قوی تر از سائورون

تعداد پست‌ها: 31

سلام به پیشگاه تالکین دوستان.

سائرون مایای آئوله و بعدش در خدمت ملکور بود. و این هر دو والا توی صنعت سر بودن نسبت به بقیه آینور.

سائرون با کمک گرفتن از نیروی مایا بودنش و هم اون همه آموزشای مهمی که از استاداش یادگرفته بود, حلقه ی یگانه رو ساخت تا بر همه ی حلقه های دیگه اعم از الفی و دورفی و حلقه های انسان ها تسلط داشته باشه. و اینکه بخش اعظم نیروش رو توی اون حلقه ی بزرگ جا داد.

دیگه طولانیش نمیکنم. میخوام بگم بعد از "از پرده بیرون افتادن" هویت واقعی سائرون و اشکار شدن هدفی که داشت, آیا والار (بخصوص آئوله) نمیتونستن از شیوه ی خود سائرون برای مبارزه باهاش استفاده کنن؟ یعنی آموزش مایایی که حلقه ای رو بسازه که رو دست حلقه ی سائرون باشه؟ تا علاوه بر کنترل کردن کامل سائرون و تحت شعاع قرار دادن قدرتش , از بقیه ی پلیدی های آینده هم جلوگیری بشه؟

چون اینجوری بنظرم بعد از ملکور و زندانی شد دیگه کمتر کسی میتونست همچین پلیدی های بزرگی رو به پا کنه... آخه بخاطر بقیه ی حلقه ها قدرت تمام نژادها در دست والار قرار میگرفت...

اینجوری آینده ی بهتری برای سرزمین میانه ترتیب داده میشد.

شاید اگه والار همچین کاری میکردند،همون مایار اسیر قدرت بشه.فرض مثال اگه سارامون حلقه ای میساخت(یا براش میساختند) که بر حلقه یگانه اثر داشت و میتونست اونو تحت کنترل خودش دربیاره،سایرون رو بنده ی خودش میکرد و خودش تبدیل به ارباب تاریکی میشد.دوما والار نمیخواستند از شیوه ی خود سایرون باهاش مقابله کنند برای همین ایستاری هارو فرستادند سرزمین میانه.و ما هم دیدیم سارامون به بدی کشیده شد حتی بدون همچین حلقه ای.حالا اگه سارامون همچین حلقه ای داشت که حتی از حلقه ی یگانه قدرتمند تر بود دیگه شانس کمی برای نجات سرزمین میانه بود.

احتمال دیگه اینه که والار میخواستند کاری کنند که فرزندان ارو به خودشون تکیه کنند و کم کم رو پای خودشون بایستند.

متذکر بشم که درستش سارومان هست.... :))

بعدم چرا باید انقدر بدبین باشیم. از 5 تا ایستاری فقط یکیشون تاریک شد...

پس میتونیم اعتماد به مایار رو تضمین کنیم.

این صحبت شما با اساس وجودی والار در تضاده. قرار نبوده که والار بر کسی تسلط داشته باشن و اراده خودشون رو به کسی تحمیل کنن و اونو بنده خودشون بکنن. از طرف دیگه والار پس از قضیه نومه نور تصمیم گرفتن دیگه توی کار انسانها دخالت مستقیم نداشته باشن. حتی همون قضیه دعوت والار از الفها برای اومدن به والینور هم به قول تالکین اشتباه بود و اندوه فراوانی ازش ناشی شد.

بله شما درست میگید درستش سارومان هست.

پ.ن:ولی اگه دقت کنید قدرت زیادی باعث فساد میشه.شما ببین الروند-گالادریل و حتی خود گاندلف که مایا بوداز حلقه ی یگانه استفاده نکردند.گاندلف میگه من میخوام از حلقه به درستی استفاده کنم ولی اون سرانجام اراده اش رو بر من تحمیل خواهد کرد.و اینرو باید در نظر داشت که اعتماد کاملی به مایار نبوده که اینکارو بکنند.سارومان یه زمانی رییس شورا بود و از همه قدرتمندتر بود ولی زمانی که دنبال قدرت بیشتر گشت فاسد شد.در کل میتونیم نتیجه بگیریم قدرت بیشتر خطر بیشتری رو برای فرد ایجاد میکنه و احتمال فاسد شدن فرد رو بالا تر میبره.حتی اگه حلقه ساخته شده(منظور حلقه ای که به مایا داده میشه تا به مقابله با سایرون بپردازه)پلید هم نباشه،از اون میخواهند در راه پلیدی استفاده بشه(به هر حال جنگیدن کار خوبی نیست و الفها از حلقه هاشون برای ساختن استفاده میکردند نه برای جنگیدن).شاید بیلبو چون استفاده از حلقه رو با پلیدی اغاز نکرد تونست در برابر اون مقاومت کنه(اینو گاندلف گفته).

