دوبرج:مراسم سوگواری تئودرد(کلا تو تم مرگ و میرم :)
بازگشت پادشاه: قسمت های زیادیش قشنگ بود بگم کل فیلم بهتره ولی تیکه تاجگذاری آراگورن به نظرم خیلی باشکوه بود و یه قسمتی هم بود که سم داشت به فرودو دلداری میداد(البته این قسمت ها کم نبودند)حرفا ی خیلی زیبایی می زد و من اصن اشکم در اومد و خیلی از قسمت های دیگه...
*چند سکانس دیگه یادم اومد :
-در نبرد هلمز دیپ اون جایی که تئودن شعر معروف اسب و سوارش کجان رو می خونه
-خداحافظی فردو باسم در لنگرگاه های خاکستری هم این سکانسو دوست دارم هم ازش متنفرم خیلی دردناک بود خیلی اصلا یه حسی به آدم دست میداد که انگار دنبا رو سرش خراب شده قلبو تیکه تیکه میکرد ولی با این حال خیلی هم جذاب و زیبا بود آدم به راحتی میتونست حال سمو درک کنه و واقعا برای این سه گانه حماسی لازم بود
-سکانس بعد از نبرد پله نور که پیپین دنبال مری میگرده و ائو مر خواهرشو پیدا میکنه و در حالی که بغلش کرده گریه میکنه رو هم خیلی دوست دارم
.
.
.
بازم یادم میاد این داستان ادامه دارد...
میگم بچه ها بهتره سکانس منتخب هابیت رو هم بهش اضافه کنیم دیگه تایپیک جدید براش ایجاد نمی کنم
خودم سرود دورف ها در خونه بیلبو را خیلی دوست داشتم دوردست ها بر فراز کوهستان های سرد و مه آلود...
-صحبت ها ی بانو گالادریل و گاندالف در ریوندل
-سکانسی که بیلبو می خواست نصفه شب دورف ها رو ترک کنه
-سکانسی که دورف ها و گاندالف از دست گابلین ها فرار کرده بودند و داشتند در مورد بیلبو صحبت می کردند و بیلبو هم خودشو ظاهر کرد و اون حرف های جالبو زد
-اون جایی که وارگ ها حمله کرده بودن و بیلبو از ثورین دفاع کرد
-سکانس پایانی فیلم :ymapplause:
راداگاست قهوه ای —
والا من از سکانس نبرد پله نور خیلی خوشم اومد و همچنین تاجگذاری اراگورن و وقتی که اهنگ الندیل رو خوند خیلی زیبا بود والا سکانس نبرد یاران حلقه تو موریا با گابلین ها اونم خیلی قشنگ بود و یه جا دیگه هم بود که وارگ ها به سواره نظام روهان حمله کردن اونجا هم خیلی قشنگ بود کلا من با جنگ و جنگیدنو از این جور حرفا حال میکنم!
الوه —
خب اگه به ترتیب بخوام بگم برای هر فیلم
صحنه ی آمون هن (که از سقوط بورومیر تا آخر فیلم میشه) رو دوست داشتم، گرچه توی یاران حلقه انتخاب خیلی سخته، با وجود قسمت هایی مثل موریا و نبرد گندالف با بالروگ یا صحنه ی مبارزه ی آراگورن با اشباح حلقه و ...
توی دو برج هم بازم انتخاب آسون نیست! اما در آخر صحنه ی صحبت آراگورن و تئودن در ارگ شاخ آواز رو انتخاب میکنم و بعدش که خودتون میدونین، گندالف پیداش میشه...
و حالا میرسیم به بازگشت شاه، چرا اصن آسون نیست :ymapplause: من صحنه ی اون حمله ای که فارامیر به دستور دنه تور انجام میده، با صدای مری رو دوس داشتم اما انتخابم میشه اون سخنرانی آخر آراگورن و For Frodo... حسی که اونجا دارم وصف ناپذیره...
خب، به نظرم گفتمش بالاخره :پی
من برم فیلم رو ببینم احتمالا! :دیــ
Théoden —
ياران حلقه :
1. نبرد گندالف با بالروگ
2. تلاش برومير براي نجات دادن هابيت ها
دوبرج
1. رويارويي آراگورن و لگولاس و گيملي با گندالف سفيد
2. سكانسي كه گندالف تئودن رو از شر سارومان نجات ميده
3. منفجر شدن ديوار هلمز ديپ
4. سكانسي كه گندالف از راه ميرسه و محاصرهي هلمزديپ رو مي شكنه
بازگشت پادشاه
1. صحبت هاي گندالف با سارومان
2. سكانسي كه گندالف ميناس تريت رو دور ميزنه تا به بالاترين نقطهي شهر ميرسه
3.روشن شدن آتشگاهها
4.سكانسي كه روهان در پله نور فكر مي كنند پيروز شدند ولي ارتش فيل ها از راه ميرسند.
5. صحبت هاي گندالف با پيپين در مورد مرگ
6. لشكر كشي گاندور در مقابل دروازهي سياه ، مذاكره با دهان سائورون تا اونجايي كه گندالف با عقاب ها از راه ميرسه و فرودو و سم رو نجات ميده :ymapplause:
Olόrin —
در یاران حلقه سکانس اول فیلم که گالادریل شروع به صحبت میکنه، شورای الروند واسم جالب بود و خیانت سارومان. مرگ برومیر هم یه تکونی بهم داد.
در دو برج ظهور گاندلف سفید و رویارویی فرودو و نزگول و نجاتت فرودو توسط سام
در بازگشت شاه کشته شدن سارومان ، سکانس مربوط به زبان سائورون و لنگرگاه خاکستری
white witch —
خوب توی یاران حلقه من از شورا خوشم اومد و همین طور اول فیلم خیلی جالب بود اینکه اون قسمت می تونست اطلاعات کاملی رو ر اختیارمون بذاره!
دیگه.....ها یه تیکه نبرد گندالف
توی دوبرج مرگ هالدیر(خداییش قلبم درد گرفت کلا متحول شدم:دی) سقوط آراگورن تو دره ببخشید به ترتیب زمانی نمی گم جایی که روهیرم ها از بالای کوه می تازن میان ارکارو درو می کنن
بازگشت پادشاه حمله فارامیر با نیرو های کمش وجایی که گندالف می گه پدرت دوستت داره خودتو به کشتن نده وبازهم تاجگذاری جالب بود یا جایی که فرودو از خواب بلند می شه و یاران جلقه (زنده هاشون) میان دونه دونه و آخرش سم میاد!
blackhole —
توی یاران حلقه من عاشق سکانس مرگ برومیرم. توی بازگشت پادشاه هم سکانس پایانی فیلم موقعی که فرودو باید سرزمین میانه رو ترک کنه.
Legolas —
توی یاران حلقه قطعا فلش بک ابتدایی فیلم با گویندگی فوق العاده ی کیت بلانشیت. (اصلا یکی از دلایل کنجکاوی من برای رفتن دنبال کتابا همین بود)
توی دو برج سخته ولی گفتگوی آراگورن و تئودن توی ارگ شاخ آواز.
و در بازگشت شاه هم ۳ تا سکانس: اول- اون جایی که گندالف و پیپین لب ایوان توی میناس تیریت وایسادن و ارتش میناس مورگول حرکت می کنه. دوم- گفتگوی گندالف و پیپین وقتی میناس تیریت شکست خورده و اینا پشت دروازه از زندگی بعد از مرگ میگن. سوم- بندرگاه خاکستری!
ولی در کل انتخاب خیلی مشکله :ymapplause:
R-FAARAZON —
تاپیک جالبی بود و همیشه جای خالیش احساس میشد.میشه نظر سنجی رو هم بهش اضافه کنیم تا تاپیک کاملی شه
من شاید نتونم فقط فقط یک سکانس رو بگم پس بدون ترتیب از نظر علاقه مندی از یاران حلقه شروع میکنم و سکانس های مورد علاقمو میگم:
1)نریشن جادویی کیت بلانشت:شاید شروع مرموز ارباب حلقه ها همیشه باعث تفاوت از فیلمهای مشابه بوده شروعی که با صدای جادویی بلانشت در عین اختصار پیش زمینه خوبی از داستان و شخصیت سائورون در ذهن ما ایجاد میکنه موسیقی جادویی هاوارد شور هم در این سکانس مزید بر علت شده
2)شایر و هابیتون:شاید طبیعت شاد و بهشتی شایر اون حس ترسی که بخاطر سکانس اول یاران حلقه ایجاد شده رو تا حدودی برطرف میکنه
3)تعقیب فرودو و ارون توسط سواران سیاه:واقعا موسیقی و ترکیبش با تصاویر عالی بود
4)گندالف!!:شاید یکی از بهترین لحظات لحظاته که ایزنگارد از دید یه پروانه دیده میشه و تضاد بین معصومیت و تاریکی جالبه و بعد ازیک موسیقی لطیف سقوطی عظیم در دل تاریکی
5)عبور از موریا و خازاد دوم:روایت جکسون از موریا خارق العاده بود و نبرد بین گندالف و بالروگ عالی بود و فریاد فرودو و بهت آراگورن و بارومیر فراموش نشدنیه
6)مرگ بارومیر:این لحظه احتیاجی به تعریف نداره واقعا اون لحظه ای که بارومیر تیر سوم رو خورد و دیگه نتونست کاری کن و مری و پیپین رو به اسارت بردند خیلی تراژیک بود
7)بانوی تنهای روهان:شاید تنهایی ائووین و پرچم بر باد رفته روهان و تریکب با موسیقی حزن انگیز شور نهایت بدبختی و سیه روزی روهان رو برسونه
8)گفتگوی تئودن و گاملینگ:صحبت های تئودن واقعا غم انگیز بود و تا مغز استخوانمون پر از یاس شد!!
9)نبرد هلمز دیپ:نبرد هلمز از شروعش،شکست مدافعین تا رسیدن دو هزار روحیریم با گندالف فوقالعاده بود و دیگه فکر نمی کنم نظیر اون در تاریخ سینما ساخته بشه
بخصوص گندالف و روحیریم ها و پایین اومدنشون که بهتر از این نمیشد پیروزی روشنی بر تاریکی رو به نمایش گذاشت
بعد از اون صحبت های سم بهترین پایانی بود که میشد برای دوبرج تصور کرد
10)داستان تبدیل شدن اسمیگل به گالوم که خیلی قشنگ و تاثیر گذار داشت و همون تاثیر سکانس آغازین یاران حلقه رو داشت
11)رسیدن شش هزار سوار روهان به دشت پله نور و صحبت های تئودن و غرش های سپاهیان بیاد ماندنی بود
12)the end of all thing:همزمانی کشمکش فرودو با اسمیگل با نبرد در پای دروازه های سیاه و ترکیب اون با موسیقی حیرت انگیز شور و در نهایت فرودو و سم که کار رو تموم کردند و منتظر مرگ اند فراموش نشدنیه
سکانس های فوق العاده لوتر که واقعا بی شماره ولی اینارو از بین بهترین ها انتخاب کردم
hamid stormcrow —
خوب سکانس برای انتخاب که زیاده ولی اگر بخوام از هر فیلم یه دونه انتخاب کنم این سکانس ها هستن:
یاران حلقه: روایت اول فیلم با صدای کیت بلانشت
دو برج: سکانس حمله آخر تئودن به همراه آراگورن از اونجا که تئودن می گه : The horn of Helm Hammerhand shall sound in the Deep one last time
بازگشت پادشاه: سکانس ورود سپاه روهان به پله نور و سخنرانی تئودن
baradil soldier of dale —
یاران حلقه : مقدمه ی فیلم که توسط گالاریل بیان میشه - محاصره ی هابیت ها در ودرتاپ - عبور از موریا - نبرد آمون هن
دوبرج: دیالوگ سارومان با سائورون از طریق پلان تیر - فراخوان انت ها برای حمله به ایزنگارد - دیالوگ فارامیر و بورومیر(نسخه اکستندد)
بازگشت شاه : تمامی مراحل محاصره ی میناس تی ریت و نبرد پله نور - چشم تو چشم شدن آراگورن با سائورون توی پلان تیر(اکستندد) - مذاکره با زبان سائورون(اکستندد)
بیورن —
سلام
یاران حلقه:
جنگ اول به اضافه نریشن های گالادریل که پیتر جکسون از دیالوگ های باقی جاها کش رفته(قاط نزنیدا مثلا دیالوگ i can feel it in earth...مال تری بیردزه تو فصل جدایی های بسیار در کل فکر نکنم این پیتر جکسون یه دیالوگ به کتاب اضافه کرده باشه!)
