شما با تغییرات یا حذف بعضی از قسمتهای داستان مخالف بودید؟

تعداد پست‌ها: 42

در بعضی قسمتهای داستان مثلاً جایی که گالم بر علیه سام توطئه میکنه و فرودو سام رو طرد میکنه.در صورتیکه توی کتاب فروردو سام رو طرد نمیکنه.یا اینکه گاندالف با ائومر در قسمت Helm's Deep به کمک روهان نمیاد بلکه با ارکنبراند به یاری ارتش روهان میاد.

آیا دوست داشتین شخصیتهایی مثل تام بامبادیل و گلدبری در فیلم حضور داشتن؟

یا کشته شدن سارومان در فیلم 3 نشون داده میشد.

ولی چیزی که هست اگر همۀ داستان کتاب بصورت فیلم در میاوردن اصلاً سریال میشد.

اگر اشتباه نکرده باشم آراگورن در کتاب دو برج از صخره نمی افته.ولی در فیلم دو برج نشون میده گرگ یهش حمله میکنه و از صخره می افته پایین و برگو اسب پسر تئودن میاذ پیش آراگورن و آراگورن آرون و تو خیالش میبینه در صورتی که تو کتاب اصلاً همچین چیزی نبود. یا مثلاً پیپین و مری در جنگل قدیمی توسّط درختا گیر می افتن ولی در فیلم در جنگل فنگرون گیر می افتن بعد چوب ریش به درخت میگه تو نباید بد باشی ولش کن.از این قبیل تغییرات بود.

سلام

نپسندیدم! شاید عوامل تهیه فیلم فکر کردن که این تغییرات جذابیت فیلم رو بیشتر میکنه ولی به شخصه هیچکدوم از دستکاری هاشون رو نپسندیدم. به خصوص دادن نقش بیشتر و تقلبی به آرون! که کاملاً در جهت استفاده کاذب از زیبایی بازیگر بود.

چوب ريش جون با نظرت موافقم ولی اينو هم در نظر داشته باش که پيتر جکسن خودش عاشق ارباب حلقه ها بوده و اگر تقييراتی تو داستان داده به خاطر محدوديت بودجه بوده چون اونا از نظر بودجه در مضيقه بودن و بايد فيلمو تغيير ميدادن تا هم زمانش کوتاه تر بشه

و هم يه کم عامّه پسند بشه!

من با Teoden موافقم.ولی افتادن آراگورن از صخره،طرد شدن سام از طرف فرودو یا اینکه آرون فرودو را سوار اسب کرد به من شُک وارد کرد.

به نظر من که تمام تغییراتی که در فیلم داده اند زیبایی داستان را چند برابر کرده وبرای خوانندگان قدیمی هیجان ایجاد کرده.صحنه هایی که روش دست گذاشتید به نظر من از زیبا ترین صحنه های فیلم هستند.و البته بعد از اکران فیلم ها طی نظرسنجی که سازندگان فیلم از طرفداران ارباب حلقه ها کردند همه رای داده بودند که این تغییرات باعث زیبایی داستان شده است.به طوری که یک جا پیتر جکسون می گوید انتظار داشتیم کتکمان بزنند اما تشویقمان کردند واین به ما امید داد.متاسفانه آدرس اینترنتی نظرسنجی موردنظر را ندارم.در کل من هیچ ایرادی در فیلم نمی بینم برای همین هم در لیست بهترین برگردانهای ادبی قرار دارد و شما می توانید از طریق فیلم به عمق زیبایی و شکوه کتاب پی ببرید.

تغيراتی که تو داستان داده بود شايد به مزاق

اروپا ييها خوش بياد ولی من نپسنديدم.البتّه نسبت به فيلمهای هری پاتر خيلی بهتر بود.

در تغییراتی که در فیلم بوجود اومده بود من فقط روابط عاطفی که بین آراگورن و آرون بود که در فیلم خیلی زیاد بهش پرداخته شده بود جالب توجّه بود در صورتی که در کتاب خیلی جزئی بهش پرداخته شده بود.

