت کرده است.

پویایی صحنه های دراماتیک جکسون به این خاطر است که صحنه های نبرد را از عظمت قهرمانانش پر کرده است. او موفق به دست یابی کامل به داستان کتاب در فیلمش شده است.

ضمن این که اغلب منتقدها و حتی خود مردمی که فیلم رو دیدند به قدرت بالای جکسون در بازسازی صحنه ها مثلا به نمایش در آوردن ریوندل اقرار کردند.

این ها چیزهایی بود که هرچقدر هم بابتش پول بگیرن تا نظر مخالف بدن یا هرچقدر هم متنفر باشن از جکسون و بخوان فیلمش رو بکوبن نمیتونن منکر آن ها بشن.

همین صحنه ها و نقاط قوت ارزش داره و میشه بهونه ای باشه که به هابیت: سفری غیر منتظره نمره بالای 70 بدیم. این منتقدی که اومده به هابیت 35 داده یا 50 و نقدش به زودی ترجمه میشه هیچ دلیل متقنی نداره برای این نمره اش مگر غرض شخصی. این که 45 دقیقه از فیلم در خانه بیلبو بگذره شاید از نظر دانش تئوریک منتقد ها گزافه باشد و خسته کننده اما این تایم هم می تواند پر از نقاط نورانی باشد. این صحنه ها نه تنها نمیتوانند باعث رکود فیلمنامه شوند بلکه جدال بین بیلبو بگینز و بیلبو توک را نشان می دهد و سرانجام این که کدام باعث شد همچین ماجراجویی شروع شود. این که جکسون 45 دقیقه روی این موضوع توک و بگینز تاکید می کند دلیلش آن است که می خواهد در قسمت های بعد نشان دهد که گاهی رگ بگینزی بیلبو به او غلبه پیدا می کند که عواقبی دارد و نیز برخی جاها رگ توکی باعث صحنه هایی شگفت انگیز از یک هابیت می شود.

بنابراین دیدیم که این 45 دقیقه می تواند یک 45 دقیقه حساس و حیاتی و سازنده برای سه گانه جکسون باشد.

در 48 فریم هم چون خودم ندیدم و احتمالا هم موفق به دیدنش نشم اظهار نظری نمیکنم فقط باید جکسون مواظب باشه چون 48 فریم خیلی از نقوص تصویر رو نمایان میکنه. مثلا جلوه ویژه مصنوعی با 48 فریم خیلی مصنوعی تر میشه. از این بابت کار برای جکسون خیلی سخته. البته پیتر هدفش این بود که به تمام جهان و جهانیان بگه که اگر فیلمی بخواهد با نهایت قدرت و تکنولوژی های زمان خود ساخته شود آن فیلم قطعا حوادث سرزمین میانه و در واقع مستندی از دنیای تالکین آردا است.

این خلاصه جواب من بود به منتقدهایی که حرف زیادی زدند!

هجمه منتقد ها به یکی از شاهکار های سال 2012 واقعا بی سابقه است...

جدای از این ها این جمله تراورس یعنی چی؟! :دی

به عنوان یادآوری برای طرفداران ارباب حلقه ها که در همان سرزمین هستند، جکسون کارهایی کرد که تالکین هرگز تصور نمیکرد، مثل به تصویر در آوردن دوباره ریوندل، شهر الفها و یا مهربانی قابل فهم گالادریل (کیت بلانشیت)، الروند (هوگو ویوینگ) وسارومان (کریستوفر لی). این یک توطئه بیشرمانه و ماست مالی کامل است!

منم فیلمه رو دیدم و اصلا در حین تماشاش خسته هم نشدم و فیلمی که تقریبا 3 ساعت بود رو در حین تماشا حس کردم این فیلم 1 ساعته است، یعنی اینقدر خوبه.

بنظر منهم واقعا فیلم هابیت حقش نیست که متای 58 رو بگیره ، واقعا حقش نیست. به نظرم منتقدا همشون دست به یکی کردن تا فیلمه رو بکوبن . مثلا اگه مدت فیلم طولانی باشه باید امتیاز کم بدن، خیلی احمقانه ست . یا بیشتر در مورد 48 فریم گیر دادن و کم بهش دادن که اینم احمقانه ست ، قضیه بو داره.

فیلم ها ضعیفی همچون 30 دقیقه ی بامداد ، شوالیه ی تاریکی (این فیلمه رو بیشتر کاربران ایرانی ضعیف دونستن) ، آرگو که امتیازات بالایی از 80 رو گرفتن پس چطور میشه فیلم هابیت کم گرفته با اینکه به مراتب خیلی از این سه تا فیلمی که گفتم در هر سطحی بالاتر هستش. قضیه بو داره. بوی عجیبی هم داره.

به نظرم فیلم نباید متاش کم میشد و اغلم 70 رو بهش میدادن و غیر منصفانه هستش . آخه منتقدی که میای از 48 فریم گیر میدی و مدت زمان فیلم این میشه نتقد کردن؟!

خب اگه فیلمه ضعیف بود ، میگفتم فیلمش ضعیفه ولی اصلا هم ضعیف نبود برعکس فوق العاده بود فیلمش.تنها مشکل فیلم هم شخصیت راداگاست بود اون کسی که سورتمه با خرگوش ها میره تنها مشکلش همین بود که منتقدا هیچ اشاره ای بهش نکردن. فکر کنم منتقدا اصلا فیلمه رو نقد نکردن و فقط اومدن گیر بدن به 48فریم فیلم.

بذارین یه نکته ای در مورد اکثر منتقدا بگم، که البته جدیه و فقط ناشی از عصبانیت نیست.

ببینید منتقدا - البته بیشترشون - ذاتا آدمای ضعیف النفسی هستند، و من منتقد منصف خیلی کم دیدم! (به طور مثال تو ایران اصلا نداریم! و اگه احیانا نقد منصفانه ای دیدین هم بدونین طرف منتقد حرفه ای نیست، یه علاقمند سینماست که نظرش رو در مورد فیلمی نوشته!)