دوم اونجایی که توکاراذراس داره کوه میریزه عالیه
بعدی هم جنگ پل خزد دوم
دوبرج:
بدون ذره ای شک نبرد هلمز دیپ کلا
بازگشت شاه:
جاده های مردگان با تغییر پیتر جکسون خیلی قوی تر شده بود
نبرد دروازه های پله نور
با عرض معذرت به همه غیرتی های سایت اونجایی که ویچ کینگ میزنه تو کرک و پر گندالف!
و بندر گاه های خاکستری
یا علی
تور —
اهم....اهم...
گرچه خیلی از صحنه های فیلم کیفیت سینمایی بالایی دارن، بطوریکه استاندارد های سینما رو تغییر دادن. خیلی از صحنه ها مخصوصا یاران حلقه واقعا رنگ و بوی آردایی دارن. و باید گفت فیلم موفق به به تصویر کشیدن موفق داستان ارباب حلقه ها شد. اول میخواستم بر اساس تالکینی و آردایی بودن صحنه های منتخب رو جدا کنم دیدم خیلی زیاد میشه. خواستم بر اساس کیفیت بالا جواب بدم دیدم کل فیلم رو باید نقل قول کنم!
نتیجتا من صحنه هایی رو نام میبرم که به نظر من بی نظیر بودن و هرچقدر هم که ببینمشون باز دوست دارم ببینم.
یاران حلقه:
وداع از لورین و هدایای گالادریل.
دوبرج:
صحنه حمله به هلمز دیپ. نمیدونم چرا احساس میکنم این صحنه تو دنیا تکه!
بازگشت شاه:
1- جایی که آرون پسرشو میبینه تا جایی که شمشیر رو ترمیم میکنن. وااااای که من این صحنه رو هزاران بار دیدم بازم سیر نشدم! :ymapplause:
2- صحنه دروازه های سیاه تا نابودی حلقه. اوج فیلم تا پایان داستان های آردا! با موسیقی بی نظیر، واقعا بی نظیر هاوارد شور در اون سکانس ها...
emad_323 —
یاران حلقه
1-حمله گابلین ها به یاران
2-سکانس دفاع برومیر از هابیت ها و مرگ او
دو برج
1-نبرد هلمز دیپ
(خسته کننده ترینش صحبت های چوب ریش با هابیت ها)
بازگشت پادشاه
1-محاصره میناس تریث
2-نبرد پله نور
3-و اخرش که جلوی دروازه های سیاه هستن
کلا بازگشت پادشاه بهترینشون بود.
Lady Eowyn —
چه تاپیک خوبی. من واقعا" نمی تونم انتخاب کنم. فکر کنم از هر فیلم حداقل 20 تا سکانس رو باید انتخاب کنم.
یاران حلقه: کل صحنه های موریا از ورود تا خروج/ شورای الروند تا قبل از ورود سام/ مشاجره شبانه ای که برومیر و آراگورن دارند بر سر اینکه آراگورن به گندور بره/ کل نبرد آمون هن
دو برج: بدون شک کل نبرد هلمز دیپ از مقدمات قبلش تا پایانش نفس گیر و بی همتاست, اصلا" نظرم رو در کشت و کشتار و جنگ عوض کرد/ صحنه ای ائووین ورود گندالف و یارانش رو می بینه و پرچم وباد میبره با اون موسیقی بینظیر
بازگشت پادشاه: جاییکه پیپین اتش کمک خواهی رو تو گندور روشن می کنه و بعد یک به یک روشن شدن آتشها رونشون میده تا روهان و آراگورن سراسیمه می دوه که به تئودن خبر بده. عاشق کل این سکانسم/ جاییکه فرودو می خواد حلقه رو بندازه تو اتش و ناله و تضرعهای سم و بعدتر درد دلهای گریه آلود سم / صحنه های بعد از پایان نبرد پله نور
1-غافلگیر شدن نزگول ها در ریوندل2-انتخاب یاران حلقه توسط الروند3-مبارزه ی گندالف با بالروگ.
دو برج:
1-مرگ بورومیر2-نبرد شاخ آواز3-حمله ی انت ها به ایزنگارد.
بازگشت شاه:
1-نجات یافتن فارامیر توسط گندالف2-سفر آراگون به جاده های مرگ3ودر نهایت سکانس نفس گیر و فوق العاده ی کنام شلوب.
Vána —
یاران حلقه
یه سکانس همیشه جاویدان توی ذهنم جایی که یاران حلقه در ابتدای سفرن و اون تصویر یاران دنباله روی هم
کل سکانس موریا
اخر فیلم جایی که فرودو از بقیه یاران جدا میشه وسم همراهش میره
دو برج
سپاه اورگها با اهنگ بی نظیرش ( در کل لوتر )
دیدار دو هابیت با انتها
بازگشت پادشاه
تاج گذاری اراگورن
گشته شدن ویچ کینک توسط ائوین
امدن سپاه کمکی با اراگون و رفقای الف و دورف
همچین تایپکی برای سه گانه هابیتم بد نیست
The Dwarf —
خب,پس منم بگم!البته من همه ی قسمت هارا دوست داشتما ولی خب این گلچین بود.
یاران حلقه:
1-سکانس اول که گالادریل صحبت می کنه.(درواقع چون مقدمه ی آشنایی با فیلم و همچنین سرزمین میانه است)
2-شورای الروند و انتخاب شدن یاران حلقه.(چون در اونجا نژاد هارا برای اولین بار کنار هم می بینم)
3-درست شدن لورتز و خفه کردنش و همچنین توضیح دادن سارومان برای او.(من از صحنه های ترسناک خوشم میاد:دی)
دو برج:
1-اولیش که بدون شک نبرد گودی هلم و اونجایی که گندالف با سوارانش از پشت کوه میاد و همه را قلع و قمع میکنند.(فکر کنم عظیم ترین نبردی بود که تا حالا دیده بودم)
2-سخنرانی سارومان برای لشگرش بالای اورتانک قبل از حمله به روهان(چون اونجا در یک صحنه هزاران یوروک هی دیده میشه)
بازگشت پادشاه:
1-صحبت کردن گندالف با پیپین در مورد ویچ کینگ و لباس جنگ پوشیدن ویچ کینگ و همچنین اونجا که یه ستون به آسمون میره(چون باعث ترس همگان میشه و مردم و سربازان وحشت زده نگاه می کنند)
2-اونجا که دنتور از غم فارامیر به سرِ ایوان میاد و در یک لحظه کل ارتش موردور رو میبینه و چند ثانیه بعد از گندالف کتک می خوره
3-در کل از رهبری های گندالف و دستوراتش و همچنین امید دادن گندالف به سربازان خوشم میومد
4-ورود آراگورن,لگولاس وگیملی به جاده ی مردگان و حرف زدن آراگورن با اون روحه که جنگ کوتاهی هم کردند(گفتم از صحنه های ترسناک خوشم میاد:دی)و چند ثانیه بعد(نسخه ی اکستندد) که آراگورن کشتی های دزدان دریایی رو میبینه و گریه میکنه که روحه از تو کوه در میادو آراگورن رو خوشحال میکنه.
5-و آخریش کل نبرد پله نور مخصوصا جنگ های روهیریم ها.
Light king —
چرا هیچ کسی از این صحنه ها نمیگه ؟ اکثرا دارن از بازگشت شاه تعریف میکنن !
این صحنه ها هم هستن :
مثلا اولین سکانس یاران حلقه
The Last Alliance of men and Elves
وقتی توی موردور اورک ها دارن به سمت ارتش الف ها حمله میکنن
سکانس تعقیب و گریز آرون و اشباح حلقه
یا صحنه ای که گندالف با جادوی سارومان , بالای کوه مقابله میکنه و بهمن میریزه رو سرشون
یا حتی صحنه ی مقابله گندالف با بالروگ !
وقتی برومیر توی آزگیلیات داره برای سربازا سخنرانی میکنه .
صحنه ی مرگ هالدیر هم خیلی برام صحنه ی احساسیه !
توی بازگشت شاه اون صحنه ای که شاه جادوبیشه و نزگول ها از بالای میناس تیریت رد میشن
و صحنه ای که گندالف و پی پین وارد میناس تیریت میشن
با این که به قول دوستان یه مقداری گاف داشت سگانه ولی به نظر من سایر سکانس های زیباش اونا رو جبران میکرد و سه گانه رو بی نظیر میکرد
ائووین —
با سلام به همه گی،این اولین پست من در این سایته:
صحنه های محبوب من از سه گانه ی پیتر جکسون خیلی زیاده،اما اینها بیشتر به ذهنم مونده:
یاران حلقه:مرگ برومیر،صحبتهای گاندالف با فرودو در مورد گولوم درموریا.فرار گاندالف از آیزن گارد با کمک باراهیر.
دو برج:آخرین مارش انت ها(حمله به آیزن گارد.)،سر رسیدن گاندالف و ائومر در نبرد روهان ،صحبت های سم با فرودو در مورد دلیل ادامه دادن این راه در خرابه های ازگولیات.
بازگشت پادشاه:سر رسین سپاه روهان در نبرد میناستریت.مرگ ویچ کینگ توسط ائووین،مارش اورکها از دروازه ی میناس مورگول.صحنه ی جدال فرودو و گولوم بر سر حلقه و سقوط گولوم و حلقه به داخل آتش کوه هلاکت.
* لرد الروند * —
در ابتدا از دوست عزیزی که این تاپیک رو راه انداختند تشکر می کنم، چون واقعاً جای چنین موضوعی در سایت خالی بود!
سکانس هایی رو که من از سه گانه ارباب حلقه ها می پسندم معمولاً همونهایی هستند که هر چند روز یکبار می شینم و اون سکانس ها رو می بینم! برخی از اون سکانس ها رو به خاطر صحنه های اکشن دوست دارم و برخی ها رو به خاطر دیالوگ های اصلی یا دوبله!
سکانس مربوط به صحنه های اکشن:
قسمت اول:
1. حمله گابلین ها به یاران حلقه در موریا.
2. سکانس مربوط به تعقیب و گریز سوار سیاه با چهار تا هابیت در جنگل.
3.حمله "اوروک های" به یاران حلقه در جنگل.
قسمت دوم:
1. حمله وارگ ها به مردم روهان که در حال مهاجرت به هلمزدیپ بودند.
2. نبرد هلمزدیپ، مخصوصاً سکانسی که گندالف و ائومیر برای کمک میرسند.
قسمت سوم:
1. نبرد پله نور به خصوص سکانسی که سپاه روهان برای کمک از راه میرسه.
2. سکانس مربوط به حمله فیلم ها در نبرد پله نور.
صحنه های مربوط به دیالوگ اصلی یا دوبله
قسمت اول:
1. نریشن ابتدای فیلم
2. گفتگوی گندالف و فرودو و توضیحاتی که گندالف در مورد حلقه و فرمانروای تاریکی میداد.