مهم ترین و البته قابل قبول ترینتوضیح به این مسایل کهبه نظر من مهمترینش تغییر در فارامیره به لحن کتاب برمی گرده که سینمایی نیست ودر واقع آدمهای کتاب خیلی مطلق اند واین توی فیلم نمی تونست در بیاد چون شخصیت ها باید باور پذیر باشند (ارتباط توی فیلم بصری وقوی تره)

علت دیگه میشه گفت خوب مثلا تام بامبادیل بیشتر شخصیت اسطورهای نه داستانی و بدرد فیلم(که واقعی تره )

نمی خوره سارومن تو کتاب سوم زنگ تفریح 20 نفر از گاندور کلکش رو می کندن که این مساله شاید برای کتاب خوب باشه ولی عظمت نبرد آخری رو لوث می کنه

نکته آخر هم زمان فیلمه که نباید زیاد می شد به خصوص در مورد فیلم 1و3 کهخیلی بلند میشدن

مثلاً میتونیم به رفتن آراگورن،لگولاس و گیملی پیش مرده ها و مکالمات آراگورن با مردها که در کتاب اصلاً تو کتاب به این مفصّلی نبود فقط آراگورن در محلّی که قبلاً ایزیلدور با مرده ها پیمان بسته بود رفت و مردها هم اومدن.یا اینکه اصلاً الروند نیومد شمشیرو به آراگورن بده که آراگورن بره پیش مردها بلکه خیلی قبل شمشیر دوباره ساخته شده بود.

اگر DVD ارباب حلقه رو دیده باشید صحنه های آرون خیلی بیشتر وبی ربط تر بود که حذف شد من گر چه با تغییرات به خصوص نسخه با سینمایی نه DVD موافقم ولی به نظرم صحنه های آرون نباید خیلی میشد

من با آرگونا کاملا موافقم... اگه SEE را دیده باشید به بیشتر سوالاتتان در این مورد جواب خواهد داده شد ... و می فهمید که به دلایل متعدد قسمت هایی به فیلم اضافه و قسمت هایی از فیلم حذف شده است.... که به نظر من باعث جذابیت بیشتر آن شده است...

اصلاً اون قسمتی که آراگورن با اون گرگ می افته تو رودخانه جذّاب نبود.ولی طرد شدن سام توسّط فرودو جالب بود.

به نظر من هم آن قسمت افتادن آراگورن در رودخانه جذاب نبود ولي آمدن گاندلف با ائومر بهتر از آمدن او با ارکنبراند بود ولي آن قسمتي كه آرون به كمك فرودو آمد تا اور ا به ريوندل ببرد اصلا خوب نبود بهتر بود هما ن گلور فيندل براي كمك به فرودو مي آمد.دركل بعضي تغيرات خوب .بعضي بد بود ند

بعضی قسمت‌ها كه به فيلم اضافه شده بود اونو واقعا قشنگش كرده بود مثل اومدن لشكری از الف‌ها به جنگ هلمزديپ برای كمك به انسان‌ها.

اکثر قسمت هایی که تغییر کرده بود خوب بود... مثلا در مورد آرون , اون یه شخصیت اصلیه و خوب شد

که تو اون سکانس شناسونده شد..اما گلرفیندل میاد و میره و وقت نمیشه تماشاگر باهاش آشنا بشه

افتادن آراگورن هم خوب بود و پستی و بلندی خوبی درست کرد و مهم تر از اون باعث شد که آهنگ

breath of life رو بشنویم.... اینکه الف ها تو هلمز دیپ اول به کمک اومدن و ائومر و روهیریم ها بعدا هم خیلی عالی بود... کلا توی فیلم سعی شده داستان روی شخصیت یا اتفاق های کمتری بچرخه که زیاد تعدد شخصیت و حادثه نداشته باشیم که تماشاگری که کتاب رو نخونده اصلا نفهمه چی به چیه...( برای مثال مثل انیمشن final fantasy:childern of advent که مثل اینکه دقیقا از روی فاینال فانتزی هفت ساخته شده و من که هیچی ازش نفهمیدم)

تغیراتی فارامیر هم که داده بودن عالی بود و در واقع شاید یکی از بهترین بخش های تغییرات بود...

اما یه جاهایی که من خوشم نیومد:

سپاه مردگان, به خصوص توی see وقتی جمجمه ها شروع می کنه با ریختن.. واقعا خوب شد که از این سکانس توی نسخه سینمایی استفاده نکردن... افتادن گالوم و فرودو هم عجیب بود... من نفهمیدم فرودو چطوری با یه دست داغون در خلاف جهت سقوط صخره رو گرفت!

در کل زیاد با تغییرات مشکلی ندارم.. مهم نیته و اینها همه وسیله...

