به نظر شما چرا پیتر جکسون در فیلم "دو برج" ، در ابتدا از فارامیر یه شخصیت بد می سازه ؟ :|
همونطور که می دونین فارامیر در کتاب شخصیت خیلی قوی و کاملی داشته و اصلا آرزوی حلقه رو نداره اما در فیلم این قضیه برعکس هستش. :)
به نظر شما چرا پیتر جکسون در فیلم "دو برج" ، در ابتدا از فارامیر یه شخصیت بد می سازه ؟ :|
همونطور که می دونین فارامیر در کتاب شخصیت خیلی قوی و کاملی داشته و اصلا آرزوی حلقه رو نداره اما در فیلم این قضیه برعکس هستش. :)
تالکین تو کتابهاش انسانها رو موجوداتی طماع و تشنه قدرت نشون میده. ما تو کتاب ارباب حلقه ها با شخصیت برومیر آشنا میشیم یک انسان قدرتمند اما اسیر ضعفهای نژاد خود. کسی که وسوسه میشه تا حلقه فریبنده قدرت رو تصاحب کنه اما سرانجام گناهش رو با خونش پاک میکند.از طرفی با شخصیت فارامیر که نسبت به برادر بزرگتر خود انسانی معمولیتری است روبرو میشویم.اما در پایان میبینیم که فارامیر با مهار خواسته تصاحب حلقه کاری بس بزرگتر از برادر خود انجام میدهد و نشان میدهد انسان میتواند بر وسوسه قدرت غلبه کند.
پیتر جکسون هم با زیبایی کامل فراز و فرودهای شخصیت یک انسان عادی و مسیر دستیابی به یک تصمیم عاقلانه رو نشون میده .
به نظر من این اصلا به فیلم ربطی نداره . توی کتاب هم همینجوریه . خوب حلقه می تونه خیلی از ادمها و نژاد ها رو وسوسه کنه نمونش گالادریل که لحظه ای وسوسه قدرت همه وجودش رو می گیره. اما فارامیر به گفته خود تالکین مورد علاقه ترین شخصیت برای استاد(تالکین) هست. فارامیر همیشه از طرف پدر تحقیر ومسخره می شه ,اما با به دست آوردن حلقه و بردن اون به نزد پدر وسرزمین گاندور می خواد خودش رو اثبات کنه . اما در نهایت می بینیم که اونهم مثل برومیر به اشتباهش پی می بره که حلقه قدرت فقط برای سائورون جواب می ده واگر هرکس دیگه ای حلقه رو داشته باشه تاثیر منفی بر ارادش داره . شما توی همین فیلم هم میبینید که گاندولف از پذیرفتن حلقه سر باز می زنه و به فرودو می گه من شهامتش رو ندارم .پس نتیجه می گیریم که حلقه و به طبع اون قدرت به خصوص از نوع تاریکش می تونه بر همه افراد تاثیر بزاره.
الندیل پسر آماندیل ,فرمانروای پادشاهی متحد آرنور وگاندور
شخصیت بد نمیسازه! شخصیتش گنگه و در آخر فیلم شکل میگیره! خب بالاخره جنگ داره شروع میشه و گاندور باید احتیاط کنه و با هر غریبه ای خوب رفتار نکنه! همچنین در روند فیلم میخواد بگه که فارامیر میخواد خودشو به دنه تور به عنوان یه فرمانده ی قوی اثبات کنه و واسه همینه که فک میکنه اگه حلقه رو به پدرش بده این ادعاش ثابت میشه! جکسون خیلی ظریف این داستانو با کاراکتر فارامیر پیوند داده به نظرم.به نظر شما چرا پیتر جکسون در فیلم "دو برج" ، در ابتدا از فارامیر یه شخصیت بد می سازه ؟ :|
همونطور که می دونین فارامیر در کتاب شخصیت خیلی قوی و کاملی داشته و اصلا آرزوی حلقه رو نداره اما در فیلم این قضیه برعکس هستش. :)
جناب الندیل درسته اما تو کتاب فارامیر یه لحظه هم وسوسه نمیشه
من خیلی وقته که کتاب های لوتر رو خوندم ودوباره دیگه وقت نشده بخونم .اما تا جایی که یادم میاد یه بار فارامیر هم وسوسه میشه تا حلقه رو به دست بیاره!!!