این صحبت شما با اساس وجودی والار در تضاده. قرار نبوده که والار بر کسی تسلط داشته باشن و اراده خودشون رو به کسی تحمیل کنن و اونو بنده خودشون بکنن. از طرف دیگه والار پس از قضیه نومه نور تصمیم گرفتن دیگه توی کار انسانها دخالت مستقیم نداشته باشن. حتی همون قضیه دعوت والار از الفها برای اومدن به والینور هم به قول تالکین اشتباه بود و اندوه فراوانی ازش ناشی شد.

منظوره من کنترل بود نه اختیار به دست گرفتن. اینکه از طریق یه مایا , از بروز یه پلیدی دیگه جلوگیری کنن.مردم اختیار این رو دارن که بدون سرپرستی والار زندگی کنن اما این حق رو هم دارن که از سوی یه تکیه گاه محافظت بشن. همونجور که ما الان حدیث داریم که زمین هیچگاه از حجت خداوند خالی نمیشه... یه هم چین چیزی منظورمه.

اینکه حلقه ای که برای کنترل پلیدی ساخته میشه یه تهدید و مانع برای امثال سائرون باشه...

بله شما درست میگید درستش سارومان هست.

پ.ن:ولی اگه دقت کنید قدرت زیادی باعث فساد میشه.شما ببین الروند-گالادریل و حتی خود گاندلف که مایا بوداز حلقه ی یگانه استفاده نکردند.گاندلف میگه من میخوام از حلقه به درستی استفاده کنم ولی اون سرانجام اراده اش رو بر من تحمیل خواهد کرد.و اینرو باید در نظر داشت که اعتماد کاملی به مایار نبوده که اینکارو بکنند.سارومان یه زمانی رییس شورا بود و از همه قدرتمندتر بود ولی زمانی که دنبال قدرت بیشتر گشت فاسد شد.در کل میتونیم نتیجه بگیریم قدرت بیشتر خطر بیشتری رو برای فرد ایجاد میکنه و احتمال فاسد شدن فرد رو بالا تر میبره.حتی اگه حلقه ساخته شده(منظور حلقه ای که به مایا داده میشه تا به مقابله با سایرون بپردازه)پلید هم نباشه،از اون میخواهند در راه پلیدی استفاده بشه(به هر حال جنگیدن کار خوبی نیست و الفها از حلقه هاشون برای ساختن استفاده میکردند نه برای جنگیدن).شاید بیلبو چون استفاده از حلقه رو با پلیدی اغاز نکرد تونست در برابر اون مقاومت کنه(اینو گاندلف گفته).

گندالف نه گاندلف...(امشب گیرت آوردما!!!) :))

حلقه ی قدرت چون ساخته ی یه دست خوفناک و کثیف بود , خردمندانی مث گلادریل و الروند و ... ازش استفاده نمیکردن. وگرنه در موقع لزوم از حلقه های الفی پاک خودشون بهره میجستن.

من ادل هارن موافقم که حلقه قدرت باعث فساد میشه هرچند که به دست یک خردمند ازش استفاده بشه.در مورد حلقه های الفی ,اون ها که قدرتشون به اندازهی حلقه قدرت که نبوده که بخان ازش بر ضد اون استفاده کنن.