حذف بعضی از صحنه های کتاب کاملا درست بود.خیلی ارز این موارد رو دوستان گفتند.بعضی از تغییرات کلی هم تا حدود زیادی مورد قبول من هستن.مثل شخصیت آراگورن تو فیلم که واقعا بیشتر مورد پسند مردم است(شاید من اینطور فکر میکنم)در ضمن واقعا اگه می خواستن کل کتاب رو فیلم کنن،حالا حالاها باید منتظر FOTRبودیم

خوب بله بیشتر این تغیرات مفید بودن،اما از جحت دیگه میشه تغیراتی که در داخل خود شخصیت ها داده شده رو بررسی کرد،به نظر من در فیلم آراگورن قوی تر و با اراده تر از کتاب بود،چون در فیلم کاملا وظیفه اش رو (شاه شدن رو) پذیرفته اما در کتاب دائم در شکه از یک طرف وظیفه شاه شدن رو داره از طرف دیگه خود ش نمیخواد شاه بشه،همونطور که اشاره میکنه که اگه قرارار بود جایی که میخوام باشم در شمال در ریوندل بودم،یا مثلا در کتاب تئودون می خواد با سوارها بیرون بتازه و آراگورن اون رو منع میکنه و پیشنهاد میده که به هلمس دیپ برن (چون تئودون وظیفه خودش رو که محافظت از مردمشه پذیرفته و کاملا با اراده عمل میکنه اما آراگورن هنوز در شکه !اما وقتی این شک رو کنار می گذاره و تصمیم میگیره که شاه باشه و به وظیفه اش عمل کنه اون هم کاملا با اراده عمل میکنه و به دروازه سیاه میتازه)اما در فیلم بر عکس ،چون برای جذاب تر شدن فیلم آراگورن باید نقش اصلی تری رو بازی کنه!همینطور به نظر من در فیلم نقش آرون خیلی کمرنگ شده.

یه موضوع دیگه اینه که در پایان کتاب ما تقریبا هموناندازه که که احساس شادی از پیروزی میکنیم احساس غم پایان دوران سوم رو هم داریم،اگر دوباره شاه داریم دیگر بانو گالادریل و ارباب الروند در سرزمینه میانه نیستند،اگر دوباره قلمرو الندیل زنده شده دیگر لورین زیبایی نداریم و ریوندل در حال متروک شدنه ، و اصولا در مقابل هر چیز به دست آمده چیزی هم از دست دادیم،که شاید حتا برای ما از چیزی (علی رغم تلاش بسیار کلمه ای مناسب تر از چیز پیدا نشد) که به دست آوردیم عزیزتر هم بوده باشد!

اما در فیلم این اندوه بسیار ضعیفه به طوری که آدم احساس پیروزی مطلق می کنه!

خوب بله بیشتر این تغیرات مفید بودن،اما از جحت دیگه میشه تغیراتی که در داخل خود شخصیت ها داده شده رو بررسی کرد،به نظر من در فیلم آراگورن قوی تر و با اراده تر از کتاب بود،چون در فیلم کاملا وظیفه اش رو (شاه شدن رو) پذیرفته اما در کتاب دائم در شکه از یک طرف وظیفه شاه شدن رو داره از طرف دیگه خود ش نمیخواد شاه بشه،همونطور که اشاره میکنه که اگه قرارار بود جایی که میخوام باشم در شمال در ریوندل بودم،یا مثلا در کتاب تئودون می خواد با سوارها بیرون بتازه و آراگورن اون رو منع میکنه و پیشنهاد میده که به هلمس دیپ برن (چون تئودون وظیفه خودش رو که محافظت از مردمشه پذیرفته و کاملا با اراده عمل میکنه اما آراگورن هنوز در شکه !اما وقتی این شک رو کنار می گذاره و تصمیم میگیره که شاه باشه و به وظیفه اش عمل کنه اون هم کاملا با اراده عمل میکنه و به دروازه سیاه میتازه)اما در فیلم بر عکس ،چون برای جذاب تر شدن فیلم آراگورن باید نقش اصلی تری رو بازی کنه!همینطور به نظر من در فیلم نقش آرون خیلی کمرنگ شده.

یه موضوع دیگه اینه که در پایان کتاب ما تقریبا هموناندازه که که احساس شادی از پیروزی میکنیم احساس غم پایان دوران سوم رو هم داریم،اگر دوباره شاه داریم دیگر بانو گالادریل و ارباب الروند در سرزمینه میانه نیستند،اگر دوباره قلمرو الندیل زنده شده دیگر لورین زیبایی نداریم و ریوندل در حال متروک شدنه ، و اصولا در مقابل هر چیز به دست آمده چیزی هم از دست دادیم،که شاید حتا برای ما از چیزی (علی رغم تلاش بسیار کلمه ای مناسب تر از چیز پیدا نشد) که به دست آوردیم عزیزتر هم بوده باشد!

