در در 7/1/2017 at 3:17 AM، Eruyeganeh گفته است :
.با سلام به تمام آردایی ها
تصمیم گرفتم چند پاراگراف دیگه و ادامه بانو آرون رو ترجمه کنم و توی سایت قرار بدم .
-------------
... در حال حاضر خوشبختی دایرون و تینوویل بود که از کاخ غارنشین تینولینت پدرشان دور شوند و هم زمان در میان درختان صرف مدت زیادی کنند . اغلب دائرون بر روی یک تپه یا ریشه درخت نشسته و موسیقی را در حالی که تینووییل رقصید، و وقتی که او به بازی دایرون رقصید، بیشتر او را ملکه رقم زده بود، بیشتر از تینانگ گنجانده شده بود و ماه را نمی دید چنین لختی صرفا در باغ های گل رز والینور که نسا در چمن های سبز بدون سرخ کردن رقص می کند، صرف نظر می کند. حتی در شب هنگامی که ماه خیره شد، هنوز هم آنها بازی می کنند و رقص می کنند و به اندازه ای که باید آنها نترسیده اند , زیرا قاعده و قانون تینولیت و ملکه اش ملیان برگذار شده شیطان جنگل و مشکل ملکو آنها را سختی وا داشته ، و مردان فراتر از تپه ها بودند
سلام.
با توجه به علاقتون به این کار نمیخوام ذوقتون رو کور کنم اما برای خودتون فکر می کنم واقعیت رو بهتون بگم بهتره مخصوصا که با توجه به استقبال نشدن از ترجمه تون فکر کنم خودتون هم متوجه اید.
من مطمئن نیستم که شما دقیقا چطوری ترجمه کردین و چقدر وقت گذاشتین و یا حتی خودتون این متن رو که ترجمه کردین دوباره خوندین یا نه.
اما این چیزی که اینجاس هیچ معنی ای نمیده و کوچکترین قوائد دستور زبان فارسی حتی توش رعایت نشده و شما اگه سعی کنید می تونین بهتر از این جمله بندی ها رو مرتب کنید.
به نظرم میاد اینجا فقط تو گوگل ترنسلیتی جایی متن رو گذاشتین و اصلا حتی وقت نذاشتین قابل خوندنش کنید و این به نظرم یه کم بی احترامی به کسانیه که حتی با وجود خوب نبودن در
ترجمه اینجا وقت می ذارن و سعی می کنن حدااقل متن قابل خوندنی در بیارن...
امیدوارم دفعه بعد حدااقل یه دستی به کارتون بکشید که خودتون هم متوجه بشین متن رو.
ممنون
و حال ادامه متن من از کتاب :
----------------------------------------------------------------------------------------------
...اینک سعادت دایرون و تینوویل در دور گشتن از دخمه های قصر پدرشان تینوه-لینت بود, و با همديگر زمانی مدید را به میان درختان سپری نمودن. آنجا اغلب دایرون بر روی پشته ای از چمن یا ریشه درختی می نشست و آهنگ می ساخت, در حالی که تینوویل به نواي آن رقص خود آغاز می نمود.
و آنگه که تینوویل همگام با نواختن دایرون می رقصید، ظرافت اش بسي ورای گوئندلینگ بود, و جادویی تر از تینفانگ واربل به زیر ماه, و هيچكس ندیده چنین خوشنوایی را مگر در باغ های گل رز والینور آن جا که نسا بر روی چمن های همواره سبز می رقصد. حتی به هنگام شب نیز, آنگه که درخشش ماه رنگ ميباخت, آن دو به نواختن و رقص مشغول بودند, و هنوز ایشان را هراسي نبود, نه آن چنان كه مرا بايد. چرا که فرمانروایی تینوه-لینت و گوئندلینگ اهریمن را ورای بیشه ها نگه می داشت, و هنوز ملکور آن چنان مایه آزارشان نبود, و آدمیان در ورای تپه ها محدود گشته بودند...
*گوئندلینگ: ملیان
*تینوه لینت: الو تینگول
*تینفانگ واربل: به نظر میاد مردی خنیاگر و نیمه پری (مایایی از مردمان یاوانا) و نیمه الف بود. و هنر او در نواختن فلوت بود که در زیبایی به جادو شهره بود.
----------------------------------------------------------------------------------------------
برام جالبه که از همون اولین متونی که تالکین نوشت, والار و مایار بودند. یعنی از قبل از نوشتن برن و لوتین به شکل بندی تقریبا جامعی از چیزی که میخواد بنویسه و شخصیت هاش داشت.
یک نکته اینه که ما یه شخصیت داریم که بعد ها حذف شد و اون هم مردی نیمه الف و نیمه مایار بود. یاوانا هم اون زمان بود اما به اسم دیگری شناخته می شد. و الف ها تو داستان هاشون برای هم از او می گفتن و کودکان الفی اونو به اسم تینفانگ واربل می شناختن. این داستان توی cottage of lost play از زبان الفی به نام وایره گفته می شه.
اسم او به معنی "ریش ستاره ای" هستش و به نظر میاد یکی از معدود الف های سرزمین میانه است که ریش داشت.
نکته جالبی که اینجا می بینیم اینه که تالکین به زبان روایت کننده مستقیما حرف زده و "من" رو اورده. این طرز نوشتن رو بعدها توی بقیه کتابهاش نمی بینیم.
تا بعد.