این که گفتم ضعیف النفس اند، منظورم اینه که چشم دیدن موفقیت دیگران رو ندارن، و همچنین تو خودشون هم توانایی رسیدن به موفقیت رو نمیبینن، از طرفی خیلی هم به شهرت علاقه دارن، بنابراین روش دیگه ای را برای رسیدن به شهرت و موفقیت انتخاب میکنند: بدگویی از افراد مشهور و منتقد در لباس نقد! کسانی که به طور حرفه ای منتفد میشن، موفقیتشون رو در این میبینن که نظری مخالف بقیه بدن، تا متفاوت به نظر برسن، که بهترین روشش هم بدگویی و گرفتن اشکال های بدون پشتوانه منطقی از فیلم هایی هست که استقبال وسیعی ازشون شده. (توجه کنید که منتقد از مصدر انتقاد ساخته میشه، نه نقد، و تفاوت اینا خیلی زیاده، و این نشون میده که منتقد کسیه که انتقاد میکنه یعنی نکات منفی و اشکالات رو گوشزد میکنه؛ و متاسفانه در این مورد نه انتقاد دوستانه و سازنده، بلکه نقدی که از دلایل و احساسات دیگری نشات میگیره.)

البته باز هم میگم، این نکات کلی بودن و استثناهایی هم داریم!

ببخشید یکم دیر شد.

نقد نشریه نیویورک پست که امتیاز 75 رو داده:

NY%20Post_reduced.jpg

By LOU LUMENICK

Posted: 2:31 PM, December 11, 2012

hobbit.jpg

هابیت: سفری غیر منظره ارزش سه ساعت ماجراجویی را داشت

"تمام داستان های خوب نیازمند تزیینات هستند" جمله ای از گندالف در اوایل هابیت: سفری غیرمنتظره پیتر جکسون.

این شاید دلیل این حماسه بلند و 270 میلیون دلاری است.

اولین قسمت از سه گانه 9 ساعته برگرفته از کتاب 300 صفحه ای جی.آر.آر. تالکین که مقدم بر داستان ارباب حلقه هاست می باشد و قطعا چشم های زیادی را به خود خیره خواهد کرد و طرفداران را خشنود خواهد کرد. همچنین شاهد شوخ طبعی های اضافی هستیم که در ارباب حلقه ها وجود نداشت.

این فیلم را می توان حماسه ای خواند که تحسین کسانی را در پی خواهد داشت که فکر میکنند مهم ترین چیز در باره یک اقتباس سینمایی وفادار بودن به متن است. این را از روی احساسات شخصی نمی گویم.

هوشمندانه ترین حرکت جکسون استفاده از بازیگری دلپذیر و مسرت بخش مارتین فریمن در نقش مرکزی این حماسه بود. جوانی های بیلبو بگینز، 60 سال قبل از ماجرای حلقه.

فریمن نسبت به الیجا وود در ماجرای حلقه که در ساخت داستان، فرودو نام گرفت، ارتقا عمل پیدا کرد. جایی که بیلبوی پیر (یان هلم) در ماجرای او بی اثر نبود. بیلبو توسط گندالف استخدام می شود. گندالفی که توسط یان مکلین برای ماموریت برادر زاده بیلبو یعنی فرودو حاضر شد. (در فیلم، 60 سال بعد!)

جادوگر داستان به همراه 13 دورف در خانه بیلبو حاضر می شوند. دورف هایی که به غیر از رهبرشان، تورین سپر بلوط (ریچارد آرمیتاژی که خوب بود اما ویگو مورتنسن نمی شد) با یکدیگر تفاوت محسوسی ندارند.

دورف ها به مهارت بیلبو در عیاری و راهزنی نیاز دارند تا بتوانند راه خود را از موانع باز کنند و سرانجام کنترل دوباره قلمرو ازدست رفته شان، اربور را باز پس بگیرند. قلمرویی که توسط اژدهایی به نام اسماگ مورد حمله قرار گرفته بود.

hobbit4.jpg

پس از تقریبا 1 ساعت از فیلم که بیشتر حال کمدی و موزیکال داشت، نبردها به طور جدی شروع می شود. و با سربریدن گابلین ها و سلاخی اورک ها به قدر کافی، محدودیت PG-13 را برای فیلم به ارمغان می آورد.

کارکردن روی کتابی که یک پنجم حجم کتاب ارباب حلقه ها را دارد باعث شد که پیتر جکسون و دوستان فیلمنامه نویسش یعنی فلیپیا بوینز و فران والش فیلمنامه را با پی نوشت های کتاب ارباب حلقه ها توسعه بدهند که نتیجه اش موجودات وحشتناکی مانند آزوگ می باشد.

ملاقات مختصر و اقامت کوتاه گروه در ریوندل توجیه خوبی برای وجود الروند، گلادریل و سارومان در کنار همدیگر نبود. این اشتباه را به برکت وجود دوباره اورلاندو بلوم در نقش لگولاس می بخشیم.

البته بازگشت گولوم برای ما بسیار مسرور کننده تر بود.کسی که در راه بیلبو سبز شده و وظیفه اش وارد کردن حلقه جادویی سائورون به حماسه است.

به طور کلی 2 ساعت آخر فیلم پر از ماجراها و داستان های جالب بود. به عنوان یک مثال عینی می توان از زنده کردن کوهستان توسط جلوه های ویژه خارق العاده در یک صحنه از فیلم یاد کرد.

23848_12_peter_jackson_is_meh_toward_the_panning_of_his_48fps_hobbit_footage_will_stick_to_24fps_for_trailers-300x184.jpg

جکسون تکنولوژی جدیدی را توسط فیلم هابیت به ما معرفی کرده است که در 400 سینمای ایالات متحده اجرا خواهد شد. 48 فریم در ثانیه یعنی دو برابر نرخی که از سال 1920 به عنوان یک استاندارد سینمایی برای پروژه های بزرگ شناخته شد.

هدف اصلی این تکنولوژی این است که حس واقعی بودن فیلم را ارتقا دهد و به تصاویر حالت زنده تری ببخشد،وضوح بیشتری به افکت های سه بعدی بدهد و ماتی و کدری تصویر ناشی از حرکت تند دوربین را ترمیم کند.

از نظر چشمان من حرکت سریع در نسخه 48 فریمی (من 24 فریم را ندیدم) یک جورایی نامنظم نشان می داد. مخصوصا وقتی در شات های طولانی قرار میگیرد. مشکل بزرگتر آنست که بیشتر شبیه یک ویدئوی با کیفیت بالا است تا یک اثر سینمایی.