لوبلیا:ولی به هر حال اونا هم از حلقه یگانه تاثیر میگرفتن دیگه.این طور نیس؟ :))

ببینید اگر در جریان بحث تاپیک «والار کمرنگ می شوند» بوده باشید، اونجا داشتیم همین واقعیت رو بحث می کردیم که چرا والار به فرستادن مایار بسنده کرند. با توجه به این که نظر من این بود که سرنوشت مردم سرزمین میانه به خودشون سپرده شد و باقی دلایل، در این بحث هم نظر من همینه. یعنی والار از جمله آئوله نمی خواستند اقدام مستقیمی علیه سائورون بکنند. منطقی هم نیست که مردم سرزمین میانه بشینن و جنگ قدرت ها رو تماشا کنن. والار سائورون رو سه سوت ضربه فنی کنن ببرنش مردم هم هیچ نقشی نداشته باشن! خب طبیعتا باید سرنوشت خودشون رو خودشون رقم بزنن...همینطور که در داستان سرانجام اتفاق افتاد. و دیدیم که یک یک موجود کوچک مثل هابیتی به نام فرودو میتونه قدرت سائوورن مایا رو به چالش بکشه و ماموریتش رو به سرانجام برسونه و اونو شکست بده.

این دلیل این که چرا همچین اتفاقی نیفتاد. حالا آیا این که این اتفاق، یعنی ساختن حلقه ای قدرتمندتر از حلقه یگانه سائورون، اتفاق نیفتاد نمیتونه دلیلی بر ضعف والایی چون آئوله نسبت به سائورون باشه. و بالعکس به نظر من دلیلی بر مهارت خیلی بالای سائورون نیست.

سائورون در ساخت حلقه یگانه (و تمامی کار های دیگه ـش) از قدرت ها و استعداد هاش سوء استفاده می کرد و پلیدی به بار می آورد...

پ.ن

بعدم چه کاریه! بدون ساخت حلقه هم میشد سائورون رو شکست بدن بالاخره یک آینوی با قدرت کمتر از والاره...

از نظر منم این نشون دهنده ی ضعف آئوله یا دیگر والار نیست. یا حتا اینکه سائرون خییییییلی قدرتمنده...

فقط اون موقع که حلقه ی یگانه ساخته شد و کردار زشت سائرون آشکار شد, من اگه تو جمع والار بودم این پیشنهاد رو میدادم و خیلی دوست دارم بدونم که اونا چه جوابی بهم میدن.

خب والار له له ی مردم سرزمین میانه نبودن که هر وقت یه کی اومد گفت من ارباب تاریکی ام اینا بیان بگیرنش!:))

مخصوصا بعد از اون افتضاح نومه نور و غیر قابل دسترس شدن والینورو اینا دیگه تقریبا نمی شد به طور مستقیم بخوان با سائرون بجنگن.امادرباره ساخت حلقه به نظر من والار تو اعصار گذشته به اندازه کافی به مردم سرزمین میانه کمک کرده بودن و از یه جایی به بعد ملت دیگه باید خودشون مستقل بشن وبه اون حد از درک برسن که تاریکی رو از روشنایی تشخیص بدن.یه سوال از شما درم.آیا الف ها وانسان ها بدون کمک والار مشکلی برای شکست سائرون داشتن؟مطمئنا نه.اتفاقا اونا قدرتمند بودن و سایرن ازشون وحشت داشت منتها اشتباهاتی که خودشونکردن باعث شد سائرون تا عصر سوم دوام بیاره.پس میبینیم که پتانسیل شکست نیروی تاریکی همیشه در بین خود فرزندان ایلوواتار وجود داره و والار تنها شرایط خاص کمک می کنن

خب والار له له ی مردم سرزمین میانه نبودن که هر وقت یه کی اومد گفت من ارباب تاریکی ام اینا بیان بگیرنش! :))

مخصوصا بعد از اون افتضاح نومه نور و غیر قابل دسترس شدن والینورو اینا دیگه تقریبا نمی شد به طور مستقیم بخوان با سائرون بجنگن.امادرباره ساخت حلقه به نظر من والار تو اعصار گذشته به اندازه کافی به مردم سرزمین میانه کمک کرده بودن و از یه جایی به بعد ملت دیگه باید خودشون مستقل بشن وبه اون حد از درک برسن که تاریکی رو از روشنایی تشخیص بدن.یه سوال از شما درم.آیا الف ها وانسان ها بدون کمک والار مشکلی برای شکست سائرون داشتن؟مطمئنا نه.اتفاقا اونا قدرتمند بودن و سایرن ازشون وحشت داشت منتها اشتباهاتی که خودشونکردن باعث شد سائرون تا عصر سوم دوام بیاره.پس میبینیم که پتانسیل شکست نیروی تاریکی همیشه در بین خود فرزندان ایلوواتار وجود داره و والار تنها شرایط خاص کمک می کنن

سائرون همیشه از مردم سرزمین میانه قوی تر بود. توی جنگ خشم خود والار دخالت کردن که اونم فرار کرد و توی دوران سوم هم حلقه اش گم شد که دستش تنگ بود...

