یه لحظه فکر کردم دارم تک و تنها با همه بحث میکنم اما بعدش امیدوار شدم :))
درسه که هردو این ها باعث ایجاد پلیدی هایی شدن اما به نظرم خیلی تفاوته!
چیزی که افرادو به طرف حلقه و تملک اون می کشید قدرت طلبی بود بیشتر اما چیزی که اونارو به طرف سیلماریلی می کشوند بیشتر واسه زیبایی اون ها بود
در مورد زیبایی یا قدرت طلبی خالی مخالفم
فراموش نکنیم که حلقه ی یگانه رو هم زیباییش جلب نظر میکرد. کسانی که اولین بار اونو میدیدن و خبر از چیستیِ اون نداشتند شیفته ی زیباییش میشدند.
تو اولی از همون اول کار پلید بود اما تو سیلماریلا نه
چیزی که بیشتر سبب ایجاد پلیدی میشه تو حلقه خود حلقه و قدرت سائورونه اما واسه سیلماریل ها پلیدشدن دل الدار و انسان هاست همون پلیدی که هی جوانه میزنه! :((
سیلماریل ها هیچ پلید نیستن ... اما کارایی که الدار انجام دادن پلیدی به بار آوردن
اینکه بگیم سیلماریل ها پلید بودن هیچ درس نیس
حلقه ذاتا پلیده.این پلیدی بیشتر از نتایجشه! نتایج پلیدی حلقه خیلی خیلی کمتر از سیلماریل هاست . اما خودش نه
حلقرو سائورون ساخت تا باهاش به حلقه های دیگه غالب بیاد اونا و هرکی که حلقه های دیگرو به دست می کرد تحت سلطه خودش داشته باشه . برا همین هر اتفاقی هم بی افته حلقه پلیده . برای هدف پلیدیه و قدرت تاریکی داره
اما سیلماریل ها اصلا اینجوری نیستن .. اونا زیبان و واسه زیبایی به وجود اومدن ... حالا الدار و انسان ها اون قدر پست میشن که طمع زیبایی خونشون میره بالا تقصیر سیلماریل و تقدس و واردا نیس!
خب این تازه قضیه رو بدتر میکنه! حلقه برای افزایش قدرت حکمرانی ساخته شده بود، اما سیلماریل ها... با این وجود مشکلاتی که سیلماریل ها به وجود آوردن خیلی بیشتر بود تا حلقه ی یگانه!
حلقه ی سائورون (که اراده ی سائورون روی اون نیست اونقدر و حلقه ی قدرت از خودش اراده داره، مثل یک موجود زنده ی جداگانه) هم هیچ پلیدی رو میتونست به وجود نیاره اگه دل و فکر اون انسان ها، الدار، آینور و غیره بهش معطوف نمیشد و نمیخواستن ازش استفاده کنن. توی هردوتا چیزهایی مشترکه که یکیشون دل اون افراد هست...
این قسمت سیلماریل ها پلید نیستن فقط یه عنوانه، سوال تاپیک چیز دیگریست :وی
نتایج پلیدی رو مقایسه کنیم بهت اطمینان میدم سیلماریل ها با اختلاف زیادی از حلقه ی یگانه میبره
در مورد کاربرد حلقه موافقم، اما اگه اون افرادی که حلقه ی یگانه رو داشتن تسلیم وسوسه اش نمیشدن (مثل خیلی از وقت های که وسوسه بود اما باهاش مقابله شد، چه در فرودو، چه سم، چه آراگورن و...) بازم همون به قول شما پستی (که البته من این واژه رو دوست ندارم برای این به کار ببرم و علتش بحث دیگه ای رو میطلبه که جاش اینجا نیست به نظرم)
اول اینکه حلقه ی قدرت زاده ی نیروی اراده ی سائرونه یعنی بخش اعظم قدرت سائرون درون حلقس ، یعنی به وجود سائرون وابستس پس اراده ی سائرون همون ازاده ی حلقست ...
بهتره به جای قدرت بگیم وجود، چون حلقه ی قدرت اونقدر وابسته ی سائورون نیست که به خواسته اش (خواسته ی خودِ حلقه) برای حکمرانی بر همه. اراده ی سائورون با اراده ی حلقه تفاوت داره. درسته در بیشتر داستان اراده ی حلقه و سائورون موازی هم هستن اما صرفا به این علت هست که هر دو یک خواسته رو دارن...