اما در فیلم این اندوه بسیار ضعیفه به طوری که آدم احساس پیروزی مطلق می کنه!

با سلام خدمت همگي

Amorth جان من به طور كامل با حرفت موافق نيستم وقتي الروند برايش شمشير را آورد و حرف از پادشاه مرگان زد و يا وقتي جلوي دروازه مردگان ايستاده بود از قيافه آراگورن چندان قدرت نمي باريد و بيشتر نشان از ترسي زياد داشت.

در كتاب آراگورن را فردي با حكمت نشان داده ولي اين امر در فيلم خبري نيست.

همچنين شخصيت سام در كتاب در ابتدا شخصيت يك خدمتكار است كه به مرور و تحمل مصائب برايش حكمت به ارمغان مي آورد ولي در فيلم تقريبا در تمام صحنه ها سام فردي غير از يك خدمتكار نمود پيدا كرده است.

در فيلم بيشتر همراه بودن لگولاس و گيملي با آراگورن است كه به او جنبه جدي بودن و اقتدار مي دهد به طوريكه هنگاميكه ميخواهد پا در جاده هاي مردگان بگذارد به دليل عدم اعتماد به خودش و اينكه ممكن است در خطر بيافتد تقريبا به حالت فرار از دوستانش ميافتد كه اين چيزي است كه در كتاب ابدا شاهد آن نيستيم.

به هرحال من شخصيت آراگورن در كتاب را بيشتر از وي در فيلم ميپسندم.

با تشكر از همگي

نه من اصلا و ابدا موافق نیستم و نبودم

تا یه حدیش قابل قبوله. ولی کتاب یک که تقریباً حذف شده بود.

اون تحریف دعوای فرودو و سم هم اصلاً قابل قبول نیست.

کلاً توی فیلم بازگشت شاه اون صحنه های مربوط به سفر فرودو و سم خیلی خسته کننده هستن. من وقتی می بینم می گم ای کاش کلاً حذف می شد. در حالی که توی کتاب جنگ سم با شلوب و اورک ها و یا آشنایی شون با ائومر، حنگ گندور با مردمان جنوبی، یا اون ماجرای آبگوشت خرگوش از دلچسپ ترین و لذیذ ترین بخش های کتابه که حذف شده. و حیف که حذف شده.

مالبت جان! همه ی صحنه هایی که گفتی قبول، مخصوصا این که صحنه های فرودو و سم باید بهتر درست میشدن. چون نتونستن تعادل احساس و جنگ رو توی فیلم حفظ کنن.

ولی فکر کنم در مورد صحنه ی آبگوشت یه چیزیایی فهمیدم... تو لابد با این سنی که داری مرض قند و فشار خون و اینطور چیزا رو شاخته، برات آبگوشت خوردن خطرناکه بابا!

مالبت جان! همه ی صحنه هایی که گفتی قبول، مخصوصا این که صحنه های فرودو و سم باید بهتر درست میشدن. چون نتونستن تعادل احساس و جنگ رو توی فیلم حفظ کنن.

ولی فکر کنم در مورد صحنه ی آبگوشت یه چیزیایی فهمیدم... تو لابد با این سنی که داری مرض قند و فشار خون و اینطور چیزا رو شاخته، برات آبگوشت خوردن خطرناکه بابا!

البته قرار نیست بحث رو منحرف کنیم. ولی نگران من نباش ما مردمان دوران دوم مثه شما جوونای دوران چهارم نیستیم که، مییرم کوه چربی می سوزونیم.

اوهو اوهو! صبر کن ببینم! کی گفته من جوونم؟ یادت نیست میببردمت مهد کودک؟ از طرفی کجا شنیدی که ققنوس جوون باشه؟

پس مواظب باش که به بیشترین چیزی که من دارم نتوپی!

اوهو اوهو! صبر کن ببینم! کی گفته من جوونم؟ یادت نیست میببردمت مهد کودک؟ از طرفی کجا شنیدی که ققنوس جوون باشه؟

پس مواظب باش که به بیشترین چیزی که من دارم نتوپی!

چیزی که شما زیاد داری مرامه و منم چیزی که زیاد دارم ارادته.

