شکست خوردن گندالف

تعداد پست‌ها: 44

سلام.

آخر فیلم بازگشت پادشاه، یه جایی گاندلف با نزگول مواجه میشه که در مبازه آنها عصای گاندلف میشکنه.

سوال اول: من الان به کتاب ها دسترسی ندارم ولی یادم نماد جایی اینو خونده باشم. کجای کتاب؟ میشه واسم نقل قول کنید؟

سوال دوم: چه علتی و چه قدرتی می تونه وجود داشته باشه که یک مایای قدرتمند جلوی نزگول که زمانی انسان بوده و توسط یک مایای دیگر به شکل دراومده کم بیاره.؟

سوال سوم: وقتی این صحنه را دیدم خیلی ناراحت شدم حس شما چی بود؟

این صحنه توی کتاب نیست اصلا جنگی بینشون در نمیگیره احتمالا پیترجکسون خواسته استرس را توی فیلم بیشتر کنه که البته در نسخه سینمای هم وجود نداشت

من نسخه اکستندد فیلم رو ندیدم اما اگر چنین صحنه ای توش هست کارگردان واقعا کج سلیقگی کرده

این صحنه خیلی مزخرف بود. فکر کنم سوتی هم داده‌باشن؛ چون بعدش نشون می‌ده که عصای گندالف صحیح و سالمه! من که با دیدن از اسب به زمین افتادن گندالف و شکستن عصاش، خیلی ناراحت شدم. به خصوص که گندالف سفید بود؛ نه خاکستری.

نه.خيلي صحنه ي جالبي بود.من كه خيلي خوشم اومد.

این از همون صحنه ها بود که باید حتما تو فیلم میبود . بیشتر از این نمیتونم بگم !

راستش منم این حرفو قبول دارم.گندالف منطقی نبود که جلوی ویچ کینگ شکست بخوره ولی توی کتاب بازگشت پادشاه در حین محاصره میناس تیریرت اشاره ای به قدرت ویچ کینگ شده بود (اینکه او با جادو باعث نابودی دروازه میناس تیریت شد).گاهی بعضی چیزا که عجیب میاد مثل این مثل جذاب تر شدن داستان میشه.یه نمونه دیگه که میخوام بگم زخمی شدن فرودو در ودرزتاپ و اومدن آراگورنه که اشباح سیاه از مقابل آراگورن فرار می کنن در صورتی که خیلی راحت میشد آراگورن و فرودو و بقیه را دستگیر یا نابود کنن(چون به نظرم قدرت اشباح سیاه خیلی بیشتر از آراگورنه).

واقعاً چرا گندالف جلوی ويچ‌كينگ اون‌جوری شد؟ گندالف يه ماياست و ويچ‌كينگ هم يه آدم. تضاد نژادها؛ داره داد می‌زنه! شايد تالكين يه لحظه اين موضوع رو يادش رفته!؟ :دی

گندالف یه مایاست که در جسم محدود شده و همین محدودیتش اونو در مقابل ویچ کینگ آسیب پذیر میکنه ، گریما که از کمترین انسان ها بود و بسیار دون پایه تر از ویچ کینگ ، با این حال تونست سارومان رو بکشه . خیلی ها عقیده دارند اگه سپاه روهان درسپیده دم به دشت های پله نور نمیرسید ، گندالف در نبرد با ویچ کینگ شکست خورده و یا کشته میشد .

اینکه گندالف از شخص ویچ کینگ قوی تر بود یا ضعیف تر رو به قطع نمیشه گفت همونطور که توی کتاب هم فرصتی برای نبرد بین این 2 به وجود نیومدش

ولی به نظر خودم از باقی اشباح حلقه به طور قطع قدرت بیشتری داشته که اینو نبرد گندالف توی ودرتاپ در مقابل 5نفر از اشباح حلقه و جان سالم به در بردنش ثابت میکنه

پادشاه جادو پیشه ی آنگمار جزو قوی ترین مردان تاریخ آرداست. مردی که گفته میشه هیچ کس توان مقابله با اون رو نداره!

و این امر کاملا طبیعی هست که گندالف در جنگ با اون شکست بخوره. گندالف هر چند هم که توانا ودلیر باشه یا هرچند به جادوگر سفید مبدل شده باشه، به نظر من بازم توان ایستادگی در مقابل ویچ کینگ رو نداره.