بحث کلی من سر اینه که وقتی والار مایار رو میفرستن, خب بیان و از روش خود سائرون واسه مغلوب کردنش استفاده کنن. توی پست اول کامل گفتم که منظور من کمک کردن یه مایا هست نه والار.

دوستان کلا همتون با تاپیک "والار کمرنگ میشوند؟" اینو یکی گرفتین.

کلا قاعده طبیعته که اجتماع قدرت باعث فساد میشه

از کجا معلوم که ساخت حلقه باعث ظهور شخصیتی مثل ملکور و سائورون نشه؟

بله مهدی درست میگه وجود حلقه باعث تسلط یک اراده بر شمار زیادی اراده دیگه میشد و این چیزی نبود که والار میخواستن

کلا قاعده طبیعته که اجتماع قدرت باعث فساد میشه

از کجا معلوم که ساخت حلقه باعث ظهور شخصیتی مثل ملکور و سائورون نشه؟

بله مهدی درست میگه وجود حلقه باعث تسلط یک اراده بر شمار زیادی اراده دیگه میشد و این چیزی نبود که والار میخواستن

نه...منظورمو هنوز کسی متوجه نشده... خیلی ام واضح گفتما...

اگه منظورت از این که گفتی با روش خود سائرون,ساختن یه حلقه قدرت مند تره باید بگم که با در نظر گرفتن اینکه حلقه یگانه چون به دست پلید سائرون واینکه سائرون پلیدی خود را در اون قرار داده بود وبه این خاطر حلقه پلید بود میشد که والار(ائوله)باساختن یک حلقه که قطعا از حلقه یگانه نیرومند تر است(چون ساخت ائوله است) سائرون رو خیلی زود تر نابود کنند.ولی اینکه چرا نشد یا به دلیل این بوده که والار دیگه سرنوشت سرزمین میانه براشون مهم نبوده(که فک نکنم)یا اینکه استاد تالکین خواسته داستان رو جذاب تر و زیبا تر بکنه.

فئانور عزیز قطعا دلیلش مهم نبودن سرنوشت سرزمین میانه برای والار نیست...

اما این هم هست که شاید والار میخواستن دست پرورده هاشونو آزمایش کنن و از تلاش اونها برای حفظ زندگی و سرزمینشون , لذت ببرن...

اما این هم هست که شاید والار میخواستن دست پرورده هاشونو آزمایش کنن و از تلاش اونها برای حفظ زندگی و سرزمینشون , لذت ببرن...

فکر نمیکنم والار چنین قصدی داشتند.چون اونها به خوبی میدونستند انسان ها و حتی با کمک الف هایی که به زودی اون هارو ترک میکردند بر قدرت سایرون غلبه کنند و فرستادن ایستاری ها هم به همین علت بود.

ضعف مردمان سرزمین میانه و آماده نبودنشون برای مقابله با چنین قدرت هایی خودش نشون میده که نیاز به کمک در مقابله با سایرون حس میشده.ولی همونطوری که گفتم والار نمیخواستند در امور آمان دخالت مستقیم کنند چون قبلا از این کار صدمه خوردند.حالا اگه والار کسی رو با حلقه ی قدرتمندی به سرزمین میانه میفرستادند طولی نمیکشید که سایرون نابود میشد در این هیچ شکی نیست ولی بعد از مدتی،کم کم و یواش یواش ،مایایی که حلقه داره مزه ی قدرتو حس میکرد و دوباره سایرون جدیدی به وجود میومد و اونموقع بیا و درستش کن.خوب ما حصل کلام اینکه(این عبارتو دیروز سر زنگ ریاضی یاد گرفتم :دی ) والار با دخالت مستقیم در امور سرزمین میانه(منظور با استفاده از حلقه ی قدرته) نه تنها انیس ها رو به خودشون وابسته میکردند بلکه مشکلات بیشتری هم به وجود می امد که تنها والار میتونستند حلش کنند.