من کلا با مرگ سارومان به این شکل خیلی حال کردم به طرز فجیعی کشته شد که حقش بود ، همینجوری ازون فاصله بیفته رو چرخ آسیاب :D

البته مرگ سارومان در داستان به نحو دیگریست.فیلم تغییرات داده تو داستان

میدونم ، فک کنم توی شایر بدست همین مارزبان کشته شد درسته ؟ ولی تو فیلم صحنه مرگش و گفتگوش با تئودن شاه و گاندولف خیلی خوب نمایش داده شد

آوردن جماعت روح و استفاده ازشون تو جنگ زیبا بود

اینجا چه خبره 37 تا پست تازه ! :D دارم از خوشحالی گریم میگیره !

منم با شاهد موافقم ، سارومان خوب کشته شد ، چون در غیر این صورت این سوال تو ذهن بیننده میرسید که عاقبت سارومان بزرگ چی شده ؟ در غیر این صورت باید تمام قسمت های آخری بازگشت پادشاه ساخته میشد .

دارم از خوشحالی گریم میگیره !

ادبیاتت چند شده ؟

منم با شاهد موافقم ، سارومان خوب کشته شد ، چون در غیر این صورت این سوال تو ذهن بیننده میرسید که عاقبت سارومان بزرگ چی شده ؟ در غیر این صورت باید تمام قسمت های آخری بازگشت پادشاه ساخته میشد .

به نظر من میزاشتن سارومان باهاشون همکاری کنه بعد میکشتنش . :D

65 درصد تو کنکور زدم .

خیلی هم خوب مرد! :D

65 درصد تو کنکور زدم .

با این احتسای اونو پای غلط تایپی میزاریم . :D

با این احتسای اونو پای غلط تایپی میزاریم . :D

یا درصد پایین ادبیات شما :D (ببخشید)

تاحالا ندیدی کسی از خوشحالی گریه اش بگیره؟؟

یا درصد پایین ادبیات شما (ببخشید)

تو این جا افتاده با اون فرق میکنه . :D هنوزم کنکور ندادم دارم آماده میشم .

تاحالا ندیدی کسی از خوشحالی گریه اش بگیره؟؟

چرا دیدم اما با غلط املایی ندیدم .

من به شخصه خیلی علاقه داشتم صحنه گورپشته رو ببینم

من کتاب ارباب حلقه های سه ( بازگشت شاه ) رو قبل فیلمش خوندم

به نظر من تصور من نسبت به قسمت راه مردگان خیلی قوی تر بود وقتی اون قسمت رو توی فیلم دیدم یکم نامید شدم

در ضمن گردن زدن زبان سایرون توسط آراگورن کار مزخرف و عقده واری بود اصلا اون صحنه احمقانه بود

اما نبردش واقعا حماسی بود

به نظر من سایرون رو توی فیلم خیلی عالی نشون دادن

اما فیلمی مثل ارباب حلقه ها رو باید هنری تر می ساختند

اما خدا رو بازم شکر که صحنه های هالیوودی زیادی تو فیلم نبود

اما در کل کاری خوش ساخت و معرکه بود

!!!!

راستش به نظرم تام بامبادیل و گلد بری درسته در داستان نقش خوبی دارند ولی ریتم فیلمو به هم می زنه

باید فیلم زمینه منطقی داشته باشه

به نظر چینش حوادث پیتر جکسون خوب بود

راستش یه مسئله توی فیلم قضیه عنکبوت ها و ازدهاست

شاید بهتر باشه عنکبوت ها سخنگو نباشن

اگه قرار باشه دقیقا مثل کتاب باشه هابیت میشه فیلمی مخصوص نوجوانان

جکسون با تغییرات خوبش ارباب حلقه ها رو برای تموم سنین باور پذیر کرد

قضیه سارومانم به نظرم جگسون خوب خلاصش کرد چون دیگه در بازگشت پادشاه داستان تموم شده بود و حضور سارومان کمی اضافه بود