اما اگه اینطوری هم نباشه توی پست قبلی گفتم.حلقه هر کسی رو می تونست در اون شرایط به معنای واقعی ( آخر الزمانی ) وسوسه کنه تا اون رو در اختیار بگیره.
فارامیر در فیلم دوبرج یک شخصیت بد نیست
وقتی پدرش بعد از پیروزی بارومیر،فارامیر رو سرزنش میکنه و اونو بی ارزش میدونه به نوعی فارامیر دنبال فرصتی برای ابراز وجود و ثابت کردن لیاقتشه
این قضیه با مرگ بارومیر و روبرو شدن با فرودو و حلقه ادامه پیدا میکنه
باید قضیه کشته شدن بارومیر و اینکه فارامیر احتمال میداد که یکی از متحدین بارومیر رو کشته رو هم در نظر بگیریم تا دلیل برخورد سردش با فرودو توجیه پذیر باشه
حلقه میتونست اون اعتماد از دست رفته دنه تور به فارامیر رو بازسازی کنه
غیر از اون تا قبل از بازگشت گندالف به صورت گندالف سفید دشمنان سائورون مثل تئودن،گوندور و ... به صورت تنها و بدون پشتیبان بودند و حلقه میتونست در افزایش روحیه مردمان گوندور تاثیر به سزایی داشته باشه هرچند باعث بازگشت دوران تاریک سائورون میشد
ولی فارامیر با شجاعت گذاشت که فرودو بره و عواقبش رو هم جان خرید پس به نظرم یک شخصیت مثبته
من فکر میکنم فارامیر توی فیلم جالب تر از کتابه . خیلی خوب شخصیت آدمی که بهش بی توجهی شده و می خواد خودشو ثابت کنه را نشون داده .یه قول دوستان اون بالا شخصیت انسان و تمام فراز و فرود هاشو میشه در فارامیر فیلم دید .
یه شخصی که تا مرز سقوط میره ولی یهو متوجه اشتباهش میشه و برمیگرده جذاب تر و دوست داشتنی تر از کسیه که از همون اول تمام خصلت های خوب یه انسانو داره من فکر میکنم دلیلش همین باشه .پیتر جکسون بعضی از شخصیت های کامل کتابو تو فیلم یه کم متزلزل کرده مثل همون تفاوت آراگورن فیلم که اولش ادعای پادشاهی نداره این آراگورن به نظرم توی یه فیلم دوست داشتنی تر از شخصیته که تو کتاب براش تصویر شده بود .
در مورد فارامیر هم همین طوره .اون کسیه که تو زندگیش کمبود داشته .خوب پیتر هم این کمبود رو پر رنگش کرده و تبدل کرده به طمع برای ثابت کردن خودش .ولی خوب میبینیم که در آخر متوجه اشتباهش میشه و سعی میکنه جبرانش کنه .این شخصیت پر فراز و نشیب به نظر من جذاب تر از یه انسان خردمند خالی از اشتباهه همون طور که دنبال کردن یه خط پر پیچ و تاب جالب تر از یه خط راسته
به نظرمن پیتر اصلان از فارامیر یه شخصیت بد نمیسازه،این کاملا واضحه که دنه تور بورومیر رو بیشتر دوست داره و به این خاطر همش فارامیر رو تحقیر میکنه!
فارامیر تو کتاب یه شخصیت تقریبا کامله و توی فیلم هم اون طور که بنظر میرسه بی لیاقت نیست و پدرش اونو بی لیاقت نشون میده.