3. گفتگوی لرد الروند با گندالف و توضیحاتی که در مورد چگونگی نابود نشدن حلقه میداد.
4.گفتگوی گندالف و سارومان و اثبات شدن خیانت سارومان.
قسمت دوم:
1.گفتگوی گریما با ائووین.
2.گفتگوی سارومان با گریما بعد از فرار گریما از روهان.
3.گفتگوی لرد الروند با آرون و متقاعد کردنش برای ترک ریوندل.
قسمت سوم:
1. گفتگو و رجزخوانی تئودن و گندالف با سارومان.
2.گفتگوی گندالف و دنتور.
....
و اما زیباترین دیالوگی که در کل سه گانه به شخصه ازش لذت می برم و اون رو ملاک و سرلوحه ی شغلم قرار دادم، این دیالوگ گندالف هست:
...Many that live deserve death , Some that die deserve life
Do not be too eager to deal out death and judgment
بعضي ها که زنده هستند، سزاوار مرگ اند و بعضي ها که مُرده اند ، سزاوار زندگي! ...
در صادر کردنِ حکم مرگ عجول نباش!
Aslan —
یعنی ها یه کار می کنید برم کل فیلم رو دوباره ببینم ها { الان حدود سه ساله تو اردا هستم و بیش از پنج ساله تالکین خون اما هنوز موفق به دیدن نسخه ی اکستنده ی ارباب حلقه ها نشدم :x }
خب الان یه یه سالی می شه فیلم رو ندیدم و زیاد صحنه هاش یادم نیست اما خب یه چیز هایی یادمه و همون ها رو می نویسم
یه چیز بگم بعد شروع کنم قسمت هام رو نام برن :دی
ملاک من بری انتخاب این صحنه ها موسیقی اون قسمت بوده که می تونم بگم 80% موزیک تاثیر گزار بوده و از طرفی این تریبی که می گم بر اساس اینه که به ذهنم خطور کرده و هیچ ترتیبی از نظر برتری نداره ها :x
1- همون اول ارباب حلقه های یک اون جایی که اون تو دوبله فارسی زنه تاریخ سیر حلقه رو می گه و بعد می رسه به این که " تاریخ اسطوره شد و ... " واقعا عالی بود
2- اون جایی که دورازه ی سیاه باز می شه و نه سوار ازش خارج می شن , ارباب حلقه های یک بود خیلی هیجانی بود مخصوصا اون آهنگش که دیوانه کننده بود
3- زمانی که نه سوار به رود ریوندل می رسن و آرون یه طرف و نه سوار یه طرف دیگه خیلی جالب بود مخصوصا طرف نه سوار که خیلی هیجانی بود :دی
4- تو قسمت اول اون جایی که گندالف تو اورتانگ زندانی بعد یه شاپرک میاد و کل ایزنگار رو نشون می ده و بعد می ره می رسه به گاندالف و بعد دوبره بر می گرده که عقاب رو صدا کنه محشره آهنگ سازی حرف نداره از یه حالت بی نظمی می رسه به حالت ملایم
5- زمانی که یاران حلقه دارن از دست بالروگ تو موریا فرار می کنند تا برسن به پل خازادم واقعا عالیه
6- پراکنده شدن یاران حلقه تو قسمت یک واقعا تاثیر گزار بود مخصوصا مرگ بورومیر که واقعا نشون داد یه انسانه :ymapplause:
7- اهان شورای الروند رو یادم رفت مخصوصا اون آهنگی که تو اون زمان نواخته می شد واقعا تحت تاثیر بود
8- نبرد هلمزدیپ خیلی خوب بود به قول تور تک تو دنیا :دی
مخصوصا اونجایی که آراگورن به تنهایی وارد قلعه می شه و شب هنگام لشکری از الف ها که به کمک تئودن اومدن واقعا آدم رو به یاد شکوه اتحاد بزرگ می نداخت
9 - بازگشت پادشاه هم نبرد جلوی دروازه های سیاه خیلی باحال بود
10- لنگرگاه هم آخر فیلم خیلی ناراحت کننده بود و زمانی که کشی می ره به غرب :)
فعلا این 10 تا رو در ذهنم حک شده بود
شاید یه بار دیگه فیلم رو ببینم و باز بیام بپستم :دی
آهان
راستی یادم رفت اون صحنه ای ودرتاپ زمانی که فرودو حلقه رو دستش می کنه و لرد سیاه خنجر رو تو سینه ی فرودو فرو می کنه محشر مخصوصا زمانی که نه سوارد کنار هم و شمشیر به دست وارد می شن !!
ayub_s —
البته سکانس ها بیادمانی زیادی رو داره (که کم کم میزارمشون) ولی خب فکر کنم بیادماندنی ترین صجنه همین باشه .
LObeLia —
انتخاب بهترين صحنه ها هم مث انتخاب يهترين ديالوگا ها سخته.
ياران حلقه:
از لحظه اي که وارد موريا ميشن تا لحظات غم انگيزي که ازش خارج ميشن. ناراحتي تک تک اعضاي گروه واسه سقوط گندالف واقعا تاثير گذاشت روم.
سکانس آئينه ي گالادريل.و مقاومت بانو در برابر حلقه.
دوبرج:
کل دو برج پر از صحنه هاي خوبه. مث:
کوهستان امين مويل که گولوم رو ميگيرن و به عنوان راهنما ميپذيرنش.
و نبردهلمز ديپ.
باتلاق هاي مرگ رو هم دوست داشتم.
بازگشت شاه: به قول تور عزيز از لحظه اي که سپاه جلوي دروازه ي سياه ميان تا لحظه ي نابوذي حلقه رو بشدت دوست د ارم. و خستگي فرودو و سم رو رو اورودروين.
صحبتي که با دهان سائورون دارن و کشته شدنش .
Fingoolfin —
تو فیلم یاران حلقه اون جایی که سواران سیاه وارد مهمانخانه می شن و دوربین شمشیر هاشون رو نشون می ده که پشت سر هم از پشت سر مهمانخانه دار رد مشه . تو فیلم دو برج هم جایی که گندالف با نیروهای کمکی به هلمزدیپ می رسن خیلی حماسیه هرچند که با کتاب مطابق نیست . تو فیلم بازگشت شاه هم جایی رو دوست دارم که پیپین برای دنه تور شعر می خونه و فارامیر به ازگیلیات حمله می کنه تا پسش بگیره
راستی می گم یه تاپیک هم بذاریم برای بد ترین صحنه های فیلم
Capitan —
ياران حلقه:نبرد اراگورن و اون يارو! اوركه كه بورومير رو كشت(اگه ميشه اسم اين اوركه رو يكي بگه)
دو برج:جايي كه سواران روهان به كمك ارتش كوچك تئودن ميان
بازگشت پادشاه:جايي كه من خوش دارم اسمشو بزارم اتحاد انسان ها
هابيت(يك سفر غير منتظره):جايي كه عقاب ها به كمك توريني كه كتك خورده! ميان
SHIRE —
خیلی سخت بود انتخابه یک یا چند سکانس از بین این همه سکانسهای زیبا اما به هر حال با کلی کلنجار رفتن این چند تا رو از هر سه فیلم انتخاب کردم .
یاران حلقه
نبرد معادن موریا
مرگ بورومیر
دو برج
نبرد هلمز دیپ
حمله به ایزنگارد
و
بازگشت پادشاه
فرودو و گالادریل
صحنه کول کردن فرودو توسط سم در بالای کوه هلاکت
و جایی که آراگورن رو به سپاهش میکنه و میگه " برای فرودو "
meri —
من به تازگی ارباب حلقه ها رو دیدم(ولی 5-6بار تا حالا دیدمش)و نظرم رو به نسبت این چندبار میگم
1-یاران حلقه:اخر فیلم وقتی شمشیر فرودو از نزدیک شدن گروه ارکی که سارومان دنبالشون فرستاد ،ابی شد .اون قسمت که اراگورن میاد و یک لحظه با سپاهی از ارکها رو به رو میشه
3-بازگشت پادشاه:رویارویی سوار سیاه با گندالف-مواجهه اراگورن با فرستاده سایرون جلوی دروازه سیاه
۩ Melkor ۩ —
سلام به همگي
تمام فليلم ، ثانيه به ثانيه فوق العاده اس .
اما من كلا سكانسهاي مرتبط به سواران سياه رو دوست دارم (البته به استثناء مرگ Witch King)
اما براي اينكه ريتم تايپيك حفظ بشه :
ياران حلقه :
رويارويي فردو با نزگول و زخم برداشتنش ، نبرد گاندلف با بالروگ ، و تراژدي مرگ برومير در حفظ جون مري و پيپين
دو برج :
بي شك نبرد هلمزديپ بهترين و فوق العاده ترين بخش فيلم بود ، + از راه رسيدن قواي كمكي الفها كه خيلي حماسي بود
و در آخر از راه رسيدن گاندلف و قواي كمكي
بازگشت شاه :
برخورد ويچ كينگ و گاندلف در ميناس تريت در بحبوحه جنگ .
و نبرد موردور
براي هابيت هم :
آواز دورفها در منزل بيلبو
گم شدن بيلبو در تونلها تاريك كوهستان و روبرو شدنش با گولوم
حمله وارگها
the LORD of the RINGS... —
یاران حلقه:وداع یاران با لورین و هدیه های بانو گالادریل به یاران حلقه بدون شک یکی از بیادموندنی ترین و زیباترین سکانسها در سه گانس+رویارویی گندالف و بالروگ+نبرد آراگورن و یوروک های
دوبرج:نبرد هلمز دیپ+کشمکش های گولوم با فرودو و سم در امین مویل
بازگشت شاه:رویارویی گندالف و ویچ کینگ+کشته شدن ویچ کینگ به دست ائووین+مراسم تاج گذاری آراگورن
Morgoth - Melkor —
سلام و درود
اول اینکه بعد از روزها دوری از وطن به زودی بر می گردم و فعالیت خودم رو دوباره شروع می کنم
دوم در مورد این تاپیک عرض شود
1- خروج نازگول ها در اول فیلم یاران حلقه از دالگدور
2- زمانی که نازگول ها در آمون سول هابیت ها رو دیدن
3- زمانی که جنگ هلمزدیپ شروع میشه
4- زمان خروج ارتش اورک ها از دالگدور برای نبرد در میناس تیریت
5- رویا رویی گاندالف و ویچ کینگ هم خوب بود
6- قسمتی که فرمانده اورک ها دستور میده که سر کشته شدگان رو با منجنیق به داخل شهر پرت کنن
7- داشت یادم میرفت اول فیلم یاران زمانی که سائورون با گرز مشغول آموزش پرواز به الف ها و انسان ها بود :دی
8- رویارویی گاندالف با آخرین بالروگ ( نسلشون منقرض شد دیگه . روحش شاد یادش گرامی باد )
9- اما همه اینا یه طرف مسابقه گیملی و لگولاس در خوردن مشروب هم یه طرف :P))
*فئانور* —
یارن حلقه=مرگبرومیر بازگشت پادشاه=موقعی گالوم حلقه رو میگیره وخوش حالی می که انگار دوربین از داخل حلقه رد میشه خیلی جالبه
Sherlock —
بهترین سکانس فیلم دوبرج بنظرم اونجاست که تئودن داره صحبت میکنه و میگه
where is horse and the rider...
و ادامه ...
خیلی قشنگه ! آهنگشم قشنگه
معرکست
lady galadriel —
یاران حلقه: مرگ بورومیر.
دو برج:حمله به آیزنگارد.
بازگشت پادشاه: اونجایی که آراگورن و سپاهیانش جلو دروازه سیاه با ارک ها میجنگن.