توی این تاپیک 3دی مهدی جواب خوبی داده بود که من اینجا نقلش میکنم:

این صحبت شما با اساس وجودی والار در تضاده. قرار نبوده که والار بر کسی تسلط داشته باشن و اراده خودشون رو به کسی تحمیل کنن و اونو بنده خودشون بکنن. از طرف دیگه والار پس از قضیه نومه نور تصمیم گرفتن دیگه توی کار انسانها دخالت مستقیم نداشته باشن. حتی همون قضیه دعوت والار از الفها برای اومدن به والینور هم به قول تالکین اشتباه بود و اندوه فراوانی ازش ناشی شد.

مساله دقیقا عدم تمایل والار برای دخالت در امور سرزمین میانه بود و نهایتا به خاطر سوختن دلشون به حال فرزندان ایلوواتار تصمیم گرفتن پنج قاصد، پنج تا مأمور که همون ایستاری باشن برای کمک به فرزندان ایلوواتار و جلوگیری از قدرت گرفتن دوباره ی سائورون اعزام کنن، که سرنوشت این 5 تا دیگه بر کسی پوشیده نیست...

و اما در مورد اینکه اگر حلقه ای قدرتمندتر ساخته میشد اون هم حاملش رو به فساد میکشید... من هم فکر میکنم همینطور باشه. هرچند که از طرفی شاید بشه استدلال کرد که اون قسمتی از حلقه که فسادآور بود نه قدرتش، بلکه بخشی از روح سائورون بود که توی حلقه به کار رفته بود... یعنی نه صرف قدرت، بلکه منشأ اون قدرت بود که مایه ی تباهی میشد و حتی گندالف جرأت نمیکرد سعی کنه ازش استفاده کنه.

اما همونطور که گفتم من به نظرم صرف قدرت توی حلقه میتونه منبع فساد باشه

سائورون حلقه رو ساخت تا همیشه دستش کنه و ازش استفاده کنه. باهاش فرمانروایی کنه. اینجور قدرتی قطعا فساد میاره.

اما من میگم ساختن یه حلقه ی بزرگتر که طریقه ی استفاده اش مث حلقه های الفی باشه. صرف گرفتن زهرچشم از امثال سائورون. اینو داشته باشن تا کسی جرات کثیف کاری ندشته باشه.

بر فرض اگر این حلقه رو ساختن، حالا بدنش دست کی که ازش استفاده کنه؟؟؟ بعد دادن به کسی و اون هم سائورون رو نابود کرد یا شکست داد یا هر چی... بعد اون حامل حلقه ی جدید میاد حلقه رو تسلیم میکنه؟؟؟ بعید میدونم. یه جورایی تاریخ کل دنیای تالکین و دنیای ما رو هم به عنوان شاهدی بر علیه این موضوع شهادت میدن! :))

امضاتونو گرفتین دم تلسکوپ آردا؟ :))

مهم نیست میدن دست کی . این مایا حتما باید پیش آئوله آموزش ببینه تا بتونه با اون حلقه سائرون رو بکوبونه. یه مایای قدرتمند تر از سائرون.

و بعدشم این حلقه ی جدید میتونه به والینور بره. اونجا فقط جاش امنه. همون آئوله میتونه یه جا توی والینور مراقبش باشه. دیگه نگران ملکور هم نیستن که بیاد بدزدتش.

این که حرف منطقی ای نیست شیرین جان!

شما میگی یه همچین حلقه ای ساخته بشه تا جلوی امثال سائورون رو بگیره؟؟؟؟؟ مگه امثال سائورون چه کار میکنن؟! سوء استفاده از قدرت ها و استعدادهاشون...بر فرض که جلوی سوء استفاده از حلقه های قدرت گرفته بشه! پس فردا آیا نمیان و از راه و شگرد دیگری به مقاصد خودشون برسن؟؟ با یک حلقه واقعا یگانه مرکزی میان و جلوی سوءاستفاده از حلقه های قدرت رو میگیرن (با در اختیار قرار دادن اون ها) حالا آیا سائورون میشینه و نگاه میکنه و از راه دیگه ای وارد نمیشه؟؟

اگر قرار باشه والار هی بیان و مقابله به مثل بکنن با مایایی به نام سائورون که بحث های ما در باره نقش والار در دوران سوم نقض میشه...