سلام ..این نظر من

بعضی چیز ها توی زندگی هستن که کسی نمیتنه براش ملاک قرار بده و بگه خوب یا بد! چون هرکسی یه نگرش خاص به اون داره..چه بسا اگه هابیت زمان ش دو برابر بود همه ما خیلی لذت بیشتری میبردیم ولی یک منتقد مفت خور فقط میدونه این فیلم بر اساس کتاب هابیت ساخته شده مثلا اگه توی ارباب حلقه ها پیتر جکسون تام بام بادیل اضافه میکرد چقدرخوب میشد! من همیشه دوست داشتم ببینمش ولی یک منتقد قدرت درک این موضوع رو نداره..از ریز ماجرا خبر نداره به لطایف فیلم پی نمیبره اون فقط قادر از خارج به فیلم نگاه کن و اون رو با یک فیلم که نویسنده ش تو دو روز فیلمنامه شو نوشته مقایسه کنه..از مغز فیلم بهره ای نبرده مثل همه مشاغل، من دلیلی نمیبینم که بگم کسی که شغل ش ماشین درست کردن ،ماشین سوار خوبی هم باشه...

اولین نقد یک منتقد ایرانی از فیلم هابیت:

اگر به دنبال لذت بردن از دنیای تکنولوژی و تحیر از اوج بکارگیری جلوه های ویژه در فیلمی هستید، به شما پیشنهاد می کنم که تماشای فیلم هابیت را از دست ندهید. چون حقیقتا در این فیلم با صحنه هایی مواجه می شوید که به مانند ادعای گروه سازنده، در فیلم دیگری ندیده باشید. فیلمی با تکنولوژی سه بعدی که تماشای آن بر پرده سینما سهم عظیمی در جذاب تر نمودن آن خواهد داشت.

4625_caffecinema.com_.jpg

فیلم هابیت در ادامه ماجراهای جذاب سه گانه پرفروش و تحسین شده ارباب حلقه ها و بر اساس رمانی به همین نام ساخته شده و قرار بوده که بیننده را به هیجانی فراتر از آن سه فیلم برساند. اما این که تا چه حد در این مرحله موفق بوده، جای بررسی و دقت بیشتری دارد. اولین چیزی که با تماشای فیلم بسیار خودنمایی می کند، این مساله جذاب می باشد که چگونه می توان بدون حضور سوپر استار های سینما فیلمی جذاب و تماشاگر پسند ساخت؛ امری که می تواند درسی برای کلیه فیلم سازانی باشد که علی رغم حضور انبوهی از ستارگان در فیلم هایشان باز راه به جایی نمی برند. در این فیلم ما واقعا با هیچ ستاره ای روبرو نیستیم و حتی از حضور اکثر بازیگرانی که با همین سه گانه قبلی نیز به شهرتی رسیدند، خبری نمی باشد. در واقع اگر حضور هنرپیشه ایفاگر نقش گاندالف، حضور کیت بلانشت در چند سکانس، کریستوفر لی و الیجا وود در یک سکانس و برخی دیگر را در همین اندازه نادیده بگیریم، فیلم دیگر از هیچ هنرپیشه مطرحی بهره نبرده و حتی از اورلاندو بلوم نیز خبری نیست. پس تکلیف ما با فیلم روشن است و با فیلم ستاره محوری روبرو نیستیم و قرار است فیلم به شیوه های دیگری بیننده را با خود همراه نموده و خاطره آن سه گانه افسانه ای و فروشش را تکرار نماید؛ پس تنها می ماند سهم قصه و فیلمنامه و حضور جلوه های ویژه.

شاید کارگردان باهوشی چون پیتر جکسن بنا داشته فیلم را با داستان پر پیچ و خم و جذابی که قصد روایتش را داشته به پیش برده و فرصت پلک زدنی را هم به تماشاچی ندهد. اما به واقع جدای از لحظاتی که به تماشای فیلم نشسته ایم، در بررسی دوباره داستان فیلم و بعد از پایان فیلم نیز به پاسخی دقیق برای این مساله نمی رسیم.

به راستی داستان فیلم چه بود؟ خب می توانیم با توجه به دقایق ابتدایی فیلم و فلاش بکی که به حدود شصت سال قبلش زده می شود داستان فیلم را روایت پیش درآمدی بر ماجراهایی بدانیم که پیشتر و در سه گانه قبلی دیده ایم. اما حالا با پایان فیلم و روشن تر شدن ابهام قصه، با وضع پیچیده تری روبرو می شویم. چرا که وقتی سالها با سه گانه عظیمی به نام ارباب حلقه ها روبرو بوده و هر فیلم را با انتظار دیدن نسخه بعدی به سر برده ایم، شاید انتظار غریبی نباشد که بخواهیم در ادامه و حتی در روایت چگونگی ماجرای این حلقه جادویی با داستان های پیچیده تری روبرو شویم؛ که شاید انتظار می داشتیم که حلقه به این شکل ساده و بر اثر بدشانسی موجود نگون بختی به نام گالم – که شرح ماجراهایش را در سه گانه دیده ایم- به چنگ هابیت نیفتاده باشد، تا ذره ای از تاثیر عظیم ماجراهای سه گانه در ذهن ما کاسته نشود. خب ممکن است برخی هم این امر را ناشی از کتاب و داستان اصلی تولکین در نظر بگیرند. اگرچه این دلیل هم شاید تا حدی منطقی به نظر برسد اما نمی تواند توجیه کننده سهم فیلمنامه نویس در به فیلمنامه درآوردن ماجراهای این فیلم باشد؛ چرا که حتی اگر بخواهیم اقتباس جکسون را وفادارانه نیز بدانیم، نباید ازسهم گروه سازنده فیلم در جذاب تر نمودن و به تصویر کشیدن کلمات، جملات و سیر وقایع یک رمان، چشم پوشی نمود.

فیلم در شروع سکانس فلاش بک و رویارویی بیل بو و گاندالف و سکانسی طولانی که همان شب و در خانه هابیت می گذرد، صحنه هایی را می آفریند که کمی بیننده را بر اساس تکنیک های جذاب تصویری به کار گرفته شده و لحن موزیکالی که فیلم پیدا کرده، به وجد می آورد. اما بعد از این بخش ها تا زمان بسیار طولانی دیگر با هیچ حادثه ای روبرو نشده و تنها گاهی با رویارویی آنها با غول های بی شاخ و دم، بیننده تکانی در صندلی به خودش می دهد که هیچکدام این تک حادثه ها، هیجانی را که در مشاهده سه گانه قبلی حس کرده، ایجاد نمی کنند. بیایید این صحنه ها را مقایسه کنیم با اوایل فیلم سه گانه اول و صحنه هایی که سه هابیت در حال فرار از دست سواران سیاه پوش بوده و در میخانه ای از ترس جانشان پناه گرفته اند و هیجان بیش از حدی که از حس تعلیق موجود در این صحنه و با همراهی آن موسیقی جادویی، به بیننده انتقال می یابد.