راستش به نظرم به فیلم درآورادن کتاب هایی مثل ارباب حلقه ها و هابیت كه پره از جزئیات فوق العاده و شگفت انگیز و داستان های فرعی فراوون اصلا كار آسونی نیست.حتی یه جورایی میشه گفت که نشدنیه.یادمه که اکثر طرفداران لوتر که که تا قبل از ساخت لوتر توسط جکسون میگفتن بعیده که کسی بتونه کتابو جوری بسازه که هم فیلم خوبی از آب در بیاد و هم اونارو(طرفداران کتابهای تالکین)راضی کنه و نگران بودن كه چیزی از داستان هدر بره یا بخشی از اون یا شخصیتی كمرنگ بشه یا به دلیلی حذف بشه.و دقیقا یادمه که بغد از اکران یاران حلقه یه سری ها میگفتن که جکسون چرا مثلا باید تام بامبادیل رو کلا حذف کنه؟البته یه جورایی هم درست میگفتن اصلا اثری از بامبادیل در فیلم نیست اما باز هم با این حال بنظرم در اقتباس از یه کتاب واقعا نمیشه همه شخصیت ها رو به فیلم منتقل كرد. كار جكسون توی این سه گانه فشرده سازیه کتابه و واقعا نمیشه که کلمه به کلمه کتاب با تمام شخصیتهای حتی فرعی هم توی فیلم باشن.چون این کار هم از طرفی باعث زیادتر شدن زمان و رد شدن از زمان استاندارده فیلمسازیه .هر چند که قربونش برم زمانش هم با این حال اصلا کم نیست مثلا بازگشت شاه که نسخه سینماییش 3 ساعت و 20 دقیقس و نسخه اکستندش بیش از 4 ساعت و 20 دقیقه.تازه با این همه فشرده سازی.شما در نظر بگیرید اگه پیتر میخواست همه داستانهای فرعی کتابو تو فیلم بیاره چقدر زمان بیشتر میشد و شاید زیاد شدن بیش از حد زمان فیلم باعث میشد مردم خسته بشن.هر چند که من خودم از دیدن نسخه اکستند فیلم بسیار زیاد لذت بردم ولی بنظرم توی سینما قضیه یه مقدار فرق میکنه و باید اون استاندارد زمانی رو رعایت کرد...

با درود

راستش برای من چندان فرقی نمیکنه که مثلا اراگورن از صخره پرت بشه پایین یا نشه!! یا اینکه ارون نقشش پر رنگتر شه. به نظرم این موارد خیلی جزئی هستن و عملا فکر نمیکنم اهمیتی داشه باشن.

اما یک سری تحریفاتی تو فیلم بود که هیچکدوم دوستان هم بهش اشاره ای نکردن اما به نظر من خیلی خیلی مهم بودن و حتی به دلایل سیاسی اجتماعی پیتر جکسون و تیم نویسندگان این تغییراتو داده بودن نه مثلا افزایش جذابیت فلیم!!!

یکی از این تغییرات که خیلی من ازش بدم اومد این بود که تو فیلم بر خلاف داستان اصلی ارک ها با استفاده از گل و کثافت(!) تولید مثل میکنند!!! البته من متن کتابو خیلی وقت پیش و اونم نه چندان دقیق خوندم و زیاد یادم نیست اما تا جایی که من یادم مونده ارکها هم مثل انسان ها و بقیه نژاد ها زن و بچه دارن!!( نگید اینجوری نیست من توهم زدم که به سلامت عقلیم شک میکنم!!:دی)

حالا دوست دارم بدونم نظر شما راجع به علت این تغییر چیه!؟

به نظر من این تغییر به این علت داده شده که مثلا از اورکها نیروی کاملا شیطانی و خیالی به وجود بیارن که کمترین وجه تشابهی با انسانها و... نداشته باشه در حالی که اگه بخوایم به تاریخ نگاه کنیم میبینیم که در طول تاریخ بودن مردمانی که رفتارشون چندان تفاوتی با اورکها نداشته و جز ویرانی و بدبختی چیز دیگر برای همسایگانشون نداشتن.

حال شما فرض کنید که مانند کتاب اورکها مثل ما تولید مثل میکردن و چون مشتق شده از الفها بودن در واقع هیچ دلیل خاصی نداره که یه اورک نتونه با یه انسان یا الف امیزش موفقیت امیز داشته باشه(همونطور که الفها و انسانها میتونن و دورگه حاصل میشه) بنابراین طبق تعریفی که ارنست مایر در سال 1942(دقت کنید که وسط جنگ جهانیه دوم بوده!!) از گونه ارائه میده و در اون تنها عامل هم گونه بودن یا متعلق بودن به دو گونه جدا رو امیزش موفقیت امیز دو فرد و حاصل اون رو زاده های زایا و زیستا میدونه. میشه نتیجه گرفت که ارکها و انسان ها و الفا همگی متعلق به یک گونه هستن و تفاوتی در حقوقشون با هم ندارن!!!(حتی اگه نتونن امیزش کنند هم خللی به اصل قضیه وارد نیست.)

