این قضیه ی آپوپیس و مهن خیلی شگفت انگیز بود! ولی شخصا فکر می کنم کاوش در اساطیر مصری راه دور رفتنه، چون خیلی خاص هستن و شباهت مفاهیمشون با سایر ملل اندکه.
من مختصر سرچی انجام دادم در این زمینه. بحثی که به نتیجه رسیده باشه به چشمم نخورد. ولی یه جا این نظر رو دیدم- که احتمالا خودتونم دیده باشین- بنده خدا رو زیاد تحویل نگرفتن البته:دی. از کتابی به نام حلقه ی جادو اثرفردريك دولاموت فوكه، نویسنده ی آلمانی نام می بره و حلقه ی مشابهی که توی اون کتاب هست:
https://www.reddit.com/r/lotr/comments/19s2rt/and_yet_he_bore_a_strange_ring_two_serpents_with/c8r6fvy
لینک کتاب در گوگل بوکز:
Magic ring
Two serpents of the purest gold were intertwined with each other, on whose heads were crowns of rubies; on the circle were engraved characters such as Otto could not read; but he remembered having seen such before on very old weapons in his father''s armoury. He knew also, that they were called Runic letters, and had their origin in distant countries of the north. Over and between the serpents' crowns was a bright green stone, which in colour might be compared to the waters of the Danube, but Gabrielle said that its hues were exactly like those of the sea
دو مار از زر ناب در هم تنیده بودند، بر سرهایشان تاج هایی از یاقوت قرار داشت. حروفی بر دایره حک شده بود که اوتو(قهرمان داستان) نمی توانست بخواند، اما به یاد می آورد که مانند آن ها را پیش از این، بر اسلحه های بسیار قدیمی زرادخانه ی پدرش دیده است. همچنین می دانست که آن ها حروف رونی نام دارند. و خاستگاهشان سرزمین های دور شمالی است. در میان تاج ها ی دو مار، بر فرازشان سنگ سبز روشنی نشسته بود که رنگش را می شد با آب های رود دانوب مقایسه کرد، اما گابریل(کسی که خودش رو مالک حلقه می دونه) گفت که رنگمایه ی آن کاملا چون دریاست.
نگارنده ی اون کامنت از تأثیر این کتاب بر تالکین مطمئن نیست، ولی یه سری از منابع اشاره می کنن که این نویسنده و به طور خاص این کتاب بر کار تالکین تأثیر گذاشته:( مثلا این مصاحبه از ویراستار انگلیسی کتاب، مث که تالکین شناسم هست، البته یه کم تبلیغاتی صحبت کرده اما خالی از حقیقت هم به نظر نمی یاد حرفاش)
http://www.revolutionsf.com/article.php?id=3246
ترجمه مصاحبه: واژگان سحرآمیز.pdf
درسته که این دقیقا همون حلقه ی باراهیر نیست، ولی ایده گرفتن از این کتاب محتمل تر از افسانه های مصره یا چیزایی که خودم قبلا گفتم یا بعدا میگم:دی. به نظرم در اصل حلقه ی جادو در کتاب تالکین به سه عنصر تجزیه شده:1. یک حلقه ی طلای ساده با حروف رونی که قدرت جادویی داره.(حلقه یگانه)
2. یک حلقه با طرحی عجیب که توصیف دقیقش در حالی که حتی شکل سه و هفت و نُه حلقه مبهمه، جالب توجه به نظر می یاد. حلقه ای که جادویی نیست، اما بار نمادین داره، شاید کهن ترین میراث باقی مونده در سرزمین میانه باشه، نماد دوستی بین نژاد هاست. همچین نمادی هیچ بعید نیست که یک عنصر فراداستانی باشه، یادگاری از گذشته، بازمانده ای از یک منبع الهام. حلقه ی جادویی که برای ادامه ی حیات، ازش جادوزدایی شده و ظاهرش با اندکی تغییر حفظ شده تا نقش یک نماد رو ایفا کنه.(حلقه باراهیر)
3.سومین عنصر، به گمان من، جواهر سبز یا گوهر الفیه: اله سار. این جواهر که نمونه ی کوچیکش توی حلقه ی جادو بین تاج های مارها قرار داره، و رنگ سبز آبی دریا رو به ذهن می یاره.( البته احتمالش ضعیف تر از دو تای دیگه س ولی وقتی توصیف رو می خوندم به ذهنم متبادر!! شد.)
اگه این حدسا درست باشه، دیگه نظر فینارفین و دلیل انتخابش چندان مهم نیس:دی البته وقتی دو تا مار داریم که یه تحرکاتی انجام می دن، حتما سناریویی پشتش هست و همچنان ایده ای ندارم، مار دوقلو(سوزنم گیر کرده الان:دی) نشونه ی دو پسر و دو برادر هم هست در اساطیر برخی ملل. که دست بر قضا یه جورایی هم به آفرینش ربط دارن.(چند صفحه از این لینکه)
Twin serpents
ولی کسی اختلاف خانوادگیش رو نمی یاد نشان خاندان کنه، اگه مجبور به انتخاب باشیم برادر مدافع می تونه مانوه باشه و مهاجم ملکور(یا شاید کسایی که من نمی دونم)....
راستی اکثرمون یه جوری صحبت کردیم انگار انگشتر مال فینارفینه یا به دستور اون ساخته شده. این دقیق جایی اومده؟ چون انگشتره مال خود فین روده، فقط نشان خاندان فینارفینه. یعنی محتمله خود فین رود داده باشه بسازن. توی کتاب گفته بود که مال باباش بوده؟!
هوم!