سارون فریب نمی خوره. اون رهبری تمام قوای خودشو دست مرد ضعیفی نمی زاره که از یک جادوگر سفید شکست بخوره!

اوه اوه اوه... چی می‌بينم؟! كسی از دشمنان گندالف دفاع كرد؟! :دی

به نظر من، گندالف هم خيلی بی‌عرضگی كرد! همون‌طور كه آرون گفت، دليل اصلی شكستش، محدوديت جسمی‌ش بود. می‌تونست همون‌جا كه ويچ‌كينگ از اسب پرتش كرد پايين، بلند شه و كالبد الفی‌ش رو رها كنه و نامرئی بشه. اون وقت قطعاً ويچ‌كينگ شكست می‌خورد. حداقل می‌تونست از قدرت‌های جادوييش استفاده كنه! سارومان شايد خردی به اندازه‌ی گندالف نداشت تا از خيانت گريما و تصميمش مطلع بشه؛ ولی گندالف خردمندترين ماياره! مثلاً گندالف يک آينو و از زمره‌ی ايستاری‌ـه؛ اون وقت از يک روسياه‌شده‌ی گوش‌بلاگوش شكست می‌خوره؟! نچ نچ نچ... آبروی هرچی گندالفه رو برد! :دی

http://images.wikia.com/lotr/images/1/18/Witch_King_death.png

http://mascherato.com/wp-content/uploads/2011/08/gandolfwhite_6662.jpg

پ.ن: ديگه نبينم كسی از ويچ‌كينگ دفاع كنه، ها! خودم به شخصه حسابش رو می‌رسم!! :::دی

این سوال( یا عبارتی این تاپیک) بارها تو فروم مطرح شده و جوابش هم بارها دوستان گفتن.

تو کتاب گندالف و ویچ کینگ رو به روی هم قرار میگیرن ولی قبل از هرکدوم حرکتی بکنن، ویچ کینگ به خاطر حضور روهان در پله نور صحنه نبرد رو ترک میکنه. ولی تو فیلم ویچ کینگ عصای گندالفو می شکنه همونطور که قبلا تو فیلم گفته بود: ((من می شکنمش)). این صحنه هم همونطور که گفتن به خاطر جذابیت بیشتر داستان گذاشته شده و البته پیتر بعدا پشیمون شده و صحنه رو حذف کرده که کار خوبی هم کرد. چون این که ویچ کینگ می تونست گندالفو شکست بده یا بالعکس(یا عصاشو خورد کنه) رو هیچ کس نمیدونه.

راستش منم این حرفو قبول دارم.گندالف منطقی نبود که جلوی ویچ کینگ شکست بخوره ولی توی کتاب بازگشت پادشاه در حین محاصره میناس تیریرت اشاره ای به قدرت ویچ کینگ شده بود (اینکه او با جادو باعث نابودی دروازه میناس تیریت شد).گاهی بعضی چیزا که عجیب میاد مثل این مثل جذاب تر شدن داستان میشه.یه نمونه دیگه که میخوام بگم زخمی شدن فرودو در ودرزتاپ و اومدن آراگورنه که اشباح سیاه از مقابل آراگورن فرار می کنن در صورتی که خیلی راحت میشد آراگورن و فرودو و بقیه را دستگیر یا نابود کنن(چون به نظرم قدرت اشباح سیاه خیلی بیشتر از آراگورنه).

در مورد قوی تر بودن اشباح سیاه از آراگورن چیزی نخوندم ولی همونطور که توی فیلم دیدید خود سایرون هم از آراگورن می ترسه(چون جانشین ایسیلدوره)

خوب به نظر من خیلی عجیب نیست.چرا؟

چون مثلا فینگولفین با ملکور مبارزه میکنه و زخمیش میکنه در حالیکه فاصله قدرتشون خیلی بیشتر از فاصله قدرت ویچ کینگ و گندالف هست

یا مثلا تورامبار در رستاخیز ملکور رو شکست میده که اینم باز تفاوت نژادیشون خیلی زیاده.پس در کل چیز عجیبی نیست.