همونطور که میبینیم با چنین شرایطی(یعنی تغییر ندادن داستان اصلی) یک قانون مهم جهان غرب یعنی برابری نژادی که دروغی بیش نیست نقض میشه. و من دقیقا این تحریف در داستانو یه خیانت در حق تمامی کسانی که فیلمو دیدن میدونم و به نظرم این تایید پیتر جکسون بر چنین اصل دروغی یه خیانت به مردمه.

باید حقایق در یک فیلم یا کتاب گنجونده بشه حالا به هر قیمتی!! اگر اورکها در فیلم به صورت کتاب ساخته میشدن برای مردم یه درس خیلی خوب داشت و اونم این بود که همین انسانهای اطراف ما هم میتوننن بدترین موجودات جهان باشن و حتما برا اینقدر بد بودن نیازی نیست از گل و کثافت به وجود بیایید!!!!

راستی من نژادپرست و اینجور حرفها نیستم فقط از این ناراضیم که یه بخش کتاب که اتفاقا در جهان حقیقی هم وجود داره در راستای اهداف سیاسی ضد بشری تحریف بشه!!

امیدوارم دوستان متوجه منظورم شده باشند.

باقی انتقادهام باشه برا بعد 1-2 مورد دیگه هم هست که تو فیلم زیادی میره رو مخم :دی

من اصلاً راجع به انگیزه های غیر سینمایی صحبت نمیکنم و صحبت راجع بهشون رو هم صحیح نمیدونم. نه اینجا و نه جای دیگه بحث هایی رو که چنان حال و هوایی داشته باشن بی نتیجه میدونم اینه که از اون بخش بگذریم :ymapplause: ولی نمیدونم شما چطور به این نتیجه رسیدین که جکسن میگه اورک ها از «گل و کثافت» به وجود آمدن. توضیحات سارومان وقت ساخت اوروک های یادتون نیست؟ که میگه اورک ها اول الف بودن و در چنگ نیروهای تاریکی گرفتار شدن و الخ؟

ثانیاً نمیخوام بحث خیلی فنی بشه چون اطلاعات کافی در دست نیست، منتها من هیچ کجا صحبتی از اورک مؤنث ندیدم. اورک بچه چرا ولی این دلیل نمیشه که فرض کنیم زاد و ولد موجودات تحریف شده به دست نیروهای پلیدی مثل زاد و ولد اقسام دیگه ی حیات باشه.

ثالثاً شما یه قدری منطق دنیای علم رو با منطق دنیای ادبیات اشتباه گرفتین دوست من. در حالی که تالکین از اول کار تکلیف ما رو با انواع حیات مشخص کرده. الف ها انسان نیستن، مقام انسان رو -چه بالا و چه پایین- ندارن، عاقبت اونها یکسان نیست، توانایی اونها یکسان نیست حالا شما چطور بر خلاف اصل داستان به این نتیجه می رسیدین که انسان ها و الف ها یک گونه هستن؟ حالا اصلاً اورک ها که شکل تباه شده ی الف ها هستن و وجه متضاد اونها به کنار. حتی در فیلم، یاران حلقه، سفر الف ها به غرب هست که نشون بده اونها از خمیرمایه ای متفاوت از انسان ها هستن. یادتون هست؟ :ymapplause:

با درود

اول ممنون که پاسخی برام ارسال کردید چون من هم اطلاعات داستانای تالکینم هم اطلاعات سینماییم نسبت به خیلی از دوستان اینجا کمتره برا همین دوست داشتم بدونم نظر بقیه در این مورد چیه و ایا درست فکر میکنم یا نه

من اصلاً راجع به انگیزه های غیر سینمایی صحبت نمیکنم و صحبت راجع بهشون رو هم صحیح نمیدونم. نه اینجا و نه جای دیگه بحث هایی رو که چنان حال و هوایی داشته باشن بی نتیجه میدونم اینه که از اون بخش بگذریم :ymapplause: ولی نمیدونم شما چطور به این نتیجه رسیدین که جکسن میگه اورک ها از «گل و کثافت» به وجود آمدن. توضیحات سارومان وقت ساخت اوروک های یادتون نیست؟ که میگه اورک ها اول الف بودن و در چنگ نیروهای تاریکی گرفتار شدن و الخ؟