سیلماریل ها هم قدرت ِ نور دو درخت در قالب الماس گونه ، نور دو درخت مثل موجودی زنده ، زندگی بخشه و قدرتی فرا تر از حلقه ی قدرت داره
این موضوع که الوه عزیز میگن چرا سیلماریل ها که جنگ و ویرانی های بسیاری رو در پی خواستن اون توسط افراد مختلف در بر داشته رو یک جسم قدسی میدونیم ؟
چون جواب در قدرت اونه
سیلماریل ها هم مثل یه عنصر خیلی خاص انرژی بخش بودن ، طراوت و سرزندگی میبخشیدن ، عملکردشون مثل یه موجود زنده بودن انگار روحی تقدیس شده در قالب نور باشن
دستی از ماورا پس طبیعیه چنین اثری ( بهتره به جای جسم بگیر اثر ) دارای قدرتی فرای حلقه باشه
قدرتی که زندگی میبخشه طبیعتا تاریک نیست !
درسته، قدرت سیلماریل ها فراتر از حلقه هست از بعضی جهات...
نور دو درخت انرژی، طراوت و سرزندگی می بخشه و سیلماریل ها هم به خاطر داشتن نور اون ها خاصیتی تقریبا مشابه دارن، اما این خاصیت برای نامیرایان هست و نه میرایان، تازه اونم نه به طور کامل! برای میرایان نور دو درخت چیزی جز پژمردگی نداره (مثلا قضیه ی لوتین)، برای ناکامل بودنش هم همین نور دو درخت و قدرت سرزمین قدسی نمیتونه میریل رو نجات بده و اونقدر توان زندگی بخشیدن نداره و اونقدر کامل نیست که باید باشه و بگذریم زیادی منحرف شدم!
مقایسه ی حلقه و سیلماریل بی انصافیه حلقه ساخته ی دست یکی از مایار و سیلماریل محصول چند عملکرد ( نورِ دو درخت یاوانا ، هنر ِ دست فئانور ) مختلفه.!
بخشی از هنر ساخت حلقه های قدرت از الدار میاد، اما مبنای اون اول دانش یک آینو [سائورون] هست، شباهتش با سیلماریل ساخته شده توسط یک الدار و مبنای دانش یک آینو [یاوانا] (که حالا اینجا این آینو قدرتمند تر هست نسبت به اون آینو قبلی) مشخص نیست؟
اگر بگی ذات بی تاثیره من قویا مخالفم. اگر هم بگی از نتیجه ای که پیش میاد و از ارتباطاتی که به وجود میارن میشه به قطع فهمید که فلان چیز پلیده یا نه من بازم مخالفم!
الان خودت داری حرفتو نقض میکنی میگی نیت و اراده و به قول مونت رسالت سیلماریلی با حلقه یگانه متفاوته بعد از ارتباطاتی که به وجود میارن نتیجه میگیری که سیلماریلی پلید هستند؟! نمیشه که...
من میگم در ارتباطاتی که به وجود میارن و سرانجام یک عمل که به قول تو با نیت خیر شروع شدن اما تهشون بد از آب دراومده خیلی عوامل درگیر هستند یکیش ذات افراد! پس این ربطی به سیلماریلی نداره...اما نمیشه گفت در مرگ ایسیلدور ذات ایسیلدور تاثیر گذار بوده و ذات حلقه یگانه نه! پس حلقه یگانه این وسط مقصره و پلیده اما بازم میگم اینو نمیشه درباره سیلماریلی گفت نمونش کشتار آلکوئالونده آیا میخوای بگی این کشتار متاثر از پلیدی سیلماریلیه؟!!
ذات بی تاثیر که نیست 100% اما همین ذات هم باعث نمیشه به درستی یا نادرستی چیزی اطمینان پیدا کنیم، مگه اینکه توی عمل ببینیمش ... خب این به تعریف پلیدی برمیگرده، من منظورم دقیقا از پلیدی، تاریکی نیست، بیشتر منظورم سوال آخر تاپیکم هست تا عنوان تاپیک. اما اگه بخوایم منظورم رو از پلیدی، تاریکی مطلق بدونیم، شاید با یه تقریب خوبی (اونم نه 100% به نظرم) بشه گفت ملکور تنها نمونه ی تاریکی مطلق دونست، اون وقت باهات موافقم و درست میگی کاملا...