تازه قدرت اصلی گندالف در جادو هست نه مبارزه تن به تن

که اتفاقا ویچ کینگ هم در جادو هم در مبارزه تن به تن تبهر زیادی داره(البته نه که گندالف بلد نیست تن به تن مبارزه کنه, بلده ولی نه در حد ویچ کینگ)

در مورد قوی تر بودن اشباح سیاه از آراگورن چیزی نخوندم ولی همونطور که توی فیلم دیدید خود سایرون هم از آراگورن می ترسه(چون جانشین ایسیلدوره)

با سلام خدمت دوست عزیزم راستش اینکه ویچ کینگ و سائورون از آراگورن قوی ترند در اون که شکی نیست

ولی ترس ذات بشره و سائورون هم از ترس بی بهره نیست

بخصوص که آراگورن براش یاد آور قدرت ایسیلدور و بلکه آر-فارازونه :-?

ببخشید

از بحث خارج نشم کشته شدن ویچ کینگ به دست ایوون تو کتاب هست؟

ودرباره بحث اصلیم باید بگم که ویچ کینگ گاندلف رو پیرمرد خطاب میکنه واز آغاز دوران خودش صحبت میکنه

وخود گاندالف هم به شکست ناپذیری اون اقرار میکنه وبعد از اون خود صحنه ی فیلم بی نهایت صحنه قشنگی بود

با سلام

به نظرم شاید قدرت زیاد ویچ کینگ وابسته به قدرت سائرون بوده هرچی قدرت سائرون بیشتر میشده قدرت ویچ کینگم بیشتر میشده

ولی یه سوال برام پیش اومده چرا مقابل گندالف اینقدر مقتدر بود واونو تحقیر کرد و مقابل ائووین اینقدر ضعیف بود و نابود شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

در مورد زور آزمایی بهتره بگذاریم به حساب موقعیت

توی دنیای تالکین معمولا اینطوره

مثلا کاری که سم، یک هابیت، میتونه انجام بده، میگن برن هم نمیتونه!

یا مثلا گندالف اونقدر پررو (:دی) هست که بره توی دول گولدور که فکر میکنه جادوپیشه اونجاست (درواقع سائورون :دی)

پس یعنی قدرت داره از خودش دفاع کنه

یا با یک مایای قدرتمند، بالروگ، میجنگه و شکستش میده (گرچه خودش کشته میشه، در هر حال)

اما در مورد جادوپیشه به دورف ها میگه حتی اگه همه ی دورف هارو از سراسر جهان جمع کنید حریفش نمیشید

یا پیشگویی شده بود توسط !!! که No Man Can Kill Me

همونجا که جادوپیشه فرار میکنه، این پیشگویی انجام میشه

موقع شکست خوردش توسط ائووین هم نمیشه شمشیر ساخته ی وسترنس رو بی تاثیر دونست

چون بعدتر گندالف/آراگورن میگه هرشمشیری که به بدن اون بره، نابود میشه

پس یعنی قبلا شمشیرخورده بوده و ناکارامد بوده!

کشته شدن جیدوپیشه هم توی بازگشت شاه هست

در مورد وصل بودن قدرت هاشون من کاملا موافق نیستم!

چون وقتی سائورون خیلی ضعیف بود هم اونا بودن و هیچوقت از ضعیف شدن اون ها زمان سقوط سائورون حرفی به میون نیومده

گندالف یه مایاست که در جسم محدود شده و همین محدودیتش اونو در مقابل ویچ کینگ آسیب پذیر میکنه ، گریما که از کمترین انسان ها بود و بسیار دون پایه تر از ویچ کینگ ، با این حال تونست سارومان رو بکشه . خیلی ها عقیده دارند اگه سپاه روهان درسپیده دم به دشت های پله نور نمیرسید ، گندالف در نبرد با ویچ کینگ شکست خورده و یا کشته میشد .