در واقع این سطح توقعی است که خود پیتر جکسن با فیلم هایش در ما ایجاد کرده و هر بار ما را به انتظار دیدن صحنه های غریب تری به سالن سینما و یا دیدن فیلم در سینمای خانگی می کشاند. برای مثال از صحنه های جذاب این فیلم می توان به سکانس کمک گرفتن گاندالف از عقاب ها اشاره کرد که بیننده براستی به همراه عقاب ها بال می گشاید و در همراهی بیل بوی هابیت، کمی محکم تر در صندلی اش می نشیند که مبادا به پایین پرت شود! حقیقتا که در جذابیت این صحنه ها و غول هایی که خلق شده اند و یا سر دسته اورک ها، آزوگ و یا جذابیت همیشگی گالم نمی توان ذره ای تردید داشته باشیم، که هر بیننده ای را در سراسر این صحنه ها به تحسین جلوه های ویژه فیلم و گروه سازنده وا می دارد و حتی گاها این تاثیر بیش از حد، باعث پرت شدن بیننده از فضای فیلم به بیرون و تامل او در چگونگی خلق این صحنه های شگفت می گردد.

اما همه اینها نیز نمی تواند کند چرخیدن چرخ ماجراهای فیلم را توجیه نماید. در واقع تا حدود دو ساعت از فیلم جز با همان تک ماجراهای کوتاه، با حادثه ای جدی روبرو نبوده و گاهی احساس رخوت و خواب آلودگی نیز به سراغ تماشاچی می آید و تنها می توان از حدود نیم ساعت پایانی فیلم به عنوان زمانی که در تمامی لحظات، فیلمساز تمرکز بیننده را بر روی اتفاقات در حال رخ دادن بر پرده معطوف داشته، نام برد. اما آیا یک فیلم می تواند تنها بر پایه جلوه های ویژه و پیشینه جهان پسندش بگیرد و از دیگر عوامل موثر در جذابیت یک فیلم مثل سهم ستاره ها و داستانی سراسر جذاب چشم بپوشد؟

ظاهرا این فیلم با عنوان کلی هابیت: یک سفر غیر منتظره بخش اول از سه گانه جدیدی است که در پایان فیلم، باز شدن چشم اژدهایی نوید از ماجراهایی در نسخه بعد را می دهد. شاید هم لحن کشدار فیلم ناشی از همین کمبود مصالح رمان اصلی و بسته بودن دست گروه سازنده در ساختن سه فیلم بر اساس این رمان باشد. باید به انتظار نشست و دید که نسخه های بعدی تا چه حد می تواند سطح توقع بینندگانی را که سالیان طولانی است با دنیای فیلم های پیتر جکسن خو گرفته اند، راضی نماید.

پ.ن : در صحنه ای از فیلم قهرمان فیلم که به شدت توسط دشمن زخمی شده و در حال مرگ است در پی درخواست کمک گاندالف ازعقابها، توسط چنگال های عقابی به آرامی از زمین بلند شده و به محلی امن برده می شود. در میانه راه نماهایی که از پرواز این عقاب و نمایش چنگال هایش که کمی خسته شده و پیکر قهرمان را در میان چنگال هایش کمی به اصطلاح از این دست به آن دست می کند، بسیار خاطره انگیز است. اوج این صحنه جایی است که عقاب پیکر او را کاملا بر سطح زمین قرار داده و با افتادن شمشیری از میان چنگال های عقاب معلوم می شود که حتی آن را هم با خود آورده بوده است...

پاریس-سعید والی زاده-کافه سینما

هابیت : یک سفره غیر منتظره

کارگردان و تهیه کننده : پیتر جکسون

منتقد : پوریا صادقی

-----------------------------------------------------------------------------------------------

امسال سال عجیبی بود ، انگار تمامی بزرگان برای امسال صبر کرده بودند تا یکباره همگی با هم خود را به نمایش بگذارند و به مخاطبان اجازه دهند تا ببیند و قضاوت کنند ، از ریدلی اسکات تا کریستوفر نولان و حالا پیتر جکسون ، در این روزها مگر می شود از وسترن زیبای جنگو تارانتینیو نیز نام نبرد ؟ مگر می شود در انتظار شعر زیبای بینوایان نبود ؟ این روزها روز فیلم است و امسال سالی بزرگ در عرصه سینماست ، حداقل سالی بزرگ برای طرفداران سینما ، و کارگردانان محبوب آنهاست . در این نقد می خواهم بدون پرده بگویم ، هابیت جکسون بهانه ایست تا از امسال و واکنش ها و نظرهای شخصی خودم درباره فیلم های اکران شده بگویم و آن را با دوستان در میان بگذارم .

امسال از همان اول با هزار شوق و انتظار شروع شد ، برای بیش از یک فیلم که انتظارات حداقل خود من از آنها بسیار بالا بود و تنها طلب یک چیز را داشتم ، لذت بردن از دیدن یک فیلم ، نه صحبت های کوبنده می خواستم و نه تفکرات انتقادی و نه ... یک دید محصور کننده که مرا مجذوب خود کند و مرا تا آخر با خود همراه سازد ، اولین فیلمی که به سراغ آن رفتم فیلم Prometheus استاد ریدکی اسکات رفتم ، فیلم جالب بود و برای من سوال های زیادی را مطرح کرد ، ولی چیزی در آن پیدا نکردم ، نه اشتباه نکنید ، منظورم پاسخ به سوالاتش نبود ، منظورم فیلم بودن است ، چیزی نبود که مرا مجذوب خود کند ، شاید سوال هایی در ذهنم شکل گرفت ولی فیلم آنچنان به جلو نمی رفت که بخواهد مرا به دنبال خود بکشاند و همین مسئله اشتیاق من برای ادامه این فیلم را بسیار پایین آورد .

بعد از آن و می توان گفت به صورت اتفاقی فیلم انتقامجویان مارل به دستم رسید ، فیلمی با کلی رنگ و حرف و تبلیغ و فروش ... این فیلم اولین فیلم سال بود که توانست مرا تا حدی سرگرم کند ، هدف فیلم همین بود ولی باز چیز شگفت انگیزی در آن وجود نداشت که مرا مجذوب خود آن کند .

