خب جواب ها رو به نظرم دوستان دادن، اما چندتا نکته هست که توی سوال باید به نظرم تصحیح بشه و اینطوری سوال رو بخوایم بررسی کنیم ممکنه به جواب دقیق یا نهایی نرسه، البته قبل از اون جوای سوال اول رو تا جایی که میشه بدم:
اول اینکه نارسیل چطور به دسته الندیل رسید؟
نارسیل همونطور که گفته شد ساخته ی تلخار دورف اهل نوگرود بود که ما دشنه ی آنگریست (و کلاه خود اژدها نشان دور-لومین) رو ازش داریم که به دست نولدور (دقیق تر کوروفین) بود و یحتمل نارسیل هم دست یکی از پسران فئانور بوده یا بینشون دست به دست شده تا واقعه ی سومین خویشاوندکشی که در نهایت یحتمل ماگلور وقتی الروس و الروند مدتی پیشش بزرگ شده بودن اون شمشیر رو به الروس داده باشه به دلایلی...
دوم اینکه چی باعث میشه که نارسیل اینقدر خاص بشه؟ اینو میدونم که توی دوران اول توسط دورف ها ساخته شده اما چه چیزی باعث شده که این همه قدرتمند بشه که دست سارون رو قطع کنه؟
بعد اینکه چی باعث شد که دست سارون بواسطه نارسیل قطع بشه؟ ویچ کینگ خادم سارون که از اون ضعیف تره بواسطه هیچ شمشیری از بین نمیره فقط یه شمشیر روی اون اثر میکنه که اونم بخاطر اینکه روش طلسمی مخصوص ویچ کینگ بود. اما نارسیل که هیچ طلسمی مخصوص نابودی سارون نداشت و اینکه سارون بسیار قدرتمند بود و حلقه بگانه رو هم داشت پس چطور ممکنه این شمشیر باعث تقریبا نابودی سارون بشه؟
نزگول به طور کلی بی مرگ بودن و زندگیشون یحتمل کاملا وابسته به قدرت حلقه ی یگانه و ربط خیلی خاصی به شمشیر یا عامل دیگه ای نداشته، وقتی مری شمشیر وسترنس رو (که در مورد جادوی درونش خودت بهش اشاره کرده، اما دقیق تر اینه که اون شمشیر جادوی نابودی آنگمار درش بود و تقریبا برای هر موجود پلید اونجا همچین جادویی میشه گفت روش بود، به خاطر همین هم هست که در برابر دروازه های سیاه موردور شمشیر پیپین می درخشه) در پای جادوپیشه فرو میکنه از شکستن طلسمی گفته میشه که زردپی های نادیدنیش رو به اراده ی خودش به هم پیوند میداده و میشه قدرت بی مرگی نزگول تقریبا شباهت زیادی به Rapid Cell Regeneration داشته اگه با لفظش آشنا باشید. حالا ممکن هست (نیست) نارسیل این طلسم رو بشکنه و چیزی نمیشه ازش گفت. به هرحال جادوپیشه با شمشیر وسترنس اون جادو رو از دست میده (و شاید چیزهای دیگه رو؟) و وقتی ضعیف شده با یه شمشیر عادی کشته میشه، حالا همین شمشیر وسترنس قدرتمند نمیتونه تارهاش شلوب رو ببره! یه نکته ی دیگه هم که فنگورن بهش اشاره کرد خاص بودن جادوپیشه هست، مثلا هر شمشیری به بدنش بره، نابود میشه، اما سائورون یا حتی مورگوت همچین قابلیتی رو ندارن و وقتی شمشیر بهشون میخوره، شمشیره سالم و سرحال میمونه... به هرحال جادوپیشه انسان هست و خیلی تفاوت داره با نژاد آینور.