باهات زياد موافق نيستم آرون جان ؛ اصلا آينور براى وجود در آردا بايد جسمى براى خودشون مى داشتن ، كه حالا بسته به نوع كالبدشون كارهاى مختلفى مى تونستن انجام بدن ( مثلا الف ، انسان ، خفاش و ... ) . ايستارى هم به شكل پيرمردهايى به سرزمين ميانه اومدن كه توى سيلماريليون ميگه اونا "نيرومند" بودن ؛ حالا به نظرت گندالفى كه تونسته بود يه بالروگ رو شكست بده نمى تونست با يه انسان ( جدا از اون پيش بينى معروف ) مقابله كنه ؟

البته به نظرم مثالت در مورد گريما اشتباهه ، چون گريما به قول معروف از پشت به سارومان خنجر زد و فرار كرد ...

باهات زياد موافق نيستم آون جان ؛ اصلا آينور براى وجود در آردا بايد جسمى براى خودشون مى داشتن ، كه حالا بسته به نوع كالبدشون كارهاى مختلفى مى تونستن انجام بدن ( مثلا الف ، انسان ، خفاش و ... ) . ايستارى هم به شكل پيرمردهايى به سرزمين ميانه اومدن كه توى سيلماريليون ميگه اونا "نيرومند" بودن ؛ حالا به نظرت گندالفى كه تونسته بود يه بالروگ رو شكست بده نمى تونست با يه انسان ( جدا از اون پيش بينى معروف ) مقابله كنه ؟

البته به نظرم مثالت در مورد گريما اشتباهه ، چون گريما به قول معروف از پشت به سارومان خنجر زد و فرار كرد ...

در مورد بایدی یک وجود من باهات موافق نیستم :دی

برای سر و کار داشتن با این دنیا باید شکل میداشتن

اما اجباری بر داشتن شکل نیست

میتونستن بدون کالبد هم کاری کنن

مثل نزگول که گفته شده وقتی با فانی ها کار دارن اون ردای سیاه رو میپوشن

اونا از روز اول که ایستاری نبودن

مثل گندالف که همون اولورین خودمونه :دی

یه کالبدی داشتن

وقتی هم ایستاری شدن یک کالبد دیگه! (نظر شخصی :دی)

جادوپیشه همون طور که از امش پیداست یک جادوگر بود

و یک جنگجو

اونقدر قدرت داشت که با 3بار افسون دروازه ی میناس تیریت رو منفجر کنه

یا گندالف با دستش چوبدستی سارومان رو میشکنه

بازم میگم

فقط موقعیت توی دنیای تالکین نشانگر برتری هست

گریما هم اصلا فکر کنم ربطی نداشته باشه!

فقط میشه گفت سارومان قدرت زبانش رو از دست داده بود و گریما خشمش منفجر شد و....

اونا از روز اول که ایستاری نبودن

مثل گندالف که همون اولورین خودمونه :دی

یه کالبدی داشتن

وقتی هم ایستاری شدن یک کالبد دیگه! (نظر شخصی :دی)

اين نظرت درسته. اول سيلماريليون يه جا ميگه كه اولورين گاه در ظاهر الف ها يا نامرئی به ميان اون ها می رفت؛ اما بعد در فصل حلقه های قدرت، مينويسه كه ايستاری در كالبد آدم ها ظاهر شدن. البته اينجا يه ابهام وجود داره و اونكه اگه والار و مايار ميتونستن كالبدشون رو به دلخواه تغيير بدن، پس چرا گندالف مقابل دشمن يه كالبد عظيم الجثه برای خودش انتخاب نميكرد؟ و ميتونست باز موقع استراحت كالبدش رو كوچيک كنه! ولی اين كار رو نكرد تا اينكه در نبرد با بالروگ موريا مرد (جسمش رو از دست داد) و وقتی ارو بهش اجازه داد تا دوباره زنده بشه (جسم به خودش بگيره) در كالبدی ديگه ظاهر شد.

درمورد ويچ كينگ... اين بحث تموم شده! گندالف و ويچ كينگ در اصل، هيچ مبارزه ای با هم نكردن كه بخواييم درمورد نتيجه اش بحث كنيم! اينو نريچ صفحه قبل گفت.

پيتر جكسون از خودش اين قسمت رو به فيلم اضافه كرده كه بعدش هم از نسخه سينمايی حذف شده و فقط در نسخه اكستند وجود داره.

البته اينجا يه ابهام وجود داره و اونكه اگه والار و مايار ميتونستن كالبدشون رو به دلخواه تغيير بدن، پس چرا گندالف مقابل دشمن يه كالبد عظيم الجثه برای خودش انتخاب نميكرد؟ و ميتونست باز موقع استراحت كالبدش رو كوچيک كنه!