پلان تیر ها برای ارتباط با دیگران و برای مقاصد خوبی ساخته شده بودن، اما وقتی سائورون همچین استفاده ای ازشون میکنه، یک شی پلید و ترسناک شناخته میشن. الف ها پلید نیستن، اما اورک هایی که ار اون ها به وجود اومدن چی؟ میتونیم بگیم چون ذات اولیه ی اون ها الف بوده، اورک ها دیگه پلید نیستن؟ این اعمال و رفتار و کاربرد ها و موارد اینچنینی هستن که پلید بودن یا نبودن یک شخص، شی یا چیزی رو مشخص میکنن از نظر من (به نظرم اینجا معنی پلید مشخص تر باشه)
کشتار آلکوئالونده مسببش قدرت سیلماریل ها هست، اون علاقه ی نادرستی که به وجود میارن. حالا این قدرت اینحا باعث مشکلات و کشتارها و به قولی پلیدی هایی شده که حالا باید به این قدرت چی بگیم؟ بگیم قدرت قدسی و خوب؟ بحث من اینجاست بیشتر...
*** واسه این قسمت میخوام یه چیز اساسی تر رو بنویسم و همه ی دوستان بخونن به نظرم بد نباشه. امیدوار بودم کسی زودتر بهش اشاره کنه...
اینجوری نمیشه کلی گفت بله هر دو حاوی قدرت آینور بودند اما سائورون با واردا یا یاوانا یکی میکنی؟! ذات این دو جبهه رو با هم یکی میکنی؟! هر دو قدرتمندند در این کسی شکی نداره اما جنس قدرتشون فرق میکنه الوه جان...
یکمی مقایسه کردم بالاتر برای جواب الروس؛ اما اینطوری که میگی مقایسه نمیکنم، حتی نمیگم ذات و هدف اولیه ی ساخت یکی بوده، ولی جدای این تفاوت داشتن، جدای این ذات، جدای این هدف اولیه، نتیجه یکیه! چرا؟ چون فقط میشه گفت بالاترین حد Perfection چیزی جز نابودی و به وجود آوردن پلیدی (هرچند ناخواسته) نیست.
دو درخت که بالاترین حد آفرینش یاوانا هستن، وقتی اونگولیانت از ریشه های اون تغذیه میکنه، اونقدر دهشتناک میشه که تولکاس، اورومه و دیگر مردمان والار از دنبال کردن اون باز میمونن و ازش شکست میخورن. ملکور، قدرتمندترین آینور در برابرش توان مقاومت نداره
سیلماریل ها، آخرین حد توان فئانور، باعث به وجود اومدن مشکلاتی میشه که همه ازش خبر داریم
حلقه ی یگانه، قدرتمندترین و کامل ترین حلقه ها در دانش حلقه سازی، به یک چیز شیطانی و با قدرتی غیرقابل تصور تبدیل میشه
بعضی مثال های غیرمستقیم تر هم میتونم بزنم یا میتونید پیدا کنید با یکم گشتن توی کتاب
علاقه به سیلماریلی بی رحمی میاره...
منظورت فرزندان فئانوره؟!
چندین جا در سیل استاد اشاره میکنه که فرزندان فئانور هم غرور، سرکشی و تکبر پدر رو به ارث بردند و زیر سایه سوگندی که خوردند رفتار می کنند پس باز هم از این پلیدی سیلماریلی نتیجه نمیشه. بلکه ذات افراد و سایه تقدیر اینجا داره خودشو نشون میده.
اما ذات بیلبو؟! خبیث بود؟! بی رحم بود؟! ببین نگه داشتن حلقه و اراده حلقه به کجا میکشونش؟! تازه این ها هابیت هستند که مقاومت بیشتری نشون دادن چه برسه به ایسیلدور!
گالادریل میگه در صورت داشتن حلقه به جای فرمانروای تاریکی ملکه ای هولناک خواهید داشت یا گندالف که قبول نمیکنه و از کارهایی که ممکنه انجام بده به خاطر قدرت و وسوسه حلقه میترسه. اینه ذات حلقه!
فرزندان فئانور در راس اون قرار دارن اما منظورم دورف ها و قضیه ی نائوگلامیر هم هست، تین گول هم هست، ملکور هم هست...
درسته مقداری که ذات افراد در وسوسه شدن برای حلقه با مقداری که ذات افراد برای وسوسه شدن برای سیلماریل ها متفاوته و حلقه به خاطر قدرت وسوسه کردن مستقیمش جایگاه بالاتری داره، اما سیلماریل هم از این تقصیر داشتن و استفاده از ذات افراد منزه نیست...
البته این قسمت بیلبو رو متوجه نشدم :دیــ
بله، اینه ذات حلقه و درش هم شکی نیست، اما مگه این ذات سیلماریل ها هست؟ نه! اما سیلماریل ها قضایایی رو به وجود میارن که حلقه رو رو سفید میکنن...