هممم... طفلی اداین و الدار دوران اول 600 سال تموم عجز و لابه کردن تا والار یه فکری به حال ملکور بکنن. اینکه چقدر طول میکشید تا اون پروسه رو دوباره تکرار کنن رو به کرم شما و زور سائورون واگذار میکنم!!! :))

ولی خب... کلا معلوم نیست که اون مایا یه ورژن پیشرفته تر و مخوفتر از سائورون میشد یا نمیشد!

اگه یاران حلقه رو مرور کنیم میبینم که فرودو میخواست به گندالف حلقه رو بده ولی گندالف نپذیرفت دلیلش هم یکی از این چند

حالت بود:یا حلقه به اون جواب نمیداد و کارش عبث بود،یا اونم تحت تاثیر نیروی پلید سائورون و نیروی پلید در حلقه قرار میگرفت و یا حلقه به اون جواب میداد و احتمال داشت که به یه دارک لرد تبدیل بشه یا نشه بخاطر همین نپذیرفت

کل قدرت باعث فساده

اولا بنای والار بر دخالت نکردن در سرزمین میانه و یا دخالت محدود و غیر مستقیم بوده (شاید علاقه ای نداشتن و یا شاید میخواستن ساکنان این سرزمین مستقل باشند تا حدودی خودشون بر مشکلات غلبه کنند)

خب کسی یا مایایی با قدرتی بیشتر از سائورون رو اگه در سرزمین میانه رها میکردند مثل این بود گوله ی برفی رو تو آتیش رها کنند و احتمالش زیاد بود که این نیروی جدید خودش گرفتاری ای بزرگتر درست کنه

یا حالتی دیگه اگه ائوله با این کارش به طور غیر مستقیم ارباب انسان ها و الف ها و ساکنین سرزمین میانه میشد به نوعی احتمال حریص شدن خودش و تحت اختیار گرفتن اون فرستاده اش میرفت و حلقه به نزد والار بر نمیگشت

با توجه به اینکه والار فرشته نبودن که اختیار نداشته باشن ،تجربه ملکور هم که مزید بر علت بود

چه کاریه گره ای که با دست باز میشه(اتحاد انسان ها و الف ها یا فرستادن ایستاری ها ) رو با دندون(فرستادن شخصیتی با حلقه ای قدرت تر از حلقه سائورون ویا احتمال خیره سری ائوله) باز کنن؟

احتمال دیگه که شاید مد نظر شیرین بانو باشه اینه که حلقه ای قدرتمند تر از حلقه یگانه میشد و در نزد والار میموند

این کار هم احتمال داشت نتونه کاملا باعث سقوط سائورون بشه

سائورون حالتی مشابه با ولدومورت براش پیش میومد و قدرت حلقه رو از دست میداد ولی کاملا سقوط نمیکرد فقط ضعیف تر میشد(این در مورد زمانیه که جسم فیزیکی داشت سائورون)

دوباره میتونست از طرق دیگه ای خباثتشو عملی کنه

این که حرف منطقی ای نیست شیرین جان!

شما میگی یه همچین حلقه ای ساخته بشه تا جلوی امثال سائورون رو بگیره؟؟؟؟؟ مگه امثال سائورون چه کار میکنن؟! سوء استفاده از قدرت ها و استعدادهاشون...بر فرض که جلوی سوء استفاده از حلقه های قدرت گرفته بشه! پس فردا آیا نمیان و از راه و شگرد دیگری به مقاصد خودشون برسن؟؟ با یک حلقه واقعا یگانه مرکزی میان و جلوی سوءاستفاده از حلقه های قدرت رو میگیرن (با در اختیار قرار دادن اون ها) حالا آیا سائورون میشینه و نگاه میکنه و از راه دیگه ای وارد نمیشه؟؟

اگر قرار باشه والار هی بیان و مقابله به مثل بکنن با مایایی به نام سائورون که بحث های ما در باره نقش والار در دوران سوم نقض میشه...