ابهام نیست. شرط والار برای ایستاری این بود که حق ندارن از قدرتهاشون استفاده کنن. گندالف فقط میتونست با پندها و راهنمایی هاش توی جنگ کمک کنه.

در مورد بایدی یک وجود من باهات موافق نیستم :دی

برای سر و کار داشتن با این دنیا باید شکل میداشتن

اما اجباری بر داشتن شکل نیست

میتونستن بدون کالبد هم کاری کنن

مثل نزگول که گفته شده وقتی با فانی ها کار دارن اون ردای سیاه رو میپوشن

اونا از روز اول که ایستاری نبودن

مثل گندالف که همون اولورین خودمونه :دی

یه کالبدی داشتن

وقتی هم ایستاری شدن یک کالبد دیگه! (نظر شخصی :دی)

جادوپیشه همون طور که از امش پیداست یک جادوگر بود

و یک جنگجو

اونقدر قدرت داشت که با 3بار افسون دروازه ی میناس تیریت رو منفجر کنه

یا گندالف با دستش چوبدستی سارومان رو میشکنه

بازم میگم

فقط موقعیت توی دنیای تالکین نشانگر برتری هست

گریما هم اصلا فکر کنم ربطی نداشته باشه!

فقط میشه گفت سارومان قدرت زبانش رو از دست داده بود و گریما خشمش منفجر شد و....

در مورد آینور بله ، چون اونا خودشون برای خودشون چیزی مثل جسم می ساختن ولی باز هم برای ارتباط با بقیه باید کالبدی می داشتن . نزگول هم جسم داشتن ، ولی بقیه نمی تونستن اونا رو ببینن .

در مورد عوض شدن کالبد گندالف هم که این حرف منم هست ؛ منتها میگم با اینکه گندالف در ظاهر یه پیرمرد هست ولی قدرت داشته .

البته به جز ویچ کینگ فکر اونایی رو هم بکن که داشتن دژکوب رو به دروازه ی میناس تیریت می کوبیدن :دی

درباره ی موقعیت هم بستگی به تعریفت از اون داره ...

واقعاً چرا گندالف جلوی ويچ‌كينگ اون‌جوری شد؟ گندالف يه ماياست و ويچ‌كينگ هم يه آدم. تضاد نژادها؛ داره داد می‌زنه! شايد تالكين يه لحظه اين موضوع رو يادش رفته!؟ :دی

نه ، توی کتاب حرفی از شکست خوردن گاندلف نیست پیتر جکسون اضافه کرده

دست پیتر جکسون درد نکنه!!!!!

این سکانس درگیری گاندالف و جادوپیشه ی انگمار یکی از قشنگترین سکانسایه که من واقعا طرفدارشم

?DO YOU NOT KNOW DETH WHEN YOU SEE IT OLD MAN

THIS IS MY HOUR

دیگه بقیشم همه ی دوستان میدونن D:

این صحنه از صحنه های حذف شده در فیلمه . تا جایی که من میدونم خلاف واقعیت . در نبرد دشت های پلنوره و در یکی از طبقات میناس تریث ، اما در واقعیت و در کتاب وقتی ویچکینگ شمشیرو میکشه ، گندالف پوستشو میکنه . کلا ویچکینگ کتک خور گندالف بوده . وقتی بالای ودرتاپ نزگول رو تار و مار کرد نیمساعت میخندیدم !!!!!

خوب از چند منظر میشه بهش نگاه کرد:

1- فیلم: به نظر خیلی صحنه خوبی بود... و این حرف رو جدا از محتوا و واقعیت های جاری در کتاب می گم... صحنه ی مهیج و نفس گیری بود که به نظر خیلی جالب هم از کار در اومده بود... اما اگه فقط اون سوتی کوچیک آخر فیلم رو نمی دادن که گاندولف دوباره با عصاش وایساده خیلی بهتر میشد و البته همین موضوع هم نشون میده که خود دست اندر کاران لوتر از گذاشتن این صحنه در فیلم دودل بود و شاید آخر این شک و شبه ها باعث شده که اون اشتباه رو انجام بدن... ( البته بازم میشه در دفاع از فیلم گفت که از ماجرای جنگ میناس تریس تا زمانی که گاندولف و فرودو خطه ی میانی رو ترک کردن سال ها زمان گذشته بوده و در نتیجه گاندولف میتونسته دوباره عصا شو از نو ساخته باشه )