بله درسته میگه اول الف بودن. اما برای به وجود اومدن ارکهای زمان جنگ حلقه چی؟ اونا هم تحت شکنجه اینجوری شدن؟ اون زمان اصلا به اون تعداد الف نبوده که بخوان شکنجشون کنند تا تبدیل به ارک شن و طبق باقی چیزاهایی که تو فیلم و بازیهای ارباب حلقه ها نشون داده میشه ببیننده نتیجه گیری میکنه که ارکها از درون نوعی گل به وجود میان.(یا حداقل زن و بچه ای در کار نیست)

ثانیاً نمیخوام بحث خیلی فنی بشه چون اطلاعات کافی در دست نیست، منتها من هیچ کجا صحبتی از اورک مؤنث ندیدم. اورک بچه چرا ولی این دلیل نمیشه که فرض کنیم زاد و ولد موجودات تحریف شده به دست نیروهای پلیدی مثل زاد و ولد اقسام دیگه ی حیات باشه.

دیگه این یه جورایی قاون طبیعته که هر بچه ای یه مادری داره. ممکنه پدر نداشته باشه اما مادر حتما داره(مثل پدیده بکر زایی!) پس وقتی بچه باشه مادر هم هست.(استدلال خیلی قوی کردم نه؟ :دی)

به هر حال ارکهایی که زمانی الف بودن نمیتونن چندان با الف ها تفاوت داشته باشن. اون گوشاشون رو هنوز حفظ کردن بعد تولید مثلشون تغییر کرده؟! :دی

ثالثاً شما یه قدری منطق دنیای علم رو با منطق دنیای ادبیات اشتباه گرفتین دوست من. در حالی که تالکین از اول کار تکلیف ما رو با انواع حیات مشخص کرده. الف ها انسان نیستن، مقام انسان رو -چه بالا و چه پایین- ندارن، عاقبت اونها یکسان نیست، توانایی اونها یکسان نیست حالا شما چطور بر خلاف اصل داستان به این نتیجه می رسیدین که انسان ها و الف ها یک گونه هستن؟ حالا اصلاً اورک ها که شکل تباه شده ی الف ها هستن و وجه متضاد اونها به کنار. حتی در فیلم، یاران حلقه، سفر الف ها به غرب هست که نشون بده اونها از خمیرمایه ای متفاوت از انسان ها هستن. یادتون هست؟ :ymapplause:

بله کاملا حق با شماست و تو اثار تاکین الف و انسان عملا جدا از هم هستن و بحثی رو این مود نیست. حرف من مربوط به فیلم هست نه داستان و طبیعتا خیلی از کسایی که فیلم ر دیدن چندان کاری با جملات بالا من شما ندارن .به نظرشون الفها انسانهایی گوش درازن. همین!

اون بخش مربوط به یک گونه هم طبق تعریف گونه تو دنیای علم گفتم که توش تنها معیار هم گونه بودن امیزش موفقه که بین انسان و الف صادقه(البته بگذریم که این تعریف کلا غلطه!)

در مجموع به نظر من اینکه تو فیلم شرایط جوری چیده شده که ارکها بیشتر شبیه ربات هستن تا موجودی زنده کار غلط و البته هدفداری بوده و فقط خواستم این انتاد برای باقی دوستان هم بنویسم که اگه به این وجه قضیه فکر نکرده بودن یکم فکر بکنن :دی

توی آثار منتظر شده تالکین هیچ جا ما حرفی از اورک مونث نمیبینیم. اما تالکین توی یکی از نامه های منتشر نشده اش(توی کتاب نامه های تالکین نیست) اینو مینویسه:

There must have been orc-women. But in stories that seldom if ever see the Orcs except as soldiers of armies in the service of the evil lords we naturally would not learn much about their lives. Not much was known

این نامه در سال 1963 نوشته شده و در سال 2002 توی حراجی فروخته شده.

این مقاله هم در مورد اورکها هست که خوندنش خالی از لطف نیست:

TheUnnaturalHistoryofTolkiensOrcs.pdf

به عنوان یه هوادار خب معلومه که دوست دارم همه حوادثو شخصیتارو کامل درست کنن ولی خب انتظار دوریه :)) کدوم کارگردان دربست تابع کتاب بوده ؟!

ولی خب حداقل شخصیتارو کامل و درست به تصویر بکشن ( که البته به نظر من تا الان همینطور کارکردن ) و اکثر مشکلات مربوط به وقایعه خلاصه میشن و کامل درست نمیشن .