در مورد اون وسوسه هم که میخاست حلقه رو برداره این واضحه و توی فیلم هم اومده که قلب انسان نمیتونه در برابر وسوه خودشو کنترل کنه!و در اخر فیلم هم میبینیم که فرودو که این همه از خودش مقاومت نشون داده بود بالاخره مقاومتش شکسته شد(البته نمیدونم تو کتاب بازگشت شاه چی اومده چون هنوز وقت نکردم بازگشت رو بخونم)در فیلم ما باز میبینیم که فارامیر برای اینکه ثابت کنه که اون طوری که پدرش فک میکنه نیست میره میجنگه در حالی که هیچ امیدی به پیروزیش نیست.پس نمیتونیم بگیم فارامیر یه شخصیت بد توی فیلم بوده.
من فکر میکنم فارامیر توی فیلم جالب تر از کتابه . خیلی خوب شخصیت آدمی که بهش بی توجهی شده و می خواد خودشو ثابت کنه را نشون داده .یه قول دوستان اون بالا شخصیت انسان و تمام فراز و فرود هاشو میشه در فارامیر فیلم دید .
یه شخصی که تا مرز سقوط میره ولی یهو متوجه اشتباهش میشه و برمیگرده جذاب تر و دوست داشتنی تر از کسیه که از همون اول تمام خصلت های خوب یه انسانو داره من فکر میکنم دلیلش همین باشه .پیتر جکسون بعضی از شخصیت های کامل کتابو تو فیلم یه کم متزلزل کرده مثل همون تفاوت آراگورن فیلم که اولش ادعای پادشاهی نداره این آراگورن به نظرم توی یه فیلم دوست داشتنی تر از شخصیته که تو کتاب براش تصویر شده بود .
در مورد فارامیر هم همین طوره .اون کسیه که تو زندگیش کمبود داشته .خوب پیتر هم این کمبود رو پر رنگش کرده و تبدل کرده به طمع برای ثابت کردن خودش .ولی خوب میبینیم که در آخر متوجه اشتباهش میشه و سعی میکنه جبرانش کنه .این شخصیت پر فراز و نشیب به نظر من جذاب تر از یه انسان خردمند خالی از اشتباهه همون طور که دنبال کردن یه خط پر پیچ و تاب جالب تر از یه خط راسته
بله درسته
به نظرمن پیتر اصلان از فارامیر یه شخصیت بد نمیسازه،این کاملا واضحه که دنه تور بورومیر رو بیشتر دوست داره و به این خاطر همش فارامیر رو تحقیر میکنه!
فارامیر تو کتاب یه شخصیت تقریبا کامله و توی فیلم هم اون طور که بنظر میرسه بی لیاقت نیست و پدرش اونو بی لیاقت نشون میده.
در مورد اون وسوسه هم که میخاست حلقه رو برداره این واضحه و توی فیلم هم اومده که قلب انسان نمیتونه در برابر وسوه خودشو کنترل کنه!و در اخر فیلم هم میبینیم که فرودو که این همه از خودش مقاومت نشون داده بود بالاخره مقاومتش شکسته شد(البته نمیدونم تو کتاب بازگشت شاه چی اومده چون هنوز وقت نکردم بازگشت رو بخونم)در فیلم ما باز میبینیم که فارامیر برای اینکه ثابت کنه که اون طوری که پدرش فک میکنه نیست میره میجنگه در حالی که هیچ امیدی به پیروزیش نیست.پس نمیتونیم بگیم فارامیر یه شخصیت بد توی فیلم بوده.
من نگفان تو فیلم فارامیر یه شخضیت بده! من گفتم جکسون در ابتدا اونو بد نشوم میده. منظورم از بد، سست عنصر بود
در پاسخ به این تاپیک اول باید گفت که اصلا تعریف شما از شخصیت بد چیست؟یعنی شخصیت پردازیش بد انجام شده تو فیلم؟یعنی چی؟ حالا بر فرض که منظور شما تحریک شدن فارامیر برای برداشتن حلقه باشد.این که اصن چیز غیر طبیعی نیست.برومیر هم با ان شخصیت محکم و سرسخت در آخر نتونست هخودشو نگه داره یا ایزیلدور که می تونست سال ها پیش کار سائرون رو برای همیشه تموم کنه واین کارو نکرد یا اسمیگل که بهترین دوستشو برای به دست اوردن حلقه کشت و... .حالا از فارامیر بی نوا که همیشه از طرف پدرش تحقیر شده و همیشه زیر سایه برادر بزرگتر بوده و درنتیجه شخصیت متزلزل تری داره نمیشه انتظار داشت که حداقل برای ثابت کردن توانایی خودش هم که شده نخواد حلقه رو صاحب شه. یا شایدم منظورتون این بوده که چرا فرودو وسم رو اسیر کرد و از اونها با سختگیری بازجویی کرد.خب اگه خودمونو جای فارامیر بزاریم بهش حق میدیم .تو موقعیتی که جاسوسهای موردور دارن از درو دیوار میرزن و هر لحظه ممکنه به گاندور حمله بشه هر فرمانده ای باید به شدت مراقب و محتاط باشه.