بعد از انتقام جویان و بعد از ماه ها انتظار ، بالاخره آخرین اثر استاد بزرگ ، کریستوفر نولان به دستم رسید ، با هزار شوق و ذوق پای آن نشستم ، فیلم فیلمه زیبایی بود ، از 3 ساعت زمان آن لذت بردم ، ولی این چیزی نبود که من از استاد نولان توقع داشتم ، هنوز طمع دیالوگ های شهرت در زیر زبان من است ، هنوز جوکر بمن می خندد و هنوز در خواب تلقین را پیدا می کنم ، ولی شوالیه تاریکی برمیخیزد آن چیزی نبود که نولان در تمامی آثارش عرضه می کرد ، اثر اثری زیبا بود ولی خاص نبود ، شاید بگوییم سطح توقع من بسیار بالاست ، نه توقع یک شاهکار عظیم یا هر صورت دیگری که فکر می کنید نبود ، من با دیدن تریلر های فیلم مجذوب آن شده بودم و می دانستم نولان اگر بخواهد می تواند یک خاطره دیگر را بوجود آورد ، ولی اینطور حداقل برای من نشد .

سپس گذشت و گذشت و گذشت ، فیلم های رنگارنگی را دیدم و هر روز خسته تر از دیروز ، تا حالتی که چند وقتی سینما را کنار گذاشتم ، چیزی که ارزش داشته باشد پیدا نکردم و حتی از فروم سایت هم دور شدم ، جانی نمانده بود که بتوان ادامه داد . پس از وقت ها امروز در سایت دانلود فیلمی که در آن عضو هستم ، در پی یافتن فیلم looper که بسیار تعریفش را شنیده بودم ، بودم ! که چشمم به کیفیت مناسبی از هابیت افتاد . همانند فرد تشنه ای در بیابان که سراب می بیند ، بدون وقفه شروع به دانلود هردو کردم ، پس از اتمام کار و برگشت به خانه ، آبی به صورت نزده و لباسی عوض نکرده شروع به تماشای دنیای استاد جکسون کردم .

شاید به خاطر تشنگی بیش از حدم بود که این فیلم بیش از آنچه فکرش را می کردم به دلم نشست ، هابیت جکسون شاهکار نبود ، حتی الگو داستانی آن به جدیت ارباب حلقه ها نیست ، حداقل قسمت اول فقط ساز از یک ماجراجویی دیدنی می زند و بس ، ولی همین ماجراجویی چنان دلنشین است که من از لحظه لحظه این فیلم لذت بردم و به شدت تشنه قسمت های بعدی آن شدم ، حقیقت ماجرا این است که جکسون با ارباب حلقه ها ما را وارد دنیای تالکین کرد ، ما را با آن وقف داد و زیبایی های آن ، جذابیت های آن ، دنیای بزرگ آن را به رخ ما کشید و ما هم مات و مبهوت به دیدن آن نشستیم ، حال چطور فیلمی بنام هابیت ، که از همان سازنده و همان گوینده داستان است ، می تواند ما را همراه خود نکند ؟ این از هنر دو نفر سرچشمه می گیرد ، هنر نمایشی جکسون و هنر داستان گویی تالکین ، این دو عنصر در کنار هم قدرتی به زیبایی رویاهای ما میگیرند و بیش از آن چه انتظارش باشد دلنشین می شوند .

قسمت اول هابیت زمان بسیاری دارد ، اگر همانند من تشنه عناصر کارگردانی جکسون و داستان سرایی تالکین نباشد حتما این زمان طولانی شما را اذیت خواهد کرد ، ولی اگر مثل من از طرفداران پر و پا قرص باشید ، از آن کاملا لذت خواهید برد .

همانند ارباب حلقه ها ، بازهم جکسون هنر خود را یکبار دیگر اثبات می کند و عناصر را همانقدر که لازم است در کنار هم قرار می دهد ، موسیقی فیلم گرچه کاملا جدید و ارجینال نیست ، ولی کیست که از همان موسیقی ارباب حلقه ها دوباره لذت نبرد ؟

بازیگران نیز به خوبی انتخاب شده اند ، مخصوصا بازیگر نقش بیلبو بگینز ، مارتین فریمن . فریمن به زیبایی در این نقش شکل گرفته و نمی توان کسی جز او را برای این نقش در نظر گرفت ، نقش های جدید از جمله تورن نیز در جایگاه خود و نقششان به خوبی شکل گرفته اند و دنیای زیبای تالکین باری دیگر به همان روشنی و جذابیت قبل از زبان استاد جکسون بیان میشود .

با اطمینان کامل و اشتیاق بسیار منتظر قسمت های بعدی این اثر هستم ، یکی از ذکاوت های جکسون در این قسمت ایجاد شوق و نشان دادن عظمت هاییست که در قسمت های بعد خواهیم دید . مطلقا نشان دادن جنگ عظیمی کوتوله ها که در آن پدر ترون کشته شد آماده سازی مخاطبان اثر برای اتفاقات بزرگ بعدی خواهد بود ، همچنین صحنه حمله اسماگ نیز شوق ما را بیشتر خواهد کرد .

در پایان بهتر است بگویم که به دلایل زیادی مطمئنا هابیت به زیبایی و عظمت ارباب حلقه ها نخواهد بود ، حتی اگر جکسون هم بخواهد و تمام سعی خود را بکند ، بازهم ارباب حلقه ها از جدیت و عظمت بیشتری برخوردار است ، ولی به هرحال و در هر حال ، از هنر جکسون نمی توان گذشت و خوشحالم که باز کاری کرد که حداقل طرفداران او بازهم با دنیای آشنایشان دیدار کنند ، حداقل من از سه گانه شدن هابیت بعد از دیدن اولین قسمت آن بسیار خوشحال هستم که این دنیای زیبا و داستان جذاب ، به اون زودی ها تمام نخواهد شد .

پیوست 1 : نظر های اینجانب در مورد آثار دیگر کاملا شخصی بوده و قصد هیچ گونه توهین به این آثار و طرفداران آن ها وجود ندارد .

پیوست 2 : بعد از دیدن فیلم هابیت ، نتونستم از دیدن فیلم looper بگذرم ، و اون رو دیدم و به دوستان پیشنهاد می کنم این اثر فوق العاده رو اگر ندیدن حتما ببینن ، اثری فوق العاده تاثیر گذار و با داستانی فوق العاده زیبا و پایانی فوق العاده عمیق

و این نقد Mick LaSalle از نشریه San Fracisco Chronicle که به یاران حلقه 100 داده و به هابیت 25.