وقتی یه حلقه بززرگتر ساخته بشه که پلیدی رو کنترل کنه دیگه کسی جرات نمیکنه کار بد کنه.

بعدم من گفتم که سائرون رو نابود کنن.

یا حالتی دیگه اگه ائوله با این کارش به طور غیر مستقیم ارباب انسان ها و الف ها و ساکنین سرزمین میانه میشد به نوعی احتمال حریص شدن خودش و تحت اختیار گرفتن اون فرستاده اش میرفت و حلقه به نزد والار بر نمیگشت

با توجه به اینکه والار فرشته نبودن که اختیار نداشته باشن ،تجربه ملکور هم که مزید بر علت بود.

با این جمله کمی قانع شدم.

وقتی یه حلقه بززرگتر ساخته بشه که پلیدی رو کنترل کنه دیگه کسی جرات نمیکنه کار بد کنه.

بعدم من گفتم که سائرون رو نابود کنن.

چرا نباید کسی جرئت کنه؟مگه سائورون عاقبت ملکور رو دید بازم از کاراش پشیمون شد یا از عاقبت کارش ترسید؟

نمیدونم چرا این ساخت حلقه ای بزرگتر از حلقه سائورون منو یاد کشمکش سیث ها و جدای ها در جنگ های ستاره ای میندازه؟

جدای ها هم به جای تقابل منطقی با سیث ها ،میخواستن کلا اونو به عدم بفرستن

نتیجه کارشون هم این بود که وقتی نیروی زیادی صرف آناکین اسکای واکر کردند و بعد ولش کردند ، آناکین به دامان تاریکی غلطید و تبدیل به دارت ویدر شد

شاید یکی از مضامین قدرتمند و مشترک لوتر و جنگ های ستاره ای اشاره به همین مضرات قدرت طلبی باشه(تالکین هم بخصوص در جاهای مختلفی روش تاکید داشته)

فساد قدرت موقعی عیان میشه که دیگه برای بازگشت خیلی دیره

این همون چیزیه که دارت ویدر به پسرش لوک اسکای واکر گفت:تو از قدرت طرف تاریکی خبر نداری

حتی خردمندان هم نمیتونن همیشه نتیجه و پایان کار رو ببینن

سائورون چه جوری نابود شد ؟ با فداکاری و از خود گذشتگی فرودو، وفاداری سم، عشق آراگورن به مردمش و آزادی سرزمین میانه، شجاعت و امید سپاهی که مقابل دروازه های سیاه جنگیدند و دلیل هایی که هر کدوم از اونها برای شرکت در این جنگ داشتند و ... هزار تا نکته ی مثبت دیگه. قشنگی داستان اینه که سائورون به عنوان بزرگترین نیروی منفی دوران سوم، با این چیز های خوب به زیر کشیده بشه. اگر قرار بود که سائورون با قدرتی عظیم تر از خودش روبرو بشه و ازش شکست بخوره، اون وقت دیگه داستان چه زیبایی برای ما داره ؟

سائورون چه جوری نابود شد ؟ با فداکاری و از خود گذشتگی فرودو، وفاداری سم، عشق آراگورن به مردمش و آزادی سرزمین میانه، شجاعت و امید سپاهی که مقابل دروازه های سیاه جنگیدند و دلیل هایی که هر کدوم از اونها برای شرکت در این جنگ داشتند و ... هزار تا نکته ی مثبت دیگه. قشنگی داستان اینه که سائورون به عنوان بزرگترین نیروی منفی دوران سوم، با این چیز های خوب به زیر کشیده بشه. اگر قرار بود که سائورون با قدرتی عظیم تر از خودش روبرو بشه و ازش شکست بخوره، اون وقت دیگه داستان چه زیبایی برای ما داره ؟

کاملا با این پست موافقم.

اما ساختن یه حلقه ی بزرگتر یه پیشنهاده که اگه من تو حلقه ی والار بودم حتما مطرحش میکردم و میخواستم که جوابامو بشنوم. حالا اعضای محترم نقش والار رو تو این تاپیک دارن. :))

خب منم نظرمو بگم :دیــ

ما میدونیم والار دیگه مستقیم توی سرزمین میانه دخالت نمیکنن و فقط کارهایی مثل فرستادن 5ایستاری یا آخر کار اون باد توسط مانوه و ...