2- از نقطه نظر کتاب، میشه از دو دیدگاه به قضیه نگاه کرد: اگر در کل سیر داستان های تالکین دقت کنید، هیچوقت نژاد ها اساسا بر نژاد ها غلبه نداشتن. به عبارت دیگه مثلا نمیشه گفت چون فلان نژاد مثلا مایا قویتر از بقیه ی نژاد های کوچک تر مثل انسان ها یا ... هست، حتما همیشه از انسان ها می برن. چون به نظر من تالکین برای هرکدام از نژاد های کتابش یکسری نقطه قوت و در مقابلش یکسری نقطه ضعف گذاشته که حریفان می تونند از اون نقطه ضعف ها علیه دیگری استفاده کنند. بنابر این به صرف اینکه گاندولف مایا است نمیشه گفت از ویچ کینگ قوی تره و ... همونطور که خود دوستان هم به مثال هاش اشاره کردن: مثل قتل سارومان به دست گریما، مهم تر از اون نبرد الف ها با خود مورگوت، یا اونجایی که ایزیلدور حلقه رو از دست خود سائرون بیرون میکشه و اونو مغلوب میکنه... اختلاف نژاد ها بارزه

ولی از طرف دیگه در خود کتاب بخشی هست که مستقیما نشون میده گاندولف از نزگول ها قوی تره یه تنه پس همشون برمیاد و همونطور که میدونید همون ماجرای ودرتاپه...

ولی خوب بازم میشه یه راه فرار دیگه به فیلم پیتر جکسون داد و اون اینه که بگیم شاید بسته به شرایطی که اون موقع در جنگ وجود داشته و مسائل از اون دست، گاندولف از ویچ کینگ شبیخون خورده و و خودشو باخته و بعد که صدای شیپور روهان میاد دوباره امیدوار میشه و ...

این صحنه از صحنه های حذف شده در فیلمه . تا جایی که من میدونم خلاف واقعیت . در نبرد دشت های پلنوره و در یکی از طبقات میناس تریث ، اما در واقعیت و در کتاب وقتی ویچکینگ شمشیرو میکشه ، گندالف پوستشو میکنه . کلا ویچکینگ کتک خور گندالف بوده . وقتی بالای ودرتاپ نزگول رو تار و مار کرد نیمساعت میخندیدم !!!!!

دوست عزیز تمام این داستان ها که درست (قضیه واترتاپ)

ولی ما همه میدونیم که همین witch king بود که پادشاهی آینور رو نابود کرد آمون سول تپه ی باد ها یکیش. بعد به همچین شخصیتی بزرگی باید خندید؟؟؟؟؟

اولا آينور نه و آرنور . بعد هم واتر تاپ نه و ودرتاپ . بعدش ويچ كينگ كل آرنور رو نگرفت . رودائور به واقع شكست خورد، كاردولان به سبب طاعون 1636-37 ضعيف شده بود و شكست خورد، اما آرتداين مقاومت كرد و اين مقاومت در نهايت به گريز نزگول به شرق انجاميد ( به استثناى خامول كه در دول گولدور پناه گرفت) پس ويچكينگ چندان قوي هم نبود .

در مورد ماجراي نبرد دشت هاي پلنور هم توضيحي ميدم اميدوارم مورگومير جان قانع شه:

در طي نبرد، ويچكينگ براي سست كردن دروازه اول ميناس تريث سوار بر اسب به نزديكي آن رفت تا افسوني بر آن بخواند. پس از سست شدن دروازه با مقاومت عده اي سرباز روبرو شد كه همراه گندالف بودند . ويچكينگ براي ايجاد وحشت كلاه ردايش را كنار زد: تاج معلق و مشتعلش بر سر: شمشيري مشتعل در دست داشت. همه به جز گندالف گريختند اما گندالف آنجا ايستاد و بدون وحشت به او نگريست تا وي رفت. خب حالا كي قويتره؟ ودرتاپ كه جاي خود دارد! :دي

اولا آينور نه و آرنور . بعد هم واتر تاپ نه و ودرتاپ . بعدش ويچ كينگ كل آرنور رو نگرفت . رودائور به واقع شكست خورد، كاردولان به سبب طاعون 1636-37 ضعيف شده بود و شكست خورد، اما آرتداين مقاومت كرد و اين مقاومت در نهايت به گريز نزگول به شرق انجاميد ( به استثناى خامول كه در دول گولدور پناه گرفت) پس ويچكينگ چندان قوي هم نبود .