خیلی مایل بودم دلیل انحرافش از صراط حق رو بدونم:

"...ابتدا اولین سه گانه آمد. موفقیتی چشمگیر همراه با تحسین منتقدان. سپس چند سال بعد سه گانه دوم شروع به کار کرد. پیش در آمدی بر اولی و اولین قسمت از آن افتضاح به بار آورد. ما میبینیم که این اتفاق یک بار دیگر هم قبلا افتاده است. اگر مجموعه جنگ ستارگان را به یاد داشته باشید. سفری غیر منتظره دقیقا به اندازه "The Phantom Menace." (اولین قسمت جنگ ستارگان) بد بود.

مشکل به طراحی [ساختار فیلمنامه] بر میگردد. سه گانه ارباب حلقه ها هر قسمتش اقتباسی از یک کتاب واحد بود. در حالی که "هابیت" –کتابی که بیشتر شبیه کتاب کودکان است تا سه تای دیگر- سه قسمتش اقتباس از یک کتاب است. کتابی کوچک تر از تمام آثار دیگر جی.آر.آر. تالکین.

این فشار زیادی بر یک داستان ساده وارد می کند مخصوصا موقعی که شما می فهمید که کارگردان پیتر جکسون و فیلمنامه نویسانش نمیخواهند از آزادی عمل داستان در برابر تحمیل خشم میلیون ها نفر بگذرند. آنها باید روی چیزی که دارند کار کنند و چیزی که آن ها دارند دو ساعت فیلم خوشایند کننده و خوب است نه 9 ساعت فیلم فاجعه بار که سه سال طول خواهد کشید. این فشار و این تعهد کارگردان در کش دار کردن همه چیز از دقائق اول فیلم احساس می شود. تم زیبای هاوارد شور در حقیقت از سه گانه قبلی گرفته شده است. ما یک سرزمین میانه آرامی را میبینیم که به مارتین فریمن در نقش بیلبو بگینز –که حقیقتا هابیت زاده شده است. با آن بازی ایده آل اش- معرفی میشود. و یک تجربه جادویی برای مخاطب معین می شود. اما به آرامی یک خلا بزرگ بین آنچه ما امید دیدن داریم و آنچه میبینیم بوجود می آید.

بیلبو یک هابیت خانه نشین و دلشادی است که از صلح و آرامش لذت می برد و انگیزه ای برای شیطنت و خشونت ندارد. او توسط گندالف خاکستری جادوگر (یان مکلین) استخدام می شود برای پیوستن به ماموریت دورف ها برای بازپسگیری میهنشان از دست یک اژدها. میبینید چقدر سریع و با شتاب [فیلم] این را به ما میگوید؟ فیلم دقایقی را صرف رقیق کردن اثر خود و نیز ایجاد کمی جنبش بی فایده میکند. و آن میمانی دورف ها در خانه بیلبو است. بیلبو درباره دلیل وجود دورف ها در خانه خود اخمی میکند. سپس دورف ها خانه او را تمیز میکنند. بیلبو می گوید که به جنگ آن ها ملحق نمی شود اما سرانجام این کار را می کند! و در این مدت فیلم تمام جزئیات متن را، تمام جزئیات تزلزل شخصیت اصلی را بیان می کند.

باید بگویم که اگر برنامه دارید از هابیت لذت ببرید این به شما کمک میکند تا عاشق دورف ها شوید. بعضی ها نیز هابیت ها را ترجیح میدهند. –موجوداتی شایسته، کوچک اندام، چاق هستند که تمام روز را میخورند و گوش های بزرگی دارند و به طرز خارق العاده ای صاف و صادق هستند.- همچنان ممکن است برخی الف های بهشتی را ترجیح دهند. –زیبا، ظریف و شاداب، مطمئن و فناناپذر.- اما تنها یک هابیت در کل فیلم هست و تنها یک پلان که شامل الف هاست. در غیر اینصورت شما با دورف ها درگیر هستید. –که مثل وایکینگ ها خشن، ژولیده، صمیمی و نه چندان زیبا هستند-

ارباب حلقه ها در زمینه نبرد ها قوی عمل کرده بود اما هابیت تقریبا چیزی جز نبرد نبود. بدون کورنومتر شاید دقیق نباشد اما میشود گفت تقریبا 50 درصد فیلم به نبرد گذشت و 80 درصد هم...بهر حال صرف نقشه برای نبرد! البته برخی از این نبرد ها کمی هیجان داشت. نظیر درگیری با گابلین ها که مانند بند بازی در سه بعد بود. بیشتر فیلم هابیت مثل اینست که از بالای شانه پیتر جکسون دارید صفحه نمایش رایانه اش را نگاه میکنید.

گاه و بیگاه، وقتی دود و دم ها کنار می رفتند ما به یک نگاه اجمالی از فیلم می رسیدیم. و بازی فریمن این شانس را به ما داده بود. مانند صحنه سقوط بیلبو به غار گولوم. که در حقیقت یک برخورد شایسته با داستان ارباب حلقه هاست. و نظیر آن، دو صحنه کوتاه از گندالف و گلادریل (کیت بلانشیت)..."

درجوابش باید گفت -به روش گلوئین خوانده شود- :" ?...What is he saying" :ymapplause:

خوب دوستان اینم یه نقد در کل منفی از فیلم اول، البته جدید نیست ولی من تازه دیدمش... (راستی پیشاپیش از همگی طرفداران دو آتیشه تالکین و جکسون (از جمله خودم!)، بخاطر احتمال خرد شدن اعصاب بعد از خوندن این نقد عذرخواهی میکنم! ولی خوب در بعضی جاها هم انصافا میشه بهش حق داد...)

"سال 2001، تنها چند ماه بعد از انفجار مرکز تجارت جهانی، پیتر جکسون با فیلم «یاران حلقه/The Fellowship of the Ring» ما را از این حال و هوا جدا کرد و به دنیای سرزمین میانه برد. این فیلم یک اثر سه ساعته ی شگفت انگیز بود: اولین فیلم مهم و جدی و پر هزینه ی سینمای فانتزی - افسانه ای. موفقیت فیلم چندین برابر بیش از حد تصور بود و فیلم «یاران حلقه»، در کنار دو دنباله ی آن «دو برج/The Two Towers» و «بازگشت پادشاه/The Return of the King» هالیوود را به این نتیجه رساند که در قلمرو سینمای فانتزی گنجینه های کشف ناشده ای وجود دارد. اکنون، نه سال پس از بسته شدن پرونده ی مجموعه فیلم «ارباب حلقه ها/ The Lord of the Rings »، جکسون مجدداً به فضای موفق ترین اثر خود بازگشته است. فیلم «هابیت: سفری غیرمنتظره/The Hobbit: An Unexpected Journey» اولین بخش از اقتباس سه قسمتی از اولین رمان تالکین که در دنیای میانه می گذرد، کما بیش در همان فضا می گذرد.