بنده معتقدم علی رغم اشکالات فراوان فیلم حداقل میشه گفت جکسون شخصیت فارامیرو چیز خوبی از آب درآورده!
فارامیر؟!!!
خب اون اوایل حق داشته خودش رو کمی منفی جلوه بده.
با تحقیر های کوبنده ی پدرش و خانواده ای که داشته.یه جورایی تحت فشار احساسات بوده.یعنی میخوام بگم دلایل کارهاش در دوبرج،بیشتر جنبه ی احساسی و فشار روحی داشته.ولی در کل شخصیتی که پیتر جکسون ازش ساخته متناسب با داستان بوده.
فارامیر میخواسته با دادن حلقه به پدرش،افتخارش رو پس بگیره.خب من هم بودم همین کار رو میکردم :|
حلقه ی یگانه!!!!!! :)
خوب حالا که حرف از فارامیر شد بذارین من اینو بگم :
من فکر میکنم رفتن فارامیر به اوسگیلیات و شرکت در جنگی که شکستش قطی بود یه جور خودکشی آبرومندانه به حساب میاد
چون تنها افراد زندگیش که پدر و برادرش بودن بورومیر که به اون وضع مرد و دنه تور هم که رک و راست بهش گفت که ترجیه می دم تو زنده نباشی تنها انگیزش از زندگی گاندور بود که اونم در حال نابودی بود . این جوری هم از گاندور دفاع می کرد و هم که یه جوری از شر خودش راحت میشد ...
موافقین ؟
خوب حالا که حرف از فارامیر شد بذارین من اینو بگم :
من فکر میکنم رفتن فارامیر به اوسگیلیات و شرکت در جنگی که شکستش قطی بود یه جور خودکشی آبرومندانه به حساب میاد
چون تنها افراد زندگیش که پدر و برادرش بودن بورومیر که به اون وضع مرد و دنه تور هم که رک و راست بهش گفت که ترجیه می دم تو زنده نباشی تنها انگیزش از زندگی گاندور بود که اونم در حال نابودی بود . این جوری هم از گاندور دفاع می کرد و هم که یه جوری از شر خودش راحت میشد ...
موافقین ؟
میشه گفت حرفت درسته.ولی فراموش نکن که هسر گرامیتون موقع ترک گاندور به دنه تور گفت "امیدوارم وقتی برمیگردم نظر بهتری نسبت به من داشته باشی"یعنی یه جورایی به این که بتونه با پیروز ی برگرده یا حداقل مرگش باعث بشه آبرو و وجه ی اجتماعیش رو به دست بیاره امید داشته.که خب البته حق هم داشته همچین کاری بکنه!
منم با نظر لرد لاس عزیز موافقم!
این طبیعیه که مثلا کسی مثل فارامیر که (تو فیلم)که پدرش این طور باهاش رفتارکنه کنه دست به چنین کارهایی بزنه و بخاد خودشو ثابت کنه که اونقدر هم که پدرش فکر میکنه نا لایق نیست وباز طبیعیه که بخاد پیروز بشه و برگرده چون میدونه که اگه بازم با شکت برگرده اوضاع بدتر میشه پس حتما به خاطر پیروزی میره.
من قسمتی از بازگشت شاه رو خوندم در اونجا کاملا به شجاعت و لیاقت فارامیر اشاره شده( در ابتدای کتاب همون نگهبانی که داره برا پپین تعریف میکنه)