در مورد ماجراي نبرد دشت هاي پلنور هم توضيحي ميدم اميدوارم مورگومير جان قانع شه:

در طي نبرد، ويچكينگ براي سست كردن دروازه اول ميناس تريث سوار بر اسب به نزديكي آن رفت تا افسوني بر آن بخواند. پس از سست شدن دروازه با مقاومت عده اي سرباز روبرو شد كه همراه گندالف بودند . ويچكينگ براي ايجاد وحشت كلاه ردايش را كنار زد: تاج معلق و مشتعلش بر سر: شمشيري مشتعل در دست داشت. همه به جز گندالف گريختند اما گندالف آنجا ايستاد و بدون وحشت به او نگريست تا وي رفت. خب حالا كي قويتره؟ ودرتاپ كه جاي خود دارد! :دي

من زیاد به فارسی نوشتن این کلمات عادت ندارم برای همین اشتباه کردم

بعدشم ویتچ کینگ هر شکستیم داشته باشه من به دلیل علاقه ی شدیدم بهش بیشتر پیروزی هاشو میبینم دوست عزیز

بله ! از اینکه اکانت شما نام کاربری مورگومیر رو داره چنین چیزی مشهوده .

در هر حال من از اون صحنه لذت چندانی نبردم . اما یه چیز دیگه : به نظر شما ترس گندالف از وارگ ها به جا بوده ؟ در هابیت نوشته که او علیرغم جادوگر بودنش (همون جا که میوه های کاج رو پرت میکرد به وارگ ها) از اونها میترسید . و یا فرارش از دول گولدور : آیا گندالف از نیروی نزگول میترسیده که از دول گولدور فرار کرده (در هابیت از قول گندالف : تورین : اصلا خود تو آنجا (سردابه های نکرومانسر در دول گولدور) چه میکردی ؟ گندالف : آنش دیگر به خودم مربوط است . حتی من که گندالف باشم ، گریختم .) البته تا جایی که من یادم بیاد اینطوری بود .

به نظر من اون صحنه جالب نبود !!! یک جورایی گاندولف رو ضعیف نشون داد ! من که خوشم نیومد! :)

بابا صحنه ي جذابي بود بايد در نظر داشت كه فيلم با داستان تفاوت زيادي داره شايد چيزي تو داستان قشنگ باشه و تو فيلم مزخرف و برعكس

صحنه نبرد گاندالف با ویچ کینگ نازگول توخود کتاب وجود نداشت و شکستن عصاشم به قول دوستان سوتی بود به همین خاطر بوده که از فیلم حذف شد اما تو نسخه ا کستند هست . اما انصافا خیلی سکانس زیباییه خصوصا اونجایی که نازگول شمشیرشو بالا میبره و شمشیرش اتیش میگیره . در ضمن دوستان این سکانس حتما یه منبعی داره چون تو گالری عکسها ی سایت یه عکسی مربوط به سالهای 80 و 81 هست که همین صحنه رو نشون میده در حالی که اون موقع اصلا فیلم ساخته نشده

https://arda.ir/gallery/paintings/?album=2&gallery=24

منبعش همون صحنه رویارویی گندالف با ویچ کینگ مقابل دروازه میناس تریث هستش اونجا هم یه سری مکالمات رد و بدل می شه اما قبل از اینکه کار به تقابل بکشه سپاه روهان از راه می رسه و ویچ کینگ برای مقابله با اونها مجبور می شه دروازه رو ترک کنه

منبعش همون صحنه رویارویی گندالف با ویچ کینگ مقابل دروازه میناس تریث هستش اونجا هم یه سری مکالمات رد و بدل می شه اما قبل از اینکه کار به تقابل بکشه سپاه روهان از راه می رسه و ویچ کینگ برای مقابله با اونها مجبور می شه دروازه رو ترک کنه

شمااین صحنه رو میگید!