دلایل بی شماری وجود دارند که چرا فیلم «سفری غیرمنتظره» موفق نمی شود به معیارهایی که «ارباب حلقه ها» ایجاد کرده بود دست یابد، اما مهم ترین مورد در عین حال غیر قابل درک ترین آنهاست: جادو و سحر فیلم های اول از بین رفته و یا حداقل کمتر شده است. «سفری غیرمنتظره» اثری سرگرم کننده و شایسته است اما نمی تواند به شیوه ی آثار قبلی مخاطب را شگفت زده و هیجان زده کند. شکی نیست که جکسون سعی می کند خاصیتی نادر و گریزان را دوباره به چنگ آورد، اما با وجود اینکه لحظاتی هستند که او به این دستیابی نزدیک می شود، به هیچ وجه نمی تواند کاملاً به هدف خود برسد. کاملاً غیرعادلانه است که فیلم «هابیت» را یک "شکست" بنامیم، اما منطقی است که آن را اثری "ناامید کننده" بدانیم. جکسون با «ارباب حلقه ها» انتظاراتی را پیش آورد و عدم توانایی او در برآورده کردن آنها در فیلم حاضر احتمالاً دامی ست که شخصاً سر راه خود پهن کرده است.

تالکین کتاب «هابیت» را 17 سال پیش از «ارباب حلقه ها» نوشته بود. این کتاب اولین بار در سال 1937، یعنی پیش از آنکه طوفان جنگ سراسر اروپا را فرا بگیرد، منتشر شد. «یاران حلقه» بعد از اینکه جهان (یا حداقل قسمتی از آن) درگیر نیم دهه کشتار و خونریزی بود پا به عرصه ی نشر گذاشت. جای تعجب نیست که لحن و حالت دو کتاب تا این حد متفاوت هستند. «هابیت» کتابی با ریتمی تند و وقایعی زیاد و بی خیالانه است. «یاران حلقه» به طوری قابل توجه تلخ تر و جدی تر است. مهم ترین چالش پیش روی جکسون این است که چطور این تغییر در لحن را نشان دهد و راه حل او جایز و کارآمد نیست. او برای اینکه داستان کتاب «هابیت» را با کلیت تصویر سینمایی ای که از سرزمین میانه ارائه داده بود هماهنگ کند، ریتم داستان را کند می کند و برخی از نقاط روشن و شاد داستان را تیره و غمگین می کند. او عناصری را به هم پیوند می دهد که در متن خود کتاب «هابیت» نوشته نشده اند بلکه در ضمایم آن و ارجاعات به دیگر کارهای تالکین دیده می شوند. و از همه مهم تر، او فیلم را با صحنه ای آغاز می کند که شایر را در دوره ای پیش از آغاز داستان فیلم « یاران حلقه » نشان می دهد. «هابیت» در اصل یک مرور گذشته (فلش بک) طولانی است که بیلبوی پیر (یان هولم/ Ian Holm) را در حال نوشتن خاطرات زندگی اش به تصویر می کشد. با وجود اینکه تجدید دیدار با هلم (و الیجا وود/ Elijah Wood در نقش فرودو) حالتی از حس نوستالژی در خاطر بیننده به وجود می آورد، این صحنه 10 دقیقه ی خسته کننده به ابتدای فیلم اضافه می کند که شاید بهتر بود در یک دی وی دی تحت عنوان "نسخه ی طولانی" توزیع می شد.

کتاب « یاران حلقه » 400 صفحه است و جکسون آن را در یک فیلم سینمایی سه ساعته جای می دهد. فیلم «هابیت: سفری غیرمنتظره» داستان 100 صفحه ی اول یک کتاب 270 صفحه ای را روایت می کند. نسخه ی سینمایی تنها 10 دقیقه از « یاران حلقه » کوتاه تر است. و پاشنه ی آشیل فیلم هم در همین نکته نهفته است: پیچ و خم های طولانی داستان. « سفری غیرمنتظره» ارزش یک فیلم 168 دقیقه ای را ندارد. از همان ابتدای فیلم حس خودنمایی و غرور بیش از حد به چشم می خورد. برای دیدن نیمه ی اول فیلم باید مقداری کافئین مصرف کنیم که بتوانیم بیداری و تمرکز خود را حفظ کنیم. در نیمه ی دوم وضع به صورت قابل توجهی بهتر می شود. در واقع، 45 دقیقه ی پایانی فیلم از ریتم تندی برخوردارند و مخاطب را میخکوب می کنند. اما پایان بندی قوی فیلم نمی تواند لکنت ها و لغزیدن های دو ساعت اولیه ی فیلم را به طور کامل جبران کند. به نظر من یک فیلم عالی و شاید فوق العاده درون « سفری غیرمنتظره» وجود دارد، اما به یک تدوینگر بی باک و جسور نیاز داریم تا آن را از لابلای تصاویر دیگر بیرون بکشد. شاید نسخه ی ویژه ی این فیلم که بر روی دی وی دی منتشر می شود باید به جای آنکه طولانی تر باشد، کوتاه تر شده باشد!

هواخواهان داستان های فانتزی به خوبی با ماجرای فیلم آشنایی دارند. بیلبو بگینز (مارتین فریمن/ Martin Freeman) سرش به کار خودش است و مثل بقیه ی هابیت ها فعالیت های روزمره ی خود را انجام می دهد، تا اینکه با رسیدن یک جادوگر آواره به نام گاندالف (یان مک کلان/ Ian McKellan) و یک کوتوله ی تبعیدی به نام تورین (ریچارد آرمیتیج/ Richard Armitage) و گروه دوازده نفره ی پیروانش، دنیای او زیر و رو می شود.

آنها بیلبو را به عنوان "دزد" در گروه خود می پذیرند. آنها راهی سفری هستند تا تاج و تخت تورین را از اژدهای غارتگری به نام اسماوگ پس بگیرند و برای ورود به لانه ی اژدها به بیلبو نیاز دارند. اولین قسمت سفر، که در «سفری غیرمنتظره» به آن پرداخته شده و شامل برخورد با ترول های، جن [الف] و دیو ها و غول های سنگی می شود، گروه را به ریوندل و داخل ارتفاعات کوهستان های مه آلود می برد و تعداد انگشت شماری چهره ی آشنا را نیز به نمایش می گذارد: النورد (هیو ویوینگ/ Hugo Weaving)، گالاردیل (کیت بلانشت/ Cate Blanchett) سارومانِ سفید (کریستوفر لی/ Christopher Lee) و گالوم (اندی سرکیس/ Andy Serkis). اشاراتی هم وجود دارند که از تاریکی جمع شده ای سخن می گویند که به تدریج به وقایعی ختم می شود که در «ارباب حلقه ها» نقل شدند. تنها یک نظر اسماوگ را می بینیم. باید تا زمان اکران فیلم «هابیت: ویران شدن اسماوگ» صبر کنیم تا او را با تمام شکوه و جلال خود جلوی چشم داشته باشیم.