هیرلوین —
دنبال کردن آرون توسط سواران سیاه، لحظه که برومیر توی شورا میگه"این یک هدیه است،هدیه به دشمنان موردور"،مرگ گندالف!،،مرگ برومیر
نبرد گندالف با بالروگ، حمله وارگ ها به مردان روهان، اونجایی که الروند با آرون صحبت میکنه و از می خواد که همراه با گروه راهی بشه(one of the dunedain) نبرد هلمز دیپ، و The Last March of the ents
نبرد پله نور،لحظه ای که سم فرودو رو کول میکنه، اونجایی که گالوم حلقه رو از دست فرودو در میار(یعنی من کشته مرده این سکانسم)، لحظه اومددن عقابها
*فئانور* —
چون سکانسهای زیبای ارباب حلقه ها همشون زیبا هستند حیفم اومد اینارو ننویسم مجبور شدم دوباره پست بدم ببخشید
در یاران حلقه:موقعی که فرودو توسط وچ کینگ زخمی میشه
دو برج:وقتی که الف ها به یاری روهان میانو وقتی که اراگورن وگیملی میرن روی پل وا با ارک ها میجنگن
بازگشت پادشاه:صحنه تاج گذاری اراگورنوبعد وقتی که همه به هابیت ها احترام میزارنودر اخر فیلم وقتی که گندالف با هابیت ها وداع میکنه وازشون فاصله میگیره و به پشت نگاه میکنه فرودورو صدا میزنه خیلی قشنگ بود
MORGOMIR —
یکی از زیبا ترین و غم انگیزترین سکانس هایی که من هر روز حتی شده می بینمش مرگ بورومیر هستش و دیگری تعریف گندالف از ویتچ کینگ در میناس تیریت
سکانسی که نازگول ها به دنبال آرون هستند .حمله ی نازگول ها به فرودو در امون سول.رهبریه گندالف در میناس تیریت بر علیه ارتش موردور.روبرو شدن گندالف با ویتچ کینگ
رسیدن گندالف و سربازان روهان به هلمزدیپ
Edhelharen —
یکی از صحنه های باحال یاران حلقه اون اولشه که ارک ها به الف ها و انسان ها حمله میکنن و بعد الروند شروع میکنه به الفی حرف زدن یه دفعه الف ها تیرهاشون رو رها میکنن.خداییش صحنه باحالیه.
sheyda —
توی یاران حلقه صحنه ی مرگ برومیر رو دوست دارم
توی دوبرج اون قسمت که آراگورن به تئودن میگه بیا باهم بجنگیم به خاطر روحان....
توی بازگشت پادشاه هم اونجایی که سم به فرودو از شایر میگه و بعد کولش میکنه و تا بالا میبره
Thorin Oakenshield —
آخه جواب این سوال طولانیه! همه جاش شاهکاره ولی بیشتر بیشتر از همه،
در "یاران حلقه" من صحنه ی "آرگوناتها" رو خیــــــــلی دوست دارم چون واقعا تاثیر گذاره!
در "دو برج" سکانس ورود آراگورن و گندالف و لگولاس و گیملی به "ادوراس" رو دوست دارم اونم با اون تم شاهکار the King of the Golden Hall!
و در "بازگشت پادشاه"... آقا سوال اشتباهه... اصن کل همه جای 3 تا فیلم!
مثلا قطعه ی اکستندد Concerning Hobbits یاران حلقه، با اون تصاویر ناب سر صحنه با تدوین هوشمندانه و شیطون، با کارگردانی خلاق و موسیقی بینظیرش دیگه حرفی واسه گفتن نمیذاره! مثلا بازم کمی بعد در قسمت very old friends اون دیالوگایی که بیلبو واسه کتابش مینویسه: "there is always abaggins has to live here, under the hill, in bagend" هر دفه میبینم با اون تم هابیتی غمناکش موی تنم سیخ میشه...
در معنای واقعی کلمه، سیـنــما ی حرفه ای و کامل و ...
*فئانور* —
تو بازگشت شاه یه سکانسی هست که دلم نیومد نگم:
همون جایی که تئودن به سپاهش میاد به دشت پله نور بعد شمیرشو در میاره و به نیزه سربازان میزنه و میگه"مرگ"خیلی صحنه جالبی بود خیلی عالی بود!
یاران حلقه هم یه صحنه خیلی زیبا داشت هرچند ارباب حلقه ها کلا زیباست:
وقتی یکی از نزگول ها به شایر میاد وبه یه نفر که دم دره میگه"شایر" "بگینز"با اون صدای زیبا و البته حیجانی من خیلی لذت بردم.
توی دو برج هم صحنه ای که لگولاس میگه :طلوع سرخ!دیشب خونی ریخته شده اونجا هم قشنگ بود!
nazgul king of anegmar —
واقعا نمیتونم سکانسی رو به عنوان سکانس برتر انتخاب کنم چون چیزی به جز برتری از شاهکار جکسون ندیدم اما یادمه اولین باری که بازگشت پادشاه رو دیدم تو حمله سپاه سارون به میناس تریت اون سکانسی رو که فیلها وارد نبرد میشن و دوربین پشت سر لشگر حمله کننده به فیلها به حرکت در میاد که با ضربه عاج یکی از فیلها به لشگر تمام میشه رو بارها و بارها با دوستم تماشا کردیم و چقدر از این سکانس با شکوه متحر و به وجد امدیم و لذت بردیم
البته سکانس ها بیادمانی زیادی رو داره (که کم کم میزارمشون) ولی خب فکر کنم بیادماندنی ترین صجنه همین باشه .
. افرین افرین . افرین به این دقت نظرت واقعا کلی لذت بردم از سکانس پیشنهادیت خودم تا حالا به این موضوع فکر نکرده بودم . خیلی این دو سکانس جای تحلیل محتوایی داره . اگه دقت کنیم میبینیم که تو سکانس اول فرودو دست سم رو از ازیر اب میگیره و نجاتش میده که این در حقیقت به نظرم اغاز تحولی بزرگ در سم گمجی هست . اما در سکانس دوم که سم دست فرودو رو میگیره در حالی که دست فرودو خونیه و این نشان دهدنده بلوغ شخصیتی سم در طول سفرشونه که از یک هابیتی که تو شایر تو حال وهوای خودش بوده به شخصیتی تبدیل شده که خیلی تاثیر گذار در نابودی حلقه بوده . واقعا از سکانس پیشنهادیت لذت بردم
میثراندیر —
یکی اونجایی که یاران به سمت آراگوناث می رن خیلی مو به تنم سیخ می کنه یکی هم اون زمانی که پیپین beacon ها رو روشن می کنه و یکی پس از دیگری روشن می شن (البته این قضیه توی کتاب یه جور دیگه س)
راستش همین الان داشتم فکر می کردم چندتا صحنه ی دیگه هم یادم اومد. ولش کن خیلی شد.
این بی انصافیه سوال این تاپیک خیلی سخته
انتخاب بین اون همه سکانس عالی خیلی خیلی سخته
Rosebud —
نمای پایانی ارباب حلقه ها دو برج. بهترین تصویری که در طول فیلم از موردور نشون داده میشه. همراه با موسیقی غم انگیز. نمای غریبی ست.
ayub_s —
یکی از بهترین صحنه های فیلم ارباب حلقه ها : دوبرج همین صحنه بود .
کلا ارباب حلقه ها خصوصا بازگشت پادشاه سکانس ها و صحنه های به یاد ماندنی زیادی رو داره ... یکی دیگه اش هم همین صحنه هستش . وقتی که اسمیگل برای آخرین بار حلقه رو دستش میگیره و با حلقه نابود میشه . با اون موسیقی متن حیرت انگیز و بسیار نابش و اون نوع فیلمبرداری بسیار دقیق و بی نقصش . همه و همه این سکانس رو تبدیل کرده به یکی از به یاد ماندنی ترین سکانس ها تاریخ سینما .
یکی دیگه از بهترین صحنه های فیلم جایی هست که فرودو و سم وارد موردور میشن و به دل هزاران هزار اورک ها میرن ... واقعا عالیست این سکانس .
به دوست عزیزم nazgul king of anegmar : البته دوست عزیزم من این سکانس رو خودم کشف نکردم . برای اولین بار دوستمون استرایدر Stryder عزیزمون بود که تو سایت نقد فارسی این موضوع رو عنوان کرد و همه اونجا کفمون بریده بود به خاطر دقت نظر ایشون :دی
gildor —
یه جایی که خیلی غم انگیز بود ، اون تیکه ای بود که فارامیر داره با سپاه کوچیکش می ره ... گندالف میاد جلوشو میگیره و می گه : پدرت تورو دوست داره بالاخره یه روز این می فهمی ...
مردمی که با غصه و اندوه گل می ریزن جلوی پای سربازا ، زنی که میاد جلو و یه گل می ده به یکی از سربازا ...
سکوت و آهنگ غم انگیزش و اینکه اون سربازا داشتن می رفتن روبه مرگ ...
بعد از رفتنشون گندالفو نشون می ده که ساکت نشسته توی یه گوشه شهر تک وتنها و صدای یه زنگی مثل ناقوس میاد ... همه شهر انگار توی یه سکوت نفرین شده فرو رفته .
اله ماکیل —
من سکانس انتخاب نمیکنم. اصرار نکنین ... اصلا راه نداره... عمرا... :((
خب حالا باشه. از یاران حلقه: نریشن گالادریل تو اول فیلم و ترانه خوندن شبانه آراگورن از سرور لی تین به یاد آرون.
دو برج: کمک رسیدن از الف ها به هلمزدیپ و حرکت انتحاری مردان در خروج از ارگ.
بازگشت شاه: صحنه ی دیدار آرون با آراگورن تو تاجگذاری... ;)) (مخصوصا نحوه ی نگاه کردن الروند به دخترش... آخی!!! :)) )
همه ی پست های دوستام هم قشنگ بودن. هرچند سکانس "کل فیلم" یه چیز دیگه س.
هابیت رو هم باید 50 بار دیگه ببینم تا بتونم نظر بدم.
mahan —
بهترین سکانسش جنگ آخرشه جلوی دروازهای سیاه با دست راست سائرون
The White Wizard —
این تاپیک منُ به یاد وضعیت بیلبو در اربورمیندازه هنگامی که میخواست میون اون همه طلا وجواهر گوهر آرکن را پیدا کنه !
واقعا سخته در این شاهکار چند تا سکانس را گزینش کرد از نخستین سکانس تا سکانس پایانی سراسر شاهکاره
توروندور —
من با اجازه 3 تا میگم از 3 تا فیلم.
یاران : صحنه مبارزه و مرگ برومیر. من شاید یاران رو صدبار دیده باشم اما این صحنه رو صدها بار دیدم.
دو برج : صحنه کشته شدن هالدیر روی دیوار و جانفشانی گیملی با پریدن روی دشمنها از روی دیوار.البته حمله انت هارو هم دوست دارم.
بازگشت پادشاه : صحنه نبر فارامیر و یارانش و تیر بارون شدنشون.شعر پپین منو روانی میکنه.و صحنه رسیدن روح های دون هارو. همیشه دیدن این صحنه لبخند رو به لبم میاره با اینکه میدونم میان اما باز کلی سورپرایز میشمو شاد میشم.