یه چیزی که شاید خیلی ربطی نداشته باشه به بحث تفاوت جسم یک انسان یا الف با جسمی هست که اصولا آینور به خودشون میگیرن. جسمی که انسان ها و الف ها دارن یک چیز آفریده شده به دست ارو هست و خیلی حالت زمینی و وجودی داره، اما جسمی که آینور به خودشون میگیرن، ناشی از قدرت درونیشون هست و با همون قدرت میتونن اون جسم رو تغییر بدن یا اون قدرت رو به کار نگیرن و بدون کالبد حرکت کنن و اگه نگاه کنیم اون کالبدی که آینور دارن بیشتر یک نمود قدرت و امیال درونی هست. حالا وقتی به این قالب زمینی و جسمی در میان، تقریبا اسیر قوانین دنیای اجسام هم میشن و در معرض آسیب، و اگه اون جسم آسیب ببینه یا از بین بره، انگار بخشی از قدرتشون از بین رفته به طور کامل و بسته به نوع قدرتی که برای اون تجسم به کار رفته، ممکنه اتفاقات زیادی بیوفته که در بخش سائورون قضیه خیلی خاص میشه: سائورون وقتی جسمش رو در سقوط نومه نور از دست میده، بخشی از قدرتش بازم از بین میره (سوای اون قسمتی که توی حلقه گذاشته بود) اما هنوز قدرت داره (حلقه رو با خودش از ویرانه های نومه نور حمل میکنه) و بعدا میتونه شکلی به خودش بگیره، اما نه اونطوری که دلش میخواد و توی کتاب هم گفته میشه دیگه نمیتونه اون شکل زیبایی که داشت رو بگیره؛ چرا؟ چون اون قدرت از بین رفته قسمتیش و زمان و کار (جزئیاتش معلوم نیست) می طلبه که بتونه دوباره برای خودش جسمی سرهم کنه... همونطور که توی پرانتز قبلا گفتم سائورون برای ساختن حلقه ی یگانه و تحت کنترل گرفتن باقی حلقه ها، بخش اعظم نیروی وجودیش (بخشی از همون قدرت یا نیرویی که ازش برای شکل گرفتن استفاده میکرده) رو به درون حلقه میریزه و وقتی بدون حلقه باشه، اون قدرت رو کامل نداره و در نتیجه توانایی استفاده از اون قدرت رو برای تجسم نداره و اگه ما حلقه رو مهربانانه از دستش بیرون بیاریم بعد از سقوط نومه نور، همون تکه ی قدرت رو هم ازش گرفتیم و باعث میشیم سائورون جسمش به طور موقت از دست بره (در مورد قبل از سقوط نومه نور نمیدونم میشه همچین نظری رو داد یا نه اما مدرکی وجود نداره پس از کنارش بگذریم). در نهایت هم میدونیم سائورون در انتهای دوران سوم باز هم جسمی برای خودش از باقی مونده های وجودیش خودش و درون حلقه که هنوز باقی مونده (و شاید به کمک حلقه ها دیگه؟) دست و پا میکنه و در آخر ماجراش که حلقه ی یگانه نابود میشه، اون نیرو هم از دست میره و دیگه کلا نمیتونه جسم بگیره (اما کشته/کاملا حذف نمیشه سائورون) و نارسیل شکسته فقط همون کار در آوردن حلقه از دست سائورون رو انجام میده و نه کار بیشتر یا خاص تری...
+ شکست ناپذیری معنی های مختلفی داره، همیشه به معنی بی مرگی نیست. اینجا حلقه قدرت اصلیش اعمال اراده هست و با وجود حلقه سائورون میتونه قدرت بیشتری رو روی موجوداتش اعمال کنه، خادمان جدیدتری رو راحت تر به خدمت بگیره و ابزارهای بهتری داشته باشه و مثلا ارتشی 100برابر بزرگ تر از چیزی که به میناس تیریت حمله کرد رو در زمان سریع تری به دست بیاره و اینطوری شکست ناپذیر بشه، سوای اینکه وقتی حلقه دست خودِ سائورون باشه دیگه جداکردنش تقریبا ممکن نیست و مطمئنا همون اشتباه رو دوباره تکرار نمیکنه سائورون!
و اینکه نارسیلی که ساخته دست دورف هاست قدرتمند تره یا آندوریلی که الف ها دوباره ترمیمش کردن؟
همچین چیزی رو که مشخص مقایسه ای شده باشه نداریم، حتی شمشیرها و سلاح های دو نژاد در مواقع مختلف قابلیت های مختلف دارن و نمیشه در موردش نظری داد...