والار باز هم نمیخواستن قدرتی بر انسان ها وارد کنن دیگه، همون یک محدودیتی که ایجاد کردن، آخرش به سقوط نومه نور انجامید رو هممون میدونیم! حالا اگه برن یه حلقه رو بسازن، بعد یکی حاضر بشه قسمتی از روحشو در اون بریزه کار ساده ای نیست. و اینم میدونیم حداکثر قدرت حلقه ها بدون نیروی وجودی سائورون میشه 3حلقه ی الفی که کاربردی به مراتب متفاوت دارن تا حلقه ی اعظم

تازه موارد سقوط شخصیت حمل کننده ی اون حلقه هم میمونه که دوستان گفتن...

اما تمام حرف های بالام بر این اساس بود که بتونن حلقه رو بسازن! از کجا میدونیم میتونن؟

چرا فقط و فقط فئانور تونست 3سیلماریل رو بسازه؟ چرا یاوانا نتونست درخت رو دوباره بسازه؟ چون قدرت والار بی نهایت نیست، مطلق نیست، که هرکاری رو انجام بدن...

از نظر من نمیتونستن حلقه رو بسازن، مثلا کورونیر با اون همه تلاشی که کرد بازم نتونست تمام دانش از دست رفته ی حلقه رو بازیابی کنه و یه حلقه با قدرتی قابل توجه بسازه

خب دوستان بعد از نظرات اعضای محترم من دیگه جوابمو گرفتم.

اینکه هر کار بزرگی توی دنیا فقط یه بار امکان انجامش هست و اگه از دست بره دیگه هرگز برگشتنی و جبران پذیر نیست. اینکه حتا اگه حلقه ساخته میشد باعث تحلیل یه روح دیگه میشه....

ساختن یه حلقه ی بزرگتر نیازمند صرف یه ابر نیرو هست برای کنترل کل آردا... و اینکه پلیدی ها رو هیچوقت نمیشه کاملا نابود کرد...

دروغ های ملکور, بذری است که نمی میرد و نابود نمی شود و پیوسته و از نو,جوانه می زند و ثمره ی پلیدش تا به روز بازپسین به بار می نشیند.

اما من ازین همه بحث به یه نتیجه ی خیلی عظیم تری رسیدم. اینکه اعجاز دست استاد تالکین بزرگ ,چقدر میتونه زیاد باشه که هرگز نمیتونیم کمبود و اشکالی رو در دنیاش حس کنیم... از هر راهی که بریم باز میرسیم به اونجایی که خودش نوشته... اینکه چقدر این مرد میتونه توانا باشه...

روحش شاد... :))

بله شما درست میگید درستش سارومان هست.

پ.ن:ولی اگه دقت کنید قدرت زیادی باعث فساد میشه.شما ببین الروند-گالادریل و حتی خود گاندلف که مایا بوداز حلقه ی یگانه استفاده نکردند.گاندلف میگه من میخوام از حلقه به درستی استفاده کنم ولی اون سرانجام اراده اش رو بر من تحمیل خواهد کرد.و اینرو باید در نظر داشت که اعتماد کاملی به مایار نبوده که اینکارو بکنند.سارومان یه زمانی رییس شورا بود و از همه قدرتمندتر بود ولی زمانی که دنبال قدرت بیشتر گشت فاسد شد.در کل میتونیم نتیجه بگیریم قدرت بیشتر خطر بیشتری رو برای فرد ایجاد میکنه و احتمال فاسد شدن فرد رو بالا تر میبره.حتی اگه حلقه ساخته شده(منظور حلقه ای که به مایا داده میشه تا به مقابله با سایرون بپردازه)پلید هم نباشه،از اون میخواهند در راه پلیدی استفاده بشه(به هر حال جنگیدن کار خوبی نیست و الفها از حلقه هاشون برای ساختن استفاده میکردند نه برای جنگیدن).شاید بیلبو چون استفاده از حلقه رو با پلیدی اغاز نکرد تونست در برابر اون مقاومت کنه(اینو گاندلف گفته).

به قول لرد آکتون:power corrupts....absolute power corrupts absolutely