K I N G —
سکانس منتخب که زیاده ولی من این قسمت رو زیاد دوست دارم:
یاران حلقه: میون نبرد کنار آرامگاه بالین و کشته شدن برومیر موندم نمی دونم کدوم رو انتخاب کنم
دو برج: رسیدن گاندلف و ائومر به هلمزدیپ و حملشون به یورک ها
بازگشت شاه: نبرد آخری با سخنرانی آراگورن و بعد به خاطر فرودو گفتنش و اون موسیقی زیبا و حماسی هاوارد شور
ولی به قول کاربر اله ماکیل سکانس کل فیلم یه چیز دیگس
Einar Dunadan —
یاران حلقه:عبور از پل خزد دوم اونجا که از رو پل میپرن لگولاس ریش گیملی رو میگیره :| بعده این که فرودو و اراگورنم میپرن یه اهنگ فوق العاده پخش میشه اون سکانس خیلی باحاله
دو برج: نبرد هلمز دیپ وقتی لگولاسو گیملی دارن مسابقه میدن :| گیملی میگه لگولاس 2 تا رو کشتم، لگولاسم میگه من هفدهیمه، گیملی میگه نمیزارم یه گوش دراز از من جلو بزنه =:) :D بعد میزنه به نقطه ضعفه یه اورکه:|، بعد میره سر نردبون به کمینه یوروک ها میشینه ، یا اونجا که اون یوروک میخواد دروازه رو بترکونه اراگورن به لگولاس میگه بزنش، بزنش...
بازگشت شاهم: نبرد دشت په له نور وقتی تیودن میگه افراد به صف بشین شمشیرشو به نیزه های سربازاش میزنه اوووف با اون موزیکش... و اخرین صحنه که یاران از هم جدا میشن و فرودو و گندالف میرن والینور :)
تراندویل 2001 —
(وقتي گاندولف و مري براي نجات فارامير ميرن با نازگول روبرو ميشن و نازگول ميگه اي پير مرد الان زمانه من فرا رسيده )
ترمه —
هابیت
1. جمع شدن دورف ها و تمیزکردن ظروف در خانه بیلبو
2. ساختن شکل حلقه با پیپ توسط گاندلف
3. آواز خواندن تورین و دروف ها در اتاق نشیمن بیلبو بگینز
4.یادآوری اتفاقاتی که برسر تورین رخ داده توسط گاندلف
5.لحظه شک کردن تورین به وجود گوهر آرکن استون در دستان بیلبو
6.لحظه افتادن تاج طلا از سر تورین در کاخ و نشان دادن ازبین رفتن طمع و خودخواهی تورین
fspmgalgbaaa —
من اصلا ثانیه به ثانیه فیلم هابیت و لوتر رو دوست دارم و هرچه قدر سعی می کنم که صحنه خوبی پیدا کنم نمیشه چون من عاشق ثانیه به ثانیه فیلم هابیت و لوتر هستم به جان مادرم قسم یه ثانیه از فیلم های هابیت و لوتر رو با کل زندگیم عوض نمی کنم.
پ.ن.
عاشقتم جان رونالد روئل تالکین................................ تمام زندگیمی من همه زندگیم هدفم این بوده که به کل سرزمین میانه و داستان هاش آشنایی داشته باشم که جدیداً به این هدف دست پیدا کردم اما می دونم که هر روز چیزهای بیشتری از این قضایا دست گیرم میشه
ایوانا —
درود
در یاران حلقه اونجایی رو دوست دارم که سم و فرودو وودالف رو میبینن و موسیقی اون قسمت هم واقعا حس آمیزه
تو اتحاد دوبرج سکانسی که گیملی و لگولاس سر تعداد ارک هایی که کشتن بحث می کنن خیلی باحاله
در بازگشت شاه هم صحنه ی نبرد ایووین و دیالوگی که میگه من مرد نیستم خیلی تاثیرگذاره
باسپاس
Nienor Niniel —
صحنه آخر :) با کشتی میرن
وقتی گاندلف سقوط میکنه
وقتی سم و فرودو آخرش همدیگه رو بغل میکنن
گالم انگشت فرودو رو گاز میگیره
استرایدو نشون میده
تاج گذاری آراگورن
Donnie Darko —
لحظه به لحظه ارباب حلقه ها فوق العاده اس . واقعا ارزش فیلم های ارباب حلقه ها اینقدر بالاست که انتخاب سکانس خیلی سخت میشه. من چند تا سکانس های تاثیر خیلی خیلی عمیقی روی من گذاشت رو زیر آوردم. لحاظ دیالوگ فیلم، شاهکار فیلم برداری و موسیقی متن فیلم
ارباب حلقه ها: یاران حلقه
گفت و گوی گاندلف و فرودو در معدن موریا
اصرار سم به همراهی با فرودو و کمک فرودو به سم
ارباب حلقه ها: دو برج
...
ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه
صحنه ی [رویای] آرون
صحنه ی نور عصای گاندلف
دمیدن شیپور روهان و حمله تئودن و سربازانش با گفتن جمله ی "مرگ"
گفت وگوی گاندلف و پی پین
به دست آوردن دوباره حلقه توسط گالوم ( به قول دوستمون آقا ایوب یکی از شاهکارها و به یاد ماندنی ترین صحنه های تاریخ سینما
)
کمک سم به فرودو
صحنه ی تعظیم کردن آراگورن و تمام گاندور به فرودو، سم، مری و پی پین
+ تمام سکانس هایی که گاندلف به فرودو نگاه های معناداری میندازه و یا فرودو سم به همدیگه خیلی دوست داشتنی و احساسی هستن
تراندویل 2001 —
سکانس نبرد گندالف و بالروگ
سکانس نبرد الندیل با سائورون
سکانس نبرد روهان و اورک های آیزنگارد
و...
شاهزاده آرون —
سکانسی که توی بازگشت پادشاه وقتی سم و فرودو توی موردورن و سم میخواد به فرودو روحیه بده میگه :
-مزه توت فرنگی رو یادت میاد؟
-نه، نه مزه غذا یادم مونده، نه صدای آب، نه بوی علفزار، من در تاریکی ها رها شدم. دیگه، دیگه هیچی نیست. فاصله ای بین من و چرخ آتش نیست.
این سکانس رو به این خاطر خیلی دوست دارم چون یه جورایی شبیه زندگی خودمه، خیلی از خوشی ها و لذت ها دیگه یادم رفته
فینارفین —
سکانس نبرد برومیر تو یاران حلقه که خیلی سکانس معروفیه و کلاً به اسم (Boromir's last stand) معروفه. خیلی حماسی بود مخصوصا با آهنگ حماسیش خیلی به یاد ماندی تر شد.
روهیرم —
سکانس خوب که زیاده ولی چندتاش واسه من از بقیه جالبترن
1-توو فیلم یاران حلقه موفعی که فرودو میاد توو خونه و میبینه که بیلبو نیست و گاندلف واسش راز حلقرو توضیح میده
2-زمانی که توو موریا فرودو وجود گلمو حس میکنه و با گاندلف در مورد زنده موندش صحبت میکنن.
3-سقوط گاندلف واسم خیلی غم انگیز بود مخصوصا دفعه اولی که فیلمو دیدم و خبر نداشتم که فیلم هنوز ادامه داره.
4-توو فیلم دوبرج زمانی که آراگورن و لگولاس و گیملی دنبل مری و پیپ میرن و آراگورن زمینو بو میکشه و غرغرای گیملی
5-جنگ لشگر روحانو و یورگ های ایزنگارد فکر میکنم شاخ آواز بود اسمش(اگ اشتباه گفتم دوستان تصحیح کنن)
5-زمانی که آراگورن به تئودن میگه با من با من بیا بیرون تا رودرو باهاشون بجنگیم(خیلی صحنه زیبایی که دو پادشاه اینطور با هم حرف میزنن)
6-توو فیلم بازگشت پادشاه زمانی که فرودو و سم خوابن اسمیگل توو آب با شخصیت دومش حرف میزنه میگه بالا بالا بالا بالا از پله ها میریم بالا تا میرسیم به اون غار.خیلی جالبه
7-زمانی که صدای شیپور روحان وسط جنگ پله نور میاد و بارقه های امید که موج میزنه
8-زمانی که فرودو و سم رو اون صخره که مواد مذاب داره میبرشون صحبت میکنن میگه خیلی خوشحالم که کنارتم سم وایز گمجی اینجا در اخر همه چیز
9-تاجگذاری آراگورن و اومدن بانو ارون
10-صحنه که سعی میکنم هیچوقت نبینمش چون خیلی احساسیه و غم انگیز ، خداحافظی گاندلف و فرودو با هابیتا و سزرمین میانه و دیگه هیچوقت ندیدن گاندلف
lord of the moon —
خیلی سخته که بخوام چیزی رو انتخاب کنم ولی به نظرم برترین سکانش : سخنرانی آراگورن در حلمه به دروازه های سیاه. بعد از اون میشه به
نبرد گندالف با بالروگ
نبرد دشت های پله نور (تمامش)
توصیف زیبای گندالف از بهشت
حمله ی سواران روهان در ارباب حلقه های 3 و مشابهش در 2
نبرد گندالف و شاه جادوپیشه آنگمار
و... اشاره کرد.
آنکالاگون —
عاشق تک تک سکانساشم و یکی از معدود فیلم هایی که هیچ سکانس اضافه و زائدی توش ندیدم. همیشه تو کف این بودم و هستم که جکسون چطور یه همچین تیم قوی رو پیدا کرد و باهاشون همچین شاهکار به یادماندنی رو خلق کرد، شاهکاری که همیشه از دیدنش لذت میبرم و هیچوقت خسته نمیشم
سکانس هایی که نظیرشون رو ندیدم و مطمئنم نخواهم دید:
یاران حلقه
1.صحنه آغازین با صدای کیت بلانشت
2.صحنه ای که نزگول ها فرودو رو توی ودرتاپ پیدا میکنن بخصوص اونجایی که آرون و فرودو سوار اسب از نزگول ها دارن فرار میکنن
3.سکانس خزد دوم
4.سکانسی که بارومیر سعی میکنه حلقه رو از فرودو بگیره
دو برج
1.نبرد هلمزدیپ
2.سکانس پایانی
بازگشت شاه
1.سکانس آغازین اسمیگل بخاطر حلقه دوستشو میکشه
2.سکانسی که سپاه روهان به گاندور میرسه و به اورک ها حمله میکنن و بعد با فیل ها روبرو میشن. هنوزم وقتی اونجایی که تئودن برای سربازاش سخنرانی میکنه رو میبینم مو به تنم سیخ میشه
و برترین سکانس کل فیلم بنظر من:
دو سکانس همزمان نبرد فرودو و سم برای نابودی حلقه و ارتش آراگورن جلوی دروازه سیاه.
لیدی گالادریل —
راستش من خیلی اهل موسیقی، بخصوص موسیقی حماسیم. موسیقی ارباب حلقه ها از اون شاهکارهائیه که من با وجود دریافت موسیقی های جدید باز برمیگردم سراغش. به نظرم علاوه بر سکانس های فوق العاده تصویری، باید به سکانسهایی که موسیقی و تصویر ، فوق العاده با هم هماهنگ شدن فکر کرد. اینجوری میشه کل فیلم به گمونم. من خودم صحنه نبرد بارومیر، عبور از خزد دوم و اون کر فوق العاده (هوخاس تاناخی - هوخاس تاناخی. هوهوهوهو)، صحنه نبرد گندالف و بالروگ، ورود یاران به روهان و اون صحنه ای که پرچم کنده میشه وادامه ش خیلی دوست دارم. اصلا این صحنه ها زیاده . من فیلم 3 رو چند ساله ندیدم. اون هم احتمالا خیلی از اینجور صحنه ها داره . بخصوص صحنه انهدام حلقه و باقی قضایا
The Silmarilion —
صحنه های به یاد ماندنی
شروع فیلم و دکلمه ها کیت بلانشت به قدری زیبا بود من گفتم این چه فیلمی خواهد بود
همه چیز با ساختن حلقه ها شروع شد.سه حلقه برای الف ها که از همه ی اقوام دانا تر بودند.7حلقه به اربابان دورف که ذهنی هشیار تر داشتند و9حلقه به انسان ها که فانی و محکوم به مرگ بودند.