همه سیلماریلی رو میخواستند! چرا؟! چون زیبا بودند آیا قدرت جادویی خاصی داشت؟! نه! پس حتی جنس وسوسه هم فرق داره مثل الان که هر کسی آرزوی لامبورگینی داره چون خوشگل و سرعتیه! :دی
اما حلقه یگانه؟! با داشتنش آدم احساس قدرت میکنه! تو رو از دید دیگران مخفی میکنه و همین باعث میشه مزیتی نسبت به دیگران احساس کنی و هر کار دلت میخواد بکنی و کم کم قساوت قلب پیدا کنی رجوع کن به داستان اسمیگل. اینم مثال نقض من!
اگه قدرت جادویی خاصی نداشتن، اینقدر علاقه رو ایجاد نمیکردن که حتی ملکور که از نور های یاوانا متنفر بود به اون ها حرص بورزه و بخواد اون هارو داشته باشه! قدرت سیلماریل ها خیلی قدرتمندتر و هولناک تره... (آقا من به BMW هم راضی ام، لامبورگینی نخواستیم :وی)
در مورد سیلماریل به خاطر داشتن نور دو درخت میتونم بگم اون هم باعث ایجاد احساس قدرت میشد (توی نبرد اول نولدور توان بالایی دارن نسبت به اون ارتش بزرگ تر اورک ها که اون برگرفته از چیه؟ نور دو درخت!) در مورد مخفی کردن هم به این خاطر بود که سمه آگول و بیلبو و فرودو و سم و ایسیلدور قدرت استفاده از اون رو نداشتن، نه مثل سائورون یا گندالف یا گالادریل. حلقه به اون 4هابیت و 1انسان قدرتی رو میداد که بیشتر از هرچیزی میخواستن، نه اینکه ویژگی مخصوص و یگانه ی حلقه باشه که بتونه نامرئی کنه و کار دیگه ای نداشته باشه...
تیکه ی آخر رو هم کاملا موافقم، فقط نمیدونم مثال نقضش کجاست...
قضیه دوریات و تین گول باز هم مربوط به ذات افراده. دقت کنید در جملاتی که استاد به کار میبره. هیچوقت نگفته سیلماریلی میخواست که اینجوری بشه یا سیلماریلی وادارش کردند تا این کارو بکنه سیلماریلی اینجا هیچ نقضی نداشتند جز برانگیختن حسادت و شهوت افراد.
اما در مورد حلقه؟! این اراده و قدرت خبیث و پلید درون حلقه هست که اوضاع رو پیش میبره...
این قسمت به همون تفاوت داشتن و یکی بودن نتیجه برمیگرده از نظر من که بالاتر توضیح دادم و امیدوارمم منظورم رو رسونده باشم
بله این ها یی که فرمودین درسته. برای همین پرسیدم که منظور جمله ای که نقل قول کردم چیه.
منظور خاصی نداره جز همونی که نوشتم، این نوشته برای حلقه هایی هست که سائورون لمسشون کرده. وگرنه توی یه جای همون پست نوشتم که قدرت سه حلقه ی مهین الفی چه تفاوتی داشت
الوه:
در مورد نقل قول اول: :( ...! بله. به نکته ی خوبی اشاره کردی اما با این وجود من بازم فکر نمیکنم سیلماریل ها رسالت منفی داشتند یا برای ادای یک مسئولیت خبیثانه ساخته شده باشن. حداقل قید خبیثانه نمیشه برای علت وجودشون گذاشت.
اگه اون توضیح بالاتر واست جواب نداد بگو یه فکری کنم یا تسلیم بشم :پی
ضمنا بازم نمیشه به علت اینکه دستان سائورون به سه حلقه ی پاک الفی آغشته نشده، حلقه ی یگانه رو ابزار خیانتگری ندونست. چون که به هرحال حلقه ی یگانه برای اون شونزده حلقه ی دیگه یک ابزار خیانتگری بود پس بنابراین حلقه ابزار خیانتگری هست. ضمنا خوندن افکار حاملان اون سه حلقه تقریبا یک خیانته چون سائورون قبل از اجرای اینکار به در دوستی با الف ها وارد شده بود. ضمنا حلقه چیزی نبود جز قدرت سائورون. همون که خودت گفتی.
من اگه گفتم حلقه ابزار خیانتگری نیست حرفم رو پس میگیرم! اما مطمئنم همچین چیزی رو نگفتم :دیــ بقیه رو هم متوجه نشدم
نقل قول آخرم: نفهمیدم چی گفتی! :دی. ;))
شکسته شدن سیلماریل ها و استفاده از اون ها (کلا پیشگویی ماندوس و داگور داگورات) توی سیلماریلیون نیست، برای همین گفتم کاری بهش نداشته باشیم فعلا تا اینکه اگه بحث به اونجا کشیده شد سراغش بریم