شاه جادوپیشه به دورن میناس تیریث گذر کرد اما با گندالف که سوار با شدوفکس بود مواجه شد.گندالف نگذاشت که او وارد شود اما شاه جادوپیشه خندید و قدرتش را نشان داد.سوار سیاه باشلق اش را کنار زد و اینک بنگر!تاجی شاه وار بر سر داشت و با این حال تاج بر روی سری نبود که به چشم آید آتشی سرخ میان تاج و شانه های پهن و تاریک رداپوش می درخشید. از دهانی نادیدنی خنده ای مرگبار به گوش رسید . گفت پیر ابله!پیر ابله! ساعت من فرارسیده است .به هنگام دیدن مرگ آنرا نمی شناسی؟اکنون بمیر و بیهوده دشنام بگوی.و با گفتن این شمشیرش را بالا برد و شعله ها از تیغ پایین جست.

Angus_McBride_-_Gandalf_facing_Witch-king.gif

ببينيد تو كتاب نوشته كه ويچ كينگ ميره كه با گاندلف بجنگه از طرفي همه اون پيش گويي معروف رو ميدونيم ولي چيزي كه بايد دقت داشت اينه كه سائرون به ويچ كينگ قبل از نبرد ميناس تريث نيرويي خاص ميده كه اونو قوي تر ميكنه پس وقتي ويچ كينگ كه تازه قوي تر هم شده اونم توسط قدرتمند ترين مايا(كه تو سيلماريليون نوشته اندكي شرارتش از خود ملكور هم كمتر بود)مياد با گاندولف بجنگه يعني حتما قدرتشو داشته!وگرنه نه ويچ كينگ نه سائرون احمق نيست!و اين يعني صحنه ي شكست خوردن گالندلف در فيلم خيلي هم الكي نبوده

گاندالف با سائرون هم جنگید تو هابیت 2 و شکست خورد خخخخخخخخ البته سائرون خیلی قوی تره...

اما نمیدونم سائورون قوی تره یا بانو گالادریل !!!

گاندالف با سائرون هم جنگید تو هابیت 2 و شکست خورد خخخخخخخخ البته سائرون خیلی قوی تره...

اما نمیدونم سائورون قوی تره یا بانو گالادریل !!!

گاندالف با سائرون هم جنگید تو هابیت 2 و شکست خورد خخخخخخخخ البته سائرون خیلی قوی تره...

اما نمیدونم سائورون قوی تره یا بانو گالادریل !!!

البته اینا زاییده ی ذهن پیتر هستش و در کتاب چنین نبردی بین گندالف و سائرون روی نمیده .(منم خودم یادم نمیاد که گاهی از سائرون شکست خورده باشم =)) ) حالا باید ببینیم در هابیت 3 پیتر چه سناریوی تازه ای برای جنگ با سائرون نوشته :D :((

تو كتاب كه گاندلف فرار ميكنه!!(از شكست تو جنگ هم بدتره!!)

تو كتاب كه گاندلف فرار ميكنه!!(از شكست تو جنگ هم بدتره!!)

من به خاطر اینکه اسمم به عنوان کسی که سائرون را شکست داده سر زبونا نیفته و به خاطر اینکه ریا نشه از خون سائرون گذشتم و گرنه شکست سائرون که کار یه ثانیم بود =))

بعدشم اگه من سائرون را شکست میدادم شما تو فیلم سوم میخواستی چی نگاه کنی؟ اصلا فیلم سومی آیا وجود داشت ؟؟آینده نگری را حال میکنی :!! از چند هزار سال پیش من به فکر پیتر جکسون بودم :D :((

چند پست اخیر هیچ ارتباطی به موضوع تاپیک نداشت و به جای مناسب خودشون منتقل شدن.

https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=645

https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=1652

لطفا قبل از بحث کردن به جایی که درش پست رو ارسال میکنید دقت بیشتری داشته باشید تا مباحث تاپیک ها با هم مخلوط نشن. ممنون