اما همه فریب خورده بودند.چون سائرون حیله گر در اتش کوه نابودی حلقه یگانه را ساخت و تمام تاریکی خود را درون این حلقه قرار داد.
تمام سرزمین های آزاد بر اثر قدرت حلقه از بین می رفتند اما بعضی ها مقاومت نشان دادند.....
آ خرین ارتش متحد انسان ها و الف ها در دامنه های کوه نابودی به جنگ پرداختند پیروزی نزدیک بود اما حلقه ی قدرت فنا ناپذیر.بود..
در آخرین لحظات هنگامی که همه امید خود را از دست داده بودند ایزیلدور شمشیر شکسته ی پدر خود را برداشت و انگشت سائرون را برید.
و این گونه حلقه ی قدرت به ایزیلدور رسید و سائرون دشمن مردمان آزاد زمین نابود شد ایزیلدور که تنها همین فرصت را داشت تا حلقه و شیطان را نابود کند حلقه را برای خود برداشت اما حلقه به ایزیلدور خیانت کرد و باعث مرگ او شد و حلقه ی قدرت از خود اراده دارد....
سالها گذشت و موجودی به نام گالوم حلقه را پیدا کرد و حلقه برای مدت 500 سال ذهن او را مسموم کرد..
اما زمزمه هایی از وجود دوباره ی شیطان در شرق بود و حلقه متوجه شد که دوباره زمان قدرت نماییست پس گالوم را ترک کرد...اما اتفاقی افتاد که حلقه انتظاران را نداشت هابیتی به نام بیلبو بگینز از اهالی شایر حلقه را پیدا کرد و برای خود برداشت.
صحبت بیلبو در مهمانی
من نصف شما نمی شناسم آن نصفه ایی باید دوستشان میذاشتم و کمتر از نصف شما رو دوست دارم و دوست داشتن من نصف آن چیزی هست که شما استحقاق رو دارید.
نبرد لرد آراگورن با اشباح حلقه در برج نگهبانی آمون سول خیلی با شکوه بود.
فرار کردن آرون از دست سواران سیاه فیلم برداری عالی و موسیقی حماسی عالی این صحنه رو برام دست نایافتنی کرده.
صحبت های لرد الروند و گاندلف خاکستری
من اونجا بودم گاندلف ، سه هزار سال پیش وقتی اراده ما در هم شکست من اونجابودم..
مرگ برومیر و صبحت های پایانی با آراگورن یه احساسی وحشتناک بی نظیر
جهان سقوط خواهد کرد و تاریکی همه جا را خواهد گرفت گاندور نابود خواهد شد.
آراگورن :من نمی دونم در خونم چه قدرتی دارم ولی قسم می خورم نه میذارم گاندور سقوط کنه و نه اینکه مردمون شکست بخورند
نبرد موریا و سقوط گاندلف به ژرفنا
فریاد های فرودو و نگاه بهت زده آراگورن و بارش تیرها و موسیقی اندوهگین..
نبرد سارومان سفید و گاندلف خاکستری در برج اورتاناک
فقط یک حلقه قدرت وجود داره و فقط یک نفر اون رو در اراده خودش داره و اون قدرتش با کسی تقسیم نمی کنه یااااااااا
پس تو مرگ انتخاب کردی.
راداگاست —
هر چه سیلماریلیون گفته همه درسته ، ای ول
فقط یک حلقه قدرت وجود داره و فقط یک نفر اون رو در اراده خودش داره و اون قدرتش با کسی تقسیم نمی کنه یااااااااا
پس تو مرگ انتخاب کردی.
R-FAARAZON —
سکانس منتخب ،درست مثل قطعه موسیقی برتر از ارباب حلقه هاست اینقدر سکانس موسیقی های جذابی وجود داره که واقعا نمیشه انتخاب کرد مگر انتخابو در حد قسمت به قسمت محدود کرد
از یاران حلقه شروع کردم و جذاب ترین سکانس هاش:
1) سقوط گندالف: سقوط گندالف، ناله دلخراش فرودو و یابهت آراگورن وقتی با موسیقی دلکشی که شبیه به ناله و سوگ بود همراه میشد فراموش نشدنی بود.
2) عبور شاپرکی که گندالف می فرسته از فراز آیزنگارد وتضاد بین خشونت و معصومیت : واقعا عبور شاپرک از فراز ایزنگارد، تعلیقی موسیقی از سمتی که تداعی کننده تضاد بین معصومیت از دست رفته سرزمین میانی و ترکیب خشم و صنعت سارومانه واقعا حیرت انگیزه. موسیقی، جلوه های ویژه و بخصوص زوایه دوربین در بهترین حالت اند.
3) مرگ برومیر: فضای دلمرده و غمگین جنگل، برومیر ناامید و مرگ که قدم به قدم میاد وسعی داره برومیر رو که برای اعاده حیثیت می جنگه رو درو کنه. کار پیترجکسون در این سکانس حرف نداره، از اکشن عالی، طراحی صحنه و چهره، موسیقی که انگار با مخاطب حرف می زنه و خبر از مرگ برومیر میده همه و همه در بهترین فرم خودشونن.
4) روبرو شدن یاران با نزگول در ودر تاپ: موسیقی این سکانس واقعا حماسی و درگیر کنندس، طراحی صحنه و تدوین و اضافه شده لحظه به لحظه حس ترس ناشی از روبرو شدن با نزگول واقعا عالیه. تجربه پیترجکسون در ژانر وحشت بخصوص در یاران حلقه باعث خلق سکانس هایی فراموش نشدنی شده، پیترجکسون نحوه غافلگیری و تحت تاثیر قرار دادن مخاطبو به خوبی بلده و اونو به بهترین وجه انجام میده.
5) تقابل سارومان و گندالف در اورتانک: نحوه بیان عالی دیالوگ ها توسط سارومان، فضای داخلی رعب آور اورتانک، موسیقی ای که مثل بقیه سکانس ها نیازی به توصیف نداره و بازی خوب کریستوفر لی و یان مک کلن این تقابل رو به یکی از بهترین سکانس در یاران حلقه تبدیل کرده.
6) نریشن جادویی کیت بلانشت: واقعا پیترجکسون بهتر از این نمی تونست مختصر و مفید یه پیش درآمد از سرزمین میانی بگه، استفاده درست و متعادل از شخصیت ها، صدای با صلابت کیت بلانشت، موسیقی مرموز و فوق العاده قدرتمند آغازین و وحشتی که پیترجکسون از همون ابتدای کار به جون مخاطب می اندازه، المان هایی هستند که باعث میشن مخاطب تا پایان کار از پای فیلم جم نخوره!
7) عبور از موریا: واقعا قبل این فیلم ندیدم اینقدر طراحی صحنه یه فیلم فانتزی اینقدر جذاب باشه، ممکنه بعد چندین سال از اکران یاران حلقه خیلی جلوه های ویژه اش مطابق با تکنولوژی روز نباشه ولی استفاده خوب پیترجکسون از طراحی صحنه، گریم و ترکیب اون با جلوه های ویژه در کنار بازی های خوب بازیگران، عدم کشدار بودن سکانس و تدوین درست و موسیقی دلهره آور پس زمینه همه طوری اند که باعث میشن مخاطب واقعا فکر کنه در موریا است. این طراحی و نحوه استفاده درست از جلوه های ویژه و ترکیب اون با دیگر عواملو می رسونه وگرنه فیلم های زیادی هست که در اون جلوه های ویژه عالیه ولی بخاطر مچ نبودنش با عوامل دیگه باعث شده باور پذیر و درگیر کننده نباشن ولی پیترجکسون در یاران حلقه بخصوص کارش عالیه.
8) تعقیب آرون توسط نزگول: اینکه این صحنه چقدر به منبع اصلی وفادار بود ( نبود گلورفیندل، تاثیر بر جریان آب از طریق الروند و...) بماند ولی واقعا پیترجکسون انگار چندین و چندبار قبلش این صحنه هارو در ذهن مرور کرده بخاطر همین واقعا در اکثر قریب به اتفاق لحظه های ارباب حلقه ها سکانس های حاضر بهترین چیزیه که میشد عرضه بشه. تعقیب آرون و فرودو هم از دست قاعده مستثنی نیست و واقعا ریزه کاری ها و نکات جالبی رو داره. شکل اضافه شدن نزگول، اون موسیقی وحشتناک پس زمینه و نوع فیلمبرداری و تدوین که به بیننده حس نزدیک بودن به واقعه رو می داد.
9) عبور از کنار دو مجسمه آناریون و الندیل قبل از آبشار رائوروس:
استفاده ریز پیترجکسون از نکاتی که باعث بسط داستان و زمینه روایی و پرداخت بهتر شخصیت ها میشه عالیه. این نوع استفاده از آناریون و الندیل جدای از پرداخت با حوصله و تدرجی شخصیت آراگورن خیلی خوب به عنوان مقایسه گذشته پرشکوه گوندور و وضع کنونی سرزمین میانی رو نشون میده.
راداگاست —
جناب امین خان ، واقعا چه نکاتی رو بیان کردید به ویژه اون وردی که آرون هنگامی که نه سایه به درون رودخانه وارد می شوند بسیاررررررررررررر عالی بود . درست عید سعید فطر سال 1381بود . چه حس وحالی به ما دست داد یادش بخیر .البته اینو به دوستان خوبم بگم فردای اون روز قرار بود قسمت دوم ارباب حلقه ها پخش بشه نمی دونم چی شد که آنتن تلویزیون خراب شد بسیار تلاش کردیم تا بتونیم فیلمو ببینم و تلاشمون نیز به ثمر رسید ولی خیلی دیر بود هنگام مرگ بورومیر تلویزیونو درست شده بود و غمی جانکاه بر ما مستولی گشت . این مهر با ما بود تا نوروز سال 1384 .بله
R-FAARAZON —
راداگاست عزیز ممنون بابت این خاطره جالب. برای منم همین حس وجود داشت. این نشون از پرداخت و دقت ویژه پیترجکسون داشت که بارها و بارها این مواردو در ذهنش مرور کرده بود و تخیل عالی داشت که کمک می کرد در خیلی موارد بهترین حالتو برای یه سکانس در بیاره. در پشت صحنه ها نشون می داد که مثلا اون قضیه شکستن سد و به زیر آب رفتن ایزنگارد رو پیترجکسون به صورت ساده و انیمیشن وار ساخت. ولی در فیلم جلوه های ویژه و جزئیات فراوان به همون طرح اولیه اضافه شد . در مورد همین فرار آرون و فرودو از دست نزگول، نکات جالبی وجود داشت. اینکه در ابتدا آرون مرموز نشون داده شد، وظیفه ای که در کتاب بر عهده آرون نبود به خاطر گریز از تک بعدی بودن این شخصیت به آرون سپرده شد. یا مثلا نوع اضافه شدن 9 سوار واقعا دلهره آور بود، موسیقی ای هم که سوار بر صحنه ها بود این ترس و تعلیق رو دوچندان می کرد. به جز این تدوین صوتی جالبی داشت این مورد به خصوص اون جایی که شاخه صورت آرون رو زخمی کرد جالب بود، مشابهشو در نبرد هملز دیپ دیدم وقتی که کمانداران تیرهای خودشونو سمت لشکریان سارومان پرت می کردند. پیترجکسون در پشت صحنه صداهای مختلف رو تفکیک کرد و به همراه تصاویر جدا جدا نشون داد. اینقدر دقت اونم در سینمای فانتزی که قبلا اکثریت فیلمهاش سطحی پرداخت می شدن واقعا بی نظیر بود و می تونم بگم هنوزم بی نظیره.