از یک نظر، منصفانه نیست که تا پیش از ساخته شدن هر سه قسمت، "نمره" ی نهایی «هابیت» را تعیین کنیم. شاید وقتی سه فیلم به صورت یک مجموعه دیده شوند، با تجربه ای دوست داشتنی تر و غنی تر از «سفری غیرمنتظره» روبرو شویم. شاید بعضی از شخصیت های فرعی جان بگیرند. در قسمت اول، تنها بیلبو، گاندالف و تورین ویژگی های شخصیتی خاصی نشان می دهند که آنها را از سایرین متمایز می سازد.

متأسفانه، چند مورد کارتون مانند و اغراق شده ی غیرقابل اغماض در فیلم دیده می شوند. نماهایی که راداگاست (سیلوستر مک کوی/ Sylvester McCoy) را نشان می دهد که سوار بر سورتمه ای که توسط خرگوش ها کشیده می شود، تحت تعقیب دیو ها قرار گرفته شبیه به صحنه ای از بازی های کامپیوتری ست. صحنه های خاص دیگری هم هستند که همین مشکل را دارند و گرافیک کامپیوتری به کار رفته در آنها بیش از حد مشهود است. نبرد با غول سنگی تأثیرگذار و چشمگیر است اما بیشتر شبیه آن است که از یکی از فیلم های «تغییر شکل دهندگان/ Transformers » گرفته شده باشد تا اینکه متعلق به فیلم «هابیت» باشد. از سوی دیر، چند صحنه ی فوق العاده نیز در فیلم وجود دارند.

صحنه ای از شورایی متشکل از گاندالف، الروند، سارومان و گالاردیل، سایه هایی در تاریکی در کنار واضح و شفاف ترین تصویری که تابحال از گالوم دیده ایم، و توقف مهم و تأثیرگذار پیش پای اُرک سفید. جکسون برای به تصویر کشیدن قلمرو زیرزمینی دیو ها فوق العاده عمل می کند. صحنه ی برخورد با ترول کاملاً به کتاب وفادار است. ریوندل شبیه به همان چیزی ست که در «ارباب حلقه ها» دیده ایم. و تصاویر مختصری که از اسماوگ می بینیم جذابیت این را دارد که بخواهیم صحنه ی کامل تری با حضور آن را ببینیم.

از نظر بصری، فیلم «هابیت» به چهار شکل مختلف اکران شد: دیجیتال دو بعدی، سه بعدی 24 فریم بر ثانیه، سه بعدی 48 فریم بر ثانیه و سه بعدی آیمکس. من که نسخه ی 48 فریم بر ثانیه را دیده ام، می خواهم چند نکته را بازگو کنم. اول اینکه نه دو برابر کردن تعداد فریم در ثانیه و نه تکنیک سه بعدی چیز زیادی به کل فیلم اضافه نمی کنند. هر دوی آنها غیرضروری هستند. تکنیک سه بعدی نمی تواند محیطی پر مایه تر ایجاد کند، البته صدمه ای هم به فیلم نمی زند. تعداد فریم در ثانیه ی دو برابر شده کمتر از آنچه فکرش را می کردم قابل توجه است. صحنه هایی هستند که این نکته تصویر را موج دار تر و روشن تر نشان می دهد، اما به خصوص در لحظاتی که از گرافیک کامپیوتری استفاده شده، این موضوع تصویری غیر سینمایی به وجود می آورد. شاید دلیل اینکه بعضی از صحنه های خاص مانند بریده هایی از یک بازی ویدئویی هستند هم همین باشد. توصیه ی من این است: تمامی افزودنی های تصویری را کنار بگذارید و به سراغ همان فرمت دو بعدی قدیمی بروید. «ارباب حلقه ها» نیازی به تصویربرداری 48 فریم بر ثانیه و یا تکنیک سه بعدی نداشت و دلیل قانع کننده ای وجود ندارد که «هابیت» حتماً باید از این خصیصه ها برخوردار باشد. قطعاً این موارد فیلم را بهتر نکرده اند.

من فکر می کنم عاشقان جان سخت تالکین (و نه تالکین دوستان اصیل) آنچه فیلم «هابیت» ارائه می دهد را ستایش می کنند. ریتم کند و ناموزون فیلم آنها را آزار نمی دهد و بحث "هر چه بیشتر بهتر" آنها را پریشان نمی کند.

با اینحال مطمئن نیستم «سفری غیرمنتظره» آنقدر قوی باشد که برای کسانی که به مکتب تالکین اعتقادی ندارند، شیفته کننده باشد. تقریباً همه جا رایج ترین گله و شکایت مربوط به طول فیلم است. هیچ اشکالی ندارد که فیلمی سه ساعت طول بکشد اما طول زمانی بیشتر فیلم تدوین بهتر و چیدمان فشرده تر عناصر داستانی را طلب می کند. در این فیلم این اتفاق نمی افتد، پس انتقادات وارد است. «سفری غیرمنتظره» از نظر قسمتی از مخاطبان پایان ناپذیر به نظر خواهد رسید.

با این وجود، با در نظر گرفتن تمام مشکلات فیلم، که از مشکلات تمامی قسمت های «ارباب حلقه ها» با هم بیشتر هستند، جکسون مخاطب را مجدداً به سرزمین میانه می کشند. این سفر به شگفت انگیزی و محسور کننده گی آنچه یک دهه ی پیش تجربه کردیم نیست، اما باز هم پر از شگفتی ها، موجودات و هیجانات خاص خود است.

بر خلاف «ارباب حلقه ها»، «یک سفر شگفت انگیز» راوی خالص نوشته های تالکین نیست، بلکه نوشته های اوست که از فی*** پیتر جکسون رد شده و تأثیرات وی را به خود گرفته است."

منبع نقد : سایت نقد فارسی

مترجم: الهام بای

جواب اوری به جیمز برادینلی : من آماده ام تا مزه ی شمشیر دورف ها رو به باسنش بچسبونم ! =))