راداگاست —
خصوص اون جایی که شاخه صورت آرون رو زخمی کرد جالب بود،
آفرین از این دقت نظر شما ، اون صحنه و ریزه کاری های اضافه شده توسط پیتر جکسون حرف نداره ، راستشو بخواهید باید بگویم که بعد از دیدن ارباب حلقه ها چنان شوری در من ایجاد گشت که همه ی فامیل و دوستان منو بنام ارباب حلقه ها می شناختند حتا پسر خاله ام فیلم ارباب حلقه ها را برام پیدا کرده بود ( در آن زمان پیدا کردن فیلم ارباب حلقه ها خیییییییلیی سخت بودههههههههههههههاااااا) حتا من تصمیم گرفتم که حتما در آینده کارم فقط جلوه های ویژه رایانه ای باشد .تا به امروز ،هرچند فراموشی ، این آرزو را را با پرده ای ستبر ، از دید من پنهان کرده بود ولی ، از پارسال که دوباره این سه گانه ارباب عزیز رو دیدم ناگهان پرده ها دریده شد و غمی بزرگ بر من مستولی گشت و آن همه آرزو ها و چشم داشته های من ، به یکباره رخ نمودند. بله از پارسال به مهرِ ارباب آغاز کردم به کاری که برای آن ، هدفم راساخته بودم.
R-FAARAZON —
خواستن توانستنه راداگاست عزیز و صرفا مسئله موفقیت نیست ،مسئله لذت بردن از هدف و زمان حاله حالا چه به موفقیت ختم بشه و چه نشه. مثال بارزش هم خود پیترجکسونه. شاید لوتر در کنار قسمت اول پدرخوانده یکی از نامعلوم و ریسکی ترین پروژه ها در تاریخ سینما بودند که عاقبت بخیری یا شکستشون معلوم نبود ولی جکسون و کاپولا با علاقه و تلاش و دقتی که به خرج دادند کارهایی ماندگار و بسیار موفق از هر نظر خلق کردند. در مورد ارباب حلقه ها یکی از حسن های این کار یکدستی تقریبی در زمان فیلمبرداری و روند تدوین و خلق فیلم بود، این خیلی به هماهنگی و یکسان بودن حال و هوا کمک کرد و همین باعث شد بتونیم نقاط قوت یاران حلقه رو در دو برج هم ببینیم نقاط قوتی که مثل یاران حلقه کم هم نیستند:
1) بازگشت گندالف به روندی داستانی در افتتاحیه فیلم: در یاران حلقه سقوط غمناک و به یادماندنی گندالف خاکستری رو دیدیم. از نقاط قوت دوبرج عدم ماندن در گذشته و ادامه داستان شاید از دید و دریچه دیگه باشه. بازی تقدیر، مداخله قدرت های بزرگتر و گاهی نامعلوم بودن سرنوشت جالب به نظر می رسه. در یاران حلقه به نظر می رسید بلای جان دورین و گندالف به فرجام خود رسیدن ولی در اینجا می بینیم که کار ادامه داره، هیجان این تقابل با تدوین خوب، جلوه های ویژه قابل قبول و تدوین صدا و موسیقی عالی به اوج خودش می رسه.
2) نریشن -شبه مونولوگ سارومان: این نریشن هایی که در این سه گانه بخصوص در دوبرج هست معرکه است، گفتار سارومان وقتی با موسیقی و نوای ترسناکی از آیزنگارد و روایتی از اتحاد سائورون و سارومان همراه میشه خیلی جذابه. در یاران حلقه ما صرفا تلنگری از قدرت سارومان دیدیم ولی دوبرج ورطه قدرت نمایی سارومانه و سکانس هایی که مربوط به آیزنگارد و اورتانکه عالی در اومده.
3) اولین برخورد آراگورن و یاران با ائومر و روهیریم: این مورد شاید تفاوت سطح کیفی لوتر و هابیت رو به خوبی نشون بده. گریم، فیلمبرداری، عدم استفاده غیر ضروری از جلوه های ویژه در این مورد بسیار جالبه، چیزی که ما در خیلی از موارد در هابیت ندیدیم. این برخورد آراگورن و ائومر معرفی خوبی از شخصیت جدی و وفادار ائومره.
4) بازگشت گندالف، ناامیدی در ادوراس و احیای تئودن: این مورد واقعا جالبه از بازگشت مرموز گندالف، اومدن شدوفکس، موسیقی غمبار در وصف ادوراس، ائووین غمگین تا احیای تئودن. این مجموعه سکانس ها نقطه عطف دوبرج و نشونه بازگشت امید به سرزمین میانه اند. به خصوص اون تقابل گندالف با سارومانی که بر تئودن تسلط داشت و بیرون کردنش از ذهن تئودن و سرحال شدن دوباره تئدن عالی در اومد. در فیلم این قضیه خیلی بهتر از کتاب در اومد که صرفا در حد روحیه دادن گندالف به تئودن بود. نقطه موسیقی در این لحظات در بهترین حالت ممکن بود.
5) لشکر ده هزار نفری سارومان: واقعا اولین بار حضور لشکر ده هزار نفره سارومان شوک آور بود. حس جالب و تاثیر گذاری داشت این صحنه.
6) دیالوگ (شبه مونولوگ های) طلایی: صحبت های کوبنده و تلخ تئودن خطاب به گملینگ و شبه پیشگویی های گالادریل واقعا جالبن.
7) رودرویی فرودو با فل بیست: اولین دفعه که فرودو با پرواز ویچ کینگ سوار بر فل بیست مواجه شد بسیار عالی بود، در کتاب ادامه ماجراهای یاران به دو قسمت کاملا مجزا تقسیم میشه ،کار جکسون در ترکیب این دو و بالا بردن حساسیت روایت عالی بود بخصوص اضافه شدن اسمیگل که از درخشان ترین شخصیت های دو برجه و در نهایت دوباره رودررو شدن فرودو با ویچ کینگ و شجاعت سم که با دیالوگ محشر خودش بهترین پایان ممکن برای دوبرجه.
8) غرق شدن در خیال و فانتزی: دورنمای حرکت سم و فرودو به سمت موردور، ویچ کینگی که سوار بر فل بیست به سمت موردور پرواز می کنه و کوهی که مشغول غلیان و جوششه تخیلی ترین پایان برای دوبرجه که ظاهرا با پیروزی نیروهای خیر تموم میشه. همین امر نشان از این داره که پیروزی لزوما قطعی نیست و عملا دو برج در تردید به پایان میرسه.
9) نبرد هلم دیپ: اضافه شدن نیروهای الف، طراحی صحنه، اکشن، گریم، موسیقی پرقدرت باعث خلق یکی از بهترین مجموعه سکانس ها شده، ایده ای که در کتاب خیلی خلاصه به نمایش در اومد در دوبرج واقعا عالی کار شده نبردی سهمگین و طاقت فرسا و بی امان که تا صبح ادامه پیدا می کنه و شاید رسیدن روهیریم و گندالف واقعا از حماسی ترین و شکوهمندترین لحظات در تاریخ سینماست و پاداشی مناسب برای سه ساعت روایت کم نقص و نفس گیر دوبرج.
راداگاست —
امین جان سپاس از نوشته بلند و پرمایه جنابعالی ، که یکی از افتخارات بنده بدون شک آشنایی با دوستی همچون شما بوده وهست و من در این باره به خودم افتخار می کنم .
در نبرد خیر وشر در دوبرج
5) لشکر ده هزار نفری سارومان: واقعا اولین بار حضور لشکر ده هزار نفره سارومان شوک آور بود. حس جالب و تاثیر گذاری داشت این صحنه.
، این اولین بار بود که جنگی به این عظمت و حماسی از پرده سینما پخش می شد که خود من تابه حال ندیده بودم . جنگی که گالوم از آن به جنگ آخرالزمان اشاره می کند . هر چه از آن حس و حال بگویم کم گفته ام . احساساتی چون ترس ، شور و هیجان و امید در هرکسی که این بخش از فیلم رو تماشا می کرد به او بی تردید دست می داد. شاید هیجان و ترس و همزادپنداری با شخصیت های اصلی در ما نمود بیشتری داشت . و آن جمله ها و گفت و گو های بی نظیر که خود ما تا به امروز در گفتار های روزانه و یا در سختی ها زندگی به آنها اشاره می کنیم و یادی از آنها نیز به خاطر می گذرانیم
مثل تئودن : این شکست نیست ، یک عقب نشینی است ما بر می گردیم .
این جمله رو برادرم زمانی که مجبور به انجام کاری که دلمان نمی خواست انجام بدهیم به من یاداور شد و من نیز با مرجع بودن این پیام از فیلمی چون ارباب حلقه ها پذیرفتم .
ارباب حلقه ها سراسر زندگی است
R-FAARAZON —
چوبکاری می کنی راداگاست عزیز. ممنون از لطف و محبت همیشگی ات دوست گرامی و فرهیخته ام.
و اما در مورد بازگشت پادشاه:
1) فلش بک مربوط به اسمیگل: بهترین زمان استفاده از این فلش بک به درستی در ابتدای بازگشت پادشاه بود و نه در انتهای در برج. این مورد با موسیقی فوق العاده ای که بر آن سوار بود یکی از بهترین و کوبنده ترین سکانس های بازگشت پادشاه بود و نشانه ای از وجه منفی که در کشاکش دو وجه اسمیگل در دوبرج، بالاخره توانست بر وجه مثبت اسمیگل غلبه و او را کاملا مثل زمان کشتن دیاگول یا سرگردانی در کوه و انزوای اسمیگل به طرف منفی سوق دهد.
2) کشته شدن سارومان: طراحی اورتانک، صدای کم نظیر کریستوفرلی، جلوه های ویژه تحسین برانگیز و ایجاز در بیان باعث شده این سکانس واقعا عالی باشه. در کتاب و در پایان بازگشت پادشاه به نظرم مرگ سارومان بسیار کش اومده بود و در فیلم ونستن مرگ سارومان را در جای مناسب خودش قرار بدن یعنی درست بعد از سقوط آیزنگارد و اورتانک. حیف شد که این سکانس از نسخه سینمایی بازگشت پادشاه حذف شد چون بدون این سکانس فرجام کار سارومان ناقص به نظر می رسید.
3) ورود گندالف به میناس تیریث: نمای دور از میناس تیریث، موسیقی عالی، طراحی صحنه همه و همه عالی درآمده اند و میناس تیریث هم مثل ادوراس در دوبرج یا ریوندل و لورین در یاران حلقه سکانس معرفی قابل قبول و درخشانی دارد.
4) حرکت فرودو و همراهان از کنار میناس مورگول و شروع حرکت نیروهای شر از میناس مورگول و بقیه نقاط تحت نفوذ سائورون برای محاصره میناس تیریث واقعا تخیلی و خیال انگیز بود. بخصوص طراحی میناس مورگول بسیار عالی و کم نظیر در اومده بود همین باعث شده بود این مورد از بهترین سکانس های بازگشت پادشاه باشه.
5) نجات فارامیر و یاران توسط گندالف از دست نزگول: ترکیب صحنه های واقعی و جلوه های ویژه، هوای ابری و دلمرده و غلبه موقت روشنایی بر تاریکی در اینجا بسیار عالی در اومده.
6) حرکت فارامیر و یاران به سمت ازگیلیاث: یاران معدود فارامیر، در تقابل با لشکریان عظیم سائورون و نغمه غم انگیزی که پیپین می خونه باعث شده یکی از غم انگیز ترین لحظه های بازگشت پادشاه رغم بخوره. موردی که پیترجکسون با ظرافت و در موقع غذاخوردن دنه تور سعی در این داشت که دنه تور رو قاتل و خونخوار نشون بده ( سررزیز کردن آب گوجه رو از لبان دنه تور مثل خون نشون میده).
7) محاصره میناس تیریث: هجوم لشکریان سائورون به شهر، دفاع جانانه و نبرد بین مجنیق ها بخصوص عالی و شکوهمند در اومده و تکمیل کننده این مجموعه سکانس های عالی هجوم ویچ کینگ با فل بیست به نگهبانان شهره که واقعا اینقدر در ترکیب با موسیقی هاوارد شور عالی در اومده که یکی مثل من بخصوص اولین بار که سال 82 این سکانس رو دید عملا تو فضا بود و نمیتونست روی زمین آروم و قرار بگیره!
8) سررسیدن لشکریان روهان: این سکانس، نمای لشکریان روهان، سخنرانی حماسی تئودن و درو کردن لشکریان سائورون از کنار واقعا جالب در اومده. این مورد خیلی بهتر از رسیدن لشکریان ارواح نفرین شده یا رالی گیمیلی و لگولاسه که هردو ضعیف از کار در اومدن.
9) صحبت های فرودو و سم در نزدیک شدن به کوه نابودی: ناامیدی فرودو، یاد شایر و منطقی بودن مرگ به عنوان فرجام سفر فرودو و سم باعث شده این سکانس خیلی غم انگیز و البته فداکاری سم در کول کردن فرودو بزرگ و ستدونی به نظر بیان و تکمیل کننده پازل شخصیت وفادار سم وایز گمجی باشه که با بازی خوب شان آستین از بهترین شخصیت های پرداخته شده در سه گانه ارباب حلقه ها بود.
10) سامات نائور، نابودی حلقه و پایان همه چیز: این سکانس در ترکیب با محاصره شدن لشکریان آراگورن و نبرد با لشکریان موردور فوق العاده هیجان انگیزه. نمای عالی از سامات نائور، موسیقی فوق العاده حماسی و بازی بخصوص خوبی شان آستین و الیجا وود باعث شده که اوج این سه گانه در بهترین حالت خودش باشه و چه پایانی بهتر از درد دل فرودو و سم که آدمو می بره به شایر، شایری که فرودو و سم ناامیدن از بازگشت به اون و چه پاداشی بهتر از معجزه گندالف برای بزرگ مردان کوچکی که سرزمین میانی رو از سلطه سائورون نجات دادند؟ بعید می دونم فرودو و سمی که نیمه بیهوش در چنگال عقاب ها دارن از کوه نابودی دور میشن و سپس دیدار با یاران رو فراموش کنم. یارانی که در آرامش و پایان خوش گروه خیلی بیشتر جای خالی برومیر رو نشون میده.
11) لنگرگاه های خاکستری: پایان حتی اگه خوش باشه تلخه و پایان ارباب حلقه ها که با خداحافظی فرودو، گندالف، الروند، بیلبو و گالادریل و کلبورن همراه میشه واقعا پایانی تلخه ، ای کاش بعد از تاجگذاری این سکانس های پایانی کمی خلاصه میشد و با دقیقا لنگرگاه های خاکستری به پایان می رسید که بهترین پایان ممکن برای این سه گانه می تونست باشه. پایانی که لبخند زیبای فرودو در اون فراموش نشدنیه.
راداگاست —
سلام ، امین جان باز هم بسیار عالی نکاتی رو اشاره کردی که توجه منو نیز جلب کرده بود
( سررزیز کردن آب گوجه رو از لبان دنه تور مثل خون نشون میده).
و خیلی تحلیل سنجیده و پر محتوایی بود سپاس گزارم .درود بر تو برای این همه باریک اندیشی و دقت .
شب نوروزسال84 یعنی همون روز های پایانی سال 83 روز های اول نوروز 84 ، شبکه دو سیما 6 شب ارباب حلقه ها را پشت هم پخش کرده بود که به راستی سبب شد نوعی عجین شدن با ارباب ویک عادت که هرشب باید ارباب حلقه ها رو دید و فردا ادامه ی آن و حل مسائل حل نشده قسمت قبل ، نوعی علاقه ی وصف ناپذیر در خانواده ی ما ایجاد کرده بود که نگو ، هر روز و هرشب در باره ی ارباب بحث می گردیم و فرودو و سم وایز را تحلیل و آمدن گالوم را و آن جلو های ویژه بزرگ را تا بحال به این عظمت سینما به خود ندیده بود .................و یک خاطره از لنگر گاه خاکستری ، که پس از پایان همه ی داستانها وهچنین پایان آن همه دغدغه خانواده ی ما و آن هم شور ، علاقه و هیجان و به عبارت دیگر آن همه زندگی ، سایه ی از غم و سکوت ما را در برگرفت .راستش من داشتم درس می خوندم که خواهرم وارد شد و ناگهان بغض اش ترکید و شروع به صحبت از آخر داستان کرد و ناگهان دیدم ............که گریست...................من نیز منقلب شده بود بهش دلداری دادم در صورتی با تمام وجود من نیز در درون و یا دور از چشم دیگرن گریستم . آن شب ،شبی سخت بود..
Peredhil —
آرفارازون عزیز واقعا عالی تمام نکاتو بیان کردی. با خوندن پست های شما دو عزیز اون حس سیری ناپذیر دیدن ارباب حلقه ها درونم شعله ور تر شد. واقعا با خوندن اون قسمت از جمله ات درباره جای خالی برومیر انگار سریع اولین دیدار با برومیر و شروع سفر یاران تا پایان فیلم که همه یاران به دیدار فرودو میرن برام سریع گذشت و اشک توی چشمام جمع شد. عظمت و عمق این سه گانه رو واقعا نمیشه با کلمات بیان کرد. صحبت کردن درباره عظمت این سه گانه باشکوه (هم فیلم هم کتاب) واقعا تا روز قیامت هم کمشه. موسیقی، صحنه ها، مفاهیم، واقعا بی نظیره ????
R-FAARAZON —
ممنون از لطف دو دوست عزیز و بزرگوار که باعث شدند هرچند تکراری دوباره مروری ولو سطحی بر سه گانه داشته باشم. البته ارباب حلقه ها هم مثل هر فیلم سینمایی دیگه خالی از ضعف نیست ولی مجموعه ای از نقاط قوت که اگه هرکدوم در فیلمی از سینمای فانتزی بودند باعث قوت و ماندگاری اون میشد، وقتی در لوتر جمع میشن باعث پدید اومدن کاری خاص و نادر در سینمای فانتزی میشن، سینمایی که قبل از لوتر در اکثریت قریب به اتفاق آثار از سطحی نگری و پرداخت دم دستی رنگ می برد( البته بعد لوتر هم متاسفانه همین روند تکرار شد) با لوتر کیفیتی رو تجربه کرد که قبلا سراغ نداشت. آثاری که صرفا وسیله ای برای سرگرمی گروه هدف کودک و نوجوان بود ولی لوتر کاری بود که میشد به همه برای دیدنش سفارش کرد و جالب تر این بود که به نوعی مورد پسند خیلی از گروه های سنی و نه صرفا کودک و نوجوانان بود. خاطره ای که راداگاست عزیز گفت منو به یاد نوروزی انداخت که تلویزیون واقعا برای لوتر سنگ تموم گذاشته بود. هر قسمت از این فیلم در دو اپیزود پخش میشد. این کار افراد زیادی رو پای تلویزیون آورده بود، درست یادمه وقتی که بعد از پایان دوبرج خونه یکی از بستگان بودم و عزیزی که حداقل 25 سال ازم بزرگتر بود بشدت تحت تاثیر نبرد هلمز دیپ و بخصوص مرگ هالدیر قرار گرفته بود و اینو یادمه که گفت نامردی مرد...
Aran Dur —
یعنی همه ی ارباب حلقه ها یک طرف. صحنه ای که تئودن سرش رو بر می گردونه و ویچ کینگ رو می بینه که داره به سمتش فرود میاد طرف دیگه. یعنی جنگ خوبی و بدی، دو تا پادشاه، قوی و ضعیف و ترس و قدرت رو میشه در همون صحنه دید. یعنی کل فلسفه ی ارباب حلقه ها رو میشه داخل اون صحنه خلاصه کرد.
ولی اگه بخوام اپیزودیک بگم:
یاران حلقه: صحنه ای که بالروگ جلوی گندالف ظاهر میشه و غرش می کنه
دو برج: صحنه ای که گاندولف جلوی آراگورن و بقیه ظاهر میشه. آراگورن یه جوری تعجب می کنه که اون تعجب رو فقط میشه تو صحنه ای که سوسانو می فهمه جومونگ زندست درک کرد
بازگشت پادشاه: { ایندفعه دیگه گاندولف نداریم } در بالا عرض کردم
با تشکر
6lord majid6 —
خداحافظی سم و فرودو در لنگرگاه خاکستری و اون آهنگش
Isildur's heir —
توضیح گندالف از بهشت
لحظه حرف زدن گالوم با خوش وقتی خودشو مای لاو خطاب میکنه
لحظه ای که آراگورن به تئودن میگه بیا با هم بریم بیرون و اون میگه یس یس ....
وقتی فرودو با گندالف درباره گالم حرف میزنن
وقتی داداش اون دختره تن نمیه جونشو توی جنگ میناس تیریث پیدا میکنه آهنگش محشره
همه صحنه هایی که گندالف حضور داشنه(نمیتونم بگم کدومش خوبه چون همشون عالیه)
(یک چیز که منو خیلی تحت تاثیر قرار داد تلفظ های خاص گندالف از بعضی کلمات بود که واقعا توی قشنگ شدن نقشش بی اندازه خوبه)
میانس تریث —
سلام،بهترین سکانس تو فیلم لوتر لحظه ای که بانو الووین میخواهد از سرزمین میانه بره ولی وسط راه آینده و ثمره زندگی مشترکش با آراگورن و می بینه،شاید اکثر ما فک کنیم که بانو فقط به خاطر آراگورن بر میگرده ولی به نظر من یک عشق بالاتر از عشق میان زن ومردهست، که عشق مادر به فرزندشه.همین مسئله باعث بازگشت بانو شد.درسته من مادر نمیشم چون اصولا اگه خدابخواد بایدپدر بشم :/ولی بهترین صحنه واسه من فقط همین صحنه بود.
6lord majid6 —
در در 12/11/2017 at 11:19 PM، میانس تریث گفته است :
سلام،بهترین سکانس تو فیلم لوتر لحظه ای که بانو الووین میخواهد از سرزمین میانه بره ولی وسط راه آینده و ثمره زندگی مشترکش با آراگورن و می بینه،شاید اکثر ما فک کنیم که بانو فقط به خاطر آراگورن بر میگرده ولی به نظر من یک عشق بالاتر از عشق میان زن ومردهست، که عشق مادر به فرزندشه.همین مسئله باعث بازگشت بانو شد.درسته من مادر نمیشم چون اصولا اگه خدابخواد بایدپدر بشم :/ولی بهترین صحنه واسه من فقط همین صحنه بود.
بانو آرون بود دوست عزیز
King of moon —
ارباب حلقه ها:
سکانسی که بعد از نابودی چشم و فوران اتش فشان سم و فرودو باهم حرف میزنن در مورد رز...
و قسمتی که فرودو رو تخته و همه دونه دونه میان بالا سرش و اون نگاه فردو به سم که کنار در وایستاده((یعنی کل بدبختی و دهن سرویسی که کشیدن از جلو چشم جفتشون رد میشه))
و سکانس کشتی....
هابیت:
مرگ تورین و حرفای بیلبو
اونجا که تورین میخواد بیلبو رو بندازه پایین
اونجا که بیلبو برمیگرده خونش و به اون یارو سمساره میگه تورین سپر بلوط تنها دوستم بود